فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۲۱ تا ۳٬۰۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
107 - 125
حوزههای تخصصی:
تناکح، مسئله ای است محفوفِ در آراء و نظرات هستی شناسانه عرفا و فلاسفه مسلمان، پیرامون چگونگی شکل یافتن عوالم وجود و ازدواج اسماء و صفاتِ منطوی در مراتب هستی و نتایج حاصل از آن؛ از نقطه ذات واحد تا به کثیر. تلاش نوشتار پیش رو، نگرشی دیگر است، همراه با امکان سنجی هستی شناسانه مسئله تناکح و تعمیم انواع موجودات، در سیری بی نهایت، که از آن به تناکح نوعی لایتناهی تعبیر شده است. در مباحث عرفانی و فلسفی، انواع موجودات هستی، علی الخصوص نوعِ انسانی، نمی تواند محدود به حالات و انواع خاص باشد؛؛ زیرا با تناکح، این انواع، مبدّلِ به انواعی دیگر یا حالات دیگر می گردند. پرسش نوشتار حاضر این است که آیا تناکحِ انواع تا نقطه لایتناهی امکان پذیر بوده؟ و در صورت امکان، چه متغیّرهایی موثر در این تناکحات است؟. روش پژوهش در یافتن به این پاسخ، امکان سنجی متغیّرها به نحو کیفی و کتابخانه ای است همگام با تحلیل آراء پیرامونی آن، و به لحاظ دستاورد و نتیجه، کاربردی خواهد بود. برخی متغیّرها نیز به روش تعاملی بر یکدیگر تاثیر گذارند. یافته پژوهش این است که این متغیّرها با تاثیر بر یکدیگر، به صورت مرحله به مرحله، امکان تعمیم انواع را به تناکح نوعی لایتناهی فراهم آورده و این نگرش جدید را تثبیت خواهند کرد.
تکثرگرایی منطقی: اختلاف نظر حقیقتا بر سر چیست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸۰)
273 - 288
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر توجه خاصی به مساله تکثرگرایی منطقی شده است؛ عمده این مباحث در عکسل العمل به نظریه بیل و رستال درباره چگونگی تحقق بیش از یک منطق بوده است. نظریه ایشان این است که عدم تعین معنای اعتبار منطقی فراتر از تمایز میان اعتبار استنتاجی و اعتبار استقرایی است. مفهوم اعتبار استنتاجی نیر نامتعین است. این عدم تعین ریشه در عدم تعین امر بنیادین دیگری است: عدم تعین حالت. حالتها همان صادق کننده مقدمات و نتیجه یک استدلال هستند. مثال روشن برای حالت، همان مدلهای تارسکی برای منطق کلاسیک است. ارتباط میان اعتبار استنتاجی و حالت چنین است: استدلالی معتبر است که در همه حالتها صدق-نگهدار باشد. حال، چون حالت امری نامتعین است، اعتبار منطقی نیز امری نامعین خواهد بود. در این مقاله استدلال خواهیم کرد که اگر نظریه بیل و رستال با تببینی درباره چگونگی جواز وقوع حالتهای هم-تراز تکمیل نگردد، چیزی بیش از توضیحی متعارف درباره چگونگی ساختن منطقهای مختلف نیست.
هوش مصنوعی و کنترل معنادار بشری: سازوکارهای واکنش پذیر به دلایلِ نسبت-به-عامل-خنثی و امکانِ ردگیری عامل(های) مسئول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخشی از مسائل اخلاقی مرتبط با هوش مصنوعی به خصلت خودگردانی و مسئله شکاف مسئولیت مرتبط است. سیستم های خودگردانِ مجهز به هوش مصنوعی قادر به ایجاد رویدادهایی هستند که اگر انسان آنها را ایجاد کرده بود به آنها «تصمیم» گفته می شد؛ و اگر این «تصمیم ها» خسارتی به بار می آورد، انسانی مسئول آن می شد. اما وقتی تغییرات را ابزارهای تکنولوژیک خودگردان ایجاد می کنند، هرچند همچنان نیاز به پذیرشِ مسئولیت وجود دارد، اما ممکن است چیزی مسئول آن قلمداد نشود. لذا پیشنهاد شده که تکنولوژی های خودگردان در صورتی تحتِ مسئولیت انسان باقی بمانند که دو الزام را برآورده کنند: (1) این قابلیت که دلایل انسانی را «ردیابی» کنند؛ و (2) با دنبال کردن زنجیره دلایل انسانی یک عاملِ انسانی «ردگیری» شود. این شروط برای مصنوعات تکنولوژیک و هوش مصنوعی خودگردان ابهامات متعددی را ایجاد خواهد کرد. از آن جمله این است که دلایلِ اخلاقی ای که باید ردیابی شوند غالباً نسبت به عامل(ها) خنثی هستند، اما ردگیری یک عاملِ انسانی تنها از طریق دلایل وابسته-به-عامل امکان پذیر است. در این مقاله با تحلیل تعبیرهایی که از دو شرط مطرح شده ارائه می شود از یک تعبیر که پیش از این پیشنهاد نشده به عنوان کم مسئله ترین تعبیر از جهت حل مسئله ذکرشده دفاع خواهد شد. برای این کار استدلال می شود که شکاف مسئولیت زمانی پر می شود که تاریخچه رویدادهایی که توسط سامانه های خودگردان ایجاد می شود شامل فرایندی باشد که طی آن عامل مجموعه ای از دلایل هنجاری را به عنوان دلایل قابل قبول خود بپذیرید. اگر دلایلی که مطابق آنها سیستم به صورت خودگردان رفتار می کند متعلق به یک عامل بشری باشد، آنگاه مسئولیت رویدادهایی که ایجاد می شود نیز متعلق به آن عامل خواهد بود.
رویدادِ سفر به حج و زیارات با اتوبوسِ یک سره در سال 1352ق/ 1934؛ مسافت 5000 کیلومتریِ دهلی- مکه(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
میقات حج دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۸)
125 - 162
حوزههای تخصصی:
سفرِ حج همواره برای مسلمان هایِ هندوستانی از روحانیت ویژه ای برخوردار است حاجیان پیش یا پس از تشرّفِ حج، سعی شان بر این است که مقاماتِ مقدّسه کشورهایِ دیگر را هم زیارت کنند. حاجیانِ هندوستانی وقتی اصطلاحِ «پوری زیارت/ مکمل زیارت» را به کار می برند، مُرادشان: تشرّف حج، زیاراتِ شام، بیت المقدّس، عراق و ایران است. حاجیان با توجه به وسعتِ مالی و وقت، در یک سفر، «پوری زیارت/مکمل زیارت» می کنند یا به مرور در طولِ زندگی شان. در سال 1352ق/ 1934 «شرکتِ بازرگانی سهامی اسلامی با مسئولیت محدود» آگهی به زبان اردو چاپ کرد که با اتوبوسِ یک سره، هم حج می رود و هم به زیاراتِ کشورهایِ مختلف؛ یعنی مسافت 5000 کیلومتر. در این آگهیِ جذّاب: امکانات اتوبوس، مدیرانِ باتجربه، پزشک حاذق، مکانیک ماهر و مسیرهایِ زیارت توضیح داده شده بود: حرکت از دهلی، عبور از ایالتِ پنجاب، ورود به ایالتِ بلوچستان، ایران، عراق، شام، بیت المقدّس، مکه معظّمه (تشرّف به حج)، مدینه منوّره، جدّه، برگشت به دهلی، هندوستان. طبق برنامه شرکت، اتوبوس از شهر دهلی 24 شوال 1352/ 9 فوریه 1934 حرکت می کرد و 5 ذی الحجه 1352/ 21 مارس 1934 به مکه معظّمه می رسید. 44 نفر با اتوبوس هایی بی امکانات و مدیرانی بی تجربه و بی مسئول، «سفر» برایشان «سقر» شد و دو روز پس از حج، معجزه آسا به مکه رسیدند که رویدادش در سفرنامه یکی از این زائران آمده است. در این مقاله، ابتدا آگهیِ چاپ شده شرکت آورده می شود سپس سفرنامه بیان می شود.
Embodiment of Deeds in Near-Death Experiences: A Qur’anic and Theological Analysis Based on the Views of Allameh Tabataba'i(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The concept of the embodiment of deeds is discussed within the framework of Islamic eschatology, specifically concerning the afterlife, the recompense of actions, and divine justice. This study investigates the embodiment of deeds as reflected in Near-Death Experiences (NDEs) and examines its alignment with Islamic eschatological principles. Drawing on Qur’anic verses, Hadiths, and the philosophical insights of Allameh Tabataba'i, the research emphasizes the intrinsic connection between actions, the soul, and their eternal forms. Employing a descriptive-analytical method, over one hundred NDE accounts from Iranian Shi'a Muslims were analyzed. The findings reveal various forms of embodiment, including the manifestation of significant physical actions, spiritual qualities, and the perception of life events and their consequences. The study concludes that the ontological nature of NDEs corresponds closely to the initial stages of the intermediary realm (Barzakh), based on Tabataba'i perspective. By bridging empirical observations with Islamic teachings on divine justice and the system of reward and punishment, the research offers new insights into the interconnectedness of human actions and their spiritual realities. This multidisciplinary approach enriches contemporary discourse on the afterlife, highlighting the transformative potential of NDEs in fostering moral and spiritual awareness. The research further demonstrates that the embodiment of deeds, as reported in NDEs, is substantiated by both reason and revelation, with Qur’anic-philosophical interpretations from Allameh Tabataba'i providing a robust explanatory framework.
Cultural and Linguistic Context in Lexical Equivalence: A Comparative Study of Five English Translations of the Holy Qur’ān
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۴, ۲۰۲۴
363 - 377
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the role of context in the selection of equivalents by translators with diverse worldviews, following the framework of Lotfi Gaskaree et al. (2023). A qualitative research design was employed, and verses were selected using purposive sampling. Five widely known English translations of the Holy Qur’ān were analyzed. The data encompassed nine Surahs, which were semantically analyzed to investigate the variation in lexical equivalents across the selected versions. The study focused on understanding the translators’ perspectives in selecting English equivalents for Qur’ānic vocabulary. Specifically, translations of Surah Al-Baqarah were examined, as rendered by Arberry, Shakir, Pickthall, and Yusuf Ali. Selected excerpts from each version were analyzed to explore differences in the Arabic-to-English lexical choices. Findings revealed notable differences in the translators’ degrees of familiarity and intimacy with Islamic and religious concepts. Translators influenced by Western worldviews tended to favor literal translations at the morphemic level, while those with Eastern perspectives leaned toward more meaningful or communicative translations. These variations highlight that English lexical choices in Qur’ānic translations are heavily context-bound and influenced by the translators’ cultural and ideological affiliations. The study acknowledges a limitation in the sample size, noting that a broader dataset exceeding nine Surahs could yield more comprehensive insights. Nonetheless, the findings offer valuable implications for cross-cultural translation theory, demonstrating that translators from different cultural backgrounds select lexical equivalents based on their worldviews. This study serves as a preliminary contribution to further semantic and contextual research in Qur’ānic translation.
تحلیل و تبیین تهافت ظاهری معنای عشق از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
167 - 191
حوزههای تخصصی:
ضرورت بررسی میراث فلسفی فیلسوفان در باب معنای عشق، کاری بس سترگ است که مفهومش در غایت ظهور، اما در نهایت خفاست. ابوعلی سینا، سرسلسله جنبان حکمت مشاء در عالم اسلامی، در آثارش از «پزشکی» تا «فلسفه و عرفان» سه دیدگاه متفاوت را پیرامون معنای عشق اظهارمی دارد؛ در «القانون فی الطب» ، متأثر از طب جالینوس، عشق را بیماری وسواس گونه ای شبیه به مالیخولیا توصیف می کند. وی در «رساله ی عشق» با روش فلسفی استدلالی اش درصدد اثبات عشق به عنوان جوهره ی بقاء موجودات و سریانش در تمام هستی برمی آید و درنهایت، در نمط نهم «اشارات» با نگاهی عارفانه، آن را ترنّمی از عشق عفیف رانده که موجب تلطیف سرّ و آمادگی در سلوک می گردد. این پژوهش با روش تحلیل فلسفی و اسنادی تلاش کرده تا به تحلیل و تبیین تهافت ظاهری معنای عشق از دیدگاه ابن سینا بپردازد و نهایتاً موجهات مدللی در راستای رفع و دفع تهافت های حاصله از عشق، در چهار قسمت طرح اندازی نماید که از میان آن ها تقلیل نظر شیخ در «قانون» را به عوارض نوع خاصی از عشق ارجح دانسته است.
واژگان کلیدی: ابن سینا، عشق، تهافت، مالیخولیا، عشق عفیف، عله الوجود.
نقش قرائن در تفسیر علمی آیات با تکیه بر آثار آیت الله جوادی آملی
حوزههای تخصصی:
تفسیر علمی آیات قرآن از گرایش های جدید تفسیری است که از زاویه قرآن و علوم تجربی به موضوعات می پردازد. با بررسی بعضی از این موضوعات نکاتی به دست می آید که هنگام نزول قرآن از نظر علمی ثابت نشده بود و اعجاز علمی قرآن ثابت می شود. در برخورد با آیات علمی نظرات مختلفی وجود دارد؛ مخالفان با تفسیر علمی معتقدند ساحت قرآن از دانش بشری مبراست؛ درمقابل افراطیون، یافته های علمی را برقرآن تحمیل و آیات را متناسب با مباحث علمی توجیه می نمایند؛ غافل از آن که برای فهم قرآن به عنوان کتاب هدایت، نه یک کتاب علمی، ضرورت دارد با درنظرگرفتن قواعد تفسیری و از جمله قرائن متصل یا منفصل، آیات، به ویژه آیات علمی را به درستی تبیین نمود و از افراط و تفریط جلوگیری کرد. توجه به این امر در تفسیر تسنیم و نیز سایر آثار مؤلف آن به خوبی نمایان است. بررسی موضوعات علمی مشهور در آثار آیت الله جوادی آملی با روش توصیفی، تحلیلی نقش تعیین کننده قرائن، در تفسیر آیات علمی را نشان داده است. در قرائن متصل، توجه به سیاق در معنای آیات حرکت کوه ها نقش بسزایی دارد. دقت در قرینه پیوسته فضای نزول در جنس مشرق و مغرب، کرویت و حرکت وضعی زمین را اثبات می کند. در قرائن منفصل، نیز اهمیت توجه به آیات دیگر و روایات در تفسیرعلمی آسمانهای هفت گانه، مشرق و مغرب (کرویت)، اختلاف شب و روز (کرویت و حرکت وضعی و انتقالی زمین) به خوبی مشهود است؛ چنان که نقش ضروریات دین در تبیین معتدلانه از آیات و نظریات علمی چون فرضیه تکامل غیرقابل انکار است.
بررسی تاویلات مفسران پیرامون عبارت (بِیَدَیَّ) در آیه 75 سوره (ص)
حوزههای تخصصی:
تاویل از اموری است که با تاریخ عقیده و تفکر مسلمانان آمیخته شده و کمتر مفسری را می شود یافت که در بررسی آیات قرآن، اقدام به تاویل برخی از آنان ننموده باشد. از جمله این آیات که اغلب مفسران اقدام به تاویل آن نموده اند، آیه 75 سوره ص است.اما این ناویلات که جدای از خاستگاه فکری آنان، گوناگون است، نوعا عاری از هرگونه شواهد می باشد؛ لذا مساله مورد پژوهش این است که تاویلات مفسران پیرامون یَدَیَّ در آیه 75 سوره ص چگونه است؟ روش تحقیق بصورت توصیفی- تحلیلی و کتابخانه یی می باشد. نتائج تحقیق گویای این است که مفسران تاویلات گوناگونی از قبیل نهایت اهتمام و توجه، تشریف و تعظیم، قدرت و قدرت اضافی و نور محمدی و نور سیاه ابلیسی پیرامون آیه بیان نموده اند ارزیابی دیدگاه مفسران بیانگر این است که تاویلات مفسران بدون در نظر گرفتن شواهد زبانی سوره از جمله مساله سیاق است؛ زیرا در برخی از آیات این سوره از جمله در آیاتی که به خلقت و تسخیر اشاره شده است، شاهدی براین مطلب است که هدف خداوند از این آیات بیشتر بیان خلقت می-باشد نه کیفیت خلقت. نقد دیگر بر تاویلات، عدم در نظر گرفتن عرف زبان عربی است؛ زیرا تاویلت ارایه شده باید در راستای قواعد زبان بوده و از لحاظ دلالی باید در مطابقت با آن باشد
مفهوم قرآنی «شاکله» از پندار جبرگرایی تا حقیقت خلقت ثانویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
283 - 304
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم اعمال هر فرد را بر اساس «شاکله» او معرفی فرموده و همین امر خاستگاه دیدگاه ها و نتیجه گیری های متنوع شده است. اگر شاکله ریشه در آفرینش آدمی داشته باشد، گونه گونی ماهیت های بشری و نوعی جبر در صدور رفتارها، از نتایج محتمل آن خواهد بود. اما اگر شاکله پدیده ای خودساخته باشد، کشف زمینه ها و عوامل دخیل در آن اهمیت می یابد. این مقاله می کوشد به شیوه توصیفی-تحلیلی مفهوم و مقصود از شاکله و عوامل شکل گیری آن را تبیین کند. نتایج بررسی نشان می دهد شاکله آدمی شخصیت اخلاقی خودساخته و خلق وخوی ثانوی فرد است که متأثر از عواملی چون زمینه های ژنتیکی، وراثتی و شخصیتی، غرایز، گرایش های فطری، قوه عاقله، محیط اجتماعی و فرهنگ پیرامونی و عنصر اختیار و انتخاب فرد شکل می گیرد. ازاین رو ضمن منتفی شدن جبرگرایی در اعمال، نقش علم اخلاق و تربیت در ایجاد شاکله و متقابلاً نقش شاکله در بروز رفتارها، مسئله نیت و خلوص آن و مسئله خلود روشن می شود. نتیجه این پژوهش در حوزه های مختلف مطالعات اسلامی مانند جبر و اختیار، خلود، ماهیت و فلسفه علم اخلاق، علوم تربیتی و برخی مسائل دانش اخلاق مانند اخلاص، کاربرد آشکار دارد.
نام الهی الرحمن در قرآن کریم و نقد ترجمه های فارسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام الهی الرحمن بدون شمارش بسمله صدر سوره ها، 56 بار در قرآن کریم به کار رفته است. باهم آیی آن با صفت الهی رحیم در بسمله و پنج آیه دیگر، این تصور را از آغاز در نزد مفسران و مترجمان قرآن کریم به وجود آورده که این دو، مشتق از یک ریشه بوده و تفاوت آن ها در فراگیری، فراوانی یا پیوستگی رحمت الهی است؛ ضمن آن که در تفسیر رحمت به طیف هایی از نعمت و تفضّل به بندگان تا عفو و گذشت نسبت به عاصیان یا مٶمنان اشاره شده است. در این مقاله ضمن تحلیل بافت های استعمال رحمان در قرآن کریم، گزارش های تاریخی و نیز کتیبه های پیشااسلامی عربستان جنوبی که می تواند فضای کاربرد آن را در عصر نزول بازسازی کند، مطالعه شده است. سپس با بررسی واژه نامه های عربی فارسی کهن و نیز ترجمه ها و تفاسیر کهن فارسی، الگوهایی که مترجمان و مفسران در طول سده ها در برگردان یا تفسیر این واژه به خصوص در باهم آیی آن با واژه رحیم به کار برده اند، ترسیم شده است. این مطالعه نشان می دهد به رغم کاربرد وسیع معادل هایی همچون مهربان، بخشنده، روزی دهنده، بخشاینده، بزرگ بخشایش، فراخ بخشایش و بسیاربخشایش در ترجمه ها و تفاسیر فارسی، با توجّه به اسم خاص بودن رحمان نباید آن را ترجمه کرد؛ نکته ای که تنها معدودی از ترجمه های قرآن کریم به آن توجّه داشته اند.
بررسی مفاهیم آزادی وعدالت اجتماعی در نهج البلاغه و لیبرالیسم در رهیافت تحلیل گفتمان انتقادی
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
43 - 61
حوزههای تخصصی:
رویدادها به مثابه گفتمان، نظام اندیشه ای و دستگاهزبانی را تولید می کنند که مفاهیم در درون آن سامانه زبانی معنادار می شوند. براین اساس نظام زبانی بازنمونی ازپیوند عناصرزبانی بامؤلفه های غیرزبانی وانعکاس دهنده بافتار است. مفاهیم آزادی و عدالت اجتماعی درگستره زیست اجتماعی درتوالی زمانی ازاهمیت ویژه ای برخوردار بوده ونوع روایت یا برداشت ازآنها نیز همبسته به قرارداشتن درنظام گفتمانی خاص است که درآن سامانه تکون یافتند. البته هرنظام گفتمانی دردستگاه زبانی ویژه دارای دال مرکزی است و مقوله بندی ها نیز برپایه آن صورت می گیرد. پژوهش حاضر باشیوه توصیفی وتحلیل گفتمان انتقادی به عنوان نظریه میان رشته ای در زبان شناسی به دنبال صورت بندی برداشت ها ازاین مفاهیم و چگونگی ارتباط میان آنها درگفتمان نهج البلاغه و لیبرالیسم است. ناهمسانی مواجهه بااین مفاهیم به دلیل دال مرکزی، روایتگرها و موقعیت ها درگفتمان ها از یافته های این پژوهش است. براین اساس گفتمان لیبرالیسم به مثابه متن ازجهت تقدمی، رأی به اولویت آزادی داده اما نهج البلاغه همکنشی، باهم آیی این مفاهیم درعرصه اجتماعی را روا دانسته است.
بررسی علل فردی خشونت خانوادگی و ارائه راهکارهای دینی مقابله با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱۷
87 - 98
حوزههای تخصصی:
خانواده دارای کارکردهای گوناگونی است که هر کدام نیازی از نیازهای اساسی افراد را برآورده می سازد، اما پیش شرط تأمین نیازها، بسامانی خانواده است. خانواده نابسامان و ازهم گسیخته نمی تواند به عنوان یک نظام، کارکرد درستی داشته باشد. خشونت خانوادگی یکی از چالش هایی است که گریبان گیر این نهاد مقدس می شود و آن را تا سرحد فروپاشی می کشاند و زمینه ساز ایجاد اضطراب و ناامنی در اعضای خانواده می باشد. خشونت خانوادگی علل گوناگونی دارد، بخشی از این علل، فردی هستند. در این نوشتار علل فردی بروز خشونت خانوادگی و راهکارهای مقابله با آن مورد بررسی قرار گرفته است. روش گردآوری داده ها و اطلاعات در این تحقیق به صورت اسنادی و کتابخانه ای بوده و در پردازش داده ها از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که مهم ترین علل فردی وقوع این پدیده عبارت اند از: تفاوت های جسمی بین زن و مرد، ضعف اخلاقی، عدم توجه به تغذیه. راهکارهای دینی مواجهه با خشونت خانوادگی عبارت اند از: شناخت ویژگی های اختلافی زن و مرد، تقویت ایمان، اصلاح تغذیه و... .
«بررسی تطبیقی ماهیت معیت یا عدم معیت حق و خلق از منظر متکلمان اسلامی و ملاصدرا با تکیه بر نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
73 - 89
حوزههای تخصصی:
مسئله معیت حق تعالی با مخلوقات از جمله مسائل بنیادینی است که در حوزه الهیات و مسائل آن نقش اساسی ایفا می کند و مباحثی همچون جبر و اختیار بر اساس آن تبیین و تحلیل می گردند. در نگاه کلامی رابطه حق تعالی با مخلوقات، بینونت عزلی است؛ به طوری که از دیدگاه متکلمان، موجودات و عالم ماسوا در برابر خداوند به عنوان موجودات مستقل در نظر گرفته می شوند و هرگونه سنخیت و معیت میان آن دو نفی می شود . معیت رایج و مطرح در منظومه فکری متکلمان؛ معیت میان موجودات مادی و به معنای همراهی جسمانی است. اما قاطبه متکلمان در تفسیر و برداشت خود از آیات و روایات، همراهی و معیت حق تعالی و خلق را به احاطه علمی و آگاهی تفسیر نموده اند. در حکمت صدرایی، مسئله معیت حق با خلق، با توجه به مبانی آن صبغه کاملا متفاوتی با دیدگاه متکلمین دارد. ملاصدرا بر مبنای سیر دوم فلسفی گرچه معیت علی و معلولی را می پذیرد اما در سیر سوم با مطرح ساختن وحدت شخصی وجود و نگاه ربطی و ظلّی به موجودات عالم، نظریه نهایی خویش را ابراز می دارد و معیت حق تعالی با خلق را یک طرفه معیت بالحق و قیومیه می خواند. ملاصدرا با طرح معیت قیومیه مخاطب را از نگرش ظاهری به نگرش باطنی از معنای معیت می رساند و اقسام معیت های ماهوی را رد می کند. در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی سعی بر این است تا فراز «مع کل شیء لا بمقارنه و غیر کل شیء لابمزایله» از منظر متکلمان اسلامی و ملاصدرا مورد بررسی و مداقه قرار گیرد. از منظر ملاصدرا و برخلاف دیدگاه متکلمان، بینونت میان حق و خلق، بینونت عزلی نیست، و بینونت صفتی، میان آنها برقرار است، به این معنا که خداوند محیط، مطلق و نامتناهی و اشیاء و مخلوقات محاط، مقید و متناهی هستند.
بازخوانی وجوه تفسیری استثناءِ ناظر به ابراهیم (ع) در آیه چهارم سوره ممتحنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
۱۷۸-۱۵۱
حوزههای تخصصی:
در تعیین مستثنی منه «الا» در آیه: «إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ» سه وجه بیان شده است: «استثناء متصل و مستثنی منه، اسوه بودن»، «استثناء منقطع و مستثنی منه، تبری جستن» و «استثناء منقطع، جمله معترضه و مستثنی منه، اشاره به زمان تبری جستن». در این پژوهش که با روش تحلیلی انتقادی انجام شده است، نگارندگان ضمن بررسی و نقد ادله هر یک از وجوه سه گانه، وجه سوم را برگزیده اند. بر اساس نتایج پژوهش، برخورد ابراهیم× با عمویش آزر، دو مرحله داشته است؛ مرحله قبل از تبیّن قطعی بر کفر و مرحله بعد از تبیّن قطعی بر کفر. تبری جستن ابراهیم× از عموی کافرش در مرحله اخیر قرار دارد و از اطلاق جمله «إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» به دست می آید. در مقابل در مرحله قبل از تبیّن قطعی بر کفر، استغفار برای کافر نه تنها جایز بلکه وظیفه است و تبری از آنان جایز نیست؛ چنان که ابراهیم× زمانی که بر هدایت و بازگشت عمویش از کفر امید داشت، به او وعده استغفار داد. استثناء در سوره ممتحنه نیز به این زمان اشاره دارد. با توجه به اطلاق آیه، دیگران نیز با تاسی از ابراهیم× می توانند برای کافرانی که به هدایت آنان امید دارند؛ اعم از خانواده یا غیرخانواده، استغفار نمایند. بر این اساس ابراهیم× در همه اعمالش، از جمله استغفار برای عموی کافرش، اسوه و الگو برای بشریت است.
بررسی معانی تعبیر «مِنْ دُونِ اللهِ» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
115-135
حوزههای تخصصی:
یکی از الفاظ تحرّک نمایِ فکری، توسط فرقه وهابیّت، اصطلاح پرکاربرد «مِنْ دُونِ اللهِ» در پاره ای از آیات قرآن می باشد. تحقیق حاضر ضمن التفات به معانیِ لغوی واژه «دُونْ»، و معنای جبلی پیشوند لفظ «مِنْ» برای این کلمه، به بررسی در تقابل معناییِ قید «مِنْ دُونِ» با عباراتی چون «مِنْ عِنْدِ» و «مِنْ لَدُنْ»، می پردازد. سپس با استناد به آیات، موارد کارایی و معنایی، و نیز استعمال مفهومیِ ترکیب «من دون الله»، اقسام و مصادیق آنرا تبیین کرده. و پس از آن با غور در آیات، با ارائه ادله مُتقن، خلاف دیدگاه وهابیون را در این امر، به اثبات می رساند. و فرجام، جهت فهم ترجمه صحیح عبارت «من دون الله»، مصادیق و معانیِ حقیقیِ آنرا بر اساس بافت کلام، در قالب مباحث «عبادی، غیریّت، ولایی، توسل و استغاثه، شفاعت، قُرب و بُعد، توصیف و مستثنی، انفصال، مفارقت، مجانبت و...». به ثبوت می رساند. و ابراز می دارد؛ که تعبیر «من دون الله» در تمام موارد به معنای عبارت «من غیر الله» نمی باشد. بلکه دارای معانی متفاوتی بوده و بر اساس پذیرش و ایفای نقش خود در جمله، افاده معنا می کند.
گستره پاکی ذاتی انسان از منظر فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
167 - 182
حوزههای تخصصی:
فقیهان امامیه از دیرباز درباره گستره پاکی ذاتی انسان به بحث و کنکاش پرداخته اند ، بدین معنی که آیا گستره پاکی ذاتی انسان منحصر در مسلمانان است یا آنکه شامل کفّار نیز می شود ؟ و اگر شامل کفّار است چه طائفه هایی از آنها را شامل می شود ؟ مشهور فقیهان امامیه برآنند که گستره پاکی ذاتی انسان محدود و منحصر در مسلمانان است ، کافران همه آنها ناپاکی ذاتی دارند و مانند سگ و خوک نجس العین می باشند ، در مقابل برخی از فقها گستره پاکی ذاتی انسان را شامل کافران کتابی نیز دانسته اند و آنها را پاک می دانند ، ضمن اینکه همه فقها بالإتفاق ، مشرکان و ملحدان را از گستره پاکی ذاتی انسان بیرون می دانند ، در این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای ، ضمن باز خوانی کلمات فقها و بررسی ادّله از آیات ، روایات و اجماع ، اثبات گردید که گستره پاکی ذاتی انسان ، شامل کافران اهل کتاب نیز می شود و دلایل قول مشهور مبنی بر ناپاکی ذاتی کافران اهل کتاب ، ناتمام است ، وانگهی با تجزیه و تحلیل قاعده طهارت ، اثبات گردید که مقتضای این قاعده نیز ، پاکی ذاتی کافران اهل کتاب است .
بررسی تأثیرات اخلاقی اعتقاد به مهدویت در خانواده اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱۷
65 - 73
حوزههای تخصصی:
مهدویت از مهم ترین مباحث دین اسلام است که از دیرباز در میان مسلمانان رایج بوده و بیان تأثیرات اخلاقی آن در خانواده از مسائلی حیاتی است که تبیین آن در دوران غیبت ضرورت دارد. تبیین صحیح و اعتقاد راسخ به مهدویت، می تواند تحولی عظیم در زندگی خانواده اسلامی به وجود بیاورد وآثار و برکات مهم و قابل توجهی در پرتو آن نصیب خانواده می شود. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، با محور قرار دادن متون و منابع دینی با هدف بررسی تأثیرات اخلاقی اعتقاد به مهدویت در خانواده اسلامی انجام شده است. اعتقاد سازنده و صحیح به مهدویت در خانواده، در به وجود آمدن صفات حسنه در خانواده، جلوگیری از یأس و ناامیدی، احساس امنیت و آرامش، کسب کمال معنوی، ایجاد امید و افزایش تلاش برای حل مشکلات، ایجاد وحدت و همبستگی در خانواده و نقش اساسی در تربیت فرزند، کمک می کند که بدون این اعتقاد صحیح و سازنده، این تأثیرات در خانواده به وجود نمی آید.
تحلیل سیره عقلا در پذیرش خبر واحد برای شناسایی شاخص های اعتبارسنجی توصیف های رجالی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
95 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های اعتباربخشی به توصیف های رجالی، استناد به حجیت خبر واحد است. حجیت خبر واحد به عنوان یکی از مسائل بنیادین اصول فقه، در مبانی اعتبار و شرایط حجیت، مباحث گسترده ای را به خود اختصاص داده است. بعضی رجالیان با تکیه بر این مبنا، توصیف های خود را معتبر می دانند؛ اما به تفاوت در مبانی اعتبار و شاخص های حجیت خبر واحد، و تأثیر آن ها بر ارزیابی توصیف ها توجه کافی نکرده اند. این بی توجهی، احتمال خطا در تمییز توصیف های معتبر از غیرمعتبر را افزایش داده است. این پژوهش، با هدف رفع این خلأ، به تحلیل یکی از این مبانی (سیره عقلا در پذیرش خبر واحد) پرداخته و از آن به عنوان ابزاری برای شناسایی شاخص های ارزیابی اعتبار توصیف های رجالی بهره برده است.روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع اجرا، تحلیلی و مبتنی بر داده های کیفی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که حجیت خبر واحد نزد عقلا مستلزم رعایت شاخص های دقیقی است. از جمله این شاخص ها، وثاقت خبر دهنده به عنوان شرط اساسی اعتبار خبر، بی تأثیر بودن جنسیت خبر دهنده در حجیت خبر، و عدم نیاز به تعدد خبر دهندگان است.همچنین، اخبار حدسی به دلیل عدم قطعیت پذیرفته نمی شوند و اعتبار خبر منوط به سازگاری آن با سایر منابع از طریق فحص از معارض است. این تحقیق با ارائه این شاخص ها، زمینه ای برای تقویت ارتباط میان علم اصول و علم رجال فراهم می کند و چارچوبی علمی برای ارزیابی اعتبار توصیف های رجالی ارائه می دهد. به طور خاص، نتایج این پژوهش می تواند در ارزیابی دقیق تر توصیف های رجالی و تمییز توصیف های معتبر از غیرمعتبر به کار گرفته شود.
معنای «رجع» در آیه ۱۱ سوره طارق در تفاسیر و ترجمه های فارسی و لاتین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه «رجع» در آیه «وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْع » از واژگانی است که مفسران و مترجمان فارسی و لاتین قرآن معنای واحدی از آن ارائه نداده اند. باران؛ گردش خورشید، ماه و ستارگان؛ ملائکه؛ و روح از معانی گفته شده برای این واژه در تفاسیر است و باران و گردش ستارگان دو معنای گفته شده در ترجمه ها. این پژوهش با روش تاریخی تحلیلی به بررسی علل اختلافات معنای رجع پرداخته و با روش معناشناسی نوین و روابط جانشینی اقدام به حل مشکل کرده است. بررسی منابع لغوی، سیر تفاسیر و تحلیل روایات نشان می دهد که برخی از واژه پژوهان و مفسران در معنایابی این واژه به خطا رفته اند. با توجه به این که روایات در این موضوع از نظر سند اشکال دارند و خود آن ها در ارائه معنای این واژه با هم اختلاف دارند، ترجیح آن ها مشکل است. همچنین، منابع لغت نیز نتوانسته است از اختلاف دیدگاه ها جلوگیری کند. از این رو، در نوشتار پیش رو، با کاربست روابط جانشینی و با توجه به معناشناسی دو آیه مشابه از سوره ذاریات و بروج، مشکل ترجیح روایات حل و معنای درست ارائه شده است.