کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال 24 زمستان 1403 شماره 63 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
مقاله نویسی از صورت های رایج و معتبر در نشر و گسترش یافته های جدید در علوم مختلف است که سهم مقالات علمی-پژوهشی در نشر یافته ها و رشد علم و دانش انکارناپذیر است. از ابعاد مورد ارزیابی در روند مقاله نویسی، بُعد ساختاری آن است. آسیب شناسی بُعد ساختاری مقالات با هدف کاهشِ نواقص احتمالی و ارتقای کیفی مجلات مورد نظر می تواند در شاخص های گوناگون صورت پذیرد که عنصر فرامتنی «عنوان» از اهمیت بسزایی برخوردار است. عنوان مقاله، علاوه بر کارکردهایی چون هویت بخشی به مقاله، مخاطب پروری، ماندگارنمودن مقاله در ذهن و ... نقش مهمی در دست یابی به مقاله در جستجوگرهای اینترنتی دارد؛ از این رو، آسیب های موجود در شیوه های صحیح عنوان یابی و عنوان نویسی در دو بُعد ساختاری و محتوایی، راه دسترسی آسان به مقاله را در جستجوگرهای اینترنتی با مشکل روبرو می سازد و در نهایت منجر به گُمنامی اثر می شود. روش پژوهش در مقاله حاضر از نوع پیمایشی-تحلیلی و جامعه پژوهش شامل مقالات علمی-پژوهشی در سه مجله گوهر گویا، ادب عرفانی، ادبیّات عرفانی و اسطوره شناختی است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای با ابزار فیش برداری بوده است.
شیوه های استدلال در عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عجایب المخلوقات و غرا یب الموجودات، تألیف محمّدبن محمود بن احمد طوسی از نمونه نثرهای شیوای ادب فارسی در سده ششم هجری است. این کتاب ده «رکن» دارد که به حکایات، پدیده ها، عناصر و مخلوقات شگفت انگیز عالم اختصاص دارد. در این پژوهش که به شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده است، روش های اقناع مخاطب بررسی می شود. هدف از پژوهش حاضر، اثبات توانمندی گوینده در طرح اندیشه های اعتقادی، معرّفی شگفتی های آفرینش و در نهایت، چگونگی بهره گیری او از شیوه های اقناع مخاطب برای پذیرش سخنان خود است. نویسنده در مواردی با یاری گرفتن از قیاس و تمثیل و در شکلی گسترده تر با استناد به قرآن، روایات و سخنان حکما به توجیه شگفتی ها و غرایب می پردازد. حاصل پژوهش نشان می دهد که در بیشتر موارد، نویسنده قصد دارد با استدلال های مبتنی بر آیات قرآنی و روایات، بین علم و دین پیوند برقرار کند. اشاره به خواص شگرف سنگ ها، گیاهان و داروها، کنش های خارق العاده حیوانات، اتّفاقات شگرف همراه با استدلال هایی که ریشه در اعتقادات گوینده دارد، گویای آن است که در لایه زیرین گزارش ها و حکایات، اهدافی با بار عاطفی ایدئولوژیک و بعضاً تبلیغاتی نهفته است و این موضوع، دلیل روشنی بر هدفمندبودن ساختار عجا یب المخلوقات و غرا یب الموجودات است. در واقع نویسنده تحت تأثیر اندیشه های مذهبی و گرایش های کیهان شناختی خود تلاش می کند با این شیوه استدلال ، مخاطب را به تفکّر در آفرینش و شناخت پروردگار عالم برانگیزد.
بهره مندی شاعران طنزپرداز از عناصر زبان گفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه طنزپردازان مدعی اند که آثارشان بر اساس واقعیات زندگی و نیازهای انسانی شکل می گیرد. بدین ترتیب برای جلب توجه مخاطبان حقیقی این آثار، که خود مردم هستند و همچنین تأثیربخش بودن کلام خود در مخاطب، باید برای سخن سرایی، زبانی نزدیک به زبان ایشان برگزینند که همان زبان گفتار است. قرارگرفتن زبان گفتاری در کنار زبان معیار و رسمی در شعر، بنابر تعریف مشهور طنز، منجر به اجتماع هنری نقیضین شده، آفرینش طنز را به همراه دارد. زبان گفتار دارای مؤلفه ها و ویژگی هایی است که در این پژوهش سعی می شود موارد مورد نظر در شعر چهار شاعر طنزپرداز معاصر، که عبارتند از تقی دانش، غلامرضا روحانی، محمّدعلی افراشته و ابوالقاسم حالت بررسی گردد. بر این اساس پس از ارائه تعریف و توضیح زبان گفتاری، به بررسی آن در شعر فارسی پرداخته، بعد از معرفی مختصر شاعران مذکور، عناصر طنزآفرین زبان گفتاری، ذیل عناوینی همچون کلمات و ترکیبات، نحو و عوامل نحوی، ضرب المثل های عامیانه، کنایه های عامیانه، اصطلاحات مضحک عامیانه و نام های طنزآمیز عوام، در سروده های ایشان بررسی و مقایسه شده است. با بررسی ها و مقایسه های انجام شده، مشخص شد که چهار شاعر مذکور از تمام مؤلفه های فوق در سروده های خود برای ایجاد طنز استفاده کرده اند و تفاوت اندکی بین بسامد کاربردهای ایشان وجود دارد. برای نمونه دانش از ضرب المثل های عامیانه و دامنه زبانی آشپزی، به دلیل پرداختن به اشعار طعامی، بیش از دیگران بهره برده است. از بین این چهار شاعر، افراشته به میزان قابل توجهی از زبان گویشی گیلکی استفاده کرده که آن هم به دلیل گیلانی بودن خودش است. ابوالقاسم حالت نیز در ساخت متفاوت کلمات نامتعارف، نیز رعایت ادب بیشتر در استفاده از کلمات مطرود و مکروه و استفاده از روش عطف برای تأکید، اندک تفاوتی با سه شاعر دیگر دارد.
تأثیر محیط هند در شکل گیری اندیشه مدارا در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه های مداراگرای هندی به اشکال مختلف در شعر شاعران دوره صفوی بازنمود یافته است؛ چرا که سرزمین هند مهد فرهنگ و تمدن است و ابداع دین الهی توسط اکبرشاه، نشان از آمادگی جامعه هند برای تکثر دینی دارد. از سوی دیگر حضور پررنگ پرچمداران عرفان و تصوف اسلامی-ایرانی که در اعصار مختلف، هندوستان را مأمنی برای نشر اندیشه های خود یافته بودند، فرهنگ فارسی را برای دریافت فراگیر این اندیشه ها فراهم کرده بودند؛ از این رو حضور شاعران تصویرپرداز همچون صائب تبریزی در این فضا، راه را برای نشر گسترده اندیشه های هندی در شعر دوره صفوی باز کرده است. نگارندگان در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی، بررسی وجوه مختلف اندیشه های صائب و شیوه های تصویرپردازی او را دنبال می نمایند و سعی دارند تأثیر آموزه های هندی در تدوین اندیشه های مداراگرا و مداراطلبی صائب تبریزی را نشان دهند. صلح و مدارا به شکل های گوناگون و در قالب تصاویر متفاوت در شعر صائب از متون ترجمه شده از سانسکریت گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که صائب تبریزی صلح کل، یکسان نگری، مدارا در برابر تهمت، گشاده رویی، بی توقع بخشیدن، بردباری، خطاپوشی و خیرخواهی را از جلوه های مدارا معرفی نموده و آن ها را ابزاری برای دست یابی به آسایش بشری می داند.
بررسی منظومه قهرمانانِ استالینگرادِ شهریار بر اساس رویکرد ترامتنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«قهرمانان استالینگراد» از سروده های شهریار منظومه نسبتاً بلندی است که از ابعاد مختلف می توان به آن نگریست؛ با این همه تاکنون از حیطه کندوکاوهای پژوهشگران معاصر به دور مانده است. این مقاله قصد دارد تا با کاربستِ رویکردِ ترامتنی نقد و خوانش جدیدی را از قهرمانان استالینگراد ارائه دهد. پیش از ورود به بحث، ابتدا، دلیل غفلت آگاهانه خود شهریار و منتقدان از این شعر را مطرح کرده ایم و سپس با توجه به محورهای پنج گانه ژرار ژنت و به شیوه تحلیلی-توصیفی روابط بینامتنی و متون پنهان در این اثر را مورد بررسی قرار داده ایم. در این قرائتِ ترامتنی، به این نتیجه رسیده ایم که منظومه «قهرمانان استالینگراد» از شعر گویندگانِ پیش از خود بهره بسیار گرفته است. منبع الهام شهریار در این شعر سنت حماسه سرایی ایران محسوب می شود. استعاره مرکزی اژدها که در این شعر برای ارتش آلمان به کار رفته است، به شکل نیرومندی روح شعر را به شاهنامه فردوسی پیوند می دهد. با وجود این، شهریار در محاکات لحن حماسی به توفیق چندانی دست نیافته است. شهریار همچنین در آفرینش این منظومه به اشعار حماسی جدیدی از وحید دستگردی و ملک الشعرا بهار نظر داشته و نیز آثار سروده شده توسط شاعران چپ گرا در اواسط دهه بیست شمسی مورد توجّه وی واقع شده است. شهریار این منظومه را تحت تأثیر فضای چپ زده بعد از پایان جنگ جهانی دوم آفرید و تا آخرِ حیاتِ خود از ارائه هرگونه توضیحی درباره آن پرهیز کرد.
نقدِ فاجعه زندگی در رمان چشم هایش از بزرگ علوی بر پایه روان کاوی زیگموند فروید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فاجعه، بلا و مصیبتی دانسته شده که عوارض آن جبران نشدنی است. از این رو نقد آن برای جلوگیری و آگاهی از بروز دوباره چنین واقعه ای برای جوامع از ضروریات است. به همین دلیل ما نیز با روشی تحلیلی- توصیفی به نقد فاجعه در رمان چشم هایش از بزرگ علوی بر اساس روان کاوی زیگموند فروید پرداخته ایم تا به چرایی و چگونگی رفتار استاد ماکان و فرنگیس و بالطبع فاجعه ای که در این رمان رقم می خورد، پاسخ دهیم. از این رو با توجه به اصطلاحات مهم فروید یعنی خود، فراخود و نهاد مسائلی همچون روان زخم، سرکوبی، انتقال، واپس رانی، روان رنجوری، اعمال نشانگر و ... بررسی گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رفتارهای فرنگیس و استاد ماکان اعمالی نشانگر و تصادفی و گویای روان زخمی است که تشدید و منجر به رفتاری هیستریک که نشان از تکانه های واپس رانی دارد، در آنان شده است. ویرانگری ناخودآگاه از دریچه چشم های فرنگیس فاجعه زندگی ماکان را رقم می زند و او را به قاتلی جنسانی تبدیل می کند. در کل در این رمان، ما با برساخت دو شکل از دنیای فانتزی و غیرحقیقی روبه روایم: دنیای سیاست و مبارزه و دنیای هنر. بهترین شخصیّت دنیای سیاست، ماکان و بهترین آفریده هنری، تابلو چشم هایش است. البته باید دانست که در ژرف ساخت (ناخودآگاه) روایت، این دو، سبب فاجعه در زندگی شده اند؛ زیرا دنیای ماکان دنیای سیاست و قدرت است با ابزاری چون نقاشی و جهان فرنگیس، جهان عشق است؛ جهانی که از سوی جامعه سیاست زده خلعِ سلاح شده است.