مقدمه: در این پژوهش مقایسه گروه های استانی طبقه بندی شده بر اساس نیازمندی به مراقبت های سلامت، رابطه بین نیازمندی به مراقبت های سلامت و بهره مندی از مراقبت ها ی سلامت را در یک دوره پنج ساله (سال های 1383-1388) ارزیابی شد. هدف از این ارزیابی، توضیح تغییراتی است که با توسعه خدمات بیمه ای سلامت در وضعیت گروه های استانی با نیازمندی بیشتر (کمتر) به مراقبت های سلامت از جهت بهره مندی بیشتر (کمتر) آن ها از این مراقبت ها ایجاد شده است. روش کار: این پژوهش از نوع تحلیل توصیفی-آماری است. در این پژوهش از داده های استانی شاخص امید به زندگی در بدو تولد به عنوان شاخص نیازمندی استان ها به مراقبت های سلامت، و شاخص بهره مندی از این مراقبت ها در خدمات بیمه ای سلامت استفاده گردید. سپس با توضیح رابطه همبستگی رگرسیونی بین متغیرهای نیازمندی و بهره مندی درگروه های استانی، ضرایب همبستگی برای هر گروه محاسبه گردید. یافته ها: مقایسه ضرایب همبستگی بین نیازمندی به مراقبت های سلامت و بهره مندی از این مراقبت ها نشان داد که ضرایب همبستگی بین دو این متغییر در گروه های استانی متفاوت از یکدیگر بوده است. بر اساس شرط عدالت عمودی (یعنی بهره مندی از مراقبت ها به طور متناسب با نیازمندی) این ضرایب همبستگی می بایست برای همه گروه های استانی یکسان می بودند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که گسترش خدمات بیمه ای سلامت در سال های 1383 تا 1388، موجب برقراری عدالت عمودی بین گروه های استانی طبقه بندی شده بر اساس نیازمندی به مراقبت های سلامت، نگردیده است. علت آن تأثیر عوامل اجتماعی برای حفظ سطح بهره مندی استان ها در سال پایه، در طول این دوره پنج ساله بوده است.
مقدمه: امروزه فن آوری های کمک باروری به طور گسترده ای برای درمان ناباروری زوجین مورد استفاده قرار می گیرد. میزان تولد نارس در نوزادان مادرانی که از طریق فن آوری های کمک باروری باردار گردیده اند، بیش تر از بارداری های طبیعی می باشد. هدف این مطالعه پیش بینی تولد نوزادان نارس در مادران باردار شده از طریق فن آوری های کمک باروری می باشد. روش کار: در این مطالعه گذشته نگر، ابتدا 45 متغیر تاثیرگذار بر تولد نارس در مادران باردار شده از طریق فن آوری های کمک باروری شناسایی شدند و از پرونده بالینی این مادران در بیمارستان صارم از سال 1377 تا شهریور 1393، در پاییز 1393 استخراج شد. متغیرهای تاثیرگذار با استفاده از الگوریتم انتخاب ویژگی و درخت تصمیم در نرم افزار SPSS Clementine شناسایی شد. شبکه عصبی پرسپترون چند لایه در نرم افزار Matlab طراحی گردید. ارزیابی شبکه بر اساس ماتریس آشفتگی و معیارهای ویژگی، حساسیت و صحت انجام گردید. یافته ها: با استفاده از الگوریتم انتخاب ویژگی و درخت تصمیم، 15 متغیر تاثیرگذار به عنوان ورودی شبکه عصبی انتخاب گردید. شبکه پرسپترون چند لایه طراحی و ارزیابی شد. شبکه عصبی طراحی شده در داده های تست دارای صحت2/87 درصد، حساسیت 0/80 درصد، ویژگی 2/88 درصد و در کل داده ها دارای صحت 4/95 درصد، حساسیت 0/95 درصد و ویژگی 5/95 درصد بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، استفاده از شبکه پرسپترون چند لایه برای پیش بینی نتیجه زایمان از نظر تولد نوزاد ترم یا نوزاد نارس در مادران باردار شده از طریق فن آوری های کمک باروری می تواند در پیشگیری از عوارض تولد نوزاد نارس کمک کننده باشد.
مقدمه: انتخاب بیمارستان دولتی یا خصوصی می تواند تحت تأثیر عوامل متعددی مانند درآمد، سن، جنس، تحصیلات و شدت بیماری افراد قرار گیرد. هدف از انجام این تحقیق بررسی مهم ترین علل تمایل خانوارها در مناطق منتخب شهر مشهد برای مراجعه به بیمارستان های خصوصی یا دولتی بوده است. روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بوده است که در سال 1393 در دو منطقه برخوردار و کم برخوردار شهر مشهد انجام گردید. با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای تعداد 1000 نمونه از خانوارها انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. ابزار مطالعه، پرسشنامه ای بود سه بخشی که روایی و پایایی آن در مطالعات قبلی سنجیده شده بود. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و استنباطی آماری در نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها: مهم ترین عوامل مؤثر در تعیین تمایل افراد برای مراجعه به بخش دولتی یا خصوصی، وجو د کادر پزشکی و پرستاری مجرب، سن و جنس پاسخگو، اهمیت حوزه دسترسی به حمایت خانواده و اجتماع، وضعیت سلامت فرد، کیفیت امکانات رفاهی، اهمیت حوزه ارتباطات و نوع آخرین مرکز دریافت خدمات سلامت از بودند. نتیجه گیری: تمایل بیشتر خانوارها برای مراجعه به یک بخش خاص (دولتی یا خصوصی) می تواند پیامد کیفیت ارائه خدمات به ویژه کیفیت غیر بالینی خدمات مذکور باشد. نوع این پیامد به گونه ای می باشد که تغییر در آن نیازمند برنامه های بلند مدت است. تدوین و اجرای این برنامه ها با توجه به گستردگی بخش دولتی در ارائه خدمات سلامت، باید موردتوجه قرار گیرد.
رهبری تبادلی مبتنی بر عمل متقابل است، ایده برنز (1978) این بود که روابط رهبر و پیروان از سوی تبادل برخی پاداش ها مانند نرخ عملکرد، پرداخت، شناسایی افراد و تشویق ها بهبود می یابد. در رهبری تبادلی رهبر اهداف را مشخص می کند و با افراد برای اطمینان از دستیابی به اهداف سازمانی وسیع تر همکاری می کند. این نوع رهبری به سلسله مراتب و توانایی کار در این نوع تبادل بستگی دارد. رهبری تبادلی به مهارت هایی مانند: توانایی کسب نتایج، کنترل از راه ساختارها و فرایندها، حل مسائل، برنامه ریزی و سازماندهی و کار در بین محدوده های سازمانی نیاز دارد. نقدهای فراوانی از سوی صاحب نظران مدیریت به نظریه رهبری تبادلی وارد شده است. مسئله این است که آیا تکیه صرف بر مبادله پاداش و مدیریت بر مبنای استثنا در هدایت رهبری کارکنان و به ویژه افرادی که در مراتب بالای نیازهای انسانی قرار دارند در سازمان های امروزین پاسخگو هست یا خیر؟ از سوی دیگر مکتب الهی اسلام نظریات بسیار دقیق و ظریفی را بیان می دارد که حاکی از نوع نگاه خاص به انسان و رشد و تعالی اوست که در مکاتب رایج به آن توجه نشده است. هدف این تحقیق نقد نظریه رهبری تبادلی و بیان نظریات بدیع و جامع در قرآن کریم است. روش مورد استفاده در تحقیق نقد درون ساختاری و برون ساختاری است. در نقد درون ساختاری، هدف سنجش انسجام داخلی اجزای نظریه و هماهنگی بین مفاد نظریه با مبانی و اصول نظریه می باشد. در نقد برون ساختاری نظریه به لحاظ انطباق مفاد نظریه با دیگر نظریات و انطباق مفاد نظریه با مفروضات دینی (اسلام) بررسی می شود. در نقد برون ساختاری این نظریه دارای نقاط قابل تقویتی است که منجر به ارائه نظریه رهبری تحولی شده است. و با تدبّر در آیات قرآن کریم درمی یابیم که افزون بر نقدهای وارده بر نظریه رهبری تبادلی در رویکرد قرآنی مفاهیم ارائه شده در این نظریه با وسعت و غنای بالاتری ارائه شده است. در بخش تدبر قرآنی در ابتدا مفاهیم مرتبط با مقوله های نظریه سبک رهبری تبادلی استخراج و مقوله بندی شده است. سپس نگاه جامع قرآن کریم به نوع نگرش به انسان، نظارت و کنترل، تشویق و تنبیه، بیان شده است.
نگرانی فزآینده ای در بین استفاده کنندگان از صورت های مالی در خصوص تقلبات در شرکت ها وجود دارد. فروپاشی غیرمنتظره شرکت های بزرگی همچون انرون و وُردکام در آمریکا باعث شده که ذینفعان شرکت ها توجه بیشتری به اعمال غیراخلاقی در سیستم های حسابداری و اقتصادی بنمایند. پدیده مدیریت سود یکی از مسائل بحث برانگیز حرفه حسابداری در دهه های اخیر است. این بحث مطرح می گردد که مدیریت سود، استفاده کنندگان از صورت های مالی را گمراه می کند. این امر بخاطر این است که زمانی که مدیران سود حسابداری را دستکاری می نمایند آنگاه صورت های مالی به شکل صحیحی ثروت اقتصادی شرکت را نشان نمی دهند و این نهایتاً منجر به سلب اعتماد ذینفعان یا سهامداران شرکت می گردد. هدف این مقاله در ابتدا بررسی مسأله اخلاقی مدیریت سود و ارزیابی پیشرفت تحقیق در مقابله با این مسأله از این جهت که آیا چارچوب ساختار اسلامی براساس عقاید اسلامی می تواند برخی بینش ها در الگوی رفتاری و فعالیتهای اقتصادی ارائه دهد که بتواند برای کاهش یا حذف پدیده مدیریت سود بکار گرفته شود، می باشد. به عبارت دیگر، مقاله یک چارچوب مفهومی از عقاید اسلامی و مسأله مدیریت سود مطرح می نماید که راهنمایی برای نیّات مدیران و همچنین رفتارهای آنان به سوی حالات بهتر باشد (که از قرآن و سنت استخراج شده است).
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اخلاق کاری اسلامی، انصاف تطبیقی و علاقه به پول با رضایت شغلی و رضایت از پرداخت در میان معلمان به مرحله اجرا درآمد. جامعه آماری پژوهش را معلمان پنج شهر یزد، شهرکرد، لردگان، اصفهان و کرمان تشکیل داده اند که از بین آنها 617 نفر به شیوه ی چند مرحله ای برای پاسخگویی به پرسشنامه های پژوهش انتخاب شدند. پرسشنامه های مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه اخلاق کاری اسلامی (Ali & Al-Kazemi,2007)، پرسشنامه علاقه به پول و پرسشنامه انصاف تطبیقی(Luna-Arocas &Li-Ping Tang, 2004)، پرسشنامه رضایت از پرداخت و پرسشنامه ورضایت شغلی (Kim & Leung, 2007) بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که پس از کنترل متغیرهای سن، سابقه شغلی، تحصیلات، جنسیت و وضعیت تأهل، از بین ابعاد علاقه به پول، اخلاق کاری اسلامی و انصاف تطبیقی، بودجه (بعنوان یکی از ابعاد علاقه به پول با ضریب بتا استاندارد (19/0) و اخلاق کاری اسلامی (با ضریب بتا استاندارد 119/0) قادر به پیش بینی رضایت شغلی هستند. امّا برای رضایت از پرداخت، پس از کنترل متغیرهای جمعیت شناختی، بودجه و شرارت آمیزی پول (به ترتیب با ضرایب بتا استاندارد 088/0- و 09/0) و انصاف تطبیقی (با ضریب بتا استاندارد 567/0) قادر به پیش بینی معنادار این متغیر بودند.
مقدمه: هدف اصلی رشته پزشکی نجات جان انسان هاست. پزشکان می توانند با پژوهش از طریق پایگاه های اطلاعاتی علوم پزشکی در زمینه عوامل مرگ ومیر به این هدف نزدیک شوند. این پژوهش با هدف تعیین میزان همپوشانی عوامل مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه در پایگاه های اطلاعاتی PubMed و Scopus انجام شد.
روش بررسی: روش پژوهش پیمایشی با رویکرد علم سنجی و نوع مطالعه کاربردی بوده است. جامعه پژوهش شامل 20 مقاله اول بازیابی شده مربوط به هرکدام از 10 عامل اولیه مرگ ومیر در کشورهای در حال توسعه در پایگاه های اطلاعاتی PubMed و Scopus در ماه ژانویه سال 2012 میلادی بود. برای این منظور عوامل مرگ و میر از سایت بهداشت جهانی گرفته شد و به وسیله سرعنوان موضوعی پزشکیMeSH (Medical Subject Headings) کلیدواژه های استاندارد انتخاب و در پایگاه های اطلاعاتی PubMed و Scopus مورد جستجو قرار گرفتند. پس از بازیابی نتایج جستجو میزان کل مقالات بازیابی شده در هر موضوع مشخص و20 مقاله اول در هر عامل با مشاهده مستقیم در دو پایگاه جهت میزان اشتراک 2 پایگاه بررسی شدند، با استفاده از نرم افزار Excel نسخه 2007 آمار توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی ) مورد بررسی قرار گرفت و میزان همپوشانی از طریق فرمول محاسبه گردید
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که تعداد مقالات بازیابی شده در 9 عامل مرگ و میر در پایگاه اطلاعاتی Scopus بیشتر از PubMed می باشد و همپوشانی فقط در 2 عامل اختلالات عروقی مغز و اسهال به ترتیب 70و 65 درصد می باشد و در بیماری های ایدز، سل و دیابت شیرین میزان همپوشانی صفر بدست آمد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد پژوهشگرانی که به مقالات بیشتری نیاز دارند و جامعیت پایگاه اطلاعاتی برای آنها دارای اهمیت است بهتر است از پایگاه اطلاعاتی Scopus استفاده کنند و با توجه به اینکه میزان همپوشانی در دو پایگاه اطلاعاتی در عوامل مختلف، متفاوت بود متناسب با سیاست ها و محدودیت های سازمان متبوع پژوهشگران و پزشکان می توانند هم از پایگاه اطلاعاتی رایگان PubMed و هم از پایگاه اطلاعاتی غیر رایگان Scopus برای پژوهش های خود بهره ببرند.
مقدمه: خطاهای انسانی در حوزه پزشکی به نگرانی عمومی در میان سیاسگذاران و متخصصین امر سلامت و درمان تبدیل شده است. از اینرو، این تحقیق با هدف شناسایی عوامل انسانی تاثیرگذار بر مدیریت ریسک در مرحله پیش از عمل جراحی زنان و زایمان انجام و راهکارها و بسترهای موثر بر مدیریت ریسک نیز مورد بررسی و بحث قرار گرفت.
روش بررسی: روش پژوهش پیمایشی و از نوع کاربردی است. جامعه تحقیق آن را پرستاران، سرپرستاران، بهیاران ، پزشکان و کلیه عوامل درمانی مرتبط با بیمار در مرکز آموزشی درمانی الزهرا رشت در سال 1392 تشکیل دادند. از تعداد کل جامعه پژوهش(230 نفر)، 132 نفر به روش تصادفی انتخاب شد و پرسشنامه محقق ساخته که روایی آن به کمک نظرات متخصصین بررسی و تایید شده بود پس از ارزیابی پایایی آن که حدود 6/86 درصد محاسبه گردید با استفاده از نرم افزار spss نسخه 21، آمار استنباطی از جمله آماره تی ( T ) و کای اسکور chi-square مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: بین عوامل انسانی تاثیر گذار بر مدیریت ریسک، و همچنین بین بسترها و راهکارهای موثر بر آن تفاوت آماری معناداری مشاهده شد. «عدم توجه به سابقه پزشکی و تشخیص نامناسب، عدم رعایت مسائل بهداشتی توسط کارکنان و خدمات پیش از انتقال بیمار به جراحی، عدم آمادگی تیم جراحی جهت پذیرش بیمار نیاز به جراحی» بیشترین عامل های انسانی تاثیرگذار بر مدیریت ریسک ارزیابی شدند. همچنین از دیدگاه پاسخگویان، در بین بسترها و راهکار های موثر بر مدیریت ریسک به ترتیب «استفاده از راهنمای بالینی و دستورالعمل ها و توجه به گزارش کامل پرونده بیمار، تخصیص بودجه کافی وآموزشهای کوتاه مدت و آموزشهای بلند مدت بیشترین راهکارهای موثر ارزیابی شدند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه مرکز آموزشی درمانی الزهرا رشت بزرگترین بیمارستان زنان و زایمان دانشگاه علوم پزشکی گیلان است، ضروری است عامل های موثر بر مدیریت صحیح ریسک آن مورد بررسی قرار می گرفت. به طوریکه بر اساس نتایج بدست آمده، عامل های انسانی می تواند باعث خطرات احتمالی در مرحله پیش از عمل جراحی در این مرکز شود. همچنین نیاز است راهکارهای مطرح شده که میتواند میزان ریسک را در این مرحله کاهش و یا به عبارتی مدیریت بخشد مورد توجه سیاستگذاران و مدیران قرار گیرد.
مقدمه: بررسی و مطالعه منابع مقالات منتشر شده منعکس کنندة الگوی رفتاری استفاده از منابع توسط پژوهشگران است که می تواند مبنایی برای اکثر کتابخانه ها به منظور فرآهم آوری مواد کنابخانه ای مورد استفاده قرار گیرد. این پژوهشبا هدف مطالعه تطبیقی میزان مشارکت گروهی نویسندگان و رفتار استنادی نشریات بهداشت عمومی ایران و نیوزیلند در پایگاه اطلاعاتی DOAJ بین سال های 2010 – 2012 میلادی انجام شد.
روش بررسی: با استفاده از تحلیل استنادی و نوع مطالعه توصیفی – مقطعی و همچنین با استفاده از روش تحلیل هم تألیفی استفاده شده است.جامعه پژوهش شامل 10 مجلهدر حوزه بهداشت عمومی از دو کشور ایران و نیوزیلند انتخاب گردید که از نظر زمانی نیز با همدیگرنیز یکسان بودنداین مجلات شاملJournal of Addiction and health ، International Journal of Preventive Medicine ، Iranian Journal of Environmental Health Science & Engineering ، Journal of Research in Health Sciences و Iranian Journal of Public Health و نشریه های نیوزیلندی clinical Medicine Insights: Reproductive Health ، Environmental Health Insights ، Health Care and Informatics Review Online ، Substance Abuse: Research and Treatment و Journal of Primary Health Careبوده است. داده ها با مراجعه به پایگاه اطلاعاتی DOAJ و جستجوی نشریات حوزه بهداشت عمومی کشور ایران و نیوزیلند انجام شد. از نشریات دو کشور تعداد 23239 استناد استخراج گردید، و با استفاده از نرم افزار EXCEL و آمار توصیفی بررسی گردید.
یافته ها: ایران با تعداد 9 مجله معادل 10/4 درصد در رتبه پنجم و نیوزیلند با تعداد 8 مجله معادل 65/3 درصد در رتبه ششم مجلات نمایه کرده در پایگاه اطلاعاتی DOAJ قرار دارد. استنادهای مقالات نشریات ایرانی و نیوزیلندی از مجموع 850 مقاله 7/78 درصد مربوط به کشور ایران و 3/21 درصد توسط نیوزیلندی ها منتشر شده است و از 23239 استناد در مقالات 5/77 درصد مربوط به کشور ایران و 5/22 درصد مربوط به مجلات نیوزیلند بوده است. هر مقاله ایرانی به طور متوسط به93/26 متن استناد شده است.و هر مقاله نیوزیلندی به طور متوسط به 83/28 متن استناد شده است. از مجموع 669 مقاله ایرانی منتشر شده، 9/4 درصد مقالات بدون همکار و 1/95 درصد از مقالات دارای نویسنده همکار بوده در حوزه بهداشت عمومی بوده است؛ و از مجموع 181 مقاله منتشر شده نیوزیلندی، 05/11 درصد از مقالات بدون همکار و 95/88 درصد مقالات دارای نویسنده همکار بوده است. همچنین یافته ها نشان داد که، شاخص همکاری در هر مدرک ایرانی و نیوزیلندی برای هر مدرک به ترتیب برابر40/4 ، 93/3 است.
نتیجه گیری:به طور کلی یافته های این پژوهش نشان از مشارکت گروهی از سوی پژوهشگران حوزة بهداشت عمومی در ایران و کشور نیوزیلند را دارد که در مقایسه با دیگر پژوهش های انجام شده در حوزه های مختلف نشان از سیر به سمت مشارکت های گروهی است.
«سرمایة معنوی»، که اکنون به عنوان یکی از مهم ترین اشکال سرمایه های سازمانی محسوب می شود، از زوایای گوناگون مطمح نظر قرار گرفته و مطالب متفاوتی در باره اش ارائه شده است. برخی به جنبة فردی این سرمایه در قالب «هوش معنوی» پرداخته اند. عده ای در سطح سازمانی به آن توجه کرده اند. برخی هم به نقش این سرمایه در بهبود متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و یا فرهنگی اشاره کرده اند. ولی واقعیت این است که سرمایه ای معنوی محسوب می شود که با ایجاد انسجام و هماهنگی میان جنبه های گوناگون زندگی، به مفهوم زندگی عمق دهد و کیفیت آن را بهبود بخشد. این مقالة به روش «استدلالی» و بر پایة تجزیه و تحلیل و ترکیب و تلفیق ادبیات سرمایة معنوی با تعالیم قرآنی تلاش نموده است مفهوم «سرمایة معنوی» را بر اساس آموزه های قرآنی در سازمان ها تشریح و تبیین کند و مبنای شکل گیری آن در سازمان ها و هدف نهایی از ایجاد و توسعة این سرمایه را آشکار سازد. یافته های این تحقیق نشان می دهد رابطه ای دو سویه میان سرمایه های اقتصادی و سرمایه های معنوی وجود دارد و «درک معنای زندگی و هدف آفرینش»، همچنین «همبستگی معنوی بین کارکنان» از عناصر اصلی سرمایة معنوی محسوب می شود که یکی از نمودهای عملی آن در خدمت گزاری به مردم نمایان می شد.
بزرگ ترین نعمتی که ما در این عصر سراغ داریم و خدای متعال آن را به جامعة ما افاضه کرده، برقراری نظام اسلامی است. از زمان ظهور پیامبر اکرم صل الله علیه و آله تقریباً حدود یک دهه یا بیشتر سپری شده بود که جامعه اسلامی در مدینه تشکیل شد و تا آخر عمر آن حضرت، ریاست این جامعه با ایشان بود. این مقدار را همة مسلمان ها معتقد هستند. اما ما معتقدیم که پس از رحلت پیامبر صل الله علیه و آله، کسانی که دارای مقام عصمت بودند و می توان گفت در همة فضایل به غیر از نبوت و رسالت مانند ایشان بودند، برای این کار تعیین شده و زمان محدودی نیز عهده دار این مسئولیت بودند؛ حدود پنج سال امیرالمؤمنان علی علیه السلام و مدتی نیز امام حسن علیه السلام عهده دار این مقام بودند. اما از زمان امام حسن علیه السلام به بعد، حکومتی که مشروعیت دینی و الهی داشته باشد، در هیچ کشور اسلامی تشکیل نشد. در زمان سایر ائمه علیهم السلام، ایشان یا در زندان، و یا در تبعید و تحت نظر بودند و در نهایت نیز کارشان به شهادت می انجامید. پس از غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هیچ گاه علما موفق نشدند حکومتی تشکیل دهند که مسئولیت آن با کسی باشد که از سوی خدا مشروعیت داشته باشد.
مقدمه: تالاسمی ماژور یکی از بیماری های کم خونی شایع است که در صورت عدم تشخیص به موقع می تواند کشنده باشد. تحلیل بقاء مبتلایان به این بیماری می تواند راهکاری مناسب در تعیین و تشخیص عوامل خطر مرگ این بیماران باشد. هدف از این مطالعه، انتخاب بهترین مدل برای تعیین عوامل خطر مرگ مبتلایان به تالاسمی ماژور با استفاده از روش های رایج در تحلیل بقاء است. روش کار: در این مطالعه گذشته نگر طولی از اطلاعات 296 بیمار مبتلا به تالاسمی ماژور استفاده شد که در طی سال های 1373 تا بهار سال 1392 به کلینیک ظفر در شهر تهران مراجعه کرده بودند. برای مقایسه مدل ها و انتخاب برترین مدل از ملاک اطلاع آکاییکه استفاده گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار R نسخه 2-0-3 انجام و سطح معنی داری 1/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: مقادیر ملاک اطلاع آکاییکه برای مدل های پارامتری وایبل، وایبل شکننده، لوگ نرمال، لوگ لجستیک، گمپرتز، گاما، مدل نیمه پارامتری کاکس به ترتیب برابر 56/27، 56/29، 73/18، 39/23، 26/26، 10/68، 73/24 محاسبه شدند. میانگین زمان بقاء برای مردان و زنان به ترتیب برابر 2/40 و 7/39 سال به دست آمد. مدل لوگ نرمال نشان داد، سن ابتلا، سن اولین تزریق دسفرال، سن شروع تزریق خون، زادگاه بیماران و تحصیلات مادر با بقاء بیماران رابطه معنی داری داشت. غیر از ارائه مقادیر اکایک یافته های پزشکی هم ارائه شود نتیجه گیری: بر مبنای ملاک اطلاع آکاییکه مدل پارامتری لوگ-نرمال به عنوان مدل برتر مدل گاما نیز ضعیف ترین مدل در بین مدل های فوق ملاحظه بودند. لذا مدل پارامتری لوگ نرمال برای تحلیل بقاء بیماری تالاسمی ماژور انتخاب و پیشنهاد گردید.
مقدمه: ایمنی بیمار جزء بسیار مهم والزامی کیفیت مراقبت های بهداشتی درمانی است.خدمات غیر ایمن در عرصه سلامت علاوه بر تولید درد و رنج برای بیماران هزینه گزافی را نیز بر پیکره نظام سلامت وارد می آورد.بنابراین پژوهش حاضربا هدف ارزیابی زیر ساخت های ایمنی بیمار در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان صورت گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی است و به صورت مقطعی در بهار 1392انجام شده است. داده های مورد نیاز توسط چک لیست استانداردهای زیربنایی که توسط سازمان جهانی سلامت برای ارزیابی وضعیت ایمنی بیمار در بیمارستان ها مورد استفاده قرار می گیرد با استفاده از فرایند مشاهده، مصاحبه و بررسی مستندات در 4بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان جمع آوری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS21 در سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.در نهایت وضعیت بیمارستان بر حسب سطح انطباق با استانداردهای زیربنایی ایمنی بیمار در سه سطح ضعیف کمتراز( 50 درصد) متوسط(70-50درصد) و خوب (بالاتر از 70درصد ) طبقه بندی شد.
یافته ها: سطح انطباق با استانداردهای زیربنایی ایمنی بیماردر کل بیمارستان های مورد بررسی با میانگین 05/20±3/55 درصد در سطح متوسطی قرار داشت. در این میان محور حاکمیت و رهبری با میانگین سطح انطباق6/9±45/69 درصد و با کسب بیشترین امتیاز درسطح متوسط و محور جلب مشارکت و تعامل با بیمار و جامعه با میانگین سطح انطباق 43/14±5/37 درصد و باکسب کمترین امتیاز در سطح ضعیفی قرار داشت.
نتیجه گیری: در مجموع وضعیت کلی زیر ساخت های ایمنی بیمار در بیمارستان های منتخب شهر اصفهان بر اساس چهار محور بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار در سطح متوسط ارزیابی شد. با توجه به اینکه کسب صددرصد استانداردهای حیاتی در تمامی ابعاد مورد بررسی برای دستیابی به حداقل سطح بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار الزامی است. لذا باید هدفگذاری های لازم در این خصوص در برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی در راستای رسیدن کامل به استانداردها در چهار محور مورد بررسی، منظور گردد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین رابطه معنویت در محیط کار و ابعاد سه گانه آن (کار معنی دار، حس همبستگی با دیگران و همسویی با ارزش های سازمانی) با عزت نفس سازمانی کارکنان انجام گرفته است. تحقیق فوق به لحاظ هدف کاربردی، از حیث جمع آوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل بدنه کارشناسی سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان در محدوده زمانی سال 1392 است که به صورت نمونه گیری دو مرحله ای (خوشه ای) انتخاب شدند. حجم نمونه 154 نفر برآورد شد. در این تحقیق برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های عزت نفس سازمانی پیرس و همکاران(1989) و پرسشنامه معنویت در محیط کار میلیمن(2003) استفاده شد. پس از سنجش روایی و پایایی ابزار سنجش، پرسشنامه ها در اختیار نمونه هدف قرار داده شد. داده ها به کمک نرم افزار SPSS و به کارگیری روش های آمار توصیفی و استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و آنالیز واریانس ) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق بیانگر رابطه معنی دار ابعاد سه گانه معنویت در محیط کار و عزت نفس سازمانی است. بنابراین یکی از راه های ارتقای عزت نفس کارکنان، بهبود شاخص های معنویت در محیط کار است.
این پژوهش با هدف ارائه و تبیین الگوی معنویت سازمانی در آموزش عالی با توجه به الگوهای ملی و دینی، با استفاده از رویکرد الگو سازی ساختاری تفسیری انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی، و ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر معنویت سازمانی در دانشگاه ها بر اساس منطق الگو های تحلیل عاملی، یک نمونه 201 نفری از کارکنان دانشگاه یزد به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد و مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در بخش دوم به منظور اولویت بندی عوامل کلیدی شناسایی شده از ده نفر از استادان دانشگاه استفاده شد که بر موضوع تحقیق تسلط علمی و عملی داشتند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که ده عامل فضائل، فضای معنوی، محتوایی، ساختاری، رهبری، فرهنگی، خلاقیت، ایمان، انگیزش و اجتماعی به عنوان عوامل مؤثر بر معنویت سازمانی به شمار می رود؛ هم چنین نتایج الگو سازی ساختاری تفسیری نشان داد که عامل رهبری بیشترین قدرت نفوذ و کمترین وابستگی را بین نه عامل کلیدی دیگر دارد.
مقدمه: وب سایت های کتابخانه ای به عنوان یکی از راه های اصلی برای دسترسی به منابع کتابخانه هستند که برای اطمینان از عملکرد مناسب آن ها، لازم است مطابق نیاز کاربران طراحی شوند. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی کاربردپذیری وب سایت های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی تیپ یک کشور ایران و تعیین رابطه آن با رتبه وبومتریک دانشگاه های موردبررسی بود. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و مقطعی بود که با استفاده از روش ارزیابی مکاشفه ای، به بررسی میزان کاربردپذیری وب سایت های کتابخانه های مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تیپ یک ایران (تهران، شهید بهشتی، اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد، اهواز، کرمان، مازندران، ارومیه، کرمانشاه و زنجان) در تابستان 1392 پرداخت. در این پژوهش، سه نفر ارزیاب به طور مستقل وب سایت ها را با مؤلفه های نیلسن، مورد ارزیابی قرار دادند. در نهایت، فهرستی از مشکلات کاربردپذیری موجود در رابط های کاربری مورد ارزیابی تهیه شد. برای تعیین نوع مشکلات از معیار «درجه شدت» استفاده شد. سپس رابطه بین رتبه کل کاربردپذیری وب سایت کتابخانه ها با رتبه وبومتریک دانشگاه های موردنظر تعیین شد. تحلیل یافته های پژوهش با نرم افزار SPSS20 انجام گرفت. یافته ها: در این ارزیابی، بیشترین مشکلات وب سایت ها، مربوط به «انعطاف پذیری و کارایی استفاده» و کمترین آن ها، مربوط به «پیشگیری از خطا» بودند. همچنین، بیشترین مشکلات وب سایت ها، مشکلات «اساسی» بودند. نتایج نشان داد بین رتبه وبومتریک دانشگاه های علوم پزشکی و رتبه کاربردپذیری وب سایت کتابخانه مرکزی آن ها همبستگی وجود ندارد. نتیجه گیری: طراحی رابط کاربر وب سایت های کتابخانه ای با وجود طیف وسیع و متنوع کاربران، دارای کاربردپذیری مطلوبی نیست. پیشنهاد می شود در طراحی این وب سایت ها استانداردها و اصول از پیش تعیین شده مورد توجه قرار گیرند.
مقدمه: اجرای طرح تحول نظام سلامت در کشور، مراکز درمانی را بیش ازپیش ملزم به رعایت حقوق بیماران و رضایتمندی آنها می سازد؛ اما با توجه به محدودیت منابع، سازمانها باید مهم ترین عوامل مؤثر بر رضایت مشتریان را شناسایی کنند و اقدامات لازم برای بهبود آن را انجام دهند. هدف مطالعه حاضر ارائه رویکردی برای شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر رضایت مشتریان از خدمات مراکز درمانی بود. روش کار: تحقیق حاضر استفاده ترکیبی از روشهای تصمیمگیری دلفی (Delphi)، دیمتل (DEMATEL) و فرآیند تحلیل شبکهای (ANP) را به صورت مکمل پیشنهاد میدهد. نظرات خبرگان و مشتریان در خصوص اهمیت و روابط میان عوامل مؤثر بر رضایت مشتریان با استفاده از پرسشنامه های مورد استفاده در هر روش گردآوری و بر اساس رویکرد ترکیبی پیشنهادی تحلیل شده است. یافته ها: شایستگی حرفهای، هزینه های درمان و رفتار کارکنان مهم ترین عوامل مؤثر بر رضایت مشتریان از خدمات مراکز درمانی از نگاه مشتریان و ارتباطات پزشکان با بیماران، شایستگی حرفهای و هزینه های درمانی مهم ترین عوامل از نگاه خبرگان بودند. نتیجه گیری: با وجود شباهتها و تفاوتهای میان نظرات خبرگان و مشتریان، مدیران مراکز خدمات درمانی به هر دو منبع اطلاعاتی در تصمیم گیری در خصوص ارتقاء رضایت مشتریان از خدمات این مراکز باید توجه کنند. همچنین سازمان موردمطالعه به منظور ارتقاء سطح رضایتمندی بیماران، علاوه بر توجه به امکانات سخت افزاری، به عوامل مبتنی بر روابط میان فردی توجه ویژهای داشته باشد.
یکی از مناقشه برانگیزترین موضوعات در چند دهه اخیر، پدیده جهانی شدن و مسائل ناشی از آن است که به باور بسیاری از صاحب نظران، مسائل جدی ای فراروی کشورهای مستقل ایجاد می کند. به باور عده ای، همکاری های چندجانبه و یکپارچه سازی، راهکاری است که می تواند آن ها را آماده ورود به فضای جهانی کند. به رغم اهمیت موضوع فوق، ضعف جدی ای در کشورهای اسلامی در این خصوص مشاهده می شود. هدف پژوهش حاضر، در گام اول، یافتن راهکاری برای ایجاد و گسترش همکاری ها در میان کشورهای اسلامی و در گام دوم، بهبود وضعیت علمی دوجانبه و سودآوری اقتصادی است. ایده اصلی آن است که با توجه به فرایند شکل گیری همگرایی، باید از طرق مختلف در جهت شکل گیری همکاری های چندجانبه تلاش کرد. به همین دلیل، موضوع همکاری علمی در حوزه مدیریت اسلامی، به عنوان آغازی بر همکاری های دوجانبه، انتخاب شده و این موضوع بین دو کشور اسلامی ایران و مالزی بررسی می شود. سؤال اصلی تحقیق آن است که «این دو کشور چه ظرفیت هایی برای همکاری علمی در زمینه مدیریت اسلامی دارند؟». در این پژوهش از مصاحبه کیفی با خبرگان و نظریه داده بنیاد استفاده شده است. نتیجه پژوهش، وجود پتانسیل لازم و قوت های متقابل برای همکاری بین دو کشور در حوزه های سخت افزاری و نرم افزاری است.
هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی احساس انرژی در رابطه ی بین اخلاق کاری اسلامی با تمایل به ترک خدمت بود. روش تحقیق از حیث هدف، توسعه ای-کاربردی و از حیث شیوه ی جمع آوری داده ها، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی (204 نفر) در سال 1392 بود که سرشماری شدند. ابزارهای جمع آوری داده های این تحقیق، پرسشنامه های اخلاق کاری اسلامی ، احساس انرژی در کار و تمایل به ترک خدمت بودند. سپس داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل مسیر در نرم افزارLisrel مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر این بود که: اخلاق کاری اسلامی بر احساس انرژی کارکنان اثر مثبت معنی داری دارد. احساس انرژی کارکنان بر تمایل به ترک خدمت آنها اثر منفی معنی داری دارد. اخلاق کاری اسلامی بر تمایل به ترک خدمت کارکنان اثر مستقیم منفی معنی داری ندارد. بنابراین مدل نهایی تحقیق پس از حذف مسیر مستقیم اخلاق کاری اسلامی بر تمایل به ترک خدمت از برازش مطلوبی برخوردار شد. لذا لزوم توجه به دلایل ترک خدمت کارکنان با رویکرد احساس انرژی در سازمان ها مشخص می شود.