مینا شمخی

مینا شمخی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۲ مورد.
۱.

A Critical Comparative Analysis of the Concept of God’s "Form" (Ṣūrah) and "Face" (Wajh) in the Views of Salafi and Imami Hadith Commentators(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۹
The study of the so-called Khabarī attributes has long been a subject of investigation among Muslim scholars. Accordingly, based on certain Qurʾanic verses and narrations, God is described by the attribute of "Face" ( Wajh ), and according to some narrations, He is also described by the attribute of "Form" ( Ṣūrah ). Reliance on the literal meanings of these two attributes gives rise to ambiguities such as anthropomorphism ( Tajsīm ) and assimilation ( Tashbīḥ ). Therefore, examining exegetical and hadith-commentarial theories is necessary in order to clarify a view consistent with the principles of divine unity ( Tawḥīd ). In this regard, hadith commentators of the two intellectual traditions of Salafism and Imami Shiʿism, in accordance with their distinct doctrinal foundations, have offered explanations of these two attributes. Clarifying and critically evaluating these views is essential for identifying the correct position concerning the divine attributes. For this reason, the present study examines the attributes of "Form" and "Face" in the Qurʾan and narrations, with a focus on the perspectives of Salafi and Imami hadith commentators. Adopting a comparative approach, it analyzes and critiques the exegetical and hadith-commentarial views of Sunni, Salafi, and Shiʿi scholars, and seeks to identify the sound interpretation of these two attributes. The findings indicate that Salafis, by accepting the apparent meaning of the text in the narration "God created Adam in His form" ( Khalaqa Allāhu Ādama ʿalā Ṣūratih ), refer the pronoun "His form" ( Ṣūratih ) to God and, based on the principle of adherence to the literal meaning, regard the "Face of God" as visible on the Day of Resurrection. In contrast, Imami commentators, relying on an interpretive approach, understand "Form" as the manifestation of divine attributes in the human being, and interpret "Face" either as the luminous reality of the Prophet or as the divine essence without any literal, corporeal meaning. Consequently, the perspective of Imami hadith commentators is more consistent with Qurʾanic- and Sunnah-based principles of divine unity, whereas the literalist Salafi approach leads to numerous rational challenges, such as anthropomorphism and assimilation.
۲.

سیر تحول تاریخی مفهوم «عین ﷲ» در آرای مفسران متقدم و معاصر؛ مطالعه ای آماری-تحلیلی بر داده های تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
یکی از مسائل چالش برانگیز در تفسیر قرآن کریم نحوه درک آیات صفات الهی است، به ویژه تعابیری که ظاهر آن ها با ویژگی های جسمانی انسان سازگار می نماید. مفهوم «عین» از جمله این موارد است که در آیات متعددی مطرح شده و امکان برداشت جسمانی از آن را به وجود آورده است. این پژوهش با هدف تحلیل دیدگاه های تفسیری درباره «عین الله»، بررسی سیر تحول این تفاسیر و تبیین نقش گرایش های کلامی در شکل گیری آن ها صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی با رویکرد تطبیقی بوده و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، دیدگاه های مفسران شیعه و اهل سنت در سه طبقه ظاهرگرایی، تأویلی و مصداقی طبقه بندی و تحلیل گردیده است. همچنین از جداول و نمودارها برای ترسیم روند تحولات بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد که گرایش های تفسیری، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری برداشت های مفسران از این آیات داشته اند. در دوره متقدم، تنوع معانی به ویژه در قالب تأویل هایی چون «بمرأیً منّا»، «بحفظنا» و «بعلمنا» قابل توجه است و در هر دو جریانِ شیعه و سنی، تلاش برای پرهیز از تثبیت معنای جسمانی مشهود است. مفسران این دوره، بسته به گرایش روایی، کلامی، ادبی یا عرفانی خود، معانی متفاوت و گاه متکثر را ارائه داده اند. در مقابل، دوره معاصر با کاهش تنوع معنایی و تمرکز بر معنای «بحفظنا» شناخته می شود که بیشتر در تفاسیرِ با گرایش های اجتماعی، اجتهادی، ادبی و تربیتی دیده می شود. این هم گرایی تفسیری، نشان دهنده تلاش مفسران برای تبیین مفاهیم قرآنی در چارچوب مبانی اندیشه دینی نوین و نیازهای فکری دوران معاصر است.
۳.

علل تکرار از نگاه مفسران ساختارنگر و نقل و نقد آرائشان ذیل(بقره/61 و 91)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۳
بیان یک موضوع در چند محل، ممکن است در ذهن خواننده چنین تجسم شود که این امر به معنای عدم توانایی گوینده در بیان آن مفهوم با الفاظ متفاوت و ضعف او در ارائه معانی است؛ ازین رو مساله تکرار در قرآن مورد توجه مفسران ساختارنگر قرار گرفته و سعیشان بر این بوده تا به حکمت های تکرار بپردازند و در عین حال در مواضعی که تکرار رخ داده آن را به وسیله سیاق برای مخاطبان تبیین نمایند. پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است که در باب علل تکرار می توان به مناسبت با غرض سوره، اثبات اعجاز بلاغی قرآن، تثبیت و تاکید و فهماندن معنا، اقتضای سیاق، کارکرد هنری و موارد دیگر اشاره نمود؛ همچنین در میان مصادیقی که ذیل عنوان تکرار قرار می گیرند، مساله کشتار انبیاء در آیات 61 و 91 سوره بقره است؛ با این تفاوت که قتل انبیاء در آیه 61، به اسلاف یهودیان عصر نزول نسبت داده شده اما تکرار این موضوع در آیه 91، با آمدن فعل مضارع، شائبه مرتکب شدن این قتل، توسط یهودیان عصر نزول را شکل داده که با بررسی سیاق مشخص شد که فعل «تَقْتُلُونَ»، به معنای مضارع به کار رفته است.
۴.

تکرار داستان ها در قرآن و فرضیه سنت های مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
مسئله تکرار در قرآن کریم، به ویژه در داستان های قرآنی، سؤالاتی را درباره چرایی این پدیده ایجاد کرده است. آیا این تکرارها و شباهت های مختلف در نقل داستان ها نشان دهنده عدم هماهنگی در متن قرآن و وجود سنت های مختلف است یا دلیلی بر تدوین دیرهنگام قرآن و دخالت دیگران در تألیف آن؟ همچنین این موضوع آیا برخلاف سنن و روش های معمول در عصر نزول است یا مشابه مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام بوده است؟ یکی از دیدگاه های مطرح، فرضیه سنت های مختلف ونزبرو است که با تکیه بر آن به این نتیجه رسیده که قرآن در دوره ای دیرتر تدوین شده است. این نظریه در میان محققان نقد و تحلیل گردیده است. در این پژوهش، ابتدا آرای متفکران اسلامی در مورد تکرار در قرآن بررسی می شود. سپس نظریه ونزبرو با استناد به آرای برخی مستشرقان نقد می گردد. شواهدی از جمله سبک شفاهی قرآن، وجود تکرار در مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام، تفسیر درون متنی داستان ها در نسخه های مختلف نسبت به یکدیگر و ارزیابی داستان با نظر به کل نگری سوره ها، به عنوان دلایلی بر رد دیدگاه ونزبرو در توجیه تکرار نقل ها ارائه می شود. در نهایت، این تحقیق نشان می دهد که تکرارهای موجود در قرآن نه تنها توجیه پذیرند، بلکه با ویژگی های ادبی و تاریخی آن سازگارند.
۵.

بررسی مفهوم اصطلاح «مقبوله» و حجیّت آن از دیدگاه فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۸
اصطلاح مقبوله یکی از اصطلاحات متداول نزد محدثان و فقیهان است. با این وجود، در مفهوم و حجیّت آن، اختلاف نظر دارند. گروهی در مفهوم مقبوله توسعه داده و آن را با متواتر و مشهور یکی دانسته اند و برخی دیگر، آن را به منزله ی اجماع در تصحیح حدیث می دانند. امّا مفهوم دقیق مقبوله چیست؟ اطلاق آن بر احادیث بر اساس چه شروطی است؟ و حجیّت آن نزد فریقین چگونه است؟ این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به بررسی آراء علمای فریقین درباره ی مفهوم مقبوله و حجیّت آن پرداخته و به پرسش های بالا در کنار طرح برخی دیگر از مباحث مرتبط: جایگاه مقبوله در دسته بندی احادیث، تفاوت و تشابه اصطلاح مقبوله با سایر مصطلحات حدیثی و مفید علم بودن روایت مقبوله پاسخ داده است. بر پایه ی یافته های این پژوهش، مقبوله حدیث ضعیفی است که به دلیل وجود قرائن و شواهدی از جمله: «شهرت عملی»، «تقویت خبر با قرائن خارجی»، «اجماع بر مضمون روایت»، «عدم طعن و انکار» و «نداشتن معارض» مورد پذیرش علما قرار گرفته است؛ هرچند آنان در تطبیق این شروط بر احادیث نیز گاه اختلاف کرده اند که نشان می دهد اصطلاح مقبوله نزد آنان اصطلاحی نسبی و اجتهادی بوده است.
۶.

تاریخ گذاری حدیث «ثوبی یا حجر» بر اساس تحلیل ترکیبی اسناد و متن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
یکی از ویژگی های اصلی پیامبران، عصمت آنان است که مورد قبول همه مسلمانان می باشد. عصمتی که لازمه ی نبوت آن هاست و متکلمان و مفسران آن را با دلایل عقلی و نقلی اثبات کردند. با این حال گاه برخی احادیث نگاهی تحقیر آمیز به پیامبران را القا می کند و با عصمت آنان ناسازگار است. حدیث «ثوبی یا حجر» از جمله این گونه احادیث است که در منابع اهل سنت دیده می شود. بر اساس این حدیث حضرت موسی(ع) در هنگام شستشوی بدن، جامه خود را روی سنگی می گذارد. سنگ پا به فرار گذاشته و جامه را به همراه خود می برد. حضرت موسی(ع) نیز عریان به دنبال سنگ می رود و بنی اسرائیل او را در این حالت می بینند. با توجه به این که پیامبران معصوم بوده و کار خلاف عرف و شأن خود انجام نمی دهند ضروری است اعتبار و هویت این حدیث شناخته شود. پژوهش حاضر به روش تحلیلی- توصیفی نگاشته شده است، تا حدیث «ثوبی یا حجر» را بر اساس تحلیل ترکیبی اسناد و متن تاریخ گذاری نماید. نتایج این نقد و بررسی و تاریخ گذاری نشان می دهد که ابوهریره حلقه مشترک اصلی متن حدیث را برساخته و به نسل های بعدی منتقل کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد محدثان اهل سنت نیز با تکیه بر اسناد مختلف حدیث و تکرار آن در منابع اصلی، حدیث را پذیرفته و از آن دفاع کرده اند. این حدیث ذیل آیه 69 سوره احزاب بارها در منابع اهل سنت تکرار شده است. کلیدواژه: ثوبی یا حجر، ابوهریره، معجزات حضرت موسی، تاریخ گذاری حدیث، نقد الحدیث.
۷.

واکاوی روایی- تاریخی گزارش های اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۷۵
هدف از این پژوهش، بررسی سندی و متنی روایات و گزارش ها و اخباری است که در میراث حدیثی مسلمانان نقل شده اند و نشان دهنده اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه، در زمان حیات پیامبر(ص) می باشند. اثبات این موضوع ازآنجاکه نشان می دهد دین اسلام از همان ابتدا علاوه بر جزیره العرب، در سرزمین های همجوار نیز پیروانی داشته، حایز اهمیت است. اثبات این موضوع، مستلزم اثبات صحت اخبار مربوطه از نظر روایی و تاریخی می باشد. در این پژوهش که به صورت تحلیلی و به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای انجام پذیرفته است، در ابتدا اخبار و گزارش های مرتبط با اسلام آوردن نجاشی از نظر سندی و نیز از حیث وجود اخبار متعارض، مورد بررسی قرار گرفته است. در خصوص اخبار مرتبط با اسلام آوردن نجاشی، 5 روایت با سندهای متفاوت از کتب روایی متقدم، نقل گردیده که سندهای آنها از لحاظ رجالی و اعتبار روایان آن، واکاوی شده است. سپس، روایات استغفار پیامبر(ص) برای نجاشی و نماز میت خواندن بر وی که مستمسک برخی برای اثبات مسلمان بودن نجاشی می باشد، نقل شده است. آنگاه اخبار معارض با اخبار دسته اوّل نقل گردیده و از حیث سندی و دلالت متنی، بررسی شده است. در مرحله بعد، زمان و شیوه اسلام آوردن نجاشی، پنهان یا آشکار بودن اسلام آوردن نجاشی و سرانجام گزارش های اسلام نجاشی پادشاه حبشه از لحاظ تاریخی و تناسبش با سایر گزاره های تاریخی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بیشتر اخباری که برای اثبات اسلام نجاشی به آنها استناد می شود، از نظر سندی ضعیف بوده و اخبار صحیحی مانند استغفار پیامبر(ص) برای او و نماز میت خواندن پیامبر(ص) بر وی به هنگام وفاتش که در این باب به آنها استناد شده است نیز از نظر دلالی نمی توانند موضوع اسلام آوردن وی را به طور اطمینان بخشی اثبات نمایند. همچنین، اخبار معارض با ایمان آوردن نجاشی پادشاه حبشه، نقل شده است؛ به این صورت که در مقابل دسته اوّل که اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه را اثبات می کنند، روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند که وی نه تنها ایمان نیاورده، بلکه نامه پیامبر(ص) را که در آن وی را به اسلام دعوت کرده، پاره نموده یا سوزانده است. وجود این روایات معارض، شک و تردید نسبت به این موضوع را افزایش می دهد. البته برخی از محققان تلاش کرده اند که به نحوی این تعارضات را توجیه کنند؛ به این ترتیب که نجاشی اوّل که اسلام آورده، شخصیتی متفاوت از نجاشی سرپیچی کننده از دعوت پیامبر(ص) است که البته نظرات و توجیهات مطرح شده در این باب نیز اثبات نشده است. همچنین، در بحث زمان و چگونگی اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه و پنهان یا آشکار بودن اسلام آوردن وی، تناقض ها و تعارض هایی در گزارش های تاریخی وجود دارد. یکی دیگر از یافته های مهمّ این تحقیق، آن است که موضوع اسلام نجاشی، بحثی چالش برانگیز در بین دانشمندان متقدم و معاصران بوده و نظریات مختلفی پیرامون آن مطرح شده که منشأ بیشتر این نظرها، اخبار منقول در این باب است؛ به طوری که برخی اسلام وی را موضوعی ثابت و غیرقابل تردید دانسته و بعضی دیگر نیز معتقدند نجاشی به طورکلی اسلام نیاورده و تنها برای اسلام و مسلمانان احترام قائل بوده است. افزون بر این، مشخص می گردد که موضوع اسلام نجاشی، با برخی گزاره ها و حوادث تاریخی هماهنگ نیست. مقاله حاضر، به این نتیجه رسیده است که موضوع اسلام آوردن نجاشی، پادشاه حبشه، به طور کلی از لحاظ روایی و تاریخی، قابل نفی یا اثبات نمی باشد.
۸.

تحلیل تطبیقی انتقادی مفهوم محبت، رضایت و غضب خدا از نگاه شارحان حدیث سلفی و امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۷
صفات خبریه الهی همانند «محبت»، «رضایت» و «غضب» که در قرآن و روایات برای خدا به کار رفته اند، چالش اعتقادی بزرگی ایجاد کرده اند؛ زیرا ظاهرشان با عواطف انسانی هم خوانی دارد و مکاتب مختلف را به اختلاف می کشاند. سلفیه بر اثبات ظاهری بدون کیفیت اصرار دارد، اشاعره راه میانه اثبات و تأویل می جویند، معتزله به تأویل مجازی صرف روی می آورند. ضرورت تحقیق از شبهات فرقه ای معاصر در فضای مجازی و مناظرات علمی سلفی-شیعی برمی خیزد؛ جایی که اثبات بلا کیف سلفیه ممکن است به تصور عواطف انسانی برای خدا منجر شود. وجود چنین اختلافاتی وحدت امت را تهدید می کند. پژوهش حاضر با بررسی تطبیقی-انتقادی دیدگاه های سلفیه و امامیه، گفتگوی علمی میان مذاهب اسلامی را تسهیل می نماید و بنا دارد با روش تحلیلی-انتقادی ضمن بررسی مختصر دیدگاه های لغوی و تفسیری درباره صفات محل بحث، بر اساس روایات فریقین، دیدگاه های شرح الحدیثی سلفیه و امامیه را مقایسه و ارزیابی نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شارحان حدیث سلفیه صفات یادشده را حقیقی و ظاهری برای خدا اثبات می کنند. براین اساس، محبت علاقه واقعی همراه با نصرت است و رضایت نیز خشنودی پایدار بدون کیفیت انسانی است. از نگاه شارحان سلفی، غضب نوعی تنبیه ارادی خداوند بر بندگان است که شباهتی با خلق ندارد اما امامیه محبت را افاضه فیض خدا دانسته است، رضایت را به تجلّی خشنودی خدا در رضایت اولیایش می داند و غضب را قطع موقت رحمت الهی معنا می کند. درنتیجه، نگاه امامیه ضمن تنزیه مطلق خدا از صفات انسانی، سازگاری بیشتری با آیات محکم قرآنی، روایات و دلایل عقلی نشان می دهد.
۹.

گونه شناسی نگره های تفسیریِ آیه الرّمی «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ» از نگاه مفسران فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۲
بررسی تک نگارانه آیات متشابه و مبهم قرآن و بازکاویِ گونه شناسانه نگره های تفسیریِ مربوط به آن، ازجمله پژوهش های مهم و بایسته عرصهٔ تفسیر قرآن محسوب می شود که ثمره آن در روشن ساختن مفاهیم و مدالیل آیات انکارناپذیر است. براین اساس، جستارِ حاضر با توصیف و تحلیل داده ها به بررسی آیهٔ 17 سورهٔ مبارکهٔ انفال -آیهٔ الرمی- پرداخته و نگره های بارز تفسیری مربوط به آن را ذیل پنج گونه عنوان کرده است که عبارت اند از: 1. نفی مطلق تأثیر، علیت و فاعلیت از مخلوق؛ 2. استقلال انگاری در تأثیر فعل؛ 3. نقش آفرینی امدادهای غیبی در تحقق پیروزی مسلمانان؛ 4. دلالت بر توحید وجودی؛ 5. جمع میان وحدت و کثرت؛ 6. دیدگاه  فلسفی. از میان نگره های مزبور، نگرهٔ نخست را نمی توان نگره ای صائب تلقی کرد، گرچه سایر موارد هرکدام به نوبهٔ خود وجهی برای مقبولیت دارد اما از منظر نگارنده، شواهدِ دلالت آیه بر تأثیر امدادهای غیبی در پیروزی مسلمانان در غزوهٔ بدر فزون تر و مقبول تر است.
۱۰.

گونه شناسی و تبیین سیر تطور دیدگاه های مفسران فریقین درباره عرش الهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
عَرش یا جایگاه الهی؛ از مفاهیم قرآنی است. این واژه، در آیات فراوانی(حدود 21بار) به کار رفته و همواره در مورد معنا و چیستی آن، بین مذاهب مختلف اسلامی اختلاف وجود داشته و مکاتب مختلف؛ هر کدام به نوعی، آن را توصیف نموده اند و بین فقیهان، متکلمان، عرفا و فلاسفه در مورد آن، تشتّ آراء دیده می شود. بنابراین طرح مساله درباره سیر تاریخی تطور آراء مفسران حول «عرش الله» و چیستی و ویژگیهای آن، می تواند در فهم بهتر و انتخاب دیدگاه اصلح کمک فراوانی نماید. سوال مطرح این که به راستی، حقیقت «عرش الله» چیست؟ و برداشت دانشمندان اسلامی از آن به چه صورت است؟ سیر تاریخی تغییر و تطور آراء درباره آن چگونه می باشد؟ این پژوهش، به شیوه تحلیل محتوا صورت گرفته و نتایج تحلیل آراء تفسیری حول این آیات، بیان کننده دیدگاه های زیر می باشد: الف: جزء متشابهات، کیفیت نامجهول و علم آن مخصوص خداست، ب: جسمانی بودن عرش، ج: رویکرد بطنی؛ قلب پیامبر(ص)، د: بیان اخبار و روایات ماثور، ه: عالم علوی و مجرد، و: تدبیر ملک و اعمال قدرت و فرمانروایی، ز: مقام علم، ح: وجود مرکزی در تدبیر عالم، ت: کل جهان هستی. در مجموع می توان گفت: عرش دارای حقیقت عینی و وجود خارجی است که یا کل نظام هستی یا مرکز تدبیر آن را شامل می شود و استوی علی عرش؛ یعنی: خداوند قدیر و حکیم با تکیه بر مقام سلطنت و فرمانروایی و با علم و قدرت و ربوبیت مطلق، امور عالم را اداره و تدبیر می نماید.
۱۱.

گونه شناسی و تحلیل کارکردهای تفسیری سیاق در تفسیر الأساس و مقایسه آن با اهم تفاسیر ساختارنگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۳۳۳
فهم آیات به وسیله سیاق موضوعی مهم در میان مفسران ساختارنگر است. تفسیر ألأساس سعید حوی به جهت اهمیتش در میان این رویکرد باعث شده تا تعداد دفعات به کارگیری سیاق و گونه های آن إحصا گردد و دقت مفسر در برداشت هایش نیز مورد سنجش قرار گیرد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. حوی از سیاق در 357 مورد و 12 کارکرد بهره برده است. رد و پذیرش آراء، کشف ارتباط قصص با غرض و مفاهیم سوره از دهم کارکردهای تفسیری در تفسیر ألأساس هستند. نقل آراء اهم مفسران ساختارنگر در کنار آراء حوی گویای این مطلب است که این مفسران در عین داشتن وحدت رویکرد دارای اختلاف رای می باشند. از عوامل موثر در تعدد فهم ها می توان به عدم توجه کافی به ساختاریابی سوره و انواع سیاق، رجحان دادن مبانی فکری و عقاید مفسر و دیگر اندیشمندان بر سیاق و توجه بسیار حوی به اثبات ارتباط میان محور منتخب هر سوره با آیات آن سوره، اشاره کرد. برخی از موارد مذکور، میان مجموعه تفاسیر ساختارنگر مشترک و برخی نیز خاص تفسیر ألأساس است. 
۱۲.

نقد رویکرد تفسیری شیخ محمد کرمی در تحلیل مؤلفه های تفسیر اجتماعی قرآن (با تأکید بر کتاب التفسیر لکتاب الله المنیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۳۶۴
در حوزه تفسیر نگاری معاصر، تفسیر اجتماعی یکی از مهم ترین دستاوردهای این عرصه است. نگاه جامع گرایانه، ساده نویسی و تاکید بر هدایت گری قرآن، عقل گرایی در تفسیر و عدم پیروی کردن از شیوه تفسیری سلف از شاخص های اصلی این رویکرد جدید تفسیری است.. کتاب «التفسیر لکتاب الله المنیر» آیت الله محمد کرمی ، از تفاسیر اجتماعی به شمار می آید. ایشان که از مفسرین خطه خوزستان است با توجه به شرایط روز، روش تفسیر اجتماعی را برگزیده است و سعی کرده شاخص های تفسیر اجتماعی را رعایت کند. این مقاله که به روش کتابخانه ای تدوین گردیده است، نخست به شاخص های تفسیر اجتماعی اشاره نموده، سپس به بررسی شاخص های اجتماعی تفسیر شیخ کرمی می پردازد. در ادامه پس از بررسی روش تفسیری ایشان، رویکرد تفسیری این مفسر را مورد نقد قرار می گیرد. در پایان به این نتیجه می رسیم که ایشان از روش تفسیر اجتماعی در برخی آیات پیروی ننموده و تفسیر خود را بر اساس شاخص های تفسیر اجتماعی تدوین نکرده است. در واقع آیت الله کرمی برخی آیاتی که مباحث گسترده اجتماعی دارند به آنها وارد نشده و در حد اشاره ای کوتاه گذر کرده است
۱۳.

گونه شناسی و تحلیل کار بست های سیاق در تفسیر ألأساس با تطبیق بر تفاسیر ساختارنگر (با تأکید بر آیات ادبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۶۸
سیاق از مهمترین قرائن در فهم مراد الهی است که در تفاسیر ساختارنگر از ابزارهای اصلی مفسر محسوب می گردد. با توجه به اهمیت تفسیر ألأساس سعید حوی در میان این تفاسیر، ضرورت دارد تا تعداد دفعات به کارگیری سیاق ذیل هر کارکرد، احصاء و برداشت هایش نیز در بوته نقد قرار گیرد تا دقت مفسر در بهره مندی از سیاق در حل اختلافات تفسیری روشن شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است که براساس یافته های این پژوهه، حوی از سیاق در 357 مورد که مشتمل بر 12 کارکرد از جمله توسعه و تحدید گستره دلالت الفاظ، اثبات پیوستگی آیات به ظاهر گسسته، فهم نوع ادوات و... می شود، بهره برده است که تعدد کارکردها به معنای توجه مفسر به موضوعات مختلف است. حوی هر چند به کاربست های متعدد سیاق توجه داشته اما در کارکردهایی همچون فهم آیات و سُوَر مکی و مدنی، کشف واحد نزول، اختیار قرائت و...  که در زمره کاربردهای سیاق محسوب می شوند، توجهی نداشته است همچنین عدم توجه کافی به انواع سیاق، برتری دادن عقاید خویش و آراء دیگران بر آن، سبب ضعف در برداشت هایش شده است.
۱۴.

روش شناسی علامه طباطبایی در کشف معانی مفردات قرآن و بازتاب آن در پژوهشهای تفسیری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۲۷۲
توجه به معانی واژگان قرآن، یکی از اقدامات مهم علامه طباطبایی برای کشف و استخراج معانی و مفاهیم کلی آیات می باشد. ایشان از روشهای مختلفی از جمله: تحلیل اشتقاق و ریشه یابی واژگان، توجه به استعمالات قرآن کریم، بهره گیری از عرف عامه، استناد به روایات، توجه به دلالتهای قرآنی، بیان معانی واژگان با اجتهاد خود و ... برای کشف معانی مفردات قرآن بهره برده است. اما مهم ترین و بارزترین جنبه های مباحث لغوی المیزان که در تألیفات قرآنی مشهود و مورد استناد می باشد، غالباً متکی بر روش تفسیری خاص علامه (قرآن به قرآن) می باشد که با توجه به قراین و امارات درونی، روابط معنایی، سیاق و دلالتهای موجود در آیات مرتبط تبیین شده است. حاصل بحث چنین بیان می شود که علامه در تعیین معانی واژگان قرآنی با توجه به روح معانی مفردات قرآنی، از معنای عمومی و اصلی واژگان فراتر رفته و معنای نسبی و خاصی را که هر واژه در کاربردهای مختلف (با توجه به قراین موجود در آیات) پیدا می کند، متناسب با جایگاه و کاربرد آن کشف و بیان نموده است. با توجه به اینکه نظرات علامه طباطبایی در تفاسیر معاصر بازتاب وسیعی داشته است، یکی از گسترده ترین مباحث المیزان که مورد توجه مفسران عصر حاضر قرار گرفته است، در حوزه تبیین معانی واژگان قرآن می باشد که به انواع روشهای علامه در کشف معانی واژگان قرآنی به ویژه روش تفسیری قرآن به قرآن و بهره گیری از قراین و امارات درون متنی، به وفور استناد شده است.
۱۵.

صبغه الله در آیینه ی تاریخ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۳۸۵
از زمان نزول قرآن، تفسیر آیات آن نیز مطرح بوده است. بدیهی است که در طول تاریخ، تفسیر دچار تغییر و تحولاتی شده است. یکی از این آیات، آیه ی 138 بقره می باشد که به «صبغه الله» معروف است. در این آیه ی شریفه، به صبغه و رنگ الهی اشاره شده است. اینکه به راستی صبغه و رنگ الله به چه صورت می باشد؟ مراد و مفهوم آن چیست؟ و مفسران فریقین، بسته به گرایش خود آن را چگونه معنا نموده اند؟ در این پژوهش به روش تحلیل محتوا به تجزیه و تحلیل آراء تفسیری پرداخته شده و نتایج سیر تطور آراء نشان می دهد که ابتدا در تفاسیر نخستین با ذکر جریان غسل معمودیه ی مسیحیان، صبغه را به «اسلام» معنا نموده، سپس در تفاسیر مأثور اهل سنت، به «اسلام»، «فطرت»، «سنن از جمله ختنه» و «تقوی الهی» اشاره شده و در تفاسیر مأثور شیعیان به «اسلام» و «تزئین مؤمنین به ولایت امام در عالم میثاق» ترجمه و معنا شده است. آن گاه در تفاسیر قرن پنجم و ششم با کمک استدلال ها و تحلیل های عقلی و ادبی با اشاره به اقوال مختلف،  صبغه را فطرت یا تطهیر به واسطه ی ایمان به اسلام می دانند. سپس در قرون میانه مفسران عارفی مثل ابن عربی، صبغه را باطن و حقیقت مذهب دانسته اند. در قرون معاصر در کنار نقل قول از گذشتگان، تحلیل های اجتهادی یا عقلی با رویکرد عصری مورد توجه قرار گرفت و به پیام های آیه، مانند ترک اختلاف نژادی و قبیله ای، دعوت به عدالت و برادری، اشاره می گردد. البته هر کدام از معانی گفته شده می تواند صحیح باشد، ولی به نظر می رسد که «رنگِ بی رنگیِ الله» که همان «دین اسلام» و به دنبال آن «ولایت امام» به عنوان مصداق کامل را می توان به عنوان بهترین و کامل ترین معنا برای «صبغه الله» انتخاب نمود.
۱۶.

تبیین سیر تطور آرای مفسران فریقین درباره آیه«شهد الله»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
تفسیر آیات قرآن در طول تاریخ، دچار تغییر و تحولاتی شده است. یکی از این آیات، آیه هجده آل عمران معروف به «شهدالله» است. شهادت خداوند، ملائکه و اولوالعلم به توحید در این آیه بیان شده است. این که به راستی نحوه شهادت حق تعالی به چه صورت است و دیدگاه مفسران فریقین درباره آن چگونه است، سؤالاتی است که نیاز به پژوهش دارد.  در این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه ای، پایگاه ها و نرم افزارهای علوم اسلامی، به روش تحلیل محتوا، به تجزیه وتحلیل آراء تفسیری پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد سیر آرا درباره نحوه شهادت، از قولی شروع شده، با فعلی ادامه دارد و به ذاتی ختم می گردد. نیز تحلیل نتایج بیان می کند، چون هر سه نوع دیدگاه در طول هم هستند، بنابراین هر سه نوع شهادت قولی، فعلی و عینی در این آیه می تواند صحیح باشد. گرایش و تمایلات تفسیری، گفتمان غالب هر عصر، شیوع جدال بین مفسران فریفین، حمله مغول و ایلخانان، نقدهای شرق شناسان و نهضت بیداری اسلامی و ادغام مباحث فلسفی و عرفانی، از عوامل مؤثر بر بروز آراء تفسیری است. همچنین از آثار وکارکردهای این آیه می توان به کارکردهای استنادی، کلامی، اجتماعی و تربیتی، آموزشی و هدایتی اشاره نمود.    
۱۷.

اعتبارسنجی احادیث فضائل حفظ قرآن در منابع شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۳۴۳
احادیث فراوانی درباره حفظ قرآن ، ارزش و جایگاه حافظان، که از مضامین تشویق آمیز برخوردار بوده و باورمندان را به حفظ و تلاوت آیات قرآن و عمل به آن برمی انگیزاند، در منابع روایی شیعه از معصومین(ع) صادر شده اند. این روایات در اکثر جوامع روایی و تفاسیر، گردآوری شده است. اما میزان اعتبار سندی این روایات و در نتیجه اعتبار متون آنها یکسان نبوده و نمی توان در این مورد حکم کلی صادر کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، از طریق جمع آوری اطلاعات، به شیوه ی کتابخانه ای؛ با تکیه بر منابع شیعی صرف، دامنه ی مطالعاتی خود را بر روی مهم ترین جوامع حدیثی متمرکز نموده و با نگاهی گذرا به پیشینه ی این علم و تطوراتی که بر آن گذشته، به بررسی در این خصوص پرداخته است و نشان می دهد که هرچند برخی از فضائل حفظ قرآن،  از نظر محتوا صحیح هستند و یا در صحت سند آن ها خدشه ای وارد نیست اما این دلیلی برای صحت صدور آن ها نمی باشد و اتکای صرف بر سند یا متن در تصحیح یک خبر به معنای اثبات صحت صدور آن نیست. چه بسا سند صحیحی بر متن درستی ترکیب شده باشد یا ممکن است متن متضمن معنایی غیر قابل قبول باشد یا با متونی که دارای دلالت های صدق قوی تر هستند، مخالف باشد. در احادیث مورد مطالعه نیز چنین اشکالاتی وارد بود که موجب عدم صحت صدور آن ها شده و قبول آن ها را مشکل می نمود. البته هرچند اکثر احادیث فضائل حفظ قرآن ضعیف بودند اما علمای حدیث شیعه طبق قرائنی در جواز عمل بدان ها اتفاق دارند.  
۱۸.

نقد آراء تفسیری طباطبایی در تفسیر نمونه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۴۱۴
مکارم شیرازی در آثارش به طور گسترده ای از آراء تفسیری طباطبایی بهره برده و در موارد قابل توجهی نیز آراء وی را با دیدگاه نقّادانه ای، بررسی نموده است. در این مطالعه که با ابزار کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، نخست گونه های نقد مکارم شیرازی نسبت به المیزان استخراج شده، سپس به داوری و تشخیص صحت و سقم آن ها پرداخته شده اشت. سؤال مطالعه حاضر این است که مکارم شیرازی در چه موارد و با چه دلائلی به نقد آراء طباطبایی پرداخته و اعتبار نقدهای وی چه اندازه است. در این مطالعه پس از بیان نقدهای مکارم بر آراء طباطبایی کوشش می شود با بهره گیری از دلائل عقلی، نقلی، آراء مفسران مشهور و ادله دیگر میزان اعتبار این نقدها سنجیده شود. بنا ست از این فرضیه دفاع شود که جز در موارد معدودی که اشکالات ناقد نسبت به آراء طباطبایی معتبر اند، اغلب نقدها از اعتبار لازم برخوردار نیستند و خود به ضعف های متعددی دچار اند.
۱۹.

ارزیابی نقدهای مفسران معاصر شیعی بر روش تفسیری قرآن به قرآن علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۴۵۷
برخی از مفسران معاصر شیعه در خلال بهره گیری گسترده از تفسیر المیزان، در مواردی نیز آرای مؤلف آن را مورد نقد قرار داده اند. پژوهش پیش رو که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای انجام شده، به بررسی صحت و سقم ادله یِ ناقدانِ آرای تفسیری مؤلف المیزان در بهره گیری از روش تفسیری قرآن به قرآن پرداخته است. مهم ترین اشکالات ناقدان به نظرات علامه غالباً مبتنی بر قواعد ایشان در بهره گیری از دلالت های قرآنی در تفسیر آیات می باشد که عبارتنداز: بهره گیری ناصواب از روابط معنایی و قراین درون متنی آیات، ناهماهنگی و عدم دلالت آیات مورد استناد علامه، مخالفت نظر علامه با سیاق، ناسازگاری آرای مؤلف المیزان با ظاهر آیات، بدون شاهد و قرینه بودن نظرات علامه و مغایرت نظرات ایشان با آیات دیگر. بر اساس یافته های تحقیق، علامه در بهره گیری از روش تفسیری قرآن به قرآن بسیار موفق بوده و غیر از موارد معدودی که ناقدان با ادلّه و استنادات قابل اعتمادی آرای ایشان را نقد و رد نموده اند، اغلب نظرات ناقدان به دلایلی ازجمله درک نادرست و نقل غیرصحیح نظر علامه و همچنین ضعف ادلّه ی آنان در نقد دیدگاه مؤلف المیزان و اختلاف با ایشان در روش و مستندات تفسیری، نامعتبر بوده و از صحت لازم برخوردار نمی باشد.
۲۰.

إمکان ترجمه القرآن الکریم أو عدم إمکان ترجمته(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۲۵۶
قد طرحت إمکانیه ترجمه القرآن إلى اللغات الأخرى بین العلماء من قدیم الزمان. بعث الله النبی (ص) لهدایه الإنسان و قد نصره بالقرآن فی هذا الطریق المقدس. یدعو هذا القرآن الإنسان إلى کل شیء یهدیه إلى السعاده الأبدیه و ذروه الکمال. تعالیم هذا الکتاب و قوانینه لم تختص بأمه واحده بل هی تشمل جمیع الأقطار و اللغات. و فهم القرآن هی ضروره دینیّه. إنّ ترجمه القرآن إلى اللغات الأخرى تستهدف تعرف الملل المختلفه علی لغه القرآن وحقائقها و معارفها القرآنیه و هی إحدى الضروریات الإعلانیه، لکن النقطه الهامه التی ینبغی أن نهتمّ بها هی أنّ المترجم واجب أن یکون عارفا باللغتین إلی المستوى الذی یجعله قادرا علی إنتقال الرموز و الدقائق الکلامیّه الموجوده فی اللغتین و أن یطّلع على دقائقهما الکامنه بصوره جیّده لکی لا یواجه النص الخلل فی الإنتقال، وفی هذا البحث توصلنا إلی نتائج منها أنّ هناک عناصر تجعل ترجمه القرآن أمرا صعبا منها: قدسیه المحتوى، والتفوق علی کلام المخلوق وإعجاز النص والمحتوی، والعصمه وعدم وجود الخطأ فی العبارات القرآنیه التی تعد ضروره لوحدانیه القرآن .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان