فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
27-35
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the effectiveness of play therapy in improving sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities. A randomized controlled trial was conducted with 30 adolescents aged 12 to 17 years, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) receiving eight 90-minute sessions of play therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Sensory processing and distress tolerance were assessed at baseline, post-intervention, and five-month follow-up using standardized measures. Data analysis was performed using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate within-group and between-group differences over time. The results indicated a significant main effect of time for both sensory processing (F(2, 84) = 92.32, p < 0.001) and distress tolerance (F(2, 84) = 111.60, p < 0.001), demonstrating substantial improvements across timepoints. The intervention group showed a notable increase in sensory processing scores from baseline (M = 48.72, SD = 5.91) to post-intervention (M = 64.15, SD = 6.38) and follow-up (M = 69.03, SD = 5.79), whereas the control group exhibited minimal change. Similarly, distress tolerance scores improved significantly in the intervention group (baseline: M = 42.85, SD = 6.27; post-intervention: M = 58.74, SD = 5.69; follow-up: M = 63.92, SD = 6.08), with no substantial improvement in the control group. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant pairwise differences between baseline and subsequent assessments. Play therapy was found to be an effective intervention for enhancing sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities, with improvements sustained at follow-up. These findings suggest that play-based interventions can be a valuable therapeutic approach for promoting sensory integration and emotional regulation in this population.
بررسی محتوای کتاب درسی جامعه شناسی دوره متوسطه از دیدگاه دانشجویان آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محتوای کتاب های درسی، یکی از عناصر اساسی برنامه درسی است. در صورتی که انتخاب و سازماندهی محتوای کتاب های درسی متناسب با نیازهای فراگیران و ضرورت های اجتماعی انجام نشود، موجب عدم موفقیت برنامه درسی در نظام آموزشی می شود. هدف این مقاله، بررسی مسائل و مشکلات محتوای درس جامعه شناسی در دوره های دهم، یازدهم و دوازدهم متوسطه از دیدگاه دانشجویان آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان است. روش تحقیق از نوع کیفی بوده و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر است. دانشجو معلمان رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر، ورودی سال 1401 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، 28 نفر تعیین شدند. تعداد نمونه ها بر اساس اصل اشباع نظری مشخص گردیدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و روش تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون است. پس از پیاده سازی مصاحبه ها، روایت های دانشجو معلمان کدگذاری و مضمون سازی شدند. تجربیات دانشجویان از مسائل مرتبط با محتوای درس جامعه شناسی در پنج مضمون: بی ارتباط با واقعیت های اجتماعی، دشوار و انتزاعی، سوگیری ایدئولوژیک به غرب، کاربردی نبودن و فعالیت های تکمیلی نامناسب دسته بندی شدند.
چارچوب مفهومی آمایه های ذهنیِ مدیران مدارس مبتنی بر سیره انبیا در قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
125 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی آمایه های ذهنی مدیران مدارس براساس سیره انبیا در قرآن کریم است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، 121 آیه قرآن مرتبط با رفتار و گفتار چهار پیامبر الهی (یوسف(ع)، موسی(ع)، داوود(ع) و سلیمان(ع)) تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد آمایه های ذهنی مدیران در پنج دسته مقوله اصلی، شامل آمایه های ذهنی «اعتقادبنیاد»، «انسان بنیاد»، «پیوندبنیاد»، «جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد»، طبقه بندی می شوند. «آمایه های ذهنی اعتقادبنیاد» مولد تمام افعال و اقدامات سازمانی است و «آمایه های ذهنی انسان بنیاد» و «پیوندبنیاد» سبب ایجاد رویکرد متفاوتی نسبت به خود مدیر، کارکنان، متربیان و ذی نفعان در فرایندهای سازمان آموزشی و روابط انسانی می شود. «آمایه های ذهنی جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد» نیز نقش بسزایی در برنامه ریزی و نظارت خواهند داشت. چارچوب مفهومی حاصل، به عنوان ابزاری برای بهبود رهبری و مدیریت در نظام آموزشی، بر اهمیت توجه به نگرش توحیدی و انسان محور در تصمیم گیری و مدیریت روابط انسانی تأکید دارد. این چارچوب می تواند به حل چالش هایی نظیر مقاومت در برابر تغییر و ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند.
نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه تربیت اخلاقی با تفکر انتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه اول نورآباد ممسنی
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در دنیای امروز، توسعه مهارت های تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که این دو مهارت نقش مؤثری در رشد فکری، رفتاری و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. علاوه بر این، هوش معنوی که به عنوان توانایی درک معانی و ارزش های عمیقتر زندگی تعریف میشود، میتواند به عنوان عاملی واسطه ای در تقویت ارتباط میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی عمل نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه بین تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر نورآباد ممسنی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه نورآباد (1500 نفر) در سال تحصیلی 1403-1404 بود. حجم نمونه 310 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش از نظر پایایی دارای ضریب آلفای کرونباخ معناداری برای متغیرهای هوش معنوی (0.93)، تربیت اخلاقی (0.79) و تفکر انتقادی (0.79) بودند. یافته ها نشان دادند بین هوش معنوی و تفکر انتقادی، هوش معنوی و تربیت اخلاقی، و تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی روابط معناداری وجود دارد. یافته ها: همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد هوش معنوی نقش واسطه ای معناداری در رابطه میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دارد. نتیجه گیری این است که هوش معنوی به عنوان عاملی واسطه ای می تواند اثر تربیت اخلاقی بر تفکر انتقادی را تقویت نماید. نتیجه گیری: تربیت اخلاقی زمانی می تواند بیشترین اثرگذاری را بر پرورش تفکر انتقادی داشته باشد که با تقویت هوش معنوی همراه شود. بنابراین، هوش معنوی به عنوان یک متغیر میانجی، توانایی افزایش اثرگذاری تربیت اخلاقی بر بهبود تفکر انتقادی را دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی مورد توجه قرار گیرد.
ارائه مدلی از عوامل مؤثر بر سواد مالی دانش آموزان پایه نهم: مطالعه ای کیفی بر اساس دیدگاه دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی از عوامل مؤثر بر سواد مالی دانش آموزان پایه نهم انجام گرفت. براساس این هدف، گردآوری داده ها با رویکرد کیفی، مبتنی بر نظریه داده بنیاد صورت گرفت. شرکت کنندگان از بین دانش آموزان پایه نهم شهر اصفهان و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند و بعداز مصاحبه با 14 دانش آموز، اشباع نظری حاصل گردید. تجزیه وتحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها، با استفاده از فرایند کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، انجام گرفت. جهت حصول اطمینان از کیفیت پژوهش و اعتباریابی یافته ها از راهبردهای بازبینی، ارزیابی و تأیید داده ها توسط صاحب نظران استفاده شد. براساس دیدگاه دانش آموزان پایه نهم، دسته بندی مقوله ها و زیرمقوله ها در دو دسته کلی عوامل درونی و عوامل بیرونی انجام گرفت. عوامل درونی شامل زیرمقوله های دانش مالی، انگیزش، فراشناخت، مهارت حل مسئله و باورها بودند و زیرمقوله های جامعه، محیط آموزشی و خانواده در دسته عوامل بیرونی مؤثر بر سواد مالی دانش آموزان پایه نهم قرار گرفتند. در نهایت و به عنوان یافته کلی پژوهش، مدل نظری عوامل مؤثر بر سواد مالی دانش آموزان تدوین و ارائه گردید. امید است واکاوی این عوامل، راهکارهای مناسبی در جهت ارتقای سطح سواد مالی دانش آموزان، پیشِ روی برنامه ریزان آموزشی قرار دهد.
اثربخشی آموزش زبان به روش هوش مصنوعی با روش رایج بر میزان یادگیری در بین زبان آموزان مبتدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش زبان انگلیسی به روش هوش مصنوعی با روش رایج بر میزان یادگیری در بین زبان آموزان مبتدی پرداخته است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع داده ها، کمی بوده و با استفاده از روش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، زبان آموز زبان انگلیسی یک موسسه زبان غیردولتی بود که نمونه آماری این پژوهش 46 نفر بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس در گروه آزمایش (23 نفر) و گروه کنترل (23 نفر) قرار داده شدند. گروه آزمایش در طی دوره آموزش از هوش مصنوعی ChatGPT استفاده کردند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسش نامه CEFR انجام پذیرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام پذیرفت. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش زبان به روش هوش مصنوعی با روش رایج بر میزان یادگیری در بین زبان آموزان مبتدی موثر بوده است. به عبارت دیگر، آموزش زبان به روش هوش مصنوعی باعث افزایش نمرات مهارت های چهارگانه زبان آموزان مبتدی شد.
بررسی قابلیت های هوش مصنوعی در فرآیند شخصی سازی آموزش، ارتقای کیفیت یادگیری و توسعه مهارت های قرن بیست و یکم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
69 - 98
حوزههای تخصصی:
عصر فناوری اطلاعات و ظهور هوش مصنوعی بر ابعاد مختلف اجتماع تأثیر گذاشته است. یکی از این ابعاد، آموزش و یادگیری است. یادگیری هوشمند در جوامع مختلف نتایج چشمگیری داشته است. هدف این پژوهش، بررسی نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش بود. بستر ارتقای کیفیت یادگیری و توسعه مهارت های قرن ۲۱ نیز بررسی شد. در این پژوهش از مطالعات فارسی و انگلیسی مرتبط استفاده شد. نتایج نشان داد هوش مصنوعی از الگوریتم های پیچیده استفاده می کند. این فناوری شیوه های ارزیابی و محیط یادگیری را تغییر می دهد. این تغییرات موجب بهبود شخصی سازی آموزش می شود. هوش مصنوعی محیط های یادگیری تعاملی ایجاد می کند و سکوهای یادگیری مشارکتی را ممکن می سازد و مهارت های قرن ۲۱ را در فراگیران توسعه می دهد. با توجه به یافته ها، استفاده از هوش مصنوعی در آموزش توصیه می شود. در این راستا، برنامه های مبتنی بر هوش مصنوعی باید تدوین شود و مهارت های فنی و سبک های یادگیری شخصی باید تقویت شود. علاوه بر این، پژوهش حاضر نشان می دهد که ادغام هوش مصنوعی در نظام آموزشی نیازمند زیرساخت های فنی مناسب است. همچنین، ایجاد دستورالعمل های اخلاقی برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و حفظ حریم خصوصی داده های فراگیران از ضروریات پیاده سازی موفق این فناوری در عرصه آموزش محسوب می شود چرا که تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری، و ارتباطات را بهبود بخشیده و رشد چندبعدی فراگیران را با توجه به برهه دیجیتال کنونی به همراه دارد.
چالش های اولویت دار آموزش منابع انسانی در حوزۀ مهندسی، در دورۀ انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
1 - 22
حوزههای تخصصی:
تغییرات فناورانه سریع انقلاب صنعتی چهارم به تحولات اجتماعی و اقتصادی انجامیده و دنیای کار را به شدت تغییر داده است. ماهیت متحول کننده آن پیامدهایی برای دانشگاه ها، قابلیت اشتغال فارغ التحصیلان و همچنین محیط کار داشته است و منجر به شکاف بین آنچه در دانشگاه ها مطالعه می شود و مجموعه مهارت های موردنیاز محیط کار شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انقلاب صنعتی چهارم بر آموزش در حوزه مهندسی بوده است. برای تحقق این هدف، روش سوارا فازی، برای وزن دهی و تعیین میزان اهمیت مشکلات آموزشی، و روش آراس فازی، به منظور اولویت بندی مشکلات شناسایی شده، به کار رفته است. نتایجْ برتری روش پیشنهادی را بر روش های دیگر نشان داد. ضعف طراحی محتوای آموزشی و انطباق نداشتن دانشگاه ها چالش های پُرخطر و نیازمند اقدام فوری شناسایی شدند. علاوه براین، راهکارهایی، مانند بهبود کیفیت برنامه درسی، ترویج برنامه های تبادل دانشجو با دانشگاه های پیشرو، و تولید بومی فناوری، برای رفع مشکلات پیشنهاد شد. یافته های مطالعه حاضر به توسعه شیوه های بهتر، برای پُرکردن شکاف مهارتی و تجهیز دانشجویان به مهارت های موردنیاز در نقش های فعلی و آتی، کمک می کند.
اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش-آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری بود. این پژوهش کاربردی، روش گردآوری داده ها میدانی و از نظر روش اجرا غیر توصیفی از نوع نیمه آزمایشی با طرح (پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه سوم ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 4500 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 57 نفر (دو گروه 28 و 29 نفره آزمایش و گواه) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین دریافت کرد، اما گروه گواه هیچ گونه برنامه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد کارآفرینی اجتماعی عباس عرب (1390) بود. روایی این پرسش نامه ها توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ (89/0 صدم) محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کولموگروف اسمیرنوف، کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره) با استفاده از نرم افزار SPSS25 انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری تأثیر دارد.
بررسی رابطه فلات زدگی شغلی و پنهان سازی دانش از دیدگاه اخلاقی: نقش واسطه ای بی اعتمادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
182 - 202
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه فلات زدگی شغلی و پنهان سازی دانش از دیدگاه اخلاقی: با نقش واسطه ای بی اعتمادی بود. روش شناسی پژوهش : روش انجام پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد که از آزمون مدل معادلات ساختاری و برآوردهای بیشینه درست نمایی با تعدیل چولگی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری در نظر گرفته شد که در نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به خدمت بودند. نمونه آماری پژوهش با استفاده از روش تصادفی طبقه ای و طبق جدول مورگان، تعداد 232 نفر تخمین زده شد. برای برآورد اعتبار مقدماتی پرسشنامه های فلات زدگی شغلی، پنهان سازی دانش و بی اعتمادی، یک نمونه اولیه شامل 40 نفر مورد آزمون قرار گرفت. روایی محتوایی پرسشنامه ها از نظر اساتید و کارشناسان مثبت ارزیابی گردید؛ همچنین، میزان پایایی به واسطه ی ضریب آلفای کرونباخ برای سوالات متغیر ها به ترتیب، 95/0 برای فلات زدگی شغلی، 97/0 برای پنهان سازی دانش و 95/0 برای بی اعتمادی بدست آمد. یافته ها : مطابق با یافته های این پژوهش، فلات زدگی شغلی هم به شکل مستقیم و هم به شکل غیر مستقیم، به واسطه بی اعتمادی در سطح معناداری 001/0 نقش ویژه ای در میزان پنهان سازی دانش کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری دارد. بحث و نتیجه گیری: مدیران و برنامه ریزان موسسات آموزش عالی می توانند از نتایج پژوهش حاضر در به کار گیری برنامه ها و راهبرد های ویژه در جهت کاهش پنهان سازی دانش و ابعاد و عوامل موثر بر آن، نهادینه کردن اشتراک دانش در فرهنگ های سازمانی دانشگاه ها و کاهش بی اعتمادی و فلات زدگی در بین کارکنان استفاده نمایند.
مؤلفه های هویت ملی به روایت کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
47 - 60
حوزههای تخصصی:
هویت ملی یکی از مقوله های مهم در برنامه ریزی توسعه کشور است. حفظ و بازتولید آن از مهم ترین نقش های آموزش و پرورش رسمی به شمار می آید. هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای برنامه درسی دوره ابتدایی بر مبنای مولفه های هویت ملی است. روش تحقیق،تحلیل محتوی کیفی و واحد تحلیل، مفاهیم و مضامین بود. جامعه آماری پژوهش کتاب های درسی دوره ابتدایی و نمونه آماری پژوهش به شیوه هدفمند از نوع موارد مطلوب، شامل محتوی کتاب های مطالعات اجتماعی بوده است.مولفه های پژوهش شامل: نماد، ارزش، میراث فرهنگی، مشاهیر و شخصیت ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد، که محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی پایه چهارم، پنجم و ششم، مولفه های ارزش ها و نماد، را به درستی بازتولید نموده؛ اما درباره دو مولفه میراث فرهنگی و مشاهیر و شخصیت ها، محتوای کتاب ها به خوبی نتوانسته این دو مولفه را در راستای تحکیم هویت ملی دانش آموزان بازتولید نماید.لذا برنامه درسی به یک بازنگری اساسی برمبنای مولفه های هویت ملی نیاز دارد. چون دوره آموزش ابتدایی اساس دوره های بالاتر دانش آموزان است، بهتراست آموزش مفاهیم حتی اگر بسیار اندک ازاین دوره آغاز و در دوره های بالاتر تکمیل گردد.دراین راستا، توجه کردن و لحاظ کردن مولفه های مغفول به صورتی دقیق و درست در کتب درسی با هدف تحکیم هویت ملی دانش آموزان دوره ابتدایی پبشنهاد می شود.
واکاوی موضع گیری دیدگاه های فلسفی پیرامون مفهوم صدای دانش آموز در برنامه درسی و استخراج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مبانی تعلیم و تربیت سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل مفهوم صدای دانش آموز از منظر دیدگاه های مختلف فلسفه تربیت می پردازد و در پی آن است که موضع گیری آنها را با مفروضه های مفهوم صدای دانش آموز سنجیده و دیدگاهی منطبق با مفروضه های صدای دانش آموز انتخاب نماید. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نقد فلسفی انجام شد. یافته ها نشان می دهد که هر یک از رویکردهای فلسفی (اگزیستانسیالیسم، پراگماتیسم، کنش ارتباطی هابرماس، پداگوژی انتقادی، پست مدرنیسم و کنش متقابل نمادین، عاملیت) به جنبه ای از مفهوم صدای دانش آموز بیشتر توجه دارند و آن را به عنوان ابزاری برای تقویت استقلال، قدرت و مشارکت آن ها در محیط آموزشی تفسیر می کنند. بررسی این دیدگاه ها نشان می دهد که موضع گیری هر یک با مفروضه های صدای دانش آموز چگونه بوده و چطور می توانند به ارتقاء نقش صدای دانش آموز در برنامه های درسی کمک کنند. تحلیل مقایسه ای نشان داد که نظریه عاملیت به دلیل تأکید بر نقش فعال و تعاملی دانش آموز، توجه به بافت فرهنگی- اجتماعی، پویایی قدرت و اصالت فردی در بهبود یادگیری، بیشترین همخوانی با مفروضه های صدای دانش آموز را داراست. این نظریه بر توانمندسازی دانش آموزان، مشارکت دموکراتیک و ایجاد فرصت هایی برای بیان نظرات و اثرگذاری آن ها در فرآیند آموزشی تمرکز می کند.
تأثیر شخصیت پویا با نقش میانجی درگیر شدن در شغل بر شایستگی شغلی معلمان ورزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
275 - 287
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: طراحی توسعه آموزش مدرن در سیستم آموزشی باید به گونه ای باشد که پاسخگو و سازگار با تغییرات ناگهانی و بازآموزی معلمان و دانش آموزان در تمام مراحل و سطوح آموزشی باشد (Meyer & Norman, 2020)؛ لذا هدف اصلی این پژوهش مطالعه تأثیر شخصیت پویا با نقش میانجی درگیر شدن در شغل بر شایستگی شغلی معلمان ورزش بود. روش ها : . این تحقیق کاربردی با بهره گیری از روش تحقیق پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری آن شامل کلیه معلمان تربیت بدنی استان گلستان بود که 247 معلم به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسش نامه های شخصیت پویا (Parker et al., 2010)، درگیر شدن در شغل (Skas, 2006) و شایستگی شغلی (Diyanati & Erfani, 2009) بود. تحلیل داده های گردآوری شده به شکل توصیفی و استنباطی با استفاده از دو نرم افزار آماری اس پی اس اس (نسخه 25) و اسمارت پی ال اس (نسخه 4) انجام گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد اثر شخصیت پویا بر درگیر شدن در شغل معلمان ورزش مثبت و معنی دار است. همچنین نتایج مشخص نمود اثر شخصیت پویا بر شایستگی شغلی معلمان ورزش مثبت و معنی داری می باشد. در نهایت، اثر مثبت و معنی دار شخصیت پویا بر شایستگی شغلی معلمان ورزش با نقش میانجی درگیر شدن در شغل تأیید گردید. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کرد مدیران باید ویژگی های شخصیتی را در فرآیندهای استخدام و توسعه حرفه ای معلمان در نظر بگیرند تا نیروی کار آموزشی مؤثرتر و اختصاصی تری در تربیت بدنی پرورش دهند.
تحلیل تکالیف آماری در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی و متوسطه اول بر اساس چرخه حل مسئله آماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
269 - 296
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تکالیف آماری در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی و متوسطه ی اول ایران بر اساس چرخه حل مسئله آماری است. بدین منظور، تمامی تکالیف پایه دوم تا نهم استخراج و بر اساس چارچوب شش بعدی و مراحل فرایند حل مسئله آماری (تدوین پرسش، جمع آوری، تحلیل و تفسیر داده ها) تحلیل گردید. یافته ها نشان داد بیشتر تکالیف بر مرحله «تحلیل داده» متمرکز بوده و به تدوین پرسش کمتر توجه شده است. توزیع تکالیف یکنواخت نبود؛ به گونه ای که در پایه نهم هیچ تکلیف آماری وجود نداشت و پایه ششم کمترین سهم را داشت. در پایه هفتم نیز با وجود تعداد بالاتر تکالیف، مفاهیم جدیدی ارائه نشد. به طور کلی تکالیف غالباً بسته پاسخ و نیمه واقعی بوده، و انسجام و توازن لازم در مسیر رشد پیچیدگی، تنوع پاسخ و پیوند با زندگی واقعی در پایه های مختلف مشاهده نمی شود. همچنین نشانه ای از بهره گیری از فناوری مشاهده نشد. این یافته ها ضرورت بازنگری در طراحی محتوای درسی را برجسته می سازد.
رابطه بین سواد اطلاعاتی با تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
35 - 49
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی با تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل تمامی مدیران و معاونان (زن و مرد) مدارس ابتدایی شهر ملایر به تعداد 120 نفر می شده است که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس ابتدایی این شهر مشغول به خدمت بوده اند. با توجه به اندک بودن حجم جامعه، همه افراد در مطالعه شرکت داده شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس: سنجش سواد اطلاعاتی یزدانی (1392)، پرسشنامه تعهد به تغییر براتی و همکاران (1390) و پرسشنامه اشتیاق شغلی وزیرپناه (1391) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 22 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین متغیر «سواد اطلاعاتی» با متغیرهای «تعهد به تغییر» و «اشتیاق شغلی» مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0<P). همچنین معلوم شد که بیشتر مؤلفه های سواد اطلاعاتی با اکثر مؤلفه های تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی رابطه مثبت و معنادار دارند.
بررسی و تحلیل برنامه آموزشی و روش ارزشیابی دروس دین و زندگی و قرآن از دیدگاه معلمان دوره اول و دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۹۸-۸۵
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی و تحلیل برنامه آموزشی دروس دین و زندگی و قرآن با تأکید بر روش ارزشیابی و شیوه برگزاری کلاس از دیدگاه دبیران این دروس است. روش پژوهش توصیفی، از نوع زمینه یابی است. جامعه پژوهش شامل همه دبیران دروس دین و زندگی و قرآن دوره اول و دوم متوسطه شهرستان کرمانشاه بود که از میان آنها 97 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی(آزمون تی) و نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها حکایت از این دارند که روش ارزشیابی این دروس قابل تغییر است و بهترین روش ارزشیابی به صورت شفاهی و توصیفی، کیفی و کمی، کمی و کتبی است. همچنین معلمان با ارزشیابی صرفاً کمی به صورت نمره برای دروس دین و زندگی و قرآن نظر موافقی ندارند. امکان تغییر برنامه کلاسی و شیوه برگزاری این دروس وجود دارد. بهترین و مؤثرترین شکل برگزاری دروس دین و زندگی و قرآن به ترتیب به صورت ملاقات با شخصیتهای مذهبی/ دعوت از قاریان مطرح قرآن، بازدید از مساجد و مراکز مذهبی، برگزاری در نمازخانه و برگزاری در کلاس است. با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در دو عنصر روش ارزشیابی و شکل برگزاری کلاس دروس دین و زندگی و قرآن تجدیدنظر صورت گیرد. این امر ضمن آنکه کلاسها را جذاب تر و دلنشین تر می کند، سبب افزایش تأثیرگذاری آنها برای دانش آموزان می شود، چرا که اجبار و سختگیری با روحیه و اساس دین مبین اسلام همخوانی ندارد. پیامد چنین تغییراتی در برنامه آموزشی، سبب گرایش مثبت و بیشتر دانش آموزان به دروس دین و زندگی و اخلاق مداری خواهد شد.
Exploring the Psychological Impact of Virtual Learning on Students with Special Educational Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims to explore the psychological impact of virtual learning on students with special educational needs (SEN). This qualitative study utilized semi-structured interviews with 24 students with SEN recruited through online platforms. Theoretical saturation was reached, and data were analyzed using NVivo software following a thematic analysis approach. The interviews explored students’ experiences with virtual learning, including emotional responses, cognitive struggles, and social adaptation. Themes were identified through an iterative coding process, ensuring reliability and depth in capturing the psychological effects of digital education on this population. The results indicate that virtual learning has led to heightened emotional distress, including anxiety, stress, and reduced motivation, largely due to isolation and the absence of structured classroom environments. Participants reported significant cognitive challenges, such as attention difficulties, cognitive overload from digital tools, and struggles with learning retention. Socially, students experienced decreased peer interaction, communication barriers, and difficulty adapting to digital learning norms. However, some students developed coping mechanisms such as parental support and self-regulation strategies. The findings align with previous research highlighting the adverse effects of digital learning on students with disabilities, emphasizing the need for targeted interventions. The psychological impact of virtual learning on students with SEN is profound, affecting their emotional well-being, cognitive engagement, and social adaptation. While some students benefit from digital learning’s flexibility, most require additional support to mitigate stress, cognitive overload, and social isolation. Educators and policymakers must prioritize inclusive digital education strategies, enhance accessibility, and provide structured support systems to improve learning experiences for students with SEN.
سنتزپژوهی مؤلفه ها، ابعاد و چالش های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در آموزش علوم زیستی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین مؤلفه ها، ابعاد و چالش های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در علوم زیستی انجام شد. رویکرد در این پژوهش، کیفی و از نوع سنتزپژوهی بود. بدین منظور از منابع موجود در طرح های پژوهشی و مقالات موجود داخلی و خارج کشور به صورت ترکیبی و جداگانه در بازه زمانی (1390- 1402ش) (2023-2016م) استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش از طریق چک لیست محقق ساخته که از طریق جستجو با واژگان کلیدی متفاوت و مرتبط با هدف پژوهش حاضر گردآوری شدند، انجام گردید. جهت تحلیل یافته ها نیز از روش کدگذاری باز در سنتزپژوهی استفاده شد. در روند بررسی مقالات و اسناد تعداد مقالات مورد مطالعه به تعداد 70 مورد بود که با نمونه گیری هدفمند تعداد 54 مقاله ( 24 منبع داخلی و 31 منبع خارجی) به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن است که شاخص ها و مؤلفه های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در علوم زیستی دارای 20 مؤلفه و 87 شاخص است.
پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مادران کودکان کم توان ذهنی در خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان با چالش های خاصی مواجه هستند و به نظر می رسد این عوامل با کیفیت زندگی آنها ارتباط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی شهر اصفهان می شد. نمونه پژوهش شامل 65 نفر از مادران بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی، مقیاس خودکارآمدی فرزندپروری و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان می شد. داده های بهدست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی ارتباط مثبت و معنادار داشت در حالی که راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی رابطه منفی و معناداری داشت. خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی 42 درصد از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی کردند و خودکارآمدی فرزندپروری بیشترین نقش را در پیش بینی کیفیت زندگی داشت. نتیجه گیری: توجه به متغیرهای خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی کیفیت زندگی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین، توجه به این متغیرها نقشی حیاتی در پیش بینی کیفیت زندگی دارد.
بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
78 - 89
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول منطقه 6 شهر شیراز در سال تحصیلی 1403-1402. از میان جامعه آماری تعداد 30 دانش آموزان پسر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارش شدند. مداخله آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای آموزش داده شد. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه دلبستگی به خدا بک و مک دونالد (2004) و پرسشنامه آخرت نگری ابراهیمی و بهرامی (1390) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). به عبارت دیگر نمرات آزمودنی ها در پس آزمون در دلبستگی به خدا و آخرت نگری بهبود معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از این پژوهش می توان می توان پیشنهاد کرد که در سیستم آموزشی کشور طرحی ب رای آشنایی هر چه بیشتر مدیران، معلمان و دانش آموزان با محتوای هوش معنوی مبتنی بر مبنای مفاهیم قرآنی در نظر گرفته شود تا موضوع تعلیم و تربیت بر مبنای مفاهیم قرآنی در آنان درونی شود.