فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مکان یابی بهینه پادگان های نظامی یکی از چالش های مهم در برنامه ریزی و توسعه زیرساخت های دفاعی است. انتخاب محل مناسب برای این تأسیسات نیازمند ارزیابی دقیق از عوامل مختلف محیطی، استراتژیک و اجتماعی است تا علاوه بر تأمین امنیت، تأثیرات منفی بر منابع طبیعی و جامعه کاهش یابد. بدین منظور در این پژوهش، مکان یابی بهینه پادگان های نظامی در شهرستان خلخال با استفاده از داده های سنجش از دور و مدل فرایند تحلیل شبکه ای(ANP) در محیط GIS انجام شد. روش شناسی : برای این منظور، ۱۲ متغیر مؤثر شامل فاصله از رودخانه، زمین شناسی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از روستا، فاصله از شهر و جنس خاک در نظر گرفته شد. داده های مورد نیاز از منابع مختلف نظیر تصاویر سنجنده ASTERپایگاه داده GLC-FCS30D، تصاویر ماهواره ای Sentinel-2 و نقشه های زمین شناسی استخراج شدند. در فرایند ANP، ابتدا معیارها در دو خوشه طبیعی و انسانی دسته بندی شده و سپس با انجام مقایسات زوجی در نرم افزار Super Decisionsوزن نسبی معیارها تعیین گردید. در ادامه، سوپرماتریس اولیه، وزنی و نهایی تشکیل شد تا وزن نهایی معیارها مشخص شود. نتایج و یافته ها : نتایج نشان داد که مناطق با پوشش گیاهی متوسط، شیب کم تر از ۱۰ درجه، خاک های استپی قهوه ای و زمین های بایر، گزینه های مطلوب تری برای استقرار پادگان ها محسوب می شوند. همچنین، فاصله مناسب از گسل ها، رودخانه ها و سکونتگاه های انسانی به عنوان عوامل کلیدی در تصمیم گیری لحاظ شدند. تحلیل نقشه های ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی و کاربری اراضی نشان داد که نواحی مرکزی و شرقی شهرستان، به دلیل دسترسی مناسب به زیرساخت ها و شرایط محیطی پایدار، بهترین گزینه برای احداث پادگان های نظامی هستند. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه می تواند به بهینه سازی مکان یابی پادگان های نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیط زیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینه های زیرساختی و کاهش آسیب پذیری در برابر بلایای طبیعی می شود.
بررسی الگوهای توزیع فضایی سکونتگاه های روستایی واقع در قلمروهای کوهستانی (مطالعه موردی: شهرستان مهاباد)
حوزههای تخصصی:
نابرابری فضایی، به عنوان مشکلی بزرگ در توسعه منطقه ای کشور ایران وجود دارد. برخلاف سیاست های توسعه منطقه ای ایران که بر اساس ایجاد عدالت فضایی و کاهش شکاف توسعه میان مناطق مختلف و ایجاد تعادل است، هنوز هم بعضی مناطق و نواحی از کمبود خدمات و تسهیلات پایه ای و نابرابری در تخصیص آن ها رنج می برند. هدف این پژوهش تحلیل نابرابری های عدالت فضایی در سکونتگاه های روستایی شهرستان مهاباد با نگاهی بر آمایش سرزمین است. در گردآوری اطلاعات تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده است و در راستای انجام تحقیق ابتدا با شناخت وضع موجود و سپس به واسطه هشت شاخص به بررسی نابرابری فضایی روستا های شهرستان مهاباد پرداخته شد. روش تحقیق در این مطالعه از نوع تحلیلی-توصیفی می باشد. در ابتدا آمار و اطلاعات جمع آوری شده و سپس به تجزیه وتحلیل بر اساس مدل های نظیر تاپسیس، مدل موران، لکه های داغ و سرد و تحلیل نزدیک ترین مجاورت در بخش آمار فضایی، به تشخیص نابرابری عدالت فضایی در روستا های شهرستان مهاباد پرداخته شده است. در این مطالعه از آمار توصیفی و استنباطی و، داده های پژوهش مربوط به سرشماری سال 95 می باشد. نتایج حاکی از این است، با توجه به توانایی سنجش عدالت از طریق شاخص ها و رجوع به داده ها و نتایج حاصل، عدالت فضایی در روستا ها و دهستان های شهرستان مهاباد محقق نگشته است و به عدالت فضایی در توزیع خدمات توجه نشده است. روستا های دهستان مکریان غربی برخوردارتر از سایر روستا ها در دهستان های دیگر شهرستان مهاباد هستند و باید توجه داشت این میزان برخورداری در قیاس با روستا های توسعه یافته تر در سطح بسیار پایینی قرار دارد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، یادگیری منشاء اصلی تحول و تغییر و موتور محرک سازمان ها است. از سوی دیگر امروزه پیامدهای اجتماعی فعالیت های سازمان ها و تاثیرات آن ها بر ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است؛ به گونه ای که عملکرد اجتماعی سازمان ها بر عملکرد کلی سازمان تاثیرات زیادی دارد. به همین منظور این مطالعه با هدف شناسایی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. در بخش اول داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد جمع آوری و پس از تجزیه و تحلیل به روش تحلیل محتوا، نتایج حاصل شامل 11 مولفه و 39 زیرمولفه شناسایی گردید سپس یافته های بخش کیفی به وسیله روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اولویت بندی هر یک از ابعاد و مولفه های یادگیری سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی صورت پذیرفت و عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد مشخص شد.
تحلیل شاخص های مدیریتی موثر بر توسعه محلات شهری (مطالعه موردی: شهر کنگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۸)
159 - 182
حوزههای تخصصی:
پیامدهای حاصل از فرایند برنامه ریزی و مدیریت شهری غیر مشارکتی به اذعان متخصصان حوزه شهری چندان موفقیت آمیز نبوده است. بر این اساس در پی گسترش شهرنشینی پارادایمی از نگاه حکومتی به نگاه حکمروایی شکل گرفته و لزوم رویارویی با چالش های جدید برآمده از رشد شهرنشینی موجب دگرگونی اساسی در دیدگاه ها و رویکردهای مدیریت شهری شده است. از این رو هدف پژوهش حاضر اولویت بندی شاخص های مدیریتی موثر در توسعه شهر کنگان است. نوع پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از نظر روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی می باشد. اطلاعات مورد نیاز با مطالعه منابع کتابخانه ای، اسنادی و همچنین مطالعات میدانی بدست آمده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش AHP انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 90 نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری می باشند که حجم نمونه به روش گلوله برفی تعیین شده است. بر اساس نتایج تحلیل سلسله مراتبی معیارهای مدیریتی/ سیاسی و اجتماعی/ فرهنگی به ترتیب در اولویت اول و دوم قرار گرفته اند. همچنین با توجه به رتبه بندی ها در مدل AHP محلات چهار و دو به ترتیب با امتیاز 181/0 و 167/0 دارای رتبه های اول و دوم و رتبه های آخر به محلات هشت و ده تعلق گرفته است و در نهایت پیشنهاد می شود زیرمعیارهایی چون مسئولیت پذیری و پاسخگویی مسئولان، انگیزش و بینش راهبردی، عدالت اجتماعی، جامعه محوری و اقدام جمعی، اقدامات عمرانی و زیرساخت های شهری و مدیریت و دانش زیست محیطی در اولویت های برنامه ریزی این شهر قرار گیرند.
تحولات جمعیتی و چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد سریع جمعیت شهر اهواز، این شهر را با چالش های مهمی در زمینه های مختلف محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، کمبود مسکن، ترافیک و غیره روبر ساخته و این مشکلات حکمروایی در این شهر را با چالش هایی مواجه کرده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر سعی شده است به اولویت بندی و تحلیل تحولات جمعیتی و چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری در شهر اهواز پرداخته شود. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی–تحلیلی است. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از ابزار پرسش نامه «دیمتل» و برای اولویت بندی معیارها از تکنیک «دنپ» بهره گیری شده است. تمامی مراحل با استفاده از نرم افزار اکسل که شامل 4 معیار و 25 زیرمعیار می باشد انجام شده است. روایی پرسش نامه به تأیید خبرگان رسید. برای سنجش پایایی پرسش نامه از نرخ ناسازگاری استفاده شده است. از آن جایی که نرخ ناسازگاری ماتریس F از 1/0 کمتر می باشد، در نتیجه ماتریس مورد نظر که منبعث از آراء نظرات خبرگان است پایایی دارد و می توان ادامه مسیر را پیمود. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد که به ترتیب: چالش های اجتماعی- فرهنگی، چالش های محیط زیستی، چالش های کالبدی-زیرساختی و چالش های اقتصادی رتبه های اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج زیرمعیارها نشان داد به ترتیب زیرمعیارهای رشد مهاجرت، حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی و پیری جمعیت با امتیاز 064/0 ، شکل گیری کانون های بروز ناهنجاری و جرائم اجتماعی با امتیاز (059/0) و آلودگی محیطی (هوا، آب وخاک و آلودگی صوتی) با امتیاز 057/0 رتبه اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند و این شاخص ها می توانند در راستای تحقق تحولات جمعیتی و شناساسایی چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری در شهر اهواز کمک بسزایی کنند.
بررسی و شناخت بازتاب های فضایی حاصل از حاشیه نشینی در دهستان های شهرستان شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناخت بازتاب های فضایی حاصل از حاشیه نشینی در دهستان های شهریار انجام شده است. از این رو، به لحاظ هدف، بنیانی که استنتاجات آن کاربردی است، و از لحاظ ماهیت دارای توصیفی-تحلیلی و اکتشافی است، و از نظر روش در گروه پژوهش کیفی و کمی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تئوری زمینه-ای، و مدل های DEMATEL، FMmadani و نرم افزار SPSS استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده 49 مفهوم و 13 واحد معنایی (انزواطلبی، گسترش انحرافات و کجروی های اجتماعی، کمبود مشارکت و سرمایه اجتماعی، شغل های غیررسمی، عدالت و برابری کم، سطح نازل آموزش و پرورش، سیمای نامطلوب کلبدی-فضایی، ناآرامی های سیاسی، آسیب های امنیتی، افزایش بیکاری، آسیب های بهداشتی و نبود حکمروایی مطلوب، رانت زمین) شناسایی شد، سپس هر یک از واحد های معنایی در قالب مقولات: اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی-سیاسی و کالبدی-فضایی قرار گرفته شد.در ادامه نیز هر یک از بازتاب های مطرح شده در قالب پرسشنامه منعکس شد و در میان جوامع محلی توزیع شد، بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد، میزان بازتاب های حاشیه نشینی در ابعاد (فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی –سیاسی و فضایی-کالبدی)، در دهستان های مورد مطالعه متوسط رو به زیاد ارزیابی شد؛ در نهایت بر اساس نتایج مدل فازی ممدانی، بازتاب های اقتصادی و مدیریتی-سیاسی در دهستان های جوقین، رزکان و فردوس در وضعیت زیاد و در دهستان-های قائم آباد، سعید آباد و مویز در حد متوسط است. همچنین نتایج نیز مبنی بر آن است، دهستان های بازتاب های اجتماعی-فرهنگی و فضایی-کالبدی در دهستان های جوقین، رزکان و فردوس بیشترین میزان را شامل شده اند.
بررسی عوامل تأثیر گذار در باز آفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه گردشگری شهری(مطالعه موردی: بافت تاریخی خرم آباد )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی شهر ها امروزه با معضلات بسیاری روبه روست و بی توجهی به این محدوده های شهری باعث می شود سایر نقاط شهری تحت تأثیر این معضلات قرار بگیرد. بافت تاریخی شهر خرم آباد با وجود ثروت های فرهنگی فراوان با ناکارآمدی در ابعاد مختلف همراه است و پیامد های زیان باری به وجود می آورد. مهم ترین رویکرد برای باززنده سازی آن، باز آفرینی شهری است. در باز آفرینی شهری توسعه و تجدید ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کارکردی شهر به عنوان نقشی مهم و تفکیک ناپذیر از جریان توسعه شهری مورد بحث قرار می گیرد. یکی از روش های پیاده سازی بازآفرینی شهری، برنامه ریزی گردشگری بافت های قدیم شهری است. پژوهش حاضر با هدف ارائه عوامل تأثیر گذار در بازآفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه پایدار گردشگری جمع آوری شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تبیینی و از نظر روش کیفی-کمی است. با توجه به ماهیت موضوع و مسأله پژوهش، جامعه ی آماری را 80 نفر از کارشناسان سازمان های مدیریتی و شهرداری خرم آباد و اساتید دانشکده های شهرسازی تشکیل می دهند. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. اطلاعات این تحقیق از طریق روش اسنادی-کتابخانه ای جمع آوری شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه از نوع سؤالات بسته بوده است.جهت تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. دغدغه پژوهش تحلیل معیار ها و شاخص ها و عوامل تأثیر گذار بر باز آفرینی بافت تاریخی خرم آباد مبتنی بر رویکرد توسعه پایدار گردشگری است. بر اساس نتایج یافته ها می توان گفت شاخص باز آفرینی، با کسب امتیاز 967/0 توانسته است در صدر معیار های مورد بررسی قرار بگیرد. در همین راستا شاخص گردشگری، با کسب امتیاز 914/0 توانست جایگاه دوم را در بین شاخص ها به خود اختصاص دهد. و شاخصی که جایگاه سوم را به خود اختصاص داد بر توسعه پایدار تأکید دارد. و در نهایت اینکه شاخص هایی چون تاریخی، فرهنگی، کالبدی، اجتماعی و غیره به ترتیب در رتبه های پایین تری قرار دارند.
بررسی تاثیر موقعیت قرارگیری ساختمان، نسبت به ساختمانهای مجاور و گذر، بر میزان مصرف انرژی(نمونه موردی : ساختمانهای مسکونی متداول در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۲۰۹-۱۹۴
حوزههای تخصصی:
ساختمان ها یکی از ارکان اصلی توسعه کشورها هستند که بخش زیادی از انرژی را مصرف می کنند. سهم این بخش از مصرف انرژی، بطور میانگین، 30-50 درصد می باشد. همچنین در کشور ما بر پایه ترازنامه انرژی سال های اخیر، حدود 33درصد از انرژی تولید شده مربوط به بخش خانگی، تجاری و عمومی می-شود. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر موقعیت قرار گیری ساختمان نسبت به ساختمان های مجاور وگذر، بر میزان مصرف انرژی آن است. محدوده تحقیق، ساختمان های مسکونی4 و 5 طبقه متداول در منطقه 5 شهر تهران و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های سازمانی و میدانی بوده است با انتخاب 6 بلوک مسکونی مشابه و در موقعیت های نورگیری متفاوت، داده های مختلف گردآوری شد. این 6 بلوک از لحاظ مساحت زمین، مساحت زیربنا، تعداد طبقات، سیستم های گرمایشی و سرمایشی و سایر مشخصات، کاملاً همانند هم بوده و تنها تفاوت آنها، موقعیت قرارگیری آنها در یک گذر است. سپس با استفاده از شبیه سازی در نرم افزار دیزاین بیلدر، میزان مصرف انرژی آنها محاسبه و مقایسه شد. نتایج حاکی از آن است که، میانگین مصرف با دقت 98 درصد، بلوک های شمالی، 7 261 ، بلوک های جنوبی، 11 247 ، کل بلوک ها، 5 254 ، کیلووات ساعت بر متر مربع در سال، یعنی حدود 3 برابر ساختمان ایده آل است. بلوک های شمالی، حدود 5 درصد بیشتر از بلوک های جنوبی، انرژی مصرف می کنند. بلوکی که از 3 جبهه شمال، جنوب و غرب نور می گیرد، حدود 11 درصد ، بیشتر از میانگین و بلوکی که از 2جبهه شمال و جنوب نور می گیرد، حدود 5درصد، کمتراز میانگین، مصرف دارند. بلوکهای شمالی، برچسب انرژی D، بلوکهای جنوبی، به جز بلوک انتهایی که از سه جبهه شمال و جنوب و غرب نور می گیرد، بر چسب انرژی C می گیرند. نتیجه آنکه بلوکهای جنوبی، عموماً عملکرد بهتری در خصوص مصرف انرژی دارند.
شناسایی پیشران های موثر بر توسعه گردشگری فرهنگی با تاکید بر هنرهای نمایشی با رویکرد آینده پژوهی (مورد مطالعه: کلانشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
155 - 169
حوزههای تخصصی:
امروزه صنعت گردشگری و در این میان گردشگری فرهنگی فراتر از یک صنعت، به مثابه پدیده پویای جهانی و اجتماعی است که پیچیدگی های خاص خود را دارد و شناخت دقیق و تحلیل علمی این پدیده می تواند چارچوب مطمئنی برای برنامه ریزی صنعت گردشگری فراهم آورد. این صنعت به منزله بزرگ ترین تحرک اجتماعی با پیامدهای فرهنگی، اقتصادی و فضایی متعدد همواره نیازمند اثربخش کردن توسعه آن در حال و آینده است. در این راستا برنامه ریزی برای توسعه گردشگری، به عوامل و شرایط گوناگونی وابسته است که به شرط به کارگیری نظام مند و ساختاری آنها، می توان به این مهم دست یافت. این موضوع نشان از اهمیت آینده پژوهی و ضرورت تدوین چشم اندازهای آینده در فرایند توسعه گردشگری و در این میان پیشران های گردشگری فرهنگی دارد. بدین منظور در پژوهش حاضر سعی بر آن است که پیشرانهای گردشگری فرهنگی کلیدی موثر شناسایی و تحلیل شوند. در نوشتار پیش رو ابتدا با تکنیک دلفی، 30عامل اولیه استخراج شده، سپس با استفاده از روش دلفی مدیران، ماتریس اثرات متقاطع مؤلفه ها تشکیل شد. در مرحله بعد، تحلیل ماتریس با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج حاصل از پراکندگی متغیرها در محور تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عوامل در نرم افزار میک مک، بیانگر پایداری سیستم در توسعه گردشگری است و بر همین اساس، یافته های پژوهش نشان داد که برندسازی شخصیت های برجسته ایرانی، گسترش حس سرزندگی در مکان های تاریخی، توسعه زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری، رفع نگرانی گردشگران از باب امنیت مقاصد گردشگری، تمهیدات نظارت بر جاذبه های فرهنگی و تاریخی، تامین امینت گردشگران ورودی به کشور به عنوان یکی از حقوق اولیه آنها، سرمایه گذاری در جهت تنوع بخشیدن به جاذبه ها، زیرساخت های مناسب اقامتی و رفاهی، زیرساخت های مناسب برای رفت و آمد گردشگران، دیپلماسی گردشگری به عنوان پیشران های کلیدی شناسایی شدند.
تحلیل تحولات بخش مرکزی کلان شهرها با تأکید بر رویکرد یکپارچگی فضایی (مطالعه موردی: منطقه 12 شهرداری تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰
123 - 144
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت در شهرهای بزرگ و توسعه شهرنشینی مشکلات متعددی را به وجود آورده است. یکی از مهم ترین مشکلات حجم بالای جمعیت در بخش مرکزی کلان شهرها به دلیل مناسب بودن قمیت زمین و مسکن نسبت به سایر بخشهای شهر بود. از سوی دیگر در بخش مرکزی بسیاری از کاربریها تغییر پیدا کرد که موجب آشفتگی در سازمان فضایی عناصر شد. ویژگیهای رویکرد «یکپارچگی فضایی» میتواند نقش مهمی در اصلاح مشکلات به وجود آمده در بخش مرکزی و تحولات آن داشته باشد. هدف اصلی پژوهش تحلیل تحولات منطقه 12 در بخش مرکزی تهران با رویکرد یکپارچگی فضایی است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است. جامعهی آماری را 80 نفر از کارشناسان تشکیل میدهند. روش نمونهگیری غیر احتمالی و از نوع گلوله برفی بوده است. اطلاعات تحقیق از طریق روش کتابخانهای جمعآوریشده است. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه از نوع سؤالات بسته است. برای تحلیل دادهها از مدل دیمتل استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که معیار درجه یکپارچگی و هماهنگی میان سازمانهای مدیریتی (13A)، فرسودگی کالبدی و ریزدانه بودن بناهای منطقه (12A)، درجه امنیت اجتماعی به دلیل وجود ناهنجاریها (3A) و پیوند فضایی میان سطوح ملی، منطقهای، محلی (7A) نيز چهار معیار نخست در ستون خالص اثرگذاري است و در اين ساختار به طور قطع نفوذكننده در مجموعه سيستم است و تعاملات بيشتري دارد كه به عنوان مهم ترين معیارهای اثرگذار نسبت به سایر عوامل اولويت بندي و رتبه بندي شده است.
تعیین جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر مراغه با استفاده از منطق فازی و متغیرهای طبیعی
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
48 - 65
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر 50 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و آمارها نشان از وجود روند افزایشی شهرنشینی در دنیا دارند. اسکان این حجم از جمعیت در مناطق شهری باید طبق برنامه ریزی های قبلی صورت گیرد، تا از بروز آسیب به محیط زیست جلوگیری شود. از سوی دیگر، می بایست برنامه ریزان فرایندهای مربوط به توسعه فیزیکی شهر را برای اتخاذ استراتژی های توسعه پایدار شهری ادراک نمایند. به منظور بررسی تناسب اراضی برای توسعه فیزیکی شهر مراغه، 9 متغیر مورد بررسی قرار گرفتند. این متغیرها عبارتند از: شیب، ارتفاع، فاصله از شهر، فاصله از راه های ارتباطی، فاصله از رودخانه، خاک شناسی، زمین شناسی، پوشش گیاهی و کاربری اراضی. لایه های موضوعی متغیرهای مورد بررسی با استفاده از انواع توابع خطی کاهشی یا افزایشی و تعریف کاربر به فازی تبدیل شدند. به این ترتیب، مقادیر همه نقشه های تهیه شده بین 0 و 1 تعریف و با استفاده از عملگر گامای فازی با یکدیگر ترکیب شدند. در نهایت نقشه نهایی تناسب اراضی جهت توسعه فیزیکی شهر مراغه تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بالغ بر 23 درصد از محدوده مطالعاتی جهت توسعه فضایی شهر در کلاس با تناسب بسیار پایین قرار می گیرند. در حالت تطبیقی 18 درصد از محدوده مورد مطالعه در شرق و جنوب غرب شهر مراغه و به صورت پیوسته و متصل به شهر برای گسترش فیزیکی شهر مراغه از شرایط بسیار مطلوبی برخوردار هستند. این پهنه ها در فاصله ای دور از رودخانه و بستر دره صوفی چای قرار دارند و در نتیجه منجر به جلوگیری از بروز مسائل زیست محیطی و اکولوژیکی می شوند.
بررسی تأثیر تصویر مقصد و کیفیت خدمات بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری، مورد مطالعه: شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
244 - 259
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تصویر مقصد و کیفیت خدمات بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری موردمطالعه: شهر تبریز نگارش شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری را گردشگران ورودی به شهر تبریز تشکیل می دادند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود 384 نفر برآورد گردید. به منظور جمع آوری اطلاعات میدانی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن به تأیید کارشناسان رسید. همچنین برای بررسی پایایی از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد که نتایج حاصل از این آزمون ها تأیید کننده پایایی پرسشنامه مورداستفاده بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات این پژوهش از نرم افزارهای spss و لیزرل استفاده شد. نتایج حاصل از بررسی فرضیه های پژوهش نشان داد که تصویر مقصد و کیفیت خدمات بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد. به گونه ای که با استناد به ضریب مسیر به دست آمده برای این دو متغیر مستقل میزان تأثیر متغیر تصویر مقصد بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری بیشتر از کیفیت خدمات بود.
تحلیل عوامل اثرگذار بر رضایت مندی سکونتگاههای پیراشهری با تاکید بر ساختار فضایی اجتماعی شهر پردیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
55 - 80
حوزههای تخصصی:
رضایت مندی ساکنان از محیط زندگی یکی از عوامل کلیدی و اثرگذار در ارتقاء کیفیت زندگی و پایداری شهری به شمار می رود. با توجه به تغییرات سریع اجتماعی و اقتصادی در جوامع شهری، بررسی تأثیر ساختار فضایی اجتماعی بر رضایت مندی ساکنان ضروری است. این مقاله از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت ماهیت توصیفی-تحلیلی است. هدف پژوهش، تحلیل عوامل اثرگذار بر رضایت مندی سکونتگاههای پیراشهری با تاکید بر ساختار فضایی اجتماعی شهر پردیس می باشد. برای تجزیه و تحیلیل یافته ها از روش دیمتل فازی استفاده شد. ابعاد عوامل تحقیق در 5 بعد (محیطی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و مدیریتی) مورد بررسی واقع گردید. نتایج حاصل از دیمتل فازی نشان می دهد که در معیار محیطی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، کالبدی و مدیریتی به ترتیب شاخص های سکوت و آرامش محیطی، آرامش و رفاه شهروندان، ثبات اقتصادی، کیفیت حمل و نقل عمومی و میزان مشارکت شهروندان در تصمیم گیرهای شهری به عنوان عوامل کلیدی با تأثیر مستقیم بر رضایت مندی ساکنان شناخته شد. در این میان، عدم توجه کافی به این عوامل می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی، افزایش نارضایتی و بروز مشکلات اجتماعی گردد. از سوی دیگر، ساختار فضایی شهر نیز تحت تأثیر این عوامل قرار دارد و می تواند بر تعاملات اجتماعی و انسجام جامعه و در نهایت رضایت مندی مسکونی تأثیر بگذارد.
واکاوی بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران، مطالعه موردی: منطقه یک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
17 - 35
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، موضوع مشارکت شهروندان، بی تفاوتی اجتماعی و سیاست های شهری به یکی از محورهای کلیدی تحقیقات اجتماعی و شهری تبدیل شده است. بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران، پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که کارآمدی و موفقیت سیاست های شهری را تحت تأثیر قرار می دهد. این بی تفاوتی ناشی از عوامل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی بوده و یکی از دلایل اصلی آن را می توان رشد سریع شهرنشینی، گسترش فردگرایی و افزایش دغدغه های شخصی شهروندان دانست. در چنین شرایطی، افراد توجه کمتری به امور عمومی و سیاسی نشان داده و میزان مشارکت اجتماعی کاهش می یابد. شورای اسلامی شهر، به عنوان نهادی کلیدی در حساس سازی شهروندان نسبت به امور شهری، تاکنون اقدامات مؤثری برای جلب مشارکت عمومی انجام نداده است؛ موضوعی که موجب تشدید بی تفاوتی اجتماعی در شهر تهران شده است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران و با استفاده از روش تحقیق آمیخته انجام شده است. در مرحله نخست داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با خبرگان جمع آوری و با روش کدگذاری تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته های کمی پژوهش نشان داد که سطح بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر کمتر از حد متوسط است. همچنین نتایج بخش کیفی بیانگر آن است که ریشه های بی تفاوتی در هفت مضمون اصلی شامل عوامل مرتبط با شورا، سیاسی، روان شناختی، فرهنگی-اجتماعی، جمعیت شناختی، اقتصادی و مدیریتی قرار می گیرد که هرکدام دارای شاخص های مشخصی هستند
مطالعه تأثیر هواویزها بر ویژگی های ابر و توفان های تندری در مناطق غرب و جنوب غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای تغییرات آب و هوایی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
104 - 122
حوزههای تخصصی:
هواویزها ذرّات جامد یا مایع معلق در جوّ هستند که از منابع طبیعی و انسان زاد انتشار می یابند و با جذب و پراکندگی تابش های طول موج کوتاه خورشیدی و طول موج بلند زمینی به طور مستقیم بر توازن تابشی جوّ اثر می گذارند. از آنجائی که هواویزها نقش عمده ای در هسته زایی قطرک های ابر و بلورهای یخ به صورت ناهمگن دارند، به طور غیرمستقیم بر فرایندهای خردفیزیکی ابر نیز تأثیر می گذارند. پیچیدگی سازوکار مربوطه موجب شده تا بررسی آ نها در خلال توفان های تندری از اهمّیّت بیشتری برخوردار شود. در مطالعه حاضر، اثر هواویزها بر ویژگی های ابر در مناطق غرب و جنوب غرب ایران در طی رخدادهای توفان تندریِ سال های 2000 تا 2014 بررسی شده است. در این راستا، داده های اندازه گیری شده کسر ابر، ضخامت نوری ابر یخی، فشار و دمای قلّه ابر و عمق نوری هواویزها (AOD) از سنجنده MODIS برای دو منطقه متفاوت اقلیمی R1 و R2 برای بازه مطالعاتی 15 ساله استخراج شد. از سال 2000 تا 2003 از داده های ماهواره Terra و از سال 2003 تا 2014 از داده های ماهواره Aqua استفاده شده است. منطقه R1 به دلیل موقعیت جغرافیایی آن و نزدیکی به بیابان های کشورهای همسایه تحت تأثیر توفان های گردوخاک قرار می گیرد. منطقه R2 ساحلی بوده و بیابان های کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیز تراکم کشتی ها سبب ایجاد منابع گوناکون هواویز در این منطقه می شود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که افزایش هواویزها، کسر ابر را در هر دو منطقه افزایش می دهند (با ضرایب همبستگی به ترتیب برابر 35/0 و 39/0)، اما بسته به نوع هواویزها، اثرات متفاوتی بر ضخامت نوری ابر یخی و ارتفاع قلّه ابر دارند. همبستگی مثبت (54/0) بین AOD و ضخامت نوری ابر یخی در منطقه R1 و همبستگی منفی (25/0-) بین AOD و ضخامت نوری ابر یخی در R2 وجود دارد. همچنین، بین AOD و ارتفاع قلّه ابر در هر دو منطقه به ترتیب همبستگی مثبت 54/0 و 32/0 به دست آمد
بررسی پیامدهای تغییر اقلیم بر محتوی کربن آلی خاک های مناطق جنگلی زاگرس میانی (استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایش مستمر میزان کربن آلی خاک یکی از نیازهای نظارت بر فرایند های زیست محیطی منجمله تغییرات اقلیمی واثرات آن بر اکوسیستم است. هدف تحقیق حاضر شناخت رابطه تغییر اقلیم و تغییر کاربری اراضی و تاثیر آن بر ترسیب کربن خاک های زاگرس میانی است. پس از بررسی چشمی تصویر رنگی و مشاهدات میدانی، به روش تصادفی طبقه بندی شده 180 محدوده دارای پوشش درخت مشخص و از هر نقطه تا عمق 20 سانتی متری نمونه های خاک برداشت و به آزمایشگاه منتقل و برخی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه گیری شد. نتایج نشان دهنده افزایش سطوح فاقد پوشش گیاهی یا به عبارتی تغییر کاربری های جنگلی و مرتعی به سطوح بدون پوشش است، این نتایج با روند تغییرات کاربری اراضی در منطقه منطبق می باشد. بطوری که تغییرات سبزینگی و پوشش گیاهی در سطح استان متأثر از شرایط خشکسالی و ترسالی تضعیف یا تشدید می شود. بطور کلی تغییر کاربری اراضی از جنگل و مرتع به اراضی فاقد پوشش گیاهی، تغییرات شاخص دمایی منتج از محاسبات تصاویر ماهواره ای که نشان دهنده تنش در پوشش گیاهی به علت دما و خشکی بالا است و از طرف دیگر شاخص های گیاهی هم بیان کننده کاهش سطوح دارای پوشش گیاهی هستند که منجر به کاهش زیست توده گیاهی و کاهش تولید ماده آلی در کاربری های تغییر یافته می گردد. بطورکلی با توجه به روند کاهش ترسیب کربن از 89 تن در هکتار به 50 تن در هکتار در بازه زمانی 30 ساله می توان انتظار داشت با سناریوی اقلیمی موجود و مدیریت فعلی منابع طبیعی وضعیت پوشش گیاهی منطقه فقیر و کاهش مقادیر ترسیب کربن ناشی از پوشش گیاهی در آینده قابل پیش بینی است.
مدل سازی معادلات ساختاری عوامل مؤثر بر شکل گیری و پایداری اقامتگاه های بوم گردی شهرستان آبادان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
65 - 87
حوزههای تخصصی:
یکی از خدمات گردشگری در سالیان اخیر ایجاد اقامتگاه های بوم گردی با استفاده از ظرفیت های سنتی موجود در مناطق مختلف کشور هستند. اقامتگاه های بوم گردی کسب وکارهای کوچک مقیاس هستند که طراحی و معماری بومی، مدیریت مشارکتی و خانوادگی و ارائه خدمات و محصولات بومی از اصول آن می باشد.بوم گردی یکی از شاخه های گردشگری مبتنی بر جاذبه های طبیعی است. اقامتگاه های بوم گردی بخشی فرصت آفرین در کسب وکار گردشگری جهان است که به سرعت در حال رشد هستند. این پژوهش قصد دارد عوامل مؤثر بر شکل گیری و پایداری اقامتگاه های بوم گردی را تجزیه وتحلیل نماید. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نوع و ماهیت، توصیفی– تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را مالکان و شاغلین اقامتگاه های بوم گردی شهرستان آبادان تشکیل می دهند. در این تحقیق ازآنجاکه فهرست کامل افراد جامعه در دسترس نیست، از فرمول کوکران در حالت حجم نامحدود با سطح خطای 5 درصد استفاده شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر در نظر گرفته شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها و سنجش متغیرهای پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است. میزان پایایی پرسشنامه با بهره گیری از آزمون کرونباخ و پایایی ترکیبی در سطح بالایی تأیید و داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و Smart-PLS در قالب روش معادلات ساختاری تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از برازش مناسب مدل و معناداری روابط بین متغیرهای موردنظر می باشد. همچنین، مقدار ضریب تعیین مسیر مدل ساختاری برابر با 850/0 به دست آمد که نشان دهنده تأثیر متغیر شکل گیری اقامتگاه ها بر توسعه و پایداری بوم گردی است. درنهایت، مدل پژوهش ازنظر پیش بینی و تبیین روابط میان متغیرها از برازش مطلوبی برخوردار بود.
تبیین نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در صنعت گردشگری سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
185 - 217
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دغدغه های متولیان در هر مقصد گردشگری ایجاد هویتی منسجم و متناسب با ظرفیت های موجود و انتفال آن به گردشگران بین المللی است. در این رهگذر، به کارگیری آخرین یافته ها و الگوهای بازاریابی و بومی سازی آن متناسب با شرایط مقصد گردشگری در راستای توسعه این صنعت ضروری به نظر می رسد. پارادایم نوین بازاریابی، که بازاریابی انسان به انسان لقب گرفته، با محوریت انسان و مشارکت مشتری در فرآیند طراحی و ارائه ارزش پیشنهادی در کنار به کارگیری فناوری های دیجیتالی نوین در بستر اقتصاد خدمت محور، می تواند دغدغه های تدوین نظام جامع بازاریابی مقاصد گردشگری را مرتفع سازد. هدف از این پژوهش، تبیین نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در صنعت گردشگری سلامت همسو با هویت فرهنگی و شرایط قانونی و نهادی ایران است. در این پژوهش، با استفاده از راهبرد پژوهشی داده بنیاد چندگانه، نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در گردشگری سلامت تبیین و ارائه شد. به این منظور، پژوهشگران با مطالعه الگوی بازاریابی انسان به انسان ازطریق تحلیل محتوای کیفی، به تدوین چهارچوب کلی و مفاهیم متناظر با هریک از مؤلفه های این الگو پرداخته و در ادامه با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با یازده تن از خبرگان حوزه بازاریابی و گردشگری سلامت، نظام جامع بازاریابی انسان به انسان در سطوح سه گانه (کلان، میانی و عملیاتی) را ارائه کرده و کارکردهای متناظر با مقولات تبلوریافته در این الگو را تبیین کردند. نمونه گیری به صورت نظری و به روش گلوله برفی انجام شد و حجم نمونه برمبنای منطق اشباع نظری تعیین شد. نظام پیشنهادی، کلیه مراحل از تدوین چشم انداز و مأموریت صنعت و سازمان ها تا اقدامات عملیاتی در پایین ترین سطوح و در پیشانی خدمت را در قالب نظامی جامع دربر می گیرد.
الگویی برای بهبود رفتارهای محیط زیستی گردشگران با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
83 - 103
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت رفتارهای محیط زیستی گردشگران در راستای توسعه گردشگری سبز، مطالعه حاضر با هدف ارائه الگویی برای بهبود رفتارهای محیط زیستی گردشگران اجرا شده است.
روش شناسی: این پژوهش، ماهیتاً اکتشافی و به لحاظ روش کیفی و با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری متشکل از خبرگان دانشگاهی و فعالان طبیعت گردی استان کرمانشاه هستند که 17 نفر با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و با توجه به قاعده اشباع نظری داده ها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده است.
یافته ها: نتایج بیان گر این است که رفتارهای محیط زیستی گردشگران تحت تأثیر عامل علی (آگاهی و مسؤولیت پذیری) و عوامل زمینه ساز (ارزش های فرهنگی مرتبط با محیط زیست و ویژگی های رفتاری-نگرشی میزبانان و ساکنین) و عوامل مداخله گر (منفعت درک شده، شواهد فیزیکی و شواهد رفتاری) قرار می گیرند. راهبردهای توسعه رفتارهای محیط زیستی و پیامدهای حاصل از این رفتارهای نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج بیان گر این است که توسعه رفتارهای محیط زیستی گردشگران موضوعی است که می بایست از ابعاد و جنبه های مختلف مورد توجه قرار گیرد و لازم است تمامی مکانیزم های تأثیرگذار در این فرآیند در برنامه ریزی و سیاست گذاری لحاظ شود.
نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر رویکردی کل نگر به توسعه رفتارهای محیط زیستی گردشگران دارد و سازوکارهای اثرگذار در شکل گیری و بهبود این گونه رفتارها را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داده است.
بازآفرینی فضای معماری از یاد رفته، طرحی برای توسعه معماری پایدار (نمونه موردی: فضاهای صنعتی در تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با افزایش آگاهی نسبت به چالش های زیست محیطی و ضرورت حرکت به سمت توسعه پایدار، بازآفرینی و بازیافت فضاهای معماری از یاد رفته به عنوان یکی از راهکارهای مهم مطرح شده است. این فرآیند نه تنها به کاهش نیاز به تخریب و ساخت وساز جدید منجر می شود، بلکه فرصت هایی برای حفظ هویت تاریخی، بهینه سازی مصرف منابع و تقویت تعاملات اجتماعی فراهم می آورد. در این میان، بازآفرینی فضاهای صنعتی فراموش شده می تواند نقش بسزایی در احیای بافت های فرسوده و گسترش معماری پایدار داشته باشد. هدف این پژوهش، ارائه الگویی عملی و بومی برای بازآفرینی فضاهای صنعتی متروک تبریز است که بتواند ضمن توجه به شرایط اقلیمی و فرهنگی منطقه، به توسعه پایدار شهری و معماری پایدار کمک کند. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است که با استفاده از روش های ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که یکی از مهم ترین چالش های پیش روی بازآفرینی فضاهای صنعتی، تغییر نگرش جامعه و سیاست گذاران شهری است. برای رفع این چالش، پژوهش به ارائه راهکارهایی مانند افزایش آگاهی عمومی، تصویب قوانین حمایتی و برگزاری کارگاه های آموزشی پرداخته است. این راهکارها بر اساس مدل مفهومی ارائه شده، قابل اجرا و تطبیق پذیر در دیگر شهرهای با شرایط مشابه است.