فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study investigates EFL teachers’ perceptions of ChatGPT as a tool for English language instruction, focusing on its perceived benefits, challenges, and pedagogical implications. Using a qualitative phenomenological approach, data were collected through semi-structured interviews with ten EFL teachers currently working in different language-related educational centers in Iran. Participants represented diverse educational contexts, including universities, public schools, and private language centers. Thematic analysis of the interview data revealed that while teachers generally expressed positive attitudes toward ChatGPT, recognizing its flexibility, time-saving capabilities, and potential to enhance students’ writing skills and learner autonomy, they also voiced concerns regarding overreliance, inaccuracies, ethical challenges related to academic dishonesty, and limitations in supporting listening and speaking skills. The findings suggest that ChatGPT is viewed as a supplementary educational tool rather than a replacement for traditional pedagogy. Teachers emphasized the necessity of critical supervision, ethical guidelines, and professional development to ensure effective and responsible integration of AI technologies in EFL instruction. This study contributes to the growing body of research on AI integration in education, offering practical insights for teachers, policymakers, and researchers seeking to harness the potential of AI in language learning while mitigating its challenges.
مطالعه نابرابری های آموزشی: بررسی وضعیت شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی طی برنامه ششم توسعه (1400-1396)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف برنامه ششم توسعه در کاهش نابرابری های آموزشی، شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی را طی سالهای (1400-1396) بررسی می کند. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کمی و روش توصیفی، از داده های مرکز آمار ایران و سالنامه های وزارت آموزش و پرورش استفاده کرده و بر شاخص های دسترسی، درونداد و برونداد آموزشی تمرکز دارد. یافته ها: نتایج نشان داد که خراسان رضوی طی برنامه ششم در شاخص دسترسی به آموزش با کاهش پوشش تحصیلی و افزایش ترک تحصیل، به ویژه در مناطق روستایی و میان دختران، مواجه است.در شاخص دروندادها، نسبت دانش آموز به معلم افزایش و فضای آموزشی در مناطق محروم کاهش یافت، اما سطح تحصیلات معلمان بهبود داشت. و در شاخص بروندادها، ترک تحصیل و ارتقا در متوسطه اول افزایش و تکرارپایه و افت تحصیلی در ابتدایی کاهش یافت. همچنین در مقایسه با میانگین کشوری، استان در نرخ ثبت نام، ارتقا و کاهش مردودی دارای برتری اما ضعف در فضای آموزشی و بازمانده از تحصیل است. نتیجه گیری و پیشنهادها: این پژوهش بر لزوم توجه به نابرابری های منطقه ای و جنسیتی تأکید دارد و پیشنهاد می کند سیاست گذاران برنامه هایی برای بهبود آموزش در مناطق محروم و گروه های آسیب پذیر طراحی کنند. نوآوری و اصالت: این مطالعه با ارائه اولین تحلیل جامع و داده محور از تأثیر برنامه ششم بر شاخص های آموزشی خراسان رضوی، رویکردی نوین در بررسی نابرابری های آموزشی با تأکید بر تفاوت های جنسیتی و منطقه ای ارائه می دهد و با تلفیق داده های آماری به روز و تحلیل تطبیقی با کشور، راهکارهای هدفمند برای مناطق محروم پیشنهاد می کند.
پیش بینی رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور براساس کاربرد هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی نقش کاربرد هوش مصنوعی در رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی با جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شرکت های فناور استان ایلام به تعداد 716 نفر، که برای حجم نمونه لازم، با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1970)، تعداد 256 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد هوش مصنوعی چن و همکاران (2022، ترجمه فرجی و همکاران، 1402) و پرسشنامه رفتار نوآورانه کارکنان جنسن (2000) بود. یافته های توصیفی نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی و رفتار نوآورانه در بین کارکنان شرکت های فناور و مؤلفه های آنها در سطح بالاتر از متوسط قرار دارد. همچنین، نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نیز نشان داد که در سطح معنی داری 05/0، بین کاربرد هوش مصنوعی و رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد. به همین ترتیب، نتایج مدل ساختاری پژوهش نشان داد که در نمونه پژوهش، مدل مفروض واسطه مندی نسبی تأثیر کاربرد هوش مصنوعی بر رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور با داده ها برازش مطلوبی دارد. افزون بر این، در مدل مفروض، تمامی ضرایب مسیر مدل از لحاظ آماری معنادار بودند و کاربرد هوش مصنوعی بر رفتار نوآورانه کارکنان شرکت های فناور به میزان اثر 823/0، تاثیر مثبت و مستقیم معناداری دارد. لذا، در تبیین عملکرد مطلوب کارکنان در رفتار نوآورانه، ضرورت و بررسی پذیرش هوش مصنوعی در کارکنان پیشنهاد می شود.
ارزشیابی برنامۀ درسی ریاضی رشتۀ کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان از منظر نومعلمان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت دروس ریاضی دوره ابتدایی در آموزش یک جامعه و تأثیرگذار بودن آن در رشد و بالندگی چندین نسل از جامعه و اهمیت تدریس و یادگیری آن ها، این پژوهش به ارزشیابی برنامه درسی ریاضی رشته کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان از دید نومعلمان از منظر الگوی ارزشیابی CIPP پرداخته است. روش ها : این پژوهش به روش آمیخته و با ابزار پرسشنامه های بسته پاسخ بر اساس مقیاس لیکرت، پرسشنامه باز پاسخ با شرکت 417 نفر از نومعلمان که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شده بودند، انجام گرفته است. روش کیفی اکتشافی برای مشخص کردن محتوای پرسشنامه بسته پاسخ و تحلیل کمی پیمایشی و آزمون T تک متغییره برای تحلیل پرسشنامه های بسته پاسخ برای 417 نفر، و روش دلفی برای تحلیل پرسشنامه باز پاسخ که به صورت هدفمند از 126 نفر نومعلم به عمل آمد مورد استفاده واقع شد. یافته ها: یافته های پژوهش در بعد کمی و کیفی نشان از نامطلوب بودن برنامه درسی مورد نظر از دید شرکت کنندگان در پژوهش است. میانگین پایین و وجود اختلاف معنادار آن با معیار مطلوبیت در تمام مراحل زمینه، برونداد، فرایند و برونداد حاکی از نامناسب بودن نتیجه ارزشیابی این برنامه دارد. عدم شفافیت در اهداف، نبود تناسب بین امکانات آموزش ریاضی و تعداد دانشجو، کمبود منابع درسی ریاضی، عدم تسلط بر تدریس تمام مفاهیم ریاضی در پایان تحصیل از اهم مواردی بود که توسط شرکت کنندگان بیان شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش به نظر می رسد برنامه درسی ریاضی رشته کارشناسی علوم تربیتی نیازمند بازنگری جدی در زمینه، درونداد، فرایند و برونداد است. همچنین، تفکیک رشته کارشناسی علوم تربیتی گرایش آموزش ابتدایی به گرایش های علوم انسانی و علوم پایه و تقویت دروس عملی و حذف دروس موازی از پیشنهادات این پژوهش است.
An Evaluation of Sociolinguistic Features of the Vision Series Based on Teachers' and Students' Perceptions
حوزههای تخصصی:
Teachers' and students’ perceptions play a crucial role in textbook evaluation. This paper examines English teachers' and students' perception of sociolinguistic features of Vision text books at senior high schools in Iran. To do so 5 male English teachers from various provinces of Iran, namely: Ilam, Lorestan, Kermanshah and Khouzestan, with an age range between 25 and 44, with 4 to 20 years experience and with a variety of academic degrees (1 PhD, 2 masters, 2 bachelors) were chosen to participate in the study, along with 5 high school students (1 grade 10, 2 grade 11 and 2 grade 12). The semi-structured interview consisted of 7 items, used to obtain participants' perceptions regarding textbook sociolinguistic features. An inductive and deductive thematic analysis was used to analyze the data. The target culture, gender and religion were represented in the deductive phase of analysis, and new themes emerged from the data in the inductive phase, including representation of races and ethnicities, dress codes, and traditions and customs. According to the findings, the majority of teachers and students believe that newly published EFL textbooks do not provide opportunities for students to improve their communicative competence and cultural awareness in the target language. Furthermore, they believed that male characters dominated the Vision series' texts and illustrations and Islamic ideology was dominant in the Vision series. Teachers, students, and ELT administrators, as well as textbook designers and materials creators, may benefit from the results of this study.
مطالعه موردی برنامه درسی سنگاپور به منظور تبیین چگونگی کاربست رویکرد کاوشگری در تدوین حوزه های یادگیری برنامه درسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
151 - 178
حوزههای تخصصی:
نظام آموزشی سنگاپور، رویکرد کاوشگری را به عنوان راهبرد آموزش در قرن 21 به کار گرفته است. هدف این مقاله، توصیف نحوه کاربست رویکرد کاوشگری در برنامه درسی مکتوب سنگاپور به منظور ارائه پشتوانه علمی لازم برای سیاستگذاران در حوزه برنامه ریزی درسی بود. روش این پژوهش، مورد پژوهی کیفی و گروه هدف (جامعه) راهنماهای برنامه درسی حوزه های مختلف یادگیری کشور سنگاپور بود. برای اطمینان از روایی داده ها از سه روش بازبینی توسط همکار، ممیز بیرونی و توصیف غنی استفاده شد. پایایی داده ها نیز با استفاده از توافق بین دو کدگذار تایید شد. یافته ها نشان داد که در حوزه های یادگیری زبان انگلیسی؛ ریاضیات و علوم تجربی؛ هنر؛ مطالعات اجتماعی؛ و تربیت منش و شهروندی به ترتیب کاوشگری گفت وشنودی؛ کاوشگری علمی؛ کاوشگری زیبایی شناختی؛ کاوشگری علوم انسانی و کاوشگری اخلاقی فکورانه مطرح شده است. پیشنهاد می شود تدوین کنندگان راهنماهای برنامه درسی پنج اصل پرسشگری؛ تجزیه و تحلیل شواهد؛ تأمل و ارزشیابی؛ خلق و توسعه دانش و برقراری ارتباط را مورد توجه قرار دهند.
بررسی میزان درک دانشجو معلمان ابتدایی از ماهیت علم در ساختار شباهت خانوادگی و ارائه راهکار برای ارتقاء آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
135 - 151
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: یکی از عوامل تأثیرگذار بر سواد علمی، درک ماهیت علم است. دیدگاه معلمان نسبت به ماهیت علم نقش کلیدی در نحوه آموزش علوم دارد. هدف این پژوهش، ارزیابی سطح درک دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی از ماهیت علم و ارائه راهکار جهت ارتقا سطح آنها است. روش ها : پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و با توجه به ماهیت داده ها از نوع آمیخته (کمی-کیفی) است. در بخش کمی با روش نمونه گیری خوشه ای، نمونه ای به حجم 340 نفر از جامعه آماری دانشجومعلمان ابتدایی انتخاب گردید و برای ارزیابی سطح درک ماهیت علم آنها از پرسشنامه رویکرد شباهت خانوادگی کایا و همکاران (2018)، استفاده شد. در بخش کیفی، به منظور شناسایی راهکارها، داده ها با استفاده از روش سنتزپژوهی جمع آوری شدند. جامعه آماری در این بخش، کلیه مقالات 5 سال اخیر در زمینه آموزش ماهیت علم بود که از بین آنها 22 مقاله با هدف طراحی برنامه آموزشی برای معلمان، به عنوان نمونه انتخاب شد. در کدگذاری داده ها، از الگوی شش مرحله ای روبرتس استفاده شده است. یافته ها: در بخش اول پژوهش، نتایج نشان داد که دانشجومعلمان درک کافی از مؤلفه های ماهیت علم نداشتند. در بخش دوم، عوامل تأثیرگذار بر آموزش ماهیت علم شناسایی شدند که از آنها می توان به درک اصولی مفاهیم پایه، ارتباط بین نظریه و عمل، استفاده از رویکردهای بین رشته ای، سازنده گرایی، استم، مبتنی بر فناوری و روش تدریس های خلاق و پرسش و پاسخ اشاره کرد. نتیجه گیری ضروری است، این راهکارهای آموزشی در برنامه درسی تربیت معلم و دوره های ضمن خدمت معلمان اعمال و اجرا شود.
اثربخشی یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی بر تاب آوری و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مداخله یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی با استفاده از یافته های علوم اعصاب در طراحی و اجرای فعالیت های یادگیری تلاش می کند آموزش را به گونه ای سازمان دهی کند که با ماهیت یادگیری مغز سازگار باشد. هدف از اجرای این پژوهش اثربخشی یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی بر تاب آوری و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی منطقه زاغه بود. روش ها : روش تحقیق نیمه آزمایشی و در قالب استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم مقطع ابتدایی شهرستان زاغه که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. از بین جامعه آماری، تعداد 40 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی نیمی از آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و نیمی دیگر در گواه گمارش شدند. مباحث یادگیری مغز محور به دانش آموزان گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۴۵ دقیقه-ای به مدت ۲ ماه ارائه شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2004) و پرسشنامه بهزیستی تحصیلی پیترینن و همکاران (2014) جمع آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS22 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: برآیند تجزیه وتحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش یادگیری مبتنی بر مغز %40 در افزایش سطح تاب آوری تحصیلی و %41 در افزایش سطح بهزیستی تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است (P<0/01). نتیجه گیری: می توان گفت یکی از رویکردهای سازنده در جهت بهبود و تقویت متغیرهای تحصیلی تاب آوری و بهزیستی، رویکرد آموزش یادگیری مبتنی بر مغز است.
تأثیر آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق دانش آموزان به کتابخوانی گروهی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف:هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تاثیر روش آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق دانش آموزان به کتابخوانی گروهی در دانش آموزان پایه سوم ناحیه6 شهر اصفهان بوده است.روشها: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان پایه سوم ناحیه6 شهر اصفهان در بودند . ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اشتیاق به کتابخوانی گروهی محقق ساخته بود. یافته ها: نتایج نشان داد که روش آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق به کتابخوانی گروهی و ابعاد آن در دانش آموزان پایه سوم در مرحله پس آزمون اثربخش بود (001/0>p). نتایج نشان داد روش آموزش مبتنی بر مسئله بر افزایش سطح اشتیاق به کتابخوانی گروهی و ابعاد آن در دانش آموزان پایه سوم در مرحله پس آزمون به طور معناداری اثربخش بود (001/0>p). روش مبتنی بر مسئله، باعث بهبود حداقل یکی از ابعاد مطالعه گروهی در پس آزمون شده است. نتایج حاکی از ان است که 6/85 درصد از تفاوت های فردی در علاقه به مطالعه جمعی ، 8/77 درصد در مهارتهای خواندن جمعی ، 72 درصد در فعالیتهای گروهی و 76 درصد در پرسش و پاسخ گروهی در مرحله پس آزمون به تفاوت بین گروه ها یا اثرات آموزش مبتنی بر مسئله مربوط است.نتیجه گیری : با توجه به نتایج پیشنهاد می شود این رویکرد به طور جدی در برنامه های درسی مدارس گنجانده و توسعه داده شود.
کنکاشی در علل تحقق ناپذیری اهداف آموزش های مهارتی و حرفه ای با رویکرد کیفی: مورد لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارتقاء مهارت های کاربردی حرفه ای از اهداف برنامه های کلان توسع ه ای بسیاری از کشورها به شمار می رود. در ایران نیز این موضوع به مثابه یکی از ارکان اساسی نظام آموزشی به شمار می رود. به رغم آن که این آموزش ها در اسناد و قوانین بالادستی نظام جمهوری اسلامی از قبیل سند نقشه جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و... مورد تاکید قرار گرفته است، مطالعات حاکی از عدم تحقق پذیری اهداف آموزش های مربوطه است. از متقن ترین راهبرد های تحقق اهداف آموزشی در گام نخست، شناسایی موانع پیش روی تحقق اهداف و برنامه های مربوطه است. به این منظور به واکاوی علل تحقق ناپذیری اهداف آموزش های فنی و حرفه ای از منظر هنرآموزان و کارشناسان حوزه مربوطه در لرستان پرداخته شده است. داده ها و روش ها: در این راستا از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه را کارشناسان و هنرآموزان هنرستان های آموزش و پرورش این استان در سال تحصیلی 1403-1404 تشکیل می دهد در این خصوص از نمونه گیری هدفمند، ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و روش تحلیل مضمون استفاده شده است. عدم ظهور داده های جدید، اشباع مقولات وتراکم مفهومی از معیار های موجود جهت تعیین اشباع نظری بوده اند. گفتنی است به منظور کدگذاری از نرم افزار مکس کیودی ای بهره برده شده است. جهت تضمین کیفیت پژوهش نیز علاوه بر پیاده سازی دقیق مصاحبه ها، از راهبرد تثلیث و ارائه نتایج به مشارکت کنندگان بهره گرفته شد. یافته ها: یافته ها نشان از آن دارد که این چالش ها در پنج حوزه چالش های ورود به بازار کار و اشتغال؛ چالش های اشتغال در صنایع، همسو نبودن محتوای آموزشی با نیاز های صنعت و بازارکار و... اند. نتیجه گیری: تحقق ناپذیری اهداف آموزش های مهارتی و حرفه ای در لرستان منوط به رفع چالش هایی است که می توان آن ها را ذیل مقولات 5 گانه مطروحه در پژوهش ساماندهی کرد.
طراحی الگوی توسعه هویت حرفه ای مهندسان بشر دوست: رویکرد فراترکیب نظریه ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
51 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر طراحی الگوی توسعه هویت حرفه ای دانشجویان مهندسی، در مقام مهندسان بشردوست، است. پژوهش با رویکرد فراترکیب به بررسی جامع موضوع پرداخته و از مدل شش مرحله ای فینفگلد کانت (2018) بهره گرفته است. داده ها را با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تحلیل کرده ایم. در مرحله ترکیب یافته ها، 71 کد باز استخراج شد که قابلیت های جهان وطنی، ارزش های اخلاقی دانشجویان، مهارت های تفکر سطح بالا و مهارت های پایه دانشجویان مهندسی را به عنوان پیشایندها؛ طراحی الگوی برنامه درسی در قالب بین المللی کردن برنامه های درسی، طراحی محتوای مبتنی بر رویکرد علمی انسانی، آموزش مهارت های تخصصی و آموزش اخلاق مهندسی را فرایند و درنهایت مسئولیت پذیری در قبال بشر و محیط زیست را پیامدهای توسعه حرفه ای دانشجویان بیان می کند. این مطالعه هویت حرفه ای مهندسی بشردوستانه را فراتر از ابعاد فنی می داند که به دنبال ایجاد تغییرات مثبت و پایدار در جامعه است. این رویکرد، با درنظرگرفتن ابعاد اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و اخلاقی، به دنبال طراحی و اجرای راه حل هایی است تا هم زمان به بهبود کیفیت زندگی، ایجاد برابری و توسعه پایدار جوامع، به ویژه در جوامع محروم، کمک کند.
comparing the effectiveness of face to face in- service and virtual in-service trainig courses for primary teachers based on the kirkpatrick model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present research was conducted with the aim of measuring the effectiveness of face to face and virtual in-service training of elementary school teachers in Birjand city based on the Kirkpatrick model and comparing them. The current research method is a quasi-experimental pre-test-post-test type. The statistical population of this research includes all primary school teachers of Birjand city who have participated in in-service and virtual courses in the academic year 2023-2024. Using available sampling, 45 teachers participating in face-to-face courses and 45 teachers participating in virtual courses were selected. In the first level, i.e. reaction, participants' opinions were collected in two stages (the beginning of the courses and the end of the courses). The tool used at this level was a researcher-made questionnaire. The second level, i.e. learning, was conducted using a researcher-made test of 19 questions and was performed as a pre-test and post-test. In the third level, i.e. behavior, data was collected 5 months after the end of the courses using the teachers' self-evaluation form and the teachers' evaluation form by their managers. The results of the inter-subject effects test to compare the reaction level components in the post-test stage and the f value obtained for all components are significant at the alpha level of 0.05. The F value obtained in the results of covariance analysis for comparing learning scores in the post-test stage is 26.563. The value of the t statistic and the value of the significance level for comparing the scores of the behavior level show that there is no difference in the variance between the two groups of face-to-face and virtual education The findings of the research show that face-to-face and virtual in-service courses are effective in the levels of reaction, learning and behavior, and there is a significant difference between the effectiveness of face-to-face and virtual courses; So that the obtained averages show that face-to-face training can have a significant effect compared to virtual training in these three levels.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و رواند رمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر تحمل پریشانی مادران دارای فرزند با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر تحمل پریشانی مادران دارای فرزند با اختلال طیف اُُتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان اُُتیستیک مرا کز آموزشی و توان بخشی شهر نیک شهر در سال 1403 بود. 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه )هر گروه 15 نفر ( جایگزین شدند. جلسات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده طی 8 جلسه 60 دقیقه ای )هفته ای 1 جلسه( به صورت فردی برگزار شد. آزمودنی ها به پرسش نامه تحمل پریشانی )سیمونز و گاهر، 2005 ( در سه مقطع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، هر دو روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده در مقایسه با گروه گواه منجر به افزایش تحمل پریشانی شدند و این تأثیر در پیگیری نیز پایدار بود ) P >0.001 (. اما روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده در مقایسه با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، تحمل پریشانی را در مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم بیشتر افزایش داد ) .)P=0.005 نتیجه گیری: نتیجه گیری شد که ا گرچه هر دو شیوه درمانی تحمل پریشانی را در مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم افزایش می دهند، اما روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده در مقایسه با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، روش مؤثرتری برای افزایش تحمل پریشانی در این مادران است.
شناسایی راهکارهای افزایش جذب فارغ التحصیلان در بازار کار :مطالعه ای آمیخته با تاکید بر دیدگاه خبرگان
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
85 - 67
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروی انسانی متخصص در توسعه نظام آموزشی و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی و اجتماعی، شناسایی راهکارهای افزایش جذب فارغ التحصیلان رشته مدیریت آموزشی در بازار کار از اولویت های پژوهشی محسوب می شود. با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروی انسانی متخصص در توسعه نظام آموزشی و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی و اجتماعی، شناسایی راهکارهای افزایش جذب فارغ التحصیلان رشته مدیریت آموزشی در بازار کار از اولویت های پژوهشی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین راه های افزایش جذب فارغ التحصیلان رشته مدیریت آموزشی در بازار کار از دیدگاه خبرگان انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا، ترکیبی (کیفی-کمّی) با رویکرد اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی به روش هدفمند و در بخش کمّی شامل 255 نفر از استادان فعال در حوزه مدیریت آموزشی، فارغ التحصیلان و مدیران مؤثر در حوزه اشتغال جوانان استان سیستان و بلوچستان بود. حجم نمونه در بخش کمّی با استفاده از جدول مورگان و روش تصادفی ساده، 153 نفر برآورد شد. در بخش کیفی، پس از انجام مصاحبه ها، عوامل مؤثر با استفاده از روش تحلیل محتوا (تم) شناسایی شدند و دسته بندی و رتبه بندی آن ها با روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار Expert Choice انجام شد. نتایج نشان داد که عوامل درونی با وزن 0.582 بیشترین اولویت و عوامل بیرونی با وزن 0.279 کمترین اولویت را در اشتغال فارغ التحصیلان دارند. در بخش کمّی نیز با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمون میانگین یک جامعه مشخص شد که تمامی عوامل شناسایی شده از نظر پاسخ دهندگان بر افزایش جذب فارغ التحصیلان در بازار کار مؤثر هستند.
اثربخشی آموزش مطالعات اجتماعی به شیوه معکوس بر خودپنداره؛ شایستگی و حل مساله اجتماعی در بین دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
56 - 39
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش به شیوه معکوس مطالعات اجتماعی بر خودپنداره؛ شایستگی و حل مساله اجتماعی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون دوگروهی با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری، شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 1404-1403 شهرستان دلیجان بود. بر اساس استعلام به عمل امده از اداره آموزش و پرورش شهرستا ن دلیجان، تعداد این دانش آموزان 900 نفر بود. که از بین آن ها تعداد 30 نفر انتخاب و در دو گروه مساوی 15 نفری به صورت تصادفی جایگزین شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های خودپنداره اجتماعی ساراسوت (SCQ، ساراسوت، 1999)؛ شایستگی اجتماعی (C. R. SCQ، کوهن و رسمن، 1972) و حل مساله اجتماعی (SPSQ، دزوریلا و همکاران، 2002) استفاده شد. گروه آزمایش روش تدریس معکوس را در قالب درس مطالعات اجتماعی در 7 جلسه دریافت کردند و گروه کنترل آموزش سنتی معلم را دریافت کردند. تحلیل داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار Spss 22 انجام شد. نتایج نشان داد، در متغیرهای خودپنداره اجتماعی و حل مساله اجتماعی تفاوت بین میانگین های پیش آزمون و پس آزمون معنادار نبود، اما تفاوت با دوره پیگیری معنادار بود. در متغیر شایستگی های اجتماعی، تفاوت بین میانگین های پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری معنادار بود. در مجموع روش تدریس معکوس تاثیر معناداری بر متغیرهای پژوهش دارد و این اثربخشی در طول زمان معنادار است. بنابراین می توان برای دروس مطالعات اجتماعی از روش تدریس معکوس در راستای ارتقای متغیرهای جامعه شناختی در مدرسه استفاده کرد.
رابطه کمالگرایی و خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری تعلل ورزی تحصیلی و اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
103 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، پیش بینی خودتنظیمی تحصیلی دانشجویان براساس کمالگرایی با نقش میانجی اضطراب امتحان و تعلل ورزی تحصیلی بود. پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی و از نوع همبستگی می باشد و جامعه آماری آن را تمامی دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در سال تحصیلی1404-1403 تشکیل داد. بدین منظور نمونه ای شامل 320 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و مورد آزمون واقع شدند. برای جمع آوری داده ها، دانشجویان به پرسشنامه سولومون و راث بلوم (1984)، پرسشنامه چندبعدی کمال گرایی هویت و فلت (1991)، پرسشنامه اضطراب امتحان فریدمن و جاکوب (1997) و پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی ماگنو (2011) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS26 و Amos26 با روش همبستگی مبتنی بر رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است (08/0=RMSEA، 94/0=IFI، 95/0=CFI ، 93/0=GFI)؛ بر اساس یافته های حاصل از مدل یابی، کمال گرایی (44/0β=) ، تعلل ورزی تحصیلی (50/0-=β) و اضطراب امتحان (34/0=β) پیش بینی کننده های خوبی برای خودتنظیمی تحصیلی محسوب می شوند. نقش میانجی اضطراب امتحان و تعلل ورزی در رابطه بین کمال گرایی و خودتنظیمی تحصیلی تأیید شد (34/0-=β). یافته ها نشان می دهد برای ارتقای خودتنظیمی تحصیلی، توجه به کمال گرایی و مدیریت مؤثر اضطراب امتحان و تعلل ورزی ضروری است و می توان از آن در برنامه های مشاوره ای، کارگاه های مهارت مطالعه و مداخلات روان شناختی بهره برد.
ارائه الگویی برای توسعه جو رشددهنده در کلاس تربیت بدنی بر اساس تئوری مولتی-گرندد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: یکی از مقوله های مهم در بهبود کیفیت آموزشی جو کلاس است. هدف از پژوهش حاضر طراحی الگویی برای توسعه جو رشددهنده کلاس تربیت بدنی مبتنی بر نظریه مولتی گرندد است. روش ها : پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر داده ها به روش کیفی و با رویکرد مولتی گرندد انجام شده است. شرکت کنندگان 24 نفر از معلمین تربیت بدنی، سرگروه های آموزشی و کارشناسان و متخصصین برنامه درسی تربیت بدنی بودند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. این پژوهش در سه مرحله انجام شد: ۱- کدگذاری مصاحبه های عمیق 2- تولید نظریه اولیه بر اساس کدگذاری استقرایی، پالایش مفهومی، کدگذاری الگویی و تلخیص نظری 3- زمینه مندی آشکار از طریق انطباق نظری با مدل ها ، تئوری ها و پژوهش های قبلی. برای اعتباربخشی به پژوهش از روش همسوسازی استفاده شد. یافته ها: مدل نهایی پژوهش شامل شرایط کنشی درونی (۵ مقوله فرعی) و بیرونی(۳ مقوله فرعی)، پدیده اصلی(۴ مقوله فرعی)، کنش ها (۷ مقوله فرعی)، و نتایج و پیامدهای کنش(۳ مقوله فرعی) بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که با بسترسازی از طریق شرایط کنشی درونی (مانند بازمهندسی برنامه درسی، توسعه فضا و تجهیزات، ارتقای برنامه های حرفه ای معلمان، و حمایت مدیران مدارس) و در نظر گرفتن برخی از شرایط کنشی بیرونی ( شرایط محیطی، خانواده و قوانین)، می توان انتظار داشت جو کلاس تربیت بدنی در ابعاد سازمانی، محیطی، روانی و تربیتی بهبود یابد.
تحلیل کارورزی در شرایط کرونا: استنباط سیاست های پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: کارروزی مهم ترین بخش برنامه درسی تربیت معلم است که در آن شایستگی های دانشجومعلمان بروز پیدا می کند. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل کارورزی تربیت معلم در شرایط کرونایی و تدوین سیاست هایی برای دوران پساکرونایی بود. روش ها : در این پژوهش از روش آمیخته متوالی استفاده شد که در بخش کیفی، روش تحلیل محتوا و در بخش کمی روش توصیفی - پیمایشی تحلیل SWOT بهره گرفته شد. جامعه مورد بررسی را چهار گروه دانشجومعلمان سال سوم و چهارم، استادان راهنمای کارورزی، معلمان راهنمای کارورزی و مجریان و کارشناسان کارورزی تشکیل می دادند. پس از احصای نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها از بخش مصاحبه نیمه ساختاریافته با گروه هدف، پرسش نامه ای تدوین و مشتمل بر 40 گویه در بین 385 نفر از افراد دست اندرکار کارورزی توزیع شد. برای تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، ماتریس ارزیابی عوامل خارجی، ماتریس سوآت استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد کارورزی در شرایط کرونا، راهبرد محافظه کارانه را در پیش گرفته است. شرایط خاص شیوع کرونا، فرصت هایی برای دانشگاه فرهنگیان فراهم کرده است، اما نقاط ضعف بیش از نقاط قوت بوده است. در پایان سیاست هایی برای دوره پساکرونا ارائه شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق در سیاستگذاری، برنامه ریزی و اجرای کارورزی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. با عنایت به شرایط متغیر جهانی ارائه سناریوهای راهبردی حاصل از این پژوهش می تواند مورد استفاده در شرایط خاص قرار گیرد.
بررسی سیاست گذاری آموزش عالی در سراسر جهان و تأثیر آن ها بر بهبود کیفیت آموزش و یادگیری
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : هدف پژوهش حاضر، مطالعه سیاست های آموزش عالی در سراسر جهان و تأثیر آن بر بهبود کیفیت آموزش و یادگیری است. روش ها : برای این منظور، از روش مروری و تحلیل مفهومی داده ها استفاده شد. با بهره گیری از پایگاه های داده ای معتبر در راستای سؤالات پژوهش، تلاش شد تا سیمایی جامع برای این بررسی ترسیم شود. یافته ها : یافته ها نشان داد سیاست های متمرکز بر افزایش دسترسی به آموزش عالی، ارتقای کیفیت برنامه های درسی و تقویت همکاری های بین المللی، نقش قابل توجهی در بهبود دستاوردهای آموزشی ایفا می کنند. همچنین، سیاست های مبتنی بر شواهد که بر نیازهای محلی و جهانی تمرکز دارند، منجر به افزایش رضایت دانشجویان و بهبود مهارت های فارغ التحصیلان می شوند. این مطالعه بر اهمیت تطبیق سیاست های آموزش عالی با چالش های نوظهور جهانی و نیازهای بازار کار تأکید می کند. نتیجه گیری: آموزش عالی نقش کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع دارد و سرمایه گذاری در این بخش بازدهی بالایی ایجاد می کند. دولت ها و سازمان های خصوصی باید در آموزش عالی سرمایه گذاری کنند تا بهبود جامعه و افزایش سطح توسعه را تضمین نمایند. سیاست گذاری صحیح می تواند به بهبود کیفیت آموزش، توسعه مهارت ها، توانمندسازی اساتید و دانشجویان، ترویج پژوهش های علمی، ایجاد برنامه های تحوّلی و حمایت از دانشجویان کم درآمد منجر شود. این سیاست ها شاملِ توجه به نیازهای جامعه، تعیین اهداف آموزشی، توسعه برنامه های کارآمد، تأمین بودجه و استفاده از ابزارهای ارزیابی کیفیت آموزش است.
شاخص های روش های یاددهی و یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
204 - 171
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخصهای روشهای یاددهی و یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و سپس میزان توجه به آنها در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. در پژوهش حاضر از طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی – پیمایشی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 15 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. جامعه آماری بخش کمی دانشجومعلمان دوره کارشناسی دانشگاه های فرهنگیان بودند که به روش تصادفی طبقه ای نسبی، تعداد 236 نفر انتخاب شدند. دادههای پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه مستخرج از بخش کیفی جمعآوری شد. برای اعتباریابی بخش کیفی از روش همسوسازی و تکنیک کنترل توسط اعضاء بهره گرفته شد. برای تعیین روایی سؤالات مصاحبه و پرسش نامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 876/0 استفاده شد. برای تحلیل دادههای پژوهش در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش در بخش کیفی نشان داد مهم ترین شاخص های روش-های یاددهی - یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی پنج مضمون تدریس مبتنی بر فناوری های نوین آموزشی، تدریس مبتنی بر وب و اینترنت، تدریس مبتنی بر فعالیت دانشجومعلمان ابتدایی با استفاده از فناوری های نوین، تدریس به شیوه تعاملی و مشارکتی با کمک فناوری های نوین و تدریس مبتنی بر پروژه، حل مسأله، اکتشافی و... با استفاده از فناوری های نوین بوده است.