ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۲۱ تا ۲٬۰۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۲۰۲۱.

تدوین مدل مفهومی و ساخت ابزاری برای سنجش آگاهی معلمان از ارزشیابی تکوینی: یک مطالعه آمیخته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف: تدوین مدل مفهومی، ساخت ابزار سنجش آگاهی معلمان از ارزشیابی تکوینی، روایی و اعتبارسنجی ابزار روش پژوهش: روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی یافته ها: تبیین جدید و کاربرد طبقه بندی مارزانو و کندال از اهداف آموزشی برای ارزشیابی تکوینی، مؤلفه های مدل مفهومی ارزشیابی تکوینی عبارت اند از: ارائه دانش، سیستم شناختی (بازیابی، درک مطلب، تحلیل، بهره برداری از دانش)، فراشناخت، تفکر نظام شخصی، راهبردهای ارزشیابی تکوینی سنتی و نوین، تدوین پرسش نامه 74 سؤالی نتیجه گیری: استخراج شش مؤلفه و 28 سؤال از پرسش نامه در روش تحلیل عاملی اکتشافی، آلفای کرونباخ کل سازه برابر 0.79 و قابل قبول است. ابزار در تحلیل عاملی تأییدی دارای برازش ضعیف است و با اصلاح مدل برازش آن بهبود یافت.
۲۰۲۲.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/بازداری از پاسخ بر بدتنظیمی هیجانی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/بازداری از پاسخ بر بدتنظیمی هیجانی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان و مردانی که در پاییز سال 1401 به کلینیک ها و مراکز مشاوره و روان درمانی تحت نظارت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره منطقه 3 شهر تهران مراجعه کردند و توسط روانپزشک تشخیص قطعی اختلال وسواسی-جبری دریافت نمودند، بودند. تعداد 51 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی به شیوه هدفمند وارد مطالعه شدند و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول (درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی) و دوم (درمان مواجهه سازی/بازداری پاسخ) هر یک طی 12 جلسه 60 دقیقه ای به صورت فردی، تحت مداخله قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس وسواس فکری-جبری ییل-براون (Y-BOCS، گودمن و همکاران، 1989)، و پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان (CERQ، گارنفسکی و کرایج، 2006)، بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بونفرونی انجام شد. یافته های بدست آمده نشان داد که هر دو روش مداخله در مقایسه با گروه گواه به طور معنی داری موجب کاهش بدتنظیمی هیجانی می شوند (01/0P<) و بین میزان اثربخشی دو روش تفاوت معناداری وجود ندارد (01/0<P). بطورکلی با بکارگیری هر یک از روش های مداخله ای درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی /بازداری از پاسخ می توان گام مهمی در تنظیم هیجان بیماران OCD برداشت.
۲۰۲۳.

روابط ساختاری آسیب های دوران کودکی با اعتیاد به اینترنت و رفتارهای پرخطر در نوجوانان: نقش واسطه ای تنظیم هیجان و تحمل پریشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین روابط ساختاری آسیب های دوران کودکی با اعتیاد به اینترنت و رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش واسطه ای تنظیم هیجان و تحمل پریشانی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش حاضر دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان سنندج در سال تحصیلی 1404-1403 بودند و بدین منظور تعداد 462 نفر از دانش آموزان به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (IAT)، مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS)، پرسشنامه تروماهای دوران کودکی (CTQ)، پرسشنامه تحمل پریشانی (DTS)، پرسشنامه تنظیم هیجان-نسخه کودکان و نوجوانان (ERQ-CA) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل سازی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آسیب های دوران کودکی با اعتیاد به اینترنت و رفتارهای پرخطر در نوجوانان رابطه ای مستقیم و معنادار دارند. همچنین مشخص شد که مدل واسطه ای تنظیم هیجان و تحمل پریشانی در تبیین ارتباط میان آسیب های دوران کودکی با اعتیاد به اینترنت و رفتارهای پرخطر از برازش مناسبی برخوردار است. نتیجه گیری: با توجه به نقش بدتنظیمی هیجان و تحمل پریشانی در ارتباط میان آسیب های دوران کودکی و گرایش به اعتیاد به اینترنت و رفتارهای پرخطر، برگزاری کارگاه های آموزشی توسط روانشناسان و مشاوران مدارس با هدف تقویت راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان و بهبود تحمل پریشانی برای نوجوانانِ در معرض خطر می تواند بسیار سودمند باشد.
۲۰۲۴.

نقش میانجی خودشفقتی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و شاد زیستی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودشفقتی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و شادزیستی زوجین بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل والدین دانش آموزان پایه ششم مدارس دخترانه و پسرانه شهر کرج در سال تحصیلی 1402-1403 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 340 زوج (680 نفر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (YSQ) یانگ و براون (1994)، مقیاس شادکامی زناشویی (MHS) توسط آزرین و همکاران (1973) و فرم بلند مقیاس خودشفقت ورزی (SCS-LF) نف (2003) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر شادزیستی (001/0=P) و خودشفقتی (001/0=P) و همچنین اثر مستقیم خودشفقتی بر شادزیستی (001/0=P) زوجین بود. همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر شادزیستی با میانجی گری خودشفقتی بود (001/0=P). این نتایج نشان می دهد که خودشفقتی با توجه به نقش طرحواره های ناسازگار اولیه می تواند تبیین کننده شادزیستی زوجین باشد.
۲۰۲۵.

مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک های دلبستگی افراد با ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه: با افزایش تقاضای جراحی تطبیق جنسیت در ایران، بررسی متغیرهای مرتبط با ملال جنسیتی اهمیت بیشتری یافته است. سبک‌های دلبستگی و احساسات از جمله متغیرهای تاثیرگذار در بروز ملال جنسیتی است. بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک‌های دلبستگی در افراد ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا بود. روش: در پژوهش حاضر ۳۰ نفر در سه گروه (ملال جنسیتی تطبیق‌یافته، نیافته و افراد عادی) با روش نمونه‌گیری در دسترس از کرج انتخاب شدند. پژوهش حاضر جزء تحقیقات توصیفی- مقایسه‌ای بود. داده‌ها با پرسشنامه‌های شرم درونی شده (کوک و همکاران، ۱۹۹۳) و سبک‌های دلبستگی (کولینز و رید، ۱۹۹۰) جمع‌آوری و دادها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته­ها: یافته‌ها نشان داد که در سبک دلبستگی دوسوگرا و ایمن میان دو گروه ملال جنسیتی تطبیق یافته و نیافته تفاوت معنادار وجود دارد. در زیر مقیاس‌های احساس شرم درونی شده، فقط در زیر مقیاس عزت‌نفس، تفاوت معناداری میان دو گروه افراد ملال جنسیتی تطبیق نیافته و غیر مبتلا وجود داشت (05/0p <). نتیجه‌گیری: ملال جنسیتی متأثر از عزت نفس پایین و سبک دلبستگی ناایمن یا دوسوگرا است. افراد تطبیق‌نیافته در معرض بیشترین آسیب روانی قرار دارند، در حالی که تطبیق جنسیت با افزایش عزت‌نفس و سبک دلبستگی ایمن همراه است.
۲۰۲۶.

Parental Rejection and Child Emotion Dysregulation: The Mediating Role of Shame(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۱۴
Objective: This study aimed to examine the mediating role of shame in the relationship between parental rejection and child emotion dysregulation among adolescents in Colombia. Methods: The research employed a descriptive correlational design using a sample of 482 adolescents aged 10 to 17, selected based on the Morgan and Krejcie sampling table. Participants were recruited from public and private schools in urban areas of Colombia. Standardized tools were used to measure perceived parental rejection, internalized shame, and emotion dysregulation. Data were analyzed using Pearson correlation to assess bivariate relationships and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to evaluate the direct, indirect, and total effects within the hypothesized mediation model. Assumptions for normality, linearity, and multicollinearity were checked and confirmed prior to analysis. Findings: Pearson correlation analysis revealed significant positive associations between parental rejection and shame (r = .61, p < .001), parental rejection and emotion dysregulation (r = .58, p < .001), and shame and emotion dysregulation (r = .65, p < .001). SEM results indicated that the structural model had a good fit (χ²(84) = 211.63, χ²/df = 2.52, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.055). Parental rejection significantly predicted shame (β = 0.61, p < .001), and shame significantly predicted emotion dysregulation (β = 0.54, p < .001). A significant direct effect was found from parental rejection to emotion dysregulation (β = 0.33, p < .001), alongside a significant indirect effect through shame (β = 0.33, p < .001), supporting full mediation. Conclusion: The findings suggest that shame is a critical emotional mechanism linking perceived parental rejection to difficulties in emotion regulation among adolescents. Targeting shame in therapeutic and educational interventions may mitigate the negative emotional consequences of parental rejection and promote emotional resilience in youth.
۲۰۲۷.

فرایند و روش های «مراقبت» در خانواده: شیوه ای در پیشگیری از بحران های خانواده مبتنی بر بافت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف از مطالعه حاضر شناسایی فرایند و روش های «مراقبت» در خانواده برای پیشگیری از بحران های آن بود که با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شد. جامعه پژوهش، خانواده های ساکن شهر تهران در سال 1402 و شامل خانواده های سالم و درگیر بحران بود که با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری در نهایت، 21 خانواده سالم و 18خانواده درگیر حداقل یکی از بحران ها (اعتیاد، خشونت و خیانت) مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرارگرفتند. داده ها با استفاده از روش استراوس و کوربین تحلیل شدند که یافته های مرحله کدگذاری، 84 کد باز، 9 کد محوری و 3 کد انتخابی بود. بر این اساس، فرایند مراقبت در خانواده، عبارت بود از محافظت، تأمین نیاز و هدایت و روش های به کارگیری مراقبت (که مورد استفاده ی خانواده های سالم و یا فقدان آن در خانواده ی درگیر بحران، محسوس و عامل ایجاد بحران بود) شامل پیشگیری از آسیب، رعایت حدود و مرزها، آمادگی برای شرایط دشوار، مودت و رحمت، رسیدگی به امور خانواده، همراهی و همکاری، حمایت معنوی و کمک به رشد خانواده بود. نتایج نشان داد «مراقبت»، مبتنی بر بافت فرهنگ اسلامی ایرانی، فرایندی است که شامل حرکت آگاهانه ی مستمر اعضای خانواده جهت محافظت، تأمین نیاز و هدایت خانواده است و ثمره و پیامد آن، پیشگیری از آسیب، استقرار امنیت، آرامش و رضایت در خانواده است. بنابراین، مجموعه عوامل مرتبط با فرایند و روش های مراقبت در خانواده، عوامل محوری هستند که ضروری است در مداخلات پیشگیرانه، تشخیص و مداخله در خانواده مورد توجه قرار گیرد.
۲۰۲۸.

پیش بینی استفاده از فناوری های دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی، تاب آوری و سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی استفاده از فناوری های دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی، تاب آوری و سبک های دلبستگی انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر هدف به عنوان یک تحقیق توصیفی و از نظر روش تحقیق همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور قشم بود که تعداد کل آن ها 3000 نفر برآورد شد. نمونه گیری در این پژوهش به صورت نمونه گیری طبقه ایی خواهد بود بدین صورت که از بین کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور قشم دانشکده علوم انسانی انتخاب شد و سپس از بین گروه ها، گروه علوم انسانی و در گروه علوم انسانی رشته های علوم تربیتی و روانشناسی انتخاب شد. تعداد دانشجویان در این گروه تعداد 1200 نفر برآورد شد که با توجه به جدول مورگان تعداد 291 نفر به صورت نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر پرسشنامه کاربرد فناوری دیجیتال (2022)، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی (باس وهمکاران، 1975) و پرسشنامه تاب آوری کانر- دیویدسون (2003) بود. داده های به دست آمده در پژوهش حاضر در نرم افزار Spss-26 با روش تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که شیب خط رگرسیونی استاندارد شده متغیر ویژگی های شخصیتی برابر (0.852)، برای متغیر تاب آوری برابر (0.09)، برای متغیر سبک های دلبستگی برابر (0.01-) می باشد و با توجه به این که سطح معنی داری این ضرایب در متغیر ویژگی های شخصیتی کمتر از 0.05 می باشد این ضریب اختلاف معنی داری با صفر دارد و در نتیجه فرضیه اول (پیش بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از ویژگی های شخصیتی) پژوهش تایید می شود و فرضیه دوم (پیش بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از تاب آوری)و سوم (پیش-بینی استفاده از فناوری دیجیتال با استفاده از سبک های دلبستگی) پژوهش رد می شود.
۲۰۲۹.

The Structural Model for Predicting Marital Burnout Based on Attachment Styles with the Mediating Role of Marital Self-Regulation and Marital Intimacy in Married Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۲۰۰
Objective: The present study aimed to predict marital burnout in individuals married for 5 to 10 years based on attachment styles, with the mediating roles of marital self-regulation and marital intimacy. Methods and Materials: This study was analytical-correlational in nature, employing path analysis. The sample consisted of 384 married individuals (164 men and 220 women) who were selected through convenience sampling. The participants were aged between 25 and 45, with a marriage duration of 5 to 10 years. Data were collected using validated questionnaires, including the Marital Burnout Scale (Kayser, 1996), the Revised Adult Attachment Scale (Collins & Read, 1990), the Behavioral Self-Regulation for Effective Relationships Scale (Wilson et al., 2005), and the Intimacy Scale (Walker & Thompson, 1983). SPSS and Amos software were used for data analysis, applying structural equation modeling (SEM) to examine direct and indirect effects. Findings: The results indicated that marital self-regulation and intimacy mediated the relationship between attachment styles and marital burnout. Avoidant and anxious attachment styles positively predicted marital burnout, while secure attachment negatively predicted it. Additionally, self-regulation and intimacy were significant mediators, with higher levels of self-regulation and intimacy associated with lower marital burnout. Avoidant and anxious attachment styles negatively influenced self-regulation and intimacy, which in turn increased marital burnout. Conclusion: The study concluded that attachment styles significantly impact marital burnout, with self-regulation and intimacy playing crucial mediating roles. Individuals with insecure attachment styles (avoidant and anxious) are more prone to marital burnout, whereas secure attachment leads to lower burnout. Interventions aimed at improving self-regulation and intimacy in couples may help mitigate the effects of insecure attachment styles on marital burnout.
۲۰۳۰.

Father Involvement and Mother–Father Coordination as Predictors of Child Social Competence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۰
Objective: This study aimed to examine the predictive roles of father involvement and mother–father coordination on child social competence in a sample of Mexican families. Methods: A correlational descriptive design was used to explore the relationships between father involvement, mother–father coordination, and social competence in children. The sample consisted of 432 parents from urban and semi-urban regions of Mexico, selected based on the Morgan and Krejcie sample size table. Standardized instruments were used to assess each variable: the Inventory of Father Involvement (IFI), the Coparenting Relationship Scale (CRS), and the Social Skills Rating System (SSRS). Data analysis was conducted using SPSS-27. Pearson correlation was used to evaluate the relationships between each independent variable and the dependent variable, and multiple linear regression was performed to determine the combined and unique predictive effects of the two independent variables on child social competence. Findings: Pearson correlation coefficients revealed that father involvement (r = .43, p < .01) and mother–father coordination (r = .47, p < .01) were both significantly and positively associated with child social competence. The multiple linear regression model was statistically significant (F(2, 429) = 61.42, p < .01), with an R² of .34, indicating that 34% of the variance in social competence was explained by the predictors. Both father involvement (B = 0.06, β = .25, p < .01) and mother–father coordination (B = 0.08, β = .31, p < .01) made significant unique contributions to the model. Conclusion: The findings highlight the critical roles of both direct paternal engagement and coordinated coparenting in fostering children’s social competence. Interventions aiming to enhance children’s social skills should incorporate strategies that support father involvement and strengthen collaborative parenting dynamics.
۲۰۳۱.

بررسی تأثیر مربی گری روانشناختی مثبت گرا بر غر زدن و خودکارآمدی شغلی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۶۵
زمینه: مربی گری روان شناختی مثبت گرا نقش مهمی در بهبود عملکرد و افزایش خودکارآمدی شغلی ایفا می کند. همچنین خودکارآمدی شغلی، یکی از عوامل کلیدی در بهره وری و رضایت شغلی محسوب می شود. از سوی دیگر، غرزدن یا ابراز نارضایتی مکرر در محیط کار، می تواند جو سازمانی را تضعیف کرده و کارایی فردی و گروهی را کاهش دهد. اگرچه پژوهش های متعددی بر اهمیت مربی گری مثبت گرا در افزایش خودکارآمدی متمرکز شده اند، تأثیر این نوع مداخله بر کاهش رفتارهای منفی مانند غرزدن کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مربی گری روانشناختی مثبت گرا بر غرزدن و خودکارآمدی شغلی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام در سال 1402 بودند؛ که با روش نمونه گیری تصادفی ساده 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس غرزدن (کووالسکی، 1996)، پرسشنامه خودکارآمدی شغلی (ریگز و نایت، 1994) بود و مدل مربی گری روانشناختی (وبلدینگ، 2020) در 8 جلسه 60 دقیقه ای فقط برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که بین غرزدن و خودکارآمدی شغلی در گروه آزمایشی (مداخله مربی گری روانشناختی مثبت گرا) و گروه گواه تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده می شود (000/0 P<). همچنین نتایج آزمون انکوا در متن مانکوا نشان داد که مداخله مربی گری روانشناختی مثبت گرا در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه موجب کاهش غرزدن (000/0 >P) و افزایش خودکارآمدی شغلی (001/0 P<) در کارکنان آموزش و پرورش می شود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مدیران و سیاست گذاران آموزشی می توانند با بهره گیری از این رویکرد، محیط کاری مثبت تری ایجاد کرده و عملکرد کارکنان را بهبود بخشند. برگزاری دوره های مربی گری مثبت گرا برای کارکنان و مدیران، طراحی برنامه های آموزشی مبتنی بر رویکردهای روان شناختی مثبت گرا، و تقویت مهارت های ارتباطی و حل مسئله می تواند به کاهش تنش ها و بهبود بهره وری سازمانی منجر شود.
۲۰۳۲.

Work Stress as a Correlate of Mental Well-being: A Study of Private School Teachers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
  Objective : The increasing demands of the teaching profession, especially in private schools, have made work-related stress a major contributor to the decline of mental well-being among teachers. Understanding the relationship between work stress and mental well-being is crucial in order to help teachers deal with this overwhelming problem. This study examined work stress as a correlate of mental well-being among private secondary school teachers, and to assess whether gender, marital status, and teaching experience moderate this relationship. Methods : A descriptive correlational research design was adopted for this study. The target population of the study was 1,253 private school teachers and a sample of size of 424 private school teachers was utilised using stratified random sampling method. The instruments utilised for data collection are the School Teachers Job Stressor Scale (STJSS) and the General Health Questionnaire (GHQ-12). Pearson correlation and hierarchical multiple regression analyses were used to analyze the data. Results: The results showed a significant negative correlation between work stress and mental well-being (r = -0.767, p < 0.001). Gender significantly moderated the relationship (β = .187, p < 0.001), with male teachers showing greater susceptibility. Marital status (β = -0.191, p < 0.001) and teaching experience (β = .187, p < 0.001) also significantly moderated the relationship, indicating that married and less experienced teachers were more negatively affected by work stress. Conclusion : The study concludes that high work stress significantly diminishes the mental well-being of private school teachers, with the magnitude of this impact varying significantly across demographic variables such as gender, marital status, and years of teaching experience.
۲۰۳۳.

آیا همه گیری فرسودگی شغلی یک افسانه آکادمیک است؟ مروری سیستماتیک بر ابزارهای تخمین شیوع و ارزیابی فرسودگی شغلی و معرفی ابزارهای جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۵
علی رغم زمان سپری شده از زمان معرفی و چارچوب بندی نشانگان فرسودگی شغلی و حجم عظیمی از پژوهش های انجام شده، تعریف و اندازه گیری آن هنوز بحث برانگیز است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ویژگی های روانسنجی ده ابزار فرسودگی شغلی بود. یک جست وجوی سیستماتیک برای یافتن مطالعاتی با هدف تدوین و انتشار یک پرسشنامه فرسودگی شغلی، در پایگاه PsycINFO ، science Direct ، Scopus ، Medline ، PubMed ، Embase ، Cochrane ، Google Scholar ، Web of Science و Ovid databases انجام شد. استراتژی های جست وجو منجر به 1202 مطالعه واجد شرایط احتمالی شد. عناوین و چکیده این مطالعات غربالگری شدند که منجر به 11 مطالعه احتمالی برای ورود شدند. سپس انواع روایی و پایایی هریک از ابزارها در نسخه اصلی تدوین شده توسط مولفان ارزیابی شد. به علاوه حساسیت یا نقطه برش تشخیص بیمار از غیر بیمار و سازگاری بین مفهوم سازی و اندازه گیری فرسودگی شغلی در هر ابزار بررسی شد. نتایج نشان داد BAT کامل ترین ویژگی های روانسنجی را دارد و AVEM و CBI و در رتبه های بعدی قرار می گیرند. همچنین بین مفهوم سازی و اندازه گیری فرسودگی شغلی در BAT سازگاری وجود دارد و دارای نقطه برش تشخیص فرسوده از غیر فرسوده است. ابزار رایج و معروف فرسودگی شغلی مسلش ( MBI ) علاوه بر نداشتن نقطه برش و نداشتن ویژگی های روانسنجی کافی، دارای اشکالات جدی است. پژوهش حاضر نشان داد پژوهشگران آتی بایستی از ابزارهایی با ویژگی های روان سنجی معتبرتر برای ارزیابی و شیوع شناسی فرسودگی شغلی استفاده کنند تا بتوانند به نتایج واقعی و کاربردی برای پژوهش و برنامه ریزی مداخلات فرسودگی شغلی دست یابند.
۲۰۳۴.

تدوین و اعتباریابی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک و اثربخشی آن بر تفکر انتقادی دانش آموزان دختر پایه هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۴
مقدمه: به سبب نقش برجسته عادات ذهنی در ارتقاء مهارت های فکری و توانمندسازی افراد برای مواجهه با مسائل پیچیده، این پژوهش باهدف تدوین و اعتباریابی بسته توانمندسازی عادات ذهنی کاستا و کالیک و سنجش اثربخشی آن بر تفکر انتقادی دانش آموزان دختر پایه هشتم انجام شد. روش : پژوهش آمیخته حاضر، در بخش کیفی با روش سنتز چارچوب انجام گرفت. جامعه آماری آن شامل تمامی منابع چاپ شده مرتبط از سال 2000 تا 21 سپتامبر 2024 (31/06/1403) بود. براساس نمونه گیری هدفمند و ملاک های ورود و خروج، 33 منبع تحلیل شد. روایی محتوایی بسته با شاخص های CVR و CVI و نظر 15 متخصص بررسی شد. بخش کمی، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه هشتم شهر خواف در سال تحصیلی 1403-1404 بود. پس از انتخاب مدرسه به صورت در دسترس، 40 دانش آموز با نمونه گیری تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. داده ها با آزمون تفکر انتقادی ربانی پارسا و همکاران (1397) جمع آوری و با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: مقادیر CVR بین 60/0 تا 1 و مقادیر CVI بین 93/0 تا 1 بود. پس از اعمال بازبینی ها، بسته نهایی در 16 جلسه 90 دقیقه ای تدوین شد. همچنین اجرای بسته در مراحل پس آزمون و پیگیری، تأثیر معناداری بر بهبود تفکر انتقادی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل داشته است (p<0.05). نتیجه گیری: بسته حاضر می تواند در تدوین محتوای کتاب تفکر و سبک زندگی و نیز فعالیت های فوق برنامه پایه هشتم به کار رود تا ضمن تقویت عادات ذهنی، تفکر انتقادی دانش آموزان ارتقاء یابد.
۲۰۳۵.

اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری و ادراک بیماری در زنان مبتلا به سرطان سینه: یک کارآزمایی بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
زمینه و هدف: سرطان به عنوان یکی از بیماری های ناتوان کننده در جهان شناخته می شود که آثار روانشناختی آن برای بیمار و خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش به بررسی اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری و ادراک بیماری زنان مبتلا به سرطان سینه پرداخته شده است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل و مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان دچار سرطان سینه شهر اصفهان تشکیل دادند. تعداد ۳۶ نفر به روش نمونه گیری در دسترس از بیمارستان سیدالشهدا انتخاب شدند. از پرسش نامه امیدواری اسنایدر و پرسش نامه کوتاه ادراک بیماری جهت بررسی نتایج درمان استفاده شد. جلسات طرح واره درمانی هیجانی بر اساس طرح واره درمانی هیجانی لیهی با ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای انجام شد. ابزار پژوهش پرسش نامه امیدواری اسنایدر و فرم کوتاه پرسش نامه ادراک بیماری بود. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه_گیری_های مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۳ استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی در مرحله پس آزمون و پیگیری بر ادراک بیماری تأثیر معنی داری داشت (۰۵/۰p<). همچنین طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود (۰۵/۰p<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی در مرحله پس آزمون و پیگیری بر ادراک بیماری تأثیر معنی داری داشت (۰۵/۰p<). همچنین طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود (۰۵/۰p<).
۲۰۳۶.

رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان: نقش میانجی تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۲
این پژوهش با هدف تعیین رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان با میانجی گری تنظیم هیجان صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی نوجوانان دوره متوسطه اول شهرستان قم در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از میان آن ها نمونه ای به حجم 245 نفر (129 دختر و 116 پسر) به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و مقیاس تجدید نظر شده سبک های دلبستگی (RAAS)، پرسشنامه کارکرد تأملی (RFQ)، چک لیست تنظیم هیجانی (ERC-S) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی نوجوانان (MESSY) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد ذهنی سازی (0/19=β) و سبک دلبستگی ایمن (0/13=β) به صورت مثبت و سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی (0/08=β) و ناایمن دوسوگرا (0/12=β) به طور منفی مهارت های اجتماعی نوجوانان را پیش بینی می کنند (0/01>p)؛ همچنین نتایج حاکی از آن بود که ذهنی سازی و سبک های دلبستگی به صورت غیرمستقیم و به واسطه تنظیم هیجان می توانند مهارت های اجتماعی نوجوانان را به طور معنی دار پیش بینی کنند (0/05>p). بر اساس یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که تنظیم هیجان در رابطه ذهنی سازی و سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی نوجوانان نقش میانجی دارد. بر این اساس می توان انتظار داشت که با ارتقای ظرفیت ذهنی سازی، افزایش دلبستگی ایمن و کارآمدی فرآیندهای تنظیم هیجان، مهارت های اجتماعی نوجوانان نیز بهبود یابد.
۲۰۳۷.

مدل یابی روابط ساختاری میان سبک تفکّر معلم ها با سبک یادگیری دانش آموزان در دوره اول متوسطه شهرستان بهبهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۵
هدف این پژوهش مدل یابی روابط ساختاری میان سبک تفکر معلمان با سبک های یادگیری دانش آموزان بود. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی، ازنظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران دوره اول متوسطه شهرستان بهبهان بود. تعداد 170 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای وارد مطالعه شدند. داده ها بر اساس دو پرسشنامه سبک تفکر استرنبرگ و واگنر (1979) و سبک یادگیری کلب (1984) گردآوری شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 25 و AMOS 25  و روش های آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر، ضریب همبستگی و ضریب رگرسیون چند متغیره نشان داد که 1- سبک تفکر غالب معلمان دوره متوسطه شهر بهبهان سبک قضاوت گر است. 2- سبک یادگیری دانش آموزان دوره متوسطه سبک مشاهده تاملی و سبک آزمایش گری فعال است. 3- بین سه سبک تفکر معلم با هر چهار سبک یادگیری دانش آموزان ارتباط مثبت و معنادار بود. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین سبک های تفکر معلمان و سبک های یادگیری دانش آموزان وجود دارد. در واقع، اگر سبک تفکر معلمان نزدیک تر به سبک های یادگیری دانش آموزان باشد، یادگیری آنها بهبود می یابد. و هم چنین شناخت این روابط در سازمان دهی بهتر آموزش و یادگیری در محیط های آموزشی را تأکید می کنند. بنابراین معلم با شناخت، مدیریت و بهبود سبک تفکر خود سبب پرورش یافتن تواناهایی معلم و و در نتیجه سبک های یادگیری دانش آموزان می شود زیرا که سبک های تفکر معلم پیش زمینه ی یادگیری فراگیران در آموزش است چون معلم روش تدریس خود را منطبق با سبک تفکر خود تعدیل می کند همین شناخت و مدیریت سبک تفکر معلم سبب می شود که او با روش هایی شایست ه تر برای یادگیری نهادینه شده، پویا و فعال از تدریس هایی زیرکانه، هوشمندانه، خلاقانه و مسئولانه با شیوه های متفاوت، مناسب و مقتضی با سبک یادگیری دانش آموزان استفاده می کند و در نهایت سبب پرورش یافتن توانایی معلم  و در نتیجه سبک های یادگیری دانش آموزان می شود.
۲۰۳۸.

نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۲
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در سال 1403 بودند که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس ترس از دست دادن (FoMoS؛ وگمانن و همکاران، 2017)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018) و پرسشنامه ارضاء نیازهای روانشناختی پایه (PNSS؛ دسی و رایان، ۲۰۰۰) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخودار بود. همچنین نتایج نشان داد اثرات مستقیم نیازهای روانشناختی و ترس از دست دادن بر رفتار فابینگ معنادار بود؛ اثر مستقیم نیازهای روانشناختی بر ترس از دست دادن معنادار بود (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که ترس از دست دادن در رابطه بین نیازهای روانشناختی و رفتار فابینگ نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که نیازهای روانشناختی به طور مستقیم و با نقش میانجی ترس از دست دادن بر رفتار فابینگ در دانشجویان متاهل اثر داشت.
۲۰۳۹.

اثربخشی برنامه زمانی پارادوکسی بر دشواری تنظیم هیجان و اضطراب تعامل اجتماعی در بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه زمانی پارادوکسی بر دشواری تنظیم هیجان و اضطراب تعامل اجتماعی در بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره و روانشناسی شهر ساوه در سال 1403 بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (2000 SPIN,)، دشواری تنظیم هیجان گرتز و رومر (2004 DERS,) و اضطراب تعامل اجتماعی هیمبرگ و همکاران (1998 SIAS,) بود. گروه آزمایش تحت درمان گروهی برنامه زمانی پارادوکسی طی 4 جلسه ۹۰ دقیقه ای هفته ای یک بار قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون گروه آزمایش و گوا تفاوت معناداری در سطح ۰۰۱/0>P وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد که برنامه زمانی پارادوکسی بر کاهش اضطراب تعاملات اجتماعی و دشواری تنظیم هیجان بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی اثربخش بوده است.
۲۰۴۰.

نقش میانجی ذهنی سازی و شفقت به خود در رابطه بین سبک های دلبستگی با افکار خودکشی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۷۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگری ذهنی سازی و شفقت به خود در رابطه میان سبک های دلبستگی و افکار خودکشی در نوجوانان انجام شد. این مطالعه به روش توصیفی-همبستگی (از نوع معادلات ساختاری) صورت گرفت. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر دبیرستان های دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آن ها 325 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند . به منظور سنجش متغیر های پژوهش از پرسش نامه سبک های دلبستگی، پرسش نامه اف کار خودکش ی، مقیاس کن ش وری تأمل ی ، پرسشنامه شفقت به خود نوجوانان استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS 25 و AMOS24 استفاده شد . یافته ها نشان داد که سبک های دلبستگی با افکارخودکشی رابطه مستقیم و معناداری دارد. هم چنین اثر غیر مستقیم ذهنی سازی و شفقت به خود در رابطه بین سبک های دلبستگی و افکار خودکشی معنادار بود که حاکی ازآن است. ذهنی سازی و شفقت به خود در رابطه بین سبک های دلبستگی و افکار خودکشی نقش میانجی دارد و طبق نتایج می توان اظهار کرد که دلبستگی ایمن، از طریق تقویت ذهنی سازی و افزایش شفقت به خود، می تواند به کاهش افکار خودکشی کمک کند. این یافته ها تأکید می کند که مداخلات روان شناختی که به بهبود ظرفیت ذهنی سازی و افزایش شفقت به خود تأکید دارد، می تواند در مدیریت افکار خودکشی در نوجوانان مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان