فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
تفکر تأملی می تواند بخش اساسی تربیت معلمان و برنامه های آموزشی آن ها باشد. تفکر تأملی جزء تفکرات سطح بالا در یاددهی- یادگیری ریاضی است. به نظر می رسد معلمان آموزش های کافی برای ارتقای توانمندی خود در جهت اجرای تفکر تأملی ندیده اند و نیاز است تا ارزیابی دقیقی از وضعیت اجرای تفکر تأملی در میان معلمان انجام می گیرد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری 104 دانشجو معلم دختر سال آخر رشته آموزش ابتدایی دریکی از پردیس های دانشگاه فرهنگیان شهر تهران بودند. بر اساس جدول مورگان، 82 دانشجو معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ملاک ورودی، معدل بالا در یک سال گذشته و انگیزه لازم جهت انجام فعالیت در بررسی محتوای کتاب ریاضی دوره ابتدایی بود. صفحاتی از کتب ریاضی دوره ابتدایی انتخاب شدند و بر اساس چند شاخص، هر نوع نقد و ایده ای را ابراز کنند. در یک نوبت از آن ها خواسته شد تا به پرسشنامه تفکر تأملی کمبر و همکاران پاسخ دهند. نتایج نهایی تاپسیس فازی و کیفی نشان داد که در بین چهار عامل مربوط به تفکر تأملی؛ درک و فهم بالاترین رتبه و تأمل انتقادی پایین ترین رتبه را داشت. دانشجو معلمان از سطح درک و فهم و سپس رفتار عادتمند برخوردار هستند و توانایی کافی درزمینه تفکر تأملی و انتقادی ندارند.
تاثیر اخلاق کاری بر درگیری شغلی از طریق معنویت در کار در میان معلمان تربیت بدنی شهرستان کهگیلویه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، تاثیراخلاق کاری بر درگیری شغلی از طریق معنویت در کار در میان معلمان تربیت بدنی شهرستان کهگیلویه بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان تربیت بدنی شهرستان کهگیلویه به تعداد 85نفر بود، که از این تعداد 83 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری کل شمار با محقق همکاری کردند.ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد اخلاق کاری کادوزیر (2002)،درگیری شغلی پترسن و همکاران(2004) و معنویت در کار میلین (2003) بود. برای توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون ،رگرسیون و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین اخلاق کاری و معنویت در کار با درگیری شغلی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین ارتباط بین اخلاق کاری با درگیری شغلی از طریق معنویت در کار آزمودنی ها مثبت ولی معنادار نبود(01/0P ≤).
شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه کار تیمی در معلمان مدارس ابتدایی شهر کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه کار تیمی در معلم ها مدارس ابتدایی شهر کرج بوده که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی به روش داده بنیاد بوده است. جامعه آماری شامل معلمین مدارس ابتدایی شهر کرج بوده که نمونه آماری حداقل 15 نفر از معلم های مدارس ابتدایی شهر کرج که به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده که سئوالات آن در ابتدا تحت نظارت استاد راهنما تدوین شده، روایی آن با استفاده از ضریب cvr تایید و پایایی با استفاده از ضریب پایایی پی اسکات کامل گزارش شده است .نتایج حاصل از کدگذاری مصاحبه ها در سه مرحله (باز، محوری و انتخابی) نشان داد، چهار دسته موانع به ترتیب اولویت در فراوانی شامل، موانع انگیزشی (فراوانی 32) اولویت اول، موانع آموزشی (فراوانی 30) اولویت دوم و موانع فردی و فیزیکی (فراوانی 19) در اولویت سوم قرار داشت. لذا توصیه می شود با شناسایی صحیح این موانع به معلم ها و در نگاه بالاتر به نظام آموزشی کمک کرد تا بتوانند از فوایدکار تیمی استفاده نموده و به تعالی نظام آموزشی بیانجامد.
نیازسنجی برنامه توسعه حرفه ای معلمان ریاضی مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف نیازسنجی برنامه توسعه حرفه ای معلمان ریاضی مقطع ابتدایی و شناسایی چالش ها و نیازهای آموزشی آنان در ناحیه ۲ استان البرز انجام شد. هدف اصلی، ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری دانش آموزان از طریق شناسایی نیازهای معلمان و ارائه راهکارهای مؤثر برای توسعه حرفه ای آن هاست. روش پژوهش کیفی و از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی این ناحیه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که ۳۰ نفر (۹ مرد و ۲۱ زن) به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ساختارمند با ۲۱ پرسش بازپاسخ بود. برای اعتباربخشی، متن مصاحبه ها به تأیید مشارکت کنندگان رسید و کدگذاری داده ها با همکاری دو کدگذار مستقل انجام شد. میزان توافق بین کدگذاران ۸۵ درصد و شاخص کاپا ۰.۷۵ به دست آمد. نتایج نشان داد معلمان با چالش هایی مانند کمبود منابع آموزشی، محدودیت در دسترسی به فناوری های نوین و نیاز به آموزش های تخصصی مواجه اند. همچنین، نیازهایی مانند ارتقای مهارت های تدریس، توانمندسازی در استفاده از فناوری و دریافت حمایت مدیریتی شناسایی شد. یافته ها می تواند در برنامه ریزی سیاست گذاران برای ارتقای آموزش مؤثر باشد.
تدوین مدل ساختاری پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجیگری بهزیستی اجتماعی در رشد و تعالی زنان مطلقه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ، تدوین مدل ساختاری پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی زنان مطلقه بر اساس ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با نقش میانجی بهزیستی اجتماعی بود. این پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل زنان مطلقه شهر تهران در سال های 1402-1403 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و مراجعه به مراکز ازدواج و طلاق، 418 نفر انتخاب شدند که از این تعداد، 409 پرسشنامه قابل تحلیل بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد انعطاف پذیری شناختی، بهزیستی اجتماعی، ویژگی های شخصیتی، سازگاری اجتماعی و صمیمیت خانواده بودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیره و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 24 و Smart PLS نسخه 3 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری روانشناختی با ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد)۰٫۰۱ (P>نتایج رگرسیون نیز نشان داد که انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس متغیرهای فوق قابل پیش بینی است. همچنین، مدل برازش یافته تأیید کرد که بهزیستی اجتماعی در این رابطه نقش میانجی ایفا می کند. این یافته ها می تواند در طراحی برنامه های آموزشی و مشاوره ای برای زنان مطلقه مورد استفاده قرار گیرد.
در جستجوی تدوین الگوی کیفیت آموزش ابتدایی با تمرکز بر نقش فناوری های نوظهور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین الگوی بهبود کیفیت آموزش ابتدایی مبتنی بر فناوری های نوظهور بود. در این پژوهش از روش کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده و تا رسیدن به اشباع نظری با 17 تن از متخصصان و خبرگان حوزه آموزش و فناوری مصاحبه عمیق انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند بود و افراد به روش گلوله برفی انتخاب شدند. بر اساس تحلیل یافته ها 264کداولیه، 136 مفهوم و 22 مقوله فرعی در مرحله کدگذاری باز شناسایی گردید، سپس در مرحله کدگذاری محوری، مقوله های فرعی و مفاهیم باهم ارتباط داده شد و درنهایت کدگذاری گزینشی در قالب الگوی اشتراوس وکوربین انجام شد. مؤلفه های فراگیرمحوری، مدرس محوری، سازمان محوری و تقویت آموزش به عنوان عوامل علی؛ ساختار اهداف و برنامه آموزشی، امکانات و تجهیزات، ظرفیت های معلمان، ظرفیت های دانش آموزان و فضای حاکم بر مدارس ذیل شرایط زمینه ای؛ عوامل مدیریتی و سازمانی، عوامل خانوادگی، عوامل آموزشی، عوامل نگرشی، عوامل انگیزشی و عوامل فرهنگی به حیث عوامل مداخله گر؛ در سطح فرد (خرد)، در سطح سازمان (میانی) و در سطح ملی (کلان) به مثابه راهبردها و پیامدهای فردی، سازمانی و فراسازمانی به عنوان پیامدها طبقه بندی شدند. درنهایت نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بهبود کیفیت آموزش ابتدایی با بهره گیری از فناوری های نوظهور، نیازمند توجه همه جانبه به عوامل شناسایی شده و ایجاد هماهنگی بین آن هاست. این نتایج می تواند به سیاست گذاران، مدیران و معلمان در راستای بهبود آموزش ابتدایی مبتنی بر فناوری های نوظهور یاری رساند.
اثربخشی مداخلۀ آموزشی مبتنی بر رویکرد پیاژه بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر پایۀ چهارم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد شناختی پیاژه بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر پایه چهارم در دوره ابتدایی شهر بروجن انجام گرفت. روش ها روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. به این منظور از بین کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر بروجن در سال تحصیلی 1400-1401 تعداد 30 نفر که ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند، به صورت هدفمند انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری اطلاعات آزمون از پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ-CA) (2005) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی (تعداد، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیره) استفاده شد و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد. یافته ها: در پایان نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات مولفه های تنظیم هیجان در دو گروه آزمایش و کنترل اختلاف آماری معناداری وجود داشت (001/0>P) به گونه ای که دانش آموزانی که با استفاده از روش های آموزشی پیاژه آموزش دیده بودند، در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل توجهی در تنظیم هیجان داشتند و ضریب اتای بدست آمده برای مؤلفه های تنظیم هیجان شامل مدیریت هیجان 28/0، انعکاس هیجان 32/0 و درک هیجان 19/0 بدست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخلات آموزشی مبتنی بر رویکرد پیاژه می تواند به عنوان یک روش مؤثر در بهبود تنظیم هیجان دانش آموزان استفاده شود.
آسیب شناسی سواد رسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی به منظور ارائه الگو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
30 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آسیب شناسی سوادرسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی و ارائه الگو و از نوع کاربردی است و از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل معلمان و مدیران دوره ابتدایی هستند و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده است و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. ابزار گردآوری داده ها در این بخش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. برای روایی و پایایی و همچنین طراحی الگوی اصلاح شده نیز از مصاحبه کانونی با هفت نفر از متخصصان حوزه سواد رسانه ای و برنامه ریزی درسی استفاده شده است. یافته های بخش اول پژوهش که به بررسی مشکلات آموزشی و اجرا پرداخته است، مشکلات آموزشی را در هشت مورد فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان در تعیین صحت و درستی اطلاعات، عدم منجر شدن دانش آموزان به تأمل ورزی و فهم انتقادی اطلاعات، ناتوانی نسبت به نیازهای اطلاعاتی دانش آموزان، ناموفق بودن دانش آموزان در شیوه های اقناع در تولیدات رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان نسبت به ارتقاء مسؤولیت پذیری انتخاب و استفاده از پیام ها، اشکال دانش آموزان در شناخت شکل های بصری ارتباط، عدم توفیق دانش آموزان در بهبود کیفیت و سبک زندگی و آسیب های مربوط به حیطه اجرا را در سه مورد عدم تمهید امکانات برای دبیران و دانش آموزان، فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، متخصص نبودن دبیر شناسایی شناسایی کرده است. یافته های بخش دوم پژوهش به طراحی الگویی اصلاح شده منجر شده است که در آن به توازن بین مؤلفه های مختلف سواد رسانه ای، استفاده از روش های تدریس تعاملی و تقویت مهارت های تفکر انتقادی تأکید شده است. بنابراین برای بهبود وضعیت فعلی سواد رسانه ای در دوره ابتدایی بازنگری در محتوای کتاب های درسی، توسعه برنامه های توانمندسازی معلمان، تقویت زیرساخت های فناوری در مدارس و ایجاد سیاست های جامع برای گسترش آموزش سواد رسانه ای ضروری است. همچنین، استفاده از رویکردهای تلفیقی در طراحی برنامه درسی می تواند به ارتقای مهارت های رسانه ای و توانایی های انتقادی دانش آموزان کمک شایانی کند.
بررسی و شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
95 - 115
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروهای متخصص در صنعت ریلی، لزوم توجه به کیفیت یادگیری و عوامل مؤثر بر آن در تربیت کارکنان آینده این صنعت انکارناشدنی است. هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت یادگیری و آموزش و طرح راهکارهایی به منظور افزایش و بهبود آن در دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن است. جامعه آماریْ دانشجویان در حال تحصیلِ دانشکده راه آهن دانشگاه علم و صنعت ایران بودند که درنهایت 132 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه به دست آمده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بررسی شدند. روایی محتواییِ پرسش نامه را تعدادی از استادان و متخصصان این حوزه انجام دادند. پایاییِ گویه های پرسش نامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکّب بررسی شد و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 74/0 به دست آمد. برای بررسی درستیِ روابط درنظرگرفته شده در مدل پژوهش، از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده کردیم. مهم ترین نتایج نشان داد که هر پنج عامل «آشنایی و رضایت از رشته»، «یادگیری عملی»، «امکانات و فضای آموزشی»، «کیفیت آموزش» و «عادات مطالعه» در مدل مفهومی درنظر گرفته شده دارای رابطه ای معنادار با سازه اصلی، یعنی کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان، بودند. درعین حال، عامل «آشنایی و رضایت از رشته» بیشترین و، در مقابل، «عامل امکانات و فضای آموزشی» کمترین سهم را در کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان داشتند. در پایان، راهکار های افزایش کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان را، به ویژه دانشجویان دانشکده راه آهن که به عنوان مطالعه موردی در تحقیق حاضر بررسی شدند، مطرح کرده ایم.
بررسی مؤلفه های داخلی معماری و اولویت بندی بر اساس تأثیر در هیجان کاربر در فضای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
7-24
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و اولویت بندی عناصر داخلی معماری در کلاس درس آموزشی است که در هیجان دانش آموزان مؤثر است و ممکن است باعث ارتقای کیفیت یادگیری شود. این هدف در راستای کیفیت بخشی به فضای کالبدی کلاس درس از طریق پرداخت به موضوع هیجان است. پژوهش حاضر به جهت ماهیت کیفی و بر اساس روش گردآوری داده توصیفی است که با روش میدانی و با استفاده از پرسش نامه به روش دلفی انجام گرفته است. به این صورت که با مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش و استخراج مؤلفه ها آغاز شده و با نظر کارشناسان به تأیید رسیده و بر اساس میزان تأثیرگذاری اولویت بندی شده است. نخست، با به کارگ یری نظر کارشناسان با استفاده از روش دلفی، هفده مؤلفه داخلی معماری مؤثر بر هیجان کاربر مستخرج از مبانی نظری و ادبیات موضوع شناسایی و تأیید شد. سپس این مؤلفه ها با استفاده از روش های آماری تحلیل و با روش آزمون فریدمن اولویت بندی شدند. در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته های پژوهش با تأیی د تأثیر ع وامل محیطی بر هیجان نش ان می ده د، ۳ مؤلفه «نور»، «رنگ» و «صدا»، دارای بیشترین اهمیت از بین ۱۷ مؤلفه داخلی معماری تأثیرگذار تأیید شده از طریق کارشناسان در هیجان کاربرد در کلاس درس است که اهمیت محیط کالبدی برای برانگیختن هیجان مثبت در کاربر فضای آموزشی و بهبود تجربه یادگیری دانش آموز را نشان می دهد.
تحلیلی بر جایگاه، فرصت ها و چالش های طراحی آموزشی در محیط یادگیری تلفیقی با تأکید بر جایگاه حرفه ای معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
27 - 54
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ورود فناوری های جدید به حوزه آموزش، باعث شکل گیری محیط های جدیدی همچون محیط های یادگیری تلفیقی شده است. در این میان، عنصر طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی از مؤلفه های مهم و تأثیرگذار محسوب می شود. این مؤلفه مهم و محیط های یادگیری تلفیقی دارای عناصر و بخش هایی هستند که جهت تأثیرگذاری مناسب می بایست تبیین گردد. هدف از پژوهش حاضر، تبیین جایگاه، فرصت ها و چالش های طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی با تأکید بر جایگاه حرفه ای معلم در عصر حاضر است. روش ها : این پژوهش از نظر هدف از نوع پژوهش کاربردی و از نظر ماهیت داده ها از نوع پژوهش هایی کیفی است که به روش مرور نظام مند و با مدل پریزما انجام شده است. کلمات کلیدی این پژوهش در هفت پایگاه داده خارجی Scopus,Eric,Web of Science,Springer Sciencedirect, Wiley Online Library,Taylor and Francis در تیرماه 1402 بر اساس راهبردهای جستجو مورد بررسی قرار گرفت. براساس معیار های اخلاقی و راهبردها انتخاب، از بین 446 مقالات مرتبط در بین سال های 2013 تا 2023 میلادی، 201 مقاله انتخاب شد که درنهایت پس از عبور از معیارها و غربالگری در نظر گرفته شده و ارزیابی بتن و نرم افزار علم سنجی POP، 24 مقاله جهت تکمیل تحقیق و تحلیل عمیق انتخاب شد. یافته ها: تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های موردنظر حاکی از کاربرد اثربخش طراحی آموزشی در یادگیری تلفیقی برای رسیدن به اهداف آموزشی با تأکید بر نقش و جایگاه حرفه ای معلم بود. همچنین به کارگیری طراحی آموزشی در یادگیری تلفیقی باعث تسهیل یادگیری، درگیری در یادگیری، فعال شدن، یادگیری مادام العمر، علاقه و مسئولیت پذیری فراگیران می گردد. از جمله چالش های اساسی این محیط می توان به کمبود درس افزارهای استاندارد که امکان تعامل فراگیر در ابعاد مختلف را فراهم سازد، کمبود منابع مالی و نبود یک نگاه حمایتی منسجم اشاره کرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که عنصر طراحی آموزشی یکی از عناصر حیاتی محیط های یادگیری تلفیقی برای معلمان حرفه ای محسوب می شود. همچنین تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های موردنظر، حاکی از کاربرد اثربخش انواع الگوهای طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی جهت رسیدن به اهداف آموزشی در سطوح مختلف یادگیری دارد. همچنین نوع رویکردی که معلمان در طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی انتخاب می کنند، در میزان تحقق انواع اهداف یادگیری فراگیران تأثیر دارد
راهکارهای مؤثر در کاهش چالش های رفتاری نوجوانان و ارتقای کیفیت آموزش: راهنمایی کاربردی برای معلمان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نوجوانی مرحله ای حساس از رشد است که با چالش های متعددی همراه است. پژوهش حاضر با هدف ارائه راهکارهایی برای کاهش این چالش ها و بهبود روابط معلم و دانش آموز انجام شده است. روش ها: این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند، منابع علمی منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ (لاتین) و ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (فارسی) را بررسی و یافته ها را تحلیل و دسته بندی نموده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که تقویت ارتباط معلم و دانش آموز، بهره گیری از فنّاوری های نوین و تنوع در روش های تدریس از راهکارهای مؤثّر در کاهش مشکلات رفتاری و بهبود عملکرد تحصیلی نوجوانان هستند. علاوه بر این، ایجاد محیطی حمایتگر و انگیزشی در کلاس درس می تواند نقش مهمی در کاهش استرس و افزایش مشارکت دانش آموزان ایفا کند. پایبندی به اخلاق حرفه ای معلمی و ایجاد تعادل میان آموزش دانش آموز محور و معلم محور از راهبردهای تقویت ارتباط معلم و دانش آموز بوده و استفاده از روش های تدریس مسئله محور، تجربی و مدل E5 نیز نقش بسزایی در بهبود تعاملات آموزشی دارند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بر اهمیت استفاده از روش های تدریس نوین، ایجاد تعامل مؤثّر میان معلم و دانش آموز و بهره گیری از فناوری های آموزشی تأکید دارد.
چگونگی پیوند میان نظر و عمل: مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
49 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، فهم چگونگی پیوند میان نظر و عمل بر اساس مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر بود. داده های پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند ازطریق مطالعه و بررسی اسناد مرتبط با رویکرد انسان شناختی اشتاینر و همچنین به کارگیری دانسته های پژوهشگرانی که با فلسفه اشتاینر و رهیافت او آشنا بودند و تجربیات آنها در مقالاتی در این زمینه در بازه زمانی 2022-2000 در پایگاههای علمی معتبر و تارنماهای مرتبط به رشته تحریر درآمده، گردآوری شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. برای اعتباریابی داده ها از روشهای قابل قبول و قابل اعتماد بودن استفاده شده است. تحلیل داده ها منجر به دسته بندی سه مضمون سازمان دهنده و 15مضمون پایه شده است. مضامین سازمان دهنده شامل تناظر ابعاد وجودی انسان و هستی(عناصر اربعه و ...)، هستی روحانی انسان(ابعاد سه گانه روح و ....) و نگاه کل گرایانه و تکاملی به انسان(تکامل همه جانبه و ...) است. پس از کشف مضامین انسان شناختی فلسفه اشتاینر در راستای ارتباط میان آنها با تدریس درس ریاضی کوشش شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تفسیر دیدگاه اشتاینر در بُعد انسان شناختی فلسفه او در تدریس ریاضیات، با بهره گیری از زمینه هایی چون هنر به عنوان بستر اصلی، در خلال رویکردی کل نگر به تعلیم وتربیت انسان، زمینه رشد و توسعه همه ابعاد وجودی انسان را مدنظر قرار می دهد. متناظر با یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که سیاستگذاران نظام آموزشی برای اصلاح روند تربیت تک بعدی و صرفاً شناخت- محور موجود در مدارس، رهیافتهای حاصل با محوریت زیبایی شناختی را برای تعدیل و اصلاح وضعیت موجود مدنظر قرار دهند.
فرایند تدریس معلمان در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
193 - 212
حوزههای تخصصی:
استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال در آموزش ریاضی، اخیراً پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده و اثربخشی آنها در این پژوهشها مورد تائید قرار گرفته است، اما برای نحوه ادغام عملی این بازیها در فرایند تدریس از سوی معلمان مشکلاتی وجود دارد و راهنماییهای عملی مناسب ارائه نشده است در همین راستا هدف پژوهش حاضر، پر کردن شکاف پژوهشی برای ادغام عملیاتی بازیهای دیجیتال در فرایند تدریس-یادگیری است. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی مطالعه موردی استفاده شده است. فعالیتهای انجام شده در درون این روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه با معلمان و یادداشت برداری از فعالیتهای انجام شده در جلسات بازی کلاس درس بوده است. محتوای آموزش در این پژوهش درس ریاضی سوم ابتدایی بود که دانش آموزان در آن جمع و تفریق را به صورت یک بازی با سبک ایفای نقش یادگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که معلمان برای اثربخش بودن تدریس خود، در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، فعالیتهای متنوعی را انجام می دهند که 1. معلم در نقش متخصص بازیهای دیجیتال، 2. پرسشگری و تشویق به تفکر بازتابنده، 3. برنامه ریزی برای کلاس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، 4. تلاش برای برآوردن نیازهای زیرساختی و کمک فنی برای اجرا، 5. معلم خصوصی برای هر دانش آموز و 6. معلم در نقش متخصص موضوعی، از مهم ترین فعالیتهای آنهاست.
Tension Between Symbolic and Imaginary, And Trauma In Catcher In the Rye(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
189 - 202
حوزههای تخصصی:
This essay explores the psychological tension between the Symbolic and Imaginary orders in J.D. Salinger’s The Catcher in the Rye, examining how these tensions relate to trauma through the theories of Jacques Lacan and Cathy Caruth. By analyzing Holden Caulfield's fantasies, rejection of adult "phoniness," and fragmented identity, the study reveals how trauma disrupts the subject’s relation to the Symbolic and manifests in obsessive retreats into fantasy. Drawing on Lacan’s concepts of the Real, Symbolic, and Imaginary orders and Caruth’s theory of trauma as an unassimilated experience, alongside recent critical studies, this essay offers a psychoanalytic reading of Holden’s alienation, illustrating how his attempts to resist symbolic structures ultimately reinforce his trauma. Through an analysis of Holden’s relationships, internal conflict, and interactions with adults, the essay argues that his rejection of the adult world is driven by a fear of corruption, insincerity, and the inevitability of change. Holden's critique of adult society, exemplified through his cynicism toward institutions and adults around him, is contrasted with his idealization of childhood innocence, represented by his fantasies of being "the catcher in the rye." By examining the symbolic significance of Holden’s red hunting hat and his relationships with characters like Phoebe and Jane, the essay highlights his internal struggle and ultimate inability to reconcile the innocence of youth with the complexities of adulthood. The analysis concludes by addressing Holden's self-destructive path, revealing the broader themes of alienation, disillusionment, and the tension between childhood purity and the pressures of growing up in.
شناسایی و انتخاب رویکرد بهینه در همترازسازی نمونه های با حجم کم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
7 - 35
حوزههای تخصصی:
همترازسازی فرم های جدید یک آزمون با فرم های قبلی یکی از موضوعات مهم و پرکاربرد در امر سنجش و اندازه گیری است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه و ارزیابی روش های همترازسازی در قالب الگوی گروه های تصادفی بر مبنای نظریه کلاسیک آزمون بر حسب خطاها و همجنین بررسی عوامل موثر بر افزایش دقت روش های همترازسازی در نمونه های با حجم کم انجام شده است. نظر به اینکه در این پژوهش محقق در پی مقایسه رویکردهای مختلف در همترازسازی و به دست آوردن برآوردهای باثبات تر پارامترها و افزایش اعتبار تصمیم ها و دقت اندازه گیری و در نهایت تعیین روش بهینه همترازسازی بوده، لذا دو نوع مطالعه بر اساس دو روش پژوهش طرح ریزی شد. روش پژوهش در این مطالعه به طور عام جزء پژوهش های توصیفی است. با توجه به دو نوع داده مورد استفاده در پژوهش حاضر (داده های واقعی و داده های شبیه سازی شده)، و متناسب با آن دو نوع مطالعه، دو نوع جامعه نیز مطرح است. در مورد مطالعه اول به منظور بررسی مقایسه ای روش های همترازسازی و با توجه به اجرای پرسش نامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم A و B)، از داده های واقعی استفاده شد. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه کارکنان در تمامی رده های شغلی شاغل در شهرداری قزوین در سال 1399 با حجم 2048 نفر می باشد. همچنین به جهت استفاده از الگوی گروه های تصادفی همترازسازی، دو نمونه به صورت کاملاً تصادفی و مستقل با حجم 200 نفر از جامعه مذکور انتخاب شد. در خصوص مطالعه شبیه سازی نیز در حالات مختلف (حجم نمونه و ضرایب دشواری) پارامترها بر اساس توزیع آماری تولید شدند. با توجه به شاخص های محاسبه شده در خصوص میزان خطای همترازسازی، نتایج نشانگر کاهش میزان خطا با افزایش حجم نمونه بود. همچنین با افزایش مقدار تفاوت دشواری میزان خطا نیز در هر چهار روش همترازسازی افزایش یافت.
بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت و اعتبارسنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش تحقیق آمیخته اکتشافی بود که در بخش کیفی از ۱۵ کارشناس، استاد دانشگاه، سرگروه آموزشی و معلم خبره تربیت بدنی و در بخش کمی از ۲۶۰ معلم تربیت بدنی (30 نفر مطالعه پایلوت و 230 نفر مطالعه اصلی) از 29 استان کشور استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی نیز از پرسش نامه محقق ساخته «سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی» و تحلیل های آماری توصیفی و استنباطی با نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. پرسش نامه اولیه با ۷۰ گویه طراحی و روایی صوری و محتوایی آن توسط استادان صاحب نظر تأیید شد. در مطالعه پایلوت که بر روی ۳۰ معلم انجام شد، روایی معنایی بررسی و اصلاحات لازم بر روی گویه ها اعمال گردید. همچنین، ضریب پایایی با آلفای کرونباخ ۰٫۹۵ محاسبه شد. تحلیل عاملی اکتشافی منجر به حذف ۱۵ گویه با بار عاملی کمتر از ۰٫۵ و تشکیل مقیاس نهایی با ۵۵ گویه و ۹ عامل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان دهنده برازش مطلوب مدل و قرارگیری کلیه بارهای عاملی و شاخص های برازش در محدوده قابل قبول بود.
فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی-توسعه ای بوده و با هدف فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان انجام شده است. بدین منظور در بخش کیفی پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، در بازه زمانی سال 1390 تا 1403 شمسی و 2010 تا 2025 میلادی، تعداد 43 مقاله در زمینه مدیریت اثربخش و تقویت سبک زندگی اسلامی، ارزیابی گردیده و در نهایت 30 مقاله به روش هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. جامعه مشارکت کنندگان جهت اولویت بندی مولفه ها شامل مدیران مدارس دوره متوسطه است که به روش هدفمند 12 نفر در این مطالعه مشارکت کردند. برای گردآوری داده ها از مطالعات داخلی و خارجی و پرسشنامه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب های معرفتی و ارزشی اسلام می تواند تأثیراتی بر رویکردهای فردی دانش آموزان داشته باشد. با این حال، در چارچوب اسلامی، مدیریت اثربخش باید به گونه ای طراحی شود که توازنی مطلوب بین آزادی های فردی و اصول دینی ایجاد کند. روش ها و اهداف آموزشی به ویژه در زمینه ارزشیابی آموزشی، زمانی که با توجه به ارزش های اسلامی تنظیم شوند، می توانند نقش اساسی در هدایت دانش آموزان به سمت یادگیری اخلاقی و ارتقاء تعامل اجتماعی بر پایه ارزش های اسلامی ایفا کنند. علاوه بر این، استفاده از روش های آموزشی نوین و توجه به عوامل اجتماعی-فرهنگی، محیطی آموزشی را فراهم می آورد که در آن دانش آموزان می توانند به طور مؤثر فناوری های روز را با آموزه های اسلامی ترکیب کنند. در نهایت، بهره گیری از اعتقادات مذهبی و سبک زندگی ایرانی-اسلامی، در کنار مدیریت اثربخش، می تواند دانش آموزان را به تحقق آرمان های اخلاقی و دینی سوق دهد.
استفاده از استعاره های شناختی در تدریس و تاثیر آن بر درک دانش آموزان: یک مطالعه ی مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
37 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از استعاره های شناختی در فرایند تدریس و نقش آن در ارتقای درک مفاهیم آموزشی توسط دانش آموزان، با روش مرور نظام مند و رویکرد روایتی بر مبنای چارچوب سیلوا انجام شده است. روش: این مطالعه به روش مرور نظام مند و روایتی انجام شد. داده ها با جستجوی هدفمند در پایگاه های Google Scholar، ScienceDirect و نورمگز، بر اساس کلیدواژه های مرتبط با استعاره های شناختی در آموزش، گردآوری شد. جامعه آماری شامل مقالات منتشرشده بین سال های 2000 تا ۲۰۲۳ بود. پس از غربالگری چندمرحله ای شامل حذف مقالات نامرتبط و تکراری، ۲۲ مقاله منتخب بر اساس معیارهای ورود و هم راستایی با اهداف پژوهش انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی بر اساس رویکرد موضوعی انجام شد تا مضامین اصلی استخراج و مقالات در شش محور موضوعی طبقه بندی شوند: نقش استعاره های شناختی در یادگیری، تأثیر زمینه های فرهنگی، طراحی هدفمند استعاره ها، ارتباط با سواد دیجیتال، کاربرد در مفاهیم محاسباتی، و تقویت تفکر خلاق. یافته: نتایج تحلیل ها نشان داد که استفاده هدفمند، خلاقانه و متناسب با محتوای درسی از استعاره های شناختی می تواند تأثیر قابل توجهی در تسهیل فهم مفاهیم پیچیده، افزایش انگیزش یادگیری و تعمیق مشارکت شناختی دانش آموزان داشته باشد. نتیجه گیری: بر این اساس، طراحی آموزشی مبتنی بر استعاره و توانمندسازی معلمان در بهره گیری از آن، گامی مؤثر در بهبود کیفیت تدریس و یادگیری به شمار می رود.
اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکرانتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان انجام گرفت. رویکرد پژوهش کمی و از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، دو گروه 15 نفری به عنوان گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه مهارت های ﺗﻔکﺮ ﻧﻘﺎدانه کﺎﻟیﻔﺮﻧیﺎ (ﻓﺮم ب)، خودکارآمدی رایانه ای مورفی،کوور و اوون (1989) و باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991) بود. پرسشنامه ها دارای روایی از نوع محتوا بودند و میزان آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی به ترتیب «728/0، 816/0 و 894/0» به دست آمد و پایایی تایید شد. داده های حاصل از پرسشنامه با نرم افزار spss مورد پردازش و تحلیل قرار گرفت. تحلیل کواریانس چندمتغیری(مانکوا) نشان داد، 47درصد تفاوت دو گروه در متغیرهای وابسته مربوط به مداخله آزمایشی بود. تحلیل کواریانس تک متغیری نیز نشان داد، «آموزش سواد اطلاعاتی» بر ارتقای تفکر انتقادی (5/24درصد)، خودکارآمدی رایانه ای (8/37درصد) و باورهای انگیزشی (6/32درصد) تاثیر معنی دار داشت (p<0.05). بنابراین با توجه به تاثیر معنی دار آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی، پیشنهاد می شود، در قالب مداخلات آموزشی کوتاه مدت و بلندمدت، مهارت های فوق را به نوجوانان آموزش دهند و آنها را برای زندگی در دنیای اطلاعاتیِ امروز آماده سازند.