مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
تشریح
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسشهایی که بخصوص معمولاً افراد مختلف جامعه در برخورد با اهل علم و اهل دین مطرح می کنند درباره این است که چرا در جامعه فعلی گرایش به سمت و سوی مذهب و آموزه های دینی در نسلهای جوان ضعیف شده است و چه می توان کرد تا این ضعف اقبال به قوت تبدیل شود. در این مقاله ما ضمن تحلیل یکی از علتهای این امر که عبارت است: قلب ماهیت واقعی دین و تبدیل آرام آرام آن به یک مقوله مجعول توسط بشر غیرمعصوم، (که همان اهل بدعت باشند) سعی داریم در طول این مقاله با بررسی قرآنی، لغوی و اصطلاحی آن، دیدگاه سنت را هم مورد تحقیق قرار دهیم و به طور کلی بانیان بدعت و هادمان آن را شناخته و شیوه برخورد و مبارزه با آنان را در جهت خنثی کردن اهدافشان مورد بررسی قرار دهیم. هدف ما در این مجموعه (ضمن نهایت سعی در پیشگیری و خودداری از خودگویی) به طور عمده استناد به متون محکم دینی برای بیان مطالب خود می باشد. به امید آنکه مورد قبول حضرت دوست واقع شود و گره ای از گره های ناگشوده جامعه را بگشاید.
دارالشفای سعدی (مقوله های پزشکی در آثار سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سعدی در آثارش برای پرورش معانی تربیتی و اخلاقی خود، از آموزه های علوم دیگر، از جمله دانش طب و علم تشریح که مقدمه طب است، بهره برده است. در حوزه علم تشریح سخنان سعدی، غالباً، با مطالب بخش تشریح کتب طبی قدما مطابقت دارد، مثلاً وی اصل و مایه منی و شیر را خون می داند که در کتب تشریحی نیز عیناً همین معنی آمده است. در آثار سعدی نام بیماری های متعددی آمده است که مهم ترین آنها بیماری رشته، تب، مالیخولیا و... است؛ در حکایات سعدی پاره ای از این بیماری ها درمان شده اند؛ اما درمان آنها نه با مصرف دارو، بلکه از طریق احسان و نیکی بوده است و این در راستای اهداف تربیتی و اخلاقی آثار شیخ اجل است. شمار حکایات مربوط به اطبا: طبیب عام، چشم پزشک، بیطار نیز در آثار سعدی قابل اعتناست در پاره ای از این حکایات، ناتوانی پزشکان در معالجه بیماران مطرح شده است. در پیوند با بیمار نیز سعدی گفتارهایی دارد، وی مردم را به تیمار داری و عیادت از بیماران تشویق کرده است.
تبیین رویت ناپذیری اعضا در تشریح اخلاطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی عناوین اعضای بدن و نیز شمارش آنها در متون تشریحی طب اخلاطی، نشانگر یک مساله ی مهم است. اینکه در این متون و در مقایسه با متون آناتومی مدرن، به تعداد درخور توجهی از اعضای بدن اشاره نشده است. این، در حالی است که این دو نتیجه ی متفاوت، حاصل مشاهدات یک عمل یکسان هستند: تشریح جسد. جز این، برخی از این اعضا، با چشم غیر مسلح نیز قابل رویت هستند که رگ های لنفاوی از جمله ی همین موارد به شمار می رود. بنابراین، طبیب اخلاطی در فرآیند عمل تشریح، برخی از اعضا را دیده است، اما ندیده است. به دیدگاه نویسندگان این مقاله، علت رویت ناپذیری این اعضا، در پیوند مشاهده با نظریه نهفته است. بطور خلاصه، مشاهده ی عمل تشریح طبیب اخلاطی، برخلاف مشاهده ی عمل تشریح آناتومیست مدرن، بر نظریه ی اخلاطی استوار بوده است. از این رو، طبیب اخلاطی، در فرآیند عمل تشریح، اعضایی را دیده است که کارکرد اخلاطی داشته اند. بقیه ی اعضای بدن، یا دیده نشدند یا به یک زایده ی گوشتی تقلیل یافته اند.
کالبدشکافی جسد مسلمان از دیدگاه فقهای شیعه
منبع:
مصباح الفقاهه سال ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
127 - 153
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که کالبدشکافی جسد مسلمان در قرن اخیر اتفاق افتاده است و امر جدیدی است، فقهای گذشته درباره حکم شرعی آن به طور خاص بحث نکرده اند. بحثی که قدما مطرح کرده اند و به این بحث مرتبط می باشد، بحث تنکیل است؛ تنکیل به معنای خوار کردن و تحقیر کردن می باشد، اگر کسی اعضاء میت را از روی بی احترامی قطع کند در اصطلاح به آن تنکیل میت می گویند؛ که در کتاب دیات این مسئله بررسی می شود و صاحب این کار را مستحق دیه می دانند. این نوشتار در صدد بیان حکم شرعی این موضوع و برخی مسائل مربوط به آن است که به بررسی ادله ی عدم جواز و جواز تشریح میت پرداخته و به این نتیجه رسیده ایم که طبق برخی از آیات و روایات متعدد و معتبر مقتضای قاعده اولیه در کالبدشکافی جسد مسلمان احترام است؛ بنابراین اصل اولیه این است که تشریح مطلقا جایز نیست خصوصا جایی که به میت بی احترامی شود اما در شرایط اضطرار این حکم می تواند به جواز کالبدشکافی به صورت موقت تغییر پیداکند.
طب و طبیبان در دوره حکومت آل مظفر (718- 795 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
145 - 169
حوزههای تخصصی:
از زوایای مهم زیست مردمان در دوره های مختلف، علم طب و نظام درمان طبیبان بوده است. طبیبان به عنوان یکی از اقشار برجسته علمی، همواره از جایگاه والایی در جامعه ایرانی برخوردار بوده و به سبب اهمیت سلامت تن برای همگان، اغلب زمامداران و طبقات مختلف اجتماعی به آنان توجه ویژه ای داشته اند. هدف اساسی مقاله حاضر، از یک سو بررسی جایگاه اطبا و شیوه های طبابت و تألیفات آنان، شناخت انواع امراض و درمان آن در این دوره و از سوی دیگر، تتبع درباره نحوه حمایت آل مظفر از علم طب و طبیبان است. یافته های پژوهش که با رویکردی توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش پژوهش های تاریخی، با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام گرفته، نشان از نقش حکمرانان مظفری در ترویج علم، ایجاد نهادهای آموزشی و الزامات سیاسی آنان در ارتقای جایگاه اندیشمندان و حضور طبیبان برجسته نزدیک به دربار مظفری با تألیفات معتبر پزشکی و پیش کش کردن این کتب ارزشمند به آل مظفر، درمان بیماری ها و پیشرفت های چشمگیر در برخی از شاخه ها همچون علم تشریح و برعهده گرفتن وظایف سیاسی، در این هنگامه پرآشوب دارد. طب و طبابت در دوره آل مظفر، در گام نخست میراث خوار پزشکی دوران پیش از خود و حکومت های محلی یزد، کرمان و فارس بودند. دیگر آنکه مناسبات دوسویه حاکمان مظفری و طبیبان شاخص این دوران و البته نبوغ شخصی اطبا، حمایت ها و شرایط خانوادگی آنها، موجب گردید تا از به محاق رفتن علم طب در زمانه آکنده از جنگ و ستیز عصر فترت، ممانعت به عمل آید و به نوعی انتقال دهنده معرفت های پزشکی به دوران پس از خود نیز بودند.