ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۴۱.

شاخص های نحو فضایی مؤثر در شناسایی کانون های جرم خیز: مطالعه موردی بازار همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
بیان مسئله: یکی از معضلات بازارهای تاریخی، وجود ناهنجاری های اجتماعی است که منجر به عدم برخورداری از امنیت شده است. مطالعه موردی این تحقیق بخشی از بازار همدان است که دارای برخی از این ناهنجاری های اجتماعی است. مسئله اساسی تحقیق حاضر را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول اینست که، کدامیک از شاخص های نرم افزار space syntax در تشخیص مکان های وقوع جرم مؤثرتر هستند در بخش دوم اینست که، آیا این نرم افزار توانایی شناسایی تمامی مکان های وقوع جرم را دارد؟ لازم به ذکر است که یکی از کاستی های موجود در تحقیقات انجام شده این است که میزان توانایی نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیر کالبدی به خوبی تبیین نشده است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش سنجش میزان کارایی روش نحو فضا و شاخص های مؤثر آن در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل کالبدی و غیر کالبدی است و در ادامه نیز راهکارهای کالبدی و غیر کالبدی جهت بهبود وضعیت امنیت و کاهش جرم و ناهنجاری در محدوده مطالعه شد. روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا، با بهره گیری از نقشه شناختی کانون های شکل گیری جرایم و نوع جرایم (متغیر وابسته) در محدوده موردمطالعه شناسایی و طبقه بندی شده است. سپس محدوده موردمطالعه با استفاده از شاخص های نرم افزار Ucl depth map (متغیر مستقل) مورد ارزیابی و سنجش نحو فضایی قرار گرفته است تا نقش عوامل کالبدی بر شکل گیری کانون های وقوع جرم ارزیابی شود. نتیجه گیری: درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی اطلاعات کمّی و کیفی به دست آمده، عوامل کالبدی و غیرکالبدی مؤثر بر شکل گیری کانون های وقوع جرم شناسایی و طبقه بندی شده و میزان کارایی روش نحو فضا و مؤثرترین معیارهای آن (عمق، اتصال و مساحت دید) در تشخیص نقاط جرم خیز سنجیده شد. همچنین مشخص شد که نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیرکالبدی توانایی لازم را ندارد.
۴۲.

تبیین سازوکارهای بازتولید نابرابری در سیاست گذاری های مرتبط با سکونتگاه های غیررسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۴
سکونتگاه های غیررسمی یکی از نمادهای بارز نابرابری فضایی در شهرهای معاصر ایران اند. اغلب مطالعات موجود در حوزه سکونتگاه های غیررسمی به توصیف وضعیت موجود یا ارائه راهکارهای فنی محدودشده و کمتر به تحلیل گفتمان های پنهان در سیاست گذاری های مرتبط پرداخته اند. پارادایم حاکم بر پژوهش انتقادی و از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی 9 سند سیاست گذاری شهری مرتبط جهت جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. هدف شناسایی سازوکارهای پنهانی که از طریق زبان، منجر به بازتولید نابرابری، حذف مشارکت مردمی و مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت موجود می شوند، می باشد. یافته ها نشان می دهد سه گفتمان اصلی بر این اسناد حاکم است. گفتمان تکنوکراتیک-نئولیبرال که ساکنان را به «داده آماری» یا «مصرف کننده خدمات» تقلیل داده و نابرابری فضایی را بازتولید می کند. گفتمان عدالت نمادین/مشارکت صوری که در آن مشارکت مردمی در سطحی نمایشی و غیرواقعی باقی می ماند و گفتمان مشارکتی-عدالت محور که گرچه کوشیده مفاهیمی چون «توانمندسازی»، «حق به شهر» و «مشارکت واقعی» را وارد ادبیات سیاست گذاری کنند، اما در عمل ساختارهای متمرکز مانع تحقق آن شده و مشارکت مردمی در سطحی نمایشی باقی مانده است. درمجموع، نتایج حاکی از آن است، تغییرات زبانی و گفتمانی سیاست ها به اصلاح ساختارهای نهادی و توزیع واقعی قدرت منجر نشده و عدالت فضایی همچنان در سطح شعار باقی مانده و سکونتگاه های غیررسمی در ایران محصول گفتمان ها و ساختارهای قدرتی اند که نابرابری فضایی و اجتماعی را بازتولید می کنند. این مطالعه با روشن ساختن سازوکارهای پنهان بازتولید نابرابری، چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در سیاست های شهری ایران و حرکت به سوی حکمرانی مشارکتی و عادلانه تر فراهم می آورد.
۴۳.

تحلیل فرهنگی و انسان شناختی پوشاک زنان ایل قشقایی استان فارس با کارکردها و معانی در فرهنگ عشایری بر اساس آراء هوارد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
پوشاک، بسیاری از عوامل موثر در هویت فرهنگی انسانها را متجلی می سازد. سبکهای پوشش روزمره و مراسمی از مشهودترین نمودهای هویتی جامعه عشایری محسوب می شوند و مؤلفه هایی چون فرهنگ، آداب و رسوم، جغرافیا، اقلیم و غیره هر یک به نوعی بر شکل گیری و یا تغییرات تدریجی آن تاثیرگذارند. اهداف این پژوهش تحلیل فرهنگی و انسان شناختی پوشاک زنان ایل قشقایی استان فارس بر اساس آراء هوارد مورفی و همچنین تحلیل کارکرد زیبایی شناختی و معانی پوشاک در فرهنگ عشایری است. انسان شناسی هنر زندگی اجتماعی انسان را در گذشته و حال مورد بررسی قرار می دهد و اساسا به مطالعه "فرهنگ انسانی" و چگونگی سازگاری فرهنگ با محیط می پردازد. در واقع، انسان شناسی درباره فرهنگ های موجود به خصوص فرهنگ های ابتدایی مطالعه می کند. سوال اصلی این پژوهش؛ چگونه پوشاک زنان ایل قشقایی بازتاب دهنده فرهنگ انسان شناختی است؟ و تحقیق کیفی و توصیفی-تحلیلی است و داده های آن به شیوه میدانی مشاهده و مصاحبه مستقیم جمع آوری شده و در در بخش کتابخانه ای با چارچوب نظری انسان شناسی؛ با توجه به سه دیدگاه معناشناختی، زیباشناختی و کارکردشناختی هوارد مورفی به بررسی پوشش زنان عشایر ایل قشقایی استان فارس پرداخته شده است. در نتیجه پژوهش باید گفت امید به زندگی، ایجاد شادی و زیباسازی محیط زندگی با استفاده از رنگها و تزیینات و پارچه های پر زرق و برق در بعد زیباشناختی و همچنین جریان داشتن زندگی در سایه اعتقادات و باورهایی که در مورد رنگها پوشاک و تقدس چارقد زنان در زندگی ایلی وجود دارد و همچنین جایگاهی که جنس پارچه، رنگ و تزیینات در سطح طبقاتی و شأن اجتماعی زنان در ایل دارند، در بعد معناشناختی رویکرد مورفی بوده و در بعد کارکردشناختی هم پوششی کامل و مناسب با اقلیم، فعالیتها و شرایط سخت زندگی کوچ نشینی زنان ایل قشقایی است و تمامی جنبه های آن علاوه بر داشتن زیبایی و معانی فرهنگی، کارکردی است.
۴۴.

تحلیل نقش رنگ در ادراک منظر گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
منظر در گردشگری به عنوان عنصر کلیدی ایجاد تجربه ای غنی و به یادماندنی، نه تنها ویژگی های طبیعی (کوه ها، دریاها، جنگل ها) بلکه میراث فرهنگی، معماری و محیط های انسان ساخت را شامل می شود. این مفهوم تأثیر مستقیمی بر ادراک گردشگران و رضایت از سفر دارد. در این میان، رنگ به عنوان جنبه ای بنیادین در تعریف منظر، قادر به برانگیختن احساسات، نمایش هویت فرهنگی و تأثیرگذاری بر رفتار گردشگران است (مانند تأثیر رنگ های گرم بر افزایش انرژی یا رنگ های سرد بر القای آرامش). بااین وجود، نقش رنگ در منظر گردشگری علی رغم اهمیت آن، کمتر بررسی علمی شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش رنگ در طراحی و ادراک منظر گردشگری و با تمرکز بر سه پرسش محوری انجام شده است: چگونه می توان از رنگ به عنوان ابزار استراتژیک برای تقویت تجربه گردشگران بهره برد؟ چه عواملی در طراحی منظر رنگی مقاصد گردشگری باید مدنظر قرار گیرند؟ چه تفاوت هایی میان تأثیر رنگ بر مناظر طبیعی و مناظر فرهنگی وجود دارد؟ در نهایت ارائه راهکارهایی برای بهبود هویت بصری مقاصد گردشگری است. این مقاله با روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مرور سیستماتیک پریسما منابع (۲۰۰۰-2025) از پایگاه های داده استنادی اسکوپوس (Scopus)، وب آف ساینس(Web of Science) و مقالات علمی-پژوهشی داخلی پرداخته است. معیار شمول، انطباق با اهداف و پرسش های پژوهش بوده و به صورت هدفمند، با تمرکز بر ادبیات مرتبط با طراحی منظر، روانشناسی رنگ و گردشگری انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد معیارهای کلیدی در طراحی منظر رنگی گردشگری عبارتند از: تنوع رنگ ها و تعادل در استفاده از آن ها، تأثیر رنگ بر ادراک فضا و ایجاد نقاط کانونی، به کارگیری رنگ های گرم و روشن برای جذابیت بصری، توجه به تغییرات فصلی و جلوگیری از یکنواختی. این معیارها پیوند میان طراحی بصری و تجربه گردشگران را تقویت می کند و راهکارهایی عملی برای ارتقای هویت بصری مقاصد ارائه می دهند.
۴۵.

Study of Contextual Factors and Changes in the Physical Identity of Educational Buildings (Case Study: First Pahlavi High Schools in Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
The beginning of the Pahlavi period marked the onset of rapid changes. Architects, alongside the ruling power in the new conditions, sought to create a new Iran that aligned with global thought, while simultaneously preserving identity and occasionally fostering a sense of nationalism. Both the building and the educational system changed in response to shifting times and political developments. The traditional educational system evolved into the modern educational system. The research method is historical-analytical, drawing on both field surveys and library studies. This article aims to explain the principles and components of architectural design, presenting spaces that align with the structure of contemporary life, thereby enabling continuity and connection between the past and the present. For this purpose, the present study selected valuable examples from the Pahlavi period to present the components of Tehran high schools and analyzed the data using SPSS software and the Kolmogorov-Smirnov test. Then, the sign test was used to examine the status of the research variables, and the non-parametric sign test was employed to investigate the relationship between the facade and plan characteristics of the Pahlavi and modern periods. Finally, it was concluded that a significant number of Pahlavi-era buildings were influenced by the structures of the modernist era, according to experts. These buildings, of course, possess identity and cultural value and can be introduced as valuable examples.
۴۶.

واکاوی لباس های بانوان کُرد شمال خراسان در لایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۷۵
پوشاک نقش مهمی در پاسداری از ارزش های فرهنگی و هویتی هر منطقه دارد. این پژوهش بر لباس های بانوان کُرد شمال خراسان در لایین، واقع در خراسان رضوی، تمرکز دارد. این لباس ها از قدیمی ترین فرم لباس کُردی بانوان در خراسان است. با توجه به دنیای پرتلاطم مدرن کنونی و گذار از سنت به مدرنیته، این لباس ها تنها در مراسم و جشن ها استفاده می شود. با شناخت برش و دوخت لباس های سنتی که ریشه های فرهنگی و هویتی هر قومیتی است می توان از فراموش شدن آن جلوگیری کرد و این دانش های بومی را به دست آیندگان رساند. در این پژوهش چگونگی مراحل برش و دوخت البسه، ترسیم طرح گسترده و طبقه بندی قطعات لباس های مذکور، جهت نگهداری آن بررسی شده است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و داده های آن به دو شیوه میدانی (مبتنی بر مصاحبه و مشاهده) و البته اطلاعات اسنادی جمع آوری شده است. نتیجه این پژوهش نشان داد که قطعات لباس های بانوان کُرد شمال خراسان در لایین به «تن پوش»، «بالاپوش» و «سرپوش» طبقه بندی می شود که متشکل از «پاچه»، «زیرپیراهن»، «پیراهن»، «نیم تنه»، «کُله»، «شال» و «شار» است. دوزندگان لباس های محلی کُردهای لایین از الگوی ترسیم شده و آماده برش استفاده نمی کنند بلکه برش به صورت مستقیم روی پارچه انجام می شود. برش ها ساده و دور از پیچیدگی بوده و بدون دورریز است.
۴۷.

بررسی تأثیر تغییرات فصول بر قابلیت های ادراک بدنمند بر رفتار (مورد مطالعاتی: فضای درکه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۲۵
بیان مسئله: روانشناسی محیطی به عنوان یک حوزه علمی گسترده پیرامون یافتن نحوه و نوع ارتباطات انسان با محیط احاطه کننده اوست یا به زبان ساده تر نحوه رفتارهای انسان در فضا که تحت تأثیر قرارگیری در محیط رفتاری است را بررسی می کند. این بحث که انسان به عنوان بخشی از محیط نقش ایفا می کند و کلیه رفتارهای او بر فضای پیرامونی تأثیر می گذارد و از آن تأثیر می پذیرد یک حقیقت بلامنازع است اما این امر که چرخه مورد نظر، تحت تأثیر عوامل محرک حسی این تجارب را می آموزد یا تحت تأثیر کدام محرک ها تغییر رفتار می دهند، یک پرسش اساسی است. هدف پژوهش: این پژوهش به دنبال ارتباطات میان ادراک ناشی از مناظر بصری فضا و نحوه تغییرات در الگوهای رفتاری فردی یا جمعی است. به همین دلیل نیز از فضای درکه، به عنوان یک فضا باوجود مناظر حسی متنوع و گسترده با جامعه مخاطبین مختلف برای رسیدن به این هدف استفاده شده است.روش پژوهش: این پژوهش از دو روش کیفی مطالعات قوم نگاری (رفتارنگاری) و همچنین پیاده روی حسی برای بررسی مقرهای حسی- رفتاری استفاده کرده است که در بازه های زمانی مختلف در فصول بهار و تابستان، به بررسی تغییرات رفتاری و مناظر حسی پرداخته است.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که تغییرات مناظر حسی در فصول بهار و تابستان به شکل محسوسی بر رفتارهای انسانی در فضای درکه تأثیرگذار است. در فصل بهار، حس بویایی و بینایی غالب بوده و با تقویت تعاملات دوستانه و رفتارهای لحظه ای، الگوهای جاری رفتاری را تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل آن در تابستان، حس بساوایی به واسطه تغییرات اقلیمی فعال تر شده و تعاملات فردی با غریبه ها را پررنگ تر کرده است. این تغییرات حسی در ارتباط مستقیم با ویژگی های کالبدی محیط و چرخه های زمانی قرار داشته و نشان دهنده اهمیت برنامه ریزی محیطی برای ارتقای کیفیت فضاهای جمعی است. به طور کلی، تحریکات حسی مختلف در کنار عناصر کالبدی، بستری برای شکل گیری و تنوع الگوهای رفتاری فراهم می کنند.
۴۸.

آپوریای واقعیت/خیال: عدم قطعیت در منتخبی از مونودرام ها و درام های سوررئالیستی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
مفهوم عدم قطعیت در تاروپود جهان امروز تنیده و مفهومی مانند «واقعیت» را نیز درگیر خود کرده است. با اینکه به طور سنتی واقعیت در تضاد با خیال در نظر گرفته می شد، مطالعات بسیاری رابطه ی این دو را دارای هم پوشانی می دانند. این پژوهش در پی نمایاندن چگونگی ایجاد این درهم تنیدگی معنایی در درام است. در بنیان فکنی ژاک دریدا، این درهم تنیدگی که در نتیجه ی تصمیم ناپذیری است، آپوریا نامیده می شود. به نظر می رسد اگر متن آپوریای واقعیت/خیال را نشان دهد، خود-بنیان فکن می شود، یعنی خودِ متن درهم تنیدگی این دو مفهوم را نشان می دهد. پژوهش حاضر، یک مطالعه کیفی مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است که با بهره گیری از شیوه اسنادی و بررسی نظام مند منابع کتابخانه ای و الکترونیکی، به تحلیل تقابل واقعیت/خیال در نمایشنامه های هدیه جشن سالگرد ، اینجا کجاست، خانمچه و مهتابی و خواب در فنجان خالی پرداخته است. این پژوهش بر فرض بنیادین استوار است که مونودرام و درام سوررئالیستی دارای ماهیتی خود- بنیان فکن هستند؛ ازاین رو، عملکرد آپوریا در این آثار مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد مونودرام با نمایش ذهن شخصیت و مفهوم واقعیت سوبژکتیو، و درام سوررئالیستی با کنار هم قرار دادن لحظات «واقعی» و «خیالی» خود-بنیان فکن و آپوریایی هستند. علاوه براین، آپوریای واقعیت/خیال به مفهوم «حقیقت» در تقابل با «واقعیت» نیز اشاره دارد. آپوریا همسو با «حقیقت» است که در آن، عین از طریق ذهن دریافت می گردد و درام گویی رگه هایی از «حقیقت» جهان را نیز می نمایاند، مفهومی که خود نماینده ی خود-بنیان فکنی است.
۴۹.

معناشناسی گارگویل های عصر گوتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف این پژوهش شناخت نقش گارگویل ها در تلفیق مفاهیم دینی و مبانی ساختاری معماری گوتیک و تأثیر آنها بر هنر و فرهنگ آن عصر است. گارگویل ها به عنوان مجسمه های سنگی در نمای کلیساهای گوتیک، از مصداق های بارز هنر این عصر محسوب می شوند. این موجودات هرچند در آغاز بیشتر جنبه کاربردی داشتند اما به تدریج جنبه های زیبایی شناختی و نمادین آنها پررنگ تر شد. حال مسئله این است که گارگویل ها چگونه توانستند بین مفاهیم مذهبی و معنوی عصر گوتیک با زندگی مادی و واقعی انسان آن دوره پیوند ایجاد کنند و اینکه گارگویل ها به عنوان عنصری نمادین، چگونه واسطه میان جهان مذهبی کلیسا و جنبه های سکولار زندگی مردم در عصر گوتیک شدند؟ ازهمین رو پژوهش به روش تاریخی توصیفی، ضمن بررسی کارکردهای چندگانه گارگویل ها در کلیساهای گوتیک اروپا، به تحلیل زیبایی شناسی و نمادین آنها می پردازد. یافته ها نشان می دهد که گارگویل ها، علاوه   بر کارکرد محافظتی به ویژه به عنوان دفع کننده شیاطین، با الهام از اساطیر پیشامسیحی، زندگی روزمره و روایت های تاریخی، به تدریج از کارکردهای صرف مذهبی فاصله گرفتند و به نمادی از آزادی هنری و پیوند مذهب با فرهنگ سکولار تبدیل شدند. این روند، بستری برای ظهور اندیشه های رنسانس فراهم کرد و نشان داد که گارگویل ها نه تنها بازتابی از هویت مذهبی جامعه بودند، بلکه عاملی برای تعامل هنر دینی با عناصر دنیوی محسوب می شدند.
۵۰.

قواعد فقهی پالایش آثار هنری در حکمرانی فرهنگی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۵
با گسترش روز افزون ابعاد هنری و ابزارهای انتقال آن، و تاثیرات فزاینده آن در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، نظیم گری و حمایت از سوی حکمرانان بیش از پیش مورد نیاز است تا جایی که برای جلوگیری از سست شدن نظام های مبتنی بر حکمرانی و نیز سیاست گزاری ها و تنظیم گری قوانین، نیازمند مبانی و چارچوب های علمی دقیق متناسب با هنجارسازی دینی می باشیم که این مهم بر عهده دانش شریف فقه است. مواجهه حکمرانی با رویدادهای هنری با توجه به نوع حکومت و ارزش های حاکم آن نیازمند پشتیبانی تئوریک است که تلاش این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و اجتهادی، استخراج قواعد فقهی اعمال حکمرانی و تعیین حدود و ثغور آن بر پالایش آثار هنری است به گونه ای که محدوده حق و تکلیف حاکمیت با حق آزادی بیان و گردش اطلاعات در تعارض نباشد. در این پژوهش قواعدی مانند حرمت اهانت به شعائر و محترمات الهی، قاعده نفی سبیل، قاعده فقهی وجوب حفظ نظام، قاعده ارشاد جاهل و تنبیه غافل، قاعده حرمت تغریر جاهل یا اغراء به جهل، قاعده تقیه، قاعده لزوم دفع ضرر محتمل و قاعده حرمت اضرار به نفس، مورد بررسی قرار گرفته است و با مصادیق امروزی آن تطبیق و انطباق شده است.
۵۱.

تمرین شناسی دریدایی تئاتر: ساخت شکنی و ساخت دهی به مثابه متدی برای تمرین؛ مطالعه موردی هملت ماشین به کارگردانی رابرت ویلسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۵
این مقاله به تمرین‌‌شناسی تئاتر از زاویه ساخت‌‌شکنی ژاک دریدا می‌‌پردازد و دربارۀ این موضوع بحث می‌‌شود که فضای تمرین تئاتر صرفاً مرحله‌‌ای برای آماده کردن یک اجرا نیست بلکه پلاتوی تمرین محل ساخت‌‌شکنی از معانی، نقش‌‌ها، روش‌‌ها، سبک‌‌ها، میزانسن‌‌های الگو، نظام سلسله‌‌مراتبی قدرت و قراردادهای تئاتر است. تمام این حوزه‌‌ها در تمرینات ازهم‌گسسته و ویران می‌‌شوند تا دوباره بنا شوند و طرحی نو درانداخته و اجرایی ساخته شود. اجراهای ساخت‌‌شکنانه محصول تمرینات ساخت‌‌شکنانه هستند. مانند اجرای هملت‌‌ماشین توسط رابرت ویلسون. او در این اجرا از طریق ساختار غیرخطی؛ کمرنگ کردن متن و پررنگ کردن عناصر دیداری؛ کلاژ نورها، اصوات، پیکره‌‌ها و موسیقی و نیز به تعویق انداختن معنا و سپردن تفسیر به تماشاگر، اجرایی ساخت‌‌شکنانه ترتیب داده است. ویلسون تمام الگوهای کلیشه شدۀ تئاتری را ویران می‌‌کند و دوباره الگوهایی جدید و متفاوت بنا می‌‌کند. او تجربه‌‌ای تئاتریکالیته و متفاوت برای تماشاگر خلق می‌‌کند. تجربه‌‌ای حسانی و بدن‌مند. در مقالۀ حاضر بر این نکته تأکید می‌‌شود که یکی از محل‌‌های تحقق عملی نظریۀ ساخت‌‌شکنی فلسفی، در میدان عمل تئاتر و در تمرینات است. دریدا لوگوس‌‌محوری در فلسفه و زبان را نقد می‌‌کند و ویلسون لوگوس‌‌محوری در تئاتر را. درواقع در پلاتوی تمرین از لوگوسِ تئاتر ساخت‌‌شکنی می‌‌شود. در تمرینات تئاتر ساختار‌‌های تثبیت‌شده مانند انسجام دراماتیک یا ژانرهای متعارف شکسته می‌‌شوند. بی‌‌ثباتی، سیلان، امکان تغییر دائم، شناوری در تمرینات به این امر کمک می‌‌کنند. در تمرینات نظم قدیم تئاتر واپاشیده می‌‌شود و امکان استقرار نظمی جدید ممکن می‌‌شود. درنهایت مقاله به این نتیجه می‌‌رسد که در تمرینات با رویکرد ساخت‌‌شکن، هژمونی تئاتر متعارف شکسته می‌‌شود و اشکال اجرایی و بیانی متفاوت تجربه و آزمایش می‌‌شوند.
۵۲.

تماشاگری، سلطه و امکان تئاتر سیاسی: خوانشی پدیدارشناختی با تکیه بر اندیشه رانسیر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱
این مقاله امکان تحقق آگاهیِ رهایی بخش در تئاتر را از منظر پدیدارشناسی و با تمرکز بر مفاهیم «حضور» و «بدن مندی» در موقعیت تئاتری بررسی می کند. مسئله پژوهش از این پرسش برمی خیزد که: تئاتر به مثابه رخدادی مبتنی بر تفکیک ساختاری میان اجراکننده و تماشاگر، چگونه می تواند شرایط تجربه ای برابری خواهانه و رهایی بخش را فراهم کند؟ فرض اصلی پژوهش بر این مبنا صورت بندی می شود که تثبیت جایگاه تماشاگر، نه صرفاً به عنوان یک نقش کارکردی، بلکه به منزله موقعیتی پدیدارشناختی، هم زمان به بازتولید مناسباتی سلطه مند منجر می شود و امکان تجربه ای مبتنی بر حضور متقابل و تعامل بدن مند را محدود می سازد. در این راستا، مقاله با اتکا به سنت پدیدارشناسی به ویژه مفاهیم «در-جهان-بودن»، «بدن زیسته» و تقدم ادراک بر بازنمایی چارچوبی نظری برای تحلیل وضعیت تئاتری فراهم می آورد. به منظور تبیین سویه های اجتماعی سیاسی این وضعیت، از زیبایی شناسی سیاسی رانسیر به عنوان قرائتی برآمده از منطق ادراک و توزیع امر محسوس استفاده می شود، بی آنکه تقدم چارچوب پدیدارشناختی مخدوش گردد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است و از طریق تحلیل انتقادیِ دستاوردهای نظری و اجرایی برشت و آگوستو بوآل، به عنوان دو نمونه شاخص تئاتر عدالت محور، بسط می یابد. یافته های پژوهش نشان می دهد که حتی در رادیکال ترین تلاش ها برای فعال سازی مخاطب، موقعیت تئاتری همچنان بر اساس منطق جداسازی، هدایت ادراک و تثبیت نقش ها سامان می یابد؛ امری که با تجربه پدیدارشناختیِ حضور و کنش برابری خواهانه در تعارض است. بر این اساس، مقاله نتیجه می گیرد که تئاتر سیاسی، نه از حیث محتوا، بلکه به اعتبار صورت بندی پدیدارشناختیِ خود، واجد نوعی تناقض درونی است.
۵۳.

ریشه یابی و تحلیل عناصر بصری نگاره بشارت تولد پیامبر(ص) در نسخه عثمانی سیره النبی کتابخانه توپقاپی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: موضوع تولد پیامبر اکرم(ص) ازجمله وقایعی است که به استناد توصیفات کتب مذهبی، با رخدادهای فرازمینی همچون نزول فرشتگان، همراه بوده است؛ بااین حال، تصویرسازی این رویداد در نسخه های خطی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. از نمونه های باقی مانده در این زمینه می توان به نگاره های کتاب عثمانی «سیره نبی» متعلق به سده شانزدهم میلادی/ یازدهم هجری اشاره کرد که در موزه توپقاپی سرای استانبول نگه داری می شود. این نسخه صحنه هایی از بشارت، تولد و انتخاب دایه پیامبر(ص) را در بردارد و شباهت هایی با برخی از نگاره های ایرانی در آن مشهود است. اهداف و سؤال ها: هدف این مقاله، ریشه یابی نقوش و بررسی نحوه به کارگیری عناصر بصری در نگاره بشارت تولد پیامبر(ص) از نسخه سیره النبی است. پرسش اصلی مقاله نیز بدین شرح است: عناصر تصویری به کاررفته در نگاره بشارت تولد نسخه خطی سیره نبوی، دارای چه منشأ و ویژگی هایی هستند؟ روش ها: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تحلیلی-تطبیقی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های مطالعه حاکی از آن است که انتخاب عناصر و سوژه های به کاررفته در نگاره موردمطالعه، به استناد منابع تاریخی و با تأکید بر وجه ماورایی این رویداد صورت پذیرفته و در پردازش و جزئیات بصری، بسیار متأثر از معراج نگاره های مکتب تیموری و صفوی ایران است. بر این اساس مواردی همچون نمایش فرشتگان، مرکب پیامبران، نمایش کعبه و ترکیب بندی این اثر، با معراج نگاری های ایرانی قابل انطباق است؛ بااین حال، خلاصه سازی و حذف جزئیات، نشان دهنده تلاش برای خلق سبکی متمایز و مستقل از سبک های ایرانی را در این اثر است.
۵۴.

تبیین مؤلفه های تأثیر گذار کالبد معماری بر کاهش استرس در محیط های درمانی مبتنی بر تجربیات بیماران (گستره واکاوی : بیمارستان امام رضا(ع) شهربیرجند)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
این پژوهش به بررسی تأثیر عوامل فیزیکی و ظاهری محیط بیمارستان بر استرس بیماران زن و مرد در بعد از عمل جراحی در بیمارستان امام رضا شهر بیرجند می پردازد. هدف، ارتقای کیفیت محیط های درمانی و کاهش استرس در بیماران است. مطالعه حاضر با رویکرد ترکیبی از روش های کمی و کیفی و چار چوب اصلی آن برپایه روش توصیفی-تحلیلی با گردآوری اطلاعات به صورت توزیع پرسشنامه می باشد. پرسشنامه (پژوهشگرساخته) بر اساس مبانی نظری تحقیق طراحی و تنظیم شده است، توسط بیمارن در بعد از عمل جراحی تکمیل گردید.در ابتدا با استفاده از روش آلفای کرونباخ پایایی پرسشنامه تعیین گردید.ضریب آلفای کرونباخ 837/0بدست آمد که نشانگر پایایی قابل قبول پرسشنامه می باشد. حجم نمونه 289 نفر با استفاده از فرمول کوکران بدست آمده است. جامعه آماری درطول شش ماه از بین بیمارانی که در طول روز به صورت انتخابی توسط جراحان بیمارستان که کاندید جراحی بودند 148زن و 141مرد بیمار از بخش جراحی عمومی جهت شرکت در پژوهش انتخاب کرد تا متغیرها الویت بندی شوند پاسخ ها در نرم افزار SMRT PLS وارد وتحلیل داده های آماری به روش معادلات ساختاری صورت پذیرفت.بر اساس یافته های این پژوهش، مؤلفه های ذهنی و کالبدی به طور قابل توجهی بر کاهش استرس بیماران تأثیرگذار هستند. مؤلفه های کالبدی و ذهنی به دو جنبه اساسی طراحی و تجربه فضاها اشاره دارند. مؤلفه کالبدی شامل نور طبیعی، مقیاس فضا، مصالح استفاده شده، طراحی نمای ساختمان و چیدمان فضاها ومؤلفه ذهنی به تجربیات، احساسات و ادراکات افراد در مواجهه با فضاهای معماری مربوط می شود.
۵۵.

بازآفرینی پسااستعماری هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران با تأکید بر مفهوم کنشگری مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
بیان مسئله: در بستر گفتمان های پسااستعماری و جهانی شدن، طراحی صنعتی در کشورهای حاشیه ای نظیر ایران، به عرصه ای پیچیده برای بازتعریف هویت های فرهنگی، دینی و تاریخی بدل شده است. بنابراین در این پژوهش، واکاوی چگونگی بازنمایی هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران، در شرایطی که طراحی به مثابه امری خنثی تلقی نمی شود، بلکه خود محل نزاع گفتمانی و فرهنگی است، به عنوان هدف جامع در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش: هدف از انجام این پژوهش، تبیین چگونگی بازآفرینی هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران از منظر مطالعات پسااستعماری و با تأکید بر مفهوم کنشگری مرزی است. این پژوهش می کوشد نقش طراح صنعتی را به مثابه کنشگری فرهنگی در میان دوگانه های بومی/ جهانی و سنت/ مدرنیته تحلیل کرده و ظرفیت ها و چالش های این موقعیت مرزی را در فرایند هویت سازی معاصر بررسی کند. روش پژوهش: این مطالعه با رویکردی نظری- تحلیلی، مفهوم «کنشگری مرزی» را به عنوان چهارچوبی برای تبیین وضعیت طراح در میانه دوگانه های بومی/ جهانی، سنت/ مدرنیته و مرکز/ پیرامون به کار می گیرد. نتیجه گیری: با تحلیل گفتمان آثار طراحی و اسناد نظری، این پژوهش نشان می دهد کنشگری مرزی، امکان و چالش است: از یک سو فرصت بازآفرینی معنا و عاملیت فرهنگی برای طراحان ایرانی فراهم می آورد و ازسوی دیگر، آن ها را در معرض دوگانگی ها، تنش های هویتی و فشارهای بازار جهانی قرار می دهد. نتایج تحلیل حاکی از آن است که بسیاری از محصولات طراحی شده در ایران حامل تلاش هایی برای تلفیق عناصر سنتی با زبان طراحی معاصر هستند اما این تلفیق همواره موفق یا بی تنش نیست؛ چراکه طراحان ناگزیرند در فضایی خاکستری میان بومی سازی، مدرن سازی و بازنمایی فرهنگی حرکت کنند. تحلیل ها همچنین نشان می دهد طراحی صنعتی در ایران، فراتر از عملکرد فنی و زیبایی شناسی، به عرصه ای برای مواجهه، مذاکره و حتی مقاومت فرهنگی تبدیل شده است؛ جایی که طراح به مثابه کنشگر مرزی، درگیر فرایند مستمر معناپردازی و هویت سازی در موقعیتی ناهم تراز است.
۵۶.

ارزیابی شاخص های محیطی مؤثر بر برون داد هیجانی افراد در مواجهه با تجاوز به حریم شخصی در فضاهای عمومی (نمونه مطالعاتی: متروی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۳
افزایش جمعیت شهری و ازدحام در فضاهای عمومی به چالش های مهم زندگی شهرنشینی تبدیل شده است. تجاوز به حریم خصوصی واکنش های متنوعی را در افراد برمی انگیزد که تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار دارند. معماری در ایجاد تعادل بین تعاملات اجتماعی و حفظ حریم خصوصی نقش حیاتی دارد. با طراحی مناسب فضاهای شهری می توان به آسایش و امنیت افراد کمک کرد و تعاملات اجتماعی را تقویت کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیل هیجانات افراد هنگام مواجهه با تجاوز به حریم شخصی و دسته بندی این هیجانات بر اساس میزان خطر انجام شده است. روش تحقیق حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و مردم نگاری بوده که امکان بررسی دقیق رفتارها و واکنش های انسانی را فراهم می کند. داده ها از طریق مشاهده مستقیم در محیط متروی شهر تهران طی هفت روز متوالی در تابستان 1403 جمع آوری شده اند. برای تحلیل یافته ها از سیاهه وارسی استفاده شده است تا نتایج به صورت دقیق و منظم ارائه گردد. یافته ها نشان داد که بیشترین واکنش ها به شکسته شدن فضای شخصی شامل تذکر یا درگیری لفظی با فراوانی 19.35% و تکیه دادن به دیوار یا کابین مترو با فراوانی 12.9% بوده است. این یافته ها نشان دهنده تأثیر عوامل کالبدی محیط، به ویژه نقص در طراحی استانداردهای مترو، در ایجاد هیجانات مرتبط با تجاوز به حریم خصوصی هستند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل کالبدی محیط نقش اساسی در ایجاد هیجانات ناشی از تجاوز به حریم خصوصی دارند و بنابراین، طراحی مناسب محیط های عمومی می تواند به کاهش این تنش ها کمک کند.
۵۷.

وحدت نگاه به فرم موسیقی؛ کاربستِ نظریه آگاوو در صورت بندی رویکردها و تفاسیر متفاوت از فرم در کنسرتو ویولن مندلسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۰۸
فرم از مهم ترین مفاهیم در موسیقی و از پرچالش ترین آن ها است. از دیرباز موسیقی شناسان تفاسیر و تعاریف متفاوتی از فرم داشته اند. رویکردهای تحلیلی گوناگون، هرکدام وجوه خاصی از ساختار فرمال یک اثر موسیقایی را روشن می کنند و گاه وجوه دیگری را نادیده می گیرند. بنابراین، انجام تحلیل های متنوع جنبه های بیشتری از یک اثر موسیقایی را آشکار و فهم عمیق تری از آن را حاصل می کند؛ هرچند، این گوناگونی گاه می تواند موجبِ تکثر و ابهام در فهم ساختار موسیقی، به ویژه در دوره رومانتیک، شود. بدین دلیل، آگاوو مبنی بر کهن الگویِ سه جزئی آغاز، میانه و پایان نظریه ای در بابِ تحلیل فرم موسیقی رومانتیک طرح کرده است. پژوهش کیفی حاضر در تلاش است با روشی توصیفی-تحلیلی برپایه نظریه آگاوو، صورت بندی واحدی از دو رویکرد تحلیلی متفاوت به ساختارِ کنسرتو ویولنِ مندلسون ارائه دهد؛ اثری که بداعت های ساختاریش اندک مطالعه شده است. در این راستا، ابتدا ساختار موردِ مطالعاتی با دو رویکردِ فرم سونات و فرم قوسی شکل تحلیل و مشخص شد که این رویکردها چه وجوهی از ساختار را روشن می کنند. سپس، با کاربستِ نظریه آگاوو ساختار مورد مطالعاتی، برپایه دو معیار جایگاه و کارکرد، تحلیل و درنهایت یافته های حاصل از دو تحلیل ابتدایی، ذیل الگوی آگاوو صورت بندی شدند، تا فهم واحدی از رویکردهای تحلیلی متفاوت حاصل شود.
۵۸.

مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر محمودآباد مازندران به پیاده راه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
بیان مسئله: بخش مرکزی شهرها معمولاً به عنوان نقاط کلیدی برای فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شناخته می شوند. سه راه مرکزی شهر به دلیل بافت و تراکم قدیمی، ازیک طرف با سرعت توسعه شهری و ازدیاد فشردگی کاربری ها و به روز نشدن زیرساخت ها تاب آوری منطقه را به چالش کشیده و باعث معضلاتی برای شهروندان شده است. هدف پژوهش: این پژوهش باهدف مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر به پیاده راه شهری در محله محمودآباد مازندران انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی است و داده های پژوهش براساس مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده اند. روش تحلیل داده ها به صورت کیفی (مصاحبه) انجام شده است. جامعه آماری تحقیق 28 نفر از متخصصان، اساتید و مدیران در زمینه برنامه ریزی شهری و منطقه ای در شهر محمودآباد مازندران بود که داده ها با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل و بررسی شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد پیاده راه ها به عنوان فضاهای شهری می توانند به تقویت تعاملات اجتماعی، کاهش ترافیک و آلودگی هوا و همچنین افزایش امنیت و آرامش شهروندان کمک کنند. براساس نتایج مؤلفه های اقتصادی با عدد 142 بیشترین تأثیرگذاری و مؤلفه های زیست محیطی با عدد 84 کم ترین تأثیرگذاری را در تبدیل بخش مرکزی به پیاده راه شهری در شهر محمودآباد مازندران دارند. به این ترتیب، ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی شهری احساس می شود تا بتوان به بهبود شرایط زندگی در این بخش کمک کرد و تاب آوری آن را افزایش داد.
۵۹.

تحلیل گفتمان هویت ملی در نقاشی دیواری شهر تهران (نمونه ی موردی: نقاشی های دیواری تهران از سال 1376 تا 1400)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
در ایران پس از انقلاب، پس از سه گفتمان انقلاب، جنگ و سازندگی، با دال های مرکزی کنش جمعی، صدور انقلاب و مشروعیت، گفتمان جدیدی در نقاشی دیواری ظهور کرد که از طرفی تحت تأثیر ارزش های دینی و از طرف دیگر وابسته به ارزش های آزادی خواهی بود. رشد آزادی های فردی، تکثرگرایی و توجه به مفهوم تمدن ایرانی، سبب گستردگی ابزارهای فرمی و محتوای نقاشی دیواری در سبک، مصالح و مضامین گردید. به این ترتیب، مفاهیم گسترده تری از مؤلفه ها و ابعاد هویت ملی در نقاشی دیواری ظهور یافتند که می توان آن ها را در قالب گفتمان هویت ملی مورد بررسی و تحلیل قرار داد. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که زمینه های تشکیل گفتمان هویت ملی در آثار نقاشی دیواری معاصر تهران چیست؟ و سؤال فرعی این که عناصر، ویژگی ها و شاخص های هویت ملی در آثار نقاشی دیواری معاصر تهران کدامند؟ پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه به انجام رسیده است. جامعه ی آماری پژوهش کلیه ی نقاشی های دیواری تهران از سال 1376 تاکنون یعنی تعداد چهارهزار اثر است که از میان ان ها تعداد 200 اثر به روش غیرتصادفی و به صورت هدفمند انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که دال های شناور «مردم»، «ایدئولوژی»، «نگارگری»، «خوشنویسی»، «نمادها و نشانه ها»، «قهرمانان ملی» و «المان های ملی» در نظام معنایی این گفتمان، پس از غیریت سازی با دلالت های جدیدی برجسته سازی شده و دلالت های آن ها در سه گفتمان پیشین، در حوزه ی گفتمان گونگی به حاشیه رفته و زنجیره های هم ارزی گفتمان های رقیب، از هم گسسته شدند. سپس دال های برجسته سازی شده با دال های شناور نوظهور «مضامین حماسی»، «رسوم ایرانی»، «مصالح غیرمعمول»، «انتزاع»، حول دال مرکزی «هویت ملّی» مفصل بندی شده و زنجیره ی هم ارزی را تشکیل دادند. با هژمونیک شدن این دال ها، گفتمان هویت ملی در نقاشی دیواری تهران نیز هژمونیک گردید.
۶۰.

بازخوانی امر والا در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
در دوران مدرن و پسامدرن، مفهوم «امر والا» دستخوش تحولی بنیادین شده است. در سنت های پیشین، والایی اغلب با عظمت طبیعت یا نیروهایی فراتر از توان انسانی پیوند داشت؛ با این حال، در هنرهای معاصر، برداشت های کلاسیک از زیبایی جهان شمول مورد بازنگری قرار گرفته و گونه های تازه ای از تجربه های زیباشناختی شکل گرفته اند که ناظر بر خوانش های نوین از مفهوم والایی اند. این تجربه ها با تأکید بر احساس تعالی و عبور از محدودیت های مادی، امکان نوعی مواجهه حسی و ادراکی مخاطب با اثر هنری را فراهم می سازند. در این میان، جنبش «نور و فضا» نمونه ای شاخص به شمار می آید که با تمرکز بر ادراک نور، فضا و مقیاس، و بهره گیری از چیدمان های فراگیر، زمینه تجربه هایی نزدیک به خلسه و رهایی ادراکی را برای مخاطب فراهم می کند. سؤال محوری پژوهش این است که «مفهوم امر والا چگونه در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون تبلور می یابد و این آثار به چه شیوه ای، از طریق نور، فضا و تجربه ادراکی مخاطب، امکان خوانش های معاصر از این مفهوم را فراهم می کنند؟» هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی تجربه والایی در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون، به عنوان دو هنرمند شاخص جنبش نور و فضا، در بستر هنر مدرن و پسامدرن است. یافته ها نشان می دهد آثار جیمز تورل با خلق تجربه ای مبتنی بر ادراک جسمانی و حضوری از نور و فضا، گونه ای از والاییِ مدرن را صورت بندی می کنند؛ والایی ای که هم زمان واجد کیفیت های شورانگیز و تعلیق آمیز است و مخاطب را در مواجهه ای درونی و تأملی درگیر می سازد. در مقابل، آثار اولافور الیاسون با بازنمایی فضاها و مناظر تکنولوژیک و کنترل شده، به تجربه ای معاصر و پست مدرن اشاره دارند که بر جنبه های نمایشی، بازتولیدی و میانجی گرانه ی ادراک تأکید می ورزد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان