فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
191 - 212
حوزههای تخصصی:
رشد سریع جمعیت، کمبود منابع مالی، مشکلات اراضی، کمبود نیروی انسانی ماهر و عدم سیاست گذاری و برنامه ریزی صحیح از موارد مهم مربوط به مشکلات مسکن به شمار می آیند. از این رو میزان دستیابی به شرایط مسکن پایدار و مطلوب یکی از شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورهای جهان محسوب می شود. با این ضرورت پژوهش حاضر به بررسی چالش های فراروی نیل به مسکن روستایی مطلوب بخش مرکزی شهرستان اردبیل پرداخت. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی تحلیلی است. تکنیک لازم برای به دست آوردن داده های موردنیاز کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Excel، SPSS و LISREL بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که طبق تخمین های بار عاملی عوامل درون روستایی، متغیر کالبدی محیطی (با ضریب اثر 0.943)، متغیر اقتصادی (با ضریب اثر 0.919) و متغیر اجتماعی فرهنگی (با ضریب اثر 0.889) به ترتیب مهم ترین چالش های درون روستایی مسکن می باشد. همچنین متغیر مدیریتی (با ضریب اثر 0.928)، متغیر اقتصادی (با ضریب اثر 0.907) و متغییر اجتماعی فرهنگی (با ضریب اثر 0.835) به ترتیب مهم ترین چالش های برون روستایی مسکن می باشد. در بین ابعاد مورد بررسی نیز عدم دسترسی به خانه ای موقّت در زمان بهسازی و نوسازی مسکن (بار عاملی 0.86)، عدم دسترسی به شبکه های ارتباطی و حمل ونقل مناسب، گستردگی فقر در محیط های روستایی و نبود فرهنگ ساخت وساز به شیوه جدید در روستا(بار عاملی 0.85) مهم ترین چالش های درون روستایی و ضعف در ارائه الگویی مشخص برای ساخت مسکن به صورت منطقه ای و متناسب با زندگی روستایی (بار عاملی 0.88)، الگوهای بازسازی و بهسازی یکسان در تمام نقاط (بار عاملی 0.87) و تأثیر کمیته امداد و بهزیستی در ایجاد تمایل برای بهبود مسکن خانوار (بار عاملی 0.84) مهم ترین چالش های درون روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل می باشند.
واکاوی سیر تحولی پیوند مفهومی میان فضای موسیقی و معماری از دوره قاجار تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنرها در رابطه با یکدیگر به طور مستقیم و یا غیرمستقیم تاثیرپذیر و تاثیرگذارند. این تاثیرپذیرى و تاثیرگذارى دوسویه فارغ از شرایط زمانى و مکانى در میان همه هنرها و از جمله معمارى و موسیقى وجود دارد، گرچه معماری و موسیقی در دو عرصه به ظاهر متفاوت هستند و هرکدام بعد خاصی از ادراک انسانی را مورد توجه قرار می دهند اما دارای پیوند و اشتراکاتی نیز هستند. توجه به این پیوندها و استخراج اصول و مفاهیمی از آنها هدف اصلی این پژوهش است. یک اثر معماری یا موسیقیایی به هنگام خلق شدن، از عناصری الهام می گیرند که این عناصر برخاسته از فصل مشترک آنها یعنی فضاست. بااین حال نگرش به رابطه بین موسیقی و معماری بسیار متفاوت نیست و وجود یک رابطه بسیار عمیق میان موسیقی و معماری سرآغاز این پژوهش است. برای درک رابطه بین موسیقی و معماری، باید زبان هر دو را فهمید و روابط متقابلشان را درک کرد. به عنوان مثال باید در نظر داشت که موسیقی، همواره تک بعدیست؛ زیرا فقط زمان با آن مرتبط است. ولی بنای معماری سه بعدی می باشد و این بدین معنا نیست که با هم ارتباط ندارند. در واقع پژوهش پیش رو در پی کشف و یافتن جلوه های پنهانی از موسیقی است که در بطن معماری نمود پیدا می کنند و با هدف شناخت این جلوه ها و تجزیه و تحلیل آنها و تاثیرشان در مطلوبیتهای مکانی و بصری است. نتایج بیانگر این است که بین فضای معماری و موسیقی پیوند مفهومی عمیقی وجود دارد و در دوره های مختلف تاریخی تاثیرات متقابلی بر یکدیگر داشته اند.
ارزیابی و پتانسیل سنجی توسعه گردشگری استان اصفهان بر اساس تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (MCDM)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
77 - 96
حوزههای تخصصی:
توسعه صنعت گردشگری به خصوص در کشورهای درحال توسعه که دارای مشکلاتی فراوانی همچون اقتصاد تک محصولی و بیکاری هستند، دارای اهمیت فراوانی است. دراین بین استان اصفهان با قدمت تاریخی چند هزارساله ازنظر جاذبه های تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مذهبی منحصربه فرد است و در رتبه های نخست گردشگری کشور ایران قرار دارد. بدین منظور هدف این پژوهش پتانسیل سنجی توسعه صنعت گردشگری استان اصفهان است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. برای ارزیابی پتانسیل سنجی میزان مطلوبیت گردشگری از تکنیک Fuzzy-ANP و نرم افزار ARC GIS- Super Decision استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که پیرو تمرکز جاذبه های طبیعی و باستانی – تاریخی در محور مرکزی استان (شهر اصفهان)، محور شمالی استان (شهرستان های کاشان و نطنز) و محور غربی استان (شهرستان فریدون شهر)، محورهای فوق دارای بیشترین میزان خدمات زیربنایی-زیرساختی و مراکز خدماتی – رفاهی به خصوص تمرکز بسیار شدید پیرامون شهر اصفهان است. این امر باعث شده است که محورهای مرکزی و شمالی استان اصفهان ازنظر توسعه گردشگری دارای پتانسیل بسیار بالایی باشد و در مقابل آن، محورهای شرقی و جنوبی استان که اغلب دارای شرایط کویری و دسترسی نامناسب به خدمات زیرساختی باشند، ازنظر توسعه گردشگری در وضعیت بسیار ضعیفی قرار بگیرند. به صورت کلی بیشترین میزان مطلوبیت توسعه گردشگری مربوط به نواحی مرکزی به مرکزیت شهرستان های اصفهان و مبارکه، محور شمالی به مرکزیت شهرستان کاشان، محور غربی به مرکزیت فریدون شهر و محور جنوبی به مرکزیت سمیرم است.
سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه استراتژی های یکپارچه سازی، مطالعه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
97 - 115
حوزههای تخصصی:
یکپارچه سازی و ایجاد هماهنگی میان سیستم های حمل ونقل عمومی، راهکاری بهینه در جهت افزایش جذابیت بهره مندی از این سیستم ها و همچنین مقابله با پیامدهای زیست محیطی استفاده از وسایل حمل ونقل شخصی، محسوب می شود. این پژوهش با هدف سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه راهبردهای مؤثر، به بررسی جامعه کاربران دوچرخه های اشتراکی و سامانه قطار شهری پرداخته است. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS صورت گرفت و با استفاده از تکنیک SWOT فرصت ها و محدودیت های سیستم ترکیبی مذکور شناسایی و با بهره گیری از نظرات جامعه 30 نفری خبرگان، ضریب اهمیت عوامل داخلی و خارجی و نوع راهبردها تعیین شد. سپس با روش ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک (QSPM)، راهبردها موردسنجش قرار گرفت و بر اساس میزان جذابیت در سیستم، اولویت بندی گردید. برخی از نتایج به شرح زیر است: - با افزایش تحصیلات، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- با افزایش درآمد، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- وجود مسیرهای دوچرخه، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را افزایش می دهد.- مالکیت خودرو در خانوار، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را کاهش می دهد اما رابطه معناداری میان آن ها وجود ندارد (143/0=sig). همچنین نتایج سوات نشان داد نمره حاصل از ارزیابی عوامل داخلی معادل 26/2 و نتیجه ارزیابی عوامل خارجی معادل 8/2 است که نشان دهنده غلبه ضعف های سیستم بر قوت ها می باشد؛ مطابق امتیازهای کسب شده موقعیت استراتژیک مورد مطالعاتی این تحقیق در ناحیه سوم و استراتژی های انطباقی نمودار تعیین می گردد
بازسازی داده های دمای سطح زمین سنجنده ECOSTRESS با استفاده از یادگیری عمیق و رگرسیون بردار پشتیبان (مطالعه موردی: آبخیزهای بار-اریه و لتیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف : دمای سطح زمین یک متغییر کلیدی در برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای می باشد باتوجه به اهمیت دمای سطح زمین در مطالعات تغییرات اقلیمی، مدل سازی هیدرولوژیکی ، نظارت بر پوشش گیاهی، جزیره گرمای شهری، توسعه ی شهری،گرمایش جهانی، شرایط کشاورزی و همچنین تأثیر آن بر نرخ و زمان رشد گیاهان پارامتر ورودی به اکثر مدل ها است؛ هرچه دقت تخمین این متغیر بالاتر باشد خروجی مدل نیز همراه با دقت بالاتری خواهد بود؛ بنابراین مطالعه بهینه و مناسب تغییرات مکانی و زمانی دمای سطح زمین در شرایط جوی و آب و هوایی متفاوت ضروری است.با توجه به محدودیت ایستگاه های هواشناسی، سنجش از دور می تواند به عنوان پایه و اساس بسیاری از داده های هواشناسی مورد استفاده قرار گیرد. دمای سطح زمین در تصاویر ماهواره ای شامل میانگین دمای پیکسلی است که پوشش دهنده بخشی از سطح زمین بوده و بر اساس انرژی رسیده به سنجنده (رادیانس) در باند حرارتی محاسبه می شود. از این رو عدم وجود قدرت تفکیک زمانی و مکانی بالا ی داده های ماهواره ای به طور همزمان یک چالش اساسی در بررسی و تخمین متغیر دما مطرح می گردد. مواد و روش ها : در این مطالعه سعی شد با استفاده از روش یادگیری عمیق و یادگیری ماشین، از تصاویر ماهواره ای MODIS، VIIRS و ECOSTRESS استفاده و نقشه های روزانه دمای سطح زمین سنجنده ی ECOSTRESS با قدرت تفکیک مکانی 70 متر در زمان های فاقد داده در آبخیز بار-اریه نیشابور استان خراسان رضوی و آبخیز سد لتیان در استان تهران تولید گردد. مدل های مورد استفاده در پژوهش شامل مدل SVR به عنوان یک مدل محبوب یادگیری ماشین در زمینه های پیش بینی و رگرسیون و مدل LSTM یکی از قوی ترین مدل های یادگیری عمیق در حوزه پردازش سری های زمانی می باشند. برای این منظور سه جفت تاریخ برای هرحوضه (شش تاریخ) انتخاب شد. تصاویر هر جفت داده به طور همزمان دراختیار مدل ها قرار گرفتند. درنهایت با استفاده از آماره های RMSE، و NRMSE عملکرد هر مدل در هر تاریخ مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج و بحث : بررسی ضرایب RMSE ، و NRSME مربوط به مدل LSTM و SVR برای هر دو منطقه نشان دهنده ی برتری عملکرد مدل LSTM بود. بهترین نتیجه RMSE ، و NRMSE حاصل از مدل LSTM برای آبخیز بار-اریه در تاریخ های 17 ژوئن 2020 به ترتیب 81/1 درجه سانتی گراد، 66/0 و 94/11 درصد و در حوزه آبخیز لتیان برای تاریخ 28 ژوئن 2019 به ترتیب حدود 61/1 درجه سانتی گراد، 83/0 و 65/8 درصد بود. مدل LSTM با توجه به ساختار، ویژگی های خود و به عنوان یک مدل یادگیری عمیق قوی با استخراج ویژگی از درون داده های خام با درنظر گرفتن ماهیت سری زمانی بودن داده ها توانست بر پیچیدگی های فرآیند تحت مدل سازی غلبه نماید.ذکر این نکته ضروری است که با درنظرگرفتن پیچیدگی فرآیند و متنوع بودن عوامل موثر بر دمای سطح زمین نتایج به دست آمده از دقت و صحت قابل قبولی برخوردار هستند. بازسازی و پیش بینی دمای سطح زمین برای 3 الی4 روز بعد انجام شده است (با توجه به فاصله زمانی بین دو تصویر متوالی ECOSTRESS). تنوع و جزئیات رویدادهایی که در این زمان می تواند رخ دهد گواهی دیگر بر مناسب بودن نتایج و کارایی مدل LSTM است. نتیجه گیری : بررسی نتایج و مقادیر به عنوان یک معیار استاندارد برای ارزیابی تحلیل های رگرسیون، و نیز مقادیر RMSE و NRMSE نشان از برتری مدل LSTM در بازسازی مقادیر دمای سطح زمین ECOSTRESS می باشد. با توجه به دامنه تغییرات و مولفه های موثر، دمای سطح زمین در تاریخ های مورد بازسازی بین صفر تا بعضا نزدیک به 35 درجه سانتیگراد تغییر نمود، مقدار RMSE (نشان دهنده متوسط خطای مدل ) برای مدل LSTM بین حدود 1.5 تا 3 درجه سانتیگراد بوده که قابل قبول و مناسب به نظر می رسد. مقادیر نرمال شده RMSE یا همان NRMSE نیز در اغلب تاریخ ها بین 8 تا 17 درصد بوده که در مدل سازی های محیطی با توجه به پیچیدگی های بالای فرآیندها مقادیر قابل قبولی می باشند.
The Role of Agricultural Tourism in Sustainable Rural Development (Case Study: Mazandaran Province)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
21 - 37
حوزههای تخصصی:
Purpose- Agritourism provides a sustainable substitute that supports international initiatives to address environmental issues and the increasing depletion of natural resources. The aim of this research is to investigate the role of agricultural tourism in sustainable rural development. Design/methodology/approach - The present study is a mixed research (qualitative-quantitative) type that was designed in two stages. In the first stage, In order to identify and extract the factors affecting the role of agricultural tourism in sustainable rural development, 18 semi-structured interviews were conducted with experts in this field using purposive sampling method and considering the theoretical saturation index of data. Second stage: In the second stage, in order to ensure the accuracy of the first stage process and observe changes, exploratory factor analysis was performed without any initial division for the factors extracted from the first stage. Exploratory factor analysis and confirmatory factor analysis were used in data analysis. The statistical population of the study at this stage was villages with agricultural tourism potential in the four cities of Tonekabon, Nowshahr, Sari, and Babol, which were selected based on a stratified random sampling method with proportional assignment, with a total of 320 people. Findings - The results of the second-order confirmatory factor analysis also showed that among the second-order factor loadings, the economic and infrastructure structure (0.94) has the greatest impact, followed by the political and institutional structure (0.87), the social and educational structure (0.76), and the human and climatic structure (0.69) respectively, which have the least impact on the main structure (the role of agricultural tourism in sustainable rural development). Practical Implications - Since Mazandaran province has high tourism potential, the results of this study can help policymakers to formulate an appropriate program in the field of agritourism in line with the sustainability of rural communities. Originality/Value - This study works towards sustainable development by providing a complete strategy for the development of agricultural tourism, and this study has attempted to fill the gaps and gaps in previous studies.
نیت کشاورزان به سازگاری با تغییرات اقلیمی، کاربرد مدل توسعه یافته تلفیق تئوری های رفتار برنامه ریزی شده و انگیزش حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
125 - 140
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر تغییر اقلیم به یکی از مهم ترین چالش های جهانی و تهدیدکننده محیط زیست و امنیت غذایی جهانی تبدیل گردید. پژوهش حاضر به بررسی نیت و رفتار سازگاری کشاورزان شهرستان مشکین شهر با تغییرات اقلیم با استفاده از مدل توسعه یافته تلفیقی نظریه های رفتار برنامه ریزی شده و انگیزش حفاظت پرداخت. نتایج نشان داد که مدل فوق 84% از واریانس نیت و نیت نیز 56% از واریانس رفتار را تبیین کرده است. آسیب پذیری درک شده مهم ترین عامل تأثیرگذار بر نیت سازگاری بود. شدت درک شده تأثیر معنی داری بر نیت نداشت که نشان می دهد اگرچه کشاورزان تا حدودی بر آسیب پذیری از تغییرات اقلیمی واقف بودند، آگاهی چندانی در زمینه شدت اثرات و پیامدهای تغییرات اقلیم نداشتند. ازآنجاکه تغییرات اقلیمی اثرات تدریجی بر زندگی کشاورزان دارد و کشاورزان درک کاملی از این موضوع ندارند، لازم است از طریق رسانه های جمعی، فیلم های آموزشی و سایر پیکارهای ترویجی، کشاورزان با شدت اثرات این تغییرات آشنا شوند. خود-کارآمدی تأثیر معنی داری بر نیت داشت لذا، آموزش های ترویجی باید بتواند توانمندی لازم برای کاربست فنون سازگاری به طریقی آسان و کم هزینه ایجاد کند. تأثیر نگرش بر نیت نشان داد که لازم است نگرش کشاورزان نسبت به تغییرات آب وهوایی اصلاح شود. با توجه به تأثیر اعتماد و باور بر نیت کشاورزان، لازم است باور کشاورزان به اهمیت و اثرات ناگوار این تغییرات تقویت شود و کارشناسان اعتماد کشاورزان را نسبت به اثربخشی شیوه های سازگاری با تغییرات اقلیمی جلب نمایند. از نظر جنسیت، تحصیلات، محل سکونت و تعداد اعضای خانوار تفاوت های معنی داری در نیت سازگاری کشاورزان با تغییرات اقلیمی یافت شد.
نقش شهرداری ها در شکل گیری امنیت اجتماعی و شهروندی در سکونتگاه های غیررسمی؛ مطالعه موردی: اسلام آباد زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
1 - 12
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از جلوه های فضایی فقر و نابرابری، تهدیدی جدی برای امنیت اجتماعی شهرها به شمار می روند. این سکونتگاه ها در واقع نخستین پیامد نابرابری و فقر شهری هستند که آثار منفی قابل توجهی بر امنیت اجتماعی شهر بر جای می گذارند.از منظر حقوقی، شهرداری ها به عنوان اصلی ترین نهادهای مدیریت شهری در کشور نقش محوری دارند. با این حال، به دلیل نبود پارادایم مدیریت یکپارچه شهری و وجود شکاف های نهادی و عملکردی، شهرداری ها از ابزارهای امنیت سخت مانند نیروی پلیس و قدرت قهریه بی بهره اند. با این وجود، نحوه طراحی و توسعه فضاهای شهری، به کارگیری عناصر افزایش دهنده امنیت مانند روشنایی، دید و منظر شهری، حضور چشم خیابان، تراکم های ساختمانی متعادل و همچنین حفظ هویت محله ها و میراث شهری، از عوامل مهم در شکل گیری هویت شهروندی در سکونتگاه های غیررسمی محسوب می شوند.
روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. داده ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده از ساکنان محله جمع آوری و بر اساس طیف پنج سطحی لیکرت سنجیده شده اند.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که متغیرهای مستقل عملکرد شهرداری شامل تراکم ساختمانی، روشنایی معابر و سایر عوامل محیطی بر متغیر وابسته تحقیق یعنی امنیت اجتماعی-شهروندی تأثیر معناداری دارند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، اعمال «تبعیض مثبت» توسط شهرداری به نفع ساکنان مناطق حاشیه ای نه تنها برای این گروه، بلکه برای امنیت و منافع کل شهر سودمند خواهد بود. این رویکرد که در دولت های رفاه و لیبرال نیز مرسوم است، می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در مدیریت سکونتگاه های غیررسمی مورد توجه قرار گیرد
سیاست های تشویقی شهرداری ها برای توسعه پروژه های معماری سبز (مورد مطالعه: مناطق پیراشهری رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
153 - 178
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی سیاست های تشویقی شهرداری برای توسعه پروژه های معماری سبز در مناطق پیراشهری رشت انجام شده است، ازاین رو، ازنظر هدف کاربردی و با رویکرد کمی و کیفی، دارای ماهیت تحلیلی و اکتشافی است. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و روش تئوری زمینه ای استفاده شد. جامعه آماری نیز شامل؛ معماران و طراحان در پروژه های ساختمانی شهرستان رشت (بخش کمی)، دانش آموختگان رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری و روستایی و کارشناسان و متخصصان در حوزه معماری و جغرافیای روستایی و شهری (بخش کیفی) محسوب شدند. به منظور بررسی حجم نمونه معماران و طراحان از نمونه گیری در دسترس استفاده شد، که درنهایت تعداد 100 نفر انتخاب شدند. سپس به منظور حجم نمونه در بخش کیفی پژوهش، از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در این راستا، تعداد 21 نفر مشخص شد. نتایج نشان داد، بررسی وضعیت سیاست های تشویقی در پروژه های معماری سبز با مقدار میانگین کمتر از حد متوسط عدد (3)، در مناطق پیراشهری رشت نامطلوب است و بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، سیاست های تشویقی شهرداری رشت در حوزه معماری سبز نتوانسته اند تأثیر معناداری بر بهبود شاخص های پایداری در ساخت وسازها داشته باشند. سپس به منظور بررسی ناکامی سیاست های تشویقی از سوی شهرداری در پروژه های معماری سبز از روش تئوری زمینه ای استفاده شد، نتایج نشان داد، ضعف در طراحی مشوق ها، چالش های اجرایی و نظارتی، مشکلات حاکمیتی به عنوان عوامل علی، مقولات: ضعف اراده سیاسی، سلسله مراتب تصمیم گیری، چالش های فنی و اقلیمی به عنوان عوامل زمینه ای، مقولات: فرایند های ناکارآمد، ضعف در حکمروایی شهری، به عنوان عوامل مداخله گر در ناکامی سیاست های تشویقی از سوی شهرداری در پروژه های معماری سبز در مناطق پیراشهری رشت مؤثر هستند. سپس مقولات: بازمهندسی نظام مشوق ها، اصلاح ساختار حکمروایی، تقویت اراده سیاسی و نظام پایش و ارزیابی، به عنوان راهبردهای مؤثر استخراج شد که پیامد های کالبدی-محیطی، اقتصادی-اجتماعی، نهادی-مدیریتی و سیاسی-حقوقی را برای مناطق پیراشهری سلیمانداراب، پاسکیاب، نخودچر و عینک به همراه دارد.
تحلیل زیست پذیری بافت های فرسوده شهری منطقه هفت تهران با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 23
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از چالش های اصلی کلان شهرها، بافت های فرسوده شهری است. زیست پذیری به عنوان یکی از شاخص های مهم در بررسی وضعیت این بافت ها می تواند در شناسایی نیاز آن ها کمک کند. تحقیق حاضر با هدف استفاده از روش های مدل سازی یادگیری ماشین برای تحلیل داده های مربوط به زیست پذیری بافت فرسوده شهری در منطقه 7 تهران، شامل کشف الگوها و ساختارها در پاسخ های پرسشنامه و پیش بینی و ارزیابی آن ها انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی -پیمایشی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق، ساکنان محلات بافت فرسود منطقه هفت تهران با تعداد 190228 هزار نفر است و حجم نمونه آماری 383 نفر است که به صورت نمونه گیری احتمالی به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های پژوهش با دو الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی و k-means مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با استفاده از الگوریتم رگرسیون جنگل تصادفی سطح زیست پذیری هشت محله مورد پیش بینی قرار گرفت که محله گرگان با بالاترین امتیاز و محله شاهد با کمترین امتیاز زیست پذیری شناسایی شدند. و همچنین با استفاده از این الگوریتم ده گویه برتر با توجه به سؤالات پرسشنامه بر اساس اهمیت تشخیص داده شدند که عواملی مانند دسترسی به حمل ونقل عمومی، مراکز بهداشتی در بالاترین رتبه ها قرار داشتند. الگوریتم k-means داده های پرسشنامه را بر اساس شباهت ها در پاسخ ها به پنج خوشه تقسیم کرد تا الگوها و نیازهای متفاوت ساکنان را شناسایی نماید که در این الگوریتم، خوشه یک با 24 درصد از پاسخ دهندگان نارضایتی بالایی از کیفیت محیط زیست شهری و بهداشت عمومی را نشان دادند.
تحلیل عوامل مؤثر بر تقاضای گردشگری ورزشی در عراق
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
31 - 47
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، تحلیل عوامل مؤثر بر تقاضای گردشگری ورزشی در عراق بود. روش تحقیق حاضر، به لحاظ ماهیت توصیفی از نوع همبستگی و جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران و کارشناسان آژانس های گردشگری و گردشگری ورزشی و گردشگران ورزشی که جهت شرکت یا تماشای رویدادهای ورزشی به کشور عراق سفر کرده اند، بودند و نمونه گیری تحقیق به صورت در دسترس و برابر اعضای جامعه آماری انتخاب شدند (120 نفر). ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به وسیله 10 نفر از اساتید مدیریت ورزشی و گردشگری مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب 86/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار، تحلیل عاملی تأییدی و معادلات ساختاری با کمک نرم افزارهای SPSS نسخه 20 و PLS نسخه 4 انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد، عوامل سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، اجتماعی-فرهنگی، زیست محیطی و فناوری اطلاعات تأثیر مثبت و معناداری بر تقاضای گردشگری ورزشی در کشور عراق دارند؛ بر این اساس، توجه به این عوامل و مدیریت صحیح آن ها می تواند نقش بسزایی در افزایش گردشگران ورزشی و توسعه این صنعت در عراق داشته باشد. با ارتقای ثبات سیاسی، بهبود زیرساخت های اقتصادی، تقویت مدیریت و سازماندهی رویدادهای ورزشی، ترویج هماهنگی فرهنگی و اجتماعی، حفظ و بهبود محیط زیست و استفاده بهینه از فناوری اطلاعات، عراق می تواند به یک مقصد جذاب برای گردشگران ورزشی تبدیل شود و از این طریق به رشد اقتصادی و اجتماعی کشور کمک کند.
بررسی توانایی الگوریتم ژنتیک در تحلیل و مسیریابی رفت و آمد درون شهری (مورد مطالعه: شهر زابل)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
480 - 497
حوزههای تخصصی:
با رشد و توسعه فیزیکی شهرها، سفرهای درون شهری افزایش یافته و همه روزه مقدار زیادی از وقت افراد در ترافیک تلف می شود. لذا امروزه از روش ها و الگوریتم های به روز و جدید برای مسیریابی در شبکه راه های درون شهری و مسیریابی استفاده می شود. در این راستا هدف پژوهش حاضر بررسی توانایی الگوریتم ژنتیک در تحلیل و مسیریابی رفت و آمد درون شهری (مورد مطالعه: شهر زابل)، می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از مطالعات کتابخانه ای - اسنادی و میدانی به انجام رسیده است. داده های پژوهش شامل داده های اولیه (فرم پرسشنامه) از گروه نخبگان و متخصصان گردآوری گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از الگوریتم ژنتیک و روش سلسله مراتبی انتزاعی مسیریابی استفاده شد. در این پژوهش 4 نقطه شهری و 8 عامل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد از نظر زمان اجرا، الگوریتم ژنتیک بسیار سریعتر از تحلیل سلسله مراتبی برای مسئله مسیریابی را در این شبکه حل می کند. سایر نتایج نشان داد در بیشتر مسیرها طول مسیر پیشنهاد روش ژنتیک کوتاه تر و بهتر از روش تحلیل سلسله مراتبی بوده است. به طور کلی، روش تحلیل سلسله مراتبی برای کاربردهای GIS مناسب است که در آن مسیریابی خارج از شبکه باید با منابع محاسباتی کوچک و در مدت زمان محدود انجام شود، یا زمانی که مسیرها باید به طور مکرر در یک منطقه خاص محاسبه شوند.
مدل تجربی سنجش فاکتورهای فیزیکی و غیر فیزیکی آسایش حرارتی در فضاهای واسط ساختمان های آموزش عالی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
35 - 62
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با یک مدل تجربی مرتبط با مطالعات آسایش حرارتی در فضاهای واسط بسته آموزشی، اهمیت هر یک از معیارهای آن ها را ازنظر ارجحیت و اهمیت موردبررسی قرار می دهد. روش تحقیق در گام نخست توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای است. لذا، ابتدا به وسیله توزیع پرسشنامه و با استفاده از رتبه بندی ابعاد و معیارها، از روش رفت و برگشتی دلفی، اجزای مدل تدقیق شده و یک مدل تجربی سلسله مراتبی که متشکل از سه بخش است، تنظیم شد. سپس از طریق تحلیل سلسله مراتبی، رتبه بندی ابعاد و معیارهای موجود در مدل تجربی پرداخته شده و وزن هرکدام از معیارهای این مدل در مقایسه با سایر معیارهای هم سطح خود به کمک نرم افزار اکسپرت چویس ،ارزش گذاری شد. نتایج نشان می دهد وزن عوامل فیزیکی، به طورکلی بیشتر از سایر عوامل و وزن عوامل غیر فیزیکی- روانی و فردی کمتر از سایر عوامل است. در بین عوامل فیزیکی، دمای هوا دارای بیشترین وزن و سرعت جریان هوا دارای کمترین وزن است. وزن عوامل فیزیکی نیز نشان می دهد که وزن عامل «جهت کلی ساختمان نسبت به خورشید» در ادراک آسایش حرارتی در فضاهای بسته بیشتر از بقیه و وزن «رنگ دیوارهای داخلی» و «ارتفاع فضاها» کمتر از بقیه و قابل چشم پوشی است. وزن عوامل فردی و روانی نشان می دهد که وزن همه عوامل آن مانند ویژگی های فیزیولوژیکی و سازگاری های جسمی و روانی یکسان است و وزن رفتارهای غیر واکنشی سنگین تر از بقیه است. همچنین، داده های فیزیکی با استفاده از سنجش عوامل اقلیمی به وسیله دیتالاگرها موردسنجش قرار گرفت و ارتباط این عوامل بااحساس آسایش حرارتی افراد با استفاده از پرسشنامه ارزیابی شد. نتایج این اعتبارسنجی، مدل تجربی سلسله مراتبی را تائید نمود.
معماری سبز در گفتمان معاصر ایران و جهان: از مفاهیم بومی تا استانداردهای جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل مفهومی موانع تحقق معماری پایدار در ایران، با تمرکز بر تلفیق ظرفیت های بومی و استانداردهای بین المللی است. این مطالعه با رویکردی کیفی، کاربردی و اکتشافی انجام شده و داده های آن از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان حوزه های معماری، شهرسازی، سیاست گذاری اقلیمی و انرژی گردآوری شده است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری دنبال شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی و نرم افزار MAXQDA 2022 صورت گرفت. برای تأیید اعتبار یافته ها از روش بازبینی مشارکت کنندگان (Member Check) و برای بررسی پایایی از بازکدگذاری مستقل بهره گرفته شد.یافته ها نشان داد که از مجموع ۲۷۳ کد مفهومی استخراج شده، چهار مقوله ی اصلی به عنوان چالش های تحقق معماری پایدار شناسایی شدند: چالش های فناورانه (۲۹٫۶٪ از کل کدها)، نهادی–مدیریتی (۲۵٫۶٪)، اجتماعی–فرهنگی (۲۳٫۴٪) و اقتصادی (۲۱٫۲٪). مضامین کلیدی شامل نبود زیرساخت های فناورانه، ناهماهنگی نهادی، ضعف در فرهنگ سازی و آموزش عمومی، و هزینه های بالای فناوری های سبز بودند. این چالش ها در قالب یک مدل مفهومی چهارلایه ای سازمان دهی شدند که روابط تعاملی میان عوامل خرد و کلان را در فرآیند تحقق معماری پایدار نشان می دهد. بر این اساس، تحقق معماری پایدار در ایران نیازمند رویکردی سیستمی و میان رشته ای است که در آن، توسعه فناوری های بومی، اصلاح ساختارهای نهادی، ارتقای آگاهی عمومی و ایجاد سازوکارهای حمایتی اقتصادی به صورت هماهنگ و هم افزا عمل کنند.
شناسایی و تحلیل شاخص های مؤثر بر ایجاد سیلاب شهری با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: شهر تالش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
80 - 94
حوزههای تخصصی:
سیلاب ازجمله مخاطراتی است که در سال های اخیر خسارات زیادی در مناطق مختلف بر جای گذاشته است. سیل عاملی ویرانگر و مخرب است و یکی از مخاطراتی است که هرسال خسارت مالی و جانی فراوانی به دنبال دارد. هدف این پژوهش نیز شناسایی و تحلیل شاخص های کلیدی و مؤثر بر سیلاب شهری در شهر تالش است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی – تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی است. جهت جمع آوری اطلاعات از روش تکنیک دلفی و همچنین روش اسنادی و بررسی میدانی بهره گرفته شده است، جامعه آماری این تحقیق 25 نفر از کارشناسان خبره شهری است که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده است، از میان 29 متغیر اصلی که توسط کارشناسان و با استفاده از روش دلفی انتخاب شده بودند، بر اساس امتیازدهی توسط کارشناسان، در ماتریس اثرات متقابل و وارد کردن این امتیازات در نرم افزار میک مک نتیجه به دست آمده نشان داده که 9 عامل به عنوان عوامل کلیدی و شاخص های مؤثر بر ایجاد سیلاب در شهر تالش شناخته شده است که عبارت اند از: بارش، پوشش گیاهی، قطع درختان، ایجاد زمین های کشاورزی، تدوین برنامه ریزی در سطح شهرستان، مدیریت شهرستان، شخم در جهت شیب، توسعه سکونتگاه ها در حریم رودخانه، تراکم جمعیت هست. توجه به این نکته حائز اهمیت است که ایجاد زمین های کشاورزی بر اساس قطع درختان و از بین بردن پوشش گیاهی و افزایش جمعیت و عوامل دیگری که دارای اهمیت هستند، در کنار بارش های شدید در منطقه که عامل اصلی سیلاب است، موجب بروز سیلاب های شهری در شهر تالش می گردد.
مشخصات عمومی پدیده رعد و برق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
140 - 165
حوزههای تخصصی:
رعد و برق، به عنوان یکی از پدیده های مهم جوی - طبیعی، با انتقال الکتریسته و تخلیه برق بین ابرها و زمین می تواند تؤأم با اثرات مثبت (نظیر تاثیر بر فرایندهای زیستی) و منفی (نظیر مخاطراتی برای انسان و محیط زیست) باشد. بنابراین، شناخت عمیق از ویژگی های اقلیم شناختی این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه، جنبه هایی از این ویژگی ها شامل فراوانی رویدادهای رعد و برق سالانه بین سال های 2000 تا 2022 در 382 ایستگاه همدیدی ایران جمع آوری و تحلیل شد. با استفاده از این داده ها، برخی ویژگی های توصیفی (نظیر میانگین و ضریب تغییرات) فراوانی رخداد رعد و برق و نیز ارتباط (همبستگی) آن با مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) و ارتفاع محاسبه، برآورد و بررسی شد. برای الگوسازی این روابط از روش های رگرسیونی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که توزیع مکانی فراوانی رخداد رعدوبرق در ایران فرایندی بی نظم و با تغییرات سال به سال شدید است. از میان متغیرهای مکانی (مختصات جغرافیایی و ارتفاع)، طول و عرض جغرافیایی رابطه نسبتاً قوی تری را با فراوانی سالانه رخداد رعدوبرق ایران نشان می دهند. مناطق مختلف ایران، احتمال وقوع رعدوبرق متفاوتی دارند که باعواملی همچون جغرافیا و شرایط آب و هوایی مرتبط است. مناطقی مانند شمال غرب و جنوب شرق ایران بیشترین میزان وقوع را دارند، در حالی که مناطق دیگر در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
شناسایی مؤلفه های قابل آموزش به کودکان از خلال گردشگری کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
288 - 303
حوزههای تخصصی:
گفتمان گردشگری، به مثابه حق، موجبات شکل گیری انواع متفاوتی از گردشگری را فراهم کرده است که گردشگری کودک یکی از آن ها است. در این گونه گردشگری تلاش می شود، با توجه به نیاز ها و ملاحظات خاص سفر برای کودکان، آنان را از این حق مسلّم بهره مند ساخت. یکی از نکات ارزنده در انواع گردشگری ازجمله گردشگری کودک همسویی یادگیری با تفریح است. شناخت مؤلفه های قابل آموزش به کودکان از خلال گردشگری به مربیان و راهنمایان گردشگری کودک دید روشن تر و نقشه راه شفاف تری از عملکرد مطلوب خودشان ارائه می دهد، علاوه بر آنکه آشنایی با این مؤلفه ها و به کارگیری آن ها باب نوینی از آموزش مرتبط با کودکان را (آموزش در خلال گردشگری) می گشاید. با توجه به اهمیت شناخت مؤلفه های قابل آموزش به کودکان از خلال گردشگری کودک، در پژوهش پیش رو تلاش شده است به واکاوی و مطالعه آن ها از دیدگاه متخصصان حوزه گردشگری، آموزگاران دوره ابتدایی و روان شناسان و درمانگران کودک پرداخته شود. مطالعه پیش رو به روش کیفی و با اتکا به ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. نتایج پژوهش گویای آن است که مؤلفه های قابل آموزش به کودکان را می توان در قالب مباحث متعددی ازجمله مباحث روان شناختی، پایداری زیست محیطی، عبادی و اعتقادی سامان دهی کرد. مباحث متعددی از خلال گردشگری کودک به آنان قابل آموزش است. بر مبنای ادعای شماری از مشارکت کنندگان، یادگیری فعال در قالب می تواند ماندگاری اطلاعات را در حافظه کودکان افزایش دهد و شیوه نوینی از یادگیری را ارائه دهد.
شناسایی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعل گردشگری در مقالات منتشرشده با رویکرد آینده نگاری در ایران با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
36 - 62
حوزههای تخصصی:
رشد و توسعه گردشگری به عوامل و متغیرهای مختلفی وابسته است که از یکدیگر متأثر می شوند. گام نخست برای برنامه ریزی توسعه گردشگری شناخت عوامل و نیروهای تأثیرگذار در آن و تحولات آینده این صنعت است. بدین منظور، پژوهش های داخلی متعددی با هدف شناسایی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعه گردشگری با روش های آینده نگاری انجام شده است. هدف از این پژوهش شناسایی و طبقه بندی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعه گردشگری در ایران با استفاده از روش فراترکیب در ابعاد شهری و منطقه ای است. واحد تحلیل در این پژوهش مقاله های علمی فارسی زبان با نمونه مطالعاتی داخلی است که در پایگاه های اطلاعاتی نورمگز، مگیران، اس آی دی و آی اس سی، پرتال جامع علوم انسانی و سیویلیکا در دوره زمانی 1395 تا 1402 منتشر شده اند. با جست وجو در پایگاه های علمی گوناگون، ابتدا 79 مقاله به دست آمد که با استفاده از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) میزان روایی این مقالات بررسی شد و درنهایت به 60 مقاله کاهش یافت. برای تجزیه و تحلیل مقالات منتخب از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. عوامل و پیشران های استخراج شده شامل 46 مفهوم است که در پنج مؤلفه مدیریتی، اجتماعی فرهنگی، اقتصادی، خدماتی و کالبدی زیست محیطی دسته بندی شده اند. در بین عوامل، عامل امنیت گردشگران در منطقه، و افزایش سرمایه گذاری در این بخش دارای بیشترین فراوانی است. پژوهشگران، مدیران و تصمیم گیرندگان حوزه گردشگری کشور می نوانند عوامل و پیشران های شناسایی شده در این پژوهش را برای برنامه ریزی و توسعه این صنعت مدنظر قرار دهند.
واکاوی عوامل زیست محیطی موثر بر افزایش حس تعلق مکانی شهروندان (موردمطالعه : پارک های حاشیه رودخانه اروندرود)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حاشیه رودخانه های شهری، فضاهای پنهانی هستند که با توجه به کمبود سبزینگی و فضاهای باز در شهرها، می توانند فرصت هایی در جهت ایجاد حس تعلق و بهبود فضای شهری ایجاد نمایند. اما متاسفانه علیرغم پتانسیل های فراوانی که این فضاها دارند؛ استفاده کامل و درخوری از آن ها نمی شود. در این پژوهش نویسندگان با تاکید بر محیط زیست و با هدف بررسی وضعیت پارک های حاشیه رودخانه اروندرود، به شناسایی و رتبه بندی عوامل زیست محیطی موثر بر ارتقای حس تعلق شهروندان در پارک های حاشیه رودخانه اورند رود ( چهار محدوده چیتگر، اصفهان، خرمهشر و خوردبی) می پردازند. این پژوهش که ماهیت کاربردی دارد، از نوع کمی بوده و به روش توصیفی- تحلیلی تهیه شده است. شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق کاربران، مسافرین و ساکنین اطراف پارک های حاشیه ای رودخانه ها می باشند که از بین آنها 230 نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی، محاسبه آماره کای اسکوئر و رتبه بندی مولفه ها با استفاده از نرم افزار Expert Choice به روش سلسله مراتبAHP) ) انجام پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد تاثیرگذاری معیار زیست محیطی بر ایجاد حس تعلق شهروندان در محدوده چیتگر بیشترین میزان و در محدوده خرمشهر کمترین میزان را به خود اختصاص داده است. همچنین در میان مولفه های زیست محیطی (عناصر طبیعی و آسایش محیطی، عدم آلودگی محیطی، عدم آلودگی صوتی، تنوع پوشش گیاهی و فضای سبز، توجه به اقلیم و هماهنگی با زیست بوم منطقه)، مولفه تنوع پوشش گیاهی و فضای سبز بالاترین رتبه اثرگذاری را در سه محدوده اصفهان، خرمشهر، خوردبی به خود اختصاص داده است و مولفه هماهنگی با زیست بوم منطقه بالاترین رتبه در محدوده چیتگر را کسب نموده است. نتایج این تحقیق بیانگر این است که تبدیل پارک های حاشیه ای به مکان های پایدار نیاز به برقراری تعادل بین طبیعت و محیط انسان ساخت دارد و طراحی این فضاها بایستی حول محور طبیعت انجام گیرد تا بتواند ضمن ایجاد حس تعلق مکانی در شهروندان به بهبود فضاهای شهری کمک نماید
نقش فضای سبز و باز در ساختمان های بلند به منظور پایش توسعه کالبدی کلان شهرها (برگرفته از اثرات اجتماعی ، اقتصادی ، زیست محیطی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گسترش نامتوازن، و درهم تنیدگی عناصر و پهنه های ناهمگون، یکی از اصلی ترین عوامل بروز آشفتگی و گسست در فرم و پیوستار کلان شهرهاست. رشد شهرها طی فرآیندهای منقطع و گسسته ای که به دلیل عدم برخورداری از ثبات لازم در جریان شهرسازی و شهرنشینی، در بسیاری مواقع، به پدیده ای خودبخودی و غیرقابل پیش بینی بدل شده، موجب می گردد تا فرم های کالبدی ناهمگون در ارتفاع های مختلف، در پهن دشت شهرهای امروزین سر برآورند. این معضل نمودهای گوناگونی در زمینه های شهری مختلف داشته است و تاثر نامناسبی را بر پیکره شهرها و به ویزه برهم خوردن توازن میان زمینه شهری و پس زمینه های طبیعی و پیرامونی داشته است. پس از بررسی مبانی نظری و نقش سیستم های سبز در لایه های شهر و ساختمان به صورت کتابخانه ای اسنادی، گرداوری اطلاعات با روش پرسشنامه انجام گرفت. بدین منظور دو پرسشنامه متخصصین و ساکنین تهیه شد. جامعه آماری پرسشنامه متخصصین، اعضای انجمن جهانی زیرساخت های سبز (WGIN ) است و برای پرسشنامه ساکنین، ساکنین آپارتمان ها در کلان شهرهای ایران (تهران، شیرا، اصفهان) به عنوان جامعه آماری بودند. نتایج آزمون نشان از معناداری تمامی معیارهای متغیر مستقل (فضای باز و سبز در ساختمان های بلند مرتبه) بر متغیر وابسته (توسعه پایدار کلان شهرها) دارد. بدین صورت که هر یک از گونه های فضای باز و سبز در ساختمان های بلند مرتبه که شامل تراس سبز، بام سبز و جداره سبز می باشد، بیشترین تاثرگذاری خود را بر معیارهای توسعه پایدار (زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی) دارند. بر این اساس، برونداد پزوهش، ارانه ضوابط فضای باز و سبز عمودی به منظور جبران سطح سبز از دست رفته در توسعه پراکنده کلان شهرها می باشد. نتیجه پزوهش، تدارک بستر استفاده از ضوابط مبتنی بر کاربست فضای سبز و باز عمودی در ساختمان های بلند مرتبه است که تاثر به سزایی بر تقویت جنبه های زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی توسعه پایدار و همچنین برقراری تعادل میان بستر طبیعی و محیط انسان ساخت خوا هد داشت.