فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۷٬۸۴۵ مورد.
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
65-82
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل تاریخی مربوط به واقعه کربلا که در دوره حاضر مورد مناقشه برخی محققان حوزه تاریخ قرار گرفته وجود دختری از امام حسین (ع) در میان اسیران و جان دادن او در واقعه ای است که در خرابه شام رخ داده است. اسناد و شواهد موجود تاریخی در این زمینه در مقاله بررسی و تحلیل منابع تاریخی درباره رقیه بنت الحسین (ع) از آغاز تا قرن هفتم هجری بررسی شده است. پس از انتشار این مقاله، نسخه های خطی از کتاب های کامل بهایی، کنز الغرایب و لباب الانساب توسط برخی محققان کشف و ارائه و شبهات جدیدی در این مسئله پدیدار شد. همچنین دیدگاه مرحوم علامه سید جعفر مرتضی عاملی درباره این موضوع ازسوی برخی محققان مورد استناد قرار گرفت. مقاله حاضر بااستفاده از روش تحلیل تاریخی، نسخه های مزبور و دیدگاه علامه عاملی (ره) را بررسی می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد که متن نسخه های خطی موجود باتوجه به گزارش نسخه خطی تازه یاب کتاب السنی فی قتل اولاد النبی (ص) (متعلق به قرن پنجم) با یکدیگر هم پوشانی دارند و فهم و تحلیل نسخه شناس از مسئله ناتمام است. همچنین اظهارات علامه (ره) در این زمینه با اشکالات جدی مواجه بوده و باتوجه به گزارش ها و شواهد قوی مخالف، دیدگاه ایشان قابل اثبات نیست.
استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی حاصل از نماز در کلام و سیره حضرت امام حسین(ع)
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
67 - 88
حوزههای تخصصی:
برپایی نماز در شب، صبح و ظهر عاشورا، عالی ترین جلوه شکوه بندگی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) در واقعه کربلا در مقابل معبود است. هدف پژوهش، استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی حاصل از نماز در کلام و سیره حضرت امام حسین(ع) است. روش پژوهش از نوع کتابخانه ای و به شیوه فیش نویسی است. نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین مؤلفه های تربیتی شامل؛ اهمیت به نماز به عنوان وسیله یاد خدابودن و ستون و پرچم دین، توجه به نماز جماعت، نماز اول وقت، خلوص نیت در نماز، محافظت بر نماز، استعانت از نماز، نماز شب و شب زنده داری، شهادت در حال نماز، احیای اذان، غیرت دینی، اقامه نماز در میدان جنگ، ترویج نماز و دفاع از نماز. همچنین روش های تربیتی نظیر مراقبه و محاسبه، تبشیر و تنذیر، تشویق و ترغیب، پند و موعظه در کلام و سیره امام حسین(ع) درباره نماز، مشاهده شده است.
طب و طبیبان در دوره حکومت آل مظفر (718- 795 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
145 - 169
حوزههای تخصصی:
از زوایای مهم زیست مردمان در دوره های مختلف، علم طب و نظام درمان طبیبان بوده است. طبیبان به عنوان یکی از اقشار برجسته علمی، همواره از جایگاه والایی در جامعه ایرانی برخوردار بوده و به سبب اهمیت سلامت تن برای همگان، اغلب زمامداران و طبقات مختلف اجتماعی به آنان توجه ویژه ای داشته اند. هدف اساسی مقاله حاضر، از یک سو بررسی جایگاه اطبا و شیوه های طبابت و تألیفات آنان، شناخت انواع امراض و درمان آن در این دوره و از سوی دیگر، تتبع درباره نحوه حمایت آل مظفر از علم طب و طبیبان است. یافته های پژوهش که با رویکردی توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش پژوهش های تاریخی، با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام گرفته، نشان از نقش حکمرانان مظفری در ترویج علم، ایجاد نهادهای آموزشی و الزامات سیاسی آنان در ارتقای جایگاه اندیشمندان و حضور طبیبان برجسته نزدیک به دربار مظفری با تألیفات معتبر پزشکی و پیش کش کردن این کتب ارزشمند به آل مظفر، درمان بیماری ها و پیشرفت های چشمگیر در برخی از شاخه ها همچون علم تشریح و برعهده گرفتن وظایف سیاسی، در این هنگامه پرآشوب دارد. طب و طبابت در دوره آل مظفر، در گام نخست میراث خوار پزشکی دوران پیش از خود و حکومت های محلی یزد، کرمان و فارس بودند. دیگر آنکه مناسبات دوسویه حاکمان مظفری و طبیبان شاخص این دوران و البته نبوغ شخصی اطبا، حمایت ها و شرایط خانوادگی آنها، موجب گردید تا از به محاق رفتن علم طب در زمانه آکنده از جنگ و ستیز عصر فترت، ممانعت به عمل آید و به نوعی انتقال دهنده معرفت های پزشکی به دوران پس از خود نیز بودند.
الگوشناسی کارکردشناختی علم تاریخ در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این که گذار ِشناخت تاریخی از گذشته به حال و دستیابی به شناخت غیرتاریخی، از الگو یا الگوهای معینی پیروی می کند، پرسشی در فضای فلسفه علم تاریخ است که فیلسوفان فراتر از امکان به آن نپرداخته اند. عرضه مسئله به قرآن و بررسی عملکرد قرآن در آن باتوجه به آیات تاریخی فراوان و نیز هدف هدایتگریِ انسان ، مسیری برای دریافت پاسخ به این پرسش است. بر این اساس با روش کمی و کیفی اکتشافی و تحلیلی، نخست آیات مورد نظر از کل قرآن، جمع آوری و طبقه بندی شد و فرایند استخراج الگو با اکتشاف امر تکرارشونده و نیز پالایش تمایزها در این آیات انجام گرفت و در نهایت الگویی سه جزئی شامل شناخت تاریخی پایه (ورودی الگو)، فرایند جابجایی (فرایند الگو) و شناخت غیرتاریخی (خروجی)، استخراج گردید. هر یک از اجزای این الگو مورد مطالعه قرار گرفت و تنوع ورودی ها و خروجی های الگو و نیز دوگونه فرایند کاهشی و افزایشی در آنها شناسایی شد.
زکات انگاری الزامات غیرمالی تمدّن ساز در فرهنگ اسلامی مبتنی بر دیدگاه اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
93 - 112
حوزههای تخصصی:
ساخت تمدن تراز اسلامی در عصر احیاء، جز با درک عمیق و کاربست همه جانبه آموزه های ثقلین امکان پذیر نیست. پرسش مشخص در پژوهش حاضر آن است که مبتنی بر دیدگاه اهل بیت به عنوان راهبران شاخص فراعصری در فرهنگ اسلامی، ابعاد غیرمالی و غیرشرعی هنجار زکات که دارای تأثیر تمدنی هستند، چگونه تعریف می شود؟ بر اساس یافته های پژوهش به روش تحلیلی، در فرهنگ اسلامی التزام همگانی و حداکثری به فرهنگ معیار، منش سازنده و اصلاح گرانه در عرصه اجتماعی، نقش آفرینی فعّال علمی آموزشی و منش خدمت محور در نهاد حاکمیّت، زکات انگاری گردیده است. در نتیجه مشخص گردید اهل بیت با این گفتمان، مترصد آن بودند که جامعه عناصر تمدّن ساز را بسان شریعت فریضه بدانند؛ هرچند این موضوعات به صورت خاص در دایره فروع دین نگنجند و عنوان فریضه شرعی بر آنان بار نگردد. به علاوه اهل بیت با زکات انگاری نقش های تمدّنی کوشیده اند تا ذهنیّت اکتفا به مسئولیت مالی، به عموم برخورداری های انسانی در بروز نقش های مثبت اجتماعی گسترش یابد.
تکوین و تثبیت پیوند مهدویت و رجعت در گفتمان امامیه: پژوهشی تاریخی- حدیثی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
7 - 44
حوزههای تخصصی:
چگونگی تکوین تاریخی پیوند میان انگاره های بنیادین «مهدویت» و «رجعت» در اندیشه امامیه، موضوعی نیازمند بررسی دقیق است. این پژوهش با رویکرد «تاریخ انگاره» و تحلیل متون حدیثی، کلامی و فرقه نگاری، سیر این ارتباط را از قرن اول تا پنجم هجری ردیابی کرده و نشان می دهد این پیوند، فرآیندی تدریجی بوده است. مرحله تکوین (قرون ۱-۲)، با شکل گیری الگوی پیوند مفهومی-کارکردی در بستر بحران های رهبری و توسط فرقه هایی چون کیسانیه و واقفیه آغاز شد. در مرحله گسترش (قرون ۲-۳)، همزمان با هویت یابی «قائم آل محمد» در گفتمان امامیه، مفهوم رجعت با نقش آفرینی جریان های غالی بسط یافت و شامل بازگشت مؤمنان و کافران نیز گردید؛ تحولی که به تبیین جهان بینی عصر ظهور کمک شایانی کرد. نهایتاً، در مرحله تثبیت (قرون ۴-۵)، متکلمان مکتب بغداد با بهره گیری از استدلال های نقلی و عقلی، به نظام مندسازی این آموزه پرداخته و آن را به عنوان بخشی از عقاید ضروری امامیه تحکیم بخشیدند. این تحقیق با ترسیم این خط سیر کامل، درکی نوین از فرآیند تبدیل یک ایده سیال به یک آموزه کلامی تثبیت شده ارائه می دهد
تحلیل محتوای کیفی گزارش های ابن هشام درباره مواجهه رسول خدا(ص) با مخالفت های گفتاری در مدینه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
30 - 7
حوزههای تخصصی:
از بایسته های شناخت تاریخ صدر اسلام، مطالعه درباره مخالفت برخی افراد یا گروه ها با رسول خدا (ص) در طول دوران مدنی و چگونگی مواجهه ایشان با آن است. پژوهش حاضر می کوشد تا به طور خاص مخالفت های گفتاری مردم در دوران مدینه را با تکیه بر کتاب «سیره ابن هشام» استخراج و در چارچوب روش تحلیل محتوای کیفی ارائه کند و به این پرسش پاسخ دهد که حضرت محمد(ص) چگونه با مخالفت های گفتاری افراد تحت حاکمیت خود اعم از مسلمانان، اهل کتاب و حتی مشرکان مواجه می شدند. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که گونه های مخالفت های گفتاری با رسول خدا (ص) در دوران مدنی در پنج دسته قرار می گیرد: «رد فرمان رسول خدا (ص)» مانند مخالفت برخی از مسلمانان با تصمیم رسول خدا(ص) در مورد صلح حدیبیه و امضاء صلح نامه، «توهین و تمسخر» مانند جنگ خندق که رسول خدا(ص) فرمان داده بود کسی محل مأموریت خود را ترک نکند؛ اما معتب بن قشیر در میان سپاه با طعنه و تمسخر و برای تضعیف روحیه مسلمانان می گفت: محمد قول گنج کسری را داده بود، اما اکنون برای اجابت مزاج نیز نمی توانیم برویم، «تلاش برای بی اثر ساختن دستور رسول خدا(ص)» مانند مواضع عمر بن خطاب برای بی اثر کردن فرمان رسول خدا(ص) در مورد پایبندی به مفاد صلح حدیبیه، «شکایت از عملکرد کارگزاران» مانند شکایت رفاعه بن زید از عمل زید بن حارثه که عده ای از مردان قبیله ای را به قتل رسانده و زن و فرزند و اموالشان را تصاحب کرده بود و «حمایت از خائنان» مانند حمایت ابوعفک و عصما دختر مروان که پس از کشته شدن حارث بن سوید بن صامت، نفاق خود را آشکار کرده و اشعاری در مذمت پیامبر(ص) سرودند. رد فرمان رسول خدا (ص) شامل دو مضمون پایه ای «رد فرمان نظامی» که بیشترین مخالفت ها را به خود اختصاص داده، مانند مخالفت سعد بن معاذ با اسیر گرفتن در جنگ بدر و «نپذیرفتن تصمیم رسول خدا(ص) درباره غنایم جنگی» مانند اعتراض انصار به تقسیم غنایم غزوه حنین بوده و توهین و تمسخر شامل دو مضمون پایه ای «توهین به شخص رسول خدا(ص)» و «توهین و تمسخر مسلمانان» است. رسول خدا(ص) در برابر این مخالفت ها ضمن توجه و پایبندی به برخی اصول مانند حقوق اجتماعی، وحدت و همگرایی اجتماعی، حق انتخاب و آزادی بیان و عدالت و اهمیت و ارزش آبرو و خون مسلمانان و نیز احترام به معاهدات سیاسی، به گونه ای رفتار می کردند که بسامد، «گذشت و مدارا» حائز بیشترین فراوانی بوده است، چنانکه در ابتدا در برابر رجزخوانی یهودیان بنی قینقاع و توهین آنها به شخص رسول خدا(ص) و حتی دعوت به جنگ، با گذشت و مدارا رفتار کرد. همچنین در ماجرای تمسخر زید بن لصیت که پس از گم شدن شتر پیامبر(ص) در هنگام بازگشت از غزوه تبوک، سخن به طعنه گشوده بود که محمد جای شترش را نمی داند؛ اما رسول خدا(ص) ضمن نشان دادن جای آن، از برخورد تند با او خودداری کرد و حتی نام او را بر زبان نیاورد و بدین سان زمینه توبه و بازگشت او به جمع مسلمانان را فراهم آورد که خود یکی از راهکارهای حفظ انسجام اجتماعی است. پس از گذشت و مدارا، به ترتیب «اقناع مخالف» مانند قانع کردن مخالفان صلح حدیبیه، «پذیرش» مانند پذیرفتن سخن انصار درباره ندادن خرمای مدینه به غطفان در غزوه خندق، «رسیدگی و جبران» مانند فرستادن امیرالمؤمنین(ع) برای جبران خطای صورت گرفته توسط زید بن حارثه در برخورد با قبیله جذام و رفتار خالد بن ولید در برخورد با قبیله بنی جذیمه و در آخر «تنبیه (کلامی و عملی)» مانند دستور کشتن ابو عفک و عصماء به دلیل توهین به مسلمانان، از شیوه های مواجهه آن بزرگوار با مخالفان بوده است. با توجه به گزارش های این تحقیق، رسول خدا(ص) با به کار بستن شیوه های ملایم و مناسب از قبیل گذشت و مدارا، اقناع، پذیرش و رسیدگی و جبران، تلاش می نمود از بروز اختلافات غیرضروری در جامعه جلوگیری کند، تا جامعه را با هزینه های کمتری به هدف الهی خویش برساند. ایشان در مواجهه با مخالفت ها و اعتراضات، با به کارگیری روش های عقلانی و استراتژیک، اولویت بندی منطقی، استعانت از روحیه انعطاف پذیر و شناخت و تحلیل ساختار جامعه و موانع پیش رو، سعی می نمود با کمترین آسیب به جامعه، تعارض های موجود را حل و فصل نماید. ایشان حتی در برخورد با مخالفان، بین مخالفت با شخص محمد بن عبدالله(ص) به عنوان فردی در جامعه و شخصیت رسول خدا(ص) به عنوان پیامبر(ص) یا حاکم جامعه اسلامی فرق می گذاشتند و با رفتارهای نامناسب برخی افراد با شخص خود، مدارا کرده، ولی مخالفت با جایگاه نبوت و حاکمیت جامعه اسلامی را برنمی تافتند.
واکاوی روایی- تاریخی گزارش های اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
104 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی سندی و متنی روایات و گزارش ها و اخباری است که در میراث حدیثی مسلمانان نقل شده اند و نشان دهنده اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه، در زمان حیات پیامبر(ص) می باشند. اثبات این موضوع ازآنجاکه نشان می دهد دین اسلام از همان ابتدا علاوه بر جزیره العرب، در سرزمین های همجوار نیز پیروانی داشته، حایز اهمیت است. اثبات این موضوع، مستلزم اثبات صحت اخبار مربوطه از نظر روایی و تاریخی می باشد. در این پژوهش که به صورت تحلیلی و به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای انجام پذیرفته است، در ابتدا اخبار و گزارش های مرتبط با اسلام آوردن نجاشی از نظر سندی و نیز از حیث وجود اخبار متعارض، مورد بررسی قرار گرفته است. در خصوص اخبار مرتبط با اسلام آوردن نجاشی، 5 روایت با سندهای متفاوت از کتب روایی متقدم، نقل گردیده که سندهای آنها از لحاظ رجالی و اعتبار روایان آن، واکاوی شده است. سپس، روایات استغفار پیامبر(ص) برای نجاشی و نماز میت خواندن بر وی که مستمسک برخی برای اثبات مسلمان بودن نجاشی می باشد، نقل شده است. آنگاه اخبار معارض با اخبار دسته اوّل نقل گردیده و از حیث سندی و دلالت متنی، بررسی شده است. در مرحله بعد، زمان و شیوه اسلام آوردن نجاشی، پنهان یا آشکار بودن اسلام آوردن نجاشی و سرانجام گزارش های اسلام نجاشی پادشاه حبشه از لحاظ تاریخی و تناسبش با سایر گزاره های تاریخی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بیشتر اخباری که برای اثبات اسلام نجاشی به آنها استناد می شود، از نظر سندی ضعیف بوده و اخبار صحیحی مانند استغفار پیامبر(ص) برای او و نماز میت خواندن پیامبر(ص) بر وی به هنگام وفاتش که در این باب به آنها استناد شده است نیز از نظر دلالی نمی توانند موضوع اسلام آوردن وی را به طور اطمینان بخشی اثبات نمایند. همچنین، اخبار معارض با ایمان آوردن نجاشی پادشاه حبشه، نقل شده است؛ به این صورت که در مقابل دسته اوّل که اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه را اثبات می کنند، روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند که وی نه تنها ایمان نیاورده، بلکه نامه پیامبر(ص) را که در آن وی را به اسلام دعوت کرده، پاره نموده یا سوزانده است. وجود این روایات معارض، شک و تردید نسبت به این موضوع را افزایش می دهد. البته برخی از محققان تلاش کرده اند که به نحوی این تعارضات را توجیه کنند؛ به این ترتیب که نجاشی اوّل که اسلام آورده، شخصیتی متفاوت از نجاشی سرپیچی کننده از دعوت پیامبر(ص) است که البته نظرات و توجیهات مطرح شده در این باب نیز اثبات نشده است. همچنین، در بحث زمان و چگونگی اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه و پنهان یا آشکار بودن اسلام آوردن وی، تناقض ها و تعارض هایی در گزارش های تاریخی وجود دارد. یکی دیگر از یافته های مهمّ این تحقیق، آن است که موضوع اسلام نجاشی، بحثی چالش برانگیز در بین دانشمندان متقدم و معاصران بوده و نظریات مختلفی پیرامون آن مطرح شده که منشأ بیشتر این نظرها، اخبار منقول در این باب است؛ به طوری که برخی اسلام وی را موضوعی ثابت و غیرقابل تردید دانسته و بعضی دیگر نیز معتقدند نجاشی به طورکلی اسلام نیاورده و تنها برای اسلام و مسلمانان احترام قائل بوده است. افزون بر این، مشخص می گردد که موضوع اسلام نجاشی، با برخی گزاره ها و حوادث تاریخی هماهنگ نیست. مقاله حاضر، به این نتیجه رسیده است که موضوع اسلام آوردن نجاشی، پادشاه حبشه، به طور کلی از لحاظ روایی و تاریخی، قابل نفی یا اثبات نمی باشد.
خدمات ابوالفضل تولیت (1300-1358) بر پایه اطلاعات شفاهی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
243 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی زندگی و شخصیت ابوالفضل تولیت، از چهره های شناخته شده آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) در قم بوده است. وی که سال ها در سمت متولی باشی آستانه خدمت کرد، شخصیتی ممتاز در تاریخ معاصر قم به شمار می رود که منش اخلاقی، سبک مدیریت، و شیوه تعامل ایشان با زائران، کارکنان، و عالمان دینی، مورد توجه و ستایش اطرافیان و هم عصرانش بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر به بازخوانی سیمای فردی و اجتماعی وی با تکیه بر خاطرات شفاهی نزدیکان، همکاران و چهره های فرهنگی قم پرداخته است؛ آن هم در شرایطی که درباره او تاکنون اثری مدون و تحلیلی منتشر نشده و نام ایشان تنها به صورت پراکنده در برخی خاطرات و نقل قول ها آمده است. در این تحقیق با اشاره به اهمیت جایگاه متولی باشی در ساختار اداری آستانه و نیز نسبت این منصب با تحولات اجتماعی قم در قرن چهاردهم شمسی، بر ضرورت توجه به نقش افرادی مانند ابوالفضل تولیت تأکید شده است. در این تحقیق تلاش شده با گردآوری و تحلیل روایت های پراکنده درباره زندگی و شیوه زیست وی، از خلال گفت وگو با خانواده، دوستان، و همکاران او، تصویری مستند و کامل از وی ارائه شود. ابوالفضل تولیت فردی آراسته، خوش پوش، مؤدب، باوقار، سلیم النفس و پرهیزکار بوده و سلوک و رفتار وی با خادمان، طلاب، و حتی عامه مردم، همراه با ادب، فروتنی و انصاف بوده است. به رغم در اختیار داشتن موقعیتی مهم در آستانه، هرگز به قدرت نمایی یا سوءاستفاده از جایگاه خود روی نیاورد. مبتنی بر گزارش های کارکنان آستانه و برخی طلاب، به لحاظ اجتماعی وی فردی منظم، جدی، متعهد و مسئولیت پذیر بود. تولیت اگرچه از طبقه روحانیت نبود، اما رابطه ای محترمانه با علما و بزرگان حوزه داشت و با برخی از آنان، چون آیت الله مرعشی نجفی، آیت الله گلپایگانی و دیگران ارتباط عمیق و معناداری داشت. از نکات مهم شخصیتی او، دوری از ظواهر و تملق و نیز پرهیز از پیوستن به محافل قدرت بود. همین ویژگی ها موجب شد که در ذهن جمعی کارکنان آستانه و نیز برخی فضلای حوزه، به عنوان شخصیتی مورد اعتماد و مایه آرامش معرفی گردد. مبتنی بر مصاحبه های صورت گرفته، وی حافظه ای قوی در حفظ اشعار فارسی به ویژه غزلیات حافظ داشت و در نقل متون و اشعار، با ذوق و دقت سخن می گفت. این ویژگی، همراه با رفتار صمیمی و مودبانه او، موجب نزدیکی دل ها و محبوبیت وی در میان کارکنان آستانه شده بود. از منظر مدیریت، تولیت در انجام وظایف خود فردی منظم و پاسخ گو بود. به مسئولیت ها با دقت می نگریست و با حساسیت بر آراستگی فضای آستانه، رفتار خادمان، و رعایت احترام زائران، نظارت داشت. در عین حال، در موارد اختلاف یا ناهنجاری، با آرامش، بی طرفی و تدبیر عمل می کرد و می کوشید شأن مکان مقدس را از تنش ها دور نگه دارد. او حریم قدسی حرم را می شناخت و با اعمال خود به حفظ این حریم کمک می کرد. ابوالفضل تولیت نمونه ای از مدیران مذهبی غیرروحانی در نهادهای دینی ایران معاصر بوده است که با تعهد، اخلاق و مسئولیت پذیری، جایگاهی ماندگار در حافظه جمعی محیط دینی خود به جا گذاشت. وی در سال ۱۳۵۸ درگذشت و در حیات و پس از وفاتش، مورد احترام بسیاری از اهل علم، ادب و کارکنان آستانه باقی ماند.
بررسی جایگاه ایران در تاریخ نگاری رسمی بحرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
145 - 1565
حوزههای تخصصی:
تحولات بحرین همواره ارتباط نزدیکی با رویدادهای داخلی ایران داشته که بازتاب آن در اسناد رسمی و تاریخی دیده می شود. پس از استقلال بحرین تعریف نسبت حکام جدید آن با فرهنگ و تاریخ قدیم ایرانیانی که قرن ها به عنوان اتباع ایران در بحرین حضور داشتند اهمیت یافت. حکام جدید بحرین برای تعریف هویت جدیدی از این کشور راهکارهای متفاوتی را در پیش گرفتند که در تاریخ نگاری رسمی نمود بارزی یافته است. این پژوهش در پی آن است که با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بررسی متون تاریخ نگاری رسمی بحرین به این سوال پاسخ دهد که ایران در تاریخ نگاری رسمی بحرین چه جایگاهی دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد نگارندگان تاریخ رسمی بحرین گفتمانی برای غیریت سازی از ایرانیان و شیعیان شکل دادند که با تاکید بر عناصر عرب/سنی، عناصر ایرانی/ شیعی را به حاشیه می راند تا تاریخ بحرین را همچون یک کشور مستقل قدیمی روایت کند.
رویکرد تطبیقی راهکنش های پیامبر اسلام (ص) در تأمین امنیت فرهنگی بر اساس آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
47 - 72
حوزههای تخصصی:
نقش حیاتی و اثرگذار امنیت فرهنگی در حفظ و حراست از فرهنگ به عنوان زیرساخت اصلی تکامل و توسعه سایر ابعاد جامعه، بیانگر اهمیت آن است. پژوهش حاضر با هدف پردازش به امنیت فرهنگی عصر رسول خدا(ص) به تبیین و تحلیل راهکنش های پیامبر اسلام(ص) در این زمینه براساس آیات قرآن کریم پرداخته تا آن را به عنوان الگویی شایسته و کارآمد برای ظرفیت جهانی امروز دنیای اسلام معرفی نماید. بنابراین سؤال این پژوهش این است که راهکنش های رسول خدا(ص) در واکنش به گونه های مختلف تهدیدات و حملات فرهنگی چه بوده است؟ نوشتار حاضر با روش کیفی و با بهره گیری از آیات قرآن کریم و ارائه اسناد تاریخی به تبیین و تحلیل راهکنش های پیامبر اسلام(ص) در تأمین امنیت فرهنگی پرداخته است. راهکنش هایی نظیر ایجاد همبستگی، زدودن فضای تاریک و شبه ناک و روشن ساختن حقایق با راهکنش های خاص، خنثی سازی کنش های منافقین با مسکوت نهادن قضیه، تحریم کردن دشمنان و از همه اینها مهم تر، تدبیر جانشینی برای پس از خود، در شمار مهم ترین راهکنش های سازگار، قاطع و درهم شکننده ای هستند که رسول کردگار (ص) برای رفع و دفع تهدیدات و حملات فرهنگی و تأمین امنیت فرهنگی به کار گرفته اند.
نقش عنصر تقیه در سیر تاریخی بیان احکام از سوی معصومان(ع)؛ مطالعه موردی: حکم روزه عاشورا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
126 - 103
حوزههای تخصصی:
توجه به عنصر حیاتی تقیه، در تعامل با روایات اهل بیت(ع) و همچنین در تحلیل اعتقادات و تاریخ تفکر شیعه، بسیار راهگشا است. ائمه(ع) به عنوان رهبران جامعه شیعه، نه تنها در مباحث مرتبط با اندیشه امامت، بلکه در مسائل فقهی حساسیت زا نیز، به ویژه احکامی که به نوعی با بحث امامت ارتباط داشتند، رویه تقیه را در پیش گرفته اند. پس از شهادت امام حسین(ع)، به دلیل تبلیغات بنی امیه در برگزاری جشن و روزه گرفتن در روز عاشورا، این مسئله فقهی به نوعی جنبه اجتماعی به خود گرفت، به طوری که اهل سنت و بنی امیه می توانستند از طریق پایبندی یا عدم پایبندی به آن، شیعه را از غیرشیعه بازشناسند؛ به همین دلیل ائمه(ع) برای حفظ جان شیعیان مجبور به تقیه شده اند. این نوشتار با توجه به منابع حدیثی و رجالی و داده های تاریخی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سؤال است که به عنوان مطالعه موردی، کارکرد تقیه در مورد سیر تاریخی بیان حکم فقهی روزه روز عاشورا چگونه بوده است؟ در راستای پاسخ به این سؤال، پس از بیان اهمیت تقیه که معمولاً از اهل سنت انجام می شده است، گونه ای خاص از تقیه معرفی شده که ائمه(ع) از اهل سنت تقیه نمی کردند، بلکه گاه حکم تقیه ای را برای شیعیان خود بازمی گفتند؛ چرا که به دلیل سیطره فکری، سیاسی و اجتماعی اهل سنت و بنی امیه، یا سکونت راوی در شهری با اکثریت سنّی نشین یا تعامل او با دربار و اهل سنت، ناگزیر بودند فتاوای اهل سنت را بیان کنند؛ این گونه از تقیه را می توان «تقیه به نفع شیعیان» نام برد. در ادامه، براساس این نوع از تقیه، روایات نقل شده در موضوع روزه روز عاشورا و سیر زمانی آن ها مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهند که امامان(ع) در دوران بنی امیه، در بیان حکم مذکور با در پیش گرفتن رویکرد تقیه به سه عنصر اصلی فضای فکری جامعه، اعتقاد مخاطب و محل سکونت راوی توجه ویژه ای داشته و فضائلی را برای روزه در این روز بیان کرده اند که مشابه روایات اهل سنت هستند. تمامی این احادیث به راویانی گفته شده اند که از بزرگان اهل سنت بودند، یا از فرقه های شیعه، به ویژه زیدیه که تحت تأثیر اهل سنت بودند، یا با وجود شیعه بودن در شهرهای با اکثریت اهل سنت (مانند مکه و بصره) ساکن بودند؛ لذا ائمه(ع) با رعایت تقیه، روزه روز عاشورا را تأیید نموده و فضائلی را نیز برای آن بیان کرده اند. در اواخر دوران بنی امیه و اوایل دوران بنی عباس که کمی از محدودیت های اجتماعی و سیاسی کاسته شد، نیاز به تقیه کمتر شده و روایاتی در مذمت روزه در این روز بیان شده اند. روایات نقل شده در منع از روزه در این روز، یا به صورت نهی بدون ذکر دلیل هستند، یا منع از روزه در این روز همراه با بیان عقابی دردناک برای این عمل بیان شده اند. بررسی روایات منع روزه در عاشورا، اولاً همگی در دوران بنی عباس هستند؛ ثانیاً تمامی راویان این احادیث از امام، شیعه امامی مذهب بودند و ثالثاً در شهر کوفه که اکثریت آن را شیعیان تشکیل می دادند، ساکن بودند؛ لذا، به همین دلایل، ائمه(ع) برخلاف روایات دسته اول، نه تنها نیازی به تقیه در بیان حکم روزه در این روز نمی دیدند، بلکه از روزه در این روز با بیان عقاب آن منع کرده اند. توجه به این نکته کلیدی در رفتار علمی و عملی اهل بیت(ع) می تواند در دیگر فروعات فقهی اختلافی شیعه و اهل سنت و همچنین در بررسی تاریخ تفکر شیعه بسیار راهگشا باشد.
خاستگاه شناسی پیدایی عبادت جاهلی قبل از بعثت مبتنی بر نقش عنصر بینش در نظام فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
91 - 120
حوزههای تخصصی:
رفتارهای فردی و اجتماعی عمدتأ دارای منشأ و خاستگاهی هستند. توجه به عناصر بینش و ارزش به عنوان عناصر رفتارساز نظام فرهنگی، در تحلیل رفتاری هر جامعه امری ضروریست. در واقع خاستگاه شناسی و منشأ یابی رفتار، نقش مهمی در تحلیل رفتاری ایفا می کند. بر همین اساس در تحلیل رفتار هر جامعه نیازمند رویکردی خاستگاه شناسانه در پیدایی رفتار مذکور هستیم. بر همین مبنا پژوهش حاضر رفتارهای عبادی از قبیل بت پرستی، پرستش اجرام آسمانی، پرستش ملائکه و اجنه و حج جاهلی جامعه جاهلی را از منظر خاستگاه و علل پیدایی با روش توصیفی- تحلیلی مورد توجه قرار داده و مشخص گردید که منشأ پیدایی این قبیل رفتارها، وجود بینش های ناصواب در جامعه جاهلی بوده است. خاستگاه شناسی رفتاری در واقع نوعی تحلیل فرهنگی است که در آن کنشگر فرهنگی از نظر علت شناسی رفتار مورد تحلیل و واکاوی قرار می گیرد. بدین سان رفتارهای جاهلی قابلیت توسعه به صورت فرازمانی و فرامکانی را دارا هستند.
بررسی و تحلیل مهم ترین مؤلفه های اقتصادی تمدن نوین اسلامی در تولید و مصرف، براساس روایات اهل بیت(ع)
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
103-124
حوزههای تخصصی:
اقتصاد در تمدن نوین اسلامی، نه تنها ابزاری برای تأمین معیشت است، بلکه نقش کلیدی در ساختار انسانی و اجتماعی جامعه دارد. در پژوهش حاضر باهدف استخراج الگوی اقتصادی اسلامی برای تمدن نوین اسلامی، مؤلفه ها و اصول اقتصادی در دیدگاه اهل بیت (ع) بررسی شد. روش پژوهش، تحلیل محتوای متون دینی شامل قرآن کریم و روایات معصومین (ع) است که با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی، مفاهیم و دستورالعمل های اقتصادی استخراج و طبقه بندی شد. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه های اقتصادی در دیدگاه اهل بیت (ع) در سه حوزه اصلی قابل دسته بندی است: نخست، مؤلفه های مختص عرصه تولید شامل اهمیت معیشت و اقتصاد، جایگاه جهادی کار و اشتغال، تأمین معیشت کارگر در دوران از کارافتادگی، تقسیم کار و تعیین وظایف، خودکفایی و تولید نیازمندی ها، اهمیت کشاورزی، اهتمام به حقوق کارگر و بهره گیری از تمام فرصت های کاری. دوم، مؤلفه های مختص عرصه مصرف شامل میانه روی در مصرف، پرهیز از اسراف، انفاق و نوع دوستی و اهمیت پس انداز. سوم، مؤلفه های مشترک در هر دو عرصه شامل ضرورت آینده نگری در برنامه ریزی و اجتناب از تولید و مصرف کالاهای مضر و حرام. نتیجه گیری این پژوهش نشان می دهد که اصول اقتصادی اهل بیت (ع) جهانی، جاودانه و سازگار با تمدن نوین اسلامی است و می تواند به مثابه الگوی راهبردی در مدیریت تولید، مصرف و سیاست گذاری اقتصادی در جوامع اسلامی مورد بهره برداری قرار گیرد.
انتقال میراث حبشی به جزیرهالعرب توسط مهاجران مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
102 - 83
حوزههای تخصصی:
حبشه سرزمینی کهن در شرق قاره آفریقا و دارای تمدن باسابقه ای بیش از دو هزار سال است. این سرزمین نخستین پناهگاه گروهی از اصحاب پیامبر خدا(ص) بود. اسلام پیش از آنکه در جزیره العرب بسط یابد، در جریان نخستین هجرت مسلمانان، به حبشه وارد شد. هجرت مسلمان به این سرزمین، نقطه عطفی در تاریخ گسترش اسلام قلمداد می شود. اما پرسشی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که آیا مهاجران پس از بازگشت به حجاز چیزی از میراث و آداب و رسوم حبشیان را با خود منتقل کرده اند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گزارش های موجود پرداخته است. در ماجرای هجرت، عده ای از مسلمانان به امر پیامبر(ص) به حبشه مهاجرت کردند تا در سایه حمایت نجاشی قرار گیرند. حبشه سرزمین ناشناخته ای برای اعراب نبود و آنان قبل از اسلام برای تجارت به آنجا رفت و آمد داشتند. مسلمانان مهاجر به حبشه تا سال هفتم هجری یعنی 15 سال در حبشه زیستند و به علت اقامت طولانی به طور طبیعی تحت تأثیر محیط اجتماعی آنجا قرار گرفتند. در نتیجه پس از بازگشت، بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را وارد جزیرهالعرب نمودند. پژوهش حاضر درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که: اقامت پانزده ساله مسلمانان در حبشه، منجر به انتقال چه میراثی از حبشه به جامعه اسلامی شده است؟ در موضوع مهاجرت به حبشه و انعکاس آن در منابع، پژوهش هایی انجام شده است، اما به صورت تخصصی، موضوع انتقال میراث حبشه به جزیره العرب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مهم ترین این میراث عبارت بودند از: مهریه چهار هزار درهمی. در دوره پیامبر اکرم(ص) مهریه زنان دوازده و نیم اوقیه معادل تقریبی پنج هزار درهم یا پانصد دینار بود و برخی از سنت ایشان تبعیت می کردند. در دوره خلفای راشدین نیز بیشتر مسلمانان تابع سنت رسول اکرم(ص) بودند. در دوره امویان مهریه اغلب چهار هزار درهم بود و برخی خلفا نیز بر این میزان مهریه تأکید بسیار داشتند. درباره ریشه این مبلغ در منابع آمده که پیامبر اکرم(ص) با ارسال پیکی به سوی نجاشی، درخواست ازدواج با ام حبیبه از زنان مهاجر به حبشه را نمود. نجاشی برای ام حبیبه چهار هزار درهم یا چهارصد دینار مهریه را تعیین نمود. این کار وی سنتی بخصوص در دوره اموی شد؛ چرا که ام حبیبه خواهر معاویه، موسس سلسله امویان بود. به نظر می رسد این موضوع باعث شد تا برای بالا بردن جایگاه خاندان معاویه و خواهرش در نزد مسلمانان میزان مهریه ام حبیبه را معیاری برای مهریه همه زنان مسلمان قرار دهند. تابوت سرپوشیده دومین میراثی است که از حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد. تابوت در میان اعراب پیش از اسلام مرسوم بود، اما شکل سرپوشیده آن سنتی برگرفته از فرهنگ حبشه بود که در همان اوایل دوره اسلامی و در جریان رحلت حضرت فاطمه(س) رواج یافت. روایت مربوط به تابوت در منابع به صورت های مختلف نقل شده است. هرچند اختلافاتی در مورد راویان و حتی اینکه اولین تابوت سرپوشیده برای چه کسی ساخته شد، به چشم می خورد، اما همه منابع متفق هستند که اسماء بنت عمیس اولین بار این تابوت را طبق آنچه که از مراسم تدفین حبشی ها آموخته، آموزش داده است. روایت شده که حضرت فاطمه(س) به اسماء دختر عُمَیس فرمود: چه ناپسند است تابوت هایى که براى زنان مى سازند؛ زیرا در آن پوششى روى بدن مى افکنند و اندام میّت براى مردم مشخص است. اسماء قطعه چوب هاى تازه اى خواست و آن ها را صاف کرد و محکم به یکدیگر بست و آنگاه پارچه اى روى آن انداخت. حضرت فاطمه (س) با دیدن آن تابوت فرمود: چه تابوت زیبایى که مرد بودن و یا زن بودن در آن مشخص نمى شود. حضرت از او خواست که برای او نیز چنین تابوتی ساخته شود. از آنجایی که اکثر منابع نیز به ساخت اولین تابوت برای حضرت فاطمه(س) اشاره دارند، می توان نتیجه گرفت که اولین تابوت به سبک حبشه ای ها مربوط به تابوت حضرت فاطمه(س) بود. سومین میراثی که توسط مهاجران حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد، برخی داروهای گیاهی بود. به عنوان نمونه در بیمارى رسول خدا(ص) و ضعف جسمانی ایشان، معجونی گیاهی به دهان آن حضرت مالیدند. معجونی که از مخلوط چند داروی گیاهی ساخته شده بود. این معجون را نیز اسماء دختر عمیس از سرزمین حبشه آموخته بود.
فرایند حضور دین در ساحت فرهنگ و تمدن (تمدن اسلامیکیت) بررسی و نقد دیدگاه مارشال هاجسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
31 - 50
حوزههای تخصصی:
برخی از مستشرقین با تحلیل واقع بینانه از تمدن اسلامی به دنبال برجسته کردن مهمترین عنصر تمدنی یعنی دین هستند. هاجسن به عنوان مؤسس مطالعات اسلامی در دانشگاه شیکاگو یکی از معدود مستشرقینی است که نگاه واقع بینانه به تمدن اسلامی دارد. در اندیشه هاجسن تمدن اسلامی مهم ترین تمدن در تاریخ بوده است که دین در آن نقش محوری داشته است لذا اندیشه درهم تنیدگی دین و فرهنگ شالوده فکر تمدنی هاجسن را تشکیل می دهد. هاجسن در مطالعات تاریخی، روش شناسی منحصربه فردی دارد که مبتنی بر ارتباط بین عناصر معنوی و مادی بشر است. در این روش دین به عنوان یک عنصر تمدنی نیاز به عینیت یافتن در سطح اجتماعی دارد. از این جهت هاجسن فرایند تمدن سازی دین را از مسیر تبدیل دین به فرهنگ می داند و در پی آن است که آنچه را به عنوان تمایز بین دین به عنوان امری الهی و فرهنگ به عنوان میراث بشری را به تصویر بکشد. در این مقاله از روش تحلیلی استفاده شده است.
تبیین فقهی چالشهای محیط زیستی پیاده روی اربعین
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
65 - 82
حوزههای تخصصی:
پیاده روی اربعین مانند سایر تجمعات، دربردارنده چالش ها و فرصت های محیط زیستی است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی به مواردی از جمله آلودگی هوا، افزایش زباله ها و تخریب منابع طبیعی از دیدگاه فقهی می پردازد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که حفظ محیط زیست در ایام اربعین وظیفهای شرعی بوده، بنابراین رعایت بهداشت محیط و مدیریت صحیح پسماندها، نه تنها یک الزام اخلاقی و قانونی است، بلکه از مصداق عمل به دستورات شرعی و تحقق مسئولیت اجتماعی به شمار می آید. همچنین در این پدیده باشکوه باید به حفظ منابع آبی با جلوگیری از اسراف توجه نمود و آلودگی هوا ناشی از ترافیک نیز به عنوان یک معضل زیست محیطی به راهکارهای مؤثری نیاز دارد. همچنین، تخریب زیستگاه ها و منابع طبیعی عملی مذموم و در مواردی حرام است که ضرورت آگاهی بخشی به زائران و اجرای برنامه های حفاظتی را می طلبد. این پژوهش به بررسی راهکارهای مؤثر در بهره برداری از آموزه های فقه اسلامی برای تقویت فرهنگ مسئولیت پذیری نسبت به محیط زیست در میان زائران پرداخته است.
واکاوی تاریخی جایگاه اجتماعی ابن سینا با تأکید بر دانش پزشکی (428- 370 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
7 - 26
حوزههای تخصصی:
موقعیت اقشار مختلف در طول تاریخ ایران به دلیل فراز و فرود ساختار اجتماعی حاکم و تأثیرپذیری آن از عوامل گوناگون، متغیر بوده است. در همین راستا هدف تحقیق حاضر، فهم عوامل مؤثر بر جایگاه اجتماعی پزشکان در قرون 4 و 5 ق با تأکید بر جایگاه ابن سینا به عنوان یک پزشک صاحب نام است. این پژوهش به روش توصیفی– تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به ویژه تاریخ رجال و حکماء قرون مذکور انجام شده است. یافته های تحقیق بیانگر نقش و تأثیر عواملی مانند نوع و نحوه تعامل اجتماعی، نوع ارتباط با دربار، نوع و کیفیت تخصص پزشکی، کسب مهارت ها و معارف فراپزشکی، شهرت و مقبولیت، باورها و اعتقادات، موقعیت خانوادگی و فرهنگ عمومی جامعه در تعیین جایگاه اجتماعی ابن سینا هستند. هر چند عامل «نوع و میزان تعامل با دربار»، برتری نسبی در مقایسه با دیگر عوامل مذکور دارد.
گونه شناسی و تحلیل تاریخی فعالیتهای علمی و آموزشی امام رضا(ع)
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
83-101
حوزههای تخصصی:
برخی از مورخین معتقدند که ائمه (ع)، به دلیل شرایط سخت سیاسی و تمرکز بر مبارزه با حاکمیت، آثار مکتوبی از خود به جای نگذاشته اند. پژوهش حاضر در پی اثبات این فرضیه است که امامان شیعه به ویژه پس از امام صادق(ع)، و در دوران امامت امام رضا (ع) نه تنها به مبارزه سیاسی پرداخته اند، بلکه در اوج تنشهای دوران عباسی، نقش حداکثری در پیشبرد علوم اسلامی ایفا کرده، میراث علمی غنی از خود به جا گذاشته و نظام آموزشی پویایی را پایه ریزی نمودند. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تاریخی با مراجعه به منابع دست اول تاریخی و حدیثی دو مذهب شیعه و سنی انجام شد. نتایج بررسی ها نشان داد که دیدگاه انکارکنندگان فعالیت های علمی امام رضا(ع) فاقد پایه و اساس است؛ چراکه که آن حضرت علاوه بر تبیین ارزش آموزش و فعالیت های آموزشی گسترده در قالب برگزاری حلقه های درسی گسترده و شرکت در مجالس مناظرات علمی، دارای آثاری مکتوب همچون صحیفه الرضا، فقه الرضا و رساله ای در عقائد باعنوان محض الاسلام و ... بود و مهم ترین راه حفاظت از میراث حدیثی شیعه را در کنترل و ارزیابی آنها دانسته است.
ارتقای کنشگرانه شهروندان در تحقق مفهوم مشارکت در نظر اندیشمندان اسلامی باتأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
27 - 46
حوزههای تخصصی:
مشارکت عمومی در دهه های پایانی قرن بیستم به یکی از اصول مهم گفتمان برنامه ریزی در جهان تبدیل شده است. با وجود مبانی غنی از موضوعات اجتماعی در دین اسلام، تاکنون کمتر به جایگاه مشارکت شهروندان در مدیریت شهری پرداخته شده است. این مقاله با هدف واکاوی موضوع مشارکت در اسلام و نظرات اندیشمندان اسلامی، به طور ویژه، نظرات علامه طباطبایی را مورد بررسی قرار داده است و با مقایسه تطبیقی نظرات اندیشمندان غربی و نظرات علامه، سعی در روشن نمودن این موضوع در بستر شهر اسلامی - ایرانی دارد. روش تحقیق، تحلیل تطبیقی بر مبنای سه سطح مشارکت شعاری، محدود و واقعی است. فرضیه اصلی پژوهش این است که نظریات علامه طباطبایی می تواند چارچوبی جامع برای مشارکت واقعی شهروندان ارائه دهد. نتایج نشان می دهد، آنچه اسلام به عنوان مشارکت قبول دارد، نه مشارکتی از نوع شعاری و محدود، بلکه مشارکت واقعی است و نظرات علامه طباطبایی متناسب با سطوح بالای مشارکت، تنظیم شده است؛ یافته های این پژوهش می تواند در طراحی سیاست های مشارکتی و مدیریت شهری اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.