فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۸ مورد.
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
1 - 22
حوزههای تخصصی:
تغییرات فناورانه سریع انقلاب صنعتی چهارم به تحولات اجتماعی و اقتصادی انجامیده و دنیای کار را به شدت تغییر داده است. ماهیت متحول کننده آن پیامدهایی برای دانشگاه ها، قابلیت اشتغال فارغ التحصیلان و همچنین محیط کار داشته است و منجر به شکاف بین آنچه در دانشگاه ها مطالعه می شود و مجموعه مهارت های موردنیاز محیط کار شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انقلاب صنعتی چهارم بر آموزش در حوزه مهندسی بوده است. برای تحقق این هدف، روش سوارا فازی، برای وزن دهی و تعیین میزان اهمیت مشکلات آموزشی، و روش آراس فازی، به منظور اولویت بندی مشکلات شناسایی شده، به کار رفته است. نتایجْ برتری روش پیشنهادی را بر روش های دیگر نشان داد. ضعف طراحی محتوای آموزشی و انطباق نداشتن دانشگاه ها چالش های پُرخطر و نیازمند اقدام فوری شناسایی شدند. علاوه براین، راهکارهایی، مانند بهبود کیفیت برنامه درسی، ترویج برنامه های تبادل دانشجو با دانشگاه های پیشرو، و تولید بومی فناوری، برای رفع مشکلات پیشنهاد شد. یافته های مطالعه حاضر به توسعه شیوه های بهتر، برای پُرکردن شکاف مهارتی و تجهیز دانشجویان به مهارت های موردنیاز در نقش های فعلی و آتی، کمک می کند.
اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش-آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری بود. این پژوهش کاربردی، روش گردآوری داده ها میدانی و از نظر روش اجرا غیر توصیفی از نوع نیمه آزمایشی با طرح (پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه سوم ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 4500 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 57 نفر (دو گروه 28 و 29 نفره آزمایش و گواه) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین دریافت کرد، اما گروه گواه هیچ گونه برنامه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد کارآفرینی اجتماعی عباس عرب (1390) بود. روایی این پرسش نامه ها توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ (89/0 صدم) محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کولموگروف اسمیرنوف، کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره) با استفاده از نرم افزار SPSS25 انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری تأثیر دارد.
بررسی رابطه فلات زدگی شغلی و پنهان سازی دانش از دیدگاه اخلاقی: نقش واسطه ای بی اعتمادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
182 - 202
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه فلات زدگی شغلی و پنهان سازی دانش از دیدگاه اخلاقی: با نقش واسطه ای بی اعتمادی بود. روش شناسی پژوهش : روش انجام پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد که از آزمون مدل معادلات ساختاری و برآوردهای بیشینه درست نمایی با تعدیل چولگی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری در نظر گرفته شد که در نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به خدمت بودند. نمونه آماری پژوهش با استفاده از روش تصادفی طبقه ای و طبق جدول مورگان، تعداد 232 نفر تخمین زده شد. برای برآورد اعتبار مقدماتی پرسشنامه های فلات زدگی شغلی، پنهان سازی دانش و بی اعتمادی، یک نمونه اولیه شامل 40 نفر مورد آزمون قرار گرفت. روایی محتوایی پرسشنامه ها از نظر اساتید و کارشناسان مثبت ارزیابی گردید؛ همچنین، میزان پایایی به واسطه ی ضریب آلفای کرونباخ برای سوالات متغیر ها به ترتیب، 95/0 برای فلات زدگی شغلی، 97/0 برای پنهان سازی دانش و 95/0 برای بی اعتمادی بدست آمد. یافته ها : مطابق با یافته های این پژوهش، فلات زدگی شغلی هم به شکل مستقیم و هم به شکل غیر مستقیم، به واسطه بی اعتمادی در سطح معناداری 001/0 نقش ویژه ای در میزان پنهان سازی دانش کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری دارد. بحث و نتیجه گیری: مدیران و برنامه ریزان موسسات آموزش عالی می توانند از نتایج پژوهش حاضر در به کار گیری برنامه ها و راهبرد های ویژه در جهت کاهش پنهان سازی دانش و ابعاد و عوامل موثر بر آن، نهادینه کردن اشتراک دانش در فرهنگ های سازمانی دانشگاه ها و کاهش بی اعتمادی و فلات زدگی در بین کارکنان استفاده نمایند.
مؤلفه های هویت ملی به روایت کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
47 - 60
حوزههای تخصصی:
هویت ملی یکی از مقوله های مهم در برنامه ریزی توسعه کشور است. حفظ و بازتولید آن از مهم ترین نقش های آموزش و پرورش رسمی به شمار می آید. هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای برنامه درسی دوره ابتدایی بر مبنای مولفه های هویت ملی است. روش تحقیق،تحلیل محتوی کیفی و واحد تحلیل، مفاهیم و مضامین بود. جامعه آماری پژوهش کتاب های درسی دوره ابتدایی و نمونه آماری پژوهش به شیوه هدفمند از نوع موارد مطلوب، شامل محتوی کتاب های مطالعات اجتماعی بوده است.مولفه های پژوهش شامل: نماد، ارزش، میراث فرهنگی، مشاهیر و شخصیت ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد، که محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی پایه چهارم، پنجم و ششم، مولفه های ارزش ها و نماد، را به درستی بازتولید نموده؛ اما درباره دو مولفه میراث فرهنگی و مشاهیر و شخصیت ها، محتوای کتاب ها به خوبی نتوانسته این دو مولفه را در راستای تحکیم هویت ملی دانش آموزان بازتولید نماید.لذا برنامه درسی به یک بازنگری اساسی برمبنای مولفه های هویت ملی نیاز دارد. چون دوره آموزش ابتدایی اساس دوره های بالاتر دانش آموزان است، بهتراست آموزش مفاهیم حتی اگر بسیار اندک ازاین دوره آغاز و در دوره های بالاتر تکمیل گردد.دراین راستا، توجه کردن و لحاظ کردن مولفه های مغفول به صورتی دقیق و درست در کتب درسی با هدف تحکیم هویت ملی دانش آموزان دوره ابتدایی پبشنهاد می شود.
تحلیل تکالیف آماری در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی و متوسطه اول بر اساس چرخه حل مسئله آماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
269 - 296
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تکالیف آماری در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی و متوسطه ی اول ایران بر اساس چرخه حل مسئله آماری است. بدین منظور، تمامی تکالیف پایه دوم تا نهم استخراج و بر اساس چارچوب شش بعدی و مراحل فرایند حل مسئله آماری (تدوین پرسش، جمع آوری، تحلیل و تفسیر داده ها) تحلیل گردید. یافته ها نشان داد بیشتر تکالیف بر مرحله «تحلیل داده» متمرکز بوده و به تدوین پرسش کمتر توجه شده است. توزیع تکالیف یکنواخت نبود؛ به گونه ای که در پایه نهم هیچ تکلیف آماری وجود نداشت و پایه ششم کمترین سهم را داشت. در پایه هفتم نیز با وجود تعداد بالاتر تکالیف، مفاهیم جدیدی ارائه نشد. به طور کلی تکالیف غالباً بسته پاسخ و نیمه واقعی بوده، و انسجام و توازن لازم در مسیر رشد پیچیدگی، تنوع پاسخ و پیوند با زندگی واقعی در پایه های مختلف مشاهده نمی شود. همچنین نشانه ای از بهره گیری از فناوری مشاهده نشد. این یافته ها ضرورت بازنگری در طراحی محتوای درسی را برجسته می سازد.
رابطه بین سواد اطلاعاتی با تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
35 - 49
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی با تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل تمامی مدیران و معاونان (زن و مرد) مدارس ابتدایی شهر ملایر به تعداد 120 نفر می شده است که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس ابتدایی این شهر مشغول به خدمت بوده اند. با توجه به اندک بودن حجم جامعه، همه افراد در مطالعه شرکت داده شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس: سنجش سواد اطلاعاتی یزدانی (1392)، پرسشنامه تعهد به تغییر براتی و همکاران (1390) و پرسشنامه اشتیاق شغلی وزیرپناه (1391) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 22 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین متغیر «سواد اطلاعاتی» با متغیرهای «تعهد به تغییر» و «اشتیاق شغلی» مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0<P). همچنین معلوم شد که بیشتر مؤلفه های سواد اطلاعاتی با اکثر مؤلفه های تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی رابطه مثبت و معنادار دارند.
پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مادران کودکان کم توان ذهنی در خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان با چالش های خاصی مواجه هستند و به نظر می رسد این عوامل با کیفیت زندگی آنها ارتباط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی شهر اصفهان می شد. نمونه پژوهش شامل 65 نفر از مادران بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی، مقیاس خودکارآمدی فرزندپروری و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان می شد. داده های بهدست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی ارتباط مثبت و معنادار داشت در حالی که راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی رابطه منفی و معناداری داشت. خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی 42 درصد از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی کردند و خودکارآمدی فرزندپروری بیشترین نقش را در پیش بینی کیفیت زندگی داشت. نتیجه گیری: توجه به متغیرهای خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی کیفیت زندگی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین، توجه به این متغیرها نقشی حیاتی در پیش بینی کیفیت زندگی دارد.
Predicting Life Expectancy Based on Spiritual Health and Self-Efficacy in Students Covered by Welfare and Regular Students
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to predict life expectancy based on spiritual health and self-efficacy in students covered by welfare and regular students. This research was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of methodology. The statistical population included all female second-year vocational high school students in the academic year 2021-2022 in Torbat-e Jam, totaling 158 individuals. Among them, 79 welfare-covered students were selected using purposive sampling, and 79 regular students were chosen through convenient random sampling. The research tools included the Hope Questionnaire (Miller & Powers, 1998), the Self-Efficacy Questionnaire (Sherer & Adams, 1983), and the Spiritual Health Questionnaire (Paloutzian & Ellison, 1982). The validity of the questionnaires was content-based, and their reliability was assessed using Cronbach's alpha coefficient, yielding values of 0.90 for the Hope Questionnaire, 0.86 for Self-Efficacy, and 0.92 for Spiritual Health. The results indicated a positive and significant relationship between spiritual health and life expectancy in both welfare-covered and regular students. Additionally, the life expectancy of regular students was higher than that of welfare-covered students. There was also a positive and significant relationship between self-efficacy and life expectancy in students overall. However, while there was a significant positive relationship between self-efficacy and life expectancy in regular students, no significant relationship was found between self-efficacy and life expectancy in welfare-covered students. Among spiritual health and self-efficacy, spiritual health was a better predictor of life expectancy in welfare-covered students. Conversely, in regular students, self-efficacy played a more significant predictive role for life expectancy than spiritual health.
مفهوم تفکرانتقادی از دیدگاه فوکو و دلالت های تربیتی منتج آن (اصول و روش های تربیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
240 - 253
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، استنتاج دلالت های تربیتی مستخرج از مفهوم تفکر نقادانه میشل فوکواست. جهت دستیابی به این هدف از روش تحلیلی-استنتاجی بهره گرفته شده است. فوکو به عنوان یک نظریه پرداز پست مدرن نگاهی نقادانه به مسائل دارد که آنها چگونه شکل گرفته اند؛ بر اثر چه نیازهایی به وجود آمده اند؛ و چگونه تغییر یافته و جابه جا شده اند. مفهوم تفکرنقادانه از منظر فوکو رد هرگونه کلیت است و نقادی را از طریق شالوده شکنی ممکن می داند. شرط لازم برای نقد مسائل فرهنگی و اجتماعی نزد فوکو بازآفرینی است؛ فوکو در ارتباط با پرورش تفکر نقادانه بر شرایط موجد اندیشه که در ساخت تجربه ذهنی با گفتمان دارد تأکید می نماید.در زمینه مفهوم تفکر نقادانه در تعلیم و تربیت، فوکو تأکید بسیاری بر تربیت فراگیر نقاد توسط معلمانی با ذهن خلاق دارد به طوری که بتوانند متون و برنامه درسی را همچون مسائل اجتماعی خود با توجه به فرهنگ دیگری نقد و تفسیر نمایند. براساس اصول به دست آمده از اندیشه های فوکو در جامعه تکثرگرای امروزی فراگیران نیاز به توانایی هایی دارند که بتوانند روابط دیدگاه های مختلف در باره مسائل پیچیده را ارزیابی کنند و در تصمیم گیری های اجتماعی سهیم باشند. از دیدگاه فوکو باید به دانش آموزان فرصت داده شود تا ظرفیت نقادانه خود را افزایش دهند و چنین ظرفیتی را برای مبارزه و تغییر صور سیاسی و اجتماعی موجود به جای سازگاری صرف با آنها گسترش دهند. دراین راستا پژوهش حاضر با کشف مفهوم تفکر انتقادی ازمنظر فوکو به استنتاج دلالت های تربیتی برخاسته از این مفهوم وی و با بهره گیری از الگوی فرانکنا پرداخته است.
چالش ها و راهکار های آموزش مهارت های اجتماعی به دانش آموزان ابتدایی از منظر معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
87 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش ها و راهکارهای آموزش مهارت های اجتماعی در مدارس ابتدایی شهرستان لردگان انجام شد. این پژوهش، به صورت مطالعه ای کیفی از نوع تحلیل استقرایی با نظام کدگذاری طراحی و اجرا شد. مشارکت کنندگان این پژوهش 16 نفر از آموزگاران دوره ابتدایی بودند که دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته های علوم تربیتی و علوم اجتماعی و سابقه تدریس بیش از پنج سال تدریس در مدارس ابتدایی داشتند و با شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته به شیوه هدفمند و با رعایت قاعده اشباع نظری گردآوری شد و تحلیل آنها به شیوه تحلیل محتوای استقرایی انجام گرفت. براساس یافته های پژوهش، چالش های آموزش مهارت های اجتماعی در دوره ابتدایی عبارتنداز: چالش های مرتبط با والدین، چالش های مرتبط با محتوای آموزشی، چالش های مرتبط با تدریس، چالش های اجتماعی، چالش های مرتبط با مدیریت کلاس و چالش های دانش آموزی. یافته های پژوهش نشان داد که، راهکارهای مقابله با چالش ها عبارتنداز: راهکارهای مرتبط با والدین (تشویق والدین و تشریح آسیب ناشی از عدم مهارت های اجتماعی و..)، راهکارهای مرتبط با محتوای آموزشی (ارائه مهارت های اجتماعی در قابل یک درس مستفل تطابق با نیازهای دانش آموزان و..)، راهکارهای مرتبط با تدریس (تدوین ابزار مناسب برا ارزیابی مهارت های اجتماعی، ارائه گواهی در زمینه آموزش مهارت های اجتماعی و..)، راهکارهای اجتماعی (شناسایی دانش آموزان مشکل دار، قول و فعل یکسان از معلمان و...)، راهکارهای مدیریت کلاس (تدوین سیاست های انگیزشی، استفاده از چندرسانه ای ها و..) و راهکارهای مرتبط با شرایط دانش آموزان (شناسایی دانش آموزان از نظر شرایط خانوادگی، از نظر وضعیت مهارت های اجتماعی و..).
واکاوی ویژگی های دانش آموزان ساکت در یادگیری مشارکتی در محیط کلاس درس رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
39 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش واکاوی ویژگی های دانش آموزان ساکت، در یادگیری مشارکتی در محیط کلاس درس، است. در این طرح پژوهش از روش فراترکیب کیفی با استفاده از روش هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو استفاده شده است. ابتدا، با جست وجوی واژه های سکوت دانش آموزان و اصطلاحات مشابه در پایگاه های معتبر لاتین اسکوپوس، اشپرینگر، گوگل اسکالر و فارسی مگیران و نورمگز، 93 مقاله در بازه زمانی 1977 تا 2023م، با رویکرد مرور نظام مند، بررسی و، در نهایت، 32 مقاله مرتبط انتخاب شد. با تجزیه وتحلیل مجموع مطالعات نهایی شده، ابتدا 51 مقوله سکوت دانش آموزان استخراج شدند؛ سپس، با شیوه فراچکیده نویسی و دسته بندی، ده مضمون پایه از ویژگی های دانش آموزان ساکت در دو مضمون سازمان دهنده ویژگی های منفی (مانند بی حوصلگی و پایین بودن آستانه تحمل در کلاس، نشان دادن استرس و اضطراب در هنگام پرسش های معلم، مقاومت در مقابل اصرار به مشارکت در فعالیت های کلاسی، پذیرش و تبعیت از نظرهای سایر دانش آموزان برای پرهیز از چالش) و ویژگی های مثبت (مانند عملکرد عالی در تکالیف و فعالیت های انفرادی، در مقایسه با تکالیف و فعالیت های گروهی، استفاده از روش های نگارشی و طراحی برای نشان دادن شیوه تفکر خود، به جای ارتباط کلامی، علاقه و مشارکت عالی در کلاس های برخط، در مقایسه با کلاس های حضوری) معرفی شدند. مدیران، معلمان و سایر کارکنان می توانند از این مطالعه برای شناسایی دانش آموزان ساکت استفاده کنند و به آن ها کمک کنند نقاط قوت و کاستی های خود را بشناسند و محیطی حمایتی برای آن ها فراهم کنند تا توانایی های ارتباطی خود را توسعه دهند. همچنین، انجام این پژوهش می تواند به توسعه دانش، مهارت و نگرش معلمان، درباره روش های تدریس، کاربرد مواد آموزشی و چگونگی ارتباط با دانش آموزان کمک کند و از این طریق، زمینه اصلاح در روش های تدریس و یادگیری را فراهم می آورند.
مؤلفه های «خرد» و دلالت های آنها در اصول تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
39 - 68
حوزههای تخصصی:
دین داری بسیاری از متربیان به دلیل قشری گری و سطحی نگری در فهم دین با چالش های جدی مواجه است. استفاده از مؤلفه های خرد در طراحی اصول تربیت دینی می تواند منجر به شکل گیری شناخت عمیق و ژرف متربیان نسبت به معارف دین شود. لذا هدف پژوهش پیش رو استخراج مؤلفه های خرد و استنتاج دلالت های آنها در اصول تربیت دینی است. برای استخراج مؤلفه های خرد از روش توصیفی و تحلیلی و برای استنتاج اصول تربیت دینی از روش استنتاجی فرانکنا استفاده شده است؛ جامعه پژوهش شامل همه نظریات حوزه خرد، و نمونه آن دربردارنده پراستنادترین نظریات این حوزه است. بعد از استخراج مرتبط ترین مؤلفه های این نظریات با تربیت دینی، با مبنا قرار دادن این مؤلفه ها به عنوان گزاره های واقع نگر در ترکیب با گزاره هنجارین اصول تربیت دینی استنتاج شدند. یافته ها شامل اصول جدید تربیت دینی: «افزایش آگاهی و بصیرت دینی»، «کنار گذاشتن تعصبات دینی»، «بهره مندی از تجربیات دینی خود»، «تأمل در معارف دینی»، «بررسی انتقادی باورهای دینی خود و اجتماع»، «تلاش برای پاسخ دادن خلاقانه به سؤالات و شبهات دینی»، «شناختِ شناخت های دینی خود و تنظیم آنها»، «بهره مندی از معارف دینی در حل چالش های زندگی»، «تقویت معنویت دینی در راستای تعالیم دینی» و «مدیریت نمودن هیجانات» است. یافته ها پژوهش نشان می دهد که ژرف نگری در معارف دینی مستلزم توجه به سه حیطه شناختی، عاطفی و عملی- تجربی است؛ به طوری که فرد با ایجاد تغییرات مطلوب در هر سه حیطه، به خصوص بُعد شناختی، می تواند به ژرف نگری دینی دست یابد. پیشنهاد می شود در طراحی برنامه درسی تربیت دینی از این اصول جدید استفاده شود.
How Explicit Argumentative Training Improves EFL Students’ Argumentative Performance in English and Persian: Insights from Iranian IELTS Candidates(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
107 - 122
حوزههای تخصصی:
The study on second language (L2) argumentative writing has explored various surfaces and dimensions of learner behavior and presentation, although fewer studies have studied effective pedagogical strategies to boost students’ argumentative skills. The current study mentions the gap by exploring the effect of explicit argumentative instruction on the writing abilities of 30 Iranian IELTS candidates, according to CEFR ranging from B1 to B2, in an English Language Institute in Karaj - Iran in both Persian and English, the former their native language and the latter their foreign language . As a set of authentic IELTS Task 2 prompts were used and taken from the language learners, the study analyzed 180 argumentative essays, both in English and Persian, written by the participants prior, while and after instruction. The outcomes had shown noteworthy enhancement in the students’ English argumentative performance, with the recurrent use of argumentation key elements such as ‘claim’, ‘data’, and the ‘counterarguments’. Though, less emphasis was put on advanced argumentative structures such as ‘counterclaims’ and ‘rebuttals’. The results suggest that structured pedagogy in teaching argumentation can positively influence learners’ proficiency in both first language (L1) and second language (L2) writing. The insinuations for teaching argumentative writing in multilingual contexts will be further discussed.
اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان پسر با کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
67 - 104
حوزههای تخصصی:
با تولد یک کودک با کم توانی ذهنی، کارکردهای روان شناختی والدین به مخاطره می افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله های رویکردمحور، کوتاه مدت و مقرون به صرفه در بهبود شرایط خاص روان شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان کم توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به صورت در دسترس و بر اساس ملاک های مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه ای و یک بار در هفته به صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی به طور معنی داری برکاهش مؤلفه های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان با کم توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/ 05)؛ بنابراین به نظر می رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه مدت و تعامل گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام سازی، ذهن آگاهی و سایر فنون، انعطاف پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء بخشد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش ذهن آ گاهی بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان بود. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون _ پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان سنین 7 تا 9 سال با اختلال لکنت زبان شهرستان رشت بود که در سال تحصیلی 1401 - 1402 به مرا کز گفتاردرمانی مراجعه کرده بودند. از این جامعه آماری، برحسب شرایط ورود و خروج افراد نمونه به صورت در دسترس، 22 نفر انتخاب شدند و سپس به 2 گروه آزمایشی و گواه به طور تصادفی جایدهی شدند. در این مطالعه، مقیاس سنجش شدت لکنت زبان رایلی ) 2009 ( جهت تعیین میزان علائم اختلال لکنت زبان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون روی هر 2 گروه اجرا شد. گروه آزمایشی برنامه آموزش ذهن آ گاهی کودک محور را طی مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای هر هفته دریافت کردند، ولی گروه گواه بجز برنامه درمانی لکنت زبان توسط گفتاردرمان، درمان دیگری دریافت نکردند. در پایان، داده های به دست آمده با روش های آماری تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که مداخله ذهن آ گاهی کودک محور موجب بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان شد ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: آموزش ذهن آ گاهی کودک محور با فنونی همچون آرامش آموزی و کاهش اضطراب می تواند در کنار درمان های گفتاری به عنوان روش مؤثر روان شناختی در بهبود کودکان با اختلال لکنت زبان عمل کند.
طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
25 - 50
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم، براساس نظریه داده بنیاد، نوشته شده و از نوع پژوهش های کیفی در حوزه الگوی استقرایی است. ابزار جمع آوری داده پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با بهره گیری از کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که، براساس اصل کفایت نظری و با استفاده از 20 مصاحبه، نمونه ها حاصل شد. مشارکت کنندگان شامل خبرگان و متخصصان حوزه آموزشِ عالی و مدیریت کارآفرینی بودند. مصاحبه ها، با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 و براساس رویکرد داده بنیاد کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی، تحلیل شد. براساس نتایج، الگوی یادشده در وضعیت علّی دارای مقولات «تحولات فناوری و ظهور زیست بوم دیجیتال آموزشی نسل پنجم» و «هم افزایی دانش و مهارت برای ایجاد خلق ارزش»، در پدیده محوری دارای مقوله «بین الملی سازی و هم گرایی آموزش و صنعت»، در شرایط مداخله گر دارای مقوله «بسترسازی توسعه زیرساخت ه ای رویکرد دانشگاه های نسل پنجم با صنعت»، در شرایط زمینه ای دارای مقوله «توسعه صلاحیت های حرفه ای ذی نفعان آموزشی»، در راهبردها دارای مقوله «توسعه هم افزای آموزش و نوآوری برای پاسخ گویی به نیازهای صنعت»، و در پیامدها دارای مقولات «ارتقای کارآمدی و بهره وری کیفیت نظام آموزشِ عالی» و «توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی» است. اجرای هم افزایی رویکرد نوآورانه دانشگاه های نسل پنجم با صنعت در زیست بوم نظام آموزشِ عالی ایران تحولات بسیاری در همه جنبه های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد خواهد کرد.
ارزیابی اجرای نظام دوری در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اجرای نظام دوری در مدارس ابتدایی و با استفاده از الگوی سیپ انجام شد. رویکرد پژوهش حاضر، آمیخته اکتشافی بود، در بخش کیفی، روش پدیدارشناسی و در بخش کمی روش توصیفی پیمایشی استفاده شد، نشانگرهای ارزیابی اجرای نظام دوری در بخش کیفی شناسایی شد و سپس در بخش کمی، هریک از نشانگرها ارزیابی شد. مشارکت کنندگان بخش کیفی، 16 نفر از مدیران و معلمان استان لرستان و دارای تجربه ی اجرای نظام دوری بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک مدار و گلوله برفی انتخاب شدند و در مصاحبه شماره 16 اشباع نظری حاصل و نمونه گیری متوقف شد. جامعه در بخش کمی کلیه مدیران و معلمان ابتدایی استان لرستان بود که در مدرسه محل خدمت آن ها نظام دوری اجرا شده است که شامل 178 نفر بود و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از نوع طبقه ای نسبی 118 نفر به عنوان نمونه این بخش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در قسمت کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در قسمت کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. اعتبار پرسشنامه توسط خبرگان و پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ (955/0) تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها در قسمت کیفی از روش کدگذاری اشتراوس و کوربین و در قسمت کمی از آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج بخش کیفی11نشانگر درباره عامل زمینه،7نشانگر درباره عامل درونداد، 7نشانگر درباره عامل فرایند، 8نشانگر درباره عامل برونداد نشان داد. نتایج بخش کمی پژوهش نیز نشان داد که وضعیت اجرای نظام دوری ازنظر عوامل زمینه، فرایند و برونداد مطلوب و از نظر عامل درونداد نامطلوب است
بررسی اثربخشی رویکرد روان نمایشگری بر کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان 18 -14 سال شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
168 - 184
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد روان نمایشگری بر کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان 18-14 سال شهر اراک انجام شد در یک طرح شبه آزمایشی، تعداد 22 کودک کار و خیابان از بین کودکان کار و خیابان 18-14 سال تحت پوشش خانه مهر چ به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. برای گروه آزمایش 10 جلسه مشاوره گروهی به مدت 2 ساعت و یکبار در هفته با رویکرد روان نمایشگری اجرا شد. برای ارزیابی سطح ناکامی و تنظیم هیجانی به ترتیب از مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی گراتز و پرسشنامه ناکامی روزنزوایگ بهره گرفته شد. تاثیر مداخله انجام شده به کمک مقایسهپیش آزمون و پس آزمون ارزیابی گردید. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن بود که رویکرد روان نمایشگری بر کاهش نوع ناکامی در عامل های تسلط مانع و بقای نیاز موثر است اما باعث ایجاد تغییرات معناداری در عامل دفاع از خود نشد .همچنین،. اجرای متغیر مستقل ( روش روان نمایشگری ) باعث ایجاد تفاوت معناداری در تنظیم هیجانی در ابعاد عدم پذیرش، اهداف، تکانه، آگاهی و راهبردها بین دو گروه شده است اما این رویکرد نتوانسته است تفاوت معناداری در شفافیت هیجانی ایجاد نماید. بنابراین به طور کلی می توان رویکرد روان نمایشگری را مداخله ای موثر برای کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان دانست
اثربخشی آموزش آگاهی واج شناختی در عملکرد خواندن دانش آموزان ابتدایی با اختلال خواندن (مروری نظام دار بر مطالعات گذشته)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عملکرد خواندن از موضوع های مهم یادگیری در دانش آموزان است که می تواند در سایر جنبه ها و موضوع ها تأثیرگذار باشد. درواقع عملکرد خواندن در توانایی سلیس و روان خوان و درک مطالب کتاب اهمیت ویژه ای در دانش آموزان دارد. روش: این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع بنیادی است که در آن به تحلیل کمی و کیفی پژوهش های گذشته ازنظر موضوعاتی همچون سهم موضوعی مقالات، روش های پژوهش، گویه های نگرشی و روند نگرش پرداخت شده است. در این پژوهش و با توجه به هدف آن، از روش نظام دار استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی پژوهش های داخلی و خارجی بود که با استفاده از واژه های کلیدی دانش آموزان با عملکرد ضعیف در خواندن و آ گاهی واجی در پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، مگیران، گوگل اسکولار، پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور ایران و در پایگاه های اطلاعاتی خارجی، ساینس دایرکت، اسپرینگ، ایرانداک و گوگل اسکلر مورد جستجو قرار گرفتند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۱۰۳ پژوهش یافت شد و درنهایت ۲۵ مقاله ) ۸۰ درصد( و ۵ رساله ) 20 درصد( درمجموع 30 مقاله و رساله منطبق با هدف پژوهش و ملاک انت خاب و یافته های پژو هش ا ستخراج شدند. نتیجه گیری: نتایج حا کی از آن بود که آموزش آ گاهی واجی بر بهبود عملکرد خواندن در سرعت، دقت و درک مطلب دانش آموزان با اختلالات خواندن تأثیر بسیار زیادی دارد؛ بنابراین پیشنهاد می شود متخصصان امر از این مداخلات در جهت بهبود علائم این دانش آموزان استفاده نمایند.
کیفیت آموزش دانش آموزان عمیقاً باهوش در ایران با استناد به پژوهش های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
153-174
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی چگونگی آموزش کودکان عمیقاً باهوش به منظور ارائه راهکارهایی برای مواجهه با این افراد در کشورمان است. این پژوهش کیفی با روش سنتزپژوهی تفسیری انجام شده است. از میان 352 پژوهش به دست آمده، پس از تطبیق با عوامل ورود و خروج در سه مرحله، 19 پژوهش برای نمونه انتخاب شد. سپس، از طریق متن کاوی در پژوهش های تأیید شده که از سال 2000 تا 2023 انجام شده بود، عبارت های مربوط کدگذاری باز و محوری شد و پس از ترکیب کدهای محوری، شش مضمون به دست آمد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آموزش دانش آموزان عمیقاً باهوش باید متناسب با ویژگی ها، نیازهای خاص و عمق چالش پذیری آنان باشد. به عبارت دیگر، تعیین کیفیت آموزش آنان باید بر پایه تنظیم متناسب سه عامل تفکیک، غنی سازی و شتاب صورت گیرد، که از طریق تشکیل مدرسه تمام وقت، ایجاد مراکز آموزش کوتاه مدت و اردوگاهی و تابستانی، و پایگاه های مجازی برای گروه بندی همگن و آموزش متناسب با نیازهای کودکان عمیقاً باهوش در کشور امکان پذیر است. مضامین به دست آمده می تواند زمینه نظری و اجرایی لازم را برای ایجاد مراکز و مدارس آموزش و تربیت دانش آموزان عمیقاً باهوش در کشور فراهم سازد.