فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴
203 - 235
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : اکوتوریسم در سال های اخیر به عنوان ابزاری مؤثر برای توسعه پایدار در مناطق مرزی، با اهدافی چون توانمندسازی اقتصادی و حفظ منابع طبیعی مطرح شده است. استان اردبیل با ویژگی های اقلیمی و فرهنگی منحصربه فرد، ظرفیت مناسبی برای بهره برداری از این الگو دارد. این پژوهش به طراحی مدلی جامع برای توسعه اکوتوریسم با تأکید بر امنیت اقتصادی در مناطق مرزی استان اردبیل می پردازد.
روش شناسی : پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی متوالی اجرا شد. در مرحله کیفی، از نظریه داده بنیاد برای شناسایی مؤلفه ها استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۲ نفر از خبرگان جمع آوری و با نرم افزار ATLAS.ti 24 تحلیل شد. در مرحله کمی، پرسش نامه ای بر پایه یافته های کیفی بین ۱۷۷ نفر توزیع و داده ها با ضریب همبستگی اسپیرمن در SPSS 26 تحلیل شدند.
یافته ها : نتایج نشان داد متغیرهایی چون آموزش و توانمندسازی، بازاریابی و اطلاع رسانی، برندسازی، فناوری و نوآوری، ظرفیت های طبیعی و فرهنگی و شبکه سازی نهادی بیشترین ارتباط معنادار را با ارتقاء امنیت اقتصادی دارند. مشارکت و حکمرانی محلی ضعیف ترین رابطه را نشان داد.
نتیجه گیری و پیشنهادات : مدل مفهومی ارائه شده، الگویی یکپارچه از تعامل عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر با راهبردها و پیامدها ارائه می دهد که در مناطق مرزی می تواند راهنمایی اثربخش برای سیاست گذاران باشد. این مدل نشان می دهد ارتقاء امنیت اقتصادی نیازمند نگاهی سیستمی، تقویت ظرفیت های نرم افزاری و بهره گیری از رویکردهای مشارکتی است. همچنین تقویت برند منطقه ای، سرمایه گذاری در آموزش و اتصال تولیدکننده محلی به زنجیره ارزش گردشگری از مسیرهای کلیدی دست یابی به توسعه پایدار در مناطق مرزی است.
نوآوری و اصالت : این پژوهش با تلفیق نظریه داده بنیاد و تحلیل آماری، در تلاش است تا مدلی بومی شده و چندبعدی از تعامل اکوتوریسم و امنیت اقتصادی در مناطق مرزی ارائه دهد که قابلیت تطبیق در سطح ملی و بین المللی داشته باشد.
بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران انجام شده است. نابرابری های شهری به عنوان یکی از چالش های اساسی توسعه پایدار، پیامدهایی چون کاهش رضایت عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش شکاف های فرهنگی را به همراه دارد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل شهروندان مناطق ۱ و ۲۰ شهر تهران بوده و نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت خدمات شهری تأثیر معناداری بر رضایت شهروندان دارد و عوامل فردی مانند تحصیلات، وضعیت اشتغال، محل سکونت و میزان مشارکت اجتماعی در شکل گیری نابرابری های اجتماعی نقش دارند. همچنین، تفاوت معناداری میان مناطق مختلف شهر تهران از نظر سطح رضایت و دسترسی به خدمات مشاهده شد. پژوهش حاضر تأکید می کند که کاهش نابرابری های شهری نیازمند سیاست گذاری عدالت محور، توزیع متوازن منابع، و تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری شهری است.
شناسایی چالش های شبکه گردشگری سلامت شهر تهران با رویکرد مدیریت شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۴
87 - 110
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : گردشگری سلامت، زیرمجموعه ای برجسته از صنعت گردشگری، تأثیرات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد. شهر تهران با مراکز درمانی معتبر، نیروی متخصص و موقعیت استراتژیک، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری سلامت منطقه ای و بین المللی داراست. فقدان مدیریتی شبکه ای، چالش اصلی برنامه ریزان است. این پژوهش با رویکرد کیفی، به شناسایی چالش های موجود در مدیریت شبکه گردشگری سلامت شهر تهران می پردازد. روش شناسی : این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوا انجام شد. داده ها از 15 مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند با اساتید دانشگاه، مدیران بیمارستان ها، آژانس های گردشگری سلامت، کارشناسان وزارت بهداشت و گردشگری و مسؤولان بیمه ای جمع آوری شدند. نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی اجرا شد. یافته ها : تحلیل داده ها نشان داد که توسعه گردشگری سلامت در تهران با چالش های ساختاری (موازی کاری و نبود زنجیره ارجاع)، نهادی (ضعف هماهنگی و تعدد نظارت ها)، و فناورانه (کمبود زیرساخت دیجیتال و سامانه یکپارچه) مواجه است. نتیجه گیری و پیشنهادات : بدون چارچوب یکپارچه، بهره برداری از ظرفیت ها ممکن نیست. پیشنهادها شامل واحد مرکزی هماهنگی، سامانه اطلاعاتی، استانداردسازی خدمات، ارتقاء فناوری و روابط بین سازمانی است. این چارچوب الگویی برای سایر شهرها می شود. نوآوری و اصالت : این پژوهش با تلفیق نظریه های شبکه ها و نهادگرایی، برای اولین بار به شناسایی چالش های مدیریت شبکه گردشگری سلامت شهر تهران پرداخته است.
عوامل مؤثر بر جلوگیری از ورشکستگی مبتنی بر خط مشی های گردشگری در کسب و کارهای فعال صنعت گردشگری کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
85 - 133
حوزههای تخصصی:
گردشگری ایران در سایه بحران هایی مانند کرونا و عواملی مانند تحریم و مباحث مرتبط با حجاب اجباری در آستانه ورشکستگی است و برون رفت از این وضعیت نیازمند خط مشی هایی روشن، کاربردی و دارای ضمانت اجرایی است. با وجود این، در مطالعات پیشین کمتر به ارائه الگویی پیرامون خط مشی های گردشگری برای جلوگیری از این وضعیت پرداخته شده است. این پژوهش با هدف شناخت عوامل مؤثر بر جلوگیری از ورشکستگی مبتنی بر خط مشی های گردشگری در کسب وکارهای فعال صنعت گردشگری[1] کشور انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی توسعه ای و براساس چگونگی گردآوری داده ها پیمایشی مقطعی است. داده های لازم برای پژوهش با روش های اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (مصاحبه و پرسش نامه) گردآوری شده است. گردآوری داده ها به صورت پیمایشی مقطعی در تیرماه 1402 آغاز شد و در بازه زمانی یک ساله به پایان رسید. از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی برای نیل به هدف پژوهش استفاده شده است. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی دربردارنده استادان مدیریت گردشگری و مدیریت دولتی و مدیران و معاونان وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوده است. برای نمونه گیری از روش هدفمند استفاده شد و پس از دوازده مصاحبه اشباع نظری به دست آمد. جامعه آماری بخش کمّی دربردارنده کارشناسان و مدیران وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوده است. حجم نمونه با قاعده تحلیل توان کوهن (1992) و نرم افزار جی پاور (G*Power) 140 نفر برآورد شد و نمونه گیری با روش تصادفی ساده انجام شد. برای تحلیل داده ها در فاز کیفی از روش تحلیل مضمون با نرم افزار مکس کیودی ای و در فاز کمّی از روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شد. یافته ها نشان می دهد که عوامل اقتصادی، قانونی، توان طبیعی و زیرساخت های گردشگری در فرهنگ گردشگری میزبان و سیاست گذاری گردشگری تأثیر می گذارند. درنهایت، تصویر کسب وکارهای گردشگری، آگاهی از کسب وکارهای منطقه و هویت برند گردشگری موجب توسعه کسب وکارهای گردشگری می شوند. در میان عوامل، تصویر کسب وکارهای گردشگری بیشترین تأثیرگذاری را داشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت خط مشی های گردشگری می تواند در برون رفت از وضعیت موجود و جلوگیری از ورشکستگی فعالان حوزه گردشگری نقش آفرین باشد. این پژوهش از منظر موضوعی نوآورانه است، زیرا الگوی جلوگیری از ورشکستگی در مداخل علمی داخلی مورد عنایت پژوهشگران قرار نگرفته است. به علاوه، رویکرد آمیخته اکتشافی برای طراحی و اعتبارسنجی مدل می تواند به جنبه نوآورانه این پژوهش کمک کند.
بررسی وضعیت پراکندگی و وسعت ریگزارهای ایران با استفاده از روش های سنجش از دوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریگزارها از عوارض مناطق بیابانی هستند که گستردگی زیادی در ایران دارند. ریگزارها می توانند با اثرات محیط زیستی زیادی همراه باشند؛ باوجوداین، در برنامه ریزی های مختلف بسیار اهمیت دارند و به همین دلیل در این پژوهش وضعیت مورفومتری و مورفودینامیکی ریگزارهای ایران ارزیابی شد. در این تحقیق از تصاویر گوگل ارث به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شد. در این تحقیق ابتدا محدوده تمامی ریگزارهای ایران ترسیم شد و سپس ریگزارهای ایران باتوجه به موقعیت مکانی به 9 منطقه تقسیم شد. درادامه، بر مبنای تصاویر گوگل ارث و 791 نقطه نمونه، وضعیت حرکت تپه های ماسه ای ریگزارهای ایران در طی سال های 2005 تا 2020 ارزیابی شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد وسعت کل ریگزارهای ایران 47811 کیلومترمربع است که حدود 9/2 درصد از مساحت ایران را شامل می شود. نتایج ارزیابی مساحت ریگزارهای ایران نشان می دهد ریگ لوت با 14629 کیلومترمربع، ریگزارهای اطراف دشت کویر_ چاله مسیله با 13081 کیلومترمربع و ریگزارهای شرقی با 5737 کیلومترمربع وسعت، بزرگ ترین ریگزارهای ایران هستند. همچنین نتایج ارزیابی وضعیت حرکت تپه های ماسه ای ریگزارهای ایران در طی سال های 2005 تا 2020 نشان می دهد بیشترین میزان حرکت با بیش از 90 متر به تپه های ماسه ای مناطق جنوبی ریگ اصلی لوت، ریگزارهای سیستان و ریگ شتری مربوط بوده است. همچنین در بعضی از مناطق مانند ریگزارهای مفرد خوزستان به دلیل تثبیت تپه های ماسه ای با پوشش گیاهی حرکت تپه های ماسه ای حدود 2 متر بوده که بیانگر نقش مؤثر فعالیت های انسانی در کنترل حرکت تپه های ماسه ای است.
تحلیل نقش بازاریابی الکترونیکی در توسعه گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای پیرامون کلان شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری روستایی فعالیتی بسیار مهم برای توسعه روستاهاست که باعث رشد اقتصادی، اشتغال زایی و افزایش درآمد برای ساکنان روستایی می شود. از جمله عواملی که سبب توسعه گردشگری روستایی است، استفاده بهینه از تکنیک های بازاریابی به ویژه بازاریابی الکترونیکی است. هدف این پژوهش بررسی نقش بازاریابی الکترونیکی در توسعه گردشگری روستایی، روستاهای پیرامون کلان شهر رشت می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش آمیخته (کیفی و کمی) است. جامعه آماری بخش کیفی کنشگران عرصه بازاریابی الکترونیکی می باشند که 36 نفر از آنها به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی کلیه گردشگرانی هستند که از منطقه مورد مطالعه بازدید کرده اند. به دلیل بزرگ بودن و نامشخص بودن تعداد آمار دقیق گردشگران و باتوجه به شرط حجم نمونه قابل کفایت جهت تحلیل عاملی، 200 نفر به روش نمونه گیری قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند. مبنای انتخاب این گردشگران آشنایی و استفاده آنان از بازاریابی الکترونیکی بوده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه، در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از شاخص های مرحله کیفی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی از روش کدگذاری باز استفاده شد که منجر به شناسایی40 گویه شد و در بخش کمی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی در قالب نرم افزارهایSPSS و LISREL استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، هفت عامل با روش تحلیل عاملی استخراج شد که در توسعه گردشگری روستاهای پیرامون کلان شهر رشت تأثیرگذار می باشند. این عوامل به ترتیب اهمیت شامل قیمت، برنامه ریزی و مدیریت، تبلیغات، افراد، محصول، شواهد و امکانات فیزیکی و مکان می باشند.
تحلیلی بر ادراک جامعه میزبان از اثرات توسعه گردشگری شهری (نمونه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
451 - 429
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری به عنوان صنعتی نوپا، به ویژه در سال های اخیر تأثیرات عمیقی بر وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیشتر کشورهای جهان داشته است. مطالعات در زمینه اثرات گردشگری در دهه ۱۹۶۰، به اثرات مثبت گردشگری و در دهه ۱۹۷۰ به اثرات منفی آن پرداخته اند و در دهه ۱۹۸۰ به رویکردی متعادل تر و نظام مند تر روی آورده اند. گردشگری از بعد فرهنگی و اجتماعی، سبب تعامل فرهنگی با دنیای خارج، بین المللی شدن فرهنگ بومی، بهبود نظام های آموزشی و بهداشتی و خواهد شد اما با همه تأثیرات مفید خود در حیطه اجتماعی - فرهنگی، تأثیرات مخربی نیز داشته است. گردشگری به مثابه یک پدیده اقتصادی اجتماعی آثار متعددی برای میزبان و مهمان دارد، اثرات فرهنگی اجتماعی از مهم ترین آن هاست. ازآنجایی که گردشگری سکه ای دو رو شامل مهمان و میزبان است، لذا بدون بررسی و مطالعه الگوهای تعامل متقابل آن ها توسعه گردشگری امکان پذیر نیست. تحقیق حاضر نیز در راستای این ضرورت انجام شده است. روش تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی -تحلیلی است. مهم ترین ابزار جمع آوری داده ای اولیه موردنیاز تحقیق مصاحبه و پرسشگری است و پرسشنامه ها بر اساس اهداف تحقیق، یافتن پاسخ سؤالات و آزمون فرضیات تحقیق طراحی و در میان شهروندان تبریز به عنوان جامعه میزبان پخش و پرسشگری انجام شده است. جهت تحلیل و ارزیابی داده ها از روش ها و مدل های آماری ازجمله آزمون های آلفای کرومباخ، کلومگروف - اسمیرنوف و تی استیودنت استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که به خاطر دلایل متعددی ازجمله فقدان آموزش عمومی همگانی، جامعه میزبان اطلاع درخور و بایسته ای از اثرات مثبت مستقیم و غیرمستقیم توسعه گردشگری شهری ازجمله اقتصادی و تعالی متقابل فرهنگی اجتماعی میزبان و مهمان، ندارد.
بررسی اثرات توسعه ای گردشگری ریل پایه با تأکید بر اثرات زیست محیطی و اقتصادی بر مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
139 - 163
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گردشگری ریلی به عنوان شکلی از گردشگری پایدار، امکان کاهش مصرف انرژی و اثرات زیست محیطی را فراهم می کند. این پژوهش با هدف توسعه گردشگری ریلی در مسیر تبریز-جلفا، ارتقاء کیفیت زندگی، افزایش پتانسیل راه آهن به عنوان یک محصول گردشگری و کاهش آلودگی محیطی انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است و از روش های مطالعات اسنادی، کتاب خانه ای و میدانی بهره برده است. برای تحلیل داده ها، مدل گان و روش طیف لیکرت به کار گرفته شده است. قلمرو زمانی پژوهش بین سال های 1400 تا 1403 است. در این پژوهش شاخص هایی همچون میزان دسترسی به زیرساخت های گردشگری، تأثیرات اقتصادی، میزان کاهش آلودگی زیست محیطی و تأثیر بر توسعه پایدار سکونت گاه های روستایی بررسی شدند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که مسیر ریلی تبریز-جلفا ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری دارد. ازجمله جاذبه های این مسیر می توان به کلیسای سنت استپانوس، رود ارس، بازارچه مرزی جلفا و مناطق روستایی اشاره کرد. با این حال، چالش هایی مانند کمبود واگن های مخصوص گردشگری، ضعف در بازاریابی و نبود سرمایه گذاری کافی از سوی بخش خصوصی شناسایی شد. مسیر ریلی تبریز-جلفا به عنوان تنها خط ریلی برقی ایران، زیرساخت مناسبی برای توسعه پایدار گردشگری دارد.
نتیجه گیری و پیشنهادات: پژوهش پیشنهاد می کند که برای توسعه گردشگری ریلی در این مسیر، باید همکاری میان بخش دولتی و خصوصی افزایش یابد، اقدامات بازاریابی گسترده تری انجام شود و زیرساخت های گردشگری مانند امکانات رفاهی در ایستگاه ها بهبود یابد. ایجاد مسیرهای دوچرخه سواری، سامان دهی بازارچه های مرزی و تقویت حمل ونقل عمومی در این مسیر نیز پیشنهاد شده است.
نوآوری و اصالت: این پژوهش با استفاده از مدل گان و روش تحلیل طیف لیکرت، به بررسی تخصصی ظرفیت های گردشگری ریلی مسیر تبریز-جلفا پرداخته و راهکارهای جدیدی برای توسعه پایدار این نوع گردشگری ارائه کرده است.
بررسی دیدگاه ساکنان محلی از مؤلفه های مؤثر بر سیاست گذاری مدیریت پسماند مناطق روستایی منتخب شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش تولید پسماند و دل نگرانی های حاصل از خسارات اکولوژیکی ناشی از آنها سیاست گذاری مدیریت پسماند اهمیت فوق العاده ای برخوردار شده است. پسماند، محصول جانبی فعالیت های انسانی و شامل انواع پسماندهای خانگی، پزشکی، کشاورزی، صنعتی، تجاری، ویژه و خطرناک است. در سیاست گذاری و مدیریت جامع پسماند جمع آوری و روش های پردازش و دفع پسماند در تعامل با یکدیگر به نحوی مدیریت می گردندکه اهداف سه گانه محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی مطلوب منطقه به دست می آید. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر سیاست گذاری مدیریت پسماندها از دیدگاه مردم محلی در مناطق روستایی منتخب شهرستان کرمانشاه است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی-توسعه ای و از نوع استراتژیک و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی می باشد که در آن از ابزار پرسشنامه استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل سرپرستان خانوارهای روستاهای منتخب می باشدکه شامل 8 روستای برگزیده از 4 دهستان بخش مرکزی کرمانشاه می باشدکه با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 275 نفر تعیین گردید. بر اساس یافته ها برخی از شاخص های مدیریت پسماند ساکنان محلی با ویژگی های فردی آنان همبستگی معنادار دارد. برپایه یافته های به دست آمده از این پژوهش لزوم توجه به آموزش در زمینه مدیریت پسماند به ساکنان محلی مناطق هدف احساس شد. در نتیجه اجرای سیاست های مبتنی بر مدیریت پسماند موجب بهبود در شرایط مناطق هدف شد که این ضرورت تداوم و توسعه آنها را نشان می دهد. نتایج تحقیق بیانگر این است که پژوهش حاضر سیاست مدیریتی ضعیفی در خصوص پسماندهای منطقه دارد که روستای تکیه سرابله از دهستان میان دربند وضعیت مطلوب تری نسبت به سایر روستاهای منتخب دارد و روستای عمه از دهستان قره سو وضعیت ضعیف تری نسبت به سایر روستاهای منتخب دارد.
مدل سازی تغییرات مکانی مؤلفه های کیفی آب با استفاده از متغیرهای ژئومورفومتری (مطالعه موردی: حوضه های آبخیز تالش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
329 - 351
حوزههای تخصصی:
آگاهی از تغییرات مکانی کیفیت آب رودخانه ها و عوامل موثر بر آن به جهت نیاز مبرم مصارف مختلف انسانی به آب سالم اهمیت اساسی دارد. تحقیق حاضر با در پیش گرفتن رویکرد سیستمی و با هدف مدل سازی روابط کمی بین خصوصیات هندسی حوضه آبخیز و تغییرات مکانی مولفه های کیفی آب در حوضه های آبخیز تالش انجام گرفت. ابزار تحقیق شامل نقشه های زمین شناسی، مدل رقومی ارتفاعی (DEM)، و داده های کیفی آب در 12 ایستگاه هیدرومتری بود. به منظور تشخیص و تعیین روابط کمی از تحلیل های همبستگی و رگرسیونی بین متغیرهای ژئومورفومتری (15 متغیر) و متغیرهای کیفی کل جامدات محلول (TDS) و قابلیت هدایت الکتریکی (EC) کمک گرفته شد. دست یابی به مدل کلی رگرسیونی از طریق روش های جبری و گام به گام میسر شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که روابط همبسته معنی داری بین 8 متغیر مساحت حوضه، متوسط ارتفاع، متوسط شیب، طول رودخانه اصلی، طول آبراهه ها، نسبت انشعاب، تراکم زهکشی، ضریب گراویلیوس، زمان تمرکز، شاخص ناهمواری و دو متغیر کیفی آب وجود دارد. ضرایب همبستگی از 6/0 تا 88/0 متغیر بود. به علاوه، با افزایش میزان متغیرهای مستقل فوق، میزان TDS و EC افزایش یافته و درنتیجه کیفیت آب کاهش یافت. در مدل های رگرسیونی حاصل از اعمال روش جبری، نزدیک به 98 درصد واریانس متغیرهای کیفی TDS و EC قابل توضیح بود. در مدل های رگرسیونی حاصل از اعمال روش گام به گام با استفاده از دو متغیر طول رودخانه اصلی و شیب حوضه به ترتیب 78 و 88 درصد واریانس متغیرهای کیفی TDS و EC قابل توضیح بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که با تکیه بر داده های رقومی ارتفاعی و مدل های آماری رگرسیونی می توان به راحتی و با دقت کافی به مدل های کارا و مفید جهت پیش بینی تغییرات مکانی TDS و EC در رودخانه های تالش دست یافت که برای برنامه ریزان و طراحان منابع آب مفید می باشد.
سنجش مؤلفه های ارتقای محیط زیست هوشمند در نواحی منطقه ۱۲ تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
73 - 102
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر، محیط زیست هوشمند و ارتقای آن یکی از موضوعات مهم در حوزه حفاظت از محیط زیست است. اتحادیه اروپا به عنوان یک سازمان بین المللی، شاخص هایی را برای سنجش و ارزیابی اقدامات و تلاش ها جهت ارتقای محیط زیست هوشمند تعیین کرده است؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر، سنجش مؤلفه های ارتقای محیط زیست هوشمند بر اساس شاخص های کمیسیون اتحادیه اروپا در محلات منطقه 12 تهران است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است که با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی و کیفی انجام گرفته است. شیوه های جمع آوری داده در این تحقیق، اسنادی- کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری تحقیق را ۶۰ نفر از کارشناسان با استفاده از تکنیک «دلفی» تشکیل داده اند. در نهایت جهت تجزیه وتحلیل متغیرها از روش «مارکوس» و معادلات ساختاری بهره گرفته شد. نتایج نشان می دهد شاخص های محیط زیست هوشمند به لحاظ اهمیت به همدیگر متفاوت هستند. براین اساس؛ شاخص محیط زیست و آلاینده های زیست محیطی با میانگین رتبه ای ۸۱/۱ بالاترین امتیاز و شاخص برنامه ریزی سبز با امتیاز ۱.۰۶ پایین ترین امتیاز را دارا است. همچنین نتایج نشان می دهد که سطح معناداری به دست آمده از آزمون «فریدمن» کمتر از ۰۵/۰ است، درنتیجه بین شاخص های محیط زیست هوشمند در سطح نواحی ۶گانه منطقه دوازده تهران در سطح ۹۵ درصد اطمینان تفاوت وجود دارد. همچنین باتوجه به مثبت بودن شاخص اشتراک و شاخص افزونگی و سه مقدار ۰.۰۱، ۰.۲۵، ۰.۳۶ که به عنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای «GOF» معرفی شده است و حصول مقدار ۰,۵۰ برای «GOF»، برازش مناسب مدل تأیید می گردد. نتایج تحلیل «مارکوس» هم نشان می دهد ناحیه ۴ در بعد های مختلف حفاظت از محیط زیست و مدیریت منابع طبیعی، وزن بیشتری دارد و نواحی دیگر نیز در بعضی از ابعاد، تأثیر متفاوتی دارند.
بررسی پراکنش مکانی شاخص های فرسایش پذیری بادی خاک با استفاده از روش های زمین آماری در دشت سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
111 - 132
حوزههای تخصصی:
مطالعه فرسایش پذیری اراضی و مدل سازی مکانی آن ازجمله اطلاعات اصلی و کلیدی برای مدیریت پایدار اراضی می باشد. فرسایش بادی یکی از مخاطرات اصلی محیطی در منطقه سیستان به شمار می آید. ازاین رو، این پژوهش با هدف بررسی تغییرات مکانی و مدل سازی شاخص های فرسایش پذیری بادی در دشت سیستان انجام شد. بدین منظور 181 نقطه مطالعاتی در اراضی دشت سیستان انتخاب و از خاک سطحی آنها نمونه برداری شد. شاخص های مورد مطالعه شامل بخش فرسایش پذیر بادی آزمایشگاهی (EF)، بخش فرسایش پذیر بادی بر اساس فرمول فرایر (EFF)، لوپز (EFL)، بواجیلا (EFB)، فاکتور سله خاک (SCF)، پایداری خاکدانه خشک (DAS) و میزان تخمینی فرسایش خاک بود. همچنین برخی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی در نمونه های خاک با استفاده از روش های استاندارد اندازه گیری شد. روش وزن دهی معکوس فاصله، کریجینگ و کوکریجینگ به عنوان روش های آنالیزهای زمین آماری مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که بهترین مُدل تغییرنما برای EFF، SCF، EFB و DAS مُدل کروی و برای EFL، EF و فرسایش خاک مُدل نمایی بود و تناسب مکانی برای کلیه شاخص ها در کلاس تناسب مکانی متوسط قرار گرفت. روش کوکریجینگ ساده با متغیر کمکی شن برای EFF (724/5=RMSE) و فرسایش خاک (576/85=RMSE)، با متغیر کمکی رس برای EFB (950/2=RMSE) و DAS (481/14=RMSE) و با متغیر کمکی نسبت شن بر رس برای EF (966/17=RMSE) و روش کوکریجینگ معمولی برای SCF (163/0=RMSE) و EFL (312/36=RMSE) با متغیر کمکی نسبت شن بر رس، به عنوان بهترین روش های پیش بینی انتخاب شدند. مقادیر میانگین EFF برابر 13/29 درصد، SCF برابر 45/0، EFL برابر 25/75 درصد، EFB برابر 09/83 درصد، EF برابر 97/54 درصد، DAS برابر 18/72 درصد و فرسایش خاک برابر 67/121 مگاگرم در هکتار در سال بود. در قسمت های جنوبی دشت سیستان بیشترین مقادیر شاخص های فرسایش پذیر بادی و در قسمت های شمالی و غربی کمترین مقادیر مشاهده شد. اما بیشترین مقدار DAS در قسمت شمالی و غربی و کمترین آن در قسمت جنوبی دشت مشاهده شد. تطابق بالایی بین نحوه پراکنش شاخص های فرسایش پذیری با نحوه پراکنش اندازه ذرات خاک در منطقه وجود داشت. تغییرات ذرات معدنی خاک در منطقه وابسته به ماهیت ژئومورفیک منطقه و هم راستا با تغییرات رژیم رسوب گذاری رودخانه هیرمند و شاخه های آن و همچنین فرایندهای فرسایش بادی و رسوب گذاری آن در دشت سیستان می باشد.
تحلیل علم سنجی رابطه میان استرس و ویژگی های محیط ساخته شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
131 - 175
حوزههای تخصصی:
زندگی در محیط های شهری به طور فزاینده ای با چالش های مختلفی مواجه است که استرس و خطرات مرتبط با سلامت روان را به همراه دارد. استرس به عنوان یکی از رایج ترین مشکلات انسانی، لزوم شناسایی عوامل مؤثر بر آن را به شدت ضروری می سازد. باوجود پژوهش های متعددی که در این زمینه انجام شده، فقدان یک بررسی جامع و نقشه ای که نشان دهنده گستره این مطالعات باشد، به وضوح احساس می شود. هدف این مطالعه، تحلیل علم سنجی مطالعات مرتبط با شناسایی و بررسی استرسورهای محیطی است تا بتواند مسائل و موضوعات اصلی و نوظهور، الگوهای همکاری و ساختارهای فکری در این حوزه را شناسایی کند. در این راستا، مؤلفه های مؤثر بر ایجاد استرس با توجه به ادبیات جهانی شناسایی و استخراج شدند. سپس با استفاده از نرم افزار Vos Viewer و تحلیل علم سنجی، به بررسی هم استنادی، هم نویسندگی، هم رخدادی واژگان و همچنین تحلیل واژگان براساس زمان وقوع پرداخته شد. یافته ها نشان می دهند که کلمات "استرس"، "سلامت روان" و "سلامت" به ترتیب بالاترین مجموع قدرت پیوند و تعداد دفعات هم رخدادی را دارا بوده اند. همچنین، واژگان "کووید-19" و "تاب آوری" به عنوان کلمات نوظهور در این زمینه و مورد توجه پژوهشگران جدید شناسایی شدند.تحلیل هم نویسندگی نشان می دهد که نویسندگان کشورهای آمریکا و انگلستان به ترتیب بیشترین تولید استنادات و میزان همکاری را با سایر کشورها داشته اند. این پژوهش به عنوان یک مرجع سیستماتیک و جامع، می تواند به عنوان پایه ای برای پژوهش های آتی درزمینهٔ استرس و سلامت روان در محیط های شهری به شمار آید. با توجه به تنوع موضوعات و حجم بالای پژوهش ها در این حوزه، انتظار می رود که این مطالعه راه گشای پژوهش های آینده و ایجاد چارچوب های نظری جدید در این زمینه باشد.
ارزیابی توان بوم شناختی به منظور توسعه پایدار سرزمینی (مطالعه موردی:حوضه آبخیز جاجرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
14 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف: رشد روزافزون جمعیت شهری در کشور ما باعث از بین رفتن تعادل بین شبکه های شهری و الگوهای طبیعی آنها شده است. این موضوع باعث کاهش کیفیت و سلامت سیستم های اکولوژیکی و عدم تعادل بین عوامل طبیعی و جمعیتی شده و لزوم توجه برنامه ریزان و تصمیم گیران به آماده سازی زمین و بارگذاری متناسب جمعیت و فعالیت ها با ظرفیت های طبیعی را آشکار می کند. بنابراین در این پژوهش هدف اصلی، تعیین پتانسیل های طبیعی حوضه آبخیز جاجرود جهت توسعه شهری، روستایی و صنعتی است. روش و داده ها: در این تحقیق با استفاده از معیارها و شاخص های اصلی ارزیابی پتانسیل اکولوژیکی و در نظر گرفتن محدودیت ها، با به کارگیری مدل تصمیم گیری VIKOR، استعداد و توانایی اراضی حوزه آبخیز جاجرود برای توسعه پایدار مراکز جمعیتی مورد ارزیابی قرار گرفت. ابتدا داده ها با توجه به اهداف و روش تحقیق گردآوری شد. سپس کلیه داده های جمع آوری شده شامل نقشه های ارتفاعی، نوع خاک، نوع زمین، پوشش گیاهی، آبراه ها و گسل های اصلی استخراج و برای ارزیابی در مراحل بعدی آماده شد. در نهایت میزان مطلوبیت هر پیکسل نقشه برای توسعه شهری، روستایی و صنعتی تعیین شد. یافته ها: با توجه به مجموع نتایج به دست آمده از ارزیابی معیارهای بوم شناختی و سرانه آب منطقه و با در نظر داشتن محدودیت های موجود (کمیت آب، حریم گسل و رودخانه) می توان نتیجه گرفت شهرهای پردیس، بومهن، دماوند و لواسان جهت توسعه آتی شرایط مناسب تر و محدودیت کمتری را دارا هستند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از ارزیابی معیارهای طبیعی، نشان می دهد تعدادی از سکونتگاه های واقع در حوضه آبخیز جاجرود، در مناطق با ظرفیت محدود از لحاظ بوم شناختی واقع شده اند که لازم است نسبت به ایمن سازی و جلوگیری از توسعه فیزیکی آن ها اقدام شود. نوآوری: ارزیابی پتانسیل های زیست محیطی همراه با محدودیت ها و خطرات احتمالی آن در حوضه آبخیز جاجرود به عنوان یک منطقه رو به رشد با وضعیت خاص طبیعی، اقتصادی و ارتباطی موضوعی است که تا کنون مغفول مانده و از نوآوری های تحقیقات آتی محسوب می شود.
آسیب شناسی مدیریت توسعه فضائی – کالبدی پایدار حریم جنوب کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
1 - 19
حوزههای تخصصی:
در میان کشورهای درحال توسعه، ایران از رشد شهرنشینی نسبتاً بالایی برخوردار بوده و یکی از اساسی ترین الزامات توسعه شهرنشینی تأثیر آن بر حاشیه و حریم شهرها می باشد. با توجه به افزایش جمعیت و تأثیر آن بر تحولات کالبدی شهر و اراضی پیرامون آن و فقدان راهبردهای مدیریتی، حریم شهرها را به محلی با مشکلات و معضلات پیچیده تبدیل نموده است که اگر مدیریت مؤثر، منسجم، جامع و یکپارچه ای در حریم و پیرامون شهرها ایجاد نگردد، دیری نخواهد پایید که فضاهای ذخیره و با ارزش حریم شهرها به صورت مغشوش و نامتجانس از بین خواهند رفت. پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی مدیریت توسعه فضائی – کالبدی پایدار حریم جنوب کلان شهر تهران به روش توصیفی - تحلیلی تدوین شده و برای تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک SWOT و دلفی فازی استفاده شده است. با استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان مهم ترین نقاط ضعف، قوت، فرص تها و تهدیدهای پیش روی مدیریت توسعه فضائی– کالبدی حریم جنوب کلان شهر تهران استخراج شدند. نتایج تحقیق پنج عامل رشد جمعیت و مهاجرت، سیاست ها و قوانین شهری، زیرساخت ها و خدمات عمومی، کاربری زمین و برنامه ریزی شهری و محیط زیست و منابع طبیعی به عنوان عوامل الگوی راهبردی مدیریت پایدار حریم شهر را معرفی کرده است. در بخش رنبه بندی نیز نشان داده شد که شاخص کاربری زمین و برنامه ریزی شهری بیشترین نزدیکی را به جواب ایده آل مثبت و بیشترین فاصله را از جواب ایده آل منفی دارا می باشد و الویت نخست الگوی راهبردی مدیریت پایدار حریم شهر از لحاظ معیارهای موردنظر برای تاب آوری الگوی راهبردی مدیریت پایدار حریم شهر می باشد.
ارزیابی کیفیت محیطی پیاده راه های شهری از منظر کاربران (نمونه موردی: پیاده راه بوعلی و اکباتان شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۲
289 - 262
حوزههای تخصصی:
کیفیت محیطی بخشی از رضایت مندی انسان ها از محیط را تشکیل می دهد. با این که رویکرد پیاده مداری در طراحی فضاهای شهری نقش مهمی در ارتقاء کیفیت محیطی ایفاء می کند، اما رویکردهای یکسان و بدون توجه به ماهیت فضایی، پتانسیل ها و ظرفیت های محیطی در احداث پیاده راه های شهری نه تنها موجبات ارتقاء کیفیت محیطی و رضایت مندی را به دنبال نخواهد داشت، بلکه موجب تنزل کیفیت اجتماعی و اقتصادی فضاهای شهری می شود. هدف از این پژوهش ارزیابی مؤلفه های کیفیت محیطی در پیاده راه بوعلی و اکباتان شهر همدان از منظر کاربران در راستای پاسخگویی به نیازهای شهروندان و رضایت مندی کاربران می باشد. روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام توصیفی- تحلیلی است. شاخص ها و معیارهای مورد سنجش در ارتباط با کیفیت محیطی با مروری بر متون معتبر علمی، استخراج شده و سپس به وسیله پرسش نامه اقدام به گردآوری نظرات شهروندان و شاغلان شد. جامعه آماری در این تحقیق نامحدود بوده که با استفاده از روش بررسی جامعه نامحدود، حجم نمونه در این تحقیق 200 نفر انتخاب گردید. جهت اعتبار پایایی از آلفای کرونباخ و سنجش روایی از شاخص KMO و آزمون کرویت بارتلت استفاده شده است. برای تحلیل آماری داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی و به منظور مقایسه دو پیاده راه بوعلی و اکباتان شهر همدان از آزمون تی دو نمونه ای مستقل در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های حاصل از تحلیل عامل اکتشافی نشان می دهد عامل «حضورپذیری»، «پاسخ دهندگی محیط»، «تنوع فعالیت فرهنگی و اجتماعی»، «آسایش و امنیت» و «سهولت تردد و دسترسی» به ترتیب بالاترین سهم را در تببین کیفیت محیط می گذارد. همچنین نتایج مقایسه عوامل کیفیت محیطی نشان می دهد که پیاده راه بوعلی در عامل حضورپذیری، پاسخ دهندگی محیط، تنوع فعالیت فرهنگی- اجتماعی در وضعیت مناسب تری قرار گرفته است.
ارزیابی و تحلیل توزیع فضایی خدمات بهداشتی و درمانی در سطح شهرستان های استان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سرزمین دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
149 - 167
حوزههای تخصصی:
از آنجا که خدمات و امکانات درمانی نیاز ضروری جامعه برای رسیدن به سطح بالای سلامت است توزیع نابرابر آن در سطح شهر یا شهرستان منجر به عقب ماندگی درمانی، تهدید بهداشت و سلامت جامعه، و همچنین فوت تعدادی زیادی از شهروندان می شود. بنابراین دسترسی و توزیع عادلانه این خدمات دارای اهمیت است. پژوهش حاضر به بررسی توزیع خدمات بهداشتی و درمانی در سطح شهرستان های استان قزوین و علت یابی تفاوت آن ها می پردازد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای (کتب، مقالات، اینترنت، و...) و اسنادی (سالنامه آماری استان قزوین 1398) گردآوری شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق مدل های تصمیم گیری آنتروپی شانون و MABAC (ماباک) جهت وزن دهی به شاخص ها و رتبه بندی شهرستان های استان قزوین انجام شد و همچنین برای نمایش نتایج مدل ماباک از نمودار عنکبوتی و نقشه های توزیع فضایی (هات اسپات، کریجینگ، تحلیل خوشه ای) استفاده شد و در ادامه علت تفاوت بین شهرستان های استان قزوین در زمینه خدمات بهداشتی و درمانی بیان شد. نتایج حاصل از مدل تصمیم گیری ماباک حاکی از آن است که از نظر خدمات بهداشتی و درمانی شهرستان قزوین با مقدار 92/3- در رتبه اول، آبیک با 07/4- در رتبه دوم، تاکستان با 08/4- در رتبه سوم، بوئین زهرا با 10/4- در رتبه چهارم، آوج با مقدار 11/4- در رتبه پنجم، و نهایتاً شهرستان البرز با مقدار 16/4- در رتبه آخر قرار گرفته است؛ یعنی شهرستان قزوین دارای بهترین وضعیت و البرز دارای بدترین وضعیت است. نتایج تحلیل خوشه ای حاکی از آن است که شهرستان های استان قزوین از نظر برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی با شاخص موران 539/-، اسکولار 166/1-، و ارزش 243/- در وضعیت تصادفی است که این خدمات به صورت تصادفی و غیر خوشه ای در سطح شهرستان های استان قزوین توزیع شده اند. در زمینه علت تفاوت بین شهرستان های استان قزوین می توان به مهاجرت و افزایش جمعیت کمبود زیرساخت ها، فرسودگی زیرساخت ها کمبود نیروی متخصص و کمبود بودجه و اعتبارات اشاره کرد. بنابراین نیاز به نگاه مسئولان و برنامه ریزی های اقتصادی و زیرساختی جهت بهبود اوضاع این شهرستان ها احساس می شود. زیرا بی توجهی به تهدید سلامت مردم می انجامد.
تحلیل انسان شناختی کارکردهای صنایع دستی قشقایی؛ بازنمایی هویت، سنت و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در انسان شناسی، تحلیل کارکردهای فرهنگی یکی از رویکردهای بنیادین در فهم نظم اجتماعی، ساختارهای معنایی و تداوم فرهنگی در جوامع انسانی به شمار می رود. در این چارچوب، صنایع دستی نه صرفاً به عنوان ابزارهای مادی، بلکه به مثابه بازتابی از نظام های ارزشی، هویتی و اجتماعی قابل تحلیل اند. بررسی کارکردهای صنایع دستی در میان ایلات و عشایر، به ویژه با رویکرد انسان شناسی، امکان شناخت عمیق تری از سازوکارهای حفظ هویت، انتقال سنت و انسجام فرهنگی را فراهم می سازد.
هدف پژوهش : هدف این پژوهش، تحلیل چندلایه ای صنایع دستی ایل قشقایی از منظر انسان شناسی و مبتنی بر نظریه کارکردگرایی مالینوفسکی است تا نقش این صنایع در بازنمایی نهادها، نیازهای اجتماعی، هویت، سنت ها و فرهنگ این جامعه به طور جامع تبیین شود.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی در چارچوب پارادایم تفسیرگرایی انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ۴۵ مشارکت کننده از جامعه قشقایی، مشاهده مستقیم و مطالعات اسنادی گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای بر اساس روش نظریه پردازی زمینه ای تحلیل گردیده اند. تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش استان فارس است که به عنوان یکی از زیست بوم های اصلی استقرار عشایر قشقایی شناخته می شود.
یافته ها و بحث: یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارکردهای صنایع دستی قشقایی را می توان در پنج حوزه اصلی شامل نهاد تولید، مصرف، اقتصاد، مناسک و کارکردهای نمادین بررسی کرد. هر یک از این حوزه ها به طور متفاوتی در تأمین نیازهای زیستی، فرهنگی و روانی (هویتی) جامعه قشقایی نقش ایفا می کنند و به حفظ و تداوم ساختارهای اجتماعی و فرهنگی این جامعه کمک می نمایند.
نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که صنایع دستی در جامعه قشقایی فراتر از صرف تولیدات هنری، نقش چندبعدی و بنیادینی در رفع نیازهای اساسی جامعه ایفا می کند. این نقش ها شامل بازتولید فرهنگی، تقویت انسجام اجتماعی، ارتقای مشارکت میان نسلی و دیپلماسی فرهنگی است که هم در فرآیند تولید و هم در مرحله مصرف، سازوکارهای حیاتی حفظ هویت، استمرار سنت ها و بازآفرینی فرهنگی را در ساختار زندگی ایلی فراهم می آورند.
سرمایه های جوامع محلی و توسعه اقتصادی گردشگرمحور مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام تحقیق ارزیابی نقش چارچوب سرمایه های جامعه روستایی در توسعه اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری در روستاهای هدف گردشگری استان زنجان است. به این منظور از هر یک از شهرستان های 8 گانه استان یک روستا به عنوان روستای هدف گردشگری از سوی سازمان گردشگری انتخاب شده است. جامعه آماری روستاهای نمونه است که در سال 1395 بالغ بر 8812 مورد بوده که حجم نمونه 327 نفر از طریق کوکران انتخاب شد. جمع آوری اطاعات از طریق پرسشنامه صورت گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری از قبیل t تک نمونه ای، رگرسیون خطی چند متغیره، همبستگی و جداول توافقی و کروسکال والیس استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان داد که تمامی ابعاد سرمایه های جامعه محلی بالاتر از مطلوبیت عددی مورد آزمون بوده و تفاوت معناداری را در سطح 99 درصد نشان می دهد و از بین ابعاد سرمایه جامعه روستایی به ترتیب سرمایه اجتماعی (3.8245) و سرمایه ساخته شده (3.9635) بیشترین تأثیر در توسعه اقتصاد روستایی داشته اند. از طرفی دیگر، توسعه گردشگری در روستاهای نمونه تأثیر مثبتی بر روی تنوع منابع درآمدی برای ساکنین (3.5315) و بهبود فرصت های اشتغال و درآمدی (3.3637) داشته است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون خطی با توجه به ضریب تعیین (0.901) و مقدار آماره آزمون F برابر با 394.172 نشان داد که بیشترین تأثیر مستقیم ابعاد سرمایه های جامعه محلی در اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری از دیدگاه پاسخگویان ساکن روستاهای هدف گردشگری مورد مطالعه به ترتیب به سرمایه مالی (0.546) و سرمایه اجتماعی (0.512) اختصاص دارد.
بررسی تأثیرات سفر و گردشگری در سلامت روان گردشگران با تأکید بر رویکرد معنوی (مورد مطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
158 - 171
حوزههای تخصصی:
حیات بشری در دوران کنونی شاهد پدیده های فراگیری است که زندگی انسان ها را دست خوش تغییر و تحول کرده است. یکی از این پدیده ها سفر و گردشگری است. همراه با جابه جایی فیزیکی، معنویت در گردشگری به معنای رسیدن به تعالی جسمی، دستیابی به معنا، آموزش، تعقل و کاوشگری و رسیدن به درک متقابل فراطبیعی، طبیعی، اجتماعی و بین فردی است. ازاین رو، هدف از این پژوهش بررسی تأثیرات و پیامدهای سفر و گردشگری در سلامت روان گردشگران با تأکید بر رویکرد معنوی با مطالعه موردی شهر تهران است. روش پژوهش توصیفی و تحلیلی است. داده ها به وسیله پرسش نامه محقق ساخته با طیف پنج درجه ای لیکرت جمع آوری شده است. جامعه آماری دربردارنده گردشگران ورودی به شهر تهران در بازه زمانی دی 1402 تا اردیبهشت 1403 بوده که 284 نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده است. تجزیه وتحلیل داده ها و بررسی ارتباط میان تأثیرات و پیامدهای سفر و گردشگری در سلامت روان گردشگران شهر تهران، با تأکید بر رویکرد معنوی، با مدل سازی معادلات ساختاری انجام شده است. تجزیه وتحلیل اطلاعات با نرم افزارهای اس پی اس اس22 و ایموس22 صورت گرفته است. به منظور سنجش پایایی پرسش نامه از روش محاسبه آلفای کرونباخ و به منظور سنجش روایی پرسش نامه از روش روایی محتوا استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از تأیید فرضیه پژوهش مبنی بر وجود ارتباط مثبت مستقیم و معنادار تأثیرات و پیامدهای سفر و گردشگری در سلامت روان گردشگران با تأکید بر رویکرد معنوی شهر تهران است.