مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۸۱.
۲۸۲.
۲۸۳.
۲۸۴.
۲۸۵.
۲۸۶.
۲۸۷.
۲۸۸.
۲۸۹.
۲۹۰.
۲۹۱.
۲۹۲.
۲۹۳.
۲۹۴.
۲۹۵.
۲۹۶.
۲۹۷.
۲۹۸.
۲۹۹.
۳۰۰.
مرور نظام مند
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه افراد به این حقیقت واقف اند که دانش قدرت است. لذا از بازیابی اطلاعات به سمت بازیابی دانش و کشف دانش سوق پیدا کرده اند. از طرفی، مطالعه حجم عظیم اسناد متنی وب، دسترس پذیری و کاربردپذیری دانش را برای آن ها دشوار نموده است. یکی از راهکارها جهت مواجهه با این مسئله، خلاصه سازی انتزاعی مبتنی بر پرس وجو است. خلاصه سازی انتزاعی مبتنی بر پرس وجو رویکردی سریع و کارآمد برای پیمایش متون است و یک حوزه پژوهشی بسیار پویا محسوب می شود. در این پژوهش با استفاده از مرور نظام مند، مطالعات پیرامون این حوزه شناسایی و تجزیه وتحلیل شده اند. روش: در پژوهش کاربردی حاضر با استفاده از دستورالعمل پریزما، یک مرور نظام مند انجام شده است. این دستورالعمل در قالب چهار گام شناسایی، غربالگری، شایستگی و شمول با استفاده از یک راهبرد جستجوی مناسب و بدون محدودیت زمانی در پایگاه های اسکوپوس، وب آوساینس، آی تریپل ای، پایگاه علمی کتابخانه دیجیتال ای سی ام، گوگل اسکالر، پروکوئست، نورمگز، مگیران، سید، سیویلیکا، علم نت و گنج اعمال شده است. درنهایت از 1714 مدرک شناسایی شده 31 مورد واجد شرایط بوده و مشمول مرور نظام مند شده اند. یافته ها: ماحصل مرور انجام شده نشان می دهد که مطالعات این حوزه قدمت چندانی ندارند و با سیر توأم صعودی و نزولی منتشر شده اند. اکثر این مطالعات از نوع مقاله منتشرشده در مجلات هستند. پژوهشگران برای سیستم های خلاصه سازی پیشنهادی بیشتر از رویکرد یک مرحله ای استفاده نموده اند و یادگیری های با نظارت و خودنظارتی بیشتر موردتوجه آن ها بوده است. همچنین، از روش های مبتنی بر قانون، آمار و یادگیری ماشین بهره گرفته اند. مدل های به کار گرفته شده مبتنی بر گراف، شبکه های عصبی و از پیش آموزش دیده است. نوع ورودی سیستم ها بیشتر تک سندی بوده و Debatepedia به عنوان محبوب ترین مجموعه داده شناسایی شده است. از میان هفده معیار ارزیابی ROUGE بیشترین کاربرد را داشته است. نتیجه گیری : بررسی ها نشان داد که چگونه هم افزایی های اتفاق افتاده در یادگیری، مدل ها، روش های مورداستفاده و معیارهای ارزیابی کاهش چالش هایی از قبیل عدم تناسب خلاصه تولیدشده با پرس و جو، عدم تناسب خلاصه تولیدشده با متن منبع، فقدان داده های برچسب گذاری شده برای آموزش مدل ها، افزونگی، مجموعه داده های محدود، فقدان مجموعه داده مخصوص این نوع خلاصه سازی، عدم وجود معیارهای ارزیابی بهبودیافته برای ارزیابی دقیق خلاصه های تولیدشده، ابهام معنایی ناشی از عدم تمایز بین جملات با معنای متفاوت و عدم رابطه هم ترازی بین توالی های ورودی و خروجی را به دنبال داشته است و درنهایت به بهبود عملکرد کلی سیستم های خلاصه سازی و توسعه آن ها کمک نموده است. اما، توانایی درک معنا در سیستم ها هنوز فاصله میان خلاصه های سیستمی و خلاصه های انسانی را پر نکرده است. زیرا معنای درک شده هنوز سطحی بوده و تا حدی وابستگی به ساختارهای نحوی در مدل ها دیده می شود. درواقع، توانایی درک معنا می تواند ضامن ایجاد سیستم هایی باشد که معنا و بینش های عمیق نهفته در متن را تشخیص داده و براساس وظیفه مشخص شده آن ها را در خروجی خود اعمال می کنند. بر این قرار، ارائه نوآوری هایی جهت رفع این ناکارآمدی به عنوان جهت های پژوهشی آینده پیشنهاد می شود. در این مسیر باید مدل سازی های معنایی و درک معنا در این سیستم های خلاصه سازی نهادینه شود که به اصلاح و پیشرفت مسیر تکامل روش شناسی های موجود کمک می نماید. همچنین، بهتر است با تغییر و تکامل منابع اطلاعاتی و تحولات درخواست های کاربران و زمینه های دانشی آن ها نیز همگام شد. افزون بر این، خلأ این سیستم ها در زبان های غیرانگلیسی احساس می شود. این امر با ایجاد و تقویت ابزارهای پردازش زبان طبیعی برای زبان های غیر انگلیسی قابلیت عملیاتی سازی دارد.
فرایندکاوی در محیط های سازمانی: مرور نظام مند نوشته ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : سازمان های امروزی، به عنوان سیستم های پیچیده و پویا، نیازمند فناوری های پیشرفته ای برای مدیریت مؤثر فرایندها هستند. فرایندکاوی، به عنوان روشی نوین در داده کاوی، در بهبود کارایی عملیاتی و تصمیم گیری نقش کلیدی دارد. این حوزه، با تحلیل لاگ های رویداد، به مدل سازی، تحلیل و بهبود فرایندها می پردازد. با توجه به رشد روزافزون تحقیقات، پژوهش های نظام مند در حوزه فرایندکاوی برای شناسایی فرصت های تحقیقاتی جدید ضرورت دارد. روش پژوهش : این پژوهش، با رویکردی نظام مند با بررسی مطالعات انجام شده، به نیازهای روزآمد و مسیرهای تحقیقاتی آتی در حوزه فرایندکاوی در سازمان ها می پردازد. معیارهای گزینش مقالات شامل محتوا، طرح تحقیق، زبان، تاریخ انتشار و نوع سند در نظر گرفته شده است. پس از غربالگری، 31 مقاله انتخاب و تجزیه و تحلیل شده اند. یافته ها : یافته ها نشان داد که تحقیقات فرایندکاوی در دهه 2010 ابتدا بر پایه های نظری و کاربردهای اولیه تمرکز داشته است. در اواسط دهه، توسعه روش ها و کاربردهای عملی در صنایع مختلف مورد توجه قرار گرفته اند. دهه 2020 شاهد پیشرفت قابل توجه با استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین برای تحلیل دقیق تر داده ها بوده است. تحقیقات اخیر بر حوزه های نوآورانه تر مانند امنیت اطلاعات و حریم خصوصی تمرکز داشته اند. همچنین، توسعه مدل های بلوغ و استفاده از ابزارهای مدرن در این حوزه در حال پیشرفت نشان داده شده است. نتیجه گیری : با توجه به اینکه فرایندکاوی ابزاری مؤثر برای بهبود فرایندها و مدیریت سازمان هاست، تحقیقات نشان از موفقیت آن در شناسایی نقاط ضعف، ارائه راهکارهای بهبود و کاهش هزینه ها دارد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، تحلیل داده ها را دقیق تر و نتایج را کارآمدتر می کند. با این حال، دسترسی به داده های با کیفیت و پیچیدگی فرایندها چالش هایی را ایجاد می کنند. تحقیقات آتی در این حوزه نوظهور، می تواند به توسعه روش ها و ابزارهای جدید منجر شود و تحولات چشمگیری در سازمان ها ایجاد کند.
بازخوانی مطالعات ناظر بر تأثیر «اسلام» بر «مدیریت» در سطح بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲۲
27 - 53
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: مدیریت اسلامی با تمرکز بر ارزش های اخلاقی، توازن مادی - معنوی، و تصمیم گیری مبتنی بر شریعت، از مدیریت مرسوم که بر سود مالی، سلسله مراتب، و نتایج کوتاه مدت تأکید دارد، متمایز می شود. این رویکرد رهبری اخلاقی، مسئولیت اجتماعی، و تفکر بلندمدت را ترویج می کند؛ درحالی که مدیریت مرسوم به توسعه فنی اولویت می دهد. مدیریت اسلامی به دلیل پراکندگی مطالعات، با چالش پذیرش بین المللی روبه روست. فلسفه اسلامی، با منطق غنی و عمق نظری می تواند به عنوان پایه ای رقابتی در برابر فلسفه های مدرن و پست مدرن، نظریه های مدیریت اسلامی را تقویت کند. پس از انقلاب اسلامی، پژوهش های فارسی زبان در این حوزه گسترش یافته، اما پرسش هایی مانند سهم پژوهش های اسلامی در ادبیات مدیریت جهانی و کیفیت تأثیرگذاری آنها بی پاسخ مانده است. بررسی 3722 داده در اسکاپوس نشان دهنده حجم بالای مطالعات در این حوزه است؛ اما نظام مندسازی مفاهیم و ارائه چهارچوبی پژوهش محور ضروری است. این پژوهش، که پیش نیازی برای تحقیقات معتبر آینده در این زمینه به شمار می رود، هدف خود را شناسایی عناوین اصلی، روشن سازی مفاهیم کلیدی، معرفی روش های به کار گرفته شده در مطالعات مرتبط و همچنین، ارائه و تحلیلی از کشورهای پیشرو و نویسندگان برتر این حوزه قرار داده است. امید است از این طریق بتوان مدیریت اسلامی را به عنوان یک حوزه علمی منسجم و اثربخش به جامعه علمی بین المللی معرفی کرد. سؤال اصلی که این پژوهش را هدایت می کند، عبارت است از: بازخوانی مطالعات ناظر بر تأثیر «اسلام» بر «مدیریت» در سطح بین المللی چه نتایجی را دربردارد؟ فرایند طراحی این سؤال و تثبیت آن از طریق مطالعه پیشینه پژوهش، مشورت با خبرگان و استفاده از دانش موجود در حوزه مدیریت اسلامی در سطح بین المللی انجام شده است. با معرفی و تحلیل نظریات مدیریت اسلامی در سطح بین المللی و ارائه پژوهش های نظری و کاربردی در سطح بین المللی، می توان زمینه را برای بسط نظری و کاربردی پژوهش های مدیریت اسلامی فراهم کرد تا این حوزه از مرحله ذهنی (مکتب) به مرحله عینی (علم) ارتقا یابد.
روش: این پژوهش با بررسی پرسش های کلیدی همچون چیستی اسلام، مدیریت، و نحوه تأثیرگذاری اسلام بر مؤلفه های مدیریتی آغاز شده و تا تثبیت مسئله پژوهش پیش رفته است. برای پاسخ به این مسئله، روش پژوهش متناسب انتخاب شده است. در این راستا، از روش مرور نظام مند استفاده شده که به دلیل ساختار دقیق و تکرارپذیر خود، جایگاهی مهم در علوم انسانی به ویژه مدیریت دارد. با توجه به گستردگی سؤال پژوهش، رویکرد «پهنه کاوی» به عنوان یکی از انواع مرور نظام مند برگزیده شده است. این روش برای بررسی فراگیر ادبیات علمی، شناسایی شکاف های پژوهشی، و ایجاد زمینه برای مطالعات آتی مفید است. همچنین، پهنه کاوی می تواند تصویری کلی از وضعیت پژوهش های مرتبط ارائه دهد و چهارچوب نظری مناسبی برای توسعه دانش فراهم آورد. در این پژوهش، مقدمات لازم برای پهنه کاوی از جمله بررسی پیشینه مطالعات مروری، میزان گستردگی سؤال، و کفایت منابع اطلاعاتی مورد توجه قرار گرفت. 232 واژه مدیریتی و 94 واژه مرتبط با اسلام استخراج شده که در نهایت، با نظر خبرگان، 31 کلیدواژه به عنوان واژگان نهایی انتخاب شده است. عبارت جستجو به صورت ترکیبی از این واژگان و با استفاده از عملگرهای منطقی تنظیم شده است. برای اطمینان از جامعیت منابع، بازه زمانی 1970 تا 2023 و زبان انگلیسی به عنوان معیار محدودکننده اعمال شده است. پایگاه های اطلاعاتی معتبر نظیر ساینس دایرکت، اسکاپوس، امرالد، پروکوئست و ریسرچ گیت برای جستجوی منابع به کار گرفته شدند. غربالگری با 19 فیلتر غربال انجام شد که شامل بررسی ارتباط عناوین، چکیده ها، و در برخی موارد، ارزیابی متن کامل مقالات بود. در پایان، از مجموع 3722 مطالعه اولیه، 1919 مطالعه واجد شرایط شناسایی شده که نمایانگر پهنه مطالعات علمی درباره تأثیر اسلام بر مدیریت در سطح بین المللی است.
نتایج: مجموعه نهایی پژوهش، دامنه گسترده ای از موضوعات مرتبط با کسب وکار و مدیریت اسلامی را شامل می شود؛ از بازاریابی، امور مالی و منابع انسانی تا مدیریت دانش. منابع گردآوری شده از مقالات علمی، فصول کتاب ها و مقالات کنفرانسی، از تنوع جغرافیایی بالایی برخوردار هستند. مطالعات این حوزه در ۹ عنوان اصلی طبقه بندی شده اند: اخلاق تجارت اسلامی، بازاریابی اسلامی، اصول مدیریت اسلامی، اخلاق کار، توسعه سرمایه انسانی، مدیریت ریسک، معنویت و تجارت، حمایت از مصرف کننده مسلمان (گواهی حلال) و دانش سازمانی اسلامی. این عناوین از تحلیل ۱۴۲ مفهوم کلیدی مستخرج از این مطالعات به دست آمده است. از منظر جغرافیایی، کشورهایی مانند اندونزی، مالزی، آمریکا و انگلستان پیشگامان تولید دانش در این حوزه هستند. اندونزی در موضوعات نوظهوری همچون رهبری اسلامی و اخلاق محیط کار اسلامی فعال بوده، و مالزی به ویژه در مدیریت مالی اسلامی پیشتاز است. آمریکا نیز با تعداد زیاد نشریات و نویسندگان در این حوزه، جایگاه مهمی دارد. بررسی شبکه های پژوهشی نشان داد که مالزی و اندونزی بیشترین تعامل علمی را با سایر کشورها دارند؛ درحالی که کشورهایی چون ایران، آلمان و چین ارتباطات بین المللی محدودی در این حوزه دارند. مصر، پاکستان و ایران از پیشگامان قدیمی و اندونزی و هند از فعالان جدید این حوزه هستند. روش های مورد استفاده در این دامنه عمدتاً کیفی بوده و ابزارهایی چون مصاحبه و پرسشنامه بیشتر به کار رفته اند. همچنین ۱۴ نویسنده برتر این حوزه معرفی شده اند که در صدر آنها محمد کبیر حسن با ۳۴ مقاله در زمینه مدیریت مالی اسلامی قرار دارد. سال ۲۰۲۲ با انتشار ۴۴۳ مقاله در ۷۵ نشریه علمی، به عنوان پربارترین سال در تاریخ مطالعات این حوزه شناخته شد.
بحث و نتیجه گیری: پژوهش در زمینه تأثیر اسلام بر مدیریت چیز جدیدی نیست. براساس داده های جمع آوری شده، این مطالعات قبل از سال 1970 شروع شده و تا سال 2023 ادامه داشته است. این پژوهش روشن کرد که آموزه های اسلامی نقش مهم و تأثیرگذاری در مدیریت جهانی ایفا کرده و می توانند به شیوه ای مؤثر در ارتقای عملکرد سازمان ها به کار گرفته شوند. آموزه های اسلامی مرتبط با مدیریت، از منطقی قابل اتکا برخوردار بوده و ارتباط نزدیکی با علم مدیریت و طبیعت انسانی دارند. به این ترتیب، این آموزه ها می توانند بدون توجه به جهت گیری مذهبی سازمان ها، در حوزه های مختلف تجارت و مدیریت مفید واقع شوند. همچنین، روشن کرد اصول مادی گرایانه مدیریت غربی نیز می تواند با اندیشه اسلامی ادغام شود و ابعاد جامعی به دانش مدیریت بیفزاید؛ زیرا اصول مدیریت اسلامی افزون بر منافع مادی، بُعد معنوی را نیز دربرمی گیرد. برای مثال، این دیدگاه معنوی، انگیزش اسلامی را جامع تر از مفاهیم انگیزشی مکاتب غربی مانند مزلو، مک کللند و فروید نشان می دهد که عمدتاً بر جنبه مادی تأکید دارند. همچنین، روابط استخدامی در مدیریت اسلامی، با افزودن بُعد مذهبی، فراتر از قراردادهای رسمی و روان شناختی قرار می گیرند. همچنین، به نظر می رسد که پژوهشگران بسیاری می کوشند تا میزان کاربرد شیوه های مدیریت اسلامی در سازمان ها را در سراسر جهان بیابند. یک روند نوظهور در دهه دوم قرن بیستم مشاهده شده است که به طور تجربی اثربخشی آموزه های اسلامی مربوط به مدیریت در سازمان ها را ثابت می کند. فرضیه ای مبنی بر اینکه آموزه های اسلامی بدون توجه به جهت گیری مذهبی سازمان در تجارت مفید هستند، زمینه وسیع تری را برای پژوهش فراهم می کند و نتیجه آن به دانش موجود در مورد مدیریت کمک بیشتری می کند. داده های به دست آمده اهمیت ادغام اصول و ارزش های اسلامی در شیوه های مدیریتی و سازمانی را برجسته کرده و نشان می دهند که همسویی این شیوه ها با آموزه های اسلامی می تواند تأثیر مثبتی بر مدیریت داشته باشد. این پژوهش، بستر مناسبی برای پژوهش های عمیق تر در این حوزه فراهم نموده است. در نهایت، این پژوهش روند رو به رشد مطالعات مدیریت اسلامی را آشکار و بر ضرورت انجام مطالعات نظام مند در این حوزه تأکید می کند.
تعارض منافع: در این پژوهش تعارض منافع وجود ندارد.
راهنمای گام به گام مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست نامه علم و فناوری دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
115 - 134
حوزههای تخصصی:
مرورهای نظام مند و فراتحلیل ها نقش مهمی در توسعه نظریه ها و کاربردهای عملی مدیریت ایفا می کنند، اما کیفیت و اثربخشی آن ها به فرآیند نمونه گیری دقیق و جامع از منابع بستگی دارد. بسیاری از مطالعات مدیریتی منتشرشده نتوانسته اند استانداردهای لازم را رعایت کنند که این امر ناشی از ضعف دستورالعمل های فعلی در زمینه نمونه گیری است. در پاسخ به این چالش، این مطالعه راهنمایی گام به گام و جامع برای نمونه گیری منابع در مرورهای نظام مند و فراتحلیل ها ارائه می دهد که بر اساس معتبرترین استانداردهای بین المللی مانند راهنمای کوکران، چارچوب PRISMA و بیانیه TARCiS طراحی شده است. این راهنما در چهار مرحله تدوین شده و با ارائه توصیه های روش شناختی کاربردی، شفافیت فرآیند نمونه گیری را افزایش می دهد. هدف آن ارتقای کیفیت مرورهای نظام مند در حوزه مدیریت است، اما قابلیت تعمیم به سایر رشته های علوم اجتماعی نیز دارد.
مرور نظام مند پژوهش ها در زمینه امنیت کریمه به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امنیت کریمه به عنوان مفهومی چندبعدی و مبتنی بر کرامت انسانی، فراتر از امنیت نظامی، به ابعاد اجتماعی، انسانی و اخلاقی توجه دارد. این مفهوم با تأکید بر عدالت اجتماعی و معنویت، چارچوبی برای تحقق امنیت پایدار در جوامع اسلامی ارائه می دهد. با وجود اهمیت این حوزه، تاکنون مطالعه ای جامع برای تحلیل پژوهش های پیشین و شناسایی ابعاد نظری و عملی امنیت کریمه انجام نشده است. هدف این پژوهش، بررسی نظام مند مطالعات پیشین، شناسایی نقاط قوت و ضعف، و ارائه چارچوبی نظری برای توسعه دانش در این حوزه است. روش: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر اساس چارچوب استاندارد سندلوسکی و باروسو انجام شد. مقالات مرتبط از پایگاه های معتبر علمی شناسایی، انتخاب و تحلیل شدند. معیارهای ورود و خروج مشخص برای انتخاب مطالعات اعمال و کیفیت پژوهش ها با ابزارهای استاندارد، ارزیابی شد. مراحل تحلیل داده ها شامل استخراج مفاهیم کلیدی، دسته بندی مولفه ها و ترکیب یافته ها، در قالب یک الگوی مفهومی بود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که امنیت کریمه بر پایه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی استوار است و ابعاد معنوی و انسانی آن نیازمند توجه ویژه است. این مفهوم شامل امنیت جانی، روانی، اجتماعی، معنوی و اقتصادی است که به طور هم زمان، حفظ شأن انسانی و ایجاد عدالت اجتماعی را هدف گذاری می کند. چالش هایی نظیر تمرکز بیش از حد بر امنیت نظامی و کمبود پژوهش های بومی سازی شده، شناسایی شد. همچنین، پیشرفت هایی مانند تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای امنیتی و ارتقای رویکردهای کرامت محور در تعاملات قضایی مشاهده شد. نتیجه گیری: مرور نظام مند انجام شده نشان می دهد که امنیت کریمه یک چارچوب نظری جامع و چندبعدی است که با توازن میان ابعاد مادی و معنوی، مشارکت فعال شهروندان و تأکید بر کرامت انسانی و عدالت اجتماعی، زمینه ساز تحقق امنیت پایدار در جامعه اسلامی است. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های اجتماعی و امنیتی مبتنی بر کرامت انسانی و عدالت باشد و به توسعه نظریه و کاربرد امنیت کریمه کمک کند.
ترسیم الگوی ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی در بانک ها با استفاده از روش تحلیل محتوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف این پژوهش، استخراج و شناسایی ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی در صنعت بانک داری با تأکید بر نقش آن در بهبود عملکرد مالی و بهره وری است. با توجه به تغییر نگرش مدیران بانکی از منشور سنتی (تمرکز صرف بر سودآوری) به منشور نوین (توجه به مسائل اجتماعی و زیست محیطی)، این تحقیق درصدد است تا چارچوبی جامع برای مسئولیت اجتماعی بانک ها ارائه دهد. روش پژوهش : این پژوهش از روش تحلیل محتوا برای استخراج ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی استفاده کرده است. با بررسی متون و منابع مرتبط، مؤلفه های کلیدی مسئولیت اجتماعی در بانک داری شناسایی و دسته بندی شده اند. یافته ها نتایج تحقیق نشان می دهد که مسئولیت اجتماعی در بانک داری شامل 35 مقوله (پیشران) است که در چهار بعد اصلی دسته بندی می شوند: 1- بعد اقتصادی (مانند شفافیت مالی، سودآوری پایدار 2- بعد اجتماعی (مانند حمایت از جامعه، رعایت حقوق مشتریان)3-. بعد کارکنان (مانند رفاه نیروی انسانی، توسعه مهارت ها)4- بعد محیط زیست (مانند کاهش آلایندگی، مصرف بهینه منابع) نتیجه گیری : یافته های این پژوهش حاکی از آن است که مسئولیت اجتماعی در بانک داری یک الزام استراتژیک است و مدیران باید آن را در تمامی تصمیمات و اقدامات خود مدنظر قرار دهند. توجه هم زمان به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کارکنان و محیط زیست نه تنها به بهبود تصویر برند و اعتماد عمومی منجر می شود، بلکه می تواند بهره وری و عملکرد مالی بانک ها را نیز ارتقا دهد. این تحقیق چارچوبی کاربردی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی مسئولیت اجتماعی در صنعت بانک داری ارائه می کند.
فرا تحلیل رضایت بر تبلیغات دهان به دهان در ورزش؛ نقش تعدیلگر محل پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت ورزشی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۹)
93 - 74
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف تحقیق حاضر فرا تحلیل رضایت بر تبلیغات دهان به دهان در ورزش با نقش تعدیل گر محل پژوهش است. روش پژوهش: برای انجام این پژوهش از روش فرا تحلیل استفاده شد. بدین منظور اکثر مقالات و پایان نامه های مرتبط با موضوع پژوهش در بازه زمانی سال های 1381 تا 1401 (2022-2002) موردبررسی قرار گرفت و درنهایت، 27 مطالعه با استفاده از نرم افزار CMA2تحلیل گردید؛ همچنین با توجه به آزمون های q- value, I- squared, tau- squared ناهمگونی مطالعات مشخص شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد رضایت بر تبلیغات دهان به دهان با اندازه اثر 46/0 تأثیر مثبت و معناداری داشت (P≤0.05). با استفاده از نمودار درختی مطالعات داخلی و خارجی که کمترین انحراف را با اندازه اثر مدل تصادفی داشتند، مشخص شد و به عنوان تحقیقات ارزشمندتر شناسایی گردید. همچنین با توجه به آزمون N ایمن از خطا، در رابطه با تأثیر رضایت بر تبلیغات شفاهی، می توان ادعا کرد که این متغیر بر تبلیغات دهان به دهان تا دهه ها تأثیر مثبت می گذارد. با توجه به ناهگونی مطالعات، محل پژوهش به عنوان تعدیل گر در رابطه بین رضایتمندی با تبلیغات دهان به دهان شناخته شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهاد می گردد مدیران ورزشی برای افزایش تبلیغات دهان به دهان، به نیازها و خواسته های مشتریان خود توجه داشته و با استفاده از فناوری های جدید و ارائه خدمات و محصولات باکیفیت بالا، رضایت مشتریان را فراهم آورند.
مرور نظام مند و کیفی فرایندهای تأثیر سرمایه گذاری بر زیر ساخت ها در توسعه گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
134 - 157
حوزههای تخصصی:
امروزه سرمایه گذاری در بخش گردشگری اقدامی مهم در جهت توسعه مقاصد گردشگری شناخته شده است. کشور ها با ایجاد فضای مناسب برای سرمایه گذاری می توانند موجب افزایش درآمد، اشتغال زایی، رشد اقتصادی و جذابیت مقاصد شوند. ازاین رو، هدف از این پژوهش طراحی چارچوب و الگویی جامع از ارزیابی کیفی مطالعات مربوط به تأثیرات سرمایه گذاری بر زیرساخت ها در توسعه گردشگری با رویکرد مرور نظام مند است. پژوهش از نظر هدف توصیفی تحلیلی است و ادبیات مرتبط با تأثیرات سرمایه گذاری زیرساخت ها در گردشگری، با رویکرد مرور نظام مند، در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲4، با استفاده از هفت کلیدواژه از پانزده پایگاه اطلاعاتی جمع آوری شده است. پس از سه مرحله غربالگری، حدود دو هزار مقاله مرتبط با موضوع به دست آمد و 54 مقاله علمی و پژوهشی انتخاب و کاوش شد. پس از ارزیابی کیفی این مقالات، الگویی با شش عامل اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی، کالبدی، رفتاری و روان شناختی و فرهنگی، و همچنین ۳۲ بعد برای ارزابی تأثیرات سرمایه گذاری زیر ساخت ها در توسعه گردشگری پیشنهاد شده است. سرانجام، به منظور به کارگیری نتیجه پژوهش، مدل مفهومی یکپارچه ای ارائه شده است، که مزایا و تأثیرات سرمایه گذاری بر زیرساخت ها را در حوزه گردشگری برای دست اندرکاران و سرمایه گذاران روشن کند تا در جهت سرمایه گذاری های داخلی و خارجی در صنعت گردشگری اقداماتی صورت گیرد.
مرور نظام مند چارچوب ها و سازوکارهای حکمرانی راهبردی هوش مصنوعی در مطالعات سال های ۲۰۱۷-۲۰۲۵(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های چالش برانگیز معاصر، ساختار جوامع و صنایع را دگرگون کرده است. بااین حال، گسترش پرشتاب این فناوری، پرسش هایی درباره مدیریت و نظارت بر آن مطرح ساخته است. پیشرفت سریع هوش مصنوعی، چارچوب های سنتی تنظیم گری را که برای فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی طراحی شده بودند، به چالش کشیده است. سرعت توسعه الگوریتم ها از توانایی قانون گذاران برای وضع مقررات به روز پیشی گرفته و چالش هایی چون سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی، و سوءاستفاده های احتمالی به همراه داشته است. از جمله نظریه های بنیادین و اثرگذار در این قلمرو، می توان به طبقه بندی راسل و نورویگ و نظریه زیست بوم هوش مصنوعی اشاره کرد. نبود اجماع جهانی در تعاریف و رویکردها، همراه با پراکندگی سیاست ها، تدوین چارچوب های مؤثر را دشوار ساخته است. داده ها شامل تحلیل های کیفی و با جستجوی «حکمرانی هوش مصنوعی» در پایگاه های علمی گردآوری شد. تحلیل مضمون نتایج پژوهش ها، ۲۹۷ کد اولیه، ۱۶ کد سازمان دهنده و چهار مضمون فراگیر را استخراج کرد. یافته ها در چهار محور کلیدی اخلاق هوش مصنوعی با تأکید بر شفافیت و کاهش سوگیری در الگوریتم ها؛ سیاست ها و چشم اندازهای جهانی؛ چالش های هماهنگی بین المللی و وحدت در تعریف، توسعه و کاربست هوش مصنوعی و زمینه های حکمرانی هوش مصنوعی دسته بندی شدند. الگوی پیشنهادی این پژوهش، معماری چندلایه ریسک محور است که ارزش ها را به قیود اجرایی سنجش پذیر نگاشت می کند، لایه هایِ فنی، اخلاقی، حقوقی را در سطوح ملی، بخشی، سازمانی و چرخهعمر پوشش داده، و در نهایت تلاش دارد شکاف مبنا تا عمل را کاهش دهد.
ویژگی ها و عناصر برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر ایده های کلان: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
187 - 210
حوزههای تخصصی:
با توجه به چالش های مطرح شده در آموزش علوم تجربی ایران و بازتاب های منفی در نتایج آزمون های بین المللی مانند تیمز پژوهش حاضردرصدد است تا بر پایه مرور مطالعات منتخب، ویژگی های برجسته طراحی برنامه درسی علوم مبتنی بر ایده های کلان را شناسایی کند. مطالعه حاضر با روش کیفی و با رویکرد مرور نظام مند و تحلیل محتوای اسنادی انجام شد. ابتدا ۱۲۲۱ سند علمی منتشرشده بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ با استفاده از پایگاه هایی چون اریک ، اسکوپوس و وب آو ساینس شناسایی شدند. سپس، با به کارگیری معیارهای مشخصی همچون اعتبار موضوع، بهره گیری از مفهوم ایده های کلان و اعتبار علمی، تعداد ۳۰ سند برای تحلیل نهایی انتخاب شد. داده ها از طریق تحلیل محتوای اسنادی و با استفاده از نرم افزارمکس کیودی ای کدگذاری شدند. یافته های حاصل از تحلیل مضمون مطالعات منتخب به روش استقرایی، چهار ویژگی کلیدی در برنامه درسی مبتنی بر ایده های کلان را نمایان ساخت: سازماندهی و انسجام دانش درون رشته ای، سازماندهی و انسجام دانش برون رشته ای، کاربرد و تأثیر اجتماعی، و پویایی و نوآوری در یادگیری. در پایان، با توجه به شواهد مرورشده، ضرورت بازنگری در محتوای کتب درسی و بررسی اثرگذاری آزمایشی رویکرد مبتنی بر ایده های کلان در مدارس، به عنوان پیشنهاد مطرح شده است.
طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش تفکر طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
7 - 28
حوزههای تخصصی:
تفکر طراحی به منزله نوعی مسئله گشایی یادگیرنده- محور و خلاق برای پاسخگویی به مسائل مبهم و پیچیده آموزشی و طرح مسائل نوآورانه در حوزه های آموزشی توانسته است با طراحانه اندیشیدن موجب توسعه نوآوریهای آموزشی، حل مسئله، خلاقیت و ذهن گشودگی توأم با انگیزه شود. ظرفیتهای تفکر طراحی در ارتقای تکنولوژی و طراحی آموزشی، ضرورت ارائه الگوی آموزش آن را برای طراحان آموزشی موجب شده که این مهم هدف اصلی پژوهش حاضر است. در این جستجو، مرور نظام مند پایگاههای اطلاعاتی علمی لاتین اریک، ساینس دایرکت، اسکوپوس، وایلی، الزویر، وب آو ساینس، جی استور، OALib و گوگل اسکالر و نیز پایگاههای ایرانداک، سیویلیکا، مگیران، جهاد دانشگاهی و پژوهشگاه علوم انسانی انجام گرفت. یافته های پژوهشی و مقالات معتبر علمی نمایه شده سالهای1980تا 2021 بررسی و 216 مورد شناسایی شده و در نهایت21 پژوهش برگزیده و مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفته است. با بهره گیری از سازنده گرایی اجتماعی و با شناسایی مؤلفه های تفکر طراحی و عوامل مؤثر در طراحی آموزشی آن، الگوی آموزش موردنظر ترسیم شده است. براساس اعتبار الگوی پیشنهادی انتظار می رود که این الگو در آموزش تفکر طراحی به تکنولوژیستهای آموزشی و در بهبود طراحی آموزشی مؤثر باشد.
بازنمایی نقش فناوری های هوشمند در تحول اخلاقی کودکان با تأکید بر آموزش و پرورش: مرور نظام مند فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
79 - 100
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گسترش فناوری های هوشمند، الگوهای تربیت اخلاقی کودکان را در خانواده، مدرسه، و جامعه دگرگون کرده و نظام آموزش و پرورش را با فرصت ها و کشاکش های تازه ای روبه رو ساخته است. این پژوهش با هدف مرور نظام مند و فراترکیب مطالعات مربوط به نقش فناوری های هوشمند در تحول اخلاقی کودکان با تأکید بر ابعاد آموزشی، تربیتی، و ارائه چارچوبی تحلیلی در این حوزه انجام شد. روش: این پژوهش مطالعه مرور نظام مند از نوع فراترکیب بود که مطابق دستورالعمل پریزما و معیارهای ارتقای شفافیت در گزارش فراترکیب پژوهش های کیفی انجام شد. جست وجوی جامع در پایگاه هایScopus, Web of Science, PubMed, PsycINFO, Education Resources Information Center, Google Scholar از سال 2010 تا سال ۲۰۲۵ انجام شد. جست وجو با استفاده از واژگان کلیدی مرتبط با کودک، فناوری های هوشمند، هوش مصنوعی، مفاهیم اخلاقی، و روش های کیفی (به صورت ترکیبی با عملگرهای بولی) انجام گرفت. بر اساس معیارهای ورود و خروج در مجموع ۱۳ مقاله واجد شرایط انتخاب شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون توماس و هاردن در سه مرحله کدگذاری آزاد، توصیفی، و تحلیلی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA نسخه 2024 انجام شد. یافته ها: بر اساس کدهای شناسایی شده 3 مضمون تحلیلی و 11 مضمون توصیفی استخراج شد. مضمون تحلیلی نخست فرصت های یادگیری و تحول اخلاقی در تعامل با فناوری های هوشمند بود که مضامین توصیفی (1) انسان انگاری و نسبت دادن ذهن/ هیجان به فناوری های هوشمند، (2) مسئولیت اخلاقی و پاسخ گویی، (3) ابهام در مرز انسان_ فناوری های هوشمند، (4) عدالت، انصاف، و صداقت، (5) تحول اخلاقی و یادگیری ارزش ها، و (6) فرصت های مثبت و کارکردهای تربیتی فناوری های هوشمند را شامل می شد . مضمون تحلیلی دوم مخاطرات و تهدیدهای اخلاقی _ تربیتی فناوری های هوشمند شامل سه مضمون توصیفی (1) مخاطرات چندبعدی کودکان، (2) اعتماد، اتکا، و وابستگی به فناوری (3)، ابهام و کشاکش نقش های تربیتی والدین و مربیان را پوشش داد. مضمون تحلیلی سوم چارچوب ها و زمینه های کلان در سطح مضامین توصیفی بر تأثیر (1) زمینه های فرهنگی و تفاوت های تحولی و (2) چارچوب های نظری و سیاستی در اخلاق و فناوری های هوشمند تأکید داشت. نتیجه گیری: تعامل کودکان با فناوری های هوشمند ماهیتی دوگانه دارد و نیازمند روی آوردی انتقادی، بافت محور، و حساس به مرحله تحولی است. توسعه چارچوب های اخلاقی کودک محور، ارتقای سواد دیجیتال و اخلاقی، و مداخله فعال والدین و مربیان برای استفاده ایمن و سازنده از فناوری های هوشمند ضروری است. نتایج این پژوهش می تواند به تقویت تربیت اخلاقی در نظام آموزش و پرورش ایران یاری رساند؛ نظامی که امروزه بهره گیری از فناوری های هوشمند به بخشی جدایی ناپذیر از فرایندهای آموزشی و تربیتی آن تبدیل شده است.
کاربست فناوری های آموزشی در پرورش انواع تفکر انتقادی و خلاق: یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
231 - 242
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ﻣﺮور ﻣﻄﺎﻟﻌه های انجام شده ﺣﻮزه کاربست فناوری های آموزشی در پرورش انواع تفکر انتقادی و خلاق در ایران و جهان از سال 2010 تا 2025 بوده است. بر این اساس، جستجوی مقاله ها در ﭘﺎیﮕﺎه ﻫﺎی اﻃﻼﻋﺎﺗی ﻣﻌﺘبر داخلی و خارجی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگ ایران، نورمگز، پرتال جامع علوم انسانی، اریک، ساینس دایرکت، فرانسیس و تیلور، گوگل اسکولار) با جستجوی کﻠﻤﺎت کلیدی فناوری آموزشی، تفکر انتقادی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و تفکر خلاق و معادل انگلیسی آنها اﻧﺠﺎم شده است. ارزیابی کیفی مقاله ها با استفاده از چک لیست کارلسون و همکاران (2007) صورت پذیرفته است. در این مرور 60 مقاله شناسایی شد که بعد از بررسی عناوین، درنظرگرفتن معیار های ورود و خروج و بررسی کامل مقاله ها، در نهایت 20 مقاله وارد مطالعه شد. براساس مرور پژوهش های انجام شده، تجزیه وتحلیل این اسناد بر 27 محور پایه و سه محور فرعی تأکید داشت. محور های پای ه در قالب 3 محور فرعی مهارت های شناختی و فراشناختی، یادگیری و موفقیت تحصیلی و بُعد انگیزشی در زمین ه محور اصلی پژوهش، یعنی کاربست فناوری های آموزشی در پرورش انواع تفکر انتقادی و خلاق سازمان دهی شدن د. فناوری های آموزشی می تواند در تفکر انتقادی، تحول ایجاد کند اما باید توجه بیشتری به حوزه فناوری های آموزشی به ویژه واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و بازی وارسازی شود. برنامه های درسی باید براساس پیشرفت های فناوری های آموزشی طراحی و تدریس شوند تا بتوان تفکر انتقادی و خلاق دانش آموزان را به نحو بهتری پرورش داد.
تأثیر مداخلات آموزشی بر یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی: مطالعه مروری نظام مند
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش آموزانی که به اختلال یادگیری ریاضی مبتلا هستند، در یادگیری مفاهیم چهار عمل اصلی ریاضی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) و همچنین در طبقه بندی مسائل دچار مشکل می شوند. با این حال، مداخلات آموزشی می تواند به طور قابل توجهی باعث بهبود عملکرد تحصیلی آن ها، به ویژه در یادگیری این مفاهیم ریاضی شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند تاثیر مداخلات آموزشی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع مروری نظام مند بود. یافته ها به طور جامع از سال های 1380 تا 1403 در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و از سال های 2000 تا 2024 در پایگاه های اطلاعاتی خارجی با توجه به کلیدواژه های تخصصی مورد بررسی قرار گرفتند. پایگاه های اطلاعاتی داخلی شامل مگ ایران، علم نت و نورمگز بود و پایگاه های اطلاعاتی خارجی شامل گوگل اسکالر، ساینس دایرکت، اسپرینگر، پاب مد، اسکوپوس، و سیج بود. در پایان براساس فهرست وارسی پریزما 21 مقاله با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش های انجام شده حاکی از تاثیر توانبخشی شناختی (7 مطالعه)، بازی های آموزشی (6 مطالعه)، برنامه آموزشی مبتنی بر رویکرد پاسخ به مداخله (3 مطالعه)، برنامه آموزش فراشناخت (3 مطالعه)، آموزش مهارت های حرکتی (3 مطالعه) و برنامه آموزش مستقیم (2 مطالعه) بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی است. نتیجه گیری: مداخلات آموزشی به طور قابل توجهی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی موثر بوده اند و بر این اساس پیشنهاد می شود درمانگران با اختلال یادگیری ریاضی به منظور ارتقای یادگیری مفاهیم ریاضی در این دانش آزموزان از این مداخلات بهره گیرند.
مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ذهن آگاهی، به عنوان رویکردی از موج سوم روانشناسی، با تمرکز بر آگاهی لحظه ای و پذیرش تجربه های ذهنی، نقش مهمی در بهبود عملکرد روانشناختی و کیفیت زندگی دارد. در ورزش حرفه ای، به ویژه میان ورزشکاران ملی، این رویکرد می تواند اضطراب رقابتی را کاهش داده و آمادگی ذهنی را تقویت کند. با وجود شواهد موجود، مرور نظام مند مطالعات اخیر برای بررسی جامع اثرات ذهن آگاهی بر عملکرد و سلامت روان ورزشکاران ضروری است. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی بود. روش: این پژوهش به صورت مرور سیستماتیک با هدف بررسی اثرات ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی SID، Magiran، Springer، Scopus، PubMed، ScienceDirect و Google Scholar بود. جستجوی مطالعات با استفاده از کلیدواژه های مرتبط همچون «ذهن آگاهی»، «عملکرد روانشناختی»، «کیفیت زندگی»، «بهزیستی روانی»، «ورزشکاران ملی»، «ورزشکاران نخبه»، «درمان پذیرش و تعهد»، «پروتکل ذهن آگاهی-پذیرش-تعهد»، «کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی» و «ارتقاء عملکرد ورزشی مبتنی بر ذهن آگاهی» انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از پیش تعریف شده صورت گرفت و در نهایت 15 مقاله واجد شرایط وارد مطالعه شدند. داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار اکسل طبقه بندی، خلاصه سازی و به صورت تحلیل توصیفی گزارش گردید. یافته ها: نتایج نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی موجب بهبود معنادار عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی (جریان ذهنی، استحکام و خودکارآمدی، تاب آوری)، کاهش اضطراب رقابتی، افسردگی، استرس و خستگی روانی شدند. این اثرات در ورزشکاران سطح بالا و برنامه های بیش از ۷ هفته پایدارتر بود. همچنین، تغییرات مثبت در شاخص های عصبی (افزایش امواج تتا، آلفا، SMR و بتا و بهبود تمرکز و تنظیم هیجان) گزارش شد، هرچند اثرات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی کمتر پایدار بودند. کیفیت شواهد متوسط تا پایین و تنوع پروتکل ها، فقدان استانداردسازی و وابستگی به ابزارهای خودسنجی از چالش های اصلی بودند. نتیجه گیری: نتایج این مرور نظام مند نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی، به ویژه برنامه های طولانی مدت و ساختارمند، موجب بهبود عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی و کاهش اضطراب رقابتی در ورزشکاران ملی و نخبه می شوند. این رویکرد با تقویت تمرکز، خودتنظیمی و تاب آوری روانی، به ارتقاء کیفیت زندگی ورزشکاران کمک می کند. با این حال، محدودیت های روش شناختی و تنوع پروتکل ها، ضرورت انجام مطالعات آینده با طراحی دقیق تر و استفاده از شاخص های عینی را برجسته می سازد.
بررسی فرایند ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی در ایران بر اساس هدف و روش: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 25
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی به عنوان ابزاری برای تضمین کیفیت آموزش عالی شناخته می شود. با وجود اهمیت این موضوع، بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعه جامع در زمینه اهداف، روش ها، و چالش های ارزشیابی هیئت علمی است. پژوهش با هدف مرور نقادانه فرایند ارزشیابی هیئت علمی در ایران انجام شد تا شکاف های موجود در اهداف، روش ها، گروه های هدف، و چالش های این فرآیند شناسایی شده و راهکارهایی برای بهبود آن پیشنهاد شود. این مطالعه به دنبال پاسخ پنج پرسش پژوهشی بود: اهداف ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی؟ روش های مورد استفاده؟ گروه های هدف؟ چالش های اصلی ارزشیابی؟ موضوعات پژوهشی مرتبط؟ روش: پژوهش با روش مرور نظام مند مقالات داخلی در بازه زمانی 1381 تا ابتدای بهمن 1402 انجام شد. جستجو در پایگاه های اطلاعاتی Irandoc، Civilica، Noormags، Magiran، SID، و Google Scholar صورت گرفت. در مجموع، 684 مقاله شناسایی شد. فرآیند غربالگری در چند مرحله انجام شد: مقالات تکراری، مروری، و غیراصیل حذف شدند. مقالاتی که متن کامل آن ها در دسترس نبود یا در ایران نوشته نشده بودند، کنار گذاشته شدند. کیفیت 34 مقاله اصیل پژوهشی توسط چهار پژوهشگر متخصص در آموزش عالی و سنجش آموزشی ارزیابی شد. اعتبار فرآیند انتخاب مقالات با ضریب توافق بین رتبه دهندگان (0.98، p<0.05) تأیید شد. تحلیل محتوای کیفی برای استخراج مضامین مرتبط با اهداف، روش ها، گروه های هدف، چالش ها، و موضوعات پژوهشی از متن کامل مقالات به کار رفت. یافته ها: از میان اهداف ارزشیابی، 14 مقاله بر اهداف تکوینی و تنها 3 مقاله بر اهداف پایانی متمرکز بودند. این عدم توازن نشان دهنده فقدان چارچوب های سیاستی یکپارچه و شفافیت در انتظارات نقش اعضای هیئت علمی است. روش های ارزشیابی عمدتاً به پرسشنامه های محقق ساخته وابسته بودند.گروه های هدف عمدتاً اعضای هیئت علمی علوم پزشکی بودند، که نشان دهنده کم توجهی به سایر رشته ها، به ویژه علوم انسانی و مدیریت آموزشی است. عناوین مقالات غالباً بر شناسایی ملاک های ارزشیابی متمرکز بودند و موضوعاتی مانند تدوین الگو، مطالعه طولی، یا ارزیابی رسمی دانشگاه ها کمترین توجه را دریافت کردند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از نوپا بودن ارزشیابی هیئت علمی در ایران است. تمرکز بیش ازحد بر اهداف تکوینی و پرسشنامه های دانشجویی، همراه با غفلت از روش های چندمنبعی و تفاوت های فردی اساتید، نشان دهنده شکاف های عمیق در این حوزه است. برای دستیابی به ارزشیابی مؤثر، تشکیل نهادهای تخصصی ارزشیابی آموزشی ضروری است. دستاوردهای پژوهش، شناسایی الگوها و چالش های ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی و ارائه چارچوبی برای بهبود کیفیت آموزش عالی از طریق اصلاح نظام های ارزشیابی است.
بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران: مرور نظام مند (1403-1381)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
26 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به بررسی وضعیت مهارت های تفکر انتقادی در جوامع آموزشی ایران، در بازه ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۳ می پردازد . چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه های تفکر انتقادی استوار است که بر اهمیت این مهارت به عنوان توانایی تحلیل، ارزیابی و بازسازی تفکر برای دستیابی به تصمیم سازی منطقی تأکید دارند؛ و آن را از ارکان اصلی آموزش مدرن و پیش نیاز توسعه فردی و اجتماعی برمی شمارند. روش: این مطالعه به شیوه مروری و از نوع نظام مند (مرور سیستماتیک)، با تمرکز بر پرسش کلی «وضعیت مهارت های تفکر نقادانه در جوامع آموزشی ایران، با محوریت محیط های دانشگاهی چگونه است؟» شکل می گیرد. پژوهش های انجام شده در حوزه سنجش مهارت های تفکر انتقادی، بدون محدودیت زمانی، در پایگاه های اطلاعاتی Magiran، Irandoc، Science Direct، PubMed، Scopus، Web of Science، IranMedex، Google Scholar،Elsevier، SID، علم نت و سایر پایگاه های معتبر به دو زبان فارسی و انگلیسی شناسایی و بررسی شدند. بدین منظور کلیدواژگان اصلی «تفکر انتقادی»، «تفکر نقادانه»، «سنجش مهارت ها»، «ارزیابی» و «ایران» با استفاده از عملگرهای OR و AND مورداستفاده قرار گرفت. از مجموع 575 مقاله پس از حذف موارد تکراری، غیر مرتبط و اعمال معیارهای ورود و خروج، در نهایت 94 مقاله وارد مطالعه شده و داده های مستخرج به صورت توصیفی-ترکیبی و با سنتز نظام مند تحلیل شدند. یافته ها: مرور نظام مندِ مطالعات، نشان می دهد سطح مهارت های تفکر انتقادی در دانشگاه های ایران ضعیف است. بررسی نمرات در 23 سال گذشته، تغییرات معناداری در بلندمدت نشان نمی دهد. سطح مهارت ها در طول بیش از دو دهه اخیر نه تنها بهبود نیافته، بلکه ثبات نسبی در سطح پایین را نشان می دهد. نمرات پایین تفکر انتقادی دانشجویان در سال اول دانشگاه، ضعف نظام آموزشیِ پیش از دانشگاه در پرورش مهارت را تأیید می کند. تفاوت قابل توجهی میان نمره سطوح ورودی و خروجی دانشگاه ها مشاهده نمی شود و تفکر انتقادی در سطوح مختلف تحصیلی توسعه نمی یابد که مؤید نارسایی نظام آموزشی کشور در پرورش مهارت، از سطوح پایین تر تا سطوح عالی است. نتیجه گیری: توسعه تفکر انتقادی باید از اولویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. بازنگری در شیوه های آموزشی فعلی؛ و آموزش صریح و سازمان یافته این مهارت ها در سطوح مختلف آموزشی ضروری است. تکیه بر مطالعات طولی برای سنجش مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان در تمامی رشته ها؛ و همچنین توسعه ابزارهای استاندارد و بهینه سنجش متناسب با فضای دانشگاهی پیشنهاد می شود.
رهبری آموزشی در آیینه زمان: از ریشه های تاریخی تا چشم اندازهای معاصر
حوزههای تخصصی:
رهبری آموزشی به عنوان یک دیسیپلین چندوجهی، از اوایل قرن بیستم تا عصر دیجیتال تحولات عمیقی را تجربه کرده است. این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند، سیر تکامل نظری و عملی این حوزه را در چهار دوره کلیدی بررسی می کند: دوره کلاسیک با تأکید بر کارایی و بوروکراسی، چرخش انسان گرایانه دهه های 1970 و 1980 با تمرکز بر فرهنگ و ارزش ها، نظریه های انتقادی، فمینیستی و پست مدرن دهه های 1980 و 1990 با توجه به نابرابری و قدرت، و خوانش های معاصر با محوریت فناوری، جهانی سازی و پیچیدگی های سیستمی. یافته ها نشان می دهند که رهبری آموزشی از یک مفهوم عمل محور به کنشی اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی تکامل یافته که نیازمند بازتعریف نقش مدیران به عنوان تسهیل گران یادگیری و هدایت کنندگان شبکه ای است. چالش های پیاده سازی این رویکردها شامل کمبود زیرساخت های فناوری و پژوهش های محلی است. این مطالعه پیشنهاد می کند که توسعه رهبری آموزشی نیازمند سرمایه گذاری در فناوری، تقویت پژوهش های بومی و ترویج فرهنگ همکاری و عدالت است تا نظام های آموزشی به سوی محیط های یادگیری نوآورانه و فراگیر حرکت کنند.
شناسایی معیارهای تبلیغات بیلبوردی مناسب و تحلیل محتوای بیلبوردهای تبلیغاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
66 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شناسایی معیارهای تبلیغات بیلبوردی مناسب و تحلیل محتوای بیلبوردهای تبلیغاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد و ارائه چارچوب کاربردی در این حوزه است. تحقیق اکتشافی و کیفی/کمی حاضر از نظر هدف، توسعه ای است که از طریق مرور نظام مند مقالات و تحلیل محتوای کیفی مستندات علمی در خصوص تبلیغات بیلبوردی در سطح ملی و بین المللی به تعداد ۶۵ مقاله منتخب با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به جمع آوری داده های مورد نیاز پرداخته است؛ در گام دوم نیز آسیب شناسی تبلیغات بیلبوردی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد از طریق تحلیل محتوای کمی انجام شده است. یافته های پژوهش حاضر که نشان از کاستی هایی قابل توجه در عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد در زمینه تبلیغات بیلبوردی دارد، به ارائه خط کش و مقیاسی برآمده از پژوهش های پیشین برای اکران و ارزیابی تبلیغات بیلبوردی نیز منجر شده و به محققان و صاحبان کسب و کارهای مشتاق رشد و توسعه برند از مسیر تبلیغ، راهنمای عملی مناسبی ارائه می دهد که بر اساس آن بتوانند عملکرد تبلیغاتی خود در حوزه تبلیغات بیلبوردی را پایش کرده و معیار علمی مناسبی در این زمینه در اختیار داشته باشند
شناسایی مضامین اثرگذار بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ابتدایی با رویکرد مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
277 - 298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی انجام شد. با توجه به هدف پژوهش از طرح پژوهش کیفی، از نوع مرور نظام مند استفاده گردید. داده های پژوهش براساس دستورالعمل پریزما، مقالات نمایه شده در پایگاه های داده های داخلی در بازه ی زمانی ۱۴۰۳-۱۳۹۹ و پایگاه های داده های خارجی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ جستجو شدند. پس از جستجو در بانک های اطلاعاتی داخلی و خارجی ۵۲۰ منبع مرتبط با پژوهش حاضر یافت شد که پس از پالایش در سه مرحله، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شدند. برای ارزیابی مقالات از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای مضمون استفاده شد. برای بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار یافته ها از معیارهای خودبازبینی محقق و روش مرور همتا استفاده گردید. در نهایت تحلیل عمیق پژوهش های صورت گرفته منجر به شناسایی ۱۰ عامل، ۳۹ ملاک و ۱۱۶ نشانگر شد. براساس یافته های پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی عبارت است از: عوامل آموزشی، دانشی، مدیریتی، ارزشی، ارزیابی، روانی-عاطفی، فرهنگی، اجتماعی، غیرکلامی و فناوری می باشد. نتایج یافته ها نشان داد که کیفیت شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی نقش تعیین کننده ای در کیفیت سایر شایستگی های آن ها دارد. پژوهش های صورت گرفته به عوامل اجتماعی، روانی-عاطفی، ارزشی و مدیریتی شایستگی ارتباطی معلمان دور ه ی ابتدایی بیشترین توجه را داشته اند که این امر بیانگر آن است که غالباً به شایستگی ارتباطی جهت ایجاد محیط یادگیری مثبت و فراگیر توجه شده است. همچنین به عوامل فناوری و غیرکلامی کمتر پرداخته شده است. لذا ضروری است که پژوهش های آینده عوامل نامبرده بیشتر بپردازند.