فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۸ مورد.
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
127 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی فرایندهای جاری ابعاد تربیت توحیدی در مراکز پیش دبستانی بود. این پژوهش درزمره مطالعات کیفی قرار دارد، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است و جامعه آماری آن را مربّیان پیش دبستانی ناحیه چهارِ شهر قم تشکیل می دهند که سیزده نفر از ایشان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با توجه به معیار اشباع داده ها و تکرار اطلاعات انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که چهارچوب آن براساس تحلیل محتوای ادبیات پژوهش برمبنای سه بُعد شناختی، عاطفی و عملی تربیت توحیدی تدوین و برپایه نظرخواهی از سه متخصص تأیید شد. پس از انجام شدن مصاحبه، تحلیل داده ها توسط نرم افزار شانون و MAXQDA (20) صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد در بُعد شناختی، مؤلفه های «استفاده از زبان و ادبیات متناسب با فهم کودک در معرفی خدا» و «الگوی حسنه بودنِ والدین و مربّیان در رابطه با خدا برای کودک»، در بُعد عاطفی، مؤلفه های «پرورش و تقویت اشتیاق کودک به پرسشگری و کنجکاوی» و «تأثیر محبت والدین و مربّیان بر رابطه کودکان با خدا»، و در بُعد عملی، مؤلفه «تناسب فعالیت های عملی با امیال و آزادی کودک»، بیشترین کاربرد را داشته اند. دوره سیادت، زمان تشکیل مبانی و بنیان های تربیت توحیدی در کودک است که از طریق ارتباط با اطرافیان، محیط، والدین و به ویژه مربّیان تحقق می یابد.
اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری دانش آموزان دارای اختلال طیف اتیسم
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلالات طیف اتیسم بسیار فراگیر است و تمام جنبه های عملکردی کودکان را تحت تأثیر خود قرار می دهد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بود. روش پژوهش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان 7 تا 12 سال با اختلال طیف اتیسم شهر مشهد بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین کودکان با اختلال طیف اوتیسم 30 کودک 7-12 ساله با عملکرد متوسط انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند. گروه ها از نظ ر س ن و به ره هوش ی همس ان انتخاب شدند. ابزار سنجش آزمون کانرز (2004) و آزمون حافظه دیداری کیم کاراد (1945) بود. گروه آزمایش به مدت 12 جلس ه 45 دقیق ه ای در جلسات آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی شرکت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزارspss24 و با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نشان داد که آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم اثربخش است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم، آموزش فعالیت های ادراکی حرکتی است.
بازنمایی هویت اسلامی در متون آموزش زبان فارسی: تحلیل محتوایی ابعاد فرهنگی در کتاب های پارسا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان، افزون بر نقش ارتباطی، ابزار انتقال فرهنگ و شکل دهی به هویت است. در فرایند یادگیری یک زبان جدید نیز زبان آموزان با عناصر فرهنگی آن زبان آشنا می شوند و این تعامل فرهنگی به تدریج بر شکل گیری هویت آن ها تأثیر می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی بازنمایی هویت اسلامی در مجموعه کتاب های آموزش زبان فارسی«پارسا» در جامعهالمصطفی، به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. داده ها با نمونه گیری هدفمند از متون کتاب ها گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که این کتاب ها هویت اسلامی را در ابعاد فردی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و زیست محیطی بازنمایی می کنند. مفاهیمی همچون نماز، صله رحم، پرهیز از اسراف و اهمیت علم، در قالب های آموزشی گوناگون به زبان آموز منتقل می شود. ببراین اساس آموزش زبان فارسی در جامعهالمصطفی فراتر از آموزش صرف زبان، ابزاری برای انتقال هویت اسلامی است. یافته ها می توانند در تدوین و بازنگری منابع آموزشی زبان فارسی مورد بهره برداری قرار گیرند.
چالش های آموزش عشایری خوزستان: شناسایی، دسته بندی و تدوین الگویی برای مدیریت آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
79 - 100
حوزههای تخصصی:
آموزش وپرورش جامعه عشایری، به منزله یکی از سه جامعه ساکن در کشور، امری ضروری است. آموزش ابتدایی عشایر استان خوزستان به منزله یکی از استان های محل سکونت عشایر، با چالش هایی رو به روست که باعث ایجاد اختلال در فرایند آموزش می شوند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و دسته بندی چالش های آموزش ابتدایی عشایر خوزستان و ارائه الگویی برای مدیریت آن ها بود. این مطالعه یک طرح پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی است. در بخش کیفی از تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمی از روش توصیفی پیمایشی استفاده شده است. برای نمونه گیری، نخست جامعه پژوهش به دو گروه کادر اداری و اجرایی تقسیم شدند و با شانزده نفر از خبرگان این حوزه، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد. از آنجا که روش نمونه گیری هدفمند طبقه ای بود، شانزده نفر مشارکت کننده به صورت تناظر یک به یک، هشت نفر از دسته ستادی و هشت نفر از دسته اجرایی انتخاب شدند. خروجی مصاحبه ها مجموعه از مشکلات آموزش عشایری استان خوزستان بود که بر اساس الگوی پید، به سه گروه پازل ها، مسائل و آشفتگی ها دسته بندی شدند. سپس در مرحله کمی، بر اساس یافته های بخش کیفی، پرسش نامه محقق ساخته ای تدوین شد و در یک پیمایش توصیفی، برای 313 نفر از اعضای نمونه، که به صورت تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده بودند، ارسال شد. داده های این بخش برای برازش الگو با استفاده از نسخه 3 نرم افزار اسمارت پی ال اس بررسی شد. بر اساس تحلیل ها، تعداد 44 چالش شناسایی شده همه در یک سطح نیستند؛ برخی به آسانی قابل حل بوده و برای حل تعدادی از چالش ها نیاز به تصمیم گیری های سطح بالا و در خارج از نظام آموزشی نیاز است. در نهایت 20 راهکار جهت مدیریت این چالش ها شناسایی و تحلیل شد.
ویژگی های روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری (ابزاری جدید برای سنجش میسوفونیا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
159 - 167
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آزمون روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری در بین گروهی از نوجوانان ایرانی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان سنین 12 تا 18 ساله شهر ارومیه در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 380 نفر انتخاب شدند. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنی ها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. برای انجام تحلیل های آماری از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در نمونه نوجوانان ایرانی ساختار تک عاملی مقیاس با داده ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین این مقیاس با مقیاس حساسیت به صدای واینشتاین به طور تجربی از روایی همگرا نسخه تجدیدنظر شده مقیاس میسوفونیا حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی نسخه تجدیدنظر شده مقیاس 93/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پرسشنامه صدا بیزاری برای سنجش میسوفونیا در نوجوانان ایرانی ابزاری روا و پایا است. این ابزار می تواند جهت اندازه گیری صدا بیزاری در بخش های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
تجارب زیسته معلمان از آموزش فراگیر: مفاهیم، موانع و راهکارها
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: آموزش فراگیر از موضوعات چالش برانگیز نظام آموزشی است که هنوز برنامه ایی جامع برای تحقق جامع آن در نظام آموزشی کشور ما وجود ندارد. این مفهوم در بستر ادراکات و تجارب معلمان تفهیم پذیر و قابل اجرا خواهد بود. مطالعه حاضر به هدف تعمیق در دیدگاه و تجارب معلمان در زمینه چیستی و چگونگی اجرای آموزش فراگیر جهت دستیابی به شواهدی از اجرا و توصیفاتی از معانی آن و نیز ارائه راهکارهایی جهت تسهیل در اجرای آن انجام یافت. روش ها : این پژوهش، با رویکردی تفسیری و روش پدیدارشناسی انجام شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند از 12 معلم ابتدایی شهر سنندج که دارای بیش از 15 سال سابقه خدمت بودند به دست آمد و تحلیل شد. حاصل این تحلیل 4 مضمون اصلی و 14 زیر مضمون بود. همچنین با ترکیب همه مضامین، پدیده اصلی به عنوان توصیف نهایی از آموزش فراگیر به دست آمد. یافته ها: مضامین اصلی شامل: 1-آموزش فراگیر به مثابه عدالت آموزشی، 2- تنوع و دوگانگی در عملکرد معلمان نسبت به آموزش فراگیر، 3- موانع ساختاری و نهادی در اجرای آموزش فراگیر و 4- تقویت زیرساخت های انسانی و آموزشی برای تحقق آموزش فراگیر است.
اثربخشی مداخلۀ آموزشی مبتنی بر رویکرد پیاژه بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر پایۀ چهارم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد شناختی پیاژه بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر پایه چهارم در دوره ابتدایی شهر بروجن انجام گرفت. روش ها روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. به این منظور از بین کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر بروجن در سال تحصیلی 1400-1401 تعداد 30 نفر که ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند، به صورت هدفمند انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری اطلاعات آزمون از پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ-CA) (2005) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی (تعداد، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیره) استفاده شد و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد. یافته ها: در پایان نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات مولفه های تنظیم هیجان در دو گروه آزمایش و کنترل اختلاف آماری معناداری وجود داشت (001/0>P) به گونه ای که دانش آموزانی که با استفاده از روش های آموزشی پیاژه آموزش دیده بودند، در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل توجهی در تنظیم هیجان داشتند و ضریب اتای بدست آمده برای مؤلفه های تنظیم هیجان شامل مدیریت هیجان 28/0، انعکاس هیجان 32/0 و درک هیجان 19/0 بدست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخلات آموزشی مبتنی بر رویکرد پیاژه می تواند به عنوان یک روش مؤثر در بهبود تنظیم هیجان دانش آموزان استفاده شود.
آسیب شناسی سواد رسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی به منظور ارائه الگو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
30 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آسیب شناسی سوادرسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی و ارائه الگو و از نوع کاربردی است و از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل معلمان و مدیران دوره ابتدایی هستند و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده است و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. ابزار گردآوری داده ها در این بخش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. برای روایی و پایایی و همچنین طراحی الگوی اصلاح شده نیز از مصاحبه کانونی با هفت نفر از متخصصان حوزه سواد رسانه ای و برنامه ریزی درسی استفاده شده است. یافته های بخش اول پژوهش که به بررسی مشکلات آموزشی و اجرا پرداخته است، مشکلات آموزشی را در هشت مورد فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان در تعیین صحت و درستی اطلاعات، عدم منجر شدن دانش آموزان به تأمل ورزی و فهم انتقادی اطلاعات، ناتوانی نسبت به نیازهای اطلاعاتی دانش آموزان، ناموفق بودن دانش آموزان در شیوه های اقناع در تولیدات رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان نسبت به ارتقاء مسؤولیت پذیری انتخاب و استفاده از پیام ها، اشکال دانش آموزان در شناخت شکل های بصری ارتباط، عدم توفیق دانش آموزان در بهبود کیفیت و سبک زندگی و آسیب های مربوط به حیطه اجرا را در سه مورد عدم تمهید امکانات برای دبیران و دانش آموزان، فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، متخصص نبودن دبیر شناسایی شناسایی کرده است. یافته های بخش دوم پژوهش به طراحی الگویی اصلاح شده منجر شده است که در آن به توازن بین مؤلفه های مختلف سواد رسانه ای، استفاده از روش های تدریس تعاملی و تقویت مهارت های تفکر انتقادی تأکید شده است. بنابراین برای بهبود وضعیت فعلی سواد رسانه ای در دوره ابتدایی بازنگری در محتوای کتاب های درسی، توسعه برنامه های توانمندسازی معلمان، تقویت زیرساخت های فناوری در مدارس و ایجاد سیاست های جامع برای گسترش آموزش سواد رسانه ای ضروری است. همچنین، استفاده از رویکردهای تلفیقی در طراحی برنامه درسی می تواند به ارتقای مهارت های رسانه ای و توانایی های انتقادی دانش آموزان کمک شایانی کند.
بررسی و شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
95 - 115
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروهای متخصص در صنعت ریلی، لزوم توجه به کیفیت یادگیری و عوامل مؤثر بر آن در تربیت کارکنان آینده این صنعت انکارناشدنی است. هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت یادگیری و آموزش و طرح راهکارهایی به منظور افزایش و بهبود آن در دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن است. جامعه آماریْ دانشجویان در حال تحصیلِ دانشکده راه آهن دانشگاه علم و صنعت ایران بودند که درنهایت 132 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه به دست آمده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بررسی شدند. روایی محتواییِ پرسش نامه را تعدادی از استادان و متخصصان این حوزه انجام دادند. پایاییِ گویه های پرسش نامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکّب بررسی شد و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 74/0 به دست آمد. برای بررسی درستیِ روابط درنظرگرفته شده در مدل پژوهش، از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده کردیم. مهم ترین نتایج نشان داد که هر پنج عامل «آشنایی و رضایت از رشته»، «یادگیری عملی»، «امکانات و فضای آموزشی»، «کیفیت آموزش» و «عادات مطالعه» در مدل مفهومی درنظر گرفته شده دارای رابطه ای معنادار با سازه اصلی، یعنی کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان، بودند. درعین حال، عامل «آشنایی و رضایت از رشته» بیشترین و، در مقابل، «عامل امکانات و فضای آموزشی» کمترین سهم را در کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان داشتند. در پایان، راهکار های افزایش کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان را، به ویژه دانشجویان دانشکده راه آهن که به عنوان مطالعه موردی در تحقیق حاضر بررسی شدند، مطرح کرده ایم.
تحلیلی بر جایگاه، فرصت ها و چالش های طراحی آموزشی در محیط یادگیری تلفیقی با تأکید بر جایگاه حرفه ای معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
27 - 54
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ورود فناوری های جدید به حوزه آموزش، باعث شکل گیری محیط های جدیدی همچون محیط های یادگیری تلفیقی شده است. در این میان، عنصر طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی از مؤلفه های مهم و تأثیرگذار محسوب می شود. این مؤلفه مهم و محیط های یادگیری تلفیقی دارای عناصر و بخش هایی هستند که جهت تأثیرگذاری مناسب می بایست تبیین گردد. هدف از پژوهش حاضر، تبیین جایگاه، فرصت ها و چالش های طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی با تأکید بر جایگاه حرفه ای معلم در عصر حاضر است. روش ها : این پژوهش از نظر هدف از نوع پژوهش کاربردی و از نظر ماهیت داده ها از نوع پژوهش هایی کیفی است که به روش مرور نظام مند و با مدل پریزما انجام شده است. کلمات کلیدی این پژوهش در هفت پایگاه داده خارجی Scopus,Eric,Web of Science,Springer Sciencedirect, Wiley Online Library,Taylor and Francis در تیرماه 1402 بر اساس راهبردهای جستجو مورد بررسی قرار گرفت. براساس معیار های اخلاقی و راهبردها انتخاب، از بین 446 مقالات مرتبط در بین سال های 2013 تا 2023 میلادی، 201 مقاله انتخاب شد که درنهایت پس از عبور از معیارها و غربالگری در نظر گرفته شده و ارزیابی بتن و نرم افزار علم سنجی POP، 24 مقاله جهت تکمیل تحقیق و تحلیل عمیق انتخاب شد. یافته ها: تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های موردنظر حاکی از کاربرد اثربخش طراحی آموزشی در یادگیری تلفیقی برای رسیدن به اهداف آموزشی با تأکید بر نقش و جایگاه حرفه ای معلم بود. همچنین به کارگیری طراحی آموزشی در یادگیری تلفیقی باعث تسهیل یادگیری، درگیری در یادگیری، فعال شدن، یادگیری مادام العمر، علاقه و مسئولیت پذیری فراگیران می گردد. از جمله چالش های اساسی این محیط می توان به کمبود درس افزارهای استاندارد که امکان تعامل فراگیر در ابعاد مختلف را فراهم سازد، کمبود منابع مالی و نبود یک نگاه حمایتی منسجم اشاره کرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که عنصر طراحی آموزشی یکی از عناصر حیاتی محیط های یادگیری تلفیقی برای معلمان حرفه ای محسوب می شود. همچنین تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های موردنظر، حاکی از کاربرد اثربخش انواع الگوهای طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی جهت رسیدن به اهداف آموزشی در سطوح مختلف یادگیری دارد. همچنین نوع رویکردی که معلمان در طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی انتخاب می کنند، در میزان تحقق انواع اهداف یادگیری فراگیران تأثیر دارد
راهکارهای مؤثر در کاهش چالش های رفتاری نوجوانان و ارتقای کیفیت آموزش: راهنمایی کاربردی برای معلمان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نوجوانی مرحله ای حساس از رشد است که با چالش های متعددی همراه است. پژوهش حاضر با هدف ارائه راهکارهایی برای کاهش این چالش ها و بهبود روابط معلم و دانش آموز انجام شده است. روش ها: این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند، منابع علمی منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ (لاتین) و ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (فارسی) را بررسی و یافته ها را تحلیل و دسته بندی نموده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که تقویت ارتباط معلم و دانش آموز، بهره گیری از فنّاوری های نوین و تنوع در روش های تدریس از راهکارهای مؤثّر در کاهش مشکلات رفتاری و بهبود عملکرد تحصیلی نوجوانان هستند. علاوه بر این، ایجاد محیطی حمایتگر و انگیزشی در کلاس درس می تواند نقش مهمی در کاهش استرس و افزایش مشارکت دانش آموزان ایفا کند. پایبندی به اخلاق حرفه ای معلمی و ایجاد تعادل میان آموزش دانش آموز محور و معلم محور از راهبردهای تقویت ارتباط معلم و دانش آموز بوده و استفاده از روش های تدریس مسئله محور، تجربی و مدل E5 نیز نقش بسزایی در بهبود تعاملات آموزشی دارند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بر اهمیت استفاده از روش های تدریس نوین، ایجاد تعامل مؤثّر میان معلم و دانش آموز و بهره گیری از فناوری های آموزشی تأکید دارد.
چگونگی پیوند میان نظر و عمل: مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
49 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، فهم چگونگی پیوند میان نظر و عمل بر اساس مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر بود. داده های پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند ازطریق مطالعه و بررسی اسناد مرتبط با رویکرد انسان شناختی اشتاینر و همچنین به کارگیری دانسته های پژوهشگرانی که با فلسفه اشتاینر و رهیافت او آشنا بودند و تجربیات آنها در مقالاتی در این زمینه در بازه زمانی 2022-2000 در پایگاههای علمی معتبر و تارنماهای مرتبط به رشته تحریر درآمده، گردآوری شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. برای اعتباریابی داده ها از روشهای قابل قبول و قابل اعتماد بودن استفاده شده است. تحلیل داده ها منجر به دسته بندی سه مضمون سازمان دهنده و 15مضمون پایه شده است. مضامین سازمان دهنده شامل تناظر ابعاد وجودی انسان و هستی(عناصر اربعه و ...)، هستی روحانی انسان(ابعاد سه گانه روح و ....) و نگاه کل گرایانه و تکاملی به انسان(تکامل همه جانبه و ...) است. پس از کشف مضامین انسان شناختی فلسفه اشتاینر در راستای ارتباط میان آنها با تدریس درس ریاضی کوشش شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تفسیر دیدگاه اشتاینر در بُعد انسان شناختی فلسفه او در تدریس ریاضیات، با بهره گیری از زمینه هایی چون هنر به عنوان بستر اصلی، در خلال رویکردی کل نگر به تعلیم وتربیت انسان، زمینه رشد و توسعه همه ابعاد وجودی انسان را مدنظر قرار می دهد. متناظر با یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که سیاستگذاران نظام آموزشی برای اصلاح روند تربیت تک بعدی و صرفاً شناخت- محور موجود در مدارس، رهیافتهای حاصل با محوریت زیبایی شناختی را برای تعدیل و اصلاح وضعیت موجود مدنظر قرار دهند.
فرایند تدریس معلمان در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
193 - 212
حوزههای تخصصی:
استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال در آموزش ریاضی، اخیراً پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده و اثربخشی آنها در این پژوهشها مورد تائید قرار گرفته است، اما برای نحوه ادغام عملی این بازیها در فرایند تدریس از سوی معلمان مشکلاتی وجود دارد و راهنماییهای عملی مناسب ارائه نشده است در همین راستا هدف پژوهش حاضر، پر کردن شکاف پژوهشی برای ادغام عملیاتی بازیهای دیجیتال در فرایند تدریس-یادگیری است. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی مطالعه موردی استفاده شده است. فعالیتهای انجام شده در درون این روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه با معلمان و یادداشت برداری از فعالیتهای انجام شده در جلسات بازی کلاس درس بوده است. محتوای آموزش در این پژوهش درس ریاضی سوم ابتدایی بود که دانش آموزان در آن جمع و تفریق را به صورت یک بازی با سبک ایفای نقش یادگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که معلمان برای اثربخش بودن تدریس خود، در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، فعالیتهای متنوعی را انجام می دهند که 1. معلم در نقش متخصص بازیهای دیجیتال، 2. پرسشگری و تشویق به تفکر بازتابنده، 3. برنامه ریزی برای کلاس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، 4. تلاش برای برآوردن نیازهای زیرساختی و کمک فنی برای اجرا، 5. معلم خصوصی برای هر دانش آموز و 6. معلم در نقش متخصص موضوعی، از مهم ترین فعالیتهای آنهاست.
شناسایی و انتخاب رویکرد بهینه در همترازسازی نمونه های با حجم کم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
7 - 35
حوزههای تخصصی:
همترازسازی فرم های جدید یک آزمون با فرم های قبلی یکی از موضوعات مهم و پرکاربرد در امر سنجش و اندازه گیری است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه و ارزیابی روش های همترازسازی در قالب الگوی گروه های تصادفی بر مبنای نظریه کلاسیک آزمون بر حسب خطاها و همجنین بررسی عوامل موثر بر افزایش دقت روش های همترازسازی در نمونه های با حجم کم انجام شده است. نظر به اینکه در این پژوهش محقق در پی مقایسه رویکردهای مختلف در همترازسازی و به دست آوردن برآوردهای باثبات تر پارامترها و افزایش اعتبار تصمیم ها و دقت اندازه گیری و در نهایت تعیین روش بهینه همترازسازی بوده، لذا دو نوع مطالعه بر اساس دو روش پژوهش طرح ریزی شد. روش پژوهش در این مطالعه به طور عام جزء پژوهش های توصیفی است. با توجه به دو نوع داده مورد استفاده در پژوهش حاضر (داده های واقعی و داده های شبیه سازی شده)، و متناسب با آن دو نوع مطالعه، دو نوع جامعه نیز مطرح است. در مورد مطالعه اول به منظور بررسی مقایسه ای روش های همترازسازی و با توجه به اجرای پرسش نامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم A و B)، از داده های واقعی استفاده شد. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه کارکنان در تمامی رده های شغلی شاغل در شهرداری قزوین در سال 1399 با حجم 2048 نفر می باشد. همچنین به جهت استفاده از الگوی گروه های تصادفی همترازسازی، دو نمونه به صورت کاملاً تصادفی و مستقل با حجم 200 نفر از جامعه مذکور انتخاب شد. در خصوص مطالعه شبیه سازی نیز در حالات مختلف (حجم نمونه و ضرایب دشواری) پارامترها بر اساس توزیع آماری تولید شدند. با توجه به شاخص های محاسبه شده در خصوص میزان خطای همترازسازی، نتایج نشانگر کاهش میزان خطا با افزایش حجم نمونه بود. همچنین با افزایش مقدار تفاوت دشواری میزان خطا نیز در هر چهار روش همترازسازی افزایش یافت.
بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت و اعتبارسنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش تحقیق آمیخته اکتشافی بود که در بخش کیفی از ۱۵ کارشناس، استاد دانشگاه، سرگروه آموزشی و معلم خبره تربیت بدنی و در بخش کمی از ۲۶۰ معلم تربیت بدنی (30 نفر مطالعه پایلوت و 230 نفر مطالعه اصلی) از 29 استان کشور استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی نیز از پرسش نامه محقق ساخته «سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی» و تحلیل های آماری توصیفی و استنباطی با نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. پرسش نامه اولیه با ۷۰ گویه طراحی و روایی صوری و محتوایی آن توسط استادان صاحب نظر تأیید شد. در مطالعه پایلوت که بر روی ۳۰ معلم انجام شد، روایی معنایی بررسی و اصلاحات لازم بر روی گویه ها اعمال گردید. همچنین، ضریب پایایی با آلفای کرونباخ ۰٫۹۵ محاسبه شد. تحلیل عاملی اکتشافی منجر به حذف ۱۵ گویه با بار عاملی کمتر از ۰٫۵ و تشکیل مقیاس نهایی با ۵۵ گویه و ۹ عامل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان دهنده برازش مطلوب مدل و قرارگیری کلیه بارهای عاملی و شاخص های برازش در محدوده قابل قبول بود.
فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی-توسعه ای بوده و با هدف فراترکیب مؤلفه های مدیریت اثربخش در تقویت سبک زندگی اسلامی دانش آموزان انجام شده است. بدین منظور در بخش کیفی پس از جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، در بازه زمانی سال 1390 تا 1403 شمسی و 2010 تا 2025 میلادی، تعداد 43 مقاله در زمینه مدیریت اثربخش و تقویت سبک زندگی اسلامی، ارزیابی گردیده و در نهایت 30 مقاله به روش هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. جامعه مشارکت کنندگان جهت اولویت بندی مولفه ها شامل مدیران مدارس دوره متوسطه است که به روش هدفمند 12 نفر در این مطالعه مشارکت کردند. برای گردآوری داده ها از مطالعات داخلی و خارجی و پرسشنامه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب های معرفتی و ارزشی اسلام می تواند تأثیراتی بر رویکردهای فردی دانش آموزان داشته باشد. با این حال، در چارچوب اسلامی، مدیریت اثربخش باید به گونه ای طراحی شود که توازنی مطلوب بین آزادی های فردی و اصول دینی ایجاد کند. روش ها و اهداف آموزشی به ویژه در زمینه ارزشیابی آموزشی، زمانی که با توجه به ارزش های اسلامی تنظیم شوند، می توانند نقش اساسی در هدایت دانش آموزان به سمت یادگیری اخلاقی و ارتقاء تعامل اجتماعی بر پایه ارزش های اسلامی ایفا کنند. علاوه بر این، استفاده از روش های آموزشی نوین و توجه به عوامل اجتماعی-فرهنگی، محیطی آموزشی را فراهم می آورد که در آن دانش آموزان می توانند به طور مؤثر فناوری های روز را با آموزه های اسلامی ترکیب کنند. در نهایت، بهره گیری از اعتقادات مذهبی و سبک زندگی ایرانی-اسلامی، در کنار مدیریت اثربخش، می تواند دانش آموزان را به تحقق آرمان های اخلاقی و دینی سوق دهد.
استفاده از استعاره های شناختی در تدریس و تاثیر آن بر درک دانش آموزان: یک مطالعه ی مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
37 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از استعاره های شناختی در فرایند تدریس و نقش آن در ارتقای درک مفاهیم آموزشی توسط دانش آموزان، با روش مرور نظام مند و رویکرد روایتی بر مبنای چارچوب سیلوا انجام شده است. روش: این مطالعه به روش مرور نظام مند و روایتی انجام شد. داده ها با جستجوی هدفمند در پایگاه های Google Scholar، ScienceDirect و نورمگز، بر اساس کلیدواژه های مرتبط با استعاره های شناختی در آموزش، گردآوری شد. جامعه آماری شامل مقالات منتشرشده بین سال های 2000 تا ۲۰۲۳ بود. پس از غربالگری چندمرحله ای شامل حذف مقالات نامرتبط و تکراری، ۲۲ مقاله منتخب بر اساس معیارهای ورود و هم راستایی با اهداف پژوهش انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی بر اساس رویکرد موضوعی انجام شد تا مضامین اصلی استخراج و مقالات در شش محور موضوعی طبقه بندی شوند: نقش استعاره های شناختی در یادگیری، تأثیر زمینه های فرهنگی، طراحی هدفمند استعاره ها، ارتباط با سواد دیجیتال، کاربرد در مفاهیم محاسباتی، و تقویت تفکر خلاق. یافته: نتایج تحلیل ها نشان داد که استفاده هدفمند، خلاقانه و متناسب با محتوای درسی از استعاره های شناختی می تواند تأثیر قابل توجهی در تسهیل فهم مفاهیم پیچیده، افزایش انگیزش یادگیری و تعمیق مشارکت شناختی دانش آموزان داشته باشد. نتیجه گیری: بر این اساس، طراحی آموزشی مبتنی بر استعاره و توانمندسازی معلمان در بهره گیری از آن، گامی مؤثر در بهبود کیفیت تدریس و یادگیری به شمار می رود.
اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکرانتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان انجام گرفت. رویکرد پژوهش کمی و از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، دو گروه 15 نفری به عنوان گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه مهارت های ﺗﻔکﺮ ﻧﻘﺎدانه کﺎﻟیﻔﺮﻧیﺎ (ﻓﺮم ب)، خودکارآمدی رایانه ای مورفی،کوور و اوون (1989) و باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991) بود. پرسشنامه ها دارای روایی از نوع محتوا بودند و میزان آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی به ترتیب «728/0، 816/0 و 894/0» به دست آمد و پایایی تایید شد. داده های حاصل از پرسشنامه با نرم افزار spss مورد پردازش و تحلیل قرار گرفت. تحلیل کواریانس چندمتغیری(مانکوا) نشان داد، 47درصد تفاوت دو گروه در متغیرهای وابسته مربوط به مداخله آزمایشی بود. تحلیل کواریانس تک متغیری نیز نشان داد، «آموزش سواد اطلاعاتی» بر ارتقای تفکر انتقادی (5/24درصد)، خودکارآمدی رایانه ای (8/37درصد) و باورهای انگیزشی (6/32درصد) تاثیر معنی دار داشت (p<0.05). بنابراین با توجه به تاثیر معنی دار آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی، پیشنهاد می شود، در قالب مداخلات آموزشی کوتاه مدت و بلندمدت، مهارت های فوق را به نوجوانان آموزش دهند و آنها را برای زندگی در دنیای اطلاعاتیِ امروز آماده سازند.
پیش بینی رفتار اقتصادی، براساس آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه، با میانجیگری سواد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
117 - 135
حوزههای تخصصی:
سواد اقتصادی و درک مفاهیم آن برای دانشجویان اهمیت ویژه ای دارد زیرا تصمیمات رفتاری و مالی آنان تأثیری بسزا بر وضعیت مالی و شغلی آینده شان خواهد داشت. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه با میانجیگری سواد اقتصادی در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی بوده است. پژوهش، با توجه به هدف، کاربردی و، با توجه به نحوه گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی - همبستگی مبتنی بر مدل یابی ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان مهندسی دانشگاه سمنان (1700 نفر) در سال تحصیلی ۱۴۰2-۱۴۰3 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 220 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های رفتار اقتصادی، سواد اقتصادی، آموزش اقتصاد در خانواده و آموزش اقتصاد در دانشگاه بود. داده ها به وسیله آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (پیرسون و تحلیل مسیر) تحلیل شدند. نتایج داده ها نشان می دهد آموزش اقتصاد در خانواده تأثیری معنادار بر سواد اقتصادی و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی و نیز آموزش اقتصاد در دانشگاه تأثیری معنادار بر سواد و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. همچنین تأثیر سواد اقتصادی بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی معنادار است. آموزش اقتصاد در خانواده با میانجیگری سواد اقتصادی نقشی غیرمستقیم، مثبت و معنادار در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی ایفا می کند و آموزش اقتصاد در دانشگاه نیز با میانجیگری سواد اقتصادی تأثیر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. نتایج پژوهش، اهمیت آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه را در ایجاد سواد اقتصادی و به تبع آن رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی نشان می دهد.
بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
71 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی بود. روش ها : روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی ناحیه 1 شهر کرج در سال تحصیلی 140۳-140۲ بود. تعداد 100 نفر از دانش آموزان پایه ششم مدارس پروین اعتصامی، گل ها و استقلال ناحیه یک شهر کرج به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و در دو گروه آزمایش (۵0 نفر) و کنترل (۵0 نفر) گمارده شدند. ابزار گردآوری داده ها، شامل آزمون یادگیری سواد دیجیتال محقق ساخته (۱۴۰۳) و پرسش نامه نگرش به درس عسگری (1385) بود. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۵۰ دقیقه ای براساس طرح شایستگی دیجیتال، آموزش دیدند و گروه کنترل، آموزش های مرسوم درس کار و فناوری پایه ششم را دریافت نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. در سطح توصیفی از فراوانی، نمودارها، شاخص های مرکزی (میانگین) و (انحراف معیار) و در سطح استنباطی از آزمون های t وابسته، t مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال بر یادگیری و زیرمقیاس های آن شامل تأثیر رایانه، تفکر محاسباتی، سواد دیجیتال، شبکه ارتباطی و طراحی بی سیم و امنیت سایبری، اثربخش بوده است. همچنین نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال، بر نگرش دانش آموزان پایه ششم ابتدایی، اثربخش بوده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد آموزش مبتنی بر شایستگی دیجیتال، علاوه بر ارتقای مهارت های فنی، نگرش مثبت دانش آموزان را نسبت به یادگیری فناوری تقویت می کند. این امر بیانگر نقش چندبعدی شایستگی دیجیتال در توانمندسازی دانش آموزان برای مواجهه با نیازهای جامعه دیجیتال است؛ بنابراین، تلفیق این رویکرد در برنامه های درسی می تواند به ارتقای کیفیت یادگیری و پرورش مهارت های ضروری قرن بیست ویکم کمک کند.