ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۶۰۱.

تحلیل کارکرد رخدادی تنشی ایمان در مثنوی (مطالعه موردی حکایت پادشاه جهود دیگر... و تفسیر قول حکیم...)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
نشانه شناسی تنشی، برآیند چرخش رویکرد از تقابل های گسسته به تفاوت های تنشی و نوسانی است. مطالعه گفتمان های ادبی از منظر نشانه شناسی تنشی، افق های تازه ای را درباره معنا و فرایند تولید آن می گشاید. این الگو، بازنمودی از ساختار و فرایند تنشی گفتمان ارائه می دهد که بر تعامل دوسویه نیروهای فشاره ای (عاطفی) و گستره ای (شناختی) استوار است و وجهی سیال دارد. مقوله ایمان در مثنوی مولوی یکی از چالشی ترین مضمون هایی است که وضعیتی تنشی برای گفتمان رقم زده است و «رخدادی تنشی» نامیده می شود. براین اساس، در پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی تنشی، فرایندهای گفتمانی «ایمان« تحلیل می شود. این تحلیل در بستر سه سطح گفتمانی (نشانه شناسی گفتمان)، تجربه عاطفی (بیان عاطفی و نظریه احساس) و معنایی عرفانی انجام می گیرد و از این منظر به تحلیل دو روایت برجسته از دفتر اول مثنوی با عنوان: «حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاک دین عیسی سعی می نمود» و «تفسیر قول حکیم...» می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که الگوی رخدادی تنشی ایمان در مثنوی چه سازوکارهایی دارد و در بستر کدام عملیات و کارکردهای گفتمانی شکل می گیرد؟ هدف از پژوهش نیز بررسی چگونگی شکل گیری معنای سیال ایمان در بستر گفتمان های تنشی، نحوه تعامل ساختارهای زبانی، عاطفی و شناختی در این دو روایت و تأثیر آن بر فرایند تولید و گسست معنا است. تحلیل انجام شده بر پایه طرح واره های تنشی (اوج/ افت فشاره و گستره)، نظریه گسست پیوست گریماسی و تعامل دوسویه وجوه گفتمانی و عاطفی احساسی سامان یافته است. این روش تلاش دارد تا نحوه شکل گیری وضعیت رخدادی ایمان را در بستر تنش های درونی روایت و تعامل آن با ساختارهای ادراکی حسی مخاطب نشان دهد. یافته ها حاکی از آن است که در هر دو روایت، رخداد ایمانی در فرایندی دینامیک و فشاره ای و با جهت گیری نیروهای تنشی شکل می گیرد. این تحلیل، همچنین ظرفیت های غنی متون عرفانی فارسی را برای پذیرش خوانش های نوین نشانه شناختی آشکار می سازد.
۶۰۲.

بررسی عیوب فصاحت و بلاغت در دیوان ابوالقاسم لاهوتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۷
مردمی شدن ادبیات، مخاطبین عوام و سخن گفتن درباره وقایع سیاسی و اجتماعی روزگار، باعث شد تا شاعران دوره مشروطه از زبان روزمره استفاده و چندان بر عناصر شعری توجه نکنند و در نتیجه رشد ادبی خاصی نیز اتفاق نیفتد. منتقدان بر این نکته اذعان دارند که شعر مشروطه علی رغم داشتن مضامین نو و تلاش شاعران برای تجدد ادبی، بواسطه عوامانه بودن، عیوب و اغلاطی دارد و شاعران این عهد، چندان بر صحیح بودن کلام و ساختارهای طبیعی زبان فارسی تسلط ندارند. ابوالقاسم لاهوتی از جمله شاعرانی است که با وجود پیشگام بودن در شعر نو، چندان از این نقیصه به دور نمانده و در اشعار وی عیوبی را می توان دید که فصاحت و بلاغت اشعار وی را خدشه دار کرده است. از رهرو پژوهش حاضر که به شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده، می توان دریافت که لاهوتی در دو حیطه کلمه و کلام ضعیف است. استفاده از کلمات غریبِ زبان های روسی، تاجیکی، فرانسوی و... که تنافر حروف و کراهیت در سمع را نیز در پی دارد، استفاده از علایم اختصاری و سر واژه سازی با عبارات غیرقابل فهم برای مخاطبان، وجود اغلاط املائی و غیره نشانگر ضعف لاهوتی در حیطه کلمه است. عیوب حیطه کلام لاهوتی نیز گرچه به اندازه عیوب کلمه وی نیست اما با این حال در اشعار او عیوبی چون: تنافر کلمات، ضعف تألیف و تعقید لفظی و معنوی نیز دیده می شود. تمامی این عیوب نشان از درستی نظر منتقدان در خصوص فصیح و بلیغ نبودن شاعران مشروطه دارد و لاهوتی نیز جزو این شاعران است.
۶۰۳.

واکاوی لایه های نحوی، بلاغی و واژگانی شبه جمله ها در دیوان خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۶
دستور زبان دانشی است که به مطالعه، توصیف و تحلیل قواعد حاکم بر زبان می پردازد و از رهگذر آن، ویژگی های ساختاری و کارکردی زبان را آشکار می سازد. با وجود نقش بنیادین این حوزه در سازمان دهی ساختار و لحن شعر، به مقوله شبه جمله (به عنوان بخشی از ساخت های زبانی) در پژوهش های گذشته و نیز کتاب های مرجع، بسیار اندک و پراکنده پرداخته شده است. دیوان خاقانی به دلیل فراوانی و تنوع چشمگیر شبه جمله ها، بستری غنی برای واکاوی این پدیده فراهم می آورد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد سبک شناسی لایه ای و تمرکز بر سه لایه واژگانی، بلاغی و نحوی به تحلیل نمونه هایی از اشعار خاقانی از نظر جایگاه، ساخت و کارکرد شبه جمله ها پرداخته شد. در این چارچوب، نوع و تنوع ساخت های نحوی، شیوه کاربست شبه جمله در مواضع کلیدی بیت، ظرفیت های بلاغی همچون ایجاز، تأکید و تصویرپردازی، و نیز انتخاب و ترکیب واژگان با توجه به بافت معنایی و موسیقایی شعر بررسی گردید. یافته های پژوهش با تبیین کارکردهای سه گانه نحوی، بلاغی و واژگانی شبه جمله ها در شعر خاقانی، سهم این ساخت ها را در شکل دهی به سبک فردی وی روشن می سازد و افق هایی نو برای تحلیل های ژرف تر در متون کهن فارسی می گشاید.
۶۰۴.

بررسی کارکردهای نمادین و اسطوره ای طعام و نوشیدنی هایِ قدسی در تشرّف عرفانی: با محوریت کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
کنش های جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشف الأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بنات النعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی» های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آن ها می خورد و می آشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل می شود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشف الاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعام ها و نوشیدنی های قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداخته است. نتایج نشان می دهد که جلوه های این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطوره ایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّف های عرفانی، پیوندی است میان سنت های روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.
۶۰۵.

«بررسی تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی با تکیه بر اصول گرایس»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی در بافت های مختلفی به کار رفته است. این تلویح، مدلول های ضمنی متعددی را القاء می کند. تلویح، ابزاری زبانی است که به شکلی هنرمندانه ، معانی ضمنی را منتقل می کند. « پل گرایس» ( Grice Paul )، عامل مهم ایجاد تلویح را تخطّی از چهار اصل در گفت وگو می داند. این پژوهش با رویکرد اصول گرایس به تحلیل و بررسی تلویح «بدنشان» پرداخته است. هدف از این پژوهش، تحلیل منطق محاکاتی و تکرار این تلویح در بافت های مختلف و استنباط مدلول های مناسب در داستان های شاهنامه است. فواید این پژوهش، شامل واکاوی بافت های زبانی، غیرزبانی، درک و دریافت مدلول های مناسب «بدنشان» است. همچنین درک و فهم متون کلاسیک، تأثیر تلویحات در مناسبات انسانی و تقویت مهارت استنباط، از فواید دیگر این پژوهش است. در این جستار، ابتدا مفهوم گفتار تلویحی، انواع آن و اصول چهارگانه گرایس، تبیین گردیده است و سپس یافته ها با منابع کتابخانه ای تحلیل و توصیف شده اند. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که این تلویح در دو نوع قراردادی و خاص بازتولید شده است. نوع قراردادی خارج از مکالمه است و گفتمان، بافت و معانی ضمنی در ایجاد آن تأثیری نداشته است. امّا نوع خاص که هدف اصلی این پژوهش و در فضای مکالمه است؛ بافت زمان، مکان و گفتمان در ایجاد آن تأثیر بسیاری داشته است و معانی ضمنی متعددی دارد. همچنین تلویح «بدنشان» در بستر باورهای فلسفی، مذهبی، طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و روان شناختی ایجاد شده است. در نهایت، با توجه به اصول گرایس، تلویح «بدنشان» در شاهنامه زمانی ایجاد شده که اصول کمیت، کیفیت، موضوعیت و شیوه در مکالمه رعایت نشده است.  
۶۰۶.

شگردهای زیبایی شناسانه زبان در غزل های سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۴
این پژوهش با هدف تحلیل شگردهای زیبایی شناسانه و ویژگی های زبانی غزل های سعدی انجام شده است. غزل سعدی به عنوان زبان عشق، بیانگر پیوندی ناگسستنی میان عاشق و معشوق است و کلمات در آن هم نقش توصیفی و هم نقش نمادین و عاطفی دارند. زبان سعدی با بهره گیری از ظرفیت های استعاری، تمثیلی، ایهام و اشاره، امکان انتقال مفاهیم انتزاعی و عاطفی به مخاطب را فراهم می کند. در پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر نظریه های نشانه شناسی، تحلیل زبان سعدی را بر اساس چهار محور اصلی: زبان اشارت و تمثیلی، زبان حس و دل، زبان ایهام و دلالت های چندگانه، و گزاره های حذف زبانی بررسی شده است. نتایج نشان داد که سعدی با استفاده از تمثیل و استعاره، مفاهیم عقلانی و عاطفی را به زبان محسوس نزدیک می کند و با بهره گیری از حصر و قصر، تأکید و برجستگی در سخن ایجاد می نماید. ایهام و دلالت های چندگانه، هم امکان کشف معانی متنوع و هم تعامل فعال ذهن مخاطب با متن را فراهم می آورد. زبان حس و زبان دل، جلوه های محسوس و باطنی تجربه انسانی را در غزل ها تجسم می بخشد و حذف لفظ و معنا نیز نقش زیبایی شناسانه و هنری دارد. این تحلیل نشان می دهد که سعدی با ترکیب سنت توصیفی و نوآوری خلاقانه، شبکه ای پیچیده از نشانه ها و روابط معنایی را به وجود می آورد که درک آن نیازمند توجه دقیق به زبان و بافت فرهنگی اثر است. به این ترتیب، غزل های سعدی نه تنها انعکاس احساس و تفکر انسانی اند، بلکه نمونه ای برجسته از توانمندی هنری و زبان شناسانه شاعر در ایجاد معنا و تأثیرگذاری بر مخاطب هستند.
۶۰۷.

معانی نمادهای دو رؤیای رمان «جزیره سرگردانی» سیمین دانشور بر اساس آرای کلاریسا پینکولا استس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
این مقاله به تحلیل رؤیاهای رمان «جزیره سرگردانی» اثر سیمین دانشور بر پایه نظریات کلاریسا پینکولا استس، روانکاو پسایونگی، اختصاص دارد. خواب و رؤیا به مثابه پدیده ای پر رمز و  راز از دیرباز موضوع تعمق بشر بوده است. با ظهور علم روانشناسی نوین دوران جدیدی از بحث درباره معانی رؤیاها و چگونگی بروز تصاویر آن ها در خواب مفتوح شد. یونگ و شاگردانش با تأکید بر اهمیت رؤیاها باعث گسترش بی سابقه علاقه به این موضوع شدند و پیوند محکمی با حوزه نقد آثار ادبی یافتند. ادبیات یکصد سال گذشته جهان از این تحولات تأثیر پذیرفتند، و ادبیات معاصر ایران نیز از این تحولات برکنار نبوده و شاهد ورود رؤیاها به انواع داستان ها بوده است. یکی از نویسندگانی که برای نمایش اندیشه و احساس شخصیت ها به شگرد رؤیا متوسل شده، سیمین دانشور است. با وجود نقدهای بسیاری که درباره آثار دانشور صورت گرفته و به رغم بسامد بالای رؤیاهای داستان هایش، بررسی آنها انگشت شمار بوده و هیچ تحلیل مجزایی مطابق آرای پسایونگی ها و استس از این رؤیاها در دست نیست و از این نظر این جستار کاملاً نوست. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و با هدف دستیابی به درک ژرف تر این رمان کوشیده رمز نمادهای دو رؤیای اصلی آن را بگشاید و اهمیت آن ها را در خط کلی داستان نشان دهد. در پایان نتیجه گرفته شد که این رؤیاهای کهن الگویی بخش ناگسستنی داستان بوده و نکات مهمی را در رابطه با شخصیت های داستان به دست داده اند و همین وجود آنها را ضروری ساخته است.
۶۰۸.

بررسی گفت وگوی متن با مخاطب در غزلیات مولانا بر اساس نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
هرمنوتیک گادامر پیوند تنگاتنگ و نزدیکی با مفهوم گفت و گو دارد. گادامر بر این باور است که بدون توجّه داشتن به عنصرگفت وگو، مخاطب و متن توانایی برقراری ارتباط را ندارند؛ بنابراین در این صورت نیز تأویلی صورت نمی پذیرد. غزلیات مولانا از جمله متونی است که مفهومی فراتر از تک معنایی دارد. در باور مولانا معیار قدرت و ناتوانی انسان اندیشه و فهم اوست. او در غزلیاتش به دنبال گمشده ای است که هرگز در این جهان نمی گنجد، مگر از راه شهود و کشف عینی و این ادراکات در سایه گفت وگو که میدانی برای پرسش های متفاوت و دست یابی به پاسخ های متناسب با آن است، امکان پذیر خواهد شد. نوشتار حاضر برآن است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی چند غزل از غزلیات مولانا را از این منظر تحلیل کند. دستاورد پژوهش نشان می دهدکه در پی پرسش و پاسخ های میان غزل های مولانا و مفسّر (مخاطب) و با منطبق کردن افق معنایی آن ها می توان به تأویلی جدید دست پیدا کرد. مفسّر در هنگام مواجهه با متن می کوشد با توجه به موضوع به آن رجوع کند و پرسش ها و پاسخ های متن را نسبت به مکالمه متن با شالوده بازیابی کند. این جست وجو از سنّت و امتزاج افق های مفسّر ظاهر شده است.  به علاوه در این مقاله این نکته مورد بررسی قرار گرفته است که مولانا استنباط و وصول معانی را در فهم مخاطب می بیند و برای دست یابی به شناخت و درک متن بر فهم که محصول گفت وگوی میان گوینده و خواننده است و در اثر یک رخداد اتفاق می افتد، تأکید می کند. 
۶۰۹.

بررسی مایه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویوپاز و شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
در این جستار، جلوه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویو پاز و شفیعی کدکنی بررسی و مشابهت یابی شده است در این مقاله، به سه جلوه زمان بخش پذیر و بخش ناپذیر تجلی آن در اسطوره؛ بن مایه های اسطوره بازگشت به اصل؛ و در پایان، مایه های اسطوره ای خلق مدام و استکمال و تدویر اشاره شده است و در روند بررسی و نگارش، کوشش بر آن بوده است تا مقایسه تطبیقی میان بازتاب های شعری این سه جلوه اساطیری زمان در آثار پاز و کدکنی به دست داده شود. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی بوده است و شیوه های تحقیق، تطبیقی و مقایسه ای همراه با شرح و تأویل پیچش های شعر منثور چندمعنایی موردنظر بوده است. هدف از نگارش این جستار، مقایسه و کشف دیدگاه های مشابه دو شاعر در موضوع عنصر زمان و زیر مجموعه های آن بوده است. این جستار نشان داده است که شعر و اندیشه شاعر مکزیکی با وجود برخورداری خاستگاه های دانش اساطیر مکزیک و هند؛ دلیلی روشن برای مشابهت و نزدیکی دیدگاه دو شاعر به دست داده است. اسطوره های ایرانی که خاستگاه هندوآریایی هم دارند، در شعر شفیعی کدکنی و در شعر پاز - که به واسطهحضور در هند با اساطیر شرقی آشنایی یافته بود - شباهت های بنیادین نشان داده است.
۶۱۰.

بررسی صفات رفتاری شخصیت های رمان پاییز آخر فصل سال است براساس نظریه ریموندکتل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
مقاله حاضر به بررسی صفات رفتاری شخصیت ها در رمان پاییز فصل آخرسال استاز نسیم مرعشی(تولد1363 ش.) براساس نظریه صفات از دیدگاه ریموند کتل (1905-1998م.) می پردازد. شخصیت های اصلی رمان ِ مذکور، سه زن به اسامی لیلا، روجا و شبانه دارای صفات رفتاری هستند که درگیرمهاجرت، روابط خانوادگی، عاطفی و شغلی هستند. یکی از دیدگاه ها درباره شخصیت را می توان نظریه صفات ریموندکتل دانست این نظریه سعی دارد تا صفات فرد را که ناشی از رفتار اوست، وصف کند. از دید ریموندکتل، صفات یک ساختار روانی است که از مشاهده رفتار خاص انسان استنباط می شود. در شخصیتِ آدمی، صفات صوری، آشکار و ظاهری اند و دوام آن ها بسیار کم است و صفات عمقی بادوام بوده و از نظر کتل اهمیت بیشتری دارند. ریموندکتل شانزده عامل را در مورد صفات شخصیتی ارائه می دهد که سیزده عامل آن در رمان مورد بحث دیده می شود. مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی می کوشدتا به این سوال اصلی پاسخ دهد براساس نظریه کتل، چه نوع شخصیت هایی در رمان یادشده به کاررفته و بیشترین تیپ شخصیت کدام است و چرا؟ براساس نتایج تحقیق، بیشترین تیپ شخصیت در داستان پاییز فصل آخر سال است، براساس نظریات تیپ شخصیتی ریموند کتل، شخصیت مضطرب و پریشان است که در روایت زندگی شخصیتِ مادر شبانه نمود بیشتری دارد. وی به دلایل مشکلات اجتماعی، کار بیرون از منزل و مراقبت از فرزند عقب مانده ذهنی مضطرب و پریشان است.
۶۱۱.

بررسی رباعیات سنایی غزنوی بر مبنای نظریه ارتباط کلامی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۸۳
نظریه ارتباط کلامی رومن یاکوبسن (Roman Jakobson) که در آن به کارکردها و نقش های اصلی (فرستنده، پیام و گیرنده) و فرعی (موضوع، رمزگان و مجرای ارتباطی) زبان توجه شده، از نظریه های بسیار منسجم در حوزه زبان شناسی و نقد ادبی به شمار می آید. بر مبنای این نظریه، جهت گیری پیام به سوی هریک از این نقش ها موجب پدید آمدن کارکردهای خاصی، از قبیل عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، فرازبانی و نیز همدلی می شود. در بررسی و مطالعه رباعیات سنایی غزنوی، با توجه به کارکردهای شش گانه زبان مشخص شد که علاوه بر نقش ادبی که تمام رباعیات به دلیل بهره گیری از عناصر شعری از آن برخوردارند، نقش عاطفی نیز بیشترین کارکرد را دارد. در نقش عاطفی که در آن، جهت گیری پیام به سوی گوینده است، شاعر با زبانی ساده و صمیمی به بیان عواطف و احساسات خویش درباره مسائلی، از قبیل معشوق، ممدوح و مخالفان خویش پرداخته است؛ ازاین رو هدف و محوریت کلام در این رباعیات با فرستنده (شاعر) است و نوع ادبی این رباعیات از نوع ادب غنایی است که در آن، سازه توصیف، مهم ترین سازه به حساب می آید و شاعر در آن به توصیف مقوله هایی، همچون عشق، معشوق، مدح، انسان، جهان و نیز خدا پرداخته است.
۶۱۲.

رمان تاریخی، جامعه ایرانی و تمرکزگرایی: نگاهی به رمان سلحشور در سایه تمرکزگرایی و دولت سازی در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۵
در این مقاله، رمان تاریخی سلحشور (۱۳۱۲ش) ا ثر عبدالحسین صنعتی زاده کرمانی را در نسبت با دولت سازی و تمرکزگرایی در دوره پهلوی اول تحلیل کرده ایم. چارچوب نظری پژوهش در جامعه شناسی ادبیات ریشه دارد و بر رویکردی تکیه می کند که رمان را بازتاب ساخت اجتماعی و بحران های آن می داند. با در نظرداشتِ ارتباط میان رمان تاریخی و شکل گیری دولت-ملت مدرن، پس از مروری بر پیشینه ملی گرایی و رمان تاریخی فارسی، با کمک روش تحلیل محتوا به بررسی رمان مورد نظر از جهت بازنمایی مؤلفه های مربوط به دولت سازی پرداخته ایم و در این میان تمرکز گرایی را – با توجه به محتوای رمان- در کانون توجه قرار داده یم. خوانش رمان سلحشور با این رویکرد نشان می دهد که روایتِ اثر نظم متکثر و ملوک الطوایفی اشکانی - که پیامد سیاستِ تفرقه افکنانه اسکندر معرفی می شود -را در تضاد با وحدتی می نشاند که اردشیر ساسانی با احیای یکپارچگی سیاسی و فرهنگی در ایران ایجاد می کند. بازگشت به دین زرتشتی، احیای نمادهای مشترک مانند درفش کاویانی، یکسان سازی قانون و تثبیت حاکمیت سرزمینی مضامینی هستند که با سیاست های تمرکزگرایانه رضاشاه—نوسازی ارتش، گسترش بوروکراسی، یکنواختی قضایی و ملی گرایی فرهنگی—هم نواست و از همسویی ایدئولوژیک رمان با فرایند تحکیم دولت خبر می دهد. همراه با مضمون اصلیِ تمرکز گرایی در این رمان، دیگر مؤلفه های هویت ملی شامل سرزمین و تاریخ مشترک، پیوند دین و پادشاهی، قانون واحد و نمادهای مشترک در برابر «دیگری» هایی از قبیل یونانیان، سلوکیان و اشکانیان تهدیدی برای استقلال و همبستگی تصویر می شوند. نتیجه آن که رمان سلحشور گذشته را نه به قصد بازسازی بی طرفانه، بلکه برای مشروعیت بخشی به دولت-ملت متمرکز روایت می کند و از موفقیت اردشیر بابکان در تأسیس حکومت ساسانی الگویی برای وحدتِ مدرن می سازد.
۶۱۳.

قاعده مندی قصیده تکریر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۴
برخی از قصیده های فارسی که در کتاب های بلاغت آن را قصیده تکریر نام نهاده اند، دارای ساختاری ویژه ای هستند که آنها را از دیگر قصاید متمایز می کند. در پژوهش حاضر با هدف تبیین ساختمان این نوع قصیده و یافتن نمونه های آن در شعر شاعران فارسی گو، دیوان شاعران قصیده سرا بررسی شد و موارد یافته شده، استخراج گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قصیده تکریر از چند بندِ چهارمصراعی تشکیل می شود و هر مصراع آن، دارای ساختمان و فرمول ویژه خود است. این قاعده بدین گونه است که در مصراع نخست دو واژه مکرّر، بدون فاصله می آیند؛ سپس در مصراع سوم، همان دو واژه مکرّر مصراع نخست، به صورت تکراری سه گانه به کار می روند. همین چینش در مصراع های دوم و چهارم با مکرّری دیگر رخ می دهد. بندهای دیگر قصیده نیز به همین صورت، این ویژگی را نمایش می دهند.
۶۱۴.

رساله فارسی سرقات شعری از فخری هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۲
سرقت ادبی یکی از موضوعات مهم و سابقه دار نقد ادبی است که برخی از بلاغیون فارسی زبان به تأثیر از آثار بلاغی عربی به اختصار و در ضمن مباحث علم بدیع به آن پرداخته اند، اما رساله سرقات شعری نخستین اثر فارسی است که فخری هروی آن را هم به شکل کتابی مستقل و هم با وسعت مطالب و شواهد این موضوع بین سال های 940-962 ق در سرزمین سند تألیف و به نام حاکم آنجا، شاه حسن ارغون درآورده است. از این رساله یک نسخه عکسی در کتابخانه مرعشی قم و یک نسخه خطی در دارالکتب قاهره با عنوان تضمینات محفوظ است. فخری در رساله خود انواع روش های سرقت شعری را در چهار قسم تصرف، توارد، تضمین و تکلف ذکر کرده که برخی از این اقسام شامل انواع جزئی تر و بیشترین مطالب درباره تصرف است. او از برخی آثار بلاغی عربی نیز درباره سرقت شعری استفاده کرده، اما برای ذکر شواهد اقسام سرقت و روش های آن از سروده های فارسی قرن های 4-10 ق بهره برده است. معرفی و تصحیح رساله فخری از چند جهت اهمیت دارد: 1- آشنایی با اقسام چهارگانه سرقات شعری نزد فارسی زبانان 2- تشخیص شاعران تأثیرگذار و برخی از اشعار مؤثر آن ها 3- تعیین سرایندگان تأثیرپذیر و تکنیک های آنان در مواجهه با اشعار دیگران 4- مقایسه تطبیقی مسئله سرقت شعری در بلاغت فارسی و عربی. در انتهای مقاله نیز به ضرورت و روش تصحیح و تحقیق سرقات شعری اشاره شده است.
۶۱۵.

بررسی روانشناختی عنصر شخصیت اول در رمان آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی با تکیه بر الگوی کنش کامل کارل رانسوم راجرز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۹۴
کارل راجرز، روانشناس انسان گرا با تأکید بر تجربه های فردی، نظریه کنش کامل را ارائه کرده است که نشان می دهد احساس آزادی، اعتماد به عواطف درونی و تجربه پذیری، مهم ترین مولفه های روان سالم را تشکیل می دهند. پژوهش حاضر کنش و رفتار دو شخصیت اصلی در رمان هفت جلدی آتش بدون دود : 1- گالان اوجا 2- آلنی آق اویولر را بر اساس نظریه کنش کامل راجرز و به شیوه تحلیلی- توصیفی مورد نقد روانشناختی قرار می دهد. هدف از انجام این پژوهش، واکاوی و مقایسه کنش های روانی اشخاص اول رمان آتش بدون دود است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گالان شخصیت اول رمان آتش بدون دود در جلد نخست، به دلیل تعصبات قبیله ای، جنگ و خونریزی، بهره اندکی از مولفه های کنش کامل دارد و حیاتی روان پریشانه را تجربه می کند؛ در مقابل، شخصیت آلنی قهرمان جلد دوم تا پایان جلد هفتم، کاملاَ با مولفه های کنش کامل مطابقت داشته و نمونه کاملی از روان سالم نوع آدمی را به نمایش می گذارد. نتیجه آنکه رمان آتش بدون دود در پرداخت اشخاص اول رمان، ایستا و ثابت نیست؛ بلکه مسیر تطور و تعالی را طی می کند و با ایجاد تقابل و تفاوت در اشخاص اول رمان، مراحل بلوغ فکری و روانی انسان معاصر را به تصویر می کشد.
۶۱۶.

بررسی مختصر تصویرسازی در شاهنامه فردوسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۷
ابوالقاسم فردوسی از جمله شاعران بزرگ حماسه سرای ادبیات فارسی دری است که تمام عمرش را وقف نوشتن شاهنامه نمود و در مدت سی سال تکمیل کرد و تاریخ نیاکانش را زنده ساخت. او در سال (325 هجری) در ده باژ ولایت طوس در خراسان زاده شد. نام او را برخی از مورخان منصور و نام پدرش را احمد دانسته اند ولی بیشتر با کنیت ابوالقاسم فردوسی معروف است. شاهنامه فردوسی بزرگترین اثر حماسی مردم ما یکی از کتاب های عظیم تاریخ هزار ساله فرهنگ و ادب دری است. شاهنامه کتابی نیست که در آن تنها وصف قهرمانان، میدان جنگ و کارزار و شکست و پیروزی پهلوانان آمده باشد. در این اثر جهانی همچنان اندیشه های میهن پرستانه اخلاقی، فلسفی و علمی زیاد چشم گیر است. در این پژوهش برخی تصویرسازی های شاهنامه را به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای بررسی کرده و نتیجه گرفتیم که فردوسی در شاهنامه از تصویر های شاعرانه استفاده کرده که مجموعه آنها قدرت تصویرپردازی و تخیل بلند شاعر را نشان می دهد.
۶۱۷.

امکان سنجی ساخت عروسک از قصه های عامیانه ایرانی با رویکرد صنایع دستی پایدار(بر اساس قصه حسن کچل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۶۹
قصه های عامه بازتاب فرهنگ هر ملت است که از طریق آن می توان به اطلاعاتی ارزشمند دست یافت. این قصه ها، کودکان را با ارزش های اخلاقی آشنا می کند و باعث ارتقای مهارت های اجتماعی کودکان می شود. بسیاری از قصه های عامه، علاوه بر ایجاد سرگرمی، جنبه های آموزشی و تربیتی دارد و کودکان را با آداب و رسوم و فرهنگ های مختلف آشنا می کند. عروسک، یکی از ابزار های مناسب برای انتقال پیام است و قصه گویی با این ابزار می تواند تأثیر زیادی در ذهن کودک داشته باشد. امروزه با ورود عروسک های پلاستیکی با الگوها و مضامین نامناسب غربی، شاهد آسیب های جدی به سلامت روانی و جسمی کودکان و تخریب محیط زیست هستیم. با ساخت عروسک بر مبنای قصه های عامه ایرانی، با رویکرد صنایع دستی پایدار می توان کودکان را با ادبیات و فرهنگ این مرز و بوم در قالب ساخت عروسک های دوست دار محیط زیست آشنا کرد که موجب جذابیت بیشتر قصه ها می شود. با توجه به ضرورت پرداختن به طراحی عروسک هایی هم سو با فرهنگ ایرانی و سازگار با محیط زیست، محققان در پی پاسخ به این پرسش هستند که چگونه می توان بر مبنای قصه های عامه ایرانی عروسک هایی با رویکرد صنایع دستی پایدار، طراحی کرد؟ بدین منظور با درنظر گرفتن ویژگی های عروسک، براساس شخصیت های قصه عامه حسن کچل، با مواد اولیه و تکنیک های پایدار، طراحی و ساخت عروسک ها انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به صورت ترکیبی بوده؛ این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تجربی است. عروسک ها بر مبنای شخصیت های قصه های عامه، با تکنیک های کچه دوزی و نمدمالی، طراحی و ساخته شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که برخی شخصیت های قصه های عامه نظیر حسن کچل قابلیت به روزرسانی برای انتقال مفاهیم امروزی را دارد؛ همچنین تکنیک های کچه دوزی و نمدمالی به دلیل استفاده از الیاف طبیعی از صنایع دستی پایدار به شمار می رود و به دلیل قابلیت های فراوان پشم، برای ساخت حجم های مختلف ازجمله عروسک، مناسب است.
۶۱۸.

حسد از دیدگاه مولانا و آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۹۸
حسادت یکی از احساس های منفی و ناخوشایندی است که انسان فاقد کمال و والایی ممکن است در طول زندگی آن را تجربه کند و بیشترین آسیب آن، به شخص حاسد یا رشک برنده می رسد. حسود یا رشک برنده کسی است که خواستار زوال نعمت از صاحب نعمت است. حسد، از انواع صفات نکوهیده اخلاقی است که از دیرباز تاکنون در زبان و ادبیات فارسی انعکاس یافته است و شاعران و نویسندگان ایرانی، به عنوان افرادی اخلاق مدار و در جایگاه معلم بشریت، با بهره جویی از این کلیدواژه، اهتمام بر برشماری آثار سوء آن داشته اند. مولانا از جمله انسان هایی است که در جایگاه معلمی صاحب اندیشه، در قرن هفتم، به این ویژگی پرداخته است. از سویی دیگر علم روان شناسی نیز که با فضایل، رذایل، فزونی ها و کاستی های رفتاری انسان ها در ارتباط است، به این مقوله توجهی وافی نشان داده است. آلفرد آدلر، روان پزشک نامی نیز از صاحب نظرانی است که در این خصوص آثاری ارزشمند از خود باقی گذارده است. این مقاله با شیوه توصیفی تحلیلی و با رویکردی بینارشته ای، به سنجش آرای مولانا و آدلر، به عنوان دو صاحب نظر که در مکان ها و زمان های مختلف به این مقوله توجه مبذول داشته اند، می پردازد. از یافته های این پژوهش می توان به اعتقاد مشترک این دو به ریشه حسادت که همانا احساس حقارت است، اشاره کرد. کلید واژه: حسد، ادبیات فارسی، روان شناسی، مولانا، آدلر.
۶۱۹.

واکاوی مؤلفه های معنایی واژه «مدارا» در کلیله ودمنه بهرام شاهی: یک تحلیل هم زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
واژگان در هر مقطع زمانی معمولاً دارای چند مؤلفه معنایی خاصی هستند که بدان در لغت نامه ها کمتر توجه شده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه های معنایی واژه "مدارا" در متن کهن کلیله ودمنه بهرام شاهی (ترجمه نصرالله منشی) و با بهره گیری از روش تحلیل مؤلفه ای انجام شده است. در این راستا، پس از بررسی معانی لغوی واژه در فرهنگ های معتبر، کاربرد "مدارا" در زنجیره های همنشینی مختلف درون متن اصلی به دقت تحلیل و مؤلفه های معنایی آن استخراج گردید. یافته ها نشان می دهد که "مدارا" در کلیله ودمنه فراتر از معنای ساده بردباری یا مهربانی به عنوان یک راهبرد پیچیده، هدفمند و چندوجهی برای پیشبرد اهداف، مدیریت تعاملات و تضمین بقا در شرایط گوناگون به تصویر کشیده شده است. مؤلفه های معنایی مشخصی از جمله [+رفتار ظاهری]، [+مهربانانه]، [+ابزاری]، [+مصلحت آمیز]، [+زیرکانه]، [+انعطاف پذیر] و [-صادقانه]، در کاربردهای مختلف این واژه در این اثر تکرار می شوند. این تحلیل لزوم توجه به ظرایف معنایی واژگان در متون کلاسیک و محدودیت های فرهنگ های لغت در بازنمایی کامل این ظرایف را آشکار می سازد.
۶۲۰.

خشونت کلامی در حدیقه سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۸۹
حدیقه الحقیقه به عنوان یکی امهات آثار ادبی و عرفانی و از جریان ساز ترین آن ها، ظرفیت های پژوهشی بسیاری دارد. از جمله موضوعات قابل تأمل در حدیقه بحث زبان آن است. زبان حدیقه به مانند بسیاری دیگر از آثار ادبی عرفانی به شکلی غیر رسمی و نزدیک به زبان محاوره سروده شده است. این نزدیکی به زبان محاوره زمینه ورود برخی از اشکال ناخوشایند زبان را فراهم آورده است.که می توان آن ها را مصداق خشونت زبانی دانست. در این مقاله که به روش تحلیلی صورت گرفته است ابتدا مصادیق خشونت کلامی چون؛ ناسزا و دشنام، تشبیه به حیوانات، خانواده و زن ستیزی، حقیقت خودستایی و تحقیر دیگران و موارد مشابه در حدیقه استخراج شده و سپس در پیوند با گفتمان عرفانی و شرایط زیستی شاعر و همچنین واقعیت های سیاسی و اجتماعی عصر شاعر تحلیل شده است. و در پایان به عوامل احتمالی بروز چنین نوع زبانی پرداخته شده است. بنظر می رسد؛ علل ظهور خشونت کلامی در حدیقه را اولاً باید به مخاطب آثار صوفیه که عموماً عوام بودند مرتبط دانست. وجود مخاطب عام آزادی بیشتری در استفاده از ظرفیت های زبان به شاعر داده است. دلیل دیگر وجه تعلیمی ادبیات عرفانی است. ادبیات تعلیمی در مقایسه با انواع دیگر ادبی از چاشنی خشونت بیشتری برخوردار است. حیات فردی شاعر و انحطاط اخلاقی جامعه از دیگر عواملی است که در بسامد بالای خشونت در حدیقه مؤثر افتاده است .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان