ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۶۸۱ تا ۵۳٬۷۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۳۶۸۱.

تأثیر محیط هند در شکل گیری اندیشه مدارا در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
اندیشه های مداراگرای هندی به اشکال مختلف در شعر شاعران دوره صفوی بازنمود یافته است؛ چرا که سرزمین هند مهد فرهنگ و تمدن است و ابداع دین الهی توسط اکبرشاه، نشان از آمادگی جامعه هند برای تکثر دینی دارد. از سوی دیگر حضور پررنگ پرچمداران عرفان و تصوف اسلامی-ایرانی که در اعصار مختلف، هندوستان را مأمنی برای نشر اندیشه های خود یافته بودند، فرهنگ فارسی را برای دریافت فراگیر این اندیشه ها فراهم کرده بودند؛ از این رو حضور شاعران تصویرپرداز همچون صائب تبریزی در این فضا، راه را برای نشر گسترده اندیشه های هندی در شعر دوره صفوی باز کرده است. نگارندگان در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی، بررسی وجوه مختلف اندیشه های صائب و شیوه های تصویرپردازی او را دنبال می نمایند و سعی دارند تأثیر آموزه های هندی در تدوین اندیشه های مداراگرا و مداراطلبی صائب تبریزی را نشان دهند. صلح و مدارا به شکل های گوناگون و در قالب تصاویر متفاوت در شعر صائب از متون ترجمه شده از سانسکریت گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که صائب تبریزی صلح کل، یکسان نگری، مدارا در برابر تهمت، گشاده رویی، بی توقع بخشیدن، بردباری، خطاپوشی و خیرخواهی را از جلوه های مدارا معرفی نموده و آن ها را ابزاری برای دست یابی به آسایش بشری می داند.
۵۳۶۸۲.

تمثیل های طبیعت در شعر درمانی: بهزیستی عاطفی در دلنوشته های اتوبیوگرافی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۹
این تحقیق کیفی به بررسی نقش تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی نویسنده در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم می پردازد. هدف این مطالعه شناسایی و تحلیل تمثیل های طبیعت به عنوان وسیله ای برای تسهیل بهزیستی عاطفی است. در دنیای مدرن، افراد با چالش های عاطفی و روانی متعددی مواجه هستند که ناشی از فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فردی هستند و بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی تأثیر می گذارند. بنابراین، نیاز به روش های نوین و مؤثر برای مدیریت این چالش ها احساس می شود. تمثیل های طبیعت به عنوان نمادهایی از زیبایی، آرامش و ارتباط با دنیای طبیعی می توانند به عنوان پل ارتباطی میان فرد و احساساتش عمل کنند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحلیل تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم و تأثیر آن ها بر بهزیستی عاطفی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه تمثیل های طبیعت می توانند به افراد کمک کنند تا تجربیات خود را بهتر درک و بیان کنند. این مطالعه از روش کیفی تحلیل محتوا بهره می برد و محقق با بررسی متون و شناسایی الگوها، تم ها و معانی نهفته در تمثیل های طبیعت، به تحلیل تأثیر این تمثیل ها بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بهره گیری از تمثیل های طبیعت می تواند به عنوان یک روش درمانی به افراد کمک کند تا افکار و احساسات پیچیده خود را به آسانی بیان و مدیریت کنند. این مقاله پیشنهاد می کند که در برنامه های درمانی و مشاوره ای، از تمثیل های طبیعت به عنوان ابزاری مؤثر برای بهبود سلامت روان و بهزیستی عاطفی استفاده شود.
۵۳۶۸۳.

بررسی تاریخ تحول فرم در شعر فارسی تا عصر نیما براساس نظریه تاتارکیویچ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۲
امروزه طیف گسترده ای از منتقدان و پژوهشگران ادبی بر سر این تعریف از ادبیات توافق دارند که ادبیات چیزی جز فرم نیست و تنها فرم است که می تواند آثار ادبی را از آثار غیرادبی جدا کند. بنابراین شناخت ادبیات، تاریخ تحولات ادبی، و مطالعات نقد ادبی بیش از هر چیز به شناخت فرم ادبی و آگاهی از تحولات فرم های ادبی وابسته است. پژوهش های سنتی در شعر فارسی، به رغم دقت گسترده و جزئی در مطالعه عناصر فرم ساز یا هنرسازه ها، به مفهوم فرم به عنوان عنصر اساسی شعر بی توجه بوده اند. مطالعات ادبی در ایران همواره دچار ضعف های علمی بنیادینی بوده و کمک چندانی نیز به تحول شعر فارسی نکرده است. به همین سبب در این مقاله تلاش می شود با بهره گیری از نظریات فرم شناس بزرگ لهستانی، ووادیسواف تاتارکیویچ، که از بهترین پژوهش ها در مقوله فرم است، تا حدی مفهوم فرم ادبی و سیر تحول فرم های ادبی در شعر فارسی تا نیما را نشان داده شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد که می توان تاریخ تحول شعر فارسی را از منظر فرم به خوبی بررسی کرد و فرم های شعر فارسی نیز تقریباً با تقسیم بندی تاتارکیویچ از تاریخ فرم هنری همخوانی دارد.
۵۳۶۸۴.

بهره برخی مفسّران شیعی از مواهب کاشفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
فهرست بلندی از تفاسیر شیعیِ فارسی که از ایران عهد صفوی تاکنون به نگارش درآمده، گواه بر تأثیری است که ملاحسین کاشفی از طریق تفسیر مواهب علیّه بر آن ها داشته است. در این مقاله، با تکیه بر سه تفسیر دوره صفوی که به زمان تألیف مواهب و مؤلّف آن نزدیک تر بوده اند، این بهره گیری ها پیگیری شده است. تفاسیری چون: تفسیرترجمه الخواص یا تفسیر زواره ای از علی بن حسن زواره ای (نگارش در 947 هجری). تفسیرمنهج الصادقین تألیف ملافتح الله کاشانی (م. 988 ق.) و خلاصه آن. تفسیر شریف لاهیجی اثر شیخ محمد بن شیخ علی لاهیجانی (م. 1090 یا 1095 ق.) آنچه در این پژوهش به شیوه مطالعه تطبیقی بر چند متن ادبی – دینی، رخ می نمایاند این است که با توجه به حضور پیدا و پنهان مواهب در ترجمه الخواص، می توان سهم تفسیر کاشفی را در اثر تفسیریِ زواره ای، بیش از سایر مآخذ دانست، با این امتیاز که در عین اعتدال مذهبی، در مواردی که از کاشفی نقلِ با مأخذ می کند، جانب انصاف و ادب را نیز پاس می دارد؛ اما فتح الله کاشانی در منهج، با این که در بخش ترجمه آیات و ذکر اقوال اخلاقی یا عرفانی در تفسیر، بسی بیش از زواره ای، به مواهب علیه اتّکا داشته و منقولات مواهب را در منهج درج کرده است؛ اما نسبت به کاشفی کم لطفی ها داشته است. همچنین غیر از تفسیر لاهیجی، در بسیاری دیگر از تفسیرهای نگارش یافته در این دوره، نقش پای مواهب کاملاً مشهود است.
۵۳۶۸۵.

ریخت شناسی نمادهای کهن آیین شمنیسم در افسانه عاشیقی اصلی و کرم به روایت سیروس قمری مبتنی بر انسان شناسی تفسیری میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۹۴
شَمَنیسم به عنوان یکی از آیین های دیرین در جهان، ازجمله روش های هویت شناسی دینی ملل محسوب می شود. اهمیت این کهن آیین از این روست که جسم و روح آدمی را یک جا متأثر می کند و طی فرایندی جادومآب تلاش در جهت درمانگری و حفاظت از جسم و روح را با وساطت شمن یا جادوگر به دست ارواح بر عهده دارد. تاریخ کهن زیست ترک ها با ظهور این آیین عجین بوده و به دلیل هم زیستی ترک ها و آذربایجانی ها، وارد فرهنگ اینان نیز شده است. شاخص ترین نماینده فرهنگی اجتماع  بزرگ ترک ها اوزان ها و به تعبیری آذربایجانی ها عاشیق ها هستند که به جهت کارکرد اجتماعی خویش نقشی مشابه شمن داشته و خالق، پیش برنده، راوی و قهرمان این قصص هستند. یافته ها نشان می دهد منظومه عاشیقی اَصلی و کَرَم به عنوان یکی از افسانه های آذربایجانی در ایران، مصادیق درهم تنیده از هویت قصص ایرانی همچون عشق، هجر، وصل و مرگ عاشق و معشوقه اش را در جوار موتیف های نمادین آیین شمنیسم، همچون تشرّف، عضویت، سفر، جست و جو، تأثیر عناصر طبیعی و فراطبیعی، خلسه، لباس و موسیقی را بازمی نمایاند و می تواند مواد خام مناسبی برای هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی و سینما برای تولیدات بومی دربرداشته باشد. نتایج نشان دهنده اتکا این قصه به هویت ایرانی و وجود برخی نمادهای مرتبط با کهن آیین شمنیسم را که متأثر از فرهنگ زیستی و جغرافیای ترک ها و آذربایجانی هاست نشان می دهد. این پژوهش کیفی، با رویکرد انسان شناسی تفسیری الیاده بر روایت سیروس قَمَری از افسانه اصلی و کرم و با بهره گیری از داده های کتابخانه ای انجام شده است.
۵۳۶۸۶.

کارکردهای انسجامی حروف ربط در اشعار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۷
مایکل هلیدی در نظریه انسجام قائل به دو عامل انسجام واژگانی و دستوری است. عامل انسجامِ دستوری خود به زیرمجموعه هایی تقسیم می شود. در میان عوامل انسجام دستوری، بررسی حروفِ ربط ازآنجاکه مفصل و پیوند دهنده جملات است، انسجام را به طور ویژه نشان می دهد. از منظر هلیدی این حروف به چهاردسته: افزایشی، تقابلی، علّی و زمانی تقسیم می شوند. در اشعار معاصر که صورت نوشتن به روش پلکانی است، گاه حروف ربط به تنهایی در یک پله قرار می گیرد و شکل برجسته ای در میان بندها می یابد؛ گاه یک آغاز ناگهانی را در شعر رقم می زند؛ و گاه چنان در گستره شعر تکرار می شود که سبب برجستگی معنا و مفهومِ مدنظر می گردد. در این پژوهش حروف ربط در اشعار قیصر امین پور به جهت کاربرد گسترده در بین پاره جمله ها و بندها بررسی شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که قیصر امین پور با آگاهی از دستورزبان و به کارگیریِ عالمانه و متبحرانه حروف ربط توانسته است منظور خود را برجسته و نشان دار کند. این امر هم در مبحث دستوری-معنایی و هم در مبحث بلاغی مصداق دارد. همچنین بسامد انواع حروف ربط در هر یک از دفترهای شعر او نشان دهنده شمای تعریف شده ای از گفتمان شاعر در دوره های مختلف است. این نوع توجه در خصوص به کارگیری حروف ربط، به کلام و گفتمان شاعر شکلی تازه بخشیده است.
۵۳۶۸۷.

تحلیل دیدگاه «عشق به مثابه قصه» در رمان نوجوان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، براساس الگوی رابرت استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگ سالی است. در این دوره به دلیل بلوغ، تغییر و تحولات جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی در فرد پدید می آید. هم چنین در این سنین، عشق در اشکال و انواع مختلف جلوه می کند. عشق های اولیه، در حد دلبستگی های عاطفی و دوستی های زودگذر هستند و اگر نوجوان بتواند مراحل رشد و بلوغ جسمانی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه صمیمیت، دوستی و عشق واقعی پدیدار می شود. پس باید به او فرصت داد که در این دنیای بغرنج، خود را بشناسد و برای احساسات آشفته ی خود به دنبال مفهوم یا راهکار باشد. یکی از این راهکارها، قصه است. قصه باعث رشد «منِ» در حال شکفتنِ نوجوان و هم چنین تقویت قوه ی تخیل او می شود و عامل مهمی در تربیت اجتماعی نوجوان محسوب می شود. جمشید خانیان ازجمله نویسندگان مطرحی است که آثار درخوری برای نسل نوجوان با مضمون عشق، نگاشته است. این پژوهش قصد دارد باتوجه به نقش و اهمیت عشق در سنین نوجوانی، جایگاه قصه های عاشقانه و نحوه ی ارائه ی آن ها را در حل مسائل عاطفی، روانی و تربیتی نوجوانان، باتوجه به الگوی عشق به مثابه قصه ی رابرت استرنبرگ در رمان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، بازشناسی و مشخص کند که آیا نویسنده توانسته است از عهده ی تبیین قصه ی عشق برای نسل نوجوان برآید یا خیر؟  
۵۳۶۸۸.

معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۹
زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده اند و ادبیات جلوه گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند. روش: از آن جا که زمینه گفتار و سخن، رابطه تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایه برخی از مهم ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن ها خنده به مثابه یک رفتار میان شخصیّت های انسانی و تمثیلی شکل می گیرد، به معنی شناسی خنده بپردازد.   یافته ها: بر اساس یافته های نگارندگان، آنچه را که نمی توان بر زبان آورد، با خنده به آسانی می توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خنده کسی، سخن ناگفته وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به کار می رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می بیند و جدّی بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه گر می شود.
۵۳۶۸۹.

Le phénomène polyfonctionnel des adverbiaux temporels en français(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۹
: La fonction d’un mot peut être variable selon certaines circonstances linguistiques. La place du mot dans un énoncé suit l’ordre structurel et linguistique de sa propre langue et à travers lequel le sens des éléments de l’énoncé est formé et perçu par le lecteur. À première vue, l’adverbe temporel joue souvent le rôle de complément circonstanciel de temps. Mais s'agit-il d'une fonction permanente pour les adverbiaux de temps? Comment peut-on leur attribuer d’autres fonctions linguistiques lorsqu’il change de place? Et, comment la variété des fonctions influe-t-elle sur la traduction persane? Le but de cette recherche est de confronter les différentes fonctions d’un même élément dans deux langues différentes pour comprendre les causes des contradictions qui en découlent. En recourant aux sources de la grammaire française, il sera possible de trouver les explications grammaticales par rapport à l’entité de cet élément linguistique. Deuxièmement, à travers une étude contrastive, nous pouvons profiter des cas où l’adverbe de temps joue de différentes fonctions. Enfin, nous comparons la fonction de l'adverbe de temps dans le texte original et dans le texte traduit. Le résultat se résume dans le fait que l'hypothèse du traducteur conduit à considérer la fonction de complément circonstanciel de temps pour tous les adverbes temporels, alors que ce n'est pas leur seule fonction linguistique. La transmission des mêmes fonctions des mots dans l’énoncé source en traduction dépend du respect de la ponctuation et de l’ordre des éléments dans la langue de départ.
۵۳۶۹۰.

بررسی جابه جایی بن مایه های اساطیری در رمانس سمک عیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه: رمانس سمک عیار، اولین داستان بلند و طولانی منثور و یکی از زیباترین داستان ها در زبان و ادبیات فارسی است که با درون مایه ای حماسی، قهرمانی و عیاری شکل گرفته است. این اثر، آیین ها، آداب و رسوم و بن مایه های داستانی زیادی را در برمی گیرد. آداب، آیین و بن مایه هایی که پیوند نزدیکی با فرهنگ عامه مردم دارند و از الگوهای کهن اسطوره ای پیروی می کنند. هدف این مقاله، بررسی چگونگی «جابه جایی اسطوره» در این متن است؛ اینکه چگونه شخصیت ها، فضاها و کنش ها از ساختار اسطوره ای اولیه فاصله گرفته و در قالب های جدید اجتماعی، اخلاقی یا داستانی بازتعریف می شوند. روش: ما در این پژوهش، با ابزار کتابخانه ای و به روش تحلیل محتوا، بن مایه های اساطیری آفرینش، اژدهاکشی و باروری را در رمانس سمک عیار یافته و صورت های جابه جایی آن ها را نشان داده ایم. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که این بن مایه های اسطوره ای به شکلی تغییریافته و جابه جاشده در این رمانس وجود دارند و در پی توضیحی برای هستی و نیز پاسخی روشنگر به مرگ و زندگی موجودات و پدیده های عالم هستند. جابه جایی این اسطوره ها به تحول اساسی حماسه به رمانس نیز سرعت می دهد؛ چنان که در این متن، این دو نوع ادبی در آغاز در کنار هم دیده می شوند و رفته رفته بر اثر جابه جایی های گسترده اسطوره ای، حماسه کم رنگ می شود و جای خود را به رمانس می دهد.
۵۳۶۹۱.

بررسی گفت وگوی متن با مخاطب در غزلیات مولانا بر اساس نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۲
هرمنوتیک گادامر پیوند تنگاتنگ و نزدیکی با مفهوم گفت و گو دارد. گادامر بر این باور است که بدون توجّه داشتن به عنصرگفت وگو، مخاطب و متن توانایی برقراری ارتباط را ندارند؛ بنابراین در این صورت نیز تأویلی صورت نمی پذیرد. غزلیات مولانا از جمله متونی است که مفهومی فراتر از تک معنایی دارد. در باور مولانا معیار قدرت و ناتوانی انسان اندیشه و فهم اوست. او در غزلیاتش به دنبال گمشده ای است که هرگز در این جهان نمی گنجد، مگر از راه شهود و کشف عینی و این ادراکات در سایه گفت وگو که میدانی برای پرسش های متفاوت و دست یابی به پاسخ های متناسب با آن است، امکان پذیر خواهد شد. نوشتار حاضر برآن است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی چند غزل از غزلیات مولانا را از این منظر تحلیل کند. دستاورد پژوهش نشان می دهدکه در پی پرسش و پاسخ های میان غزل های مولانا و مفسّر (مخاطب) و با منطبق کردن افق معنایی آن ها می توان به تأویلی جدید دست پیدا کرد. مفسّر در هنگام مواجهه با متن می کوشد با توجه به موضوع به آن رجوع کند و پرسش ها و پاسخ های متن را نسبت به مکالمه متن با شالوده بازیابی کند. این جست وجو از سنّت و امتزاج افق های مفسّر ظاهر شده است.  به علاوه در این مقاله این نکته مورد بررسی قرار گرفته است که مولانا استنباط و وصول معانی را در فهم مخاطب می بیند و برای دست یابی به شناخت و درک متن بر فهم که محصول گفت وگوی میان گوینده و خواننده است و در اثر یک رخداد اتفاق می افتد، تأکید می کند. 
۵۳۶۹۲.

آیرونی به مثابه گفتمان رمانتیستی و تقابل مقدّس و نامقدّس در شعر بختیارعلی؛ بر اساس رویکرد نشانه شناختی اومبرتو اکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
نشانه شناسی آیرونی، رویکردی است که با تمرکز بر تقابل میان مقدّس و نامقدّس، به تحلیل لایه های پنهان معنا در آثار ادبی می پردازد. آیرونی در این چارچوب نه تنها به طنز یا تضاد سطحی اشاره دارد، بلکه به تضادهای عمیق معنایی میان تجربه انسانی و جهان اطراف او توجه می کند و امکان بازنمایی پیچیدگی های درونی شخصیت ها و جهان شعری را فراهم می آورد. هدف این تحقیق، بررسی نحوه بازنمایی تقابل مقدّس و نامقدّس در دو شعر از بختیار علی از منظر نشانه شناسی تأویلی اومبرتو اکو و رمانتیسم عرفانی است. این پژوهش، به دنبال کشف تأثیر رمزگان های عرفانی و رمانتیک در ساختار معنایی شعر است و تلاش دارد، نشان دهد که چگونه شعر، تجربه ای چندلایه و عمیق را به خواننده منتقل می کند. روش تحقیق، به صورت توصیفی-تحلیلی است و داده های تحقیق شامل نمونه ای منتخب از اشعار بختیار علی هستند که با تحلیل نمادها، استعاره ها، تصاویر و رمزگان های شعری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که شعر بختیار علی با بهره گیری از عناصر نمادین و تصاویر پیچیده، آیرونی را در شعرهای خود به شکلی به کار برده است که در آن، مفاهیم مقدّس و نامقدّس، زشت و زیبا و زمینی و ملکوتی، با هم درآمیخته است و به صورت تجربه ای درونی، تضادها و تعارض های روحی شاعر را بازنمایی می کند. در نهایت، این روش امکان فهم بهتر تجربه های عرفانی و رمانتیک انسان را فراهم می آورد و تأکید دارد زبان شعری نه تنها ابزاری شاعرانه، بلکه واسطه ای برای انتقال تجربه های عمیق انسانی و عرفانی است.
۵۳۶۹۳.

نحو و پیوند آن با اندیشه در سخنان شیخ ابوالحسن خرقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۸
خرقانی یکی از عارفان برجسته قرن چهارم و پنجم هجری که با وجود اُمّی بودن، سخنانش از طراوت و تازگی خاصی برخوردار است. هرچند به دلیل غرابت واژه های نامأنوس، کاتبان و تذکره نویسان تغییرات و تصرّفاتی در کلام او روا داشته اند، اما سخنانش هم از حیث لفظ و هم از لحاظ معنی، ویژگی هایی دارد که زبان او را از زبان دیگران متمایز می کند. لذا در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی صورت گرفته، به منظور دست یابی به ویژگی های سبکی سخنانش، نحو و پیوند آن با محتوای کلامش بر اساس سبک شناسی لایه ای از حیث پیوند و طول جمله ها، وجه فعل و صدای دستوری مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. سبک جملات او هم گسسته است و هم پیوسته و در مواردی بسیار اندک متصل و تودرتو. جملاتش کوتاه و متناسب برای بیان تجربه های عاطفی و شهودی است. در مواردی که او از احوال خود سخن می گوید و هیجان های عاطفی اش را در لحظات کشف و شهود بیان می کند، وجه فعل اخباری است. در چنین حالتی گوینده مغلوب ضمیر ناخودآگاه و عواطف شدید باطنی خویش است و صدای دستوری سخنانش غالباً انعکاسی است. در مواردی هم که به توصیه ای اخلاقی و عرفانی می پردازد، وجه فعل التزامی (امر، نهی، التزام) است و سخنانش متأثر از ضمیر خودآگاه وی بوده و به دلیل جهت گیری کلام به سوی مخاطب، جنبه ترغیبی و تشویقی می یابد. خرقانی آن گاه که به توضیح و تشریح نکته ای عرفانی و اخلاقی می پردازد، کلامش حالت ارجاعی دارد. با توجه به نظریه ارتباط زبانی یاکوبسون، در این حالت نیز وجه فعل، اخباری و صدای دستوری غالب در این گونه سخنان، صدایی منفعل است.
۵۳۶۹۴.

بررسی و تحلیل انضمامی روایت «رستم و شَغاد» با استفاده از رویکرد نقد نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۶
قصه «رستم و شغاد» یکی از فنّی ترین و منسجم ترین روایت های موجود در شاهنامه است. در این قصه، برجسته ترین پهلوان شاهنامه، رستم، از جریان روایت حذف می شود. علاقه فردوسی به رستم سبب شده است تا فردوسی برای حذف او حساسیت و وسواس زیادی نشان دهد. فردوسی برای حذف این شخصیت ملی مجبور بوده است تا دقت زبانی و روان شناختی زیادی صرف کند تا مرگ رستم، با آن عظمت و شکست ناپذیری، معقول و پذیرفتنی جلوه کند. نقد نو، به منزله رویکردی انضمامی و سیستمی، تلاش می کند تا با اصالت بخشیدن به متن، الگوهای کلامی، هماهنگی، و وحدت درونی اجزا را در اثر نشان دهد. پیش فرض مقاله این است که فردوسی با استفاده از مقولا تی به نام «بازی اعتماد» و «فریب عاطفی» تلاش کرده است تا مرگ پهلوانی چون رستم را برای خواننده باورپذیر کند. مقدماتی چون «مفتون سازی»، «متقاعدسازی»، «خلق بحران و اضطرار»، «ایجاد حیرت»، «تبدیل قصه من به ما»، «تبانی»، «جلب اعتماد»، «تسریع اعتماد»، و «توطئه» قتل رستم را تا حد زیادی منطقی می کند. در این مقاله، با روش توصیف و تحلیل کیفی و دقیقِ متن، تلاش می شود تا مقدمات زبانی و ذهنیت روان شناختی فردوسی برای توجیه پذیری مرگ ابرپهلوان اثر ارزیابی شود.
۵۳۶۹۵.

ضرورت تصحیح دوباره التحبیر فی علم التعبیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
التحبیر فی علم التعبیر یکی از قدیمی ترین خوابنامه های مستقل فارسی است که به امام فخر رازی (م: 606ق.) نسبت یافته و برای نخستین بار ایرج افشار در سال 1354 آن را تصحیح و چاپ کرده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با بررسی تصحیح ایرج افشار و مقایسه آن با تعبیرالرؤیاهای عربی و خوابنامه های فارسی به یکی از سرچشمه های این اثر و جویباران حاصل از آن توجّه شود. همچنین با تطبیق تصحیح افشار با نسخه استفاده شده او و نیز با مقایسه آنها با دست نویس المعتبر فی علم التعبیر نشان داده شده است که از یک سو چاپ افشار اشکالات و کاستی های نسبتاً زیادی دارد و از سوی دیگر استفاده از دست نویس المعتبر فی علم التعبیر در تصحیح مجدّد این اثر و رفع کاستی های آن ضرورت دارد. این اشکالات و کاستی ها به طور عمده دو علّت داشته است: یکی خطای مصحّح و دیگر آسیب دیدگی نسخه. اشکالات و کاستی های نشئت گرفته از خطای مصحّح را می توان به شش گروه تقسیم کرد: افزودن کلمه یا کلمه های غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمه های نادرست، حذف بی دلیل کلمه یا کلمه هایی که در نسخه وجود دارد، غلط خوانی برخی از ضبط های نسخه، ثبت ضبط های نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی. اشکالات و کاستی های ناشی از آسیب دیدگی نسخه نیز به چهار گروه تقسیم می شود: ثبت نکردن ضبط های نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبط های مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبط های پاک شده و تشخیص ندادن محلّ فصل بندی هشت برگ پایانی.
۵۳۶۹۶.

مبانی غنایی در سروده های طنز سعید بیابانکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۶
ادب غنایی یکی از گونه های برجسته ادبیات فارسی است که به بازنمایی احساسات، عواطف و تجربه های درونی شاعر می پردازد و با مؤلفه هایی همچون زبان نرم و تصویری، موسیقی شعر، صور خیال و مضامین تغزلی چون مدح، مرثیه و شهرآشوب شناخته می شود. طنز نیز با وجود ماهیت انتقادی و اجتماعی خود، ظرفیت بازتاب تجربه های شخصی و عاطفی را در دل موقعیت های اجتماعی دارد و در برخی موارد با ادب غنایی هم پوشانی پیدا می کند. در این میان، اشعار طنز سعید بیابانکی نمونه ای از پیوند این دو حوزه اند که قابلیت تحلیل از منظر عناصر غنایی را دارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های ادب غنایی در سروده های طنز این شاعر انجام شده و روش تحقیق بر تحلیل محتوای منتخبی از اشعار او مبتنی است. در این بررسی، شاخص هایی چون زبان تغزلی، موسیقی درونی و بیرونی، و مضامین شهرآشوب به عنوان عناصر غنایی شناسایی شده اند. یافته ها حاکی از آن است که بیابانکی در کنار بهره گیری از طنز اجتماعی، از زبان و ساختارهای عاطفی و تغزلی نیز بهره برده است. این هم نشینی طنز و تغزل، جلوه ای تازه از کارکردهای متنوع شعر معاصر فارسی را نمایان می سازد.
۵۳۶۹۷.

واکاوی نگرش به مرگ در حکایات هزار و یک شب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
مرگ، به عنوان کهن ترین نگرانی انسان، در متون ادبی بازتاب فراوان داشته است. هزارویک شب نیز یکی از برجسته ترین آثاری است که مرگ را در اَشکال و جنبه های گوناگون به تصویر می کشد. پژوهش حاضر با بررسی ساختار روایی این کتاب و مفاهیم وابسته به مرگ در حکایات آن، نشان می دهد که این پدیده، نه تنها یک واقعیت زیستی و طبیعی، بلکه عاملی در جهت پیشبرد روایت و شکل گیری تعلیق در داستان است. مرگ در این مجموعه در قالب هایی چون مرگ طبیعی، قتل و کشتار، مرگ فراطبیعی، مرگ عاشقانه و مرگ آیینی ظاهر می شود و نشان دهنده جلوه هایی از باور اجتماعی، مذهبی و اسطوره ای جوامع شرقی است که با عوامل فراطبیعی و جادویی درآمیخته است. هرچند شهرزاد با روایت پردازی از مرگ می گریزد و چرخه کشتار را به ابزاری برای ادامه زندگی و استمرار داستان تبدیل می کند، اما در حکایات با شخصیت هایی مواجه می شویم که مرگ را عاشقانه می پذیرند و آگاهانه به استقبال آن می روند. مرگ در هزارویک شب، نه تنها سرنوشتی تلخ و گریزناپذیر، بلکه مفهومی چندلایه و ابزاری برای بازنمایی و نمایش عشق، قدرت، تقدیر، سرنوشت، مکر، حیله، برقراری عدالت و مسیری برای رهایی و تعالی است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با تکیه بر ترجمه هزارویک شب از مرعشی پور، خوانش تمام حکایات و بررسی اَشکال و شیوه های گوناگون مرگ، تصویری روشن، عمیق و تحلیلی از ترس ، امید، کنش و واکنش های انسانی در مواجهه با فناپذیری ارائه می دهد.
۵۳۶۹۸.

بازتاب مسائل اجتماعی در شعر شاعران سوسیالیستی افغانستان (مطالعه موردی مجله ژوندون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۰
ادبیات سوسیالیستی واقع گرا در افغانستان، یکی از برجسته ترین و اثرگذارترین جریان های ادبی در تاریخ ادبیات معاصر این کشور به شمار می آید؛ جریانی که به واسطه غنای محتوایی و هنری، توانسته جایگاهی درخشان در منظومه ادبیات افغانستان به خود اختصاص دهد. این مکتب، با تأکید عمیق بر مسائلی چون عدالت اجتماعی، باورهای ایدئولوژیک و دغدغه های مردم محور، در عین حال نوآوری های ساختاری و محتوایی چشمگیری را نیز به نمایش بگذارد. بازنمایی هوشمندانه و هنرمندانه مفاهیم اجتماعی، سیاسی و طبقاتی در شعر، از ویژگی های ممیز آن است. شعر سوسیالیستی واقع گرا، نه تنها در مقام یک آفرینش ادبی، بلکه به عنوان ابزار انتقال آگاهی، بیان مقاومت، و بازتاب آرمان های جمعی، در بستر فرهنگی و اجتماعی افغانستان نقشی تعیین کننده ایفا کرده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتاب مسائل اجتماعی در شعر سوسیالیستی افغانستان، به واکاوی کیفیت بازتاب مفاهیم اجتماعی در آثار شاعران برجسته این حوزه با تکیه بر اشعار منتشرشده در نشریه معتبر ژوندون پرداخته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که مضامینی چون تمجید از نیروی کار و منزلت کارگر، تجلیل مبارزان پایبند به اندیشه های مارکسیستی، ستایش آزادی و برابری، نکوهش تبعیض های طبقاتی، تأکید بر همبستگی اجتماعی، همزیستی مسالمت آمیز و مخالفت با فقر و نابرابری، به شکل برجسته ای در اشعار نویسندگانی چون اسدالله حبیب، دستگیر پنجشیری، سلیمان لایق، رحیم الهام، نصرالله رها، شربت باقری، علی شاه ناشاد، غریب نواز، نسیم کامجو، حشمت ربی و ذکیه رستگار بازتاب یافته است؛ و این امر نشانگر پیوند وثیق میان ادبیات و ایدئولوژی در فضای فرهنگی آن دوران است.
۵۳۶۹۹.

حافظ در آیینه شعر حکیم نباتی(نگاهی به روابط بینامتنی نباتی با حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
بینامتنیت از تئوری های جدید ادبی است که روابط بین متون را می کاود. این تئوری ادبی با تأکید بر این که هیچ متن ادبی، مستقل نیست، دنبال ردّ پای متون در یک متن خاص است؛ متن را معرّقی از نقل قول ها و هر متنی را جذب و دگرگون سازی متن دیگر می داند. ادبیات ترکی آذری و نمایندگان این ادبیات، با نظر به اینکه این ادبیات متأثّر از ادب فارسی، رشد و گسترش یافته، روابط بینامتنی گسترده ای با ادب فارسی و شاعران بزرگ این ادبیات داشته اند. حکیم ابوالقاسم نباتی از جمله شاعران این ادبیات است که نشان ذهن و زبان حافظ را در جای جای دیوان او می توان دید و روابط بینامتنی او با حافظ در ساحات مختلف زبانی، مضمونی و فکری و صورت های خیال آشکار است. بر این اساس پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به کاوش روابط بینامتنی در ساحات مذکور اختصاص یافته و ابعاد مختلف بینامتنی نباتی با حافظ را بازکاویده است. حضور واژگان و ترکیبات، مضامین و موضوعات بخصوص مضامین رندانه و ریاستیزانه شعر حافظ، صور خیال رایج در شعر حافظ در شعر نباتی، دالّ بر این رابطه بینامتنی اند و پژوهش حاضر با آشکار کردن این نمودهای رابطه بینامتنی، ارتباطات هنری و روابط عمیق بینامتنی نباتی با حافظ را به اثبات رسانده و جایگاه حافظ را به عنوان شاعری اثرگذار در شکل دهی و بالندگی شعر نباتی مورد تأکید قرار داده است.
۵۳۷۰۰.

تحلیل و بررسی مرگ دوستی و شبکه تداعی های آن در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
مرگ یکی از ناگشوده ترین رازها و معماهایی است که انسان در طول اعصار با آن مواجه بوده و می توان گفت جزء اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان و آموزه های تمام ادیان الهی بوده است. اقشار مختلف از جمله فلاسفه، عرفا و شعرا رویکردهای متفاوتی نسبت به مرگ داشته و در مورد چیستی آن، نکته نظرهای مختلفی را ارایه کرده اند. بیدل دهلوی یکی از شعرای عارف مسلک سده های یازده و دوازده است که نگاه ویژه و پربسامدی به این موضوع دارد. مرگ دوستی در تمامی آثار وی با کاربست تصاویر بکر، جلوه خاصی یافته است و در حقیقت بیدل دهلوی مرگ را در مسیر چرخه تکامل و یکی از مهمترین مراحل تکامل می داند. جستار حاضر سعی دارد به صورت توصیفی- تحلیلی به این سوال بنیادین پاسخ بدهد که بیدل با چه رویکردی به مساله مرگ می نگرد و برای تبیین ماهیت و چیستی آن و اقناع مخاطبان از چه تعابیر و ترفندهای هنری استفاده می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل دهلوی به عنوان یک شاعر و عارفِ وحدت وجودی، نه تنها از مرگ هیچ واهمه ای ندارد، بلکه آن را می ستاید و رویکردی عاشقانه نسبت به آن دارد و در این راستا، برای تبیین و ملموس جلوه دادن مطلوبیت مرگ، از تعابیری نظیر آزادی از زندان، رسیدن به ساحل نجات، بالا رفتن از نردبان، پرواز، جمعیت و آسودگی، آفت زدای، رمزگشایی معما، نسیمِ شکفتن، پیوستن قطره و حباب و موج و... به دریا، نشئه و مستی، صیقل آینه، توتیای چشم، مضرابی و رقص کردن، شستن دامن از آلودگی ها و... استفاده می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان