فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه در حوزه اضطراب مدرسه ای منجر به بهبود عملکرد روان شناختی و جسمانی در دانش آموزان می شود. پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علّی روابط معلم- دانش آموز و طرد همسالان با اضطراب مدرسه ای در دانش آموزان ابتدایی با نقش میانجی جو عاطفی مدرسه انجام شد. پژوهش حاضر بر مبنای هدف و شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل 714 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان نیر در سال 1404-1403 است. نمونه آماری شامل 250 نفر براساس فرمول کوکران، از دانش آموزان پایه های چهارم، پنجم و ششم به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای بوده است. ابزار استفاده شده، پرسش نامه های رابطه معلم - دانش آموز زاکاریا (2020)، اضطراب کلاس درس داوائل (2020)، جو مدرسه اسکالز (2020) و طردشدگی از سوی همسالان طهماسیان (1384) بوده است. یافته ها نشان داد که اثر مستقیم بین طرد همسالان با اضطراب مدرسه ای مثبت و معنادار و مسیر مستقیم بین جو عاطفی مدرسه با اضطراب مدرسه ای منفی و معنادار بود. همچنین اثرات غیرمستقیم رابطه معلم- دانش آموز و طرد همسالان از طریق میانجی گری جو عاطفی مدرسه با اضطراب مدرسه ای معنادار بود. شاخص های نکویی برازش مدل از طریق ضریب تعیین R2 و ضریب پیش بینی کنندگی Q2 تایید شد. نتایج نشانگر آن است که جو عاطفی در مدرسه می تواند نقش موثری در ایجاد رابطه مطلوب در روابط معلم – دانش آموز و کاهش اضطراب مدرسه ای داشته باشد. همچنین کنترل طرد همسالان می تواند در کاهش اضطراب مدرسه ای در دانش آموزان موثر واقع شود. پیشنهاد می شود که در مراکز آموزش و پرورش برنامه های کاربردی مناسب طراحی شود و اقدامات لازم صورت گیرد.
تأثیر کلاس معکوس بر یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه در درس زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۸
177 - 207
حوزههای تخصصی:
کلاس معکوس یک رویکرد آموزشی است که در آن دانش آموزان در خانه مطالب و محتوای درسی را فرا می گیرند و در کلاس درس به تمرین و حل مسئله می پردازند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کلاس معکوس بر یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه شهرستان نیشابور در درس زبان انگلیسی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه شهرستان نیشابور در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که از میان آن ها، یک مدرسه پسرانه به صورت تصادفی انتخاب شد. درمجموع 30 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش به روش کلاس معکوس شرکت کرد؛ درحالی که گروه گواه به شیوه سنتی آموزش دید. برای جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون از دو ابزار پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1994) استفاده شد. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد روش کلاس معکوس موجب افزایش یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون شده است (01/0> p). بر اساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که کلاس معکوس یک رویکرد آموزشی مؤثر برای افزایش یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان در درس زبان انگلیسی است.
مدل تبیینی بی صداقتی تحصیلی مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین پیشایندهای بی صداقتی تحصیلی، مدلی مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده را آزمون کرد. در این مدل، تأثیر فرهنگ دانشگاه بر رفتار بی صداقتی تحصیلی ازطریق میانجی گری نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و قصد بررسی شد. این پژوهش همبستگی بر روی ۸۷۴ دانشجوی کارشناسی دانشگاه شیراز که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند، انجام شد. داده ها با مقیاس فرهنگ دانشگاه، مقیاس یکپارچه سنجش اجزای نظریه رفتار برنامه ریزی شده ویژه بی صداقتی تحصیلی و مقیاس رفتار بی صداقتی جمع آوری و با روش مدل یابی معادلات ساختاری (نرم افزار Smart PLS 3) تحلیل شدند. روایی همگرا و واگرا و همچنین پایایی ابزارها تأیید شد. یافته ها نشان دادند که قصد بی صداقتی تحصیلی، رابطه بین هریک از پیش بین ها (فرهنگ دانشگاه، نگرش، هنجار و کنترل رفتاری) و رفتار بی صداقتی را به شکل معنی داری میانجی گری می کند. همچنین اثر غیرمستقیمِ کل فرهنگ دانشگاه ازطریق میانجی گرها (نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و قصد) بر بی صداقتی تحصیلی معنی دار بود. این نتایج ضمن تأکید بر نقش محوری «قصد»، نشان می دهد که مدیریت بی صداقتی تحصیلی نیازمند توجه هم زمان به متغیرهای زمینه ای، شناختی و انگیزشی است.
واکاوی چالش های برنامه درسی خانواده محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
205 - 224
حوزههای تخصصی:
برنامه ی درسی خانواده محور از تصمیم گیری والدین در زمینه ی مؤلفه های پنهان و غیررسمی خانواده شکل می گیرد و بخشی از این برنامه، نوع رویکرد والدین را در راستای حمایت از تعلیم و تربیت فرزندان را مشخص می کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین چالش های برنامه ی درسی خانواده محور در ایران انجام گرفته است و در نهایت راهکارهایی را برای این چالش ها ارائه کرده است. داده ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه ساختارمند به صورت هدفمند با 15 نفر از مطلعان برنامه ی درسی آشنا با خانواده و مدرسه گردآوری شده و بر اساس راهبرد نظامند اشتراوس و کوربین (2007)، در سطح کدگذاری باز تحلیل و مقوله بندی شده است. راهبردهای اعتباربخشی داده ها با استفاده از روش های ممیزی بیرونی، سه سویه سازی، بازبینی اعضاء و درگیری طولانی مدت پژوهشگر در جریان مصاحبه انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش،3 مقوله اصلی (مداخله گری ناآگاهانه والدین، افزایش معضلات نظام آموزشی و اجتماعی و افزایش گسست بین خانه و مدرسه) و 11 زیر مقوله برای چالش ها و 3 مقوله کلی (طراحی، اجرا و ارزشیابی) و 9 زیر مقوله برای راهکارها ارائه شده است. بر اساس یافته ها می توان استنباط کرد، چالش های موجود را می توان با اهمیت دادن به نقش خانواده ها و برگزاری کلاس ها و کارگاه های آموزشی خانواده برای آگاهی بخشی به خانواده ها در زمینه برنامه ی درسی خانواده محور، کاهش داد
تحلیل رمزگانی اشعار پایداری احمد دحبور با تکیه بر نظریه آگاهی دانیل چندلر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احمد دحبور شاعر پایداری فلسطین و از شاعران رمزگرای معاصر است که در میان انواع مختلف عناصر زبانی و ادبی، رمز همواره یکی از پر بسامدترین عناصر شعری وی را شکل می دهد و شاعر با استفاده از آن، معانی و مفاهیم سروده های خود را به صورت نامرئی در اختیار گفته خوانانِ نکته سنج قرار می دهد. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی، نقش رمز را در سروده های پایداری دحبور بر پایه نظریه آگاهی دانیل چندلر بررسی کرده تا گذشته از بازنمایی معانی نهفته در اشعار شاعر، به اهداف و انگیزه های اصلی وی در این سروده ها دست یابد. دانیل چندلر نشانه شناس انگلیسی با اعتقاد به اینکه یک ادیب از دانش کیفی و تشخیصی لازم برخوردار است نظریه آگاهی خود را به ابعاد پنجگانه اجتماعی، متنی، تفسیری، ادراکی و واقعی تقسیم کرده است. با بررسی رمزواره ها در اشعار پایداری احمد دحبور با تکیه بر نظریه آگاهی دانیل چندلر چنین بر می آید که مفاهیم شعر پایداری دحبور با ابعاد پنجگانه این نظریه مطابقت دارد. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه شاعر، در کاربست این رمزگان در شعر او تاثیر مستقیم دارد؛ رمزگان اجتماعی در ابعاد مختلفی چون بدنی، رفتاری و زبان گفتاری نمود دارد و رمزگان متنی به کمک زبان استعاری برای بیان شرایط موجود در جامعه که لبریز از اختناق است از بسامد بالایی برخودار است. در رمزگان تفسیری نیز شاعر با توجه به ذهنیت خود، آینده سرزمینش را تصویرسازی نموده و اغلب با اشاره به چهره ها و داستان های دینی رمزگان واقع گرایانه می آفریند.
بررسی و طبقه بندی ساختار نتایج یادگیری فراگیران از مفهوم نیروی اصطکاک به کمک الگوی سولو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
7 - 37
حوزههای تخصصی:
آموزش موفق نیازمند الگوی ارزشیابی مناسب از یادگیری است؛ زیرا ارزشیابی کارآمد طرحواره های ذهنی و بدفهمی های فراگیران را شناسایی و به اصلاح و رفع موانع یادگیری کمک می کند. یکی از الگوهای ارزشیابی کاربردی، طبقه بندی سولو است. هدف از این پژوهش، بررسی سطح یادگیری دانش آموزان از مفهوم نیروی اصطکاک به کمکِ آزمونی محقق ساخته بر اساس الگوی سولو است. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این مطالعه را دانش آموزان پایه دوازدهم شهرستان فلاورجان استان اصفهان تشکیل می دهند که از میان آن ها تعداد 216 نفر به روش نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج آمار توصیفی حاصل از پژوهش نشان داد، 83/3% از حجم نمونه در سطح تک ساختاری، 29/8% در سطح چندساختاری و 2.5% در سطح رابطه ای قرار دارند و هیچ کدام به بالاترین سطح یادگیری مدل سولو نرسیده اند. همچنین در این پژوهش، به کمک الگوی سولو بدفهمی های دانش آموزان از نیروی اصطکاک استخراج شده و برای ارتقای سطح یادگیری فراگیران پیشنهادهایی ارائه شده است.
From Isolation to Identity: An Expanded Symbolic Interactionist Analysis of A Slipping-Down Life(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
177 - 188
حوزههای تخصصی:
This study offers a full symbolic interactionist examination of Anne Tyler's novel A Slipping-Down Life, examining how identity is developed, acted out, and challenged by symbolic movements, emotional labor, and social recognition. With a focus on the protagonist Evie Decker, this study takes up seven primary questions of inquiry about the formation of identity in terms of performance, the influence of gender expectations, the utilization of music and silence as communication, and the intersections of trauma, emotion, and resistance in terms of negotiating identity. Basing itself on the classic theoretical models constructed by Mead, Blumer, Goffman, and Cooley—and recent reformulations and explications provided by Charmaz, Burke and Stets, and feminist theorists such as Butler and Gilligan—this article places Evie's transformation within generic sociological and psychological contexts. Through acts of self-scarification, deliberate silence, and remaking maternity roles, Evie operates within a condition of marginality and misrecognition. Her experience demonstrates identity as an active, networked, and emotional process, with a strong impact of gender roles and social norms. The research points out that literature, and especially texts richly textured with sociological context, such as Tyler's, offers a fertile backdrop for comprehending identity formation as an emotional, symbolic, and performative process. By drawing upon knowledge from narrative psychology, feminist theory, and cultural sociology, this study highlights the benefit of applying interdisciplinary approaches to literary analysis and the sociological imagination.
An Evaluation of Sociolinguistic Features of the Vision Series Based on Teachers' and Students' Perceptions
حوزههای تخصصی:
Teachers' and students’ perceptions play a crucial role in textbook evaluation. This paper examines English teachers' and students' perception of sociolinguistic features of Vision text books at senior high schools in Iran. To do so 5 male English teachers from various provinces of Iran, namely: Ilam, Lorestan, Kermanshah and Khouzestan, with an age range between 25 and 44, with 4 to 20 years experience and with a variety of academic degrees (1 PhD, 2 masters, 2 bachelors) were chosen to participate in the study, along with 5 high school students (1 grade 10, 2 grade 11 and 2 grade 12). The semi-structured interview consisted of 7 items, used to obtain participants' perceptions regarding textbook sociolinguistic features. An inductive and deductive thematic analysis was used to analyze the data. The target culture, gender and religion were represented in the deductive phase of analysis, and new themes emerged from the data in the inductive phase, including representation of races and ethnicities, dress codes, and traditions and customs. According to the findings, the majority of teachers and students believe that newly published EFL textbooks do not provide opportunities for students to improve their communicative competence and cultural awareness in the target language. Furthermore, they believed that male characters dominated the Vision series' texts and illustrations and Islamic ideology was dominant in the Vision series. Teachers, students, and ELT administrators, as well as textbook designers and materials creators, may benefit from the results of this study.
Integrating MS Word into an EFL Pre-service Setting to Enhance Students’ Academic Writing: A Qualitative Study
حوزههای تخصصی:
Incorporating technology into the process of writing in an EFL setting can aid educators to create an engaging learning environment and learners to explore various strategies of developing their writing skills. This study was set up to investigate the experiences of 28 pre-service EFL teachers in an MS Word integrated writing course at Farhangian University. Participants were selected through convenience sampling. Data were collected through semi-structured interviews administered upon completing the course, and triangulated via focused group discussions moderated by an expert in academic writing. Content analysis of the interviews revealed that students expressed favoring an MS Word integrated approach with regard to writing skills improvement (through features such as spell check, grammar suggestions, thesaurus tools, etc.) as well as utilizing feedback mechanisms in the Review menu (via track changes feature and editing facilities, proofing, and comments), and the References menu (via Manage sources and Insert citation features). Participants also expressed preferring the on-screen editing activities performed in the classroom compared with their previously held conventional writing sessions. Implications regarding how MS Word can be incorporated into teacher education curricula to improve both their academic writing skills and teaching writing through technology-based instruction are discussed.
مدل پس آیندها و پیش آیندهای حمایت سازمانی در آموزش و پرورش
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
168 - 181
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای ادراک از حمایت سازمانی در نهاد آموزش وپرورش با تأکید بر نگرش و برداشت معلمان نسبت به مفهوم حمایت سازمانی است. این پژوهش در پی تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری ادراک حمایت سازمانی و تأثیرات آن بر نگرش ها، بهزیستی ذهنی و رفتارهای شغلی معلمان می باشد. روش شناسی پژوهش: روش این مطالعه، توصیفی-تحلیلی است که با استفاده از مطالعه مبانی نظری، مرور پیشینه پژوهش ها و تحلیل محتوای منابع معتبر انجام شده است. در این راستا، چارچوب مفهومی پژوهش از طریق تحلیل ساختاری و تلفیق نظریه ها و یافته های تجربی تدوین گردیده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد پیشایندهایی مانند عدالت سازمانی، حمایت سرپرست و نوع رهبری بر ادراک حمایت سازمانی تأثیرگذارند و این تأثیر با متغیرهای میانجی مثل تعهد عاطفی، اعتماد و انگیزش درونی تقویت می شود. در نتیجه، حمایت سازمانی ادراک شده باعث بهبود عملکرد شغلی، رضایت، سلامت روان و کاهش ترک خدمت می گردد. نتیجه گیری: ادراک از حمایت سازمانی نقشی کلیدی در ارتقای تعهد، رضایت شغلی، بهزیستی روانی و بهبود عملکرد معلمان ایفا می کند. ایجاد محیطی حاوی احترام، قدردانی، پشتیبانی مادی و معنوی و روابط مبتنی بر اعتماد، می تواند سطح حمایت سازمانی ادراک شده را افزایش داده و در نهایت موجب موفقیت سازمانی شود.
شناسایی موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی و ارائه راهکارهایی برای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال شناسایی موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی و ارائه راهکارهایی جهت توسعه آن انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و به شیوه تحلیل تم انجام شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع گلوله برفی بود که بر مبنای آن 14 نفر از خبرگان و صاحب نظران انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرارگرفتند. اعتبار یافته ها با استفاده از روش بررسی همکار مورد تایید قرار گرفت. یافته های پژوهش با استفاه از تکنیک تحلیل تم در بستر نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. تحلیل نتایج تحقیق منجر به استخراج 134 کد توصیفی، 33 تم فرعی و 10 تم اصلی برای شناسایی موانع و راهکارهای اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی شد. مطابق با یافته ها موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در مقطع ابتدائی شامل 6 تم اصلی " چالش های فرهنگی و نگرشی، اقتصادی و مالی، اجرایی و ساختاری، آموزشی، فنی و زیر ساختی، چالش های توانایی حرفه ای" و همچنین راهکارهای توسعه ی آموزش های فنی و مهارتی در مقطع ابتدائی در 4 تم اصلی " امور مالی و زیرساختی، توسعه فرهنگی و مهارت پروری، امور مدیریتی و اجرایی، توسعه آموزش و مهارت" دسته بندی گردید با توجه به نتایج نبود هماهنگی و همکاری مؤثر بین نهادهای آموزشی و فرهنگی، به عنوان یکی از موانع اصلی، توسعه آموزش مهارتی را تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین محدودیت های اقتصادی و کمبود تجهیزات، از موانع عمده در اجرای برنامه های آموزش فنی و حرفه ای هستند که نیازمند تامین امکانات و منابع مالی مناسب است. تغییر نگرش خانواده ها و ترویج فرهنگ آموزش مهارتی در جامعه نقش مهمی در تثبیت و ترویج این نوع آموزش داشته و می تواند به بهبود وضعیت آموزش های فنی و حرفه ای کمک کند.
تحلیل محتوای هوش اخلاقی در کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
171 - 192
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بر اساس مقوله های هوش اخلاقی بوربا در سال تحصیلی 1402-1401 و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی انجام شده است. واحد زمینه پژوهش شامل متنها و فعالیتهای کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بود و واحد تحلیل شامل تمهای مستخرج از کتابهای مطالعات اجتماعی بود که با مقوله های هوش اخلاقی بوربا و زیرمقوله های متناسب با آن مرتبط شده بودند. روایی زیرمقوله های شناسایی شده مرتبط با مقوله های هفتگانه بوربا را متخصصان پس از چندین مرتبه بررسی تأیید کرده اند. پایایی زیرمقوله های شناسایی شده با استفاده از ضریب اسکات، 0/77 محاسبه شده است. همچنین، داده ها بر اساس تکنیک آنتروپی شانون تجزیه و تحلیل شده اند. طبق یافته های پژوهش، 741 مصداق در کتابهای مطالعات اجتماعی شناسایی شده که بیشترین میزان فراوانی مربوط به مقوله مهربانی و کمترین میزان آن مربوط به مقوله انصاف بوده است. بر اساس نتایج روش آنتروپی شانون، ضریب اهمیت مقوله های هوش اخلاقی از بیشترین به کمترین میزان توجه عبارت است از مهربانی، احترام، وجدان، بردباری، خویشتنداری، انصاف و همدلی. نتایج پژوهش نشان می دهد که غیر از دو مقوله همدلی و انصاف، مقوله های مهربانی و احترام وضعیتی مطلوب و سایر مقوله ها نیز وضعیت متوسطی دارند، اما در انتخاب محتوای آموزشی به استمرار و توالی آنها در پایه های مختلف به خوبی توجه نشده است. ازاین رو، تدوین کنندگان کتابهای درسی باید ضمن توجه متوازن و متناسب به مقوله های هفتگانه هوش اخلاقی، به استمرار و توالی آنها نیز در پایه های مختلف بیشتر توجه کنند و محتوایی مناسب برای آن طراحی کنند.
نقش هدفمندی در زندگی و نگرش به هوش مصنوعی در پیش بینی عزم تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هدفمندی در زندگی و نگرش به هوش مصنوعی در پیش بینی عزم تحصیلی دانش آموزان انجام شد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های توصیفی-همبستگی و جامعه آماری آن متشکل از کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به شیوه خوشه ای انجام شد. حجم نمونه بر اساس فرمول گرین ۱۰۷ نفر تعیین شد اما به منظور کفایت حجم نمونه در مجموع ۲79 داده جمع آوری شد. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های عزم تحصیلی کلارک و مالکی (201۹)، هدفمندی در زندگی کرامباف و ماهولیک (۱۹۶۹) و نگرش به هوش مصنوعی دانش آموزان شمالی و برخورداری (۱۴۰۳) بود. در نهایت پس از حذف نمرات پرت، ۲۳۶ پرسش نامه با بهره گیری از نرم افزار SPSS26 و به روش تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد بین هدفمندی در زندگی و ابعاد آن (هدف و اندریافت) و عزم تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (0۱ / 0> P). بین نگرش به هوش مصنوعی با عزم تحصیلی دانش آموزان نیز رابطه مثبت معنی داری مشاهده شد (0۱ / 0> P). نتایج رگرسیون چندگانه نیز نشان داد، هدفمندی در زندگی و نگرش به هوش مصنوعی در پیش بینی عزم تحصیلی دانش آموزان سهم معناداری داشتند و توانستند ۸/۲۳ درصد از واریانس عزم تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی کنند. این یافته ها حاکی از آن است که تقویت عوامل روان شناختی و بهبود ادراکات دانش آموزان نسبت به فناوری های نوظهور می تواند به طور مؤثری عزم تحصیلی و پیامدهای یادگیری را ارتقا دهد.
کنکاشی در علل تحقق ناپذیری اهداف آموزش های مهارتی و حرفه ای با رویکرد کیفی: مورد لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارتقاء مهارت های کاربردی حرفه ای از اهداف برنامه های کلان توسع ه ای بسیاری از کشورها به شمار می رود. در ایران نیز این موضوع به مثابه یکی از ارکان اساسی نظام آموزشی به شمار می رود. به رغم آن که این آموزش ها در اسناد و قوانین بالادستی نظام جمهوری اسلامی از قبیل سند نقشه جامع علمی کشور، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و... مورد تاکید قرار گرفته است، مطالعات حاکی از عدم تحقق پذیری اهداف آموزش های مربوطه است. از متقن ترین راهبرد های تحقق اهداف آموزشی در گام نخست، شناسایی موانع پیش روی تحقق اهداف و برنامه های مربوطه است. به این منظور به واکاوی علل تحقق ناپذیری اهداف آموزش های فنی و حرفه ای از منظر هنرآموزان و کارشناسان حوزه مربوطه در لرستان پرداخته شده است. داده ها و روش ها: در این راستا از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه را کارشناسان و هنرآموزان هنرستان های آموزش و پرورش این استان در سال تحصیلی 1403-1404 تشکیل می دهد در این خصوص از نمونه گیری هدفمند، ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و روش تحلیل مضمون استفاده شده است. عدم ظهور داده های جدید، اشباع مقولات وتراکم مفهومی از معیار های موجود جهت تعیین اشباع نظری بوده اند. گفتنی است به منظور کدگذاری از نرم افزار مکس کیودی ای بهره برده شده است. جهت تضمین کیفیت پژوهش نیز علاوه بر پیاده سازی دقیق مصاحبه ها، از راهبرد تثلیث و ارائه نتایج به مشارکت کنندگان بهره گرفته شد. یافته ها: یافته ها نشان از آن دارد که این چالش ها در پنج حوزه چالش های ورود به بازار کار و اشتغال؛ چالش های اشتغال در صنایع، همسو نبودن محتوای آموزشی با نیاز های صنعت و بازارکار و... اند. نتیجه گیری: تحقق ناپذیری اهداف آموزش های مهارتی و حرفه ای در لرستان منوط به رفع چالش هایی است که می توان آن ها را ذیل مقولات 5 گانه مطروحه در پژوهش ساماندهی کرد.
بررسی برنامه های درسی آموزش تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان از منظر تأکید بر آموزش مهارت های معلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه برنامه های درسی رشته آموزش تربیت بدنی در دانشگاه فرهنگیان به مهارت های معلمی انجام گرفته است. روش پژوهش : این مطالعه از نوع توصیفی-پیمایشی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته آموزش تربیت بدنی در پردیس های دانشگاه های فرهنگیان تبریز بود که بخش عمده ای از واحدهای درسی خود را گذرانده و در آستانه فارغ التحصیلی قرار داشتند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۱۰۳ نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای استفاده شد که سه مؤلفه مهارت های حرفه ای، ارتباطی و شناختی معلمی را موردسنجش قرار می داد. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط متخصصان علوم تربیتی تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0/92 برآورد گردید. داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی و با استفاده از آزمون t تک نمونه ای تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه درسی آموزش تربیت بدنی تا حد زیادی به مهارت های سه گانه معلمی (حرفه ای، ارتباطی و شناختی) توجه داشته و این مهارت ها در فرایند آموزش به دانشجو-معلمان انتقال یافته اند. نتیجه گیری : با توجه به یافته ها، می توان اذعان داشت که وضعیت طراحی و اجرای برنامه درسی رشته آموزش تربیت بدنی در دانشگاه فرهنگیان نسبتاً مطلوب است و اهداف مرتبط با تربیت معلم از منظر مهارتی تا حد زیادی تحقق یافته اند.
Explaining the effect of knowledge management empowerment through distance learning on the performance and organizational intelligence of middle school administrators in Nimroz city(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study was conducted with the aim of explaining the effect of knowledge management empowerment through distance learning on the performance and organizational intelligence of middle school administrators in Nimroz city. The present study is applied in terms of its purpose and is classified as a quantitative descriptive-correlation research. The statistical population of the present study consists of all middle school administrators in Nimroz city in the academic year 1402-1403, who were selected as the research sample by census method, 12 men and 12 women. The data collection tool included the Nonaka and Takachi Knowledge Management Questionnaire (1995), Yazdanijedah Manager Performance Questionnaire (2009), and Albrecht Manager Organizational Intelligence Questionnaire (2002). The data collected from the questionnaires were analyzed using SPSS26 software and descriptive statistics such as tables and graphs to show demographic characteristics, and Pearson correlation coefficient and regression test were used to infer data. After data collection, the distribution of data was examined to see if it followed a normal distribution using the Kolmogorov-Smirnov test. The results indicated that there was a positive and significant relationship between the components of knowledge management through distance learning and the organizational performance of managers, and also between the components of knowledge management and the total score of knowledge management and the organizational intelligence of managers. Empowering the component of knowledge application is effective on the organizational performance of managers, and empowering the component of knowledge sharing and application of knowledge is effective on all components of organizational intelligence (p≤0.05). Therefore, education and training, by expanding and applying virtual networks and distance learning through Sky Room, can create a dynamic space so that managers can develop their knowledge, achieve new ideas, and acquire new knowledge.
بررسی تأثیر آموزش به شیوه پروژه محور بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه دوازدهم در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازسازی کلاس های درس به منظور مشارکت دانش آموزان در فرآیند یاددهی- یادگیری سبب می شود نه تنها دانش آموزان بهتر یاد بگیرند، بلکه انگیزه و لذت یادگیری آن ها نیز افزایش می دهد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش به شیوه پروژه محور بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه دوازدهم در درس شیمی صورت گرفته است. تحقیق کاربردی حاضر به شیوه شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون بر روی دو گروه آزمایش و کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه دوازدهم رشته ریاضی و تجربی شهر اهواز در سال تحصیلی 1402-1401 است که 54 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی مک اینرنی بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره انجام شد. یافته ها نشان می دهد آموزش به شیوه پروژه محور تفاوت معناداری در انگیزه پیشرفت تحصیلی بین دانش آموزان گروه آزمایش و کنترل ایجاد می کند. همچنین نتایج به دست آمده نشان داد این شیوه آموزش از بین مؤلفه های انگیزه پیشرفت تحصیلی شامل انجام تکلیف، کوشش، رقابت، قدرت اجتماعی، وابستگی اجتماعی، علاقه اجتماعی، تمجید و جایزه، بر روی مؤلفه انجام تکلیف بیشترین و بر روی مؤلفه علاقه اجتماعی کمترین تأثیر را دارد.
پیش بینی شایستگی حرفه ای بر اساس خودباوری، خلاقیت و سواد رسانه ای معلمان ابتدایی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
153 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش پیش بینی صلاحیت حرفه ای بر اساس خود باوری، خلاقیت و سواد رسانه ای در بین معلمان شهر یزد بود. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی شاغل در آموزش و پرورش شهر یزد در سال تحصیلی 1400-1401 به تعداد 2322 نفر بود، که بر اساس حجم جامعه ,و جدول مورگان تعداد 331 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. از بین نواحی آموزش و پرورش ناحیه 2 و از بین مدارس این ناحیه 20 دبستان دخترانه و20 دبستان پسرانه به صورت تصادفی انتخاب و معلمان بر اساس ملاک های ورود و خروج پاسخ دادند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته دموگرافیک، پرسشنامه های صلاحیت حرفه ای ملائی نژاد(1391)، خودباوری آزادی(1389)، خلاقیت رندسیپ (1979) و سواد رسانه ای فلسفی (1393) استفاده شد. داده های گرد آوری از طریق شاخص های آماری توصیفی و استنباطی ( ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون هم زمان) و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج نشان داد بین مؤلفه های خود باوری، خلاقیت و سواد رسانه ای با صلاحیت حرفه ای رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد ( p <0/01). متغیرهای پژوهش قادر به پیش بینی73/8 درصد از واریانس صلاحیت حرفه ای بودند. بر اساس یافته ها خودباوری، خلاقیت و سواد رسانه ای سهم قابل توجهی در پیش بینی صلاحیت حرفه ای معلمان دارند. لزوم توجه به شناسایی و تقویت متغیر های پیش بین صلاحیت حرفه ای معلمان منجر به پویایی کلاس های درس و توسعه و اعتلای سیستم آموزشی کشور می شود
راهکارهای تازه برای تشخیص بهتر وزن و بحر عروضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های درست خواندن شعر و همچنین لذت بردن بیشتر از آن، شناختن و تشخیص درست وزن و بحرهای عروضی است. مباحث مربوط به وزن شعر تقریباً سابقه ای به اندازه شعر و شاعری دارد و از گذشته تا کنون مقالات و کتاب های متعددی در این باب نوشته شده است که همگی نشان از اهمیت این دانش پایه ای دارد. در این مقاله نگارنده کوشیده است ضمن مطالعه و توجه به تمامی کتب متقدم و معاصر در حوزه عروض، شروع هر بیت براساس هجای آغازین آن راهکاری جدید را در رکن بندی و به تبعِ آن تشخیص درست تر وزن و بحر ارائه نماید. ناگفته پیداست مشکل ترین بخش پس از تقطیع شعر و تشخیص وزن و بحر آن مربوط به رکن بندی، یعنی تشخیص حدّ و مرز افاعیل عروضی و در پی آن تشخیص درست وزن و بحر است. محور اصلی این مقاله پرداختن به این موضوع است. با این راهکار برای تشخیص وزن و رکن بندی صحیح، ذهن با اوزان بسیار محدودی سر و کار دارد. در تقطیع بیتی که با دو هجای کوتاه شروع می شود؛ برای تشخیص وزن بیت مذکور و در نتیجه رکن بندی صحیح آن براساس این روش رکن اول بیت یا فعلاتن است یا فَعَلن. اگر فعلاتن بود ارکان بعدی آن نیز از دو حالت خارج نیست؛ زیرا ممکن است دوباره فعلاتن باشد که در این صورت حتما متفق الارکان و بحر متدارک است ارکان بعدی آن نیز فعلن یا فع لن خواهدبود. البته اگر بیت با فعلات نیز شروع شود حتماً بحر رمل و رکن بعدی آن فاعلاتن است.
تحلیل مؤلفه های ادبیات پایداری در کتاب فارسی هفتم بر اساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اهداف کلیدی ساحت تربیتی و سیاسی در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش توجه به ادبیات پایداری است که خوشبختانه متون مرتبط با آن به منظور فراهم آوردن زمینه های آموزشی و تربیتی در کتب درسی از جمله کتاب هفتم آموزش متوسطه فراهم آمده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا و با هدف شناسایی میزان توجه به مؤلفه های ادبیات پایداری در کتاب فارسی هفتم به تحلیل مؤلفه هایی همچون طرح مذهبی، نمادهای دینی و مذهبی، عشق به مردم، وطن دوستی، حفظ میهن، امید به آینده و مدح آزادی و آزادگی و ذکر خاطرات انقلاب و دفاع مقدس پرداخته شده است. این بررسی نشان می دهد که در محتوای کتاب های درسی، طرح مذهبی و نمادهای دینی به طور قابل توجهی بیشتر از سایر مؤلفه ها مورد تأکید قرار گرفته اند. در مقابل، به مؤلفه هایی نظیر مدح آزادی و آزادگی و ذکر خاطرات انقلاب و دفاع مقدس به میزان کمتری توجه شده است. با توجه به اهداف مندرج در اسناد تعلیم و تربیت و اهمیت تأثیرگذاری این مؤلفه ها بر جامعه، پیشنهاد می شود که ترکیب این مؤلفه ها مورد بازنگری و تجدیدنظر قرار گیرد تا بتوان به توازن بهتری در این اثر دست یافت.