فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
261 - 278
حوزههای تخصصی:
ملاّمحمّد خاکی سلیمانیّه ای ادیب، فاضل و صوفی اهل طریقت نقشبندیّه، عالم و شاعر دوره معاصر است. او در روستای احمدبرنده شهرزور از توابع شهر حلبچه استان سلیمانیه عراق به سال 1261 قمری متولّدشد. وی به دو زبان فارسی و کُردی شعر سروده است و دو اثر شعری از وی باقی مانده است. نسخه دیوان اشعار فارسی خاکی موجود است و این نسخه شامل 100 صفحه و در 1114 بیت در شهر سلیمانیه عراق توسّط فردی به نام عبدالرّحمن حسینی کتابت شده است. آنچه مسلّم است، خاکی با آثار شاعران کلاسیک زبان فارسی آشنایی داشته است و یکی از شاعرانی که خاکی به شعر وی نظرداشته حافظ شیرازی است. بیشتر ابیات خاکی محتوایی اخلاقی، دینی و عرفانی دارند. زبان شاعر ساده و روان و قابل درک است. سلوک صوفیانه وی که تحت تأثیر نقشبندیّه می باشد. با چراغ عقل راه عرفانی خود را در اشعار خویش پدیدارساخته و تزویر را سدّ راه کمال معرّفی می کند و چاره برداشتن موانع این راه را در کنترل نفس متذکرمی شود. خلوص و صداقت انسانی را ، راه اعتلای مقام انسانی می داند. عشق را تمامیّت راه هستی قلمدادمی کند و در عرصه معرفت رندی را در میان صفه صفا ناظر عمل خود می داند. روش تحقیق این مقاله نظری تحلیلی بوده وهدف آن بیان نظرات خاکی به کمک اصطلاحات عرفانی در اشعار وی است تا اثبات کند شاعر سعی کرده در فضای غبارآلود فکری زمان خود، راه هدایت برای مریدانش به وجودآورد و در این راه با توجه به نتایج پژوهش سرانجامی زیبا به تصویرکشیده است.
امکان سنجی معافیت پدر رضاعی از حد سرقت در پرتو آموزه های فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرابت رضاعی با شیرخوردن طفل، برحسب شرایط مندرج در ماده ۱۰۴۶ ق.م، از زنی ایجاد می شود که مادر واقعی طفل نباشد. این قرابت، مانع ازدواج میان خویشاوندان رضاعی می شود و آثار قرابت ناشی از نسب، مانند ارث و انفاق، در آن مطرح نمی شود. قانون مجازات اسلامی به پیروی از فقه شیعه، سرقت مستوجب حد را موجب قطع عضو می داند و صرف خویشاوندی را موجب سقوط مجازات حدی نمی شمارد؛ اما مجازات حد قطع در سرقت مالِ فرزند توسط پدر را براساس بند «ج» ماده ۲۶۸ ساقط کرده است. به کار بردن واژه کلی «پدر» در فقه و قانون، این سؤال اساسی را به ذهن متبادر می سازد که اگر سرقت توسط پدر از مال فرزند رضاعی صورت گیرد و جامع تمام شرایط موجب حد باشد، می توان بر سقوط حد قطع از پدر رضاعی قائل بود؟ جستار حاضر به روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانه ای، با تتبع و بررسی دقیق ادله اربعه درباره سرقت حدیِ پدر و تطبیق آن با دیگر قواعد فقهی و قانونی، به این نتیجه رسیده است که قانونگذار با وضع مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی بر تفسیر موسع از قاعده درأ گرایش دارد و حدیث «أنت ومالک لأبیک» نیز که دلالت بر وجوب احترام به پدر دارد، شامل قرابت ناشی از رضاع نیز می شودبرای جلوگیری از قطع رحم، از سرایت حکم عام در آیه می کاهد که براساس تلازم احکام عقل و شرع، همچنین تسالم اصحاب بر قاعده درأ و اهتمام شارع بر احتیاط در دماء در جرائم مستوجب حد، شبهه مصداقیه ای در گستره آیه سرقت ایجاد می شود که بر پدر رضاعی سرایت می کند و معافیت از مجازات قطع عضو در ماده 268 قانون مجازات اسلامی بر پدر سارق از مال فرزند رضاعی را دارای وجاهت شرعی و قانونی نشان می دهد.
Islamic Ontology and Its Role in Creating and Strengthening the Sense of Poverty and Need for God(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
57 - 72
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: This article aims to examine the role of Islamic ontology in shaping and reinforcing the human sense of poverty and need for God. The objective is to foster and internalize the feeling of poverty and the need for the Absolute Sufficient God within humans, as the most honorable of creatures.METHOD & FINDING: Utilizing verses from the Quran, narrations, and the philosophical and theological works of Muslim scholars, this article aims to describe and analytically gather relevant topics to explore certain ontological principles. The focus is on the divine attributes of perfection and the existential poverty of all beings before God. The findings of the research show that attention to these principles not only creates the feeling of human poverty and need for God but also enhances the ability to analyze and understand the truth, accepting human poverty and God's richness. This is expressed in the context of the relationship between the creator and the created, the emanator and the emanated, the theory of existential poverty, and the broader will and absolute power of God, thereby strengthening and manifesting these concepts. CONCLUSION: The results show that a correct and profound understanding of human poverty and absolute dependence on God leads individuals to seek the fulfillment of their needs and the attainment of perfection and pure life solely in the unlimited divine source.
تحلیل فرآیند نهادینه سازی و تثبیت نماز در جامعه بر اساس ترتیب نزول سوره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نماز از محوری ترین مناسک عبادی اسلام و از لوازم اصلی دینداری است. سوره های قرآن در دوره های مکی و مدنی با سازوکار مشخصی به ترویج نماز پرداخته و سعی کرده اند آن را به تدریج در جامعه نهادینه سازی کنند. توجه به مراحل تبلیغ نماز در جامعه از آغاز اسلام در مکه تا پایان تثبیت آن در مدینه، الگوی مشخصی را نشان می دهد که می تواند در امور علمی و تبلیغی قابل استفاده باشد. پژوهش حاضر با توجه به سیر نزول سوره های قرآن در مکه و مدینه و با کاربست روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده است که قرآن کریم، فرآیند فرهنگ سازی و گفتمان سازی نماز را از فرد شروع می کند و سپس وارد مراحل خانوادگی و اجتماعی می شود؛ پس از آن، کارکردهای نماز را در جامعه برمی شمارد و آن گاه به آسیب شناسی و آفت زدایی از مسائل مربوط به آن می پردازد؛ به علاوه، پس از تثبیت نماز در جامعه، همچنان به تبیین اهمیت و کارکردهای آن پرداخته و به شبهات و دشمنی های رسانه ای مخالفان در این زمینه پاسخ می دهد. این پژوهش به طور کلی، مراحل پنج گانه ای را جهت نهادینه سازی و تثبیت نماز از آغاز تا پایان نزول قرآن شناسانده است که عبارت است از: 1. معرفی نماز به مثابه آیینی معرفتی اخلاقی و مناسکی؛ 2. فرهنگ سازی نماز در سطوح فردی و اجتماعی؛ 3. گفتمان سازی و کارکردگرایی با محوریت نماز؛ 4. جامعه سازی دینی و اخلاقی در پرتو نماز؛ 5. آسیب شناسی و آفت زدایی از جامعه دینی و نمازگزار. درباره زمان بندی هر یک از این مراحل باید گفت که معرفی نماز از همان ابتدای دوره مکی صورت گرفته و پس از آن، مراحل فرهنگ سازی و گفتمان سازی به ترتیب در میانه و پایان دوره مکی به وقوع پیوسته است. مرحله جامعه سازی، در کشاکش آماده شدن مسلمانان برای هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی پی ریزی شده و در آغاز دوره مدنی نیز همچنان به صورتی جدّی ادامه پیدا کرده است. درنهایت در پایان دوره مدنی، مرحله آسیب شناسی و آفت زدایی به صورتی مفصل تبیین شده و بر تثبیت دین قیّم با محوریت نماز تأکید گردیده است.
A Comparative Ontological Study of the Existential Layers of the Quran in the Divine and Created Realms, from the Perspective of the Quran and Islamic Mysticism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study conducts an ontological study of the Quran, explaining its existential layers in the Divine Realm, also known as the World of God or the World of Necessity, and the Created Realm, also known as the World of Being or the World of Contingency. Based on the views of mystics and Quranic verses, it explains the existential ranks of the Quran and its specific names. The importance of this issue lies in proving the single, multi-ranked existence of the Quran and demonstrating that the Quran is present at every stage of existence, from the World of God to the World of Creation, each with a specific station and name. Through a comparative study of these ranks with Quranic verses, this article concludes that the Quran, as divine knowledge in the form of divine speech, saying, book, and both creative and written words, is present in an integrated manner at every rank of existence, accompanying the Perfect Human. A key finding of this article is that the ontological ranks of the Quran are sometimes expressed with a specific name in the Quran, such as Umm al-Kitāb (The Mother of the Book), Kitāb Mubīn (The Clear Book), and Nūr (Light), each pointing to a specific rank of the Quran's existence. In some cases, there is no specific name for a particular existential rank of the Quran in the verses, but the rank is referenced. For example, it is stated that the Quran was sent down from the rank of the name Allāh or the names al-Raḥmān or al-Ḥayy . This paper was written using a hybrid research method (textual-argumentative) and based on library and software data collection. It is an attempt to, for the first time in a coherent study, use mystical sources and Quranic verses to articulate the specific name of the Divine Book at each existential rank or at least the name of its existential rank.
زاویه دید مطلوب برای فقیه تولید کننده فقه تمدنی با توجه به نظریه هرمنوتیکی «دیدگاه»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
202 - 229
حوزههای تخصصی:
نظریه «دیدگاه» یا «زاویه دید» که در هرمنوتیک روشی مطرح شده است، به تأثیر زاویه دید مفسر بر فهم معنای متن اشاره دارد. این نظریه تأثیرات عمیقی بر فقه دارد، زیرا زاویه دید فقیه در برداشت های او از منابع متنی نقشی اساسی ایفا می کند و همین عامل می تواند علت تفاوت استنباط های فقها از یک متن واحد باشد. بر این اساس، پرسش اصلی این مقاله چنین مطرح می شود که اولا: زاویه دید چگونه بر فهم و برداشت های فرد تأثیر می گذارد؟ و ثانیا: زاویه دید مطلوب فقیه برای تولید فقه تمدنی چگونه شکل می گیرد؟ اهمیت این موضوع از آنجاست که فقه شیعی نقش ویژه ای در فرایند تمدن سازی نوین اسلامی ایفا می کند و فقها باید با استنباط های فقهی خود، نیازهای این فرایند را تأمین کنند؛ بنابراین، زاویه دید آنها در مواجهه با متون باید با این نیازها هماهنگ باشد. ازآنجاکه زاویه دید فرد، نتیجه منظومه فکری او و در ادامه تابع رویکرد کلان وی به مسائل است، این مقاله استدلال می کند که زاویه دید مطلوب برای یک فقیه تمدنی باید مبتنی بر مبادی کلامی ای باشد که مشروعیت حکومت فقیه در عصر غیبت را تضمین کند و اختیارات لازم برای حکمرانی را به او اعطا نماید، مقاصد کلی شریعت را، که با ماهیت اجتماعی از نصوص استخراج شده اند و عامل پویایی و انعطاف پذیری فقه هستند، در بر داشته باشد، شامل شناخت کافی از اقتضائات زمانه و نظامات اجتماعی باشد تا تأثیرات زمان و مکان بر موضوعات را به درستی تشخیص دهد. علاوه بر این، رویکرد کلان یک فقیه تمدنی در مواجهه با مسائل باید اجتماعی و حکومتی باشد و به صورت نظام مند پیگیری شود، چراکه با رویکردی فردی نمی توان به موضوع شناسی و حکم شناسی تمدنی دست یافت.
تأملی در نسبت حکمت معنوی با معماری و شهرسازی؛ ضرورت بازتعریف جایگاه حکمت در خلق فضاهای معنادار: مقایسه تطبیقی بافت سنتی و بافت جدید شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
118 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، واکاوی نسبت حکمت معنوی با معماری و شهرسازی و تبیین امکان احیای فضاهای معنادار در بستر طراحی معاصر است. در این راستا، مقاله با رویکردی میان رشته ای و بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و تفسیرگرایانه، به بررسی متون فلسفی، عرفانی، و نظریات معماری سنتی و معناگرای معاصر می پردازد. با تحلیل اسنادی و مقایسه تطبیقی نمونه هایی همچون بافت تاریخی یزد، تلاش شده است تا عناصر مؤلفه های فضایی حکمت محور شناسایی و قابلیت های بازتولید آن ها در معماری معاصر ارزیابی شود. چارچوب نظری پژوهش بر مبانی حکمت اسلامی، آرای متفکرانی چون ملاصدرا، سید حسین نصر، رنه گنون، هانری کربن و کریستوفر الکساندر استوار است. یافته های پژوهش نشان می دهد که فضا در سنت های حکمی، ساحتی وجودی برای تجلی معنا، اتصال با نظام کیهانی و تجربه تعالی تلقی می شود؛ درحالی که در طراحی های مدرن، این لایه معنایی به حاشیه رانده شده است. در پاسخ به این گسست، پنج راهبرد برای بازتعریف جایگاه حکمت در طراحی فضایی پیشنهاد می شود: ۱) طراحی از مسیر شهود و پالایش درونی معمار، ۲) تدوین زبان الگو و بانک دانش معماری سنتی، ۳) بازآفرینی شهری با منطق حکمت عملی، ۴) احیای انتقادی الگوهای بومی، و ۵) ارتقای رویکرد شهرسازی معناگرا در مقیاس کلان. این راهبردها مستلزم تحول در آموزش معماری، بازاندیشی در نقش معمار، و ادغام ابعاد عقلانی، شهودی و معنوی در فرایند طراحی هستند. در نهایت، پژوهش بر آن است که حکمت می تواند پیوندی احیاگر میان فرم، معنا و انسان در معماری معاصر برقرار سازد.
واکاوی تأثیرات حقابه رودخانه هیرمند بر روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی از مناطق جهان، آب تبدیل به عامل برجسته در روابط سیاسی بین کشورها شده است و احتمال وقوع منازعه و درگیری بر سر آن تشدید شده است. در این صورت رودخانه های بین المللی محل کشمکش و اختلاف میان کشورهای فرادست و فرودست رودخانه خواهد بود. آب اکنون بیش از هر زمان دیگری در خدمت سیاست و منازعات سیاسی است. در مرزهای شرقی ایران هم، حقابه رودخانه های هیرمند و هریرود به عنوان موضوع و مسأله ای جدی میان دو کشور ایران و افغانستان مطرح است. هدف این مقاله واکاوی تأثیرات حقابه رودخانه های هیرمند و هریرود بر روابط سیاسی دو کشور می باشد. سوال اصلی مطرح شده این است که تأثیرات حقابه رودخانه هیرمند بر روابط سیاسی میان دو کشور چگونه است؟ بنابراین با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و فیش بردارای از این منابع، به انجام این پژوهش پرداخته شده است. نتایج یافته ها، نشان می دهند که با توجه به موقعیت و وضعیت جغرافیایی دو کشور ایران و افغانستان، نیاز شهرهای مرزی دو کشور به آب این دو رودخانه، دیدگاههای فکری و مدیریتی حاکم بر مسئولان افغانی و نقش بالادستی این کشور بر رودخانه هیرمند باعث شکل گیری دیدگاه هیدروهژمونی در برخورد با حقابه و عدم برداشت کشور ایران شده است که بر روابط سیاسی دو کشور تأثیرگذار بوده است.
خراسانیات 5: بیگانه ز مُلک جم برون باید کرد
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
149 - 184
حوزههای تخصصی:
روزنامه «فکر آزاد» از مجلاتی است که در اواخر دوره قاجار در مشهد به مدیریت احمد بهمنیار کرمانی منتشر می شد. از شماره پیشین در «خراسانیّات» اشعاری که در این مجله منتشر و در منابع دیگر درج نشده را استقصا و بر اساس ترتیب زمانی سلسله وار منتشر می کنیم.
تبیین فقهی چالشهای محیط زیستی پیاده روی اربعین
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
65 - 82
حوزههای تخصصی:
پیاده روی اربعین مانند سایر تجمعات، دربردارنده چالش ها و فرصت های محیط زیستی است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی به مواردی از جمله آلودگی هوا، افزایش زباله ها و تخریب منابع طبیعی از دیدگاه فقهی می پردازد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که حفظ محیط زیست در ایام اربعین وظیفهای شرعی بوده، بنابراین رعایت بهداشت محیط و مدیریت صحیح پسماندها، نه تنها یک الزام اخلاقی و قانونی است، بلکه از مصداق عمل به دستورات شرعی و تحقق مسئولیت اجتماعی به شمار می آید. همچنین در این پدیده باشکوه باید به حفظ منابع آبی با جلوگیری از اسراف توجه نمود و آلودگی هوا ناشی از ترافیک نیز به عنوان یک معضل زیست محیطی به راهکارهای مؤثری نیاز دارد. همچنین، تخریب زیستگاه ها و منابع طبیعی عملی مذموم و در مواردی حرام است که ضرورت آگاهی بخشی به زائران و اجرای برنامه های حفاظتی را می طلبد. این پژوهش به بررسی راهکارهای مؤثر در بهره برداری از آموزه های فقه اسلامی برای تقویت فرهنگ مسئولیت پذیری نسبت به محیط زیست در میان زائران پرداخته است.
کاربست متون موازی در آموزش ترجمه متون حقوقی میان فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، با هدف معرفی روشی برای آموزش ترجمه متون حقوقی میان فارسی و عربی به بررسی قابلیت های «متون حقوقیِ موازی» می پردازد؛ یعنی متونی حقوقی که در ژانر و موضوعاتِ مشابه به دو زبان فارسی و عربی نوشته شده اند. مطالعه با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر تحلیل مقایسه ایِ متون حقوقیِ موازی به دنبال ارائه یک چارچوب آموزشی است که در آن دانشجویان در فرآیند یادگیریِ ترجمه نقش فعال تری بیایند. در ابتدا، متون حقوقی از منظر ترجمه بررسی و در چهار دسته «قانون گذار، قضایی، خصوصی و علمی» دسته بندی می شوند. سپس با تحلیل و مقایسه نمونه هایی از این متون به فارسی و عربی، مزایای استفاده از آنها در آموزش ترجمه تشریح می گردد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که متون حقوقی موازی میان فارسی و عربی بر اساس میزان شباهت به سه دسته تقسیم می شوند: متونی با مطابقت حداکثری، متونی با ساختار اطلاعاتی مشابه و متونی با تشابه محتوایی. این مطالعه همچنین مجموعه تمرین های متنوعی را متناسب با هر یک از این دسته ها پیشنهاد می کند که موجب می شوند دانشجویان با مقایسه و تحلیل این متون، مهارت های ترجمه خود را به طور فعالانه ارتقا دهند. این رویکرد، با محوریت قرار دادن دانشجویان و تأکید بر یادگیری از طریق عمل، می تواند گامی مؤثر در جهت بهبود آموزش ترجمه حقوقی میان فارسی و عربی باشد.
تبیین حقوق اجتماعی انسان بر اساس مبانی حکمی و فلسفی علامه جوادی آملی با تأکید بر رویکرد تفسیر انسان به انسان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
5 - 28
حوزههای تخصصی:
بی تردید «حقوق اجتماعی انسان» بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما هر پژوهش برمبنای خود به نتایجی رسیده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد تفسیر انسان به انسان جوادی آملی در مسئله «چگونگی تحلیل حقوق اجتماعی انسان» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی توصیفی انجام شده است. پرسش پیشرو این است که ضرورت شناخت هویت انسان و جایگاه او در هستی برای دستیابی به حقوق اجتماعی انسان چیست؟ از آنجا که تاثیر این تحقیقات بر نحوه تحلیل حقوق اجتماعی انسان، تاثیر مستقیم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می نماید. به نظر می رسد، پیش نیازی تحلیل چگونگی ارتباط انسان با جامعه، شناخت دقیق از مبانی هستی شناسی انسان و جامعه است. نظر به این رویکرد، شناخت انسان منحصراً به سه مبدأ تصوری: «شناخت هویت، جایگاه و ارتباط انسان با نظام هستی» صورت می پذیرد. سپس، برپایه این مبادی تصوری می توان به تحلیلی از جامعه دست یافت. نقطه ثقل نگاه این اندیشمند، تجربه و روح اصیل انسانی است که این دیدگاه، با تأکید بر موقعیت انسان در هستی، کرامت ذاتی او و لزوم ابتنای تبیین حقوق اجتماعی بر فطرت، زمینه را برای تحقق جامعه ای عادلانه، با نظر به الگوگیری از انسان کامل به عنوان خلیفه الهی، فراهم می سازد. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تحلیل حقوق اجتماعی انسان بر پایه آرای جوادی آملی پژوهش های متعددی انجام شده است اما کمتر به رویکرد تفسیر انسان به انسان این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که این مبنا، یکی از بنیادهای قابل توجه در تبیین حقوق اجتماعی انسان می باشد که در این اندیشه بسیار بر آن تاکید شده است.
مفهوم شناسی خشونت در کلام امام علی(ع) با تأکید بر گستره ی معنایی آن در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
287-322
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث انسان شناسی و اخلاق، مسئله ی "خشونت" است. زیرا، از یک طرف دشمنان دین همواره سعی در معرفی چهره ای خشن و ناخوشایند از دین و پیشوایان آن داشته و از طرفی، در تعالیم دینی، گاه انسان حق إعمال خشونت را ندارد و گاهی هم، باید ابراز خشم و خشونت کند. این روی کَرد دوگانه ی دین و آموزه های اسلامی به مبحث خشونت و ترسیم چهره ای خشن از دین توسط مخالفان و اسلام ستیزان در سال های اخیر، نویسندگان مقاله را بر آن داشت تا به بررسی مبحث خشونت در نهج البلاغه بپردازند. پژوهش حاضر، به هدف بررسی معنا و مفهوم خشونت در کلام امام علی(ع) با تأکید بر گستره ی معنایی آن در نهج البلاغه، با روش توصیفی-تحلیلی سامان پذیرفته و به این نتایج دست یافت که أولاً؛ خشونت با تعدادی واژگان دیگر در این کتاب شریف ارتباط و ترادف معنایی آشکار دارد که هر یک، معنا و کارکردهای خاص خود را دارند و با وجود داشتن اتّحاد موضوعی، کاربردهای متفاوتی می یابند و ثانیاً؛ مراتب، کاربردها و بالتّبع کارکردهای متفاوت خشونت، شناخت دقیق و کاربست صحیح آنها را ضرورتی اجتناب ناپذیر ساخته و ثالثاً؛ می توان با شناخت هرچه دقیق تر و کامل تر آن مفاهیم، ضمن رفع اتهامِ خشونت گرایی از دین اسلام، کاربردها و کارکردهای درست آن-از جمله: دفع و رفع ظلم از جامعه و دفاع از مظلوم- را در ساحت جامعه ی دینی و انسانی به نظاره نشست.
واکاوی فقهی حقوقی امکان تبعیض در حق حبس در فقه اسلامی، حقوق ایران و رویه قضایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۲)
139 - 165
حوزههای تخصصی:
از جمله مسائل مورد اختلاف در حق حبس (موضوع ماده 377 ق. م) امکان تبعیض در حق حبس است؛ به تعبیر دیگر، در فرض عمل یکی از طرفین قرارداد به انجام بخشی از تعهد به صورت ناقص، وضعیت حقوقی حق حبس طرف مقابل چگونه است؟ این موضوع در میان فقهای اسلامی محل اختلاف بوده و رویکردهای متعددی بیان شده است. قانون گذار ایران اما در ماده 377، ظاهرا گرایش به رویکرد بقای کامل حق حبس دارد. اگرچه مواد 371 و 533 قانون تجارت، نگرش تبعیض را تأیید می کنند. رویه قضایی نیز بر بقای حق حبس تا هنگام ایفای تعهدات قراردادی به صورت کامل تأکید می کند. برررسی های پژوهش حاضر که مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به گردآوری و تحلیل اطلاعات پرداخته است، نشان می دهد رویکرد بقای کامل حق حبس با مبانی فقهی و حقوقی و اقتضائات مبادلات تجاری سازگاری بیشتری دارد و این نگاه را وجود دلایلی مانند رعایت مبنای تشریع حق حبس، رعایت عدالت معاوضی، افزایش انگیزه و اطمینان طلبکاران و سرمایه گذاران، منع سوء استفاده از حق، اقتضای قاعده تبعیت عقد از قصد و اقتضای قواعد عام اولیه و ثانویه، سیره عقلا و هدف علم حقوق اعتبار می بخشد.
مفهوم شناسی سیره در احادیث شیعه براساس مدل شباهت خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
317 - 355
حوزههای تخصصی:
مفهوم شناسی اصطلاحات دینی، ازجمله مسائل مهم پژوهشی است که دستیابی به نتایج دقیق تحقیق در گروِ درستی و اعتبار آن هاست. یکی از واژگان پرتکرار به کاررفته در احادیث شیعه، اصطلاح «سیره» است. این اصطلاح از جهات متعددی نظیر ماهیت، گستره، ساختار، کارکرد و ترادف، دارای ابهام و پوشیدگی است. نوشتار حاضر می کوشد تا با بهره گیری از مدل «شباهت خانوادگی» و تطبیق آن بر کاربرد واژهٔ سیره در متون روایی شیعه، برخی از ویژگی هایی را که سبب نمایاندن ابعاد مختلف مفهوم سیره می شود، معرفی کند. حاصل آنکه، چهار ویژگی در تمایز مفهومی سیره از دیگر واژگان مشابه و نیز شناخت مصادیق و نمونه های عینی آن به دست می آید که عبارت اند از: فعل بودن، اجتماعی بودن، روشمندی و استمرار، اصلی ترین اوصاف سیره در احادیث.
دیپلماسی اقتصادی و نقش رایزنان اقتصادی ایران در دوران تحریم های هدفمند علیه صنعت نفت، گاز و اقتصاد کشور
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی اقتصادی به عنوان یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در دوران تحریم های هدفمند علیه صنعت نفت و گاز، نقش حیاتی در حفظ و ارتقاء منافع ملی ایفا می کند. رایزنان اقتصادی به عنوان نمایندگان تخصصی کشور در عرصه بین المللی، وظیفه دارند با بهره گیری از ظرفیت های حقوقی و دیپلماتیک، موانع ناشی از تحریم ها را کاهش دهند و فرصت های جدیدی برای تعامل اقتصادی فراهم آورند. تحلیل عملکرد رایزنان در این شرایط حساس، علاوه بر روشن کردن نقاط قوت و ضعف ساختاری و عملیاتی، به بهبود راهبردهای مقابله ای کمک می کند.با توجه به پیچیدگی و شدت تحریم ها، تقویت ساختار حقوقی و نهادی نهاد رایزنی اقتصادی و ایجاد هماهنگی میان دستگاه های مرتبط، از الزامات اساسی برای موفقیت دیپلماسی اقتصادی است. این مقاله ضمن بررسی مبانی نظری دیپلماسی اقتصادی، آثار حقوقی تحریم های هدفمند، و نقش رایزنان اقتصادی، به آسیب شناسی و ارائه چارچوب های تقویتی می پردازد تا ضمن حفظ منافع اقتصادی، در برابر فشارهای تحریمی مقاومت موثرتر و پایدارتر داشته باشد.
سیاست جنایی ایران در مقابل جرایم علیه مالکیت صنعتی با رویکردی بر مبانی فقهی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
19 - 31
حوزههای تخصصی:
ازجمله مسائل اساسی در حوزه مالکیت فکری، حقوق مالکیت صنعتی است و توجه به امر مزبور یکی از زمینه های بنیادین برای توسعه علمی و اقتصادی کشور به شمار می رود و نقض این حقوق، در موارد متعدد موجب تضییع حقوق مصرف کننده می شود، لذا تبیین و تحلیل سیاست جنایی صحیح و کارآمد در راستای حمایت از حقوق مالکیت صنعتی ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر در راستای ارائه الگویی برای مقابله به جرایم علیه مالکیت صنعتی تنظیم شده و از آنجا که قوانین کشور مقتبس از فقه امامیه می باشند، می کوشد با رجوع به مبانی فقهی، به تحلیل مسأله همت گمارد. جستار حاضر با تمرکز بر روی موضوعی خاص از سنخ پژوهش های مسأله محور بوده و به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانه ای سامان یافته و ضمن تبیین مبانی فقهی مسأله، به تبیین و بررسی سیاست جنایی نظام حقوقی ایران در این حوزه پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که برخی قواعد فقهی، ازجمله قاعده لاضرر، قاعده حفظ نظام و قاعده وجوب دفع ضرر محتمل بر ضرورت حمایت از حقوق مالکیت صنعتی و لزوم پیشگیری از نقض این حقوق دلالت دارند، هرچند در قوانین موضوعه به شماری از اقدامات تأمینی در این حوزه اشاره شده است و در مواردی به جرم انگاری و وضع مجازات در این باب مبادرت شده است، خلأهای قانونی در این زمینه وجود دارد که می بایست درجهت اصلاح و بهبود آن ها کوشید.
مبانی فقهی تشکیل حکومت در مذاهب اسلامی با تأکید بر نقش عقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
63 - 90
حوزههای تخصصی:
با توجه به ورود دین در ابعاد مختلف زندگی انسان، اجرای کامل احکام و مقرّرات دین و در نتیجه وصول به اهداف آن جز با برقراری حکومت مبتنی بر دین امکان پذیر نیست. در این مقاله مبانی فقهی تشکیل حکومت در مذاهب مختلف اسلامی را از دریچه عقل مورد واکاوی قرار می دهیم. آن چه به عنوان عقل مورد توجه قرار گرفته است مبانی فقهی مورد تقریب مذاهب اسلامی و کلام خداوند متعال (به عنوان عقل کامل) در قرآن کریم است. مذاهب اهل سنّت مبانی چهار گانه ای (تشکیل شورای حلّ و عقد، انتخاب جانشین توسط خلیفه حاضر، قهر و غلبه و ایجاد شورا توسط خلیفه سابق برای انتخاب حاکم جدید) را برای انتخاب حاکم مشخّص نمودند؛ مبانی مذکور، با بیعت مردم کامل می شود و از میان سه جریان اندیشه سیاسی معاصر، فقه شیعه دو الگو (نظریه ولایت فقیه و نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع) را برای انتخاب حاکم مشخّص نموده اند. لازمه تقریب مذاهب اسلامی، واکنش به موانعی است که منافی با نهاد عقل است. پذیرش حکومت مبتنی بر «قهر و غلبه» و «انتخاب جانشین توسط خلیفه حاضر» در جوامع اسلامی به نوعی مبارزه مستقیم با نهاد عقل است.
افسانه افسون شدن پیامبر (ص) در سوره فلق: تفسیر تطبیقی طباطبایی و صادقی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل چالش برانگیز کلامی در قرآن مسئله تأثیر جادو و افسون بر خرد و پیکر پیامبر اکرم (ص)، به ویژه در سوره فلق، است که مفسران با نگرش های متفاوتی بدان پرداخته اند. طباطبایی، که پیشینه درخشانی در بهره گیری از تفسیر قرآن به قرآن دارد، اثرگذاری افسون بر پیکر پیامبر (ص) را پذیرفته است، اگرچه باور دارد که افسون مایه آسیب دیدگی خرد آن گرامی نمی شود، درحالی که صادقی تهرانی، که او نیز بر کاربست روش تفسیر قرآن به قرآن در فهم آیات تأکید دارد، تأثیر جادو بر خرد و پیکر پیامبر (ص) را یکسر رد کرده است. بررسی رویکرد مفسران یادشده در تفسیر سوره فلق، به ویژه در موضوع اثرگذاری افسون بر پیامبر اکرم (ص)، بایسته می نماید که در مقاله حاضر بدان پرداخته می شود. نتیجه این پژوهش این است که طباطبایی در تفسیر المیزان، با تأکید بر روایات اسباب نزول، تحلیلی محدودتر ارائه داده و در برخی موارد از اصول روش قرآن به قرآن فاصله گرفته است. در مقابل، صادقی تهرانی در تفسیر الفرقان، با تکیه کامل بر آیات قرآن و رد روایات غیرمعتبر، تفسیری جامع تر، و هم خوان تر با مبانی توحیدی قرآن ارائه کرده است.
انتقال میراث حبشی به جزیرهالعرب توسط مهاجران مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
102 - 83
حوزههای تخصصی:
حبشه سرزمینی کهن در شرق قاره آفریقا و دارای تمدن باسابقه ای بیش از دو هزار سال است. این سرزمین نخستین پناهگاه گروهی از اصحاب پیامبر خدا(ص) بود. اسلام پیش از آنکه در جزیره العرب بسط یابد، در جریان نخستین هجرت مسلمانان، به حبشه وارد شد. هجرت مسلمان به این سرزمین، نقطه عطفی در تاریخ گسترش اسلام قلمداد می شود. اما پرسشی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که آیا مهاجران پس از بازگشت به حجاز چیزی از میراث و آداب و رسوم حبشیان را با خود منتقل کرده اند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گزارش های موجود پرداخته است. در ماجرای هجرت، عده ای از مسلمانان به امر پیامبر(ص) به حبشه مهاجرت کردند تا در سایه حمایت نجاشی قرار گیرند. حبشه سرزمین ناشناخته ای برای اعراب نبود و آنان قبل از اسلام برای تجارت به آنجا رفت و آمد داشتند. مسلمانان مهاجر به حبشه تا سال هفتم هجری یعنی 15 سال در حبشه زیستند و به علت اقامت طولانی به طور طبیعی تحت تأثیر محیط اجتماعی آنجا قرار گرفتند. در نتیجه پس از بازگشت، بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی این سرزمین را وارد جزیرهالعرب نمودند. پژوهش حاضر درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که: اقامت پانزده ساله مسلمانان در حبشه، منجر به انتقال چه میراثی از حبشه به جامعه اسلامی شده است؟ در موضوع مهاجرت به حبشه و انعکاس آن در منابع، پژوهش هایی انجام شده است، اما به صورت تخصصی، موضوع انتقال میراث حبشه به جزیره العرب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مهم ترین این میراث عبارت بودند از: مهریه چهار هزار درهمی. در دوره پیامبر اکرم(ص) مهریه زنان دوازده و نیم اوقیه معادل تقریبی پنج هزار درهم یا پانصد دینار بود و برخی از سنت ایشان تبعیت می کردند. در دوره خلفای راشدین نیز بیشتر مسلمانان تابع سنت رسول اکرم(ص) بودند. در دوره امویان مهریه اغلب چهار هزار درهم بود و برخی خلفا نیز بر این میزان مهریه تأکید بسیار داشتند. درباره ریشه این مبلغ در منابع آمده که پیامبر اکرم(ص) با ارسال پیکی به سوی نجاشی، درخواست ازدواج با ام حبیبه از زنان مهاجر به حبشه را نمود. نجاشی برای ام حبیبه چهار هزار درهم یا چهارصد دینار مهریه را تعیین نمود. این کار وی سنتی بخصوص در دوره اموی شد؛ چرا که ام حبیبه خواهر معاویه، موسس سلسله امویان بود. به نظر می رسد این موضوع باعث شد تا برای بالا بردن جایگاه خاندان معاویه و خواهرش در نزد مسلمانان میزان مهریه ام حبیبه را معیاری برای مهریه همه زنان مسلمان قرار دهند. تابوت سرپوشیده دومین میراثی است که از حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد. تابوت در میان اعراب پیش از اسلام مرسوم بود، اما شکل سرپوشیده آن سنتی برگرفته از فرهنگ حبشه بود که در همان اوایل دوره اسلامی و در جریان رحلت حضرت فاطمه(س) رواج یافت. روایت مربوط به تابوت در منابع به صورت های مختلف نقل شده است. هرچند اختلافاتی در مورد راویان و حتی اینکه اولین تابوت سرپوشیده برای چه کسی ساخته شد، به چشم می خورد، اما همه منابع متفق هستند که اسماء بنت عمیس اولین بار این تابوت را طبق آنچه که از مراسم تدفین حبشی ها آموخته، آموزش داده است. روایت شده که حضرت فاطمه(س) به اسماء دختر عُمَیس فرمود: چه ناپسند است تابوت هایى که براى زنان مى سازند؛ زیرا در آن پوششى روى بدن مى افکنند و اندام میّت براى مردم مشخص است. اسماء قطعه چوب هاى تازه اى خواست و آن ها را صاف کرد و محکم به یکدیگر بست و آنگاه پارچه اى روى آن انداخت. حضرت فاطمه (س) با دیدن آن تابوت فرمود: چه تابوت زیبایى که مرد بودن و یا زن بودن در آن مشخص نمى شود. حضرت از او خواست که برای او نیز چنین تابوتی ساخته شود. از آنجایی که اکثر منابع نیز به ساخت اولین تابوت برای حضرت فاطمه(س) اشاره دارند، می توان نتیجه گرفت که اولین تابوت به سبک حبشه ای ها مربوط به تابوت حضرت فاطمه(س) بود. سومین میراثی که توسط مهاجران حبشه به جامعه اسلامی منتقل شد، برخی داروهای گیاهی بود. به عنوان نمونه در بیمارى رسول خدا(ص) و ضعف جسمانی ایشان، معجونی گیاهی به دهان آن حضرت مالیدند. معجونی که از مخلوط چند داروی گیاهی ساخته شده بود. این معجون را نیز اسماء دختر عمیس از سرزمین حبشه آموخته بود.