ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۷٬۰۴۰ مورد.
۶۱.

بررسی تاثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بند نویسی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بندنویسی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی مهارت نوشتن یکی از مهم ترین مهارت هایی است که عملکرد فراگیران در سایر دروس نیز از کیفیت آن تأثیر کیفیت آن می پذیرد. پیش نیاز نوشتن، کسب مهارت بندنویسی است که یادگیری آن در دوره ی ابتدایی تأکید شده است. به نظر می رسد استفاده از ادبیات داستانی و بسترهای موجود در آن بتواند در کسب این مهارت، مؤثر واقع شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بندنویسی دانش آموزان پایه ی ششم ابتدایی صورت پذیرفت. روش انجام این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان ششم ابتدایی مدارس منطقه ی یک شهر تهران و نمونه ی آماری شامل شصت نفر از دانش آموزان پایه ی ششم است که به صورت نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (سی نفر) و گواه (سی نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش با بهره گیری از انواع ادبیات داستانی و گروه گواه به روش متداول به مدت ده جلسه آموزش دیدند. گردآوری داده ها با آزمون و چک لیست محقق ساخته ی مهارت های پایه و پیشرفته ی بندنویسی انجام شد. روایی ابزار را معلمان و اساتید تأیید کردند و پایایی آن با آلفای کرونباخ به دست آوردند. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که ادبیات داستانی مهارت های بندنویسی دانش آموزان را در دو سطح پایه (989/10F=؛ 002/0 P=) و پیشرفته (086/21F=؛ 000/0P=) به طور معناداری افزایش داده است. بنابراین پیشنهاد می شود از ادبیات داستانی برای افزایش مهارت های بندنویسی و نوشتن دانش آموزان ابتدایی استفاده شود.
۶۲.

تبیین رابطه خدا با انسان در آثار منظوم و منثور ملاصدرا و اسپینوزا: از فلسفه تا ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۲۶۲
اسپینوزا و ملاصدرا، از جمله فیلسوفان برجسته ای هستند که با رویکردهای متفاوت به مسئله شناخت مستقیم خداوند پرداخته اند. یکی از نقاط تمایز مهم در اندیشه اسپینوزا و ملاصدرا، مفهوم بی نهایت و ذات در فلسفه آنهاست. اسپینوزا، که به شدت تحت تأثیر عقل گرایی و ماتریالیسم فلسفی بود، معتقد است که دانش بی واسطه تنها از طریق شناخت نسبی امکان پذیر است و حقیقت این نوع معرفت در ارتباط آن با نسبیت نهفته است. در مقابل، ملاصدرا که به سنت فلسفی اسلامی تعلق دارد، بر این باور است که شناخت مستقیم خداوند محدود به ذات و وجود مخاطب است و این شناخت، فراتر از هر گونه ادراک حسی و عقلانی، در سطحی از وجود تحقق می یابد که بالاترین مرتبه دانش و معرفت محسوب می شود. نویسنده در این پژوهش با شیوه اتوصیفی - تحلیلی به بررسی ارتباط خدا با انسان از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از منظر ملاصدرا، علم بی واسطه به خداوند یک معرفت وجودی است که بر اساس وحدت وجود و شناخت مستقیم از طریق حضور و شهود به دست می آید.. در مقابل، اسپینوزا بر این باور است که معرفت بی واسطه از طریق ادراک شهودی از یکپارچگی طبیعت با خداوند حاصل می شود. در نهایت، مقایسه دیدگاه های اسپینوزا و ملاصدرا نشان می دهد که هر یک از این دو فیلسوف، با توجه به نظام فلسفی خود، به نوعی شناخت بی واسطه خداوند رسیده اند که در نهایت، عالی ترین نوع دانش و معرفت را تشکیل می دهد و به نوعی نشان دهنده بالاترین سطح تعامل انسان با حقیقت الهی است.
۶۳.

مطالعه تطبیقی شیوه های بازنمایی تجاربِ عرفانیِ صوفیه در مکتب «کشف و شهود» از دریچه نظام گذرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و تکیه بر فرانقش اندیشگانی، به مطالعه شیوه بازنمایی تجارب عرفانی در نوشتارهای صوفیه می-پردازد و در صدد پاسخگویی به این پرسش است که غلبه هر یک از نقش های زبان در این متون چه تأثیری در شیوه به کارگیری فرآیندهای زبانی دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که غلبه هر یک از نقش های زبانی در این متون، به طور مستقیم بر نوع کاربرد فرآیندهای زبانی تأثیر گذاشته و باعث ایجاد تفاوت در بازنمایی تجارب نویسندگان صوفیه شده است. برای مثال در متونی که نقش ترغیبی زبان غلبه پیدا کرده، تحول معناداری از فرآیندهای مادی به فرآیندهای ذهنی ایجاد شده است. در این گونه متون، «تجربه گر» فعال و کنشگر است و اغلب افعال ساختار متعدی و زمان گذشته دارند. بسامد بالای وجه اخباری و گستره های معنایی مؤکد در این متون، نشان از قطعیت در کلام نویسنده دارد. ذهن مخاطب در هنگام خواندن این روایات از مکان و زمان طبیعی خود جدا می شود و با راوی در فضای وقوع تجربه همراه می شود. این شیوه بیانی با تغییر نقش های زبان، نمودهای متفاوتی پیدا کرده است. ویژگی های تجارب عرفانی از قبیل «توصیف ناپذیری»، «زودگذری» و «حالت انفعالی» نیز به موازت نقش های زبان، از دیگر عوامل تعیین کننده در شیوه بازنمایی این تجارب به شمار می روند. نویسندگان صوفی تحت تأثیر این ویژگی ها است که از توصیف دقیق موقعیت و کیفیت تجارب بازمی مانند. بیان رمزی، بسامد بالای فرآیندهای ذهنی، عدم توجه به جزییات دقیق فرآیندها و غیر ملموس بودن عناصر پیرامونی، حاصل نمود این ویژگی ها در نوشتار صوفیه هستند.
۶۴.

تحلیل تطبیقی ژانر فانتزی در دو داستان کره ای و ایرانی بازارچه مرزی و کابوس باغ سیاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
امروزه ژانر فانتزی در جهان، یک گونه ادبی پر مخاطب، نه تنها در میان نسل کودک و نوجوان که حتی در میان بزرگسالان است. این گونه ادبی به خاطر داشتن تعاریف و انواع فراوان هنوز به طور کامل شناخته نشده اما می توان گفت وجه مشترک تمامی این انواع فانتزی، ویژگی تخیلی و غیرواقعی بودن آن و گریز از جهان با در هم شکستن قوانین طبیعت است. برای انجام پژوهش حاضر ده ها داستان مختلف از زبان کره ای و فارسی مورد بررسی قرار گرفت اما به دلیل عدم وجود شباهت های اساسی میان آن ها در نهایت دو داستان بازارچه مرزی نوشته "کیم سئونگ جونگ"و کابوس باغ سیاه نوشته"آرمان آرین"که از لحاظ درونمایه داستانی شباهت هایی با یکدیگر داشتند انتخاب شدند. دو داستان مذکور با در بر داشتن عناصر بومی دو کشور ایران و کره به مضمون هویت از دریچه های متفاوتی پرداخته اند که به خوبی بیانگر نگرش جامعه آنان نسبت به این مسئله مهم است. همچنین هر دو داستان دارای درونمایه ای از نقد نسبت به اجتماع برآمده از آن نیز هستند. در نوشتار حاضر در ابتدا به بررسی چیستی ژانر فانتزی پرداخته و درادامه شباهت ها و تفاوت های عناصرداستانی ، اصول، کنش، نشانه شناسی و دیگر ویژگی های ژانر فانتزی در این دو داستان را مورد واکاوی قرار داده و سپس به بررسی میزان به کارگیری عناصر بومی چون خرافه، اسطوره و دین در درونمایه در این دو داستان می پردازیم. لازم به ذکر است که این مقایسات با استناد به کتاب عناصر داستان نوشته جمال میر صادقی و فانتزی در ادبیات کودکان نوشته محمد هادی محمدی انجام گرفته است.
۶۵.

دوگانه حسرت و بقا: بررسی بازنمایی بدن زنانه در ادبیات مهاجرت فارسی و انگلیسی بر پایه دو رمان معاصر (بازگشت اثر گلی ترقی و از زنان و نمک اثر گابریلا گارسیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۶۸
هنرمندانی که به دلایل گوناگون سرزمین خود را ترک کرده اند، با به کارگیری شگردهای متنوع، به بازنمایی تجربه مهاجرت خود پرداخته اند و اکنون ادبیات مهاجرت، به ویژه قالب رمان، از گونه های پرخواننده در جهان است. در این پژوهش به بررسی دو رمان معاصر از ادبیات مهاجرت فارسی و انگلیسی از نویسندگان زن (بازگشت اثر گلی ترقی و از زنان و نمک اثر گابریلا گارسیا) پرداخته ایم و کوشیده ایم - به روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای – چگونگی بازنمایی بدن زنانه را در فرم و محتوای آنها نشان دهیم. بدن انسان پدیده ای است برساخته و در پیوند با روابط قدرت، که از فرهنگ و جامعه تأثیر می پذیرد؛ بدن زنانه نیز به شیوه آشکارتری عرصه بازتاب گفتمان ها و کنترل فرهنگی است. خوانش تطبیقی این دو رمان نشان داد مهم ترین عامل تأثیرگذار بر تفاوت بازنمایی بدن زنانه خاستگاه نویسندگان آنها و طبقه اجتماعی شان است: در بازگشت بدن زن مهاجر مرفه در امنیت است و تنها حسرتی نوستالژیک بازنمایی می کند، اما بدن زنان مهاجر فرودست در از زنان و نمک در گریز همیشگی از ناامنی های گوناگون و تلاش برای بقاست. فرم روایی هر دو اثر نیز در هماهنگی کامل با محتوای آنهاست: روایت منسجم و تک گویی درونیِ اثر ترقی بدنی را نمایندگی می کند که متلاشی نشده و مجال مراقبت از خویش را دارد، ولی داستان پردازی گسسته و چندصداییِ اثر گارسیا نمایانگر بدن های تکه تکه و ترومای موروثی نهادینه شده در آنهاست. حذف یا به حاشیه راندن مردان در هردو روایت نیز تأکید مضاعفی است بر زنانه بودن این روایت ها، درکنار بازسازی هویت زنان و مقاومت و کنش گری ایشان.
۶۶.

تحلیل آیکونوگرافیک نگاره جهانگیر و ملک عنبر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۵
جهانگیر از جمله پادشاهان گورکانی است که نگاره های بسیاری از وی توسط نقاشانی چون مانوهر و ابوالحسن کشیده شده و در نقاشی های موجود، وی بعنوان فرمانروای بزرگ معرفی شده است. از جمله این تصاویر، نگاره جهانگیر و ملک عنبر است. جهانگیر در این نگاره روی کره زمین که روی گاوماهی قرار دارد، ترسیم شده است؛ از آنجا که در این نگاره، ابوالحسن از نمادهای اسطوره ای و نمادین استفاده کرده است، این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که استفاده از روایات اسطوره ای و نشانه های نمادین در نگاره مرگ ملک عنبر چگونه قابل تبیین است و چه معنایی را در بر دارد؟ هدف این پژوهش خوانش و دریافت معنای نهفته در نگاره است، بنابراین به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از دیدگاه امیل مال نگاره مذکور تحلیل می گردد. شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد جهانگیر در این نگاره بعنوان فرمانروایی نشان داده شده است که به دنبال حفظِ آرامش، عدالت و تعادل زمین است. ملک عنبر نیز شخصی است که نابودی وی به آرامش زمین و عدالت منجر شده است. قرارگیری جهانگیر در سمت راست و عنبر در سمت چپ، استفاده از پرندگان و نقوش نمادین در کنار پیکره ها به بیان این معنا کمک کرده است.
۶۷.

بررسی و مقایسه بازنمود هویت در دو رمان نخلهای بی سر (قاسمعلی فراست) و رمان شب ها و روزها (کنستانتین سیمونوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی به بررسی بازنمایی هویت در دو رمان «نخل های بی سر» اثر قاسمعلی فراست و «شب ها و روزها» اثر کنستانتین سیمونوف می پردازد. مبانی نظری بر اساس نظریه بازنمایی استوارت هال، رهیافت هویت اسمیت و تاجفل، تحلیل ایدئولوژیک یورگن روله تدوین شده است. هدف، تبیین شباهت ها و تفاوت های بازنمایی هویت ملی، اجتماعی و فردی در بستر دو جنگ دفاع مقدس ایران و جنگ جهانی دوم در جبهه شوروی (روسیه) است. یافته ها نشان می دهد که در «نخل های بی سر» هویت ملی و دینی با تجربه فردی شخصیت ها، پیوند خورده و در مواجهه با بحران، تقویت می شود؛ درحالی که در «شب ها و روزها» هویت جمعی، تحت تأثیر ایدئولوژی سوسیالیستی و اصل انترناسیونالیسم مارکسیستی برجسته می گردد. تفاوت در بستر تاریخی، نظام فکری و سبک نویسندگی دو نویسنده بازتابی از تفاوت های فرهنگی و ایدئولوژیک دو جامعه است. این مقایسه نشان می دهد که ادبیات پایداری، باوجود اشتراک در مضامینی چون مقاومت و فداکاری، در ساختار هویتی خود متأثر از شرایط اجتماعی و فکری هر ملت است.  
۶۸.

بررسی و تحلیل کنش های گفتاری گنبد سپید از هفت پیکر نظامی در پیشبرد روایت با تاکید بر نظریه جان. آر. سرل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
نظریّه کنش گفتار جان سرل، به عنوان یکی از مهم ترین نظریّه های زبان شناسی و فلسفه زبان، چارچوبی مناسب برای تحلیل متون ادبی فراهم می آورد. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، داستان «گنبد سپید» از هفت پیکر نظامی گنجوی را بر اساس مفاهیم بنیادین این نظریّه، شامل کنش های اظهاری، ترغیبی، عاطفی، تعهدی و اعلامی، بررسی می کند. گنبد سپید، به عنوان یکی از شاخص ترین داستان های نظامی، با استفاده از تکنیک های بلاغی و تصویرپردازی، ابعاد مختلف روابط اجتماعی را بازتاب می دهد. از منظر نظریّه کنش گفتار، این داستان نشان می دهد که شخصیّت ها چگونه از طریق اعمال گفتاری خود، مفاهیم عمیقی را منتقل کرده و زبان چه نقشی در شکل گیری و توسعه روایت ایفا می کند. خطاب ها، پیمان ها، وعده ها و پیمان شکنی ها ازجمله کنش های گفتاری تأثیرگذار در ساختار داستانی و معنایی آن هستند. این تحلیل نشان می دهد که اندیشه های نظامی گنجوی با اصول این نظریّه منطبق است و در اشعار خود از طریق گفتار، شخصیّت ها، ابعاد عشق، روحانیّت و تعارضات اجتماعی را ترسیم کرده است. این پژوهش نه تنها به درک بهتر ساختار گفتاری داستان کمک می کند، بلکه نشان می دهد چگونه نظریّه های زبان شناسی مدرن در تفسیر متون ادبی کهن به کار می آیند.
۶۹.

آبشخورهایِ شیعیِ تجربه هایِ عرفانیِ سیدحیدر آملی از منظر برساخت گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۸
سید حیدر آملی، عارف سده هشتم هجری برخی از تجربه های عرفانی خویش را در کتاب نصّ النصوص فی شرح الفصوص گزارش کرده است. وی در این تجربه ها می بیند که اسامی پیامبر(ص) و امامان(ع) با نورهای رنگارنگ در آسمان نوشته شده است. پرسش مهم این است که چرا تجربه های او بدین صورت شکل گرفته و توصیف شده اند. از منظر برساخت گرایی، تجربه های هر کسی و ازجمله تجربه های عارف زمینه مندند و توسط چارچوب های مفهومی دینی و اجتماعی او برساخته می شوند. مقاله حاضر از چشم اندازی برساخت گرایانه با بررسی توصیفی تحلیلی روایات مذهب تشیع در بستر تاریخی اجتماعی شان به دنبال یافتن پاسخ برای این پرسش است. بررسی های ما نشان می دهد که بین تجربه های سید حیدر و بخشی از روایات شیعه درباره «خلقت نوری پیامبر(ص) و ائمه(ع)»، «جایگاه آن ها در عرش» و «نوشته بودن نام های ایشان بر عرش» هم پوشانی وجود دارد. از نگاهِ برساخت گرایانه این مقاله، تجربه های سید حیدر آملی زمینه مند هستند. این تجربه ها خالص و برآمده از حال عرفانی خاص او بدون زمینه مفهومی خلق نشده اند؛ بلکه محصول روابط بینامتنی با روایات تشیع در احادیث، هنر و تفاسیر پیشین اند و توسط چارچوب مفهومی این روایات برساخته شده اند.
۷۰.

بررسی تطبیقی ترجمه فارسی مجمع الخواص با متن ترکی آن (بر مبنای نظریه معادل یابی کتفورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: مجمع الخواص یکی از تذکره های عصری دهه اول قرن 11ق است که صادقی افشار آن را در معرفی و سرگذشت شاعران نیمه دوم قرن 10ق و نیمه اول سده 11ق به زبان ترکی جغتایی تألیف و محتوای اصلی آن را در هشت مجمع تنظیم کرده است. عبدالرسول خیامپور مجمع الخواص را در سال 1327ش همراه با ترجمه فارسی آن منتشر کرده و اخیراً هم سجاد حسینی بخش های ترجمه نشده آن را به فارسی برگردانده است که در این مقاله ترجمه گزینشی او بر اساس نظریه معادل یابی کتفورد بررسی تطبیقی شده است. روش پژوهش: شیوه این تحقیق کتابخانه ای و نظری است و ترجمه فارسی حسینی از مجمع الخواص با متن ترکی جغتایی آن مقایسه تطبیقی شده است. یافته ها: مترجم مجمع الخواص به جای پایبندی به قاعده معادل یابی که ارتباط و تناسب بیشتری بین دو متن مبدأ و مقصد برقرار می کند، به قاعده جایگزینی یا تغییرات صوری لغوی و دستوری در ترجمه پرداخته، اما معادل-های جایگزین او نیز عمدتاً با متن مبدأ تطابق چندانی ندارند، چنانکه بیشتر اشکالات او به خیامپور در ترجمه خودش هم نفوذ یافته است. نتیجه گیری: بخش اعظمی از ترجمه حسینی متکی بر تغییرات لغوی است و معادل های او یا برگرفته از ریشه کلمات ترکی نیست یا معنا و مفهوم درستی ندارد. حسینی با اتکای بر تغییرات دستوری نیز گاه برخی از کلمات، جملات و ابیات متن مبدأ را ترجمه نکرده و گاهی نیز واژگانی را به متن ترجمه خود افزوده است. ترجمه او از اشعار ترکی هم تفاوت بسیاری با مفهوم اصلی متن ترکی دارد. از طرفی برخی از نقص ها و خطاهای چاپ
۷۱.

نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۷۹
نوستالژی همان احساس اندوه هنگام یادآوری گذشته است، و اشعاری که به نوعی حسرت بازگشت به دوران گذشته را نمایان می کند، نوستالژیک محسوب می شود. گروس عبدالملکیان و احمد مطر از شاعران معاصر ایران و عراق هستند که به دلیل شرایط خاص زندگی شخصی و اوضاع زمانه مسلط بر دوره آنان، نوستالژی در اشعارشان انعکاس ویژه ای دارد که با تأمل در آن می توان به شناخت روشن تری از اشعار آنها دست یافت. آنها از نوستالژی به عنوان ابزار هنری خاصی برای بیان عواطف، احساسات، حسرت ها و اندوه های خود استفاده کرده اند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی و مقایسه نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که اشعار گروس و مطر در حیطه نوستالژی فردی، شامل این مضامین می باشد: نوستالژی برای خاطرات دوران کودکی، نوستالژی برای از دست دادن دوستان، نوستالژی برای نزدیکان، نوستالژی برای معشوق، نوستالژی برای غربت درونی. بررسی نوستالژی فردی در اشعار این دو شاعر، نقش مهمی را در درک ملموس شعر آنها و شناخت روحیات شخصی و اوضاع زمانه شان ایفا می کند.
۷۲.

تحلیل دیدگاه «عشق به مثابه قصه» در رمان نوجوان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، براساس الگوی رابرت استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۵
دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگ سالی است. در این دوره به دلیل بلوغ، تغییر و تحولات جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی در فرد پدید می آید. هم چنین در این سنین، عشق در اشکال و انواع مختلف جلوه می کند. عشق های اولیه، در حد دلبستگی های عاطفی و دوستی های زودگذر هستند و اگر نوجوان بتواند مراحل رشد و بلوغ جسمانی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه صمیمیت، دوستی و عشق واقعی پدیدار می شود. پس باید به او فرصت داد که در این دنیای بغرنج، خود را بشناسد و برای احساسات آشفته ی خود به دنبال مفهوم یا راهکار باشد. یکی از این راهکارها، قصه است. قصه باعث رشد «منِ» در حال شکفتنِ نوجوان و هم چنین تقویت قوه ی تخیل او می شود و عامل مهمی در تربیت اجتماعی نوجوان محسوب می شود. جمشید خانیان ازجمله نویسندگان مطرحی است که آثار درخوری برای نسل نوجوان با مضمون عشق، نگاشته است. این پژوهش قصد دارد باتوجه به نقش و اهمیت عشق در سنین نوجوانی، جایگاه قصه های عاشقانه و نحوه ی ارائه ی آن ها را در حل مسائل عاطفی، روانی و تربیتی نوجوانان، باتوجه به الگوی عشق به مثابه قصه ی رابرت استرنبرگ در رمان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، بازشناسی و مشخص کند که آیا نویسنده توانسته است از عهده ی تبیین قصه ی عشق برای نسل نوجوان برآید یا خیر؟  
۷۳.

تحلیل میدان های فقر، خوف و رجا در صد میدان خواجه عبداالله انصاری و مقایسه آن با التعرف لمذهب أهل التصوف، رساله قشیریه و کشف المحجوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۲۱۰
صد میدان خواجه عبدالله انصاری از متون مهم عرفانی است که مراحل سلوک را به صورت ساختاریافته برای سالکان مبتدی تدوین کرده است. این پژوهش، به روش تحلیلی تطبیقی، سه میدان فقر، خوف و رجا را در این اثر بررسی و با التعرف لمذهب أهل التصوف، رساله قشیریه، و کشف المحجوب مقایسه کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هرچند این مفاهیم در آثار بررسی شده، مشترک هستند، اما تحت تأثیر رویکردهای عرفانی، زمینه های اجتماعی و اهداف نگارش آثار، تفاسیر متفاوتی یافته اند. خواجه عبدالله انصاری با نگاهی ساختارمند و سلوکی، این مفاهیم را طبقه بندی کرده است. قشیری آن ها را در چارچوب اخلاق و شریعت، مستملی بخاری با رویکرد فلسفی و کلامی، و هجویری به صورت ترکیبی از نظر و سلوک عملی بررسی کرده اند. این مطالعه نشان می دهد که مفاهیم عرفانی در تصوف تحول یافته اند و هر مؤلف، متناسب با شرایط فکری و اجتماعی زمانه خود، تفسیری متفاوت از آن ها ارائه داده است.
۷۴.

تحلیل شخصیت های داستانی با رویکرد نقد روانکاوانه در ترجمه داستان-های کوتاه ولگرد گی دو موپاسان و کوتوله میخائیل نعیمه براساس نظریه آلفرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمی توان شناخت. روان شناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد می زیستند و شخصیت های اصلی دو داستان کوتاه آنها تحت عناوین ولگرد و کوتوله از دیدگاه نقد روانکاوانه، دارای وضعیتی مشابه هستند و قابلیت واکاوی تطبیقی براساس نظریه شخصیت آلفرد آدلر را دارند. «احساس حقارت»، «عقده حقارت»، «سبک زندگی»، «علاقه اجتماعی» و «غایت زندگی»  مهمترین مولفه های نظریه آدلر به شمار می رود. در این پژوهش با هدف شناخت هرچه بیشتر دو اثر، شخصیت های داستان های آنها و به تبع آن شخصیت خود نویسندگان از لابه لای آثار آنها، تلاش شده است شخصیت اصلی این دو داستان با روش تحلیل محتوا و در چارچوب مکتب آمریکا و براساس نظریه آدلر واکاوی تطبیقی شوند. نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت هر دو داستان تحت تاثیرجامعه نابسامان نویسندگان شکل گرفته اند. عقده حقارت در ولگرد ناشی از توجه بیش از حد و همچنین بی توجهی است اما در کوتوله این عقده حقارت از مشکلات جسمی و قباحت منظر نشات می گیرد.
۷۵.

نمودهای اختلال وسواس نجس پاکی در حکایت بط منطق الطیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
وسواس ها که نوعی «اختلال عصبی» به شمار می روند، دریک تقسیم بندی کلی، به دو بخش فکری و عملی تقسیم می شود. اختلال وسواس نجس پاکی، یکی انواع وسوسه های عملی، و چهارمین اختلال از لحاظ اهمیت درمیان اختلال های روان پزشکی است. این اختلال عصب شناختی، زیستی و رفتاری که با افکار و رفتارهای وسواسیِ تکرارشونده همراه است، وقت بسیار زیادی را می گیرد و باعث اختلال در زندگی و کارکرد روزانه می شود. شخصیت «بط» در مثنوی منطق الطیر دچار نوعی اختلال وسواس نجس پاکی است و جستار حاضر که به شیوه ی توصیفی تحلیلی و با شیوه ی کتابخانه ای نوشته شده است، می کوشد تا به بررسی مختصات این اختلال در شخصیت مزبور بپردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که نمود اختلال وسواس نجس پاکی در بط را می توان در دو ساحت مشاهده کرد: 1 آلودگی: انجام و اجرای رفتارهای تکراری (طهارت و شستشوی بیش از اندازه) بر اساس ترتیبات و الگوهای معین و به صورت یکنواخت (هر لحظه غسل کردن)؛ 2 جانماز آب کشی: که بط نهایت کوشش خود را می کند تا به منتهای پاکیزی برسد و جهد می کند تا کوچک ترین کوتاهی در توجّه به یک عمل مذهبی (در این جا غسل و طهارت) از او سر نزند. این خصیصه هم چنین سبب شده که بط دچار کمال طلبی و تا حدی خودپسندی نیز شود؛ زیرا این وسواس، بط را به جایی -رسانده که در این عالم فقط خودش را پاک (پاک رو، صاحب کرامات و زاهد مرغان) و بقیه را ناپاک می داند. هم چنین جستار حاضر سوای نمایش مختصات اختلال نجس پاکی و نمودهای آن در بط، هنروری ها و چیره دستی های شاعرانه ی عطار در پرداخت این موضوع را نیز نشان می دهد.
۷۶.

کارکرد تعین بخش روایت شناسی «نظریه ژار ژنت» در داستان کوتاه رئالیستی -با تکیه بر مجموعه داستان کوتاه«غریبه هاو پسرک بومی» احمد محمود-(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
روایت آنجا معنا و مفهوم مهمی می یابد که انسان برای درک پدیده های فردی، اجتماعی و سیاسی پیرامون خویش نیازمند به شناخت آن می شود. روایت به طور خاص یک داستان است؛ داستانی که مجموعه ای از رخدادها در زنجیره زمانی در آن شکل می گیرد.در واقع، روایت آن چیزی است که داستان را بازگوید یا نمایش دهد و این نمایش یا بازگویی براساس نظریه روایت ژار ژنت(۱۹۳۰- ۲۰۱۸ ) باید در برهه ای از زمان باشد.روایت در داستان کوتاه به دلیل تمایل فراوان نویسندگان معاصر به روایت سوژه های اجتماعی تحت تاثیر مکتب رئالیسم است.این مکتب از جمله مکاتب مطرح و تاثیر گذار در ادبیات داستانی خصوصاَ داستان کوتاه معاصر ایرانی است. از مولفه های مهم این مکتب، نگرش ایدئولوژیک، زبان محاوره، تشریح جزئیّات وقایع، تیپ سازی، تأویل و تفسیر وقایع تلخ جامعه، نمود طبیعی، ایراد عبارت های فلسفی، برجسته کردن امور عاطفی، وقایع سیاسی، نقدِ عملکرد دولتمردان، تشریح جزئیات وقایع و تبیین علل و عوامل حوادث را می توان نام برد. در جستار پیش رو، درصددیم که نظریه روایت شناسی ژرار ژنت در مولفه های رئالیسم موجود در مجموعه داستان کوتاه «غریبه ها» که دارای داستانی به همین نام و دو داستان کوتاه دیگر با عنوان های «آسمان آبی دز» و «با هم» اثر احمد محمود(۱۳10-۱۳81) را مورد بررسی قرار دهیم. نتایج پژوهش نشان می دهد که در نظریه روایت شناسی ژنت سطوح گفتمان (مفهوم زمان و زیر شاخه های آن، وجه و لحن) و ترامتنیت مهمترین ویژگی های تمایز داستان و روایت دانسته شده این ویژگی ها به شکلی گسترده و ترکیبی با مولفه های رئالیسم قابل ارائه به مخاطب است
۷۷.

خوانش رویارویی هرمزد و اهریمن در بندهش از دیدگاه «نظم» و «آشوب» بر پایه نشانه شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۵
دوگانه های «نظم» و «آشوب» کارکردی کلیدی در تولید معنا و تفسیر فرهنگ در نشانه شناسی فرهنگی دارند. نشانه شناسی فرهنگی، فرهنگ و قلمرو آن را، متنی سرشار از نشانه می داند که از طریق این نشانه ها می توان سازوکار و عملکرد آن فرهنگ را بررسی کرد. مفاهیم نظم و آشوب در «بندهش» به عنوان متنی اسطوره ای دینی، نقشی ساختاری در سازوکار خلقت، توصیف جهان و جایگاه انسان دارد. نظم در بندهش که از آن به عنوان آفرینش هرمزدی یاد می شود به مشابه نظام نشانه ای به جهان، معنا می بخشد. از سوی دیگر آشوب اهریمنی و رویارویی او با هرمزد به عنوان یک نظام نشانه ای در تقابل با نظم، قرار دارد. تعامل نظم به عنوان عنصر ایجابی و سازنده با آشوب که عنصری سلبی و ویرانگر است به تولید معنا و خلق مفاهیم پیچیده می انجامد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به خوانش نقش محوری این دو نیروی متضاد به عنوان نمادهایی از نظم و آشوب در اساطیر و تفکّر فرهنگ ایران باستان می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آفرینش جهان در اساطیر یونانی، بابلی، شمال اروپا و اقوام آمریکایی بر ساختار آشوب بنا شده، اما در اساطیر مزدایی و در بندهش، آفرینش برپایه نظم نهاده شده و آشوب، عارض بر نظم است.
۷۸.

منطق فازی و مولانا: بررسی امکان تبیین مبانی معرفت شناسی مولانا با منطق فازی در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۷
پژوهش حاضر به واکاوی ساختار معرفت شناسی مولانا در مثنوی معنوی می پردازد و نسبت آن را با منطق فازی تبیین می کند؛ منطقی که در برابر دوگانگی صلب منطق ارسطویی بر پایه قلمرو ابهام پذیری، پویایی، پیوستگی، موقعیت مندی و مدرج بودن معرفت استوار است. برخلاف تصور رایج از ناسازگاری ابیات مثنوی، ساختار معرفتی آن، در چارچوب منطق فازی، انسجامی چندلایه، سیال و نظام مند می یابد. نتایج تحقیق نشان می دهد که سطوح معرفت شناختی در مثنوی معنوی شامل حس، خیال، وهم، ظن، عقل، علم و یقین، نه تنها ابزارهای ادراکی، بلکه جلوه هایی از نسبت وجودی انسان با حقیقت اند. او در سه ساحت عقلانی، شهودی و حضوری معرفت به ترتیب از سه روش منطق ارسطویی، منطق فازی و فرامنطق بهره می گیرد. جریان معرفت نزد مولانا پیچیده، چندجهتی و پیوسته است: گاه صعودی و عمودی، گاه بازگشت پذیر و دایره ای، گاه حلزونی و هم زمان در لایه های مختلف.
۷۹.

نگاهی تطبیقی به منش و کنش دو شخصیتِ: آشوکا و ضحاک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۹
ضحاک (اژی دَهاکَه/ آزی دَهاک) یکی از پیچیده ترین شخصیت ها در اسطوره های ایرانی و ادبیات حماسی فارسی است؛ چراکه او پیوسته نماد بدکاری و بدکیشی و بی دادگری بوده و می توان او را کسی پنداشت که بسیاری از خصوصیات بد شهریاران در تاریخ ایران یا در پیوند با فرهنگ ایران در او جای داده شده است. همین موضوع سبب شده تا داستان و شخصیت او لایه های گوناگونی از شخصیت های اساطیری و تاریخی را بپذیرد و ویژگی هایش با بسیاری از شخصیت های اساطیری و تاریخی مربوط به فرهنگ ایران تطابق یابد؛ از همین روی، پژوهندگان ضحاک را با کسانی سنجیده و همسان یافته اند. در ادامه این سنجش ها، نگارنده همسانی های ضحاک با یکی از پادشاهان سلسله مائوریا در هند یعنی آشوکا را پیش کشیده و به این نتیجه رسیده است که گویا این دو شخصیت، هر دو از سکاها هستند که در کشور هند استقرار می یابند؛ هر دو پدری راهب مسلک (مرداس و چاندرا گوپتا) دارند که حکومت او را تصرف می کنند و به آن پایان می دهند؛ هر دو به خون خواری و ناباکی آوازه دارند و البته با وجود ستمکاری، در نزد گروهی از مردم دارای محبوبیت اند؛ هر دو در زمان عدم حضور خود در کشور، جانشینانی (کندرو و کومار) بسیار مورد اطمینان دارند؛ هر دو آیینی هندی (بت پرستی/ بودیسم) را گسترش می دهند. آشوکا پس از ظلم بسیار طریق دین و یاری به مردم برمی گزیند. درباره ضحاک این ویژگی را نمی بینیم؛ اما برادرزاده یا نواده او یعنی کوش پیل دندان، چنین ویژگی ای دارد که شخصیت او را به آشوکا نزدیک می سازد.
۸۰.

بررسی و تحلیل رمان های «ساعت بغداد» از شهد الراوی و «دو منظره» از غزاله علیزاده بر پایه جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۹۶
جامعه شناسی زبان شاخه ای از زبان شناسی است که به بررسی روابط میان زبان و جامعه می پردازد. این رشته به تحلیل چگونگی تأثیر متقابل زبان بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگ و نیز تأثیر جامعه بر زبان می پردازد. در جامعه شناسی زبان عواملی نظیر جنسیت، طبقه اجتماعی، تحصیلات، سن و قومیت در ایجاد تنوع زبانی نقش اساسی دارند. پژوهش حاضر به بررسی جامعه شناسی زبان در رمان های «ساعت بغداد» از شهد الراوی و «دومنظره» از غزاله علیزاده بر پایه جامعه شناسی زبان می پردازد و نگارندگان در پی آن هستند که با بهره گیری از شیوه توصیفی- تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهند: مؤلفه های جامعه شناختی زبان در رمان های «ساعت بغداد» و «دو منظره» کدام است؟ این مؤلفه ها در رمان های «ساعت بغداد» و «دو منظره» چگونه نمود یافته است؟ به منظور پاسخ دادن به پرسش های فوق، ابتدا مؤلفه های جامعه شناسی زبان از دو رمان مذکور استخراج و مؤلفه ها برمبنای جامعه شناسی زبان بررسی و تحلیل شده است. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که مؤلفه های جامعه شناسی زبان در رمان های مذکور عبارت از تحصیلات، جنسیت، سن، شغل، دین و مذهب، باورها و عقاید است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان