فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ زامستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
129 - 157
حوزههای تخصصی:
هم گام با پیشرفت فناوری و محصولات هوش مصنوعی، آمادگی، شناخت و مهارت در این زمینه به یک مسئله ی مهم برای کاربران این نوع از فناوری در شاخه های مختلف علمی، تجاری، صنعتی و حتی نظامی تبدیل شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی ما و چن (2024) بر روی دانشجویان انجام شد. در این پژوهش 250 دانشجوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از سه دانشگاه قم، لرستان و صنعتی تفرش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس دانشجویان به مقیاس سواد هوش مصنوعی پاسخ دادند. در بخش نخست نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، بر ساختار تک عاملی مقیاس تأکید کرد. در مرحله ی بعد نتایج تحلیل عامل تأییدی، ساختار تک عاملی مقیاس را مورد تأیید قرار داد. یافته ی مربوط به ضریب آلفای کرونباخ نیز نشان داد که این مقیاس از همسانی درونی لازم برخوردار است. در مجموع، مطالعه ی حاضر شواهدی در حمایت از روایی و پایایی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی در بین نمونه ی دانشجویان ایرانی فراهم آورد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان چنین عنوان کرد که این مقیاس به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش میزان سواد هوش مصنوعی در بین دانشجویان قابل استفاده است.
دوست یابی آنلاین، بازی های خشونت آمیز، محتواهای آشکار جنسی سنتزپژوهی و ارائه مدل تهدیدات سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
181 - 218
حوزههای تخصصی:
امروزه تهدیدات سایبری خطر بزرگی برای جوامع و افراد می باشد و اگر پیشگیری و کنترل نشوند، می توانند عواقب وحشتناکی به دنبال داشته باشند. لذا سرمایه گذاری روی آسیب شناسی این تهدیدات امری ضروری می باشد. هدف از پژوهش حاضر سنتزپژوهی و ارائه مدلی آسیب شناسانه از این تهدیدات یعنی دوستیابی آنلاین، بازی های خشونت آمیز و محتواهای آشکار جنسی بود. طرح پژوهش از نوع کیفی و روش سنتزپژوهی می باشد که جامعه آماری شامل تمامی مقالات علمی مرتبط با سه تهدید مذکور در بازه سالهای 2023-2021 مستخرج از پایگاه پروکوئست و نمونه شامل 37 مقاله نهایی شده به منظور تحلیل و بررسی بود. نمونه گیری با تدوین معیارهای ورود و خروج انجام شد. در جریان پژوهش از کدگذاری و تحلیل داده ها استفاده شد. ضریب توافق بین ارزشیابان 58 درصد به دست آمد. یافته های حاصل از پژوهش نشانگر مقوله های(عوامل و تهدیدات موجود، عوامل و تهدیدات ساختاری- پیامدهای فردی، اجتماعی و اخلاقی- پیامدهای کلان، عوامل مصرف پورن، پیامدهای خرد)، مضامین(تهدیدات دوستیابی آنلاین، بازی های خشونت آمیز و محتواهای آشکار جنسی) و نهایتا مقوله هسته ای آسیب شناسی تهدیدات سایبری است. نتایج نشان داد آگاهی و شناسایی این تهدیدات ضروری است و مدیریت مصرف رسانه های مختلف برای گروه های سنی به خصوص کودکان و نوجوانان امری حتمی است. فراتر از این تهدیدات مهمترین آسیب، عدم استفاده صحیح از رسانه ها توسط اشخاص می باشد.
Investigating The Effect of Joint Reading of The Stories in The Book ‘’Talk to Me’’ in Mother-Child Dyads on The Child’s Empathy and Emotional Regulation of Mother(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Studies show that joint parent-child activities have far-reaching effects on a child's emotional, cognitive, and social development. Research also reports the significant impact of mother-child relationships on mother-child interactions. The aim of this study was to investigate The Effect of Joint Reading in Mother-Child dyads on The Child’s Empathy and Emotional Regulation of the Mother.Methods: In the present study, which was conducted as quasi-experimental with the control group, 20 mother-child pairs from Alborz Elementary School in Sanandaj, by quota sampling, were randomly divided into two intervention and control groups. Data collection instruments included a Persian version of EmQue-CA for children and an emotional self-regulation questionnaire by Hoffman and Kashdan for mothers. The mother-child pairs in the intervention group read ten stories for 10 weeks, lasting thirty to forty-five minutes each with the mother and child. Data were analyzed using the ANCOVA and MANCOVA methods.Results: In the intervention group, mean empathy (27.60) and mean tolerance style (21.28) increased, and this difference was statistically significant (p<0.001).Conclusion: The results show that joint reading affects the child's empathy and the mother's emotion regulation. Reading the story helps the child gain a better understanding of the events and improves mother-child interactions.
اثربخشی طرحواره درمانی بر رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
181 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی طرح واره درمانی بر رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری در دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول در منطقه ۵ شهر تهران در سال 1403 بود که از این جامعه تعداد 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند و سوالات پرسشنامه های رفتارهای هنجارگریز تحصیلی کلارک و همکاران (BIS-II؛ ۲۰۱۵) و تکانشگری بارت (INE-R؛ پاتون و همکاران، ۱۹۹۵) را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش مداخله طرح واره درمانی را طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه ای به صورت گروهی و هفته ای یک جلسه دریافت کردند. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در متغیرهای رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری، بین دو گروه در مراحل پیش آزمون پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p) و طرح واره درمانی توانست به شکل معناداری نمرات هر دو متغیر را کاهش دهد. همچنین، نتایج آزمون بونفرونی حاکی از آن بود که این کاهش نه تنها بلافاصله پس از مداخله، بلکه در دوره پیگیری نیز حفظ شده است (05/0>p). بر این اساس می توان گفت استفاده از طرح واره درمانی می تواند در کاهش رفتارهای هنجارگریز تحصیلی و تکانشگری دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول به کار رود.
پیش بینی رفتار های پرخاشگرانه بر اساس ابرازگری هیجانی، احساس تنهایی و امید به زندگی در دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
211 - 220
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی رفتار های پرخاشگرانه براساس ابرازگری هیجانی، احساس تنهایی و امید به زندگی در دانشجویان دختر دانشگاه های شهر تنکابن بود. روش پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دختر دانشگاه های شهر تنکابن در سال تحصیلی 1403-1402 بود (1400=n)، که از طریق روش نمونه گیری در دسترس تعداد 205 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (AQ، 1991)، ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (EEQ، 1990)، احساس تنهایی راسل و همکاران (UCLQ، 1980) و امید به زندگی اشنایدر (LEQ، 1991) بودند. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه صورت گرفت. یافته ها نشان داد که همبستگی منفی معنی داری بین رفتار پرخاشگرانه با ابرازگری هیجانی و امید به زندگی وجود داشت (001/0>p). همچنین همبستگی مثبت معنی دار بین رفتار پرخاشگرانه با احساس تنهایی وجود داشت (001/0>p) و ابرازگری هیجانی، احساس تنهایی و امید به زندگی در مجموع قادر به پیش بینی 1/52 درصد از واریانس رفتار پرخاشگرانه بودند. با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که ابرازگری هیجانی، احساس تنهایی و امید به زندگی نقش کلیدی در پیش بینی رفتار های پرخاشگرانه دانشجویان دختر دارد.
اثربخشی مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
183 - 198
حوزههای تخصصی:
زمینه: هر چند برای پیشگیری و درمان مشکلات رفتاری، عاطفی و اجتماعی کودکان، روش های متعددی در دسترس است اما یکی از مهم ترین روش ها، مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور است. بررسی مطالعات پیشین نشان داد در مورد بررسی اثربخشی برنامه مهارت آموزی کودک راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای کودکان، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر راهبردهای مقابله ای در کودکان 10 تا 12 ساله بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان پایه چهارم تا ششم دوره ابتدایی (دامنه سنی 10 تا 12 سال) دارای تعارض با والد، مراجعه کننده به مرکز مشاوره تبسم شهر دزفول در سال 1402 بود. بر اساس روش نمونه گیری در دسترس از بین افراد جامعه آماری، 16 نفر انتخاب شد و در دو گروه 8 نفری آزمایش (8 نفر) و گواه (8 نفر) به صورت تصادفی گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رفتارهای مقابله ای کودکان (هرناندز، 2008) استفاده شد. برای گروه آزمایش، مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور (فورمن، 2019) ارائه شد که شامل 15 جلسه 45 دقیقه ای هفتگی بود. هم چنین برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری و نرم افزار SPSS-27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور بر افزایش راهبرد مواجه شدن با مشکل و نیز کاهش راهبرد کنار آمدن ویرانگر با مشکل در کودکان اثربخش بود (001/0 >P)، اما اثربخشی این نوع مداخله بر راهبرد انحراف از مشکل معنادار نبود (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، پیشنهاد می شود روانشناسان کودک و مشاوران مدارس در جهت بهبود راهبردهای مقابله ای در کودکان 10 تا 12 ساله، به ویژه افزایش راهبرد مواجه شدن با مشکل و نیز کاهش راهبرد کنار آمدن ویرانگر با مشکل از مداخله مهارت آموزی کودک بر اساس روش راه حل محور استفاده کنند.
رابطه بین سبک های دلبستگی و ترومای دوران کودکی با مشکلات هیجانی-اجتماعی نوجوانان: نقش میانجی گری نشانگان شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
19 - 36
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانی به عنوان حیاتی ترین مرحله رشد مملو از چالش هایی است که رسیدگی به آن ها احتمال شکل گیری مشکلات اجتماعی-هیجانی نوجوانان را کاهش می دهد؛ برهمین اساس هدف این پژوهش رابطه بین سبک های دلبستگی و ترومای دوران کودکی با مشکلات هیجانی_اجتماعی نوجوانان: نقش میانجی گری نشانگان شخصیت مرزی بود. روش: این پژوهش نظر روش شناسی توصیفی همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود که طی آن از بین جامعه آماری نوجوانان دختر و پسر 14 تا 18 شهر مشهد در سال 1403-1402 تعداد 631 نفر به روش در دسترس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری اطلاعات سیاهه مشکلات هیجانی اجتماعی وودورث (WPI)؛ مقیاس دلبستگی کولینز و رید (RAAS) و پرسشنامه های ترومای کودکی برنستاین و همکاران (CTQ) و شخصیت مرزی کلاریج و بروکس (STB) بود. برای تحلیل یافته ها از شاخص های میانگین، انحراف استاندارد و آزمون های هم بستگی پیرسون و معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل مفهومی پژوهش از برازندگی مناسبی برخوردار است و سبک های دلبستگی اثر مستقیم معنی داری بر مشکلات هیجانی نوجوانان دارند (0/01> p) اما این درحالی است که ترومای کودکی اثر مستقیمی بر مشکلات هیجانی ندارد (0/05<p). هم چنین نتایج تحلیل میانجی نشان داد شخصیت مرزی در رابطه بین سبک های دلبستگی و ترومای دوران کودکی با مشکلات هیجانی نوجوانان نقش میانجی دارد (0/01>P) نتیجه گیری: از نتایج این پژوهش می توان در طراحی مداخله های مشاوره ای _درمانی جهت کاهش احتمال بروز مشکلات هیجانی استفاده نمود. هم چنین با توجه به عدم اثرگذاری مستقیم ترومای کودکی بر بروز مشکلات هیجانی، پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده نقش این عامل مجدداً مورد بررسی قرار گیرد.
ساخت پرسش نامه هوش هیجانی قرآن بنیان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت پرسش نامه سنجش هوش هیجانی قرآن بنیان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری، مردان و زنان بالای 20 سال از شهرهای قم، تهران، اصفهان، مشهد و یزد بودند. این پرسش نامه بر پژوهش قبلی مؤلف استوار شده است که در آن مؤلفه های هوش هیجانی قرآن بنیان استخراج و به تأیید رسیده است. در مرحله اول بر اساس مؤلفه های به دست آمده، گویه هایی طراحی و جهت بررسی روایی محتوایی در اختیار کارشناسان قرار گرفت. شاخص روایی محتوا (79/0) و ضریب نسبی (49/0) نشان دهنده روایی محتوایی گویه ها بود؛ در مرحله بعد پرسش نامه در نمونه ای به اندازه 840 نفر برای بررسی پایایی و روایی سازه اجرا شد. یافته ها نشان داد: الف) پرسش نامه هوش هیجانی قرآن بنیان از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است؛ ب) پایایی پرسش نامه با روش آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه 97/0، و برای هریک از مؤلفه های: باورهای ایمانی (96/0)، کنترل هیجانات بین فردی (85/0)، همدلی(81/0)، کنترل هیجانات درون فردی (85/0)، تأثیرناپذیری (78/0)، القائات الهی (72/0)، مسئولیت پذیری دینی (84/0) و بخشش (74/0) می باشد؛ ج) نتایج تحلیل عاملی نشان داد پرسش نامه از روایی سازه مطلوبی برخوردار است؛ لذا این ابزار دارای عوامل زیربنایی خوبی برای سنجش هوش هیجانی بوده و می توان از آن در تحقیق و سنجش استفاده کرد.
The Effect of Individual and Group Sexual Skills Training on Sexual Satisfaction and Sexual Self-Esteem in Women: A Quasi-Experimental Study on the Effectiveness of Individual Sexual Skills Training on Sexual Satisfaction(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study was to compare the effects of individual and group training in sexual skills on sexual satisfaction and sexual self-esteem among women attending comprehensive health centers in Sanandaj. Methods: This quasi-experimental study was conducted on 60 women attending comprehensive health centers in Sanandaj, who were randomly assigned to three groups: individual training, group training, and control. Data collection tools included a demographic and obstetric questionnaire, the Hudson Sexual Satisfaction Questionnaire, and the Sexual Self-Esteem Inventory–Short Form (SSEI-W-SF). Data were collected according to the objectives of the study and analyzed using STATA version 12. The significance level was set at 0.05. Findings: Based on the results, all three study groups were homogeneous in terms of demographic and clinical characteristics. Four weeks after the intervention, the mean and standard deviation of sexual satisfaction in the individual training group showed a statistically significant difference (p < 0.05; p = 0.00). However, the mean satisfaction scores in the group training and control groups did not show a statistically significant difference. In all three groups, the mean and standard deviation of sexual self-esteem scores four weeks after training did not show a significant difference. Conclusion: The results of this study demonstrated that individual-based training leads to an increase in sexual satisfaction. Utilizing this educational approach in comprehensive health centers can enhance women's sexual health and improve the dysfunctional cycle of family clinical relationships.
Family Economic Hardship and Adolescent Risk-Taking: The Mediating Role of Family Cohesion(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to examine the mediating role of family cohesion in the relationship between family economic hardship and adolescent risk-taking. Methods and Materials: A descriptive correlational research design was employed with a sample of 520 adolescents recruited from secondary schools in India, determined through Morgan and Krejcie’s sample size table. Data were collected using standardized self-report instruments: the Adolescent Risk-Taking Questionnaire (ARQ), the Economic Hardship Questionnaire (EHQ), and the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales (FACES IV). Statistical analyses were conducted using SPSS-27 and AMOS-21. Pearson correlation coefficients were calculated to determine associations among variables, and Structural Equation Modeling (SEM) was performed to test the hypothesized mediation model. Model fit was evaluated using Chi-square, χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA indices. Findings: Results indicated that family economic hardship was positively correlated with adolescent risk-taking (r = .42, p = .001) and negatively correlated with family cohesion (r = −.40, p = .001). Family cohesion was inversely related to adolescent risk-taking (r = −.36, p = .002). The SEM analysis demonstrated adequate model fit (χ²/df = 2.17, GFI = .93, AGFI = .90, CFI = .95, TLI = .94, RMSEA = .048). Direct paths showed that family economic hardship significantly predicted adolescent risk-taking (β = .38, p = .001) and negatively predicted family cohesion (β = −.41, p = .001). Family cohesion negatively predicted adolescent risk-taking (β = −.29, p = .002). The indirect effect of economic hardship on risk-taking via cohesion was significant (β = .12, p = .006), supporting the mediation hypothesis. Conclusion: Findings highlight that family cohesion partially mediates the link between economic hardship and adolescent risk-taking. Strengthening family cohesion may buffer adolescents from the adverse effects of financial strain and serve as a practical target for interventions aimed at reducing risk behaviors.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج بود. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. ۷۵ نفر از دانشجویان ورودی مهرماه ۱۴۰۲ دانشگاه آزاد اسلامی واحد الهیه مشهد به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه ۲۵ نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) گمارده شدند. گروه درمانی وجودی در قالب ۱۰ جلسه و گروه درمانی پذیرش و تعهد در قالب ۸ جلسه گروهی برگزار شد. ابزار پژوهش، مقیاس احساس تنهایی UCLA بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین گروه ها از نظر کاهش احساس تنهایی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01). هر دو گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری در احساس تنهایی نشان دادند و این کاهش در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری حفظ شد. همچنین، مقایسه میانگین ها نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد اثربخشی بیشتری نسبت به گروه درمانی وجودی داشت. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که هر دو رویکرد درمانی می توانند در کاهش احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج مؤثر باشند، اما مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد کارایی بیشتری دارد. بر این اساس، می توان از این روش ها در برنامه های مشاوره و سلامت روان دانشگاهی بهره گرفت.
مطالعه ظرفیت زن بودن براساس تجربه زیستۀ زنان ایرانی و با تأکید بر ابعاد اجتماعی- فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: الگوهای زنانه و مردانه بر اساس هر فرهنگی و هر زمانی متغیر است. این در حالیست که بیشتر آن چه ما می دانیم مربوط به فرهنگ های غربی است، بنابراین نیاز است تا پیشینه ی پژوهش بر اساس تمایزات آن چه زنانه و مردانه است در فرهنگ های مختلف غنی ترگردد. از این رو هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های زنانگی در فرهنگ ایرانی براساس تجربیات زیسته زنان ایرانی است. روش: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از سنت پدیدارشناسی توصیفی انجام گردید. زنان بین سنین 30 تا45 سال با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفت. همه ِ مصاحبه ها ضبط و سپس خط به خط دست نویس شد و در نهایت تحلیل و کدگذاری گردید. یافته ها: 18 مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و از تحلیل تجارب شرکت کنندگان پژوهش منجر به شناسایی 146 کد باز، 14 مفهوم و 2 مقوله اصلی در زمینه تجربیات زیسته زنان با مفهوم زنانگی شد که در این مقاله مضمون اصلی فرهنگ و تأثیرش بر ارائه مفهوم زنانگی مخصوصا در تجربه زیسته زنان ایرانی بررسی شد. نتیجه گیری: درنهایت با توجه به نتایج این پژوهش می توان به این موضوع پرداخت که با تگاهی دوباره به جنسیت به جای نگریستن به دوتایی زن و مرد، از زنانگی و مردانگی حرف بزنیم، زنانگی و مردانگی ای که، هر کس به فراخور میلش و خواسته اش می تواند بهره ای از آن را داشته باشد تا بتوان از زنانگی و مردانگی چندگانه حرف زد.
Influence of Corrupt Practices on Students’ Moral and Spiritual Development in Taraba State Institutions of Higher Learning
حوزههای تخصصی:
Objective: Corruption in higher education institutions poses a significant threat to students' ethical standards and spiritual well-being. In Taraba State, Nigeria, concerns have been raised about increasing incidences of unethical behaviors among academic staff and students. The study aimed to examine the influence of corrupt practices on the moral and spiritual development of students in tertiary institutions in Taraba State.
Methods: A descriptive survey research design was employed. The study population consisted of approximately 17,000 students. Using purposeful sampling, 200 students were selected based on their accessibility, willingness to participate, and relevance to the study’s focus. Data were collected using a structured instrument titled Corrupt Practices, Students’ Moral and Spiritual Development Questionnaire (CPSMDQ) , which demonstrated a reliability coefficient of 0.69 based on the Cronbach alpha method. Descriptive statistics (mean and standard deviation) were used to address the research questions, and the Chi-square test was applied to test the hypothesis at the 0.05 level of significance.
Results: Findings indicated a high prevalence of corrupt practices such as examination malpractice and sexual harassment. These behaviors significantly compromised students’ moral and spiritual development, contributing to the erosion of traditional values, reduced appreciation for diligence and creativity, and increased involvement in prostitution and sexual exploitation.
Conclusion: Corruption has a detrimental impact on the moral and spiritual growth of students in higher institutions. The study recommends that SERVICOM and institutional anti-corruption units be empowered and supported to investigate, monitor, and sanction corrupt practices within academic environments
The Effect of Self-Regulatory Education Based on the SRSD Model on Executive Function in Children with Learning Disabilities in Math and Writing Problems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Backgrounds: Children with learning disabilities are children who are weak in one or more basic psychological processes. Executive function is one of the important cognitive processes that play an important role in academic performance. Objectives: In this regard, the present study aimed to prepare a self-regulatory education program based on SRSD and investigate its effectiveness on executive function, Cognitive-Learning content areas and academic achievement of children with learning disabilities. Methods: The present study is a semi-experimental study with pre-test and post-test .sample of 30 children with learning disabilities in Gorgan, including 15 in the control group, and 15 in the experimental group was selected. The instruments used in this study included LEAF scale (2016) and WISC-IV (2003), which was implemented and scored in two stages, before and after the self-regulation training program based on SRSD. Data analysis was performed using multivariate variance analysis using SPSS software version 26. The P<0.05 were considered for data analysis and as significant levels respectively. Results: The results of multivariate variance analysis showed self-regulatory education has been able to reduce weaknesses in Cognitive-Learning content areas (Comprehension and Conceptual Learning) (p<0.001), executive function components (Factual Memory, Attention, Visual-Spatial Organization, Sustained Sequential Processing, Working Memory, Novel Problem Solving) ) (p<0.001), academic achievement (Mathematics Skills, Basic Reading Skills, Written Expression Skills) (p<0.001) and promote the components in these children. Conclusion: The findings of this study show that educational program can be effective in improving cognitive learning content, executive function components, and academic achievement in children with learning disabilities.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
77 - 92
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو انجام شد.
روش: پژوهش نیمه آزمایشی حاضر، با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری ۴ماهه با گروه کنترل، روی ۳۰ زن مبتلا به اختلال کندن مو مراجعه کننده به مراکز مشاوره درود (سه ماهه آخر ۱۴۰۲) که تشخیص موکنی بر اساس DSM-5 توسط دو روانشناس بالینی دریافت کرده بودند، انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اختلال کندن مو محققان بیمارستان عمومی ماساچوست (1980)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1990)، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱) بود. افراد به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی با استفاده از نرم افزار اختصاص تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش هشت جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی طبق پروتکل سگال و همکاران (2013) دریافت کرد، درحالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در SPSS26 تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو به طور معناداری مؤثر است (۱/۰>p).
نتیجه گیری: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مؤثر برای بهبود تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلابه اختلال کندن مو مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی براساس همخوانی تیپ های زمانی صبحگاهی - عصرگاهی زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
75 - 86
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی بر اساس سطوح همخوانی تیپ های زمانی صبحگاهی-عصرگاهی زوج ها انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی و از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری تمام زوجین شاغل در ادارات دولتی شهرستان تبریز در سال 1401بود. به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 185 زوج از بین جامعه آماری انتخاب و در این مطالعه شرکت کردند. پرسشنامه های کیفیت زندگی زناشویی (بازبی و همکاران، 1995) و صمیمیت زناشویی (واکر و تامپسون، 1983) توسط مردان تکمیل شد و پرسشنامه تیپ های زمانی صبحگاهی-عصرگاهی (هورن و استرنبرگ، 1976) جهت تعیین سطح همخوانی تیپ های زمانی زوج ها توسط هر دو زوج تکمیل شد. با مطابقت پاسخ های زوج ها در پرسشنامه تیپ های زمانی، شرکت کنندگان در سه گروه همخوانی تیپ های زمانی بالا (80 زوج)، متوسط (65 زوج) و پایین (40 زوج) قرار گرفتند. داده ها به روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری یک طرفه و با نرم افزار آماری SPSS24 تحلیل گردید. آزمون تعقیبی LSD نشان داد، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی در سه سطح همخوانی تیپ های زمانی صبحگاهی - عصرگاهی زوج ها در مقایسه باهم تفاوت معنی دار دارد (0/05>P). همخوانی بالا در تیپ های زمانی زوج ها با صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی بیشتر همراه است. نتیجه گیری می گردد، افرادی که در زندگی زناشویی دارای همخوانی در تیپ های زمانی صبحگاهی- عصرگاهی هستند، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی بهتری را تجربه می کنند.
Comparing the Effectiveness of Resilience Training and Acceptance and Commitment Group Training on Quality of Life in Students from Divorced Families, Controlling for Age at Divorce and Time Since Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of resilience training and acceptance and commitment group training on improving quality of life in male students from divorced families, while controlling for age at the time of parental divorce and the duration since the divorce. Methods and Materials: This quasi-experimental study was conducted on 90 male students in grades 5 to 9 from Kouhchenar County, whose parents were divorced. Participants were selected using convenience sampling from six schools with the highest prevalence of students from divorced families and were randomly assigned to three groups: resilience training (n = 30), acceptance and commitment training (n = 30), and control (n = 30). The interventions included ten 50-minute weekly sessions based on Kruger’s (2006) resilience protocol and eight weekly sessions based on Hayes and Rose’s (2008) ACT protocol. All participants completed the WHOQOL-BREF before the intervention, immediately after, and at a one-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and MANCOVA while adjusting for confounding variables. Findings: Significant improvements were observed in all four domains of quality of life—physical health, psychological health, social relationships, and environmental health—in both intervention groups across time (p < 0.001). The time × group interaction effect was also significant for all components (p < 0.001). Between-subjects analysis showed significant differences in posttest mean scores among the three groups (p < 0.001), and Bonferroni post hoc comparisons confirmed that both experimental groups outperformed the control group (p < 0.001), with the ACT group showing significantly greater improvements than the resilience group in all domains (p < 0.001). Conclusion: Both resilience training and ACT-based group training effectively enhanced the quality of life of students from divorced families; however, ACT demonstrated superior and more sustained improvements. These findings highlight the potential of ACT as a preferred school-based intervention for adolescents coping with familial disruption.
رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضرتوصیفی- همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال 1403 از مقطع کارشناسی تا دکتری بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس والدگری هلیکوپتری (HPS؛ لیموین و باچمن، 2011)، فرم کوتاه پرسشنامه خودتنظیمی (SSRQ؛ کری و همکاران، 2004) و پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه (MPAQ؛ سواری، 1392) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که اثرات مستقیم والدگری هلیکوپتری و خودتنظیمی بر اعتیاد به گوشی هوشمند معنادار بود (05/0>P)؛ همچنین اثر مستقیم والدگری هلیکوتری بر خودتنظیمی معنادار بود (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودتنظیمی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که والدگری هلیکوپتری به صورت مستقیم و با نقش میانجی خودتنظیمی بر اعتیاد به گوشی هوشمند در دانشجویان اثر داشت.
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خود محوری در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ زامستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
159 - 177
حوزههای تخصصی:
ارزیابی خود محوری در جنبه های مختلف زندگی، در مسئله تشخیص و درمان در تمامی دوره های سنی اهمیت دارد. با توجه به نبود ابزار مجزا در ایران جهت سنجش این سازه روانشناختی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خودمحوری در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز صورت گرفت. بدین منظور مقیاس خودمحوری به روش ترجمه و ترجمه معکوس آماده سازی شد و از بین کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 1402-1401 تعداد 300 دانشجوی دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. این افراد مقیاس خودمحوری تاجمیر ریاحی و همکاران (2022)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته آمز و همکاران (2006)، سؤالات بعد خودمحوری ماکیاولی پرسشنامه تجدید نظر شده اختلالات شخصیت ضداجتماعی سورمن (2016) و پرسشنامه همدلی داویس (1983) را تکمیل کردند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS انجام شد. آلفای کرونباخ برای مقیاس خودمحوری 884/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی پیرسون نشان دادند که مقیاس خودمحوری از روایی همگرا و واگرای مناسب و قابل قبولی برخوردار است. همچنین نتایج تحلیل اکتشافی شنان داد که تنها عامل استخراج شده درمجموع 70/55 درصد از واریانس را تبیین می کند. از طرف دیگر نتایج نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر ازنظر میزان خودمحوری تفاوت معنی داری وجود ندارد. به طورکلی یافته های پژوهش حاضر نشان داد که نسخه فارسی مقیاس خودمحوری ابزاری مناسب برای ارزیابی خودمحوری دانشجویان است.
اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری و ادراک بیماری در زنان مبتلا به سرطان سینه: یک کارآزمایی بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
371 - 381
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرطان به عنوان یکی از بیماری های ناتوان کننده در جهان شناخته می شود که آثار روانشناختی آن برای بیمار و خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش به بررسی اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری و ادراک بیماری زنان مبتلا به سرطان سینه پرداخته شده است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل و مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان دچار سرطان سینه شهر اصفهان تشکیل دادند. تعداد ۳۶ نفر به روش نمونه گیری در دسترس از بیمارستان سیدالشهدا انتخاب شدند. از پرسش نامه امیدواری اسنایدر و پرسش نامه کوتاه ادراک بیماری جهت بررسی نتایج درمان استفاده شد. جلسات طرح واره درمانی هیجانی بر اساس طرح واره درمانی هیجانی لیهی با ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای انجام شد. ابزار پژوهش پرسش نامه امیدواری اسنایدر و فرم کوتاه پرسش نامه ادراک بیماری بود. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه_گیری_های مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۳ استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی در مرحله پس آزمون و پیگیری بر ادراک بیماری تأثیر معنی داری داشت (۰۵/۰p<). همچنین طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود (۰۵/۰p<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی در مرحله پس آزمون و پیگیری بر ادراک بیماری تأثیر معنی داری داشت (۰۵/۰p<). همچنین طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود (۰۵/۰p<).