ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
۱.

بررسی عملکرد هوش مصنوعی مولد در ترجمه متون عرفانی کهن فارسی به انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۹۴
متون عرفانی کهن فارسی بخش مهمی از میراث فرهنگی و ادبی ایران را تشکیل می دهد و ترجمه این متون به زبان های دیگر از جهات مختلفی حائز اهمیت است. بااین وجود، ترجمه چنین متونی چالش های بسیاری به همراه دارد، که به رازآلودگی، پیچیدگی زبانی، اصطلاحات خاص عرفانی و سبک ادبی منحصر به فرد این آثار برمی گردد که در انتقال به بافت زبانی فرهنگی متفاوت در زبان مقصد، کار ترجمه را دشوار می کند. این پژوهش برآن است ظرفیت هوش مصنوعی مولد در ترجمه این متون را بررسی کند. بدین منظور، سه مقطع از کتاب های اسرارالتوحید، کشف المحجوب و مصباح الهدایه با استفاده از ابزارهای چت جی پی تی و جمینای در دو مرحله به انگلیسی ترجمه و ارزیابی شد؛ مرحله اول با استفاده از دستور ساده ترجمه و مرحله دوم با دستور دقیق (مهندسی دستور). نتایج هر دو مرحله نشان داد که این ابزارها توانایی درخورتوجهی در تشخیص سیاق، سبک و گونه متون دارند و می توانند بر پایه تحلیل متن مبدأ، در کمترین زمان ترجمه هایی متناسب و کاربردی برای مخاطب عام در زبان انگلیسی ارائه کنند. بااین حال، اشکالاتی نیز در عملکرد آن ها وجود دارد که ضرورت بازبینی و ویرایش انسانی را برجسته می کند.
۲.

ظرفیت های اقتباس از مثنوی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان (مطالعه موردی: گفت و گوی نمایشی در ده حکایت از داستان های حیوانات)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۶۶
حکایت، نوعی گفتمانی روایی است که انتقال پیام های اخلاقی و رفتاری را به شیوه غیرمستقیم امکان پذیر می سازد. تمثیل نیز گونه ای ابزار بلاغی است که ذهن را به قیاس و قضاوت میان دو امر مشابه سوق می دهد؛ ازاین رو، حکایت های تمثیلی ابزار مناسبی برای پرورش تفکر کودک و نوجوان و تسهیل در تحقق اهداف تعلیم وتربیت به شمار می آیند. در ادبیات فارسی، حکایت های تمثیلیِ مثنوی، بستر مناسبی برای قصه گویی خلاق فراهم می آورند. افزون بر این ویژگیِ کلی، گفت وگومحوریِ تمثیل ها، مؤلفه ای است که ما را با قابلیت اقتباس از تمثیل های مثنوی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان روبرو می کند. نخستین ویژگی نمایشیِ حکایت های تمثیلی در مثنوی، واقع گرایی و باورپذیری است؛ زیرا احکام اخلاقی را ازطریق گفت وگو میان مردم عادی طرح می کنند و بیشترِ زمینه های معرفتی را با متن زندگی پیوند می زنند. ویژگی دیگر، سادگی و کوتاهی گفت وگوها و نیز رفت وآمد میان طرفین گفت وگوست که از منظر سبک، برای بازآفرینی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان مناسب اند. همچنین، حکایت های گفت وگومحورِ مثنوی، سرشتی چندصدایی دارند؛ به نحوی که اندیشه های موافق و مخالف در قالب گفت وگو بیان می شود و فرهنگ گفت وگو را به گروه سنی کودک و نوجوان آموزش می دهد. مؤلفه هایی مانند خلق گفت وگو میان حیوانات یا پردازش گفت وگوهایی که کودکان در آن نقش دارند نیز به این مجموعه ویژگی ها اضافه می شود. در این پژوهش، قابلیت اقتباس از گفت وگوهای نمایش قصه های مثنوی برای اقتباس در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان با روش توصیفی تحلیلی بررسی شده است.
۳.

بررسی بازنمایی عرفان اسلامی در برنامه پرگار بی بی سی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۳۸۸
رسانه ها واسطه میان آگاهی انسان و ساختارهای اجتماعی هستند. براین مبنا، چنان که بپذیریم رسانه ها در این واسطه گری و در فرایند ادراک انسان از جهان پیرامون، بی طرف و خنثی عمل نمی کنند، از منطق رسانه به مثابه ابزار انعکاس دهنده حقایق فراتر رفته و به سمت منطق رسانه به مثابه ابزاری کنشمند و دارای عاملیت حرکت کرده ایم. با چنین تعریفی از رسانه، در مقاله حاضر، یکی از برنامه های تلویزیون بی بی سی با عنوان «پرگار» و محوریت موضوع عرفان اسلامی بررسی شده است. براین اساس، با به کارگیری رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی و بعضی از کلیدواژه های مرتبط با منطق نظریه بازنمایی، چهار برنامه پرگار با موضوع «عرفان و تصوف» تحلیل و بررسی شدند. نتایج نشان می دهد این برنامه با استفاده از ابزارهای زبانی و رهیافت هایی همانند برجسته سازی از مسیر تکرار و کلیشه سازی، ایجاد دوگانگی و تقابل در تعاریف ارائه شده از عرفان و عملکردهای آن به منظور صورت بندی معنا و پیوند عرفان اسلامی با مسئله ولایت فقیه، روایتی تقلیل یافته، دستکاری شده و کاملاً سیاسی از عرفان و تصوف اسلامی ارائه داده است. در حقیقت، این بازنمایی، نه توصیف واقعیت تاریخی عرفان و تصوف اسلامی، بلکه تولید واقعیتی رسانه ای است که بیش از هرچیز در خدمت سیاست خارجی بریتانیا و گفتمان لیبرال سکولار مسلط قرار دارد.
۴.

تأملی در مبانی تصوف زهدمآبانه در شعر مجیر بیلقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
با ظهور سنایی غزنوی (۴۷۳ 545ق.)، تصوف به گونه ای رسمی وارد شعر فارسی شد. پس از او، شاعران بسیاری تحت تأثیر و به تقلید از سنایی مضامین عرفانی را در آثار خود جای دادند. شاعران سبک آذربایجانی از نخستین گروه هایی بودند که به تأثیر از سنایی و به تقلید از او به سرودن شعر صوفیانه روی آوردند. نظامی مخزن الاسرار را در پیروی از سنایی سرود و خاقانی خود را خَلفِ صادق سنایی می دانست. دیگر شاعر سبک آذربایجانی، مجیر بیلقانی نیز در همان مسیر گام نهاد؛ راهی که به ویژه استادش خاقانی شروانی پیش تر پیموده بود. در شعر مجیر، مبانی فکری صوفیه بازتابی گسترده دارد و گرایش به عالم معنا، زهد و دنیاگریزی، ریاضت، عزلت، پرورش دل، فقر، قناعت و ترک هوا و حرص از مهم ترین مضامین شعری او به شمار می رود. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی جلوه های فرهنگ صوفیانه را در شعر مجیر بیلقانی بررسی و تحلیل انتقادی کرده است. همچنین، نوع تصوف مجیر تبیین شده و تأثیر آموزه های عرفانی بر زندگی عملی او نیز با استناد به شواهد شعری واکاوی شده است. نتایج پژوهش نشان از حضور پُررنگ مبانی فکری صوفیه در شعر مجیر دارد. در میان این مضامین، زهد و دنیاگریزی برجستگی بیشتری یافته و گرایش به ریاضت، سختی کشی و عزلت گزینی از دیگر ویژگی های مهم تصوف اوست. هم چنان که از اشعار مجیر برمی آید، او مبانی عرفانی را صرفاً برای مضمون سازی در شعرش به کار نبرده است؛ بلکه از روی اعتقاد و علاقه، آن ها را در شعرش گنجانده است.
۵.

سنجش توانمندی هوش مصنوعی در بازآفرینی تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در حوزه پردازش زبان طبیعی، امکان تازه ای را برای تعامل با متون عرفانی فراهم کرده است. این در حالی است که عرفا در طول تاریخ، همواره تصریح کرده اند که کشف وشهود عرفانی، خاص گروهی است که مورد لطف حق واقع می شوند و درنتیجه، زبان خاص خود را دارد که از گستره فهم نااهلان خارج است. اخیراً هوش مصنوعی که فاقد هرگونه احساس و خودآگاهی است، این ادعا را به چالش کشیده است. در این پژوهش برای سنجش توانایی هوش مصنوعی در شبیه سازی تجارب عرفانی از روش توصیفی تجربی استفاده شده است. پس از مرور نظریات عرفا و اندیشمندان درباره تجربه عرفانی و هوش مصنوعی، دو متن عرفانی، یکی از بایزید بسطامی (نثر) و دیگری از مولوی (نظم)، به مدل زبانی ChatGPT ارائه شد تا شیوه بازآفرینی آن ها بررسی شود. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است با شناسایی و بازتولید نمادها، استعارات، لحن و ساختار زبانی متون عرفانی، روایتی نزدیک به فضای تجربه عرفانی ارائه دهد. بااین حال، فقدان شهود و تجربه درونی، شبیه سازی آن را به سطح زبانی محدود می سازد و از ورود به قلمرو تجربه پدیداری ناتوان است. پژوهش حاضر نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی تجربه عرفانی را به صورت درونی درنمی یابد، می تواند در بازنمایی ادبی و ایجاد پل میان سنت های عرفانی و ابزارهای نو، مفید واقع شود و ابزار قدرتمندی برای تحلیل، بازنمایی و آشنایی مخاطب معاصر با سنت های عرفانی باشد.
۶.

شیوه ترجمانی عطار از منابع متقدم (بررسی موردی: شبلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۵۲
بنابر گفته عطار در مقدمه تذکره الاولیا مبنی بر اقتباس روایات آن از آثار متقدم، هدف پژوهش حاضر بررسی نحوه مواجهه وی در نقل این روایات و رویکرد اتخاذی او در جایگاه نقال و مترجم است. باتوجه به گستردگی عارفان در این اثر، حیطه پژوهش به روایات شبلی دلف بن جحدر محدود شده است. محور های روایات شبلی در تذکره الاولیا و حلیه الاولیا و طبقات الأصفیاء با رویکردی تطبیقی و روش کتابخانه ای بررسی شده است. در این فرایند، با تفسیر و تحلیل عبارات کلیدی، محور های داستانی و نحوه بازنمایی صحنه ها، چگونگی انتقال مفاهیم عرفانی مد نظر عطار روشن است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عطار در جایگاه مترجم و نویسنده، موضع یکسانی نداشته و نقشی دوگانه ایفا کرده است. او در نقل روایات شبلی هم به نقل دقیق از منبع وفادار بوده و هم در اقتباس روایات با استفاده از عناصری همچون تأویل، حذف و تفسیر، به بازآفرینی و اعمال سبک شخصی خود پرداخته است. این بازآفرینی با هدف ساده سازی، حذف زوائد و انتقال بهتر پیام عرفانی برای مخاطب فارسی زبان صورت گرفته است که نشان دهنده تعامل میان تعهد به اصالت متن و توجه به نیازهای فرهنگی مخاطب است.
۷.

تحلیل آداب سخن در تذکره الاولیای عطار باتکیه بر نظریه ادب زبانی «براون و لوینسون»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
متون تعلیمی عرفانی جایگاه مهمی در پهنه گسترده ادبیات فارسی دارد و تذکره الاولیای عطار از برجسته ترین نمونه های آن است. این اثر اگرچه در ظاهر شامل شرح حال برزگان عرفان است، اما در اثنای شرح حال این بزرگان، نکات آموزشی بسیاری ازجمله آداب سخن را به مریدان منتقل می کند. ادب زبانی از مباحث اصلی زبان شناسی امروز است که نظریه پردازانی همچون براون و لوینسون برای تحلیل آن پنج راهبرد را معرفی کرده اند؛ گوینده باتوجه به مقام و شأن اجتماعی خود و مخاطب، از این راهبردها برای بیان مقاصدش بهره می برد. پژوهش حاضر در پی آن است که دریابد ادب زبانی در تذکره الاولیای عطار به عنوان ابزاری تأثیرگذار بر مخاطب، بر اساس کدام راهبردهای ادب زبانی ساخته شده است؟ نتایج نشان می دهد که عطار در تذکره الاولیا برای تعلیم آداب سخن از چهار راهبرد پوشش مستقیم، ادب منفی، راهبرد غیرمستقیم و خودداری از اقدام استفاده کرده و راهبرد ادب مثبت را به کار نبرده است.
۸.

خوانش ترامتنی مثنوی مولانا در خانقاه شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۴۴
مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» منظومه نسبتاً بلندی است که شهریار آن را به مناسبت روز مولوی سروده است. با اینکه این اثر تاکنون کمتر از سوی محققان نقد و بررسی شده است، می توان آن را از جنبه های مختلف تحلیل کرد. یکی از این رویکردها، تحلیل ترامتنی است که در این پژوهش به آن توجه شده و منظومه مذکور از این دیدگاه تحلیل و نقد و خوانش جدیدی از آن ارائه شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و ازلحاظ فضای انجام کار، کتابخانه ای است. هدف از انجام آن، تحلیل روابط ترامتنی این اثر با متون مختلف ، به ویژه مثنوی مولوی، است. فرض نویسندگان بر این بوده است که شهریار در ساختار و محتوای این شعر، آگاهانه با متون مختلف پیوند بینامتنی ایجاد کرده و از آنها بهره مند شده است. مبتنی بر این ایده و براساس محورهای پنج گانه ترامتنیت ژنت، تأثیرپذیری شهریار از متون مختلف، به ویژه مثنوی مولوی، اثبات شده و این نتایج به دست آمده است؛ ساختار و محتوای مثنوی مولوی و شعر و اندیشه شاعرانی همچون رودکی، فردوسی، خیام، انوری، سعدی، حافظ و... در شکل گیری این شعر مؤثر بوده اند که بنابر تقسیم بندی ترامتنیت ژنت در پنج زیرمجموعه بینامتنیت، پیرامتنیت، فرامتنیت، سرمتنیت و بیش متنیت بررسی و تحلیل شده اند.
۹.

نسخه شناسی تاریخی آثار فارسی جلال الدین دوانی (از قرن نهم تا چهاردهم قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۶
باتوجه به دگرگونی های آگاهانه و خودخواسته و دگرسانی های ناآگاهانه و ناخواسته ای که در گذر زمان در نسخه های خطی رخ داده است، اغلب هرچقدر تاریخ کتابت یک نسخه به روزگار مؤلف نزدیک تر باشد، از اعتبار بیشتری برخوردار است؛ بنابراین، اگر تصحیح متون براساس نسخه های عصر مؤلف یا نزدیک به عهد او صورت پذیرد، نتایج استوارتر و درست تری به دنبال خواهد داشت تاجایی که اساساً تصحیح متن زمانی ازنظر روش شناختی علمی خواهد بود که مصحح از رهگذر نسخه شناسی تاریخی به کهن ترین نسخه های اثر دست یافته باشد. در این راستا، روشن است که پیش از تصحیح علمی مجموعه آثار جلال الدین دوانی، دستیابی به قدیم ترین دست نویس های برجای مانده از تألیفات او، مسئله ای ضروری است. براین اساس، هدف پژوهش حاضر، نسخه شناسی تاریخی آثار فارسی دوانی است تا از رهگذر آن، نسخه های اقدم هر اثر وی شناسایی شود. در فرایند پژوهش، با بررسی فهرست بیش از هزار کتابخانه به چهارده زبان مختلف در دست کم چهل کشور گوناگون، حداقل هفت هزار نسخه خطی از آثار فارسی و عربی دوانی از قرن نهم تا پایان قرن چهاردهم هجری قمری ردیابی شده است. در این جستار، با روش مطالعه تطبیقیِ فهرست ها و نسخه های اخیر، مشخصات قدیم ترین دست نویس های برجای مانده از آثار فارسی دوانی، ازجمله برخی از نسخه های دوران حیات وی روشن شده است که در تصحیح علمی آثار او راهگشا هستند. درمجموع، از رهگذر نسخه شناسی تاریخی انجام گرفته، ضمن دستیابی به ۱۱۵۴ نسخه خطی فارسی دوانی، نسخه اقدم ۲۳ اثر فارسی وی معرفی شده است.
۱۰.

بازشناسی جایگاه شمس الدین محمد ساوجی در تاریخ تصوف ایرانی بر پایه شواهد تاریخی و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
شمس الدین محمد بن حسن ساوجی ازجمله مشایخ کمتر شناخته شده تصوف ایرانی در دوران پس از حمله مغول (سده هفتم هجری) است که باوجود اشارات پراکنده منابع تاریخی و تذکره های صوفیه به جایگاه معنوی و نفوذ اجتماعی او، تاکنون به طور مستقل موضوع پژوهش علمی قرار نگرفته است. شواهد تاریخی و نسخه شناختی موجود از جایگاهی نسبتاً برجسته برای او در میان اولیای قرن هفتم و هشتم هجری حکایت دارد. استخراج اطلاعاتی درباره او، از منابعی همچون تجارب السلفِ هندوشاه، چهل مجلسِ علاء الدوله سمنانی، تاریخ الاسلامِ شمس الدین الذهبی، نفحات الانسِ عبدالرحمن جامی به ضمیمه حواشی و گزارش هایی که برخی از کاتبان نسخه های خطی داده اند (همچون روایت علی بن حسام الدین مشهور به متقی الهندی، صاحب کنزالعمال درهامش نسخه بحرالحقائق و هامشِ نسخه بحرالحقائق به شماره 615) تا حدّی پرده از چهره این عارف کم شناخته برمی دارد. این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که شمس الدین ساوجی، به احتمال بسیار، نسخه تفصیلی تفسیر بحرالحقائقِ استادش، نجم الدین رازی را در شوشتر به اختصار درآورده وآنچه امروزه از این تفسیر شهرت یافته، محصولِ تلخیص و پیرایشِ متن به همّت اوست. این مقاله، با اتکا بر داده های نسخه شناسی و منابع تاریخی، به بازخوانی و تحلیل نقش ساوجی در بستر تاریخ تصوف در جنوب ایران می پردازد و از این رهگذر، بر ضرورت بازشناسی چهره های حاشیه نشین در مطالعات عرفانی تأکید می ورزد.
۱۱.

تحلیل گفتمان روایی« إمرأه عند نقطة الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۳۶۸
تحلیل گفتمان روایی یکی از شیوه های بررسی ساختاری داستان است که با تکیه بر توضیح و تفسیر راههای پرداخت روساخت یک متن روایی، راه را برای کشف معنا و مفهوم پنهان نویسنده فراهم میآورد. دو داستان« إمرأه عند نقطه الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور ، دارای زبان و سبک زنانه هستند و هر دو نویسنده سعی کرده اند با تمرکز بر شخصیت زنان در داستان خود، نوع نگرش زنان به جامعه را نشان دهند. این مقاله سعی دارد تا با بررسی تطبیقی این دو داستان، و ترسیم تکنیکهای گفتمان روایی آنها، علاوه بر کشف الگوی ساختاری، به معنا و مفهوم پنهان در متن نیز دست یابد. روش پژوهش، تحلیلی توصیفی بوده و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه موردی نمونه های داستانی دو نویسنده، به ترسیم تفاوتها و شباهتهای این دو داستان بدون توجه به بحث تأثیر و تأثرپرداخته است. در پایان مشخص شد که هر دو داستان صرف نظر از مکاتب مختلف، در کنارشباهت محتوایی، از منظر ساختاری قابلیت بررسی بسیاری از منظر تحلیل گفتمان روایی را دارند. بازگشتهای زمانی، تکرار، وقفه توصیفی، خلاصه، کانون بیرونی، راوی دانای کل، کانونی سازی دوگانه و عنصر گفتگو از مهمترین تکنیکهای روایی این دو داستان است. داستان شهرنوش پارسی پور بر آشفتگی ذهنی و روحی شخصیت اصلی استوار است، اما داستان السعداوی ، از حدت و صراحت لهجه استواری شخصیت اصلی داستان حکایت دارد.زن و چالش های جنسیتی موجود در بستر فرهنگی تقریبا مشابه، هر دو داستان را به نمونه های ارزنده ای تبدیل نموده است.
۱۲.

بررسی مقایسه ای مطلق گویی امثال و حکم در غزلیات حافظ و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
حافظ و سعدی، هر دو در زمینه پند و اندرز و صدور احکام زندگی، مطلق گویی هایی در دیوان غزلیات خود دارند و به شکل مسلّم و قطعی، حکم داده اند، هرچند قطعاً مهمترین نصایح و احکام سعدی در گلستان و بوستان مشهود و معروف است. ضرب المثل شدن و تکرار بسیاری از ابیات و مصاریع این دو شاعر بزرگ، گواهی است بر اهمّیت کاربرد امثال و حکم ایشان، نه تنها در ایران، که در جهان؛ امثال و حکمی که قطعی صادر شده و انتظار می رود مطلقاً پذیرفته و به کار گرفته شوند. هدف از این پژوهش، بررسی و تطبیق امثال و حکم حاوی مطلق گویی در دیوان غزلیات حافظ و سعدی است. در این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده است، احکام و اندرزهای مطلق این دو شاعر از دیوان غزلیات ایشان استخراج، بررسی و مقایسه شده اند. سوال های اساسی پژوهش این است که حافظ و سعدی در امثال و حکم غزلیات خود، در چه زمینه هایی مطلق گویی کرده اند و اهمیت اندرزها و احکام مطلق گوی ایشان در چیست و مطلق گویی در اشعار این دو شاعر چه تفاوت ها و چه همانندی هایی دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که هردو شاعر، از پشتوانه دانش، معرفت، تجربه و کمال یافتگی که شرط لازم برای مطلق گویی است برخوردار بوده اند. هر دو از واژه هایی خاص مطلق گویی استفاده کرده اند. همچنین اغراق های مطلق گویانه سعدی نسبت به حافظ بیشتر است و شیرین تر بیان شده است، اما در باب نصایح، برتری با حافظ است. همچنین در موضوعات فلسفی و پرسش ها و پاسخ های مهّم زندگی، حافظ بر سعدی برتری دارد.
۱۳.

تحلیل جهان مطلوب بوستان سعدی بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۴۳۲
از دیرباز، جهان مطلوب، به عنوان تصویری از جامعه مورد تأکید فلاسفه و دانشمندان قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل جهان مطلوب از دیدگاه گلاسر و بررسی تطبیقی آن با جهان مطلوب بوستان سعدی بود. این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی؛ و از نظر ماهیت داده ها، کیفی بود. بر این اساس، ابتدا، از طریق روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، آموزه های جهان مطلوب گلاسر استخراج شد. سپس، از طریق کدگذاری استقرائی و قیاسی به تحلیل اطلاعات اقدام شد. نتایج نشان داد، مدیریت و رهبری، مهربانی، اختیار و آموزش و یادگیری، عوامل جهان مطلوب گلاسر هستند. این عوامل، به ترتیب معادل باب های عدل و تدبیر و رای، احسان، رضا و در عالم تربیت بوستان سعدی هستند. بر این اساس، در یک چشم انداز کلی، نتیجه گیری شد، تلفیقی از دیدگاه سعدی و گلاسر برای تربیت در ساحت های شناختی، عاطفی، اخلاقی، جسمانی و اجتماعی به کار بسته شود.
۱۴.

بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۴۹
رویکرد سبک گوتیک در هنر و ادبیات ، پرداختن به موضوعاتی؛ مانند وحشت، هراس و دلهره است. این سبک در داستان نویسی با استفاده از شخصیت های عجیب و غریب و با تلفیق عناصر رازآلود با خشونت و به نمایش گذاشتن تصاویر جنایت و محیط های متروکه و خالی از سکنه جایگاه قابل توجهی پیدا کرده است. احمد خالد توفیق (1962-2018م) و رامبد خانلری (1362ش) دو رمان نویس معاصر عربی و ایرانی هستند که آثاری داستانی در حوزه گوتیک به رشته تحریر درآوردند. مجموعه داستانی حکایه الغرفه 207 (2008م) از احمد خالد توفیق شباهت های قابل توجهی در محتوا و ساختار با مجموعه داستانی سرطان جن (1397ش) خانلری دارد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن است. نتایج حاکی از آن است که اصلی ترین مؤلفه های مشترک گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن به ترتیب اهمیت عبارت است از: شخصیت پردازی، فضای رمزآلود، رخدادهای غیرقابل باور، تسخیر و خشونت. کمیت استفاده از این مولفه ها در هر دو اثر نشان از توجه مشابه هر دو نویسنده به این مولفه ها دارد با این تفاوت که در داستان های حکایه الغرفه 207در بخش شخصیت پردازی و فضاسازی تعمق بیشتری در وحشت ذهن داشته و در مجموعه داستان سرطان جن مولفه خشونت بیشتر از تسخیر نمود داشته است.
۱۵.

«هم آوایی» در دو اقلیم: بررسی تطبیقی ساختار و کارکرد قافیه در شعر فارسی و روسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۱
این مقاله به بررسی تطبیقی قافیه در شعر فارسی و روسی می پردازد. قافیه به عنوان یکی از عناصر بنیادین شعر، نقش مهمی در ایجاد هماهنگی، موسیقی کلام و انتقال مفاهیم شاعرانه ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف درک عمیق تر کارکردهای قافیه در دو زبان، ضمن نشان دادن اهمیت آن در ساختار شعر، به مقایسه تعاریف، انواع و نقش های قافیه در شعر فارسی و روسی می پردازد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مقایسه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود شباهت های کلی در درک قافیه، تفاوت هایی در کارکرد و نحوه استفاده آن در شعر دو زبان وجود دارد. در شعر روسی، تأکید بیشتری بر جنبه معنایی قافیه و ارتباط آن با لحن، احساس و نوع شعر وجود دارد، در حالی که در شعر فارسی، قافیه نقش مهمی در تعیین قالب شعری ایفا می کند. همچنین، تفاوت های ساختاری دو زبان، مانند نقش تکیه در زبان روسی و اهمیت صامت ها و مصوت ها در زبان فارسی، بر شکل گیری و کاربرد قافیه تأثیرگذار است. این پژوهش نشان می دهد که مطالعه تطبیقی قافیه می تواند به درک بهتر ویژگی های ادبی و زبانی هر دو فرهنگ کمک کند، چرا که شناخت تفاوت های «دیگری» می تواند به شناخت بهتر ویژگی های شعری «خودی» منجر شود و همچنین می تواند در زمینه ترجمه شعر بین دو زبان راهگشا باشد.
۱۶.

طنز سیاه در موسم هجرت به شمال اثر طیب صالح و مزرعه حیوانات اثر جورج اورول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۸
این پژوهش به بررسی کارکردهای طنز سیاه در رمان هاى «موسم هجرت به شمال» اثر طیب صالح، و «مزرعه حیوانات» اثر جورج اورول می پردازد. هدف این مقاله تحلیل چگونگی به کارگیری طنز سیاه برای نقد ساختارهای قدرت، استعمار و استبداد است. پژوهش حاضر با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری طنز سیاه، با هدف واکاوی مؤلفه-هایی؛ چون فقر و تنگدستى، شکاف طبقاتى، زمامداران نالایق، میهن دوستى، مقاومت و ظلم ستیزى و خواب غفلت به بررسى هر دو اثر می پردازد. باوجود تفاوت در بسترهای تاریخی و جغرافیایی دو رمان (استعمارگر-استعمارشده در رمان صالح و انقلابِ به بیراهه رفته در اثر اورول)، هر دو نویسنده از طنز سیاه برای افشای یک حقیقت بهره می برند: شکاف بین آرمان های اصیل و واقعیت های فاسد شده. در «موسم هجرت به شمال»، طنز سیاه در تقابل شخصیت مصطفی سعید با جهان غرب و در خودویرانگری او متجلی می شود و تلخی رابطه استعماری و بحران هویت پسااستعماری را به تصویر می کشد. در «مزرعه حیوانات»، اورول با خلق طنزی سیاه، فرآیند انحراف تدریجی انقلاب از آرمانهای اولیه (برابری) به یک نظام استبدادی جدید را به سخره می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که طنز سیاه در هر دو اثر، به عنوان استراتژی اصلی روایت برای بیان ناامیدی، اعتراض و هشدار به کار رفته است.
۱۷.

واکاوی ترجمه رمان «سیندرلات مسقط» از هدی حمد با تکیه بر راهبردهای سه گانه اندرو چسترمن 2000 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۶
در عصر معاصر نقد و ارزیابی ترجمه با تکیه بر راهکارها و رویکرد های نظری نقد ترجمه بیش از پیش درکانون توجه ناقدان و پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از تئوری های ترجمه و نقد آن تئوری اندروچسترمن است. چسترمن برای ترجمه سه راهبرد نحوی، معناشناختی و منظورشناختی در نظرگرفته است که هر کدام از آنها دارای ده زیرمجموعه می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی برخی از استراتژی های مربوط به راهبردهای سه گانه چسترمن درترجمه معانی شعبانی از رمان «سیندرلات مسقط» اثر هدی حمد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. برآیند پژوهش نشان می دهد از میان راهبردهای سه گانه چسترمن راهبرد منظورشناختی از نوع طبیعی سازی در انواع و اقسام مختلف آن نظیر: طبیعی سازی واژگانی، نحوی وسبکی در سرتاسر برگردان مترجم از بیشترین نمود و بسامد برخوردار بوده است. می توان گفت مترجم با استفاده روش طبیعی سازی- که در آن از واژگان، عبارات و تعابیر مناسب، کاربردی، قابل فهم و مطابق با ساختار زبان مقصد به کار گرفته می شود- توانسته است فضای داستان را با فضای ذهنی خواننده گره بزند و آنها را در راستای یکدیگر قرار دهد و محیط معنایی متن اصلی را به محیط معنایی مخاطب نزدیک سازد.
۱۸.

خوانش امر روزمره در سروده های فروغ فرخزاد بر مبنای سه گانه فضایی هانری لوفور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
این پژوهش با هدف تحلیل امر روزمره در شعر فروغ فرخزاد از منظر نظریه تولید فضای هانری لوفور سامان یافته است.پرسش اصلی تحقیق آن است که چگونه شعر فروغ از بازنمایی منفعل امر روزمره، به خلقی آگاهانه و زیسته از فضا و زندگی روزمره گذر می کند.از آنجایی که نظریه لوفور در سه سطح«فضای ادراک شده»،«فضای تصور شده»و«فضای زیسته»سامان دارد،مقاله حاضر کوشیده است تا با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی و خوانش تطبیقی،سه مرحله اصلی تطور شعری فروغ را با این سه ساحت فکری تطبیق دهد.روش پژوهش برمبنای تحلیل گفتمان انتقادی و نشانه معناشناسی فرهنگی است که امر روزمره را نه صرفاً در سطح موضوع یا مضمون،بلکه به مثابه ساختار زبانی و فضایی درون متن بررسی می کند.در مرحله نخست،سه دفتر ابتدایی فروغ (اسیر، دیوار، عصیان)به مثابه نمود«فضای ادراک شده»تحلیل شده اند،جایی که بدن و فضا در وضعیت ابژکتیو و انفعالی قرار دارند و نظم مسلط روزمرگی بازتولیدمی شود.در مرحله دوم،دفتر تولدی دیگر نماینده«فضای تصورشده»است؛فضایی که در آن شاعر به آگاهی از ساختارهای سلطه دست می یابد و بدن و زبان را به ابزار بازآفرینی فضا تبدیل می کند.در مرحله سوم،با تحلیل دفتر شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد،امر روزمره به سطح«فضای زیسته» ارتقاءمی یابد،جایی که تجربه شاعرانه با زیست فلسفی درهم می تند و فضا به بطن آگاهی شاعر بدل می شود.نتایج تحقیق نشان می دهد که شعر فروغ،هم چون طرحی میکروسکوپیک از نظریه لوفور،فرایند تاریخی آگاهی از فضا را درون زبان و بدن شاعر بازتاب می دهد.در این مسیر،فروغ با عبور از روزمرگی به مثابه تکرار،به سوی روزمرگی به مثابه آفرینش حرکت می کندو از خلال همین فرایند،شعر او به پدیدارشناسی زیست زنانه و بازتولید خلاق امر روزمره در متن بدل می شود.
۱۹.

هستی شناسی انسان در شاهنامه و مهابهاراتا بر بنیاد نیکی و بدی اسطوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۳۲۲
یکی از موارد مهم در هستی شناسی انسان در اسطوره، بنیاد نیکی و بدی است. همواره نیروهای بدی و نیکی در جدال با هم هستند و سرانجام نیروی نیکی بر بدی پیروز شده است. بر این اساس، آفرینش انسان، زندگی انسان در جهان، ارتباط او با هستی و فرجامش قابل تفسیر است. در این مقاله، بخش اساطیری شاهنامه فردوسی با مهابهاراتا در این موضوع به شیوه توصیفی-تحلیلی، بررسی تطبیقی شده است. نتایج بررسی، مشابهت را نشان می دهد؛ چنانکه در هردو اثر، بنیاد نیکی و بدی، بر هستی پذیری و آفرینش انسان، اهداف آفرینش انسان، روابط انسان درون خانواده و سطح ملی تأثیر گذاشته است. نیروهای بدی به صورت دیو، اهریمن یا شخصیت های اهریمن صفت، پیوسته در جدال با نیروهای نیکی قرار گرفته اند؛ سرانجام باتوجه به اهداف آفرینش انسان در اسطوره، نیروهای نیکی پیروز می شوند. جدال کیومرث با اهریمن، فریدون با ضحاک و نیز تورانیان و ایرانیان در شاهنامه، درمقابل جدال کوران و پاندوان در مهابهاراتا، نمونه مشخص و مشابهی بوده که به واسطه مطالعه آن، ساختار هستی شناسی انسان بر بنیاد نیکی و بدی، نمایان می شود. در این تشابه، پاندوان و ایرانیان با ذات نیک آفریده شده اند و هدف از آفرینش آن ها مبارزه با نیروی بدی است و اگرچه مدتی بدی چیره شده؛ سرانجام هردو پیروز می شوند و دوره نیکی آغاز می شود.  
۲۰.

کارکردِ عشق در شعر ابن رومی و صائب تبریزی براساس نظریه روان درمانگریِ اگزیستانسیال اروین یالوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۰
نقد روان شناسی و روانکاوی در دوره معاصر، تحت تأثیر گسترش روز افزون نقد ادبی و مطالعات میان رشته ای، بخش وسیعی از پژوهش های ادبی را به خود اختصاص داده و با توجه به رابطه تنگاتنگ ادبیات با روانشناسی از نظر بازتاب هیجانات، احساسات و عوامل روحی و فردی این رویکرد، توجّه ویژه ای به آن شد. در میان موضوعات روانکاوی، مضمون عشق و تبیین ابعاد و هویّت این پدیده بنیادین بشری، از اهمیّت بسزایی برخوردار است و می توان جهان بینی های شاعران درباره این موضوع را با بررسی این اشعار سنجید. مفهوم عشق یکی از مسائل مورد بحث در روان درمانگری اگزیستانسال است. این مفهوم را به دلیل تعارضات و کشمکش هایی که ایجاد می کند و پویایی که از آن برخوردار است، می توان در اشعار و اندیشه شاعران از طرق نظریه «اروین یالوم» بررسی کرد. براین اساس پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی و مکتب آمریکایی درصدد بررسی عشق در شعر صائب تبریزی و ابن رومی بر اساس نظریه اروین یالوم است. نتایج تحقیق نشان می دهد که صائب و ابن رومی، عشق را توأم با مسأله تنهایی مطرح کرده و آن را زمینه ای برای برون رفت از حالت تنهایی اگزیستانسیال مطرح کرده اند. با این حال، شعر صائب بیشتر جنبه عرفانی و تعارضات الهی عشق و شعر ابن رومی بیشتر جنبه دنیوی و تعارضات مادی عشق را بیان کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان