طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه ایران: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
81 - 94
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه به عنوان پشتیبان فعالیت های مالی و اقتصادی یک کشور به سرمایه انسانی متخصص و شایسته نیاز دارد. بررسی پیشینه پژوهش نشان می دهد که مسائل و محدودیت های متعددی در شناسایی و اندازه گیری شایستگی ها وجود دارد. این مسائل شامل عدم روایی مدل های شایستگی، تمرکز بر رابطه همبستگی متغیرهای شایستگی با عملکرد مدیران و گذشته نگر بودن مدل ها می شود. با توجه به طرح موضوع و شکاف های پژوهشی موجود، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه کشور انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش روش آمیخته (کیفی و کمّی) است. روش پژوهش بخش کیفی تحلیل مضمون و روش کمّی نیز روش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. مشارکت کنندگان پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان صنعت بیمه که یک نمونه 15 نفری با روش نمونه گیری گلوله برفی از میان آن ها انتخاب شد. جامعه آماری بخش کمّی پژوهش نیز عبارت بودند از کارکنان کلیدی صنعت بیمه و با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 88 نفر از آنان انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های پژوهش برای بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار برای بخش کمّی نیز پرسش نامه محقق ساخته بوده است. یافته ها : نتایج بخش کیفی نشان داد که ابعاد اصلی شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه شامل چهار بعد است: (1) شایستگی فردی؛ توانایی ارزیابی و انتخاب فنّاوری، استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی، امنیت داده و مشارکت در تحقیقات، (2) شایستگی بین فردی؛ مدیریت تعارض، ارتباط اثربخش، مذاکره و اقناع، و هوش هیجانی، (3) شایستگی کارکردی؛ مدیریت زمان، مدیریت داده ها، تصمیم گیری و حل مسئله، مدیریت تغییر و سرمایه انسانی و (4) شایستگی سازمانی؛ تدوین استراتژی، رهبری اثربخش، کنترل و نظارت، تحلیل بازار و بازاریابی. در بخش کمّی نیز همه روابط مدل برازش شده معنادار بودند؛ به طوری که مقدار آماره t برای مسیرها بالاتر از 1.96 و سطح معناداری کمتر از 0.50گزارش شد که بیانگر اعتبار مدل نهایی است. تحلیل میزان اثرگذاری ابعاد نشان داد که شایستگی هایی مانند «تصمیم گیری و حل مسئله» و «رهبری اثربخش» بیشترین تأثیر را دارند؛ درحالی که شایستگی هایی مانند «امنیت سایبری» و «مشارکت در پروژه های پژوهشی» در رتبه های پایین تری قرار گرفتند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با ارائه الگویی بومی و معتبر از شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی صنعت بیمه، چندین دستاورد نظری و عملی به همراه دارد. به لحاظ نظری، این پژوهش شکاف موجود در ادبیات داخلی را پر کرده و تصویری جامع از ابعاد شایستگی های فردی، بین فردی، کارکردی و سازمانی ارائه کرده است. از نظر عملی، مدل نهایی می تواند به مدیران و سیاست گذاران صنعت بیمه کمک کند تا در فرآیندهای جذب، انتخاب، آموزش، ارزیابی و جانشین پروری کارکنان کلیدی از چهارچوبی علمی و مبتنی بر شایستگی استفاده کنند. همچنین، این مدل مبنایی برای طراحی دوره های آموزشی هدفمند، توسعه منابع انسانی، ارتقای رضایت مشتریان و افزایش مزیت رقابتی شرکت های بیمه در سطح ملی و بین المللی خواهد بود. هرچند پژوهش حاضر با محدودیت هایی همچون حجم نمونه محدود و دشواری دسترسی به خبرگان مواجه بوده است، اما نتایج آن می تواند الهام بخش مطالعات بعدی برای توسعه مدل های جامع تر، آینده نگرتر و با داده های گسترده تر باشد. در مجموع، یافته ها نشان می دهد که موفقیت صنعت بیمه در گرو توجه نظام مند به شایستگی های حرفه ای کارکنان کلیدی است و به کارگیری چنین مدل هایی می تواند آینده ای پایدارتر و رقابتی تر برای این صنعت به ارمغان بیاورد.