تحلیل پدیدارشناسانه تجارب زیسته معلمان ابتدایی از کاربرد بازی و معما در آموزش ریاضیات
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته معلمان ابتدایی از کاربرد بازی و معما در آموزش ریاضیات انجام شد. رویکرد پژوهش، کیفی با روش پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان بالقوه این پژوهش، معلمان ابتدایی شهرستان پاسارگاد بودند که از میان آن ها، 14 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. اعتبار داده ها با بهره گیری از ملاک های اعتمادپذیری، انتقال پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های پژوهش منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل "تسهیل در تحقق اهداف آموزش ریاضی"، "کمک به ایفای بهتر نقش معلمی"، "استفاده بهینه از ابزار و امکانات"، "چالش های موجود" و "راهکارها و پیشنهادها" شد. با تحلیل مضامین استخراج شده می توان دریافت که علی رغم تجارب غنی مشارکت-کنندگان درخصوص روش تدریس مبتنی بر بازی در آموزش ریاضی، متأسفانه معما برای برنامه-ریزان و مؤلفان کتب درسی، معلمان، والدین و دانش آموزان در اولویت نبوده و بیشتر جنبه سرگرمی دارد. لازم است برنامه ریزان آموزشی اقداماتی جهت تقویت جایگاه معما در آموزش ریاضی و ایجاد سایت های داخلی طراحی معماها و بازی های آموزشی را در دستور کار خود قراردهند.