ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۸۳٬۶۸۲ مورد.
۱۰۰۱.

خراسانیات (6)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۲
روزنامه «فکر آزاد» » یکی از مجلاتی است که در اواخر دوره قاجار در مشهد به مدیریت احمد بهمنیار کرمانی منتشر می شد. از شماره پیشین در «خراسانیّات» اشعاری که در این مجله منتشر و در منابع دیگر درج نشده را استقصا و بر اساس ترتیب زمانی سلسله وار منتشر می کنیم.
۱۰۰۲.

تحلیل تطبیقی مبانی نظری عرفان و جادو در ادیان ابراهیمی با تأکید بر عرفان اسلامی، قبالا و مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
عرفان و جادو، به عنوان دو ساحت از تجربه باطنی در ادیان ابراهیمی، هم پوشانی ها و تمایزاتی معنادار دارند. مقاله حاضر به تحلیل تطبیقی مبانی نظری عرفان و جادو در سه دین بزرگ ابراهیمی، یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام میپردازد و تلاش دارد تا با واکاوی منابع مقدس، متون عرفانی و مواضع الهیاتی این ادیان، تمایزها و اشتراکات نظری و سلوکی میان عرفان به مثابه راهی برای وصول به حقیقت، و جادو به عنوان ابزاری برای تسلط بر طبیعت یا نیروهای ماوراء طبیعی را تبیین نماید. یافته ها نشان می دهد که مفاهیمی همچون وحدت وجود، تناظر عالم کبیر و صغیر و دوگانه خیر و شر در عالم، در هر دو حوزه نقش بنیادین ایفا می کنند. بنابرین هستی، نظام یکپارچه ای است که با اثر گذاشتن بر جزئی یا لایه ای از آن، در جای دیگر می توان تصرف نمود. به علاوه، در هر سه سنت دینی، جادو به طور کلی مذموم و محکوم، اما عرفان، در قالب سلوک روحانی، درون دینی و هدفمند، از جایگاهی بلند برخوردار است. با این حال، در برخی موارد مرز میان عرفان و جادو مبهم است؛ به ویژه در حوزه هایی مانند کرامت، سحر حلال یا تجلیات خارق العاده عارفان، که در نگاه بیرونی با جادو خلط می شود. این مقاله بر آن است تا با تحلیل ساختار باورهای بنیادین و نحوه مواجهه هر دین با تجربه های فراطبیعی، تصویری روشن از نسبت میان عرفان و جادو در سنت های ابراهیمی ارائه دهد.
۱۰۰۳.

نقش تولیدی حکمت متعالیه در شکل گیری اصول حقوقی در نظام حقوقی اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
یکی از مباحث چالشی در نظام های حقوقی، چگونگی استخراج اصول حقوقی است که براساس دستگاه معرفتی الهی یا سکولار می توان به اصول حقوقی متفاوتی دسترسی پیدا کرد. حکمت متعالیه در بخش دستگاه معرفتی الهی، توان بالایی در تولید و توسعه اصول حقوقی دارد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی این پرسش می پردازد که نقش تولیدی حکمت متعالیه در شکل گیری اصول حقوقی چگونه است؟ این پژوهش، با تحلیل مبانی ملاصدرا در بخش های هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی، تلاش می کند رابطه طولی و تشکیکی از حق های تکوینی -برآمده از نفس انسانی- به سمت اصول حقوقی را بررسی کند. یافته ها نشان می دهد که ماهیت و اقسام اصول حقوقی در حکمت صدرایی، ماهیتی طولی است که براساس دستگاه حق های تکوینی و نفوس سه گانه قابل شناسایی است. رقیقه حق های تکوینی درجه اول و دوم به سمت شکل گیری اصول حقوقی حرکت می کنند. اصول حقوقی در سه مرتبه تشکیل وجود موجودات یعنی در مرتبه نفس نباتی، نفس حیوانی و نفس انسانی قابل شناسایی هستند.
۱۰۰۴.

تشریح آموزه برائت مبتنی بر دیدگاه عرفانی (با تأکید بر نظرات امام خمینی و نگاهی به آراء آیت الله جوادی آملی)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۷
عرفان شیعی، اگر تعریفی متمایز از سایر عرفان ها ارائه ندهد، بی تردید، سرچشمه های منحصر به فرد (مثل روایات و ادعیه مأثوره با افقهای معرفتی متفاوت) و در نتیجه آموزه هایی دارد که در سایر نحله های عرفا نی، تقریبا اثری از آن آموزه ها به چشم نمی خورد. هدف این نوشتار که با روش تحلیلی توصیفی نگاشته شده آن است که به تبیین مسأله «برائت در عرفان شیعی» به عنوان آموزه ای که سایر عرفان ها فاقد این آموزه هستند. این مقاله، برائت را در دو قوس صعود و نزول مورد واکاوی قرار داده و به اثبات این فرضیه پرداخته است که برائت در قوس صعود، به عنوان یک مقام سه مرحله ای قابل طرح است که سالک الی الله با پیمودن این سه مرحله از غیر خدا بریده می شود. در این معنا، برائت عرفانی تفاوت های فاحشی با برائت از نگاه متکلّمان شیعه دارد. در قوس نزول نیز، این فرضیه مطرح می شود که مظهر «اسم بریء» حضرت زهرا3 است که با تناکح اسمائیه در کنار مظهر اسم ولی یعنی امیرالمؤمنین سبب ظهور اثرات وجودی در عوالم خواهد شد. این مقاله روایات و احادیثی در شأن حضرت صدّیقه طاهره را با همین ذائقه عرفان شیعی و به خصوص مبتنی بر اندیشه های عرفانی سه حکیم متأخر تشیع یعنی امام خمینی، علامه حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی تبیین کرده است.
۱۰۰۵.

وفاداری و خیانت هنر مسیحی به الهیات نزد ژیل دلوز(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۶
مقاله حاضر با هدف تبیین رابطه متقابل هنر و الهیات می کوشد تا ابعاد «خدمت» و «خیانت» هنر به ساحت الهیات را از منظر ژیل دلوز توضیح دهد. پرسش اصلی این است که به نظر دلوز هنر چگونه به الهیات خیانت می کند. با تشخیص نوع سطح ترکیب در آثار هنری، نوع الهیات و ارتباط هنرهای دینی با آن سطح روشن می شود. با روش توصیفی تحلیلی، آرای دلوز را واکاوی می کنیم. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که تعالی فراحسی الهیات بسته به نوع سطح ترکیب است؛ به این صورت که این تعالی می تواند به شکل های آشکار، پنهان یا به طور کامل پشت سرگذاشته، محقق شود. در بخشی از هنر مسیحیت در سده های میانه، تمثال ها و شمایل ها به تعالی وابسته اند. فرافکنی تعالی باعث می شود سطح ترکیب پر شود. در گرایش کاتولیک در هنر مسیحیت، تعالی پشت سر گذاشته شده و از شمایل ها یا تمثال های مسیحی فاصله ای گرفته است. هنرمندان تمثال های هنری را بر اساس سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) می آفرینند. این سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) هسته خداناباوری را می پرورد که مبتنی بر قدرت آتیئستی (خداناباوری) خط و رنگ است. هنرمندان با نام خدا خود را مجاز می دارند سطح ترکیب استتیکی (زیباشناختی) را با احساس های آسمانی، زمینی، دوزخی و بهشتی بپوشانند. هنرمند هرچه بیشتر با فانتری، خشونت و مجازات را تصویرنمایی کند، اخلاقاً دامنه مُجازهایش به نام خدا فزونی می گیرد. پایان دادِ این دامنه افزایی برخلاف موضوع مذهبی اش، از جنبه استتیکی (زیباشناختی) و اخلاقی، خداناباوری و درنتیجه خیانت است.
۱۰۰۶.

نقد حدیثی- کلامی قرائت تناسخی از «ارابه روح» افلاطون در پرتو آموزه های امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۱
نظریه «ارابه روح» و آموزه باز زایش نفس در آثار افلاطون، به ویژه در فایدروس، از برجسته ترین صورت بندی های فلسفی تناسخ در سنت یونان باستان به شمار می آید. بر اساس این نگرش، نفس پیش از پیدایش بدن مادی موجود بوده و پس از مرگ، امکان بازگشت در قالب های انسانی یا حیوانی دیگر را دارد؛ چرخه ای که تا وصول به عالم مُثُل تداوم می یابد. این مقاله با رویکرد حدیثی کلامی و روش تحلیلی تطبیقی و با نگاهی نقادانه، به مقایسه این دیدگاه با سه محور بنیادین در کلام امامیه یعنی «معاد جسمانی»، «برزخ» و «رجعت» می پردازد و حدود تعارض ها و تفاوت های هستی شناختی و غایات آن ها را واکاوی می کند. یافته ها نشان می دهد که برداشت افلاطونی از چرخه باز زایش نفس با اصول کلامی امامیه، ازجمله هم زمانی آفرینش روح و بدن، انحصار حیات دنیوی به یک بار تجربه، نفی بازگشت به دنیا پس از مرگ و ضرورت تحقق معاد جسمانی و روحانی، ناسازگار است. همچنین «برزخ» در امامیه، منزلگاهی خطی و رو به آینده تا قیامت است، نه مرحله ای برای انتخاب یا تکرار زیست و «رجعت» رخدادی استثنایی و محدود برای گروهی خاص، با ماهیتی متفاوت از تناسخ فلسفی. نوآوری این پژوهش در نقد مستند برداشت تناسخی از «ارابه روح» با استناد هم زمان به تحلیل فلسفه باستان و نصوص معتبر امامیه و در ارائه چارچوب مفهومی جامعی برای تفکیک دقیق میان تناسخ فلسفی، برزخ امامی و رجعت است؛ چارچوبی که می تواند در مطالعات تطبیقی میان فلسفه غرب و الهیات اسلامی به کار رود و از خلط مفهومی در این حوزه پیشگیری کند.
۱۰۰۷.

بررسی رویکردها درباره انواع مواجهه با قرآن کریم در سده نخست اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۰
چگونگی و کیفیت روی آوردن به متن وحیانی با شرایط بافتی، نیازها، دغدغه ها و دیگر مؤلفه های عصری هم بسته است. زمینه های تحول جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی پسارحلت پیامبر(ص) و همچنین عوامل فلسفی وجودگرایی در گونه ناهمسان روی آوری به متن از جهت فهم پذیری یا فهم پرهیزی بوده است. بازشناخت علل تحولات برون انسانی و نیز نقش فهمندگان در این دگرگونی ها به عنوان عوامل درون انسانی و اثرپذیری آنان از قواعد گفتمانی ویژه، گونه فهم فهمندگان، روی آوری، گستردگی و یا رها کردن تفسیر از سوی آنان را تعیین می کند. در سویه دیگر، تکون روایت های تفسیری همانند روایت های تاریخی در پیوند با نشانه های بافتی و عناصر فرازبانی قرار دارد. براین اساس، جستار پیش رو می کوشد با شیوه توصیفی- تحلیلی، با تکیه بر اسناد کتابخانه ای و بهره مندی از شیوه گفتمانی و فلسفه وجودگرایی، ناهمسانی روی آوری ها به متن وحیانی از جهت تفسیری، نوع و رها نمودن تفسیر در دوره آغازین اسلام را بازخوانی نماید. به نظر می رسد عوامل وجودگرایی به همراه قرار گرفتن در بافتار فرازبانی، در شیوه روی آوری خوانش گران آغازین به متن وحیانی مؤثر بوده است.
۱۰۰۸.

بررسی تطبیقی دو روایت آئینی از آبان یشت و دفتر دیوان گوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۸
در این مقاله، به بررسی مفهوم نجات و نجات بخشی در روایت کشتی طوفان زده از دو متن دینی می پردازیم و آن ها را با یکدیگر تطبیق می دهیم. این دو متن عبارتند از: روایت نجات «پائوروه» در یشت پنجم (آبان یشت) از اوستای متأخر، و روایت نجات «گلیمه کوول» در دفتر دیوان گوره، از متون دینی آیین یاری. هرچند این پژوهش بر روایتی مشخص از آبان یشت متمرکز است، اما زمینه ای گسترده تر را نیز می گشاید و نشان می دهد که روایت های اساطیری در متون دینی یاری، تا چه اندازه با ادبیات دینی ایران باستان همسویی دارند. روش شناسی این پژوهش صرفاً مبتنی بر رویکرد زبان شناختی نیست، بلکه تحلیل محتوا و بررسی متنی را نیز در دو روایت مورد نظر دربرمی گیرد. در این مسیر، ابتدا متون آیینی یاری معرفی می شوند؛ سپس بخش هایی از روایت گلیمه کوول بر اساس نسخه خطی دیوان گوره آوانویسی، ترجمه و شرح داده شده و تمامی فرازهای این روایت تبیین می گردد. همچنین روایت کوتاه پائوروه نیز ارائه و تحلیل می شود. در ادامه، دو روایت به صورت تطبیقی بررسی شده و وجوه شباهت آن ها شناسایی و تبیین می گردد. افزون بر این، با ارائه یک نتیجه گیری موردی، نشان داده می شود که چگونه مفاهیم برگرفته از متون آیین یاری می توانند در تبیین زوایای مختلف برخی روایت های ادبیات دینی ایران باستان مؤثر باشند.
۱۰۰۹.

کلاهخود خدا و واقع گرایی تجربه دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۴۵
از جمله مسائل فراروی تجربه های دینی و عرفانی واقع نمایی آنها است و با پیدایش نظریه های جدید در عصب شناسی الهیات باب جدیدی در این باره گشوده شده است. یکی از دیدگاه های مطرح در این حوزه، موضع مایکل پرسینگر مبنی بر خاستگاه مغزی تجربه های دینی و امکان کنترل و همتاسازی آنها از طریق فناوری های پیشرفته است. این گمانه دستمایه ای برای جریان الحادی و شک گرا در مقابله با واقع گرایی تجربه دینی است. با توجه به اهمیت دفاع عقلانی و منطقی از تجربه ها و باورهای دینی در برابر چالش های نوپدید، هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اعتبار علمی و نسبت دیدگاه یاد شده با واقع گرایی تجربه دینی است. مایکل پرسینگر روان شناس آمریکایی-کانادایی، مغز آدمی را جایگاه تمام تجربیات او دانسته و تجربه های دینی را با الگوهای خاصی از فعالیت های مغز مرتبط می داند. به نظر وی، تجربه های عرفانی و دینی توسط ریزموج های الکتریکی جاری در ساختارهای عمیق لوب تمپورال مغز برانگیخته می شوند. وی وقوع چنین تجربه هایی را قابل کنترل و همتاسازی از بیرون می داند و در این راستا، «کلاهخود خدا» را برای مطالعه تجربه های مذهبی و اثرات تحریک نامحسوس لوب گیجگاهی مغز به کار گرفت. براساس گزارش پرسینگر، بسیاری از افراد مورد آزمایش با به سر نهادن کلاهخود خدا تجربه های عرفانی و حالات دگرگون شده»ای را گزارش کرده اند. بر این اساس، او فرضیه تحریک الکتریکی مغز برای ایجاد تجربه عرفانی و دینی را ارائه کرد و لوب گیجگاهی را خاستگاه تجربه های دینی انگاشت. بنابراین، تجربه های عرفانی که طی قرون گذشته مبنای اصلی عقاید دینی و نظام های اعتقادی-اجتماعی مختلفی بوده و به مبادی کیهانی منتسب می شدند، ناشی از تأثیر میدان های مغناطیسی بر مغز انسان است. براساس این گمانه، دریافت های پیامبرانه و وحی نازل شده بر انبیای الهی نیز مستثنی نبوده و حالات پیامبران در زمان دریافت وحی را می توان نشانه نوعی بیماری همچون صرع و تشنّج مغزی قلمداد کرد. اکنون این سؤال مطرح می شود که درنتیجه چنین مدعیاتی، دیگر چه جایی برای اعتبار و ارزش تجربه های دینی، باورهای بنیادین دینی همچون خداباوری و نیز وحی الهی به مثابه عظیم ترین و مهم ترین منبع معرفت دینی و در یک کلمه، چه جایی برای واقع گرایی دینی باقی خواهد ماند؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده، و نتایج نشان داد، دعاوی پرسینگر اشکالاتی را نشان می دهد از قبیل: اولاً، ناکامی در همتاسازی و شکست تکرار تجربه مورد ادعای وی توسط دیگر پژوهشگران؛ تا آنجا که شماری از آزمایش های غیرمستقیم نیز نتیجه ای مغایر با مدعای پرسینگر را به نمایش گذاشته اند. ثانیاً، آسیب مندی آزمایش های پرسینگر و فقدان شرایط لازم از قبیل دوسو کور بودن. ثالثاً، ضعف و نارسایی میدان های مغناطیسی تولیدشده توسط کلاهخود خدا و ناکارآیی میدان های مغناطیسی ضعیف در بازتولید آزمایشگاهی تجربه های مورد انتظار. رابعاً، پیچیدگی و چندعاملی بودن تجارب مذهبی، تا آنجا که حتی بر فرض مثبت بودن آزمایش های پرسینگر، تجارب مذهبی متأثر از عوامل انگیزشی، شناختی و زمینه ای مختلفی هستند و نمی توان آنها را با حالت های عصبی فیزیولوژیکی که به راحتی تعریف می شوند، یکسان انگاشت. به لحاظ دلالت معرفتی-الهیاتی نیز رویکرد الحادی بر آن است که تجربه های دینی و عرفانی، چیزی بیش از تصویرسازی ذهنی برآمده از فرآیندهای عصبی و رفتار طبیعی یا اختلالی سلول های مغزی نبوده و درنتیجه، نمی توان آنها را تجربه واقعی و حکایت گر واقعیات و مابازاء عینی ورای خود دانست. در نقد این گمانه روشن شد که، اولاً، بنیاد عصب شناختی تجربه، دلیل معتبری برای نفی واقع نمایی آن نیست؛ زیرا اگر صِرف جایگاه مغزی تجربه، نافی واقع نمایی آن باشد؛ همه تجربه های انسان بی اعتبار خواهند شد و شکاکیتی فراگیر رقم خواهد خورد. ثانیاً، ناواقع نمایی یک تجربه، زمانی نتیجه می شود که پیشاپیش، ارتباط آن با واقعیت و متعلق خارجی نفی شده باشد؛ لیکن تحقیقات و آزمایش های پرسینگر چنین چیزی را اثبات نمی کند. ثالثاً، ناواقع نماانگاری تجربه دینی، مبتنی بر یک سری مبانی متافیزیکی و پیشینی است و برداشت آن از دیدگاه علمی، ناشی از خلط تبیین طبیعی و فیزیکی با فیزیکالیسم و طبیعت گرایی فلسفی و مغالطه اخذ جزءالعله به جای تمام العله است. رابعاً، بنیاد عصب شناختی و ایجاد آزمایشگاهی تجربه دینی، حتی مستلزم موضع شک گرایانه هم نمی تواند باشد؛ بلکه از جهت دلالت معرفتی کاملاً لااقتضاء است. خامساً، اصل بر واقع نمایی سیستم شناختی انسان است. بدین جهت، همچون دیگر تجربه های رایج بشری، اصل بر واقع نمایی تجربه های دینی است؛ الاً ماخرج بالدلیل.
۱۰۱۰.

تحلیل تطبیقی بنیادهای عقلانی خودآگاهی در فلسفه ابن سینا و سیدنی شومیکر ازعلم حضوری تا مصونیت از خطا به واسطه همانندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۲
این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی، بنیادهای عقلانی خودآگاهی را در دو دستگاه ابن سینا و سیدنی شومیکر بازسازی می کند تا منشأ «امتیاز گفتار نخست شخص» در داوری های فاعلی و مرز آن با احکام مشاهده محور یا آیینه ای روشن شود. مسئله این است که چرا در گزاره هایی مانند «من درد دارم» تعیینِ صاحبِ حالت از خطای همانندسازی مصون است، اما در موقعیت هایی مانند داوری آیینه ای «من رنگ پریده ام» که بر بازتاب بصری تکیه دارد، این مصونیت تضعیف می شود. هدف مقاله، صورت بندی الگوی دوسطحی «حضور/ارجاع» و نگاشت «صاحب/محتوا» است تا نشان دهد چگونه می توان هم «مصونیت بنیادیِ صاحبِ آگاهی» را در شرطِ امکان محفوظ داشت و هم «خطاپذیری محتوایی» را در شرطِ اعتبار تبیین کرد. روش، تحلیل متن محور منابع اصلی است: در سوی ابن سینا، نظریه «علم حضوری» و اندیشه آزمایی «انسان معلّق» مبنای تبیین «حضور بدوی» به منزله شرط امکان التفات و داوری است؛ در سوی شومیکر، «ارجاع غیرتوصیفیِ من»، اصل «مصونیت از خطای همانندسازی» (IEM) و «اقتدار شخصِ اول» با تصریح «بافت حساس بودن» داوری ها، واکاوی می شود. یافته ها نشان می دهد سطح وجودیِ حضور، بنیان وجودشناختی تعیین «صاحب آگاهی» است و سطح منطقی_هنجاریِ ارجاع، سازوکار زبان شناختی-منطقیِ تحقق همان تعیین را در احکام فاعلی توضیح می دهد. بدین سان، «صاحب» از خطای ارجاعی مصون می ماند، در حالی که «محتوا» (نوع، شدت، علت یا متعلّق تجربه) سنجش پذیر و نیازمند «کالیبراسیون معرفتی» باقی می ماند. نتیجه، مرزبندی دقیق دامنه بافت حساس IEM و پرهیز از خلط سطح وجودشناختی و معناشناختی در تحلیل خودآگاهی و هویت شخصی است و همچنین معیارهای عملی ارزیابی اعتبار احکام اول شخص در بافت های درون نگری، حافظه ای، گواهی و آیینه ای را فراهم می کند.
۱۰۱۱.

بازخوانی مفهوم انسان کامل بر اساس واکاوی وجوه عدالت در مراتب وجودی او در حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۱
انسان برای نیل به کمال نیازمند شناخت انسان کامل و الگوی کمال یافته نوع خود است. در مکاتب عرفانی و فلسفی که دغدغه شناخت انسان را دارند، ویژگی های گوناگونی برای انسان کامل بیان شده است تا از رهگذر این اوصاف، حقیقت او آشکار شود. در این نوشتار برآنیم تا با بررسی منابع کتابخانه ای و روش تفسیر متن و استدلال و تحلیل فلسفی، دیدگاه حکمت متعالیه را-که خود را عرفان مدلل می داند- در این خصوص مورد کاوش قرار دهیم. در این کاوش، از مفهوم «عدالت» بهره می گیریم چرا که عدالت، مفهومی عام، شناخته شده و جامع است و در اندیشه صدرایی، به مثابه حقیقتی مشکک، مراتب و اقسام گوناگونی دارد. به این منظور، در این پژوهش وجوهی از عدالت همچون عدالت طبیعی، عدالت اخلاقی و فقهی، عدالت ظهوری و عدالت شهودی در حکمت صدرایی احصاء شده است که می تواند تصویر نوی از عدالت در انسان کامل را به تصویر کشد و از این طریق، در بازخوانی حقیقت انسان کامل و شناخت دقیق تر آن راهگشا باشد.
۱۰۱۲.

شادکامی در نیکوترین زندگی بر اساس معارف رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
یکی از مهم ترین ارکان زندگی نیکو، شادکامی و رضامندی حقیقی در زندگی است. هدف پژوهش، تبیین لوازم تحقق شادکامی در نیکوترین زندگی بر اساس معارف رضوی است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. به این صورت که بر اساس روایتی از امام رضا علیه السلام که نیکوترین زندگی را در نیکو گرداندن زندگی دیگران، معرفی می فرماید؛ مقدمات و لوازم تحقق این ارتباط اجتماعی حسنه در معارف رضوی جست وجو شده است. یافته های تحقیق نشان داد در کلام رضوی، نیکوترین زندگی در حالتی است که زندگی سایر انسان ها را از جهات مادی و معنوی گوارا گردانیم و این گفتار امام رضا ع در سیره ایشان آشکار شده است. تحقق نیکوترین زندگی، با خوف و رجای متوازن همراه بوده و مستلزم تحقّق اموری است که عبارتند از: 1. داشتن بینش توحیدی و معاد باوری که تنها در صورت ولایت پذیری کامل فکری و عملی از ولی الهی و همراه با عمل گرایی خالصانه صورت می گیرد. 2. فداکاری که نیازمند داشتن زهد، قناعت و ترک کردن خواهش های نفسانی است. 3. خشرویی و گره گشا بودن در ضمن حفظ کرامت افراد. 4. داشتن مهارت هایی مانند مهار خشم که تنها به شرط مدارای بردبارانه با مردم و چشم پوشی از خطای دیگران و داشتن حسن خلق محقق می شود. 5. داشتن مهارت برنامه ریزی جامع و تفریحات حلال روزانه. تحقق نیکوترین زندگی با برطرف کردن گرفتاری انسان ها و مخصوصاً مؤمنان، با امدادهای غیبی و نصرت های الهی از جایی که انسان گمان نمی کند، همراه است و شادکامی پایدار در حیات دنیوی و اخروی را به دنبال دارد. در نتیجه بر اساس معارف رضوی، با عمل گرایی توحیدی و ولایی و با نفی تعلّق به دنیا و همچنین کسب مهارت های شادکامی می توان زندگی خود و سایر انسان ها را گوارا کرد و به بهترین زندگی دست یافت.
۱۰۱۳.

بازخوانی دیدگاه دو حکیم زنوزی در مسئله وجود ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۹
دیدگاه ملا عبداللّه زنوزی و آقا علی مدرس در مسئله وجود ذهنی از دو جهت حائز اهمیت است: هم مورد مناسبی برای تبیین نسبت نظریه وجود ذهنی با تفسیرهای مختلف اصالت وجود است و هم به خودیِ خود مشتمل بر ابداعاتی -نظیر تعمیم نظریه وجود ذهنی به مجردات تام از جمله واجب تعالی- است، که لازم است تبیین و ارزیابی شوند. مقاله حاضر، با روش تحلیلی-تفسیرگرایانه، دیدگاه دو حکیم زنوزی درباره نظریه وجود ذهنی را تبیین و سازگاری آن را با تفسیری که از آموزه اصالت وجود ارائه کرده اند بررسی کرده است. این کاوش به این نتیجه انجامید که دو حکیم زنوزی به ارتباط نظریه وجود ذهنی و آموزه اصالت وجود توجه داشته اند و علاوه بر ابتنای استدلال های وجود ذهنی بر اصالت وجود، دو مؤلفه «حکایت» و «مطابقت» در تقریر مشهور وجود ذهنی را متناسب با تفسیر خودشان از آموزه اصالت وجود اصلاح کرده اند. با وجود این، برخی جنبه های دیگاه آنها درباره وجود ذهنی -به خصوص بخش هایی که وجود ذهنی را به مجردات تام نسبت می دهد- با تفسیر آنها از آموزه اصالت وجود سازگار نیست.
۱۰۱۴.

بررسی کارایی روایات «خروج مؤمنان از صلب کافران» در تحلیل علت غیبت امام مهدی (عج)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
بحث از چرایی غیبت امام زمان (عج) حتی پیش از غیبت ایشان مورد توجه بوده است و از این روی، در روایات فراوانی از اهل بیت (ع)، با عناوین متعددی انعکاس یافته است: ۱. اجرای سنت انبیای پیشین؛ ۲. خشم و غضب الهی؛ ۳. آزمایش و امتحان مردم؛ ۴. خوف قتل؛ ۵. رهایی از بیعت طاغوت ها؛ ۶. ستم پیشگی مردمان؛ ۷. خارج شدن مؤمنان از صلب کافران؛ ۸. فرصت یابی مدعیان حکومت شایسته. بر اساس برخی از این احادیث، ظهور حضرت، به خروج مؤمنان از صلب کافران معلّق شده است. بر این اساس و به دلالت التزامی، علت غیبت امام مهدى (عج) را بیان داشته است. در مقاله پیش رو دو روایت از کتاب کمال الدین شیخ صدوق (ره) که متناسب با این عنوان است، از لحاظ سند و دلالت به دقّت مورد بررسی قرار گرفته است و در نهایت، با کمک از اصول تحلیل رفتار امامان، به ارتباط این عنوان با چرایی غیبت امام زمان پرداخته است. از آنجایی که نهضت جهانی آن حضرت، به یاران توانمند و فداکار متعددی نیازمند است و در زمان آغاز امامت ایشان، از چنین یاورانی برخوردار نیست؛ پس امام باید از ابزار غیبت و نهان زیستی بهره ببرد تا یاوران کافی برای تحقق آن قیام جهانی فراهم آید. گفتنی است بخشی از این یاوران مؤمن از میان کافران ظهور و بروز خواهند کرد.
۱۰۱۵.

بررسی انتقادی ماده انضمامی بر مبنای فلسفه مشاء و حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۸
ماده انضمامی مشائی نخستین و فراگیرترین طرح تبیین فلسفی حرکت بر اساس مادیت و تجرد است. هر چند اصل اندیشه و اندیشه اصلی در اینباره غیر قابل انکار است، اما شیوه تحلیل مشائین از این مطلب، محدودیتهایی را در حل مسائل مترتب بر این مسئله بنیادی بوجود آورده است. اثبات و نیز تبیین این نظریه بر براهین معروف قوه و فعل، فصل و وصل و نیز برهان مبتنی بر قاعده حدوث زمانی استوار است. برای تبیین عمیقتر و نیز تعیین دقیقتر مواضع نقد، صورت منطقی این براهین ذکر و پس از آن نشان داده میشود که دیدگاه انضمامی به ماده نخستین، با مبانی اصلی حکمت مشاء مانند «اجتماع صور جسمی و نوعی»، «مساوقت وجود با وحدت و فعلیت» و نیز مبانی صحیح حکمت متعالیه مانند «اصالت وجود»، «وجود رابط» و «حرکت جوهری» از وجوه متعدد ناسازگار است؛ درنتیجه، باید از بنیانهای حکمت متعالیه راه دیگری برای تبیین حقیقت ماده استخراج و جایگزین ماده انضمامی کرد. این امر میتواند مبنایی برای بازشناسی مفاهیم «مجرد» و «مادی» و نیز حل مسائل دشوار حرکت و زمان و ایجاد سازگار ی بیشتر آموزه های فلسفی با یکدیگر، و نیز با آموزه های اسلامی باشد.
۱۰۱۶.

A Statistical Study of the Concepts of Mercy and Violence in the Meccan and Medinan Surahs: An Analysis of a Fallacy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۹۹
One of the fallacies raised by some critics, especially orientalists, is that the Prophet of Islam's behavior underwent a fundamental change from the Meccan to the Medinan period. They claim that his messages in the Meccan period were peaceful and mercy-oriented, but in the Medinan period, upon gaining power, he adopted a violent approach, and this is evident in the Meccan and Medinan surahs. To investigate this issue, a statistical study was conducted comparing the frequency of concepts related to violence and mercy in the Meccan and Medinan surahs of the Quran. The phrases related to mercy and violence were scored, and then the obtained values were normalized for analysis. The results show that the values for violence-based concepts are (0.20) in the Meccan surahs and (0.19) in the Medinan surahs. Furthermore, the concepts related to mercy are (0.24) in the Medinan surahs and (0.21) in the Meccan surahs. These findings indicate that the raised claim is not only unverifiable but that during the Medinan period, which was a time of establishing and expanding the government, a greater emphasis on mercy is observed. The content differences between the Meccan and Medinan surahs are attributed to the historical and social circumstances of each period. These results highlight the need for a re-evaluation of such interpretations and for attention to statistical methods for the analysis of religious and historical concepts.
۱۰۱۷.

چرایی تقسیم حرکت به توسطیه و قطعیه و پیامدهای فلسفی آن در حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۹۴
مسئله ی حرکت و تغییر، از محوری ترین مباحث طبیعیات و متافیزیک است که محل تأمل اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده است؛ بااین حال هستی و چیستی حرکت و یا نحوه ی تبیین یا تثبیت آن همچنان محل بحث فیلسوفان است. ابن سینا همانند بسیاری از فیلسوفان به صورت گسترده به بحث پیرامون حرکت پرداخته است. او بعد از تعریف عام حرکت و بیان دو معنا برای آن، استدلال می کند که تنها یکی از معانی حرکت (به معنای توسط) در خارج موجود است و معنای دیگر حرکت (به معنای قطع) در خیال انسان موجود است. سؤالی که عمدتاً مغفول واقع شده است، این است که چرا ابن سینا به این تفکیک دست زده و نهایتاً حکم به تحقق حرکت توسطیه داده است و به راستی این تفکیک در نظام فلسفی وی چه جایگاهی دارد؟ در این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و با روی کرد اسنادی سامان یافته است، تلاش شده است تا این خلأ را برطرف شود. درنهایت نتیجه ی حاصل این شد که تصویر ابن سینا از حقیقتِ حرکت، برای حل چالش های فلسفی مختلفی درباب حرکت توانا است؛ اگرچه خود وی تصریحاً درصدد چنین امری نبوده و صرفاً درصدد تحلیل تحقق خارجی و ذهنی حرکت بود ه است.
۱۰۱۸.

مسئولیت مدنی دولت در قبال ناامنی اقتصادی؛ تحلیل فقهی حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
از اصول مهم اقتصادی، عدالت و امنیت می باشد. کاهش ارزش پول ملی، تورم شدید، نوسانات غیر متعارف لحظه ای بازار موجب نا امنی اقتصادی و فشار بر طبقات ضعیف جامعه می گردد. حال در پاسخ به این سوال که مسئولیت مدنی دولت در قبال این نا امنی های اقتصادی چیست؟ با عنایت به ضرورت امنیت اقتصادی در روابط مالی و تجاری، کاهش خطرات سرمایه گذاری و اطمینان از بازگشت سود و تأثیراتی که بر زندگی روزمره مردم دارد، دولت مسئولیت حفاظت از منافع اقتصادی مردم، متصدی خزانه کل، بودجه ها و اعتبارات و سرمایه های ملت و مملکت است و تمامی شاهراه های اقتصادی و تصمیمات کلان، با نگاه دولت اتخاذ می گردد. لذا هر گونه عمل یا رفتار اعم از فعل یا ترک فعل دولت که منتهی به ورود خسارت به اشخاص جامعه اعم از حقیقی یا حقوقی گردد، بر اساس قاعده اتلاف، باید آن را جبران نماید.با عنایت به اینکه معیار ضمان در قاعده اتلاف، إعتداء به مال غیر می باشد و این موضوع نیز با دریافت مثل آن جبران می شود،در فرضی که مال تلف شده مثلی باشد در وهله نخست مثل آن و در فرض موجود نبودن مثل، باید قیمت و بهای یوم الإتلاف به زیان دیده پرداخت گردد. در روایات مرتبط با قاعده اتلاف، عناوینی مانند همزیستی، انتساب، شرایط وارد نگردیده ولذا در هر فرضی که اتلاف بر مال صدق کند اعم از اینکه با فعل یا ترک فعل، به وسیله دولت یا شخص حقیقی، عمدی یا سهوی باشد تفاوتی در ضمان متلف ایجاد نخواهد کرد.
۱۰۱۹.

تحلیل انتقادی ضوابط نقد محتوایی روایات تأویلی معصومان (علیهم السلام)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
بازتاب گسترده روایات تأویلی معصومان (ع) در جوامع حدیثی و تفاسیر روایی شیعه، از واقعیات انکارناپذیر است. روایاتی که دارای اسناد معتبر و ضعیفند، و از جهت محتوا، حاوی معنایی فراظاهری و غیر قابل فهم برای عموم عقلاست. «فراعرفی» بودن بسیاری از احادیث تأویلی (باطنی)، وقوع برخی تأویلات باطل جریان های انحرافی در تاریخ تفسیر و حدیث و جواز اسناد قطعی این روایات به معصومان (ع)، مستلزم نقد محتوایی این روایات بر اساس ضوابط کارآمد مانند «لزوم معارض نبودن با ظواهر آیات قرآن یا سنّت قطعی» است. امّا به کارگیری برخی ضوابط در اعتبارسنجی محتوایی به دلیل مبتنی نبودن بر سنجه های استوار، منتهی به داوری نادرست و انکار غیر علمی روایات تأویلی (باطنی) می گردد. از این رو جای این پرسش است که چه ضوابطی در نقد محتوا و سنجش اعتبار احادیث تأویلی «کارآمد» و «واقع نما» نیستند؟ به نظر نگارنده برخی ضوابط نقد محتوایی موجب مخدوش شدن ارزش علمی ارزیابی این روایات می شود و لذا نیازمند بازپژوهی و تحلیل انتقادی است. این پژوهش بر پایه تحقیق کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، پس از تعریف برخی واژگان کلیدی، به شناسایی و بررسی ضوابط نامعتبر اعتبارسنجی محتوایی احادیث تأویلی معصومان (ع) همراه با نمونه های حدیثی با محوریت منابع روایات تفسیری شیعه می پردازد. این ضوابط عبارتند از: 1. لزوم مطابقت روایت تأویلی با سیاق آیه. 2. لزوم مطابقت روایت تأویلی با زبان و ادبیات عرب. 3. لزوم وجود رابطه زبان شناختی میان معنای تأویلی و الفاظ آیه. 4. لزوم بعید نبودن تطبیقات در روایت تأویلی و 5. لزوم رکیک نبودن لفظ و معنای روایت تأویلی.
۱۰۲۰.

مبانی جهان شناختی اخلاق در اندیشه فیض کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
بی تردید شناخت مبانی نظری اخلاق و نقش آن برای دست یابی به دستورالعمل های اخلاقی ضروری است. مبانی جهان شناختی از جمله مبانی مطرح در حوزه فرا اخلاق است که نگرش اندیشمندان به عوالم وجود و اصول حاکم بر آن را بازتاب می کند. از آنجایی که اعتقاد یا نفی عالم ذر و عوالم پس از دنیا در حیطه های معرفت شناسی اخلاقی، هستی شناسی اخلاقی و انگیزش اخلاقی تأثیر گذار است؛ این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر آثار و اندیشه های فیض کاشانی به نگارش در آمده، درصدد تبیین مبانی جهان شناختی و اثر بخشی آن در اخلاق است، و به دستاوردهایی چون معناداری اخلاق با توجه به اعتقاد به عالم ذر، و انگیزش اخلاقی در اثر باور به عوالم پس از دنیا و پاداش و کیفر اخروی رسیده است. همچنین در اثر باور به ناظمی بصیر و صاحب قوانین و سنت ها در دنیا به توجیه چرایی زیست اخلاقی، اشاره نموده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان