ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۱۰۱.

بحران های وجودی در آینه جنبش عینیت نو؛ بازتابی از نیهیلیسم نیچه ای؛ مورد مطالعه: آثار نقاشانه ی اتودیکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
در لابه لای انبوهی از تصاویر تاریخ هنر، شاهد آثاری با موضوع جنگ هستیم. از منظر تماتیک نشانه های تصویری اکثر این آثار در حوزه هنرهای تجسمی بیانگر خشونت، مرگ، انحطاط و در برخی موارد فروپاشی تمدن انسانی است؛ اما از میان همه ی این جنگ ها، جنگ جهانی اول و دوم یکی از دهشناک ترین وقایع ضد انسانی به شمار می آید. پیش از وقوع جنگ نیچه فیلسوف آلمانی با نقد مدرنیته و ترویج این گزاره که «خدا مرده است» به تحلیل شرایط انسانی و معنای وجود پرداخت. او هشدار داد کهفقدان اصول معنوی در زندگی می تواند به نیهیلیسم منجر شود.با پایان جنگ جهانی اول جنبش هنری با عنوان«عینیت نو» ظهور یافت. این سبک از طریق نقد زیبایی شناسانه به بیان احساسات عمیق انسان عصر خود پرداخت. هنر تبدیل به رسانه ای برای انتقاد و تأمل درباره موجودیت انسانی و جستجوی معنا در دنیای پس از جنگ شد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه چگونگی بازتاب نیهیلیسم نیچه ای در آثارنقاشانه ی اتودیکس است و به این پرسش پاسخ می دهد که : چه نسبتی میان نیهیلیسم نیچه ای و آثار اتودیکس وجود دارد؟ پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، بنیادی است و ماهیتی تاریخی داشته و به روش توصیفی_تحلیلی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام پذیرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که آثار نقاشانه اتودیکس به بیان تحولات سیاسی- اجتماعی انسان زمانه خود پرداخته و نسبت آرای نیچه به نیهیلیسم را از طریق رسانه نقاشی بازتاب داده است. او سبکی واقع گرایانه ترس، ناامیدی، فروپاشی فیزیکی و روانی جامعه تهی شده از معنا را چنان که نیچه پیشگویی کرده بود به تصویر کشید.
۱۰۲.

بررسی نحوه استیلیزه شدن نقش مایه های کهن بیزانسی و ساسانی در تزیینات معماری سده های اولیه هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
در منابع مرتبط با تاریخ هنر از هنر اسلامی به عنوان هنری استیلیزه شده یاد شده است؛ به این معنی که هنرمندان این هنر ضمن وام گیری بسیاری از مؤلفه ها از هنرهای پیشین، سعی داشته اند تا آنها را مطابق رویکردها و نگرش های دینی خود متحول و به روز نمایند. این فرایند، که نشانه های آن در آثار هنری به جای مانده از سال های اولیه حکومت مسلمانان نیز مشهود است، در مسیر استیلیزه شدن یا گذار از طبیعت گرایی و واقع گرایی به یک فرم انتزاعی منحصربه فرد بوده است. اما مسئله ای که در این باره وجود دارد کمبود مطالعات کافی درباره ماهیت این روند تحولی است. به نظر می رسد به استثنای چند منبع انگشت شمار مابقی چندان به مفهوم و درون مایه استیلیزه شدن هنر اسلامی نپرداخته اند و تنها به بیان اشاراتی اکتفا شده است که این خود ضرورت مطالعات بیشتر را ایجاب می کند. تردیدی نیست که پایه های هنر اسلامی با تأثیرپذیری از هنرهای پیشین منطقه به خصوص هنر بیزانس و ساسانی شکل می گیرد. اما سبک اجرای مؤلفه های برگرفته از گذشته به مرور دستخوش تحولاتی چشمگیر می شود. این پژوهش با روش توصیفی     تحلیلی، شیوه گردآوری کتابخانه ای و روش تجزیه وتحلیل کیفی، و با هدف مطالعه دقیق تر روند تحول نقش مایه های بیزانسی و ساسانی به کاررفته در تزیینات معماری سده های اولیه اسلام صورت گرفته و در آن تلاش شده است تا به این پرسش ها به طور مشخص پاسخ داده شود که استیلیزه شدن نقش ونگاره های گذشته در تزیینات معماری سده های اولیه هنر اسلامی چگونه آغاز شد و چگونه به تکامل رسید؟ از مطالعه نگرش های اندیشمندان اسلام و مبانی حکمت هنر اسلامی و بررسی تصاویر انتخابی از نقش مایه های هر دوره می توان نتیجه گرفت که تفکرات فلسفی و عرفانی در بطن فرایند استیلیزه شدن مؤلفه های هنر اسلامی بوده اند. در واقع این پژوهش نشان می دهد که هنر و معماری اسلامی خصوصاً در حوزه هنرهای تزیینی اگرچه میراث دار سنت های هنری پیشین خود بوده، اما توانسته است با بهره گیری از فلسفه و عرفان اسلامی اصلاحاتی سنجیده را در مؤلفه های برگرفته وارد کند و به سبکی یگانه در تاریخ هنر بدل شود. در این سیر تحولی، کاربرد گسترده نقوش هندسی در کنار نقش مایه های انتزاعی گیاهی، که به تدریج با خیال پردازی هستی شناسانه ای همراه می شود، نقش اساسی داشته است و در نتیجه ترکیبی را پدید می آورد، که با بهره گیری از برخی از مؤلفه های کلاسیک زیبایی شناسی همچون انسجام، تکرار یا تقارن، می تواند بازنمودی معنادار از کمال و وحدت موجود در پس کثرت آفرینش باشد.
۱۰۳.

بازشناسی راهکارهای پاسخ به نیاز کبوتران در معماری کبوترخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
خواسته ها و نیازهای کاربران، دو مؤلفه اساسی در طراحی معماری هستند. در بناهایی چون زیستگاه های مصنوعی آبزیان و کبوترخانه ها که کاربر غیر انسان است، امکان دریافت خواسته ها از طریق ارتباط های کلامی نیست؛ ازاین رو نیاز، مهم ترین مؤلفه کاربر است. هدف از تحقیق حاضر کشف روش های پاسخگویی به نیازهای کبوتران در کبوترخانه های ایران بوده است. روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی و پارادایم آن تفسیری بوده است. این تحقیق مبتنی بر روش شناسی تحلیل محتوا شکل گرفته است. برای طبقه بندی اطلاعات از دسته بندی نیازهای حیوانات استفاده شده است. این نیازها در سه دسته فیزیولوژیکی، ایمنی (امنیت) و رفتاری (روانی) جای گرفته اند. بر حسب فیش ها، نیازهای فیزیولوژیک در دسته های تغذیه (آب و غذا)، تهویه (تنفس) و آسایش حرارتی (حفظ دمای بدن) قرار داده شده اند. نیاز ایمنی در دو دسته ایمنی و امنیت جای گرفته است. در نهایت نیازهای رفتاری در دسته های عشق و قلمروپایی (و احساس تعلق) قرار داده شده اند. نتیجه آن شد که نیاز به تغذیه، توسط حفر چاه و مکان یابی (احداث در نزدیکی رودخانه ها یا مزارع کشاورزی) و همچنین به صورت غیر محیطی از طریق دانه پاشی پاسخ داده شده است. نیاز به تهویه توسط فلفلدان ها و سایر عناصر پاسخ داده شده است. آسایش حرارتی به روش بهره مندی از خشت با ضخامت مناسب در اقلیم گرم و خشک و همچنین کاهش بازشو در اقلیم سرد و روش های دیگری پاسخ داده شده است. نیاز ایمنی و امنیت به روش های متعدد کالبدی پاسخ گرفته اند که ایمنی به راهکارهای پایداری ساختمان و رفع خطرات ناشی از کالبد مربوط بوده است و امنیت به راهکارهای ممانعت از نفوذ سایر موجودات مخاطره آمیز مربوط بوده است. نیاز به عشق توسط لانه سازی و نیاز به قلمروپایی (و احساس تعلق) توسط نوارهای رنگی پاسخ داده شده اند. به عبارت بهتر، بیشتر نیازهای شناسایی شده برای کبوتران به صورت معمارانه (از طریق کالبد، سازه ، مکان یابی و...) در کبوترخانه های ایران پاسخ گرفته اند.
۱۰۴.

منظردیم یا منظر خشک؟ زری اسکیپ به کدام مفهوم نزدیک تر است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
در عرصه زبان علم، انتخاب دقیق اصطلاحات تخصصی از اهمیت بسزایی برخوردار است، چرا که ابهام یا عدم تطابق معنایی می تواند منجر به کژفهمی و عدم ترویج صحیح مفاهیم شود. «زری اسکیپ» به عنوان یک رویکرد طراحی منظر در اقلیم گرم و خشک، متکی بر اصولی هفت گانه است که هدف آن دستیابی به آبیاری بهینه در عین حفظ سرسبزی و پویایی منظر است. با این وجود، ترجمه های نادرست و تلقی های اشتباه، این رویکرد را به عنوان «منظر خشک» معرفی کرده اند که تصویری مغایر با ماهیت اصلی آن ارائه می دهد. در مقابل، مفهوم «دیم کاری» که ریشه در فرهنگ کشاورزی بومی ایران دارد، با تکیه بر سازگاری با اقلیم گرم و خشک و بهره گیری از منابع آبی متنوع، قرن ها است که در همزیستی با طبیعت استفاده شده است. در این پژوهش، با استفاده از مقایسه تطبیقی و روش تحلیل محتوا، به بررسی و واکاوی مفاهیم زری اسکیپ، منظر خشک و دیم کاری در زبان های مبدأ(انگلیسی) و مقصد(فارسی) پرداخته شده است. هدف از این پژوهش، ارائه درکی صحیح از زری اسکیپ، با مقایسه تطبیقی این مفهوم با معادل مصطلح «منظر خشک» و همچنین مفهوم «دیم کاری» است. بررسی ها نشان می دهد که اصول زری اسکیپ، هم راستایی قابل توجهی با مفهوم دیمکاری در باغ ایرانی دارد. هدف غایی این پژوهش، یافتن معادل مناسب تری برای واژه «xeriscape» در ادبیات طراحی منظر فارسی است تا از این طریق، تصویری دقیق تر و جامع تر از این رویکرد ارائه شود و تلقی رایج «منظر خشک» به «منظر دیم» یا منظر سبز پایدار تغییر یابد. این مهم، گامی اساسی در جهت ترویج رویکردهای نوین طراحی منظر منطبق با شرایط اقلیمی و فرهنگی ایران خواهد بود و به ارتقای کیفیت فضاهای باز و محیط زیست شهری کمک شایانی خواهد کرد. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تدوین دستورالعمل ها و استانداردهای طراحی منظر پایدار در اقلیم های گرم و خشک استفاده شود.
۱۰۵.

تحلیل تطبیقی و ﻧﻘﺪ ﺳﺮ ﻓﺼﻞ کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آثار تاریخی: از تدوین نخستین در سال ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری، تصویب و اجرا در سال 1401(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ تحلیل ﺗﺤﻮﻻت ﺳﺮﻓﺼﻞ رشته کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی در ایران می پردازد؛ از نخستین نسخه ﻣﺼﻮب آن در ﺳﺎل ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری اساسی آن در ﺳﺎل ۱۴۰۱. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ رویکردی تحلیلی تطبیقی، اﺑﺘﺪا ﺑﻪ بررسی زمینه های نظری، تاریخی و اجرایی شکل گیری رشته ﻣﺮﻣﺖ در ﻧﻈﺎم آﻣﻮزش عالی ﮐﺸﻮر می پردازد و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ساختاری و محتوایی ﺳﺮﻓﺼﻞ پیشین ایﻦ رﺷﺘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. یافته هایﺣﺎﺻﻞ از این ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ، ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ آﻣﻮزهﻫﺎی دینی، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی پایه ای ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد اﻣﺎ ﺑﻪﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻠﻤﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﯿﺪاﻧﯽ و رﺷﺪ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین، ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪی هایی در اﺟﺮای آن نمایان ﺷﺪ. ﺑﺎزﻧﮕﺮی اﻧﺠﺎمﺷﺪه در ﺳﺎل ١٣٩٧، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻼش ﺟﻤﻌﯽ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﯽ، ارﺗﻘﺎی آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ، ﺣﺬف دروس ﺗﮑﺮاری، اﻓﺰودن دروس ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی درﺳﯽ، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزی ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ، تقویت ارﺗﺒﺎط ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ از مهم ترین ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻧﺴﺨﻪ جدید ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. اﻓﺰون ﺑﺮ آن، این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اجرایی و ﮐﻤﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺨﺼﺼﯽ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی را ﺑﺮای ارﺗﻘﺎء ﮐﯿﻔﯽ آﻣﻮزش و ﮐﺎرآﻣﺪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تاریخی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، این ﭘﮋوﻫﺶ ﺿﻤﻦ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺿﺮورت پویایی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﻣﺖ در ﺣﻔﻆ هویت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تقویت سرمایه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮر ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮای اﺻﻼﺣﺎت آینده در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد.
۱۰۶.

کالبدشکافی یک شکست: تحلیل شکاف میان نظریات برنامه ریزان شهری و مسائل واقعی حاکم بر سکونت گاه های غیر رسمی (مطالعه موردی کمپ بی بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۲
سکونتگاه های غیررسمی، به عنوان یکی از چالش های پیچیده شهری در ایران، نیازمند رویکردهایی فراتر از مداخلات سنتی و کالبدی هستند. این پژوهش با تمرکز بر سکونتگاه غیررسمی کمپ B (شهرک شهید صباغان) در بندر امام خمینی، به کالبدشکافی دلایل شکست نظام مند پروژه های بازآفرینی در این منطقه می پردازد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل مبتنی بر نظریه زمینه گرا و تحلیل محتوای عمیق مصاحبه با سه گروه از کنشگران کلیدی (دولتی، متخصصان و ساکنان) و همچنین تحلیل فراوانی داده ها برای سنجش وزن موضوعی هر مقوله است. یافته های پژوهش نشان می دهد که کانون اصلی بحران، نه در مسائل اجرایی، بلکه در ریشه های عمیق مدیریتی نهفته است. بر اساس تحلیل فراوانی، مقوله حکمرانی ناکارآمد و گسست از زمینه با اختصاص ۴۱ کد باز، به عنوان مرکزی ترین بُعد شکست شناسایی شد. این مقوله که شامل آسیب شناسی در شناخت اولیه، رویکرد بالا-به-پایین و حذف مشارکت مردم است، بستر اصلی شکست را فراهم آورده. در رتبه دوم، پیامدهای چندبعدی ویرانگر با ۲۵ کد باز قرار دارد که در میان آن، «تخریب کالبدی» با ۱۱ کد، مشهودترین نتیجه این ناکارآمدی بوده است. جالب آنکه، مقوله ضرورت گذار پارادایمی ۱۰ کد باز از مقوله «فرآیندهای فرسایشی» (۹ کد باز) فراوانی بیشتری دارد که نشان دهنده تمایل شدید ذی نفعان به تغییرات بنیادین است. این مقاله نتیجه می گیرد که شکست پروژه، اساساً یک بحران پارادایمیک و مرتبط با الگوی حکمرانی است. لذا هرگونه مداخله مؤثر در آینده باید از راه حل های صرفاً تکنیکی فراتر رفته و بر اصلاح مدل حکمرانی به سوی رویکردی مشارکتی، زمینه مند و مردم محور متمرکز شود.
۱۰۷.

فراتحلیل و مرور نظام مند تأثیر کیفیت مسکن و ویژگی های خانوار بر انتخاب و ترجیحات فضای مسکونی (در شهرهای مطالعه شده در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۷
بیان مسئله: تصمیم گیری طراحان و معماران در اولویت دهی به شاخص های کیفی مسکن مورد نظر کاربران، یکی از مسائل حائز اهمیت در طراحی مسکونی به شمار می رود. به همین منظور، نقش کیفیت مسکن و شاخص های وابسته به آن در انتخاب و ترجیحات مسکن در مطالعات مختلف بررسی شده است. با این حال، این تحقیقات به دلیل گستردگی و تنوع روش ها، کم توجهی به شاخص های طراحی معماری، تعاریف متفاوت از عوامل مؤثر بر کیفیت مسکن و همچنین تناقضات در نتایج و خلأهای پژوهشی، نتوانسته اند به خوبی به چالش های طراحان و معماران پاسخ دهند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش شناسایی، مقایسه و بررسی نتایج پژوهش های مرتبط با تأثیر شاخص های مؤثر بر کیفیت معماری مسکونی از دیدگاه کاربران در انتخاب یا ترجیح مسکن است. این تحقیق به شناسایی خلأها و تناقضات موجود در مطالعات قبلی پرداخته و در نهایت، نتایج به دست آمده را برای استفاده در طراحی مسکن در شهرهای مورد بررسی و کمک به پژوهش های آینده، ارائه می دهد. روش پژوهش: در این پژوهش، با استفاده از روش فراتحلیل و مرور نظام مند کیفی و کمّی، کلیه پژوهش های مرتبط با نقش «کیفیت مسکن» و «ویژگی های خانوار» در «انتخاب مسکن» و یا «ترجیحات مسکن» از میان مقالات علمی پژوهشی کشور ایران در سال های 1388 تا 1402 بررسی و محدود به شاخص های مربوط به فضای داخلی واحدهای مسکونی و ساختمان ، غربالگری شد. نتیجه گیری: نتایج متوجه این خلأ است که از نظر پراکندگی جغرافیایی پژوهش های این حوزه درشهرهای بزرگ بودند و تناقض ها در مورد چگونگی تأثیر شاخص های مختلف کیفی مسکن و مشخصه های خانوار در انتخاب یا ترجیح آن به تفکیک شهر نمایان شد. شا خص های اندازه و متراژ واحد و تعداد اتاق خواب در حوزه واحد مسکونی و ملاحظات ایمنی و امنیتی و نما بیشترین تکرار و شاخص هایی مانند روابط عملکردی فضاها، انعطاف پذیری معماری، جهت گیری ساختمان، خانه هوشمند، مشارکت در طراحی و ... کمترین میزان توجه در مطالعات را به خود اختصاص دادند و تعداد متوسط شاخص در پژوهش های انتخاب مسکن کمتر از مطالعات ترجیحات مسکن گزارش شد. 
۱۰۸.

بررسی و شناخت شاخصه های تجلّیِ عالم خیال در مکانِ معماری از دیدگاه عارفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۰
مکان یکی از حوزه های مهم و شاخص در تعاریف معماری محسوب می گردد. هویت دهی به مکان می تواند حضور انسان را در معماری معنا کند. عرفای اسلامی یکی از راه های شناخت عالم ملکوت را عالم خیال و ارتباط با آن به واسطه قوه خیال می دانند. با توجه به اینکه خیال و خیال پردازی امر مهمی در خلاقیت معماری است دراین پژوهش که به روش کیفی - کمی انجام گرفته است، سعی بر شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان های معماری دارد و با بررسی اندیشه عرفای اسلامی همچون ابن عربی، مولانا و ملاصدرا (با توجه به اشتراکات دیدگاه در باب اهمیت خیال) و تجلی دیدگاه هایشان در شناخت مکان های معماری است. در نتایج این تحقیق می بینیم با وجود اینکه این عرفا بطور صریح در خصوص معماری اظهارنظر نکرده اند، ولی مکان های معماری براساس رویکردهای ایشان هویت مند شده اند و معماران با عناصر و تزئینات ویژه در آثار خود توانسته اند به تجلی این اندیشه ها در معماری و سایر هنرها تحقق ببخشند. از اهداف این پژوهش می توان به الف) شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در عالم محسوسات در قالب مکان معماری و ب) کشف معانی نمادینِ عناصر و تزئینات معماری از دیدگاه های عرفانی و از سوالات این پژوهش می توان به: الف) شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان معماری دنیای محسوسات چیست؟ و ب) اندیشه عرفای اسلامی نسبت به خیال چگونه در شناخت مکان تجلی می یابد؟ اشاره نمود. در تحلیل و نتایج این مقاله می بینیم که تجلی این دیدگاه ها در قالب معانی نمادین درعناصر، هندسه نقوش، اعداد، رنگها و... در مکان های معماری دیده می شود و این می تواند به کشف نسبت خیال در شناخت مکان های معماری بسیار ارزشمند باشد. برای اثبات شاخصه های شناسایی شده، آن کمیت ها را در نمونه موردی که همانا مسجد دومناره سقز انتخاب شده، سنجش می نماییم.
۱۰۹.

تأثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد مدرسه های دورۀ صفویه اصفهان (مطالعه موردی مسجد- مدرسه های چهارباغ، امام و حکیم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۸
کالبد و رعایت مراتب در فضاهای معماری یکی از مهمترین اصول در شکل گیری بناهای ایرانی می باشد که از نمودهای تفکرات و اندیشه های اسلامی مطرح و خصوصیات خاص سنت، دارای ابعاد مختلفی از آن گشته است؛ در فرهنگ اسلامی ایرانی مسجد-مدرسه ها جایگاه ویژه در معماری داشته اند، لذا در این راستا در دوره صفوی مدارس به عنوان مهمترین مراکز آموزشی در خدمت مساجد، به یکی از مهمترین انواع ابنیه تبدیل شدند. مفهوم توالی و سلسله مراتب در معماری اسلامی ایرانی همیشه مورد تاکید بوده و این اصل به طور خاص در کالبد مسجد-مدرسه ها مورد توجه معماران بوده است؛ توالی و سلسله مراتب فضایی می تواند منجر به احساس تعلق افراد به مسجد-مدرسه ها شود. لذا با توجه به تغییرات کالبدی مسجد-مدرسه ها در طول دوران، مفهوم و کاربست سلسه مراتب دچار تحول شده است. بنابراین با توجه به تاثیر سلسله مراتب بر احساس تعلق به مکان ضرورت دارد که ارتباط میان سلسه مراتب در مسجد-مدرسه ها با حس تعلق به مکان مورد بررسی قرار گیرد. لذا پرسش اصلی این پژوهش این است که تاثیر سلسله مراتب بر ایجاد حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفوی چیست؟ هدف نوشتار حاضر تاثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفویه می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش، به لحاظ نوع نتایج توصیفی-تحلیلی و به لحاظ رهیافت تاریخی-تفسیری است که به شیوه تحلیل گونه شناختی و با شیوه گردآوری داده کتابخانه ای (اسنادی) و با ابزار نقشه خوانی، سندخوانی و فیش برداری انجام شده است،که ابتدا ارکان معماری مساجد را بررسی می کند. سپس نقش این اصول از جمله مراتب فضایی منطبق بر کالبد را بر حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های شاخص دوره صفوی چهارباغ، امام و حکیم در اصفهان را به بحث خواهد گذاشت. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترتیب، توالی و نظم درونی که شاکله ی کالبد را تشکیل می دهند سبب شده که افراد حس تعلق به مکان داشته باشند. بگونه ای که تغییر توالی و یا حذف سلسله مراتب باعث می شود ماهیت عناصر کالبدی به منظور ایجاد تعلق خاطر تغییر پیدا کند. لذا این تحول، درک از عناصر کالبدی در سلسله مراتب بطور صحیح صورت نگرفته و حس تعلق به مکان افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
۱۱۰.

مطالعه تطبیقی نقوش و تزیین در هنر سفال و شیشه (نمونه موردی: اسگرافیاتو و حکاکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۴
در تاریخ هنر ایران، آثار سفالی و شیشه ای ارزنده ای بر جای مانده است که با نقوش ظریفی به شیوه خراشیدن تزیین شده اند. این شیوه تزیین از جمله تزیینات رایج روی سفال قرون 4-7 و نیز آثار شیشه ای قرن 3 ه.ق است. پژوهش حاضر با هدف تدقیق و تطبیق نمونه هایی از آثار سفالی و شیشه ای مزین به نقش کنده در پی پاسخ به این پرسش اساسی برآمده است که «وجوه تشابه و تمایز آثار اسگرافیتو سفالی و حکاکی شیشه ای دوره اسلامی ایران چه بوده و این تکنیک مورد مطالعه با اثرگذاری مشابه در دو بستر متفاوت چگونه نمود یافته است؟». روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی و شیوه گردآوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. در این پژوهش با روش نمونه گیری غیر احتمالی و هدفمند 4 نمونه اثر شیشه ای و 6 نمونه اثر سفالی بر اساس مؤلفه هایی اساسی این پژوهش همچون نقش و تزیین انتخاب شده و به شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. آثار شیشه ای توسط چرخ مسی حکاکی شده اند که در این روند سطح کم عمقی از شیشه ساییده شده که سبب تفاوت رنگ ظرف و نقش شده است و در آثار سفالی تفاوت رنگ بدنه با انگوب سبب تمایز طرح است. نتایج پژوهش نشان می دهد نقوش مورد استفاده در آثار شیشه ای شامل نقوش هندسی اعم از مثلث ، خطوط مورب منظم و نقوش غیرهندسی شامل الگوی فلس و نقوش گیاهی شامل گل، برگ است و نقوش مورد استفاده در ظروف سفالی علیرغم اشتراکاتی همچون نقوش هندسی، غیرهندسی گیاهی، از نقوش جانوری نیز برخوردار است.
۱۱۱.

نقش شرایط اجتماعی و فرهنگی سده یازدهم بر پوشش و تزیینات زنان در شاهنامه شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
شاهنامه شاملو، نسخه ای نویافته از سده یازدهم هجری است که 44 نگاره بدون امضا در صفحات مختلف، دو سرلوح مذهب در ابتدای کتاب، و دو لچکی در صفحه انجامه دارد. یکی از موضوعات مهم در نگاره های شاهنامه شاملو، حضور پررنگ زنان، در تعدادی از نگاره های این شاهنامه است. با توجه به تکثر نگاره های زنان در این شاهنامه، شش نگاره که در آن زنان نقش پررنگ و متنوعی دارند، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی این پژوهش واکاوی جایگاه اجتماعی زنان در نگاره ها و تأثیر آن بر نوع پوشش و تزیینات لباس زنان در شاهنامه شاملو است. از اهداف فرعی این پژوهش، بررسی پوشش، نقوش و زیورآلات زنان در شاهنامه شاملو و معرفی و شناخت بیشتر این شاهنامه است. این پژوهش، توصیفی-تحلیلی، و روش جمع آوری اطلاعات آن به صورت مطالعه اسناد و منابع کتابخانه ای است. پوشش زنان در شاهنامه شاملو شامل پیراهن یا قمیص (زیرپیراهن و پیراهن رو)، ردا یا قبا و شال کمر است. پارچه های به تصویر درآمده در پوشش زنان، بدون نقش، و در مواردی از نقوش گیاهی و حیوانی همچون گل پنج پر و نقش مرغابی استفاده شده است. نگارگران با توجه به مؤلفه هایی همچون پوشش، نقوش و تزیینات لباس، رنگ ، پیکره های بزرگ و همچنین موقعیت قرارگیری آنها در نگاره، جایگاه اجتماعی زنان را به تصویر درآورده اند. بر این اساس زنان شاهنامه شاملو به چهار دسته زنان فرمانروا، همسران پادشاهان، شاهدختان و همسران پهلوانان، زنان درباری طبقه بالا و زنان درباری طبقه متوسط و فرودست دسته بندی شده اند.
۱۱۲.

بازخوانی پدیدارشناسانه کیفیت سکونت؛ بازاندیشی استانداردهای کیفیت مسکن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
در سیاست گذاری ها و مقررات ساختمانی ایران، کیفیت سکونت عمدتاً ذیل رویکردی کمی و فنی تعریف شده و تجربه ی زیسته ی انسان در فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. غلبه ی واژه ی «مسکن» بر «خانه» خود نشانه ای از این تقلیل گرایی است؛ جایی که سکونت به مجموعه ای از شاخص های سازه ای و ابعادی فروکاسته می شود و ابعاد معنایی آن به حاشیه رانده می گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی پدیدارشناسانه و اتکا بر مبانی نظری معماری، به واکاوی سه ساحت کالبدی، ادراکی و فرهنگی-هستی شناختی سکونت می پردازد. هدف اصلی، نشان دادن شکاف میان نظام های متداول ارزیابی و واقعیت زیسته ی فضا و ارائه ی چارچوبی بومی برای ارتقای استانداردهای کیفی مسکن در ایران است. روش تحقیق کیفی و تفسیری بوده و با رویکردی تطبیقی، تجربه ی نظام های موفق جهانی در کنار ابعاد اجتماعی، روانی و معنایی سکونت بررسی شده است. یافته ها آشکار می کند که درحالی که استانداردهای بین المللی از سطح الزامات فنی فراتر رفته و به وجوه انسانی، فرهنگی و ادراکی پرداخته اند، مقررات داخلی همچنان عمدتاً بر جنبه های فنی متوقف مانده اند. در واکنش به این خلأ، مقاله چارچوبی زمینه مند برای بومی سازی استانداردهای کیفی مسکن پیشنهاد می کند که بر پیوند میان ادراک انسانی از «خانه»، خرد بومی، ظرفیت های دانش فنی و مشارکت ذی نفعان استوار است.
۱۱۳.

هنرها و معلولیت

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
هنر منبعی تعیین کننده برای بیانگری افراد دارای معلولیت بوده و همچنین به شیوه هایی اساسی، نمایانگر ایشان است. آثار هنری خلق شده توسط هنرمندان دارای معلولیت می تواند احساسات مخاطب را نسبت به این افراد تعمیق و گسترش بخشد، یا به تعبیری دیگر، خلق چنین آثاری قادر به ایجاد تغییرات اجتماعی است. لازم به تأکید است که محتوای تمامی آثار هنرمندان دارای معلولیت، لزوماً متمرکز بر موضوع معلولیت نیست. این تفکیک مفهومی میان «هنرمند دارای معلولیتی که اثر هنری خلق می کند» و «خَلق اثری هنری که به بررسی پدیده معلولیت می پردازد»، اغلب تمایزی حیاتی برای فعالان حوزه توسعه «هنر معلولیت» به مثابه یک جنبش اجتماعی محسوب می شود. در پرتو این تمایز، هنر در تمامی اشکال خود می تواند شناختی عمیق و تأثیرگذار در باب معلولیت فراهم آورد و همزمان، مسیر حرفه ای ارزشمندی را نیز هموار سازد. هنگامی که یک اثر هنری توسط هنرمند دارای معلولیت خلق شده و مستقیماً معطوف به مسائل مرتبط با معلولیت باشد، عموماً تحت عنوان «هنر معلولیت» طبقه بندی می شود. در مقابل، آثاری که توسط افراد دارای معلولیت تولید شده اما محتوای آن ها نامرتبط با تجربه معلولیت باشد، لزوماً در زمره هنر معلولیت قرار نمی گیرند. این مجموعه از آثار که کمتر متوجه «سیاست هویتی» هستند، حائز اهمیت بوده و شایسته بررسی مستقل نیز می باشند.
۱۱۴.

درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
بدون تردید هنر اسلامی، به عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین هایی برای واژه «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته اند به نحو مطلوب تر و دقیق تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دوره اسلامی» با برجسته نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائه نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژه «هنر اسلامی» همچنان بنیادین ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشه اسلامی در شکل دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.
۱۱۵.

ارائه راهبردهای توسعه محیط های انسان محور در جهت تحقق شهر شاد در تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
شهر شاد به عنوان یکی از شاخص های کلیدی در سنجش کیفیت زندگی شهری، بر ایجاد فضاهای انسان محور، تعامل پذیر و سرزندگی آور تأکید دارد. در این میان، شهر تبریز با چالش هایی مانند کاهش نشاط اجتماعی، ضعف در طراحی فضاهای عمومی و کم رنگ بودن مشارکت شهروندان مواجه است. این پژوهش باهدف ارائه راهبردهای توسعه محیط های انسان محور در جهت تحقق شهر شاد در تبریز است که ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت، توصیفی– تحلیلی است. در این پژوهش، داده ها با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از صاحب نظران حوزه های شهرسازی، روان شناسی محیطی و مدیریت شهری گردآوری شد. فرایند مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری در چهار مرحله ادامه یافت. برای تحلیل روابط علّی و تأثیرگذاری متقابل متغیرها نیز از نرم افزار میک مک و روش تحلیل ساختاری متقاطع بهره گرفته شد.یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه اجتماعی– روانی با عدد 290 بیشترین سهم را در اثرگذاری و اثرپذیری نسبت به سایر عوامل دارد. این موضوع بیانگر نقش بنیادین کیفیت روابط اجتماعی، سلامت ذهنی و رضایت از زندگی شهری در تحقق شادی شهروندان است. در مقابل، مؤلفه مشارکتی–حکمرانی با عدد 69 کمترین میزان تأثیرگذاری را داشته که ناشی از ضعف ارتباط میان مدیریت شهری و ساکنان ارزیابی می شود. نتایج نشان دادند که توسعه شهر شاد صرفاً در گرو طراحی کالبدی نیست، بلکه نتیجه تعامل متوازن میان فضا، روابط انسانی و حکمرانی مشارکتی است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری و سیاست گذاری در حوزه تحقق کیفیت زندگی و شادی شهری در تبریز مورداستفاده مدیران شهری و برنامه ریزان قرار گیرد.
۱۱۶.

تبیین شاخصه های انعطاف پذیری مادی ها بر نظام پیکره بندی مسکن در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
شاکله شکل گیری و توسعه هسته تاریخی شهر اصفهان مبتنی بر نظام مادی ها است. مادی ها در مقیاس کلان بر پیکره بندی و انتظام فضاهای شهری و در مقیاس خرد، بر استقرار واحدهای مسکونی اثر مستقیم داشته اند. این عنصر طی تغییراتی که عمدتاً پس از دهه ۴۰ ه.ش به وقوع پیوسته، به تدریج تبدیل به مانع توسعه فضاهای شهری_محلی گردیده است. هدف پژوهش حاضر تبیین شاخصه انعطاف پذیری مادی و اثرگذاری آن بر پیکره بندی مسکن است تا از این طریق، هم پیوندی مسکن با این عنصر حیاتی محقق گردد. پژوهش تلفیقی از روش کمی و کیفی است و در حوزه روش شناسی مبتنی بر مشاهده و تحلیل است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی به دست آمده و نتایج مبتنی بر دو روش استنباطی و تحلیل محتوا استخراج شده است. اطلاعات پایه از طریق عکس های هوایی دهه 40 ه.ش استخراج و به کمک نرم افزار Autocad، GIS و Depthmap تحلیل شده است. یافته ها بیانگر شکل گیری نظام پیکره بندی مسکن بر پایه چهار شاخص الگوی ساخت، مساحت، نسبت فضای پر به فضای خالی و یکپارچگی و انسجام فضایی است. سازگارترین الگوی ساخت مسکن، الگوی یک جبهه ساخت و تمام ساخت و پس ازآن الگوهای U شکل و L شکل است. در رابطه با شاخص مساحت، عرصه های مسکونی با مساحت ۲00-500 مترمربع و پس ازآن ۵۰۰-۱۰۰۰ مترمربع و در شاخص نسبت پر به فضای خالی، عرصه هایی با مقادیر (7/0-96/0) دارای بیشترین میزان انعطاف پذیری هستند. در رابطه با شاخص یکپارچگی و انسجام فضایی نیز حداکثر میزان شاخص به محور مادی ها، گذرهای متصل به مادی و خیابان های اصلی حاشیه محله را شامل می شود. نتیجه نشان می دهد که معماری مادی مهم ترین الگوی طبیعی است که در شکل گیری واحدهای مسکونی و ایجاد هم پیوندی در همه نقاط محله اثرگذار است. به منظور تقویت این الگو، طراحی مسکن مبتنی بر چهار شاخصه برشمرده شده نقش آفرین است. در مقابل عدم توجه به این شاخصه ها، تأثیرات منفی فراوانی را بر پیکره بندی مسکن و نظام محله ها به همراه خواهد داشت.
۱۱۷.

شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر ساماندهی منظر شهری موردپژوهی؛ جداره محور دانشسرای شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۵
بیان مسئله: پرداخت به منظر شهری از جنبه توجه به بدنه ها و جداره های شهری به جهت برقراری بیشترین ارتباط بصری با شهروندان و انتقال اطلاعات بسیار از محیط شهر به مخاطب، همواره از دغدغه های پژوهشیِ صاحب نظران حوزه معماری و شهرسازی است. از معضلات اصلیِ حال حاضر در شهرهای کشور نیز، چه در مقیاس خرد و چه کلان، بی توجهیِ صرف به کالبد بدنه ها، آلودگی و اغتشاش خیابان هاست. هدف: پژوهش حاضر در پی سامان دادن به جداره های شهری، ابتدا به شناسایی چالش ها و مسائل و مشکلات کلان طراحی منظر و جداره و همجنین مشکلات خاص نمونه موردی و سپس اولویت بندی عواملی که در این امر موثر هستند، می پردازد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و پیمایشی است. پس از مطالعات کتابخانه ای، 12 تن از اساتید دانشکده معماری و هنر دانشگاه گیلان به عنوان متخصصین پانل دلفی انتخاب شدند و طراحی و شناسایی شاخص ها به کمک پرسش نامه های باز انجام گرفت. با ادغام شاخص های مستخرج از مبانی نظری و تحلیل آراء متخصصین، 26 شاخص اثرگذار در ساماندهی جداره ها در 3 دسته استخراج گردید. سپس خبرگان در قالب پرسش نامه های بسته و طیف 5 درجه ایِ لیکرت به امتیازدهی معیارها پرداختند و داده ها با تکنیک تاپسیس (TOPSIS) اولویت بندی شد. یافته ها: مطابق تحلیل، شاخص های "تدوین ضوابط اجرایی برای انواع الحاقات جداره" و "کاربست مصالح مناسب و همگون در تعمیرات و بازسازی" دارای بالاترین اولویت ها هستند و کمترین تاثیرات نیز به شاخص های "عقب نشینی طبقات و تامین وسعت دید آسمان" و "طرح استحکام بصری" مربوط است. نتیجه گیری: "تدوین ضوابط اجرایی برای انواع الحاقات جداره" به عنوان اصلی ترین اولویت انتخابی، حکایت از این دارد که متخصصین در رسیدن به یک کلیت هماهنگ و یکپارچه در بدنه محور دانشسرای شهر رشت، نگران نگاه جزءنگر غیرهماهنگ هستند. پالایش جداره از انواع الحاقات ناهماهنگِ موجود، ارزش های پنهانِ بدنه را قابل روی ت می سازد و بدین ترتیب با نمایان شدن ناهمگونی میان مصالح جدید و ابنیه حاشیه محور، کاربست دو شاخصه دوم؛ "مصالح همگون در تعمیرات و بازسازی" و "مصالح نمایاننده قدمت بنا"، مخاطب را به سوی درک یک انضباط مشخص سوق می دهد.
۱۱۸.

برنامه ریزی حمل ونقل جهت کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3 کلان شهر اصفهان با تأکید بر انگیزه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۰
بیان مسئله: حمل ونقل شهری از زمان جنگ جهانی دوم، با تمرکز بر روی خودروی شخصی شکل می گیرد. امروزه نیز در اکثر شهرها و کشورها، این تمرکز هنوز در شیوه های معمول برنامه ریزی به چشم می خورد. چرا که استفاده از خودرو مزایای بسیار زیادی را برای افراد، خانوارها و کل جامعه در بر دارد. استفاده از خودروی شخصی علاوه بر این که امکان دسترسی راحت تر افراد به موقعیت های مکانی گوناگون را فراهم می آورد، مزایای دیگری نظیر زمان بندی منعطف، زمان سفر نسبتاً کم تر، راحتی و هزینه حاشیه ای کم تر را برای افراد فراهم می آورد. اما در کنار مزایایی که استفاده از خودروی شخصی فراهم می سازد، معایب بسیاری را می توان برشمرد که حیات شهرها را با خطرات بسیاری مواجه ساخته است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت کاهش معضلات و مشکلات ترافیکی مناطق 1 و 3 شهر اصفهان، با تأکید بر انگیزه های روان شناختی مؤثر در کاهش استفاده از خودروی شخصی است. روش: پژوهش جاری از جمله تحقیقات کاربردی است که با رویکرد توصیفی – تحلیلی انجام می پذیرد. جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده که در بخش میدانی، اطلاعات مورد نیاز با حضور در مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و توزیع پرسشنامه در میان 677 نفر از شهروندان استخراج گردیده است. برای انجام تحلیل های توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS و برای تلفیق نتایج، از روش پویایی شناسی سیستم ها و نرم افزار Vensim استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند مؤلفه های هزینه، آسایش، راحتی، تحت کنترل بودن، ایمنی، قدرت، اعتماد به نفس و صلاحیت مالکان به همراه سنجه های مربوطه، بیش ترین تأثیر را بر استفاده از خودروی شخصی داشته اند. نتیجه گیری: برای کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3، راهکارهایی در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارائه گردیده و دستگاه های اجرایی می توانند با تخصیص بهینه ی منابع و زمان، استفاده از خودروی شخصی را به تدریج کاهش دهند.
۱۱۹.

پژوهشی بر کاشی های شش ضلعی ساخت هنرمندان مکتب تبریز از دوره ایلخانی تا اواخر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
کاشی به شکل شش ضلعی در دوره ایلخانی به یکی از مطلوب ترین اشکال تزیینی تبدیل شد و در اکثر بناهای آن زمان؛ نمونههای به کار رفت. این کاشی ها با نقش های هندسی، حیوانی و گیاهی ملهم از آثار آسیای میانه و یوان چین قابل مقایسه هستند و تصور می رود با ورود هنرمندان و صنعتگران کشمیر، ختای و اویغور در ارتباط باشند. این هنرمندان به فرمان آباقاخان برای تزیین در بناهای مذهبی بودایی فراخوانده شدند، اما تغییر و تحول بزرگ در فنون و نقوش هنری پدید آمده در کاخ تخت سلیمان از بناهای برجای مانده از این دوره؛ نشانگر آن است که این هنرمندان و صنعتگران با هنرمندان و صنعتگران بومی در همکاری گسترده بوده اند. نقوش ترکی و چینی در کاشی ها در آثار نقاشان و کاشی کاران تبریزی به مدت زیادی به کاررفته و به عنوان وجه ممیزه مکتب تبریز هم محسوب می شود. ازاین رو هدف اصلی از این پژوهش؛ مشخص نمودن ویژگی ها و جلوه های بصری کاشی های شش ضلعی مکتب تبریز از طریق مطالعه و تطبیق نمونه هایی از کاشی ها، به عنوان یک عنصر پرکاربرد و ثابت در میان انواع کاشی ها به کاررفته، توسط هنرمندان کاشی ساز تبریزی است. مهم ترین عناصر قابل تفکیک و شناخته شده در این کاشی ها تکنیک، رنگ و نقش است. این پژوهش از نوع کیفی بوده و روش تحقیق به کاررفته به صورت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها؛ مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و میدانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که کاشی های شش ضلعی ساخت هنرمندان تبریزی به صورت رنگ های لاجوردی، سفید-آبی، معرق و طلا کاری، به صورت یک شکل کنار هم، یا توأم با قطعات مثلث، مربع، مستطیل های باریک و شمسه های منقش دایره ای شکل به کاررفته اند و در ادوار بعدی توسعه یافته است. در دوره ایلخانی برتری نقوش حیوانی بر گیاهی در شش ضلعیها وجود داشته است. در ادوار بعدی، نقوش هندسی کمتر به کاررفته و نقوش گیاهی توسعه یافته است. این نقوش در ادوار بعدی در آثار شام (دمشق) و عثمانی نیز دیده می شود. رنگ های پرکاربرد در آن ها رنگ های طلایی، زرد، آبی، سبز، سیاه وسفید است.
۱۲۰.

تحلیل شیوه های برداشت از تاریخ در معماری ایران در دوره های پهلوی اول و دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۳۲۹
معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گسترده ای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبک های مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد به طوری که هم زمان تحت تأثیر سیاست های ملی گرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوه های مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکل گیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینه های اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانه ای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، داده های اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد که شیوه های برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبک های مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشت ها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکل دهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلق شده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان