ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۵۸۱ تا ۳۵٬۶۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۵۵۸۱.

تحلیل پیامدهای کالبدی- محیطی توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی شهرستان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: مقاله حاضر با هدف تحلیل پیامدهای کالبدی- محیطی توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی شهرستان صورت گرفته است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفته و باتوجه به هدف در رسته پژوهش های کاربردی است. روش و داده: برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از مطالعات اسنادی و روش پیمایشی از طریق داده های کتابخانه ای، میدانی و پرسشنامه ای استفاده شده است. طبق مطالعات صورت گرفته، از بین ۵۲۱ روستای دارای سکنه شهرستان کرمان، ۲۷ روستای گردشگرپذیر و دارای اقامتگاه های بوم گردی به عنوان جامعه آماری انتخاب شد. جهت تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده. بنابراین ۳۸۰ پرسشنامه با ۴۷ سوال تنظیم گردید که روایی آن به روش صوری و ساختاری آن در زمینه های طبیعی، زیرساخت ها و ساخت و ساز به ترتیب؛ ۰/۶۸۱، ۰/۸۹۵، ۰/۷۹۶ و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب با مقدار ۰/۸۹۵، ۰/۶۸۱، ۰/۸۰۵ تأیید شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش مدل سازی معادلات ساختاری توسط روستاییان انجام گرفته است. یافته ها: بنا بر نتایج به دست آمده به شکل کلی اثرات توسعه بوم گردی روستاهای دارای اقامتگاه بوم گردی این شهرستان، کالبدی است. به طوری که بار عاملی آن رقم ۰/۷۶۹ را نشان می دهد. هرچند همبستگی مناسبی ببین متغیرهای قابل مشاهده با متغیرهای پنهان وجود دارد؛ اما در روش انتروپی شانون بالاترین وزن منفی ۰/۱۱۰ را به خود اختصاص داده است که تقویت این بعد از عامل زیست محیطی می تواند در توسعه و رونق هر چه بیشتر بوم گردی موثر باشد. نتیجه گیری: بنا بر مطالب پیش گفته، برای رسیدن به الگوی مناسب توسعه بوم گردی، می بایست ضعف ها و پتانسیل های دهستان ها مدنظر باشد و گام بعدی این فرایند کالبدی-فضایی و زیست محیطی باشد. نوآوری، کاربرد نتایج: از مهم ترین جنبه های نوآورانه و کاربردی تحقیق می توان بررسی اثرات توسعه بوم گردی در نواحی روستایی و توسعه بوم گردی در سکونتگاه های روستایی به شیوه بهینه نمودن شرایط کالبدی- محیطی آن ها اشاره نمود.
۳۵۵۸۲.

بررسی عوامل مؤثر بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز با روش گرند تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۳
هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز است. روش حاکم بر پژوهش توصیفی- تحلیلی است. ماهیت داده ها کیفی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و میدانی است. در این پژوهش بعد از بررسی اسناد و متون معتبر و مصاحبه با خبرگان پژوهش عوامل مؤثر بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز شناسایی و با بهره گیری از روش گرند تئوری تحلیل و بررسی شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد عوامل تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز در قالب 50 عامل زمینه ای، 22 عامل علی، 55 عامل راهبردی و 56 پیامد قابل تفکیک است. مهم ترین عوامل زمینه ای تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز شامل داوری عدالت گستر، تضمین عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، مدیریت سیاسی فضای ملی، تعیین مدیران سیاسی واحدهای تقسیماتی، ارتباط میان دولت و مردم، تأکید بر مسئولیت و شناخت دقیق آن است. فرهنگ جامعه، موقعیت جغرافیایی از مهم ترین عوامل علی و بینش استراتژیک، تدوین راهبردهای آموزشی و پژوهشی از مهم ترین راهبردها؛ عوامل مدیریتی، نظامی- امنیتی و اقتصادی از پیامدهای تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز است. سیستم کشورداری در استان البرز یک سیستم باز است. به عبارتی عوامل تشکیل دهنده این سیستم خاصیت هم افزایی دارند و می توانند در طی زمان تکمیل شوند و افزایش یابند. محققان نتایج پژوهش خود را در قالب مدل ارائه دادند و نام مدل خود را شکست در موفقیت نامیدند؛ زیرا که استفاده مناسب و همه جانبه از عوامل تشکیل دهنده سیستم باعث موفقیت و استفاده نادرست باعث شکست در سیستم کشورداری در استان البرز می شود.
۳۵۵۸۳.

عوامل تعیین کننده پذیرش بیمه طرح جامع گندم دیم در مناطق روستایی شهرستان هشترود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۲
تولید گندم به عنوان یک محصول راهبردی، نه تنها در ایران بلکه در کل دنیا از اهمیت خاصی برخوردار است. با عنایت به اینکه سطح زیر کشت این محصول به خصوص در ایران به طور عمده به صورت دیم است و در معرض مخاطرات اقتصادی، اجتماعی و به خصوص طبیعی مانند بروز خسارت های خشکسالی، سرما و یخ بندان و تگرگ قرار دارد؛ لذا محافظت از تولید و درآمد گندم کاران از اولویت های اساسی دولت ها به شمار می آید. در این راستا از مهمترین راهکارهای مورد توجه دولتمردان، بیمه کشاورزی است. بیمه طرح جامع گندم دیم در زمره جدیدترین طرح ها است که تجمیع تمامی عوامل خطر در یک بیمه نامه و پیرو آن انعطاف پذیری در تعرفه های حق بیمه از جمله مزایای آن محسوب می شود. این طرح در شهرستان هشترود که به عنوان قطب تولید این محصول در استان آذربایجان شرقی است به اجرا درآمد. هدف مطالعه حاضر شناسایی سازه های مؤثر بر پذیرش بیمه طرح جامع گندم دیم در شهرستان هشترود است. برای دستیابی به اهداف مطالعه از الگوی لاجیت استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز از 250 گندم کار پذیرنده و نپذیرنده بیمه طرح جامع گندم دیم در سال زراعی 1401 – 1400 از طریق تکمیل پرسش نامه به روش نمونه گیری تصادفی دومرحله ای جمع آوری شد. نتایج برآورد الگوی لاجیت نشان داد که متغیر سن اثر منفی و متغیرهای کل سطح زیرکشت گندم دیم، استفاده از تسهیلات بانکی، رضایت از تناسب بین حق بیمه دریافتی با غرامت پرداختی، بروز عامل خسارت سرما و یخ بندان زمستانه و همچنین رضایت از غرامت پرداختی و رضایت از فرآیند دریافت غرامت اثر مثبت و معنی داری بر پذیرش بیمه طرح جامع داشتند. نظر به ارائه طرح جدید بیمه از سوی صندوق بیمه کشاورزی -طرح جامع گندم دیم- اقداماتی از قبیل اطلاع رسانی صندوق بیمه از قوانین، مقررات و خدمات، برگزاری کلاس های ترویجی جهت بالا بردن اطلاعات فنی زراعی و بیمه ای گندم کاران، تجدیدنظر در خصوص فرایند محاسبه خسارت و پرداخت غرامت و تأمین منابع مالی پرداخت غرامت از سوی صندوق بیمه کشاورزی در پذیرش بیمه طرح جامع گندم دیم مفید و مؤثر خواهد بود.
۳۵۵۸۴.

مطالعه مؤلفه های پیشران تأثیرگذار در توسعه گردشگری شهری تبریز بر اساس مطالعات آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۳
شهرها به عنوان مقاصد گردشگری، با ارائه جاذبه های تاریخی، فرهنگی، هنری و طبیعی، محیطی مناسب برای جذب گردشگران فراهم می آورند. توسعه گردشگری شهری به عنوان یک فرایند پیچیده و چندبعدی، نیازمند بررسی های دقیق و آینده نگرانه در عرصه شهرسازی و مدیریت شهری است. با بهره گیری از روش های آینده پژوهی، می توان به شناسایی روندها و تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فناوری که بر روی صنعت گردشگری تأثیر می گذارند، پرداخت. این تحقیق به مطالعه پیشران های تأثیرگذار بر توسعه گردشگری شهری تبریز پرداخته و این تحلیل را با بهره گیری از رویکردهای آینده پژوهی انجام داده است. در این راستا، مؤلفه های متعددی که می توانند به رشد و شکوفایی گردشگری در این شهر کمک کنند، مطالعه شدند و نتایج کیفی نشان دادند که چگونه این مؤلفه ها می توانند در کنار یکدیگر به ایجاد یک اکوسیستم گردشگری پایدار و پویا منجر شوند. همچنین، با توجه به روندهای جهانی و نیازهای محلی، کارایی و تأثیر این مؤلفه ها بر توسعه گردشگری موردبررسی قرار گرفت. برای انجام این پژوهش ابتدا 4 مؤلفه به عنوان مؤلفه های اصلی در غالب اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی استخراج شد و سپس با استفاده از روش دلفی عوامل پیشران شناسایی شدند. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل اثرات متقابل در نرم افزار میک مک استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده در زمینه پیشران های تأثیرگذار در توسعه گردشگری شهر تبریز، ایجاد شرایط مناسب برای توسعه ظرفیت تحمل محیط زیست، مدیریت زمین، آموزش مدیران، بازسازی آثار گردشگری، گسترش فضاهای مرتبط با گردشگری و... می تواند نقش بسزایی در توسعه گردشگری شهر تبریز داشته باشد و این نتیجه حاصل شد که مؤلفه های اقتصادی بیشترین تأثیر را در توسعه گردشگری شهر تبریز دارند. درنهایت، این مطالعه می تواند به تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان شهری کمک کند تا راهبردهای مؤثری برای بهبود وضعیت گردشگری تبریز تدوین کرده و از ظرفیت های بالقوه این شهر بهره برداری نمایند.
۳۵۵۸۵.

بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به حمایت از توسعه اکوتوریسم مورد: شهر دماوند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به توسعه اکوتوریسم برای برنامه ریزی آینده بسیار مهم و ضروری است. اکوتوریسم در هر منطقه ای بر الگوی زندگی افراد بومی و شرایط اقتصادی - فرهنگی آن ها تأثیر می گذارد. در مقابل، اکوتوریست ها نیز تحت تأثیر فرهنگ جامعه میزبان و ارزش های موجود در آن قرار می گیرند. از این رو، این مطالعه به بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به حمایت از توسعه اکوتوریسم در شهر دماوند می پردازد. به دلیل حفظ تنوع زیستی منحصربه فرد، شرایط اقلیمی و بازدید فراوان گردشگران و اکوتوریست ها از این منطقه، جامعه محلی نیازمند آگاهی از اکوتوریسم می باشد که ضرورت انجام این پژوهش را موجب گشته است. جامعه هدف این مطالعه جامعه محلی ساکنان شهر دماوند است. براین اساس، داده ها از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد که برای تعیین روایی آن علاوه بر نظرخواهی از متخصصان (روایی صوری)، از روایی همگرا استفاده شد. به منظور محاسبه پایایی آن از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بهره گرفته شد. یافته های حاصل آمار استنباطی که با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی (نرم افزار Smart PLS ) انجام پذیرفت، نشان داد که چهار مؤلفه پژوهش (آگاهی جامعه محلی، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی و توسعه اکوتوریسم) دارای همگنی و پایایی مورد تأیید است و آگاهی جامعه محلی بر توسعه اکوتوریسم با نقش میانجی فقر فرهنگی با مقدار آماره آزمون 4.195 و فقر اقتصادی با مقدار آماره آزمون 5.397 رابطه معنی داری دارد. نتایج نشان داد، آگاهی جامعه محلی بر توسعه اکوتوریسم با مقدار آماره آزمون 2.032 نشان دهنده ی پایین بودن سطح آگاهی جامعه محلی نسبت به توسعه اکوتوریسم است.
۳۵۵۸۶.

ارزیابی مؤلفه های زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۹
شیوه زندگی و مجموعه رفتارهای انسانی از آن جهت که در طبیعت شکل می گیرند، زیست-محیطی محسوب می شوند. معماری و توسعه شهری به عنوان رفتار و کنش انسانی و تأثیراتی که در زیست گاه انسانی دارند، رابطه متقابل با سبک زندگی داشته و اثرات زیست-محیطی دارد. یکی از راه های کاهش آسیب های زیست محیطی معماری و توسعه شهری، تصویب طرح ها و ضوابط زیست محیطی توسط شورای عالی شهرسازی و معماری است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی معیارهای زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری است. روش تحقیق، تحلیل محتوای جهت دار و کیفی است که طی آن، معیارهای اصلی زیست محیطی با استفاده از منابع اسلامی استخراج و به عنوان چارچوب مفهومی برای تحلیل محتوای مصوبات این شورا به کار گرفته شد. برای این منظور به تحلیل محتوای مجموعه مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری انتشار یافته توسط انتشارات دانشگاه تهران در سه عنوان کتاب؛ الف) از سال تأسیس تا 1395، ب) مصوبات سال 1395 و 1396 و ج) مصوبات 1397 و 1398 پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که ۴۴ درصد از مجموع ۴۱۲ مصوبه بررسی شده، حاوی ارجاع مستقیم یا ضمنی به ارزش های زیست محیطی هستند. مقایسه نسبت تعداد مصوبات کل به مصوبات مرتبط با زیست محیط در هر کتاب نیز حاکی از افزایش رو به رشد مسائل زیست محیطی در مصوبات بوده است. با وجود این توجه رسمی، اجرای عملی این مفاد با چالش هایی مواجه است که نشان دهنده فاصله میان سیاست گذاری و اجرا است. لذا حسن ختام این پژوهش طرح این چالش است که چه حلقه ی مفقوده ای بین مصوبات زیست محیطی شورای عالی شهرسازی و معماری و فرآیند اجرای این مصوبات وجود دارد که با وجود توجه به محیط-زیست در اکثر مصوبات، شاهد تخریب آن در عمل و فرآیند اجرا بوده ایم.
۳۵۵۸۷.

قومیت: همگرایی یا واگرایی، مطالعه موردی: (ایران و جمهوری آذربایجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۲
در این مقاله، موضوع قومیت با محور همگرایی یا واگرایی بین ایران و جمهوری آذربایجان، بررسی شده است. قوم گرایی به مثابه مؤلفه ای بازدارن ده و ناسازگار در مناسبات میان ای ران و جمه وری آذربایج ان نقش داشته و باعث گردیده ک ه ای ران و آذربایج ان علیرغم پیشینه مشترک ت اریخی، س رزمینی، فرهنگ ی و مذهبی روابط دوستانه ای نداشته باشند. بنابراین، پرسش اساسی این بوده که قومیت گرایی چه تأثیری بر بر مناسبات ایران و آذربایجان داشته است؟ در پاسخ، فرضیه اساسی این بوده که به نظر می رسد که پیگیری سیاست های قومیت گرایی از سوی آذربایجان منجر به واگرایی ایران و آذربایجان شده است. روش پژوهش کتابخانه ای و با عنایت به مطالب و منابع موجود توصیفی-تحلیلی بوده است. در روش کتابخانه از مطالعه متون، مقاله ها، سایت ها و غیره استفاده شده است. شیوه تحلیل مطالب به صورت کیفی موردی است. گردآوری اطلاعات بنحو فیش برداری است. یافته های پژوهش این بوده که عوامل و بسترهای واگراساز در مناسبات ایران و آذربایجان در راستای قومیت دو کشور مباحثی همچون ژئوپلیتیک اقوام و گرایش های تجزیه-طلبانه، تقابل ناشی از هویت جغرافیایی- تاریخی کنشگران ایرانی و آذری، تقابل رویکردهای ناسیونالیستی ترکی - ایرانی، هویت قومی- ملی متضاد بین کنشگران دو کشور (پانترکیزم و تهدید تمامیت ارضی ایران)، ایجاد آذربایجان بزرگ، پیگیری سیاست های قوم گرایانه توسط جمهوری آذربایجان، سیاست الحاق گرایی مبتنی بر قومیت جمهوری آذربایجان، قوم گرایی افراطی آذری ها، بوده است. بیشتر موانع، اختلافات و مشکلات کنونی به سرشت نظام سیاسی دو کشور و همچنین رقابت آنها در راستای نظام های منطقه ای و بین المللی مربوط است. جمهوری آذربایجان عمق ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران بوده و بنابراین، از ویژگی های همسویی با ایران برخوردار می باشد که این مهم، هم فرصت آفرین و و هم تهدیدآور لحاظ می شود.
۳۵۵۸۸.

بررسی رضایتمندی گردشگران پزشکی داخلی و خارجی و تبیین عوامل اثرگذار بر آن در شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۴
پژوهش حاضر با هدف مدلسازی و تبیین عوامل اثرگذار برجذب گردشگران پزشکی داخلی و خارجی در مراکز درمانی شهر تهران انجام شده است. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش و ماهیت در زمره پژوهش های توصیفی - تحلیلی و پیمایشی قرار می گیرد. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Powerبه تعداد 200 نفر محاسبه گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت است که در آن 47 شاخص تخصصی و 11شاخص عمومی توسط گردشگران پزشکی تکمیل گردید. روایی آن با استفاده ازنظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به میزان 793/0 مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل نتایج پرسشنامه از روش های آماری و نرم افزارهایSPSS و AMOS استفاده شد. توسعه گردشگری پزشکی در تهران تحت تأثیر 9 عامل قرار دارد که مهم ترین آن کیفیت خدمات درمانی است. یافته های مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مجموع متغیرهای تبلیغات، میزان آشنایی با مراکز درمانی، تحصیلات و نوع بیمه مورداستفاده بیماران 31% تغییرات متغیر رضایتمندی گردشگران پزشکی را تبیین می کند و متغیر سن تأثیر معکوس بر رضایتمندی دارد. بیشترین همبستگی با مقدار26/0 بین متغیرهای میزان آشنایی با سطح تبلیغات و سپس بین متغیرهای تبلیغات و تحصیلات با مقدار بار عاملی 22/0مشاهده شده است. رضایتمندی مردان و متأهلین بیش از زنان و مجردین است و همچنین سطح رضایتمندی افراد دارای بیمه درمانی از مراکز درمانی بیش از افرادی است که از بیمه درمانی برخوردار نیستند. ویژگی های فردی و اجتماعی مراجعه کنندگان دریافت خدمات پزشکی می تواند در نحوه سیاست گذاری و طراحی سیستم های خدماتی به منظور توسعه گردشگری پزشکی، در نظر گرفته شود تا بتواند رضایت اکثریت گردشگران پزشکی را در پی داشته باشد.
۳۵۵۸۹.

نقش نظارت پذیری طبیعی در افزایش امنیت فضاهای عمومی: تحلیل آیزوویست سه بعدی کوچه سیزده پیچ ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه در دهه های اخیر، امنیت فضاهای عمومی شهری به یکی از دغدغه های اصلی شهرسازان، برنامه ریزان شهری، و ساکنان تبدیل شده است. از مهم ترین رویکردهای نوین در این زمینه، مفهوم نظارت پذیری طبیعی (Natural Surveillance) است که بر اساس آن، طراحی فضایی می تواند به گونه ای باشد که فرصت های دیداری و بصری را برای نظارت غیرمستقیم شهروندان بر یکدیگر افزایش دهد و در نتیجه، از وقوع جرائم پیشگیری کند. این رویکرد که ریشه در نظریات جفری هیل (Geoffrey Hill) و جین جکوبز (Jane Jacobs) دارد، بر این اصل استوار است که فضاهای باز و قابل مشاهده، کمتر مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. با این حال، بسیاری از فضاهای شهری، به خصوص در بافت های تاریخی و فشرده، به دلیل ساختار کالبدی خود، از سطح پایینی از نظارت پذیری طبیعی برخوردارند که این امر می تواند به کاهش حس امنیت و افزایش آسیب پذیری منجر شود. پژوهش حاضر با هدف معرفی و به کارگیری رویکردی نوین در تحلیل و تقویت نظارت پذیری طبیعی در فضاهای شهری، به بررسی موردی کوچه سیزده پیچ واقع در بافت تاریخی شهر ساری به عنوان نمونه موردی می پردازد. این کوچه به دلیل ویژگی های کالبدی خاص خود، نمونه ای بارز از فضایی با پتانسیل پایین نظارت پذیری طبیعی است که نیاز به مداخله طراحی شهری را بیش از پیش نمایان می سازد. مواد و روش ها این پژوهش از یک رویکرد کمی و تحلیلی شبیه سازی بهره می برد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، مراحل زیر به ترتیب انجام شد: 1. مدل سازی سه بعدی: در گام نخست، محدوده مورد مطالعه، یعنی کوچه سیزده پیچ در بافت تاریخی ساری، با دقت بالا و جزئیات سه بعدی با استفاده از نرم افزار اتودسک رویت (Autodesk Revit) مدل سازی شد. این مدل سازی دقیق، پایه و اساس تحلیل های فضایی بعدی را فراهم آورد و امکان بررسی تعاملات بصری در یک محیط مجازی را مهیا ساخت. 2. تحلیل ایزوویست سه بعدی: پس از مدل سازی، با بهره گیری از مفاهیم پیشرفته ایزوویست سه بعدی (Isovist 3D)، تحلیل های فضایی چندلایه ای صورت گرفت. ایزوویست ها (نقشه های دید) ابزاری قدرتمند برای سنجش میزان دید از یک نقطه خاص در فضا هستند. در این پژوهش، از ابزارهای تحلیلی گرسهاپر (Grasshopper) به عنوان یک پلاگین قدرتمند در محیط نرم افزار راینو (Rhino) برای اجرای الگوریتم های ایزوویست سه بعدی استفاده شد. این ابزارها امکان محاسبه دقیق میزان دید از هر نقطه دلخواه را فراهم آوردند. 3. برنامه نویسی و تحلیل داده ها: برای افزایش دقت و انعطاف پذیری در تحلیل ها و همچنین، خودکارسازی فرایندهای پیچیده، از زبان برنامه نویسی پایتون (Python) استفاده شد. اسکریپت های پایتون برای پردازش داده های حاصل از تحلیل های ایزوویست و انجام محاسبات پیچیده تر به کار گرفته شدند. این بخش شامل تحلیل دید از سوی ناظرین ساکن (نقاط ثابت مشاهده) و همچنین، ناظران در حال حرکت (بررسی پیوستگی دید در طول مسیر) بود تا تصویری جامع از میزان نظارت پذیری طبیعی ارائه شود. 4. تصویرسازی نتایج: در نهایت، نتایج حاصل از تحلیل های فضایی و محاسبات پایتون به صورت نقشه های حرارتی (Heatmaps) گرافیکی ارائه شد. این نقشه ها، میزان دیده شدن مسیر از سوی ناظران را در نقاط گوناگون و در سطح استاندارد و طبیعی دید انسان، با استفاده از طیف های رنگی، به وضوح نمایش می دهند. این روش تصویرسازی، فهم و تفسیر نتایج را برای مخاطبان تسهیل کرد. یافته ها تحلیل های صورت گرفته با استفاده از مدل سازی سه بعدی، ایزوویست، گرسهاپر و پایتون، ضعف ها و قوت های نظارت پذیری طبیعی در کوچه سیزده پیچ ساری را به وضوح آشکار ساخت. نقشه های حرارتی تولید شده، مناطق با دید کم و مناطق با دید بالا را به تفکیک برای ناظران ساکن و در حال حرکت نشان دادند. • کاهش چشم گیر نظارت پذیری در پیچ ها و انحناهای کوچه: نتایج به وضوح نشان داد میزان دید و در نتیجه، نظارت پذیری طبیعی در بخش های پیچ در پیچ و تنگ کوچه به شدت کاهش می یابد. این امر به دلیل محدودیت های بصری ناشی از دیوارهای بلند و زوایای تند کوچه است که فرصت دید از یک نقطه به نقطه دیگر را از بین می برد. نقشه های حرارتی این مناطق را با رنگ قرمز نمایش دادند. • پراکندگی نقاط دید باز و محدود: مشاهده شد که حتی در بخش های نسبتاً مستقیم کوچه، به دلیل وجود درها، پنجره ها، و بازشوهای محدود، نقاط دید باز به صورت پراکنده و ناپیوسته هستند. این ناپیوستگی در دید، از ایجاد یک شبکه نظارتی جامع و مؤثر جلوگیری می کند. نتیجه گیری این پژوهش با معرفی و به کارگیری رویکردی نوین در تحلیل نظارت پذیری طبیعی، توانست میزان دیده شدن و پتانسیل نظارتی در کوچه سیزده پیچ ساری (به عنوان یک نمونه موردی) را به صورت دقیق و کمی سازی شده آشکار سازد. نتایج به وضوح نشان داد طراحی کالبدی فعلی این کوچه، به سطح پایینی از نظارت پذیری طبیعی منجر شده است. با این حال، این یافته ها بستری برای ارائه راهکارهای عملی و مبتنی بر شواهد به منظور افزایش امنیت و کیفیت فضایی در این کوچه تاریخی فراهم آورد: • افزایش بازشوها و شفافیت در نماها: پیشنهاد می شود با ایجاد بازشوهای جدید (پنجره ها، نورگیرها، یا حتی مشبک های تزئینی) در نماهای ساختمان های مشرف به کوچه، و همچنین استفاده از مصالح شفاف یا نیمه شفاف در بخش هایی از جداره ها، فرصت های دیداری برای ساکنان و رهگذران افزایش یابد. • طراحی فضای سبز با دید باز: استفاده از فضای سبز مناسب که مانع دید نشود (مانند درختان با تنه بلند و شاخ و برگ در ارتفاع بالاتر یا گیاهان بوته ای کوتاه) می تواند به زیبایی بصری و در عین حال حفظ نظارت پذیری کمک کند. • افزایش روشنایی و نورپردازی مناسب: با توجه به اینکه دید در شب کاهش می یابد، بهبود سیستم روشنایی و نورپردازی کوچه می تواند نقش مهمی در افزایش نظارت پذیری و حس امنیت داشته باشد. • تشویق به حضور اجتماعی: با ایجاد فضاهایی برای نشستن، تعاملات اجتماعی، و فعالیت های کوچک محلی، می توان حضور افراد را در کوچه افزایش داد که خود به صورت طبیعی به نظارت پذیری بیشتر منجر می شود. این روش تحلیل برای ارتقای امنیت نه تنها برای کوچه سیزده پیچ ساری کاربرد دارند، بلکه قابلیت تعمیم به فضاهای مشابه در بافت های تاریخی سایر شهرهای کشور را نیز دار ند. استفاده از ابزارهای تحلیلی پیشرفته مانند ایزوویست سه بعدی و برنامه نویسی پایتون، رویکردی کارآمد برای شناسایی دقیق مشکلات فضایی و ارائه راه حل های طراحی شهری مؤثر ارائه می دهد که می تواند در آینده به ارتقای امنیت و سرزندگی فضاهای عمومی شهری کمک شایانی کند.
۳۵۵۹۰.

گردشگری کوهستانی در کانون نابهنجاری های وندالیسم(مورد مطالعه: ناحیه کوهستانی رضوانشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی گردشگری کوهستانی در کانون نابهنجاری های وندالیسم در ناحیه کوهستانی رضوانشهر انجام شده است. در این راستا، از نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی بوده  و از لحاظ روش در گروه پژوهش های کیفی و کمی قرار دارد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش گراندد تئوری و نرم افزار (SPSS)،استفاده شده است. نتایج نشان داد، مقولاتی از جمله: تهاجم فرهنگی، تحمیل هزینه های مادی و غیرمادی بر مقصد گردشگری، ناکامی اجتماعی در بین جامعه میزبان، تخریب آینده گردشگری کوهستان رضوانشهر، تنزل در کیفیت گردشگری، مضیقه گذاشتن جامعه میزبان در مسیر نیل به توسعه پایدار و همه جانبه، کاهش رفاه و آسایش جامعه میزبان و گردشگران متعهد، تضعیف احساس امنیت در مقاصد گردشگری و در نهایت خسارت به محیط زیست به عنوان پیامدهای منفی وندالیسم در گردشگری کوهستان رضوانشهر شناسایی شدند. سپس راهکارهایی از جمله: آموزش و تبلیغ، تاب آوری اجتماعی جامعه میزبان، بهره گیری از تجربیات سایر کشورهای همسو، مشارکت و همراهی مردم برای حفاظت از جاذبه های کوهستان، مدیریت یکپارچه و منسجم، ریشه یابی رفتارهای وندالیستی، نظارت، اقدامات روانشناختی و تدوین سند ضوابط گردشگری در مقاصد کوهستانی به منظور کاهش پدیده وندالیسم در گردشگری کوهستان رضوانشهر پیشنهاد شد، و سپس بر اساس نتایج آزمون رگرسیون ارتباط معناداری بین راهکارهای مطرح شده و پدیده وندالیسم حاکم است و بر اساس نتایج تحلیل مسیر، راهکار اقدامات روانشناختی با اثر مستقیم بیشتر و بهره گیری از تجربیات سایر کشورهای همسو کمترین میزان اثر مستقیم را در کاهش این پدیده در نواحی کوهستانی رضوانشهر دارد
۳۵۵۹۱.

پهنه بندی ناپایداری دامنه ها با استفاده از روش های تصمیم گیری SWARA و CRITIC در محدوده شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۰
ناپایداری دامنه ای از جمله مهم ترین مخاطرات طبیعی محسوب می شود که سالانه خسارت های مالی و جانی قابل توجهی به همراه دارد و اجرای پروژه های عمرانی را با چالش های جدی مواجه می کند. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل مؤثر در بروز ناپایداری دامنه ای و ارائه راهکارهای پیشگیرانه در کلان شهر تبریز انجام شده است، موضوعی که در برنامه ریزی های محیطی از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش، از روش های تصمیم گیری SWARA و CRITIC برای وزن دهی و ارزیابی معیارها استفاده شد و نقشه پهنه بندی خطر با کمک نرم افزار ArcGIS تهیه گردید. معیارهای مورد بررسی شامل شیب، جهت شیب، ارتفاع، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، لیتولوژی، کاربری اراضی و میزان بارش بودند که پس از وزن دهی، به صورت لایه های استانداردشده درآمدند. در نهایت، با تلفیق و رویهم گذاری این لایه ها، نقشه نهایی پهنه بندی مناطق مستعد حرکات دامنه ای تهیه شد. بررسی نتایج نشان داد که پهنه های ناپایدار در هر دو مدل، با مناطق وقوع لغزش های پیشین مطابقت دارد. به طور مشخص، محلاتی نظیر سیلاب، ملازینال، یوسف آباد، کوی ولیعصر، کوی گلپارک، شهرک های باغمیشه، یاغچیان، فجر، خاوران و صیاد شیرازی در محدوده های با خطر بسیار بالا و بالا قرار گرفته اند. در مقابل، مناطق غربی، شمال غربی و جنوب غربی شهر در پهنه های بی خطر جای دارند، درحالی که بخش های مرکزی و شرقی عمدتاً در محدوده های کم خطر طبقه بندی شده اند. بنابراین جهت کاهش نسبی خطرات و افزایش میزان پایداری دامنه ها لازم است تا حد ممکن از تغییر اکوسیستم و کاربری اراضی اجتناب کرد
۳۵۵۹۲.

تحلیل شبکه انسجام بین نهادی و تصویرسازی مشترک آب در استان چهارمحال و بختیاری در راستای حکمرانی سازگار آب: کاربرد رهیافت تحلیل شبکه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۹۴
دستیابی به حکمرانی پایدار منابع آب برای جلوگیری از بحران های مرتبط با آب، با مشارکت و همکاری تمامی ذی نفعان بخش آب امکان پذیر است. حوزه آبخیز زاینده رود به دلیل شرایط اقلیمی و خشکسالی های اخیر با چالش ناپایداری منابع آب روبه رو شده است. درک روابط در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری و نحوه اجرای سیاست ها به دلیل قرار گرفتن این استان در سراب حوزه آبخیز زاینده رود، برای مقابله با بحران مرتبط با آب حائز اهمیت است که نیازمند مشارکت و همکاری دولت، سازمان های مردم نهاد و همه ذینفعان بخش آب می باشد. از این رو، این پژوهش به بررسی انسجام بین نهادی در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری از طریق تحلیل شبکه اجتماعی، با تمرکز بر انتقال دانش بین نهادها برای افزایش درک مشترک می پردازد. با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، 42 نهاد فعال در حوزه حکمرانی منابع آب استان را شناسایی و شبکه تبادل اطلاعات و همکاری بین این سازمان ها را با استفاده از تحلیل شبکه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج شاخص های سطح کلان شامل (اندازه شبکه 778 پیوند، تراکم 42/78 درصد، میانگین مرکزیت 39/5 درصد، دوسویگی 26/54 درصد، انتقال پذیری 23/12 درصد و میانگین فاصله ژئودزیک 1/94) است که نشان دهنده انسجام بین نهادی پایین، پایداری شکننده و سرعت کم تبادل اطلاعات می باشد. در سطح میانی، شاخص مرکز- پیرامون تراکم بیشتری از پیوندها را در سازمان های مرکزی در مقایسه با سازمان های پیرامونی نشان می دهد. بر پایه میزان تراکم و تمرکز شبکه، رژیم حکمرانی منابع آب رانت خواه بوده است که بر انسجام نهادی پایین در این استان صحه می گذارد. ساختار دانش میان ذینفعان نهادی در حکمرانی آب چهارمحال و بختیاری فاقد انسجام است و نوع دانش به اشتراک گذاشته شده مبهم است که برای دستیابی به حکمرانی منسجم، تقویت هماهنگی و همکاری بین مؤسسات و تعامل با نهادهای کمتر برجسته و پیرامونی ضروری است.
۳۵۵۹۳.

اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند شهری (نمونه موردی: حوز مطالعاتی منتخب از مناطق ۱۱ و ۱۲ تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه صنعت گردشگری به عنوان ستونی بنیادین در پایداری و شکوفایی شهری شناخته می شود. ظهور فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات مفهومی نوین با عنوان «گردشگری هوشمند» را معرفی کرده است؛ پارادایمی که با اتکا بر پیشرفت های فناورانه نظیر اینترنت اشیا، کلان داده ها و هوش مصنوعی، در پی ارتقای کیفیت تجربه گردشگری و بهینه سازی بهره وری منابع شهری است. این رویکرد، توسعه پایدار را در کانون توجه خود قرار می دهد. با این وجود، کلان شهرهای در حال توسعه، از جمله تهران، با موانع ساختاری و مدیریتی قابل توجهی دست و پنجه نرم می کنند. ناهماهنگی زیرساخت ها و فقدان سامانه های اطلاعاتی جامع، از جمله چالش های اساسی پیش روی این شهرهاست. مناطق 11 و 12 تهران، با توجه به پیشینه تاریخی غنی و جاذبه های فرهنگی منحصر به فرد خود، ظرفیت چشمگیری برای توسعه گردشگری هوشمند دارند. پیچیدگی های مرتبط با مدیریت شهری، برنامه ریزی استراتژیک و هوشمندانه را در این مناطق بیش از پیش ضروری می سازد. پژوهش حاضر، با هدف رفع کمبودهای موجود در ادبیات علمی، به شناسایی و اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند در محدوده مطالعاتی منتخب مناطق 11 و 12 تهران می پردازد. این مهم با به کارگیری مدل های تصمیم گیری چندمعیاره محقق خواهد شد تا مسیری شفاف برای توسعه ای پایدار و هوشمندانه در این مناطق ترسیم شود. مواد و روش ها پژوهش حاضر، با رویکردی کاربردی از منظر هدف و توصیفی تحلیلی در چارچوب روش شناسی، به شیوه ترکیبی (کمی و کیفی) به بررسی موضوع می پردازد. گردآوری داده ها از منابع گوناگونی شامل مشاهدات میدانی، توزیع پرسشنامه، و مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را 19,953 نفر از ساکنان محله های فردوسی و انقلاب در مناطق 11 و 12 شهر تهران تشکیل می دهند. به منظور جمع آوری اطلاعات لازم، 377 پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در میان این جامعه توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اولویت بندی محورهای پژوهش، از روش آنتروپی شانون برای امتیازدهی و تکنیک ARAS به عنوان یکی از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) بهره گرفته شده است. شایان یادآوری است که ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه 15 گویه ای، 0/830 محاسبه شده که این رقم مؤید پایایی بالای ابزار اندازه گیری در این پژوهش است. یافته ها یافته های این پژوهش در ابعاد گوناگونی قابل تأمل است. از منظر ترکیب جمعیتی پاسخ دهندگان، 53 درصد را مردان و 47 درصد را زنان تشکیل داده اند. همچنین، بیشترین فراوانی سنی (30 درصد) به گروه 25 تا 35 سال اختصاص دارد که نشان دهنده مشارکت قابل توجه نسل جوان در این مطالعه است. در ارتباط با وضعیت فعلی گردشگری هوشمند، برخی ابعاد نظیر سامانه های حمل ونقل هوشمند، خدمات بهداشتی و درمانی هوشمند، و پورتال های آنلاین گردشگری در سطح رضایت بخشی قرار دارند. با این حال، چالش های اساسی همچنان پابرجا هستند. مشارکت محدود شهروندان در فرایندهای تصمیم گیری (58 درصد مشارکت پایین)، نقص در آموزش های مرتبط با فناوری های گردشگری، و ضعف هماهنگی بین نهادهای دولتی (39/9 درصد نارضایتی) از جمله مهم ترین موانع محسوب می شوند. اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند، با استفاده از مدل تصمیم گیری چندمعیاره، نتایج جالبی را به همراه داشته است. محور نوفل لوشاتو با شاخص 0/826 در جایگاه نخست قرار گرفته که نشان دهنده پتانسیل بالای آن برای توسعه هوشمند است. خیابان ولیعصر با شاخص 0/707 در رتبه دوم و خیابان فردوسی با شاخص 0/470 در جایگاه سوم قرار گرفته اند. محورهای لاله زار، جمهوری و انقلاب نیز به ترتیب در رده های بعدی قرار گرفته اند. همچنین، این پژوهش مهم ترین شاخص ها در هوشمندسازی گردشگری شهری را شناسایی کرده است. «هماهنگی بین دستگاه های دولتی» (C10) با وزن 0/086 به عنوان حیاتی ترین عامل شناخته شده است. پس از آن، «پایش کیفیت آب و هوا و مدیریت انرژی (C4)» با وزن 0/084 و «فرهنگ سازی و مشارکت شهروندان در تصمیم گیری های شهری (C3)» با وزن 0/082 از اهمیت بالایی برخوردارند. این نتایج بر لزوم یکپارچگی سیستمی، توجه به پایداری محیط زیست، و دخیل کردن شهروندان در فرایندهای برنامه ریزی و توسعه گردشگری هوشمند تأکید می کنند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت به پرسش اصلی خود در خصوص اولویت بندی محورهای گردشگری هوشمند در مناطق 11 و 12 تهران پاسخ داده است. نتایج مؤید آن است که دستیابی به توسعه پایدار گردشگری هوشمند در این نواحی مستلزم اتخاذ رویکردی متوازن است؛ رویکردی که نه تنها بر پیشرفت های فناورانه متمرکز باشد، بلکه به طور هم زمان چالش های ریشه ای در ابعاد انسانی، مدیریتی و زیست محیطی را نیز مرتفع سازد. علی رغم وضعیت نسبتاً مطلوب ابعاد فناورانه، مشارکت ناکافی شهروندان، آموزش های نامناسب و عدم هماهنگی میان نهادهای دولتی، به عنوان موانع کلیدی بر سر راه تحقق هوشمندسازی جامع و پایدار شناسایی شده اند. تحلیل های صورت گرفته با استفاده از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره به وضوح نشان می دهد محور نوفل لوشاتو بالاترین اولویت را برای سرمایه گذاری دارد و پس از آن، محورهای ولیعصر و فردوسی در رتبه های بعدی قرار می گیرند. این اولویت بندی کمی، نقشه راهی ارزشمند برای تخصیص بهینه منابع و اتخاذ تصمیمات استراتژیک در حوزه توسعه گردشگری هوشمند ارائه می دهد. این مطالعه با ارائه یک مدل روش شناختی نوین و بومی سازی شده، گامی مهم در جهت پر کردن خلأ موجود در ادبیات علمی برداشته است. از این رو، یافته ها و چارچوب پیشنهادی این پژوهش می تواند به عنوان یک الگوی کاربردی برای سایر شهرهای ایران و کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار گیرد و به تسریع فرایند هوشمندسازی گردشگری در این مناطق کمک شایانی کند.
۳۵۵۹۴.

پیش نگری اثرات تغییر اقلیم بر رواناب قسمت بالادست حوضه آبریز رودخانه کشف رود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۰
تغییر اقلیم مستقیماً بر منابع آبی تأثیر گذاشته و خطراتی همچون سیلاب و خشک سالی را تشدید می کند. این پژوهش با هدف پیش نگری اثرات تغییر اقلیم بر رواناب قسمت علیای حوضه آبریز رودخانه کشف رود، انجام شد. ریزمقیاس نمایی توسط مدل CMhyd و پیش نگری رواناب به وسیله مدل هیدرولوژیکی SWAT انجام گردید. سپس برونداد مدل های منتخب CMIP6 تحت سناریوهای SSP1_2.6 و SSP5_8.5 برای دوره های آینده نزدیک (54-2025) و میانی (84-2055) به کار گرفته شدند. پس از انجام مراحل اعتبارسنجی و واسنجی توسط مدل SWAT-CUP، شبیه سازی مدل هیدرولوژیک SWAT در شرایط تغییر اقلیم انجام گرفت. ضرایب R2 NSE, RMSE, به ترتیب در دوره واسنجی برای ایستگاه های منتخب دولت آباد 73/0، 154/12، 672/0 و کرتیان 81/0، 25/13، 72/0 و در دوره اعتبارسنجی برای ایستگاه دولت آباد 77/0، 205/14، 684/0 و کرتیان 76/0، 43/16، 66/0 به دست آمدند. بررسی وضعیت متغیرهای اقلیمی بارش و دما در شرایط تغییر اقلیم، افزایش دمای بیشینه و کمینه فصلی و سالانه برای تمامی سناریوها و افزایش بارش را در همه سناریوها به جز SSP1_2.6 در دوره آینده نزدیک نشان می دهد. مقدار رواناب در دوره آینده نزدیک تحت سناریوی SSP1_2.6 به میزان 03/10% کاهش می یابد. مقادیر رواناب در سایر دوره ها و سناریوها به صورت افزایشی بین 37/3% در سناریوی SSP1_2.6 دوره آینده دور تا 56/15% در سناریوی SSP5_8.5 دوره آینده دور پیش نگری شد. این تغییرات عمدتاً ناشی از افزایش شدت و فراوانی بارش های شدید و افزایش دما است. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان ابزاری مدیریتی برای سیاست گذاری منابع آب در جهت سازگاری با تغییرات اقلیمی استفاده شود.
۳۵۵۹۵.

تحلیل فضایی وضعیت تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطره زلزله(مطالعه موردی: شهرستان نیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۲
امروزه دیدگاه ها و نظریه های مدیریت سوانح و توسعه پایدار به دنبال ایجاد جوامع تاب آور در برابر مخاطرات طبیعی بوده و سوانح طبیعی به عنوان پدیده های اجتناب ناپذیری به حساب می آیند که همیشه خطری جدی برای توسعه به خصوص در مناطق روستایی هستند. لذا، هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت فضایی میزان تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطره زلزله است. از نظر هدف پژوهش حاضر کاربردی، از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده شد. قلمرو مکانی تحقیق روستاهای شهرستان نیر از توابع استان اردبیل می باشد که با استفاده از 4 فاکتور، 1) تعداد جمعیت و خانوار، 2) فاصله از گسل اصلی فعال، 3) طبقه بندی ارتفاعی و 4) توزیع جغرافیایی، تعداد 30 روستا برای انجام تحقیق انتخاب شدند. روستاهای نمونه مجموعاً دارای 1818 خانوار و 5912 نفر جمعیت می باشند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 368 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل تصمیم گیری کوپراس، آزمون تحلیل خوشه ای ( K ) و شاخص خود همبستگی فضایی استفاده شد. نتایج حاصله نشان داد، روستاهای ویرسق با مقدار ( Qi =1)، دوشانلو با مقدار ( Qi = 99/0)، روستای اینالو با مقدار ( Qi = 94/0) و روستای تک بلاغ با مقدار ( Qi = 93/0) و ... از نظر میزان تاب آوری در برابر مخاطره زلزله در رتبه های اول تا چهارم و مطلوبی قرار دارند و روستاهای برجلو با مقدار ( Qi = 345/0)، قورتولموش با مقدار ( Qi = 356/0)، خانم بالاکندی با مقدار ( Qi = 368/0) و روستای سقزچی با مقدار ( Qi = 392/0) نیز میزان تاب آوری بسیار کمتری برخوردار بوده و الگوی توزیع فضایی تا ب آوری روستاییان در برابر مخاطره زلزله نیز به صورت راندمی و تصادفی است.
۳۵۵۹۶.

تحلیل فضایی توسعه در نواحی مرزی غرب کشور (نمونه موردی: شاخص های بهداشتی و خدماتی در شهرستان های مرزی استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۷
در امر برنامه ریزی فضایی نواحی مرزی باید دیدگاه کلان نگرانه جغرافیا را بکار بست تا با شناسایی امکانات، توانمندی ها و محدودیت های نواحی مرزی، حداقل بتوان از تنش ها و چالش هایی که به سبب وجود توسعه نامتوازن، محرومیت و ناهمگنی فضایی پدید می آید، پیشگیری کرد. روش تحقیق در این مطالعه، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. در این راستا، با بهره گیری ترکیبی از تکنیک های تصمیم گیری چندشاخصه شباهت به گزینه ایده آل (تاپسیس) و ضریب آنتروپی شانون، پراکنش و توسعه شاخص های توسعه فضایی در بخش های بهداشتی- خدماتی در استان کردستان ارزیابی شده است و شهرستان های مرزی این استان با توجه به سطح برخورداری از این شاخص ها سطح بندی شده است. پرسش پژوهش حاضر این است که شهرستان های استان کردستان از نظر توزیع فضایی شاخص های بهداشتی و خدماتی در چه وضعیتی قرار دارند؟ به نظر می رسد سطح برخورداری هیچ یک از شهرستان های مرزی استان کردستان در حد مطلوب نیست. یافته های به دست از آمده از این پژوهش، نشانگر آن است که استان کردستان باوجوداینکه از موقعیت خاص و توانش بالای ژئوپلیتیکی برخورداراست، باز هم از استان های محروم کشور به شمار می آید. افزون بر آن، نوعی عدم تعادل و ناهمگنی در توزیع و توسعه امکانات و شاخص های توسعه ای در سطح شهرهای مرزی استان به چشم می خورد. بر پایه واکاوی های انجام پذیرفته از 13 شاخص سازمان فضایی از مجموع 4 شهرستان مرزی این استان، شهرستان های سقز و بانه در گروه نیمه برخوردار (نیمه محروم) و دو شهرستان مریوان و سروآباد در طبقه بدون برخوردار (محروم) جای گرفته اند. بر پایه نتایج برآمده از این پژوهش، سازمان فضایی در شهرستان های مرزی استان کردستان به شدت ناهمگن و این شهرستان ها از نظر توسعه بهداشتی - خدماتی نیز در حد متوسط رو به پایین قرار دارند که لازم است از لحاظ بهداشتی و خدماتی به این استان مرزی توجه ویژه ای شود تا امنیت پایدار شهروندان مرزی کردستان تأمین گردد.
۳۵۵۹۷.

Explaining and Analyzing the Impact of Smart Living on Urban Security Development in the City of Semnan(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۳
BACKGROUND AND OBJECTIVES: With rapid population growth and increasing urban complexities, there is a need for innovative and practical solutions. In this context, smart living can play a fundamental role in improving urban security. This study aims to explain and analyze the impact of smart living on the development of urban security in the city of Semnan. METHODS: The research method is descriptive-analytical and statistical, conducted through a mixed approach (quantitative and qualitative). Quantitative data were collected using a standardized questionnaire from a sample of 384 citizens, and qualitative data were gathered through semi-structured interviews with 30 urban and security experts. For data analysis, SPSS and AMOS software were used for the quantitative section, and thematic analysis along with the SOAR technique were employed for the qualitative section. FINDINGS: Statistical analysis using Pearson’s correlation coefficient shows a positive relationship between smart living and urban security in Semnan, with a correlation value of r=0.30 and a significance level of 0.000, indicating that this relationship is statistically very significant and reliable. CONCLUSION: Ultimately, it can be concluded that increasing smart living indicators—including the use of modern technologies, advanced security systems, and smart urban services—leads to improved living conditions, enhanced social interactions, strengthened sense of solidarity and responsibility within the community, and ultimately, the enhancement of urban security.
۳۵۵۹۸.

بهره گیری تطبیقی از الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در اقتصاد دیجیتال، برای ایجاد اجماع نظر نخبگانی در شهرسازی راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه در حوزه شهرسازی، پیچیدگی فزاینده فرایندهای تصمیم گیری، نیازمند رویکردی ساختاریافته و مبتنی بر داده است. تصمیمات شهرسازی به طور سنتی به صورت متمرکز اتخاذ شده اند، که این امر منجر به تصمیماتی شده است که بازتاب دهنده پویایی های چندبعدی محیط های شهری نیستند. این پژوهش، نیاز حیاتی به مداخلات پایدار محیطی را که از فرایندهای تصمیم سازی مشورتی با نخبگان شهری ناشی می شود، بررسی می کند. چالش اساسی که در این مطالعه به آن پرداخته شده، گذار از تصمیم گیری متمرکز به یک چهارچوب اجماع سازی جامع، مبتنی بر داده و توزیع شده است که به ادغام مستمر دانش نخبگان در فرایند تصمیم سازی می پردازد. هدف محوری این پژوهش، بررسی قابلیت های الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در بهبود فرایند تصمیم گیری در شهرسازی راهبردی است. این پژوهش تلاش می کند تا دریابد که چگونه این سیستم های داده محور و غیرمتمرکز می توانند برای پاسخ گویی به نیازهای خاص فرایندهای شهرسازی که بر اجماع نخبگان متکی هستند، سازگار شوند. به طور خاص، این پژوهش به مقایسه سازگاری مکانیزم های اجماع بلاک چین به عنوان چهارچوب مبدأ (بستر اولیه) با مکانیزم های اجماع سازی نخبگان شهری به عنوان چهارچوب مقصد (بستر هدف) می پردازد. این رویکرد تطبیقی، برای بررسی امکان ادغام سیستماتیک صحت سنجی داده محور بلاک چین با داده های متنوع و محیطی شهرسازی ضروری است، به گونه ای که فرایند تصمیم گیری علاوه بر اتکا بر داده ها، به زمینه نیز حساس باشد. ضرورت این پژوهش از نیاز فزاینده به گذار از تصمیم گیری های شهری متمرکز، که اغلب دیدگاه های متنوع نخبگان شهری را نادیده می گیرد، نشئت می گیرد. بسیاری از مدل های حکمرانی شهری که بر رویکردهای بالا به پایین متکی هستند، قادر به در نظر گرفتن پیچیدگی های متنوع فضاهای شهری نیستند و در نتیجه، به سیاست هایی منجر می شوند که متناسب با شرایط محلی طراحی نشده اند. با توجه به هزینه های بالای اصلاح و پیامدهای بلندمدت تصمیمات شهری، تغییر رویکردی که موجب افزایش شفافیت، پاسخ گویی و انعطاف پذیری شود، ضروری است. فناوری بلاک چین، با ارائه چهارچوبی برای تصمیم گیری توزیع شده، می تواند این مشکلات را حل کند و شیوه ای اثربخش تر برای ایجاد مداخلات پایدار و ارتقای تاب آوری شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این پژوهش از یک روش تحلیلی تطبیقی بهره می گیرد تا امکان سازگاری بین الگوریتم های اجماع سازی بلاک چینی و مکانیزم های اجماع سازی در شهرسازی را ارزیابی کند. رویکرد پژوهش، ابتدا به شناسایی توانمندی های کلیدی هر دو بستر اجماع می پردازد. در مرحله بعد، سه معادله ساختاری که بازتاب دهنده فرایندهای اجماع در هر دو حوزه هستند، استخراج شده اند. این معادلات به عنوان چهارچوبی برای درک روابط بین عوامل کلیدی و نقش آن ها در دستیابی به اجماع عمل می کنند. سپس، اعتبار این معادلات ساختاری برای کاربردهای واقعی ارزیابی شده و عوامل کلیدی که در همگرایی این دو سیستم ضروری هستند، شناسایی شده اند. در ادامه، برای کاهش پیچیدگی فرایند ادغام این دو سیستم، از قوانین دمورگان استفاده شده است تا شرایط لازم و کافی در فرایند اجماع سازی به حداقل ترکیب های ممکن تقلیل یابد. این گام، موجب شفاف سازی مؤلفه های ضروری برای موفقیت مکانیزم تطبیقی پیشنهادی می شود. سپس، معادله کلی به دست آمده با هدف ساده سازی و افزایش دقت در مدل سازی اصلاح شده است. تدوین ۲۰ سناریوی متفاوت بر مبنای روابط بین این شرایط لازم و کافی، امکان بررسی طیف وسیعی از بسترهای شهری را فراهم کرده و نشان داده است که مدل پیشنهادی، قابلیت انطباق با محیط های شهری گوناگون را دارد. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تدوین یک معادله اجماع سازی تطبیقی است که شامل یک ضریب الزام اولیه (λ) و ضرایب تعدیل کننده محیطی (μ) می شود. این ضرایب، امکان تنظیم مدل نسبت به شرایط محیطی مختلف را فراهم کرده و قابلیت انعطاف پذیری مورد نیاز را برای پاسخ گویی به مقتضیات خاص هر فضای شهری تأمین می کنند. معادله پیشنهادی، بر اهمیت شرایط محیطی در تصمیمات شهرسازی تأکید داشته و نقش قابل توجهی در افزایش شفافیت و انطباق پذیری فرایند تصمیم سازی ایفا می کند. یافته ها یافته های این پژوهش نشان می دهد بهره گیری از فناوری بلاک چین در فرایند تصمیم گیری شهرسازی می تواند به بهبود کارایی و دقت در تصمیمات منجر شود. مکانیزم های اجماع مبتنی بر بلاک چین، این امکان را فراهم می کنند که تصمیمات شهری علاوه بر اتکا بر داده های محیطی، همواره قابل تنظیم و تطبیق با شرایط متغیر شهرها باشند. از طریق ادغام بینش های نخبگان و داده های محیطی، مدل پیشنهادی می تواند به ایجاد یک چهارچوب تصمیم گیری کارآمدتر، منعطف تر و پویاتر در حکمرانی شهری کمک کند. افزون بر این، یافته ها بر اهمیت استمرار مشورت با نخبگان شهری تأکید دارند، به گونه ای که تصمیمات شهرسازی به صورت پویا، متناسب با چالش ها و فرصت های نوظهور تنظیم شوند. در نهایت، نتایج این پژوهش دارای دلالت های مهمی برای استفاده از بلاک چین در حکمرانی شهری هستند، به ویژه در زمینه ایجاد فرایندهای تصمیم گیری شفاف، پاسخ گو و مبتنی بر داده. این یافته ها، نه تنها یک چهارچوب نظری نوین را برای تلفیق سیستم های غیرمتمرکز با مکانیزم های تصمیم سازی شهری ارائه می دهند، بلکه ابزارهای عملیاتی مورد نیاز را برای مدیران و برنامه ریزان شهری فراهم می کنند تا بتوانند فناوری های نوین را در مدل های حکمرانی خود ادغام کنند. معادله اجماع سازی تطبیقی پیشنهادی، می تواند به عنوان یک ابزار استاندارد برای بهبود فرایندهای تصمیم گیری در شهرسازی به کار گرفته شود و از این طریق، کیفیت تصمیمات شهری را ارتقا دهد و در نهایت، مداخلات شهری را در جهت پاسخ گویی به پیچیدگی های شهرهای مدرن کارآمدتر و پایدارتر سازد. نتیجه گیری این پژوهش، با پیوند دادن فناوری بلاک چین و فرایند تصمیم سازی در شهرسازی، به طور قابل توجهی در این حوزه علمی نوآوری ایجاد کرده است. مدل پیشنهادی، نه تنها رویکردی جدید را برای ارتقای اجماع سازی غیرمتمرکز ارائه می کند، بلکه یک روش شناسی جامع برای تلفیق این رویکردها در سیستم های حکمرانی شهری ارائه می دهد. این مدل، می تواند شیوه برنامه ریزی شهری را متحول کرده و آن را به فرایندی شفاف تر، جامع تر و سازگارتر با محیط های پیچیده و پویای شهری تبدیل کند.
۳۵۵۹۹.

تغییرات اقلیمی و لزوم سازگاری فضای سبز شهری (نمونه موردی شهر سبزوار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
بر اساس شبیه سازی مدل اقلیمی می توان انتظار داشت که تا سال 2100 دمای کره زمین 1 تا 5/5 درجه سانتی گراد افزایش یابد. با توجه به پیامدهای تغییر اقلیم، شناخت این پدیده به منظور داشتن استراتژی خاص برای کاهش اثرات آن مسئله مهمی می باشد. جهت بررسی روند تغییر اقلیم با استفاده از روش من کندال مورد ارزیابی قرار گرفت و با توجه به معیارهای انتخاب شده مؤثر بر فضای سبز، شاخص سازگاری فضای سبز برای شهر سبزوار تا دهه 2040 محاسبه گردید. تغییرات فضای سبز شهری با استفاده از تصاویر ماهواره ای و شاخص NDVI مورد ارزیابی قرار گرفت. کاهش وسعت فضای سبز به همراه گسترش محدوده شهری در دوره موردبررسی به روشنی قابل مشاهده است (در طی دوره آماری مورد مطالعه که منطبق بر دوره تاریخی مدل های اقلیمی و داده های مشاهداتی شهر سبزوار می باشد). همچنین این بررسی نشان داده افزایش دما در دهه آینده (2030-2021) با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. در گام بعد اقدام به محاسبه سرانه فضای سبز شهری گردید. با توجه به نتایج حاصل از بررسی داده های اقلیمی، ایجاد فضای سبز متناسب با تغییر اقلیم، می تواند در جهت سازگاری شهر سبزوار با تغییر اقلیمی نقش مؤثری داشته باشد. استفاده از فضای سبز سازگار با اقلیم و تغییرات آن باعث کاهش گازهای گلخانه ای می شود و اقلیمی مناسب تر برای انسان و فعالیت های آن فراهم می سازد. با توجه به رشد افقی شهر و میزان رشد جمعیت مقدار سازگاری از 0.48 (در دوره پایه) به 0.32 در دوره 2030 -2021 کاهش خواهد یافت. در نتیجه مجموعاً حاصل نتایج نشان می دهد میزان سازگاری فضاهای سبز شهری سبزوار در وضعیت نامطلوبی قرار دارد و این میزان سازگاری در مواجه با روند افزایشی تغییرات اقلیمی پایین است.
۳۵۶۰۰.

شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در توسعه محلات شهری بر اساس مدل MABAC(مطالعه موردی: شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۳
محله ها از عناصر مهم و مؤثر تشکیل دهنده حیات اجتماعی شهرها به شمار می روند و مشارکت فعال و اثرگذار شهروندان در محلات شهری زمینه های شکوفایی استعدادها و توانمندی های شهروندان در طرح های توسعه شهری را فراهم می سازد، اما در نظام برنامه ریزی شهری ایران، مشارکت شهروندان با محدودیت هایی مواجه است، این پژوهش بر آن است تا به شناسایی، تدوین و تبیین عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در توسعه محلات شهر بجنورد بپردازد. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت روش از نوع توصیفی- تحلیلی و اکتشافی است، در گردآوری داده ها از روش، اسنادی و میدانی به شکل پرسشنامه و مصاحبه (روش دلفی) استفاده شده است. جهت شفاف سازی وضع موجود و تشریح و تبیین دلایل چرایی و ابعاد مسئله پژوهش، ابتدا به بررسی وضعیت موجود توسعه در محلات 41گانه شهر بجنورد (با استفاده از مدل ماباک) مبادرت گردیده است و پس از شناسایی محلات برخوردار و کم برخوردار، اقدام به بررسی و مقایسه مشارکت اجتماعی در محلات موردنظر شده است، تا با شناخت نارسایی ها و نقاط قوت، زمینه ارتقاء برنامه ریزی مشارکتی در محلات شهر بجنورد فراهم شود، یافته های پژوهش نشان داد، که محله ویلاشهر با کمترین میزان توسعه و محله نادر با بیشترین میزان توسعه به عنوان نمونه موردبررسی انتخاب شدند، بر مبنای نتایج به دست آمده محله کم برخوردار ویلاشهر از میزان مشارکت کمتری نسبت به محله برخوردار نادر بهره مند بوده است. ازجمله مهم ترین دلایل این موضوع پایین بودن سطح شاخص هایی است که شالوده آن رضایتمندی، تأمین نیازهای پایه ی محله ای، و خدمات رسانی مطلوب و غیره برای شهروندان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان