فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
83 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر توجه، خودکارآمدی و تعلل ورزی تحصیلی در دانش آموزان ابتدایی با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون، با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان با اختلالات یادگیری 10 تا 12 سال (دوره دوم ابتدایی) مراجعه کننده در بازه زمانی سال تحصیلی 1401- 1402 به مراکز اختلالات یادگیری دولتی شهرستان های غرب استان تهران شامل 11 مرکز بودند که از بین آنها 30 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در یک گروه آزمایش ( 15نفر) و گروه کنترل (15نفر) گمارده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های مشکلات یادگیری کلورادو (CLDQ)، اختلال نقص توجه جردن، خودکارآمدی تحصیلی خودکارآمدی کودکان لد و ویلر (Ladd & wheeler) و تعلل ورزی تحصیلی سواری(1390) بود. تجزیه و تحلیل فرضیات نیز با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بازی درمانی شناختی-رفتاری در دانش آموزان با اختلال یادگیری منجر به بهبود توجه و افزایش خودکارآمدی و همچنین موجب کاهش تعلل ورزی تحصیلی می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، می توان گفت بازی درمانی شناختی-رفتاری یک رویکرد درمانی است که از بازی به عنوان ابزاری برای کمک به کودکان دارای اختلال یادگیری در درک و تغییر افکار و رفتارهایشان استفاده می کند.
طراحی و اعتباریابی پرسشنامه شناسایی مؤلفه های کارآفرینی در مدارس دوره دوم متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
71 - 92
حوزههای تخصصی:
آموزش کارآفرینی در کسب مهارتهای لازم مانند تفکر انتقادی، حل مسئله، ابتکار عمل و کار مشارکتی برای بهبود اشتغال پذیری به نوجوانان کمک می کند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی مؤلفه های کارآفرینی در مدارس دوره دوم متوسطه شهر تهران بود. روش پژوهش از نظر گردآوری داده ها، آمیخته (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی، ابعاد با استفاده از نظریه داده بنیاد شناسایی شدند و در بخش کمی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. در بخش کیفی، 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی به روش نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی و در بخش کمی، 147 نفر از مدیران هنرستانهای شاخه فنی وحرفه ای و کاردانش دوره دوم متوسطه شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. تجزیه وتحلیل بخش کیفی از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و در بخش کمی برای تحلیل عاملی تأییدی از نرم افزار لیزرل استفاده شد. در بخش کیفی، پنج بعد زیرساخت، ساختار، سرمایه انسانی، محیط کسب و کار و فرایندهای آموزشی شناسایی شدند که پایایی آلفای کرونباخ این ابعاد به ترتیب 0/92، 0/90، 0/96، 0/92 و 0/91 و روایی محتوایی این ابعاد به ترتیب 0/88، 0/89، 0/90، 0/86 و 0/88 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که بارهای عاملی به دست آمده بزرگ تر از 0/3 بودند که بیانگر تأیید بارهای عاملی بود. از این رو، توجه مدیران مدارس دوره دوم متوسطه به مقوله کارآفرینی می تواند کارآیی نظام آموزشی را برای تربیت نیروی خلاق و ماهر افزایش دهد.
شناسایی عوامل مرتبط با اجرای رویکرد یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مرتبط با اجرای رویکرد یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی می باشد. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری یافته ها، کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده است. به منظور گردآوری یافته ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوی موردبررسی قرارگرفته است. میدان پژوهش شامل کلیه متخصصان حوزه یادگیری مشارکتی و الکترونیکی که دارای تجارب زیسته در این زمینه بوده اند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند درمجموع با 15 نفرمصاحبه صورت پذیرفت. به منظور بررسی میزان اعتبار پژوهش از روش توافق بین دو کدگذار ( که با مقدار کاپا 87/ )مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحلیل یافته های پژوهش منجر به شناسایی 14 مقوله شده که در قالب 3 مؤلفه دسته بندی گردید. مؤلفه های اصلی شامل: عوامل مرتبط با مدرس، یادگیرنده و دانشگاه (به عنوان یک نهاد) و مقوله های شناسایی شده عبارت اند از: فرهنگ اجرای رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی، تأمین منابع مالی موردنیاز برای اجرای رویکرد مشارکتی ، توانمندسازی سرمایه های انسانی برای محیط الکترونیکی، تأمین فناوری های مرتبط با اجرای رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی، وجود نظام پشتیبانی در محیط الکترونیکی، پذیرش مسئولیت یادگیری توسط یادگیرندگان، وجود باورهای انگیزشی یادگیرندگان، وجود توانایی خلاقیت و حل مسئله در یادگیرندگان، وجود باورهای مثبت به یادگیری مشارکتی در یادگیرندگان، تسلط یادگیرندگان به ابزارهای فناورانه به منظور اجرای یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی، تسلط مدرسان بر دانش تخصصی، ویژگی های روان شناختی مدرسان متناسب با محیط الکترونیکی، آشنایی مدرسان با الزامات طراحی و پیاده سازی رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی و درنهایت راهبری کلاس درس با رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی.
Avicenna’s Vision of Upbringing: A Philosophical Framework for Children’s Spiritual Formation
حوزههای تخصصی:
The present research paper is a metacognition of children's religious upbringing based on Avicenna's thoughts on education and upbringing. The qualitative research method of descriptive-analytical type is employed to address the author's main concerns. Religious upbringing in Avicenna's thoughts and writings represents teaching religious concepts and beliefs resulting into intellectual persuasion, true acceptance, and inner commitment. Religious upbringing has comprehensive principles that Avicenna took into consideration. From perspective, these principles include human purposefulness, monotheism, and the strategic principle of moderation. Following the goals and principles, religious upbringing is taken into account as it affects education. Heredity, marriage, and nutrition some of the areas that can affect an individual's upbringing. Avicenna's educational thought indicates that it is important that religious upbringing has content stemming from Tawhid (monotheism), Akhirah (resurrection), prophecy, and imamate. Avicenna believes that religious upbringing requires stages and that success in individuals' upbringing cannot be achieved without going through different stages. The upbringing stages in this regard include upbringing at home and upbringing in school. In a summary of Avicenna's thoughts, one can come to realize that in Avicenna's educational thoughts, a child needs religious upbringing, but in order to educate children, it is necessary to pay attention to various principles, components, and stages in which moderation is considered in the process and the educator should not go beyond moderation in the upbringing process.
مقایسه تاثیرآموزش احیاء قلبی-ریوی پایه به دو روش آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم بر آگاهی و مهارت پرسنل جدیدالورود پرستاری و مامایی در دوران محدودیت های کرونا 1401(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ایست قلبی ریوی یک وضعیت اورژانسی حاد ومهم است که اکر بلافاصله انجام شود شانس زنده ماندن فرد تا سه برابرافزایش می یابد. کسب دانش احیای قلبی ریوی برای پرسنل جدید الورود از موارد آموزشی است که توجه وبژه ای به آن شده است.این مطالعه با هدف مقایسه تاثیرآموزش احیا قلبی-ریوی به دو روش آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم بر آگاهی و مهارت پرسنل جدیدالورود پرستاری و مامایی مرکز آموزشی-درمانی فاطمیه در دوران محدودیت های کرونا 1401 صورت گرفت. روش کار: دراین مطالعه نیمه تجربی دو گروهی قبل و بعد 84 نفر پرسنل جدید الورود پرستاری و مامایی به روش تصادفی به دوگروه آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم تقسیم شدند. اطلاعات در سه مرحله قبل ازمداخله، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به روش چک لیست مشاهده جمع آوری شد.ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه جمعیت شناختی،پرسشنامه سنجش آگاهی و چک لیست سنجش مهارت بود داده ها با نرم افزار SPSSنسخه 20تحلیل شد یافته ها: میانگین اختلاف آگاهی و مهارت بین بلافاصله بعد از آموزش و قبل آموزش در گروه آموزش چهره به چهره به طور معنی داری بیشتر از آموزش بافیلم بوده است (P< 0.001). همچنین میانگین اختلاف آگاهی و مهارت بین یکماه بعد از آموزش و قبل آموزش در دو گروه مثبت بوده و در گروه آموزش چهره به چهره به طور معنی داری بیشتر از آموزش بافیلم بوده است . نتیجه گیری: میتوان چنین پیشنهاد داد که هر دو روش آموزشی در بالابردن سطح عملکرد و آگاهی پرسنل جدیدالورود تاثیر داشته است، اما تاثیر روش آموزشی چهره به چهره بالاتر بوده است. با توجه به بروز همه گیری کرونا و عدم امکان تجمعات بالا و از سمت دیگر وقت گیر بودن و دشواری های آموزش عملی و حضوری، استفاده از آموزش با شیوه فیلم توصیه میشود
طراحی الگوی برنامه درسی ارتقای مهارتهای شناختی مربیان دوره پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۸۴-۶۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک تحقیق کیفی و کاربردی است. جامعه پژوهش شامل دو بخش بود. بخش اول شامل همه متون منتشر شده در بازه زمانی 1401-1380در زمینه موضوع پژوهش بود که نمونه پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد (51=n). بخش دوم، انجام دادن مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که از روش تحقیق دلفی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل اعضای هیئت علمی، متخصصان و صاحب نظران برنامه درسی در زمینه آموزش و پرورش پیش دبستانی بودند. 20 نفر از میان مشارکت کنندگان به شیوه هدفمند و به روش نمونه گیری افراد کانونی با رعایت قاعده اشباع شدگی نظری برای مصاحبه انتخاب شدند. در تحلیل محتوای کیفی مصاحبه ها، متن مصاحبه ها به طور دقیق مورد بررسی و کندوکاو قرار گرفتند. به این صورت که با استخراج کدها و با تحلیل محتوای صورت گرفته روی این کدها و حذف کدهای مشابه و ادغام کدهای خردتر در کلی تر، کدهای اصلی شناسایی شدند. به منظور افزایش روایی از اسناد دست اول تاییدشده متخصصان استفاده شده است و برای افزایش پایایی یافته ها، از خودارزیابی پژوهشگر و بازنگری متخصصان بهره گیری شده است. یافته ها نشان دادند که برنامه درسی پیشنهادی را به یاری شش عنصر اصول، هدف، محتوا، روش، محیط و ارزشیابی می توان اجرا کرد. پیشنهاد می شود برنامه ریزان درسی از یافته های این پژوهش برای تدوین برنامه درسی مناسب بهره گیرند و مربیان دستاوردهای پژوهش را به منزله منبع کمک آموزشی برای غنی کردن برنامه های آموزشی خود به کار گیرند.
به کارگیری بازی وارسازی در محیط های یادگیری دیجیتال: محتوای آموزشی، متغیرهای وابسته، سطوح آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یادگیری از طریق بازی وارسازی اخیراً توجه معلمان، پزشکان و محققان در موضوعات مختلف و سطوح آموزشی را به خود جلب کرده است. محیط های یادگیری بازی وارسازی شده، مجموعه ای از شرایط را برای بهبود فرآیند آموزش و یادگیری با ادغام عناصر بازی فراهم می کنند. این پژوهش به دنبال بررسی تعداد 54 تا مقاله برای تجزیه و تحلیل برای دست یافتن به سوالات پژوهشی می باشد. برای جستجوی مقالات مرتبط از پایگاه های اطلاعاتی محتلف مانند ساینس دایرکت، اسکوپوس، وایلی، آی تری ایی اکسپلور، اریک، وب آف ساینس، کتابخانه دیجیتال ا سی ام استفاده شد. بازه زمانی جستجوی این پژوهش سیستماتیک به سال 2008 تا 2021 محدود شده است. پس از محدود کردن جستجو به بازه زمانی و سایر معیارها بررسی، در مجموع 54 مقاله مورد تجزیه و تحلیل نهایی قرار گرفت. یافته ها حاکی از این است از بازی وارسازی برای بازی وار کردن موضوعات آموزشی متفاوتی از جمله زبان، علوم، ریاضی، اقتصاد و .. استفاده شده است. بیشترین موضوعات آموزشی بازی وارسازی شده به ترتیب شامل زبان انگلیسی و ریاضی بوده و کمترین موضوعات آموزشی یازی وارسازی شده مرتبط به مدیریت، هنر، و جغرافیا می باشد. در محتواهای آموزشی بازی وارسازی شده متغیرهای وابسته متنوعی بررسی شده اند که شامل عملکرد یادگیری، خلاقیت، همکاری، تعامل، پیشرفت تحصیلی، انگیزه، نگرش، خود تنظیمی و درگیری می باشد. در میان این متغیر های وابسته بررسی شده در مقالات بیشتر فراوانی مربوط به عملکرد یادگیری می باشد. یافته های این مطالعه، پیشنهادات و بینش هایی را به مربیان و پژوهشگران برای پژوهش های آتی ارائه می دهد.
بررسی تأثیر آموزش ضمن خدمت بر توسعه حرفه ای معلمان: تحلیل مؤلفه ها، عوامل زمینه ای و الگوها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
153 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش ضمن خدمت بر توسعه حرفه ای معلمان: تحلیل مولفه ها، عوامل زمینه ای و الگوها انجام شده است. پیشینه: هدف از توسعه حرفه ای معلمان، ارتقای کیفیت آموزش و تربیت دانش آموزان از طریق توانمندسازی معلمان است. روش: این پژوهش با روش مرور نظام مند انجام شد. میدان پژوهش حاضر کلیه مطالعات انجام شده در حوزه آموزش ضمن خدمت معلمان بود. به جهت گستردگی مطالب در میدان پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند به منظور جمع آوری داده ها از پایگاه های معتبر فارسی و خارجی شامل ساینس دایرکت، سیج پاب، پایگاه اطلاع رسانی اریک، کتابخانه آنلاین ویلی، اسپرینگر، گوگل اسکالر، پایگاه مجلات تخصصی نور، پایگاه مرکز اطلاعات علمی، مگیران و ایران داک، استفاده شد. در فرآیند انتخاب مقالات برای پژوهش، معیارهای ورود و خروج تدوین شد. معیارهای ورود شامل ارتباط موضوعی، به روز بودن و قابل اعتماد بودن(از منظر روش شناسی) هستند. معیارهای خروج پایین بودن رتبه نشریه، جدید نبودن سال انتشار برای مقالات داخلی از 1395-1403 و برای مقالات خارجی از 2018-2023، تکراری بودن موضوع و محتوا، نامعتبر بودن روش های پژوهش، دست اول نبودن، فارسی و انگلیسی نبودن مقالات یافته شده، در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد آموزش های ضمن خدمت معلمان باید دربرگیرنده مؤلفه های صلاحیت، دانش، عمل و تعهد و توسعه حرفه ای معلمان باشد. همچنین در طراحی این دوره ها باید از الگوی آموزش بزرگسالان، یادگیری مداوم و آموزش خودخوان وخودراهبری یادگیری معلمان بهره برد. نتیجه گیری: سنجش اثربخشی دوره های آموزش ضمن خدمت نباید صرفاً به حوزه دانش حرفه ای معلمان محدود شود بلکه این دوره ها بر سایر ابعاد توسعه حرفه ای معلمان از جمله چگونگی ارتباط با دانش آموزان و همکاران، هم چنین مهارت های عملی و تفکر انتقادی آن ها نیز تأثیرگذار بوده و منجر به بهبود آن خواهند شد.
نگاهی انتقادی به روایت عدالت در نظام سیاست گذاری آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله برای پاسخ به دو مساله نگاشته شده است: نخست، بررسی روایت عدالت اجتماعی و تربیتی در بعضی از اسناد آموزشی ایران پس از انقلاب؛ و دوم، تحلیل چالش هایی که از این روایت حاصل آمده است. برای انجام این کار از روش تحلیلی برای روشن شدن مفاهیم و گزاره ها، و روش انتقادی برای سنجش روایت ها و پیامدهای آنها استفاده شده است. منابع مورد مطالعه شامل اسناد سه گانه آموزشی یعنی، "مبانی نظری تحول بنیادی نظام آموزش و پرورش"، "سند برنامه درسی ملی " و " سند تحول بنیادی آموزش و پرورش ایران" و سایر منابع مستقیم و یا غیرمستقیم در اختیار پژوهش گر، بوده است. در چهارچوب نظری، سه روایت کلان عدالت "نظم کیهانی"، "الهیاتی" و "عرفی" مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های مطالعه نشان می دهد که سندنویسان بر پایه روایتی الهیاتی کوشیده اند تا عدالت اجتماعی و تربیتی را با آموزه های دینی سازگار نموده و تفسیری درون دینی از آن ارائه دهند. با این حال، به نظر می رسد چنین خوانشی در پاسخ گویی به مطالبات متکثر و گوناگون ذی نفعان و کنش گران آموزشی با چالش هایی مواجه است. در کانون این چالش ها مطالبه رفع تبعیض آموزشی قرار دارد. به نظر می رسد که برای حل این مخاطرات نیازمند توجه به روایت یا روایت های دیگری از عدالت هستیم.
واکاوی تجارب زیسته ی معلمان ابتدایی از فن بیان جذاب در مدارس: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
99 - 108
حوزههای تخصصی:
تکنیک های بیانی که معلمان به کار می گیرند برای تعاملات آموزشی مؤثر بسیار مهم هستند و می توانند به طور قابل توجهی بر مشارکت دانش آموز و نتایج یادگیری تأثیر بگذارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تجارب زیسته معلمان مدارس (دولتی) ابتدایی شیراز از فن بیان جذاب بود. این پژوهش از نوع کیفی و روش مورداستفاده، پدیدارشناسی هوسرلی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش 10 نفر از معلمان دارای تجربه تدریس در مناطق مرکزی و حومه شیراز سال 1402 بودند با رویکرد نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روش گردآوری داده های این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای سنجش اعتبار اولیه داده ها از معیار های قابل قبول بودن و قابلیت اعتماد بودن داده های کیفی استفاده شد. پس از کدگذاری داده ها از روش تحلیل مضمون برای تشکیل شبکه مضامین فن بیان جذاب استفاده شد. در ادامه الگوی اکتشافی در یک مضمون فراگیر به نام فن بیان جذاب شکل گرفت. مضامین سازمان دهنده عبارت بودند از 1)مرتبط با پیش از اجرا(تسلط بر محتوا، ایجاد علاقه، خلاصه نویسی و ...)، 2)مرتبط با حین اجرا(خلاقیت، لحن مناسب، سرعت کلام و ...) و 3)مرتبط با پس از اجرا (محبوبیت، قدرت عذرخواهی، قدرت رهبری و ...) تقسیم بندی گردید و در نتیجه الگوی اکتشافی در یک مضمون فراگیر به نام فن بیان جذاب شکل گرفت.
نگرش معلمان نسبت به برنامه درسی تربیت اخلاق فردی دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آموزه های اسلامی مراد از تربیت اخلاقی گسترش دانش بایدها و نبایدهای انسان است تا برای رفتار بر اساس دانش ترغیب شود. این پژوهش با هدف شناسایی نگرش معلمان نسبت به برنامه درسی تربیت اخلاق فردی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی پیمایشی و بر اساس داده های کمی انجام گرفت. جامعه آماری را معلمان دوره متوسطه دارای ده سال سابقه تدریس در رشته های برنامه ریزی درسی، معارف اسلامی و الهیات در شهرهای خمین و اراک در سال ۱۴۰۰ تشکیل دادند. حجم نمونه به موجب جدول نمونه گیری مورگان ۱۰۳ نفر بود که به روش سهمیه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه نظرسنجی معلمان بود که از روایی و پایایی با ضرایب بالای 70/0 برخوردار بود. روش تحلیل داده ها بهره برداری از شاخص های آمار توصیفی، آزمون فریدمن و نرم افزار SPSS بود. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که برای طراحی این برنامه درسی به نیازهای سنی، فردی، پایش رفتار فردی، باور به ارزش های اخلاقی و آراسته شدن به صفات اخلاقی فراگیران پرداخته بودند. معلمان برای طراحی اهداف آموزشی، توجه به مؤلفه های جامعه شناختی میراث فرهنگی، تجارب ملی، نیازهای حال و آینده، واقعیت های کنونی و پاسخ به مسائل محیط تربیتی را لازم دانسته بودند. آن ها بر عناصر برنامه درسی تأکید و اولویت های آن را انعکاس داده بودند.
زنان در گفتمان رهبری و مدیریت آموزشی
حوزههای تخصصی:
رهبری، مفهومی محوری در نظریه های مربوط به عملکرد سازمان هایی مانند مدارس و بوروکراسی های آموزشی است، اما اخیراً به دلیل کوری جنسیتی، عادت واره های جنسیتی، پیامدهای تقسیم کار جنسیتی و سلسله مراتبی، در سطوح مختلف، بسیاری از مفاهیم مدیریت آموزشی با دیدگاه ها و پرسش های انتقادی مواجه شده است. این انتقادها بر ادعاهای دانش و رویکردهای پژوهشی پوزیتیویستی است که فرض جهان شمولی تجربه مردانه را به تصویر می کشند. این الگوها در طول دهه 1970 و اوایل دهه 1980 موجب شکل گیری سیاست های مداخله گرایانه لیبرال در مورد فرصت های برابر شده بود. چنین سیاست هایی بر اساس نظریه اجتماعی شدن نقش جنسیتی بنا شده و به دنبال تسهیل پذیرش «نقش های رهبری توسط زنان» در مدارس بودند تا تعادل جنسیتی عادلانه تری ایجاد کنند؛ اما کاهش زنان در چنین موقعیت هایی در این دوره نشان می دهد که مسئله پیچیده تر از صرفاً اطلاعات آماری است. این مقاله براساس رویکرد پژوهش نظری با بازسازی مفهوم فمینیستی رهبری آموزشی، موفقیت ها و ناکامی های زنان در این عرصه در مقابله با قدرت های چندجهته و چندوجهه را مورد بررسی قرار می دهد. این مطالعه، با نگاهی انتقادی به گفتمان زنان در رهبری و مدیریت آموزشی، چارچوبی را برای ذینفعان جهت درک و حمایت از رهبران زن ارائه می دهد. یافته ها، نیاز به سیاست های هدفمند و تغییرات نهادی برای تقویت برابری جنسیتی در نقش های رهبری را برجسته می کند.
The comparative effect of gamified and non-gamified flipped classrooms on Iranian EFL learners’ grammar(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
1 - 25
حوزههای تخصصی:
This quasi-experimental research investigated the comparative effects of gamified versus non-gamified flipped classrooms on the grammar proficiency of Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners, with a focus on the acquisition of past tenses. Sixty intermediate-level EFL learners (aged 12–15) were selected non-randomly from a pool of 90 students based on their scores on the Cambridge Preliminary English Test. The participants were randomly assigned into two experimental groups: one experienced a gamified flipped classroom and the other a non-gamified flipped classroom. Both groups received instruction on English past tenses through pre-class videos and in-class activities over 12 sessions. The gamified group used game-based platforms, while the non-gamified group followed traditional methods. Grammar pre-test and post-test were administered to assess learning outcomes. Analysis using one-way ANCOVA revealed that gamified flipped classroom group significantly outperformed the non-gamified group in acquiring English past tenses. The findings suggest that integrating gamification into flipped classroom models can significantly enhance acquisition of past tenses among EFL students. These results hold implications for EFL educators, curriculum designers, and policymakers seeking to adopt engaging and effective instructional strategies.
Leveraging artificial intelligence for vocabulary development: Effects on recall and retention in English for specific purposes contexts(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
52 - 76
حوزههای تخصصی:
English for Specific Purposes (ESP) education has gained prominence as a specialized field designed to address the distinct linguistic needs of learners. Although AI-enhanced instruction has been investigated within general English language learning, its implementation in ESP contexts particularly concerning vocabulary recall and retention has remained insufficiently explored. This study sought to evaluate the impact of AI-supported instruction on vocabulary recall and retention among Iranian ESP learners. Based on non-random convenience sampling, a total of 48 undergraduate students in an ESP course from a university in a southeastern province in Iran participated in the present quasi-experimental study. The participants were non-randomly assigned into two different groups: an experimental group (n=24) receiving AI-powered vocabulary instruction through Diffit, and a control group (n=24) receiving traditional print-based vocabulary instruction. Data were collected during a twelve-week intervention through AI-powered instruction of ESP vocabulary. To address the research questions, a univariate repeated measures analysis of covariate (ANCOVA) was employed. Findings revealed that AI-enhanced instruction significantly improved vocabulary recall and retention among ESP learners. The results offer robust evidence supporting the efficacy of AI-based instructional approaches in enhancing vocabulary learning outcomes within ESP settings.
تحلیل و تبیین شاخصه های معلمی استاد مطهری به عنوان الگوی معلم تراز سند تحول بنیادین آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 124
حوزههای تخصصی:
استاد مرتضی مطهری یکی از مهم ترین شخصت های تأثیرگذار فرهنگی دوران معاصر است. کنکاش در ابعاد شخصیت و منش تدریس و تحقیق این استاد محقق می تواند ابعادی از الگوی معلم تراز نظام تعلیم و تربیت اسلامی را ترسیم کند. در این راستا، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، و با تکیه بر یادنامه هایی که مجموعه ای از خاطرات خانواده، شاگردان و دوستان استاد است و با مراجعه به برخی آثار قلمی ایشان انجام شده است. مطلوب نظام تربیتی اسلام و سند تحول، تربیت معلم هدایت گر و تأثیرگذار در همه ابعاد شخصیتی است. رسیدن به چنین هدفی مستلزم توجه خاص به رشد معنوی و حرفه ای معلمین است. برنامه ریزی این مهم مستلزم ارائه و معرفی الگوهای عملی است. شخصیت و آثار استاد مطهری نشان می دهد که او الگویی مناسب است که به دلیل نزدیکی به زمان حال، می توان با تحلیل ابعاد مختلف شخصیت وی، نکات برجسته ای را برای تربیت معلمین مورد بهره برداری عملی قرارداد. ویژگی های اخلاقی استاد مطهری در اخلاص و تقید به شریعت، به همراه نظم، صبوری، مهربانی و سعه صدر در کنار علم عمیق، ارائه کاربردی مطالب مطابق با نیاز مخاطب و رعایت ظرافت های تدریس جذاب، مهم ترین نکات منش آموزشی استاد است و در حوزه پژوهش، پیوستگی و عمق تحقیقات به همراه حریت و آزادگی قلم و جهت داری و مسئله محوری، مهم ترین اصول توفیق و موفقیت پژوهشگری و رمز ماندگاری آثار استاد مطهری است.
تحلیل پدیدارشناسانه تجارب زیسته معلمان ابتدایی از کاربرد بازی و معما در آموزش ریاضیات
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته معلمان ابتدایی از کاربرد بازی و معما در آموزش ریاضیات انجام شد. رویکرد پژوهش، کیفی با روش پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان بالقوه این پژوهش، معلمان ابتدایی شهرستان پاسارگاد بودند که از میان آن ها، 14 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. اعتبار داده ها با بهره گیری از ملاک های اعتمادپذیری، انتقال پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های پژوهش منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل "تسهیل در تحقق اهداف آموزش ریاضی"، "کمک به ایفای بهتر نقش معلمی"، "استفاده بهینه از ابزار و امکانات"، "چالش های موجود" و "راهکارها و پیشنهادها" شد. با تحلیل مضامین استخراج شده می توان دریافت که علی رغم تجارب غنی مشارکت-کنندگان درخصوص روش تدریس مبتنی بر بازی در آموزش ریاضی، متأسفانه معما برای برنامه-ریزان و مؤلفان کتب درسی، معلمان، والدین و دانش آموزان در اولویت نبوده و بیشتر جنبه سرگرمی دارد. لازم است برنامه ریزان آموزشی اقداماتی جهت تقویت جایگاه معما در آموزش ریاضی و ایجاد سایت های داخلی طراحی معماها و بازی های آموزشی را در دستور کار خود قراردهند.
واکاوی دلایل ضعف عمومی دانش آموزان دوره دوم متوسطه در تشخیص و فهم علم بیان در متون ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های ضعف عمومی دانش آموزان در تشخیص و فهم عناصر علم بیان در متون ادبی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و بر اساس نوع داده ها آمیخته اکتشافی بود که به شیوه متوالی (کیفی - کمّی) انجام شد. جامعه آماری در مرحله کیفی شامل دبیران ادبیات فارسی بود. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری (10 نفر) انتخاب شدند، برای جمع آوری داده ها در این بخش، از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا (کد گذاری باز، محوری و انتخابی) انجام شد. روایی، از طریق خود بازبینی محقق و پایایی نیز از طریق شاخص تکرارپذیری تائید شد. جامعه آماری در بخش کمّی، شامل دبیران ادبیات فارسی و علوم و فنون شهرستان آبیک در سال تحصیلی 1403-1402 و دانش آموزان پایه یازدهم رشته علوم انسانی بود؛ نمونه آماری دبیران به صورت تمام شمار 20 نفر و نمونه دانش آموزان با استفاده از جدول کرجسی- مورگان (تعداد 210 نفر) و به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته 35 سؤالی بود که روایی آن از طریق روایی صوری و پایایی از روش همسانی درونی آلفای کرانباخ به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون تی) استفاده شد یافته ها نشان داد که ضعف های عمومی دانش آموزان در تشخیص و فهم «علم بیان» در متون ادبی در سه دسته (ساختاری، فرآیندی و محتوایی) شناسایی گردید.
واکاوی فرایندها و دلالت های گسترش استفاده از کتاب های کمک درسی: تحلیلی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
63 - 84
حوزههای تخصصی:
با گسترش استفاده دانش آموزان از کتاب های کمک درسی این سؤال اساسی مطرح می شود که فرایندها و دلالت های استفاده از این کتاب ها چگونه است. همچنین، چرا در کنار کتاب های درسی اصلی آموزش وپرورش، دانش آموزان و حتی معلمان از کتاب های کمک درسی استفاده می کنند. هدف این پژوهش کاربردی و رویکرد آن داده بنیاد است. داده ها از طریق مصاحبه با معلمان و مدیران شاغل در آموزش وپرورش و نیز متخصصان و مؤلفان استان های گوناگون ایران گردآوری شده است. این گروه ها درمجموع جامعه پژوهش را تشکیل دادند. انتخاب نمونه ها در جامعه معلمان و مدیران با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در گروه متخصصان و مؤلفان از روش گلوله برفی بوده است. کل مشارکت کنندگان در پژوهش 27 نفر بوده اند. یافته های این پژوهش براساس چهارچوب نظام مند اشتراوس و کوربین مقوله بندی و تحلیل شد. نتایج نشان داد در شرایط علّی مقولات اقتصادی، فردی، اجتماعی و آموزشی و در شرایط زمینه ای مقولات نظارت ضعیف، هماهنگ نبودن بخش های متولی، ضعف قانون گذاری و تعارض منافع داخل سازمانی و در شرایط مداخله گر مقولات نگرانی خانواده ها، نیاز به تکمیل فرایند یادگیری، توقعات سطحی، درنهایت به استفاده از کتاب های کمک درسی منجر شده اند. راهبردهای پاسخ گویان به منظور به کارگیری کتاب های کمک درسی عبارت اند از: ارزیابی فردی از کتاب کمک درسی، تغییر فرایند ارزشیابی، توجه به سطوح مختلف دانش آموزان. درنهایت، پیامدهایی همچون نگاه بازاری به جای نگاه فرهنگی، غلبه ابزار بر اهداف آموزشی و سطحی شدن تدریس در فرایند استفاده از کتاب های کمک درسی به وسیله پاسخ گویان ادراک شدند. همچنین، نتایج نشان داد ضعف بسندگی آموزش و منفعت گرایی هسته مرکزی دلالت های استفاده از کتاب های کمک درسی را تبیین می کند.
تعلق خاطر دانشجومعلمان به دانشگاه فرهنگیان و نقش آن در شکل گیری تربیت اجتماعی و هویت حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تعلق خاطر دانشجومعلمان به دانشگاه فرهنگیان بر تربیت اجتماعی و نقش آن در شکل گیری هویت حرفه ای معلمان انجام شده است. این مطالعه تلاش دارد نشان دهد که احساس تعلق چگونه می تواند عاملی مؤثر در ارتقای مشارکت اجتماعی، درونی سازی ارزش های تربیتی، و توسعه نگرش های حرفه ای معلمان آینده باشد.روش: پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. داده ها از طریق دو پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد: پرسش نامه تعلق خاطر با ۳۱ گویه در ۶ بعد (حمایت استادان و مسئولین، مشارکت در دانشگاه، رعایت احترام و عدالت، احساس مثبت، تعلق فردی، مشارکت علمی) و پرسش نامه تربیت اجتماعی با ۱۲ گویه در ۳ بعد (مشارکت اجتماعی، درونی سازی ارزش ها، تفکر انتقادی). روایی ابزارها با استفاده از روایی محتوا و سازه و پایایی آن ها با ضریب آلفای کرونباخ (۰.۸۴ و ۰.۸۱) تأیید شد. جامعه آماری شامل ۲۵۵۸ نفر از دانشجومعلمان ورودی های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی بود و نمونه ای به تعداد ۳۳۴ نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد.یافته ها: نتایج نشان داد تعلق خاطر به دانشگاه هم به صورت مستقیم و هم از طریق تربیت اجتماعی، تأثیر معناداری بر هویت حرفه ای دارد. مسیر میانجی تربیت اجتماعی نقش کلیدی در انتقال اثر تعلق خاطر ایفا می کند. همچنین، حمایت استادان، مشارکت علمی و احساس مثبت به دانشگاه از عوامل مؤثر در ارتقای تربیت اجتماعی و هویت حرفه ای بودند.نتیجه گیری: تقویت هویت حرفه ای و تربیت اجتماعی مستلزم ایجاد محیط دانشگاهی پویا، اخلاق محور و مشارکتی است.
The Impact of Task-Based Assessment on Iranian Male and Female EFL Learners’ Idiomatic Knowledge
حوزههای تخصصی:
Task-based language assessment (TBLA) is a framework for language testing that takes the task as the fundamental unit for assessment and testing. This study was designed to investigate the impact of TBLA on Iranian Male and Female EFL learners’ idiomatic knowledge. To fulfill the objective, 40 learners ranging from 18 to 25 in age and studying at Bayan English Institute in Rasht, Iran, were selected from among 100 participants based on their performance on quick placement test (QPT). The study employed a true-experimental design in which the participants were randomly assigned to two experimental groups and two control groups. First, a pretest of idioms was administered. Then, the experimental groups received a sixteen-session treatment that was the treatment of Task-Based Assessment. Meanwhile, the control groups received a sixteen-session placebo. A posttest of idioms was then administered to all the participants. The use of UNIANOVA revealed that the experimental groups outperformed the control groups in learning idioms. Based on the findings of the present study, all stakeholders, particularly material developers and teachers are proposed to include idioms in language teaching so that remarkable opportunities for improving idiomatic knowledge among learners would be provided.