فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه : با توجه به اهمیت و پیامدهای تغییرات اقلیمی و کارآیی انرژی در توسعه پایدار شهری و تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده، این مقاله با هدف شناسایی پیشران ها و مطالعه آینده تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده کلان شهر تهران به لحاظ کارآمدی مسکن و بهبود وضعیت بهره وری انرژی انجام شده است. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر هدف تحقیق، در رده تحقیقات کاربردی قرار دارد و از روش کیفی و کمی (آمیخته) به منظور گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. از نرم افزارهای MAXQDA برای تجزیه و تحلیل کیفی و SPSS و MICMAC برای تجزیه و تحلیل کمی استفاده شده است. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که میان رویکرد کم کربن و بافت فرسوده ارتباط وجود دارد و نیز ارتباط مثبت و معنادار رویکرد کم کربن و مسکن پایدار از طریق ضریب همبستگی پیرسون (با ارزش عددی 713/.) اثبات گردید. بر اساس نتایج اثرات تحلیل متقاطع، متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (2/88)، مدیریتی – نهادی با (72/67) و اقتصادی (37/61) بیشترین تأثیر را وضعیت رویکرد کم کربن در بافت های ناکارآمد کلان شهر تهران داشته اند. همچنین متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (65/79) و اقتصادی با (85/70) نیز دارای بالاترین میزان تأثیرپذیری بودند. نتیجه گیری : همچنین مشخص گردید که سیستم شهری به خصوص در بخش پایداری مسکن و رویکرد کم کربن در کلان شهر تهران شرایط ناپایداری را سپری می کند.
تحلیل نقش ذینفعان مؤثر بر حکمروایی خوب در دستیابی به توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : حکمروایی شهری به عنوان بدیلی برای الگوی سنتی مدیریت شهری بر گذار از نقش ساختارهای رسمی به عنوان محور تصمیم گیری به سوی نقش یابی جامعه مدنی در اعمال حقوق دموکراتیک و انجام وظایف تأکید دارد. دراین رابطه، نگرش جدید مدیریت شهری، ایجاد سازمان های محلی، افقی و فرابخشی به منظور رسیدن به اهداف توسعه پایدار و جامعه مدنی و نیز تقسیم وظایف بین حکومت های مرکزی و محلی و صلاحیت دار کردن شهروندان از اصول اساسی محسوب می شوند که با نظام اداری مرکزی، عمومی و بخشی مغایرت دارد. داده و روش : تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش کنشگران مؤثر در حکمروایی شهری در دستیابی به توسعه پایدار شهر زنجان است. جامعه آماری شامل شهروندان زنجان به تعداد 430871 نفر است که با روش نمونه گیری کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و روش حداقل مربعات جزئی با کمک نرم افزار های SPSS و SmartPLS استفاده شد. یافته ها : طبق یافته های تحقیق، ضریب آماره t در شاخص حکمروایی شهری 25/32- ؛ توسعه پایدار 5/25- و عملکرد سازمان ها 57/1 است. همچنین، طبق خروجی مدل معادلات ساختاری، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 550/0 است. با تأثیر شاخص عملکرد سازمان ها به عنوان متغیر واسطه ای، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 612/0 افزایش یافته است. نتیجه گیری : نتایج بیانگر تأثیر مستقیم حکمروایی خوب در توسعه پایدار در حد مطلوب و ایده آل است. متغیر واسطه ای (عملکرد سازمان ها) نقش سازنده ای در تقویت حکمروایی خوب شهری و متعاقب آن دستیابی به توسعه پایدار دارد.
کارکردهای فرهنگی ملی و مذهبی وقف درکرمان در دوران صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقف با انگیزه ی نیکوکاری سابقه ی طولانی در تاریخ ایران دارد و نهاد وقف منشأ خدمات مذهبی، علمی و فرهنگی گردیده است. کرمان نیز از قدیم الایام به عنوان کانون سیاسی، علمی و فرهنگی در جنوب شرق ایران مطرح بوده و به همین دلیل توجه به امر تعلیم و تربیت و ایجاد مراکز آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش به بررسی کارکردهای فرهنگی ملی و مذهبی وقف درکرمان در دوران صفویه می پردازد. اهداف تحقیق شامل شناخت نقش وقف در تأسیس مراکز علمی و تعلیم و تربیت، و سمت و سو دادن به امور مذهبی و فرهنگی جامعه می شود. فرضیه های تحقیق به بررسی تأثیر وقف بر توسعه آموزشی و هدایت اندیشه حاکم را تأیید می کنند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و داده ها از منابع اسنادی مانند وقف نامه ها، اسناد تاریخی و آثار معماری کرمان استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد وقف با تأمین منابع پایدار برای زیرساخت های شهری، آموزشی و مذهبی، به توسعه اقتصادی، کاهش نابرابری ها، ترویج تشیع و تقویت هویت فرهنگی کمک کرده و به پایداری تمدن اسلامی در کرمان منجر شده است. این نهاد نه تنها ابزاری برای رفاه عمومی بلکه عامل کلیدی در انسجام اجتماعی و فرهنگی بوده است.
تحلیل مسائل آینده شکوفایی شهری کلان شهر کرج با استفاده از روش نقشه شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
161 - 175
حوزههای تخصصی:
کلان شهر کرج به عنوان یکی از مهم ترین مراکز جمعیتی و اقتصادی کشور، در سال های اخیر با چالش های متعددی در مسیر دستیابی به شکوفایی شهری مواجه بوده است. رشد سریع جمعیت، گسترش حاشیه نشینی، نابرابری های اجتماعی-اقتصادی، فشار بر زیرساخت ها و چالش های زیست محیطی از جمله موانع پیش روی این کلان شهر محسوب می شوند. این پژوهش با هدف تحلیل چالش های آینده شکوفایی شهری در کلان شهر کرج با استفاده از روش نوین نقشه شناختی فازی (FCM) انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است که داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی گردآوری شد. با به کارگیری روش دلفی، 30 پیشران مؤثر در قالب چارچوب STEEP (اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی) شناسایی و سپس با مشارکت 15 خبره، مدل نقشه شناختی فازی طراحی و در نرم افزار Mental Modeler تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بعد اقتصادی با ۹ پیشران و میانگین تأثیر ۸.۴ از ۱۰، بیشترین نقش را در شکوفایی آینده کرج دارد. مدل نهایی متشکل از ۱۳ عنصر و ۴۳ رابطه بود که شاخص های تراکم (۰.۲۷) و پیچیدگی (۰.۸۴) آن، حاکی از سیستم پیچیده و به هم پیوسته چالش های شهری است. تحلیل مرکزیت نشان داد که عوامل ساختاری از قبیل «شکاف طبقاتی» (P3) و «کاهش رشد اقتصادی» (P1) بیشترین تأثیر را بر سیستم داشته، در حالی که عواملی مانند «برابری جنسیتی» (Geq) و «رضایت شغلی-درآمدی» (In) بیشترین تأثیرپذیری را دارا بودند. نتایج نشان می دهد که مسائل زیرساختی، مدیریتی و زیست محیطی نیز از موانع جدی در مسیر شکوفایی شهری هستند. در نهایت، تحقق شکوفایی شهری در کرج مستلزم گذار از برنامه ریزی جزیره ای و اتخاذ رویکردی نظام مند، آینده نگر و مشارکتی با تأکید بر حل چالش های ساختاری و تقویت حکمروایی شهری یکپارچه است.
تبیین چارچوب طراحی فضای شهری دوستدار بانوی ایرانی (مطالعه موردی: خیابان های شهری کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : زنان به عنوان نیمی از بهره برداران فضاهای شهری، حق دارند همانند مردان از فضاهای شهری استفاده کنند. اما از آنجایی که نوع نیازها، نحوه ادراک محیط و در نتیجه الگوهای رفتاری زنان و مردان در فضاهای شهری، تفاوت های معناداری دارند، لذا نادیده انگاشتن تفاوت ها می تواند حضور زنان را در فضاهای عمو می محدود نماید. داده و روش : هدف این مقاله تبیین چارچوب طراحی فضاهای شهری دوستدار بانوان با تأکید بر خیابان های شهری در شهر کرمان است. بدین منظور، با روش توصیفی- تحلیلی و با مصاحبه میدانی و ابزار پرسش نامه در روش دلفی به دنبال بررسی موضوع پرداخته است. جامعه آماری تحقیق 16 نفر از اساتید دانشگاه، برنامه ریزان و مدیران شهرداری هستند که با روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که پیامدهای طراحی خیابان دوستدار بانوان بر اساس شرایط علی و تعاملی و همچنین تحولات مداخله گر و زمینه ای باعث گسترش حضور بانوان در خیابان و تعامل بیشتر آن ها در یک بستر اجتماعی با سایر شهروندان خواهد شد. این تعاملات به حس آرامش و احساس رضایت بانوان منجر می شود. نتیجه گیری : بر همین اساس، در طراحی شهری امنیت و ایمنی و حذف فضاهای بی دفاع و مخروبه شهری از الزامات اصلی طراحی یک خیابان دوستدار بانوان محسوب می شود که در اولویت اول چارچوب طراحی های شهری قرار می گیرد.بر همین اساس مؤلفه های طراحی شهر در سه بعد قانون گذاری، بعد ساختارسازی و بعد کارکردگرایی دسته بندی شده اند.
تحلیل اثرات دگردیسی مکانی- فضایی کاربری اراضی پیرامون کلانشهر اصفهان با تأکید بر پایداری اکولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
79 - 104
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تغییرات کاربری اراضی پیرامون کلان شهر اصفهان از سال 1365 تا 1403 و اثرات آن بر پایداری اکولوژیکی می پردازد. داده های این مطالعه شامل تصاویر ماهواره ای لندست و تحلیل های GIS بوده که با استفاده از مدل تغییر کاربری زمین (LCM)، مدل مارکوف و الگوریتم جنگل تصادفی پردازش شده اند. نتایج نشان می دهد که طی این دوره، مساحت اراضی ساخته شده از 25,249 هکتار در سال 1365 به 43,593 هکتار در سال 1403 افزایش یافته است، درحالی که اراضی زراعی از 29,284 هکتار به 18,218 هکتار و اراضی باغی از 17,734 هکتار به 10,603 هکتار کاهش یافته اند. همچنین، منابع آبی منطقه از 231 هکتار در سال 1365 به کمتر از 60 هکتار در سال 1403 رسیده است که نشان دهنده بحران آبی در منطقه است. بررسی مدل مارکوف نشان می دهد که تا سال 1413، اراضی ساخته شده همچنان روند افزایشی خواهند داشت و 81/44٪ از اراضی زراعی و 97/39٪ از اراضی باغی به مناطق شهری تبدیل خواهند شد. این تغییرات علاوه برافزایش دمای سطحی و کاهش جذب کربن، باعث کاهش نفوذپذیری خاک و افزایش خطر سیلاب خواهد شد. یافته ها نشان می دهد که بدون مداخلات مدیریتی مؤثر، روند تخریب زیست محیطی ادامه خواهد داشت. بنابراین، این پژوهش بر ضرورت برنامه ریزی پایدار برای مدیریت کاربری اراضی و حفاظت از منابع طبیعی در کلان شهر اصفهان تأکید دارد.
ارزیابی نوسانات قیمت مسکن در مناطق شهری (رویکرد مدلسازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش مسکن با توجه به جایگاه متفاوتی که در زمینه های مختلف اقتصادی و فنی دارد، از جهات مختلف مورد بررسی پژوهشگران قرار گرفته است. از میان زمینه های مختلف اقتصادی، مشکلات مربوط به تکانه های قیمت مسکن به خصوص در مناطق شهری، در 20 سال اخیر بیشتر از دیگر موارد بین افراد جامعه و سیاست گذاران کشور مورد توجه قرار گرفته است. ویژگی های بازار مسکن که در نهایت نقش آن را در فعالیت های اقتصادی و حتی سیاسی- اجتماعی متمایزساخته است، بر مهم بودن این مبحث می افزاید. لذا مسئله نوسانات قیمت مسکن در مناق شهری، طی دو دهه اخیر ( 1380-1400) با استفاده از الگوی VAR و VECM، در تحقیق حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج مدل حاکی از این است که: عرضه مسکن نوساز در مناطق شهری، بر قیمت مسکن اثر منفی دارد یعنی با افزایش عرضه، قیمت مسکن کاهش یافته است اما در مورد نرخ سود مورد انتظار در بخش مسکن، هرگاه قیمت مسکن توسط دیگر عوامل موثر بالا رفته و به تبع آن نرخ سود در این بخش افزایش یافته، سبب جذب عاملان اقتصادی و افزایش عرضه مسکن گردیده که در کوتاه مدت کاهش قیمت مسکن را رقم زده و در نتیجه آن، سود در بخش مسکن کاهش یافته و سبب خروج سرمایه گذاران و نهایتا شاهد اثر مثبت این نرخ بر قیمت مسکن در مناطق شهری، در بلند مدت خواهیم بود. از طرفی هزینه مالکیت نیز اثر مثبت داشته یعنی با افزایش هزینه مالکیت قیمت مسکن افزایش خواهد یافت. متغیرهای خارجی مورد استفاده در تحقیق، یعنی نرخ سود بانکی اثر منفی و قیمت سکه اثر مثبت داشته است که می توان گفت که هرچه نرخ سود بانکی افزایش یافته است قیمت مسکن کاهشی بوده یعنی عملا باعث عدم رونق در بازار مسکن شده است. این امر بدلیل امکان جبران کاهش ارزش نقدینگی در بانک ها و عدم نیاز به خرید مسکن جهت حفظ ارزش دارایی هاست، از طرفی قیمت سکه همسو با قیمت مسکن تغییر داشته است به عبارت دیگر طلا نیز به عنوان یک کالای سرمایه ای هم جهت با تغییرات قیمت مسکن تغیر کرده است.
آسیب شناسی ژئوپلیتیکی مناطق آزاد تجاری-صنعتی ایران (موردپژوهی: کیش، قشم و چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیش از چهار دهه از سیاست های جایگزینی واردات به عنوان راهبرد بازرگانی خارجی در ایران سپری شده است. این راهبرد اگرچه در آغاز، مقیاس هایی از صنعتی شدن را در کشور پدید آورد، اما به دلیل تاخیر در اجرا، فقدان سیاست گذاری اقتصادی با رویکردهای تکاملی و نیز تغییر جهت نیافتن به سوی سیاست های برونگرایی، نتوانسته توسعه صنعتی و تجاری قابل قبولی در کشور ایجاد نماید. در این زمینه، به نظر می رسد مناطق آزاد اقتصادی و تجاری ایران از الزامات فضایی که پیش شرط کسب سود و ارزش افزوده به شمار می رود، محروم است و این مسأله می تواند به ناتوانی و ناکارآمدی فزاینده در مناطق آزاد تجاری-صنعتی منتهی شود. با توجه به اهمیت فزاینده-ی مناطق آزاد تجاری-صنعتی در فرایندهای اقتصاد سیاسی ایران، تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به سنجش کارکردهای مناطق آزاد تجاری-صنعتی جنوب و جنوب شرق ایران (شامل کیش، قشم و چابهار) پرداخته و میزان هم راستایی و انطباق این مناطق با نظام تولید جهانی را بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که منطق حاکم بر مناطق آزاد تجاری-صنعتی ایران با منطق تولید در عرصه جهانی شدن منطبق نیست؛ چراکه تولید در آینده ی باز جهانی به شدت وابسته به تکنولوژی است. از این رو و با توجه به فرایندهای اقتصادی و سیاسی 20 ساله ی طی شده در این مناطق، به نظر می رسد دست کم در افق زمانی 2025، این مناطق در محرومیت نسبی ناشی از عدم برخورداری از رویه ها و دستاوردهای تولید تکنولوژیک محور، باقی خواهند ماند.
بازآفرینی شهری به مثابه بستری برای برندسازی شهری: تحلیلی بر ظرفیت های موجود شهر دهدشت
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بازآفرینی شهری به عنوان یک راهبرد کلیدی، توانایی احیای بافت های فرسوده و ارتقای هویت و جایگاه رقابتی شهرها را دارد. هدف از این پژوهش، تحلیل ظرفیت های بازآفرینی شهری در شهر دهدشت و تبیین پیوند آن با فرآیند برندسازی شهری است. دهدشت به عنوان شهری که تاکنون فاقد شاخص های برجسته شهرت شهری بوده، نیازمند بهره گیری از ظرفیت های بازآفرینی برای ارتقای جایگاه هویتی و رقابتی خود است. مرور ادبیات نشان می دهد که مطالعات پیشین عمدتاً بر کلان شهرها و شهرهای دارای برند تثبیت شده متمرکز بوده و خلأ معناداری در بررسی ارتباط میان بازآفرینی شهری و برندسازی در شهرهای کوچک و کمترشناخته شده وجود دارد. روش شناسی : پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی–تحلیلی بهره می برد و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و مستندات، مرور ادبیات داخلی و بین المللی و جمع آوری داده های تجربی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۵۰ نفر از کارشناسان برنامه ریزی شهری، مقامات محلی و ساکنان مطلع است. داده ها با استفاده از کدگذاری محتوایی تحلیل و ابعاد چهارگانه بازآفرینی شهری شامل کالبدی–محیطی، اقتصادی، اجتماعی–فرهنگی و سیاستی–مدیریتی در ارتباط با مولفه های برندسازی شهری شامل حکمرانی نهادی کارآمد، تأمین مالی پایدار، مشارکت فعال ذی نفعان و جهت گیری سیاستی هماهنگ بررسی شدند. نتایج و یافته ها : تحلیل داده ها نشان می دهد که بازآفرینی شهری می تواند بسترهای لازم برای تحقق ابعاد چهارگانه برندسازی شهری را فراهم کند. به ویژه احیای بافت تاریخی بلادشاپور، بهبود کیفیت فضاهای عمومی و ارتقای زیرساخت های شهری همراه با تقویت ظرفیت های فرهنگی–اجتماعی و مدیریت مشارکتی، امکان شکل گیری تصویری رقابتی از دهدشت را در سطح منطقه ای و ملی مهیا می سازد. بر این اساس، حتی شهرهایی با شاخص های پایین شهرت شهری نیز می توانند از طریق برنامه ریزی هدفمند و استراتژی های یکپارچه، جذابیت خود را برای ذی نفعان داخلی و خارجی افزایش داده و جایگاه شهری خود را ارتقا دهند.
پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
133 - 153
حوزههای تخصصی:
با تغییرات فناوری، عملکردها و فرم ها در طراحی فضاهای آموزشی دچار تغییرات معنادار شده و به عنوان یکی از چالش های آینده، مطابقت معماری این فضاها با نیازهای آموزشی نسل آتی را طلب می کند. این پژوهش به عنوان هدف اصلی خود، شناسایی پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده را مدنظر دارد. روش این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی و در این چارچوب از نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی است. با استفاده از روش کتابخانه ای، عوامل تأثیرگذار شناسایی و دسته بندی شدند. سپس دو مرحله پیمایش با استفاده از پرسش نامه و تشکیل پنل نخبگان انجام شد؛ در مرحله نخست، معلمان ابتدایی به عنوان متخصصان آموزش در مورد تغییرات احتمالی و عملکردهای موردنیاز آینده اظهارنظر کردند. در مرحله دوم، خبرگان معماری با تکمیل ماتریس اثر متقابل به تحلیل روابط عوامل پرداختند. تحلیل داده ها نیز با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج نشان داد که پیشران های مؤثر در معماری آینده فضاهای مذکور شامل ادغام با عناصر فرهنگی - هویتی ایرانی، طراحی یکپارچه با طبیعت، هندسه پیچیده و غیرمنتظم، نمای دیجیتال و مدولار، استفاده از بام و تراس، پلان ماژولار و انعطاف پذیر و عملکردهایی چون فضاهای حمایتی و مراقبتی است. تحلیل پیشران ها نشان می دهد که طراحی مدارس آینده باید با تأکید بر اصولی همچون استفاده از عناصر هویت ملی و فرهنگی ایرانی (معماری زمینه گرا)، ارتباط با طبیعت (معماری بیوفیلیک)، انعطاف پذیری فرمی و عملکردی و نوآوری در طراحی از طریق معماری تکرارپذیر و غیرمنتظم (طراحی پارامتریک) و تلفیق با فناوری روز طراحی گردند.
شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله (مطالعه موردی: کلان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه نمی توان از وقوع زلزله جلوگیری کرد و یا زمان وقوع آن قابل پیش بینی نیست اما می توان با کمک علم آینده پژوهی به آمادگی در برابر زلزله پرداخت و راهکار هایی برای مقابله و یا کاهش آسیب پذیری آن ارائه داد این راهکار ها باعث افزایش ابتکارات و ایده هایی جهت مقاوم سازی و تاب آ وری شهر در برابر زلزله خواهد شد. در این راستا پژوهش حاضر، با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی به شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر و بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه می پردازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش های متداول و مورد پذیرش آینده پژوهی است و با استفاده از نرم افزار میک مک به تحلیل متغیرهای تاب آوری کالبدی در کلان شهر کرمانشاه پرداخته است. بدین منظور ابتدا با مطالعه اسناد فرادست تمامی عوامل مؤثر بر تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و با استفاده از روش دلفی 20 متغیر به عنوان متغیرهای اولیه اثرگذار بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله استخراج شدند، در ادامه تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل/ساختاری به وسیله نرم افزار Micmac صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که کلان شهر کرمانشاه با توجه به پراکندگی متغیرها دارای سیستمی ناپایدار است و در صفحه پراکندگی پنج دسته (متغیرهای تأثیرگذار، دووجهی، تنظیمی، تأثیرپذیر و مستقل) قابل شناسایی هستند. در نهایت از میان 20 متغیر شناسایی شده، پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این متغیرها بر هم دیگر و بر وضعیت آینده تاب آوری کالبدی کلان شهر کرمانشاه با روش های مستقیم و غیرمستقیم، به ترتیب 7 عامل کلیدی: تراکم ساختمانی؛ فاصله از گسل؛ تراکم جمعیت؛ توپوگرافی؛ دسترسی به معابر اصلی؛ کیفیت ابنیه و بازسازی و بهسازی ساختمان های ناپایدار، که بیشترین نقش را در ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه دارند، انتخاب شدند. در ادامه با توجه به این پیشران های کلیدی پیشنهادهایی ارائه شده است
تدوین استراتژی توسعه شهری با تاکید بر آسیب شناسی و آینده پژوهی در شهرهای ساحلی استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، رشد جمعیت سریع و عدم برنامه ریزی مناسب منجر به چالش هایی در زمینه محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شده است. بنابراین، تدوین استراتژی توسعه شهری با تاکید بر آسیب شناسی موجود و آینده پژوهی برای پیش بینی چالش های آتی ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تدوین استراتژی توسعه شهری با تأکید بر آسیب شناسی و آینده پژوهی در شهرهای ساحلی استان بوشهر انجام شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع و ماهیت، توصیفی-تحلیلی بوده و شیوه گردآوری اطلاعات و داده ها از نوع کتابخانه ای و میدانی است. تحلیل داده ها از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS Smart بوده است. یافته ها نشان می دهد که مدل تحقیق از کیفیت مناسبی برخوردار است و برازش آن با استفاده از شاخص های اعتبار اشتراک و اعتبار افزونگی مثبت تأیید شده است. واریانس تبیین شده (68/0) نشان دهنده تأثیر همزمان سه معیار شامل راهبردهای اشتغال و اقتصادی، حفظ محیط زیست و گسترش روابط تجاری بر توسعه پایدار شهری در شهرهای ساحلی استان بوشهر است. نتایج آزمون فرضیات نیز نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار اجرای راهبردهای اشتغال و پایداری اقتصادی، راهبردهای محیط زیست و گسترش روابط تجاری بر توسعه پایدار شهری است. در نهایت، شاخص نیکویی برازش (GOF) برابر با 732/0 به دست آمد که بیانگر مطلوبیت مدل ساختاری پژوهش است. نتایچ پژوهش نشان می دهد سیاست گذاران باید برنامه هایی متناسب با نیازهای واقعی منطقه ارائه دهند تا هم رشد اقتصادی محقق شود و هم محیط زیست حفظ گردد و یک چشم انداز جامع برای توسعه شهرهای ساحلی استان بوشهر و شناسایی اولویت های سرمایه گذاری باشد.
سنجش امنیت زنان در بافت فرسوده با تأکید بر رویکرد (CPTED)؛ موردپژوهی: محله سیاه پوشان دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
45 - 66
حوزههای تخصصی:
افزایش امنیت محیط شهری در راستای بهبود کاربری فضای شهر مهم ترین رویکردی است که جامعه های مدرن در زمینه فرهنگی، علوم اجتماعی، مدیریتی، اقتصادی و طراحی محیط بدان توجه دارند. لذا برای افزایش آن بایستی معیارها و استانداردهای مختلفی در طراحی فضاهای شهر در نظر گرفت. رویکردCPTED1 از جمله رویکردهایی است که بر کاهش جرم از طریق طراحی محیط تأکید دارد. محله سیاه پوشان واقع در شهر دزفول به عنوان یکی از قدیمی ترین محلات در شهر دزفول است و عدم توجه به کیفیت های محیطی موجب شده است که امنیت ساکنان بویژه زنان با مخاطره همراه گردد. بنابراین، هدف اصلی این تحقیق دستیابی به الگوهای خاص افزایش امنیت زنان در فضای شهر، حضور فعال تر آنان در سطح شهر، و ایجاد حس تعلق خاطر نسبت به محله است. فرضیه این پژوهش این است که به نظر می رسد تفاوت قابل توجهی در اولویت بندی عوامل مؤثر بر امنیت شهری زنان وجود دارد. در این پژوهش سعی شده است با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و استفاده از داده های اسنادی، مرور متون، برداشت های میدانی و توزیع پرسش نامه سطح امنیت محله، همچنین استفاده از نرم افزارهایSPSS 22, Google Earth و GIS10.8 تجزیه و تحلیل شود. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که شاخص «دسترسی» با بتای ۲۸۷/۰ بیشترین اثرگذاری را بر امنیت ادراک شده زنان در محله سیاه پوشان دارد. دیگر شاخص های پژوهش، به ترتیب «قلمروگرایی»، «نظارت طبیعی»، «حفاظت از فعالیت» و «مدیریت و نگهداری» با بتای ۲۸۵/۰، ۲۵۳/۰، ۲۳۸/۰ و ۲۲۱/۰ متغیرهای اثرگذار بر متغیر وابسته پژوهش ارزیابی شده اند.
بررسی روند توسعه کالبدی شهر جدید سهند با استفاده از تصویر ماهواره ای لندست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
414 - 429
حوزههای تخصصی:
شهرهای جدید در واقع پاسخی بودند به افزایش و سرریز جمعیتی کلان شهرها و بر این اساس در طی دو دهه اخیر شهرهای جدید متعددی پیرامون کلان شهرهای کشور توسعه پیدا کردند که شهر جدید سهند نمونه ای از این موارد است. هدف اساسی این تحقیق آشکارسازی روند توسعه کالبدی شهر جدید سهند، به عنوان یکی از شهرهای جدید کشور با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست طی دوره آماری 1373-1401، می باشد. در این راستا ابتدا تصاویر ماهواره ای موردنیاز برای 4 دوره آماری 1373، 1383، 1393 و 1401، از دو ماهواره لندست 5 و 8 اخذ گردید. با اجرای یک تابع محاسبات باندی روی تصاویر سنجنده های TM و OLI، مقادیر تغییرات کالبدی بافت شهری طی گام های زمانی موردبررسی در سطح شهر سهند محاسبه و استخراج گردید. نتایج این تحقیق بیانگر آن بود که رشد و توسعه کالبدی شهر سهند از سال 1383، شروع شده است. در این سال مساحت بافت شهری به 282 هکتار رسیده است که نسبت به سال 1373، با یک رشد 28 برابری روبرو بوده است؛ اما در دهه بعد یعنی سال 1393، نیز مساحت شهر با یک رشد 100 درصدی نسبت به دهه قبل به 570 هکتار رسید و در نهایت در دهه پایانی مساحت شهر با نرخ رشد 50 درصدی به 850 هکتار رسید. ناحیه 6 شهر سهند که حدود 35 درصد از بافت کالبدی شهر را به خود اختصاص می دهند، از پرشتاب ترین مناطق شهر طی دهه 1393-1400 بوده است. با توجه به اینکه یک همبستگی معنی دار در سطح اطمینان 0.95 (P_value=0.05) بین رشد جمعیت و توسعه کالبدی شهر سهند طی دوره آماری 1380-1400 آشکار گردید (R=0.91)، لذا مدل رگرسیونی برازش داده شده بین رشد جمعیت و رشد بافت شهری، با قرار دادن جمعیت پذیری پیشنهادی این شهر پس از اعمال سیاست های مسکن مهر (185 هزار نفر)، نشان داد که مساحت بافت کالبدی این شهر، در دهه آینده به 1181 هکتار رسیده با یک رشد 38 درصدی مواجه خواهد شد.
بازآفرینی پایدار محله ها و اصلاح ساختارهای فقر شهری با رویکرد آینده پژوهی؛ موردمطالعه، بافت های فرسوده و ناکارآمد کلان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر می کوشد تا پنج پیشران راهبردی ساختار فقر شهری محله های هدف پژوهش را که از طریق فرآیند بازآفرینی قابلیت مدیریت، دست کاری و ردیابی اثر دارند به سیاست های فقرزدا مجهز کرده تا وضعیت کلی ساختار را در محله های مذکور ارتقاء دهد. با توجه به ضرورت اساسی ساماندهی اقتصادمحور فضا، هدف مقاله، بازآفرینی و اصلاح ساختارهای فقر شهری محله های هدف با رویکرد آینده پژوهی است. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی تحلیلی و با توجه به جدیدترین رویکردهای آینده پژوهی، ماهیتاً هنجاری است. پس از تهیه پرسشنامه تحلیل تعادلی آثار متقابل و تعیین شرح حالت های احتمالی و نوع هر حالت (سناریوهای عدم قطعیت)، استخراج قضاوت های کیفی 30 نفر از خبرگان درباره تأثیر متقابل روابط شبکه ای از طریق نظرسنجی دلفی و تجزیه وتحلیل الگوریتمی داده ها به روش CIB در نرم افزار Scenario Wizard امکان پذیر شد. با توجه به وسعت ماتریس و ابعاد آن به اندازه (15 در 15)، نرم افزار سناریو ویزارد 3657 سناریو ترکیبی را بر اساس داده های وارد شده پرسشنامه تحلیل و تعداد پنج سناریو قوی یا محتمل، 14 سناریو با سازگاری بالا (سناریوهای باورکردنی) و 28 سناریو ضعیف (سناریوهای ممکن) را گزارش دادند که در نهایت پس از صحه گذاری و اعتبارسنجی توسط خبرگان، چهار سناریو با عناوین M-A، M-Sh، H-HA، Z-S.J به صورت توصیفی نام گذاری شدند. در پایان با استفاده از کلان روندهای موضوعی که به عنوان ابزارهای فنی مداخلات اقتصادی آینده مبنا در فرآیند بازآفرینی معرفی شده اند، برای هر پیشران، سیاست های فقرزدا در قالب اقدامات موضوعی مبتنی بر سناریوی مطلوب، برای اصلاح ساختارهای فقر شهری کلان شهر اهواز تدوین و پیشنهاد شدند.
بررسی قابلیت های فضای مجازی در توسعه گردشگری شهرستان کنارک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
114 - 135
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای معاصر گردشگری، استفاده از فضای مجازی و فناوری اطلاعات در گردشگری است که نگرش جدیدی به گردشگری ایجاد کرده و مرزهای بین دنیای واقعی و فضای مجازی از میان برداشته است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی قابلیت های فضای مجازی در توسعه گردشگری شهرستان کنارک می باشد. این پژوهش از نظر هدف، «کاربردی» و از نظر ماهیت و روش، «توصیفی- تحلیلی» می باشد همچنین شیوه گردآوری اطلاعات «اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه)» است. جامعه آماری موردمطالعه در حوزه متخصصان می باشد که با استفاده از روش دلفی دو مرحله ای، 35 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. روایی محتوایی پرسشنامه توسط اساتید و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ در سطح 0.852 محاسبه و تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل مسیر و تکنیک دیمتل (DEMATEL) استفاده شده است. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که فضای مجازی با میانگین 4.22 از حد مبنای (3) بیشتر می باشد بنابراین فضای مجازی بر توسعه گردشگری شهرستان کنارک تأثیر گذاشته است. نتایج حاصل از تحلیل مسیر حاکی از آن می باشد که زیرساخت فناوری اطلاعات با ضریب 608/ دارای بیشترین تأثیر و تجارت الکترونیکی با ضریب 250/ دارای کمترین تأثیر بر توسعه گردشگری شهرستان کنارک می باشد. نتایج حاصل از تکنیک DEMATEL نشان داد از بین شاخص های مؤثر بر گردشگری شهرستان کنارک، شاخص بستر مخابراتی با مقدار 5.971 بیشترین تعامل و شاخص اطلاع رسانی با مقدار 5.671 کمترین تعامل، شاخص شبکه اجتماعی با مقدار 1.402 مؤثرترین عامل و شاخص بستر مخابراتی با مقدار 2.088- تأثیرپذیرترین عامل هستند. با توجه به نتایج حاصله می توان نتیجه گرفت که با ایجاد زیرساخت های فناوری و معرفی جاذبه های شهرستان کنارک از طریق برنامه هایی مانند (تلویزیون، سایت های خبری و ...) توسعه این شهرستان محقق می شود.
تحلیل عوامل زیست پذیری فضاهای میانی ساختمان های بلندمرتبه به-منظور تحقق توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
63 - 90
حوزههای تخصصی:
بلندمرتبه سازی به عنوان یکی از روش های توسعه شهری و استفاده بهینه از فضاهای محدود، همواره مورد توجه بسیاری از معماران، طراحان و برنامه ریزان شهری بوده است. این نوع توسعه به تدریج از کاربری های اقتصادی به کاربری های مسکونی نیز گسترش یافته و مناطق پیرامونی شهرها را تحت تأثیر قرار داده است. با این حال، آنچه اغلب نادیده گرفته می شود، فضاهای میان ساختمان های بلندمرتبه است. بی توجهی به این فضاها می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی شهروندان می گردد. از آنجاییکه امروزه سیاست های شهری در راستای اهداف و اصول توسعه پایدار هستند، هدف این پژوهش تحلیل و بررسی متغیرهای زیست پذیری در فضاهای میان ساختمان های بلند مرتبه به منظور تحقق توسعه پایدار در شهرک گلستان سمنان است. روش مطالعه توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است و در آن رابطه علی و معلولی بررسی می شود. متغیرهای زیست پذیری در پنج بعد دسترسی، کالبدی و کاربری، زیست محیطی، تاسیسات و تجهیزات شهری و اجتماعی تدوین گردیده است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردید که توسط 18 متخصص تکمیل شده است. جهت تحلیل پرسشنامه ها از روش ساختاری-تفسیری با کمک نرم افزار میک مک استفاده شد. متغیرهای زیست پذیری در فضای میان ساختمان های بلندمرتبه در پنج گروه متغیرهای دو وجهی (امنیت، روشنایی عملکردی و فضای سبز، مبلمان شهری، کاربری تفریحی و تعاملات اجتماعی)، مستقل (دسترسی به پارکینگ، دسترسی به ایستگاه حمل ونقل عمومی، فقدان آلودگی هوا، توالت عمومی و ایمنی)، تاثیرگذار (دسترسی به پارک، فقدان آلودگی هوا و بوی مطبوع)، تنظیمی (تئاتر روباز، کف سازی و فقدان آلودگی مواد جامد) و تاثیرپذیر (خوانایی) تبیین شده اند. متغیرهای امنیت، روشنایی عملکردی، دسترسی به پارک، مبلمان شهری و فضای سبز بیشترین تاثیرگذاری و متغیرهای متغیرهای خوانایی و ایمنی به ترتیب کمترین میزان اثرگذاری در تحقق زیست پذیری در فضای میان ساختمان های بلندمرتبه شهرک گلستان سمنان را دارند.
الگوی تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری با تکیه بر ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی استان های منتخب گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
39 - 60
حوزههای تخصصی:
ذی نفعان صنعت گردشگری با ایجاد تاب آوری می توانند در برابر بحران ها بهبود یابند و بر اقتصاد ملی تأثیرگذار باشند. همچنین، با در نظر گرفتن ظرفیت های اجتماعی-فرهنگی، ذی نفعان می توانند بحران ها را به فرصتی برای رشد و توسعه پایدار تبدیل کنند. بنابراین، توجه به ایجاد تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری و ارتقاء آن برای توسعه پایدار ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری با تکیه بر ظرفیت های اجتماعی-فرهنگی در استان های برگزیده گردشگری ایران (تهران، یزد، اصفهان و همدان) انجام شده است. این پژوهش از نوع بنیادی است، و روش پژوهش کیفی و به روش داده بنیاد صورت پذیرفته است. داده ها با روش نمونه گیری هدفمند نظری و با استفاده از ابزار مصاحبه عمیق با خبرگان پژوهش گردآوری و با استفاده از اصول تحلیل داده ها و مبانی کدگذاری، با کمک نرم افزار (مکس کیو دی ای) انجام شده است. در نتیجه الگوی پژوهش در 6 طبقه اصلی (موجبات علی، پدیده اصلی، شرایط زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها)، 6 مقوله اصلی (تعالی فرهنگی و معنوی جامعه، فرهنگ حمایت و نوآوری، چالش های صنعت گردشگری، تاب آوری ذی نفعان صنعت گردشگری، مدیریت تاب آوری، صنعت گردشگری تاب آور و پایدار)؛ 18 مقوله فرعی (سلامت معنوی، هم بستگی و انسجام اجتماعی، سلامت معنوی، نوآوری و خلاقیت، حمایت های دولتی و غیردولتی، چالش های صنعت گردشگری، ایجاد تاب آوری و حفظ ارزش های حاکم بر صنعت گردشگری، بهره مندی از ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی، و غیره)؛ 64 کد مفهومی ارائه گردیده است. انتظار می رود به کارگیری الگوی تعیین شده در جهت تاب آوری و بهبود عملکرد صنعت گردشگری بهره برداری شود.
تحلیل راهبردی بازیگران گردشگری شهری بافت تاریخی با رویکرد چند موضوع-چند بازیگر مطالعه موردی: بافت تاریخی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
61 - 79
حوزههای تخصصی:
گردشگری تاریخی به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی و فرهنگی در شهرهای بافت تاریخی نظیر یزد، با پیچیدگی هایی در تعاملات و نقش های ذینفعان مواجه است. تعدد نهادهای دخیل در مدیریت شهری و به تبع آن تعدد در بازیگران مرتبط با بافت تاریخی و گردشگری شهری، یکی از عوامل دشواری و پیچیدگی سیاست گذاری گردشگری شهری است. بنابراین انبوه مسائل و موضوعات مرتبط گردشگری بافت تاریخی شهرها ازیک طرف و تعدد نهادها و بازیگران مرتبط، تبیین و تحلیل مسائل گردشگری بافت تاریخی را تبدیل به یک مسئله غامض و پیچیده کرده است. این پژوهش با روش مکتور (تحلیل چند موضوع-چند بازیگر) به تحلیل نقش ذینفعان مختلف در گردشگری بافت تاریخی یزد پرداخته است. روش مکتور (MACTOR) یک ابزار تحلیلی در مدیریت استراتژیک است که برای تحلیل مسائل پیچیده با محوریت چند موضوع و چند بازیگر به کار می رود. این روش با بررسی تأثیر متقابل بازیگران و موضوعات، هم گرایی و واگرایی اهداف آن ها را شناسایی کرده و برای طراحی استراتژی های هماهنگ و مؤثر کمک می کند. نتایج نشان می دهد که برخی بازیگران کلیدی مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان، معاونت سیاسی و امنیتی استانداری، و نیروی انتظامی بیشترین تأثیر را در میان ذینفعان دارند. درعین حال، سه دسته ذینفعان شامل ساکنین بومی، کسبه، و فعالان بخش گردشگری، به عنوان بازیگران دو وجهی شناخته شده اند که ضمن تأثیرگذاری، تحت تأثیر سایر بازیگران نیز هستند و استقلال کمی در عملکرد خود دارند. نقش شهرداری، اداره کل میراث فرهنگی و خود گردشگران نیز به عنوان واسط تنظیمی در سیستم گردشگری بافت تاریخی تعریف شده است. تحلیل های همگرایی و واگرایی اهداف ذینفعان نشان می دهد که توافق بالایی بر اهدافی مانند جذب گردشگر و ارتقای امنیت وجود دارد، درحالی که اهداف اقتصادی کم تر موردتوافق قرارگرفته است. این یافته ها می تواند به سیاست گذاران در شناسایی ذینفعان همسو و طراحی استراتژی های مؤثر برای توسعه گردشگری پایدار کمک کند.
ویژگی های هیدروژئوشیمی و ارزیابی کیفیت آب های زیرزمینی دشت عسلویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
57 - 34
حوزههای تخصصی:
دشت عسلویه، به عنوان یکی از مهم ترین مناطق صنعتی ایران، در سال های اخیر با چالش های جدی در زمینه کیفیت آب های زیرزمینی مواجه شده است. این مطالعه به منظور تحلیل هیدروشیمیایی و ارزیابی کیفیت آب های زیرزمینی این دشت، با تمرکز بر تأثیرات فعالیت های صنعتی و نفوذ آب های شور دریایی انجام شده است. برای این منظور، داده های کیفی مربوط به ۸ چاه و ۲ چشمه در منطقه جمع آوری و با استفاده از روش های گرافیکی نظیر نمودارهای پایپر و دوروف و تحلیل های آماری چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نفوذ آب شور دریایی و فعالیت های صنعتی منجر به افزایش غلظت یون های کلراید، سدیم و سولفات شده و کیفیت آب زیرزمینی به ویژه در نواحی جنوبی و غربی منطقه به شدت کاهش یافته است، به طوری که غلظت سولفات به 1711 mg/l و درصد سدیم به 60% در این مناطق رسیده که نشان دهنده تأثیر شدید منابع آلاینده طبیعی و انسانی است. علاوه بر این، پدیده تعویض یونی معکوس و انحلال سنگ های دولومیتی و کربناته به عنوان فرآیندهای غالب هیدروژئوشیمیایی شناسایی شدند. تحلیل های کیفی نشان داد که آب های زیرزمینی در بخش های مختلف منطقه برای مصارف کشاورزی عمدتاً نامناسب هستند، در حالی که برخی از چشمه ها کیفیت بهتری دارند. همچنین، آب های زیرزمینی دارای خاصیت رسوب گذاری بالا برای مصارف صنعتی هستند.