فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲٬۰۷۳ مورد.
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
141 - 160
حوزههای تخصصی:
تحلیل الخطاب السردی هو أحد الفروع المهمه فی الدراسات الأدبیه وعلم السرد، الذی یتناول العناصر البنیویه والوظیفیه للسرد من منظور شامل. یعَدُّ جیرار جینیت، المنظِّرُ البارز للبنیویه، من أبرز مَن وضعوا إطاراً شاملاً لنظریه السرد، والذی وفّر أساسًا علمیاً لتحلیل الخطاب السردی. تتناول هذه الدراسه روایه "باب الطباشیر" لأحمد سعداوی، الکاتب العراقی المعاصر، وفقاً لنظریه جینیت فی الخطاب السردی. الهدف من هذا البحث هو تحلیل عناصر الزمن، الصیغه والنبره باعتبارها ثلاثه مکونات أساسیه للسرد، ودراسه دورها فی تصویر انعدام هویه علی ناجی، والمشکلات والتحدیات التی واجهتها لیلى حمید، وانعکاس الحیاه الاجتماعیه للشعب العراقی. کما تسعى الدراسه إلى تحلیل ظهور علی ناجی کمنقذ، واستخدام التعویذات السومریه السبعه ضمن إطار قصه سریالیه، مع تسلیط الضوء على تداعیات هذه الأسالیب السردیه. اتبعت الدراسه منهجاً وصفیاً -تحلیلیاً مستنداً إلى نظریات جینیت، وتهدف إلى تحلیل کیفیه إسهام التقنیات السردیه فی التعبیر عن الصراعات الفکریه التی یعکسها الکاتب حول قضایا الهویه، المشکلات الاجتماعیه، ودور المنقذ. وتُظهر النتائج أن سعداوی استخدم تقنیات مثل: التلاعب بالزمن (کالاسترجاع الزمنی)، الانتقالات الزمنیه، والتوقفات، بالإضافه إلى ترکیز مزدوج للرؤیه السردیه وتغییر حده الأدوار بین الشخصیات. قد تمیزت هذه العناصر الفنیه فی روایته "باب الطباشیر" بإبداع خاص، حیث تم استخدامها لیس فقط کأدوات سردیه، بل أیضاً کوسیله لتسلیط الضوء على الموضوعات الجوهریه فی النص، مثل الصراعات الفکریه والهویه الاجتماعیه، مما یضفی على العمل طابعاً خاصاً یجعله ممیزاً ضمن الأدب الحداثی، بالإضافه إلى ترکیز مزدوج للرؤیه السردیه وتغییر حده الأدوار بین الشخصیات. وقد استطاع بهذه الوسائل أن یربط بین السرد والموضوع الأساسی للروایه، ویبرز التأثیرات الشخصیه والاجتماعیه للأحداث.
خوانش ساختار زمانمندی در رمان «الجنّیه» غازی قصیبی (بر اساس نظریه زمان ژرار ژنت)
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
65 - 81
حوزههای تخصصی:
زمان در روایت یکی از مؤلفه های اساسی و جدایی ناپذیر است که خط سیر روایت بر اساس آن پیش می رود. با تجسّم زمان در داستان، می توان به درک بهتری از ساختار زمان و اهمیت آن در روایت های داستانی دست یافت. در دهه های اخیر، این مقوله توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است، که از جمله آنها می توان به ژرار ژنت، منتقد ساختارگرای فرانسوی، اشاره کرد. او میان زمان متن و زمان داستان تمایز قائل شده و آن را به سه جزء تقسیم می کند: نظم، تداوم و بسامد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی، به نقد و بررسی مؤلفه های زمان مندی روایی در رمان «الجنّیه» غازی قصیبی بر مبنای نظریه ژرار ژنت می پردازد. از مهم ترین یافته های این جستار می توان به این نکته اشاره کرد که غازی قصیبی با قرار دادن طرح روایت در ساختاری غیرخطی و به کارگیری تکنیک هایی چون ترتیب، تداوم و بسامد، توانسته است داستانی چندلایه با مضامینی بی سابقه خلق کند. این تکنیک ها نقش های کلیدی در شکل گیری ساختار رمان ایفا کرده اند. زمان پریشی با دو حالت گذشته نگر و آینده نگر اهمیت بالایی در معرفی شخصیت های جدید، آشنایی با پیشینه آنان، کشف ماهیت تعاملات شخصیت ها و حرکت بخشی به سیر حوادث داستان ایفا کرده و خواننده را برای پیگیری تحولات آتی تحریک می کند. مقوله تداوم زمان نیز با شکل های گوناگون از جمله درنگ، حذف، خلاصه و صحنه نمایشی، در تسریع یا کندی سرعت حوادث و به تصویر کشیدن ایدئولوژی شخصیت ها مؤثر بوده است. همچنین، بسامد تک محور در مقایسه با دیگر انواع بسامد، در این رمان از گسترش بالایی برخوردار است و این امر نشان دهنده تنوع روایتی و عمق معنایی اثر است.
التقييم الكمي والنوعي لمحتوى كتاب اللغة العربية استنادًا إلى نموذج إبداع جوی بول غيلفورد (الصف التاسع من المرحلة المتوسطة في الجمهوریة الاسلامیة الایرانیة نموذجاً)
حوزههای تخصصی:
یُعتبر الإبداع أحد المفاهیم الشائعه فی مجال التحفیز خلال عملیه التعلیم والتربیه فی القرن العشرین، وقد حظی باهتمام عدد من المنظّرین. ومن بین أبرز هؤلاء، نموذج "جوی بول غیلفورد"، العالم النفسی الأمریکی (1959)، الذی یعتمد على أربعه مبادئ: الذاکره المعرفیه، والتفکیر المتباعد، والتفکیر المتقارب، والتفکیر التقییمی. یُعد کتاب اللغه العربیه للصف التاسع "العربیه، لغه القرآن" من الکتب المهمه والأساسیه فی مجال تعلم اللغه الثانیه. ترکز هذه الدراسه على تقییم المحتوى الکمّی والنوعی لهذا الکتاب من خلال استخدام منهجیه الوصف والتحلیل النقدی الشامل. وتشیر نتائج البحث إلى أن إجمالی العینه البالغ 1152 نموذجًا، قد سُجل أعلى تکرار للذاکره المعرفیه بواقع 596 نموذجًا، بینما کان أقل تکرار للتفکیر المتباعد بواقع 8 نماذج فقط. استنادًا إلى نتائج البحث الحالی، یُعتبر هذا الکتاب، بالإضافه إلى استخدامه لمکونات نظریه الإبداع لدى "غیلفورد"، مصدرًا عملیًا ومفیدًا لتعلیم اللغه العربیه. ومع ذلک، یجب إیلاء اهتمام أکبر للمکون الرئیسی فی هذا النموذج، وهو التفکیر المتباعد، حتى لا یواجه الطلاب فی هذه المرحله الدراسیه الحساسه نقصًا فی الإبداع خلال عملیه التعلم وتطبیقه.
تحليل "كفاح طيبة" لنجيب محفوظ من منظور التاريخانية الجديدة(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۶ الربیع ۱۴۴۶ شماره ۱۶
۱۰۷-۱۲۴
حوزههای تخصصی:
التاریخانیه الجدیده هی واحده من أحدث المناهج النقدیه التی ظهرت متأثره بأفکار میشیل فوکو، وتتناول بشکل عام العلاقه بین الأدب والمجتمع. یُستخدم هذا المنهج لتحلیل الأعمال الأدبیه باعتبارها نصوصاً تاریخیه من منظور سوسیولوجی. تُعد أعمال نجیب محفوظ جدیره بالبحث والتحلیل وفق هذا النهج بسبب دقته فی تصویر الأحداث وتأثیره الکبیر فی التعبیر عن واقع المجتمع المصری خلال عصره. فقد عایش محفوظ فتره من القمع والإحباط المجتمعی التی سادت فی مصر، وسعى جاهداً إلى أن یعکس أصوات المظلومین والمهمشین فی کتاباته. یحاول الباحث فی هذه المقاله، من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی، دراسه العلاقه بین روایه کفاح طیبه والأحداث والخطابات التی سادت فی عصر المؤلف، وکذلک دور الروایه فی عکس أوضاع المجتمع. بعباره أخرى، تسعى الدراسه إلى تحلیل الروایه باستخدام منهج التاریخانیه الجدیده للکشف عن الخطابات والقوى الخفیه فی العلاقات الاجتماعیه للمجتمع المصری کما تجلت فی هذا العمل. تشیر النتائج إلى أن روایه کفاح طیبه تمثل مواجهه بین الفراعنه ومعارضیهم، مما یعکس خطاب مقاومه الاستعمار والثورات الشعبیه، وهی الخطابات التی شکلت المشهد السائد فی مصر خلال تلک الفتره.
دراسة المكان في روايات جبرا إبراهيم جبرا في ضوء آراء الناقد إبراهيم جنداري(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعد المکان من أهم عناصر العمل الأدبی وخاصه الروایه، فهو یحاول خلق الواقع من جدید و یجعل من القارئ یفهم أحداث الروایه والتعایش معها کأنها حقیقه بالرغم من أنهانسیج الخیال. هذه الدراسه تهدف إلى تحلیل أهمیه المکان فی روایات جبرا خلال التقاطع مع آراء الناقد جبرا إبراهیم جبرا، مستکشفهً کیفیه مساهمه المکان فی بناء الروایه وإضفاء الرمزیه والدلالات الثقافیه علیها، فقد رأى جنداری أن الدراسات السابقه ارتبطت بمحدودیه المکان دون أن تدرس المکان داخل النص، أی لم تحاول الإجابه عن التساؤلات حول المکان داخل الخطاب الروائی لاستیعاب أحداث الروایه وإن تحدید مفهوم الفضاء ینبغی أن یظل ملتصقاً بالقراءه، أی أن تکون نقطه بدأ من النموذج لا من النظریه، لکی تتم عملیه وعی خصوصیات تصور الأدب العربی للمفاهیم ویرى الباحثون دراسه المکان الروائی تتیح لنا فرصه إثراء النقاش بالنسبه للنصوص الأدبی ه م ادام الأدب یعتمد على الزمان ویستند علیه فی خلق فضائه وصوره، وتمکنن ا م ن ملامسه إشکالیه أکثر اتساعاً تتصل بعلائق الزمان والمکان فی الروایات المدروسه بنظیریهما فی الواقع التاریخی، وما ینتج ع ن ذل ک م ن مشکلات التشخیص النصی- الأدب ی قیاساً إلى مشخصات الواقع. وتُعدُّ دراسه المکان کعنصر بنائی فی روایات جبرا إبراهیم جبرا من الجوانب المحوریه التی تُعطی للنص الروائی عمقاً فنیاً وثقافیاً. یظهر جلیاً کیف أن جبرا لم یجعل المکان ضروره سردیه فحسب، بل حمّله دلالات عمیقه تتکامل مع الشخصیات والأحداث، لیصبح بذلک المکان شریکاً فاعلاً فی الروایه. إنّ المنهج المتبع فی دراستنا هو المنهج البنیوی التکوینی الذی لا یخلو من النقد وإضافه الآراء، والناقد هو من یحیی المنهج بأسلوبه البحثی لا یدفن نفسه داخل نسقه ومصطلحاته. وتشیر النتائج الحاصله عن هذا المقال أن مفهوم الفضاء الروائی عند جنداری قد یوحی بمفاهیم ودلالات متعدده أی ینطوی على أبعاد مختلفه، والناقد إبراهیم جنداری یعتقد أن دراسه فضاء المکان تتحقق فی ضوء دراسه هذه المبادئ الفکریه من النص السردی الروائی.
توظيف عناصر المسرح الملحمي «محاكمة الرجل الذي لم يحارب» وتأثيرها في التغريب علي ضوء نظريّة برتولد بريخت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
101 - 135
حوزههای تخصصی:
تعتبر مسرحیّه "محاکمه الرجل الذی لم یحارب" لممدوح عدوان من أبرز الأعمال المسرحیّه التی تعکس التوترات الاجتماعیّه والسیاسیّه فی العالم العربیّ. تهدف هذه الدراسه إلى تحلیل کیفیه توظیف عناصر المسرح الملحمی لممدوح عدوان علی ضوء نظریّه برتولد بریخت لتجسید تلک التوترات على خشبه المسرح بما یعکس واقع المجتمع العربیّ وقضایاه المتشابکه وتحلیل الشخصیات الرئیسه وتطوراتها لبیان انعکاس الصراعات الاجتماعیّه والسیاسیّه فی العمل المسرحی. اعتمدت الدراسه على المنهج الوصفی التحلیلی، وأما نتائج الدراسه، فقد عکست المسرحیّه بشکل بارز التوترات الاجتماعیّه والسیاسیّه من خلال تطور الشخصیات والصراعات. تبدأ المسرحیّه بالحدیث الجانبی عندما یخاطب الحاجب الجمهور بجمل حواریه قصیره ومرکزه مثل هذا الحوار بین عبد الله وأبو سلیم. أهم صراع خارجی فی المسرحیّه هو الصراع بین النائب العام ومحامی الدفاع، حیث یکون فیه الصراع سببا فی الصراع الذی یلیه ویکون کل صراع أقوى وأکثر کثافه من الصراع الذی یسبقه. المسرحیّه مؤلفه من فصلین، إذ تعرض فی الفصل الأول خیوط الأزمه، وهی محاکمه الرجل الذی لم یحارب وتعرفنا الشخصیات والعلاقه بینها. کما أننا نعرف کل الشخصیات فیها کأبی الشکر والنائب العام والقاضی ومحامی الدفاع ونفهم قصدهم للحضور فی المحکمه. ویبین الفصل الثانی احتدام الصراع حتی یبلغ ذروته حینما اتهم النائب العام أبا الشکر بأن لیس لدیه أیّه مشاعر إنسانیه. یبدأ عدوان فی التغریب من العنوان بإدخاله التناقض الظاهری بین لفظه (المحاکمه) و(لم یحارب) أی عدم ارتکاب الفعل، ما یثیر استفهام لدی المتلقی. تلاعب عدوان باسم الشخصیه الأکثر تکراراً فی المسرحیّه، وهی شخصیه أبو الشکر الذی ترمز إلی الشعب العربیّ فینّزل علیها لعبه التأریخیه، فینادیه بالعدنانی مره ومره أخرى بالغسانی بالسخریه.
بررسی معادل یابی استعاره های مفهومی صحیفه سجادیه در بستر مبدأگرایی و مقصدگرایی (مطالعه موردی: ترجمه انصاریان و آیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی اصطلاحی جدید و نوظهور در حوزه زبان شناسی شناختی است که منجر به فهم یک موضوع و حوزه مفهومی بر حسب حوزه مفهومی دیگر می شود. این جستار قصد دارد استعاره های مفهومی صحیفه سجادیه و نحوه بازتاب آن را در دو برگردان مشهور از این کتاب -حسین انصاریان و عبدالمحمد آیتی- در بستر مبدأگرایی و مقصدگرایی بررسی کند. 296 استعاره مفهومی بر اساس اصول تعریف شده لیکاف و جانسون در این کتاب یافت شد که تنها به بررسی نمونه هایی خواهیم پرداخت که تفاوت روش مترجمان در برگردان استعاره های مدنظر از منظر مبدأگرایی و مقصدگرایی بارزتر بوده است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر محورهای نظریه استعاره مفهومی که توسط لیکاف و جانسون ارائه شده است. نتایج حاکی از آن است که مفاهیم مجرد موجود در زبان دعا در صحیفه سجادیه ، اغلب از استعاره های وجودی به عینیت رسیده اند. مترجمان برای انتقال استعاره های مفهومی از زبان مبدأ به زبان مقصد از هر دو روش مبدأگرایی و مقصدگرایی استفاده کرده اند، اما نگاه و رویکرد آیتی به گونه ای بوده است که در برخی موارد مترجم سعی در ارائه ترجمه ای کاملاً وفادار به ساختار زبان مقصد داشته است و یا گاهی عبارات مدنظر را بدون ترجمه و عین لفظ مبدأ ذکر کرده است و همین امر باعث شده است تا ترجمه وی در برخی از نمونه ها نتواند استعاره های مفهومی را به درستی منتقل کند، اما روشی که انصاریان در انتقال این عبارات اتخاذ کرده است، منجر به نمود بهتر استعاره های مفهومی در زبان مقصد شده است.
سنجش و ارزیابی تکنیک های بازآفرینیِ ترجمه در رمان «ارواح کلیمانجارو» اثر ابراهیم نصرالله بر اساس نظریه لانس هیوسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرآیند ترجمه، انتخاب های واژگانی (انتخاب کلمات و عبارات خاص) و ساختاری (انتخاب نحوه سازماندهی جملات و عبارات) هر دو نقشی کلیدی ایفا می کنند و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. مترجم باید با در نظر گرفتن اهداف ارتباطی متن، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی هر دو زبان مبدأ و مقصد و همچنین نیازهای مخاطب، بهترین انتخاب ها را انجام دهد تا پیام اصلی به شکلی مؤثر منتقل شود. این دقت و مهارت مترجم به طور مستقیم بر کیفیت نهایی ترجمه تأثیر می گذارد و در بازآفرینی متن و انتقال مؤثر پیام نقش حیاتی دارد. انتخاب های واژگانی به ویژه می توانند درک و تفسیر خواننده از متن را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهند. رمان «ارواح کلیمانجارو» نوشته ابراهیم نصرالله و با ترجمه سید حمیدرضا مهاجرانی، اثری مهم است که به تجارب و احساسات فلسطینی ها می پردازد. این رمان به مضامین هویتی، فرهنگی و اجتماعی فلسطینی ها می پردازد و صعود آن ها به قله کلیمانجارو را به عنوان نمادی از اراده و تلاش برای رساندن پیام و هویتشان به جهانیان نشان می دهد. این صعود نمادی از ارتقای روحی و معنوی و عزم فلسطینی ها در مواجهه با سختی ها است. این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس بن مایه های تراسازگازی و نظریه لانس هیوسن به بررسی رمان «ارواح کلیمانجارو« و ترجمه آن توسط سید حمیدرضا مهاجرانی با تمرکز بر سطوح گزینش ساختاری و واژگانی در ترجمه می پردازد.
نقش دست سازه ها بر کیفیت آموزش، یادگیری و ساده سازی مفاهیم زبان عربی (مطالعه موردی: «عربی، زبان قرآن» متوسطه اول پایه هفتم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابزارهای دست ساز عنصری اساسی در بهبود کیفیت آموزش زبان عربی، به ویژه در مراحل اولیه آموزشی، هستند. بنابراین، باید استفاده از آنها را گسترش داد و حمایت لازم را برای معلمان فراهم کرد تا اطمینان حاصل شود که حداکثر بهره وری از این ابزارها حاصل می شود. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش دست سازه ها بر یادگیری درس عربی انجام شده است. در این مطالعه سعی شده است ضمن معرفی دست سازه ها به عنوان یکی از ابزارهای کمک آموزشی، جایگاه آن در فرایند یاددهی - یادگیری در درس «عربی، زبان قرآن» در مقطع متوسطه اول پایه هفتم بررسی شده و اثربخشی آن در کیفیت یادگیری، جذاب سازی کلاس درس و آسان سازی روند آموزش موردمطالعه قرار گیرد. این جستار یک پژوهش کاربردی با روش توصیفی - تحلیلی است و به دنبال پاسخ به این سؤال است که دست سازها چه تأثیری بر میزان آموزش، یادگیری، علاقه و انتقال مفاهیم به فراگیران دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که دستسازهها در ارتقاء کیفیت آموزشی، ایجاد بستر یادگیری مؤثر و کارآمد، ایجاد جذابیت در کلاس درس، تسهیل فرآیند یاددهی یادگیری نقش و جایگاه مهمی دارد. باتوجه به نقش دست سازه ها در عینیت بخشی به مفاهیم انتزاعی در درس عربی، برگزاری دوره ها و کارگاه های ضمن خدمت و جلسات دانش افزایی برای معلمان و همچنین برگزاری نمایشگاه های متعدد و همایش های مربوطه توسط ادارات آموزش و پرورش، با رویکرد ترغیب و تشویق معلمان به استفاده از انواع دست سازه ها در روش تدریس خود، توصیه می شود.
دراسة النزعة العبثية في رواية «دفاتر الوراق» لجلال برجس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
43 - 60
حوزههای تخصصی:
شهدت البشریه تحوّلات جذریه بعد الحربین العالمیتین الأولى والثانیه، لم تقتصر على مظاهر الدمار المادی بل کانت لها أبعادٌ معنویه ونفسیه جسیمه. ازداد الیأس المریر الذی تغلب على الذات البشریه، أدّت مظاهر التوتر إلى اغلاق الوعی الجماعی، ظهرت وجهه نظر عبثیه نحو الحیاه، أصبح الوجود بلاغایه. أثیر أسئله مرکزیه حول غایه الحیاه والمسؤولیه الفردیه فی عالم متغیر وحدود الحریه الفردیه. لم ینأی الأدب عن هذه التغیرات، إذ ترکت بصمتها الواضحه على المشهد الأدبی، فأدى ذلک إلى تکوین مدرسه جدیده فی الکتابه الأدبیه تعکس هذه الأزمه وتعکس حاله التمزق النفسی للإنسان، فی عالم یکتظّ بالتناقض. وقد أطلق على هذا الاتجاه اسم "التیار العبثی" أو "العبثیه"، وهی حرکه فکریه وجمالیه أساسها فلسفه الوجود والاتجاهات الفلسفیه التی نشرها المفکرون کألبیر کامو وجان بول سارتر و... هذا وقد برز هذا التیار بوضوح فی الأدب السردی، لاسیما فی فن الروایه، حیث وظّفَ الکتّاب عناصر العبثیه کوسیله جمالیه عمیقه للتعبیر عن مأساه الإنسان المعاصر وصراعه مع عالمٍ یطغی علیه. یدرس البحث الحالی تجلیات الفکر العبثی فی روایه «دفاتر الورّاق» للکاتب الأردنی جلال برجس، حیث نالت جائزه البوکر العالمیه للروایه العربیه عام 2021م. لما اشتملت علیه من انسجام متماسک فی بناء الروایه ومعالجه فکریه وفنیه لقضایا وجودیه محوریه. تعتمد هذه الورقه البحثیه علی المنهجَ الوصفیّ-التحلیلی ووظّفت أدوات التحلیل البنیوی فی تفکیک الخطاب السردی، سعیًا إلى فهم الکیفیه التی تعکس بها الروایه التوتراتِ الوجودیهَ والبُعدَ العبثیّ فی بناء الشخصیّه الرئیسه. وتشیر نتائج الدراسه إلى أن العبثیه تتجلى بوضوح فی فقدان الشخصیه المحوریه لهویتها، ولجوئها إلى تقمّص هویات خیالیه متعدّده بوصفها آلیه دفاعیه فی مواجهه واقع مفکک یفتقر إلى المعنى والقیم الإنسانیه. هذه البنیه السردیه تعکس عمق الأزمه الوجودیه التی یعیشها الشخصیات: إبراهیم، جادالله، ناردا و...، وتظهر کیف یوظف الأدب أدواته الفنیه لتناول قضایا فلسفیه معقده فی قالب جمالی مؤثر، یعبر عن هموم الفرد العربی وهواجسه فی مواجهه واقع ملیء باللایقین والاغتراب.
تحلیل و کاربرد الگوی ژان رنه لادمیرال در ترجمه فارسی واژگان کتاب «الأجنحة المتکسرة» اثر جبران خلیل جبران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبدیل معنایی واژگان در فرآیند ترجمه یکی از چالش های مهم و پیچیده برای مترجمان است و یافتن معادل دقیق آن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ترجمه واژه باید با زمینه و ساختار متن هماهنگ باشد. گاهی اوقات نیز انتقال معنای دقیق واژه در ترجمه ممکن نیست. برای کاهش این مشکلات می توان از روش های گوناگونی استفاده کرد. لادمیرال مؤلفه هایی را مطرح کرده که به مترجم کمک می کند تا در انتقال مفهوم واژگان تصمیمات بهتری بگیرد و با انتخاب واژه های مناسب، تعادل نسبی میان متن اصلی و متن ترجمه شده برقرار شود. نظریه لادمیرال بر بازآفرینی معنا و رمزگشایی مقصدگرا تأکید دارد و ابزاری مؤثر برای سنجش کیفیت ترجمه ارائه می دهد.کتاب «الأجنحه المتکسره» اثر جبران خلیل جبران با نثری شاعرانه، مفاهیمی چون عشق نافرجام، آزادی و تقابل میان عشق و عرف جامعه را به تصویر می کشد. عمق معنایی و لایه های پیچیده این اثر شامل تعارض میان عشق و محدودیت های اجتماعی است. وجه تمایز این اثر در ترکیب همزمان این ابعاد عاطفی و اجتماعی است که خواننده را به درکی چندسطحی از آزادی و عشق می رساند. این پیچیدگی معنایی، ترجمه اثر را چالشی ویژه می سازد و نیازمند دقت در انتقال دقیق این لایه هاست. این پژوهش با کاربست الگوی لادمیرال به توصیف و تحلیل ترجمه فارسی این کتاب به ویژه ترجمه سید مصطفی طباطبائی، می پردازد که با حفظ لحن شاعرانه و دقت در انتخاب واژگان، معنای پیچیده متن اصلی را به خوبی منتقل کرده است.
مقاربة سيميائية أنثروبولوجية للاستعارة التصويرية في شعر كريم معتوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
37 - 54
حوزههای تخصصی:
برز موضوع مخططات الصوره إثر بحوث ودراسات، قام بها بعض العلماء المعاصرین فی مجال اللسانیات المعرفیه، کجونسون ولایکوف، محاوله منهم للقیام بفهم عمیق وحدیث للاستعاره. فالاستعاره الحدیثه التی یسمّیها جونسون استعاره مفهومیه، تقوم على المفاهیم التجریدیه التی یحاول الذهن البشری أن یجد ویخلق لها تعبیرا مادیا ملموسا، من خلال الاستعانه بالتجربه المعاشه للإنسان بجسمه فی بیئته وحیاته. تعتبر الاستعاره التصویریه (مخططات الصوره)، التی تندرج فی إطار الاستعاره المفهومیه، صوره جسدانیه لمفاهیم تجریدیه نفهمها بعون تجاربنا الفضائیه المکانیه والحرکیه. إنّ هذه التجارب هی جزء من الثقافه التی ننتمی إلیها کفرد، وکجزء من جماعه توارثت هذه الثقافه بشکل إرادی شعوری، وکذلک لاشعوری ضمن النسق الثقافی الذی یشکّل نظره تلک الجماعه إلى الحیاه وفهمها منها، وطریقه ممارستها لتجارب الحیاه، بما فی ذلک الثقافه التعبیریه التی تتّصف بها. إنّ السیمیائیه الأنثروبولوجیه التی یتّخذها هذا البحث بناءً على المنهج الوصفی التحلیلی، تستجلی الدلاله الثقافیه الإنسانیه للتعبیرات اللغویه الجمالیه العربیه المتجسّده بالاستعاره التصویریه فی شعر کریم معتوق أوّلا، وکذلک ثمّ البحث عن منظومه القواعد التی تشکّل الخطاب التعبیری العربی، وجذوره التراثیه، ومنطلقاته العائده إلى تجربه الشاعر الفردیه والجماعیه. توصّل البحث إلى نتائج عدّه، أهمّها: أن شعر هذا الشاعر الإماراتی المعاصر قد اتسم بالروح التراثیه، والمسحه الثقافیه العربیه التی ترکت أثرها فی شعره. وکذلک تبیّن أن الذاکره الجماعیه لمجتمع الشاعر بما تحمل من عناصر بدائیه وصور نموذجیه أوّلیه، قد ترکت بصماتها فی الاستعاره التصویریه الموظّفه من قبل الشاعر، فتمثّلت بثنائیّات متقابله متجذّره فی النسق الثقافی للمجتمع العربی الخلیجی، کما أنّ الشاعر وظّف استدعاء التراث بأنواعه فی مخططات الصوره لدیه.
دراسة شخصية "بيروتاغونيست" في رواية "الاعترافات" بناء علي نظرية إيزنك للشخصية(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
من العناصر الرئیسه فی بناء الروایه هی عنصر الشخصیه؛ لأنّها تشارک فی أحداثها سلباً وإیجاباً وتعتبر إحدى التقنیات السردیه التی تقوم علیها الروایه کما أنّها تعدّ العامل الذی تحصل الروایه عن طریقه علی النجاح والتمیّز والخلود. من بین أنواع الشخصیات، فإنّ دور البطل أو بیروتاغونیست، باعتباره العنصر الأبرز، یثیر مشاعر القارئ ویحفّزها طوال الروایه ویخلق التآزر والتقارب مع المتلقّی. تتحدّد أحداث الروایه من خلال العملیه المحوریه لدور بیروتاغونیست حیث تتشابک مع شخصیات مؤثره أخرى. من ثمّ یسعی هذا البحث إلی دراسه شخصیه البطل والتعرف علی أبعادها فی روایه "الاعترافات" للروائی ربیع جابر والتی تدور أحداثها حول "مارون"، أی الشخصیه التی تعیش تجربه الحرب الأهلیه اللبنانیه حیث یکشف مارون فیها عن الصراعات الداخلیه التی یعانی منها، وکیف تحاول الحرب أن تشوه هویته وتبعده عن ذاته. یهدف هذا البحث إلی دراسه معرفه أنماط سجیه الاعترافات بناءً علی نظریه إیزنک للشخصیه مستخدماً المنهج الوصفی-التحلیلی وأسلوب ببلیوغرافی. نظریه إیزنک للشخصیه، باعتبارها أقدم وأهم نظریات سمات الشخصیه، تقوم بدراسه الطبائع وتحلیلها فی ثلاثه أبعاد ثنائیه القطب فی الشخصیه وهی الانطواء مقابل الانبساط، العصابیه مقابل الاتزان الانفعالی، والذهانیه مقابل السواء. توفر هذه الأبعاد الثلاثه إطارا یمکن أن یساعدنا على فهم سمات الشخصیات وتشجعنا على الکشف عن تعقیداتها بشکل أفضل. تدل نتائج البحث علی أنّه بسبب الأجواء المتوتره الناجمه عن الحرب الأهلیه اللبنانیه، فإنّ الشخصیه الرئیسه والمؤثره فی الروایه لدیها هویه غیر مستقره نفسیاً وسلوکیاً وتواجه أزمه داخلیه حتی تصبح غیر متیقنه من مستقبل شخصیتها ولیس لها مصیر سوى الظلام والتعاسه. وفقاً لنظریه إیزنک تعانی الشخصیه الرئیسه من العصابیه والانطوائیه والذهانیه. من أعراض الانطوایه لدی الشخصیه الرئیسه هی التألّم من الاکتئاب الناجم عن المیل الشدید للشعور بالنقص واللوذ بالفرار من الظروف المأساویه عن طریق التنقل إلی المدن الفاضله کما أنّها تعانی من عدم التصرّف بالعقلانیه والاعتراف بتأنیب الضمیر أمام النزعات نتیجه إصابتها بالعصابیه. فضلاً عن ذلک، تتألّم من الذهانیه أیضاً حیث لا تستطیع التخلّص من الوضع المأساوی.
دراسة لانعكاسات الغاية علي ترجمات رباعيات الخيام علي ضوء نظرية سكوبوس ترجمة رامي والصافي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
163 - 182
حوزههای تخصصی:
لا شک أن مباحث علم اللغه قد تسربت إلی الترجمه فی النصف الثانی من القرن العشرین، وتم الترکیز بدایه علی التکافؤ والتعادل، بوصفه مفهوما رئیساً، کما رکزت المداخل اللغویه المنوطه بالتکافؤ علی النص الأصل، وعلی الخصائص المراد الحفاظ علیها فی النص الهدف، عند التحلیل اللغوی، إلا أن الترجمه لم ترزح زمنا طویلاً تحت عبء النظریات اللغویه التی کان فیها التکافؤ لنص الأصل هو المعیار الأساسی فی تحدید نجاح الترجمه، بل واجهت تحولاً کبیراً، وانعطفت نحو النظریات التی تولی قدراً أکبر من الاهتمام بالوظائف الاجتماعیه والثقافیه. وأبرز هذه النظریات الوظیفیه هی نظریه سکوبوس التی استأثرت باهتمام الباحثین والدارسین. وبظهورها، لم تتحرر دراسات الترجمه من اللسانیات فحسب، بل فتحت الآفاق لظهور رؤی جدیده من الترجمه، الأمر الذی دعا إلی إلقاء نظره فاحصه علی بعض الخیوط الدقیقه فی النسیج الفکری لهذه النظریه، وفی طلیعتها نظریه الغایه أو سکوبوس التی تشکل رکناً أساسیاً فیها، وقد انعکست علی معظم مفاصل الترجمه. سنقوم فی هذا المقال، بإماطه اللثام عن وجه انعکاسات الغایه علی ترجمتی أحمد رامی وأحمد الصافی النجفی، لاسیما علی صعید تحدید نمط الترجمه، واستراتیجیتها، وتحدید السیاق الثقافی، وتحدید الأسلوب، بمنهج وصفی تحلیلی.
نقد تعریف فعل بر اساس روایت امیرمؤمنان علیه السلام
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
60 - 41
حوزههای تخصصی:
از دیرباز غالب علمای علم ادبیات عربی فعل را با دو قید معنای مستقل و اقتران به زمان های سه گانه از دیگر قسیم هایش یعنی حرف و اسم متمایز می کردند، لکن با بررسی های بیشتر، ادله ای بر خلاف این تعاریف به ذهن می رسد، از جمله این ادله افتقار فعل به زوائدی مانند: تاء تانیث، فاعل، مفعول، حروف مضارعه، ضمیر و... که علاوه بر اینکه باعث مرکب شدن فعل می شود، نشان می دهد که فعل در حد تصور، نیاز به تصور کلمه دیگری دارد. در مورد اقتران به زمان گاه در حرف و اسم نیز شاهد این اقتران هستیم و از طرفی دیگر گاه انجام گرفتن فعل بدون صرف کوچک ترین زمانی اتفاق می افتد، مانند: «فَهِمَ اللهُ» یا «مَضَی الزَّمانُ» و ثابت است که نفس زمان یا مجردات محدود به قید زمان نیستند و نمی توان این بحث عمده را شاذّ تلقی کرد. از سوی دیگر امام علی علیه السلام به عنوان مؤسس علم نحو، در تعریف فعل به زمان داری و معنای مستقل آن اشاره ای نکرده و فعل را «مَا أَنْبَأَ عَنْ حَرَکَهِ الْمُسَمَّى» می داند که تطابقی با تعریف نحات ندارد. نوشتار پیش رو به دنبال ارائه تعریف صحیحی از فعل و نقد ادله و مبانی نحات در اقتران و زمان داری فعل است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و گرد آوری اطلاعات با شیوه کتابخانه ای و نرم افزاری در پی اثبات بهترین تعریف از فعل یعنی تعریف امام علی علیه السلام است.
ارزیابی برگردان تضمین های قرآنی در فعل های متعدی به حرف «الی»؛ مطالعه موردی ترجمه های شعرانی، صفوی، گرمارودی و صفارزاده
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های مهم مترجمان در ترجمه قرآن کریم، انتقال صحیح حروف جر به زبان مقصد است. این چالش به دلیل لزوم توجه به مثلث حرف جر، متعلق و مجرور، همراه با قرائن لفظی و مقامی از جمله بافت کلام است. با توجه به مثلث مذکور، پدیده زبانی به نام تضمین مطرح می شود. تضمین نحوی به معنای گنجاندن یک معنای حدثی در یک واژه دیگر به منظور ایجاز بلاغی است که بر قرائن مختلف از جمله حرف جر متکی است. عدم توجه به این پدیده می تواند منجر به ترجمه و تفسیر نادرست شود. پژوهش حاضر که با استفاده از الگوی دادز انجام شده، به روش توصیفی - تحلیلی میزان توجه ترجمه های شعرانی، صفوی، گرمارودی و طاهرزاده به پدیده تضمین در برگردان حرف جر «الی» و متعلقش و نیز بلاغت آن را ارزیابی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشتر ترجمه ها در یافت تضمین و انتقال آن در حرف «الی» به زبان فارسی دچار لغزش های فراوان شده اند و عملکرد موفقی نداشته اند. بلاغت تضمین نیز پدیده ای فراموش شده است که ترجمه ها ظرفیت کافی برای انتقال آن را ندارند.
الصراع في مسرحية "يا طالع الشجرة" لتوفيق الحكيم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعتمد الكاتب عند إیراد الأحداث علی الصراع الذی یعتبر المحرك الرئیس للعمل الروائی، فالصراع من العناصر الرئیسه للمسرحیه وهو یلعب دوراً مهماً فی تطویر الأحداث داخل النص المسرحی، وهو الاختلاف الناشئ من تناقض الآراء ووجهات النظر بالنسبه لقضیه أو فكره ما بین شخصیات المسرحیه، ولذلك قیل: النقاد لا مسرح بلا صراع. فمن هذا المنطلق، یهدف هذا البحث المعتمد علی المنهج الوصفی_ التحلیلی إلى دراسه الصراع فی مسرحیه «یا طالع الشجره» أنموذجا للصراع فی النصوص المسرحیه لتوفیق الحكیم؛ وهذه المسرحیه هی من أول المسرحیات التی كتبت بأسلوب عبثی فی الأدب العربی، وهی تتحدث عن الحوادث بطریقه عبثیه، أهم النتائج التی توصل إلیها البحث ما یلی: قدمت مسرحیه یاطالع الشجره مفهوماً جدیداً للصراع الداخلی والرؤیه العالمیه المحدده لشخصیاتها. یبدو أن الحكیم فی هذه المسرحیه اهتم كثیراً بالبعد السیكولوجی للشخصیات، وهذا الأمر من خصائص مسرح اللامعقول. استخدم الحكیم كل أنواع الصراع فی مسرحیه یا طالع الشجره بمهاره وإن كان الصراع الداخلی أكثر وضوحا فیها. استمراریه الصراع تظهر بشكل متواصل غیرمنقطع فی هذه المسرحیه، ویتم متابعته بمهاره جیده من بدایه المسرحیه، إلى نهایتها. لم یكن الصراع فی هذه المسرحیه بین إرادات إنسانیه، بل كان صراعاً بین مواقف وأفكار ذهنیه مجرده جاءت فی شكل ثنائیات متناقصه تمثلت فی الحلم والواقع، والخیال والحقیقه، والخلود والفناء، وهذه الأفكار المتضاربه انبثقت من فكره الحیاه والفن.
بررسی تطبیقی استعاره در عربی و فارسی
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 16
حوزههای تخصصی:
استعاره از مهم ترین گونه های مجاز است که در هر زبانی جایگاه ویژه دارد؛ اما نوع نگاه به آن در زبان های مختلف، متفاوت است. در زبان عربی و فارسی، مشابهت های این بحث، بیش از تمایزهاست؛ به گونه ای که غالب مباحث استعاری کتاب های بلاغی عربی به فاصله دو یا سه قرن در کتاب های فارسی تکرار شده است. این مقاله در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بحث استعاره در زبان فارسی و عربی پرداخته است. مبحث استعاره در کتاب های عربی، پنج مرحله آغاز، رشد، شکوفایی، رکود و نوگرایی را تجربه کرده و در فارسی با تحولات کمتر، سه مرحله پیدایش، گسترش و ویرایش را از سر گذرانده است. دوره پیدایش با دوره آغاز و رشد؛ دوره گسترش با دوره رکود و دوره ویرایش با دوره نوگرایی عربی قابل تطبیق است. متأسفانه بلاغت فارسی از دوره شکوفایی بلاغت عربی بهره چندانی نگرفته است؛ از این رو نگاه تحلیلی و زیبایی شناسانه در آن کم رنگ است. پژوهش های امروز دو زبان به مباحث انتقادی، بهره گیری از مطالعات استعاری زبان های دیگر و نگاه زبان شناسانه متمایل شده که در این میان، توجه به ماهیت زبان و بومی گرایی در استعاره پژوهان فارسی برجسته تر است. عدم توجه به تدوین فرهنگ استعاری، بی توجهی به انواع و سبک های ادبی در پژوهش های استعاری و کم توجهی به سیر تحول استعاره در متون ادبی از نقاط ضعف استعاره پژوهی دو زبان است.
قراءة عرفانية لقصة النبي إبراةيم (ع) في ديوان ابن الفارض ومثنوي مولوي(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
النبی إبراهیم (ع) بالإضافه إلى مقام النبوه، یظهر كسالك عارف یجتاز مراحل السلوك ومجاهده النفس التی تتجلى بأشكال مختلفه مثل "نفی آزر، تضحیه الابن، نار نمرود الروح" بنجاح، ویصل من مرحله الفناء فی الله إلى مقام البقاء بالله وخلیل الله. تتناول هذه المقاله بمنهج وصفی-تحلیلی مع التركیز على المدرسه الأمریكیه للأدب المقارن، من خلال التأمل فی أشعار ابن الفارض المصری ومولانا جلال الدین محمد البلخی، اللذین یبلغان قمه العرفان النظری والعملی، القراءه العرفانیه لقصه النبی إبراهیم (ع). فی هذا البحث، تم أولاً تحلیل أوجه التشابه فی أشعار هذین العارفین البارزین فی ثلاثه أقسام: "إبراهیم (ع) والطیور"، "إبراهیم (ع) ونار نمرود"، و"إبراهیم (ع) والنجوم"، ثم تم توضیح أوجه الاختلاف لكل منهما فی مراحل مقام النبی إبراهیم (ع)، إبراهیم (ع) وآزر وتضحیه الابن. تشیر النتائج إلى أن ابن الفارض، على عكس مولوی، لا ینظر إلى الطیور بتأویل. فی نقاش نار نمرود، یعتبر سبب إطفاء النار وتحولها إلى بستان هو وصول النبی إبراهیم (ع) إلى مقام الجمع والبقاء بعد الفناء. لكن مولوی یعتبر نار نمرود نار النفس التی تتحول إلى زهور وریحان بعد اجتیازها. ابن الفارض یعتبر الاهتمام بالنجوم ظهور الحق، لكن یرى مولوی بأنّه لم یبلغ الأنبیاء إلى مرحله التوحید منذ البدایه ویعتبرون للمخلوقات وجوداً مستقلاً. ابن الفارض یتناول الأسرار الباطنیه وتأویل أعمال الحج ویعتبر مقام إبراهیم ولایه خاصه، ومكه حضره إلهیه، والزائر ظهور حضره غیبیه فی الأركان الأربعه. ومولوی یعتبر آزر وتضحیه الابن تحرراً من تعلق النفس والطبیعه.
الأسلوبیه اللغویه وصوره الوجع العراقی فی روایه حلم وردی فاتح اللون للکاتبه العراقیه میسلون هادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ الروایه کوسیله فنیه تشکل تمثیلاً سردیاً یستحضر الواقع ویروی قصه المجتمعات والأفراد. وفی سیاق الروایه العراقیه الجدیده، تکمن أهمیه هذا التمثیل السردی فی تصویر الوجع العراقی وتجسیده بأسلوب یلامس الواقع والمشاعر الإنسانیه، وتتجلّى اللغه کأداه رئیسه فی تصویر الواقع العراقی، فمن هذا المنطلق تأتی خطوره المنهج الأسلوبی لاعتباره النصّ الأدبی عملاً لغویاً ذا وظائف مختلفه. شکلت الروایه العراقیه جزءاً هاماً من السرد العربی المعاصر، وتحظى بمکانه مرموقه وبارزه فی الساحه الأدبیه العربیه. کما شهدت السنوات الأخیره ظهور روایات تناقش مشاکل یعانى منها المجتمع. وبناء على ذلک، تأتی هذه الدراسه محاوله بیان صوره الوجع العراقی انطلاقاً من الأسلوبیه اللغویه على ضوء روایه "حلم وردی فاتح اللون" لمیسلون هادی، کما یحاول إبراز مکامن التمیز الأسلوبی للکاتبه ولروایتها موضوع الدراسه. تتحدد مشکله الدراسه فی تحدید ممیزات الروایه العراقیه بعد عام 2003م، وذلک من خلال تحلیل الأسلوبیه اللغویه فی روایه "حلم وردی فاتح اللون" للکاتبه میسلون هادی، والترکیز بشکل خاص على الوجع العراقی فی هذه الروایه. اعتمدت الدراسه علی المنهج الوصفی-التحلیلی المعتمد علی التحلیل الأسلوبی المتمثل فی المستویات الترکیبیه والبلاغیه والدلالیه لمکانتها المهمه فی التحلیل الأسلوبی للسرد. أظهرت النتائج أنّ الروائیه العراقیه تمکنّت من إبراز قدرتها الفنیه والإبداعیه فی التعبیر عن تجاربها الشخصیه والاجتماعیه، وذلک من خلال استخدام مجموعه متنوعه من التقنیات الأسلوبیه. وبالتحلیل اللغوی للروایه نجد أنّها تتمیز بأسلوب لغوی فرید، حیث تسهم الأسالیب الترکیبیه والبلاغیه والدلالیه فی خلق تجسید لغه الوجع والحزن والخوف مما یعکس واقعاً مأساویاً یعانی منه الشعب العراقی جراء الحروب والاحتلال والصراعات السیاسیه والاجتماعیه.