فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۶٬۸۹۸ مورد.
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
159 - 189
حوزههای تخصصی:
تصوّف در دوره مشروطه، نظام اجتماعی فعّالی نیست. از آنجایی که دوره مشروطه، دوره شور انقلاب و آزادی خواهی است؛ جامعه ایستای ایرانی در این دوره به سبب آشنایی با فرهنگ غرب، تکانی به خود داده و در مسیر مدرنیته گام برداشته است. شعر فارسی نیز چون جامعه ایرانی در تلاش است کسوتی نو پوشد و نوگرایی در مفاهیم را محور حرکت به سمت مدرنیسم قرار دهد و در همگامی با حرکت انقلابی مردم از آنچه متعلّق به سنّت است تبرّی جوید. درواقع، عرفان در این دوره در کشاکش انقلاب های مردمی، رنگ باخته است. اگر نوری کم رنگ از آموزه های عرفانی در این دوره دیده می شود ریشه در سنّت و تأثیرپذیری شاعران این دوره از گذشتگان و بالاخص شاعران سبک عراقی دارد. در این میان، شاعران سنّت گرای اواخر قاجار و عصر مشروطه بیش از همه از خاقانی که مضامین عرفانی از عناوین اصلی مضامین شعری او و زمینه های سخن اویند متأثّر شده اند. بر این اساس این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، عرفان گرایی را با تأکید بر تأثیر از خاقانی مورد مطالعه قرار داده و جلوه های عرفانی اشعار ادیب پیشاوری، ادیب الممالک فراهانی، قآانی شیرازی و محمدتقی بهار را در موضوعاتی چون «زهد و دنیاگریزی»، «فقر»، «عزلت»، «استغناء»، «اهمیت جان (روح)» و «فلسفه ستیزی» بازکاویده است. نتایج پژوهش حاضر نشان از تأثیرپذیری شاعران موضوع پژوهش در بازتاب مفاهیم عرفانی از خاقانی دارد.
مطالعه نمادشناسی نقش مایه پری در سفال آمل و ارتباط آن با مفاهیم اسطوره ای و باورهای عامیانه مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
153 - 186
حوزههای تخصصی:
عناصر اساطیری همچون پری، از دیرباز در باورهای عامیانه و هنرهای سنّتی جوامع مختلف دارای جایگاه ارزشمندی است؛ در این میان در اساطیر مازندران و به صورت ویژه در سفالینه های آمل، نقش مایه پری به صورت نمادین به عنوان شاخص ترین بستر معنایی جلوه گر شده است. این پژوهش با تحلیل بصری و نمادینِ نقش پری در سفال آمل، و با رویکرد اسطوره ای در صدد دست یابی به لایه های پنهان عناصر بصری پری و این آثار است؛ مفاهیم اسطوره ای که نشأت گرفته از باورهای کهن مازندران است. نتایج پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی گرد آمده است، نشان می دهد که نقش مایه پری در سفال آمل، نه تنها یک عنصر تزئینی صرف، بلکه حامل لایه های عمیق نمادین و اسطوره ای است که بازتابنده بینش، باورها و جهان بینی مردمان کهن مازندران است. این نمادها در قالب تصویرهایی از پرندگان، اسب ، کبوتر و ماهی روایت گر پیوندی ژرف میان انسان و طبیعت، اسطوره و واقعیت هستند. بازشناسی این نقش مایه ها، افقی نو به روی پژوهش در زمینه ی نمادشناسی هنر سنّتی ایرانی گشوده است و نشان می دهد که سفال آمل، همچون آینه ای تمام نما، تاریخ، فرهنگ و روان جمعی مردمانی را بازتاب می دهد که هنوز هم در لایه های پنهان هنرشان، اسطوره ها نفس می کشند.
تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
169 - 202
حوزههای تخصصی:
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
بررسی رمزگان هرمنوتیک منظومه خسرو و شیرین نظامی و تحلیل روابط پیچیده شخصیت های داستان بر مبنای نظریه ی رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
91 - 135
حوزههای تخصصی:
زبان به طور عام و ادبیّات به طور خاص، می تواند در قالب مجموعه ای وسیع از معانی و نشانه ها، به عنوان ابزاری قدرتمند برای انتقال آزادانه افکار و نیز خلق و کشف مفاهیم جدید، مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با بهره جستن از نشانه شناسی ساختارگرایانه و به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی، تلاش کرده است تا لایه های زیرین معناشناسی منظومه خسرو و شیرین نظامی را با استفاده از تعریف ده مرحله ای رمزگان هرمنوتیکی رولان بارت، مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش آشکارسازی روابط و تعاملات نهان میان شخصیّت ها و ارائه خوانشی جدید، امّا مستند به ابیات این اثر است. تحلیل های این متن، نشان داد که نظامی با دقّت و زیرکی، داستانی عاشقانه را با ساختاری پیچیده از رمزگان ادبی در اثر خود پی ریزی کرده است. شخصیّت های داستان، به ویژه خسرو و شیرین، در این تحلیل از بر اساس دیدگاه بارت، مورد بررسی قرار گرفته است و یافته ها نشان می دهد برخلاف تصوّر که خسرو به عنوان عاشقی دل سوخته شناخته نمی شود، در حقیقت رمز اصلی داستان بوده است. شاپور در ابتدا به عشق شیرین مبتلا بوده، ولی به سرعت به نیّت نهان اولیه خود بازگشت و با تمام ذکاوت و فریبکاری، تلاش کرد تا از پس وصال خسرو و شیرین به نقشه خود که رسیدن از غلامی به پادشاهی بود، دست یابد. در نتیجه، نظامی با استفاده از رمزگان معنایی، نه فقط در پی روایت یک داستان عاشقانه، بلکه در تلاش برای برقراری لایه های معنایی پیچیده و پرمحتوا در متن خود بوده است.
تحلیل خالصةالحقایق فاریابی از «مقامات طریقت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمود فاریابی در اواخر قرن ششم هجری کتاب دایره المعارف گونه خود را با عنوان خالصه الحقایق تألیف کرد. او در این اثر موضوعات متعددی را در دانش های گوناگون به تصویر می کشد و به تبیین دیدگاه های دیگران درباره موضوع مورد بحث می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا افکار نویسنده درباره برجسته ترین «مقامات طریقت» (توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا) شناخته آید. پرسش های پژوهش به تحلیل دیدگاه نویسنده مبنی بر چیستی مفاهیم «مقامات طریقت» تمرکز می کند و رویکرد شناخت شناسی مؤلف را درباره موضوع حاضر از نظر می گذراند. این کار ضمن معرفی خالصه الحقایق در مضمونی ویژه، سبب آشنایی با رویکرد نویسنده و تعیین گفتمان غالب در تألیف کتاب می شود و شناخت دقیق تری نسبت به زمینه مسلط آن فراهم می آورد. روش پژوهش بر مبنای رویکرد معرفت شناختی است. «مقامات طریقت» از منظر دقت های ویژه نویسنده و باتوجه به برخی از آثار منثور فارسی بررسی شد. نتایج نشان داد که هرچند فاریابی در بخش های سه گانه هر فصل از ابواب کتاب، نوعی هم ترازی را در نقل سخنان متشرعه و صوفیه پدید می آورد، اما درنهایت از میان مشرب های اخلاقی، کلامی، شرعی و عرفانی در مسیر گفتمان غالب می رود و تفسیر عرفانی از موضوعات مذکور را بر رویکردهای تشریحی دیگر مرجح می داند و تلاش های وی در تعیین دقیق ترین تعاریف «مقامات طریقت» از نظرگاه عارفان، بر همین معنی دلالت می کند.
ترجمان سکوت عرفانی از زبان هوش مصنوعی (مواجهه ربات چت جی پی تی با سکوت عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به ربات هایی گفته می شود که توان اجرای وظایفی را دارند که برای اجرای آن کنش ها نیاز به هوش انسانی است. یکی از کارکردهای این ماشین های هوشمند -که گاه فراتر از هوش انسانی ظاهر می شوند- تحلیل و تفسیر متون است. از سویی، قلمرو عرفان، ساحتی است رازناک، مبهم و رمزآلود؛ و ورود به این اقلیم ملزوماتی را می طلبد که پژوهنده از داشتن هوش مناسب برای شناخت و پرداخت آنها ناگزیر است. جستار حاضر که با روش توصیفی-تجربی نوشته شده است، می کوشد تا با ارائه مطالبی حاوی «سکوت عرفانی» به مثابه داده ورودی به ربات مدرن « چت جی پی تی »، به سنجش و مواجهه پردازش های این ربات با موضوع یادشده بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ربات چت جی پی تی از ساحت عرفانی متن و تفکیک آن از دیگر حوزه ها (ساحت غنایی، حماسی و...) شناخت کافی دارد؛ یعنی در تفسیرها، پس از پردازش داده ها و دریافت این نکته که متن به حوزه عرفان مربوط است، می کوشد تا آن را براساس مفاهیم عرفانی تجزیه و تحلیل کند. شناخت دقیق و درست اصطلاحات عرفانی، دیگر توانمندی ربات هوشمند است. همچنین، تسلط این ابزار هوشمند در فهم زبان رمزی، شناخت بُعد ادبی و لایه های زیرین متن که بیشتر در قالب نمادها نمود می یابند نیز درخور توجه است. با این توضیحات و ازآنجایی که هوش مصنوعی به مرور خود را تقویت و ترمیم می کند، چندان دور نیست که به دستیاری این ابزارهای مدرن و هوشمند، افق های نوینی در بحث پردازش و فهم متون عرفانی بر مخاطبان این حوزه گشوده شود.
نقد ترجمه متون عرفانی مبتنی بر هوش مصنوعی و ترجمه انسانی براساس روش ماندی (مطالعه موردی کتاب اللمع فی التصوف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه ترجمه، این پرسش مطرح می شود که هوش مصنوعی تا چه اندازه در ترجمه موفق است و آیا می تواند جایگزین مترجم انسانی شود. در این پژوهش با استفاده از روش تطبیقی ماندی، دو ترجمه فارسی کتاب اللمع فی التصوف بررسی شده و خطاهای آن ها شناسایی شده است. این خطاها عبارت اند از: قرائت نادرست متن، استفاده نادرست از واژه نامه ها در معادل یابی درست، بی توجهی به بافت متن در معادل یابی، ناآشنایی با مصطلحات تخصصی عرفانی اسلامی و نیز فهم نادرست متن. سپس، همان جملاتی که مترجم انسانی به اشتباه ترجمه کرده است، برای ارزیابی به هوش مصنوعی داده شده است. بررسی نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی توانسته است ترجمه ای پذیرفته شده ارائه دهد. این پژوهش برخلاف تصور عامه که هوش مصنوعی را فاقد توانایی لازم در ترجمه می دانند، نشان می دهد که درحال حاضر این فناوری، به ویژه برای زبان هایی مانند فارسی و عربی که ازنظر رایانشی کمتر بدان ها توجه شده است، از قدرت کافی برای ترجمه برخوردار است. براساس یافته های این پژوهش، به مترجمان، به ویژه تازه کارها، پیشنهاد می شود که هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه نادیده نگیرند و از آن بهره برند.
ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
مطالعه تطبیقی شیوه های بازنمایی تجاربِ عرفانیِ صوفیه در مکتب «کشف و شهود» از دریچه نظام گذرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
437 - 475
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و تکیه بر فرانقش اندیشگانی، به مطالعه شیوه بازنمایی تجارب عرفانی در نوشتارهای صوفیه می-پردازد و در صدد پاسخگویی به این پرسش است که غلبه هر یک از نقش های زبان در این متون چه تأثیری در شیوه به کارگیری فرآیندهای زبانی دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که غلبه هر یک از نقش های زبانی در این متون، به طور مستقیم بر نوع کاربرد فرآیندهای زبانی تأثیر گذاشته و باعث ایجاد تفاوت در بازنمایی تجارب نویسندگان صوفیه شده است. برای مثال در متونی که نقش ترغیبی زبان غلبه پیدا کرده، تحول معناداری از فرآیندهای مادی به فرآیندهای ذهنی ایجاد شده است. در این گونه متون، «تجربه گر» فعال و کنشگر است و اغلب افعال ساختار متعدی و زمان گذشته دارند. بسامد بالای وجه اخباری و گستره های معنایی مؤکد در این متون، نشان از قطعیت در کلام نویسنده دارد. ذهن مخاطب در هنگام خواندن این روایات از مکان و زمان طبیعی خود جدا می شود و با راوی در فضای وقوع تجربه همراه می شود. این شیوه بیانی با تغییر نقش های زبان، نمودهای متفاوتی پیدا کرده است. ویژگی های تجارب عرفانی از قبیل «توصیف ناپذیری»، «زودگذری» و «حالت انفعالی» نیز به موازت نقش های زبان، از دیگر عوامل تعیین کننده در شیوه بازنمایی این تجارب به شمار می روند. نویسندگان صوفی تحت تأثیر این ویژگی ها است که از توصیف دقیق موقعیت و کیفیت تجارب بازمی مانند. بیان رمزی، بسامد بالای فرآیندهای ذهنی، عدم توجه به جزییات دقیق فرآیندها و غیر ملموس بودن عناصر پیرامونی، حاصل نمود این ویژگی ها در نوشتار صوفیه هستند.
نشانه شناسی «پرستو» در شعر معاصر فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
95 - 121
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی رویکردی علمی مبنی بر فهم دلالت های بنیادین نشانه ها است، این مفهوم را می توان ازجمله تئوری های برجسته علم منطق دانست. عمده توجّه نشانه شناسی مربوط به چیستی نشانه ها و عملکرد آن ها است. عدول از دلالت صریح و عرضه تصویری ضمنی از یک نشانه، بارزترین کارآیی نشانه شناسی می باشد. در این پژوهش سعی بر این است که نماد «پرستو» را در شعر برخی شاعران معاصر فارسی و عربی مورد بررسی قرار دهیم. در این بین نمونه هایی از اشعار معاصر شاعران برجسته عرب و ایرانی را به عنوان دامنه پژوهش برگزیده ایم. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با مورد توجّه قرار دادن نظریه نشانه شناسی، مطالعه ای میان دو حوزه شعر معاصر فارسی و عربی به شمار می آید و خواهان نمایان ساختن دلالت های معنایی ضمنی از نماد «پرستو» است. بدین منظور قصد داریم مدلول های به کار رفته در خصوص نماد پرستو را مطالعه و از وجوه مثبت و منفی این نشانه ها و عوامل شکل گیری آن ها در شعر شاعران معاصر فارسی و عربی پرده برداریم. از این رو محورهای پژوهش حاضر دلالت هایی مثبت و منفی از نماد پرستو را دربرمی گیرد. یافته های پژوهش نشان از بازتاب اساسی این پرنده در شعر شاعرانی است که تحت تأثیر فضای سیاسی، اجتماعی و دغدغه های شخصی به دنبال آرمان شهر خویش بوده اند و دلالت هایی چون آزادی، بازگشت به وطن، انسان دوستی و زایایی را به واسطه این نشانه بیان کرده اند. شاعران در پی استفاده از نماد پرستو بیش از آنکه منفی نگر باشند، نگرشی مثبت نسبت به موضوعات داشته اند و این مهم در سروده هایشان منعکس شده است.
بررسی بازتاب تخیّلی عنصر باد در منطق الطیر عطّارنیشابوری با رویکرد به نظریه تخیّل ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
41 - 72
حوزههای تخصصی:
عناصر هستی بخش تصاویر تخیّلی گوناگونی در آثار هنرمندان و شاعران دارد. یکی از تجربیات خواننده شعر در مواجهه با تصاویر تخیّلی، کشف رمزهای شعری است و به ارتباط دو سویه با شاعر در تجربه های مختلف او می انجامد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی با این فرض که «مرغ زرّین» خود ِعطار است و رویکرد به نظریه تخیّل ژیلبر دوران مبنی بر منظومه تخیّل روزانه (قطب های مثبت و منفی) و شبانه (تعدیل و تلطیف این دو قطب)، به بررسی و تحلیل تصاویر تخیّلی باد در منطق الطیر به عنوان بازتابی از تجربیات درونی و بیرونی شاعر در ارتباط با خود، جهان، شعر و مخاطب، پرداخته است. خویشکاری های عطار با باد، مرغ زرّین، هدهد، سیمرغ و دیگر پرندگان، اسطوره قهرمان را شکل داده است. این نوع بررسی از تصاویر تخیّلی ارتباطی با صورخیال از نظر بلاغی وآرایه های ادبی ندارد؛ بلکه کشف ماهیت عنصری شاعر و هم چنین رمزگشایی لایه های پنهانی تر شعر او است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که عنصر باد در این اثر بیشتر دوگانه و در ریخت مثبت حیوانی با محرکه عروجی سفر است و از نظر ساختار اسرارآمیز و وضعیت های ترکیبی به نظام تخیّلی شبانه ژیلبر دوران نزدیک تر است.
تحلیل شخصیت های داستانی با رویکرد نقد روانکاوانه در ترجمه داستان-های کوتاه ولگرد گی دو موپاسان و کوتوله میخائیل نعیمه براساس نظریه آلفرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
25 - 50
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمی توان شناخت. روان شناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد می زیستند و شخصیت های اصلی دو داستان کوتاه آنها تحت عناوین ولگرد و کوتوله از دیدگاه نقد روانکاوانه، دارای وضعیتی مشابه هستند و قابلیت واکاوی تطبیقی براساس نظریه شخصیت آلفرد آدلر را دارند. «احساس حقارت»، «عقده حقارت»، «سبک زندگی»، «علاقه اجتماعی» و «غایت زندگی» مهمترین مولفه های نظریه آدلر به شمار می رود. در این پژوهش با هدف شناخت هرچه بیشتر دو اثر، شخصیت های داستان های آنها و به تبع آن شخصیت خود نویسندگان از لابه لای آثار آنها، تلاش شده است شخصیت اصلی این دو داستان با روش تحلیل محتوا و در چارچوب مکتب آمریکا و براساس نظریه آدلر واکاوی تطبیقی شوند. نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت هر دو داستان تحت تاثیرجامعه نابسامان نویسندگان شکل گرفته اند. عقده حقارت در ولگرد ناشی از توجه بیش از حد و همچنین بی توجهی است اما در کوتوله این عقده حقارت از مشکلات جسمی و قباحت منظر نشات می گیرد.
خوانش شالوده شکنانه و برداشت ایدئولوژی های جدید «بررسی وتحلیل دو قصیده از محمد الماغوط و احمد شاملو»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
43 - 62
حوزههای تخصصی:
ژاک دریدا تحت تأثیر رویکرد عدم قطعیتی که در قرن بیستم پدید آمده بود دست به ارائه رویکرد شالوده شکنانه در غرب زد. بعد از آن که نقد نو توانست سیطره مناسبات خارجی برمتن را از بین ببرد و خود متن و شکل و ساختار آن را به عنوان مباحث اصلی نقد مطرح کند، توجّه همه ناقدان معطوف متن گشت وکمتر کسی به خود خواننده ومخاطب متن اهمیت می داد. ولی دریدا با مطرح نمودن نظریه خود برای خواننده نقش اساسی در نظر گرفت و بدین شکل شاهد نقد خواننده محور گشتیم. در کنار این موضوع نفی حضور معنا در متن نیز منجر به برداشت های متفاوت از متن می شود. از این رو در این جستار با از بین بردن شالوده دو قصیده «مسافر عربی فی محطات السماء» از« محمد الماغوط» وقصیده « لعنت» از« احمد شاملو» به روش توصیفی- تحلیلی متوجه شدیم که علاوه بر ایدئولوژی های مدنظر این دو شاعر می توان ایدئولوژی های مختلفی را برداشت کرد. برای نمونه هردو شاعر در قصیده های خودشان به دنبال آن بودند که عدم تغییر وتحول در جامعه را مورد نقد قرار بدهند و مخاطبان خود را به ایجاد تغییر تشویق نمایند، ولی با رویکرد شالوده شکن توانستیم ساختار اصلی این دوقصیده را بر هم بزینم و ایدئولوژی اصلی را از بین ببریم و ایدئولوژی های دیگری را جایگزین آن کنیم.
از پساحافظه تا مکان های تروماتوپیک: تحلیلی بر بازنمایی تروما در آثار وجدی معود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تطبیقی بازنمایی تروما و حافظه در نمایشنامه های منتخب وجدی معود، شامل «خط ساحلی»، «آتش سوزی ها»، «جنگل ها» و «آسمان ها» می پردازد. هدف از این پژوهش، تحلیل چگونگی بازنمایی هنری تروما و حافظه در آثار معود و بررسی پیامدهای آن بر بازسازی هویت فردی و جمعی است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس نظریه های کتی کاروت، پل ریکور، ماریانا هیرش و یان پاتوچکا تدوین شده و روش پژوهش کیفی و تطبیقی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معود با بهره گیری از روایت های غیرخطی، نمادگرایی مکان و سکوت، پیچیدگی های حافظه فردی و جمعی را برجسته می کند. هر نمایشنامه به شیوه ای منحصربه فرد به این مضامین می پردازد؛ «آتش سوزی ها» روایت میان نسلی خشونت و جنگ را بررسی می کند، «خط ساحلی» بر جستجوی هویت و مواجهه با گذشته تمرکز دارد، «جنگل ها» اسرار خانوادگی و پساحافظه را نمایان می سازد و «آسمان ها» به بحران هویت در دنیای مدرن می پردازد. این پژوهش نشان می دهد که آثار معود با فراتر رفتن از مرزهای زبانی و فرهنگی، قدرت هنر را در بازسازی هویت و زخم های روانی به تصویر می کشند.
«فطرت» از دیدگاه عرفانی روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فطرت از مباحث مهم حوزه کلام و عرفان است که تعاریف و کارکردهای متعددی دارد. بررسی متون عرفانی قرن چهارم تا ششم هجری نشان می دهد که این موضوع در آثار عارفان به نقل قول های پراکنده از مشایخ محدود شده است. بااین حال، در آثار برخی عارفان ازجمله روزبهان بقلی (متوفی 522ق.) نگرش خاصی به آن دیده می شود. روزبهان مبحث مستقلی را به فطرت اختصاص نداده؛ اما با بررسی اشارات متعدد در آثارش می توان به دیدگاه های او دراین باره دست یافت. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، تلاش کرده است تا با مطالعه سیزده اثر از آثار روزبهان، افزون بر بررسی بسامد و تنوع معانی واژه فطرت، دیدگاه های عرفانی او را دراین باره مشخص کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که واژه فطرت در آثار روزبهان معانی گوناگونی دارد؛ ازجمله آفرینش، موجودات جهان، سرشت انسانی، غریزه، نفس امّاره و... . از منظر عرفانی، روزبهان برای فطرت چهار رکن در نظر گرفته که اصل آن فعل اراده حق است. آدم (ع) ، بدیع فطرت و مصداق فطرت اوّل و صورت حق ّتعالی است. فطرت انسانی ویژگی هایی دارد و تغییر می کند. فطری بودن اموری همچون استعداد معرفت، بندگی، ایمان و عشق، و نیز تعریف برخی اصطلاحات عرفانی با استفاده از مفهوم فطرت، از دیگر مباحث مطرح شده در آثار اوست.
خوانش تطبیقی شعر فروغ فرخزاد و سعاد الصباح بر اساس رویکرد اکوفمینیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبیات تطبیقی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
89 - 124
حوزههای تخصصی:
اکوفمینیسم شاخه ای از پژوهش های فمینیستی است که ارتباط میان زن و زمین را بررسی می کند که این بررسی، عمدتاً یکپارچه نیست و مانند فمینیسم، متکثّر و متنوّع است؛ اما باور مشترک میان اکوفمینیست های مختلف، استثمار زن و زمین از طرف نظام مردسالار حاکم را تأیید می کند. در این پژوهش به روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، تلاش کرده ایم به خوانش اشعار فروغ فرخزاد و سعاد الصباح بر مبنای مؤلفه های شاخص اکوفمینیسم بپردازیم و نشانه های آن را در اشعار این دو شاعر، استخراج، طبقه بندی، مقایسه و نقد کنیم. یافته های پژوهش نشان می دهد در اشعار فروغ فرخزاد و سعاد الصباح، تشبیه زنان به گیاهان بسامد چشمگیری دارد که بخشی از این تشبیهات، ریشه در فرهنگ و جغرافیا دارد؛ اما بخشی دیگر، دارای سویه های انتقادی است؛ به گونه ای که هر دو شاعر زن به صراحت یا به شکل تلویحی، نظام مردسالار را در استثمار زمین و زن مورد انتقاد خود قرار می دهند. در نهایت، نگرانی های این شاعران زن شرقی در قبال طبیعت، باعث شده بخشی از شعر آن ها، قابلیت خوانش با شاخصه های جریان اکوفمینیسم را داشته باشد. البته در بررسی نمونه ها نقاط افتراق این دو شاعر هم به چشم می آید. فروغ فرخزاد و سعاد الصباح به شکلی منحصربه فرد و شخصی ارتباط زن و طبیعت را بازتاب داده اند.
نمودهای اختلال وسواس نجس پاکی در حکایت بط منطق الطیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
405 - 436
حوزههای تخصصی:
وسواس ها که نوعی «اختلال عصبی» به شمار می روند، دریک تقسیم بندی کلی، به دو بخش فکری و عملی تقسیم می شود. اختلال وسواس نجس پاکی، یکی انواع وسوسه های عملی، و چهارمین اختلال از لحاظ اهمیت درمیان اختلال های روان پزشکی است. این اختلال عصب شناختی، زیستی و رفتاری که با افکار و رفتارهای وسواسیِ تکرارشونده همراه است، وقت بسیار زیادی را می گیرد و باعث اختلال در زندگی و کارکرد روزانه می شود. شخصیت «بط» در مثنوی منطق الطیر دچار نوعی اختلال وسواس نجس پاکی است و جستار حاضر که به شیوه ی توصیفی تحلیلی و با شیوه ی کتابخانه ای نوشته شده است، می کوشد تا به بررسی مختصات این اختلال در شخصیت مزبور بپردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که نمود اختلال وسواس نجس پاکی در بط را می توان در دو ساحت مشاهده کرد: 1 آلودگی: انجام و اجرای رفتارهای تکراری (طهارت و شستشوی بیش از اندازه) بر اساس ترتیبات و الگوهای معین و به صورت یکنواخت (هر لحظه غسل کردن)؛ 2 جانماز آب کشی: که بط نهایت کوشش خود را می کند تا به منتهای پاکیزی برسد و جهد می کند تا کوچک ترین کوتاهی در توجّه به یک عمل مذهبی (در این جا غسل و طهارت) از او سر نزند. این خصیصه هم چنین سبب شده که بط دچار کمال طلبی و تا حدی خودپسندی نیز شود؛ زیرا این وسواس، بط را به جایی -رسانده که در این عالم فقط خودش را پاک (پاک رو، صاحب کرامات و زاهد مرغان) و بقیه را ناپاک می داند. هم چنین جستار حاضر سوای نمایش مختصات اختلال نجس پاکی و نمودهای آن در بط، هنروری ها و چیره دستی های شاعرانه ی عطار در پرداخت این موضوع را نیز نشان می دهد.
بازآفرینی اسطوره ها در پویانمایی ربات وحشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها پس از گذار از مرحله تکوین، بارها بازخوانی و بازآفرینی می شوند. بازآفرینی مضامینِ اساطیری در پویانمایی، گونه ای از اقتباس در آفرینش های هنری است. قابلیت های روایی، تصویرسازی، حضور عناصر داستان و مضمون های مرتبط با هویت یابی در اسطوره ها، فرصتی در اختیار نویسندگان و تهیه کنندگان صنعت فیلم سازی می گذارد تا پویانمایی هایی گیرا برای مخاطبان معاصر بسازند. بررسی چگونگی بازتولیدِ اسطوره ها در فیلم، موضوعی بینارشته ای و از حوزه های پژوهشی در ادبیات تطبیقی است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا بازآفرینی مضامین اسطوره ای را در پویانمایی ربات وحشی ((The Wild Robot, 2023 نشان دهیم. با توجه به چندبعدی بودن بن مایه های اساطیریِ این فیلم، برای تحلیل متن، هم از نظریه "زمان چرخه ای" و "فضای مقدس" میرچا الیاده و هم از نظریه "سفر قهرمان" کمبل بهره برده ایم. این پویانمایی توانسته است مضامین اسطوره ای "گایا"، افسانه آفرینش "آدم" و ماجرای "کشتی نوح" را ضمن ایجاد فضای سرگرمی به مخاطبان رده های سنّی پایین تر منتقل کند. یافته های پژوهش نشان می د هد، کنشگران رسانه ای که دغدغه های فرهنگی دارند با گزینش کهن الگوهای اساطیری، می توانند بخش های مهمی از باورهای فرهنگی و دینی را در قالب پویانمایی، بازتولید و بازتفسیر کنند و به این ترتیب، تأثیر به سزایی در احیای روایت هایی داشته باشند که نسل جدید مخاطبان، کمتر به سراغ آن ها می روند.
خوانشی از آسیب های اجتماعی در داستان های اقلیمی رسول پرویزی و نسیم خاکسار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
92 - 121
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با این پیش فرض که بررسی ادبیات و فرهنگ عمومی جامعه می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای شناسایی و تحلیل آسیب های اجتماعی هر دوره مورد استفاده قرار گیرد و به درک بهتر دلایل ایجاد و راه های مقابله با این آسیب ها کمک کند، با رویکردی توصیفی – تحلیلی، به بازخوانی آسیب های اجتماعی در داستان های اقلیمی رسول پرویزی و نسیم خاکسار می پردازد. پرویزی در «شلوارهای وصله دار» و «لولی سرمست» به مسائل و مشکلات اجتماعی حوزه روستایی اقلیم جنوب پرداخته است؛خاکسار نیز در داستان های «گیاهک» و «نان و گل» به مسائل و مشکلات اجتماعی حوزه دریایی اقلیم جنوب توجّه دارد. یافته ها نشان می دهد که هرچند هر دو نویسنده با توجّه به تفاوت های جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی حوزه خود ، به نوع خاصی از آسیب های اجتماعی پرداخته اند، اما هر دو با نگاهی انتقادی و واقع گرایانه به آسیب های اجتماعی تلاش کرده اند تا با ارائه تصویری دقیق از این مشکلات، به آگاهی بخشی در جامعه کمک کنند. برخی از این آسیب ها مانند ارتباط های نامشروع، اعتیاد، کودک آزاری، دزدی و کمبود امکانات بهداشتی در هر دو اقلیم دیده می شود. آسیب های مختص حوزه دریایی شامل طلاق، بیوه گی و بی پناهی زنان، خودکشی و قاچاق است. در حوزه روستایی نیز خرافه گرایی، عشوه گری زنان، تنوّع طلبی مردان و چندهمسری به عنوان کژروی ها و آسیب های اجتماعی مطرح شده اند؛ لذا می توان نوع اقلیم را در پدید آوردن برخی از انواع آسیب ها و معضلات اجتماعی مؤثر دانست.
بازنمایی ابعاد شور و اشتیاق در غزلیّات منزوی؛ بر اساس آرای جان استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
152 - 181
حوزههای تخصصی:
با بررسی غزلیات عاشقانه زنده یاد حسین منزوی در می یابیم که عشق، یگانه مولد نیرومند در تمام وجوه درونی و بیرونی این غزل سرای معاصر است که ناخواسته تمام هویت او را نشان می دهد؛ نگاه منزوی به عشق، زمینی و فرودین است که به تبع آن، عنصر شور و اشتیاق و شوریدگی در آن پررنگ و برجسته است. در میان نظریه های معاصر که به مقوله عشق اشاره کرده اند، آرای استرنبرگ درخور توجه است. او عشق را دارای سه ضلع «صمیمیت، شور و هیجان (شهوت)، تعهد» می-داند. این پژوهش بر آن است با تعریف ضلع شور و اشتیاق و مؤلفه های آن، با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بسامد این عنصر در غزلیات منزوی بپردازد. برآیند پژوهش حاضر، حاکی از آن است که بر اساس ضلع شور و اشتیاق در نظریه مثلث عشق از استرنبرگ، منزوی با توجه به موقعیت های مختلف زندگی، توانسته است این ضلع از مثلث عشق را به تمام و کمال درک و توصیف کند. همچنین، مشحص گردید که در این بخش از غزل ها، سه محور «زن بودن معشوق»، «توصیف اندام و بدن معشوق» و «توصیف حالات و رفتارهای او» به عنوان مهم ترین مؤلفه های عنصر شور و اشتیاق مطالعه شده است که اوج دلباختگی و شیدایی او را نسبت به معشوق زمینی اش بیان می کند. افزون بر این، معشوق منزوی از جنس مخالف و نوع رابطه نیز، بر اساس یافته ها و ضلع شور و اشتیاق استرنبرگ از درجه بالایی از برانگیختگی فیزیولوژیک و روانی برخوردار است. انگیزه هایی که به کمال عشق، جذابیت فیزیکی و جنسی منجر می شود.