ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۰۱.

التقنيات شبه المنطقيّة الحجاجيّة في ديوان صلاة النار للشاعرة نبيلة الخطيب وفق آراء ديكرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۳
یُعدُّ الحجاج شبه المنطقیّ أحد أبرز الأسالیب التی یعتمدها الخطاب الأدبیّ لإقناع المتلقّی؛ إذ یقوم على تقنیات لغویّه واستدلالیّه تُعزِّز من قوه الحجه دون أن تقتصر على المنطق الصوریّ وحده. ویعتمد هذا النوع من الحجاج على أدوات مثل الروابط الحجاجیّه والتدرج فی بناء الحجه، مما یجعله وسیله فعاله فی الخطاب الشعریّ، حیث یمتزج الإقناع بالعاطفه والجمالیات البلاغیّه. اعتمد هذا البحث المنهج الوصفیّ – التحلیلیّ فی دراسه التقنیات الحجاجیّه شبه المنطقیّه فی دیوان صلاه النار للشاعره نبیله الخطیب، بالاستناد إلى آراء دیکرو فی الحجاج، والتی ترى أن الحجاج لا یُبنى فقط على قواعد المنطق، بل یعتمد على تنظیم الخطاب بطریقه تؤثر فی مواقف المتلقی ومواقعه التداولیه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل التقنیات شبه المنطقیّه فی دیوان الشاعره، من خلال دراسه الروابط الحجاجیّه (مثل "إذا" و"حیث") ودورها فی بناء الخطاب الشعریّ وتوجیه الدلالات، والکشف عن آلیات السُّلَّم الحجاجیّ (النفی، القلب، الخفض) وکیفیه توظیفه فی تقدیم الحجج وتشکیل الرؤیه الشعریّه، مما یسهم فی فهم أعمق لأسالیب الإقناع غیر المباشر والبناء الفنی للقصیده المعاصره. وقد توصلت الدراسه إلى أن الشاعره استخدمت هذه التقنیات ببراعه لبناء خطاب شعری متماسک وإقناعیّ، حیث عملت الروابط الحجاجیّه على خلق علاقات شرطیه ودلالیه بین أجزاء النص، بینما أسهم السُّلَّم الحجاجیّ فی تقدیم الأفکار بشکل متدرج ومنطقیّ. کما کشفت النتائج عن فعالیه نظریه دیکرو فی تفسیر آلیات الإقناع غیر المباشر فی الخطاب الشعریّ، حیث برزت قدره الشاعره على توظیف هذه التقنیات لتوجیه تأویل المتلقی وبناء رؤیه شعریه عمیقه تجمع بین البعد العاطفی والفکری، مما یؤکد تمیز تجربتها الشعریّه وقدرتها على توظیف الأدوات الحجاجیّه فی التعبیر عن رؤاها الوجودیّه.
۱۰۲.

حرف جر "علی" و زیبایی شناسی معانی آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
قرآن کریم که روشنگر تمامی جوانب زندگی بشر است، از همان قرن اول هجری از جنبه های مختلفی مانند: بلاغت، صرف و نحو، لغت و غیره مورد تحقیق و بررسی علمای بزرگ قرار گرفته است. حروف در قرآن و تغییرات معنایی آن ها زیبایی این کلام آسمانی را دوچندان نموده است. پرداختن به این حروف از منظر زیبایی-شناسی یکی از مباحثی است که نقش بنیادین در بازنمایی عظمت و شکوه این معجزه ی آسمانی دارد. گاهی در قرآن، علاوه بر حرف اصلی از مجموعه ایی حروف جانشین استفاده شده است. بدین ترتیب، برخی از معانی حروف با بیش از یک حرف جر بیان می شود. این امر اهمیت بررسی و شناخت این حروف را در ترجمه دوچندان می کند. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی زیبایی شناسی حرف جر "علی" در آیات مختلف قرآن پرداخته و وجوه معنایی آن را با استفاده از کتاب های نحوی و همچنین تفاسیر گوناگون، مورد بررسی قرار داده و نیز به شواهدی از شعر عربی در این رابطه اشاره کرده است. نتیجه این که این حرف علاوه بر معنای اصلی اش که "استعلاء" می باشد، در معانی حروف مختلفی چون: "مع"، "فی"، "لام"، "باء"و "عن" به کار رفته است. مهم ترین کارکردهای زیبایی شناختیِ جایگزینی و تغییرات معنایی این حرف در قرآن کریم عبارتند از: شمول و گستردگی معنا، تاکید و مبالغه است که متن قرآن را به متنی باز و گسسته تبدیل نموده و فضایی مناسب برای تأمل آگاهانه خواننده فراهم آورده است. هدف اصلی از این امر، انتقال بی کم و کاست، اثربخش، نگرش ساز و تعالی دهنده معنا به مخاطب است.
۱۰۳.

بررسی و تحلیل کارکردهای گفتمان روایی در رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی (بر اساس نظریه گفتمان روایی ژرار ژنت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
تحلیل گفتمان روایی با رویکردی کل گرایانه یکی از شاخه های تحلیل گفتمان است. روایت از جمله عناصر مهم و اصلی در نقل داستان یا بیان حادثه به شمار می رود. در این میان ژرار ژنت نظریه پرداز ساختارگرای فرانسوی از نظریه پردازان مطرح است. این پژوهش سعی دارد محتوای رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی رمان نویس عراقی را در قالبی ساختار محور و با تأکید بر مهمترین مباحث گفتمان روایی مورد اشاره ژنت مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. هدف اصلی در این جستار، بررسی سه عنصر زمان، وجه و لحن به عنوان تکنیک های روایی است و همچنین کارکرد آن ها در به تصویرکشیدن بی هویتی علی ناجی، سختی ها و مشکلات لیلا حمید و دنیای مردم کنونی عراق و ظهور علی ناجی به عنوان منجی در برابر مردم عراق با تکیه بر طلسم های سومری هفتگانه در قالب یک داستان سورئالیستی - تخیّلی است تا علاوه بر کشف تکنیک های روایی آن، خواننده را با تفکر نویسنده در باب هویتِ علی ناجی، مشکلات لیلا حمید و مردم عراق و موضع گیری آن ها در برابر محدودیت های زندگی شخصی و اجتماعی آشنا سازد. روش کار در این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و با تمرکز بر کتاب ژنت سعی شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که گفتمان روایی تا چه میزان توانسته است در انعکاس درگیری های ذهنی نویسنده در باب هویتِ اصلیِ علی، مشکلات لیلا و مردم عراق و منجی گری علی ناجی موفق عمل کند؟ زمان پریشی، ایجاد پرش ها و وقفه های داستانی،کانونی سازی دوگانه، پررنگ یا کم رنگ ساختن نقشِ علی ناجی در مواضع مختلف رمان، و حرکت زمانی برای رسیدن به نوعی همزمانی بین رمان و فعل روایت از مهمترین تکنیک های روایی است که در این رمان مورد استفاده قرارگرفته اند.
۱۰۴.

تحلیل الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدی حمد وفقا لنظریه ساره میلز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۱
الخطاب الجندری یلعب دوراً حیویاً فی تشکیل الهویه الجندریه عبر اللغه والسیاق الثقافی، حیث تتشکل مفاهیم الذکوره والأنوثه داخل الإطار الخطابی الذی یعکس توزیع السلطه بین الجنسین. یبرز هذا الخطاب الاختلافات الاجتماعیه والهیمنه والتمرد من خلال أنماط لغویه وسردیه تعکس العلاقات الجندریه. تساهم نظریه ساره میلز فی فهم هذه الظاهره من خلال تأکیدها أن الخطاب لیس مجرد أداه تواصل، بل وسیله لإعاده إنتاج التراتبیات الاجتماعیه والهیمنه الجندریه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل مظاهر الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدى حمد وفق آراء ساره میلز. وقد اتبع هذا البحث المنهج الوصفی – التحلیلی. أظهرت النتائج أن الخطاب الجندری یتجلى على المستوى المعجمی من خلال استخدام تعبیرات تُظهر الصراع بین سلطه ذکوریه مهیمنه وصوت نسائی متردد ظاهریاً لکنه یحمل مقاومه ضمنیه. أما فی المستوی النحوی للجمل، فهناک تباین واضح بین لغه المرأه التی تتسم بالحسم والاختزال، ولغه الرجل التی تعکس سلطه ووصماً اجتماعیاً. کما یعکس الخطاب الکلی کیفیه إعاده إنتاج التراتبیات الأبویه من خلال تقدیم الذکور کرموز للسلطه، مقابل تهمیش مستمر لصوت المرأه، وهو ما یتماشى مع تحلیل ساره میلز لآلیات الکبت والصمت فی الخطاب النسائی.
۱۰۵.

تحلیل معنایی اسم فاعل، صیغه مبالغه، صفت مشبهه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۰۷
یکی از مباحث بسیار مهم و پرکاربرد در آیات و روایات، مبحث مشتقات صرفی است. در بین مشتقات، اسم فاعل، صیغه مبالغه و صفت مشبهه به دلیل قرابت حوزه مفهومی و بسامد بالا در آیات و روایات از جایگاهی ویژه برخوردارند. هدف این نوشتار توصیفی – تحلیلی بیان تفاوت های معنایی این سه گونه از مشتقات است که در منابع ادبی با تعابیری همچون حدوث و ثبوت از آنها یاد شده است. براین اساس اسم فاعل دلالت بر حدوث و صفت مشبهه دلالت بر ثبوت و دوام دارد. اما درعینِ حال برخی صفات مشبهه اصلًا دوام و استمرار ندارند و ازطرف دیگر برخی اسم فاعل ها معنی دوام دارند نه حدوث. اهمیت این امر به فهم و ترجمه متون دینی برمی گردد که گاه نتایج غیرقابل قبولی در پی دارد. لذا ابتدا به تعریف مشتقات سه گانه پرداخته شده سپس با مراجعه به کتب ادیبان، تفاوت های آنها بر اساس شواهد عینی تبیین شده است. مهم ترین نتایج پژوهش حاکی از آن است که: در این مقاله فرق های بین حدوث و ثبوت و استمرار، بیان شده و نتیجه، آن که صفت مشبهه ثبوت دارد ولی لزومًا دوام و استمرار ندارد و ازطرفی برخی اسم فاعل ها و نیز صیغه های مبالغه، ثبوتی هستند، نه حدوثی، که مهم ترین شاخصه برای تشخیص، توجه به معنا است.
۱۰۶.

دراسه نفسیه فی شخصیات روایه "أرواح کلیمنجارو" فی ضوء نظریه الاختیار لجلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۱
لایزال النقد النفسی یحتلّ مکانه مرموقه فی الدراسات النقدیه؛ حیث إنه یساعد الباحث على تحلیل الشخصیات الروائیه. ویعدّ ولیام جلاسر أحد علماء علم النفس الحدیث الذی بحث عن جذر المشکلات السلوکیه فی الإنسان عبر نظریه الاختیار التی تسعى إلى تلبیه الحاجات مع الحفاظ علی حقوق الآخرین واختیار السلوک والتحکم فیه وقبول المسؤولیه الفردیه والترکیز علی السلوک الحالی ومناشده الفطره السلیمه. وبناء على هذه النظریه، یختار الإنسان سلوکا یهدف إلی تلبیه إحدی الحاجات الأساسیه الخمس: البقاء والانتماء والقوه والحریه والمتعه. أما مشکله البحث فهی تکمن فی تحلیل روایه "أرواح کلیمنجارو" لإبراهیم نصرالله، وهی تحکی عن الشخصیات بالجنسیات المختلفه ضمن اتخاذ القرار علی الصعود إلی قمه کلیمنجارو جمع التبرعات لمعالجه الأطفال المصابین، وذلک فی ضوء "نظریه الاختیار" بالاعتماد على المنهج الوصفی والإحصائی. والنتائج التی توصّل إلیها البحث کالآتی: تحتلّ الحاجه إلی الحب والانتماء فی الشخصیات نسبه کبرى (38%)، والحاجه إلی القوه (31%) والحاجه إلی الحریه (19%)، کما أنّ الحاجه إلی البقاء تحتلّ (6%) والحاجه إلی المتعه (6%)؛ وبالتالی، ثمه شیئان أساسیان یدفعان الإنسان إلی السعی تجاه حیاته وأسرته وشعبه هما الحب والانتماء، وکذلک التعایش السلمی فی ظلّ الأمان هو الشئ المهمّ الذی جعل المتطوعین یشارکون فی هذا المشروع الإنسانی دعماً للشعب الفلسطینی.
۱۰۷.

