فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۷٬۸۴۵ مورد.
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
222 - 197
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی با وجود شکوفایی نخستین، به تدریج بر اثر عواملی دچار آسیب شد که آن را به انحطاط کشاند. این عوامل، برخی درون ساختاری بودند که از درون جامعه اسلامی بر آن تأثیر منفی گذاشت و برخی برون ساختاری بودند؛ یعنی عواملی که از جهان پیرامونی و حوادث بیرونی، تمدن اسلامی را دچار تخریب و ضعف کرد. همان گونه که برآمدن و گسترش این تمدن مورد توجه اندیشمندان بوده، رکود و انحطاط آن نیز از نظر آنان دور نمانده است و هرکدام به برخی از این عوامل پرداخته اند. در این مقاله، به شیوه توصیفی تحلیلی، این پرسش مطرح شده که از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، بررسی آسیب ها و آفات درونی تأثیرگذار بر انحطاط تمدن اسلامی است و رسیدن به پاسخ این پرسش را دنبال می کند که «از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب، چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی مؤثر بوده اند؟» فرضیه پژوهش، بر دوگانه عوامل درونی و برونی انحطاط در رویکرد این اندیشمندان دلالت دارد که در این مقاله، به عوامل درونی این انحطاط پرداخته می شود. این پژوهش، از نوع تاریخی است و در مرحله گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین، با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته است . در این پژوهش، مراد از تمدن اسلامی، تمامی میراث و جنبه های مادی و معنوی مسلمانان است که در دوران مجد و عظمت تمدنی خود به آن دست یافته و به بشریت عرضه کرده اند؛ مراد از انحطاط تمدن اسلامی نیز بروز حالت عقب ماندگی، پاشیدگی و تنزل تمدنی در میان مسلمانان است که درخشش علمی ایشان، به ضعف و رکود تبدیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقوله افول اقتدار جهان اسلام، اندیشه بسیاری از نویسندگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا را از سده 13ق به بعد درگیر ساخت. مفهوم انحطاط توسط ترکان، اعراب، ایرانیان و همچنین مسلمانان در هند و اندونزی، بسیار استفاده شده است. اینکه چرا مسلمانان عقب ماندند و دیگران پیشرفت کردند، موضوعی شد که نویسندگانی با ملیت های مختلف اسلامی بدان پرداختند. در محیط عربی معاصر، یک بحران اجتماعی چندبُعدی وجود داشت که از نتایج انحطاط و زوال اسلامی بود و به ظهور جنبش های اصلاحی انجامید. غالب اندیشمندان جهان عرب همچون: محمد عبده، محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، مالک بن نبی، سمیح عاطف الزین، شکیب ارسلان و دیگران، به مقوله انحطاط بر اساس وضعیت کنونی جوامع اسلامی پرداخته و عقب ماندگی جهان اسلام را پذیرفته اند؛ هرچند در علل این عقب ماندگی، مناقشه هایی رخ داده است. ازاین رو، بیشتر به راه های برون رفت از این عقب ماندگی و زوال در قالب اندیشه اصلاحی پیشرفت پرداخته اند و نوین سازی جوامع اسلامی را برخی با بازگشت به اسلام و تعالیم آن، و بعضی با اخذ الگوهای پیشرفت غربی طرح کرده اند. با این دیدگاه است که اصلاح طلبان مسلمان راه حل های گوناگونی برای احیا و پیشرفت جامعه اسلامی و برون رفت از وضعیت زوال و عقب ماندگی ارائه داده اند. در تحلیل و بررسی این اندیشمندان، بحران های اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و علمی درازدامنه از درون جامعه اسلامی، بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده اند. همین مساعد بودن شرایط درونی، تأثیر عوامل بیرونی را هموار کرده است. اندیشمندان مسلمان، در صدر علل انحطاط تمدن اسلامی، بحران یا انحطاط اعتقادی مسلمانان را مطرح کرده اند. در بحران سیاسی، استبداد حکام اسلامی یا استبداد داخلی و ظلم و فساد حکّام، در اندیشه غالب اصلاح گران معاصر به عنوان یکی از علل مؤثر عقب ماندگی مسلمانان مطرح شده است. برخی از عواملی که اندیشمندان مسلمان در باره انحطاط تمدنی مطرح کرده اند، در حوزه انحطاط اجتماعی است؛ مانند فقدان وحدت ملی و همبستگی اجتماعی، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی (قومیت گرایی و تعصب های قومی و نژادی) ، ناکامی در کسب نیرومندی مادی و معنوی، غرب زدگی و ازخودبیگانگی و خودباختگی در برابر غرب. بحران یا ضعف و زوال علمی، از دیگر عواملی است که اندیشمندان مسلمان در بررسی انحطاط تمدن اسلامی به آن پرداخته اند . زوال اخلاقی مسلمانان، چه زمامداران و چه مردم، از عواملی بوده که اندیشمندان آن را در انحطاط تمدن اسلامی مؤثر دانسته اند. تغییر اخلاق اسلامی به اخلاق دنیاگرایانه و مادی و دور شدن از ارزش ها و فضایل اخلاقی و انسانی، غالب شدن تجمل گرایی و تنعم گرایی بر مسلمانان، فساد اخلاقی، گرایش به رکود و سستی، فساد مالی و اقتصادی ، مسلمانان را از وظایف و مسئولیت های فردی و اجتماعی آنان دور ساخت. مقاله با این نتیجه گیری به پایان می رسد که اندیشمندان مسلمان جهان عرب، به پدیده انحطاط تمدن اسلامی قائل بودند و در علت یابی آن هم بر عوامل درونی و هم عوامل برونی تأکید کرده اند و عوامل درونی را مقدمه تأثیرگذاری عوامل برونی این انحطاط دانسته اند. متفکران اسلام گرا، دوری مسلمانان از اندیشه توحیدی اسلام و تغییر فرهنگ و سبک زندگی آنان را در انحطاط و عقب ماندگی آنان مؤثر دانسته اند و برخلاف دیدگاه اندیشمندان غیراسلام گرا، اسلام را نه تنها عامل عقب ماندگی مسلمانان ندانسته اند، بلکه بازگشت دوباره به حقیقت اسلام را در زایش تمدنی آنها کاملاً نقش آفرین می دانند.
تأثیر عوامل سیاسی بر کاهش ارزش پول ایران در سده دوازدهم هجری قمری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
248 - 223
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهمّ اقتصادی قرن دوازدهم هجری قمری، کاهش ارزش پول ایران بوده است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل سیاسی مؤثر بر روند کاهش ارزش پولی ایران در سده دوازدهم هجری قمری است که با روش وصفی- تبیینی صورت گرفته است. در این نوشتار، با بررسی متغیر سیاست به عنوان متغیر مستقل و اقتصاد به عنوان متغیر وابسته، میزان تأثیرپذیری این دو بر یکدیگر ارزیابی شده تا نقش عوامل سیاسی در کاهش ارزش پول ایران در این دوره روشن گردد. به همین منظور، ضمن بررسی تحولات پولی ایران در قرن دوازدهم قمری، نقش عوامل سیاسی مؤثر بر کاهش ارزش پول ایران در طول حاکمیت افاغنه (1135-1142ق)، افشاریه (1148-1210ق) و زندیه (1173-1209ق) تشریح و تبیین شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که سده دوازدهم هجری، هم زمان با برافتادن صفویه تا روی کار آمدن قاجاریه، از وجوه گوناگون در تاریخ ایران دارای اهمیت است؛ زیرا نشان دهنده دوران ناتوانی و انحطاط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران بوده است. در این دوره، در نتیجه وقوع شورش ها، جنگ های متمادی داخلی و خارجی و خط مشی سردمداران قدرت، هزینه های سنگین اقتصادی و اجتماعی زیادی بر کشور تحمیل گردید و سبب بحرانی شدن اوضاع اقتصادی کشور شد. نبود ثبات و امنیت سیاسی، پیدایش مراکز متعدد قدرت، اخذ مالیات های سنگین، ناامنی راه ها، قتل و غارت و کاهش جمعیت فعال کشور، به رکود و انحطاط اقتصادی و توقف تولید و تجارت داخلی و خارجی و اختلال در نظام پولی و تولیدی و کاهش هرچه بیشتر ارزش پول منجر شد. یکی دیگر از تأثیرات منفیِ متأثر از سیاست های غلط داخلی و خارجی، کمبود فلز پول بود که بر اثر آن، حاکمیت مجبور شد برای تأمین هزینه ها، میزان عیار و وزن مسکوکات را کاهش دهد. بیشتر حکومت هایی که در تنگنای مالی قرار می گرفتند و به پول احتیاج داشتند، با این روش می توانستند مشکلات اقتصادی خود را حل کنند؛ اما تنزل عیار که نشان دهنده کاهش ارزش پول در این دوره بود، باعث افزایش بی رویه قیمت ها و تورم فراگیر شد. از این رو، در تعیین ارزش داخلی پول، سطح عمومی قیمت ها را باید در نظر گرفت؛ بدین معنا که اگر قیمت ها بالا رود، ارزش پول پایین می آید و اگر قیمت ها تنزل کند، ارزش پول بالا می رود. بر پایه آنچه گفته شد، مهم ترین علل کاهش ارزش پولی ایران در این قرن، با تأکید بر نقش عوامل سیاسی، عبارت اند از ضعیف شدن بنیه اقتصادی کشور در پی بی ثباتی سیاسی ناشی از بروز جنگ های زیاد داخلی و خارجی و تنزل عیار مسکوکات پول توسط حاکمیت مرکزی.
روابط خارجی آل بویه با سلاطین عمان (بَنووَجیه و زنگیان) در سال های بین 340-362 هجری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
168 - 151
حوزههای تخصصی:
معاصر با ورود خاندان آل بویه (447-334 ه.ق) به بغداد، خوارج و بنو وجیه در عمان قدرت را در دست داشتند. خوارج با قدرت گیری جلندی بن مسعود (134-132 ه.ق)، پایه های نخستین حکومت خارجی مذهب عمان را بنا نهاده بودند. با ورود خاندان آل بویه به بغداد، خوارج که در دوره سوم امامت خود به سر می بردند و در آستانه ورود به دوره فترت قرار داشتند، نواحی داخلی و کوهستانی چون نزوه [1] را در اختیار داشتند. خاندان بنو وجیه [2] (354-324 ه.ق) که به عنوان رقیب اصلی آل بویه در عمان به سر می بردند و سپس زنگیان (362-356 ه.ق) نیز بر بنادر عمان نظیر مسقط [3] و صحار [4] حکومت می کردند. با تشکیل حکومت آل بویه در بغداد، روابط خصمانه آنان و سلاطین عمان، با تأخیری قریب به 18 سال، آغاز گردید؛ زیرا حمله دولت آل بویه به سرزمین عمان به منظور تصرف آن، در سال 352 هجری و به دستور معزالدوله (356-334 ه.ق) رخ داد؛ گرچه سپاهیان اعزامی معزالدوله سرانجام در سال 355 هجری موفق به فتح آنجا شدند، اما با مرگ معزالدوله و عدم توجه وزیران برای حفظ عمان، این ناحیه بار دیگر از قلمرو آل بویه خارج شد. عضدالدوله (372-367 ه.ق) که در این زمان حاکم فارس بود، در سال 364هجری، لشکری را به منظور جنگ با زنگیان که جایگزین خاندان بنی وجیه شده بودند، به عمان فرستاد. جنگی شدید میان سپاهیان عضدالدوله و زنگیان صورت گرفت که در نتیجه آن عمان دوباره به قلمرو آل بویه ضمیمه شد. بدین صورت گرچه حمله آل بویه به عمان با تاخیر صورت گرفت، اما تا زمانی که بهاءالدوله (403-379 ه.ق) عمان را در اختیار خاندان بنومُکَرَم (448-390 ه.ق) قرار داد، از سوی حاکمان بویهی همواره حملاتی به عمان در برابر خوارج، خاندان بنووجیه و زنگیان صورت گرفت. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و استناد به منابع تاریخی و جغرافیایی دست اول، درصدد پاسخ به این سوال است که کدام عوامل در برقراری روابط خصمانه آل بویه با سلاطین عمان در سال های بین 362-340 هجری تاثیر داشت؟ نتایج پژوهش دلالت بر این دارد که در شکل گیری سیاست خصمانه آل بویه با بنووجیه و زنگیان عمان، مهم ترین عامل تجارت بود. عمان که در دهانه خلیج فارس واقع شده بود و در مسیر گذرگاه تجاری به سمت شرق آفریقا و شرق آسیا قرار داشت، بنادری چون صحار، مسقط، جلفار، [5] نزوه و جبال [6] را دربرمی گرفت. در نتیجه می توان گفت که سیاست خصمانه آل بویه عراق نسبت به خاندان بنو وجیه از یک سوریشه در تأمین امنیت تجاری بصره و بنادر شمالی خلیج فارس چون سیراف و جَنابه [7] داشت که مورد تهدید و تهاجم مداوم سلاطین عمان قرار داشتند؛ زیرا این بنادر بویژه بندر بصره، یکی از مهم ترین بنادر خلیج فارس بوده و تجارت شرق و غرب را به هم متصل می کرد و از آنجا که بصره در تجارت با بنادر عمان رقابت می کرد، حاکمان عمان در تلاش برای تصرف بصره بودند. همچنین نزدیکی عمان به سواحل شمالی خلیج فارس امکان حمله به سرزمین فارس و بندرگاه های تجاری شمالی خلیج فارس چون سینیز، [8] سیراف و جنابه را مهیاء می کرد. از سوی دیگر، آل بویه به جهت اهمیت تجاری عمان و تلاش برای تسلط بر بنادر آن، نگرش خصمانه ای را در برقراری روابط با سلاطین عمان برگزیدند. عمان به دلایل پیش گفته دارای نقش مهمی در تجارت شرق و غرب بوده و به نوعی به قطب تجاری منطقه تبدیل شده بود. بنابراین، برای امراء بویهی که توجه بسیاری به امر تجارت و بازرگانی داشتند، عمان از ارزش بسیاری برخوردار بود. از توصیف جغرافی نویسان قرون میانه اسلامی به خوبی روشن است که معاصر با خاندان آل بویه در عراق، مثلث تجاری خلیج فارس را در این زمان بصره، سیراف و عمان تشکیل می دادند و به عنوان مکمّل همدیگر در رفت و آمد کشتی های تجاری در مسیر شرق به غرب و بالعکس عمل می کردند.
سهم تاریخ نگاری طبری در ایجاد انگاره های مغرضانه؛ مطالعه موردی استفاده رسول خدا(ص) از خشونت برای گسترش اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
52 - 31
حوزههای تخصصی:
در کنار توجه خاص به ثبت دقیق آیات قرآن، زندگانی و سیره حضرت محمد(ص) نیز به عنوان الگوی دینی مسلمانان، مورد توجه دانشمندان و نویسندگان سده های نخست اسلامی قرار گرفته است، به گونه ای که حتی مسیر نگاه حضرت رسول(ص) و یا رنگ صورت ایشان به هنگام مواجهه با یک واقعه، از چشم تیزبین و مشتاق مسلمانان دور نمانده و سریع در متون تاریخی ثبت می شد. به این ترتیب تاریخ نگاری اسلامی از دل این توجه شکل گرفت و به یکی از نخستین علوم ایجاد شده در فرهنگ و تمدن اسلامی بدل شده و تأثیر شایان توجهی بر ایجاد انگاره هایی گذاشت که درباره پیامبر اسلام(ص) در دوره های بعدی ساخته شد. انگاره هایی که گاهی خواسته یا ناخواسته با ایستارهای مغرضانه، تصویری ناصواب از سیره رسول خدا(ص) ارائه می دهند. بخشی از این بازتاب نادرست به شکل تلاش حضرت محمد(ص) برای گسترش اسلام بازمی گردد و انگاره اسلام دین شمشیر، در اعصار بعدی بروز و ظهور می یابد. بخش زیادی از فرایند تولید این تصویر، با اهمیتی که نویسندگان سده های نخستین اسلامی به غزوات رسول اکرم(ص) دادند، در سیره پیامبر(ص) برجسته سازی شد و بخش دیگر را کسانی بازتولید کردند که به عمد یا اشتباه و به دلیل عدم احاطه علمی یا نداشتن رویکرد انتقادی، متاثر از این منابع شدند. این روند بعد از قرن هجده میلادی و مدعای علمی شدن متون با گواهی آوردن از منابع اسلامی، چهره ظاهراً آکادمیک گرفت و به همان نسبت قدرت گفتمانی بیشتری پیدا کرد. حال سوال پژوهش حاضر این است که آیا منابع اسلامی چنین ظرفیتی ایجاد کرده اند که به این ایستار سوگیرانه دامن زده شده باشد؟ در این میان، محمد بن جریر طبری (218-301ه.ق) و کتاب بزرگ وی، «تاریخ الامم والملوک» با نام مشهور «تاریخ طبری»، نقش غیرقابل انکاری در تاریخ نگاری اسلامی داشته است، چرا که مطالعه تحلیلی سیره پیامبر(ص) بدون استفاده و بررسی تاریخ طبری کاری ناتمام خواهد بود، به ویژه اینکه تاریخ طبری تعدادی از منابع با ارزش مفقود پیش از خود را نیز زنده نگاه داشته و بخش غیرقابل انکاری از اطلاعاتی که پیرامون پیامبر(ص) تا زمانه وی هنوز در دسترس بوده است را بازتاب می دهد. همچنین با تلاش برای ارائه اغلب روایت ها پیرامون یک واقعه، یکی از جامع ترین منابع تاریخ نگاری صدر اسلام به حساب می آید. چنین جایگاهی باعث شده تا تاریخ طبری نقش موثری در متون بعدی و طبیعتاً سهم بسزایی در شکل گیری انگاره هایی داشته باشد که درباره پیامبر اسلام(ص) بروز و ظهور یافته است. انگاره هایی که در طول تاریخ، مورد استناد گروه های مختلف قرار گرفته و بخشی از آن نیز در متون مستشرقان بازتاب یافته است. یکی از مهم ترین انگاره های سوگیرانه درباره پیامبر(ص)، روش ایشان در گسترش اسلام می باشد. تحقیق حاضر درصدد بوده تا میزان برجسته سازی خشونت به عنوان روش مورد استفاده پیامبر(ص) برای گسترش اسلام و به حاشیه راندن روش های دیگر ایشان همچون تبلیغ، آموزش، معاهده و جلب اعتماد را مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش برای روش های مسالمت آمیز و روش های سخت گیرانه، متغیرهای مستقلی مشخص شد. دعوت و تبلیغ کلامی و رفتار نیکو با مخالفان، از نخستین روش های مسالمت آمیز ایشان برای گسترش اسلام دانسته شده و در بخش روش های سختگیرانه، مواردی مانند نزاع، تهدید، جنگ، ترور، تبعید، کشتن اسیر و قصاص، بدون اینکه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرند، مورد تصریح قرار گرفته اند. این درحالی است که یافته های این تحقیق نشان داد که تاریخ طبری به شکل قابل توجهی جنگ، ترور، نزاع و خشونت را در زندگی ایشان برجسته ساخته و دعوت، آموزش و تبلیغ به صورت قابل توجهی به حاشیه رانده می شود.
واکاوی لغزش های تاریخیِ فیلمِ ستاره شرق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
113 - 136
حوزههای تخصصی:
فضل بن شاذان نیشابوری، از اصحاب امامان رضا (ع)، جواد (ع)، هادی(ع) و عسکری(ع) بود و کتب فراوانی در فقه و کلام به نگارش درآورد. در همین راستا، فیلم تلویزیونی ستاره شرق در ارتباط با بخشی از زندگانی او ساخته شده و نخستین بار در سال 1394ش پخش و سپس از شبکه های گوناگون بارها بازپخش شد (واپسین بار در 1402ش از شبکه سه و خراسان رضوی). هدف از پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی پاسخ به این پرسش است که ساختار محتوایی فیلم مذکور در چه مواردی در قیاس با روایات تاریخی دچار لغزش و دگرگونی شده است؟ یافته ها حاکی از آن است انگیخته فیلم تا حدودی بی بهره از پژوهش و عملی شتاب زده و در نتیجه توأم با لغزش ها و ایهاماتی است، چنانکه در بازتاب اصالت و نژاد فضل، خانواده او اعم از همسر، دختر و دامادش، محاکمه کننده او و چرایی برپایی دادگاه و برهه آن، زمان نگارش کتاب هایش و جایگاه آن ها، سخت به خطا رفته است. همچنین، ساختار نهایی فیلمنامه، در گفتمان بصری ارائه داده شده، شیعیان و بزرگان مکتب امامت در نیشابور را شش دهه پس از ورود امام رضا(ع)، فریب خورده و درون تهی ترسیم می نماید.
نبرد کوت العماره و نقش شیعیان در پیروزی عثمانی بر بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
73 - 90
حوزههای تخصصی:
ناتوانی و ضعف حکومت عثمانی در سال های پایانی حیاتش، سبب بروز آشفتگی در سرزمین گسترده و ناهمگون این حکومت شده بود. ورود عثمانیان به جنگ جهانی اول، به مشکلات آنان در سرزمین های تابعه افزود و سبب نابسامانی هر چه بیشتر این مناطق شد. تهاجم قدرت های اروپایی در کنار عدم فرمانبرداری مناطق به اصطلاح تابعه، عثمانیان را در تنگنا قرار داد که سرانجام آن، شکست های مستمر و فروپاشی بود. عثمانیان در جنگ جهانی اول، پیروزی هایی نیز به دست آوردند که محدود به نبرد چَناق قلعه و کوت العماره بود. در محاصره نیروهای بریتانیا در کوت العماره که از 6 دسامبر ۱۹۱۵ تا ۲۹ آوریل ۱۹۱۶م به طول انجامید و به اسارت نیروهای مهاجم منجر شد، گروه های متعددی فعال بودند که مهم ترین آن ها گروه های شیعی بودند. باتوجه به توصیفی و تحلیلی بودن رویکرد پژوهش، تلاش شده است تا باتکیه بر شیوه کتابخانه ای و مطالعه و بررسی منابع و پژوهش های عربی و ترکی، به واکاوی نقش شیعیان در تحقق پیروزی بر نیروهای بریتانیا در کوت العماره پرداخته شود. یافته های پژوهش نشان داده است که شیعیان در سه زمینه اصلی صدور فتوا برای مقابله با نیروهای بریتانیا، حضور در جریان مبارزه و فرماندهی نیروهای نظامی و نیز حضور فعال قبایل و عشایر شیعی در تأمین نیروی انسانی سپاه عثمانیان نقش آفرینی کرده اند.
اعتبارسنجی روایت «ولدنی ابوبکر مرتین»
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
49-64
حوزههای تخصصی:
شیعه براساس قرآن، سنت و عقل مدعی است که مرجعیت دینی و سیاسی، منحصر در اهل بیت (ع) است. طرفداران مکتب خلفا برای ایجاد چالش در این دیدگاه، نسبت شیعه با اهل بیت (ع) را رد کرده و ادعا کرده اند که اهل بیت (ع) با خلفا روابط نیکویی داشته اند. یکی از مستندات آنها روایت برخی از منابع فریقین از امام صادق (ع) است که حضرت می فرماید: «ولدنی ابوبکر مرتین؛ ابوبکر مرا دوبار متولد کرده است». استدلال کنندگان به این روایت معتقد هستند که امام صادق (ع) به نسب خود به خلیفه اول افتخار کرده است. علما و محققین شیعه تاکنون نوشته هایی درباره این روایت داشته اند، اما جنبه های مغفول این روایت ازجمله بررسی نقل ابن حجر عسقلانی سبب نگارش نوشتار حاضر شده که به روش تحلیل متن تنظیم شده است. هر سه نقل این روایت در کتب اهل سنت ضعیف هست و آنچه در کتب شیعه موجود است نیز به نقل از کتاب های اهل سنت است که آنها نیز ضعیف هستند. از نظر دلالی نیز متن روایت از چند نظر دچار تعارض معنایی با روایات متقن شیعه و سنی است. مجموع قرائن درون و برون متنی، این نظریه را تقویت می کند. با در نظر گرفتن صحت سندی روایت، این روایت براساس تقیه صادر شده است.
نقش امام صادق(ع) در تحریف زدایی ازتاریخ، سیره و سنت نبوی
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
9 - 30
حوزههای تخصصی:
سیره نبوی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) درقالب الگویی راهبردی برای حل مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی مورد توجه قرار گرفت و به ابزاری برای مشروعیت بخشی به دیدگاه های متعارض گروه های مختلف بدل شد. این رویکردهای متکثر در بهره گیری از سیره موجب بروز تحریفاتی در نقل وقایع، تضعیف یا برجسته سازی گزینشی شخصیت ها و جابه جایی در نقش آفرینی های تاریخی شد. ازاین رو، تحریف زدایی از اندیشه، احکام، شخصیت و حوادث مرتبط با پیامبر (ص) وظیفه ای ضروری برای عالمان صادق و آگاه شمرده می شد. با تدوین و کتابت احادیث و سیره، احتمال تثبیت تحریف ها و انتقال آنها به نسل های آتی افزایش یافت؛ امامان شیعه به ویژه امام صادق (ع) برای رویارویی با این تهدید، تلاش هایی را برای تبیین تاریخ، سیره و سنت نبوی صورت دادند. پژوهش حاضر باروش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که امام صادق (ع) باتکیه بر جایگاه علمی-معنوی و ظرفیت های اجتماعی که در اختیار داشت چه نقشی در فرآیند تحریف زدایی از تاریخ، سیره و سنت نبوی ایفا کرده است؟ یافته های پژوهش نشان داد که امام صادق(ع) اگرچه در شمار سیره نویسان اصطلاحی قرار نمی گیرد، در دو سطح مستقیم و غیرمستقیم در این حوزه نقش آفرینی کرد که عبارتند از: نخست، اصلاح باورها، رفتارها و حافظه تاریخی جامعه و تقویت نگاه انتقادی به حدیث با رعایت مصالح اجتماعی. دوم، بسترسازی برای رشد جریان سیره نگاری از رهگذر آموزش روش شناسی نقد و تربیت شاگردانی که با بازنگری در روایت های موجود، زمینه خروج سیره نگاری از انحصار جریانات خاص را فراهم نمودند.
گونه شناسی مطالعات حوزه قرآن و امام حسین(ع) با تأکید بر مطالعات میان رشته ای علوم انسانی
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
7 - 30
حوزههای تخصصی:
حقیقت اهل بیت با حقیقت قرآن کریم، متحد است و برای درک حقیقت قرآن و حقیقت اهل بیت، جز توجه به وحدت موجود بینِ آن دو ثقل گرانبها، راهی نیست. این امر درباره وجود مبارک سیدالشهدا(ع) ظهور بیشتری پیدا کرده است که ضرورت بحث از مطالعات حوزه قرآن و امام حسین(ع) را بیش از پیش آشکار می نماید. این مطالعات، عرصه های متنوع و اضلاع مختلفی دارد که مقاله حاضر به آن پرداخته است.
پژوهش حاضر با بهره گیری از روش اجتهادی (تحلیلی استنباطی)، به تحلیل گونه های مطالعات حوزه قرآن و امام حسین(ع) پرداخته و برای جمع آوری اطلاعات، از روش اسنادی بهره برده است. در پژوهش حاضر، با عنایت به ضرورت مطالعات تلفیقی حوزه قرآن و امام حسین(ع)، ابتدا به عرصه های آن توجه شد و درضمن ده دسته، گونه های ظهور معارف قرآنی در روایات و سیره سید الشهدا(ع) از ظاهر به باطن و از مطالعات تک ساحتی به چندساحتی مورد توجه قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که می توان مطالعات حوزه قرآن و امام حسین(ع) را به عنوان یکی از نمونه های برجسته مطالعات علوم انسانی قرآن بنیان، مورد توجه و پژوهش قرار داد.
نقش اخلاق درپی ریزی نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی با تأکیدبر روایات امام صادق(ع)
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
31-48
حوزههای تخصصی:
تمدن نوین اسلامی به مثابه طرح و گفتمانی نوین، نیازمند تبیین مبانی نظری خود براساس معارف و آموزه های قرآن و اهل بیت(ع) است. از مهم ترین ارکان هر تمدن، به ویژه تمدن اسلامی، مقوله اخلاق به شمار می رود. با توجه به جایگاه برجسته اخلاق در آموزه های اسلام و معارف اهل بیت(ع)، این پژوهش به بررسی نقش و کارکرد اخلاق در نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی با تأکید بر روایات امام صادق(ع) می پردازد. پرسش اصلی تحقیق آن است که آموزه های اخلاقی امام صادق(ع) چه نقشی در شکل گیری و جهت دهی به نظام اقتصادی تمدن نوین اسلامی دارند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های اخلاقی، از جمله تشویق به کار و تلاش، پرهیز از بیکاری و تنبلی، استقامت و پایداری در کار، رعایت عدالت، اصل مساوات، تقوا و نظم در امور، توجه به خیر و صلاح دیگران، پای بندی به عهد و پیمان ها، پرهیز از اضرار به غیر، یاری رسانی به نیازمندان، اجتناب از اسراف و تبذیر و موارد مشابه، نقشی بنیادین در پایه گذاری و سامان دهی یک نظام اقتصادی اخلاق محور در تمدن نوین اسلامی ایفا می کنند.
بازتاب حضور و فعالیت پرتغالی ها در اقیانوس هند و دریای سرخ در بدائع الزهور ابن ایأس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
123 - 143
حوزههای تخصصی:
کشف دماغه امیدنیک(1498م./ 903ق.) و حضور پرتغالی ها در اقیانوس هند، سواحل آن و دریای سرخ پیامدهای متعددی برای جهان اسلام و به ویژه سرزمین مصر داشت. انتقال بی واسطه کالاهای شرقی به اروپا و ممانعت از انتقال این کالاها به مصر با حمله به کشتی ها و بازرگانان عرب و مصری سبب شد تا مصر در اواخر دوره ممالیک برجی، که عمده درآمدش از طریق ترانزیت کالا بود، دچار بحران اقتصادی شود. ......ابن أیاس در گزارشهای خود ذیل سالهای مختلف اوائل قرن دهم هجری/شانزدهم میلادی، هجوم پرتغالی ها به کشتی های مصری و مسدود کردن مسیر انتقال کالا از اقیانوس هند به مصر و تبعات ناشی از آن را ترسیم می کند. از این رو، می توان گفت که ابن أیاس با آگاهی از تحولات درون و بیرون سرزمین مصر، تشدید بحران های داخلی و تضعیف اقتصادی مصر اواخر دوره ممالیک برجی را ناشی از حضور پرتغالی ها در اقیانوس هند و تسلط آنها بر آبراه بازرگانی دریای سرخ یعنی شاهراه تجارت جهانی آن مقطع زمانی دانسته است.
معرفی کتاب: خطط کربلاء و ابعادها التاریخیه/ دکتر سید حسن عیسی الحکیم/نجف، 1439 ق
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
121 - 123
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل تنوع مذهبی خوزستان در سده چهارم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
121 - 142
حوزههای تخصصی:
خوزستان در طول تاریخ خود، تلاقی گاه ادیان و مذاهب گوناگون بوده است. این تنوع مذهبی به ویژه در قرن چهارم هجری به اوج خود رسید. در این سده، پیروان ادیان و مذاهب مختلف، اعم از مذاهب فقهی و کلامی اسلامی (مکتب کلامی معتزله، مذاهب فقهی اهل سنت، شیعیان و صوفیان) و ادیان غیر اسلامی (مسیحی، یهودی، صابئی و زردشتی) در خوزستان حضور داشتند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی و با مراجعه به منابع مختلف تاریخی و متون مذهبی متقدم، در پی پاسخ به این سؤال اساسی است که چه عواملی موجب تنوع دینی و مذهبی جامعه خوزستان در سده چهارم هجری شده بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد این تنوع دینی و مذهبی برایند سه عامل اساسی بود. این عوامل به ترتیب اهمیت عبارتند از: پیوستگی جغرافیایی و فرهنگی خوزستان به عراق، رواداری مذهبی دولت آل بویه(حک: 322-448 ق) و موقعیت تجاری و بندرگاهی خوزستان.
نقش دیدگاه های سیاسی علویان در حیات سیاسی شیعیان از عاشورا تا برآمدن عباسیان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
150 - 127
حوزههای تخصصی:
پژوهش درباره حیات سیاسی شیعیان در عصر حضور، بدلیل همراهی با امامان(ع) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دوره زمانی پس از قیام عاشورا برای شیعیان را می توان دوره ورود به عرصه جدیدی از تحولات سیاسی دانست که با توجه به شرایط خاص پس از قیام، اقدامات متفاوت شیعیان را درپی داشت. در این میان علویان به صورت بارز در حیات سیاسی شیعیان تأثیرگذار بودند. این نوشتار با اتخاذ شیوه تاریخی و بهره گیری از توصیف و تحلیل گزارش های تاریخی، درصدد پاسخ به این سوال است که دیدگاه های سیاسی علویان چه تأثیری در حیات سیاسی شیعیان تا برآمدن عباسیان داشته است؟ انسجام و وحدت مسلمانان که با کوشش پیامبر اکرم(ص) و اصحابش فراهم شده بود، بلافاصله پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) دچار دگرگونی شد. براساس اندیشه سیاسی شیعه، خداوند حق ولایت و تشکیل حکومت را به پیامبر(ص) و پس از او به ائمه(ع) واگذار نموده است. از این رو از نگاه شیعیان، انتصاب امام امری الهی و از مسائل کلام و اصول دین به شمار می آید. در مقابل، اهل سنت در مسئله حکومت به نظام خلافت معتقد بوده و انتخاب خلیفه را به شکل های مختلفی با انتخاب مردم، معرفی از سوی خلیفه قبل، شورا و... ممکن می دانند. مهم ترین چالش شیعیان در تعامل با سایر مسلمانان و حکمرانان غیرشیعه، ریشه در همین اندیشه سیاسی داشته و دارد، اگرچه در نوع تقابل با حکومت ها اختلافاتی در میان شیعیان وجود دارد. حضور انتقادی هاشمیان و علویان در عرصه سیاست، نتیجه سیاست های نادرست خلفا به ویژه اقدامات افراطی بنی امیه در قوم گرایی دوره حکمرانی عثمان (23-35ق) و اعطای امتیازات سیاسی و حکومتی به آنان بود که مخالفت هایی از سوی برخی گروه های اجتماعی را برانگیخت. مروری اجمالی بر حیات سیاسی شیعیان تا روی کار آمدن عباسیان ما را با شرایط متغیر و در نتیجه عملکرد متفاوت شیعیان مواجه می سازد. شیوه مدارا با حکومت و عدم برخورد نظامی یا شیوه تقابل نظامی برخلاف سیاست تقیه ائمه(ع) که از سوی گروه هایی از شیعیان اتخاذ شد. ائمه اثنا عشر(ع) و شیعیان پیرو آنها بعد از قیام عاشورا، با تقابل مستقیم نظامی و قیام مخالفت داشتند. لذا، تحرک سیاسی- نظامی انجام ندادند، اما دیگر گروه های شیعی دیدگاه ها و اقدامات متفاوتی داشتند. کیسانیه با اعتقاد به امامت محمد حنفیه (م81ق) فرزند غیرفاطمی امام علی(ع) و فرزندان وی، اولین انشعاب یا انحراف در اندیشه سیاسی شیعیان را موجب شده و اندیشه جدیدی در امامت مطرح کردند. علویان زیدی بعد از کیسانیه با طرح ضرورت تقابل نظامی، دیدگاه جدیدی در شیوه تقابل با حکومت ها مطرح کردند. سیاست تقیه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در شرایط اجتماعی و سیاسی که شیعیان به تحرک و تقابل در برابر حکومت نیاز داشتند، مورد پذیرش بسیاری از شیعیان قرار نگرفته و برخی از صادقین رویگردان شده، به دیدگاه های انقلابی زیدبن علی (م122ق) متمایل شده و گروه جدیدی را تشکیل دادند. علویان حسنی گروه سومی بودند که اختلاف در میان شیعان را بیشتر نمودند. نوادگان امام حسن مجتبی(ع)، به ویژه در عصر صادقین(ع)، تبعیت چندانی از رویکردهای سیاسی ائمه(ع) نداشته، و در طی فرایند کوتاهی اندیشه انقلابی و ضد تقیه ای زید را پذیرفتند. بررسی گزارش های تاریخی نشان از اختلاف جدی در دیدگاه سیاسی علویان و ظهور دو رویکرد اصلی 1) سیاسی- اعتقادی مبتنی بر اصلاح از سوی پیروان ائمه(ع) و 2) رویکرد سیاسی- نظامی سایر علویان همسو با معارضان خلافت دارد که نتیجه آن، عدم انسجام در حیات سیاسی تشیع، اختلاف در شیوه تقابل با حکومت و در نتیجه ایجاد زمینه پیدایش فرقه های جدید شد. برخلاف شیوه برخی علویان در بهره گیری از تقابل نظامی، هدف اصلی از طرح سیاست تقیه از سوی امامان(ع) را می توان حفظ امنیت و تثبیت جایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شیعیان و دور کردن خطر اقدامات متقابل دستگاه خلافت علیه امام و شیعیان دانست.
خوانش متن تصویری پرده درویشی موجود در موزه محرم تبریز بر اساس متون مکتوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
117 - 144
حوزههای تخصصی:
پرده درویشی موجود درموزه محرم باموضوع واقعه عاشوراوداستان های اخلاقی پندآموز، در 30 مجلس وبا 170 شمایل به قلم محمد تصویرشده است. هدف پژوهش حاضرمطالعه مجالس پرده مذکوردر تطبیق با اسناد ومتن مکتوب ازروایات مذهبی است. برهمین اساس دوپرسش اساسی تحقیق به شرح زیرمی باشد؛1-داستان هریک ازمجالس دراین پرده چیست؟ 2-ذکراین داستان ها در متن مکتوب چگونه بوده است وچه میزان برآمده ازروایات شفاهی است؟. روش پژوهش، توصیفی و تطبیقی می باشد و ازشیوه ی مصاحبه، مشاهده وروش کتابخانه ای ومراجعه به وبگاه های معتبرجهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج نشان می دهد،هجده مجلس به واقعه عاشورا واتفاقات قبل وبعد آن می پردازد و دوازده مجلس به روایاتی مانند جوانمرد قصاب، پیامبر اکرم درکنار حوض کوثرو... مربوط می شود. تعداد 26 مجلس دراسناد مربوط به روایات مذهبی، واقعه عاشورا، زندگی نامه پیامبران وتاریخ اسلام به طورمستقیم ذکرشده است. درمورد چهار مجلس متن مکتوبی یافت نشد، به نظر می رسد این مجالس بیشتر بر پایه روایت شفاهی و مردمی شکل گرفته باشد
معرفی کتاب: رکضه طویریج/ السید حسین الموسوی ابوسعیده، ، قم/ نجف: مکتبه ابوسعیدهالوثائقیه العامه، 2024
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
133 - 135
حوزههای تخصصی:
آسیب شناسی اجتماعی مداحی: کالایی شدن مداحی یا تربیت دینی؟!
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
89 - 108
حوزههای تخصصی:
در جهان مدرنیته امروز، بسیاری از ارزش های فرهنگی، تربیتی، اخلاقی و دینی جوامع تغییر کرده و با نام متجددشدن دستخوش تحولاتی شده است. مداحی نیز از این تغییر، محفوظ و مصون نیست. بنابراین، شاهد تحولاتی در سبک و سیاق مداحی هستیم. مداحی به عنوان میراث شیعه با هدف پاسداری از ارزش ها و انتقال آن، یک روش تربیتی در جامعه است. اما امروزه، شاهد انحرافاتی در آن هستیم که مداحی را به کالایی مادی، که احساس لذت مخاطب در آن شرط است، تبدیل کرده و آن را از هدف اصیل خود یعنی تربیت دینی و بصیرت افزایی دور کرده است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی آسیب های مداحی به شیوه کیفی تحلیلی انجام شده و به مسائلی، همچون غلبه منطق بازاری برمنطق دینی، تعصب سیاسی به جای تربیت سیاسی، تبدیل مناسک مداحی به نمایش و سوء استفاده عاطفی در جهت منافع مادی در مداحی پرداخته است و با ارائه چند راهکار در این حوزه به پایان می رسد.
رهیافتی بر آسیب شناسی تراجم نگاری (مطالعه موردی: طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
174 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارزیابی کرامتی است که به میرزا طاهر تنکابنی، عالم، عارف و فیلسوفِ مشّایی دوره قاجار و پهلوی اوّل نسبت داده شده است. شهرت و شخصیت علمی و معنوی میرزا طاهر تنکابنی، و همچنین نقل آن توسط برخی از دانشیان رجال و تراجم، سبب شد که این کرامت مورد پذیرش و بازخورد فراوانی در کتاب ها، مجلات و پایگاه های اینترنتی قرار گیرد. «دانش تراجم»، از دانش های دیرینه در میان عالمان مسلمان است. تراجم نگاری یا بیوگرافی نویسی، به معرفی شخصیت های علمی، معنوی و اجتماعی می پردازد. این دانش در ابتدا، ذیل «دانش تاریخ» بوده و بعد ها به دلایلی از دانش تاریخ جدا شده است. همان گونه که اشاره شد، هدف این پژوهش، ارزیابی کرامت های منقول ازیک سو، و ممانعت از بدبینی نسبت به کرامت های مستند از سوی دیگر است. بر این پایه، نگارنده با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ابتدا گزارش طی الأرض میرزا طاهر تنکابنی در منابع مربوط به آن را نقل کرده و با استفاده از روش مقایسه سال ها که در میان دانشیان مسلمان، پیشینه دیرینه ای دارد، به ارزیابی آن مبادرت کرده است؛ توضیح آنکه دانشیان مسلمان «سال» را پایه قرار داده و رویداد و حدیث را با تکیه بر آن اعتبارسنجی می کردند؛ برای مثال، ابن اسحاق (م.151ق) می نویسد: پیامبر(ص) میان جعفربن ابی طالب و معاذبن جبل عقد اخوّت بست و آن دو با یکدیگر برادر شدند. [1] واقدی معتقد است که این گزارش، صحیح نیست؛ زیرا پیمان اخوت، پیش از جنگ بدر (سال دوم هجرت) منعقد شد و جعفربن ابی طالب در آن سال در حبشه به سر می برد. او هفت سال پس از پیمان اخوت، وارد مدینه شد. [2] در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: «مردم بعد از شهادت امام حسین(ع) مرتد شدند؛ مگر سه نفر: ابوخالد کابلی، یحیی بن ام الطویل و جبیربن مطعم. بعدها مردم کم کم به امام سجاد و اهل بیت ملحق شدند». [3] گفتنی است، جبیربن مطعم در سال 57، 58 یا 59 هجری از دنیا رفت. از سوی دیگر، امام سجاد(ع) در سال 61 هجرت، به امامت رسید. بنابراین، جبیربن مطعم، امامت علی بن حسین(ع) را درک نکرده است تا بتواند از یاران امام سجاد(ع) باشد. نگارنده در این پژوهه نیز «سال» را محور ارزیابی قرارداده است. پس، با مقایسه سال های زیست شخصیت های محوری کرامت مذکور، از قبیل: میرزا نصرالله لک، میرزا طاهر تنکابنی، اسماعیل اصانلو و میرزا محمود حسینی زنجانی، و همچنین تاریخ بنایی که در کرامت مذکور جایگاه مهمی دارد، همگی مورد توجه قرار گرفته و سال های آن با یکدیگر مقایسه شدند. یافته های این پژوهش، گویای آن است که گزارش طی الأرض میرزا طاهر تنکابنی، با یکی از آسیب های تراجم نگاری همراه شده است؛ زیرا میان رویداد طی الأرض و ثبت آن، فاصله رخ داده است؛ توضیح آنکه طبق گزارش مدیر الدوله، او و امام جمعه مجتهد زنجانی در سال 1322ق به دیدار میرزا طاهر تنکابنی می روند. میرزا طاهر تنکابنی رویداد «طیّ الأرض» را مربوط به سی چهل سال پیش از 1322ق عنوان می کند. براین اساس، این رویداد می بایست در سال 1292ق یا 1282ق روی داده باشد که طبعاً در آن سال، از این رویداد سی یا چهل سال گذشته است. اسماعیل اُصانلو یکی از شخصیت های محوری گزارش طی الأرض میرزا طاهر می نویسد: «در تاریخ 1322هجری قمری آقای میرزا محمود امام جمعه مجتهد زنجانی به من تکلیف کردند که به عیادت میرزا طاهر تنکابنی که مدتی در بستر بیماری است، برویم.» درصورتی که میرزا محمود مجتهد زنجانی، در سال 1309ق متولد شده و بنابراین، در سال 1322ق سیزده ساله بوده است. اکنون او چگونه به اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله تکلیف می کند که به اتفاق به عیادت میرزا طاهر تنکابنی بروند؟ از سوی دیگر، میرزا طاهر تنکابنی در سال ۱۲۸۰ق متولد شده و در ۱۶سالگی (۱۲۹۶ق) برای ادامه تحصیلات حوزوی، وارد حوزه علمیه تهران شده است. همچنین، اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله، جریان «طیّ الأرض» را در سال ۱۳۲۲ق از زبان میرزا طاهر تنکابنی نقل کرده است؛ یعنی در ۴۲ سالگیِ میرزا طاهر تنکابنی. حال، اگر سی سال را مبنا قرار دهیم، میرزا طاهر در آن زمان، ۱۲ساله بوده است؛ درحالی که میرزا طاهر در آن زمان، هنوز برای تحصیل دروس حوزوی، وارد تهران نشده است؛ ضمن اینکه در آن زمان، صحن آیینه (صحن اتابکی) هنوز ساخته نشده است؛ زیرا ساختن صحن آیینه، در سال ۱۲۹۵ق شروع گردید و پس از هشت سال، در سال ۱۳۰۳ق پایان یافت. اگر مبنا را چهل سال بگیریم، با ابهام بیشتری روبه رو می شود؛ زیرا در آن وقت، میرزا طاهر ۲ساله بوده و از سویی، صحن آیینه نیز بیست ویک سال بعد ساخته شده است. با مقایسه سال های نقل رویداد و سال بنای صحن آیینه (اتابکی)، روشن گردید گزارش «طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی» نمی تواند صحیح باشد؛ زیرا علاوه بر فاصله میان نقل کرامت «طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی» و ثبت آن از یک سو، و ناهماهنگی میان سال تولد میرزا محمود مجتهد امام جمعه زنجان و سال تقاضای او از اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله برای رفتن به عیادت میرزا طاهر تنکابنی از سوی دیگر، پذیرش این گزارش با چالش جدی روبه روست. افزون بر این، ناهماهنگی میان سال تولد میرزا طاهر تنکابنی، سال ورود او به حوزه علمیه تهران و سال نقل کرامت از سوی او، همگی دلالت بر ناصحیح بودن انتساب کرامت «طیّ الأرض» به میرزا طاهر تنکابنی می کند.
شهادت امام حسین (ع) در کلام حضرت زینب (س)
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
109 - 126
حوزههای تخصصی:
از آنجا که شخصیتی همچون حضرت زینب(س)، افق وجودی و فکری در سایه امام معصوم دارد؛ ضروری می نماید که شهادت امام حسینA(ع)را از دیدگاه ایشان بکاویم تا بتوانیم هرچه بیشتر به واقع آن دست یابیم. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و باتوجه به اقتباس آیات الهی در کلام حضرت زینب(س) در توصیف این واقعه و ارتباط این آیات و کلام ایشان، به این پرسش پاسخ داده است که نگاه حضرت زینب (س) به شهادت امام حسین (ع) و یارانشان چیست؟
یافته های پژوهش نشان داد که عبارت «مارایت الاّ جمیلا هَوُلاَءِ قَوْمٌ کَتَبَ اَللَّهُ عَلَیْهِمُ اَلْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ» بر این دلالت دارد که شهادت امام حسین(ع) عین عبودیت تام الهی است و رضایت و اشتیاق ایشان به شهادت، ابزاری برای تمییز خبیث از طیب و تمحیص قلوب عالمیان قرار داده شد؛ بنابراین این فعل در اوج جمال بوده است و از مصادیق فعل جمیل به شمار می آید که اصطلاح قرآن نیز بر این معنی دلالت دارد.
سرزمینِ دَشی (Dashi) و امپراتوری تانگ؛ مناسبات سیاسی دربار تانگ با خلفای اسلامی در چهار قرن نخست قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
45 - 72
حوزههای تخصصی:
دوره حکومتِ تانگ در چین، همزمان با طلوع و ظهور اسلام، شاهد تعاملات سیاسی مهمی میان این دو تمدن بود. روابط سیاسی میان دربار تانگ وخلافت اسلامی درغرب آسیا، به ویژه درچهارقرن نخست هجری، حائز اهمیت است.مورخان تانگ خلفای عرب را«شاه دَشِی» مینامیدند. بررسی متون کلاسیک چین، ابعاد نوینی از این روابط را آشکار میسازد که تاکنون در پژوهش های ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. درحالیکه چین پس از قرن ها به یکپارچگی رسیده بود، سقوط ساسانیان وظهورخلافت اسلامی، نگرانی هایی را برای حاکمان تانگ ایجاد کرد؛ زیرا گسترش نفوذ اعراب در آسیای میانه، منافع چین را تهدید میکرد. این مقاله به بررسی گزارش های چینی درباره خلافت اسلامی و تحلیل مناسبات خلفای اسلامی با دربار چین می پردازد. نویسندگان معتقدند که روابط رسمی از زمان خلافت عثمان آغاز و به تدریج گسترش یافت.حاکمان تانگ با اتخاذ سیاست های گوناگون، سعی در مهار اعراب و حفظ منافعشان در آسیای میانه داشتند.