فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
تأویل نحوی آیات قرآن و تفاوت در وجوه نحوی، از مباحثی است که همواره موجب اختلاف نظر در استنباط احکام فقهی، و اختلاف در دریافت و فهم مفسران، مترجمان و فقها از آیات قرآن شده است. در این نوشتار برمبنای تأویل نحوی آیات و استناد به وجوه نحوی قابل اعتناء، به بررسی آیات الاحکام پرداخته می شود و با نگاهی تحلیلی-توصیفی امکان دریافت استنباط جدید از احکام فقهی مورد بررسی قرار می گیرد. و با پاسخگویی به این پرسش که آیا بر مبنای تأویل نحوی، می توان برداشت فقهی جدیدی از آیات الاحکام استنباط نمود، دیدگاه های متفاوت مورد کنکاش قرار گرفته است. و نتیجه آنکه در برخی از این آیات، اختلافات مطرح شده از سوی نحویان گرچه که در موارد جزئی می باشد ولی به قدری مهم است که کاملاً حکم فقهی هر فقیه با هم صنف خودش فرق می کند و در بخش دیگری از آیات، اختلاف فقط در تعابیر مطرح شده از سوی نحویان می باشد که در اعمال و واجبات عبادی تأثیر بسزایی ندارد. به عبارتی همه فقیهان یک حکم را استنباط نموده اند و اختلاف فقط در اعراب واژه می باشد.
واکاوی راهکارهای قرآنی مواجهه انسان با رخدادهای خوشایند زندگی براساس گونه های آیات رحمت و نقمت
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
41 - 69
حوزههای تخصصی:
انسان در زندگی با رخدادهای خوشایندی مواجهه می شود که باطن آن برای او ناشناخته است. گاه باطن رخداد نیز خوشایند و گاه باطن آن نقمت بار خواهد بود. ازآنجاکه نحوه رویارویی با چنین رخدادهایی در میزان بهره مندی از رحمت الهی و رسیدن به بینش صحیح موثر است و قرآن یگانه مرجع در این راستاست، پرداختن به موضوع پژوهش ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی، با بررسی آیات حوزه رحمت و نقمت، مدلی قرآنی عرضه کرده که انسان در حوزه اختیار خود در رخدادهای خوشایند، رحمت الهی را کسب، حفظ و تثبیت کرده و راهکارهای تبدیل نقمت باطنی به رحمت باطنی را به کار بندد. بنابر یافته های پژوهش، سازوکار قرآنی کسب، حفظ و تثبیت رحمت الهی در رخدادی که در ظاهر و باطن رحمت است، بهره گیری از ایمان و تقوا، تقویت روحیه شکرگزاری، استفاده از دعا، قدرشناسی و ادب، قرارگرفتن در زمره محسنین، مداومت در پرداخت زکات و انفاق با انگیزه الهی؛ و راهکارهای تبدیل نقمت باطنی به رحمت باطنی در رخداد خوشایند به ظاهر رحمت، عدم اعراض از خداوند هنگام برخورداری، دوری از حس تکبر توام با توهم اکرام، عدم غفلت و ناسپاسی هنگام بهره مندی از رحمت، بالابردن ظرفیت وجودی و عدم طغیان هنگام بهره مندی، دوری از عناد و طمع، پرهیز از خودکامگی و ریاست طلبی و دوری از کفر جهت گرفتارنشدن در امهال است.
سیر تطور دانش و نگارش های علوم قرآنی حوزه علمیه قم در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
29 - 89
حوزههای تخصصی:
علوم قرآن در حوزه علمیه قم از قریب دهه 30 شمسی مد نظر قرارگرفته و تاکنون آثار فراوانی در این زمینه به ثمر رسیده است. مقاله حاضر با گردآوری آثار علوم قرآنی از مراجع کتاب شناحتی قرآنی، وبگاه ها و بانک های اطلاعاتی درصدد یافتن شاخه های علوم قرآن مورد اهتمام حوزویان، شمار آثار در هر شاخه و نیز تحلیل و بررسی تطور رخ داده در آن شاخه و زمینه ها و عوامل پدیدآیی آنهاست. رهگیری نگارش های حوزیان قم در علوم قرآن نشان از افزایش کمّی قابل توجه از دهه ای به دهه دیگر دارد. علاوه بر آن، تنوع موضوعات پژوهشی قرآن پژوهان حوزه علمیه قم نیز به مرور زمان افزوده شده است. درونمایه این آثار در دهه 30 و 40 شمسی به موضوعات کم شماری همچون «وحی» و «تحریف» محدود بود؛ ولی مقارن با انقلاب اسلامی و محوریت یافتن حوزه علمیه قم، تأسیس پژوهشگاه ها و مراکز تخصصی علوم قرآن، تأسیس و توسعه رشته «علوم قرآن و حدیث» و افزایش پژوهش های قرآنی و به واسطه بهره جستن عالمان حوزه از میراث غنی تفسیر معاصر امامیه، واکاوی دقیق منابع تفسیری و به ویژه روایات تفسیری، بهره جستن از علوم جدید زبان شناختی و علوم انسانی، بازسازی و بازخوانی دیدگاه های سنتی و رسمی در پرتو پاسخ گویی به شبهات و تنقیح قواعد و مبانی کلی و درنگ در راهکارهای نظریه پردازی، به تدریج درونمایه نگاشته ها از حالت محدود پیشین بیرون آمد و با دربر گرفتن شاخه های گوناگون علوم قرآن توسعه یافت و به سوی هویت بخشیدن به علوم قرآن با رهیافتی شیعی و استقلال اندیشه قرآنی امامیه پیش رفت.
ارزیابی نظریات رایج تفسیری پیرامون ارتباط شرط و جزا در آیه سوم سوره نساء؛ با تأکید بر انسجام، نظم شبکه ای و فرا عصری بودن متن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
41 - 75
حوزههای تخصصی:
آیه سوم سوره نساء تنها آیه ای از قرآن است که چندهمسری را مجاز می داند. مشکلی که در فهم این آیه وجود دارد، این است که ابتدای آیه، درباره یتیمان و ادامه آن مربوط به جواز چندهمسری است و این دو موضوع با هم ناسازگارند. به عنوان یک ایراد کلی بر فهم مفسران می توان گفت: در نظریات رایج تفسیری شیعه و سنی و همچنین نظریات جدیدی که گستره جواز چندهمسری را محدود به ازدواج با مادران یتیمان می دانند، این آیه به گونه ای فهمیده شده است که در حکم به دست آمده برای چندهمسری، شرطِ «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى» نادیده گرفته شده است. در این مقاله، با در نظر گرفتن قرآن به عنوان یک متن منسجم و دارای نظم شبکه ای و با تمرکز بر ارتباط مضمونی و مفهومی آیات 3 و 127 سوره نساء، برای این آیات ترجمه و تفسیری ارائه شده است که هم ناهماهنگی ابتدا و ادامه آیه سوم را برطرف می کند و هم دامنه جواز چندهمسری را بسیار محدود می سازد. اگر بپذیریم که ابتدا آیه 127 و سپس آیه 3 نازل شده است و زنانی که در آیه 3 درباره آنان حکمی داده شده، همان زنانی هستند که در آیه 127 معرفی شده اند، حکم چندهمسری در قرآن، فقط منحصر به ازدواج یک مرد با مادرِ یتیمانی می شود که آن مرد از قبل سرپرستی امور مالی آن کودکان یتیم را بر عهده گرفته باشد؛ مادرانی که توانایی مدیریت امور مالی کودکان یتیم خود را نداشته و مسئولیت امور مالی فرزندانشان را به آن مرد سپرده اند.
تفسیر تنزیلی، به مثابه تفسیر فرهنگی قرآن (با محوریت آثار عبدالکریم بهجت پور)
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
301 - 342
حوزههای تخصصی:
نزول قرآن تدریجی است و در این نزول تدریجی، پیامبر(ص) توانست یک جامعه ابتدایی را از سطح فرهنگی پایین، به امّتی با آن حد از تعالی فرهنگی برساند که پرچمدار ندای توحید، اخلاق و انسانیت در سراسر جهان باشد، اما روش مطالعه و فهم قرآن کریم برای دست یابی به عناصر فرهنگی و فرایند تحول فرهنگی قرآن کدام است؟ مسأله اصلی این مقاله دستیابی به «روش مطالعه فرهنگی قرآن» است که به نظر نویسنده «تفسیر تنزیلی» روش مناسب برای این سنخ مطالعه را در اختیار ما می گذارد. البته از آنجا که تمرکز بر آرای یک مفسر تنزیلی، مسیر مشخص و عناصر منسجم تری را برای تأمین این امر در اختیار می گذارد، این تحقیق بر اساس آثار عبدالکریم بهجت پور صورت می گیرد. روش انجام این تحقیق روش اجتهادی است. روش اجتهادی، روش معتبر و معهودی است که صدها سال است برای رجوع به منابع دینی مورد استفاده و سفارش اندیشمندان و مفسّران اسلامی است. در این روش عناصر عقلی، عقلایی، نقلی، تاریخی و کلامی به تناسب مسأله تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین، این تحقیق، از تحلیل های عقلی، عقلایی و ... ، به فراخور نیاز بهره خواهد برد. از یافته های این تحقیق، می توان به اثبات هویت روشی تفسیر تنزیلی و کشف دستاوردهای روشی (راهکارهای تعمیق و توسعه فهم قرآن، مراحل روش تحول فرهنگی قرآن، تشکیل شبکه مسائل قرآن، ورود قرآن به صحنه عمل، راهکار شناسایی و حل آسیب های فرهنگی) و محتوایی (دوره های تحولی جامعه نبوی، توسعه هدف گذاری کشف مرادهای خداوند، فهم دقیق تر واژگان قرآنی) این سنخ تفسیر اشاره کرد.
بررسی مفهومی و مصداقی واژه های «زینتهن» و «ما ظهر» در سوره نور و نقد دیدگاه ها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۰)
67 - 88
حوزههای تخصصی:
واژگان «زینتهن» و «مَا ظهر منها» در آیه 31 سوره نور، از کلمات محوری و نقش آفرین در بحث حجاب، مواضع پوشش و مواضع مستثناست که به سبب برخی از ابهامات مفهومی و مصداقی، سبب ارائه دیدگاه های مختلف در وجوب و عدم وجوب حجاب، مواضع وجوب پوشش و مستثنیات آن شده است. مقاله حاضر با هدف تبیین مفهوم و مصداق این دو کلمه، با روش تحلیلی-تفسیری، به بررسی آنها پرداخته و به این نتیجه رسیده است که هرچند واژه «زینت» در لغت مخصوص زینت های عارضی است، ولی در استعمالات قرآنی اعم از زینت های ذاتی و عارضی است و به اندام زن نیز اطلاق می شود. همچنین مقصود از «ما ظهر منها»، زینت هایی است که به طور عادی و طبیعی پوشانده نمی شوند، نه اندامی که به صورت اتفاقی و غیر ارادی ظاهر می شوند و نه خصوص ساق پا یا لباس یا اندامی که در اصل آفرینش ظاهر هستند. بنابراین مصادیق «زینتهن» (زینت زنان) عبارت اند از: اندام زنان، زیورآلات، لباس و رنگ و روغن های آرایشی. و مصادیق «ما ظهر منها» عبارت اند از: صورت، دست و آرایش های واقع در آنها که از ممنوعیت اظهار استثنا شده اند.
واکاوی و تحلیل ادعای مستشرقان مبنی بر تناقض در قرآن، مورد پژوهی آیات جبر و اختیار
حوزههای تخصصی:
آیاتی که در قرآن در زمینه ی جبر و اختیار بیان شده به دور از هرگونه تناقض می باشد و این آیات بیانگر این است در اعمال و افعال بشر نه جبرى وجود دارد که در انجام آن مجبور و بى دخالت باشد و نه تفویض که در انجام آن کاملاً مستقل باشد و خداوند در آن بى اثر و بى دخالت باشد. بلکه راه سومى در این مورد وجود دارد و آن این که: در افعال و اعمال بشر، هم خداوند دخالت دارد که نیرو، اراده، اختیار، توفیق عمل و دیگر مقدمات و وسایل لازم را در اختیار بشر مى گذارد و هم خود بشر در اعمال خویش دخالت دارد که همه آن ها را با اراده و اختیار خود انجام مى دهد و کننده کار هم اوست. برخی از مستشرقان با سطح کم اطلاعات و مقایسه ی این آیات و تفسیر ناصحیح آن ها سعی بر این داشته که نشان دهند بین آیات قرآن تناقض و اختلاف وجود دارد، و با هدف ایجاد تزلزل در جایگاه قرآن و اثبات غیر وحیانی بودن آن، قرآن را به تناقض گویی متهم می کنند، این تحقیق قصد دارد به نقد و بررسی دقیق ادعای مطرح شده بپردازد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی با گرایش انتقادی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده و پس از تحلیل و بررسی ادعاهای مطرح شده توسط مستشرقان به روش استنباط و استظهار قرآنی، ناتمام بودن آنها را در اثبات نتایج مورد ادعا نشان می دهد.
بر رسی کلامی – تاویلی رؤیت پذیری خداوند در آیات قرآنی مبتنی برنهج البلاغه و مثنوی معنوی
حوزههای تخصصی:
آیات قرآنی و روایات اسلامی، از طرف اشاعره، معتزله و امامیه، مبنای برداشت های متفاوت کلامی و عرفانی بوده اند. یکی از مباحث مهم محل اختلاف نحله های گوناگون، چگونگی رؤیت خداوند است. اینکه خداوند به حس قابل رؤیت است یا به شهود، موضوع مقالات و کتاب های بسیاری در آثار محققان بوده است. مسئله خاص پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل کلامی و تاویلی آیات قرآنی با محوریت مبانی موجود در نهج البلاغه و مثنوی معنوی می باشد. این مقاله با روش تحلیلی تطبیقی، ضمن بیان نظرات اشاعره و معتزله، در پی یافتن پاسخ این سوال است که در فهم و تاویل آیات قرآنی، نظر مولانا به کدام نوع رؤیت (حسی یا شهودی) در آثارش نزدیک تر است و سپس با رجوع به آموزه های نهج البلاغه، نقاط اشتراک و افتراق تحلیل گردد. تفاوت این پژوهش با مطالعات پیشین، پرداختن به آثار مولانا و نهج البلاغه و تطبیق با یکدیگر است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد امام علی علیه السلام در نهج البلاغه ضمن رد رؤیت بصری، شهود قلبی را به عنوان مسیر شناخت خداوند مورد تأکید قرار می دهد. مولوی، علی رغم گرایش کلامی به اشاعره، از رؤیت حسی خداوند فاصله گرفته و شهود قلبی را نیز به عنوان ابزار شناخت خداوند تأیید می کند؛اما در آخرت، نحوه مواجهه با خداوند هم به صورت حسی و هم شهودی از آثار مولانا قابل برداشت است که به دلیل صراحت برخی ابیات بر شهود قلبی باید ابیات دال بر شهود حسی را تاویل نمود.
Study of the Network Connections of Surah al-Inshiqāq with Its Adjacent Surahs (Infitār, Mutaffifīn, Burūj, Tāriq)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Holy Qur’an has a single source and there is no difference between its verses. Therefore, some Surahs of the Holy Qur’an may be put together to get a better understanding of them. And based on the method of verbal and spiritual analogies, one Surah should be placed at the center and the its connection with other Surahs of the Holy Qur’an would be discovered. “The network connection of the Surahs of the Qur’an” is a new term that speaks of the structural and content relation between Surahs. The methods of network connections between the Surahs of the Holy Qur’an can be summarized in the thematic congruence between adjacent Surahs, congruence between a set of Surahs, congruence between the beginning of a Surah and the end of the previous one, congruence between two consecutive Surahs at the beginning or end, rhyme, common purpose, and common theme. This research analyzes the network connections of Surah al-Inshiqāq with its adjacent Surahs (Al-Infitār, Mutaffifīn, Burūj, Tāriq) with a descriptive analytical method in two aspects of structural and content congruence. In conclusion, this Surah has structural and literary connections, including the congruence of the beginning, rhyme, analogy, and literary imagery, which all are in one structural group. The research also shows that this Surah has content connections including the Unity of God, mentioning the events of the Day of Judgment, grouping of people in the Day of Judgment, and common purpose.
قرآن و آموزه «استعاذه»؛ چالشی پیش روی نظریه «تکثر معنا»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۷
197 - 230
حوزههای تخصصی:
قرآن به عنوان متن و کلام الهی، دارای اعجاز تأثیری و از جهت «لفظ» و «معنا»، امری وحیانی است. از طرفی خدا به پیامبر (ص) هنگام قرائت قرآن، امر(ندبی) به «استعاذه» نموده است. از دیگر سو، «تکثر معنا» به عنوان یک نظریه معنایی در خصوص متون دینی و به طور خاص قرآن مطرح است. نوشتار حاضر به شیوه ای تحلیلی، بر اساس جدول تحلیل محتوا و ابزار کتابخانه ای، نظریه ی «تکثر معنا» را بر پایه اثر وجودی و کارکردی آموزه «استعاذه» پیش از قرائت قرآن مورد نقد قرار داده است. قرآن، در موارد مختلفی، امر به «استعاذه» نموده است. طبق بررسی های انجام شده، بالاترین فراوانی از جهت «مستعاذه منه»، به «شیطان» تعلق دارد. «صیانت و نفی سلطه شیطان»، «پیشگیری از لغزش در تلاوت و اشتباه در تفسیر» و همچنین «درمان روانی و معرفتی» از آثار وجودی و کارکردی عمده «استعاذه» است. توجه صرف به ظواهر لفظ، عبارت و جمله های متن، سهیم بودن تصورات ذهنی و عدم نیاز به کشف و اهمیت «مراد مؤلف» در فهم متن از جمله مفاد نظریه های معنایی است که موجب «تکثر معنا» در فهم متون می شود. با نظری به دلائلی چون؛ یک: «وحیانی بودن "لفظ" و "معنا" در قرآن»، دو: «تأکید به "استعاذه" پیش از قرائت قرآن» و سه: «کارکردهای سه گانه استعاذه قرائت»، «تکثر معنا» در قرآن با چالش مواجه می شود. بنابراین باید به آموزه «استعاذه» به عنوان راهبرد عملی قرآنی و دژ محکم در راستای «فهم صحیح قرآن» و پیشگیری از «تکثر معنا» بهره برد.
درآمدی تحلیلی بر نزول و تنزیل ادبی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نزول یا تنزّل قرآن کریم در وجوه مختلف زبانی، ادبی و روشی صورت گرفته است. در مقاله حاضر، با روشی توصیفی، تحلیلی و هرمنوتیکی کوشش شده که به ابعاد نظری و معانی مختلف نزول یا تنزیل ادبی قرآن پرداخته شود، و روش ها، عوامل مختلف این امر بازنمایی و اختصاراً تحلیل شود. نسبت ها، شباهت ها و تفاوت های زبان و ادبیات با زبان و ادبیات قرآن از مقدمات مقال است، و اهمّ اختلافات از حیث اهداف و انگیزه های هریک معرفی شده است. در بخش دوم، معانی و ابعاد متعدد نزول یا تنزیل ادبی قرآن، و برخی روش ها و دسته بندی های قابل ذکر در خصوص انواع و شیوه های تنزّل قرآن معرفی شده که در ساحت زبان و ادبیات قابل استنباط است. درنهایت با ذکر عوامل مختلف تنزیل ادبی قرآن، و با تأکید بر عوامل معطوف به خواننده، تأکید و تبیین شده است که چگونه توجه به مجموعه این نسبت ها و تفاوت ها، و معانی و ابعاد می تواند مخاطب را از قبول فرضیات اشتباه باز دارد و راه انتقاد بر آن فرضیات را بازگشایی کند.
مؤلفه های برنامه ریزی راهبردی در اندیشه قرآنی امام خامنه ای
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
346 - 378
حوزههای تخصصی:
یکی از ارکان و وظایف مدیریت، برنامه ریزی است. تا آنجا که دست یابی به اهداف از قبل تعیین شده، بدون آن امکان پذیر نمی باشد. البته لازم به ذکر است، زمانی می تواند برنامه ریزی برای موفقیت و رسیدن به اهداف مفید و مؤثر واقع شود که مقتبس شده از آموزه های قرآنی و بر اساس رهنمودهای انبیا و اولیای الهی باشد. و در این زمینه امام خامنه ای در عصر کنونی به عنوان یک مدیر بی بدیل بوده و توانسته بیش از چهار دهه جامعه و فراتر از جامعه، را همراه با عمل مدیریت نموده است. نیز رهبری با بیانات و رهنمودهای مدبرانه به نحو احسن و اکمل برنامه ریزی در مدیریت را تبیین نموده است که در این پژوهش به تحلیل قرآنی آن پرداخته می شود. در این تحقیق نگارنده مسئله یادشده را از روش توصیفی و تحلیلی و با تمسک به آیات الهی و بیانات امام خامنه ای، مورد تجزیه وتحلیل قرار داده است. یافته های پژوهش برآن است که تحلیل قرآنی مؤلفه های برنامه ریزی راهبردی در اندیشه قرآنی امام خامنه ای بر مبنای همچون: تفکر و تلاش، امدادهای الهی و توسل، توکل، امیدواری، صبر و استقامت، تدریج و گام به گام و هدفمندی و آینده نگری بوده است.
تبیین کارآمدیِ تکنیک های تعادل و همانندسازی در ترجمه ی قرآن کریم براساس «سبک شناسی تطبیقی» وینه و داربلنه (موردپژوهیِ مقابله ای؛ ترجمه های نعمت الله صالحی نجف آبادی، کریم زمانی و محمدعلی کوشا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های کلاسیک ترجمه، نظریه ی وینه و داربلنه است. این دو نظریه پرداز فرانسوی با استناد به بررسی های مقابله ای خود از زبان های فرانسه و انگلیسی در کتاب «سبک شناسی تطبیقی فرانسه و انگلیسی؛ روشی برای ترجمه»، الگوهایی را برای ترجمه ی متون معرفی کرده اند که مترجمان دیگر زبان ها نیز از آن ها بهره مند می شوند. مترجمان قرآن نیز از این قاعده مستثنی نیستند. وینه و داربلنه در کتاب خود دو گروه استراتژی مستقیم و غیرمستقیم را مطرح می کنند که هر یک دارای چند روش است. استراتژی مستقیم شامل مؤلفه های قرض گیری، گرته برداری و ترجمه ی تحت اللفظی است و استراتژی غیرمستقیم مؤلفه های جابه جایی، تغییر بیان، تعادل و همانندسازی را شامل می شود. دو مؤلفه ی اخیر بویژه همانندسازی با مقوله ی مهم فرهنگ یک جامعه مرتبط است؛ لذا کیفیت کاربست آنها توسط مترجمان از اهمیت بسزایی برخوردار است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و مقابله ای و براساس نظریه «سبک شناسی تطبیقی وینه و داربلنه» ضمن تبیین دو مؤلفه ی تعادل و همانندسازی و بررسی نمونه هایی از آن ها در ترجمه های صالحی نجف آبادی، زمانی و کوشا به نحوه ی کاربست آنها در ترجمه های سه مترجم یادشده پرداخته است. هدف این پژوهش شناسایی معادل یابی ها و همانندسازی های قرآنی و کیفیت به کارگیری آنها در ترجمه های فوق است. نتایج حاکی از آن است که هر سه مترجم، اولاً در به کارگیری مؤلفه ی تعادل (معادل یابی) در برخی آیات، واژگان و ساختار متن قرآن را کاملاً تغییر نداده اند. ثانیاً در برخی موارد، معادل یابی های متفاوت از یک اصطلاح از سوی سه مترجم ارائه شده است. ثالثاً مؤلفه ی همانندسازی در ترجمه های مورد بحث غالباً در واژه های مفرد (نه ترکیبات و جمله ها) که فرهنگ بنیادند، کاربرد دارد.
بررسی تطبیقی دیدگاه زمخشری و آیت الله جوادی آملی در دلالت آیه4 سوره زمر بر نفی «تبنّی» و اثبات توحید ذاتی
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
7 - 20
حوزههای تخصصی:
توحید، به عنوان اساسی ترین اصل و مبنای تعالیم الهی، دارای اقسام متعددی است که در میان آن ها، توحید ذاتی شالوده و بنیاد سایر اقسام و عالی ترین مرتبه توحید محسوب می شود. آیات مرتبط با توحید ذاتی ازجمله مباحث تأمل برانگیز و مورد اختلاف میان مفسران به شمار می آید. در این زمینه، این پرسش مطرح می شود که دیدگاه زمخشری و آیت الله جوادی آملی درباره دلالت آیه چهارم از سوره زمر: «لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَدًا لَاصْطَفَىٰ مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ ۚ سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» بر نفی «تبنّی» و اثبات توحید ذاتی چیست؟ پژوهش حاضر، با روش تحلیلی تطبیقی، به بررسی دیدگاه های زمخشری و آیت الله جوادی آملی در این زمینه پرداخته است. نتیجه حاصل از این تحقیق آن است که آیت الله جوادی آملی، در رد نظریه تبنّی و امتناع آن که از سوی زمخشری نیز مورد توجه قرار گرفته است بر این باور است که مقوله اصطفاء و تبنّی از سوی خداوند، امری محال و در تعارض با وحدت ذاتی اوست؛ زیرا خداوند متعال واحدی بی همتاست که هیچ همتایی ندارد. وحدت ذاتی او، قاهریت بر هر گونه کثرت را دربر دارد؛ ازاین رو، هیچ موجودی شایستگی آن را ندارد که به فرزندخواندگی الهی منصوب شود تا کارها و نیازهای او را برطرف سازد.
شخصیت های تفسیری حوزه علمیه قم در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
263 - 295
حوزههای تخصصی:
این مقاله به معرفی شخصیت های مهم تفسیری حوزه علمیه قم در سده چهاردهم شمسی با هدف شناساندن چهره علمی و آثارشان و ترویج دستاوردهای تفسیری حوزه قم در سده اخیر می پردازد. پژوهش با شیوه مطالعه کتابخانه ای و روش توصیفی تاریخی انجام شده و دامنه آن محدود به افرادی است که طی صد سال اخیر تحصیلات تفسیری آنها در حوزه علمیه قم بوده یا با اقامت در این حوزه، به تدریس یا نگارش تفسیر پرداخته اند، جز پنج تن از مفسران (علامه طباطبائی، آیت الله جوادی، آیت الله مصباح، آیت الله سبحانی و آیت الله مکارم) که شخصیت و آثار هر یک از این بزرگواران در مقالات دیگری مستقلا معرفی شده است. حاصل بررسی نشان می دهد که طی سده اخیر در حوزه علیمه قم، دانشمندان فاضل زیادی در دانش تفسیر پرورش یافته و با تولید حجم گسترده ای از آثار تفسیری فاخر، کارنامه افتخارآمیزی را برای حوزه قم در سده چهاردهم رقم زده اند که می تواند برای نسل فعلی حوزه و آینده سرمشق خوبی باشد.
تبیین معنای آیه «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام » و دلالت آن در مسئله حجیت ادیان توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
109 - 132
حوزههای تخصصی:
بررسی حجیت ادیان ابراهیمی پس از ظهور اسلام همواره در میان مباحث کلامی مسئله ای زنده، پویا و در جریان است. با توجه به اهمیت کشف دیدگاه قرآن در این مسئله، دلایل نقلی محور اصلی جدال های دو طرف را تشکیل می دهد. از جمله موضوعات مرتبط، تعیین کاربست معنایی واژه «اسلام» در قرآن است. از مهم ترین آیات مورد نزاع آیه شریفه «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» (آل عمران/19) است که دین را نزد خداوند، اسلام معرفی می کند. با وجود استناد موافقان و مخالفانِ حجیت ادیان ابراهیمی به این آیه، تحقیق مستقلی که همه شواهد و قراین را جمع آوری و ارزیابی کند انجام نشده است. این تحقیق با تأکید بر روش کتابخانه ای و تحلیلی، افزون بر تمایز دو قرائت اصلی درباره این آیه، شواهد هر یک را مورد ارزیابی قرار داده و قرائت سومی را در این تحقیق ارائه می دهد که بر معنای متفاوتی از «دین» و «اسلام» استوار است و اسلام را به معنای تسلیم و دین را نیز به معنای تدین مؤمنان معرفی می کند. نتیجه این تحقیق آن است که این آیه به لحاظ موضوع، با مسئله «حجیت ادیان» بیگانه است و ازاین رو موافقان و مخالفان حجیت ادیان نمی توانند این آیه را به عنوان سندی مستقل مدعای خود مطرح کنند.
Embodiment of Deeds in Near-Death Experiences: A Qur’anic and Theological Analysis Based on the Views of Allameh Tabataba'i(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The concept of the embodiment of deeds is discussed within the framework of Islamic eschatology, specifically concerning the afterlife, the recompense of actions, and divine justice. This study investigates the embodiment of deeds as reflected in Near-Death Experiences (NDEs) and examines its alignment with Islamic eschatological principles. Drawing on Qur’anic verses, Hadiths, and the philosophical insights of Allameh Tabataba'i, the research emphasizes the intrinsic connection between actions, the soul, and their eternal forms. Employing a descriptive-analytical method, over one hundred NDE accounts from Iranian Shi'a Muslims were analyzed. The findings reveal various forms of embodiment, including the manifestation of significant physical actions, spiritual qualities, and the perception of life events and their consequences. The study concludes that the ontological nature of NDEs corresponds closely to the initial stages of the intermediary realm (Barzakh), based on Tabataba'i perspective. By bridging empirical observations with Islamic teachings on divine justice and the system of reward and punishment, the research offers new insights into the interconnectedness of human actions and their spiritual realities. This multidisciplinary approach enriches contemporary discourse on the afterlife, highlighting the transformative potential of NDEs in fostering moral and spiritual awareness. The research further demonstrates that the embodiment of deeds, as reported in NDEs, is substantiated by both reason and revelation, with Qur’anic-philosophical interpretations from Allameh Tabataba'i providing a robust explanatory framework.
ابهام، ایهام و رازآفرینی در سوره یوسف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
231 - 254
حوزههای تخصصی:
ابهام، ایهام و رازآفرینی از آرایه های ادبی هستند که در داستان سرایی جایگاهی ویژه دارند. ازاین رو، کاربست آن ها در سوره یوسف که داستانی ستوده شده است، شایسته بررسی است. فایده این سه آرایه ادبی، عمق بخشی و ایجاد وقفه های کلامی است تا ذهن مخاطب با تأمل و ژرف نگری در متن به لایه های عمیق تر و زوایای مخفی سخن پی ببرد. این نوشتار به روش توصیفی- تحلیلی در پی یافتن بسامد و گستره به کارگیری ابهام، ایهام و راز در محتوای این سوره است. بدین منظور، چند مصداق آشکار از ابهامات، ایهامات و رازپردازی های این سوره مورد واکاوی قرار گرفت و این نتایج حاصل شد: ابهامات بررسی شده در آیات این سوره که ناشی از تعدد احتمالات معنایی و تعدد مرجع ضمیر بودند، به گونه ای هستند که بر هر یک از این احتمالات گواه و شاهدی می توان یافت و همگی پذیرفتنی اند. ایهام واژه «ربّ» در سه آیه بررسی شده، بیانگر دو نگاه مادی و توحیدی است و هر دو معنای «خداوند» و «مالک» را می توان هم زمان لحاظ نمود. رازپردازی های این سوره، ناشی از توجیه ناپذیری رفتار شخصیت های داستان و همچنین سکوت ها و ناگفته های متن است، به طوری که پس از اتمام داستان، سؤالات بی پاسخ بسیاری به ذهن مخاطبان خطور می کند که جواب قطعی برای آن نمی توان یافت.
Critical Review of Purposefulness of Divine Actions from the Point of View of Rene Descartes, Relying on Islamic Sources(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purposefulness of divine actions is an important religious issue among thinkers. Belief in God's knowledge, wisdom, power, and justice requires the purposefulness of God's actions. This research is based on Rene Descartes' view on the answer to the question of determining the purposefulness of divine actions, which has been carried out through a descriptive-analytical method. In findings chapter, it explains Descartes' point of view in two areas of “the principle of the purposefulness of divine actions and the possibility of knowing the goals of divine actions. While confirming the first area of his view, in the second area and based on extra-religious evidence (reason) and internal religious foundations (Qur'an and hadiths), the raised misconception has been criticized and investigated. The result of the research shows that despite believing in the purposefulness of divine actions, Descartes considers it impossible to access and know the ultimate cause in divine actions due to human limitations, while in criticizing and confronting this matter and based on external evidence and teachings in the Qur’an and religion, divine actions not only have purpose, but also their recognition is possible and it has been acknowledged in various cases.
مفسران برجسته حوزه علمیه قم در سده اخیر؛ آیت الله ناصر مکارم شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
249 - 262
حوزههای تخصصی:
از بدو تأسیس حوزه های علمیه، عالمان و اندیشوران مسلمان اهتمام ویژه ای به دانش تفسیر قرآن داشته اند. در سده چهاردهم هجری شمسی اقبال به مطالعات قرآنی و نگارش های تفسیری رشد روزافزونی پیدا کرد و علما و مفسران زیادی در این عرصه گام نهادند. این مقاله با روش «توصیفی تحلیلی» به بررسی شخصیت تفسیری آیت الله ناصر مکارم شیرازی به مثابه یکی از مفسران حوزه علمیه قم در سده چهاردهم شمسی پرداخته و نقش و فعالیت های ایشان در زمینه مطالعات قرآنی معاصر را باز گو کرده است. حاصل بررسی نشان می دهد که آیت الله مکارم از عالمان بزرگ و برجسته تفسیری سده اخیر است و آثار تفسیری و قرآنی ایشان، مد نظر اقشار گوناگون جامعه بوده و تأثیر بسزایی در فعالیت ها و پژوهش های قرآنی دوره حاضر داشته است. ایشان به هر دو سبک تفسیر «ترتیبی» و «موضوعی» قرآن را تفسیر کرده است. آثار تفسیری ایشان دارای انسجام ساختاری و جهت گیری هدایتی و تربیتی است. از ویژگی کار تفسیری ایشان روزآمدی و اتکا بر معیارهای معتبر در تفسیر آیات علمی، احیای روش مفسران قدیم شیعه، برخورداری از سبک معقول در پردازش محتوایی آیات، و اتکا به روش تفسیر اجتهادی قرآن است.