فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
150 - 127
حوزههای تخصصی:
پژوهش درباره حیات سیاسی شیعیان در عصر حضور، بدلیل همراهی با امامان(ع) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دوره زمانی پس از قیام عاشورا برای شیعیان را می توان دوره ورود به عرصه جدیدی از تحولات سیاسی دانست که با توجه به شرایط خاص پس از قیام، اقدامات متفاوت شیعیان را درپی داشت. در این میان علویان به صورت بارز در حیات سیاسی شیعیان تأثیرگذار بودند. این نوشتار با اتخاذ شیوه تاریخی و بهره گیری از توصیف و تحلیل گزارش های تاریخی، درصدد پاسخ به این سوال است که دیدگاه های سیاسی علویان چه تأثیری در حیات سیاسی شیعیان تا برآمدن عباسیان داشته است؟ انسجام و وحدت مسلمانان که با کوشش پیامبر اکرم(ص) و اصحابش فراهم شده بود، بلافاصله پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) دچار دگرگونی شد. براساس اندیشه سیاسی شیعه، خداوند حق ولایت و تشکیل حکومت را به پیامبر(ص) و پس از او به ائمه(ع) واگذار نموده است. از این رو از نگاه شیعیان، انتصاب امام امری الهی و از مسائل کلام و اصول دین به شمار می آید. در مقابل، اهل سنت در مسئله حکومت به نظام خلافت معتقد بوده و انتخاب خلیفه را به شکل های مختلفی با انتخاب مردم، معرفی از سوی خلیفه قبل، شورا و... ممکن می دانند. مهم ترین چالش شیعیان در تعامل با سایر مسلمانان و حکمرانان غیرشیعه، ریشه در همین اندیشه سیاسی داشته و دارد، اگرچه در نوع تقابل با حکومت ها اختلافاتی در میان شیعیان وجود دارد. حضور انتقادی هاشمیان و علویان در عرصه سیاست، نتیجه سیاست های نادرست خلفا به ویژه اقدامات افراطی بنی امیه در قوم گرایی دوره حکمرانی عثمان (23-35ق) و اعطای امتیازات سیاسی و حکومتی به آنان بود که مخالفت هایی از سوی برخی گروه های اجتماعی را برانگیخت. مروری اجمالی بر حیات سیاسی شیعیان تا روی کار آمدن عباسیان ما را با شرایط متغیر و در نتیجه عملکرد متفاوت شیعیان مواجه می سازد. شیوه مدارا با حکومت و عدم برخورد نظامی یا شیوه تقابل نظامی برخلاف سیاست تقیه ائمه(ع) که از سوی گروه هایی از شیعیان اتخاذ شد. ائمه اثنا عشر(ع) و شیعیان پیرو آنها بعد از قیام عاشورا، با تقابل مستقیم نظامی و قیام مخالفت داشتند. لذا، تحرک سیاسی- نظامی انجام ندادند، اما دیگر گروه های شیعی دیدگاه ها و اقدامات متفاوتی داشتند. کیسانیه با اعتقاد به امامت محمد حنفیه (م81ق) فرزند غیرفاطمی امام علی(ع) و فرزندان وی، اولین انشعاب یا انحراف در اندیشه سیاسی شیعیان را موجب شده و اندیشه جدیدی در امامت مطرح کردند. علویان زیدی بعد از کیسانیه با طرح ضرورت تقابل نظامی، دیدگاه جدیدی در شیوه تقابل با حکومت ها مطرح کردند. سیاست تقیه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در شرایط اجتماعی و سیاسی که شیعیان به تحرک و تقابل در برابر حکومت نیاز داشتند، مورد پذیرش بسیاری از شیعیان قرار نگرفته و برخی از صادقین رویگردان شده، به دیدگاه های انقلابی زیدبن علی (م122ق) متمایل شده و گروه جدیدی را تشکیل دادند. علویان حسنی گروه سومی بودند که اختلاف در میان شیعان را بیشتر نمودند. نوادگان امام حسن مجتبی(ع)، به ویژه در عصر صادقین(ع)، تبعیت چندانی از رویکردهای سیاسی ائمه(ع) نداشته، و در طی فرایند کوتاهی اندیشه انقلابی و ضد تقیه ای زید را پذیرفتند. بررسی گزارش های تاریخی نشان از اختلاف جدی در دیدگاه سیاسی علویان و ظهور دو رویکرد اصلی 1) سیاسی- اعتقادی مبتنی بر اصلاح از سوی پیروان ائمه(ع) و 2) رویکرد سیاسی- نظامی سایر علویان همسو با معارضان خلافت دارد که نتیجه آن، عدم انسجام در حیات سیاسی تشیع، اختلاف در شیوه تقابل با حکومت و در نتیجه ایجاد زمینه پیدایش فرقه های جدید شد. برخلاف شیوه برخی علویان در بهره گیری از تقابل نظامی، هدف اصلی از طرح سیاست تقیه از سوی امامان(ع) را می توان حفظ امنیت و تثبیت جایگاه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شیعیان و دور کردن خطر اقدامات متقابل دستگاه خلافت علیه امام و شیعیان دانست.
The Revocable Divorced Woman and the Issue of Leaving the Home; In Light of the Exegesis of the First Verse of Surah al-Ṭalāq and an Examination of its Jurisprudential and Legal Dimensions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The issue of a revocable divorced woman leaving the home has always been a challenging topic in the field of Islamic jurisprudence and family law. The present study, with an analytical and comparative approach, delves into the jurisprudential and legal dimensions of this issue, focusing on the Quranic text of Surah al-Ṭalāq. The aforementioned verse, which emphasizes the residence of the divorced woman in her husband's home until the end of the waiting period (ʻIddah), is the main focus of the analysis. Using content analysis, the opinions of various jurists and commentators regarding the divorced woman's leaving the home have been compared and evaluated, and its compatibility with the principles governing family laws has been considered. The findings indicated that jurists and commentators have diverse opinions regarding the permissibility or non-permissibility of a divorced woman leaving the home: "A group that considers the divorced woman's leaving the home absolutely forbidden and another group that considers leaving with the husband's permission permissible." The reasons of the proponents of both views have been comprehensively examined. The interpretative analysis of the first verse of Surah al-Ṭalāq shows that this verse aims to provide peace and comfort for the divorced woman, and therefore, some restrictions have been considered for her leaving the home
نقش اجتهاد در مسائل حقوق بشر با رویکرد فرمالیسم و منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
37 - 54
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : در جهان پست مدرن، پیچیدگی فزاینده روابط اجتماعی، حقوقی و اخلاقی موجب شده است که نظام های فکری و فقهی ناگزیر از بازاندیشی در روش های سنتی تحلیل باشند. در این میان، اجتهاد به عنوان سازوکار اصلی فهم و تبیین احکام اسلامی، نیازمند بازتعریف کارکردهای خود در پرتو دو مفهوم بنیادین «فرمالیسم» و «منطق فازی» است.
مواد و روش ها : این تحقیق از نوع نظری بوده و روش آن به صورت توصیفی تحلیلی می باشد.
یافته ها: فرمالیسم با تأکید بر ساختارمند بودن، انسجام درونی و قابلیت بازسازی احکام، به اجتهاد این امکان را می دهد که در چارچوب حکومت قانون و با حفظ قابلیت پیش بینی، به تولید هنجارهای حقوقی قابل دفاع بپردازد. از سوی دیگر، منطق فازی، با توانایی درک طیف های متغیر و غیرقطعی موضوعات، به مجتهد کمک می کند تا احکام را بر پایه درجات و متغیرهای متنوع و مرتبط استخراج نماید.
ملاحظات اخلاقی : در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
نتیجه : اجتهاد نیز به عنوان یک فرآیند عقلانی و نظام مند، در توسعه مفاهیم فرمالیستی و فازی نقش فعالی ایفا می کند. فقها با ارائه پاسخ هایی دقیق، ساختاریافته و متناسب با شرایط واقعی، هم به شناسایی متغیرهای پنهان کمک می کنند و هم زمینه ساز نهادینه شدن عقلانیت حقوقی و توسعه اندیشه نظام مند در فقه اسلامی می شوند. این رابطه دوسویه، در نهایت به تقویت کارآمدی فقه، افزایش توجیه پذیری احکام، و گسترش حکومت قانون در بستر اجتماعی-دینی منجر خواهد شد.
تعامل هستی شناختی و معرفت شناختی تجربه دینی و هنرهای قدسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
135 - 146
حوزههای تخصصی:
میان هنر قدسی و تجربه دینی، تعاملی دوسویه برقرار است؛ تجربه دینی، که همراه با ویژگی-هایی همچون حیرت و شگفتی، مجذوب شدگی، مقهوریت، شورمندی و طلب و اشتیاق است، بیش از آنکه ماهیتی عقلانی و مستدل داشته باشد، احساسی و بی واسطه است و تعبیر آن نیز، نه به زبان تعلیمی و خطابی، تعبیر احساسی و طبیعی حالت روحی است که مستقیماً از تجربه به تعبیر می رسد و توسط مخاطب/مخاطبان، فهم و تفسیر می گردد و هنر دینی یکی از انحاء این گونه تعبیر است. پژوهش حاضر، رابطه ای دوسویه را در این میان می یابد؛ هنرهای دینی، از حیث هستی شناختی خود وابسته به تجربه دینی هستند که در مرز میان تجارب دینی و مدلهای مفهومی آفریده می شوند و پرورش می یابند. از دیگر سوی، هنر، خود نیز در تحقق، فهم و تفسیر تجربه دینی موثر است و جایگاهی معرفت شناختی دارد که با ایجاد تجربه ای مشارکتی، ماهیت اثر هنری را از سطح ابژه فراتر می برد و آن را به امری فعال در فرایند فهم و تفسیر تجربه دینی دینداران تبدیل می کند. پژوهش حاضر، در صدد است با رویکردی پدیدارشناختی به مطالعه موردی و تطبیقی برخی هنرهای قدسی و تعامل آنها با آموزه ها و تجربیات دینی بپردازد.
موضع ماکیاولی در برابر دین: مواجه ای مبتنی بر واقعیت موثر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
163 - 176
حوزههای تخصصی:
مواجهه ماکیاولی با دین همچون مواجهه او با فلسفه سیاسی کلاسیک، طبیعیات کلاسیک و نگرش به تاریخ به سبک کلاسیک امری متفاوت و از منظری خاص است. به اعتقاد نگارنده این مقاله، ماکیاولی به دلیل آنکه نجات میهن و دوام دولت سیاسی را در رأس هرم نگاه خود به غایت سیاست قرار داده است و از غایات به زعم خود خیالی دوری کرده است، تمامی وجوه و ساختار اندیشه کلاسیک را در این جهان بینی و غایت جدید مورد بررسی و ترجمه قرار می دهد. ماکیاولی از یک طرف اهمیت دین را در تداوم دولت سیاسی( اعم از جمهوری و شهریاری) بسیار زیاد می داند و از طرف دیگر آن را همچون شمشیری دولبه موجب نفاق و شکست و تباهی یک دولت و جامعه معرفی می کند. در این مقاله نگارنده توضیح می دهد که چگونه ماکیاولی دین مسیحیت را در تقابل با دین رومیان مورد نقد قرار داده و چه راهکارهایی را برای تغییر صورتِ ماده تباه شده دین توسط دستگاه کلیسا پیشنهاد می کند. نکته مهم این است که صورت جدید پیشنهاد شده، سابق در بطن انجیل واقع شده بود و ماکیاولی با استفاده از آن از دین تعریفی در راستای تبدیل آن به ابزاری مدنی و سیاسی ارائه می کند که می تواند در برابر بخت در تعریف سیاسی و مذهبی روم باستان قرار گیرد و در واقع موضع گیری پیچیده خود را نسبت به مسیحیت نشان دهد.
مصادیق قاعده دفع افسد به فاسد در چهارچوب حقوق کیفری و مبانی حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
89 - 106
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تعارض ادله و احکام یکی از موضوعات بسیار مهم در علم اصول محسوب می گردد. قاعده دفع افسد به فاسد نیز یکی از قواعد مهم در باب حل تعارض می باشد. هدف از پژوهش حاضر تبیین مصادیق قاعده دفع افسد به فاسد در چهارچوب حقوق کیفری و مبانی حقوق بشر می باشد.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: قاعده دفع افسد به فاسد مبنای طراحی بسیاری از مواد قانون مجازات اسلامی می باشد؛ این قاعده نه فقط در مبنای قانون گذاری، بلکه در حل تعارض میان مصادیق رفتارهای مجرمانه در حقوق کیفری کاربرد دارد. از طرف دیگر، حقوق بشر و استانداردهای آن نیز به عنوان معیار شناسایی افسد از فاسد محسوب می گردد.
نتیجه : قواعد دفاع مشروع، امر آمر قانونی، اجرای قانون اهم، اضطرار، مصادیق متقن از قاعده دفع افسد به فاسد در حقوق کیفری محسوب می شوند. شناسایی قاعده دفع افسد به فاسد کمک شایانی به فرآیند اجرای قواعد حقوق کیفری می کند.
تقابل فلسفه اسلامی با حس گرایان در فلسفه تحلیلی با تآکید بر تمایز تجربه حسی از ادراک حسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
227 - 248
حوزههای تخصصی:
انسان از بعضی موجودات فیزیکی پیرامون خویش تأثیر می پذیرد. این تأثرات در درون انسان تجربه شده و به طور مستقیم و بدون نیاز به مفاهیم مورد ادراک قرار می گیرد. برخی حس گرایان در فلسفه تحلیلی همچون راسل این تأثرات را امور فیزیکی تلقی نموده ، لذا به این نتیجه رسیده اند که انسان می تواند بدون نیاز به عقل و مفاهیم عقلی دست کم از برخی از موجودات فیزیکی (تجارب حسی) آگاه گردد. از طرف دیگر در نگاه برخی دیگر از حس گرایان همچون پوزیتویست های منطقی، آگاهی مزبور پایه هر نوع آگاهی به عالم خارج است. از اینرو از یک طرف نقش عقل و مفاهیم عقلی (مفاهیم کلی) را در شناخت موجودات فیزیکی نفی می کنند و از طرف دیگر بر بی معنی بودن گزاره های متافیزیکی تأکید دارند؛ مطابق با این رویکرد باید روش برهانی در هستی شناسی فلسفی کنار گذارده شود و این وظیفه خطیر را تنها به علوم حسی واگذار نمود. در این مقاله برآنیم با روش توصیفی و تحلیلی ابتدا به ماهیت تجربه حسی و تمایز آن از ادراک حسی پرداخته و سپس با بیانی اجمالی اثبات نماییم که نه تنها تجارب حسی، فیزیکی نیستند بلکه اساسا آگاهی مستقیم به موجود فیزیکی امکان پذیر نمی باشد. اما مسئله اصلی این است که فارغ از مادی یا مجرد بودن تجربه حسی، با اتکا و اکتفا به این تجارب، بدون نیاز به عقل و مفاهیم و استدلال های ذهنی، حتی نمی توان به تحقق هیچ امر فیزیکی در وراء این تأثرات واقف گردید، چه رسد بخواهیم آنها را پایه آگاهی از هر نوع حقیقتی در عالم خارج تلقی نماییم.
تأثیر خیار بر محدودیت های تصرفات مالی ناقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
195 - 208
حوزههای تخصصی:
بر اساس دیدگاه مشهور فقیهان و قانون مدنی ایران در عقد بیع، به محض انعقاد عقد، ملکیت مبیع به خریدار و ملکیت ثمن به فروشنده منتقل می شود. یکی از آثار انتقال مالکیت آن است که طرف قراردادی می تواند در عوضی که به وی رسیده است هر نوع تصرفی انجام دهد. حال اگر در عقد برای یکی از طرفین حق خیار وجود داشته باشد، تصرفات طرفی که حق خیار ندارد در عوضی که به وی رسیده چه وضعیتی دارد؟ این سؤال به خصوص آن گاه بسیار اهمیت پیدا می کند که طرف مقابل بخواهد در عوض قراردادی تصرفی کند که لازمه اش اتلاف مال یا انتقال و از دسترس خارج شدن مال باشد. فقها در پاسخ به این سؤال دیدگاه واحدی ندارند. برخی تصرفات من علیه خیار را مردود می دانند و گروهی به طور مطلق حکم به جواز تصرفات می کنند و در نهایت برخی بین خیارات قانونی و قراردادی قائل به تفکیک هستند. در مقاله حاضر که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است این نتیجه به دست می آید که باید بین خیارات فرق گذاشت؛ خیاراتی که به اراده طرفین در قرارداد جعل می شوند مانع از تصرف طرف مقابل در عین هستند ولی خیارات قانونی مانع از تصرفات طرف مقابل نخواهند بود.
بررسی و تحلیل فرایندهای فعلی در سورل مریم از منظر فرانقش اندیشگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های جدید زبان شناسی که به کمک آن می توان به تحلیل انواع متون پرداخت، دستور نقش گرای هلیدی است. کاربست این الگو در بررسی سوره های قرآنی می تواند مخاطب را با دلالت های جدید و معانی ضمنی و نهفته موجود در آیات قرآنی آشنا کند. بدین منظور، پژوهش پیش رو با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و در چهارچوب دستور نقش گرای نظام مند هلیدی، به بررسی، ارزیابی و تحلیل انواع فرایندهای فعلی در سوره مریم خواهد پرداخت. مهمترین نتایج پژوهش بیانگر آن است که تنوع سبکی ناشی از به کارگیری فرایندهای مختلف، سکون، رتابت و یکنواختی را از متن سوره دور کرده و سبب پویایی و تحرک آن شده است. فرایندهای مادی بیشترین بسامد را در متن سوره دارد و آن را از فضای انتزاعی و دورنگرایی دور کرده است. مهمترین کنشگر فرایندهای مادی، خداوند متعال است که حضور برجسته او در سوره، حاکی از اهمیت نام و یاد او و نیز اهمیت افعال و اعمالی دارد که انجام می دهد. بسامد بالای فرایندهای رابطه ای از نوع وصفی، جنبه توصیفی متن را بالا برده است. فرایندهای کلامی نیز به اشکال مختلف در سوره مریم مورد استفاده قرار گرفته و عمل داستان را در جهت یا جهات مشخصی پیش برده است. خداوند متعال برای بیان تجریبات درونی شخصیت های مورداستفاده در سوره، از فرایندهای ذهنی که بیانگر احساسات و عواطف و مکنونات آنهاست، استفاده معناداری کرده است.
پژوهشی در «خلیفه» خواندن راویان حدیث در سنّت نبوی
حوزههای تخصصی:
با شکل گرفتن نزاع خلافت در فرقه های اسلامی، سنت حدیثی نیز دستخوش تأثراتی از این نزاع گردید. از این رو بررسی و اعتبار سنجی روایاتی که به این موضوع می پردازند حائز اهمیت خاصی است. یکی از روایاتی که به موضوع «خلفا» اشاره دارد، روایت معروف «اللهم ارحم خلفائی» است که به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت می دهد که ایشان راویان حدیث را به عنوان «خلفا» معرّفی نمودند. در این نوشتار ابتدا با بررسی اسناد حدیث نشان داده شده که رجال آن عمدتاً عامی و ضعیف هستند و برخی از طرق آن بر اثر قلب اسناد، به منابع شیعه راه یافته، و به این جهت مورد توجه علمای شیعه نیز قرار گرفته است. در ادامه به تحلیل محتوای آن پرداخته شده و با بررسی روایات معتبر سنّت امامی، تعارض آن با اصول مذهب شیعه به اثبات می رسد، چه اینکه «خلیفه» عنوانی است که تنها بر ائمه ی معصومین علیهم السلام اطلاق شده است.
به کارگیری هوش مصنوعی برای مقابله با جرایم رایانه ای و بهبود عملکرد امنیت سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
193 - 205
حوزههای تخصصی:
جرایم رایانه ای، از موضوعات مهم حقوق کیفری بوده، لذا مقابله با آن از اهمیت به سزایی برخوردار است. از طرفی هوش مصنوعی به شدت فضای مجازی و نوآوری های فناوری در زمینه کامپیوتر را دستخوش تغییر کرده است. هدف مقاله حاضر بررسی این سؤال است که هوش مصنوعی در مقابله با جرایم رایانه ای و بهبود عملکرد امنیت سایبری چگونه تأثیرگذار است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که باتوجه به محدودیت های انسانی و این حقیقت که ویروس ها و کرم های رایانه ای هوشمند و انعطاف پذیر شده اند، طراحی عامل های با سنسور هوشمند برای مقابله با جرایم رایانه ای می تواند مورد توجه قرار گیرد. یکی از حوزه هایی که می توان با کمک آن امنیت سایبری را بالا برد، هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی از طریق کمک به شناسایی و کشف جرم و در عین حال پیشگیری از جرم، در مقابله با جرایم رایانه ای تأثیرگذار است. همچنین امنیت داده و امنیت شبکه از طریق تشخیص تهاجم و شناسایی بات نت ها، امنیت ایمیل ها از طریق شناسایی هرزنامه و شناسایی حملات فیشینگ، مقابله با حساب های جعلی، حفاظت از اطلاعات و داده های کاربران، احراز هویت و تشخیص فریب احراز هویت، امنیت برنامه و نظارت بر فعالیت کاربران از مهم ترین اقدامات هوش مصنوعی در بهبود عملکرد امنیت سایبری است، البته هوش مصنوعی در بهبود امنیت سایبری با برخی محدودیت ها مانند عدم شفافیت در فرآیند تصمیم گیری هوش مصنوعی، نیاز به داده های بالا و ضرورت مشارکت انسانی و تداخل متغیرهای گیج کننده مواجه است.
چالش های قرینه گرایانه لا ادری گرا پیش روی معتقدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لاادری گراها معتقدند در باب وجود خدا نمی توان/ نباید به باور ایجابی یا سلبی دست یافت و رویکرد معرفتی درست و موجه در این زمینه، توقف است. شکل گیری چنین رویکردی اغلب در بستر قرینه گرایانه رخ می دهد. هنگامی که اعتبار معرفتی یک گزاره به قرائن و شواهد پشتیبان آن باشد، اگر قرائن نتوانند سلب یا ایجاب گزاره را تعیّن بخشند، آنگاه درباب آن باید سکوت کرد. لاادری گرا نسبت به دوگانه خداباوری/خداناباوری معتقد است آنها: (1) نه پیش فرض هستند نه گزاره پایه و خودموجه؛ (2) شواهد کافی به سود هیچ یک وجود ندارد و شواهد ادعایی جملگی مخدوش و نامعتبر هستند؛ (3) اگر شواهد را موفق بدانیم، درنهایت و پس از وزن دهی متکافئ هستند. بنابراین همه مسیرهای معرفتی به توقف داوری ختم می شوند و نه خداباوری و نه خداناباوری نمی توانند توجیه معرفت شناختی معتبری داشته باشند. با این حال، نگاه لاادری گرایانه بیش از اندازه سخت گیرانه است و خدشه در همه شواهد و ادعای هم وزنی آنها، چه بسا او را به شکاکیت فراگیر بکشاند. ضمن این که لاادری گرا، با به رسمیت نشناختن رویکرد باورمندان، معقولیت ایشان و اتصاف آنها به فضایل فکری را نادیده می گیرد و همه را در نیل به اعتقاد سلبی یا ایجابی تخطئه می کند.
واکاوی رویکرد تمدنی و فرانسلی به مهدویت و انتظار(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
220 - 244
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی نگاه تمدنی به مهدویت و انتظار انجام شده است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می شود که محدودسازی انتظار به بعد فردی و اعتقادی، ظرفیت لازم برای تحولات اجتماعی و تمدنی را فراهم نمی کند. روش پژوهش به صورت توصیفی _ تحلیلی و با استناد به منابع دینی، آثار اندیشمندان اسلامی و تحلیل تطبیقی دیدگاه های صاحب نظران انجام شده است. نتایج نشان می دهد که نگرش تمدنی و فرانسلی به انتظار، چشم انداز کلان و راهبردی را برای جوامع اسلامی ترسیم می کند که می تواند افق های بلندمدت رشد و پیشرفت را برای جامعه ترسیم نماید. پذیرش این رویکرد می تواند، ظرفیت ایجاد انسجام و همگرایی در میان نسل های گوناگون را افزایش داده و ضمن تقویت انسجام نسل ها، بسترساز مسئولیت پذیری و همفکری و همگرایی در مسیر تحقق اهداف اجتماعی _ تمدنی و عدالت محور اسلام گردد.
نقبی بر فراغت ارزشی علوم اجتماعی در سنت لیبرالیسم (و تأکید بر سنجه قرآنی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
92 - 120
حوزههای تخصصی:
رابطه میان دانش و ارزش از مباحث عام و دغدغه آمیز درباره علم است. در رهیافت های علمی ناشی از جریان لیبرال ادعا بر این است که احکام اخلاقی نه تنها توان تنظیم کنندگی رفتارهای اجتماعی را ندارد بلکه موجب کژفهمی در مسیر دانش و درک حقایق است؛ زین رو تحلیل مشاهدات باید گرانبار از ارزش ها و توصیه ها باشد. این مهم اما در ادبیات اسلامی مورد تخطئه قرار گرفته و دانش و ارزش در زمره واحدی از کمال در نظام دانایی تلقی شده و توصیه یک زندگی بدون ارزش، یک سبک زندگی سرد و به معنای بی محتوا کردن آن دانسته شده است. مسئله پیوند قضایای توصیفی و تکلیفی که خاستگاهی جهان شناختی داشته و مربوط به نوع جهان بینی انسان ها و تابع درک ما از هستی و انسان است و نقد تک سویه نگری به انسان و هستی از اهداف اصلی این مقاله است که می کوشد ضمن الغاء این تمایزگذاری، ادعای عدم تجانس در علوم اجتماعی که از الزامات نگرش لیبرالیسمی به علم است را به چالش کشیده و سنجه دینی را در مواجهه با این دست از تأملات در روش تحلیلی توصیفی ارائه نماید.
بازخوانی مفهوم «اتفاق» در حکمت مشاء بر مبنای آراء فیاض لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
219 - 241
حوزههای تخصصی:
مفهوم «اتفاق» در فلسفه اسلامی، به ویژه در مکتب مشاء، مورددقت و کاوش های عمیق فلسفی قرارگرفته است. فیاض لاهیجی با بازگشت به آراء ارسطو و ابن سینا، دربَرابر تفسیرهای متأخر مشائیان موضع می گیرد و کوشش می کند خوانش اصیل مشائی از این مفهوم را احیاکند. این مسئله به بحث علیت و غایت مندی جهان مرتبط است و پیامدهای مهمی برای فهم معنای زندگی دارد. این مقاله با محوریت دیدگاه لاهیجی دو هدف را دنبال می کند: الف) بازخوانی و نقد تفسیرهای متأخر مشائیان از مفهوم «اتفاق» و ب) تبیین جایگاه ابن سینا به عنوان نقطه اتکای لاهیجی در بازگشت به رویکرد ارسطویی. همچنین نشان داده می شود که چگونه این بازخوانیْ فهم فلسفی از علت غایی و تصادف را متحول می سازد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی تطبیقی ابتدا دیدگاه های مختلف مشائیان (از ارسطو تا فارابی و ابن سینا) را درباره «اتفاق» بررسی می کند و سپس، موضع لاهیجی را در نقد متأخران و دفاع از ابن سینا تحلیل می نماید. در این مسیر با تکیه بر تمایز بنیادین ابن سینا میان «سبب بالذات» و «سبب بالعرض»، مصادیقی مانند «حفر چاه و یافتن گنج» به عنوان نمونه های کلیدی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که لاهیجی با تکیه بر ابن سینا «اتفاق» را نه به مثابه امری فاقد علت، بلکه به عنوان رویدادی می فهمد که در سایه «سبب بالعرض» و در چارچوب علل غایی رخ می دهد. این نگاه، همسو با تفسیر ارسطویی سینوی، دربَرابر دیدگاه های متأخر مشائیان قرار می گیرد که به زعم لاهیجی از اصل این مفهوم فاصله گرفته اند. این پژوهش همچنین روشن می سازد که بازگشت به خوانش ابن سینا نه تنها ابهامات مفهوم شناختی «اتفاق» را رفع می کند، بلکه پیوندی عمیق تر میان علیت، غایت مندی و معنای زندگی برقرار می سازد.
برگی از تاریخ گیاه شناسی در ایران: فرمان شاه عباس دوم درباره انتقال گل نیلوفر از گیلان به اصفهان
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
165 - 174
حوزههای تخصصی:
این مقاله به معرفی و تحلیل فرمانی نویافته از شاه عباس دوم صفوی (حک: 1052 ۱۰۷۷ ق) می پردازد که در محرم ۱۰۶۷ قمری صادر شده و به تازگی به گنجینه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران افزوده شده است. طبق این فرمان، به وزیر گیلان دستور داده شده است تا بذر و ریشه گل نیلوفر را پیدا کند و به سرعت به پایتخت اصفهان ارسال کند. اگرچه گل نیلوفر کاربرد دارویی هم داشته است، شواهد درون متنی (فرمان شفاهی شاه و درخواست رنگ های مختلف گل) و برون متنی (مقایسه با فرمان مشابه شاه برای انتقال «زرین درخت» از بهبهان به اصفهان و وجود گل نیلوفر در باغ سعادت آباد اصفهان) نشان می دهد که هدف اصلی شاه، کاشت این گل در باغ ها و عمارت های سلطنتی به منظور تزئین و باغ آرایی بوده است. از این منظر فرمان مذکور سندی مهم برای شناخت تاریخ گیاه شناسی، فرهنگ باغ آرایی در دوره صفوی و علاقه شخص شاه عباس دوم به گل و گیاه محسوب می شود.
گرایش به تشیع آیینی در میان صوفیان آناتولی و نقش آن در پیوند تصوف و تشیع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
192 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی فرایند شیعی گری عشایر ترک زبان آسیای صغیر و قرائت نخبگان صوفیان منطقه آناتولی از مذهب تشیع و اشاعه تشیع مناسکی- آیینی در جامعه آناتولی در قرون 6 تا 10 هجری قمری و تأثیر آن در پیوند تعالیم تشیع و تصوف می باشد. این تحقیق، با استناد به شیوه رایج در پژوهش های حوزه علوم انسانی و تاریخ یا مطالعات توصیفی تحلیلی، نگارش و تدوین یافته است و برآن است تا به بررسی رابطه گرایش های صوفیانه با شعائر و مناسک شیعه و تأثیر آن در شیعی گری علویان آناتولی بپردازد؛ امری که پژوهشگران در بحث پیوند تشیع و تصوف، کمتر بدان پرداخته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی چون: تأثیر فرهنگ ایران بر آسیای صغیر، هم زمانی پیوند تشیع آیینی و تصوف در قرون 8 و 9 ق/13 و 14م، و به ویژه نگرش و کنش خاص مذهبی عشایر ترک زبان منطقه، باعث شد تا با تثبیت فرایند اسلام پذیری، صوفی گرایی متمایل به برخی مناسک شیعه، به عنوان نوعی بینش مذهبی در بین ساکنان آناتولی رواج یابد؛ نحله ای که پس از ایلغار مغولان، وجه بارز دیانت به بخشی از اهالی خطه آسیای صغیر تبدیل شد. یکی از عوامل مؤثر گسترش تشیع غیرفقاهتی در آناتولى، گسترش طرایق صوفیانه و در آمیختن تعالیم آنها با عقاید غالیانه شیعى بود. در واقع، از قرن ششم به بعد، تحت تأثیر نگرش بدوی و عوامانه عشایر ترکمان آناتولى و فقدان جای گیری کانون های علمی و فرهنگی تشیع در آناتولی، طریقت هاى صوفیانه متعددى با عقاید التقاطی به وجود آمدند و در آنها گونه اى از اسلام تبلیغ مى شد که با آداب و عادات کهن مذهبی قبایل سازگارى داشت و در مقابل نظام سنّتى اسلام و شریعت و قرائت عالمانه و فقاهتی تشیع قرار می گرفت. صرف نظر از علت نامگذاری شیعیان آناتولی به نام علویان، از آنجا که شیعی گری ساکنان ترک زبان آناتولی در طیّ قرون میانه اسلام، متأثر از عقاید باطنی و آموزه های صوفی مشربانه و مغایر با فقه جعفری بوده، بنابراین، علوی گری شیعیان این منطقه، بر محوریت امام علی(ع) و تفسیر و تصویری که صوفیان متشیع از آن امام به طوایف آسیای صغیر ارائه کرده اند، مبتنی بوده است. شایان توجه است که بعد از استیلای عثمانی بر آسیای صغیر و با قطع ارتباط علمی بزرگان شیعه آناتولی با کانون های فقه و حوزه های علمیه تشیع، فرصت بهره مندی علویان از معارف اهل بیت(ع) و تقویت مبانی اندیشه شیعی علوی های ترک زبان از دست رفت. در مجموع می توان گفت در جریان فرایند اسلام پذیری در آسیای صغیر، گرچه اسلام توسط نظام سیاسی وارد شد، اما ماندگاری آموزه های کهن و برداشت عامیانه از فرهنگ دینی، باعث تلفیق ادراکات شبه عرفانی و آموزه های رادیکالی مذهبی گردید. جامعه کوچ گرد مقیم آناتولی که ظرفیت بهره گیری از تعالیم دینی فقاهتی را نداشت، با هدایت مشایخ صوفیه، برداشت متساهل و منش آیینی خود از دیانت اسلام و مذهب تشیع را معیار تدین قرار داد و جماعت موسوم به علوی که امروزه در ترکیه، اکثریت شیعیان آن کشور را تشکیل می دهند، بازماندگان چنین تشیع مآبی غیرفقاهتی و صوفیانه ای هستند.
بررسی معناداری ادعای صدرالمتألهین در خصوص مطابقت فلسفه با دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
141 - 163
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألهین در جای جای آثار خویش درباره نسبت فلسفه با دین و عدم مخالفت آن دو با یکدیگر سخن گفته است. او در این باره از دین با تعبیرات گوناگونی یاد کرده است؛ تعبیراتی چون دین و طریقه انبیاء، کتاب و سنت، شریعت حقه، شریعت خاتم الانبیاء، شرایع حقه الهیه، هذا القرآن، احادیث وارده از نبی و آل نبی، و احادیث صحیح پیامبر اسلام. او قرآن را تحریف ناشده می داند و معتقد است که باور به تحریف قرآن، با اعتقاد به حجیت قرآن در تنافی است اما درباره احادیث، و نسبت احادیث گردآوری شده در متون حدیثی با آنچه از نبی و آل نبی صادر گشته داوری نکرده است. این پژوهش پس از تبیین دقیق و مستند دیدگاه صدرالمتألهین درباره نسبت فلسفه با دین، بر اساس دوگانه سنت و حاکی از سنت یا سنت صادره و سنت واصله در دو مرحله به نقد آن دیدگاه می ۤپردازد؛ در مرحله اول نشان می دهد که نه تنها حکمت متعالیه بلکه هیچ فلسفه ای با «دین واصل»، مخالفت کلی ندارد همچنانکه هر فلسفه ای از جمله حکمت متعالیه با «دین واصل»، مخالفت جزیی دارد؛ و در مرحله دوم نشان می دهد که ادعای مخالفت یا عدم مخالفت هر فلسفه ای با «دین صادر»، ادعایی اثبات ناپذیر و ابطال ناپذیر است که در نهایت حتی در مقام جدل با متدینین نیز کارآیی ندارد.
طراحی الگوی تربیت نسل بر پایه دیدگاه های مقام معظم رهبری به شیوه گرندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه ی گام دوم انقلاب با مرور تجربه ی ۴۰ ساله ی انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله ی خودسازی و جامعه پردازی و تمدّن سازی شده است». گام دومی که باید در چارچوب «نظریه ی نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی» به سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه)» برداشته شود. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تربیت نسل انقلابی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری به شیوه گرندد تئوری انجام شد.این پژوهش جزء تحقیقات کیفی از طریق تحلیل محتوای کیفی با رویکرد نظریه مبتنی بر گرندد تئوری است. داده ها از طریق سند کاوی فیش های تعلیم و تربیت موجود در دفتر حفظ و نشر آثار معظّم له جمع آوری گردید.جامعه آماری متشکل از فیش های با موضوع تربیت نسل در سایت دفتر مقام معظم رهبری در طی سال های 1368 تا 1397 بود. جهت دستیابی به اشباع نظری تمام فیش ها به تعداد41فیش مورد استفاده قرار گرفت و نمونه گیری انجام نشد.ابزار پژوهش، فرم سندکاوی محقق ساخته بود. داده ها با رویکرد اشتراوس و کوربین طی فرایند کدگذاری، نام گذاری،مقوله-بندی و تحلیل گردید. جهت تحلیل اولیه داده های کیفی از نرم افزار 2020 Maxqda استفاده شد. در نهایت الگوی تربیت نسل انقلابی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری طراحی شد. نتایج پژوهش حاکی از مقوله های کلی شناسایی شده در قالب مدل پارادیمی شامل شرایط علی(با 39 کد اولیه) شرایط مداخله گر(14 کد)،راهبردها(28 کد) و پیامدها(16کد) در یک زمینه دارای فرصت ها ، تهدیدها و ضعف و قوتها و برای پدیده محوری تربیت اسلامی است که مولفه های طراحی الگوی تربیت نسل اسلامی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری نمایان می کند.
تحليل "كفاح طيبة" لنجيب محفوظ من منظور التاريخانية الجديدة(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۶ الربیع ۱۴۴۶ شماره ۱۶
۱۰۷-۱۲۴
حوزههای تخصصی:
التاریخانیه الجدیده هی واحده من أحدث المناهج النقدیه التی ظهرت متأثره بأفکار میشیل فوکو، وتتناول بشکل عام العلاقه بین الأدب والمجتمع. یُستخدم هذا المنهج لتحلیل الأعمال الأدبیه باعتبارها نصوصاً تاریخیه من منظور سوسیولوجی. تُعد أعمال نجیب محفوظ جدیره بالبحث والتحلیل وفق هذا النهج بسبب دقته فی تصویر الأحداث وتأثیره الکبیر فی التعبیر عن واقع المجتمع المصری خلال عصره. فقد عایش محفوظ فتره من القمع والإحباط المجتمعی التی سادت فی مصر، وسعى جاهداً إلى أن یعکس أصوات المظلومین والمهمشین فی کتاباته. یحاول الباحث فی هذه المقاله، من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی، دراسه العلاقه بین روایه کفاح طیبه والأحداث والخطابات التی سادت فی عصر المؤلف، وکذلک دور الروایه فی عکس أوضاع المجتمع. بعباره أخرى، تسعى الدراسه إلى تحلیل الروایه باستخدام منهج التاریخانیه الجدیده للکشف عن الخطابات والقوى الخفیه فی العلاقات الاجتماعیه للمجتمع المصری کما تجلت فی هذا العمل. تشیر النتائج إلى أن روایه کفاح طیبه تمثل مواجهه بین الفراعنه ومعارضیهم، مما یعکس خطاب مقاومه الاستعمار والثورات الشعبیه، وهی الخطابات التی شکلت المشهد السائد فی مصر خلال تلک الفتره.