ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
۱۹۶۱.

تحلیل نمادین شخصیت های دیوان شاه نعمت الله ولی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نماد شخصیت دیوان شاه نعمت الله ولی تحلیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۶۴
از منظر علوم بلاغی، نماد، کلمه، عبارت یا جمله ای است که علاوه بر معنای ظاهری، طیف معنایی گسترده ای را به خواننده القا می-کند. نمادپردازی بهترین شیوه جهت بیان اندیشه های عرفانی و انعکاس غیرمستقیم افکار و عقایدِ عرفا است. بررسی نمادهای متون عرفانی، علاوه بر این که گره گشای ابهام حاکم بر آن ها است، دریچه ای برای ورود به عالم اندیشه عارفان است. عارف، از یک سو، جهت بیان تجربه های عرفانی خود و ذوق زایدالوصفی که بر اثر دریافت های درونی بر دلش مستولی می شود، و از سوی دیگر، جهت عدم افشای اسرار معرفت، گریزی جز توسل به زبان رمز و بیان نمادین ندارد. از اینرو، نماد جزء لاینفک متون عرفانی است. آثار شاه نعمت الله ولی عارف و صوفی مشهور قرن هشتم و نهم هجری، نیز از این قاعده مستثنی نیست. وی جهت بیان بسیاری از تجربه های غامض عرفانی خود از عنصر نماد - از جمله شخصیت های نمادین - بهره جسته است. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و اسنادی، شخصیت های نمادین موجود در دیوان شاه نعمت الله ولی را بررسی و تحلیل می کند. نتایج حاکی از این است که شاه ولی، در عرصه شعر، بیشتر شاعری نمادشکن است تا نمادپرداز و توجه بیش از حدّ وی، به معنا، وجه بلاغی و تصویری نمادهای او را به شدت ضعیف کرده است.
۱۹۶۲.

نمادهای اجتماعی در شعر محمدرضا شفیعی کدکنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: شعر معاصر نماد اجتماعی بیداری مردم محمدرضا شفیعی کدکنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
نماد یا سمبل یکی از جذاب ترین حوزه های خلاقیت در ادبیات است. در برهه های خاصی از زمان که هنرمندان قادر به بیان آشکار مفاهیم مورد نظر خود نبودند، به بیان غیرمستقیم یا نمادین متوسل می شدند. نمادهای اجتماعی عموماً یکی از پرطرفدارترین زمینه های ارائه مضامینی است که با رویکرد انتقادی و گاه سیاسی خلق می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی نمادهای اجتماعی در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک) است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای است. یافته ها نشان می دهد که برخی از نمادهای شعر م. سرشک، ساخته و پرداخته تصورات و تخیلات شاعرانه اوست و برخی دیگر به ساختار شعر معاصر که در برگیرنده خرده نماد، کلان نماد و نمادهای ارگانیک است، برمی گردد. زبان شعری این شاعر با توجه به اوضاع نابسامان دهه های چهل و پنجاه جامعه ایران که در فقر و فساد و ظلم به سر می برد، زبانی سمبلیک و نمادین است، اما در به کارگیری نمادها افراط و تفریط نمی کند. استفاده کاربردی از صورخیالی چون نماد در کنار جنبه زیباشناختی آن، یکی از ابزارهای او برای بیداری و آگاهی مردم است. از این رو، عمده ترین نماد شعری شفیعی کدکنی، نمادهای اجتماعی است. علاوه بر رویدادهای اجتماعی، وی از طبیعت و پدیده های طبیعی به شکلی نمادین برای بیان اغراض خود بهره جسته است. لذا پس از نمادهای اجتماعی، طبیعت و عناصر آن از پربسامدترین نماد شعری وی به شمار می آیند. افزون بر موارد ذکر شده، پاره ای از نمادهای بروز یافته در شعر شفیعی کدکنی به تأسی از شاعران همشهری، هم عصر یا ماقبل خود بوده است. البته این تأثیرپذیری بیشتر مربوط به دفترهای نخست شعری شفیعی است.
۱۹۶۳.

هارمونی وزن و عاطفه در قصاید انوری ابیوردی (با نگاهی گذرا به اشعار استاد وی، ابوالفرج رونی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هارمونی وزن عاطفه قصاید انوری ابوالفرج رونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۵۵
هارمونی در این مقاله با اندکی تسامح به معنای کلی سازش، هماهنگی و وحدت به کار می رود. موسیقی یکی از عناصر سازنده در شکل گیری و ساختار شعر است که کلام را برجسته می کند و رابطه ای تنگاتنگ و نزدیک با عاطفه و اغراض شاعر دارد. شاعر با گزینش موسیقی بیرونی متناسب با معنا یا همان وزن به عنوان یکی از شاخه های موسیقی ، تأثیر و ارزش هنری و ادبی شعر خود را افزایش می دهد و این امر به انتقال معنا و مفهوم و عاطفه نهفته در شعر به عنوان ژرف ساخت اثر باعث انسجام معنوی و همچنین هماهنگی آوایی در ترکیب با سایر عوامل موسیقی ساز خواهد شد. هدف این پژوهش بررسی کیفیت و کمیت انواع بحرها و اوزانشان و به طور خاص تحلیل میزان هماهنگی آنها با عاطفه و زبان دل و احساس انوری در کل قصاید می باشد که با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. در قصاید بررسی شده انوری، 9بحر و 37 وزن عروضی به کاررفته است که از این میان به ترتیب بحرهای رمل، خفیف، هزج، مضارع و مجتث و وزن های رمل مثمن مقصور/ محذوف و خفیف مسدس مخبون مقصور/ محذوف از بسامد بالا و شایان توجهی برخوردار هستند. تنوع وزنی، همنشینی هجاهایی با کیفیت خاص، یعنی توجه به نوع هجاها در ساختار سخن، همانند هجاهای بلند و کشیده یا هجاهای کوتاه و متحرک و نیز استفاده کم از ضرورات و اختیارات شاعری، سبب تناسب بسیار خوب این عوامل با عواطف و احساسات او همچون تأمل و درنگ، غم و اندوه و هیجان و نشاط شده است. توجه به این موارد و رعایت آنها، بروزعاطفه در هر دو جنبه فردی و نیز اجتماعی  را در قصاید انوری باعث شده است، امری که شعر او را از سایه تقلید و مدحِ محض بیرون کشیده و حتی از اقتدا به شاعری پیش رو در تغییر سبک چون ابوالفرج رونی که انوری خود را شاگرد وی می داند، دور و مستقل کرده است؛ زیرا افق فکری ابوالفرج فقط در حوزه مدح و کسب منفعت شخصی مجال ظهور و بروز پیدا می کند؛ اما انوری نسبت به مسائل و اتفاقات جامعه بی توجه نیست و بین وزن و عاطفه ارتباط و تناسب برقرار کرده و در این باره به استاد خود اقتدا ننموده است.
۱۹۶۴.

بازتاب مؤلّفه های ادبیّات پایداری در اشعار روزنامه جنگل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جامعه شناسی ادبیات ادبیات پایداری جنبش جنگل روزنامه جنگل میرزاکوچک جنگلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۶۷
: آثار حوزه ادبیّات پایداری می تواند بازتابی باشد از چگونگی مقاومت و پایداری جامعه ایرانی و مبارزات سیاسی  اجتماعیِ آن دربرابر تجاوز قدرت های خارجی و ظلم حکومت های استبدادی. «جنبش جنگل»، به رهبری میرزاکوچک جنگلی، یکی از نمادهای مقاومت مردم ایران دربرابر استبداد و استعمار و پیش درآمدی بر انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود. بخش درخور توجّهی از باورها و عقاید رهبران و کنشگران جنبش مزبور در قالب شعر، به زبان فارسی و گویش گیلکی، در روزنامه جنگل (نشریّه رسمیِ این جنبش مردمی) بازتاب پیدا کرده است. در این مقاله تلاش شده است، ضمن بررسی محتواییِ اشعار مندرج در روزنامه جنگل، به مثابه یکی از مواریث ادبیّات پایداری، برجسته ترین و مهم ترین مضامینِ آمده در آن نیز تدقیق شود. یافته های پژوهش نشان می دهد میهن دوستی و ملّیّت، دعوت به اتّحاد و همدلی، تأکید بر هویّت دینی و اسلامی، بیگانه ستیزی و نقد سیاست های بین المللی، نقد و اعتراض به وضع نابسامان داخلی، دعوت به قیام و مبارزه مسلّحانه، و نیز دفاع از ارزش هایی مانند استقلال طلبی و آزادی و عدالت خواهی ازجمله مهم ترین مؤلّفه های ادبیّات پایداری است که در اشعارِ آن روزنامه بازتاب یافته است.
۱۹۶۵.

«بررسی تجربه های عرفانی و «تعبیر» از دیدگاه «استیون تی. کتز» و «والتر ت. استیس»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: استیس تجربه عرفانی تعبیر کتز عرفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۳
این که تجربیات عرفانی در مسیر عرفان برای عارفان، قابل دستیابی است، هیچ تردیدی نیست. این تجربیات، توسطِ شخصِ عارف و مخاطبان اندیشه ها و تجربه های حسیِ عارفان، با توجه به برداشت های شخصی ارائه می شوند. یکی از اهرم هایی که می توان از آن برای ارائه تجربه بهره برد، «تعبیر» است. به طور یقین «تعبیر» نقش کلیدی در معرّفی تجربه های عرفانی دارد. «کتز» و «استیس» هر دو به نقشی که «تعبیر» در ارائه اندیشه ها و تجربه های عرفانی بازی می کند، اذعان دارند. تفاوتی که در دیدگاه آنها مشاهده می شود، بر این امر استوار است که «کتز» کسب تجربه عرفانی را به مانند گونه های دیگر تجربه، برساخته از زمینه های فرهنگی و اجتماعی ای که عارف در آن محیط در اختیار داشته، می داند. وی همه تجربه ها را پردازش شده رهگذرهای بسیار پیچیده معرفتی ای می داند که به طور سازمانی برای سالکان و رهروان با توجه به پیشینه زندگیِ آنها، به دست می آید. اما «استیس» باور دارد که تجربیات و حالات عرفانی اساساً در سراسر جهان با وجود تفاوت در فرهنگ ها و محیط زندگی و نهادهای دینی گوناگون، به شکلِ یکسانی بروز می کند. وی، دست یابی به احوال و تجارب عرفانی را همان ذات سرمدی یا تجربه متعالی می داند، که بدون هیچ واسطه ای تجربه می شود. این مقاله، بر مبنای دیدگاه های «کتز» و «استیس» به بحث چگونگی شکل گیریِ تجربیات عرفانی و نحوه گزارش آنها که با تعبیرات مختلفی ارائه می شود، به بررسی ارتباط تجربه عرفانی با «تعبیر» پرداخته است.
۱۹۶۶.

بررسی تطبیقی فرم و محتوا در رمان «هم نوایی شبانۀ ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی و رمان «بیگانه» اثر آلبر کامو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرم محتوا هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها بیگانه بررسی تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۵
پیرنگ و اجزای آن، زاویه دید، شخصیّت پردازی و صحنه پردازی، مهم ترین عناصر داستان هستند. در این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است، دو رمان بیگانه اثر آلبرکامو و هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها اثر رضا قاسمی، از منظر فرم و محتوا مورد مقایسه قرار گرفته اند. پیرنگ، کانون روایت و زاویه دید، شخصیّت و شخصیّت پردازی، صحنه (زمان و مکان)، مؤلّفه هایی هستند که از منظر فرم داستانی در دو اثر مورد اشاره، تحلیل و تبیین شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که دو اثر مورد تحلیل، در مؤلفه های فرمی، دارای تفاوت هایی هستند. در رمان بیگانه، زمان به صورت خطّی سپری می شود و پیرنگ را شکل می دهد؛ در حالی که در رمان هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها، زمان به صورت سیّال بوده و با پیشرفت داستان، مدام تغیییر می کند. همچنین مضامین محتوایی در این دو رمان شبیه بوده؛ و پوچی، مرگ اندیشی، نوستالژی و بی هویتی از جمله مهم ترین مضامین مشترک در این دو رمان هستند.
۱۹۶۷.

A Narratological Analysis of the Strategic Affective Enlistment in Hardy’s Major Wessex Novels(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Affective Narratology Empathetic Identification Affective Sensibility Wessex Novels Thomas Hardy Empathy - Altruism Hypothesis

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۴ تعداد دانلود : ۴۳۷
The present study focuses on the strategic process of enlisting the readers’ empathetic responsiveness in Thomas Hardy’s major Wessex novels. The analytical perspective draws on Suzanna Keen’s theories in affective narratology; it intends to uncover the stylistic strategies of affective impressionism in the Wessex narratives. The methodological procedure is grounded in the qualitative appraisal of the emotive aspects of Hardy’s realistic representations through critical discourse analysis. The research approach is influenced by the recent mind theories in cognitive science, emphasizing emotional perception as the most significant determinant of the gestalt of interpretations. The semi-fictional world of Wessex capitalizes on an insight into the primacy of emotive sensibility over cognitive rationality. The authorial intentionality in the Wessex narratives aspires to propagate human compassion by resorting to the literary application of the empathy-altruism hypothesis. The melioristic agenda for edification via investment in the readers’ emotive capacities saturates the narratives’ impressionistic composition. The manipulation of the narrative consciousness foci in the major Wessex novels enables Hardy to maintain his readers’ empathetic identification with his characters’ predicaments in a philosophical context. Moreover, the tagged characterization of the protagonists establishes the intended impressions of their temperament and demands the corresponding empathetic responses from the readers.
۱۹۶۸.

بررسی اختلاف نظر شارحانِ مخزن الاسرار در ضبط و تحلیل ابیات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شرح ابیات مخزن الاسرار محمد بن قوام دستگردی ثروتیان زنجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۹۳
در این پژوهش با مراجعه به یک شرح قدیمی و چند شرح معاصرِ مخزن الاسرارکوشیده می شود ضمن مقایسه نظر شارحان در تحلیل اشعار به تفاوت ها و ابهام های شرحِ ابیات نیز توجه شود. با توجه به اینکه ابیاتِ انتخاب شده، بیشتر دشوار و بحث انگیز هستند، توجه به نظر هر شارح و مقایسه آنها با یکدیگر، جایگاه و اهمیت آن شرح را نیز نشان می دهد. از سوی دیگر ابهام ها و گاه نارسایی های معنایی هر بیت نیز آشکار می شود. شرح محمد بن قوام بلخی از قدیمی ترین شروح خطی مخزن الاسرار است که به قرن هشتم بر می گردد و بر بسیاری از شروح بعد از خود تأثیرگذار بوده است. شرح حسن وحید دستگردی از نخستین شروح چاپی معاصر است و در کنار شرح مخزن الاسرار بهروز ثروتیان و برات زنجانی بسیار توجه پژوهشگران این عرصه را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد تفاوت معنایی و تفسیری در این شروح به نسبت زیاد است و در جاهایی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از این معانی و توضیحات، درنهایت راهگشا نمی شود و ابهام بیت هم چنان باقی می ماند؛ بنابراین، ضرورت دارد برای دریافت معنای دقیق تر ابیات، ضمن مراجعه به بافت متنی ابیات و بهره گیری از شواهد شعری منظومه های دیگر نظامی، دوباره به شرح و تفسیر مخزن الاسرار توجه شود. روش کار شارحان متفاوت است و بیشتر بر معنای واژگان و ابیات متمرکز شده اند و ساختارهای بلاغی، دستوری و ترکیب سازی های زبانی، کمتر واکاوی شده است.
۱۹۶۹.

بررسی بُعد تعلیمی در آثار عطار (منطق الطیر، الهی نامه و مصیبت نامه) بر اساس نظریه تداعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری نظریه تداعی ادبیات تعلیمی الهی نامه منطق الطیر مصیبت نامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۳۱
تداعی به عنوان یک سبک در تعلیم و تعلم، بخش مهمی از آثار ادبیات عرفانی را شامل می شود؛ زیرا از سویی با سبک تولید محتوای عرفانی ارتباط وسیعی دارد و از سوی دیگر به فرایند یادگیری کمک شایانی می کند؛ از همین جاست که تداعی در نظریات معاصر یادگیری، جایگاه مهمی دارد. بنیاد تداعی پویایی و حرکت است و متن عرفانی را از حالت ایستا خارج می کند و به آن رنگ و روح می بخشد. ازآنجایی که داستان سرایی عرفانی در شعر فارسی با سنایی آغاز شد و به واسطه عطار به مولوی رسید و در مثنوی اوج خود را یافت، در این تحقیق با بررسی سه اثر داستانی عطار با رویکرد روانشناسی نشان می دهیم که تداعی چه جایگاهی در این آثار دارد و سهم هر یک از آثار عطار از کاربست تداعی چه بوده است. این امر برای نشان دادن سیر و تحول داستان سرایی عرفانی ضروری است. برای نمایاندن آن ابتدا روش های تداعی بیان شد، آنگاه به بررسی این روش ها در آثار عطار پرداخته شد، نتایج دالّ بر این است که ویژگی های تداعی و تنوع برخی از ابزار آن یعنی پرورش مضامین عرفانی، کثرت اندیشی، ساختارشکنی تقابل های فکری و چندلایگی متن، در الهی نامه و منطق الطیر به اوج خود می رسد؛ درحالی که ایستایی در روایت های مصیبت نامه بیشتر است.
۱۹۷۰.

ترس در داستان «شاخه های شکسته» اثر جمال میرصادقی: تحلیلی شناختی

کلیدواژه‌ها: زبان شناسی شناختی ترس استعاره مفهومی مجاز جمال میرصادقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف از این پژوهش توصیفی- تحلیلی، بررسی سازوکارهای شناختی استعاره و مجاز در مفهوم سازی احساس ترس در داستان کوتاه «شاخه های شکسته» اثر جمال میرصادقی (1354) است. برای این هدف، همه شواهد استعاری و مجازی بیانگر مفهوم ترس از اثر یادشده استخراج و در چارچوب نظریه استعاره های مفهومی بررسی شدند. یافته ها نشان داد که در شاخه های شکسته، از 12حوزه مبدأ استعاری (دیدن فرد غریبه، شی ء بُرنده، تاریکی، موجود فراطبیعی، شنیدن صدا، تنها ماندن، ماده درون ظرف، مرگ، دیدن سایه، خون، حریف و دیدن چهره نامتعارف) و 16 واکنش بدنمند و رفتاری مجازبنیاد (بازماندن دهان، درخشندگی چشم ها، ناتوانی در حرکت، شنیدن صدای تنفس، تکان های جسمانی، ناتوانی در فکر کردن، گشاد شدن چشم ها، غش کردن، عرق کردن کف دست، قرمزی چشم ها، فرار، نگاه کردن به پشت سر، حفظ سکوت، خواندن دعا، مخفی شدن و رفتار حیوانی) برای صورت بندی مفهوم ترس استفاده شده است. نتیجه نهایی حاصل از بحث این است که استعاره های مفهومی و به ویژه استعاره های ساختاری برای بیان علت پیدایش ترس به کار رفته اند و واکنش های بدنمند و رفتاری مجازبنیاد، بر بازنمایی تأثیر ترس بر شخصیت ها تأکید داشته اند تا دلهره بیشتری عینی سازی شود. نوآوری این پژوهش، تأکید بر جداسازی نقش استعاره های مفهومی و مجاز در بازنمایی ترس است و از این نگاه، نتایج به دست آمده با سایر پژوهش ها متفاوت است.
۱۹۷۱.

بررسی تطبیقی سیر و سلوک زائر جان بان یِن و سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جان بان یِن سیر و سلوک زائر آقا نجفی قوچانی سیاحت غرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۸
انتشار سیر و سلوک زائر جان بانْ یِن در انگلستان قرن هفدهم و سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی در ایران قرن بیستم متأثر از وضعیت های اجتماعی و تاریخی همانندی است. بان یِن و قوچانی در مواجهه با پدیدارهای همسان در دوره های تاریخی و اجتماعی متفاوت واکنش های مشابهی بروز داده اند. در انگلستان به دلیل آغاز مدرنیته و در ایران به دنبال ورود این اندیشه طبقه های متوسطی شکل گرفت که حیات دنیوی برای آنها از قدر و منزلت بیشتری برخوردار شد. دل واپسان دینی برآن شدند تا با استفاده از ژانر نوپدیدِ داستان این طبقه ها را از غوطه ور شدن در زرق وبرق زندگی مدرن برحذر دارند. این دو اثر هم از جهت پیرنگ و ساختار روایی و هم در شیوه بیان حوادث و فضاسازی های داستانی به همدیگر شباهت دارند. از دید زیگبرت سالمن پراور، هرگاه وضعیت های اجتماعی و انسانی مشابهی در دو جغرافیای متفاوت پدیدار شود، زمینه برای پیدایش آثاری با درون مایه های همسان فراهم می آید. این پژوهش با استمداد از این نظرگاه، پس از ترسیم مشابهت ها با ارائه شواهد، موارد قابل تطبیق این دو متن را به دست می دهد و تأثیر زمینه اجتماعی در شکل گیری آن دو متن و شباهت هایشان را نمایان می سازد.
۱۹۷۲.

تحلیل کمیت زمان در منظومۀ بهمن نامه بر اساس نظریات ژرار ژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: روایت شناسی زمان روایت زمان پریشی نظریات ژنت بهمن نامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
کمیت زمان یکی از مؤلفه های اساسی و بنیادی در خلق هر اثر روایی و داستانی است و بدون حضور این کمیت، شکل گیری هر روایت و رویدادی غیرممکن است. در بررسی زمان روایت با مؤلفه های تابع زمان، فشرده سازی و یا کش آمدگی روایت، مکث ها و شتاب های مثبت و منفی روبه رو می شویم. در فیزیک مدرن، درک زمان منوط به حرکت است و در نظریه نسبیت خاص انیشتین، رویدادها در وضعیتی خاص می تواند از گذشته به حال و از حال به آینده منتقل شود. در روایت شناسی، به دو نوع زمان قائل شده اند: زمان گاه شمارانه (زمان تقویمی) و زمان روایی (زمانی بدون توجه به زمان خطی و طبیعی). در منظومه بهمن نامه با بهره گیری از عناصر گاه شمارانه و زمان روایی، می توان پرسش هایی مطرح کرد، از جمله: خالق منظومه بهمن نامه چگونه از عنصر زمان برای پیشبرد روایت بهره برده است؟ سرعت نقل روایات در این منظومه چگونه است و تقدم و تأخر زمانی (زمان پریشی) در این منظومه ها چه جایگاهی دارد؟ آیا مؤلف بیشتر به آشفتگی های زمانی گذشته نگر نظر داشته یا آینده نگر؟ در این پژوهش علاوه بر پاسخ تحلیلی به پرسش های فوق، به بررسی ناهمخوانی میان زمان روایت و زمان تقویمی که باعث پیدایش ناپیوستگی و گسست های زمانی در طول داستان شده، پرداخته شده است.
۱۹۷۳.

وام واژگان در دو اثر محمدرضا شفیعی کدکنی (موسیقی شعر و ادوار شعر فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واژه خانواده واژگان وام واژه موسیقی شعر ادوار شعر فارسی محمدرضا شفیعی کدکنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
بی شک یکی از تأثیرگذارترین و پرکارترین نویسندگان دانشگاهی چند دهه اخیر در رشته زبان و ادبیات فارسی محمدرضا شفیعی کدکنی است. این مؤلف دارای سبکی خاص در نگارش کتاب های خویش است که تا حدودی با نویسندگان همعصر او تفاوت دارد. این تفاوت علاوه بر نگرش و تفکر به نوع ترکیب واژگان و اسلوب بهره مندی ایشان از انواع واژگان؛ چه واژگان فارسی و چه غیرفارسی و تألیف این عناصر نیز ارتباط تام دارد. بخشی از این واژگان، لغات دخیل یا وام واژگان است. هدف اصلی از انجام چنین تحقیقاتی واکاوی عناصر و اجزای اثر تألیفی شاخص و اثرگذار است تا با بهره گیری از این داده ها به گوشه ای از ابعاد و علل تأثیرگذاری آن اثر نزدیک گردد. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق آماری و کمی به بررسی دو کتاب موسیقی شعر و ادوار شعر فارسی و عناصر سازنده آن ها یعنی واژگان و تعیین ملیت واژگان در حد وسیع می پردازد. ازآنجا که بخش های مختلف این دو کتاب در زمان ها و مکان های مختلف نوشته شده است. این مسأله به صورت معناداری بر یافته ها اثرگذار بوده است. یعنی زمان ها و مکان های متفاوت بر نوع و حتی تعداد بهره گیری از وام واژه تأثیر گذاشته است. وام واژگان عربی در رتبه نخست وام واژگان در 4 مقوله تقسیم بندی شده: اصطلاحات علوم ادبی، مصادر، قیود و حروف قرار دارد.
۱۹۷۴.

تحلیل زبان شطح بر اساس الگوی گفتمان پویا در «شرح شطحیات» روزبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان عرفانی شطح روزبهان گفتمان پویا غایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۶۵
یکی از بخش های مهم زبان عرفانی، شطحیات عارفان است؛ تحلیل زبان شطح با استفاده از الگویی که در این پژوهش بر پایه گفتمان پویا طراحی شده است، میسر است. این الگو نشان می دهد، یکی از دلایل هنجارگریزی در زبان شطح، توجه به «غایت» در زبان و اندیشه عارفان است. هدف این پژوهش پیشنهاد الگویی برای تأویل شطحیات عارفان است که به شطح از منظر «معرفت-شناختی» آن می نگرد؛ اساس این الگو با دقت و تأمل در نگاه غایت اندیش و بلندنظرانه عارفان به انسان و حقیقت وجودی او بنا نهاده شده است. بر این اساس با بررسی مقوله های «هویت» / «شدن» و «نیل» / «غایت» چگونگی قابلیت تأویل شطحیات عارفان بر اساس الگوی گفتمان پویا را تبیین و تحلیل کرده ایم. نگاه عارف به گوهر وجود خویش و دانستن قدر آن موجب شده است، سخن او در نگاه ظاهراندیشان رنگ نوعی ناهنجاری به خود بگیرد. حال آن که سخن و عمل شطح آمیز نتیجه نوع باور عارف به ماهیت سیال و پویای خویش است که در «نیل» به هیچ منزلی از حرکت بازنمی ایستد و پویایی، صیرورت و تحول همیشگی، جزءِ ماهیت و حقیقت هستی اوست. از آنجا که عرفان با صیرورت و تحول هم عنان است، گفتمان پویا به دلیل ماهیت پویا و حرکت دایمی و حضور مفاهیمی چون «شدن» و «غایت» در آن به ما اجازه می دهد، لوازمی را که عارف به صورت تئوریک برای نشان دادن این تغییر و تحول در عرصه زبان شطح نیاز دارد، تبیین کنیم.
۱۹۷۵.

تحلیل دگردیسیِ حکایتِ (آبگیر و سه ماهی) در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دگردیسی حکایت «آبگیر و سه ماهی» مثنوی کلیله و دمنه هرمنوتیک صوفیانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
مولانا برای بیان نکات عرفانی حکایتِ «آبگیر و سه ماهیِ» کلیله و دمنه را در مثنوی بازآفرینی می کند. تحلیل دگردیسی معناییِ این حکایت، شگرد مولانا برای تبدیل مضامین محدود آن به مفاهیم گسترده عرفانی و چگونگی آفرینش ساختاری نو، هدف اصلی پژوهش حاضر است. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی به نقد دلایلی می پردازد که مولانا بر آن اساس، حکایتِ کلیله را «قشر قصه» و داستان خویش را «مغز جان» می خواند. یافته ها نشان می دهد که مولانا با استفاده از مضامین قرآنی، احادیث نبوی، سخنان صوفیه و امثال و حِکم، مفاهیم مُلهم از تجارب عرفانیِ خود را در فضای کلی قصه القاء می کند و با توسل به نوعی شیوه سخن پردازی در تفسیر افکار و اعمال سه شخصیت اصلیِ حکایت، بر درک نکته ها و رمزها تأکید می ورزد و در اشاره به ماجراهای داستانی از طریق کارکرد ترغیبی اقناعیِ پیام های خود، مباحث عرفانی را می گسترد و به هنگام نقل ماجرا های میانی در قالب تمثیل های گوناگون و با استفاده از قابلیت های ویژه زبان عرفان، درون مایه قصه را برای تصویر عوالم معنوی بسط می دهد و در بیان محتوا بر اساس دو مقوله حکمت و هدف، نمادهای عالیِ متن خود را می آفریند تا قصه مثنوی را ضمن حفظ مشابهت ظاهریِ روایت، در بافتاری متمایز از حکایتِ کلیله عرضه کند.
۱۹۷۶.

ماجرای فالوسنتریک احمد: خوانشی روان کاوانه از کتاب داستانی تصویری ماجرای احمد و ساعت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رشد روانی جنسی روانکاوی کلاسیک فروید کتاب داستانی تصویری ماجرای احمد و ساعت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۰
  هدف این مقاله ارائه ی خوانشی روانکاوانه از کتاب تصویری ماجرای احمد و ساعت ، مبتنی بر نظریه رشد روانی جنسی زیگموند فروید است. خوانش متن اثر به یاری روانکاوی کلاسیک، نمادها و شواهدی را پیش چشم می آورند که نشان می دهند با اثری نَراَندام محور روبه روییم که در آن روند مطلوبِ اجتماعی و بهنجارشدن یک پسر بچه بازنمایی شده است. احمد، شخصیت اصلی داستان، در مرحله ی آلتی یا فالیک رشد خود قرار دارد، ولی زمان آن رسیده که تعارض های اودیپی اش حل وفصل شوند و با پذیرش اقتدارِ پدر، آماده ی ورود به مرحله ی نهفتگی رشد روانی جنسی اش شود. اعتبار و کارکرد زمان و ضرورت پایبندی به قواعد تغییرناپذیر آن یکی دیگر از یافته های دیدار نظریه و متن در این اثر است. افزون بر این، خوانشی این چنین از اثر بررسی شده نشان می دهد که چگونه برخی آثار ادبیات کودکان شکل خاصی از کودک خوب را ترویج کرده و همچنین تصویری از کودک مبتنی بر ارزش های مردمحور را بازتولید می کنند.      
۱۹۷۷.

معرّفی جزوه قرآنی مترجم ش 2752(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترجمه قرآن جزوه مترجم ش. 2752 بانو خراسان بنت ابی القاسم نسخه خطی نثر قرن پنجم هجری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۸۴
زمینه: ترجمه های کهن قرآن کریم یکی از ذخایر ارزشمند ادب فارسی به شمار می آیند که از رهگذر تحقیق و تفحّص در آن ها باور به دیرینگی و غنای فرهنگ زبان فارسی عینیت می یابد. جزوه قرآنی مترجم ش 2752 که در بخش نسخ خطّی کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود، یکی از این ترجمه ها و گنجینه ای گرانبها از واژگان اصیل و کهن فارسی است. روش: در این جستار با روش تحلیلی توصیفی چگونگی روش ترجمه و مهم ترین ویژگی های زبانی، لغوی و ادبی این ترجمه مورد بررسی قرارگرفته است. یافته ها: گرایش مترجم به استفاده از واژگان سره فارسی، استفاده از افعال معلوم فارسی در ترجمه افعال مجهول عربی، کاربرد ضمیر «او» برای غیرعاقل و غیرجاندار، کاربرد حروف اضافه «اندر» و «مر ... را»، ابدال و ادغام در کنار شیوه نشان گذاری نسخه، نزدیک بودن بدنه اصلی متن قرآن به قرائت کسائی و ابن عامر از قرّاء سبعه و اعراب گذاری به شیوه نظام ابوالاسودی یا نقطه های شنگرفی دلالت بر تحریر این نسخه در قرن پنجم هجری دارد.
۱۹۷۸.

مطالعه تبارشناسانه ساخت مایه عرفان با تکیه بر حکایت «شهر دوشیزه»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تبارشناسی تصوف دوره بازگشت ادبی شهر دوشیزه اکسیر الجنون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۹
بر اساس پژوهش های دیرینه شناسی، تکرار تجربه های عرفانی سبک عراقی، پنداشت کلی در مطالعه ادبیات دوره بازگشت است. مطالعات تبارشناسی نشان می دهد گستره ادبیّات، علاوه بر تجربه زبانی، سرشار از پیشایندهای رخدادپذیری است که سبب می شود پیکره متن ادبی، علاوه بر ساختار و محتوا، برخوردار از بُعد عمق نیز باشد که تجربه را نه در نظام گفتمانی، بلکه در اعمال غیرگفتمانی تحلیل می کند. پژوهش حاضر، سعی نموده ویژگی های تجربه و تقلیدی بودن آن را در سبک بازگشت، از منظر تبارشناسی تحلیل نماید. از این رو، با تحلیل توصیفی حکایت «شهر دوشیزه» و بررسی ساخت مایه تجربه و نبوغ شاعران این دوره به این نتیجه دست یافته که دیرینه شناسی با تکیه بر جهان بینی و شناخت پیشینیان گزینش الفاظ و ترکیبات، صور خیال و شیوه توصیف و ابزارداستان در داستان و ... را محملی برای انتقال معنا دانسته است. بررسی نظام گفتمانی متن نشان می دهد: عرفان در دوره بازگشت، موفق به بازنمایی شهود عارفانه دوره سبک عراقی نشده است. به عبارتی دیگر، حکایت های این دوره، از نظر روح گفتمانی متمایل به تصوّف دوران صفویه و از نظر کالبد، مشابه عرفان سبک عراقی است؛ اما تحلیل تبارشناسانه اثر، آن را به عنوان کردار گفتمانی با شاکله های هستی مند مستقل می بیند که زبانش بازنمایی گفتمانی را ممکن کرده است.
۱۹۷۹.

بررسی جستارهای تعلیمی در اثر گمنام «اطباق الذهب فی المواعظ والخُطب» اثر شرف الدین شفروه اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شفروه اصفهانی اطباق الذهب ادبیات تعلیمی قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
کتاب وزین «اطباق الذهب فی المواعظ والخطب» اثر شرف الدین شفروه اصفهانی، از نویسندگان و شاعرانِ ایرانی در سده ششم هجری است که آن را به سبک مقامات و به تقلید از اثر «اطواق الذهب» زمخشری، با اسلوبی مسجّع و دارای محتوایی تعلیمی و اخلاقی نگاشته است. «اطباق الذهب» در قالب نثر فنّی، دارای حدود 100 مقاله تعلیمی در موضوعات مختلفی همچون مذمّت دنیاپرستی، بُخل، پیروی از هوس، فخرفروشی و .. و نیز دعوت به خیرخواهی نسبت به ضعیفان، غنیمت دانستن لحظات زندگی، یادآوری مرگ، سخاوت و بخشش و ... است. شفروه برای پرهیز از خشکی و تلخی پند و اندرز و مسرت طبع، گاه در الفاظ قلیل، معانی کثیر آورده و سخن خویش را به طبع زیور آیات و احادیث که از اندیشه ژرف او حکایت می کند، می آراید؛ از همین روی، اثرپذیری شفروه از متون دینی به ویژه قرآن کریم و نهج البلاغه، از بارزترین مؤلفه های ساختاری در مضامین تعلیمی در «اطباق الذهب» است. در این پژوهش به روش تحلیلی- توصیفی و با بررسی این اثر گمنامِ تعلیمی، مهم ترین انگاره های تعلیمی- اخلاقی در اثر مذکور مورد بازخوانی و تحلیل قرار خواهد گرفت
۱۹۸۰.

هم سنجی حکایت شیخ صنعانِ حسن الأمرانی با شیخ صنعانِ عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حسن الامرانی عطار نیشابوری حکایت شیخ صنعان همسنجی ادبیات تطبیقی مکتب فرانسوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۲
فرید الدین عطار (540 ق)، شاعر پرآوازه ایران زمین، و حسن أَمرانی (1949م) شاعر سرشناس کشور مغرب، دو تن از شاعران برجسته در ادبیات جهان هستند که هر دو در آثارشان به فراخوانی و دخالت دهی عارف نامی «شیخ صنعان» پرداخته و هر یک از رهگذر آن شخصیت کهن، ارزش  والای عشق و دلدادگی را ترسیم نمودند. در این پژوهش دو متن با دو زبان متفاوت و با مضامین و موضوعات واحد مورد واکاوی قرار می گیرد؛ متن نخست، حکایت شیخ صنعان اثر فرید الدین عطار، و متن دوم، حکایت شیخ صنعان اثر حسن الامرانی است. در پرتو اهمیت مسأله، پژوهش حاضر -که بر اساس مکتب فرانسوی در حوزه ادبیات تطبیقی و به شیوه توصیفی_ تحلیلی شکل گرفته- در پی هم سنجی و تحلیل  این دو منظومه است و تلاش دارد با توجه به اصل حکایت، به ارائه برخی شباهت ها و تفاوت ها بپردازد . یافته های پژوهش نشان می دهد که عمده ترین شباهت این دو اثر، انتخاب هدفمند دالّ حکایت شیخ صنعان در عنوان دو سروده، کثرت عبادت و مریدان شیخ صنعان است. از جمله تفاوت ها می توان به اختلاف در نحوه خواب دیدن و کیفیت عشق، نصیحت مریدان و تفاوت در تحلیل ساختاری اشاره کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان