ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
۲۰۱.

بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی بر ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهر مشکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تفکر مراقبتی مهارت های اجتماعی حل مساله همدلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
پیشینه و اهداف: مهارت های اجتماعی نقش مهمی در رشد روانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. تفکر مراقبتی که بر ارزش ها، احساسات و مسئولیت پذیری تأکید دارد، به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای این مهارت ها مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تفکر مراقبتی در بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه ششم شهرستان مشکان بود. روش ها این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی شهرستان مشکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. تعداد ۳۰ دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه ای آموزش تفکر مراقبتی را دریافت کرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (۱۹۸۳) بودند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تفکر مراقبتی به طور معناداری مهارت های اجتماعی دانش آموزان گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل افزایش داد (p < 0.001). اندازه اثر 0.352 نشان دهنده تأثیر قابل توجه این مداخله بود .نتیجه گیری: آموزش تفکر مراقبتی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در ارتقای مهارت هایی مانند ارتباطات، همدلی، همکاری، حل مسئله و مدیریت هیجان در دانش آموزان به کار گرفته شود. این روش به بهبود سلامت روانی-اجتماعی و تربیت شهروندانی مسئولیت پذیر و همدل کمک می کند.
۲۰۲.

نظام آموزش نسل چهار: شناسایی فناوری های نوین و امکان سنجی پیاده سازی آن در دانشگاه های کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش 0/4 آموزش مهندسی فناوری های آموزشی آموزش عالی صنعت 0/4

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۸
جهان امروز در حال تجربه یک موج تغییر با فناوری های دیجیتال و تغییرات فن آورانه است که روندها را تعیین می کنند و بر هر جنبه ای از زندگی تأثیر می گذارد، فناوری های جدید زندگی انسان را به طرق مختلف بهبود می بخشد. برای همگام شدن با این موج تغییر، باید نظام آموزشی کشور را به روز کرد تا این تغییرات از سنین پایین تر در اولویت قرار گیرد. این شامل ادغام فناوری ها در سرفصل آموزشی و پرورش یک محیط یادگیری است تا نوآوری و حل مسئله را تشویق کند و از آن به عنوان آموزش 0/4 یاد می شود. هدف از این مقاله شناسایی فناوری هایی که لازمه ی پیاده سازی آموزش 0/4 است، می باشد و پس از شناسایی بررسی می کند که آیا مراکز آموزش عالی امکان پیاده سازی این فناوری ها را دارد یا خیر؟. برای دستیابی به این هدف بیش از 70 مقاله منتشر شده لاتین موردمطالعه قرار گرفت. با توجه به هدف تحقیق، روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) برای انجام تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. این پژوهش از منظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی و شیوه گردآوری داده ها اسنادی-کتابخانه ای و میدانی می باشد. پس از بررسی کامل مقالات تعداد 27 مضمون پایه شناسایی شد که در 7 دسته مضمون سازمان دهنده ی: 1-فناوری های ارتباطی و شبکه، 2- محتوای تعاملی، 3- فناوری های مبتنی برهوش مصنوعی، 4-فناوری های آموزشی، یادگیری و تعاملی 5-  فناوری های دیجیتال، 6- فناوری های واقعیت و شبیه سازی، 7- فناوری نوآورانه قرار گرفت و در نهایت مضامین سازمان دهنده در 2 دسته بندی فراگیر،1- فناوری های ارتباطی و آموزشی و 2- فناوری های نوین و هوش مصنوعی قرار گرفتند. پس از تهیه و توزیع پرسشنامه، باتحلیل داده های بدست آمده از 6 دانشگاه کشور جهت امکان سنجی پیاده سازی این فناوری ها نتیجه شد که دانشگاه ها آمادگی لازم جهت تهیه و بکارگیری فناوری های مرتبط با نظام آموزش نسل 0/4 را ندارند.
۲۰۳.

نقدی بر آرا صادره در خصوص ورشکستگی اشخاص حقیقی در آرا صادره از دادگاه حقوقی شهرستان (الف)

کلیدواژه‌ها: ورشکستگی اشخاص حقیقی قانون تجارت وحدت رویه قضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه و هدف: ورشکستگی به عنوان یکی از مباحث اساسی حقوق تجارت ایران، نقش مهمی در تضمین عدالت اقتصادی، حمایت از حقوق طلبکاران، و بازگرداندن تعادل در روابط تجاری دارد. هدف ، نقد و تحلیل آرای صادره درباره ی ورشکستگی اشخاص حقیقی در دادگاه های حقوقی شهرستان (الف) و شناسایی خلأها و نارسایی های حقوقی و اجرایی موجود است. روش شناسی پژوهش: . پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و بررسی میدانی آرای قضایی انجام شده است. داده ها از طریق جمع آوری آرای محاکم، بررسی قوانین مرتبط به ویژه مواد ۴۱۲، ۴۱۳، ۴۱۶، ۴۱۸، ۴۲۴، ۴۲۶، ۴۳۰ و ۴۳۹ قانون تجارت، و تحلیل محتوایی آراء و گزارش های کارشناسی استخراج و تحلیل گردیده اند. یافته ها: نشان می دهد که مهم ترین چالش در رسیدگی به پرونده های ورشکستگی اشخاص حقیقی، ناهماهنگی در احراز تاجر بودن و فقدان معیارهای عینی برای تعیین تاریخ توقف از پرداخت دیون است. در بسیاری از موارد، دادگاه ها بیش از حد به وجود پروانه کسب یا دفاتر تجاری رسمی تکیه کرده و از بررسی واقعی فعالیت تجاری غفلت نموده اند. همچنین، تمایز ناکافی میان ورشکستگی به تقصیر و به تقلب، فقدان گزارش های حسابرسی معتبر، و عملکرد ضعیف یا انتخاب نادرست مدیر تصفیه، منجر به اطاله دادرسی و تضییع حقوق اصحاب دعوی شده است. از دیگر چالش ها می توان به تفسیر نادرست مفهوم تأمین خواسته، تقسیم ناعادلانه اموال بین طلبکاران، و نبود رویه واحد در اعاده اعتبار تاجر ورشکسته اشاره کرد. بررسی آراء حاکی از آن است که ضعف در نظارت قضایی و فقدان بانک اطلاعاتی جامع از آرای ورشکستگی، موجب تشتت در تصمیمات محاکم شده و در نتیجه، اعتماد عمومی به کارآمدی نظام حقوقی کاهش یافته است. نتیجه گیری: هرچند قانون تجارت ایران چارچوب نسبتاً روشنی برای رسیدگی به ورشکستگی اشخاص حقیقی پیش بینی کرده است، اما نارسایی در اجرای دقیق مواد قانونی و ضعف رویه قضایی، مانع تحقق عدالت اقتصادی و حقوقی شده است.
۲۰۴.

طراحی مدل شایستگی رهبری دانش آموزان نسلz در مدارس (مدارس متوسطه دوم استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شایستگی مدیران نسل z مدارس متوسطه رهبری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: دانش آموزان نسلz تأثیرات شگرفی بر محیط آموزش و پرورش فعلی دارند و میزان این تأثیرات آن چنان است که نمی توان انتظار داشت که آنان با محیط مدرسه هماهنگ شوند. این نسل دارای ویژگی ها، انتظارات و ترجیحات خاصی در فضای آموزشی معاصر است و رهبری اثربخش آنان نیازمند بازشناسی مفهومی دقیق از سوی مدیران آموزشی است، بنابراین در این راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل شایستگی رهبری دانش آموزان نسلz در مدارس متوسطه دوم استان کردستان بود. روش: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه مشارکت کنندگان شامل 20 نفر از اساتید دانشگاهی در رشته علوم تربیتی و مدیران با سابقه اجرایی در حوزه آموزش و پرورش استان کردستان بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مضمون در دو مرحله استفاده شد. یافته ها: براساس تحلیل های انجام شده، ساختار مفهومی یافته ها در سه سطح مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر ساماندهی شد که در مجموع ۵ مضمون فراگیر، 13 مضمون سازمان دهنده و 85 مضمون پایه شناسایی شد. پنج مضمون فراگیر شامل: رهبری تحولی و آینده نگر در آموزش و پرورش، زیرساخت های حمایتی و منابع لازم برای اجرای شایستگی ها، شایستگی های حرفه ای و شخصی مدیران، توسعه منابع انسانی و فرهنگ سازمانی یادگیرنده، و پیامدهای نهایی و اثربخشی برنامه ها بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش به برنامه ریزان و سیاستگذاران آموزش و پرورش کشور پیشنهاد می شود که از مدل ارائه شده در این پژوهش به منزله مبنایی برای تربیت، انتصاب و همچنین جانشین پروری مدیران آینده نظام آموزشی استفاده کنند.
۲۰۵.

بازنمایی نقش مدیران آموزشی در گسترش اجتماعات یادگیری معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اجتماعات یادگیری حرفه ای توسعه حرفه ای مدیران آموزشی معلمان پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۸
با توجه به اینکه اجتماعات یادگیری حرفه ای، چارچوب و فرآیندی را برای یادگیری مداوم و رشد حرفه ای معلمان فراهم می آورد و از سویی نقش مهم مدیران مدارس در شکل گیری اجتماعات یادگیری حرفه ای معلمان بر کسی پوشیده نیست لذا هدف پژوهش حاضر بازنمایی نقش مدیران آموزشی در گسترش اجتماعات یادگیری حرفه ای معلمان است. رویکرد این مطالعه کیفی و روش توصیفی- تحلیلی بوده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش مدیران آموزشی و همچنین معلمان مدارس ابتدایی شهر مشهد بودند که در اجتماعات یادگیری حرفه ای شرکت کرده اند و تمایل به بیان تجربیات خود در ارتباط با پدیده مورد مطالعه را داشتند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با روش ملاک محور انتخاب شدند. داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14معلم و 8 مدیر آموزشی گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس تحلیل محتوا و طی سه مرحله کد گذاری انجام شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که نقش های مدیر آموزشی در گسترش اجتماعات یادگیری حرفه ای معلمان شامل 3 مقوله کلی نقش های فردی (تلاش در جهت توسعه حرفه ای خویش، اثر گذاری در معلمان، مسئولیت پذیری و دغدغه مندی، برخورداری از دیدگاه مثبت نسبت به اجتماعات یادگیری حرفه ای)، نقش های میان فردی (ارتباط موثر و مدیریت تعارض، شبکه سازی، همکاری و مشارکت) و نقش های اجرایی (برنامه ریزی و سازماندهی فعالیت ها، گسترش فرهنگ تفکر و پژوهش، ایجاد انگیزه در معلمان، ارزیابی و توسعه حرفه ای معلمان) می شود. تحلیل روابط میان مقوله ها نشان داد این نقش ها به صورت پویا و تعاملی عمل کرده و نقش های فردی، زیربنای نقش های میان فردی و اجرایی هستند.
۲۰۶.

ارزیابی میزان تناسب بین تصویر و متن در کتاب های عربی نونگاشت دوره متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی (متنی) نظریه گونتر کرس و تئو ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصویر متن کتاب های درسی عربی متوسطه اول نظریه گونتر کرس و تئو ون لیوون فرانقش ترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
یکی از مواردی که در کتاب های آموزشی و درسی برای انتقال معنا و تحقق اهداف آموزشی اهمیت زیادی دارد، تناسب مطلوب بین تصویر و متن مربوط به آن است. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان تناسب بین هر یک از تصاویر اصلی و متون مربوطه در دروس کتاب های عربی متوسطه اول بر اساس فرانقش ترکیبی نظریه کرس و ون لیوون است. این نظریه یکی از حوزه های نشانه شناسی اجتماعی در تحلیل تصاویر و متون است. روش این پژوهشِ توصیفی از نوع تحلیل محتوا است. در ادامه برای بررسی رابطه بین متن و تصویر، از کتاب های عربی پایه هفتم تا نهم دوره متوسطه اول پنج مورد از تصاویر اصلی همراه با متن هر درس انتخاب شدند و میزان تناسب آن ها با متن مربوطه در سه سطح زیاد (ایده آل)، متوسط و کم مورد بررسی قرار گرفتند. از هر کدام از این سطوح در هر سه پایه، نمونه هایی از تصاویر و متن در این نوشتار آورده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که در اکثر تصاویر مورد بررسی معادل 73.34% پیوستگی کامل و مناسبی با متن مربوطه که مطابق با اهداف آموزشی و انتقال معنا باشد، وجود نداشت و فقط در 33.33% تصاویر مورد بررسی، تناسب کامل ایجاد شده بود. ازاین رو لازم است تغییراتی در متن و تصاویر اصلی این کتاب ها صورت بگیرد که میزان تناسب به سطح ایده آل برسد تا انتقال معنا و نیل به اهداف آموزشی برای فراگیران به صورت کامل حاصل گردد.
۲۰۷.

سنتزپژوهی چالش ها و فرصت های برنامه درسی تربیت معلم مبتنی بر هوش مصنوعی

کلیدواژه‌ها: چالش های آموزشی فرصت های آموزشی سنتزپژوهی هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۶
پیشینه و هدف: فناوری هوش مصنوعی ظرفیت هایی جدیدی برای ارتقای کیفیت یاددهی-یادگیری، ارزیابی های متناسب، بازطراحی تجربه های آموزشی و توانمندسازی معلمان آینده فراهم کرده است؛ با این حال، پیامدهای اخلاقی، سازمانی و آموزشی آن همچنان محل بحث و چالش است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر سنتز نظام مند مطالعات موجود در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ به منظور شناسایی فرصت ها و چالش های ادغام هوش مصنوعی در برنامه درسی تربیت معلم بود. روش: این پژوهش به روش سنتزپژوهی و بر اساس دستورالعمل PRISMA انجام شد. بدین منظور، از میان مطالعات منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، تعداد 30 مطالعه واجد شرایط انتخاب گردید و داده ها طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که هوش مصنوعی در تربیت معلم فرصت هایی همچون شخصی سازی یادگیری، بازخورد تکوینی فوری، تصمیم گیری داده بنیاد، نوآوری در طراحی درس و شبیه سازی آموزشی، کاهش بار اداری و توسعه شایستگی های فناورانه و حرفه ای فراهم می کند. در مقابل، چالش هایی نظیر ملاحظات اخلاقی و حقوقی، خطر سوگیری الگوریتمی و تهدید عدالت آموزشی، شکاف زیرساختی و نابرابری دسترسی، کمبود سواد هوش مصنوعی، مقاومت فرهنگی و تهدید اصالت ارزشیابی شناسایی شد. نتیجه گیری پژوهش بیانگر آن است که مقوله مرکزی «ظرفیت سازی نظام مند برای ادغام مسئولانه هوش مصنوعی در تربیت معلم» می باشد. تحقق این ظرفیت مستلزم سیاست گذاری شفاف، تقویت زیرساخت های فناورانه، توسعه حرفه ای مستمر معلمان و مدیریت تغییر فرهنگی است. بر این اساس، ادغام هوش مصنوعی در تربیت معلم تنها یک نوآوری فناورانه نیست، بلکه تغییری سیستمی و فرهنگی به شمار می آید که توجه هم زمان به ابعاد سیاستی، سازمانی و فردی را ضروری می سازد.
۲۰۸.

یادگیری معکوس: راهبردی نوین در توسعه توانایی استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: یادگیری یادگیری معکوس قدرت استدلال تجزیه و تحلیل مقاله های کوتاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر یادگیری معکوس بر قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه می باشد. نوع پژوهش حاضر بر اساس اهداف، از نوع کاربردی و از نظر نحوه اجرا از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه دهم دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 402-1401 تشکیل دادند که از میان آن ها با روش نمونه گیری در دسترس، 80 نفر انتخاب و به طور تصادفی در ﮔﺮوه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس استدلال تامسون (2005) بود. در ابتدای تحقیق، از شرکت کنندگان در تحقیق خواسته شد تا پرسشنامه استدلال تامسون را تکمیل و سپس گروه آزمایش به مدت 6 جلسه ی 40 دقیقه ای با روش یادگیری معکوس آموزش دیدند. ولی گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان جلسات در دو گروه آزمایش و گواه ، مجددا پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد استفاده از راهبرد یادگیری معکوس بر قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه تاثیرگذاراست.
۲۰۹.

مقایسه اثربخشی روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار و بدیعه پردازی بر هویت فردی و اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی شهرستان بانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار بدیعه پردازی هویت فردی هویت اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار و بدیعه پردازی بر هویت فردی و اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی شهرستان بانه انجام گرفت. روش این پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان نخبه ورزشکار پسر مقطع متوسطه شهرستان بانه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. به منظور نمونه گیری با توجه به محدود بودن جامعه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به طوری که برای هر گروه 15 نفر و جمعاً 45 نفر انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هویت فردی برزونسکی (1989) و هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار، بدیعه پردازی و عادی بر هویت فردی دانش آموزان نخبه ورزشی پسر دوره متوسطه شهرستان بانه تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که هر دو روش تحلیل رفتار متقابل و بدیعه پردازی بر هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم دانش آموزان مؤثر بوده اند. همچنین، بین روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار، بدیعه پردازی و عادی بر هویت اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی پسر دوره متوسطه شهرستان بانه تفاوت معناداری وجود دارد.
۲۱۰.

آسیب شناسی سواد رسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی به منظور ارائه الگو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: آسیب شناسی برنامه درسی دانش آموزان دوره ابتدایی سواد رسانه ای طراحی برنامه درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
هدف این پژوهش آسیب شناسی سوادرسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی و ارائه الگو و از نوع کاربردی است و از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل معلمان و مدیران دوره ابتدایی هستند و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده است و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. ابزار گردآوری داده ها در این بخش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. برای روایی و پایایی و همچنین طراحی الگوی اصلاح شده نیز از مصاحبه کانونی با هفت نفر از متخصصان حوزه سواد رسانه ای و برنامه ریزی درسی استفاده شده است. یافته های بخش اول پژوهش که به بررسی مشکلات آموزشی و اجرا پرداخته است، مشکلات آموزشی را در هشت مورد فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان در تعیین صحت و درستی اطلاعات، عدم منجر شدن دانش آموزان به تأمل ورزی و فهم انتقادی اطلاعات، ناتوانی نسبت به نیازهای اطلاعاتی دانش آموزان، ناموفق بودن دانش آموزان در شیوه های اقناع در تولیدات رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان نسبت به ارتقاء مسؤولیت پذیری انتخاب و استفاده از پیام ها، اشکال دانش آموزان در شناخت شکل های بصری ارتباط، عدم توفیق دانش آموزان در بهبود کیفیت و سبک زندگی و آسیب های مربوط به حیطه اجرا را در سه مورد عدم تمهید امکانات برای دبیران و دانش آموزان، فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، متخصص نبودن دبیر شناسایی شناسایی کرده است. یافته های بخش دوم پژوهش به طراحی الگویی اصلاح شده منجر شده است که در آن به توازن بین مؤلفه های مختلف سواد رسانه ای، استفاده از روش های تدریس تعاملی و تقویت مهارت های تفکر انتقادی تأکید شده است. بنابراین برای بهبود وضعیت فعلی سواد رسانه ای در دوره ابتدایی بازنگری در محتوای کتاب های درسی، توسعه برنامه های توانمندسازی معلمان، تقویت زیرساخت های فناوری در مدارس و ایجاد سیاست های جامع برای گسترش آموزش سواد رسانه ای ضروری است. همچنین، استفاده از رویکردهای تلفیقی در طراحی برنامه درسی می تواند به ارتقای مهارت های رسانه ای و توانایی های انتقادی دانش آموزان کمک شایانی کند.
۲۱۱.

بررسی و شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانشکده راه آهن کیفیت یادگیری آموزش عالی تحلیل عاملی تأییدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۴
 با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروهای متخصص در صنعت ریلی، لزوم توجه به کیفیت یادگیری و عوامل مؤثر بر آن در تربیت کارکنان آینده این صنعت انکارناشدنی است. هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت یادگیری و آموزش و طرح راهکارهایی به منظور افزایش و بهبود آن در دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن است. جامعه آماریْ دانشجویان در حال تحصیلِ دانشکده راه آهن دانشگاه علم و صنعت ایران بودند که درنهایت 132 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه به دست آمده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بررسی شدند. روایی محتواییِ پرسش نامه را تعدادی از استادان و متخصصان این حوزه انجام دادند. پایاییِ گویه های پرسش نامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکّب بررسی شد و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 74/0 به دست آمد. برای بررسی درستیِ روابط درنظرگرفته شده در مدل پژوهش، از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده کردیم. مهم ترین نتایج نشان داد که هر پنج عامل «آشنایی و رضایت از رشته»، «یادگیری عملی»، «امکانات و فضای آموزشی»، «کیفیت آموزش» و «عادات مطالعه» در مدل مفهومی درنظر گرفته شده دارای رابطه ای معنادار با سازه اصلی، یعنی کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان، بودند. درعین حال، عامل «آشنایی و رضایت از رشته» بیشترین و، در مقابل، «عامل امکانات و فضای آموزشی» کمترین سهم را در کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان داشتند. در پایان، راهکار های افزایش کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان را، به ویژه دانشجویان دانشکده راه آهن که به عنوان مطالعه موردی در تحقیق حاضر بررسی شدند، مطرح کرده ایم.
۲۱۲.

تحلیلی بر جایگاه، فرصت ها و چالش های طراحی آموزشی در محیط یادگیری تلفیقی با تأکید بر جایگاه حرفه ای معلم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محیط یادگیری تلفیقی طراحی آموزشی معلم حرفه ای یادگیری مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۱
پیشینه و اهداف: ورود فناوری های جدید به حوزه آموزش، باعث شکل گیری محیط های جدیدی همچون محیط های یادگیری تلفیقی شده است. در این میان، عنصر طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی از مؤلفه های مهم و تأثیرگذار محسوب می شود. این مؤلفه مهم و محیط های یادگیری تلفیقی دارای عناصر و بخش هایی هستند که جهت تأثیرگذاری مناسب می بایست تبیین گردد. هدف از پژوهش حاضر، تبیین جایگاه، فرصت ها و چالش های طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی با تأکید بر جایگاه حرفه ای معلم در عصر حاضر است. روش ها : این پژوهش از نظر هدف از نوع پژوهش کاربردی و از نظر ماهیت داده ها از نوع پژوهش هایی کیفی است که به روش مرور نظام مند و با مدل پریزما انجام شده است. کلمات کلیدی این پژوهش در هفت پایگاه داده خارجی Scopus,Eric,Web of Science,Springer Sciencedirect, Wiley Online Library,Taylor and  Francis  در تیرماه 1402 بر اساس راهبردهای جستجو مورد بررسی قرار گرفت. براساس معیار های اخلاقی و راهبردها انتخاب، از بین 446 مقالات مرتبط در بین سال های 2013 تا 2023 میلادی، 201 مقاله انتخاب شد که درنهایت پس از عبور از معیارها و غربالگری در نظر گرفته شده و ارزیابی بتن و نرم افزار علم سنجی POP، 24 مقاله جهت تکمیل تحقیق و تحلیل عمیق انتخاب شد. یافته ها: تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های موردنظر حاکی از کاربرد اثربخش طراحی آموزشی در یادگیری تلفیقی برای رسیدن به اهداف آموزشی با تأکید بر نقش و جایگاه حرفه ای معلم بود. همچنین به کارگیری طراحی آموزشی در یادگیری تلفیقی باعث تسهیل یادگیری، درگیری در یادگیری، فعال شدن، یادگیری مادام العمر، علاقه و مسئولیت پذیری فراگیران می گردد. از جمله چالش های اساسی این محیط می توان به کمبود درس افزارهای استاندارد که امکان تعامل فراگیر در ابعاد مختلف را فراهم سازد، کمبود منابع مالی و نبود یک نگاه حمایتی منسجم اشاره کرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که عنصر طراحی آموزشی یکی از عناصر حیاتی محیط های یادگیری تلفیقی برای معلمان حرفه ای محسوب می شود. همچنین تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های موردنظر، حاکی از کاربرد اثربخش انواع الگوهای طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی جهت رسیدن به اهداف آموزشی در سطوح مختلف یادگیری دارد. همچنین نوع رویکردی که معلمان در طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی انتخاب می کنند، در میزان تحقق انواع اهداف یادگیری فراگیران تأثیر دارد
۲۱۳.

چگونگی پیوند میان نظر و عمل: مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه آموزش وپرورش رودلف اشتاینر ریاضیات برنامه درسی هنر-محور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۷
هدف پژوهش حاضر، فهم چگونگی پیوند میان نظر و عمل بر اساس مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر بود. داده های پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند ازطریق مطالعه و بررسی اسناد مرتبط با رویکرد انسان شناختی اشتاینر و همچنین به کارگیری دانسته های پژوهشگرانی که با فلسفه اشتاینر و رهیافت او آشنا بودند و تجربیات آنها در مقالاتی در این زمینه در بازه زمانی 2022-2000 در پایگاههای علمی معتبر و تارنماهای مرتبط به رشته تحریر درآمده، گردآوری شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. برای اعتباریابی داده ها از روشهای قابل قبول و قابل اعتماد بودن استفاده شده است. تحلیل داده ها منجر به دسته بندی سه مضمون سازمان دهنده و 15مضمون پایه شده است. مضامین سازمان دهنده شامل تناظر ابعاد وجودی انسان و هستی(عناصر اربعه و ...)، هستی روحانی انسان(ابعاد سه گانه روح و ....) و نگاه کل گرایانه و تکاملی به انسان(تکامل همه جانبه و ...) است. پس از کشف مضامین انسان شناختی فلسفه اشتاینر در راستای ارتباط میان آنها با تدریس درس ریاضی کوشش شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تفسیر دیدگاه اشتاینر در بُعد انسان شناختی فلسفه او در تدریس ریاضیات، با بهره گیری از زمینه هایی چون هنر به عنوان بستر اصلی، در خلال رویکردی کل نگر به تعلیم وتربیت انسان، زمینه رشد و توسعه همه ابعاد وجودی انسان را مدنظر قرار می دهد. متناظر با یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که سیاستگذاران نظام آموزشی برای اصلاح روند تربیت تک بعدی و صرفاً شناخت- محور موجود در مدارس، رهیافتهای حاصل با محوریت زیبایی شناختی را برای تعدیل و اصلاح وضعیت موجود مدنظر قرار دهند.
۲۱۴.

فرایند تدریس معلمان در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تدریس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال بازی آموزشی آموزش ریاضی مطالعه موردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۰
استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال در آموزش ریاضی، اخیراً پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده و اثربخشی آنها در این پژوهشها مورد تائید قرار گرفته است، اما برای نحوه ادغام عملی این بازیها در فرایند تدریس از سوی معلمان مشکلاتی وجود دارد و راهنماییهای عملی مناسب ارائه نشده است در همین راستا هدف پژوهش حاضر، پر کردن شکاف پژوهشی برای ادغام عملیاتی بازیهای دیجیتال در فرایند تدریس-یادگیری است. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی مطالعه موردی استفاده شده است. فعالیتهای انجام شده در درون این روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه با معلمان و یادداشت برداری از فعالیتهای انجام شده در جلسات بازی کلاس درس بوده است. محتوای آموزش در این پژوهش درس ریاضی سوم ابتدایی بود که دانش آموزان در آن جمع و تفریق را به صورت یک بازی با سبک ایفای نقش یادگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که معلمان برای اثربخش بودن تدریس خود، در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، فعالیتهای متنوعی را انجام می دهند که 1. معلم در نقش متخصص بازیهای دیجیتال، 2. پرسشگری و تشویق به تفکر بازتابنده، 3. برنامه ریزی برای کلاس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، 4. تلاش برای برآوردن نیازهای زیرساختی و کمک فنی برای اجرا، 5. معلم خصوصی برای هر دانش آموز و 6. معلم در نقش متخصص موضوعی، از مهم ترین فعالیتهای آنهاست.
۲۱۵.

شناسایی و انتخاب رویکرد بهینه در همترازسازی نمونه های با حجم کم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: همترازسازی نظریه کلاسیک حجم نمونه کم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۸
همترازسازی فرم های جدید یک آزمون با فرم های قبلی یکی از موضوعات مهم و پرکاربرد در امر سنجش و اندازه گیری است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه و ارزیابی روش های همترازسازی در قالب الگوی گروه های تصادفی بر مبنای نظریه کلاسیک آزمون بر حسب خطاها و همجنین بررسی عوامل موثر بر افزایش دقت روش های همترازسازی در نمونه های با حجم کم انجام شده است. نظر به اینکه در این پژوهش محقق در پی مقایسه رویکردهای مختلف در همترازسازی و به دست آوردن برآوردهای باثبات تر پارامترها و افزایش اعتبار تصمیم ها و دقت اندازه گیری و در نهایت تعیین روش بهینه همترازسازی بوده، لذا دو نوع مطالعه بر اساس دو روش پژوهش طرح ریزی شد. روش پژوهش در این مطالعه به طور عام جزء پژوهش های توصیفی است. با توجه به دو نوع داده مورد استفاده در پژوهش حاضر (داده های واقعی و داده های شبیه سازی شده)، و متناسب با آن دو نوع مطالعه، دو نوع جامعه نیز مطرح است. در مورد مطالعه اول به منظور بررسی مقایسه ای روش های همترازسازی و با توجه به اجرای پرسش نامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم A و B)، از داده های واقعی استفاده شد. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه کارکنان در تمامی رده های شغلی شاغل در شهرداری قزوین در سال 1399 با حجم 2048 نفر می باشد. همچنین به جهت استفاده از الگوی گروه های تصادفی همترازسازی، دو نمونه به صورت کاملاً تصادفی و مستقل با حجم 200 نفر از جامعه مذکور انتخاب شد. در خصوص مطالعه شبیه سازی نیز در حالات مختلف (حجم نمونه و ضرایب دشواری) پارامترها بر اساس توزیع آماری تولید شدند. با توجه به شاخص های محاسبه شده در خصوص میزان خطای همترازسازی، نتایج نشانگر کاهش میزان خطا با افزایش حجم نمونه بود. همچنین با افزایش مقدار تفاوت دشواری میزان خطا نیز در هر چهار روش همترازسازی افزایش یافت.
۲۱۶.

بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اصول ارزشیابی رویکردهای ارزشیابی اهداف ارزشیابی مهارت های سنجش بازخورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۹
این پژوهش با هدف ساخت و اعتبارسنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش تحقیق آمیخته اکتشافی بود که در بخش کیفی از ۱۵ کارشناس، استاد دانشگاه، سرگروه آموزشی و معلم خبره تربیت بدنی و در بخش کمی از ۲۶۰ معلم تربیت بدنی (30 نفر مطالعه پایلوت و 230 نفر مطالعه اصلی) از 29 استان کشور استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی نیز از پرسش نامه محقق ساخته «سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی» و تحلیل های آماری توصیفی و استنباطی با نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. پرسش نامه اولیه با ۷۰ گویه طراحی و روایی صوری و محتوایی آن توسط استادان صاحب نظر تأیید شد. در مطالعه پایلوت که بر روی ۳۰ معلم انجام شد، روایی معنایی بررسی و اصلاحات لازم بر روی گویه ها اعمال گردید. همچنین، ضریب پایایی با آلفای کرونباخ ۰٫۹۵ محاسبه شد. تحلیل عاملی اکتشافی منجر به حذف ۱۵ گویه با بار عاملی کمتر از ۰٫۵ و تشکیل مقیاس نهایی با ۵۵ گویه و ۹ عامل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان دهنده برازش مطلوب مدل و قرارگیری کلیه بارهای عاملی و شاخص های برازش در محدوده قابل قبول بود.
۲۱۷.

فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت اثربخش سبک زندگی اسلامی مدارس دوره دوم متوسطه دانش آموزان نظام آموزشی تعلیم و تربیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۹
پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی-توسعه ای بوده و با هدف فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان انجام شده است. بدین منظور در بخش کیفی پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، در بازه زمانی سال 1390 تا 1403 شمسی و 2010 تا 2025 میلادی، تعداد 43 مقاله در زمینه مدیریت اثربخش و تقویت سبک زندگی اسلامی، ارزیابی گردیده و در نهایت 30 مقاله به روش هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. جامعه مشارکت کنندگان جهت اولویت بندی مولفه ها شامل مدیران مدارس دوره متوسطه است که به روش هدفمند 12 نفر در این مطالعه مشارکت کردند. برای گردآوری داده ها از مطالعات داخلی و خارجی و پرسشنامه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب های معرفتی و ارزشی اسلام می تواند تأثیراتی بر رویکردهای فردی دانش آموزان داشته باشد. با این حال، در چارچوب اسلامی، مدیریت اثربخش باید به گونه ای طراحی شود که توازنی مطلوب بین آزادی های فردی و اصول دینی ایجاد کند. روش ها و اهداف آموزشی به ویژه در زمینه ارزشیابی آموزشی، زمانی که با توجه به ارزش های اسلامی تنظیم شوند، می توانند نقش اساسی در هدایت دانش آموزان به سمت یادگیری اخلاقی و ارتقاء تعامل اجتماعی بر پایه ارزش های اسلامی ایفا کنند. علاوه بر این، استفاده از روش های آموزشی نوین و توجه به عوامل اجتماعی-فرهنگی، محیطی آموزشی را فراهم می آورد که در آن دانش آموزان می توانند به طور مؤثر فناوری های روز را با آموزه های اسلامی ترکیب کنند. در نهایت، بهره گیری از اعتقادات مذهبی و سبک زندگی ایرانی-اسلامی، در کنار مدیریت اثربخش، می تواند دانش آموزان را به تحقق آرمان های اخلاقی و دینی سوق دهد.
۲۱۸.

اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باورهای انگیزشی تفکر انتقادی خودکارآمدی رایانه ای دانش آموزان سواد اطلاعاتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکرانتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان انجام گرفت. رویکرد پژوهش کمی و از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، دو گروه 15 نفری به عنوان گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه مهارت های ﺗﻔکﺮ ﻧﻘﺎدانه کﺎﻟیﻔﺮﻧیﺎ (ﻓﺮم ب)، خودکارآمدی رایانه ای مورفی،کوور و اوون (1989) و باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991) بود. پرسشنامه ها دارای روایی از نوع محتوا بودند و میزان آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی به ترتیب «728/0، 816/0 و 894/0» به دست آمد و پایایی تایید شد. داده های حاصل از پرسشنامه با نرم افزار spss مورد پردازش و تحلیل قرار گرفت. تحلیل کواریانس چندمتغیری(مانکوا) نشان داد، 47درصد تفاوت دو گروه در متغیرهای وابسته مربوط به مداخله آزمایشی بود. تحلیل کواریانس تک متغیری نیز نشان داد، «آموزش سواد اطلاعاتی» بر ارتقای تفکر انتقادی (5/24درصد)، خودکارآمدی رایانه ای (8/37درصد) و باورهای انگیزشی (6/32درصد) تاثیر معنی دار داشت (p<0.05). بنابراین با توجه به تاثیر معنی دار آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی، پیشنهاد می شود، در قالب مداخلات آموزشی کوتاه مدت و بلندمدت، مهارت های فوق را به نوجوانان آموزش دهند و آنها را برای زندگی در دنیای اطلاعاتیِ امروز آماده سازند.
۲۱۹.

پیش بینی رفتار اقتصادی، براساس آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه، با میانجیگری سواد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش اقتصاد آموزش خانواده سواد اقتصادی رفتار اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۷
سواد اقتصادی و درک مفاهیم آن برای دانشجویان اهمیت ویژه ای دارد زیرا تصمیمات رفتاری و مالی آنان تأثیری بسزا بر وضعیت مالی و شغلی آینده شان خواهد داشت. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه با میانجیگری سواد اقتصادی در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی بوده است. پژوهش، با توجه به هدف، کاربردی و، با توجه به نحوه گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی - همبستگی مبتنی بر مدل یابی ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان مهندسی دانشگاه سمنان (1700 نفر) در سال تحصیلی ۱۴۰2-۱۴۰3 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 220 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های رفتار اقتصادی، سواد اقتصادی، آموزش اقتصاد در خانواده و آموزش اقتصاد در دانشگاه بود. داده ها به وسیله آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (پیرسون و تحلیل مسیر) تحلیل شدند. نتایج داده ها نشان می دهد آموزش اقتصاد در خانواده تأثیری معنادار بر سواد اقتصادی و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی و نیز آموزش اقتصاد در دانشگاه تأثیری معنادار بر سواد و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. همچنین تأثیر سواد اقتصادی بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی معنادار است. آموزش اقتصاد در خانواده با میانجیگری سواد اقتصادی نقشی غیرمستقیم، مثبت و معنادار در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی ایفا می کند و آموزش اقتصاد در دانشگاه نیز با میانجیگری سواد اقتصادی تأثیر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. نتایج پژوهش، اهمیت آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه را در ایجاد سواد اقتصادی و به تبع آن رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی نشان می دهد.
۲۲۰.

بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش آموزان دوره ابتدایی سواد دیجیتال شایستگی دیجیتال نگرش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی بود. روش ها : روش پژوهش از  نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی ناحیه 1 شهر کرج در سال تحصیلی 140۳-140۲ بود. تعداد 100  نفر از دانش آموزان پایه ششم مدارس پروین اعتصامی، گل ها و استقلال  ناحیه یک شهر کرج  به روش نمونه گیری در دسترس،  انتخاب و در دو گروه آزمایش (۵0 نفر) و کنترل (۵0 نفر) گمارده شدند. ابزار گردآوری داده ها، شامل آزمون یادگیری سواد دیجیتال محقق ساخته (۱۴۰۳) و پرسش نامه نگرش به درس عسگری (1385) بود. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۵۰ دقیقه ای براساس طرح شایستگی دیجیتال، آموزش دیدند و گروه کنترل، آموزش های مرسوم درس کار و فناوری پایه ششم را دریافت نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. در سطح توصیفی از فراوانی، نمودارها، شاخص های مرکزی (میانگین) و (انحراف معیار) و در سطح استنباطی از آزمون های t وابسته، t مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال بر یادگیری و زیرمقیاس های آن شامل تأثیر رایانه، تفکر محاسباتی، سواد دیجیتال،  شبکه ارتباطی و طراحی بی سیم و امنیت سایبری، اثربخش بوده است. همچنین نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال، بر نگرش دانش آموزان پایه ششم ابتدایی، اثربخش بوده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد آموزش مبتنی بر شایستگی دیجیتال، علاوه بر ارتقای مهارت های فنی، نگرش مثبت دانش آموزان را نسبت به یادگیری فناوری تقویت می کند. این امر بیانگر نقش چندبعدی شایستگی دیجیتال در توانمندسازی دانش آموزان برای مواجهه با نیازهای جامعه دیجیتال است؛ بنابراین، تلفیق این رویکرد در برنامه های درسی می تواند به ارتقای کیفیت یادگیری و پرورش مهارت های ضروری قرن بیست ویکم کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان