ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۴۱ تا ۲٬۳۶۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۳۴۱.

ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جوامع روستایی: کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: هدف تحقیق حاضر ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جامعه روستایی در شهرستان گچساران، از طریق روش تحلیل شبکه است. روش پژوهش: در تحقیق حاضر میزان سرمایه اجتماعی شبکه از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص های سطح کلان شبکه در روستاهای پادوک و آرو از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد که تحت پوشش طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی است، سنجش گردیده است. در این پژوهش جهت سنجش سرمایه اجتماعی از روش تحلیل شبکه اجتماعی، تکمیل پرسش نامه تحلیل شبکه ای و مصاحبه مستقیم با اعضای صندوق های خرد توسعه روستایی و با استفاده شاخص های سطح کلان شبکه نظیر تراکم، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک استفاده شد. یافته ها: میزان شاخص تراکم در بین اعضای صندوق های خرد توسعه، در پیوندهای اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه افزایش یافته است. افزایش میزان تراکم در افراد سبب توسعه اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی در سطح افراد می شود. دوسویگی پیوندها نیز در ابعاد اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه روند افزایشی داشته است. افزایش این شاخص باعث پایداری شبکه اعضای صندوق به میزان مطلوب شده است. میانگین فاصله ژئودزیک در پیوندهای اعتماد و مشارکت در دو روستا بعد از اجرای طرح نزدیک به عدد یک شد که نشان دهنده بالا بودن سرعت گردش منابع و اطلاعات در افراد بوده و اتحاد و یگانگی بالای افراد را بیان می کند. نتیجه گیری: برای ایجاد بسیج جامعه محلی، توانمندی اجتماعی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جامعه موردبررسی و درنهایت استقرار مدیریت مشارکتی، ضرورت دارد که میزان سرمایه اجتماعی افزایش یابد که این عامل نیز فرصتی برای ایجاد ظرفیت در جهت مشارکت ایجاد کرده که تأثیر بسزایی بر روند مدیریت مشارکتی اجتماع محور در منطقه دارد.
۲۳۴۲.

شبیه سازی مرزهای رشد منطقه کلانشهری اصفهان در افق 2050(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۲
مرزهای رشد یکی از ابزارهای کلیدی برای کنترل و مدیریت توسعه فیزیکی مناطق کلان شهری محسوب می شود. گسترش بی رویه و برنامه ریزی نشده در این مناطق به یکی از معضلات اصلی برای مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای تبدیل شده است، چراکه این فرایند به تخریب اراضی کشاورزی و منابع طبیعی منجر می شود. هدف این پژوهش، شبیه سازی و ارزیابی تغییرات آینده مرزهای رشد در منطقه کلان شهری اصفهان باهدف حفظ منابع زیست محیطی و کنترل گسترش کالبدی است. در این راستا، با استفاده از رویکرد اثبات گرایی که روندی تحلیلی و سنجش محور را در پیش می گیرد به سنجش تصاویر ماهواره ای استخراج شده، میزان تغییرات گسترش کالبدی منطقه کلان شهری اصفهان با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین های یادگیری پیش بینی شده است و مرز های رشد در افق زمانی 2050 نیز ترسیم گردیده است. نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد که منطقه کلان شهری اصفهان طی دهه های اخیر با گسترش بی رویه به خصوص در بعد کالبدی مواجه بوده و کاهش اراضی کشاورزی و طبیعی به یکی از چالش های اصلی آن تبدیل شده است. بر اساس شبیه سازی های انجام شده، مرزهای رشد پیشنهادی می توانند به عنوان ابزاری مؤثر در مدیریت و برنامه ریزی توسعه شهری - منطقه ای و جلوگیری از تخریب بیشتر منابع و اراضی طبیعی به کار گرفته شوند
۲۳۴۳.

Elucidating the Structural Relationships of In-Between Spatial Systems in Relation to Presence Quality (Case Study: Qeysarieh District, Isfahan Bazaar)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
This research examines the role of in-between spatial systems in enhancing presence quality, taking the Qeysarieh precinct of the Isfahan Bazaar—one of the principal connectors between Naqsh-e Jahan Square and the historic bazaar network—as the study area. The precinct was selected owing to its high density of pedestrian flows, adjacency to tourism–service–commercial land uses, and diversity of intermediary spatial elements. The study adopted a mixed-methods (quantitative–qualitative) approach. In the quantitative component, perceptual data from 351 users regarding four dimensions—environmental, physical, functional, and psychological—were collected through a standardized questionnaire and analyzed using the one-sample t-test and Friedman test. In the qualitative component, the spatial structure was evaluated through a space-syntax approach at four levels: axial analysis (Integration, Choice, Mean Depth), visibility analysis (VGA) and isovists, agent-based simulation, and assessment of overall intelligibility. Quantitative results indicated that psychological, functional, and environmental dimensions were assessed above baseline, whereas the physical variable showed no significant difference. Syntactic analysis showed that the Zarrabkhaneh route and Qeysarieh Chahar-Suq exhibited the highest centrality and distributive roles, and that chahar-suqs exerted greater influence on movement and stopping than corridors. The low coefficient of determination for intelligibility (R² = 0.11) indicates a need to improve perceptual guidance within secondary networks. Integrating quantitative and qualitative findings suggests three principal strategies whose implementation, by aligning form, function, and perception, can increase the sustainability of presence quality and enhance user experience within historic urban fabrics.
۲۳۴۴.

Locating Potential Areas for Tourism Development with an Emphasis on Transportation Development: A Case Study of Tonekabon City(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۷
Transportation is a cornerstone of the tourism industry, which is considered one of the most important and lucrative global resources at the dawn of the third millennium. The primary assumption of public transportation development based on sustainable tourism is increasing tourist satisfaction. Additionally, one of the most advanced urban development perspectives that can initiate improvements in current urban conditions and serve as an effective step toward sustainable development is TOD. Suitable, reliable, comfortable, fast, and affordable transportation facilities are prerequisites for tourism development, as tourists consider both cost and time in their decisions. The choice of transportation system or the availability of an appropriate system affects these two factors when accessing tourist destinations. The objective of this research is to apply a transit-oriented development approach to enhance tourism in Tonekabon. The study is applied and descriptive-analytical, utilizing documentary research, observation, and questionnaires for data collection. Additionally, the Fuzzy IHWP method is employed to identify potential tourism zones, with a focus on transit-oriented development. The results indicate that the northern, central, and coastal areas of the city, which cover 29% of its total area, have high potential for locating public transportation stations, such as taxi stands, vans, bus terminals, and bicycle lanes. Finally, recommendations are provided, including widening streets, establishing bicycle lanes, and recreational-hospitality activities in the coastal area, improving taxi services to all areas, widening the main bridge connecting the east and west of the city, and constructing public parking near terminals and the coastline.
۲۳۴۵.

تحلیل عوامل موثر بر تغییرات کاربری اراضی شهری (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۱
اثرات متقابل انسان و محیط طبیعی همواره به صورت مستقیم و غیر مستقیم موجب تغییرات کاربری اراضی می شوند که مشکلات زیست محیطی بسیاری را به دنبال دارند و حیات کره زمین را به خطر می اندازد؛ لذا شناخت تغییرات و عوامل موثر بر آن ها برای ادامه حیات و کاهش تغییرات کاربری اراضی برای غلبه بر مشکلات ضروری است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و از نظر ماهیت، دارای رویکرد اکتشافی می باشد. در این تحقیق از روش دلفی فازی برای تحلیل عوامل موثر بر تغییرات کاربری ها، تصاویر ماهواره ای سال های 1993-2003-2013-2023 و نرم افزارهای ENVI، ARCGIS و Google Earth برای شناخت تغییرات کاربری اراضی در 5 کلاس کاربری اراضی شهر(انسان ساخت)، اراضی بایر، اراضی کشاورزی، اراضی باغی و پهنه های آبی استفاده شده است. نتایج به دست آمده در محدوده مورد مطالعه طی سه دهه گذشته سال های 1993-2023 از 26768 هکتار از اراضی شهری ارومیه و خارج از محدوده آن، نشان می دهند که همواره اراضی بایر2838 هکتار کاهش، اراضی باغی 5764 هکتار کاهش اراضی شهری(انسان ساخت) 3744هکتار افزایش یافته، اراضی کشاورزی 2204 هکتار افزایش یافته است و همچنین آبی(بستر رودخانه) به دلیل ساخت سد سیلوانا به صورت فصلی دارای آب است؛ 6 عامل جمعیت، ثروت، پیشرفت فناوری، اقتصاد سیاسی، ساختار سیاسی، نگرش ها و ارزش ها(فرهنگ) از عوامل عمده تغییرات کاربری اراضی شهری ارومیه شناخته شدند که سه عامل اول اصلی ترین عوامل هستند.
۲۳۴۶.

بررسی تاثیر ژئومورفولوژی در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه واقع در شمال شرق دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۶
در این تحقیق با هدف بررسی نقش ژئومورفولوژِی در ویژگیهای خاک، پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک دو مخروط افکنه در شمال شرق دامغان ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تنها میانگین پارامترهای EC و PH در مخروط افکنه شماره 1 و 2 دارای تفاوت آماری معنی دار هستند. میانگین پارامترهای EC و PH در حاشیه و داخل مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین کربن آلی در بالادست و پائین دست مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین پارامتر کربن آلی در سطح جدید و قدیمی مخروط افکنه 1 دارای تفاوت معنی دار آماری است. بافت خاک در میاناب ها و کانال های تشکیل شده در سطح قدیمی مخروط افکنه ها دارای تفاوت آماری معنی داری است. این موضوع بیانگر آن است که وجود میاناب و کانال در سطوح قدیمی مخروط افکنه های مورد مطالعه نقش مهمی در تفاوت بافت رسوبات آنها داشته است. همچنین میانگین درصد ماسه و سیلت در پشته و مجرای سطح جدید مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی داری هستند که نشان می دهد لندفرمهای سطج جدید، تنها باعث تفاوت اساسی در بافت رسوبات مخروط افکنه شماره 2 شده اند. به طور کلی از نتایج تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که عواملی مانند سن نسبی سطح مخروط افکنه، انحراف و تغییر مداوم محل رسوبگذاری در سطح مخروط افکنه، مورفولوژی سطح مخروط و لندفرمهای آن، و همچنین لیتولوژی و مورفومتری حوضه های بالادست در هر مخروط افکنه با مخروط افکنه دیگر متفاوت بوده و این تفاوت ها نقش مهمی در واگرایی و تفاوت پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه مورد مطالعه داشته است.
۲۳۴۷.

ارزیابی و پتانسیل سنجی توسعه گردشگری استان اصفهان بر اساس تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (MCDM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
توسعه صنعت گردشگری به خصوص در کشورهای درحال توسعه که دارای مشکلاتی فراوانی همچون اقتصاد تک محصولی و بیکاری هستند، دارای اهمیت فراوانی است. دراین بین استان اصفهان با قدمت تاریخی چند هزارساله ازنظر جاذبه های تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مذهبی منحصربه فرد است و در رتبه های نخست گردشگری کشور ایران قرار دارد. بدین منظور هدف این پژوهش پتانسیل سنجی توسعه صنعت گردشگری استان اصفهان است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. برای ارزیابی پتانسیل سنجی میزان مطلوبیت گردشگری از تکنیک Fuzzy-ANP و نرم افزار ARC GIS- Super Decision استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که پیرو تمرکز جاذبه های طبیعی و باستانی – تاریخی در محور مرکزی استان (شهر اصفهان)، محور شمالی استان (شهرستان های کاشان و نطنز) و محور غربی استان (شهرستان فریدون شهر)، محورهای فوق دارای بیشترین میزان خدمات زیربنایی-زیرساختی و مراکز خدماتی – رفاهی به خصوص تمرکز بسیار شدید پیرامون شهر اصفهان است. این امر باعث شده است که محورهای مرکزی و شمالی استان اصفهان ازنظر توسعه گردشگری دارای پتانسیل بسیار بالایی باشد و در مقابل آن، محورهای شرقی و جنوبی استان که اغلب دارای شرایط کویری و دسترسی نامناسب به خدمات زیرساختی باشند، ازنظر توسعه گردشگری در وضعیت بسیار ضعیفی قرار بگیرند. به صورت کلی بیشترین میزان مطلوبیت توسعه گردشگری مربوط به نواحی مرکزی به مرکزیت شهرستان های اصفهان و مبارکه، محور شمالی به مرکزیت شهرستان کاشان، محور غربی به مرکزیت فریدون شهر و محور جنوبی به مرکزیت سمیرم است.
۲۳۴۸.

سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه استراتژی های یکپارچه سازی، مطالعه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۹
یکپارچه سازی و ایجاد هماهنگی میان سیستم های حمل ونقل عمومی، راهکاری بهینه در جهت افزایش جذابیت بهره مندی از این سیستم ها و همچنین مقابله با پیامدهای زیست محیطی استفاده از وسایل حمل ونقل شخصی، محسوب می شود. این پژوهش با هدف سنجش عملکرد سیستم ترکیبی حمل ونقل شهری و ارائه راهبردهای مؤثر، به بررسی جامعه کاربران دوچرخه های اشتراکی و سامانه قطار شهری پرداخته است. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS صورت گرفت و با استفاده از تکنیک SWOT فرصت ها و محدودیت های سیستم ترکیبی مذکور شناسایی و با بهره گیری از نظرات جامعه 30 نفری خبرگان، ضریب اهمیت عوامل داخلی و خارجی و نوع راهبردها تعیین شد. سپس با روش ماتریس کمی برنامه ریزی استراتژیک (QSPM)، راهبردها موردسنجش قرار گرفت و بر اساس میزان جذابیت در سیستم، اولویت بندی گردید. برخی از نتایج به شرح زیر است: - با افزایش تحصیلات، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- با افزایش درآمد، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی افزایش می یابد.- وجود مسیرهای دوچرخه، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را افزایش می دهد.- مالکیت خودرو در خانوار، کثرت استفاده از سیستم ترکیبی را کاهش می دهد اما رابطه معناداری میان آن ها وجود ندارد (143/0=sig). همچنین نتایج سوات نشان داد نمره حاصل از ارزیابی عوامل داخلی معادل 26/2 و نتیجه ارزیابی عوامل خارجی معادل 8/2 است که نشان دهنده غلبه ضعف های سیستم بر قوت ها می باشد؛ مطابق امتیازهای کسب شده موقعیت استراتژیک مورد مطالعاتی این تحقیق در ناحیه سوم و استراتژی های انطباقی نمودار تعیین می گردد
۲۳۴۹.

تأثیر پرنده نگری در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب هشیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۸
ایران با داشتن تعداد زیادی گونه پرنده در تمام فصول سال و در بیشتر مناطق، قابلیت های بسیاری برای اجرای برنامه های پرنده نگری دارد. روستاها به عنوان مکان هایی که در عین دوری از غوغای شهر و نزدیکی به طبیعت بکر، روستاهایی که قابلیت اسکان و پذیرایی از گردشگران را دارند، می توانند از این شاخه لذت بخش و روبه رشد اکوتوریسم بهره مناسبی ببرند؛ بنابراین هدف اصلی این تحقیق، تأثیر مناطق جذب پرندگان مهاجر در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون تالاب هشیلان) است. روش تحقیق کمّی، کاربردی، توصیفی تحلیلی است که از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات بهره برده می شود. نرم افزار استفاده شده SPSS است. پایایی تحقیق توسط آلفای کرونباخ تأیید شد (اقتصادی، 0/88، اجتماعی و فرهنگی،0/84، کالبدی،0/83، گردشگری، 0/77). روایی نیز توسط متخصصان جغرافیا، محیط زیست و علوم اجتماعی تأیید شد. حجم نمونه از ۲۵۶ خانوار، ۱۰۰ خانوار انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری تصادفی سیستماتیک بوده است. یافته ها نشان می دهد که پرنده نگری و گردشگران ورودی ناشی از آن، اثر مثبتی بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی داشته است. همچنین از نظر زیست محیطی ضمن توجه بیشتر دولت به پرندگان مهاجر فرصت های زیست محیطی خوبی ایجاد شده است؛ اما آلودگی و پسماند و زباله های فراوانی در محل جمع شدند. متأسفانه سرمایه گذاری در گردشگری منطقه محدود و زیرساخت ها نامناسب است که نیاز به توجه دارد. یافته های ناشی از کروسکال والیس نشان می دهد که تفاوت معناداری بین روستاها از نظر تأثیرگذاری پرنده نگری در گردشگری دیده نشده است. همچنین یافته های هم بستگی اسپیرمن نشان می دهد که رابطه معناداری بین پرنده نگری و مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کالبدی و زیست محیطی وجود دارد. درنهایت یافته های رگرسیون نشان می دهد که اثر بر محیط زیست روستا مهم ترین نقطه قوت پرنده نگری است. همچنین در رتبه دوم اشتغال زایی قرار دارد. در مرتبه سوم کاهش مهاجرت به منزله مهم ترین تأثر پرنده نگری معرفی شده اند.
۲۳۵۰.

نقش چالش های ژئوپلیتیکی بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز بر توسعه اقتصادی ایران (مطالعه موردی: میادین مشترک انرژی ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۹
همواره ایران و عراق به عنوان دو بازیگر کلیدی در ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه، با چالش های سیاسی، نظامی و اقتصادی متعددی مواجه هستند. موقعیت استراتژیک ایران در خلیج فارس و ارتباط آن با بازارهای بزرگ مصرف انرژی، ضرورت بررسی بهره برداری بهینه از میادین مشترک نفت و گاز را افزایش می دهد. با وجود این مزیت ها، دولت مردان ایران نتوانسته اند به طور مؤثر از این ویژگی ها بهره برداری کنند و چالش های بهره برداری از میادین مشترک انرژی می تواند بر جنبه های مختلف توسعه اقتصادی تاثیرگذار باشد. در این راستا مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و کاربردی، نقش چالش های ژئوپلیتیکی بهره برداری از منابع مشترک نفت و گاز بر توسعه اقتصادی ایران را مورد مطالعه قرار می دهد. جامعه آماری پژوهش از کلیه کارشناسان و اساتید ژئوپلیتیک تشکیل شده که حجم نمونه آن تعداد 44 نفر تخمین زده شد. در راستای تحلیل یافته ها نیز از آزمون های میانگین در نرم افزارSPSS و از مدل تصمیم گیری چندشاخصه(تاپسیس) در نرم افزار MATLAB استفاده گردید. پرسش اصلی پژوهش حاضر این مساله است که چالش های ژئوپلیتیکی در راستای استفاده از منابع مشترک نفتی چه اثراتی بر توسعه اقتصادی ایران دارد؟ نتایج نشان می دهد که چالش های اقتصادی، عوامل داخلی و چالش های نفوذ قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در حوزه انرژی مهم ترین چالش های ژئوپلیتیکی میادین مشترک نفت و گاز ایران و عراق هستند و چالش های توسعه میادین مشترک انرژی بر مولفه ه ای حکمروایی سیاسی، کاهش رشد اشتغال، کاهش توسعه اجتماعی و مولفه های رفاه عمومی اثرگذار است.
۲۳۵۱.

سنجش اثرات قابلیت های پردیس های دانشگاهی بر محیط شهری در راستای شکل گیری دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی (مورد پژوهی: محدوده خیابان کارگر شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه در سال های اخیر، دانشگاه ها به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شهر، نقش بسزایی در رشد و توسعه شهری ایفا می کنند و تعامل آن ها با شهرها به یک رابطه متقابل و هم افزا بدل شده است. بسیاری از شهرها برای مقابله با چالش های اقتصادی و اجتماعی خود بر دانشگاه های خود تکیه می کنند و دانشگاه ها نیز در راستای تحقق اهداف و سیاست های دانشگاهی، به همکاری نزدیک با شهرها نیازمندند. از سوی دیگر، در روند سیر تکاملی نسل های دانشگاهی، دانشگاه های نسل چهارم که با تعابیر مختلفی از جمله دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی یاد می شوند، به دنبال پاسخ گویی به نیازهای جامعه و ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. در این میان، پردیس های دانشگاهی مجموعه فضاهای باز و بسته دانشگاهی ظرفیت های بسیاری در جهت اثرگذاری مثبت بر محیط پیرامون خود دارند. با این حال در ایران، اغلب این فضاها در فضایی محصور از بافت شهری مستقر شده اند و ارتباط محدودی با محیط پیرامون خود دارند و این قابلیت ها بالفعل نشده اند. محدوده محور کارگر شمالی در منطقه 6 تهران، میزبان چندین پردیس دانشگاهی است که با توجه به موقعیت و استقرار آن در یکی از هسته های مرکزی شهر تهران، واجد ظرفیت های بی نظیری در حوزه تعامل و پیوند شهر و دانشگاه است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شناسایی مؤلفه ها و شاخص های اثرگذاری قابلیت های پردیس های دانشگاهی در دو بعد اجتماعی و اقتصادی و اثرسنجی این قابلیت ها در محدوده محور کارگر شمالی، در صدد برداشتن گامی کوچک در حوزه مطالعات پیوند دانشگاه و شهر در راستا حرکت دانشگاه های ایران به سوی دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار دارد و برای دستیابی به هدف خود، از روش شناسی کمّی بهره می گیرد. در مرحله نخست، به کمک مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، قابلیت ها و مؤلفه های اثرگذار دانشگاه بر محیط شهری استخراج شد. سپس، بر اساس این مؤلفه ها، ظرفیت های بالقوه مرتبط با هر قابلیت در محدوده مطالعاتی مد نظر با بهره گیری از مشاهدات میدانی و انجام مصاحبه با دانشگاهیان و اعضای جامعه محلی صورت گرفت. در مرحله بعد، به منظور تحلیل و سنجش اثر قابلیت ها بر محیط پیرامونی، ابتدا برای هر قابلیت شاخص هایی متناسب با ماهیت آن تعیین شد و از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اولویت بندی شاخص ها استفاده شد. به این منظور، پرسشنامه ای شامل مقایسات زوجی میان شاخص ها طراحی شده و توسط پنل خبرگان تکمیل و داده های حاصل، با استفاده از نرم افزار Expert Choice تحلیل شدند. در ادامه، برای استانداردسازی مقادیر و یکسان سازی مقیاس شاخص ها، از روش نرمال سازی استفاده شد. در ادامه، شاخص ترکیبی برای تلفیق مقادیر چند شاخص به یک مقدار واحد محاسبه شد که این محاسبات برای ۳۶۹ (تعداد بلوک محدوده مورد مطالعه)، در محیط نرم افزار Excel انجام شد. در گام نهایی، داده های به دست آمده در محیط GIS پردازش شده و با بهره گیری از روش های تحلیل آمار فضایی نظیر تحلیل لکه های داغ (HotSpot Analysis) و چگالی کرنل (Kernel Density)، شدت و توزیع اثرگذاری هر قابلیت در فضا مشخص شده و به این ترتیب، هدف پژوهش محقق شده است. یافته ها یافته های حاصل از تحلیل های آمار فضایی نشان می دهد میزان اثرگذاری قابلیت های مورد بررسی در محدوده مطالعاتی، دارای پراکنش فضایی مشخص در هر قابلیت است. بیشترین میزان اثرگذاری قابلیت توسعه فرهنگ و هنر در سه هسته اصلی (محدوده پارک لاله، پردیس شمالی دانشگاه تهران و پردیس علوم اجتماعی)، قابلیت ارتقای سلامت عمومی در دو محدوده شاخص (تقاطع محور جلال آل احمد و کارگر شمالی و محدوده بیمارستان امام خمینی)، قابلیت ارتقای آموزش، مهارت افزایی و اشتغال زایی در هسته مرکزی محدوده (محدوده محور جلال آل احمد) و قابلیت افزایش نوآوری و کارآفرینی در امتداد محور کارگر شمالی و پیرامون هسته های نوآور آموزشی، پژوهشی و درمانی متمرکز شده است. این توزیع فضایی در هر قابلیت بیانگر آن است که هر یک از آن ها، متناسب با زیرساخت ها و فعالیت های موجود در محدوده، الگوی خاصی از اثرگذاری فضایی را شکل داده اند که می تواند در برنامه ریزی های آتی برای پیوند بهتر دانشگاه و محیط شهری مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری این پژوهش به بررسی ظرفیت ها و قابلیت های اجتماعی و اقتصادی پردیس های دانشگاهی و تأثیر آن ها بر محیط پیرامونی، محدوده امیرآباد فاطمی، پرداخته شد. نتایج نشان می دهد پردیس های دانشگاهی در بعد اجتماعی می توانند از طریق توسعه فعالیت های فرهنگی هنری، گسترش خدمات سلامت محور، ارتقای آموزش و یادگیری نقش مؤثری در بهبود کیفیت، سرزندگی و افزایش مشارکت اجتماعی محیط شهری ایفا کنند. همچنین، در بعد اقتصادی با فراهم سازی بسترهای اشتغال زایی، تقویت کسب وکارها، مهارت آموزی و کارآفرینی سبب پویایی اقتصادی در سطح محلی شوند. تحلیل یافته ها بیانگر آن است که محور کارگر شمالی، به واسطه موقعیت مکانی خاص خود، ظرفیت تبدیل شدن به محوری تعاملی میان دانشگاه و جامعه محلی را دارد که می تواند به عنوان حلقه اتصالی میان دانشگاه های مختلف واقع در محدوده و محیط شهری عمل کند. از سوی دیگر، هر پردیس دانشگاهی در محدوده، با توجه به ویژگی های منحصربه فرد خود، توان ایفای نقش در پاسخ به نیازهای محلی را دارد؛ از جمله پردیس شمالی دانشگاه تهران در زمینه توسعه فرهنگی ارتقای سلامت همگانی ارتقای نوآوری، پردیس های علوم پزشکی در توسعه سلامت و گسترش فعالیت های بهداشتی درمانی، پردیس علوم اجتماعی در توسعه فرهنگی اجتماعی و حل چالش های اجتماعی و پردیس دانشگاه تربیت مدرس در ترویج آموزش و مهارت افزایی می توانند اثرگذار باشند. بر این اساس، دانشگاه ها با بهره گیری از این ظرفیت ها و ایفای نقش فعال در حوزه های گوناگون، به تدریج با محیط شهری پیرامون خود پیوندی عمیق برقرار می کنند و از نهادهای صرفاً آموزشی پژوهشی به کنشگرانی اجتماعی بدل می شوند که متعهد و پاسخ گو به نیازها و چالش های محلی هستند. این روند، گامی مؤثر در جهت تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاه هاست و آن ها را به بازیگرانی کلیدی در توسعه پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی در مقیاس محله و شهر تبدیل می کند.
۲۳۵۲.

نقدی بر ساختار نظام تقسیمات کشوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۳۳
تقسیمات کشوری مکانیسم اداره مطلوب و بهینه فضای جغرافیایی کشورها به وسیله نظام های سیاسی است. بین ساختار سلسله مراتب اداری و سطوح فضایی پیوند تنگاتنگی وجود دارد. به عنوان یک اصل در جغرافیای سیاسی باید بین نهادهای مدیریت سیاسی فضا و سطوح و چارچوب آن ارتباط متناسب برقرار شود. ملاحظه می شود که سازمان دهی، چارچوبی منطقی برای اداره قلمرو است. ازآنجاکه در ایران سازمان سیاسی فضا با چالش هایی مواجه شده، این پژوهش ساختار نظام تقسیمات کشوری را بررسی و نقد کرده است که به دلیل ویژگی های ساختاری و مدیریتی آن، ناکارآمدی هایی را در مدیریت سیاسی و اداری کشور به همراه دارد. ساختار نظام فعلی تقسیمات کشوری شامل چهار سطح استان، شهرستان، بخش و دهستان است که طی زمان، دچار چالش هایی همچون افزایش بوروکراسی، توزیع ناعادلانه منابع، تمرکزگرایی افراطی و عدم هماهنگی میان بخش های اداری شده است. این مشکلات پیامدهایی مانند افزایش هزینه های اجرایی، ناکارآمدی در ارائه خدمات و ایجاد شکاف های توسعه ای میان مناطق مختلف کشور را در پی داشته است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با بررسی اسناد کتابخانه ای نظام تقسیمات کشوری را نقد می کند. یافته ها نشان می دهد که عدم وجود سطح منطقه در ساختار سلسله مراتب تقسیمات کشوری موجب ناکارآمدی نظام تقسیمات کشوری در انجام وظایف خود و اتخاذ رویکردهای بخشی در بین سایر نهادهای نظام اداری گشته که با ایجاد سطح منطقه و حذف سطح دهستان می توان به کارآمدتر شدن سازمان دهی و مدیریت سیاسی فضا و حتی کاهش حفره های دولت اقدام کرد. پژوهش حاضر بر ضرورت بازنگری در این ساختار تأکید دارد و با ارائه مدلی پیشنهادی، حذف سطح دهستان و ایجاد سطح منطقه را به عنوان راهکاری برای بهبود کارایی نظام اداری پیشنهاد می دهد. این تغییر با ایجاد یکپارچگی میان دستگاه های اجرایی و سازمان های اداری و تطابق بیشتر تقسیمات کشوری با ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی می تواند گامی مؤثر در جهت کاهش تعارضات منطقه ای، افزایش عدالت فضایی و تقویت توسعه متداوم باشد.
۲۳۵۳.

زیستگاه های دوره نوسنگی در سرزمین های کوهستانی و دشت های چهارمحال و بختیاری در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: مقاله حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت منطقه چهارمحال وبختیاری در فرایند گذار از جوامع شکارگر گردآورنده به جوامع نوسنگی تولیدکننده غذا در چارچوب مطالعات پیش ازتاریخ زاگرس مرکزی می پردازد. روش: روش تحقیق مقاله مبتنی بر تلفیق داده های حاصل از پژوهش های میدانی پیشین و نتایج بررسی های میدانی جدید انجام شده در سال ۱۴۰۳ در شهرستان های لردگان، خانمیرزا و فلارد است که با تمرکز بر تحلیل الگوی استقرار اجرا شده اند. نتایج این بررسی ها منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی شد که برخی دارای چند دوره استقراری و برخی تک دوره ای هستند. تحلیل مواد فرهنگی، به ویژه سفال ها، امکان تفکیک سه مرحله متمایز نوسنگی با سفال را در منطقه فراهم ساخته است که یکی از آن ها به عنوان مرحله ای ناشناخته و نوظهور در نوسنگی منطقه بختیاری مطرح می شود. نتایج: بررسی های میدانی منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی در چهارمحال و بختیاری شد که عمدتاً در دره ها، دامنه ها و تراس های مجاور منابع آب دائمی و فصلی استقرار یافته اند و بیانگر الگوی استقراری سازگار با دامداری فصلی و تحرک نسبی هستند. مطالعه گونه شناسی سفال ها سه مرحله متمایز فرهنگی را مشخص کرد که نشان دهنده تداوم و تحول سنت های بومی همراه با تعاملات فرامنطقه ای است. نتایج، نقش تعیین کننده عوامل محیطی در سازمان فضایی استقرار و راهبردهای معیشتی را تأیید می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای استقراری نوسنگی در چهارمحال وبختیاری، به ویژه در مناطق کوهستانی، به شدت تحت تأثیر شرایط زیست محیطی بوده و با شیوه های معیشتی مبتنی بر کوچ نشینی یا استقرارهای فصلی همخوانی دارد. این پژوهش بر ضرورت تدوین برنامه های پژوهشی جامع، توسعه مطالعات میان رشته ای و انجام کاوش های هدفمند برای بازسازی دقیق تر فرایند نوسنگی شدن در این بخش مهم از زاگرس تأکید می کند.
۲۳۵۴.

طراحی معماری مبتنی بر پدافند غیرعامل؛ راهکارهای کالبدی فضایی برای افزایش تاب آوری شهری (مورد مطالعه: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف، طراحی معماری مبتنی بر پدافند غیرعامل؛ راهکار های کالبدی-فضایی برای افزایش تاب آوری شهری رشت، انجام شده است. روش: از این رو، بر حسب هدف کاربردی، و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها یک تحقیق اکتشافی-توصیفی و تحلیلی است. بر حسب روش تحقیق از نوع کیفی و کمی است. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه و پرسشنامه بوده و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. بر اساس روش تئوری زمینه ای، راهکارهای کالبدی-فضایی در سه بخش (کلانشهر، محله ای و ساختمانی) مورد بررسی قرار گرفته شد. نتایج: در بخش کلانشهر؛ 6 واحد معنایی در قالب دو مقوله: الگوی پراکندگی مراکز حیاتی و سامانه دسترسی های اضطراری؛ در بخش محله ای، 6 واحد معنایی در قالب دو مقوله: طراحی واحدهای همسایگی مقاوم و فضاهای جمعی امن، در بخش ساختمانی؛ 22 واحد معنایی در قالب اصول طراحی پدافندی، جزئیات فنی ساختمان، تلفیق دانش بومی و فناوری، معماری تطبیق با اقلیم، استانداردهای کمی طراحی (شاخص های فضایی)، ایجاد فضاهای امن، اصول پنهان سازی و اصول مستحکم، شناسایی و استخراج شدند. سپس، مقادیر ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین ابعاد تاب آوری و راهکار های کالبدی-فضایی پدافند غیرعامل در معماری رابطه مثبت و معناداری در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. در ادامه نیز در تحلیل رگرسیون می توان ادعا نمود که بر اساس ضریب تعیین تعدیل شده 95 درصد تغییرات متغیر وابسته (تاب آوری اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، زیست محیطی-کالبدی و نهادی) به وسیله متغیر راهکارهای کالبدی-فضایی پدافند غیرعامل تبیین می شود. نتیجه گیری: در مجموع، می توان نتیجه گرفت که طراحی مقاوم، فضاهای امن و استفاده از اصول پدافندی، سهم بالایی در تبیین و تقویت تاب آوری پایدار شهری ایفا می کند.
۲۳۵۵.

تحلیل علّی و زمینه ای فرآیند انتقال قدرت در مدیریت روستایی براساس نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۰
در دهه های اخیر، نواحی روستایی با کمبود زیرساخت ها، مهاجرت نیروی کار جوان، ضعف مدیریتی و ناکارآمدی الگوهای سنتی روبه رو بوده اند. در واکنش به این مشکلات، رویکرد «مدیریت نوین روستایی» و «انتقال قدرت» از دولت مرکزی به نهادهای محلی مطرح شد اما روابط انتقال قدرت در سطح خرد و میکرو در روستاها کمتر مورد بررسی بوده است که در پژوهش حاضر، وضعیت این انتقال در روستاهای شهرستان زبرخان بررسی شده است. بر همین اساس، ابتدا با ترکیب مبانی نظری و مرور تحقیقات مرتبط، چارچوبی برای شناسایی عوامل مؤثر بر انتقال قدرت تدوین و سپس از طریق انجام مصاحبه های عمیق در قالب نظریه پردازی داده بنیاد، مفاهیم کلیدی استخراج شد. برای گردآوری داده ها، ۱۶ نفر از مدیران محلی، دهیاران، اعضای شوراها، بخشداران و کارشناسان مسائل روستایی به روش گلوله برفی و نظری انتخاب و با آن ها مصاحبه شد. یافته ها نشان می دهد که باورها و هنجارهای فرهنگی به همراه ساختار نهادی موجود، به عنوان «شرایط زمینه ای»، بر چگونگی تحقق مدیریت نوین روستایی تأثیر مستقیم دارند و پیشبرد موفقیت آمیز این نوع مدیریت مستلزم همراهی عوامل فرهنگی، قانونی و مالی با نیازهای تازه حکمرانی محلی است. درصورتی که فرهنگ روستایی گنجایش پذیرش شفافیت و مشارکت فراگیر را داشته باشد و ساختار نهادی نیز بستر قانونی و بودجه ای مناسب را فراهم کند، فرایند انتقال قدرت به دهیاری ها و شوراهای محلی سرعت می گیرد و اثربخشی آن بیشتر می شود. با این حال، نتایج نشان می دهد عواملی همچون قوم گرایی، کمبود منابع مالی و زیرساختی، ضعف مهارت های مدیریتی و ناکارآمدی ساختار نهادی، مانع از توزیع دمکراتیک قدرت و ایجاد زمینه حضور نقش آفرینان جدید در روستاها می شوند. درعین حال، تقویت آموزش و توانمندسازی مدیران محلی، برقراری شفافیت، افزایش مشارکت روستاییان و بهره برداری آگاهانه از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی، می تواند زمینه را برای تحقق مدیریت مردم محور و توزیع دمکراتیک قدرت و انتقال قدرت درونی روستا به افراد و اقشار جدید که در سیستم های قبلی مدیریتی روستا جایگاهی برای نقش آفرینی نداشتند فراهم آورد.
۲۳۵۶.

عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خلّاق در محوطه های میراثی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۱
محوطه های میراثی فرآیند طولانی توسعه تاریخی را در خود ثبت کرده است و آن را بیان می کند. این عرصه های با ارزش قابلیت ها و ظرفیت های فرهنگی و طبیعی متنوع و بدیعی دارند. به همین خاطر، می توانند به عنوان مقصد گردشگری فرصت تجربه ای خلّاق را برای گردشگران با فراهم کردن امکان مشارکت فاعلانه آنها در بستر فراهم کنند. گردشگری خلّاق در همین راستا و با رشد الگوهای جدید مصرف، اشکال ماهرانه تر فعالیت های گردشگری و تغییر در تولید محصولات گردشگری شکل گرفته است. با توجه به تأخر گفتمانی این رویکرد گردشگری و سهم اندک پژوهش هایی که به چگونگی کاربست آن در محوطه های میراثی پرداخته اند، شناسایی عوامل مؤثر در توسعه گردشگری خلّاق در این عرصه های حقیقی ضرورت دارد و به مثابه هدف برای پژوهش حاضر انتخاب شده است. روش دلفی فازی مبتنی بر اجماع نظر نخبگانی تحقق این هدف را به صورت کیفی ممکن کرد. یافته های پژوهش که با مشارکت 9 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مختلف با تخصص های مرتبط حاصل شد، نشان می دهد 29 نماگر در قالب 10 معیار تنوع میراثی، آموزندگی محیط، هم آفرینی، خلاقیت مکانی، ایمنی و امنیت، دعوت کنندگی محیط، نفوذپذیری و دسترسی، همه شمولی، مشارکت و شراکت و بازیابی و ترویج با سه مؤلفه تجربه خلّاقانه، زیرساخت های گردشگری و ظرفیت های گردشگری عرضه و مدیریت گردشگری را در محوطه های میراثی ممکن می کند؛ به نحوی که پویایی رابطه میان گردشگر، جامعه محلی، ارائه دهنده خدمات گردشگری و بستر گردشگری بدون آسیب به ارزش های مکان برقرار باشد و به دنبال آن تجربه ای اصیل خلق شود.
۲۳۵۷.

تحلیل سازمان یابی فضایی شهری با رویکرد نهادی -مدیریتی(مورد مطالعه: مناطقی از کلانشهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
سیر تکوین سازمان فضایی شهرها ناظر بر اهمیت روزافزون عوامل انسانی نسبت به عوامل طبیعی است و یک ساختار مدیریتی موفق می باید از تمام فرصت های نهادی موجود در محیط عملکردی خود بهره گیرد تا چارچوب ها، هنجارها، قواعد و اقداماتی که عمل را در بسترهای اجتماعی ساختار می بخشند تا به شکل مقررات و ساختارهای رسمی و هم به صورت هنجارها و... در امور روزمره زندگی جمعی بروز یابند. بنابراین این پژوهش با هدف تحلیل سازمان یابی فضایی شهری با رویکرد نهادی –مدیریتی در کلانشهر تهران و برپایه شواهد میدانی (بررسی مناطق شهرداری تهران بر اساس سازمان یابی فضایی) و اسناد مختلف کتابخانه ای صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق با استفاده از روش دلفی 30 نفر از متخصصین حوزه شهرسازی و معماری تعیین گردیده است. توزیع نمونه در میان پاسخگویان به روش تصادفی و ابزار مورد استفاده، پرسشنامه می باشد. با استفاده از نرم افزار SPSS، و آزمون خی دو مقدار مجذور کای بدست آمده و (SIG= 0.000) نشان دهنده با معنا بودن اولویت بندی شاخص های نهادی-مدیریتی در مناطق مورد بررسی دارند و درنهایت با استفاده از آزمون همپوشانی با بررسی معیار میزان تنفیض اختیارات و تصمیم گیری و اجرا در امور عمومی، بیشترین وزن (15/0) را به خود اختصاص داد. مدل منطق بولین نشان داد که تنها 6/0 درصد از منطقه برای یکپارچه سازی سیاستی و عملکردی مناسب است این مناطق بیشتر در قسمت های مناطق 10، 3و 4 و به صورت جدا از هم پراکنده شده اند. اما با توجه به نتایج مدل باینری و مدل هم پوشانی شاخص چند کلاسه، به ترتیب ۳۵ و ۱۰ درصد از منطقه مورد مطالعه دارای مطلوبیت زیاد می باشد که این زون ها پیوستگی بیشتری نسبت به مدل منطق بولین دارد. همچنان که مشهود است روش هم پوشانی شاخص (مدل باینری و مدل هم پوشانی شاخص چند کلاسه) قابلیت انعطاف بیشتری نسبت به مدل منطق بولین دارد و در ین راستا به ارائه راهکارهایی جهت بهبود سازمان یابی شهری با رویکرد نهادی–مدیریتی پرداخته شده است.
۲۳۵۸.

شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر امنیت پایدار استان یزد با تاکید بر مناطق کویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۴
بخش های زیادی از استان یزد به عنوان یکی از مناطق مرکزی کشور را کویرها و بیابان ها شکل داده است. این پهنه های کویری و بیابانی به دلیل شرایط سخت و ویژه جغرافیایی و اقلیمی خالی از سکنه بوده و دسترسی به برخی نواحی آن نیز دشوار است. همین موضوع سبب شده تا این مناطق به مهمترین کانون های تهدیدکننده امنیت استان یزد تبدیل شوند. پژهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر امنیت پایدار استان یزد با تاکید بر مناطق کویری انجام شده است. پژوهش به لحاظ روش، در زمره تحقیقات توصیفی - تحلیلی دسته بندی می شود و از نوع کاربردی است. علاوه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، یافته های اصلی پژوهش از طریق بررسی های میدانی و همچنین با استفاده از تحلیل نظرات کارشناسان از طریق تحلیل کمی پرسشنامه های توزیع شده به دست آمده است. بر این اساس، جامعه آماری 65 نفر از متخصصان و کارشناسان حوزه های مختلف تخصصی در ارتباط با کویر استان یزد هستند که اطلاعات و نتایج پرسشنامه های پژوهش پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با بهره گیری از تحلیل داده های آماری، وضعیت موجود امنیت در کویرهای استان یزد بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل نظامی و امنیتی بیشترین تاثیر را بر امنیت پایدار کویرهای استان یزد داشته اند. پس از آن نیز عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی و در نهایت عوامل جغرافیایی به ترتیب اهمیت قرار دارند. یافته ها حاکی از آن است که حفظ امنیت در مناطق کویری به شدت به حضور و فعالیت نیروهای نظامی و امنیتی وابسته است و در عین حال، عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز نقش بسزایی در امنیت پایدار این مناطق ایفا می کنند. 
۲۳۵۹.

بررسی شاخص های توسعه پایدار و طرح های مداخله گر شهری و بافت های فرسوده شهری، مطالعه موردی: محلات زینبیه، قائمیه و همت آباد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف این پژوهش ارزیابی و تببین میزان اثر بخشی شاخص های توسعه پایدار بر اجرای طرح های مداخله در بافت های فرسوده شهری می باشد. شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، بر روی تصمیم گیری و ارتقای اثر بخشی تصمیمات بر مداخله در بافت فرسوده است، که در نهایت میزان تحقق طرح های بعدی در این بافت ها را موجب می شود. این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تبیین میزان اثربخشی شاخص های توسعه پایدار شامل (بهره وری، عدالت، انعطاف پذیری و ثبات)، در بافت های فرسوده و اولویت توجه به ارتقاء آن ها بر اجرای طرح ها و از طریق سنجش روایی و پایایی جهت بررسی پرسشنامه از ابزار تجزیه و تحلیل آماری (نرم افزار SPSS) و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از فنون آماری تصمیم گیری کیفی و کمی استفاده و در نهایت مدلی تحلیلی ارائه شده است. نتایج حاصل از طریق ضریب آلفای کرونباخ %88 به دست آمد، که بیان گر روایی و اعتبار بالای پرسشنامه هاست. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فنون آماری پارامتری و ناپارامتری با توجه به مقیاس سنجش هر متغیر و با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت. برای انجام آزمون فرضیات و سنجش همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون و همبستگی رتبه ای اسپیرمن استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه پژوهش از بافت های حاشیه ای شهر می باشند. که با سه بافت جمعیتی متمایز (فرهنگی، قومی، کالبدی)، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است، که  بین ارتقای شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، در بافت فرسوده و اثر بخشی طرح های مداخله در بافت فرسوده رابطه معنی داری وجود دارد. از آنجا که پایداری باید روی اهداف انسانی به عنوان هسته اصلی هر طرح مداخله ای تأکید نماید، بنابراین اثر بخشی نهایی در موضوع کارایی آن طرح ها، متوجه کیفیت سکونت گاه های انسانی آن محدوده خواهد بود. اطلاعات میدانی نشان می دهد، که میزان تمایلات 1/89 درصد از خانوارهای بافت محله همت آباد (با ساکنان مهاجر درون استانی) در ارتباط با مشارکت جمعی است. هم چنین متغیرهای اعتقاد به مشارکت با 83/40 و آگاهی و اطلاع از پروژه با 8/20 و درجه آزادی 6 و مقدار000/0= sig بیشترین تأثیر را در بین متغیرها بر شاخص توسعه پایدار اجتماعی در پروژه های بازآفرینی بافت های فرسوده داشته است.
۲۳۶۰.

برنامه ریزی راهبردی مسکن بر مبنای سناریونویسی (مطالعه موردی: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۱
بارشد جمعیت شهرها و نیاز به مساکن جدید، آینده پژوهی ازجمله گفتمان های جدید با رویکرد مشارکتی است که در تلفیق با برنامه ریزی مسکن شهری دیدگاه های نوینی را دراین حوزه ایجاد می کند. پژوهش حاضر با هدف برنامه ریزی راهبردی مسکن در شهر خرم آباد بر مبنای سناریونویسی با شناسایی عوامل کلیدی و استراتژیک تاثیرگذار بر برنامه ریزی مسکن شهر و تهیه سناریوهای وضعیت آینده مسکن شهر خرم آباد انجام شده است. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است. از نظر روش شناسی نیز، با استفاده از علم آینده پژوهی و مبتنی بر شیوه راهبردی با تحلیل های استراتژیک است. تعداد 30 نفر از خبرگان برنامه ریزی شهری و مسکن شهر خرم آباد که با روش گلوله برفی انتخاب شده اند درآن مشارکت داشته اند. پس از شناسایی مجموعه پیشران های اثرگذار در برنامه ریزی راهبردی مسکن شهر خرم آباد، این محرک ها براساس روش تحلیل اثرات متقاطع بررسی شدند، که 6 سناریو با حالت های خوش بینانه، مطلوب، ادامه وضع موجود، واقع بینانه، بدبینانه و بحرانی بدست آمد. درنتیجه سناریوهای پیشنهادی عبارتند از: ایجاد انگیزه جهت سرمایه گذاری در بافت فرسوده، افزایش تراکم در مناطق قابلیت دار، بهسازی و نوسازی مساکن واقع در بافت های تاریخی، توسعه مسکن با حمایت دولت، استفاده از اراضی بایر قابل برنامه ریزی، کنترل نوسانات شدید در بخش مسکن، افزایش درآمد سرانه شهروندان.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان