فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر بازی های رایانه ای آموزشی بر دقت و تمرکز دانش آموزان دختر پایه هشتم شهر کرمان انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که یک نمونه 40 نفری در قالب دو کلاس 20 نفری از جامعه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. از دو پرسشنامه دقت تولوز-پیرون (1911) و پرسشنامه تمرکز سواری و اورکی (1395) برای جمع آوری اطلاعات پیش آزمون-پس آزمون و از نرم افزارهای بازی های رایانه ای بعنوان عمل آزمایشی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با روش آماری تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS19 انجام شد. نتایج نشان داد بازی های آموزشی رایانه ای بر بهبود دقت و تمرکز دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه موثر بوده است. بنابراین بواسطه انعطاف پذیری ساختار بازی های آموزشی رایانه ای و سازمان دهی غیرخطی آنها و ویژگی های انگیزشی بازی های رایانه ای و بهره مندی از قوانین و اصول یادگیری نظیر تقویت فوری می توانند در افزایش تمرکز و دقت ایفای سهم کنند.
مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس شرم در مادران دارای فرزند با معلولیت جسمی-ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مراقبت از فرزند معلول می تواند با پیامدهای روانی و اجتماعی متعددی برای والدین همراه باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس شرم در مادران دارای فرزند با معلولیت جسمی-ذهنی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر 7 تا 14 ساله مرکز آموزشی کودکان با نیازهای ویژه امام جواد شهر ساری در سال 1402 - 1401 بود که از بین آنها، 45 کودک انتخاب شدند و مادران آنها به طور تصادفی در 2 گروه آزمایشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر شفقت، فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و گروه گواه قرار گرفتند )هر گروه 15 نفر (. برای گروه های مداخله، 8 جلسه هفتگی 60 دقیقه ای مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت یا فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد اجرا شد و برای گروه گواه مداخله ای انجام نگرفت. در ابتدا و بعد از اتمام جلسات مداخله و همچنین یک ماه پس از آن، تمام شرکت کنندگان در پژو هش، مق یاس اح ساس گ ناه و شرم را تکم یل کرد ند. داده ها با ا ستفاده از آزمون تحل یل واریا نس مکرر تحل یل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد در بهبود احساس شرم در مادران دارای فرزند با معلولیت جسمی-ذهنی اثربخشی معنا دار دارند ) 001 / p>0 (. تفاوت معناداری بین 2 مداخله از نظر میزان اثربخشی نبود. نتیجه گیری: طبق نتایج حاصل از این مطالعه، احساس شرم در مادران دارای فرزند با معلولیت جسمی-ذهنی از طریق مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد قابل اصلاح است.
ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیت و یادگیری کتاب درسی کار و فناوری پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و زمینه:یکی از مسئولیت های سیاست گذاران، ارزشیابی برنامه درسی است. این پژوهش، به منظور ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیّت و یادگیری کتاب کار و فنّاوری پایه ششم، انجام شد.روش ها: روش انجام پژوهش، آمیخته(کمّی و کیفی) بود. برای این منظور، اطّلاعات و داده ها با ابزارهای مشاهده کلاس واقعی، مصاحبه، پرسش نامه و گروه کانونی از 46 معلّم، 92 دانش آموز، 46 مدیر، 94 نفر از اولیا و 44 موقعیت کلاس درس از هفت استان به دست آمد. ابزارهای پژوهش مشتمل بر اهداف، انطباق با توانایی های جسمی و شناختی دانش آموزان، قابلیّت اجرای روش های یاددهی_ یادگیری پیش بینی شده، قابلیت اجرای روش های ارزش یابی پیش بینی شده، کیفیّت اجزای بسته تربیّت و یادگیری، توانمندی ها و نیازهای آموزشی معلّمان و میزان اثرگذاری بسته آموزش معلّم از طریق گروه کانونی نهایی شد.یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که در بخش اهداف، دانش آموزان به 9 هدف(ابراز دریافت حسی، افزایش قدرت ایده پردازی و تخیّل، ساخت پروژه متناسب با توانمندی دانش آموز، رعایت الزامات انجام پروژه ها، رفتار همدلانه و مشارکتی، رفتار مسئولانه در فعّالیت های یادگیری، کسب مهارت های پایه یادگیری رشته های موضوعی، شناخت مفاهیم مقدماتی فناوری و سواد دیجیتال و بهره گیری درست از فناوری ها، ارائه محصول اجرای مهارت) به نقطه معیار 70 درصدی دست یافته و در 3 هدف دیگر به این نقطه دست نیافته اند. از منظر انطباق با توانایی های جسمی و شناختی، نتایج نشان داد که بسته یادگیری در موارد واژگان تخصصی و فنی، پیچیدگی فعّالیت و سطح مفاهیم و وابستگی به جنسیّت دارای اشکال است. ازنظر قابلیّت اجرای روش های یاددهی_ یادگیری، موارد فقدان یا نقص در طراحی آموزشی از سوی معلّمان مشاهده شد. ازنظر قابلیت اجرای روش های ارزشیابی، ابزارهایی مانند سیاهه مشاهده رفتار، خودسنجی، همسال سنجی و گزارش کار، کم ترین استفاده را در بین معلّمان داشت. ازنظر کیفیّت اجزای بسته، وضعیت تصاویر کتاب از منظر معلّمان و دانش آموزان، خوب ارزیابی شد. ازنظر شکل ظاهری کتاب، مشکلاتی در زمینه اندازه قلم، جلد کتاب، حجم کتاب، طراحی درون متن و نوشتار درون متنی وجود داشت. ازنظر توانمندی ها و نیازهای آموزشی معلّمان، پیشنهادهایی مانند فراهم سازی ابزار و وسایل و تجهیزات، زمان بندی و مدیریت زمان اجرا و بازنگری محتوایی ارائه شد. نتیجه گیری: ارزشیابی این برنامه، بیانگر وجود اشکالاتی در طراحی بود. نتایج این پژوهش می تواند، در بهبود کیفیّت برنامه درسی کار و فنّاوری و نیز طراحی دوره های آموزشی برای معلّمان ابتدایی مفید باشد.
بررسی قابلیّت کتاب های کمک درسی ریاضی متوسطه اول در فرایند اجرای آموزش از راه دور از دیدگاه دبیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیّت پوشش ایجاد شده برای اهداف ریاضی متوسطه اول توسط کتاب های کمک درسی از نظر دبیران ریاضی شهرستان دلفان است، تا مشخص شود این کتاب ها می توانند به عنوان منابع آموزشی، در آموزش از راه دور مورد استفاده قرار گیرند. ابتدا پیشینه پژوهش بررسی شد. جامعه آماری دبیران ریاضی شهرستان دلفان است و نمونه آماری دبیران ریاضی متوسطه اولِ مشغول به تدریس در سال تحصیلی 1403- 1402 در این شهرستان است. ابزار جمع آوری اطّلاعات پرسشنامه محقق ساخته است که شامل 12 سوال و فرضیه اصلی «از نظر دبیران ریاضی شهرستان دلفان کتاب های کمک درسی اهداف ریاضی متوسطه اول را پوشش می دهند» و سه فرضیه فرعی پژوهش را پوشش می دهد. داده ها را با استفاده نرم افزارSPSS16 تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده از بررسی فرضیه اصلی نشان داد که کتاب های کمک درسی اهداف مورد نظر ریاضی متوسطه اول را پوشش و بررسی فرضیه های فرعی نشان داد که این کتاب ها اهداف «دانشی» و هدف «یادگیری حل مسئله» را پوشش می دهند، اما اهداف «مهارتی» را پوشش نمی دهند.
اثربخشی آموزش دو نیمکره مغز بر مهارت تمرکز، سازگاری اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در بسیاری از فرایندها، هر دو نیمکره راست و چپ مغز نقش دارند. توجه به توانمندی های هر دو نیمکره مغز می تواند، موجب رویکردی مغزمحور شود. این پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی آموزش دو نیمکره مغز بر مهارت تمرکز، سازگاری اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام گرفته است.روش :روش انجام این تحقیق، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری عبارت است از؛ دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان مهریز، در سال تحصیلی 1403-1402 که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، از دو مدرسه 20 دانش آموز، انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش(10 نفر) و کنترل(10 نفر) قرار گرفتند. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد؛ سپس گروه آزمایش دوره آموزشی «استفاده از دو نیمکره مغز» را دریافت کردند(8 جلسه 70 دقیقه ای؛ هر هفته دو جلسه). پس از اتمام دوره آموزشی برای گروه آزمایش، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه مهارت ارتباطی بارتون(1990)، سازگاری اجتماعی دخانچی(1377) و مهارت تمرکز سواری و اورک(1394) بود. در نهایت داده های جمع آوری شده از هر دو گروه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 و (تحلیل کواریانس و پیش فرض های آن) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل کواریانس چندمتغیری(مانکوا) نشان داد، آموزش دو نیمکره مغز بر مهارت تمرکز، سازگاری اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان مهریز، تأثیر مثبت و معناداری داشته است(05/0>p). نتیجه گیری: بنابراین اقداماتی که منجر به فعالیت دو نیمکره مغز می شود، می تواند بر موفقیت دانش آموزان تأثیرگذار باشد، در نتیجه پیشنهاد می شود، معلمان دوره ابتدایی، فرایند آموزش مباحث مختلف را به گونه ای اجرا نمایند که هر دو نیمکره مغز در دانش آموزان فعال شود.
تحلیل برنامه درسی در مدارس دوره ابتدایی عشایری: تهدیدها و فرصتها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
151 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی کیفی برنامه درسی در مدارس دوره ابتدایی عشایری، از منظر تهدید ها و فرصتها بوده است. روش پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی عرفی است. جامعه پژوهشی، شامل کل متون و اسناد مرتبط با آموزش و برنامه درسی مدارس دوره ابتدایی مناطق عشایری بود که از میان آنها تعداد 20 مقاله، پایان نامه و اسناد بالادستی، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت دستی و با استفاده از تحلیل ارتباطی انجام شد. برای اعتباربخشی به داده ها از روشهای بازنگری ناظران، بازنگری مشارکت کنندگان، اختصاص دادن زمان کافی برای گردآوری داده ها و درگیری مداوم و مثلث سازی محقق استفاده شد. یافته ها در بخش تهدیدها شامل مقوله های اصلی"تحصیل در جامعه عشایری"و "فرهنگ جامعه عشایری" و در بخش فرصتها، "فرصتهای زیست بوم عشایری"و "فرصتهای الزامات قوانین بالادستی" و چندین مقوله فرعی بود که به همراه رمزها و واحد های معنایی مربوطه استخراج شدند. نتایج نشان داد که می توان با کاربست راهکارهای معرفی شده در پژوهش، تهدیدهای موجود در برنامه درسی مدارس عشایری را به فرصت تبدیل کرد. هر چند در بخش فرصتها، قوانین بالادستی به خوبی نگاشته شده، ولی عملیاتی نشده است و به نظر می رسد تا برآورده کردن عدالت آموزشی در برنامه درسی عشایری فاصله زیادی دارند.
اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 196
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب نقش موثری در افت ویژگی های هیجانی و روانشناختی دارد. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب بود. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب پایه ششم مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر ارومیه در فصل بهار سال 1402 بودند. نمونه مطالعه، 40 کودک بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای با مهارت های مثبت نگری آموزش دید و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس فراهیجان های مثبت و منفی (میتمانسگروبر و همکاران، 2009)، سیاهه سازگاری (سینگ و سینها، 1993) و سیاهه اضطراب (بک و همکاران، 1988) بودند. داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش مهارت های مثبت نگری باعث افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب شد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، برنامه ریزی برای استفاده از آموزش مهارت های مثبت نگری جهت افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب می تواند مفید و موثر باشد.
پیشایندها و پسایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی در مدارس: شناسایی و اولویت بندی با رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی در مدارس ارومیه با استفاده از روش دلفی فازی صورت پذیرفت. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر به صورت آمیخته و با استفاده از روش ترکیبی کیفی وکمی بود. پژوهش حاضر کاربردی و با استفاده از روش اکتشافی متوالی صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر مدارس متوسطه شهرستان ارومیه می باشند که از این میان 20 نفر به عنوان نمونه و با استفاه از روش نمونه گیری هدفمند براساس اشباع نظری انتخاب شده بودند. در مرحله کیفی برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. در بخش کمی نیز از پرسشنامه دلفی برای گرد آوری اطلاعات استفاده شد که پایایی و روایی ابزارها با استفاده از آزمون مجدد و روایی محتوا تایید شد. در ادامه با استفاده از روش دلفی فازی پیشایندها و پسایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی در مدارس اولویت بندی گردید. یافته ها : نتایج بدست آمده نشان داده است که از میان پسایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی در مدارس، توسعه مهارت های کار تیمی، انگیزه بیشتر، انگیزه به یادگیری مداوم، تعامل اجتماعی، شناسایی استعدادها، پشتیبانی اجتماعی، تسریع یادگیری، تنوع دیدگاه ها مهم ترین عوامل هستند. همچنین از میان پیشایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی، مشارکت جمعی، توجه به شاگردمحوری، تصمیم گیری مشارکتی، تطابق برنامه درسی با زندگی واقعی، توجه به عمکلرد مبتنی بر اهداف، اهمیت بیشتر به فرایندهای یادگیری، توجه به تفاوت های فردی، اعتماد به نفس دانش اموزان، نیز مهم ترین پیامدهای این سبک برنامه ریزی درسی در مدارس متوسطه شهرستان ارومیه می باشند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس الگوی برنامه ریزی درسی مشارکتی، مشارکت دانش آموزان در فعالیت های مدرسه فقط به امور اداری محدود نمی شود، بلکه اجازه مشارکت در سیاست گذاری، تصمیم گیری و قانون گذاری را نیز دارند.
On the Effect of Text-based Concept Maps vs. Image-based Concept Maps on Developing Iranian Intermediate EFL Learners’ Reading Comprehension
حوزههای تخصصی:
The study aims to investigate the influence of image-based and text-based concept maps on the reading comprehension abilities of Iranian Intermediate EFL learners. A total of 90 learners participated in the study, consisting of 55 females and 35 males, all between the ages of 18 and 32. Participants were selected from intact classes at three English language schools in Sabzevar, Iran. This research was organized as a quasi-experimental study, in which the participants were segmented into two experimental groups and one control group. The intervention lasted for five weeks, with two sessions each week, each session running for one hour and thirty minutes. The outcomes from the assessments were analyzed using an independent sample t-test and ANOVA test, revealing that the image-based concept map instructional approach improved learners' reading comprehension. In terms of cognitive understanding and creativity, students who utilized image-based concept mapping outperformed their peers in the text-based mapping group. Additionally, the findings indicated that the image-based concept map teaching strategy could assist students in obtaining a more profound understanding of reading materials. Teachers might consider integrating visual mapping techniques to encourage deeper comprehension and facilitate more meaningful learning experiences, which could ultimately lead to better academic performance in language learning contexts.
شناسایی عوامل مؤثر بر دانشگاه اخلاق محور با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
212 - 222
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر دانشگاه اخلاق محور با استفاده از رویکرد کیفی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. نمونه گیری استفاده شده در این پژوهش، نمونه گیری خوشه ای و با شیوه نمونه گیری گلوله برفی بود. مبنای اصلی جمع آوری اطلاعات، انجام مصاحبه های عمیق با خبرگان، مدیران، معلمان و متخصصین حوزه آموزش و پژوهش تا دستیابی به اشباع نظری بوده است. در مجموع 21 مصاحبه انجام شد. پس از جمع آوری اطلاعات، کدهای مربوط به مصاحبه های مکتوب با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش که پس از انجام مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مدل نهایی پژوهش است. نشان می دهد عوامل مؤثر بر دانشگاه اخلاق محور در سه مضمون فراگیر شامل: عوامل فردی (ویژگی مدیران و سیاست گذاران، ویژگی رفتاری اساتید، ویژگی رفتاری کارکنان، ویژگی شخصیتی دانشجویان)، عوامل درون دانشگاهی(سبک رهبری اخلاقی، آموزش اخلاقی، پژوهش های اخلاق محور، رفتار شهروندی بالا، فرهنگ سازمانی، عدالت سازمانی، جو سازمانی)، عوامل محیطی (فلسفه حاکم بر جامعه، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی اجتماعی) بودند. بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند مورد توجه سیاست گذاران دانشگاهی قرار گیرد و مدیران دانشگاهی را ترغیب کند تا از طریق آشناکردن اساتید و دانشجویان با موضوع اخلاق در دانشگاه، پیشرفت علمی و عملی را فراهم سازند.
اثربخشی تمرینات ادراکی حرکتی بر تقویت تمرکز ذهنی و رشد اجتماعی در دانش آموزان با نشانگان داون شهرستان کنگاور
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: نشانگان داون یک اختلال ژنتیکی است که با تأثیرات متفاوتی بر توانایی های شناختی، اجتماعی و حرکتی افراد همراه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرینات ادراکی حرکتی در تقویت تمرکز ذهنی و بهبود رشد اجتماعی دانش آموزان با نشانگان داون شهرستان کنگاور انجام شد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون است. نمونه منتخب پژوهش شامل ۱۴ نفر دانش آموز با نشانگان داون شهرستان کنگاور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این افراد به دو گروه آزمایش (۷ نفر) و گروه کنترل (۷ نفر) تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس رشد اجتماعی واینلند و آزمون تمرکز ذهنی تولوز پیرون استفاده شد. در گروه آزمایش، آزمودنی ها تحت تاثیر تمرینات ادراکی حرکتی به صورت گروهی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین تمرینات ادراکی-حرکتی در دانش آموزان با نشانگان داون و رشد اجتماعی و تمرکز ذهنی در دو گروه آزمایش و کنترل رابطه معناداری وجود دارد (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که تمرینات ادراکی -حرکتی بر رشد اجتماعی و تمرکز ذهنی کودکان با نشانگان داون تأثیرگذار است. این یافته ها بر اهمیت طراحی و اجرای برنامه های آموزشی ویژه برای بهبود تمرکز ذهنی و اجتماعی در کودکان کم توان ذهنی به ویژه گروه نشانگان داون تأکید می کند.
اثربخشی آموزش حل مسئله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش آموزان
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
99 - 81
حوزههای تخصصی:
یکی از روشهای بهبود تصمیم گیری و مقابله با شرایط دشوار، آموزش حل مساله است که می تواند بر دیدگاه و نگرش و همچنین نحوه برخورد فرد با شرایط موثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش حل مسئله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش آموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان بود. پژوهش حاضر به صورت نیمه تجربی(شبه آزمایشی) با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام گردید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان بودند. بر اساس روش پژوهش تعداد 20 دانش آموز در گروه کنترل و 20 دانش آموز در گروه آزمایش بصورت تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.جلسات آموزش حل مساله در طی 8 جلسه 2 ساعته برای افراد گروه آزمایش انجام شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده ها شامل پروتکل آموزشی حل مساله و پرسشنامه های استاندارد نگرش به مدرسه و انگیزه پیشرفت تحصیلی بود که روایی صوری و محتوایی آنها به تایید صاحبنظران رسید و پایایی ابزارهای پژوهش بر اساس آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 80/0 و 83/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 23 و تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد.
شناسایی چالش های مهم و اساسی مدیریت آموزشی و آموزشگاهی در افق 1403(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
56 - 79
حوزههای تخصصی:
قدمه و هدف : امروز در همه جای دنیا برای توسعه پایدار و پیشرفت جامعه از آموزش وپرورش شروع می کنند؛ و نقش "مدیریت و رهبری آموزشگاهی" در هزاره سوم در پیشبرد اهداف آموزش وپرورش اهمیت زیادی دارد. مروری بر وضعیت کنونی و فعالیت مدیریت آموزشی و آموزشگاهی در کشور، حکایت از آن دارد که، مسئولیت آن بیشتر و منابع آنها محدودتر از قبل است و آسیب ها و مشکلات متعددی دامنگیر آن است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های اساسی مدیریت آموزشی و آموزشگاهی در سال 1403 انجام شد. روش شناسی پژوهش : برای انجام این پژوهش از رویکرد کیفی با دو روش پدیدارشناسی و دلفی استفاده گردید. میدان پژوهش، کلیه خبرگان، اساتید و مدیران ارشد آموزش وپرورش کشور بود. در قسمت مصاحبه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و با تکنیک گلوله برفی، 17 نفر در بخش مصاحبه و 25 نفر در قسمت دلفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل و تفسیر اطلاعات، از روش کدگذاری باز و کدگذاری محوری و تحلیل دلفی استفاده شد. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها نشان داد که، چالش های اساسی مدیریت آموزشی و آموزشگاهی را می توان در مقوله های اصلی (فضا، محتوا و برنامه درسی، انگیزش معلمان، مالی، تنوع مدارس، شیوه های جذب و استخدام معلم، عملکرد، فقدان چشم انداز، نیروی انسانی، بهسازی و آموزش نیروی انسانی و سازمانی) دسته بندی کرد که، هریک از این مقولات اصلی نیز دربردارنده خرده مقولات دیگری نیز هستند. نتایج تحلیل دلفی نشان داد که، با چالش آموزش مجازی و دیجیتال اکثر خبرگان مخالف بوده اند و این شاخص از فرایند تحلیل کنار گذاشته شد و چالش های اساسی مدیریت آموزشی وآموزشگاهی به ترتیب اهمیت عبارتند از: 1- محتوا و برنامه درسی، 2- انگیزش معلمان، 3- عملکرد، 4- مالی، 5- فقدان چشم انداز، 6- فضا، 7- نیروی انسانی، 8- سازمانی، 9- تنوع مدارس، 10- شیوه های جذب و استخدام معلم و 11- بهسازی و آموزش نیروی انسانی. بحث و نتیجه گیری: تلاش برای اثربخشی و کارآمدی نظام آموزشی با توجه تغییرات پیچیده اجتماعی و محیطی و لزوم برخورداری از آموزش وپرورش با کیفیت بالا یک ضرورت است و این مهم ایجاب می کند که در راستای بهبود وضعیت این چالش ها اقدام نمود؛ این امر نیازمند دریافت پاسخ های شایسته در سطوح سیاست گذاری، قانون گذاری، بودجه ریزی و مدیریتی کلان کشور، جهت رفع مشکلات و چالش های ذکر شده است؛ که، تدوین برنامه های بلندمدت و کوتاه مدت با توجه به نیازهای آموزشی و سازمانی یکی از بهترین راهکارهاست.
بررسی تأثیر مهارت های کوانتومی مدیران بر رفتار نوآورانه معلمان آموزش و پرورش کازرون با نقش میانجی استرس سازمانی
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
108 - 127
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مهارت های مدیریت کوانتومی مدیران بر رفتار نوآورانه معلمان آموزش و پرورش کازرون با نقش میانجی استرس سازمانی بود. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی معلمان آموزش و پرورش شهرکازرون بود که طبق آمار گرفته شده از آموزش و پرورش613 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان 230 نفر از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار این پژوهش سه پرسشنامه مهارت های کوانتومی مدیریت عظیمی ثانوی (1390)، پرسشنامه استرس شغلی شوپکر و دیمیترو (۲۰۲۱) و پرسشنامه رفتار نوآورانه هوانگ و همکاران (2011) بود که پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و برای پرسشنامه مهارت های کوانتومی88/0، پرسشنامه استرس سازمانی78/0و پرسشنامه رفتار نوآورانه 81/0 به دست آمد. یافته ها: بر اساس تحلیل های صورت گرفته، مهارت های مدیریت کوانتومی مدیران بر رفتار نوآورانه معلمان آموزش و پرورش کازرون تأثیر مثبت و معنی داری دارد. در این میان، استرس سازمانی نقش میانجی معنی داری ایفا می کند، به طوری که اثر غیرمستقیم آن در بازه اطمینان ۹۵ درصد تأیید شد. همچنین، یافته ها نشان داد که استرس سازمانی بر رفتار نوآورانه تأثیر منفی و معنی داری می گذارد، که این امر بر اهمیت مدیریت کاهش دهنده استرس برای تقویت نوآوری تأکید می کند. در نتیجه، مدیرانی که از مهارت های مدیریت کوانتومی بالاتری برخوردارند، نه تنها به طور مستقیم نوآوری را تقویت می کنند، بلکه از طریق مدیریت بهتر عوامل محیطی و کاهش استرس سازمانی نیز به طور غیرمستقیم به بهبود رفتار نوآورانه معلمان کمک می کنند. نتیجه گیری: مهارت های مدیریت کوانتومی مدیران آموزش و پرورش کازرون تأثیر مثبتی بر رفتار نوآورانه معلمان دارند و این رابطه از طریق نقش میانجی استرس سازمانی نیز تقویت می شود.
بررسی پدیدارشناسانه تجارب معلمان از تأثیر ارزشیابی کیفی- توصیفی بر بهزیستی روانی دانش آموزان ابتدایی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
24 - 34
حوزههای تخصصی:
در رویکرد ارزشیابی توصیفی، فرایند سنجش فراتر از نمرات عددی می رود و بر پایش مستمر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با مشارکت فعال آن ها و والدین تمرکز دارد. این شیوه به معلم امکان می دهد تا با استفاده از ابزارهای متنوع، نقاط قوت و ضعف دانش آموز را شناسایی و برنامه ریزی آموزشی مناسبی برای بهبود یادگیری او ارائه کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین پدیدارشناسانه تجارب زیسته معلمان ابتدایی شهرستان اردل از تأثیرات اجرای ارزشیابی کیفی–توصیفی بر بهزیستی روان دانش آموزان انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی صورت گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ معلم ابتدایی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. پس از رسیدن به اشباع داده ها، تحلیل آن ها با بهره گیری از رویکرد سه مرحله ای ون منن انجام گرفت. تحلیل عمیق تجارب معلمان منجر به استخراج سه مضمون اصلی و نه زیرمضمون شد. یافته ها حاکی از آن است که اجرای این نوع ارزشیابی، اثرات مثبت و منفی متعددی بر بهزیستی روان دانش آموزان داشته است که این تأثیرات بر درک و برداشت معلمان از آن اثرگذار بوده است. نتایج نشان می دهد که اجرای صحیح ارزشیابی کیفی–توصیفی می تواند به بهبود بهزیستی روان دانش آموزان کمک کند؛ اما چالش هایی مانند نبود آموزش کافی برای معلمان و مقاومت والدین، اثربخشی آن را محدود کرده است. نتایج این پژوهش می تواند در بازنگری سیاست های آموزشی و طراحی دوره های توانمندسازی معلمان مورد استفاده قرار گیرد.
The Effect of Mapping Note-taking Method on Iranian Intermediate EFL Learners’ Reading Comprehension Ability
حوزههای تخصصی:
This study was an attempt to enlighten the wave of teaching English reading comprehension in Iranian EFL classrooms. Thus, the current study aimed to explore the effect of using the mapping note-taking method on the reading comprehension ability of Iranian intermediate EFL learners, as well as gender differences. To do so, a quantitative design was tested in a quasi-experimental study. To collect data, two intact classes consisting of 15 learners in each class of a language institute in Shiraz were selected through convenience sampling. The instruments used to collect data were two parallel tests: a pre-test and a post-test. The data collection procedures lasted approximately three months, comprising 22 sessions. Besides, the data were analyzed through the use of the 26th version of SPSS software, and by running descriptive statistics, tests of homogeneity of variances (Levene’s test), tests of normality, and T-tests (Independent Samples T-test and Paired-Sample T-test). The results revealed that the learners who were exposed to the mapping note-taking method (experimental group) differed significantly from the control group who were taught through the conventional method, taking notes just in the learners’ own way, and writing the words and their meaning without using any specific method of note-taking. In other words, the learners who were in the experimental group outperformed those in the control group concerning their reading comprehension ability, but the learners’ gender made no difference.
The role of optimism and self-compassion in teachers' social well-being
حوزههای تخصصی:
Social well-being is an important aspect of health that has not been given due attention so far. Especially in the teachers' group, who play an important role in nurturing the country's future leaders, and the need to pay attention to this issue is felt. Accordingly, the aim of the present study is to determine the role of optimism and self-compassion in teachers' social well-being. The method of conducting the research was descriptive correlational research. The statistical population of this study consisted of all teachers (male and female) in the primary school of Nimroz city, of whom 148 people were selected using a random stratified sampling method according to the Cochran formula. The research tools used were three questionnaires: optimism (Scheyer and Carver, 1985), self-compassion (Neff et al., 2012), and social well-being (Keyes, 2011). Linear and stepwise regression, Pearson correlation coefficient, were used to analyze the research hypotheses. The results showed that optimism and self-compassion were able to significantly predict the social well-being of teachers in Nimroz city. Among the components of optimism, the component of intrinsic optimism and among the components of self-compassion, the component of self-kindness played the most important role in the social well-being of teachers. Also, a significant relationship was observed between optimism and self-compassion and its components with the social well-being of teachers.
Predicting the level of empathy based on the amount of reading fiction books (novels) and emotional intelligence with the mediation of mindfulness
حوزههای تخصصی:
This study examined the predictive role of fiction reading and emotional intelligence (EI) on empathy, with mindfulness as a mediator. A sample of 300 participants (60% female; *M* age = 20.3 years) completed validated scales: Fiction Reading Frequency (1–5), Wong and Law’s EI Scale (30–150), Five Facet Mindfulness Questionnaire (15–90), and the Jefferson Empathy Scale (20–100). Path analysis was conducted using PROCESS Macro (Model 4) with 5,000 bootstrap samples. Both fiction reading (β = .32, *p* < .001) and EI (β = .42, *p* < .001) directly predicted empathy. Mindfulness partially mediated these relationships: - Fiction reading → Mindfulness → Empathy: β indirect = .10, 95% CI [.04, .16] - EI → Mindfulness → Empathy: β indirect = .17, 95% CI [.10, .25] The full model explained 58% of empathy variance (*R*² = .58). Significant correlations emerged between all variables (*r* = .32–.67, *p* < .01). Fiction reading and EI enhance empathy both directly and indirectly *via* mindfulness. This underscores mindfulness as a mechanism for translating cognitive-emotional skills into empathic capacities. Recommendations include integrating fiction-based modules into empathy training programs.
واکاوی ادراک معلمان از فرصت ها و چالش های تحقق رویکرد یادگیری زمینه محور در درس علوم دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
130 - 152
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: با توجه به پیشرفت دانش بشری و پیشرفت های علمی، جوامع نیازمند آموزش و رویکردهای متناسب با زندگی هستند. هدف پژوهش حاضر، توصیف تجارب معلمان از چالش ها و فرصت های تحقق رویکرد یادگیری زمینه محور در درس علوم دوره ابتدایی است. روش ها در این پژوهش، روش کیفی از نوع پدیدارشناسی استفاده شد. به منظور احصای تجارب، 14 نفر از معلمان که تجربه تدریس و فعالیت با رویکرد یادگیری زمینه محور را داشتند، با روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و به روش ون منن تحلیل شد. یافته ها: چالش های اجرای رویکرد یادگیری زمینه محور در قالب 7 مضمون اصلی و 22 مضمون فرعی و فرصت های اجرای رویکرد در قالب 5 مضمون اصلی و 13 مضمون فرعی تلخیص شدند. یافته ها نشان داد ضعف حرفه ای معلمان، نگرش غیر حرفه ای معلمان، مدرسه، عوامل مدیریتی، دانش آموز، والدین و کتاب های درسی چالش های اجرای رویکرد و رشد حرفه ای معلمان، رشد مهارت های شناختی، رشد مهارت های عاطفی، بهبود مهارت های بین فردی و رشد مهارت های خودمدیریتی دانش آموزان از فرصت های اجرای رویکرد یادگیری زمینه محور می باشد. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش می توان گفت چالش ها و مشکلات زیادی در مقام اجرا وجود دارد، و نیز آگاهی اکثر معلمان از این رویکرد به شکل نظری است و در عمل ادراک درستی از نحوه اجرای آن ندارند. بنابراین لازم است در خصوص آموزش معلمان در این زمینه تلاش بیشتری صورت گیرد.
کاوش و اعتباریابی چارچوب برنامه درسی ادبیات تطبیقی مبتنی بر مهارت های تفکر نقادانه برای دانشجویان کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مهارت های تفکر سطح بالا به ویژه مهارت های تفکر انتقادی در آموزش عالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا یکی از ملزومات اساسی دانشجو جهت ورود به بازار کار و جامعه قدرت تفکر اوست تا بواسطه آن بتواند به حل مسائل و مشکلات بپردازد. واحد درسی ادبیات تطبیقی از دروس مهم دانشجویان مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی به شمار می رود و اهمیت فراگیری آن در مقاطع تحصیلات تکمیلی دو چندان می شود. بنابراین، با توجه به اهمیت مهارت های تفکر انتقادی در واحدهای درسی از قبیل؛ ادبیات تطبیقی که بستر مناسب برای گفت و گو، نقد به شمار می رود، طراحی چارچوبی مطلوبی برای برنامه درسی ادبیات تطبیقی بسیار مهم و ضروری است. روش پژوهش حاضر روش آمیخته یعنی طرح اکتشافی متوالی (کیفی-کمی) است؛ پژوهش حاضر سعی نموده است نظریات مختلف مرتبط با مهارت های تفکر نقادانه را به عنوان یکی از متغیرهای مهم پژوهش، مورد مطالعه قرار داده، و بر اساس آن و با تصمیم نهایی متخصصان حوزه برنامه درسی رشته عربی، علوم تربیتی و روان شناسی به طراحی چارچوب برنامه درسی ادبیات تطبیقی مبتنی بر مهارت های تفکر نقادانه بر اساس عناصر اصلی برنامه درسی (اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری، اسالیب ارزشیابی) بپردازد. علاوه بر آن جهت اعتباربخشی، چارچوب طراحی شده در اختیار متخصصان قرار گرفت و چارچوب پیشنهادی به عنوان چارچوب مطلوب پیشنهاد شد. در نتیجه اهداف با 10 ویژگی، محتوا 18 ویژگی، راهبردهای یاددهی-یادگیری 10 ویژگی، و ارزشیابی 9 ویژگی مورد تأیید متخصصان قرار گرفت.