فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۹ مورد.
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
171 - 211
حوزههای تخصصی:
کنش های خشونت آمیز دانش آموزان در سطح مدارس، طی سال های اخیر به یکی از مسئله های اصلی نظام آموزش و پرورش تبدیل شده است، بگونه ای که هر روزه شاهد اتفاق های تلخ و خشونت آمیزی در سطح مدارس هستیم. این تحقیق با هدف تحلیل و دستیابی به شناختی از پدیده ی خشونت ورزی نوجوانان در مدرسه به روش کیفی و گرندد تئوری در سال تحصیلی 1401-1400 اجرا شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش 32 نفر از دانش آموزان دارای رفتارهای خشونت آمیز و 4 دانش آموز مطلع از این رفتارها بوده و در مجموع با 36 دانش آموز پسر مقطع متوسطه دوم شهر کرج مصاحبه صورت گرفته است. نمونه گیری بصورت هدفمند و با حداکثر تنوع بوده و مصاحبه ها بصورت فردی و بر اساس فرمت مصاحبه نیمه ساختار یافته، با توجه به تجارب مشارکت کنندگان انجام و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 20 تحلیل گردیده است. بر مبنای مدل اشتراوس و کوربین، متغیرهای «سبک مستبدانه فرزندپروری»، «مشکلات اقتصادی»، «نمایش هویت قلدرمآبانه»، و «نابسامانی خانوادگی» به عنوان شرایط علی و مقوله های «قلدری های مجازی» و «تعصب ورزی» به عنوان شرایط زمینه ای، «ناکارآمدی مدارس» و «کاهش سطح تاب آوری» به عنوان شرایط مداخله گر تعیین شدند. راهبرد نوجوانان دارای رفتارهای خشونت آمیز شامل قلدرنمایی، انکار خشونت ورزی و گفتگو (بحث و جدل به منظور حل تعارض) بوده است، که با پیامدهایی نظیر «آسیب های روانی»، «تنبیه»، و «پشیمانی و حسرت» مواجه شده اند. مقوله ی مرکزی پژوهش تحت عنوان «خشونت به مثابه واکنش فرد به برانگیختگی عصبیت» نام گذاری گردیده است.
تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر امید به آینده در جوانان شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امید به آینده یک مفهوم چند وجهی است که نقش مهمی در جنبه های مختلف زندگی انسان ایفا می کند. پرورش امید و تصاویر مثبت از آینده برای ارتقای رفاه، پیشرفت و بهزیستی افراد و جامعه در مواجهه با چالش ها ضروری است. این پژوهش به بررسی عوامل موثر در امید به آینده جوانان شهر زاهدان با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه می پردازد. بر این اساس 405 نفر از جوانان شهر زاهدان با روش نمونه گیری طبقه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد بین سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، ارزش های فرهنگی، سواد مالی، اعتماد به نفس و انگیزه پیشرفت با امید به آینده در جوانان رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیرهای مستقل تحقیق 56 درصد از تغییرات متغیر وابسته امید به آینده را تبیین می کند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن است که به ترتیب سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، انگیزه پیشرفت مهمترین عوامل تأثیرگذار در امید به آینده جوانان شهر زاهدان است. در این تحقیق، منابع خارجی امید(یعنی سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی و ارزش های فرهنگی) در تعامل با منابع درونی امید(یعنی سواد مالی، انگیزه پیشرفت و اعتماد به نفس) به عنوان پیش بینی کننده های امید به آینده جوانان شناخته شد. این یافته ها بر نقش مهم سرمایه-های اجتماعی، اقتصادی، روانی و فرهنگی در جلوگیری از ایجاد ناامیدی و تصویر منفی نسبت به آینده تأکید می کند. بنابراین، عوامل ساختاری بخصوص سرمایه اجتماعی در امید به آینده جوانان شهر زاهدان تأثیرگذار است.
همبستگی الهی با محرومان؛ دلالت های اجتماعی الهیات آزادی بخش در سنت مسیحی − اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۲
21 - 41
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: قرن بیست ویکم، عصر جهانی شدن علم و فناوری است؛ اما بسیاری از جوامع بشری درگیر بحران های متعددی هستند. میلیون ها انسان از بی عدالتی، ظلم و خشونت رنج می برند. انسان ها در جهان پسامدرن هنوز تحت فشار بیکاری، فقر، گرسنگی، سوء تغذیه و بی خانمانی هستند. پناهندگان و مردم به حاشیه رانده شده، قربانی جنگ و خشونت هستند و عذاب نژادپرستی و تبعیض را تحمل می کنند. در حال حاضر، مبارزات آزادی خواهانه این ستم دیدگان به امید رهایی از رنج و ستم در سطح گسترده ای شروع شده و همچنان نیز ادامه دارد. پشتوانه ایدئولوژیک چنین نهضت های آزادی بخش و ضد استعماری در جوامع مسلمان، آموزه های نوع دوستانه اسلام است. اسلام دین مهربانی نسبت به دیگران، برقراری عدالت بین آنها، اعطای حقوق آنها و دفاع از مظلومان و آزاردیدگان است. الهیات سیاسی اسلام به عنوان یک الهیات آزادی بخش مذهبی و ضد استعماری در واکنش به ظلم، استبداد، استثمار، مداخلات استعمارگران (امپریالیسم)، فساد، عقب ماندگی و فقر کشورهای جهان سوم (به ویژه خاورمیانه و برخی کشورهای آمریکای لاتین) شکل گرفت. اسلام از تمام آزادی خواهان جهان می خواهد که در برابر فقر و ستم سکوت نکنند و برای آزادی محرومان و ستم دیدگان و علیه ظلم و خشونت ساختاری قیام کنند. وظیفه شرعی مؤمن واقعی، مبارزه با شرایط موجود و تحقق عدالت اجتماعی و رفاه عمومی است. بنابراین، متکلمان آزادی خواه، الهیات را فقط «شناخت خداوند به نحو تئوریک» نمی شمارند، بلکه عملی کردن آن ازطریق مبارزه با فقر، ستم، تبعیض و شکاف طبقاتی می دانند. هدف این مقاله، تحلیل ریشه های این رویکرد انسان دوستانه در متون دینی مسیحیت و اسلام و شناسایی ویژگی های مشترک آن در این دو سنت است.روش: این پژوهش با استفاده از روش اسنادی و تحلیل محتوا انجام شده است. در این روش، ابتدا متون دینی و تاریخی مرتبط با موضوع الهیات آزادی بخش در اسلام و مسیحیت جمع آوری و سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل محتوا، مفاهیم و آموزه های مرتبط با این موضوع استخراج و تحلیل شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از منابع کتابخانه ای مانند کتب، مقالات و اسناد مرتبط با الهیات آزادی بخش، جامعه شناسی سیاسی و مطالعات دینی استفاده شده است. همچنین، از متون مقدس و روایی اسلام و مسیحیت برای استخراج آموزه های مرتبط با عدالت اجتماعی، مبارزه با ظلم و حمایت از محرومان بهره گرفته شده است. در مرحله تحلیل محتوا، مفاهیم کلیدی مانند عدالت، آزادی، ظلم، ستم، فقر، محرومیت و همبستگی با محرومان شناسایی و سپس روابط بین این مفاهیم با استفاده از رویکرد تطبیقی بین دو سنت دینی بررسی شده است. درنهایت، با استفاده از یافته های حاصل از تحلیل متون، الگویی برای الهیات آزادی بخش اسلامی با تأکید بر همبستگی با محرومان ارائه شده است.نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که الهیات آزادی بخش اسلامی، ریشه در آموزه های عدالت خواهانه و ضد ظلم اسلام دارد. اسلام با تأکید بر مفاهیمی مانند عدالت، مساوات، برادری و همبستگی اجتماعی، به مبارزه با هرگونه ظلم، ستم و نابرابری دعوت می کند. حمایت اسلام از جنبش های آزادی بخش بر اصولی چون سازش ناپذیری با ستمگران، پیوند معنوی، حبّ و بغض مقدس و عشق به مردم استوار است. الهیات آزادی بخش اسلامی، با تأکید بر نقش اجتماعی - سیاسی اسلام در مقابله با فقر، ستم و نابرابری نشان می دهد که اسلام نه تنها یک دین فردی، بلکه دینی اجتماعی و سیاسی است که به بهبود شرایط زندگی محرومان و ستم دیدگان توجهی ویژه دارد. همچنین، پژوهش نشان می دهد که بین الهیات آزادی بخش اسلامی و الهیات آزادی بخش مسیحی، نقاط مشترک بسیاری وجود دارد. هر دو رویکرد، بر عدالت، آزادی، همبستگی با محرومان و مبارزه با ظلم و ستم تأکید دارند. این نقاط مشترک، می تواند زمینه را برای گفت وگو و همکاری بین پیروان این دو دین در جهت تحقق عدالت اجتماعی و رفع محرومیت فراهم کند.بحث و نتیجه گیری: الهیات آزادی بخش اسلامی، به عنوان یک حوزه مطالعاتی نوظهور، نیازمند توجه و بررسی بیشتر است. این رویکرد، با تأکید بر آموزه های عدالت خواهانه اسلام و نقش اجتماعی−سیاسی این دین در مبارزه با ظلم و ستم، می تواند نقش مهمی در بهبود شرایط زندگی محرومان و ستم دیدگان ایفا کند. الهیات آزادی بخش اسلامی، با الهام از آموزه های مشترک بین اسلام و مسیحیت، می تواند زمینه ای برای گفت وگو و همکاری بین پیروان این دو دین در جهت تحقق عدالت اجتماعی و رفع محرومیت فراهم کند. این مقاله با به چالش کشیدن الهیات سنتی در پاسخگویی به نیازهای انسان مدرن، به تحلیل مختصات مشترک الهیات آزادی بخش اسلامی−مسیحی می پردازد. توضیح بیشتر اینکه الهیات سنتی، چه در اسلام و چه در مسیحیت، خدایی را محور مطالعه خود قرار می دهد که با صفات مطلقه، حاکم مطلق جهان، متعالی و منزه از جهان، بیرون از تاریخ و زمان، ازلی و ابدی، ثابت و ایستا، بدون تغییر و تحول و تأثیر و تأثر و غیر رابطه مند و غیر واکنشی تصویر می شود. این تصویر کلاسیک از خدا، نه تنها در دنیای مدرن کارایی خود را از دست داده، بلکه به ضرر انسان نیز تمام شده است. تخریب محیط زیست، نادیده گرفتن تنوع انسان ها و دامن زدن به تبعیض ها و بی عدالتی های اجتماعی ازجمله پیامدهای این تصویر است.در پاسخ به نیاز انسان مدرن، متکلمان به ارائه خوانشی کارآمد از الهیات روی آوردند. الهیات رهایی بخش، شاخه ای از الهیات مدرن است که ابتدا توسط متکلمان مسیحی پدید آمد. ریشه اصلی آن را باید در رویکرد افراطی متکلمان مسیحی به ایمان و معنویت فردی و غفلت از مسائل عینی و اجتماعی مردم دانست. بی اعتنایی کلیسا به این مشکلات، زمینه ظهور این مدل الهیاتی را در پاسخ به معضلات اجتماعی مانند فقر، بی عدالتی و سایر تبعیض ها فراهم کرد.این مقاله با الهام از مسیحیت، ریشه الهیات رهایی بخش را در رسالت ضد استبدادی اسلام جستجو کرد. اسلامی که با هدف رهایی کسانی نازل شد که زیر بار ظلم و ستم و تبعیض، کرامت انسانی خود را از دست داده بودند. این دین، حافظ ارزش های انسانی عدالت و برابری است و نمونه کامل آن، حضرت محمدn بود. اسلام، مکتب مبارزه با ظالمان و هر نوع ساختار تبعیض آمیز و خشونت آمیز است. الهیات سیاسی اسلام به عنوان یک الهیات آزادی بخش، در واکنش به ظلم، استبداد، استثمار، استعمار و فقر کشورهای جهان سوم شکل گرفت. با وجوداین، «الهیات آزادی بخش اسلامی»، موضوعی نسبتاً ناشناخته در دانش الهیات سیاسی است. این مقاله با ارائه یک مدل اسلامی برای الهیات سیاسی به عنوان الهیات آزادی بخش، ضمن تحلیل هندسه معرفتی و کاربردی این مدل، جایگاه واقعی آن را نشان می دهد.یافته ها نشان می دهد اصلی ترین مشخصه الهیات رهایی بخش مسیحی − اسلامی، وارد کردن ایمان به عرصه عمومی و صحنه عمل است. ایمانی که به اقدام رهایی بخش منجر نشود، فرد و جامعه را به رستگاری نخواهد رساند. اگر ایمان شخص به تغییر در شرایط نابسامان اجتماعی منجر نشود، فاقد ارزش است. بنابراین، ایمان و معنویت از منظر الهیات رهایی بخش، یک حقیقت زنده، پویا و متجلی در عمل است. مؤمن در قبال همنوع خود بی تفاوت نیست، به خلق خدا عشق می ورزد، در برابر ستمگران می ایستد و در کنار مظلومان می ماند.تقدیر و تشکر: نویسنده مقاله از تلاش های بی دریغ سردبیر محترم فصلنامه و داوران ارجمند که با پیشنهادات ارزشمندشان نگارنده را در انجام این پژوهش یاری رساندند، صمیمانه سپاسگزار است.تعارض منافع: نویسنده مقاله هیچگونه تعارض منافعی در انجام این پژوهش نداشته است.
تحلیل جامعه شناختی رابطه بین شاخص های کیفیت بافت شهری با انزوای اجتماعی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از آسیب های وارد شده به روابط اجتماعی، پدیده انزوای اجتماعی ناشی از تضعیف پیوندهای اجتماعی در جامعه مدرن است که به نوبه خود می تواند متاثر از بافت شهری امروزی نیز باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی جامعه شناختی رابطه بین شاخص های کیفیت بافت شهری و انزوای اجتماعی زنان در سال 1402 بوده است. جامعه آماری، زنان بالای 18 سال شهر اصفهان می باشند. نمونه گیری به روش خوشه ای از بین مناطق بالا، متوسط و پایین شهر (از مناطق سه گانه چند خیابان انتخاب و از هر خیابان چندکوچه و در هر کوچه چند نفر از زنان ساکن آن منطقه)صورت گرفته است. تعداد 350 نمونه با ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته اند . روایی و پایایی پرسشنامه به وسیله اساتید راهنما و همچنین آزمون های آماری مورد تایید قرار گرفت. نتایج داده ها به وسیله نرم افزار spss نشان می دهد که کیفیت بافت کالبدی، اقتصادی و اجتماعی با انزوای زنان رابطه منفی و معناداری دارد. یعنی با افزایش مطلوبیت و کیفیت بافت شهری، انزوای زنان در همه ابعاد تنهایی ، عجز، یاس اجتماعی و تحمل اجتماعی کاهش می یابد. تاثیر کیفیت کالبدی بر انزوای اجتماعی بیشتر از سایر ابعاد است (328/0-). بعد از آن به ترتیب کیفیت اجتماعی با ضریب (241/0-)، کیفیت فرهنگی با ضریب (232/0-) و کیفیت اقتصادی با ضریب (121/0-) بر انزوای اجتماعی زنان اثر دارد. همچنین نتایج کلی آزمون همبستگی بین کیفیت بافت شهری و انزوای زنان نشان می دهد دو متغیر با ضریب (257/0-) رابطه معنادار و منفی دارد. به این معنی که با افزایش کیفیت بافت شهری، میزان انزوای اجتماعی زنان کاهش می یابد.
مطالعه کیفی تجارب زیسته مادران از تأثیر دایه گری دیجیتال بر خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث در مورد دایه گری دیجیتال در ادبیات والدگری رسانه ای در مراحل اولیه خود به سر می برد. مطالعه تجارب زیسته می تواند نقش موثری در شناخت و توسعه ادبیات در این زمینه ایفا نماید. این پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسانه، تجارب زیسته 10نفر از مادران مشارکت کننده را با هدف کشف و توصیف دایه گری دیجیتال، مورد بررسی قرار داده است. تحقیق جهت گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختارمند و با روش نمونه گیری هدفمند بهره برده است. فرایند تحلیل در سه سطح کلان انجام شد. در سطح سوم تحلیل، حاصل یکسان سازی افق های فکری، تعداد 5 افق مربوط به دایه گری دیجیتال، 4 افق مربوط به استفاده از انواع صفحه نمایش و 11 افق مربوط به استراتژی ها و راهکارها بود. در سطح دوم، توصیفات منسجم روایات به تفکیک دایه گری دیجیتال، ابزارهای رسانه ای، استراتژی ها و راهکارها شکل گرفت و در سطح اول و در بالاترین سطح انتزاعی یا همان تحلیل، ادغام ساختاری توصیف های منسجم انجام شد. براساس یافته های این پژوهش، حضور و شیوع استفاده از ابزارهای رسانه ای در نگهداری از کودکان باعث ظهور فرهنگ "دایه گری دیجیتال" شده است. این امر نیاز به بازتعریف روابط و مناسبات اجتماعی والد-کودک، تعهدات اجتماعی والدین در قبال کودکان است. یافته های نهایی ارائه شده از تجربه زیسته مادران، شامل چهار کاربرد عمده مادران از رسانه ها برای فرزندانشان شامل صفحه نمایش به عنوان: پس زمینه، پرستار کودک، پستانک دیجیتال و مجموعه ابزار مراقبت از کودک مورد استفاده قرار می گیرد.
تبیین هنجارپذیری حجاب دختران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
هرچندحجاب در ابتدا یک دستور ساده دینی جلوه می کند،اما نحوه انجام آن از از سوی کنشگران اجتماعی در محیط های اجتماعی به خصوص در جامعه ایران به آن ویژگی خاص و پیچیده ای بخشیده است. در این پژوهش تلاش شده است پدیده هنجارگزینی حجاب در میان دخترانی که دارای مادرانی با رعایت کامل حجاب بوده اند، از منظر فرآیند اجتماعی شدن آنها، مورد بررسی قرار گیرد. مسئله اصلی تحقیق عبارت از این بوده است که:« مدل تبیینی در حفظ الگوی حجاب اسلامی دختران جواندر میان خانواده های پایبند به آن چیست؟».روش انجام پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بوده است.تعداد مصاحبه شوندگان 27 نفر که از طریق نمونه گیری نظری انجام شده است. مقوله هسته ای بدست آمده مفهوم « الگوپذیری اقناعی» بوده که توسط مدل تبیینی مورد تحلیل قرار گرفته است. مقولات انجام وظائف دینی،فضای غالبی خانواده، نوع رابطه با جنس مخالف و بخصوص مقوله «تاثیر مادر» به عنوان اصلی ترین عوامل در میان موجبات علّی برای نوع انتخاب پوشش دختران شناخته شد.تضعیف ساختاری نهاد خانواده در چند دهه اخیر به عنوان یکی از زمینه های کاهش تاثیرگذاری آن بر فرزندان قلمداد شده است که متناسب با رویکرد این پژوهش برای آن راهکارهائی پیشنهاد شده است.
نقش خانواده و رسانه در هم فرهنگی دانش آموختگان مدارس اسلامی و سایر مدارس شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
763 - 792
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، شناخت میزان و چگونگی هم فرهنگی (ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و الگوهای رفتاری) دانش آموختگان مدارس اسلامی و سایر مدارس (دولتی و غیردولتی) شهر تهران و تاثیر عوامل خانواده و رسانه بر آن است. روش این پژوهش، پیمایشی می باشد؛ برای جمع آوری داده ها از ابزار «پرسشنامه محقق ساخته برخط» استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مدارس اسلامی و سایر مدارس شهر تهران که در سه سال اخیر از دبیرستان و هنرستان دانش آموخته شده اند، می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 385 نفر دانش آموخته مدارس اسلامی و نیز 384 نفر از دانش آموختگان سایر مدارس شهر تهران، مجموعا 769 نفر مورد آزمون قرار گرفتند. اعتبار پژوهش با روش های صوری نظر خبرگان و اعتبار سازه با روش تحلیل عاملی تاییدی و با نرم افزار AMOS محاسبه شد و مورد تایید قرار گرفت؛ شاخص های برازش مدل و نیز مقدار آلفای کرونباخ در سطح مطلوب و قابل استنادی قرار دارد و پایایی بالای تحقیق را نشان می دهد. نتایج تحقیق با استفاده از آزمون t با نرم افزار SPSS نشان می دهد که دانش آموختگان مدارس اسلامی، نسبت به دانش آموختگان سایر مدارس شهر تهران، از هم فرهنگی و اشتراک بیشتری در عناصر فرهنگی (شامل ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و الگوهای رفتاری) برخوردار هستند. یافته های تبیینی تحقیق در قالب الگوی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار AMOS نشان داد: عوامل «خانواده» و «رسانه» بر هم فرهنگی دانش آموختگان مدارس اسلامی اثر دارد
راهبردهای ساده سازی خط مشی گذاری عمومی: بررسی چارچوب ها، نظریه ها و الگوها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
95-125
حوزههای تخصصی:
سطوح مفهومی مختلف خط مشی گذاری عمومی مانند چارچوب ها، نظریه ها و الگوها، برای ارتقا فهم از موقعیت و ساده سازی آن طراحی و تدوین شده اند ولی استفاده از آن ها، نیازمند شناخت تمایز آن ها با یکدیگر است. این پژوهش، از حیث جهت گیری پژوهش بنیادی، از نظر نوع داده ها کیفی است که برای تجزیه وتحلیل داده ها، از روش مرور ادبیات نظام مند استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مفاهیمی از خط مشی گذاری عمومی که قابل طرح در سطح چارچوب هستند شامل چارچوب توسعه و تحلیل نهادی و چارچوب ائتلاف مدافع، مفاهیم مطرح در سطح نظریه شامل نظریه تعادل گسسته، نظریه جریانات چندگانه، نظریه شبکه های خط مشی و نظریه ساخت اجتماعی و مفاهیم قابل بررسی در سطح الگو شامل الگوی عقلایی، الگوی فرایندی، الگوی نهادی، الگوی سیستمی و الگوی آشفته می شوند. علاوه بر این، سطوح مفهومی خط مشی گذاری عمومی از طریق معیارهای مشترکی با یکدیگر نیز دارای ارتباط طولی هستند. این معیارها عبارت اند از: هدف، نگاه به بازیگران و عرصه کنش. بررسی این سطوح مفهومی و مقایسه آن ها با یکدیگر، دانش پژوه خط مشی را توانا می سازد تا اثر علمی خود را میان این سطوح مفهومی تعیین وضعیت کند، محدوده و مرزهای آن را تعیین کند و از مشتبه سازی الگوها با نظریه ها و نظریه ها با چارچوب ها پرهیز کند.
تحلیل جامعه شناختی روند تحولات ساختاری خانوادیه ایرانی در پنج دهه گذشته (1395-1345) و پیش بینی روند تحولات آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهدف این مقاله تحلیل جامعه شناختی تغییرات خانواده در ایران در پنج دهیه گذشته (1395-1345) و پیش بینی روند تحولات آن در آینده است. چارچوب نظری مقاله بر نظریه های جامعه شناسی خانواده استوار و بر پاسخ به چند سؤال اساسی، ساختار خانوادیه ایرانی در پنج دهیه گذشته از چه ابعادی تحول یافته اند؟؛ تحولات ساختار خانواده در ایران را چگونه می توان تبیین کرد؟ و ساختارهای خانوادیه ایرانی چه تغییراتی در آینده خواهند کرد؟ متمرکز است. روش تحقیق در مطالعیه حاضر ترکیبی از روش اسنادی، روندپژوهی یا رویکرد طولی (شبه پانلی) و تحلیل ثانوییه داده های مختلف است. برای بخش های مقدمه، چارچوب نظری و بخشی از یافته های تحقیق از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. روند پژوهی مبتنی بر تحلیل ثانوییه داده های سرشماری های عمومی نفوس و مسکن ایران در سال های 1395-1345، آمارهای مرکز آمار ایران، سازمان ثبت و احوال، صندوق جمعیت سازمان ملل متحد و سایر مراکز علمی و تحقیقاتی معتبر است. پیش بینی تحولات آیندیه خانواده با استفاده از روش های تکنیکی پیش بینی و آینده پژوهی سازمان های ملی و بین المللی معتبر داخلی و خارجی انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که تحولات بسیار مهمی در ابعاد مختلف خانواده رخ داده است؛ ازجمله: «کاهش نرخ فرزندآوری»، «کاهش خانوادیه گسترده»، «افزایش در سهم سایر انواع خانواده»، «افزایش سن ازدواج»، «کاهش میزان ازدواج» و «افزایش میزان طلاق». دلایل این تغییرات به روندهای توسعیه ایران در ابعاد شهرنشینی، رشد سواد ازجمله سواد و اشتغال زنان در 50 سال گذشته برمی گردند. پیش بینی ها نشان می دهد در آینده در ایران خانوادیه گسترده کماکان کاهش می یابد، انواع خانواده های جدید تقویت می شوند؛ اما شکل غالب خانواده، «خانوادیه هسته ای» با فرزند یا بدون فرزند خواهد بود، جمعیت ایران سالمندتر می شود، نرخ باروری کماکان پایین تر از سطح جایگزینی باقی خواهد ماند، سن ازدواج افزایش خواهد یافت و میزان ازدواج کمتر و میزان طلاق بیشتر خواهد شد.
انسجام اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن در بین جوانان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۹
163 - 185
حوزههای تخصصی:
انسجام به عنوان یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر توسعه اجتماعی جوامع، فرآیندی از ادغام فرد در جمع است که با کنش های اظهاری و اخلاقی شکل می گیرد. طی شکل گیری این مولفه، عوامل اجتماعی و فرهنگی بسیاری همچون دینداری، هویت قومی، احساس محرومیت نسبی و ... تاثیرگذارند. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر انسجام اجتماعی جوانان شهر اهواز بوده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی –پیمایشی است. جامعه آماری، جوانان زن و مرد 18 تا 29 ساله ی شهر اهواز در سال 1402 با جمعیت 1245237نفر است؛ حجم نمونه طبق جدول مورگان 384 نفر بوده است که به شیوه نمونه گیری خوشه ای سه مرحله ای توزیع شده است؛ ابزارگردآوری اطلاعات پرسشنامه های انسجام اجتماعی فلنسبرگ(2006) با22 گویه، دینداری گلاک و استارک(1965) با 29گویه، محرومیت نسبی لهسائی زاده(1391) با 6گویه و هویت قومی حاجیانی( 1388) با 15 گویه بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش توصیفی بیانگر آن است که شهروندان از سطح متوسط انسجام اجتماعی، هویت قومی و احساس محرومیت نسبی و سطح بالای دینداری برخوردار بوده اند. یافته های استنباطی نیز بیانگر تایید فرضیات تاثیر دینداری و هومیت قومی بر انسجام اجتماعی و رد فرضیه تاثیر احساس محرومیت نسبی بر انسجام اجتماعی بوده است. با تقویت دینداری و هویت قومی و تضعیف احساس محرومیت نسبی در جامعه مورد بررسی با ویژگی خاص تکثر قومی و فرهنگی می توان به تقویت انسجام اجتماعی و پیرو آن انسجام ملی پرداخت.
پیشران های کلیدی حکمرانی آکادمیک در نظام آموزش عالی ایران با رویکرد تحلیل تأثیر متقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
9 - 38
حوزههای تخصصی:
حکمرانی آکادمیک یک مفهوم نوظهور در نظام آموزش عالی است و به مجموعه ای از قوانین، سیاست ها و قواعدی اشاره دارد که مسئولیت ها و نقش های مختلف ذینفعان را تعیین می کند. در این نظام، دانشگاه ها به عنوان مراکز اصلی فعالیت در حوزه آموزش عالی، نقشی حیاتی دارند. این مفهوم در آموزش عالی ایران به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه و پیشرفت دانشگاه ها و تحقق اهداف آموزش عالی تأثیر بسزایی دارد. با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی حکمرانی آکادمیک در آموزش عالی ایران طراحی و اجرا شده است. این مطالعه یک پژوهش ترکیبی اکتشافی بود که با استفاده از روش آینده پژوهی، بین سال های 1402 تا 1403 انجام شد. جامعه پژوهش شامل روسای دانشگاه های تهران و خبرگان آموزش عالی بود. در ابتدا با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان عوامل مؤثر بر حکمرانی آکادمیک در آموزش عالی شناسایی و سپس 22 عامل کلیدی در شش بعد اصلی تعیین شدند. در مرحله بعد با روش تحلیل ساختاری، پیشرانهای کلیدی حکمرانی آکادمیک در آموزش عالی ایران بررسی قرار گرفت و دو عامل "جهانی شدن" و "تعاملات بین المللی و مراودات سیاسی" بعنوان پیشرانهای کلیدی حکمرانی آکادمیک در آموزش عالی ایران شناسایی شدند.
تعامل مطلوب با پیام از منظر قرآن کریم و ارائه الگوی راهبردی مطلوب در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ثمربخشی ارتباطات و تعاملات انسانی در توجه به اصول حاکم بر نحوه ارتباط می باشد که بخش مهمی از آن مربوط به تعامل مناسب با پیام و محتوای آن است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی مهم ترین ملاحظات و دستورهای قرآنی در تعامل بهینه با پیام است. بررسی سطح تأثیر پیام های دیداری- شنیداری در یادگیری مخاطبان و نحوه تعامل با این پیام ها از منظر آیات قرآن. روش پژوهش از نوع پدیدارشناسی توصیفی و شیوه تجزیه وتحلیل مطالب به روش کلایزی انجام شده است. برای این منظور خوانشی مروری بر آیات قرآن کریم انجام شد و تمامی آیاتی که به نحوی با موضوع پیام مرتبط بوده استخراج گردید. سپس داده های استخراج شده در مراحل تجزیه وتحلیل کلایزی دسته بندی و اعتبارسنجی شده و در نهایت، استنباط مرتبط از دسته های موجود، استخراج گردید. نتایج پژوهش در دو بخش کلی تعامل مطلوب با محتوای پیام و بهره مندی مطلوب از اصول حاکم بر پیام رسانی، استخراج شده است. بخش اول، خود دارای دو زیرمجموعه استقبال از محتوای پیام مطلوب در سه بخش (حیات بخش و هشداردهنده، حق نما و باطل گریز، با پشتوانه تدبیر و عقلانیت) و پرهیز از محتوای پیام نامطلوب در هشت بخش (مشکوک، بیهوده، بدون دلیل و سند، ظنی، بی پایه اجتماعی، تخریب گر، وسوسه برانگیز، غنا و موسیقی) می باشد. در بخش دوم، یازده اصل کلی حاکم بر پیام رسانی از متن آیات قرآن کریم استخراج گردیده است.
بازی های دیجیتال: کارکرد مثبت بازی های جدی در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی های دیجیتال با مخاطب سه میلیاردی در دنیا و 34 میلیونی در ایران مهم ترین رسانه عصر حاضر برای انتقال پیام به شمار می روند. چه ازنظر نرخ رشد پذیرش این رسانه در میان مردم و چه از منظر شیب فزاینده درآمدزایی آن در میان صنایع خلاق و فرهنگی توجه به بازی های دیجیتال به عنوان ابزاری برای سرگرمی حیاتی است. بازی های جدی یا بازی های هدفمند دسته ای از بازی های دیجیتال هستند که با اهدافی فراتر از سرگرمی و به منظور اهدافی مانند آموزش، سلامت یا تبلیغات تولید می شوند. این بازی ها که تبدیل به موج پژوهشی جدیدی از ابتدای سال 2000 در دنیا شدند، مبتنی بر تحقیق و توسعه ساخته می شوند، تعامل قابل توجهی را با انسان برقرار کرده که به وی در زیست بهتر کمک می کنند. بازی های جدی به عنوان شبیه سازی از دنیای واقعی، طی دو دهه گذشته بسیار موردتوجه قرار گرفته اند. هدف از این پژوهش مروری بر مطالعات صورت گرفته درزمینه بازی های جدی به ویژه در حوزه آموزش، سلامت، تبلیغات و اثرات اجتماعی است که چگونه به انسان برای تغییرات مثبت کمک کرده اند. روش این پژوهش کتابخانه ای است و داده ها از طریق فیش برداری تهیه و تحلیل و توصیف شده اند. نتایج مطالعات نشان داد که بر اساس اهداف موردنظر توسعه دهندگان بازی های جدی، گروه مخاطبان هدف و زمینه کاربردی بازی ها با یک رسانه غیرقابل انکار، جذاب، تعاملی و سرگرم کننده مواجه هستیم که از قدرت بسیار بالایی برای القای مفاهیم آموزشی برخوردار است. تعداد بازیکنان در ایران و جهان نشانگر یک جامعه بزرگ مبتنی بر فناوری، همراه با خرده فرهنگ های متعلق به خود است که می توان از قابلیت های مثبت بازی برای آموزش، فرهنگ پذیری و توانمندسازی این نسل به درستی استفاده کرد. این پژوهش به مرور و بررسی مهم ترین و اثرگذارترین بازی های جدی تولیدشده در جهان در زمینه های آموزش، درمان و سلامتی و همچنین تبلیغات پرداخته و سعی بر اشاره به نیازهای جدید ایجادشده در این حوزه ها دارد.
چگونه تایید سلبریتی بر مقاصد رفتاری تاثیر می گذارد؟ نقش تعدیلگر ارزش ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از محبوب ترین استراتژی های تبلیغاتی استفاده از تاییدکننده های مشهور است و هدف از توسعه این مقاله تحقیقاتی، ارزیابی تأثیر مزایای تایید سلبریتی و بررسی اثر تعدیل کننده ارزش درک شده محصولات سودمندگرا و لذت بخش است. روش پژوهش حاضر کمی و نمونه ای 220 نفره از دو گروه مصرف کنندگان محصولات سودمندگرا (محصولات رونیکس) و لذت جویانه (محصولات بیژن) که هر گروه شامل 110 نفر بودند تشکیل گردید و جهت بررسی تایید سلبریتی بر مقاصد رفتاری از دو تبلیغ آقای میلاد کی مرام برای محصولات رونیکس و آقای امین حیایی برای محصولات بیژن استفاده گردید و از تکنیک "مدل سازی معادلات ساختاری" برای ارزیابی فرضیه تحقیق استفاده شد. در نهایت، اثر تعدیل کننده ارزش درک شده در دو گروه مصرف کننده کالای سودمندگرا و لذت بخش ارزیابی گردید. یافته های تحقیق نشان می دهد که نوع محصول ارزش درک شده توسط مصرف کننده برای مزایای لذت گرایانه و سودمندگرا، ابزارهای ارتقای فروش را در محصولات سودمندگرا بر قصد خرید تعدیل می کند و در گروه لذت گرایانه اثر تعدیل کننده ندارد. همچنین مشخص شد تایید سلبریتی بر مقاصد رفتاری مصرف کنندگان در هر دو گروه اثر بخش می باشد و تصویر برند نقش میانجی در رابطه تایید سلبریتی و مقاصد رفتاری در گروه ارزش درک شده سودمند گرا تاثیر گذار می باشد. یافته های این تحقیق می تواند برای بازاریابان مفید باشد تا یک استراتژی ارتقای مقاصد رفتاری مؤثر را با در نظر گرفتن تأثیر متفاوت طبقه بندی ارزش درک-شده از محصولات مزایای پیشبرد فروش را توسعه دهند.
علل استفاده دختران جوان تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۳شماره ۶۸
235 - 262
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف علل استفاده دختران جوان تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دختران جوان 18 تا 25 ساله شهر تهران می باشد که با روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد 384 نمونه انتخاب شدند. جهت محاسبه روایی از برخی از اساتید و خبرگان و ناظر به پایایی آلفای کرونباخ (92/0 = آلفا) به کار گرفته شده است. در این پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی (آزمونهای تی استیودنت و رگرسیون خطی) استفاده شده است. یافته ها نشان داد که علل استفاده از اپلیکیشن های موبایلی دینی در جامعه مورد مطالعه نسبتا مطلوب (در حد متوسط) می باشد. دو مولفه ی وفاداری و حریم خصوصی به ترتیب با میانگین 45/3 و 42/3 بیشترین علل استفاده دختران تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی و دو مولفه کارایی و محتوای کاربردی به ترتیب با میانگین 59/1 و 14/2 کمترین علل استفاده آنان از اپلیکیشن های مذکور می باشد. با توجه به نتایج ضریب رگرسیون خطی می توان اشاره نمود که از دیدگاه دختران جوانی تهرانی متغیرهای مورد بررسی به ترتیب شامل محتوای کاربردی (84/0)، کارایی (80/0)، رضایمندی (78/0)، حریم خصوصی (74/0) و وفاداری (73/0) بیشترین تاثیر مثبت و معناداری را داشتند. بنابراین طراحان اپلیکیشن های موبایلی دینی می توانند اطلاعات محصول خود را با توجه به برنامه های فراوانی با هدف پاسخگویی به نیازهای متنوّع فرهنگی و دینی مد نظر مخاطبان خود پیش بینی و برنامه ریزی کنند.
رسانه و ضوابط فقهی حاکم بر آن در حوزه اطلاع رسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
174 - 203
حوزههای تخصصی:
هدف: اثر اخبار در جامعه، اهمیّت وافر بحث از ضوابط در حوزه اطلاع رسانی و تعیین محدودیت هایی را در این زمینه مشخص کرده است. هدف این مقاله بررسی محدودیت های اطلاع رسانی در عرصه ارتباطات است.روش پژوهش: با روش توصیفی تحلیلی، محدودیت های اطلاع رسانی و پخش اخبار، از جمله؛ صدق و کذب، اشاعه فحشاء، تحریف در خبر، ظلم و بی انصافی و .... مورد بررسی تا بتوان احکام مرتبط با قوانین اطلاع رسانی در رسانه را بصورت بین رشته ای مورد فحص و تحقیق قرار داد. یافته ها: بی تردید رسانه و ابزار اطلاع رسانی نقش مهمی در آگاهی افراد جامعه دارد و باید ضوابط مواجهه جامعه با اخبار و اطلاعات گوناگون مطابق احکام رسانه تنظیم شود. داعی فقه رسانه ایجاد چارچوب و مجموعه مقررات پیرامون رسانه براساس فقه امامیه است. نگاه فقهی به کارکردهای رسانه باعث می شود انگارها درباره این بخش بیشتر تبیین شود. نتیجه گیری: نتایج حاصله از این تحقیق حاکی از آن است که میان فقه، رسانه و ارتباطات اشتراک در موضوع، قلمرو، اهداف و کاربرد وجود دارد و اصل اولی در اطلاع رسانی عدم انحصار می باشد تا زمانی که موجب خلل، ناامنی و مصلحت جامعه اسلامی را به خطر نیندازد و وقتی قابل انتشار است که در وثاقت خبر اطمینان حاصل شده باشد. لذا رعایت ضوابط و محدودیت ها موجب جلوگیری از خسارات جبران ناپذیری اخلاقی و حقوقی خواهد شد.
ویژگی های دراماتیک شخصیت در برنامه های تلویزیونی عروسکی پیش دبستانی (با تأکید بر الگوی یادگیری غیر دستوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
183 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین ویژگی های مؤثر شخصیت عروسکی در برنامه های تلویزیونی عروسکی پیش دبستانی، از طریق استخراج مقوله ها و زیرمقوله های مشترک بین شاخصه های دراماتیک شخصیت و الگوی یادگیری غیردستوری است. روش تحقیق، از نوع کیفی و توصیفی- تحلیلی (مطالعه موردی) با مقوله بندی و رویکرد استقرایی است. به این منظور، شخصیت «بارنی» از مجموعه «بارنی و دوستان»- به عنوان موردمطالعه- به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه موردبررسی انتخاب شده است. سپس شش مقوله اصلی افشای ماهیت شخصیت از دیدگاه آلن آرمر و تأثیر الگوی یادگیری غیردستوری، بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد ویژگی های مورد مطالعاتی (شخصیت بارنی)، تا حد زیادی به ویژگی های دراماتیک با تأکید بر الگوی یادگیری غیردستوری نزدیک است. بنابراین، زیرمقوله های استخراج شده با تأکید بر الگوی آموزشی غیردستوری، ارتباط مستقیمی با خلق شخصیت های عروسکی مناسب برای مجموعه های آموزشی دارند. لذا می توان براساس ماهیت و موقعیت آموزشی برنامه از این الگوی آموزشی در طراحی شخصیت عروسکی بهره برد.
تربیت رسانه ای یا رسانه تربیتی: چالش گفتمانی سیاستگذاری در نظام تربیتی ایران
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
68 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از تدوین این مقاله، تبیین، توصیف و تحلیل مفاهیم متناظر با دو گفتمان «تربیت رسانه ای» و «رسانه تربیتی» به مثابه دو گفتمان مرتبط با سیاست گذاری در نظام تربیتی از یک سو واستنتاج دلالت های هر یک از این دوگفتمان در پداگوژی از سوی دیگر، و درنهایت تبیین نقش تکنولوژی به عنوان میانجی، و نقش آن در کاربست و همگرایی و همسویی دو گفتمان مذکور در سیاست گذاری های تربیتی است.روش شناسی پژوهش: در تدوین این مقاله از روش تحلیل مفهوم، نوسازی مفهومی، تحلیل انتقادی دو گفتمان و استنتاج دلالت ها بهره گرفته شده است.یافته ها: یافته ها بیانگر این واقعیت هستند که فناوری به مثابه میانجی با کارکردی چون تلفیق می تواند بین دو گفتمان تربیت رسانه ای و رسانه تربیتی نوعی همگرایی و همسویی ایجاد نماید؛ به گونه ای که سیاست گذاران تربیتی بتوانند همزمان اقتضائات و ملزومات هر دو گفتمان را در عمل سیاست گذاری خود در نظر گیرند. همچنین سیاست گذاران تربیتی نباید از نقش حیاتی فناوری به عنوان میانجی در سیاست گذاری های تربیتی غفلت نمایند.
نقش عملیات روانی دشمنان در مدیریت رسانه و ارائه راهکارهای مقابله ای از منظر قرآن کریم
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۳
33 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله تلاش می کند با هدف تبیین نقش عملیات روانی دشمنان در مدیریت رسانه نسبت به ارائه راهکارهای مقابله ای از منظر قرآن کریم اقدام کند. به همین منظور با بررسی تکمیلی تمامی آیات شریفه قرآن، تعداد 1701 آیه در ارتباط با موضوع تحقیق از قرآن کریم استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.روش شناسی پژوهش: این پژوهش با روش آمیخته انجام شده و در تحلیل کیفی بر اساس نظریه زمینه ای (گرندد تئوری) با کدگذاری از طریق نرم افزار مکس کیودا و در تحلیل کمّی از جامعه آماری تحقیق مشتمل بر آیات شریفه قرآن کریم، تفاسیر مرتبط و همچنین 80 نفر از صاحب نظران استفاده شده و از نوع کاربردی است. روش گردآوری داده ها میدانی (پرسشنامه) و کتابخانه ای (اسناد و مدارک) است . برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای اس پی اس اس و مکس کیودا استفاده شده است. به منظور استخراج آیات شریفه قرآن از جدول فراوانی توزیع کلمات قرآن بهره برداری شده است.یافته ها: بر اساس یافته های مقاله حاضر اکثریت مطلق (87.36% جامعه نمونه) معتقد هستند که عملیات روانی دشمنان در مدیریت رسانه تأثیرگذار بوده و قرآن کریم راهکارهای متقن و مناسبی برای مقابله با آن ارائه کرده است.بحث و نتیجه گیری: اقداماتی از قبیل بصیرت افزایی، ارتقای علم و دانش، تشخیص اعتقادات رسانه ها، اتخاذ سیاست های جذب مخاطب، به کارگیری مناسب قلم و کلمه در مقابله با عملیات روانی دشمنان در فضای رسانه ای امروز بسیار موثر است.
مروری بر تاریخچه پیدایش، رویکردهای سیاستی و مؤلفه های عملکردی ساختارهای قرآنی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ بهار ۱۴۰۳شماره ۶۵
7 - 43
حوزههای تخصصی:
انتقاد درباره وجود ناکارآمدی و موازی کاری در نهادهای فرهنگی و از جمله ساختارهای قرآنی امری شایع و نیازمند بررسی علمی است. بر این اساس، مقاله پیشِ رو سیاستگذاری قرآنی در جمهوری اسلامی ایران را مورد مطالعه قرار داده و برای انجام این مهم از روش تحلیل اسنادی استفاده شده است. همچنین، برای جمع آوری داده ها به اساسنامه، ساختار اداری و گزارش عملکرد هریک از نهادها و سازمان های مورد مطالعه مراجعه شده است. بر اساس یافته های تحقیق، نهادهای فعال در حوزه های قرآنی سه دسته هستند: الف) ساختارهای نسبتاً مستقل قرآنی، ب) ساختار های قرآنی که زیرمجموعه دستگاه های فرهنگی دیگر قرار داشته و به لحاظ اداری به آنها وابستگی کامل دارند، ج) ساختارهای فرهنگی که بخشی از فعالیت آنها قرآنی است. مطابق بررسی صورت گرفته، مسایل ساختاری در حوزه فعالیت های قرآنی، سازماندهی نامناسب دستگاه های ذی ربط، هم افزا نبودن تنوع میان زمینه های پیدایش نخبگی در امور قرآنی و متمرکز نبودن مسئولان ارشد سازمان های مربوطه بر فعالیت های قرآنی ازجمله چالش های موجود ساختارهای قرآنی در کشور است. تحلیل داده ها مشخص می کند به رغم ظرفیت های موجود در کشور فاصله زیادی تا دستیابی به اهداف تبیین شده توسط رهبر انقلاب در حوزه قرآن وجود دارد. مردمی کردن و تعامل پویا با ظرفیت های مردمی قرآنی مهم ترین راهکار پیشنهادی است لکن به منظور اصلاح وضعیت موجود، ساماندهی ساختارهای قرآنی می تواند از طرق زیر پیگیری شود: 1. ادغام ساختاری دستگاه های دسته نخست،2. هماهنگی و جهت دهی ساختارهای دسته دوم ازطریق تعریف همکاری های مشترک، و در نهایت3. همسوسازی ساختارهای گروه سوم با ایده های کلان نظام در این حوزه به واسطه حضور و مشارکت در شورای برآمده از ساختارهای ادغام شده.