فشرده گویی (تکثیف) و انواع آن در ومضه های شعری نجاه عبداللّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
بیان مسئله و هدف: پژوهش حاضر با هدف و بررسی تکنیک فشرده‌گویی در ومضه‌های شعری بانو، نجاه عبداللّه، شاعر معاصر عراقی، همچنین تبیین جایگاه این تکنیک در شکل و محتوای ومضه‌های موجود در دفترهای شعری وی نگاشته شده است. امروزه قالب شعری «قصیده الومضه» با توجه به رشد فزاینده جهان مدرن معاصر از استقبال گسترده‌ای برخوردار بوده است. این نوع شعر برای لحظه‌های ناب است که از برخورد لحظه‌ای شاعر با یک پدیده حاصل می‌گردد و به‌مانند یک برق در ذهن او می‌درخشد. در‌نتیجه، به شکل عبارت‌هایی بسیار فشرده نمود پیدا می‌کند. «قصیده الومضه» در ساختارهای متنی خود از تکنیک‌هایی برخوردار است که مهم‌ترین آنها عنصر «التکثیف» (فشرده‌گویی)، «المُفارقه» (تضادّ) و «الختام المُبهِر» (پایان شگفت‌انگیز) است. شاعر کلاسیک در ساحت شعر با تکیه بر مکانیزم «ایجاز» در تلاش بود تا عنصر تکثیف را برجسته‌تر جلوه دهد، اما شاعر معاصر پا از این امر فراتر می‌نهد و سعی می‌کند تا این ساحت را در حوزه شکل، همچنین ترکیب کلام (ساختار نحوی) نیز با عنصر تکثیف هماهنگ کند. اگر‌چه پایه و اساس شعر به‌طور کلی عنصر تکثیف است و شعر زمانی که موضوعات خود را بیان می‌کند، معانی را بیش از آنچه در ذهن‌های مردم وجود دارد به موضوعات خود تحمیل می‌کند، اما این عنصر در «قصیده الومضه»، که حاصل لحظه‌های ناب شاعرانه است، برجسته‌تر جلوه می‌نماید و شاعر «ومضه» برای بیان اندیشه‌های خود در مساحتی اندک به تکنیک‌های دیگری در حوزه‌های معنا، شکل و ترکیب کلام روی می‌آورد تا این مساحت اندک با لحظه‌های شاعرانه‌اش‌ منسجم‌تر شود. این پژوهش بر آن است تا برای این سؤالات اساسی پاسخی مناسب بیابد که عنصر تکثیف در ومضه‌های شعری نجاه عبداللّه در بخش‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با چه اسلوب‌هایی نمود پیدا می‌کند؟ همچنین محتوا و بسامد انواع سه‌گانه این عنصر در ومضه‌های وی چگونه است؟ روش­‌شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، بدین‌صورت که ابتدا دفترهای شعری نجاه عبداللّه مطالعه و بررسی شده است. با توجه به اینکه ایشان بیشتر متن‌های شعری خویش را در قالب «قصیده الومضه» سروده، عنصر غالب بر ومضه‌های ایشان همان فشرده‌گویی است. در این راستا به منابع مرتبط با موضوع، همچنین به مصادر مختلف اعم از قدیم و جدید مراجعه گردید، سپس دریافته شد که می‌توان این عنصر را در سه سطح معنا، شکل و ساختار نحوی تقسیم‌بندی کرد. شواهد شعری از ومضه‌ها بر‌اساس این سه سطح استخراج، دسته‌بندی و تحلیل شده است. این سه سطح در شیوه‌هایی همچون صور بیانی، هم‌گذاری، سفیدنویسی، نشانه‌های نگارشی، طولی و عمودی‌نویسی، زدودن قیدهای اضافی از جمله‌ها، حذف یک جمله یا جمله‌ها از نحو کلام، غریب‌سازی در نظم جمله و... نمود پیدا می‌کند. بحث و تحلیل: این پژوهش کوشیده است تا عنصر تکثیف را، که از ارکان مهم در «قصیده الومضه» محسوب می‌شود، در آثار شعری نجاه عبداللّه واکاوی نماید. مهم‌ترین مواضعی که تکنیک «فشرده‌گویی» در آنها جلوه می‌نماید، شامل سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی است. شاعر در موضع تکثیف در معنا از روش‌هایی همچون، تمثیل، استعاره، ضرب‌المثل، کنایه، تلمیح، نماد، تناقض، واژگان محوری، تکرار هنرمندانه و... بهره می‌جوید. وی با استخدام انواع صور بیانی، که در آن صاحب‌سبک است، همواره ومضه‌ها را با نامأنوسی واژگان و ابهام‌سازی تعابیر در‌هم می‌آمیزد تا از طرفی زمینه را برای خوانش‌های متفاوت، همچنین انبوه‌سازی دلالت‌ها در برابر خواننده فراهم ‌سازد. از طرف مقابل، خواننده نیز با پیش‌فرض‌های گوناگون از‌جمله افق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رزمی، دینی و... رو‌به‌رو شود. نجاه عبداللّه در موضع فشرده‌گویی در شکل به اسلوب‌هایی همچون هم‌گذاری، تقسیم‌بندی سطرهای شعری در فضای صفحه، سفیدنویسی، طولی و عمودی‌نویسی کلمات، استفاده از نقطه‌چین‌ها، علامت‌های نگارشی، و... متوسل می‌شود. وی با تکیه بر این شیوه‌ها سعی بر آن دارد تا، علاوه‌بر اینکه به ومضه‌های خویش شکلی مناسب و ابعاد معنایی عمیق‌تری (تکثیف) ببخشد، جایگاه نوگرایی را در آنها نیز استوار سازد. ایشان برای تحقق این امر به حالت‌های موجود در ذات خود توجه بسیاری دارد و هم‌سو با این حالت‌ها به هنرهای دیگری همچون سینما متوسل می‌شود تا تکنیک هم‌گذاری را از آن وام بگیرد و فضای تصویری «قصیده الومضه» را استادانه ترسیم نماید. نجاه عبدالله در موضع تکثیف در ساختار نحوی از شیوه‌هایی همچون غریب‌سازی در نحو کلام، زدودن قیدهای زائد از ساختار جمله‌ها، حذف یک یا چندین جمله از متن شعر، دوری جستن از اغراق در تزیین کلام و... بهره می‌برد. وی برای اینکه احساسات شاعرانه و عواطف زنانه خود را در ومضه‌ها به اشتراک بگذارد، تا حد ممکن به ارکان اصلی جمله بسنده می‌کند تا ومضه‌ها، با حفظ ویژگی تراش‌خوردگی، حُکم جمله‌های قصار را به خود بگیرد و به‌آسانی در ذهن مخاطب بنشیند. دستاوردها: یافته‌های این پژوهش حکایت از آن دارد که عنصر تکثیف، علاوه‌بر اینکه از ارکان مهم «قصیده الومضه» در آثار نجاه عبداللّه به‌شمار می‌رود، با ظرافت‌های هنری ویژه‌ای در ومضه‌ها آشکار می‌گردد. بدین‌صورت تکثیف به‌عنوان رکنی اساسی در سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی در ومضه‌های شعری او خودنمایی می‌کند و، از میان این امور سه‌گانه، فشرده‌گویی در معنا از نظر بسامد بر دو نوع دیگر تقدم دارد. نجاه عبدالله در قسمت‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با تکیه بر اسلوب‌هایی که ذکر آنها پیش از این گذشت، سعی بر آن دارد تا هم ساختار کوتاه‌نویسی را در متن شعری خود شدت ببخشد و هم متن را با عناصری همچون غریب‌سازی، ابهام، چند پهلو، حذف، جنبه‌های دیداری، ایجاد شکاف و... هم‌سو کند تا از این رهیافت‌ها بین مخاطب و اثر هنری نوعی چالش ایجاد نماید و خواننده را از حالت انفعال خارج کند و به سمت خواننده فعال بکشاند.
۱۰۸.

تحلیل جامعه شناختی رمان «برید اللیل» با تکیه بر نظریه جورج لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۱
بیان مسئله و هدف: میان رویکردهای متنوع نقد ادبی، جامعه‌­شناسی ادبیات جایگاه ویژه‌­ای دارد؛ این رویکرد با تکیه بر معیارهای اجتماعی به بررسی محتوای آثار ادبی می‌­پردازد و به دنبال کشف و تبیین روابط پیچیده بین اثر ادبی و بسترهای اجتماعی شکل‌­دهنده آن است. جورج لوکاچ (1885-1971م)، منتقد و نظریه‌پرداز برجسته معاصر، با ارائه نظریات بدیع، تحولی عمیق در رویکرد جامعه‌شناختی نقد ادبی ایجاد کرد. در نظریه او پیرامون رمان مفاهیمی نظیر رئالیسم، شخصیت‌ نوعی، رابطه علی و معلولی و محتوای اجتماعی به‌مثابه ارکان اساسی تحلیل ادبی مطرح می­‌شود. از دیدگاه لوکاچ، رئالیسم ناب باید تصویری یکدست و هماهنگ از انسان و جامعه ترسیم کند و در تلاش برای بازنمایی وحدت و یکپارچگی این دو عنصر اساسی باشد. رئالیسم مدنظر لوکاچ دارای سه ویژگی اساسی است؛ نخست انتقادی بودن آن است؛ لوکاچ بر این باور است که دوران­‌های مهم تاریخی دوره­‌هایی گذرا و سرشار از تغییر و تحول است که با چالش‌­ها و تحولات فراوانی مواجه است. از‌این‌رو، نویسندگان واقع‌­گرا باید با نگاهی انتقادی به جامعه بنگرند و نابرابری‌­ها، بی‌عدالتی‌­ها و سایر معضلات اجتماعی را به تصویر بکشند. ویژگی دوم رئالیسم لوکاچ چیرگی واقعیت است. این بدان معناست که نویسنده باید تشنه حقیقت باشد و واقعیت را صادقانه و بی‌­پرده بیان کند. لوکاچ تأکید می­‌کند که نویسنده واقع‌­گرا باید تصویری عینی از واقعیت ارائه دهد، حتی اگر این تصویر با باورها و اعتقادات شخصی او در تضاد باشد. سومین اصل رئالیسم لوکاچی مردمی‌بودن است. این اصل حکم می‌­کند که نویسنده مسائل اساسی و ژرف جامعه را در بالاترین سطح ممکن باز‌گو کند و به عمق دردها، احساسات، افکار و رفتارهای انسانی راه یابد. رمان «برید اللیل»، اثر نویسنده لبنانی، هدی برکات، که برنده جایزه بوکر عربی است، نمونه­‌ای درخشان از آثاری است که، با رویکردی انتقادی و واقع‌­گرایانه، تصویری تلخ و گزنده از اوضاع نابسامان و آشفته جامعه امروز به مخاطب عرضه می‌­کند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل این رمان بر‌اساس اصول رئالیسم لوکاچی و برجسته‌ساختن نقش حیاتی و اثر‌گذار ادبیات در راستای فهم، تحلیل و بهبود کاستی­‌ها و نابسامانی­‌های جامعه است. روش­‌شناسی: جامعه­‌شناسی ادبیات، به‌مثابه رویکردی میان‌­رشته­‌ای، پیوندی عمیق بین دو حوزه مطالعاتی مجزا، یعنی جامعه و اثر ادبی، برقرار می‌­سازد. این رهیافت با بررسی دقیق و تحلیل انتقادی روابط و تأثیرات متقابل در این دو حوزه در پی کشف چگونگی بازتاب نابسامانی­‌های ساختاری جامعه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بر ذهنیت و وجدان هنری نویسنده است. پژوهش حاضر با اتخاذ شیوه‌­ای توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر چهارچوب نظری جورج لوکاچ به واکاوی رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات می‌­پردازد. هدف غایی این پژوهش پاسخ‌گویی به این پرسش کلیدی است که چگونه نابسامانی­‌های ساختاری جامعه، از طریق تمهیدات هنری و بازنمایی‌­های روایی، در تار‌و‌پود رمان باز‌تولید و منعکس شده است. بحث و تحلیل: رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات، به‌عنوان اثری رئالیستی، به کاوش عمیق در معضلات اجتماعی می­‌پردازد و تلاشی هدفمند را برای ارائه تصویری بی­‌پرده از واقعیت­‌های تلخ و ناگوار جامعه به نمایش می­‌گذارد. از برجسته‌­ترین مؤلفه‌­های سبک­‌شناختی برکات در این اثر، اتخاذ رویکردی انتقادی است که در قالب نقدی بنیادین بر شرایط نامطلوب جوامع عربی و جهان غرب تبلور می­‌یابد. این نقد طیف گسترده‌­ای از مسائل و معضلات، از‌جمله فقر موجود در جوامع عربی، توزیع نابرابر ثروت، پدیده‌­هایی چون کودک‌همسری، کودکان کار، ازدواج‌­های اجباری و... را در‌بر‌می­‌گیرد. نویسنده، در این رمان، معضلات اجتماعی و آسیب­‌های فرهنگی را بی­‌پرده بیان می­‌کند؛ از‌جمله آنها می­‌توان به بی‌سوادی اشاره کرد که، از منظر او، معلول فقر و علت برخی نابسامانی­‌های دیگر است. برکات، علاوه‌بر معضل بی‌­سوادی، که بخش عظیمی از جامعه را از کنشگری مؤثر باز‌می‌­دارد، به پدیده‌­هایی نظیر انحرافات جنسی، تن­‌فروشی و روسپیگری نیز اشارات صریحی دارد. برکات به بازتاب اساسی­‌ترین چالش‌­های زنان در عصر معاصر مبادرت می‌­ورزد و انتقاد شدید خود را از خشونت، تنبیه بدنی و آزار جنسی زنان، که از موارد شایع ستم بر آنان به‌شمار می­‌آید، ابراز می­‌دارد. پیامد­های ویران­گر جنگ، از‌جمله دست‌گیری­‌های بی‌­دلیل، وضعیت اسفبار زندان­‌ها، شکنجه و تجاوز به زندانیان از دیگر موضوعاتی است که نویسنده به شیوه‌­ای دردناک به روایت آنها می‌پردازد. بر‌اساس دیدگاه لوکاچ، رئالیسم سترگ و راستین باید در‌بردارنده اساسی­‌ترین و حادترین مشکلات جامعه باشد. در همین راستا، برکات نیز بر یکی از مسائل مهم جهان معاصر، یعنی مسئله مهاجران و پناهندگان تمرکز می‌کند و مشکلات آنها را به‌تصویر می­‌کشد. با بررسی رمان برید اللیل در چهارچوب نقد جامعه‌شناختی بر مبنای نظریه لوکاچ شواهد متعددی دال بر حضور رئالیسم انتقادی، پیروزی رئالیسم و مردمی‌بودن، که به‌عنوان سه اصل بنیادین این نظریه شناخته می­‌شود، مشاهده شد. دستاوردها: نتایج این تحلیل نشان می‌­دهد که روح رئالیسم لوکاچی به شیوه‌­ای پویا در این رمان تجلی یافته است. نویسنده جهانی را به‌تصویر کشیده است که ضربان نبض واقعیت­‌های اجتماعی در بافت روایی آن به‌وضوح احساس می­‌شود. برکات در این اثر به بازنمایی عینی و نقادانه مسائلی از‌جمله فقر و فاصله طبقاتی، جنگ‌­های ویران­گر و شیوع بی­‌سوادی پرداخته که به زعم وی جامعه بشری را به‌سوی سراشیبی انحطاط سوق داده است. بازتاب این معضلات ساختاری در ظهور پدیده‌­هایی چون کودکان کار و کودک‌آزاری، ازدواج‌های اجباری و کودک‌همسری، بیکاری، اعتیاد، انحرافات جنسی و... مشهود است.
۱۰۹.

بررسی میزان تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ایرانی از نظر متخصصان با تمرکز بر محتوای کتاب های درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
اهداف آموزشی مهم ترین ارکان نگارش کتاب های آموزشی هستند و محتوای آموزشی برای رسیدن به این اهداف نوشته می شود. از مهم ترین اهداف آموزشی کتاب های درسی عربی فهم قرآن و متون دینی ساده است. با توجه به اینکه بیش از 7 سال از نگارش کتاب های عربی جدید التالیف گذشته است، پژوهشی در خصوص بررسی میزان موفقیت این کتاب ها در تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ضروری است. در این پژوهش می کوشیم با روش پیمایشی و ابزار مصاحبه به بررسی کتاب های درسی عربی بپردازیم تا به میزان تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی و میزان تحقق اهداف آن پی ببریم. گردآوری اطلاعات با مصاحبه کاملا ساختار یافته انجام شده است. جامعه پژوهش شامل استادان زبان و ادبیات عربی بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند شامل ده متخصص زبان عربی آشنا با کتب درسی عربی جدید التالیف انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد 63 درصد افراد تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی مندرج در برنامه درسی عربی را «ضعیف» و 52 درصد افراد میزان موفقیت محتوا در دستیابی به اهداف درسی را «کم» ارزیابی کرده اند. بخشی از عوامل این عدم موفقیت مربوط به محتوا و بخش دیگر مربوط به عوامل خارجی موثر در تدریس است.
۱۱۰.

التقييم الكمي والنوعي لمحتوى كتاب اللغة العربية استنادًا إلى نموذج إبداع جوی بول غيلفورد (الصف التاسع من المرحلة المتوسطة في الجمهوریة الاسلامیة الایرانیة نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۷
یُعتبر الإبداع أحد المفاهیم الشائعه فی مجال التحفیز خلال عملیه التعلیم والتربیه فی القرن العشرین، وقد حظی باهتمام عدد من المنظّرین. ومن بین أبرز هؤلاء، نموذج "جوی بول غیلفورد"، العالم النفسی الأمریکی (1959)، الذی یعتمد على أربعه مبادئ: الذاکره المعرفیه، والتفکیر المتباعد، والتفکیر المتقارب، والتفکیر التقییمی. یُعد کتاب اللغه العربیه للصف التاسع "العربیه، لغه القرآن" من الکتب المهمه والأساسیه فی مجال تعلم اللغه الثانیه. ترکز هذه الدراسه على تقییم المحتوى الکمّی والنوعی لهذا الکتاب من خلال استخدام منهجیه الوصف والتحلیل النقدی الشامل. وتشیر نتائج البحث إلى أن إجمالی العینه البالغ 1152 نموذجًا، قد سُجل أعلى تکرار للذاکره المعرفیه بواقع 596 نموذجًا، بینما کان أقل تکرار للتفکیر المتباعد بواقع 8 نماذج فقط. استنادًا إلى نتائج البحث الحالی، یُعتبر هذا الکتاب، بالإضافه إلى استخدامه لمکونات نظریه الإبداع لدى "غیلفورد"، مصدرًا عملیًا ومفیدًا لتعلیم اللغه العربیه. ومع ذلک، یجب إیلاء اهتمام أکبر للمکون الرئیسی فی هذا النموذج، وهو التفکیر المتباعد، حتى لا یواجه الطلاب فی هذه المرحله الدراسیه الحساسه نقصًا فی الإبداع خلال عملیه التعلم وتطبیقه.
۱۱۱.

تحليل "كفاح طيبة" لنجيب محفوظ من منظور التاريخانية الجديدة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
التاریخانیه الجدیده هی واحده من أحدث المناهج النقدیه التی ظهرت متأثره بأفکار میشیل فوکو، وتتناول بشکل عام العلاقه بین الأدب والمجتمع. یُستخدم هذا المنهج لتحلیل الأعمال الأدبیه باعتبارها نصوصاً تاریخیه من منظور سوسیولوجی. تُعد أعمال نجیب محفوظ جدیره بالبحث والتحلیل وفق هذا النهج بسبب دقته فی تصویر الأحداث وتأثیره الکبیر فی التعبیر عن واقع المجتمع المصری خلال عصره. فقد عایش محفوظ فتره من القمع والإحباط المجتمعی التی سادت فی مصر، وسعى جاهداً إلى أن یعکس أصوات المظلومین والمهمشین فی کتاباته. یحاول الباحث فی هذه المقاله، من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی، دراسه العلاقه بین روایه کفاح طیبه والأحداث والخطابات التی سادت فی عصر المؤلف، وکذلک دور الروایه فی عکس أوضاع المجتمع. بعباره أخرى، تسعى الدراسه إلى تحلیل الروایه باستخدام منهج التاریخانیه الجدیده للکشف عن الخطابات والقوى الخفیه فی العلاقات الاجتماعیه للمجتمع المصری کما تجلت فی هذا العمل. تشیر النتائج إلى أن روایه کفاح طیبه تمثل مواجهه بین الفراعنه ومعارضیهم، مما یعکس خطاب مقاومه الاستعمار والثورات الشعبیه، وهی الخطابات التی شکلت المشهد السائد فی مصر خلال تلک الفتره.
۱۱۲.

تحليل وظائف الخطاب السردي في رواية "باب الطباشير" لأحمد سعداوي (بناءً على نظرية الخطاب السردي لجيرار جينيت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۲
تحلیل الخطاب السردی هو أحد الفروع المهمه فی الدراسات الأدبیه وعلم السرد، الذی یتناول العناصر البنیویه والوظیفیه للسرد من منظور شامل. یعَدُّ جیرار جینیت، المنظِّرُ البارز للبنیویه، من أبرز مَن وضعوا إطاراً شاملاً لنظریه السرد، والذی وفّر أساسًا علمیاً لتحلیل الخطاب السردی. تتناول هذه الدراسه روایه "باب الطباشیر" لأحمد سعداوی، الکاتب العراقی المعاصر، وفقاً لنظریه جینیت فی الخطاب السردی. الهدف من هذا البحث هو تحلیل عناصر الزمن، الصیغه والنبره باعتبارها ثلاثه مکونات أساسیه للسرد، ودراسه دورها فی تصویر انعدام هویه علی ناجی، والمشکلات والتحدیات التی واجهتها لیلى حمید، وانعکاس الحیاه الاجتماعیه للشعب العراقی. کما تسعى الدراسه إلى تحلیل ظهور علی ناجی کمنقذ، واستخدام التعویذات السومریه السبعه ضمن إطار قصه سریالیه، مع تسلیط الضوء على تداعیات هذه الأسالیب السردیه. اتبعت الدراسه منهجاً وصفیاً -تحلیلیاً مستنداً إلى نظریات جینیت، وتهدف إلى تحلیل کیفیه إسهام التقنیات السردیه فی التعبیر عن الصراعات الفکریه التی یعکسها الکاتب حول قضایا الهویه، المشکلات الاجتماعیه، ودور المنقذ. وتُظهر النتائج أن سعداوی استخدم تقنیات مثل: التلاعب بالزمن (کالاسترجاع الزمنی)، الانتقالات الزمنیه، والتوقفات، بالإضافه إلى ترکیز مزدوج للرؤیه السردیه وتغییر حده الأدوار بین الشخصیات. قد تمیزت هذه العناصر الفنیه فی روایته "باب الطباشیر" بإبداع خاص، حیث تم استخدامها لیس فقط کأدوات سردیه، بل أیضاً کوسیله لتسلیط الضوء على الموضوعات الجوهریه فی النص، مثل الصراعات الفکریه والهویه الاجتماعیه، مما یضفی على العمل طابعاً خاصاً یجعله ممیزاً ضمن الأدب الحداثی، بالإضافه إلى ترکیز مزدوج للرؤیه السردیه وتغییر حده الأدوار بین الشخصیات. وقد استطاع بهذه الوسائل أن یربط بین السرد والموضوع الأساسی للروایه، ویبرز التأثیرات الشخصیه والاجتماعیه للأحداث.
۱۱۳.

تحلیل و کاربرد الگوی ژان رنه لادمیرال در ترجمه فارسی واژگان کتاب «الأجنحة المتکسرة» اثر جبران خلیل جبران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۹
تبدیل معنایی واژگان در فرآیند ترجمه یکی از چالش های مهم و پیچیده برای مترجمان است و یافتن معادل دقیق آن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ترجمه واژه باید با زمینه و ساختار متن هماهنگ باشد. گاهی اوقات نیز انتقال معنای دقیق واژه در ترجمه ممکن نیست. برای کاهش این مشکلات می توان از روش های گوناگونی استفاده کرد. لادمیرال مؤلفه هایی را مطرح کرده که به مترجم کمک می کند تا در انتقال مفهوم واژگان تصمیمات بهتری بگیرد و با انتخاب واژه های مناسب، تعادل نسبی میان متن اصلی و متن ترجمه شده برقرار شود. نظریه لادمیرال بر بازآفرینی معنا و رمزگشایی مقصدگرا تأکید دارد و ابزاری مؤثر برای سنجش کیفیت ترجمه ارائه می دهد.کتاب «الأجنحه المتکسره» اثر جبران خلیل جبران با نثری شاعرانه، مفاهیمی چون عشق نافرجام، آزادی و تقابل میان عشق و عرف جامعه را به تصویر می کشد. عمق معنایی و لایه های پیچیده این اثر شامل تعارض میان عشق و محدودیت های اجتماعی است. وجه تمایز این اثر در ترکیب همزمان این ابعاد عاطفی و اجتماعی است که خواننده را به درکی چندسطحی از آزادی و عشق می رساند. این پیچیدگی معنایی، ترجمه اثر را چالشی ویژه می سازد و نیازمند دقت در انتقال دقیق این لایه هاست. این پژوهش با کاربست الگوی لادمیرال به توصیف  و تحلیل ترجمه فارسی این کتاب به ویژه ترجمه سید مصطفی طباطبائی، می پردازد که با حفظ لحن شاعرانه و دقت در انتخاب واژگان، معنای پیچیده متن اصلی را به خوبی منتقل کرده است.
۱۱۴.

أسطوره الموت والانبعاث ودورها فی تشکیل اللغه الشعریه الرمزیه لدى خلیل حاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۹
شهد الشعر العربی الحدیث تحوّلات عمیقه على مستوى اللغه والبنیه والدلاله، نتیجه لانفتاحه على قضایا الإنسان المعاصر وعلى رموزه الوجودیه العمیقه. ویُعَدّ خلیل حاوی من أبرز الشعراء الذین خاضوا تجربه التجدید الرمزی فی القصیده الحدیثه، حیثُ شکّلت أسطوره الموت والانبعاث محورا مرکزیا فی مشروعه الشعری. استخدم حاوی الرموز الأسطوریه والدینیه (مثل تموز، والعنقاء، ولعازر، والصلیب...) بوصفها أدوات تأویلیه تعبّر عن أزمته الوجودیه وانکسارات الواقع العربی. ولقد أسهمت هذه الرموز فی تشکیل لغته الشعریه، عبر مفردات حاده، وتکرارات إیقاعیه، وجمل مشحونه بالدلاله، ما جعل من لغته الشعریه نسقًا رمزیًا مرکّبًا. تهدف هذه الدراسه بالاعتماد علی المنهج الوصفی- التحلیلی إلى تحلیل دور أسطوره الموت والانبعاث فی تشکیل اللغه الشعریه الرمزیه عند خلیل حاوی، من خلال قراءه نماذج شعریه مختاره من دواوینه. وقد بیّنت الدراسه أن تجربه خلیل حاوی الشعریه تنبنی على توظیف رمزی عمیق للأسطوره بوصفها أداه للتعبیر عن الصراع بین الفناء والتجدّد، حیث لا تظهر الأسطوره بوصفها مکوّنًا زخرفیًا بل تتماهى مع اللغه الشعریه نفسها واللغه عند حاوی تتحرّک بین الحده والغنائیه، ویظهر التکرار بوصفه عنصرًا بنیویًا یعمّق البنیه الرمزیه للقصیده. کما تتجلّى مفارقات الموت والانبعاث فی ترکیبه لغته التی تمزج بین البساطه الظاهریه والتعقید الداخلی، فیتشکّل بذلک نسیج شعری یحمل رؤیته الوجودیه القلقه، ویعکس مأزق الذات العربیه فی مواجهه الواقع والحلم معًا.
۱۱۵.

دراسة لانعكاسات الغاية علي ترجمات رباعيات الخيام علي ضوء نظرية سكوبوس ترجمة رامي والصافي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۱
لا شک أن مباحث علم اللغه قد تسربت إلی الترجمه فی النصف الثانی من القرن العشرین، وتم الترکیز بدایه علی التکافؤ والتعادل، بوصفه مفهوما رئیساً، کما رکزت المداخل اللغویه المنوطه بالتکافؤ علی النص الأصل، وعلی الخصائص المراد الحفاظ علیها فی النص الهدف، عند التحلیل اللغوی، إلا أن الترجمه لم ترزح زمنا طویلاً تحت عبء النظریات اللغویه التی کان فیها التکافؤ لنص الأصل هو المعیار الأساسی فی تحدید نجاح الترجمه، بل واجهت تحولاً کبیراً، وانعطفت نحو النظریات التی تولی قدراً أکبر من الاهتمام بالوظائف الاجتماعیه والثقافیه. وأبرز هذه النظریات الوظیفیه هی نظریه سکوبوس التی استأثرت باهتمام الباحثین والدارسین. وبظهورها، لم تتحرر دراسات الترجمه من اللسانیات فحسب، بل فتحت الآفاق لظهور رؤی جدیده من الترجمه، الأمر الذی دعا إلی إلقاء نظره فاحصه علی بعض الخیوط الدقیقه فی النسیج الفکری لهذه النظریه، وفی طلیعتها نظریه الغایه أو سکوبوس التی تشکل رکناً أساسیاً فیها، وقد انعکست علی معظم مفاصل الترجمه. سنقوم فی هذا المقال، بإماطه اللثام عن وجه انعکاسات الغایه علی ترجمتی أحمد رامی وأحمد الصافی النجفی، لاسیما علی صعید تحدید نمط الترجمه، واستراتیجیتها، وتحدید السیاق الثقافی، وتحدید الأسلوب، بمنهج وصفی تحلیلی.
۱۱۶.

کارکرد باهم آیی در تحلیل گفتمان رمان «الجازیه والدراویش» عبدالحمید بن هدوقه بر مبنای نظریه هلیدی و حسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۷
بیان مسئله و هدف: با‌هم‌آیی، که حاصل ارتباط دو‌سویه واژگان یک متن است، گونه‌ای از انسجام واژگانی و زیر‌مجموعه انسجام است. اصطلاح انسجام را نخستین‌بار هلیدی و حسن (1976م) مطرح کردند. از دیدگاه این دو زبان‌شناس، ارجاع، حذف، جایگزینی، ادات پیوندی و انسجام واژگانی عوامل ایجاد‌کننده انسجام است. انسجام ‌واژگانی شامل دو گونه تکرار و باهم‌آیی است. باهم‌آیی خود دارای انواعی است و کاربرد هدفمند این انواع، علاوه‌بر پیوستگی متن، موضوع آن را برجسته و خواننده را در فهم آن کمک می‌کند. با‌هم‌آیی با ایجاد نوعی هماهنگی میان کلمات متن، از‌قبیل تقابل، تداعی، در یک مجموعه قرار‌‌گرفتن، جزئی از یک کل بودن و یا اجزای یک کل بودن سبب می‌شود آن کلمات به یکدیگر بیایند و متنی منسجم را تشکیل دهند. همچنین رابطه با‌هم‌آیی میان تعدادی از کلمات در یک متن می‌تواند بر ایدئولوژی بنیاد‌بودنِ آن واژگان دلالت کند و نشان دهد که این شکلِ همنشینی دارای طرحی خاص و دربرگیرنده تجربه نویسنده متن است که بررسی آن می‌تواند به برجسته‌سازی انگیزه نویسنده متن بیانجامد. رمان «الجازیه والدراویش» اثر عبدالحمید بن هدوقه (1925- 1996م)، نویسنده اولین رمان به زبان عربی در الجزایر، متنی ادبی است که ورای ظاهرش درباره جامعه الجزایر بحث کرده است. این پژوهش در‌صدد پاسخ به این پرسش است که عنصر انسجامی باهم‌آیی در ایجاد پیوند در رمان «الجازیه والدراویش» و برجسته‌سازی موضوع آن‌ چه نقشی دارد؟ روش‌­شناسی: پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای نظریه هلیدی و حسن در زمینه انسجام، موارد باهم‌آیی را در رمان «الجازیه والدراویش»، به‌عنوان ماده بحث، با روش آماری و محاسبه فراوانی به‌کار‌گیری هر ‌یک از گونه‌های با‌هم‌آیی، برای بررسی میزان کارکرد هر یک از انواع باهم‌آیی در انسجام‌بخشی متن رمان استخراج کرده، سپس با دقت در انواع با‌هم‌آییِ استخراج‌شده و بافت موقعیت و بینامتنی گفتمان به نقش عامل انسجام‌بخش باهم‌آیی در برجسته‌سازی ایدئولوژی نویسنده و موضوع رمان پرداخته است. بحث و تحلیل: در این نوشتار با تکیه به متن رمان «الجازیه والدراویش» گونه‌های باهم‌آیی در این رمان استخراج و فراوانی هر یک محاسبه و معنادار‌بودن آنها به لحاظ ایدئولوژیک بیان می‌شود. با توجه به ساختار رمان حاضر، که از دو زمان و هشت قسمت تشکیل شده، تقابل هم در عنوان و هم در هر دو زمان رمان وجود دارد. عبدالحمید بن هدوقه با ایجاد تقابل میان «الجازیه» و «الدراویش» در پی ایجاد هم‌نشینی میان عرق ملی و بحران فکری و معبود و عابد است. این تقابل در عنوان و تکرار این دو نام در متن سبب پیوستگی معنایی و انسجام رمان شده است. تقابل‌های موجود در متن رمان نیز، علاوه‌بر ایجاد متنی منسجم، همگی ساخت‌هایی ایدئولوژیک است. نویسنده در موارد زیادی از تقابل‌ برای آگاهی‌بخشی به خواننده بهره می‌برد و غالب تقابل‌های رمان فرهنگ مقاومت و عدم سازش را القا می‌کند؛ ایدئولوژی‌ای که نویسنده در سراسر رمان خواهان تثبیت آن است. شخصیت اصلی رمان «الجازیه» و نام‌های «الدراویش، الرعاه، الشامبیط، الطیب و الأحمر» همگی نمادین است. در رجوع به مفهوم اصلی این نمادها مشخص می‌گردد همگی تداعی‌کننده و مرتبط با موضوع اصلی رمان است. این نوع ارتباط میان مفردات به شکل هم‌نشینی واژگان مرتبط با موضوع در سراسر رمان باعث انسجام و اتصال معنایی آن شده است. نویسنده از این نوع باهم‌آیی فقط برای بیان موضوع اصلی رمان بهره نبرده است، بلکه گاهی این نوع باهم‌آیی با موضوعات دیگری غیر از موضوع اصلی، ولی مرتبط با آن، همچون بیان اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی الجزایر، ارتباط دارد. باهم‌آیی از نوع رابطه جزء به جزء در این رمان از بسامد بالایی برخوردار نیست و بیشتر نمونه‌های این قسم از باهم‌آیی در رمان برای توصیف دقیق یک چیز است. با وجود این، نمونه‌هایی از این نوع با‌هم‌آیی در رمان مشاهده شد که عبدالحمید بن هدوقه از آن برای اشاره به موضوع رمان استفاده کرده است. باهم‌آیی از نوع رابطه جزء به کل نیز در رمان حاضر بسامد فراوانی ندارد. با وجود این، بررسی نمونه‌های رابطه جزء به کل در رمان نشان از نقش این باهم‌آیی در انسجام‌بخشی متن دارد. همچنین باهم‌آیی ایجادشده توسط واژگان مربوط به مجموعه‌ای منظم در رمان «الجازیه والدراویش» بسیار اندک است، ولی همان تعداد کم، علاوه‌بر ایجاد انسجام، معنایی خاص به لحاظ ایدئولوژیک به متن بخشیده است.کاربرد رنگ‌های «الأحمر»، «الأخضر» و «أبیض» در متن رمان سبب ایجاد باهم‌آیی از نوع واژگان مربوط به مجموعه نامنظم شده،‌ به‌ویژه که نویسنده دو واژه «الأحمر و الأخضر» را برای نام دو شخصیت رمان به‌کار برده است. این دو نام نمادهایی برای دو تفکر اسلام و سوسیالیست است که نویسنده با همنشینی این دو به بیان ایدئولوژی خویش در مبارزه با ساختار حاکم بر جامعه الجزایر پرداخته است. عبدالحمید بن هدوقه از شمول مشترک برای توصیف استفاده کرده است. دستاوردها: بررسی کارکرد باهم‌آیی در تحلیل‌‌گفتمان رمان «الجازیه والدراویش» نشان می‌دهد همه انواع عنصر باهم‌آیی در تعامل با دیگر عناصر در انسجام‌بخشی متن این رمان نقش دارد و عامل انسجامی باهم‌آیی توانسته است پیوندی محکم میان الفاظ و معانی رمان ایجاد کند. بالاترین بسامد باهم‌آیی در رمان مربوط به دو نوع ارتباط با موضوع رمان -47% در زمان اول و 41% در زمان دوم- و تقابل -36% در زمان اول و 35% در زمان دوم- است که سبب انسجام متن رمان و پیوستگی معنایی آن شده و موضوع الجزایر، مقاومت برای استقلال آن و عدم سازش را برجسته ساخته است. کمترین درصد باهم‌آیی مربوط به رابطه جزء به کل و جزء به جزء در زمان اول -5/.- و واژگان مربوط به مجموعه منظم در زمان دوم رمان -1/.- است که بسامد اندک این انواع نیز در برجسته‌سازی موضوع رمان تأثیر‌گذار است.
۱۱۷.

نقد تعریف فعل بر اساس روایت امیرمؤمنان علیه السلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
از دیرباز غالب علمای علم ادبیات عربی فعل را با دو قید معنای مستقل و اقتران به زمان های سه گانه از دیگر قسیم هایش یعنی حرف و اسم متمایز می کردند، لکن با بررسی های بیشتر، ادله ای بر خلاف این تعاریف به ذهن می رسد، از جمله این ادله افتقار فعل به زوائدی مانند: تاء تانیث، فاعل، مفعول، حروف مضارعه، ضمیر و... که علاوه بر اینکه باعث مرکب شدن فعل می شود، نشان می دهد که فعل در حد تصور، نیاز به تصور کلمه دیگری دارد. در مورد اقتران به زمان گاه در حرف و اسم نیز شاهد این اقتران هستیم و از طرفی دیگر گاه انجام گرفتن فعل بدون صرف کوچک ترین زمانی اتفاق می افتد، مانند: «فَهِمَ اللهُ» یا «مَضَی الزَّمانُ» و ثابت است که نفس زمان یا مجردات محدود به قید زمان نیستند و نمی توان این بحث عمده را شاذّ تلقی کرد. از سوی دیگر امام علی علیه السلام به عنوان مؤسس علم نحو، در تعریف فعل به زمان داری و معنای مستقل آن اشاره ای نکرده و فعل را «مَا أَنْبَأَ عَنْ حَرَکَهِ الْمُسَمَّى» می داند که تطابقی با تعریف نحات ندارد. نوشتار پیش رو به دنبال ارائه تعریف صحیحی از فعل و نقد ادله و مبانی نحات در اقتران و زمان داری فعل است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و گرد آوری اطلاعات با شیوه کتابخانه ای و نرم افزاری در پی اثبات بهترین تعریف از فعل یعنی تعریف امام علی علیه السلام است.
۱۱۸.

سنجش و ارزیابی تکنیک های بازآفرینیِ ترجمه در رمان «ارواح کلیمانجارو» اثر ابراهیم نصرالله بر اساس نظریه لانس هیوسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۹
در فرآیند ترجمه، انتخاب های واژگانی (انتخاب کلمات و عبارات خاص) و ساختاری (انتخاب نحوه سازماندهی جملات و عبارات) هر دو نقشی کلیدی ایفا می کنند و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. مترجم باید با در نظر گرفتن اهداف ارتباطی متن، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی هر دو زبان مبدأ و مقصد و همچنین نیازهای مخاطب، بهترین انتخاب ها را انجام دهد تا پیام اصلی به شکلی مؤثر منتقل شود. این دقت و مهارت مترجم به طور مستقیم بر کیفیت نهایی ترجمه تأثیر می گذارد و در بازآفرینی متن و انتقال مؤثر پیام نقش حیاتی دارد. انتخاب های واژگانی به ویژه می توانند درک و تفسیر خواننده از متن را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهند. رمان «ارواح کلیمانجارو» نوشته ابراهیم نصرالله و با ترجمه سید حمیدرضا مهاجرانی، اثری مهم است که به تجارب و احساسات فلسطینی ها می پردازد. این رمان به مضامین هویتی، فرهنگی و اجتماعی فلسطینی ها می پردازد و صعود آن ها به قله کلیمانجارو را به عنوان نمادی از اراده و تلاش برای رساندن پیام و هویتشان به جهانیان نشان می دهد. این صعود نمادی از ارتقای روحی و معنوی و عزم فلسطینی ها در مواجهه با سختی ها است. این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس بن مایه های تراسازگازی و نظریه لانس هیوسن به بررسی رمان «ارواح کلیمانجارو« و ترجمه آن توسط سید حمیدرضا مهاجرانی با تمرکز بر سطوح گزینش ساختاری و واژگانی در ترجمه می پردازد.
۱۱۹.

تطویر مهاره المحادثه من خلال المسرحیه: دراسه إحصائیه على الوعی اللغوی الناقد باستخدام مسرحیه "صاحبه الجلاله"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۹
بیان المسئله والهدف: یُعَدّ الوعی اللغوی الناقد أحد الاتجاهات التربویه المعاصره التی تزاید الاهتمام بها فی العقود الأخیره، لِما له من أثر مباشر فی تحسین نوعیه تعلم اللغات. فتعلم اللغه لم یعد مقتصرًا على اکتساب مفردات وتراکیب أو التدرّب على مواقف تواصلیه سطحیه، بل أصبح یرکز على بناء متعلم واعٍ قادر على التحلیل والمناقشه وفهم أبعاد النصوص فی سیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه والتاریخیه. ویقترن هذا الوعی بامتلاک المتعلم أدوات تسمح له بالنظر إلى اللغه باعتبارها وسیله للتفکیر والتعبیر النقدی، ولیس مجرد أداه للتواصل الوظیفی البسیط. فیما یتعلق بتعلیم اللغه العربیه للناطقین بغیرها، ما زال التوجه السائد فی العدید من البرامج التعلیمیه یقوم على أسالیب تقلیدیه ترکز على الحفظ والتلقین، مما یُبقی المتعلم فی دائره الاستخدام المحدود للغه ویحول دون بلوغه مستویات أعمق من الفهم والتحلیل. هذا الوضع یُبرز الحاجه إلى مداخل تعلیمیه بدیله تعزز التفکیر النقدی، وتمکّن الطلاب من التفاعل مع النصوص بوصفها جزءًا من ثقافه حیه، لا مجرد تراکیب لغویه. وهنا تبرز المسرحیه بوصفها وسیله تعلیمیه مبتکره قادره على الجمع بین الجانب اللغوی والثقافی والفکری فی آن واحد. والمسرحیه نص حی یجمع بین الحوار والتفاعل والسیاق الثقافی، ویتیح للمتعلم ممارسه اللغه فی بیئه تحاکی الحیاه الواقعیه بما تحمله من مواقف، صراعات، ورؤى متباینه. لذلک، یمکن للمسرحیه أن تُسهم فی تطویر مهارات المحادثه من خلال الحوار التفاعلی، وفی تنمیه الوعی النقدی من خلال تحلیل الشخصیات والأحداث والمضامین. ومن هذا المنطلق، تهدف الدراسه الحالیه إلى الکشف عن أثر استخدام المسرحیه فی تطویر مهارات المحادثه والتفکیر النقدی لدى طلاب اللغه العربیه من الناطقین بغیرها، مع الترکیز على مدى قدرتها على کسر النمطیه السائده فی التعلیم التقلیدی. وتتمثل الإشکالیه الرئیسه فی التساؤل إلى أی مدى یُمکن لتوظیف نص مسرحی مختار أن یحقق نتائج أفضل من الطرق التقلیدیه فی تحسین الأداء اللغوی والوعی الناقد للطلاب؟ وللإجابه عن هذا السؤال، سعى البحث إلى اختبار أثر التدریس بالمسرحیه فی بیئه تجریبیه، ومقارنه نتائجه بأداء مجموعه تلقت تعلیمًا تقلیدیًا، بغرض استکشاف الفروق ودلالاتها التربویه. وتم اختیار مسرحیه "صاحبه الجلاله" لتوفیق الحکیم نموذجًا تطبیقیًا لما تحمله من ثراء لغوی وثقافی، وهو ما جعلها أداه مناسبه لاختبار الفرضیات البحثیه. فقد أتاح النص المسرحی للطلاب فرصه الدخول فی تجربه تعلیمیه متکامله جمعت بین القراءه النقدیه، التحلیل الثقافی، والتفاعل اللغوی. المنهجیّه: اعتمدت الدراسه المنهج المختلط الذی یجمع بین المنهج الوصفی التحلیلی لفهم أبعاد الظاهره وتفسیرها، والمنهج شبه التجریبی لقیاس أثر البرنامج التعلیمی. شملت العینه 30 طالبًا من السنه الخامسه فی مرحله البکالوریوس بجامعه طهران للعام الدراسی 2020–2021م، تم اختیارهم بطریقه قصدیه وتقسیمهم إلى مجموعتین: تجریبیه تلقت برنامجًا تعلیمیًا قائمًا على المسرحیه، وضابطه استمرت على النهج التقلیدی. تألف البرنامج من ثلاث مراحل رئیسه: (1) مرحله تمهیدیه رکزت على تقدیم السیاق الثقافی للمسرحیه وتوضیح أهداف التعلم؛ (2) مرحله التدریس التفاعلی التی تضمنت تحلیل نصوص مختاره ومناقشه الشخصیات واللغه المستخدمه؛ (3) مرحله تطبیقیه اعتمدت على تمثیل الأدوار، إعاده صیاغه الحوارات، وتقدیم تحلیلات نقدیه للنص. ولقیاس التطور، استُخدمت اختبارات قبلیه وبعدیه لمهارات المحادثه والوعی النقدی، وحُللت البیانات عبر برنامج SPSS باستخدام الإحصاء الوصفی (المتوسطات والانحرافات المعیاریه) والإحصاء الاستدلالی (اختبار کولموجروف–سمیرنوف، اختبار لیفین، وتحلیل الفروق بین المجموعتین). المناقشه والتحلیل: أظهرت تجربه التدریس القائم على المسرحیه أن الطلاب لم یکتسبوا معارف لغویه جدیده فحسب، بل أصبحوا قادرین نوعا ما على توظیفها فی سیاقات واقعیه متنوعه. فعلى مستوى المحادثه، وفرت الحوارات المسرحیه ماده غنیه للتدریب على النطق الصحیح، استخدام التراکیب المناسبه، وتطویر مهارات التفاعل اللفظی وغیر اللفظی. أما على مستوى التفکیر الناقد، فقد ساعدت مناقشه الشخصیات والأحداث على تدریب الطلاب على تقدیم حجج منطقیه، وتبریر مواقفهم، وربط النصوص بسیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه، وکشفت المناقشه أیضًا أن المسرحیه أسهمت فی تحفیز الدافعیه لدى الطلاب، إذ شعروا أن التعلم أصبح أقرب إلى تجربه حیه تتسم بالمتعه والتحدی معًا، مما انعکس على مستوى مشارکتهم فی الأنشطه الصفیه. کما بینت النتائج أن هذا النوع من التدریس یساعد على دمج العناصر الثقافیه فی عملیه تعلم اللغه، وهو أمر یفتقر إلیه التعلیم التقلیدی عاده، ومع ذلک، لا یمکن إغفال بعض التحدیات؛ أبرزها صعوبه بعض النصوص المسرحیه على الطلاب ذوی المستویات اللغویه المتوسطه، مما استدعى تکییف النصوص وشرح خلفیاتها الثقافیه. کما أظهرت التجربه الحاجه إلى إعداد المعلمین وتدریبهم على إداره الأنشطه المسرحیه بطرق تربویه فاعله، إذ إن غیاب التوجیه قد یحول الأنشطه التمثیلیه إلى مجرد أداء شکلی بعید عن التحلیل النقدی المطلوب، ورغم هذه التحدیات، تؤکد التجربه أن المسرحیه تُمثّل خیارًا واعدًا لتطویر برامج تعلیم العربیه للناطقین بغیرها، لما تحمله من إمکانات تعلیمیه تجمع بین اللغه، الثقافه، والفکر النقدی فی نسق واحد. الإنجازات: أظهرت الاختبارات أن المجموعه التجریبیه حققت تحسنًا واضحًا مقارنه بالمجموعه الضابطه فی ثلاثه محاور أساسیه، التعبیر النقدی وهی إظهار قدره أعمق على تحلیل النصوص والمواقف، والتفاعل اللغوی بتحسن ملحوظ فی الطلاقه، واستخدام استراتیجیات تواصل متقدمه، والتفکیر النقدی بتنمیه مهارات الربط بین النصوص وسیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه، وتؤکد هذه النتائج أن المسرحیه لیست مجرد وسیله ترفیهیه، بل أداه تعلیمیه فاعله قادره على الارتقاء بمستوى تعلم اللغه العربیه وتطویر وعی المتعلمین النقدی، بما یجعلها خیارًا استراتیجیًا جدیرًا بالتبنی ضمن مناهج تعلیم العربیه للناطقین بغیرها.
۱۲۰.

دراسة الصورة الشعرية في ملحمة الإمام علي (ع) لجورج شكور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
إنّ الصوره هی أحد العناصر الأساسیه للشعر. کما قال المنطقیون فی تعریف الشعر: الشعر کلام خیالی. إن ملحمه الإمام علی (8) للشاعر المسیحی المعاصر، جورج شکور، قد نُظِمت فی 422 بیتاً. ففی هذا العمل الأدبی، قام الشاعر برسم مشاهد معارک الأبطال وصراعاتهم بشکل جمیل وملحمی وخیالی. وبما أنه لم یتم إجراء بحث مستقل على صور هذه القصیده الملحمیه، فمن المهم والضروری إلقاء الضوء على صور هذه القصیده بهدف إظهار جمالیه صورها. وقد جرت فی هذا المقال محاوله لدراسه وتحلیل أهم عناصر الصوره فی العمل المذکور بطریقه وصفیه تحلیلیه. وتظهر نتائج المقال أن الشاعر قد تمکن بنجاح من وصف جهاد الأبطال وشجاعتهم، باستخدام الصور المتنوعه، وباستخدام أنواع مختلفه من التشبیهات، بما فی ذلک التشبیه البلیغ، والتشبیه المرکب، والتمثیل، واستخدمها کأداه لنقل المعانی بشکل أفضل وتقریبها إلى ذهن المتلقی، وکذلک أنه من خلال مقارنه المفاهیم المجرده بالأشیاء الملموسه والمادیه، قد جعل فهمها سهلا على المخاطب. وتبین أیضا أن الشاعر عبر تجسید الأدوات الحربیه، مثل السیوف، والرماح، والحصون، أو المفاهیم المجرده والانتزاعیه، مثل الموت، والزمن، والخطیئه، والدین، وغیرها قد زاد من دینامیکیه صوره. وبالإضافه إلى التشبیهات والاستعارات، قد أدّى استخدام المجاز والتعابیر الکنائیه فی محلها إلى توسیع نطاق الصور، کما أدى استخدام أنواع مختلفه من المبالغات الفنیه والصور التلمیحیه والصور السمعیه، خاصه فی تصویر مشاهد المعارک وشجاعه الأبطال، إلى جعل هذا العمل الفنی أکثر جاذبیه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان