ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۳۲۰ مورد.
۱.

آیین نامه 98 شورای عالی بیمه و پوشش های اضافی بیمه مسئولیت کارفرما: ابهامات و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: شورای عالی بیمه در جلسه مورخ 17/07/1398 در اجرای ماده 17 قانون تأسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری، «شرایط عمومی بیمه مسئولیت مدنی کارفرما در قبال کارکنان» را مشتمل بر 24 ماده و 2 تبصره تصویب کرد. این آیین نامه با هدف یکسان سازی مقررات این بیمه نامه تدوین شده است. هرچند آیین نامه یادشده سعی بر رفع ابهامات آیین نامه شماره 80 داشته و از تاریخ ابلاغ جایگزین این آیین نامه شده است؛ باوجوداین، مستلزم بررسی انتقادی است. هدف از این پژوهش، شناسایی خلأهای موجود در آیین نامه شماره 98 و بیمه نامه مرتبط و ارائه راهکارهایی برای رفع آن ها، به منظور ارتقای عملکرد این رشته بیمه ای است. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی –  تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: بیمه نامه مسئولیت مدنی کارفرما از حیث شرایط عمومی، تابع مفاد آیین نامه شماره ۹۸ شورای عالی بیمه بوده و درعین حال مستند به قوانین و مقررات جاری کشور است. آیین نامه مزبور که با هدف رفع ابهامات و اصلاح آیین نامه شماره ۸۰ صادر شده، همچنان در موارد متعددی از جمله تعریف دقیق اصطلاحات کلیدی، فرایند جبران خسارت و ... دارای ابهامات و برداشت های تفسیری متفاوت در میان ذی نفعان است. این امر در برخی موارد به بروز اختلاف نظر میان بیمه گذاران و بیمه گران و نیز نارضایتی آن ها منجر شده است. ازاین رو، شایسته است موارد مزبور در فرایند بازنگری و اصلاح آتی این آیین نامه مورد توجه و مداقه قرار گیرد. نتیجه گیری: آیین نامه شماره ۹۸ شورای عالی بیمه، به عنوان یک سند کلیدی حاکم بر بیمه مسئولیت کارفرما، مستلزم بازنگری و اصلاح است تا به طور جامع تر و دقیق تر به نیازهای در حال تحول و پیچیده بازار بیمه پاسخ دهد. بررسی های انجام شده نشان می دهد که برخی بندها و مفاد آیین نامه، به دلیل ابهام در تعاریف و دامنه پوشش، به تفاسیر متنوع و گاه متناقض بین بیمه گذاران و شرکت های بیمه منجر شده است. در پاسخ به این چالش ها چندین پوشش الحاقی یکسان برای پوشش بهتر ریسک ها و نیازهای خاص بیمه گذاران و ایجاد رویه ای مشابه بین بیمه گران معرفی شده است. بااین حال، این اقدام به تنهایی کافی نیست و بازنگری جامع آیین نامه با رویکردی انتقادی و مشارکتی، با در نظر گرفتن نظرات کارشناسان، بیمه گذاران و سایر ذی نفعان، ضروری به نظر می رسد.
۲.

طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور (مورد مطالعه: یک سازمان بیمه گر اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: امروزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور یکی از مفاهیم مورد مطالعه گسترده در ادبیات مدیریت، پایداری و نوآوری است. علی رغم این که مدل های کسب و کار در پژوهش های بسیاری مورد بررسی قرار گرفته اند، به نظر می رسد در دوران فناوری متوقف شده اند و به طور کامل با عصر پایداری و پساپاندمی درگیر نشده اند. از طرفی یکی از بحران های جدی پیش روی آتی در سطح کشور، بحران ناپایداری مالی کسب و کار صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و پیشروی بحران به سمت نقطه ای غیرقابل بازگشت باشد. بنابراین طراحی یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص این نوع کسب و کارها می تواند به عنوان یک راهکار مدنظر قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در طراحی مدل های کسب و کار پایدار و نوآور بر اساس روش مطالعه موردی در خصوص بزرگترین سازمان بیمه گر اجتماعی کشور برای نخستین بار می باشد. روش شناسی: در این پژوهش از روش مطالعه موردی استفاده گردیده است. به دلیل ویژگی های خاص مورد مطالعه، مطالعه تک موردی در خصوص سازمان تامین اجتماعی صورت پذیرفت. بدین منظور از ابزارهای مستندات و اسناد بایگانی (62 مستند)، مصاحبه (23 مصاحبه) و مشاهده مشارکتی محقق تا رسیدن به مرحله اشباع نظری استفاده گردید. در ادامه میزان پشتیبانی از هر یک از مولفه ها و رتبه بندی با استفاده از آنتروپی شانون تعیین گردیده است. برای سنجش اعتبار مطالعه از ضریب کاپای کوهن استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش با تحلیل محتوای داده های کیفی حاصله و استفاده از نرم افزار MAXQDA ، مورد تحلیل و دسته بندی گردید. بر این اساس 63 مولفه و 279 کد در مورد ویژگی های مدل کسب و کار پایدار و نوآور سازمان تامین اجتماعی و در سه سطح پیشران ها، مدل کسب و کار پایدار و نوآور و پیامدها شناسایی گردید. نتایج رتبه بندی نشان می دهد در بخش پیشران ها مولفه قابلیت-های پویا، در مدل کسب و کار مولفه نوآوری های افزایش وصول حق بیمه (حق بیمه اجباری، حق بیمه غیراجباری و حسابرسی دفاتر قانونی) و کاهش هزینه های تعهدات (کوتاه مدت، بلندمدت و درمان) و در پیامدها مزیت رقابتی و بازار مهمترین مولفه ها می باشند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش در قالب ارائه یک مدل کسب و کار پایدار و نوآور در خصوص مورد مطالعه ارائه گردید. مدل ارائه شده در بخش پیشران ها (درونی و بیرونی)، مدل کسب و کار (بر اساس چارچوب ارائه شده منابع علمی و در چهار زیربخش ایجاد ارزش، ارزش پیشنهادی، بهره برداری از ارزش و تحویل ارزش ها) و در بخش پیامدها (اقتصادی، اجتماعی و محیطی) می تواند به عنوان یک راهنمای عملی توسط مدیران در صندوق های بازنشستگی و سازمان های بیمه گر اجتماعی و سیاست گذاران در حوزه های رفاه و تامین اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت پژوهش در حوزه مدل های کسب و کار پایدار و نوآور در حوزه خدمات دارای نوآوری عملی می باشد.
۳.

شناسایی و دسته بندی ریسک ها در صندوق های بازنشستگی ایران؛ ارزیابی و کنترل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: صندوق های بازنشستگی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام تأمین اجتماعی کشور، نقشی اساسی در تأمین معیشت آتی بیمه شدگان و بازنشستگان و تاب آوری اجتماعی دارند. در سال های اخیر افزایش امید به زندگی، تغییرات جمعیتی، نوسانات اقتصادی و چالش های ساختاری موجب افزایش نگرانی ها درباره پایداری مالی این صندوق ها شده است. بحران های مالی برخی صندوق ها در کشورهای مختلف، اهمیت مدیریت ریسک را به عنوان ابزاری کلیدی برای حفظ کارایی و تداوم فعالیت آن ها دوچندان کرده است. در این راستا، شناسایی دقیق ریسک ها و ارائه مدلی برای ارزیابی و کنترل آن ها می تواند به ارتقای کارایی مدیریتی و اتخاذ سیاست های پیشگیرانه کمک کند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی، طبقه بندی، ارزیابی و ارائه مدلی جامع برای کنترل ریسک های مؤثر بر عملکرد صندوق های بازنشستگی ایران است. روش شناسی: پژوهش حاضر ماهیتی ترکیبی (کیفی و کمّی) دارد. در مرحله کیفی، با استفاده از رویکرد نظام مند نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین و از طریق مصاحبه های عمیق ساختاریافته با خبرگان و مدیران باسابقه در زمینه صندوق های بازنشستگی، داده ها گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. در مرحله کمّی، به منظور اعتبارسنجی مدل استخراج شده، پرسش نامه ای محقق ساخته براساس یافته های مرحله کیفی طراحی و بین جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران و پژوهشگران حوزه صندوق های بازنشستگی توزیع شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای تخصصی انجام شد. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل داده ها به شناسایی و طبقه بندی ریسک ها در قالب ۷ مقوله اصلی و ۳۳ زیرمقوله منجر شد. این مقوله ها شامل (۱) ریسک های مالی و اقتصادی؛ (۲) ریسک های مدیریتی و سرمایه گذاری؛ (۳) ریسک های قانونی و سیاسی؛ (۴) ریسک های عملیاتی و سازمانی؛ (۵) ریسک های تکنولوژیک و اطلاعاتی؛ (۶) ریسک های اجتماعی و جمعیتی؛ و (۷) ریسک های بین المللی است. مدل نهایی ارائه شده از سازه ها از طریق شاخص های روایی و پس از سنجش اعتبار تأیید شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که مدیریت اثربخش ریسک های شناسایی شده می تواند به طور معناداری در حفظ پایداری مالی و عملکرد مطلوب صندوق های بازنشستگی نقش آفرینی کند. از مهم ترین راهکارهای پیشنهادی می توان به بهبود فرایندهای مدیریتی و سرمایه گذاری، اصلاح قوانین و مقررات حمایتی، استفاده هوشمندانه از فنّاوری های نوین و توسعه نظام های نظارتی و ارزیابی عملکرد اشاره کرد. این مدل می تواند به عنوان چهارچوبی عملیاتی برای تصمیم گیران و سیاست گذاران در جهت کاهش آسیب پذیری صندوق های بازنشستگی و ارتقای کارایی آن ها به کار رود.
۴.

تحلیل تطبیقی عملکرد و چارچوب های نظارتی بیمه پرورش ماهی در ایران با الگوگیری از تجارب کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف:صنعت آبزی پروری، به ویژه پرورش ماهی، سهم قابل توجهی در تأمین پروتئین مورد نیاز جمعیت رو به رشد جهان دارد و به عنوان بخشی کلیدی از اقتصاد غذایی، نقش مهمی در امنیت غذایی و اشتغال دارد. با این حال، این صنعت در برابر نوسانات اقلیمی، شیوع بیماری های ویروسی و انگلی، آلودگی های محیطی و نوسانات بازار، آسیب پذیری بالایی دارد. مدیریت این ریسک ها مستلزم بهره گیری از ابزارهای مالی کارآمد است که بیمه از مهم ترین آنها به شمار می آید. در ایران، ساختار موجود بیمه پرورش ماهی هنوز به صورت کامل پاسخگوی نیازهای این بخش نیست و به دلیل وابستگی به منابع یارانه ای و تمرکز دولتی، از پویایی و پایداری مالی برخوردار نمی باشد. هدف این پژوهش ارائه الگویی اصلاحی برای ارتقای ساختار بیمه پرورش ماهی در ایران با بهره گیری از تجربه سه کشور پیشرو در این زمینه است تا زمینه ای برای پایداری اقتصادی مزارع و کاهش آسیب پذیری در برابر مخاطرات فراهم گردد. روش شناسی:پژوهش حاضر به روش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه اسنادی، مرور قوانین، دستورالعمل ها، مقررات بیمه ای و گزارش های رسمی کشورهای منتخب گردآوری شده اند. جامعه مورد بررسی شامل نظام های بیمه ای و نظارتی ایران، چین، هند و ژاپن است. یافته ها:نتایج تحلیل تطبیقی نشان می دهد در مدل های دولتی متمرکز (مانند ایران و چین)، پوشش خسارات وابسته به یارانه ها و منابع عمومی بوده و فرآیند ارزیابی ریسک به صورت اداری و غیررقابتی انجام می گیرد، در حالی که در مدل های بازارمحور (هند و ژاپن) دولت عمدتاً نقش تسهیل گر و نظارت گر را بر عهده دارد و بیمه گران خصوصی و تعاونی های تخصصی، محور اصلی اجرای بیمه هستند. تفاوت در الگوهای نظارت و نرخ گذاری موجب شده است کشورهایی با ساختار بازارمحور پایداری مالی بالاتری داشته و فرآیند پرداخت خسارت در آنها سریع تر و شفاف تر صورت گیرد. نتیجه گیری:با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود در ایران، نظام بیمه پرورش ماهی به سمت مدل ترکیبی و داده محور تحول یابد؛ به گونه ای که صندوق بیمه کشاورزی نقش بیمه گر اتکایی و ناظر فنی داشته باشد و شرکت های بازرگانی یا صندوق های تکافل به عنوان بیمه گر مستقیم فعالیت کنند. شکل گیری ساختار صندوق تکافلی ویژه بیمه ماهیان خوراکی، همراه با اصلاح نظام یارانه ای و توسعه نظارت ریسک محور، می تواند الگوی بومی و پایدار برای مدیریت مؤثر ریسک های اقلیمی، زیستی و اقتصادی در صنعت آبزی پروری کشور باشد. اجرای این مدل به کاهش ریسک مالی بیمه گران، افزایش اعتماد تولیدکنندگان و ثبات اقتصادی بازار آبزیان خواهد انجامید.
۵.

پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: امروزه، پذیرش هوش مصنوعی در بازارهای بیمه در مراحل اولیه خود است و تحقیقات علمی درباره پیامدهای هوش مصنوعی بر مدل کسب وکار بیمه هنوز محدود است. بر همین اساس، در این پژوهش به شناسایی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای استفاده از هوش مصنوعی در صنعت بیمه و ارائه مدل مناسب در این زمینه پرداخته شد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بر پایه پارادایم تفسیرگرایانه و روش استقرایی انجام گرفته است. این مطالعه با هدف پاسخ به یک مسئله کاربردی و پر کردن شکاف دانش در حوزه بیمه طراحی شده است و درعین حال با پیشنهاد یک مدل مفهومی جدید، جنبه توسعه ای نیز دارد. برای گردآوری داده ها، نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی در میان خبرگان صنعت بیمه و فنّاوری اطلاعات به کار رفت و پس از رسیدن به اشباع نظری، ۴۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران، کارشناسان شرکت های بیمه و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها انجام شد. داده های به دست آمده با روش تحلیل مضمون و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA 2020 بررسی شد تا کدهای اصلی، مضامین کلیدی و الگوی مفهومی پژوهش استخراج شود. یافته ها: در این پژوهش، مجموعاً ۵۶۶ کد از مصاحبه ها استخراج شد که پس از ادغام و سازمان دهی، ۶۳ کد نهایی به دست آمد. این کدها در سه مقوله اصلی «پیشایندها»، «مؤلفه ها» و «پیامدها» طبقه بندی شدند. براساس چهارچوب فنّاوری –  سازمان –  محیط (TOE)، هریک از این مقوله ها به ابعاد سازمانی، فنّاورانه و محیطی تقسیم شدند. پیشایندها شامل پیشایندهای سازمانی (مانند مزیت نسبی و رقابتی، کاهش زمان و هزینه، خودکارآمدی ادراک شده، سودمندی و ریسک ادراک شده، تقلب، اعتماد، اندازه سازمان، رشد مطالبات بیمه ای)، فنّاورانه (پیچیدگی، تحول در قدرت محاسباتی) و محیطی (فشار رقابتی، پویایی بازار، انتظارات مشتریان) بودند. مؤلفه ها نیز به سه زیرمقوله سازمانی (زیرساخت، حمایت مدیریت ارشد، ایجاد اعتماد در ذی نفعان، آموزش، فرهنگ و دانش سازمانی، مهارت های مدیریتی، بودجه)، محیطی (حمایت دولت، دریافت کمک های مالی از بانک ها) و فنّاورانه (شایستگی های فنّاوری، دسترسی به دستورالعمل های پذیرش فنّاوری، کیفیت و دسترسی به داده ها) تقسیم شدند. همچنین، مقوله پیامدها شامل پیامدهای مثبت و منفی بود که از مهم ترین پیامدهای مثبت می توان به شخصی سازی خدمات، تعیین و ارزیابی ریسک پویا و کشف تقلب اشاره کرد.   نتیجه گیری: پژوهش حاضر مدل مفهومی جامعی را برای شناسایی و طبقه بندی پیشایندها، مؤلفه ها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی ارائه داده است که قابلیت اجرایی در صنعت بیمه را داراست. با توجه به جامعیت این مدل، پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده، مدل ارائه شده به طور کمّی بررسی و سنجش شود و در زیربخش های تخصصی بیمه مانند بیمه سلامت یا خودرو، اولویت بندی گردد. این رویکرد، امکان انتخاب مسیر بهینه توسعه هوش مصنوعی را برای سیاست گذاران و مدیران راهبردی صنعت بیمه فراهم خواهد کرد.
۶.

رویکرد نوین برای کاهش تقلب در فرآیندهای بیمه ای با استفاده از پنهان نگاری مبتنی بر شبکه های مولد متخاصم (GAN) و رمزنگاری AES-GCM(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: یکی از چالش های بزرگ در صنعت بیمه، مقابله با تقلب در فرایند اعلام خسارت هاست که به ویژه در روش های دیجیتالی، از جمله ارسال عکس های خسارت از طریق اپلیکیشن ها، به چشم می خورد و به نظر می رسد صنعت بیمه بیش از هر زمان دیگری به بررسی روش های کشف تقلب نوین و نیز ایمن سازی اطلاعات نیاز دارد. همچنین امنیت و اصالت اطلاعات مکانی و زمانی تصاویر ارسالی از طریق اپلیکیشن نقش مهمی در کاهش تقلب دارد. در این پژوهش، روشی نوین ارائه شده است که با استفاده از تکنیک پنهان نگاری ، اطلاعات مکانی و زمانی عکس های ارسالی ازسوی بیمه گذاران رمزنگاری و مستقیماً در فایل تصویر جاسازی شده، سپس در مقصد رمزگشایی می شود. این رویکرد نه تنها امکان احراز اصالت اطلاعات ارائه شده را افزایش می دهد، بلکه امنیت داده ها را نیز تضمین می کند و خطر تقلب را کاهش می دهد. پیاده سازی این روش می تواند به بهبود اعتماد بین بیمه گر و بیمه گذار و کاهش هزینه های ناشی از تخلفات کمک کند. روش شناسی: در این پژوهش، از رویکرد استگانوگرافی مبتنی بر شبکه های مولد متخاصم (GAN) برای جاسازی اطلاعات مکانی و زمانی تصاویر خسارت استفاده شده است ابتدا اطلاعات مربوط به زمان و مکان عکس با استفاده از الگوریتم رمزنگاری AES-GCM رمزنگاری شده تا امنیت داده های حساس تضمین شود. برای ارزیابی سیستم، داده های پنهان شده از تصاویر استخراج و با داده های اصلی مقایسه شدند. سیستم روی یک مجموعه داده 100تایی از تصاویر خسارت بیمه ای خودرو آزمایش و سه روش مقایسه ای بررسی شد. روش پایه (LSB)، استگانوگرافی مبتنی بر شبکه های مولد متخاصم، و ترکیب شبکه های مولد متخاصم با رمزنگاری AES-GCM. معیارهای ارزیابی شامل کیفیت تصویر (PSNR)، ظرفیت پنهان سازی (SSIM)، میانگین خطای بیت تحت حملات استاندارد و نرخ تشخیص دستکاری در فراداده ها محاسبه شد. یافته ها : در این پژوهش مشخص شد تصاویر حاوی داده های پنهان میانگین PSNR برابر با 41 dB داشتند که نشان دهنده حفظ کیفیت بصری بالای تصاویر است. روش شبکه های مولد متخاصم، میانگین PSNR ≈ 40.6 ± 0.8 dB (در مقابل 36.7 ± 1.1 dB برای روش پایه) و SSIM بالاتری نشان داد؛ میانگین BER در برابر فشرده سازی و نویز برای شبکه های مولد متخاصم تقریباً نصف روش پایه بود (به ترتیب ≈19–12% در برابر ≈34–29%). افزودن AES-GCM تأثیری بر کیفیت تصویری نداشت، اما امنیت انتها –   به –  انتها را افزایش داد. آزمون t زوجی نشان داد این تفاوت از نظر آماری در سطح اطمینان ۹۵٪ معنادار است (p < 0.001). در آزمون های دستکاری فراداده در آزمایش حاضر، در مجموعه داده آزمایشی 100 تصویری، تمامی موارد دستکاری فراداده (meta data) با موفقیت شناسایی شد. زمان پردازش میانگین پیاده سازی موبایلی برای کل زنجیره رمزنگاری+جاسازی تقریباً 2 ثانیه در هر تصویر بود. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از استگانوگرافی مبتنی بر یادگیری عمیق می تواند چالش های امنیتی در فرایند اعلام خسارت آنلاین را برطرف کند. روش پیشنهادی ضمن تضمین کیفیت و امنیت تصاویر، امکان تأیید صحت اطلاعات مکانی و زمانی را فراهم می کند و می تواند به کاهش تقلب در بیمه کمک شایان توجهی کند. نتایج نشان می دهد که ترکیب استگانوگرافی مبتنی بر روش پیشنهادی با AES-GCM بهترین تعادل بین کیفیت تصویری، پایداری در برابر حملات و قابلیت تشخیص دستکاری فراداده را فراهم می آورد.
۷.

پیش بینی خسارت با استفاده از تکنیک های رگرسیون عمیق متوالی در روش های یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۲
پیشینه و اهداف: یکی از چالش های مهم شرکت های بیمه تعیین نرخ بهینه بیمه نامه های اموال مانند خودرو و آتش سوزی است. اگر شرکت بیمه بتواند امکان وقوع خسارت را در یک بیمه نامه تشخیص دهد، تصمیمات مؤثر و بهتری در تعیین نرخ بیمه ، میزان تخفیف اختصاص یافته به بیمه نامه یا تصمیم گیری درباره تمدید آن بیمه نامه خواهد داشت. شرکت های بیمه و خبرگان رشته صدور و خسارت ، به دنبال روش های جدیدی برای ارزیابی ریسک مشتریان و بیمه نامه ها از طریق پیش بینی وقوع خسارات احتمالی در این رشته هستند. روش های سنتی مانند مدل های خطی عمومی (GLMs) غالباً در شناسایی الگوهای پیچیده در داده های بیمه ناکام اند. یادگیری عمیق با توانایی شناسایی روابط غیرخطی و الگوهای پیچیده می تواند این محدودیت ها را رفع کند. در این مقاله روشی برای بهبود عملکرد یادگیری عمیق با استفاده از تکنیک های رگرسیون عمیق ترتیبی ارائه شده است. رویکرد پیشنهادی ترکیبی از یادگیری عمیق و مدل های ترتیبی است. از شبکه های حافظه طولانی کوتاه مدت (LSTM)   برای مدل سازی داده های سری زمانی استفاده می شود. روش شناسی: در این مقاله از داده های 7 سال اخیر صدور و خسارت بیمه آتش سوزی شرکت بیمه البرز برای بررسی و پیش بینی خسارت در این رشته استفاده شده است. در این مقاله با تمرکز بر پیش پردازش داده ها و استخراج ویژگی های برتر برای ارائه بهترین نتیجه و پس از اعمال روش های مختلف استخراج ویژگی، در نهایت از مجموع 40 ویژگی، 20 ویژگی انتخاب و سپس با استفاده یادگیری عمیق آموزش داده شد. رویکرد پیشنهادی، ترکیبی از یادگیری عمیق و مدل های ترتیبی با استفاده از شبکه های حافظه طولانی کوتاه مدت (LSTM) برای مدل سازی داده های سری زمانی استفاده می کند. یافته ها : در این مقاله با بررسی روش های مختلف یادگیری ماشینی روی داده های صدور و خسارت شرکت بیمه ، این نتیجه به دست آمد که مدل رگرسیون عمیق ترتیبی نسبت به روش های سنتی عملکرد بهتری دارد. بهبود دقت پیش بینی، قابلیت اطمینان بالاتر و تأکید بر اهمیت ویژگی های زمانی از نتایج اصلی اند. نتیجه گیری: بهینه سازی فرایندهای ارزیابی ریسک و خسارت از طریق مدل های یادگیری عمیق می تواند به ارائه نرخ های حق بیمه دقیق تر و کاهش ضررهای ناشی از پرداخت های نامناسب منجر شود. همچنین، استفاده از این مدل ها می تواند به شرکت های بیمه کمک کند تا استراتژی های مدیریت ریسک بهتری اتخاذ کنند و فرایندهای کشف تقلب را بهبود بخشند. این موضوع به ویژه در بیمه های آتش سوزی، که خسارت های مالی سنگینی به همراه دارند، از اهمیت بالایی برخوردار است.
۸.

واکاوی نقش اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی در گزارشگری مسئولیت اجتماعی در شرکت های بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۵
پیشینه و اهداف: شرکت های بیمه ای، به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، نقشی محوری در مدیریت ریسک های اقتصادی و تأمین امنیت مالی برای اشخاص حقیقی و حقوقی دارند. کیفیت حسابرسی داخلی و اثربخشی کمیته حسابرسی به عنوان سازوکار های نظارتی اصلی، علاوه بر نظارت بر سیستم های مالی و کنترل های داخلی نقش تعیین کننده ای در ارتقای اعتبار و قابلیت اتکای گزارش های مسئولیت اجتماعی دارند. کیفیت حسابرسی داخلی به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام حکمرانی شرکتی، به طور مستقیم بر دقت، شفافیت و کامل بودن اطلاعات ارائه شده در گزارش های مسئولیت اجتماعی تأثیر می گذارد. کمیته حسابرسی نیز که نهاد نظارتی مستقل در ساختار حکمرانی شرکتی است، نقشی محوری در نظارت بر فرایندهای گزارشگری مالی و غیرمالی دارد. اثربخشی کمیته حسابرسی به طور مستقیم بر کیفیت گزارش های مسئولیت اجتماعی تأثیر می گذارد. با توجه به اهمیت روزافزون مسئولیت پذیری اجتماعی در صنعت بیمه، این پژوهش به بررسی تأثیر اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی بر گزارشگری مسئولیت اجتماعی در شرکت های بیمه ای ایران پرداخته است. روش شناسی: روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی بوده و از آزمون فرضیه ها براساس رگرسیون چندمتغیره استفاده شده و از نظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی و انجام پژوهش در چهارچوب استدلال استقرایی صورت پذیرفته است . جامعه آماری شامل تمامی شرکت های بیمه ای در ایران است که به منظور دستیابی به هدف پژوهش ، دورهه زمانی بین سال های 1398 تا 1402، به عنوان نمونه انتخاب شده است . یافته ها : نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های پژوهش ، بیانگر تأثیر معنادار و مستقیم (مثبت ) اثربخشی کمیته حسابرسی و کیفیت عملکرد حسابرسی داخلی بر بهبود گزارشگری مسئولیت اجتماعی است. به طور مشخص، افزایش اثربخشی کمیته حسابرسی و ارتقای کیفیت حسابرسی داخلی به افزایش شفافیت، دقت، و قابلیت اتکای گزارش های مسئولیت اجتماعی منجر می شود. این نتایج بیانگر آن است که ساختار حکمرانی شرکتی قوی، به ویژه از طریق عملکرد مؤثر کمیته های حسابرسی و واحدهای حسابرسی داخلی، می تواند به بهبود پاسخگویی اجتماعی و افزایش اعتماد ذی نفعان کمک کند. نتیجه گیری: این مطالعه با ارائه شواهد تجربی جدید، به ادبیات موجود در حوزه گزارشگری مسئولیت اجتماعی و حکمرانی شرکتی در صنعت بیمه کمک می کند. یافته های این پژوهش می تواند به مثابه مبنایی برای سیاست گذاران، مدیران، و نهادهای نظارتی در جهت بهبود فرایندهای گزارش دهی و افزایش شفافیت در شرکت های بیمه ای استفاده شود.
۹.

تدوین الگوی توسعه استارتاپ ها در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
پیشینه و اهداف: امروزه با شکل گیری اقتصاد دیجیتال و تغییرات سریع فنّاورانه، صنعت بیمه مانند دیگر حوزه ها باید متحول شود. به این منظور بهره گیری از فنّاوری های نوین بیمه ای می تواند به مثابه مزیت رقابتی ارزشمندی برای شرکت ها و کارگزاران بیمه عمل کند و موجب تسهیل ارزش آفرینی در این صنعت شود. باوجوداین، توسعه استارت آپ های بیمه ای مستلزم شناخت دقیق عوامل مؤثر و تعامل میان فنّاوری، بازار و مشتری است. ازاین رو، این پژوهش با هدف تدوین الگوی توسعه استارت آپ ها در صنعت بیمه ایران انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی –  توسعه ای، از دیدگاه ماهیت، توصیفی –  تحلیلی و از نوع اکتشافی و از نظر روش اجرای پژوهش، کیفی بود. داده های این پژوهش از داده های اولیه شامل مصاحبه ها و داده های ثانویه شامل کتاب ها، مقاله ها، اسناد، مدارک و تجربیات منتشرشده گردآوری شد. جامعه مورد مطالعه، مدیران و کارشناسان صنعت بیمه، فعالان حوزه استارت آپ ی و اساتید صاحب نظر مرتبط در کشور با احراز شرایط خبرگی بودند. روش نمونه گیری، هدفمند قضاوتی و گلوله برفی بود و گردآوری داده ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت (14 نفر). ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته با تدوین پروتکل دقیق بود. در نهایت، به منظور تحلیل یافته ها از روش استراوس و کوربین استفاده شد. یافته ها : براساس تحلیل انجام شده در این پژوهش، 53 کد باز در 15 مفهوم طبقه بندی شدند که در مدل پارادایمی، توسعه استارت آپ های صنعت بیمه به عنوان پدیده محوری انتخاب شد. نتایج حاکی از آن است که شرایط علّی همچون توسعه و زیرساخت های فنّاوری و تجاری سازی فنّاوری بر پدیده محوری اثرگذار است. شرایط مداخله گر شامل تحول دیجیتال، مدیریت ریسک و مشتری مداری و شرایط زمینه ای شامل عوامل داخلی و خارجی استارت آپ همراه با پدیده محوری، راهبردها را تشکیل دادند؛ این راهبردها شامل همکاری و شبکه سازی، ایجاد و توسعه نوآوری های فنّاورانه، مشتری مداری و بازاریابی و توسعه سازمانی هستند. در نهایت پیامدهای توسعه استارت آپ ها که شامل رشد و توسعه صنعت بیمه، بهبود بهره وری، توسعه اقتصادی و اجتماعی و بهبود تجربه مشتری بودند، طبقه بندی شد. نتیجه گیری: رشد و به روز بودن استارت آپ ها یکی از موضوعات مهم در صنعت بیمه است. براساس مدل پارادایمی ارائه شده، پیشنهادهای ذیل را می توان مطرح کرد: (1) استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی برای تحلیل داده های فردی (مانند سابقه پزشکی، عادات رانندگی، سبک زندگی) و ارائه پیشنهادهای بیمه ای شخصی سازی شده؛ (2) استفاده از بلاکچین در قراردادهای هوشمند بیمه که به طور خودکار در صورت وقوع شرایط خاص (مانند تأخیر پرواز، خسارت خودرو) پرداخت می شوند؛ و (3) طراحی و ارائه محصولات بیمه ای ساده و ارزان قیمت که برای پوشش ریسک های مالی جمعیت های کم درآمد (مانند کشاورزان، کارگران فصلی) مناسب باشد.
۱۰.

تحلیل ساختار وابستگی بین ریسک های بیمه ای در شرکت سهامی بیمه ایران: رویکرد هم انباشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۰
پیشینه و اهداف: بررسی روابط بلندمدت و هم انباشتگی میان شاخه های مختلف بیمه برای درک مدیریت ریسک و پایداری مالی در صنعت بیمه اهمیت زیادی دارد و این روابط به دلایلی همچون ماهیت ریسک های مشابه، وابستگی به متغیرهای اقتصادی (مانند نرخ بهره، تورم، یا رشد اقتصادی) و همچنین مدیریت سرمایه مشترک در بلندمدت پدیدار می شوند. در این مطالعه، ساختار وابستگی بین شاخه های مختلف بیمه ای بررسی می شود. روش شناسی: در این مطالعه، ساختار وابستگی بین شاخه های مختلف بیمه ای از روش های هم انباشتگی خطی یوهانسن و هم انباشتگی غیرخطی هنسن و سئو و وجود فرایندهای تعادلی در روابط بلندمدت بین آن ها مورد بررسی می شود. در این راستا مجموعه داده هایی شامل خسارت های ماهانه (بدون بازیافت) حاصل از رشته های بیمه غیرعمر مسئولیت، شخص ثالث و بدنه خودرو به دلیل ماهیت درجه انباشتگی غیر صفر و یکسان آن ها طی دوره ماهانه 1402:12-1390:01 به کار برده شده است. یافته ها: نتایج به وجود حداقل یک بردار هم انباشتگی خطی بین ریسک شاخه های بیمه ای اشاره می کند. اما بررسی وجود روابط غیرخطی بین خسارات سه شاخه بیمه ای در قالب مدل های تصحیح خطای برداری آستانه ای نشان می دهد زمانی که شکاف بین خسارت ها در بیمه های مسئولیت و بدنه کمتر یا بیشتر از مقادیر آستانه ای برآورد شده باشد، تعدیل به سمت تعادل بلندمدت ایجاد می شود، اما فرایند تعدیل در مواردی که شکاف خسارت ها بیشتر از آستانه باشد تعدیل به سمت تعادل بلندمدت با سرعت بیشتری صورت می گیرد. همچنین، اثر تصحیح خطای بسیار قوی تری برای شاخه بیمه مسئولیت نسبت به دو شاخه دیگر وجود دارد. پس از آن بیمه بدنه نسبت به بیمه شخص ثالث تصحیح خطای بالاتری دارد. در نهایت بیمه شخص ثالث از تصحیح خطای بسیارکمتری نسبت به بقیه برخوردار است. نتیجه گیری: بیمه های مسئولیت از ریسک نظام مند بالایی برخوردارند و مجموعه شرایط اقتصادی کشور مانند نرخ های تورم بالا و تنگناهای اقتصادی ناشی از تحریم ها که به کاهش کیفیت خودروها و افزایش خسارات در بخش بیمه های ثالث و بدنه منجر شده است به افزایش ریسک نظام مند در بخش بیمه های مسئولیت نیز می انجامد، زیرا این شاخه از بیمه سرعت تعدیل بالایی در روابط خود با بیمه های ثالث و بدنه دارد. این موضوع در ارتباط با بیمه بدنه نیز صادق است و افزایش خسارات شخص ثالث می تواند ریسک نظام مند بیمه بدنه را نیز افزایش دهد و شکاف بین ریسک های شخص ثالث و بدنه را در بلندمدت از میان بردارد. بنابراین مدیریت ریسک و سرمایه در شرکت های بیمه مستلزم توجه به چنین وابستگی هایی در شاخه های بیمه ای است و مدیریت پرتفوی این شرکت ها بدون توجه به وجود تعدیل در روابط بین ریسک انواع شاخه های بیمه ای می تواند این شرکت ها را در معرض زیان های قابل توجهی قرار دهد.
۱۱.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه ایران: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه به عنوان پشتیبان فعالیت های مالی و اقتصادی یک کشور به سرمایه انسانی متخصص و شایسته نیاز دارد. بررسی پیشینه پژوهش نشان می دهد که مسائل و محدودیت های متعددی در شناسایی و اندازه گیری شایستگی ها وجود دارد. این مسائل شامل عدم روایی مدل های شایستگی، تمرکز بر رابطه همبستگی متغیرهای شایستگی با عملکرد مدیران و گذشته نگر بودن مدل ها می شود. با توجه به طرح موضوع و شکاف های پژوهشی موجود، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه کشور انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش روش آمیخته (کیفی و کمّی) است. روش پژوهش بخش کیفی تحلیل مضمون و روش کمّی نیز روش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. مشارکت کنندگان پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان صنعت بیمه که یک نمونه 15 نفری با روش نمونه گیری گلوله برفی از میان آن ها انتخاب شد. جامعه آماری بخش کمّی پژوهش نیز عبارت بودند از کارکنان کلیدی صنعت بیمه و با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 88 نفر از آنان انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های پژوهش برای بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار برای بخش کمّی نیز پرسش نامه محقق ساخته بوده است. یافته ها : نتایج بخش کیفی نشان داد که ابعاد اصلی شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه شامل چهار بعد است: (1) شایستگی فردی؛ توانایی ارزیابی و انتخاب فنّاوری، استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی، امنیت داده و مشارکت در تحقیقات، (2) شایستگی بین فردی؛ مدیریت تعارض، ارتباط اثربخش، مذاکره و اقناع، و هوش هیجانی، (3) شایستگی کارکردی؛ مدیریت زمان، مدیریت داده ها، تصمیم گیری و حل مسئله، مدیریت تغییر و سرمایه انسانی و (4) شایستگی سازمانی؛ تدوین استراتژی، رهبری اثربخش، کنترل و نظارت، تحلیل بازار و بازاریابی. در بخش کمّی نیز همه روابط مدل برازش شده معنادار بودند؛ به طوری که مقدار آماره t برای مسیرها بالاتر از 1.96 و سطح معناداری کمتر از 0.50گزارش شد که بیانگر اعتبار مدل نهایی است. تحلیل میزان اثرگذاری ابعاد نشان داد که شایستگی هایی مانند «تصمیم گیری و حل مسئله» و «رهبری اثربخش» بیشترین تأثیر را دارند؛ درحالی که شایستگی هایی مانند «امنیت سایبری» و «مشارکت در پروژه های پژوهشی» در رتبه های پایین تری قرار گرفتند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با ارائه الگویی بومی و معتبر از شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه، چندین دستاورد نظری و عملی به همراه دارد. به لحاظ نظری، این پژوهش شکاف موجود در ادبیات داخلی را پر کرده و تصویری جامع از ابعاد شایستگی های فردی، بین فردی، کارکردی و سازمانی ارائه کرده است. از نظر عملی، مدل نهایی می تواند به مدیران و سیاست گذاران صنعت بیمه کمک کند تا در فرآیندهای جذب، انتخاب، آموزش، ارزیابی و جانشین پروری کارکنان کلیدی از چهارچوبی علمی و مبتنی بر شایستگی استفاده کنند. همچنین، این مدل مبنایی برای طراحی دوره های آموزشی هدفمند، توسعه منابع انسانی، ارتقای رضایت مشتریان و افزایش مزیت رقابتی شرکت های بیمه در سطح ملی و بین المللی خواهد بود. هرچند پژوهش حاضر با محدودیت هایی همچون حجم نمونه محدود و دشواری دسترسی به خبرگان مواجه بوده است، اما نتایج آن می تواند الهام بخش مطالعات بعدی برای توسعه مدل های جامع تر، آینده نگرتر و با داده های گسترده تر باشد. در مجموع، یافته ها نشان می دهد که موفقیت صنعت بیمه در گرو توجه نظام مند به شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی است و به کارگیری چنین مدل هایی می تواند آینده ای پایدارتر و رقابتی تر برای این صنعت به ارمغان بیاورد.
۱۲.

مدل سازی و تحلیل بیم سنجی بیمه های زندگی مشترک در صنعت بیمه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: یکی از راهکارهای افزایش ضریب نفوذ در صنعت بیمه کشور، ایجاد تنوع در محصولات بیمه زندگی است. در این راستا، یکی از بیمه های زندگی در حال گسترش، بیمه های زندگی مشترک است که می تواند دو نفر را در قالب یک بیمه نامه و در دو حالت به شرط اولین فوت و به شرط دومین فوت یا آخرین بازمانده، تحت پوشش قرار دهد. در این مقاله تلاش شده تا با معرفی محصول بیمه های زندگی مشترک به عنوان محصولی که جای رشد در صنعت بیمه های زندگی در ایران را دارد، طراحی محصولات جدید را در دستور کار خود قرار دهد و حق بیمه و احتمالات فوت مشترک را بر مبنای مبانی فنی آیین نامه 107 شورای عالی بیمه محاسبه کند. روش شناسی: در این مطالعه، محاسبات بیم سنجی و نرخ های حق بیمه خالص چهار نوع کلاسیک بیمه های زندگی مشترک بررسی شده و بر مبنای آن، احتمالات فوت مشترک براساس جدول TD88-90 و جدول زندگی بومی کشور (ILT1400)، استخراج و مقایسه شده است. همچنین، تأثیر جدول زندگی بر درآمد و سود یک شرکت بیمه به صورت فرضی بررسی شده است. یافته ها : احتمالات فوت مشترک در حالت استفاده از جدول زندگی بومی کشور مقادیر بسیار پایین تری دارند. همچنین از میان چهار نوع کلاسیک بیمه های زندگی مشترک، بیمه زندگی مشترک زمانی دارای کمترین حق بیمه است. همچنین، در بیمه های زندگی زمانی مشترک، تمام زندگی مشترک و مختلط مشترک، با افزایش سن و با توجه به افزایش احتمال فوت، حق بیمه افزایش می یابد؛ درصورتی که در بیمه های زندگی مشترک به شرط حیات با افزایش سن مقدار حق بیمه کاهش می یابد که به این علت است که هرچه سن افراد بیشتر می شود، احتمال فوت آن ها افزایش و احتمال حیات آن ها کاهش می یابد. ازاین رو، حق بیمه کمتری باید در این سنین در بیمه های به شرط حیات اخذ شود. نتیجه گیری: بیمه های زندگی مشترک به کاهش مقدار حق بیمه و به صرفه تر بودن از خرید دو بیمه نامه زندگی انفرادی مجزا، برای مردم منجر می شود. در راستای توسعه این محصول، پیشنهادهایی به شرح ذیل ارائه می شود که صنعت بیمه می تواند آن ها را در دستور کار قرار دهد: ارائه بیمه های زندگی مشترک غیرپس اندازی به منظور تنوع محصولات بیمه های زندگی، تصویب شرایط عمومی بیمه های زندگی مشترک غیرپس اندازی، اعمال تخفیف به منظور تشویق بیشتر افراد به خریداری بیمه های زندگی مشترک.
۱۳.

تأثیر شوک نااطمینانی اقتصاد کلان بر ضریب نفوذ بیمه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۶
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه یکی از بخش های اساسی ساختار اقتصادی هر کشور، نقش مهمی در مدیریت ریسک های مختلف زندگی فردی، خانوادگی و کسب وکارها ایفا می کند. بیمه با فراهم کردن پوشش های بیمه ای، سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی را در مقابل خطرات احتمالی محافظت و به تثبیت و پایداری اقتصادی کمک می کند. در کشورهایی که نااطمینانی در آن ها بالاست و شرایط اقتصادی پرنوسانی دارند، تمایل افراد و شرکت ها برای بهره گیری از خدمات بیمه افزایش می یابد، زیرا بیمه ریسک های مالی و عملیاتی را کاهش می دهد و امکان مدیریت بهتر دارایی ها و درآمدها را فراهم می آورد. بیمه، نه تنها یک ابزار مالی، بلکه عاملی مهم در تثبیت اقتصاد ملی و کاهش اثرات شوک های ناگهانی به شمار می رود. در این راستا، بررسی تأثیر عوامل مختلف اقتصادی، به ویژه نااطمینانی های اقتصاد کلان بر ضریب نفوذ بیمه، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل تأثیر شوک های نااطمینانی اقتصاد کلان بر ضریب نفوذ بیمه در ایران است. روش شناسی: در این مطالعه از شاخص نااطمینانی اقتصاد کلان که جدید و جامع است، به عنوان ابزار اصلی اندازه گیری نااطمینانی ها استفاده شده است. این شاخص براساس هفت گروه از مهم ترین متغیرهای اقتصادی ساخته شده است که شامل نرخ بهره، تورم، نرخ ارز، قیمت نفت، شاخص بازار سهام، نرخ بیکاری و تولید ناخالص داخلی می شود. دوره زمانی تحقیق از سال ۱۳۶۹ تا ۱۴۰۰ است که داده های مربوط به هر دو متغیر نااطمینانی و ضریب نفوذ بیمه در آن جمع آوری شده است. برای تحلیل و بررسی رابطه میان این متغیرها، از مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR) استفاده شده است؛ این مدل قابلیت تشخیص و تحلیل شوک های تصادفی هر متغیر را می دهد و اثرات بلندمدت و کوتاه مدت آن ها بر ضریب نفوذ بیمه را ارزیابی می کند. یافته ها : نتایج نشان می دهد که شاخص نااطمینانی اقتصاد کلان، تأثیر مثبت و معناداری بر ضریب نفوذ بیمه دارد. به عبارت دیگر، هرچه نااطمینانی و عدم قطعیت در اقتصاد افزایش یابد، تمایل افراد و مؤسسات به خرید محصولات بیمه ای نیز بیشتر می شود. براساس تحلیل های انجام شده، تکانه های این شاخص در بلندمدت به افزایش ضریب نفوذ بیمه منجر می شود. همچنین، تجزیه واریانس نشان می دهد که در دوره دهم، حدود ۷۳/۳۰ درصد از تغییرات در ضریب نفوذ بیمه را نااطمینانی های اقتصاد کلان تبیین می کند. تحریم های اقتصادی و ریسک های سیاسی نقش منفی و معناداری در کاهش ضریب نفوذ بیمه دارند. در حالی که عواملی مانند سرمایه گذاری مستقیم خارجی، عدم قطعیت قیمت نفت و سرمایه انسانی، اثر مثبت و معناداری بر آن دارند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، در شرایطی که نااطمینانی اقتصادی در کشور بالاست، مردم و فعالان اقتصادی تمایل بیشتری به خرید و استفاده از محصولات بیمه ای نشان می دهند، زیرا بیمه به عنوان یک ابزار حیاتی در مدیریت ریسک می تواند در مواجهه با حوادث غیرمنتظره، بحران های اقتصادی و نوسانات قیمت ها، دارایی های افراد و شرکت ها را محفوظ نگه دارد. بنابراین، سیاست گذاران اقتصادی باید با شناخت دقیق این روابط، استراتژی هایی را برای حمایت و توسعه صنعت بیمه در راستای کاهش اثرات منفی نااطمینانی ها و تقویت ثبات اقتصادی تدوین و اجرا کنند. 
۱۴.

طراحی الگوی مدیریت دانش بازارمحور تعاونی و صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: در عصر دیجیتال و حاکمیت داده ها، دانش به عنوان منبعی ارزشمند در کنار دیگر منابع مورد توجه کسب وکارها قرار گرفته است. همچنین، بخش تعاون به مثابه یکی از سه بخش اصلی اقتصادی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جایگاه ویژه ای دارد. صنعت بیمه نیز در پوشش ریسک های متنوع نقش مؤثری ایفا می کند و می تواند در کنار دیگر عوامل، به توسعه اقتصادی کمک کند. بنابراین، در این مطالعه تلاش شده که مدیریت دانش مبتنی بر بازار به عنوان مؤلفه ای اصلی در توسعه بخش تعاون، با در نظر گرفتن پوشش ریسک مبتنی بر کارکرد بیمه در چهارچوب الگو معرفی شود. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی است. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد و اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار اطلس تی، روش استراوس و کوربین و مدل پارادایمی (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شد. در این پژوهش، نمونه گیری به صورت هدفمند انجام گرفت و طی آن با 12 نفر از خبرگان حوزه کسب وکار، به ویژه فعالان باتجربه بخش تعاون در صنعت بیمه، مصاحبه صورت پذیرفت. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهند که مدیریت ریسک و بهره گیری از ظرفیت های صنعت بیمه در زمره عوامل ساختاری قرار دارند. همچنین، حمایت مدیران از استقرار دانش، سطح دانش مدیریتی، استراتژی های مدیریت منابع انسانی و برنامه ریزی استراتژیک مدیریتی برای اجرای مدیریت دانش به عنوان متغیرهای علّی، تغییر ساختارهای سازمانی، شبکه اجتماعی و ساختار غیررسمی، حرفه ای گرایی ساختاری، ایجاد فرهنگ مشارکتی، حاکمیت ارزش ها و ایجاد اعتماد سازمانی به عنوان متغیرهای مداخله گر و تأمین امکانات و تسهیلات، حمایت مالی از به روزرسانی دانش سازمانی و توزیع عادلانه منابع به عنوان عوامل زمینه ای شناسایی شدند. نتیجه گیری: این مدل می تواند به افزایش سهم تعاونی ها در اقتصاد کشور و بهره گیری از ظرفیت های صنعت بیمه در پایداری مشاغل کمک کند. در نتیجه، این تحقیق نشان می دهد امکان طراحی و پیاده سازی الگویی برای مدیریت دانش در بخش تعاون وجود دارد که در آن نقش صنعت بیمه به صورت مشخص و هدفمند در نظر گرفته شده است.
۱۵.

شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان با استفاده از روش دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۷
پیشینه و اهداف: در چشم انداز رقابتی امروز، برندسازی نقش اساسی در موفقیت شرکت ها در صنایع مختلف ایفا می کند. در حالی که بسیاری ممکن است نام تجاری را در درجه اول با محصولات ملموس مرتبط کنند، اما در صنعت خدمات، برند به همان اندازه، حیاتی و دارای اهمیت است. هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان است، که در شرکت بیمه کوثر ارزیابی شد. روش شناسی: این پژوهش بر پایه پژوهش آمیخته و به صورت کیفی و کمّی در پارادایم قیاسی استقرایی انجام شده و از نظر هدف کاربردی و بنیادی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی پژوهش مطالعات کتابخانه ای است. در بخش کمّی پژوهش، اعضای جامعه آماری خبرگان، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. در این پژوهش با استفاده از روش دلفی فازی عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان شناسایی و رتبه بندی می شود. یافته ها : 34 متغیر مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند از منظر کارکنان با استفاده از روش دلفی فازی شناسایی شد. از میان این متغیرها، 26 متغیر در راند اول دلفی تأیید و 8 متغیر رد شد. نتیجه پرسش آزاد راند اول به شناسایی 5 متغیر جدید منجر شد. این 31 شاخص در قالب 9 دسته بندی، تجربه کارکنان از برند استخدام کننده، ادراک کارکنان از برند درک شده توسط مشتری، برند استخدام کننده و رقبای آن، دانش کارکنان درباره برند، تعهد کارکنان به برند، رفتار شهروندی، تبلیغات دهان به دهان، رضایت کارکنان و قصد ماندن دسته بندی شد. نتیجه گیری: با توجه به رتبه بندی متغیرهایی که با استفاده از روش دلفی فازی در دو راند اول و دوم شناسایی و تأیید شدند. مهم ترین عوامل مؤثر بر برندسازی و ارزش ویژه برند در صنعت بیمه از دید کارکنان عبارت اند از محیط کاری مناسب، شور و اشتیاق به برند و توسعه فردی کارکنان که به ترتیب در جایگاه اول تا سوم رتبه بندی از بعد درجه اهمیت قرار دارد و متغیرهای تلاش مضاعف، مکالمه بارغبت درباره سازمان و رد پیشنهادهای شغلی جدید در جایگاه 18 تا 20 رتبه بندی از حیث درجه اهمیت قرار دارد.
۱۶.

تدوین مؤلفه های گزارشگری و افشای اطلاعات در صنعت بیمه ایران با تأکید بر آیین نامه شماره 88(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۷
پیشینه و اهداف: هدف از تدوین مقررات و الزامات گزارشگری و افشا، هم در برابر نهادهای ناظر و هم در برابر عموم، کاهش اطلاعات نامتقارن، افزایش شفافیت اطلاعاتی و بهبود قابلیت مقایسه به منظور بهبود کارایی و تنظیم بازار است. نهاد نظارتی بیمه در هر کشوری، در راستای رعایت حقوق ذی نفعان به وضع قوانین و مقرراتی در خصوص افشای اطلاعات اقدام کرده است. با توجه به ضرورت تعیین سطح مقررات گزارشگری و افشای اطلاعات برای شرکت های بیمه، هدف پژوهش حاضر تدوین مؤلفه های گزارشگری و افشای اطلاعات در ایران است. روش شناسی : این پژوهش مطالعه ای کاربردی است که در مرحله نخست، چالش های آیین نامه شماره 88 مصوب شورای عالی بیمه با عنوان «گزارشگری و افشای اطلاعات مؤسسات بیمه» از طریق مصاحبه و با استفاده از روش تحلیل محتوا شناسایی می شوند. سپس، با بررسی مقررات گزارشگری و افشای اطلاعات در صنعت بیمه ایران، چهارچوب های مقرراتی بین المللی، اتحادیه اروپا و کشورهای منتخب، مؤلفه های گزارشگری و افشا از راه سندکاوی و روش تحلیل محتوا شناسایی و استخراج می شوند. در نهایت با بهره گیری از نظرات خبرگان موضوع، مؤلفه های پیشنهادی گزارشگری و افشای اطلاعات از طریق پرسش نامه با استفاده از روش دلفی فازی و رسیدن به اجماع نظر شناسایی می شوند. یافته ها : نتایج در سه بخش شامل «مفاهیم بنیادی»، «اصول اساسی در تعیین الزامات گزارشگری و افشای اطلاعات»، و «فرایند بررسی و ارزیابی توسط نهاد ناظر» تحلیل شده است. در تفسیر بخش اول، نتایج نشان داد که اطلاعات گزارش شده باید دارای ویژگی های کیفی و برای کاربران قابل درک باشد. نتایج یخش دوم نشان داد که باید چهارچوبی دقیق تدوین شود و استقرار یابد. همچنین طرح نظارتی باید برای تعیین تواتر و گستره نظارت بر فرایند گزارشگری طراحی شود. در بخش سوم، بر چهارچوب راهبری شرکتی و اهمیت تحلیل صورت جلسات هیئت مدیره، گزارش های حسابرسان و ارزیابی ساختار مالکیت تأکید شد. همچنین، گزارشگری مدیریت ریسک باید شامل بیانیه اشتهای ریسک، استراتژی مدیریت ریسک، و برنامه کسب وکار شامل ریسک های بااهمیت سه ساله و فرایند ارزیابی داخلی کفایت سرمایه باشد. برای افشای عمومی، شاخص های مشخصات شرکت، چهارچوب راهبری شرکتی، ذخایر فنی، ابزارهای مالی و دیگر سرمایه گذاری ها، ریسک های بیمه گری، سرمایه گذاری و نقدینگی، مدیریت دارایی و بدهی، کفایت سرمایه (توانگری)، عملکرد مالی و پایداری شرکتی تأیید شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش ضمن توصیفی از وضعیت فعلی مقررات گزارشگری و افشای اطلاعات در صنعت بیمه ایران و جهان، رهنمودی برای تدوین الگوی گزارشگری و افشا در صنعت بیمه ایران فراهم می کند. در این راستا، پیشنهاد می شود یک پایگاه اطلاعاتی جامع برای مقاصد گزارشگری و افشای عمومی اطلاعات طراحی شود. اطلاعات سطح بندی شده، زمان بندی دقیق گزارشگری و افشای متناسب با آن اعلام شود، مؤلفه های گزارشگری و افشای عمومی اطلاعات بازنگری و دستورالعمل کاربردی برای آیین نامه، که مشخص کننده دقیق عناصر گزارشگری و افشا باشد، برای ایجاد شفافیت بیشتر و افزایش قابلیت مقایسه بین مؤسسات بیمه تدوین شود.
۱۷.

مطالعه تطبیقی مسئولیت بیمه گر در ایران با کشورهای پیشرو (فرانسه، ژاپن و آمریکا) و چالش های قانونی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: با افزایش فراوانی و شدت بلایای طبیعی، نظیر زلزله، سیل، طوفان و آتش سوزی، نیاز به پوشش های بیمه ای مؤثر و کارآمد برای جبران خسارات وارده به افراد و اموال احساس می شود. در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، بیمه بلایای طبیعی به عنوان یک ابزار کلیدی برای مدیریت ریسک و کاهش بار مالی ناشی از این بلایا شناخته می شود. با این حال، چالش های متعددی در زمینه پوشش بلایای طبیعی شامل حدود مسئولیت ها و تعهدات بیمه گر، ضعف قراردادهای بیمه و ... وجود دارد که می تواند بر کارایی نظام های بیمه ای تأثیر بگذارد. براین اساس هدف اصلی این مطالعه، تطبیق مسئولیت بیمه گر در عمل به تعهدات و پرداخت خسارات ناشی از بلایای طبیعی و چالش های مرتبط با آن در ایران و کشورهای پیشرو است. روش شناسی: به منظور تحلیل مسئولیت بیمه گران در برابر خسارات ناشی از بلایایی طبیعی از مت ون حقوق ی موج ود از جمل ه کت ب فقه ی، حقوق ی و مقالات منتشرش ده داخل ی و خارج ی استفاده شد. ب ر ای ن اس اس روش کار ای ن مقال ه، به صورت کتابخان ه ای و تحلیل ی و توصیف ی ب ود. ابت دا به بررسی مبان ی فقه ی و حقوق ی و مسئولیت بیمه گران در برابر خسارات ناشی از بلایای طبیعی پرداخته شد و در ادام ه به صورت مرور مقایسه ای به تحلیل ارائه خدمات بیمه ای و چالش های قانونی بیمه گران در برابر پرداخت خسارات ناشی از بلایای طبیعی در کشورهای مختلف از جمله ایران، آمریکا، انگلیس، فرانسه و برخی دیگر از کشورها پرداخته شد. یافته ها : مواد 19 تا 22 حقوق بیمه، تصریح می کنند که بیمه گر موظف است خسارات وارده را بر اساس شرایط تعیین شده در قرارداد، جبران کند. با توجه به ماده 953 قانون مدنی و تلاش های گسترده برای توسعه پوشش بیمه ای، بلایای طبیعی همچنان از جبران کامل خسارات در چارچوب بیمه ای فعلی برخوردار نیستند. در نظام حقوقی ایران، اثبات وقوع حادثه بر عهده بیمه گذار است که می تواند فرآیند پرداخت خسارت را طولانی کند. در کشورهای پیشرفته ای مانند فرانسه و آمریکا با شفافیت قراردادها و انتقال بار اثبات به بیمه گر، فرآیند پرداخت خسارت را تسهیل می کنند و اسناد معتبر دولتی به صورت خودکار این بلایا را تأیید می کنند و نیاز به اثبات مستقل توسط بیمه گذار نیست. در این کشورها، قوانین به نفع بیمه گذار تنظیم شده و تعهدات بیمه گر شامل بیمه های اجباری برای حوادث طبیعی است. علاوه بر این، خدمات حمایتی در ایران بیشتر تحت نظر حاکمیت و دولت بوده که با مشکلات مالی و اجرایی مواجه است و صندوق بیمه بلایای طبیعی حق بیمه پایینی دریافت می کند. در حالی که در کشورهایی مانند آمریکا و ژاپن، بیمه های تجاری با نظارت شدید دولتی و استانداردهای جهانی ارائه می شوند و پرداخت ها سریع تر و شفاف تر انجام می شود. نتیجه گیری: رویکرد ایران در پوشش بلایای طبیعی با کشورهای توسعه یافته مانند آمریکا و فرانسه به طور قابل توجهی متفاوت است. در ایران، دولت نقش اصلی را در پوشش بلایای طبیعی ایفا می کند و بخش خصوصی نقش کمتری دارد. برای بهبود وضعیت پوشش بلایای طبیعی، اصلاح قوانین بیمه ای، حمایت بیشتر از بیمه گذاران، شفاف سازی تعهدات و تقویت نقش بخش خصوصی ضروری است. الگوبرداری از تجربیات موفق کشورهای دیگر می تواند به بهبود فرآیندها و کاهش مشکلات موجود در این زمینه کمک کند.
۱۸.

تأثیر کیفیت حسابرسی داخلی بر عملکرد مالی شرکت های بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پیشینه و اهداف: حسابرسی داخلی یک فعالیت مستقل، اطمینان بخش واقع بینانه و مشاوره ای است که برای ارزش افزایی و بهبود عملیات سازمان طراحی شده است. حسابرسی داخلی با فراهم ساختن رویکردی نظام مند برای ارزیابی و بهبود اثربخشی فرایندهای راهبری، مدیریت ریسک و کنترل، سازمان را در دستیابی به هدف هایش یاری می کند. کیفیت حسابرسی داخلی به عنوان یکی از ارکان نظام حاکمیت شرکتی، بر دقت، شفافیت و کامل بودن اطلاعات و عملکرد ارائه شده تأثیر می گذارد. افزایش عملکرد مالی یکی از اهداف سازمان هاست که به کارگیری شیوه های حسابرسی داخلی کافی به دستیابی آن کمک خواهد کرد. هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر کیفیت حسابرسی داخلی بر عملکرد مالی در شرکت های بیمه است. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش حاضر شرکت های بیمه ای بورسی است که اطلاعات کمیته حسابرسی و واحد حسابرسی داخلی آن ها در سایت کدال افشا شده باشد. روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی بوده و از آزمون فرضیه ها براساس رگرسیون چندمتغیره استفاده شده و از نظر نوع هدف، جزء پژوهش های کاربردی و انجام پژوهش در چهارچوب استدلال استقرایی صورت پذیرفته است . کیفیت حسابرسی داخلی از منظر صلاحیت حسابرس داخلی، استقلال حسابرس داخلی و کارایی حسابرسی داخلی متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. برای اندازه گیری معیار استقلال حسابرسی داخلی از شاخص استقلال کمیته حسابرسی، برای صلاحیت حسابرسی داخلی از تخصص مالی واحد حسابرسی داخلی و همچنین برای اندازه گیری کارایی حسابرسی داخلی از اندازه واحد حسابرسی داخلی به عنوان شاخص استفاده شد. از نسبت بازده دارایی برای اندازه گیری عملکرد مالی استفاده شد. داده های متغیر وابسته از صورت های مالی سالانه حسابرسی شده شرکت های بیمه بورسی به دست آمد و با روش رگرسیون خطی چندگانه داده ها تحلیل شدند. یافته ها : نتایج این پژوهش نشان داد که استقلال حسابرسی داخلی تأثیر معناداری بر عملکرد مالی شرکت های بیمه ندارد. در مقابل صلاحیت حسابرسی داخلی و کارایی حسابرسی داخلی تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد مالی شرکت های بیمه دارد. بنابراین، حاکمیت شرکتی خوب/ قوی، از طریق عملکرد مؤثر کمیته حسابرسی و واحد حسابرسی داخلی، می تواند به بهبود پاسخگویی و ارتقای اعتماد ذی نفعان مختلف کمک کند. نتیجه گیری: این مطالعه با هدف افزایش اهمیت حسابرسی داخلی برای شرکت های بیمه انجام شد. براساس یافته های پژوهش، این مطالعه در خصوص اهمیت کیفیت حسابرسی داخلی و نقش آن در افزایش عملکرد مالی بینش هایی به تنظیم کنندگان و سیاست گذاران در جهت بهبود فرایندهای گزارش دهی و افزایش شفافیت می دهد.
۱۹.

کاربرد نظریۀ فضای محصول و علم شبکه برای تعیین راهبرد متنوع سازی محصولات شرکت های بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۶۱
پیشینه و اهداف: متنوع سازی محصولات یکی از راهبردهای بنگاه های اقتصادی در راستای کاهش ریسک، افزایش قدرت برند، تسلط پایدار بر بازار، حداکثر استفاده از منابع، افزایش درآمد و سودآوری است. بحث در خصوص تنوع بخشی موضوع جدیدی نیست و آنچه در این خصوص جدید است مطالعاتی است که به کمّی کردن فرایند متنوع سازی و بررسی دقیق تر این موضوع می پردازد. در این راستا هدف مقاله شناسایی سه گروه محصول برای شرکت های بیمه شامل رقابت پذیر یا فعال، دارای پتانسیل رقابت پذیری یا بالقوه فعال و فاقد پتانسیل رقابت پذیری یا غیرفعال و در نهایت تعیین توالی محصولات بالقوه فعال براساس راهبردهای حریصانه، حداکثری، درجه بالا، درجه پایین و ترکیبی در راستای افزایش متنوع سازی فعالیت های بیمه ای شرکت ها بوده است.روش شناسی: مطالعه حاضر از نظر روش، تحلیلی– توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. ابتدا با استفاده از میانگین پنج ساله داده های (2021-2017) حق بیمه دریافتی 29 شرکت مورد بررسی، مزیت نسبی آشکارشده به تفکیک 16 رشته فعالیت بیمه ای، محاسبه شده است. در مرحله بعد با تشکیل ماتریس شرکت– محصول تنوع شرکت های بیمه اندازه گیری و از این ماتریس برای محاسبه شاخص مجاورت و سپس ترسیم شبکه محصولات بیمه کشور استفاده شده است. فضای محصول 29 شرکت بیمه مورد بررسی ترسیم و جایگاه هر شرکت به لحاظ تعداد محصولات متنوع، تعداد محصولات تنوع پذیر و تعداد محصولاتی که امکان تنوع پذیری ندارند، تعیین شده است. در گام بعد, احتمال تنوع پذیری محصولاتی که دارای مزیت نسبی آشکارشده نبوده اند محاسبه و در نهایت با کاربرد علم شبکه براساس راهبردهای مختلف اولویت محصولات برای متنوع سازی و رقابت پذیری تعیین شده است.یافته ها: برای 29 شرکت مورد بررسی مشخص شد که هر شرکت در ارائه کدام فعالیت بیمه ای رقابت پذیر، پتانسیل رقابت پذیری را دارند یا فاقد پتانسیل رقابت پذیری هستند. فضای محصول برای تمامی شرکت های بیمه ترسیم و با بهره گیری از علم شبکه نقشه راه متنوع سازی رشته فعالیت های بیمه ای شرکت ها بر مبنای راهبردهای مختلف تعیین شده است.نتیجه گیری: از سال 2002 فرایند خصوصی سازی صنعت بیمه در ایران اغاز شده که این فرایند تأثیرات درخور ملاحظه ای بر ساختار صنعت بیمه و رفتار شرکت ها گذاشته است. یکی از راهبردهای شرکت های بیمه در راستای رقابت پذیری و افزایش سودآوری متنوع سازی محصولات است. در این مطالعه ابتدا تعداد محصولات متنوع 29 شرکت بیمه محاسبه و مشخص شد شرکت بیمه البرز با 10 محصول بیشترین تنوع را دارند، شرکت های بیمه خاورمیانه، کیش، آسماری و قشم با دارا بودن تنوع در یک محصول دارای کمترین تنوع در محصولات بیمه ای هستند. در گام بعد احتمال فعال سازی محصولاتی که شرکت های بیمه در عرضه آنها دارای مزیت نسبی آشکارشده یا فعال نیستند اندازه گیری شد و به این ترتیب محصولات بیمه ای هر شرکت به سه دسته فعال، بالقوه فعال و غیرفعال تقسیم شد. سپس فضای تولید 29 شرکت بیمه ترسیم و در این فضا محصولات فعال، بالقوه فعال و غیرفعال شرکت های بیمه مشخص شد. در نهایت با کاربرد علم شبکه مسیر و نقشه راه متنوع سازی شرکت های بیمه براساس چهار راهبرد حداکثری، حریصانه، درجه بالا، درجه پایین و نیز راهبرد ترکیبی (با روش های بردا و کپ لند) مشخص و تعیین شد. در راهبرد حداکثری طی هر مرحله محصول با بیشترین اتصال به محصولات فعال انتخاب شدند. براساس این راهبرد به طور مثال برای شرکت بیمه تجارت نو به منظور متنوع سازی، بیمه زندگی در اولویت اول، سایر انواع بیمه در اولویت دوم و حوادث راننده و شخص ثالث در اولویت سوم قرار گرفتند. در راهبرد حریصانه در هر مرحله محصول با بالاترین احتمال فعال سازی به ترتیب زمان فعال سازی کمتر انتخاب می شود. در راهبرد درجه بالا در هر مرحله محصولی برای متنوع سازی انتخاب می شود که در شبکه بیشترین ارتباط را با سایر محصولات داشته باشد اما در راهبرد درجه پایین طی هر مرحله محصول با کمترین ارتباط با سایر محصولات در شبکه برای فعال سازی برگزیده می شود. در راهبردهای درجه بالا و حداکثری رشته فعالیت هایی برای رقابت پذیری انتخاب می شوند که در آینده امکان رقابت پذیر شدن محصولات بیشتری را در شبکه محصولات فراهم آورند. درحالی که در صورت انتخاب راهبرد های حریصانه و درجه پایین امکان رقابت پذیری رشته فعالیت های کمتری در آینده وجود خواهد داشت . براساس یافته های این مطالعه مشخص شد که الزاماً مسیر و نقشه راه متنوع سازی محصولات برای تمامی شرکت های بیمه یکسان نیست و شرکت ها می توانند در راستای تنوع بخشی به محصولات، راهبردهای کوتاه مدت (حریصانه و درجه پایین)، بلندمدت (درجه بالا و حداکثری) یا ترکیبی از آنها را انتخاب کنند.
۲۰.

برآورد ذخیرۀ خسارت های معوق در سطح خرد با استفاده از تابع مفصل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۲۵۴
پیشینه و اهداف: برآورد ذخیره خسارت های معوق براساس پیش بینی مبلغ نهایی خسارت هایی است که هنوز تسویه نشده است و بیمه گر متعهد به پرداخت آن است. در رویکرد سطح خرد، میزان هر خسارت تسویه نشده به طور جداگانه برآورد می شود. در این راستا، مدت زمان تسویه هر خسارت متغیر مهمی است، زیرا تسویه خسارات بزرگ معمولا بیشتر طول می کشد و ممکن است در دوره مالی مربوطه پرداخت نشود. تسویه نشدن مطالبات ممکن است به دلیل گزارش نشدن به موقع، حجم بالای پرونده ها و یا عوارض قانونی باشد. ازاین رو، ممکن است داده های سانسورشده نیز وجود داشته باشند. ما در این مقاله از رویکرد تابع مفصل برای مدل سازی ساختار وابستگی متغیرهای مدت زمان پرداخت خسارت و مبلغ خسارت، استفاده می کنیم.روش شناسی: در این تحقیق، با رویکرد سطح خرد، میزان هر خسارت تسویه نشده به طور جداگانه برآورد می شود. برای این منظور، مدت زمان تسویه هر خسارت به عنوان متغیر وابسته به میزان خسارت در نظر گرفته می شود. براساس مدل سازی ساختار وابستگی بین مبلغ خسارت و مدت تسویه با استفاده از تابع مفصل، و همچنین با استفاده از ویژگی های کلی خسارت ها به عنوان متغیرهای پیش بینی کننده، هر خسارت تسویه نشده برآورد می شود. مدل سازی جداگانه توزیع های حاشیه ای مبلغ خسارت و مدت تسویه براساس متغیرهای کمکی، رفتار تصادفی هریک از آنها را توضیح می دهد. در رویکرد تابع مفصل ساختار وابستگی متغیرها را می توان جدا از توزیع های حاشیه ای آنها در نظر گرفت. با انتخاب یا ساخت تابع مفصل قابل قبول و مناسب با ساختار وابستگی مبلغ خسارت و مدت زمان تسویه آن، و لحاظ کردن ویژگی های خاص و شرایط تورم، می توان میزان هرخسارت پرداخت نشده ای را با دقت بیشتری تخمین زد. در این تحقیق از شبیه سازی برای ارزیابی صحت برآورد و اعتبار مدل پیشنهادی استفاده می شود.یافته ها: روش پیشنهادی برای مجموعه داده های یکی از شرکت های بیمه مربوط به موارد اعلامی ناشی از مسئولیت حرفه ای کارفرما در ۸ سال که شامل مطالبات پرداخت نشده نیز هستند، اجرا می شود. برای ارزیابی خطای برآورد میزان ذخیره معوق با این روش در این مجموعه داده، از بین داده هایی که مبلغ خسارت آنها معلوم است و تسویه شده اند به تعداد 1000 بار نمونه گیری شده و هر بار تعدادی مشابه تعداد واقعی سانسورشده، مقادیر معلوم سانسور می شوند و ذخیره معوق آنها برآورد می شود. سپس خطای برآورد با معیارهایی که در این مقاله آمده، محاسبه شده است. در نهایت مشاهده می شود که یافته ها ازدقت خوبی برخوردارند.نتیجه گیری: در مقاله دیده می شود که تابع مفصل انتخاب شده نتایج قابل قبولی برای برآورد ذخیره خسارت های معوق داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان