ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۹۸۱.

بررسی نقش های عاطفی و ادبی در خسرو و شیرین نظامی گنجوی بر اساس نظریه ارتباط رومن یاکوبسن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
نظریه روشی منسجم برای مطالعه ادبی است که بر اساس دیدگاه خاصی قرار گرفته باشد. یکی از این نظریه ها، نظریه ارتباطی یاکوبسن است. برای ایجاد هر ارتباطی به مجرایی نیاز است تا بتوان به کمک آن پیوند ذهنی میان فرستنده و مخاطب برقرار کرد. نظریه پردازان نقش های مختلفی را برای زبان در نظر گرفتند. نظامی از شاعرانی است که قریحه و استعداد بالایی در سرودن اشعار غنایی و عاشقانه دارد. در منظومه غنایی خسرو و شیرین، نقش عاطفی و ادبی، کمک کرده تا شاعر نگرش و احساس خود را بیان کرده، اشعار زیبایی خلق کند. دو نقش عاطفی و ادبی از نقش های پرکاربرد در خسرو و شیرین نظامی هستند. در خسرو و شیرین، نظامی احوالِ شخصی شخصیت های داستان را برای مخاطبش بیان می کند. این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی نقش های عاطفی و ادبی در خسرو و شیرین نظامی گنجوی براساس نظریه ارتباط رومن یاکوبسن پرداخت و میزان تأثیر این نقش ها در داستان ها و مخاطب مشخص گردید. نتایج پژوهش نشان داد که احساس، تخیل و اندیشه نظامی در متن داستان ها قابل مشاهده است و عنصر عاطفه در کلامِ نظامی سبب شور و شادی شده، مضمون آن به آسانی در ذهن مخاطب جای می گیرد. همچنین مشخص شد که کارکرد ادبی در شعر غنایی نظامی به اوج خود رسیده و نظامی برای منتقل کردن پیام خود از صنعت ادبی بهره برده است.
۱۹۸۲.

نقد تحلیلی «فضیلت انسانیت» در نظام اندیشگانی مولانا و مارتین سلیگمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۶
مثبت نگری به عنوان یکی از شاخه های علم روان شناسی توسط مارتین سلیگمن، با هدف کمک به انسان ها برای بهینه سازی کیفیت زندگی و رشد فضایل انسانی در شش گروه: خردمندی، شجاعت، انسانیت، عدالت، اعتدال و تعالی، شکل گرفته است. در اندیشه ها و آموزه های مولانا می توان تمامی این فضایل و توانمندی های منش را نمایان ساخت. این جستار که به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده، درصدد است تا به تحلیل و تبیین فضیلت «انسانیت» (از فضیلت های شش گانه سلیگمن) در آثار مولانا بپردازد. این فضیلت و زیر مجموعه های آن: عشق، مهربانی، هوش اجتماعی، در آموزه های مولانا قابل تبیین و بررسی است. البته سلیگمن و مولانا در این زمینه اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند؛ مانند اختلاف در مبحث عشق، تأثیر از مسائل دینی و... . اما مهم ترین اختلاف، در نوعِ نگاهِ این دو اندیشمند به انسان است؛ چراکه آبشخورهای این دو اندیشمند برای بیان یک آموزه همسان، با یکدیگر متفاوت است؛ یعنی نگاه مولانا، براساس آموزه های عرفانیِ اسلام و تأکید بر ارزش های معنوی و قرآنی «خدامحور» است؛ اما نگاه سلیگمن بر اساس فرهنگ پوزیتیویستیِ غرب و روان شناسیِ وجودگرا «انسان محور» است.
۱۹۸۳.

سیری تاریخی واژگان سازافزارهای موسیقی بر پایه متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
در این گفتار کوشش بر این است که در کنار نگاهی گذرا بر ردِ پای واژگان موسیقی از دوره باستان تا دوره اسلامی، تا جایی که متون به ما یاری می رساند، به متون موجود زبان پهلوی به صورت دقیق و با شرح و بسط پرداخته شود. به عبارتی پایه کار این گفتار بررسی و گردآوری و تحلیل ریشه شناختی واژگان موسیقی در متون پهلوی است. در این گفتار پرسش این است که روشن شود چه اندازه واژگان موسیقی در متون پهلوی موجود است و چه شماری از آن به فارسی دری راه یافته است. پس از فرایند بررسی روشن شد که واژگان بازمانده سازافزار موسیقی در متون پهلوی اندک است، به سخن دیگر 15 واژه سازافزار موسیقی و 15 واژه وابسته به موسیقی در این متون آمده است، که از آن تعداد هم 9 واژه سازافزار موسیقی به فارسی رسیده است. با وجود این همین اندک کاربرد واژگان موسیقی در متون پهلوی پس از سده های دور و دراز، ارزش و جایگاه آن را برای ما خاطرنشان می سازد.
۱۹۸۴.

گونه شناسی داستان: بازشناسی ایدئولوژی سیاسی صادق چوبک، در بستر نقیضه تمثیلی«اسائه ادب»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
شناخت گونه ها و زیرگونه ها، اقدامی مهم در جهت شناساندن آثار ادبی و ارزیابی زیبایی های سبکی و زبانی آن هاست. در پژوهش حاضر به منظور برداشتن گامی در این مسیر، داستان نقیضه وار «اسائه ادب» از مجموعه «خیمه شب بازی» با استفاده از رویکرد سبک شناسی انتقادی مورد مطالعه قرار می گیرد. سبک شناسی انتقادی با استفاده از سبک شناسی لایه ای، که کارکرد آن واکاوی لایه های متن به منظور کشف ایدئولوژی پنهان آن است، انجام می شود. در این روش خردلایه ها در بستر کلان لایه ها، و کلان لایه ها در ارتباط تداخلی شان با یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرند. نتایج پژوهش نشان می دهد که این داستان، نقیضه ای تمثیلی است که در ژرف ساخت خود به حوادث تاریخی مهمی چون بر سر کارآمدن رضاشاه، رفتار دوگانه وی در مواجهه با مذهب، قیام مسجد گوهرشاد، سرکوب روحانیون و همچنین ترور آیت الله مدرّس اشاره دارد. روایت در چارچوب الگوی مکتب رئالیسم سوسیالیستی نوشته شده، و همه مؤلّفه هایی که در این پژوهش به صورت پیش فرض در نظر گرفته شده اند، با تشکیل پیکره ای معنادار، ایدئولوژی سیاسی-سوسیالیستی نویسنده را در جهت مشروعیت بخشیدن به ستیز علیه سلطه، به طور ضمنی، انعکاس می دهند. 
۱۹۸۵.

بررسی عشق و روابط حاکم بر آن در «خسرو و شیرین» نظامی و بازنگری انتقادی پیشینۀ پژوهشی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۱
مطالعات پیشرو در حوزه نقد ادبی پیوند نزدیکی با نوع شناخت و تلقی از انسان و نیروهای درونی او پیدا کرده و بیش از هر چیز بر رویکردهای بین رشته ای متمرکز شده است. یکی از این رویکردهای مهم در این میان، دیدگاه رابرت استرنبرگ در تحلیل نظام عشق و روابط حاکم بر آن در دو تئوری «مثلث عشق» و «قصه عشق»، بسط یافته است. حال این پژوهش سعی دارد تا با روشی توصیفی – تحلیلی منظومه عاشقانه «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی را بر اساس این دو تئوری بررسی و تحلیل نماید. نتایج این بررسی نشان خواهد داد که در مجموع تمامیروابط عاطفی موجود در این روایت، با مؤلفه شور و اشتیاق آغاز شده و در مؤلفه صمیمت نیز اشتراک دارند؛ اما تفاوت عشق در شیرین و فرهاد با عشق خسرو در مرحله تعهد است. همین اختلاف، الگوی عشق را در شیرین و فرهاد به عشق آرمانی و در خسرو به عشق رمانتیک مبدل خواهد کرد که مقدمات جریان تراژدی را در این اثر غنایی رقم می زند. از سویی، شکل نخستین قصه ها از نوع قصه هنر هستند؛ که در مراحل بعدی، قصه های اعتیاد، کلکسیون و ایثار در این روایت موجودیت خواهند یافت.
۱۹۸۶.

جُستاری در مقایسه و تحلیل روایات حماسی و تاریخی دوره قاجار(با تأکید بر شهنشاهنامه عنوان نگار و ناسخ التّواریخ سپهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۰
احتمالی این شباهت ها و تفاوت ها، مورد مداقّه و بررسی قرار گیرد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد علّت در طول تاریخ، کشور ما همواره شاهد منازعات سیاسی و صحنه درگیری های نظامی فراوانی بوده است. این وقایع، علاوه بر تَبَعات و پیامد های خاصِّ اجتماعی، نظامی و سیاسی، زمینه خلق آثار حماسی زیادی را در ادبیّات غنی ما فراهم نموده است. دوره قاجار نیز از پُر بَسامدترین دوره های سیاسی، نظامی و اجتماعی بود که جِلوه های آن در تاریخ ادبیّات حماسی و روایی م ا به خوبی قابل مشاهده است. از جمله این آثار، کتاب شَهنشاه نامه، اثر منشی و ادیب بانفوذ دوران قاجار، میرزا تقی خان عنوان نگار می باشد. روایت حوادث این عصر از منظر ادیبی که خود و اجدادش از نزدیک شاهد آن بوده اند، دیدگاه تازه ای را به ما می بخشد که شایسته است مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. نگارندگان در جُستار پیشِ رو، کوشیده اند ضمن بررسی وقایع تاریخیِ منظوم در اثر یادشده، روایت این وقایع را با کتاب ناسخ التواریخ اثر لسان الملک سپهر، مورّخ نامیِ عصر قاجار مقایسه نمایند، تا شباهت ها و تفاوت های این دو اثر از لحاظ روایت های تاریخی آشکار گردد؛ هم چنین چراییِ شباهت ها و تفاوت های روایات، در دو اثر عمدتاً به این موارد مربوط است: استفاده از منابع مشترک یا متفاوت، خطای انسانی، قهرمان پروری در حماسه ها، شرایط زمانی و مکانی متفاوت در دو روایت، اهداف متفاوت راویان. روش تحقیق این جُستار تحلیل و توصیف محتوای کیفی است و گردآوری اطّلاعات از طریق فیش برداری صورت گرفته است.
۱۹۸۷.

ضمیر انعکاسی «خود خود» در غزلیات شمس (بررسی بازتاب یک ویژگی گویشی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۱
مولانا در آفرینش های ادبی خود، به زبانِ طبیعی خانواده اش که زبان ناحیه وَخش و بلخ و شرقِ خراسان است، بسیار توجه داشته است؛ ازاین رو، بهره گیری از گویش های محلی این مناطق، برای فهم بهتر آثار وی اهمیت فراوان دارد. در غزلیات شمس، علاوه بر «خویش»، «خویشتن» و «خود» گاه «خودِ خود» نیز به عنوان ضمیر مشترک دیده می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی کاربرد اخیر است. برای دستیابی به این هدف، نخست شاهدهای ناظر بر کاربرد «خودِ خود» در غزلیات شمس و برخی متون دیگر ذکر می گردد، سپس تداوم و بقای آن در برخی گویش های امروزی نشان داده می شود. آن گاه، به کمک شمّ گویشی نگارنده، جوانب مختلف آن به دقت بررسی می گردد. بر این پایه، «خودِ خود» در گویش های فارسی رایج در بلخ، هرات، مناطق هزاره نشین افغانستان، شرقِ خراسان جنوبی و شرق خراسان رضوی و برخی متون کهن متعلق به این مناطق، «ضمیر انعکاسی» است و می تواند در جمله، نقش های دستوری مفعول بی واسطه، مفعول باواسطه و مضاف الیه را بر عهده گیرد. بیان این نکته هم ضرورت دارد که سبک شناسان و زبان شناسان، پیرامون اهمیت توجه به تفاوت های ناشی از متغیرهای جغرافیایی در گونه ها و سبک های فارسی اتفاق نظر دارند.
۱۹۸۸.

نقدی بر فرضیه رؤیاپنداری وحی با مبانی اندیشه های مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۸
یکی از مباحث نوظهور در حوزه زبان قرآن و چگونگی نزول وحی، فرضیه رؤیاانگاری وحی است که در حدود یک دهه اخیر مطرح شده و مورد توجه و انتقاد صاحب نظران واقع شده است. یکی از مباحث پایه ای صاحب آن فرضیه که از آن برای تأیید فرض خود استفاده و بدان استناد کرده این است که این فرضیه تحت تأثیر تعالیم و زندگی عارفان و شاعران، به ویژه جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی، بوده است. رؤیاانگار با ذکر شواهدی از اشعار مولوی می کوشد که فرض خود را تأیید کند و اثرپذیری خود را از تعالیم او نشان دهد. نگارنده، باتوجه به این موضوع، به شیوه تحلیل متن و با رویکردی انتقادی کوشیده است با اشاره به برخی از مبانی اندیشه های مولوی، نقدی مختصر، اما نظری و  مبنایی بر فرضیه رؤیاانگاری وحی ارائه دهد. هدف از این نقد، نشان دادن ضعف های این فرضیه و برداشت های مغایر یا نادرست صاحب آن از اندیشه های محوری مولوی است. همچنین، نگارنده در پی اثبات این نکته است که این فرضیه و برداشت با اندیشه های بنیادی مولوی در حوزه های مختلفی همچون خداشناسی، جهان شناسی، انسان شناسی و پیامبر شناسی، و قرآن شناسی و وحی شناسی، نه تنها سازگاری و هماهنگی ندارد، بلکه در موارد متعددی با آن ها در تناقض است.
۱۹۸۹.

نظریه «حیث التفاتی» «ادموند هوسرل» و تحلیل تطبیقی دیدگاه های «هوسرل» و «عین القضاة همدانی» درباره نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
از مباحث مهم در عرفان اسلامی، نفس، انواع و اطوار آن است. مساله نفس به حدی حایز اهمیت است که تقریباً تمام عرفا به طرح آن پرداخته اند. چنان که از زوایای مختلفی مانند منشأ خلقت نفس، درجات نفس و عملکرد آن، مورد بحث واقع شده است. به نظر می رسد که بزرگان عرفان اسلامی، اگرچه در برخی موضوعات درباره نفس یکسان عمل کرده اند اما گاهی نیز به مبحثی خاص پرداخته اند که نشان از نحوه نگرش ویژه آن ها به موضوع نفس دارد. «عین القضاه همدانی» که از عرفای صاحب نظر در عرفان اسلامی محسوب می شود. درباره نفس سخنانی بیان کرده که د ر نوع خود دارای تازگی و اهمیت است و می توان مشابهت فراوانی میان گفته های وی و «ادموند هوسرل» فیلسوف بزرگ پدیدار شناس یافت. یکی از مصادیق مطالعات تطبیقی بیان شباهت های فکری میان دو اندیشمند است که الزاما از هم تأثیر نپذیرفته اند. در این مقاله به شیوه تحلیلی_تطبیقی، بنابر نظریه «حیث التفاتی» از «هوسرل» به بررسی دیدگاه های خاص وی درباره نفس انسانی پرداخته شده و از آن جا که میان وی و «عین القضاه» در پاره ای از مباحث مربوط به نفس انسان تشابهات جالب توجهی وجود دارد. نظریه «هوسرل» با دیدگاه «عین القضاه همدانی» مطابقت داده شده و براساس چهار مبحث مهم و کلی به بیان دیدگاه های مشابه آنان پرداخته. یکی از دستاوردهای این مقاله، تبیین رابطه میان عقل و نفس در هنگام شهود عرفانی است که هر دو اندیشمند معتقدند: عقل در آن لحظه، حضور دارد اما از تحلیل نوع و کیفیت آن عاجز است.
۱۹۹۰.

بازتاب عناصر عامیانه در دیوان فلکی شروانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
یکی از ابعاد بسیار مهم زبان و ادبیات فارسی را، ادبیات عامه تشکیل می دهد که در مقابل ادبیات خاصه می باشد. قصه ها و اشعار عامیانه مناسب ترین منبع برای شناخت فرهنگ و روحیات توده ی مردم هستند.ادبیات عامیانه ی فارسی هم مانند ادبیات کلاسیک دربرگیرنده ی دو بخش شعر و نثر می باشد. در ادبیات کلاسیک هدف از آفرینش یک اثر، تأثیر گذاری بر عواطف خواننده است و نویسنده برای خلق یک اثر علمی، عقلانی دست به قلم می شود. اما در آثار عامیانه، هدف از خلق آن، بیشتر سرگرمی و شگفت زدگی خواننده است. از مهم ترین علل شهرت شاعران، میزان استفاده از مسائل زیبایی شناسی(صور خیال) و مطالبی است که در اثر خود از آن بهره مند می شوند؛ در این میان یکی دیگر از این عناصر، تأثیرپذیری از باورهای عامیانه است. سهم ادبیات عامیانه را در شعر و نثر کلاسیک، سبک های گوناگون ادبی، از جمله سبک آذربایجانی نمی توان نادیده گرفت. هدف از این پژوهش آشنایی مخاطب با یکی از شاعران قرن ششم (فلکی شروانی) و میزان بهره مندی وی از عناصر عامیانه است. فقدان پژوهش در این زمینه، طرح این موضوع را تأئید می نماید. در این گزیده ابتدا تعریفی از ادب عامیانه و تاریخ جمع آوری آن ارائه شده؛ سپس خیلی کوتاه به معرفی فلکی شروانی پرداخته ایم و در نهایت سعی بر آن شده است تا با ژرف نگری اشعار وی، بازتاب عناصر عامیانه و باورهای موجود در دیوان فلکی را بیان کنیم. کلید واژه ها: ادبیات عامیانه- سبک آذربایجانی- فلکی شروا نی
۱۹۹۱.

تطوّر شخصیّت لیلی در منظومه های لیلی و مجنون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۳
بسامد داستان لیلی و مجنون در ادبیات فارسی بسیار است. داستان لیلی و مجنون از قرن چهارم هجری قمری مورد توجّه شاعران و ادیبان ایرانی قرار گرفته و در آثار آنان آمده است. تحول و تطور روایت و شخصیّت ها و مضامین در داستان ها و حکایت های لیلی و مجنون در ادب پارسی و هچنین ارتباط آن منظومه ها با شرایط مکانی و زمانی که داستان در آن سروده شده است و تفاوت آن با اصل روایت و مکان وقوع داستان عربی آن می تواند در شناخت بهتر و متفاوت از حکایت های نگاشته شده با نام مشترک لیلی و مجنون کمک کند. در این پژوهش بررسی تغییرات شخصیّت لیلی در بیان شاعران پارسی زبان هدف اصلی نگارش آن به شمار می آید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که منظومه لیلی و مجنون در طول تاریخ ادب فارسی در اشعار شاعران، با توجه به آن چه که از نظامی تقلید کرده اند، جز در موارد جزئی تغییر آن چنانی نداشته است و همگی در مورد وضعیت مکانی و فرهنگی و نیز محتوای منظومه که عشق بی بدیل است، اتفاق نظر داشته اند. لکن تفاوت های باریک و جالبی در شخصیّت لیلی در اشعار شاعران وجود دارد.
۱۹۹۲.

طبقه بندی، نقد و تحلیلِ اشاراتِ فاقدِ مأخذ، درباره احوالِ ابوسعید ابوالخیر در متون کهن ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
درباره ابوسعید، غیر از مقامه های موجود، دیگر مقامه هایی نیز وجود داشته که اکنون نشانی از آن ها در دست نیست. ازجمله قراینی که وجودِ این مقامه ها را به اثبات می رساند، تعددِ اشاراتی جدید به احوالِ شیخ است که در برخی منابع دیده می شوند. برای این اشارات، دو ویژگی می توان درنظر گرفت. نخست، شاذ بودن؛ دیگر آن که در مقامه های بازمانده، برای هیچ کدام مأخذی نمی توان یافت. جستارِ حاضر به طبقه بندی و تحلیلِ این اشارات پرداخته است. نتایجِ حاصل از پژوهش، مؤید آن است که اشاراتِ مذکور را ذیل پنج مجموعه می توان طبقه بندی و بررسی کرد. مجموعه نخست، آن اشاراتی هستند که با توجه به اطلاعاتی که از طریقِ مقامه های بازمانده در اختیار است، برای آن ها با وقایعِ حیاتِ ابوسعید، تناسبی نمی توان در نظر گرفت. مجموعه دیگر، مضامینی را شامل می شوند که از محتوایِ برخی اقوال، ابیات یا از مضمونِ بعضی مفاهیم أخذ شده اند. سه دیگر، مواردی را در برمی گیرد که نشان دهنده دگردیسیِ برخی از وقایعِ حقیقی هستند. چهارم، ضمنِ آن که با احوالِ ابوسعید، سازگاری کامل دارند، اطلاعاتی افزون تر از آنچه از طریقِ مقامه های بازمانده به آن ها می توان دست یافت، در اختیار می گذارند. پنجم، مبیّنِ حکایاتی هستند که احتمالاً به دلیلِ شُبهه و ضعف در اسناد، به مقامه های رسمی و شناخته شده راه نیافته اند. از منظرِ آشناییِ بیشتر با احوالِ بوسعید، برای مجموعه نخست، اهمیتی نمی توان درنظر گرفت. مجموعه دوم، دارای اهمیتی تقریباً نسبی است. امّا مجموعه های سوم تا پنجم، حائز کمالِ اهمیت هستند.
۱۹۹۳.

تصویر زنان در «سه قطره خون»، «علویه خانم» و «بوف کور» از صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۰
تصویر زنان در داستان های کوتاه صادق هدایت کلیشه های مختلفی را پشت سر گذاشته و در هر داستان بنا به وضعیت حضور زنان در عرصه های مختلف، بازنمایی های متفاوتی از آنان صورت گرفته است. پژوهش پیش رو با هدف پی بردن به نحوه بازنمایی نقش اجتماعی زنان در داستان های «سه قطره خون»، «علویه خانم» و «بوف کور» از صادق هدایت و شناخت ایدئولوژی نویسنده در پشت این بازنمایی ها انجام گرفته است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی سعی بر آن دارد تا به این سؤال پاسخ دهد که زنان در داستان های یاد شده چگونه بازنمایی می شوند و ایدئولوژی نویسنده در این بازنمایی ها چیست؟ یافته ها حاکی از آن اند که بازنمایی های ارائه شده از زنان در داستان های کوتاه صادق هدایت در راستای تحکیم و تثبیت کلیشه های جنسیتی قدم برداشته اند و چهره ای در راستای باورهای سنتی جامعه داشته اند. در بیشتر این داستان ها مردان سنتی و زنان منفعل به نمایش درآمده اند و نقش پر رنگ سنت و تأثیر آن در تصمیمات شخصیت های آن ها به خوبی مشاهده می شود.
۱۹۹۴.

تمثیل ؛ قدرت زبان سعدی و زبان قدرت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۶
سعدی در اثر برجسته ی خود گلستان، قدرت خلاًقه ای را به میانجی تمثیل به نمایش می گذارد. شمول آگاهی سعدی بر ظرفیت های زبان فارسی، همراه با قدرت زبان آوری او جایگاه ویژه ای به این سخنور چیره دست بخشیده است. هنر تمثیل به طور اعم، از جمله در گلستان سعدی، افزون بر حوزه ی زیبایی شناسی، متضمن ابزار کارآمدی است در باور پذیری اندیشه ها و عقاید مختلف که طی آن خالق اثر، اقناع مخاطب را به مدد تمثیل محقق می سازد. هدف از این تحقیق، با رویکرد کیفی و به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، عبارت است از ارزیابی یکی از ارکان بلاغت سعدی، یعنی انتخاب " تمثیل" به مثابه ی یک فرم در مقام گزاره ای هنری و موثر در کلام، به منظور نشان دادن ظرفیت های زبان سعدی و ارتباط آن با زبان قدرت. ضرورت این جستار آشنایی مخاطب با توانایی های گسترده ی زبان فارسی در خلق آثار برجسته و پیوند این زبان با عناصر زیبایی شناسی است در بازنمایی فرهنگ و مناسبات اجتماعی و تاریخی که از این منظر می تواند رهگشای تحقیقات مشابه باشد.
۱۹۹۵.

Etude des indications spatio-temporelles dans les œuvres théâtrales de Samuel Beckett(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۸
Cette étude explore l'utilisation des indications spatio-temporelles dans les œuvres théâtrales de Samuel Beckett, mettant en évidence leur rôle fondamental dans la structuration de ses pièces. Les concepts d’espace et du temps, détachés de leur sens habituel, deviennent des objets obsédants pour les personnages beckettiens, soulignant ainsi la dimension existentialiste et absurde qui caractérise ses œuvres. L’objectif principal de cette recherche est d'analyser comment ces éléments spatio-temporels contribuent à la création d’un univers clos et oppressant, où les personnages sont pris au piège d’un cycle répétitif, sans espoir d’évasion ni de progression. Cette étude repose sur une analyse structurelle qui s'articule autour de trois axes principaux : l’analyse du langage verbal, paraverbal, et de la structure textuelle. Ces approches seront explorées pour montrer comment Beckett utilise les éléments spatio-temporels pour construire un univers théâtral hermétique et oppressant. L’analyse révèle que ces éléments jouent un rôle crucial non seulement dans la caractérisation des personnages, mais aussi dans la création de l’atmosphère théâtrale. Les résultats suggèrent que ces éléments influencent profondément la perception émotionnelle et philosophique du spectateur, ouvrant ainsi de nouvelles perspectives pour les recherches futures sur leur impact dans le théâtre minimaliste. L’étude repose sur les théories de Franck Evrard, Marie-Claude Hubert, Bruno Clément et Anne Ubersfeld, en se concentrant sur les didascalies, les dialogues et les éléments paraverbaux, afin d’éclairer leur rôle dans la construction de l’univers théâtral de Beckett.
۱۹۹۶.

L’étude des seuils entre le hors-texte et le texte dans Le Grand Vestiaire de Romain Gary(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۶
Chaque roman a deux seuils, un seuil initial et un seuil final; ces deux seuils sont les intersections des deux mondes, le monde réel (le hors-texte) et le monde imaginaire (le texte). L’incipit, le seuil initial, est le lieu où la voix narrative commence à apparaître dans le monde imaginaire du récit. Cette relation, créée entre le lecteur et le texte par l’incipit sera terminée à la clôture du texte. Or, la partie finale est aussi considérée comme une position stratégique parce qu’elle fait état des données spatio-temporelles qui sont vitales pour le lecteur. Dans cette recherche nous allons étudier le rôle et l’importance de ces deux seuils entre le hors-texte et le texte dans Le Grand Vestiaire de Romain Gary. Nous visons à étudier comment l'auteur fait entrer le lecteur du hors-texte dans le texte et comment il le fait sortir du texte vers le hors-texte. Nous essayons alors de présenter, tout d’abord, des bases méthodologiques et des explications sur la notion de l’incipit et de la clôture et ensuite nous procédons à une analyse descriptive du texte. Les résultats de cette recherche nous montrent que l’auteur prend recours à des techniques différentes pour présenter le lecteur au milieu des évènements. Ensuite il utilise un système énigmatique pour encourager le lecteur à suivre les évènements de l’histoire. Les thèmes répétitifs dans l’incipit et la clôture fortifient l’homogénéité du texte d’autant plus qu’elles font état de l’habilité de l’auteur pour former les deux seuils initial et final.
۱۹۹۷.

Analyse traductologique des œuvres d'Erfân Nazar Âhari basée sur les tendances déformantes d’Antoine Berman(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۰
Erfân Nazar Âhari, écrivaine et poétesse iranienne contemporaine, est reconnue pour ses écrits, notamment ses nouvelles, imprégnées de thèmes mystico-religieux. Elle a également publié de nombreux ouvrages dans le domaine de la littérature de jeunesse. Le regretté Monsieur Afzal Vossoughi a traduit en français trois de ses nouvelles, publiées par les éditions Sâbérine: Une Baleine bat dans ton cœur , «LEILI» est le nom de toutes les filles du monde, Un prophète passa par chez nous. L'objectif principal de cette recherche consiste à examiner la version traduite des textes de Nazar Âhari et à révéler comment les choix de traducteur préserve l’authenticité et la profondeur du texte source. Pour ce faire, nous nous référons aux tendances déformantes qui se concentre sur le respect de l’«altérité» du texte original, c'est-à-dire sur l'importance de préserver la spécificité culturelle, linguistique et stylistique de l'œuvre source. Cette analyse s’efforce de déceler dans quelle mesure la traduction de ces textes mystico-religieux applique les tendances déformantes identifiées par Berman, telles que la rationalisation, l’allongement, la clarification, l’ennoblissement et vulgarisation ou l'homogénéisation qui sont plus récurrents dans ces traductions, et si elle parvient à transmettre fidèlement l'essence culturelle et stylistique de récits .
۱۹۹۸.

تناسخ بلاغی (معرفی تناسخ ادبی به مثابه شگردی بلاغی در ادبیات فارسی و کُردی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۳
در این مقاله به تحلیل مکانیسم تناسخ ادبی پرداخته می شود. در قالب این مکانیسم، شاعر مفاهیم و اشیاء متفاوت را به همدیگر تبدیل می کند. این مکانیسم با تشبیه و استعاره فرق دارد. اگر در تشبیه ادعای شباهت مطرح و در استعاره ادعای همسانی در تناسخ ادعای تبدیل و حلول مطرح است. همچنین بخشی از آرایه های ادبی (اضافه استعاری و استعاره نوع دوم) که بر پایه مفروضات بلاغت سنتی فهم نمی شوند و با مشکل بنیادی روبه رو است، در چارچوب تناسخ ادبی فهم می شود. در این مقاله ابعاد مختلف تناسخ و تناسخ ادبی بررسی و در بخش آخر تحلیلاتی در جهت تبیین کارکرد تناسخ بلاغی در ادبیات و علم بلاغت ارائه می شود. تحلیل ها و بررسی های این مقاله بر پایه مثال ها و شواهدی از ادبیات کُردی و فارسی انجام شده است. در نهایت می توان نتیجه گرفت که تناسخ بلاغی/ ادبی دارای هویتی مستقل است و مبنای شناختی مخصوصی دارد و بنیان استعاره نوع دوم است و بافت و روایت و فرم در تحلیل آن نقشی اساسی دارند و می توان با مبنا قرار دادن تناسخ به جای تشبیه در تأویل روساخت کلام به گزاره تناسخی رسید نه گزاره تشبیهی. در واقع این مقاله نخستین گام در حوزه ارتباط بلاغت و تناسخ است.
۱۹۹۹.

ارزیابی کتاب مینا (1) بر اساس تلفیقی از انگاره مک دانو و کانینگزورث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
 کتاب های آموزشی از مهم ترین بخش های هر مجموعه آموزش زبان به شمار می روند. با توجه به نقش کلیدی کتاب در پیشرفت زبان آموزان، کیفیت و محتوای آن بسیار اهمیت دارد؛ بنابراین مدرس زبان باید ویژگی های هر کتاب آموزشی را بررسی کند و با توجه به نیازهای دوره و زبان آموزان خود، مناسب ترین کتاب را برگزیند. بررسی و نقد کتاب های آموزشی یک زیرشاخه مغفول از زبان شناسی کاربردی قلمداد می شود. هدف آن بررسی کتاب های درسی به عنوان تولیدات آموزشی فرهنگی است که معانی مهمی را از راه محتوا و صورت بندی خود انتقال می دهند. بررسی های میان رشته ای و چندگانه می توانند نشان دهند که چگونه مطالب متنی و تصویری و یا صوتی در کتاب های درسی، افراد، مکان ها و زبان ها و فرهنگ را به نمایش می گذارند؛ همچنین می توانند درک فراگیران و دیدگاه آنها را به موارد یادشده شکل دهند. مجموعه کتاب های مینا تألیف شده در بنیاد سعدی برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان ازجمله کتاب های آموزش زبان فارسی هستند که در مراکز گوناگون به کار می روند. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد انتقادی صورت گرفته بر آن است تا ویراست اول از کتاب نخست این مجموعه را بررسی کند تا با دریافت ویژگی ها و نقاط قوت و ضعف آن، نخست به مؤلفان در فرایند چاپ ویراست های جدید کمک کند و مطالبی را که از نظر دورمانده روشن سازد، سپس مدرسان زبان فارسی را در گزینش محتوای مناسب زبان آموزان یاری رساند. مؤلفان بالقوه کتاب های آموزشی نیز می توانند با بهره گیری ازاین دست پژوهش ها، اقدام به تألیف کتاب هایی پیراسته از اشکال کنند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در کنار فواید کتاب مینا (1) اشکالاتی در آن مشهود است که مهم ترین آنها عبارت اند از: اشکالات آموزشی فراوان در بخش دستور زبان و کشف قاعده های دستوری، اشکالات متعدد نگارشی و ویرایشی که در کتاب آموزش زبان اهمیت دوچندان دارد، الگوهای نادرست در تمرین های کتاب و مغایرت های فرهنگی کتاب با فرهنگ ایرانی و اسلامی.
۲۰۰۰.

مفهوم سازی اسم و فعل در سوره مبارکه قیامت براساس انگاره دستور شناختی لانگاکر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
کاربست دستور شناختی در پژوهش های زبان شناسی، تحلیل و برداشت جدیدی ارائه داده و زبان را از منظر دیگری مورد بررسی قرار می دهد. در واکاوی مفاهیم قرآن کریم نیز می توان از این دیدگاه به زبان نگریست؛ قرآن کریم در پردازش صحنه های مرتبط با قیامت، ویژگی ها و فضای حاکم بر آن، مفهوم سازی قابل تأملی دارد که اسم و فعل نقش مهمی در این روند ایفا می کنند. در این پژوهش، ساختارهای اسم و فعل در سوره مبارکه قیامت مورد بررسی قرار گرفته است و به چگونگی مفهوم سازی این دو مقوله دستوری پرداخته است. روش تحلیل مفهوم سازی اسم و فعل در این سوره توصیفی – تحلیلی و بر اساس انگاره دستور شناختی رونالد لانگاکر می باشد و یافته های پژوهش بیانگر این است که در این سوره مقوله دستوری اسم برای برجسته سازی صحنه ها و حالت های اصلی قیامت و همچنین هشدار به انسان با بکارگیری مؤلفه تمرکز و برجستگی به کار رفته است. همچنین، از رابطه زمان مند (فعل) به طور عمده برای ترسیم چشم انداز وقوع قیامت استفاده شده که مخاطب را در آن موقعیت قرار می دهد. افعال پویا و حالتی نیز برای پیشبرد صحنه ها و بیان تمایلات باطل انسانِ منکرِ معاد به کار رفته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان