تحلیل و بررسی گفتمانی شعر پایداری سمیح القاسم و علیرضا قزوه، از دیدگاه نظریه لاکلائو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات پایداری حوزه ای از ادبیات است که در کشورها و زبان های مختلف آثار متنوعی از آن ارائه شده است. در ایران و فلسطین به سبب شرایط سیاسی و جنگ ها و کشمکش های مختلف، خصوصاً در دهه های اخیر ادبیات پایداری رشد قابل ملاحظه داشته است و اشعار عمیق و تأثیرگذار آن را در آثار علیرضا قزوه از ایران و سمیح القاسم از فلسطین وجود دارد. در آثار این دو شاعر، بررسی و تحلیل نوع مرزبندی خود یا طرف خودی با دیگری یا طرف مقابل که همان دشمن است، از این حیث اهمیت دارد که نوع نگاه و جهان بینی شاعر، تفکر او و سیاست هایش برای خط کشی بین دو طرف و مبارزه با دشمن را جلوه گر می سازد و این مهم، هدف اصلی پژوهش پیش رو است. این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی و بر اساس تحلیل گفتمان نظریه لاکلائو و موفه است و به این سوال پاسخ داده است که نحوه بازنمایی «خود» و «دیگری» در اشعار شاعران انتخابی چگونه است؟ یافته های حاصل از پژوهش این است که هر شاعر به کمک معلومات و تفکر و دایره لغات خود، در قالب پنج مؤلفه اصلی شامل دال مرکزی، برجسته سازی، حاشیه رانی، دال خالی و اسطوره سازی به مرزبندی میان خود و دیگری پرداخته است که هر کدام از این مؤلفه ها به زیرمجموعه های دیگر تقسیم می شوند. نتیجه گیری پژوهش این است که در کنار تشابه نسبی روش های اصلی در مرزبندی خود و دیگری، قزوه، جریان را به سمت اعتراض و سمیح، به سمت بیان اسطوره ای برده و از این حیث، شباهت ها و تفاوت های فکری و زبانی در آثار آنان وجود دارد.