ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
۱۰۱.

پاسخ های حافظ و کارلوس کاستاندا به مسأله معناباختگیِ زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۴
یکی از مهم ترین دغدغه های انسان معاصر، سرگردانی در برهوت بی معنایی است. نیهیلیسم فراگیر، شور و گرمای زندگی را به ملال و سردی تبدیل کرده است. مسأله کانونی این پژوهش که با روش توصیفی – تحلیلی تقریر شده است، تحلیل مقایسه ای راهکارهای حافظ(792-727 ه.ق) و کاستاندا(1998-1925) برای برون رفت از بحران بی معنایی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که حافظ با علم و باور به ناپایداری و نامنصفانه بودن هستی، وجود رنج در زندگی، امیدواری و مرگ آگاهی در حوزه نظر، کاربست عشق، رندی و گذران خوش در حیطه عمل را به عنوان درمان پیشنهاد می دهد. کاستاندا اسارت ذهن در قالب های تکراری را عامل اصلی بی معنایی دانسته و برای مقابله با این بحران، سکوت درونی، مرگ آگاهی و پذیرش هستی را ارائه کرده است. تأکید هر دو بر دوری از حاقِ واقعیتِ هستی و زیستن متوهمانه به عنوان اصلی ترین علت بی معنایی است. سکوت درونی و رسیدن به نگاهی نو در آموزه های کاستاندا با ویژگی های رندِ عاشق حافظ همسان است. پذیرش هستی در اندیشه کاستاندا با فهمِ گُلِ زندگی از نظر حافظ که لاجرم خار دارد و پذیرش بدون ناله قسمتِ سرنوشت، یکسان است. هر دو بر مرگ آگاهی و مواجهه مستقیم با مرگ برای دریدن پرده پندار تأکید داشته اند.
۱۰۲.

بازنمایی ابعاد شور و اشتیاق در غزلیّات منزوی؛ بر اساس آرای جان استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۱۷
با بررسی غزلیات عاشقانه زنده یاد حسین منزوی در می یابیم که عشق، یگانه مولد نیرومند در تمام وجوه درونی و بیرونی این غزل سرای معاصر است که ناخواسته تمام هویت او را نشان می دهد؛ نگاه منزوی به عشق، زمینی و فرودین است که به تبع آن، عنصر شور و اشتیاق و شوریدگی در آن پررنگ و برجسته است. در میان نظریه های معاصر که به مقوله عشق اشاره کرده اند، آرای استرنبرگ درخور توجه است. او عشق را دارای سه ضلع «صمیمیت، شور و هیجان (شهوت)، تعهد» می-داند. این پژوهش بر آن است با تعریف ضلع شور و اشتیاق و مؤلفه های آن، با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بسامد این عنصر در غزلیات منزوی بپردازد. برآیند پژوهش حاضر، حاکی از آن است که بر اساس ضلع شور و اشتیاق در نظریه مثلث عشق از استرنبرگ، منزوی با توجه به موقعیت های مختلف زندگی، توانسته است این ضلع از مثلث عشق را به تمام و کمال درک و توصیف کند. همچنین، مشحص گردید که در این بخش از غزل ها، سه محور «زن بودن معشوق»، «توصیف اندام و بدن معشوق» و «توصیف حالات و رفتارهای او» به عنوان مهم ترین مؤلفه های عنصر شور و اشتیاق مطالعه شده است که اوج دلباختگی و شیدایی او را نسبت به معشوق زمینی اش بیان می کند. افزون بر این، معشوق منزوی از جنس مخالف و نوع رابطه نیز، بر اساس یافته ها و ضلع شور و اشتیاق استرنبرگ از درجه بالایی از برانگیختگی فیزیولوژیک و روانی برخوردار است. انگیزه هایی که به کمال عشق، جذابیت فیزیکی و جنسی منجر می شود.
۱۰۳.

«فطرت» از دیدگاه عرفانی روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
فطرت از مباحث مهم حوزه کلام و عرفان است که تعاریف و کارکردهای متعددی دارد. بررسی متون عرفانی قرن چهارم تا ششم هجری نشان می دهد که این موضوع در آثار عارفان به نقل قول های پراکنده از مشایخ محدود شده است. بااین حال، در آثار برخی عارفان ازجمله روزبهان بقلی (متوفی 522ق.) نگرش خاصی به آن دیده می شود. روزبهان مبحث مستقلی را به فطرت اختصاص نداده؛ اما با بررسی اشارات متعدد در آثارش می توان به دیدگاه های او دراین باره دست یافت. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، تلاش کرده است تا با مطالعه سیزده اثر از آثار روزبهان، افزون بر بررسی بسامد و تنوع معانی واژه فطرت، دیدگاه های عرفانی او را دراین باره مشخص کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که واژه فطرت در آثار روزبهان معانی گوناگونی دارد؛ ازجمله آفرینش، موجودات جهان، سرشت انسانی، غریزه، نفس امّاره و... . از منظر عرفانی، روزبهان برای فطرت چهار رکن در نظر گرفته که اصل آن فعل اراده حق است. آدم (ع) ، بدیع فطرت و مصداق فطرت اوّل و صورت حق ّتعالی است. فطرت انسانی ویژگی هایی دارد و تغییر می کند. فطری بودن اموری همچون استعداد معرفت، بندگی، ایمان و عشق، و نیز تعریف برخی اصطلاحات عرفانی با استفاده از مفهوم فطرت، از دیگر مباحث مطرح شده در آثار اوست.
۱۰۴.

معرفی و بررسی نام آواهای فارسی وعربی در نفثه المصدور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۹۱
نام آوا (اسم صوت) از مقوله اسم است. به صداهای طبیعی و غیر طبیعی پیرامون انسان اطلاق می گردد. از عناصر زنده و پویای زبان است و متعلّق به هر قوم و ملّتی است که از زبان استفاده می کند. شهاب الدین محمد زیدری نسوی مؤلّف نفثهالمصدور (قرن هفتم)، درکنار جلوه های بلاغی فراوان از ظرفیت های زبانی (نام آواها) در این اثر بسیار استفاده نموده است. نفثهالمصدور به دلیل آمیختگی با زبان عربی از نام آواهای متعدّد عربی نیز در کنار نام آواهای فارسی بسیار بهره مند گردیده است. در پژوهش حاضر ابتدا نام آواهای فارسی و سپس عربی معرفی شده است، سپس تأثیرشان بر متن تحلیل گردیده است. هدف از پژوهش، با توجه به بسامد چشم گیر نام آواهای فارسی و عربی، تأثیر و جایگاه آن ها در یک متن ادبی- تاریخی است. نام آواهای عاطفی و غیر عاطفی در این متن به منظور توصیف حوادث تاریخی، مصائب و شکواهای فردی- اجتماعی استفاده شده است که بر فضاسازی، عینیت بخشی، تجسّم حوادث تاریخی و انتقال مفاهیم بثّ الشکوی تأثیر بسیاری گذاشته است. نام آواهای غیرعاطفی شامل اسامی حیوانات و صدای آن ها، مظاهر طبیعت، اشیاء و نیز اصواتی با منشأ انسانی هستند. افزون بر این استفاده از نام آواهای متفرقه فراوان فارسی و توالی نام آواهای عربی با منشأ اصوات انسانی، بر تأکید نویسنده و تأثیرگذاری این ظرفیت زبانی صحه می گذارد.
۱۰۵.

تحلیل سفر قهرمانی زن در رمان رویای تبت بر اساس نظریه مورین مورداک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۶۸
چگونگی هویت فردی سؤالی بنیادی است که در روانشناسی عمقیِ کارل گوستاو یونگ و پیروان او مورد تحلیل و واکاوی قرار می گیرد. قهرمان و سفر قهرمانی نظریه ای است که ابتدا توسط جوزف کمپبل مطرح گردید و هدف از آن دقت در سیر مراحلی است که هر فردی در سفر زندگی خود آن را طی کرده تا به هویت فردی ویژه خود دست پیدا کند. او برای این امر از تحلیل قصه و داستان و اسطوره یاری گرفت. بر این اساس مورین مورداک، با یافتن مسائل متفاوتی که زنان در طی یافتن هویت فردی خود، با آن روبرو هستند، نظریه سفر قهرمانی زن را ارائه نمود که شامل ده الی یازده مرحله است و الگوهای فردی سفر زنان را ارائه می دهد که روان زنان، برای یافتن هویت فردی ناگزیر آنها را طی خواهند کرد. رویای تبت به عنوان نمونه داستانی موفق برای به تصویر کشیدن شخصیت ها و دغدغه ها و ویژگی زنان، قابلیت آن را دارد تا بر اساس نظریه مورداک تحلیل شود. هدف از این تحلیل دریافتن میزان قوّت شخصیت پردازی های زن به عنوان قهرمان توسط نویسندگان ادبیات فارسی است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که فریبا وفی به عنوان نویسنده زن ایرانی نسبت به خلق شخصیت های حقیقی زنانه دقیق عمل کرده است و در به تصویر کشیدن شخصیت های زن و دغدغه های آنان موفق بوده است.
۱۰۶.

بررسی مؤلفه های فرهنگی سیاست نامه و قابوس نامه و تطبیق با مفاهیم شهروندی نوین با رویکرد توسعه فرهنگ شهروندی برمبنای مدل اینگلهارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۳۰
ادبیّات تعلیمی فارسی همواره، نقشی کلیدی در تبیین و انتقال ارزش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جوامع ایرانی ایفا کرده و بستری برای آموزش اصول حکمرانی، اخلاق اجتماعی و سبک زندگی بوده است. دو اثر برجسته در این حوزه، سیاست نامه و قابوس نامه، افزون بر ارائه آموزه های مدیریّتی و اخلاقی، بازتاب دهنده ارزش های جامعه عصر خود هستند و الگویی برای رفتار فردی و اجتماعی فراهم می کنند. این دو کتاب، هرچند در بستر تاریخی خاصی نگاشته شده اند، مفاهیمی بنیادین دارند که می توان آن ها را با اصول شهروندی معاصر مقایسه کرد. مدل اینگلهارت، به عنوان یکی از نظریّه های مهم جامعه شناختی، تغییرات فرهنگی جوامع را بر اساس دو محور سنت گرایی – سکولاریسم و بقا – خودبیانگری تحلیل کرده و نشان می دهد، جوامع، چگونه از ارزش های سنتی به سوی ارزش های مدرن تحوّل می یابند. با این مدل، می توان سنجید آموزه های این دو اثر کلاسیک تا چه حد با مفاهیم شهروندی مدرن مانند مشارکت اجتماعی، حقوق فردی، عدالت محوری، برابری و مسئولیت پذیری هم سویی دارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تطبیقی و روش کتابخانه ای، مؤلفه های فرهنگی سیاست نامه و قابوس نامه را شناسایی و میزان همگرایی یا واگرایی آن ها با مفاهیم شهروندی نوین بررسی کرده است. نتایج پژوهش، نشان می دهد که اگرچه بخش هایی از آموزه های این آثار، به ویژه در حوزه عدالت، مسئولیت اجتماعی و مشورت پذیری، با ارزش های شهروندی مدرن همسوست، اما مفاهیمی مانند اطاعت مطلق از قدرت، ساختار سلسله مراتبی و نگاه نخبه گرایانه، با اصول مشارکت محور و برابری طلب شهروندی امروز در تعارض اند. این یافته ها نشان می دهد این آثار، ضمن داشتن ظرفیت هایی برای تقویّت فرهنگ شهروندی، نیازمند بازخوانی انتقادی برای کاربست مؤثر در فضای اجتماعی امروز هستند.
۱۰۷.

از پساحافظه تا مکان های تروماتوپیک: تحلیلی بر بازنمایی تروما در آثار وجدی معود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۲۲
این پژوهش به بررسی تطبیقی بازنمایی تروما و حافظه در نمایشنامه های منتخب وجدی معود، شامل «خط ساحلی»، «آتش سوزی ها»، «جنگل ها» و «آسمان ها» می پردازد. هدف از این پژوهش، تحلیل چگونگی بازنمایی هنری تروما و حافظه در آثار معود و بررسی پیامدهای آن بر بازسازی هویت فردی و جمعی است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس نظریه های کتی کاروت، پل ریکور، ماریانا هیرش و یان پاتوچکا تدوین شده و روش پژوهش کیفی و تطبیقی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معود با بهره گیری از روایت های غیرخطی، نمادگرایی مکان و سکوت، پیچیدگی های حافظه فردی و جمعی را برجسته می کند. هر نمایشنامه به شیوه ای منحصربه فرد به این مضامین می پردازد؛ «آتش سوزی ها» روایت میان نسلی خشونت و جنگ را بررسی می کند، «خط ساحلی» بر جستجوی هویت و مواجهه با گذشته تمرکز دارد، «جنگل ها» اسرار خانوادگی و پساحافظه را نمایان می سازد و «آسمان ها» به بحران هویت در دنیای مدرن می پردازد. این پژوهش نشان می دهد که آثار معود با فراتر رفتن از مرزهای زبانی و فرهنگی، قدرت هنر را در بازسازی هویت و زخم های روانی به تصویر می کشند.
۱۰۸.

وجودشناسی و معرفت شناسی نجات انسان در مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۸
نجات؛ یعنی رها شدن از ناملایماتی که برای انسان درد و رنج به بار می آورند و برخورداری از مواهب و الطافی که زمینه ساز راحتی و تمتع مادی و معنوی اند. تاریخ بشر گواه آن است که بشر از ابتدای پیدایش بر روی کره خاکی این امر را دنبال کرده است. فرقی نمی کند که آن را ارزشی ذاتی تلقی کند یا غیری. این مفهوم همیشه دغدغه همه انسان ها بوده، فیلسوفان، متکلمان و عارفان ادیان مختلف راجع به آن اندیشیدند و تأملات فراوانی پیرامون آن داشته اند. مولوی از خیل عارفانی است که سخت درگیر این مقوله بوده است. مبانی، وجودشناسی(علل ، اصناف و موانع ) و معرفت شناسی(نشانه ها)ی آن را بررسی کرده است. وی در بررسی این مقوله بر دو رأی پای فشرده است: نجات در حوزه امور دنیوی و برای آن دسته از اهل سلوک که به دستاوردهای معدود و محدود قانع اند آنها ارزشی ذاتی و در باب سالکانی که وصال، شهود و وحدت با خداوند را نظر قرار داده اند ارزشی غیری است. تردیدی نیست که نتیجه این دو نظر متفاوت خواهد بود زیرا دسته اول هدفشان را به محض دستیابی به نجات کسب کرده، سلوکشان به اتمام می رسد ولی دسته دوم پس از دستیابی به نجات در اندیشه رسیدن به وصال، شهود و یا وحدت خواهند زیرا هدف دسته دوم خود نجات نیست بلکه نجات خود نقبی برای اهداف یاد شده است.
۱۰۹.

تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
استفاده از شیوه ها و نظریه های گوناگون برای ایجاد خلاقیت در داستان های بازنویسی شده از متون کهن ادبی برای کودک و نوجوان، مسأله ای مهم و درخور توجه است. هدف از بازنویسی متون کهنی چون کلیله و دمنه، آشنایی مخاطبان با ویژگی های ادبی متن اصلی و خوانش حکایت های جذاب آن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی ماریا نیکولایوا و پاسخ به این پرسش هاست: 1. چگونه می توان به کمک ابعاد روایتمندی نیکولایوا یک بازنویسیِ خلاق با ساختاری متفاوت و تازه برای مخاطبان نوجوان ایجاد کرد؟ و 2. در داستان های بازنویسی شده ی بررسی شده، کدام یک از ابعاد روایتمندی نیکولایوا استفاده شده است؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوه ی گردآوری اطلاعات، به شکل بررسی اسناد کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که با استفاده از ابعاد روایتمندی، می توان ساختار جدید و خلاقی در داستان های بازنویسی ایجاد کرد. انتخاب شروع مناسب، پایان بندیِ باز و ایجاد روزنه، استفاده از عنصر سفر در روایت، توجه به ابعاد زمان مندی در روایت و پیرنگ فزاینده، مهم ترین ابعاد روایتمندی برای بازنویسی خلاق به شمار می روند. به جز چند داستان از لطف الله که از پایانی باز استفاده شده است، بیشتر داستان های بازنویسیِ بررسی شده، پایانی بسته داشته اند. عنصر سفر در بیشتر داستان های بازنویسی دیده شد. در بخش زمان مندی، بیشتر داستان های بازنویسی، زمانِ خطی دارند؛ فقط در برخی از داستان های بازنویسیِ لطف الله و شیرازی، گاهی زمان پریشی، روایت پس نگر و آینده نگر دیده می شود.    
۱۱۰.

خوانشی از تصوف خاقانی بر پایه نقد دیدگاه های صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
ابهام دررابطه با جایگاه تصوف خاقانی، ناشی از دیدگاه هایی که آن را صوری یا مقطعی می دانند، بازنگری این موضوع را ضروری کرده است. این پژوهش با هدف تبیین اصالت تصوف خاقانی و ارائه چارچوبی نو انجام شد. با روش توصیفی تحلیلی، شواهد زندگی (چله نشینی و مراودات با صوفیان)، اندیشه (مضامین عرفانی) و زبان شعری (ابداعات زبانی) خاقانی بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که خاقانی، به عنوان صوفی خلاق، تصوفی اصیل و متمایز را شکل داد که «حکمی- آذربایجانی- ترکیبی» نامیده می شود. این تصوف، ریشه در حکمت اسلامی دارد، در سبک شعری موسوم به آذربایجانی با پیچیدگی های زبانی بروز یافته و تلفیقی از زهد عملی مکتب بغداد (متجلی در چله نشینی ها) و عشق عرفانی مکتب خراسان (بیان شده در قصاید) را نشان می دهد. چله نشینی های سی ساله و اصطلاح سازی های صوفیانه، نقش خاقانی را به عنوان چهره ای پیشرو در پیوند شعر و تصوف تأیید می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی بدیع، جایگاه متمایز خاقانی را در ادبیات فارسی بازنمایی کرده و راه را برای پژوهش های نوین در تصوف هموار می سازد.
۱۱۱.

ارزیابی ترجمه رازانی از رمان «اللصّ و الکلاب» نجیب محفوظ بر پایه گرایش های ریخت شکنانه آنتوان برمن، با تمرکز بر منطقی سازی، شفاف سازی و تضعیف کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۱
نقد و ارزیابی علمی ترجمه، روشی نظام مند برای کیفیت سنجی ترجمه و پایاییِ تصمیم های مترجم است. در گذشته، این امر، سنّتی و سلیقه ای انجام می گرفت اما اکنون الگوهای متعددی بر مبنای نظریات مطالعات ترجمه، جهت ارزشیابی روشمند ترجمه، ارائه شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی، ترجمه فارسی بهمن رازانی از رمان اللصّ و الکلاب اثر نجیب محفوظ را بر اساس نظریه «گرایش های ریخت شکنانه» از آنتوان برمن بررسی می کند. بدین منظور، سه فصل از فصل های نخستین، میانی و پایانی رمان به عنوان جامعه نمونه با تمرکز بر سه گرایش پر تواترِ «منطقی سازی»، «شفاف سازی» و «تضعیف کیفی» بررسی و تحلیل و در پایان بسامد هر گرایش به صورت آماری با نمودار ارائه شد. تحلیل یافته ها نشان می دهد «تضعیف کیفی» با بسامد ۸۹، گرایش غالب در این ترجمه است که عمدتاً در قالب معادل گزینی های نادقیق و کاهش بار معنایی و آوایی واژگان به تضعیف دلالت ها انجامیده است. «منطقی سازی» با بسامد ۷۲، از طریق شکستن جمله های بلند، تغییر نشانه گذاری و ساده سازی ساخت های نحوی، سبک سیال و چندلایه متن مبدأ را خطی تر کرده است. «شفاف سازی» نیز با بسامد ۶۱، با افزودن توضیحات، تعیین مرجع و جنسیت ضمایر، هرچند خوانایی متن مقصد را افزایش داده، اما با رفع ابهام های عامدانه، به کاهش «غرابت سنجیده» متن انجامیده است. مجموع این یافته ها حاکی از گرایش آشکار ترجمه به مقصدگرایی و فاصله گرفتن از سبک و صورت متن مبدأ است. ضمناً نتایج این مطالعه بر ضرورت بهره گیری از الگوهای نظری در نقد ترجمه ادبی و تبیین حدود منطقی سازی اجباری در جفت زبان های ناهم ساخت نیز تأکید می کند.
۱۱۲.

تحلیل تطبیقی اسطوره ای شخصیت گوبدشاه اغریرث با گَنِشا و ایزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
در اساطیر ایران و سرزمین های کهن مجاور آن یعنی هند و مصر به شخصیت هایی با پیکری نیم انسان نیم حیوان برمی خوریم که ماهیت شان تأمل برانگیز است. در مقاله حاضر دو شخصیت هندی گنشا با سر فیل و بدن انسان، داکشا با سر بز و بدن انسان و الهه مصری ایزیس با سر گاو و بدن انسان معرفی و بررسی می شوند. سپس به شخصیت گوبدشاه با بالاتنه انسان و پایین تنه گاو که از جاودانان در اساطیر ایران است می پردازیم. چرایی و چگونگی ایجاد پیکر ترکیبی برای گنشا، داکشا و ایزیس در اساطیر به تفصیل شرح داده شده است اما با کمال تعجب علت و چگونگی به وجود آمدن گوبدشاه در اساطیر ایرانی مسکوت مانده یا به دست ما نرسیده است. از این رو پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی در نظر دارد چگونگی پیدایش گوبدشاه را بررسی کند. در چنین شرایطی توجه به فرایند به وجود آمدن پیکر انسان-حیوان برای گنشا، داکشا و ایزیس می تواند راه را به طریق قیاس برای کشف چگونگی پیدایش گوبدشاه هموار سازد. این بررسی قیاسی به ما نشان می دهد که گوبدشاه صورتی احیا شده از اغریرت است که پس از به دو نیم شدن اغریرت به دست برادرش افراسیاب به جرم آزاد کردن اسیران ایرانی، احتمالا به یاری ایزدان، بالاتنه او به پایین تنه یک گاو پیوند زده شده و نیز به مقام جاودانگی رسیده است.
۱۱۳.

لزوم تصحیح مجدد متون مکتب خانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۷
در دوره ی مشروطه نظام آموزشی ایران برای کودکان، مکتب خانه ای بوده است. این نظام، روش ها، آیین ها و اهداف خاص خود را داشت و کودکان برای سوادآموزی از کتاب های مصوّری که بیشتر به صورت چاپ سنگی بود، بهره می بردند. ذوالفقاری و حیدری در کتاب سه جلدی ادبیات مکتب خانه ای ایران، هفتاد متن مکتب خانه ای را از روی چاپ های سنگی آن ها چاپ کرده اند که در آن ها کمابیش لغزش هایی در ضبط واژگان دیده می شود. در این مقاله، نگارنده بعضی از سهوهای جلد اول را که به متون منظوم مکتب خانه ای اختصاص دارد، بررسی و تصحیح می کند. روش تصحیح، مقابله ی متن ها با نُسَخ چاپ سنگی است که تصاویرشان پس از هر قصّه ای آمده است. نتیجه ی حاصل از این پژوهش آن است که پاره ای از سهوها، متن را بی معنی و نامفهوم می سازد و تصحیح آن ها ضرورت دارد زیرا خواندن این منظومه ها، افزون بر این که هنوز برای کودکان و نوجوانان ما لذت بخش، آموزنده و سرگرم کننده است، در پژوهش های مرتبط با ادبیات کودک و تاریخچه و سیر تحوّل آن منبعی اساسی است و فلسفه ی نقل آن ها در ادبیات مکتب خانه ای همین تواند بود. تصحیح انتقادی متون مکتب خانه ای تا امروز فراموش شده است و جای خالی چاپ های منقح آن ها، در عرصه ی فرهنگ ایران احساس می شود.
۱۱۴.

بررسی مدرنیسم در رمان «سه دختر حوا» بر اساس طرح ساختاری کنراد کنست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۸۳
مدرنیسم یک جنبش ادبی، فرهنگی و هنری در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بوده است. این جنبش با تمرکز بر نوآوری در فرم و محتوا، به تزلزل و بازسازی الگو های سنتی داستان پردازی پرداخته است. در این زمینه نظریه کنراد کنست، نویسنده و منتقد آلمانی، سه مؤلفه کلیدی وداع با قهرمان سنتی، وداع با پیرنگ کلاسیک و وداع با راوی المپی را معرفی می کند. این پژوهش به تحلیل نحوه تجلی این ویژگی ها در رمان "سه دختر حوا" اثر الیف شافاک می پردازد؛ که هدف از آن بررسی چگونگی ظهور این مؤلفه های مدرنیستی در این اثر است. برای دستیابی به این هدف، از روش های تحلیل متن در ادبیات داستانی مدرن استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شخصیت اصلی داستان به عنوان ضد قهرمان و ساختار غیرخطی پیرنگ با بهره گیری از تکنیک های مدرنیستی نظیر جریان سیال ذهن به نحوی مؤثر بر ویژگی های مدرنیستی کنست استوار بوده است؛ همچنین تغییر روایت از دانای کل به دیالوگ های میان شخصیت ها، به درک عمیق تر ابعاد مدرنیستی کمک می کند. این تحلیل به فهم بهتر ساختار و تکنیک های مدرن در ادبیات معاصر می افزاید.
۱۱۵.

تحلیل روابط بیش متنیت در مناقب نامه های فارسی با تمرکز بر «دستور الجمهور» و «کتاب النور»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۹
پژوهش حاضر به تحلیل روابط بیش متنیت در مناقب نامه های فارسی، با تمرکز بر دو اثر دستورالجمهور و کتاب النور، به مثابه تک نگاری های زندگی بایزید بسطامی می پردازد. با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت درباب ترامتنیت، به ویژه مفهوم «بیش متنیت»، انواع دگرگونی های کمّی (کاهش، افزایش، جایگزینی)، صوری (ترجمه، تراگونگی سبکی و وجهی) و معنایی (دگرگونی های دیژتیک، پراگماتیک و ارزشی) در بازنویسی این دو متن بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند که دستورالجمهور با تکنیک هایی مانند سرایت، گسترش سبکی- موضوعی و تراگونگی ارزشی، تصویری نسبتاً تغییر شکل یافته از بایزید ارائه می دهد که با گفتمان صوفیانه متأخرتر هم سوتر است. این تغییرات، ازجمله تأکید بر «محبت» به جای «فنا»، پافشاری بر مفهوم «ادب» و «سنت»، بازتفسیر شطحیات در راستای هم سو نشان دادن آن با گفتمان شریعت و برجسته سازی پیوندهای سلسله ای با تمرکز بر رابطه سرسپردگی به جای مفهوم حرمت، بازتابی از تحولات پارادایمی در تصوف قرن (8ق) و نیاز به مشروعیت بخشی به جریان های صوفیانه است. این پژوهش اهمیت تحلیل بینامتنی را در فهم بازنویسی های مناقب نامه ها به مثابه ابزارهای ایدئولوژیک و تاریخی برای نشان دادن تحولات گفتمانی برجسته می کند.
۱۱۶.

خوانشی از آسیب های اجتماعی در داستان های اقلیمی رسول پرویزی و نسیم خاکسار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۰۱
پژوهش حاضر، با این پیش فرض که بررسی ادبیات و فرهنگ عمومی جامعه می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای شناسایی و تحلیل آسیب های اجتماعی هر دوره مورد استفاده قرار گیرد و به درک بهتر دلایل ایجاد و راه های مقابله با این آسیب ها کمک کند، با رویکردی توصیفی – تحلیلی، به بازخوانی آسیب های اجتماعی در داستان های اقلیمی رسول پرویزی و نسیم خاکسار می پردازد. پرویزی در «شلوارهای وصله دار» و «لولی سرمست» به مسائل و مشکلات اجتماعی حوزه روستایی اقلیم جنوب پرداخته است؛خاکسار نیز در داستان های «گیاهک» و «نان و گل» به مسائل و مشکلات اجتماعی حوزه دریایی اقلیم جنوب توجّه دارد. یافته ها نشان می دهد که هرچند هر دو نویسنده با توجّه به تفاوت های جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی حوزه خود ، به نوع خاصی از آسیب های اجتماعی پرداخته اند، اما هر دو با نگاهی انتقادی و واقع گرایانه به آسیب های اجتماعی تلاش کرده اند تا با ارائه تصویری دقیق از این مشکلات، به آگاهی بخشی در جامعه کمک کنند. برخی از این آسیب ها مانند ارتباط های نامشروع، اعتیاد، کودک آزاری، دزدی و کمبود امکانات بهداشتی در هر دو اقلیم دیده می شود. آسیب های مختص حوزه دریایی شامل طلاق، بیوه گی و بی پناهی زنان، خودکشی و قاچاق است. در حوزه روستایی نیز خرافه گرایی، عشوه گری زنان، تنوّع طلبی مردان و چندهمسری به عنوان کژروی ها و آسیب های اجتماعی مطرح شده اند؛ لذا می توان نوع اقلیم را در پدید آوردن برخی از انواع آسیب ها و معضلات اجتماعی مؤثر دانست.
۱۱۷.

جلوه های «فرودست» اسپیواک در شخصیت های زن دو رمان جای خالی سلوچ و عرس الزین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۴۰
نقد پسااستعماری پژوهشی است میان رشته ای که یکی از مهم ترین شاخه های نظری آن مطالعات فرودستان است. اسپیواک از پیشگامان رویکرد فرودست پسااستعماری است. وی متون ادبی را جایگزین مناسبی برای بیان تاریخ فرودستان قلمداد می کند. دولت آبادی و صالح دو رمان نویس معاصر ایرانی و سودانی در رمان های خود «جای خالی سلوچ» و « عرس الزین» به بازنمایی مشکلات فرودستان؛ ازجمله زنان می پردازند. در این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی، با تکیه بر الگوهای ادبی اسپیواک، مشخص می گردد که در دو اثر پسااستعماری جای خالی سلوچ دولت آبادی و عرس الزّین طیب صالح به مشکلات زندگی پرمشقّت جامعه روستایی، به ویژه اعمال خشونت های پنهان و نهادینه شده مردان علیه فرودستان خاص همچون، زنان، دختران، پرداخته شده است و وجوه مشترک هویت و عاملیت قهرمانان زن خودآیین دو روایت موردنظر که باخودآگاهی و گفتمان های خلاقانه و خردمندانه، می کوشند در جنبش های روزمرّه و تدریجی، نیروهای متناقض درونی و در پی آن روابط با مردان فرصت طلب و سودجوی را تعدیل و تنظیم نمایند، به تصویر کشیده شده است. به موازات این بازنمایی ناهمگونی دیدگاه تردیدآمیز و وهم آلود دولت آبادی با نگاه خوش بینانه طیب صالح به آینده جامعه روستا نشین ایران و سودان، به تفاوت های انکارناپذیر فرهنگی و طبقاتی ستمدیدگان به ویژه زنان به سیر رخدادهای اجتماعی، سیاسی، زیستی و اقتصادی انحصاری زمان وقوع داستان نسبت داده شده و نتایج حاصل از آن در تمثیل های نمادین پایان هر دو روایت انعکاس یافته است.
۱۱۸.

تحلیل کارکرد رخدادی تنشی ایمان در مثنوی (مطالعه موردی حکایت پادشاه جهود دیگر... و تفسیر قول حکیم...)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۹۱
نشانه شناسی تنشی، برآیند چرخش رویکرد از تقابل های گسسته به تفاوت های تنشی و نوسانی است. مطالعه گفتمان های ادبی از منظر نشانه شناسی تنشی، افق های تازه ای را درباره معنا و فرایند تولید آن می گشاید. این الگو، بازنمودی از ساختار و فرایند تنشی گفتمان ارائه می دهد که بر تعامل دوسویه نیروهای فشاره ای (عاطفی) و گستره ای (شناختی) استوار است و وجهی سیال دارد. مقوله ایمان در مثنوی مولوی یکی از چالشی ترین مضمون هایی است که وضعیتی تنشی برای گفتمان رقم زده است و «رخدادی تنشی» نامیده می شود. براین اساس، در پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی تنشی، فرایندهای گفتمانی «ایمان« تحلیل می شود. این تحلیل در بستر سه سطح گفتمانی (نشانه شناسی گفتمان)، تجربه عاطفی (بیان عاطفی و نظریه احساس) و معنایی عرفانی انجام می گیرد و از این منظر به تحلیل دو روایت برجسته از دفتر اول مثنوی با عنوان: «حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاک دین عیسی سعی می نمود» و «تفسیر قول حکیم...» می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که الگوی رخدادی تنشی ایمان در مثنوی چه سازوکارهایی دارد و در بستر کدام عملیات و کارکردهای گفتمانی شکل می گیرد؟ هدف از پژوهش نیز بررسی چگونگی شکل گیری معنای سیال ایمان در بستر گفتمان های تنشی، نحوه تعامل ساختارهای زبانی، عاطفی و شناختی در این دو روایت و تأثیر آن بر فرایند تولید و گسست معنا است. تحلیل انجام شده بر پایه طرح واره های تنشی (اوج/ افت فشاره و گستره)، نظریه گسست پیوست گریماسی و تعامل دوسویه وجوه گفتمانی و عاطفی احساسی سامان یافته است. این روش تلاش دارد تا نحوه شکل گیری وضعیت رخدادی ایمان را در بستر تنش های درونی روایت و تعامل آن با ساختارهای ادراکی حسی مخاطب نشان دهد. یافته ها حاکی از آن است که در هر دو روایت، رخداد ایمانی در فرایندی دینامیک و فشاره ای و با جهت گیری نیروهای تنشی شکل می گیرد. این تحلیل، همچنین ظرفیت های غنی متون عرفانی فارسی را برای پذیرش خوانش های نوین نشانه شناختی آشکار می سازد.
۱۱۹.

بررسی کارکردهای نمادین و اسطوره ای طعام و نوشیدنی هایِ قدسی در تشرّف عرفانی: با محوریت کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۲۹
کنش های جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشف الأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بنات النعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی» های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آن ها می خورد و می آشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل می شود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشف الاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعام ها و نوشیدنی های قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداخته است. نتایج نشان می دهد که جلوه های این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطوره ایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّف های عرفانی، پیوندی است میان سنت های روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.
۱۲۰.

بررسی مایه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویوپاز و شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۶
در این جستار، جلوه های اسطوره ای زمان در شعر اوکتاویو پاز و شفیعی کدکنی بررسی و مشابهت یابی شده است در این مقاله، به سه جلوه زمان بخش پذیر و بخش ناپذیر تجلی آن در اسطوره؛ بن مایه های اسطوره بازگشت به اصل؛ و در پایان، مایه های اسطوره ای خلق مدام و استکمال و تدویر اشاره شده است و در روند بررسی و نگارش، کوشش بر آن بوده است تا مقایسه تطبیقی میان بازتاب های شعری این سه جلوه اساطیری زمان در آثار پاز و کدکنی به دست داده شود. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی بوده است و شیوه های تحقیق، تطبیقی و مقایسه ای همراه با شرح و تأویل پیچش های شعر منثور چندمعنایی موردنظر بوده است. هدف از نگارش این جستار، مقایسه و کشف دیدگاه های مشابه دو شاعر در موضوع عنصر زمان و زیر مجموعه های آن بوده است. این جستار نشان داده است که شعر و اندیشه شاعر مکزیکی با وجود برخورداری خاستگاه های دانش اساطیر مکزیک و هند؛ دلیلی روشن برای مشابهت و نزدیکی دیدگاه دو شاعر به دست داده است. اسطوره های ایرانی که خاستگاه هندوآریایی هم دارند، در شعر شفیعی کدکنی و در شعر پاز - که به واسطهحضور در هند با اساطیر شرقی آشنایی یافته بود - شباهت های بنیادین نشان داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان