فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
137 - 166
حوزههای تخصصی:
اضطراب منشأ بسیاری از بیماری های روانی است. روان شناسان جهت ایجاد سلامت روان راه هایی را پیشنهاد نموده اند لکن برخلاف تلاش آنان امروزه یکی از رنجوری انسان ها، از ناحیه اضطراب و ناراحتی های متعدد روانی است. روشن شدن علت اساسی عدم توفیق کامل راه های توصیه شده مشاوره روان شناسی در پیشگیری، دغدغه این مقاله است. بدین جهت، در این مقاله ضمن تحلیل روش های پیشنهادی برخی مشاوران روان شناس، نظر اسلام، در پیش گیری از اضطراب و بیماری های روان بررسی شده و معلوم شده است که اسلام با لحاظ بعد روحانی انسان، تحقق امنیت روان را در بعد جسمانی توصیه نمی کند بلکه روش هایی را که بر اساس ایمان بوده و تقویت کننده بعد شخصیت انسانی و روحانی انسان است مانند دوری از ظلم، یاد خدا، توکل و... توصیه می کند. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی با تحلیل روش های پیشنهادی برخی مشاوران روان شناس در برخی تارنماهای مشاوره روان شناسی و با بیان روش های کاربردی اسلام در ایجاد آرامش روان به شیوه کتابخانه ای انجام گرفته است. یافته تحقیق این است که در ایجاد امنیت روان، به جهت عدم جامع نگری بر انسان و تنها مبتنی بر بعد جسمانی وی ناکافی و گمراه کننده می باشند اما روش های مبتنی بر بعد معنوی انسان که در آموزه های اسلام بیان شده اند، واقع بینانه و تجربه شده اند.
راز هم تایی فاتحه الکتاب با قرآن کریم در آیه 87 سوره حجر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
۹۸-۶۹
حوزههای تخصصی:
سوره مبارکه حمد که جزو سوره های کوچک قرآن کریم و به تعبیر رسول خدا|، سبعاً من المثانی است در آیه 87 سوره حجر، برابر با کل قرآن کریم، معرفی شده است. با وجود برابری این دو سوره، سؤال اساسی این است که سِرِّ هم تایی این سوره با کل قرآن کریم در چیست؟ این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، در صدد است تا راز هم تایی این سوره با کل قرآن کریم را کشف نماید. از تعابیر: «سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِی» و «وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» در آیه 87 حجر و روایات معصومان^ که این سوره را امتنان بر رسول خدا|، عدل قرآن کریم، تلاوتش در نماز سبب حفظ قرآن کریم از مهجوریت و خواندن آن، معادل کل قرآن کریم، توصیف کرده اند، به دست می آید که انحصار ستایش و ربوبیت به پروردگار، اظهار ایمان به مبدأ و معاد و تقاضای هدایت و همراهی با بندگان برگزیده خداوند، هم در سراسر قرآن کریم محور معارف آن، قرار گرفته و هم به عنوان سه رکن اصلی در سوره مبارکه حمد، بازتاب یافته است.
بررسی تناسب آوایی- محتوایی (فنوسمانتیک) در تصویرپردازی نمونه هایی از آیات سوره سجده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آوا، یکی از عوامل اثرگذار در خلق تصویرهای هنری قرآن کریم است که تناسب عمیق آن با محتوا، رمزگشای دلالات و گزاره های متن است و این همسویی آوا (فونتیک) و معنا (سمانتیک)، سطوح معرفتی جدیدی را به روی مخاطب می گشاید که با هر تغییر در واج ها، هجاها، واژگان و بافت موسیقایی، متغیّرهای معنایی نیز دستخوش تغییر می شوند و تصویر جدیدی از طریق این رهیافت های صوتی شکل می گیرد؛ به همین منظور، تناسب آوایی و محتوایی که در زبان شناسی از آن با عنوان «فنوسمانتیک» بحث می شود، با استفاده از روش تحلیلی توصیفی در حیطه این پژوهش قرآنی قرار گرفته و مطابقت حروف، حرکات، واژگان و ضرب آهنگ آیات سوره سجده با معانی بررسی و مشخص شده است؛ هرکدام از این آواها در سوره سجده به خوبی در نقش خود قرار گرفته اند؛ به گونه ای که آوا تحت لوای معنا از کوچکترین جزء به کل بافت سرایت می کند و یک همپوشانی آوا یی و معنایی متناسب با موضوع محوری، نقش تصاویر سوره را برجسته می کند.
بازنمایی شناختی «ضدارزش ها» در گفتمان قرآنی با محوریت طرحواره حجمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حوزه شناختی، «طرحواره حجمی» به عنوان پربسامدترین گونه طرحواره تصویری با ویژگی هایی تجربی در ساختار «حفاظت»، «محدودیت»، «مهارشدگی» و «ثبات مکانی» شناخت مفاهیم انتزاعی را با سازمان دهی مکان مند فراهم می آورد. انگاره های حجمی با مقوله سازی عینی خاستگاه فکری و مراد جدی خالق متن را بازنمایی می کنند. در گفتمان قرآنی، نگرش شناختی و استعاری بنیاد به امور معنوی و به ویژه صفات ضدارزشی بیشتر با انگاره «ظرف-بودگی»، «درون و بیرون» و «اشغال بخشی از فضا» عینیت یافته است. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی، شیوه مفهوم سازی صفات ضدارزشی در قرآن را با فرافکنی استعاری و تناظر نگاشت حوزه مبدأ و مقصد در فضای هندسی واکاوی می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که مکان مندی در این صفات به چه بسامدی از ظرافت های معنایی در چشم انداز الهی اشاره دارد؟ رهیافت های حاصل آنکه ضدارزش هایی مانند «تصاحب مال یتیم»، «شیطان گرایی»، «ترک انفاق»، «شک»، «کفر» و «نفاق» و ... در حجمی ناخوشایند همچون «غذای آتشین»، «مهلکه»، «بار سنگین» و «اسارت گاه» و «پوشش ضخیم» کالبدینه شده اند که هر یک با توجه به استلزامات منطقی ظرف بودگی، آموزه ای معرفتی همچون «گستردگی آسیب»، «کارکرد انحرافی»، «مهارشدگی»، «محدودیت» و ... را پدیدار می کند. گفتنی است، کاربست چنین طرحواره ای در ضدارزش ها به واکاوی دقیق اندازه، شکل، ابعاد حضور و کارکرد محیطی آن اشاره دارد و به این ترتیب، مفسر یا مترجم را از ارجاع به تعابیر غیرمنطقی وجایگزین بازمی دارد.
بررسی رابطه الگوی ارزشی دین و ساختار شناختی احساس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین، نقش مؤثری در شکل دهی به ساختار احساس دارد و در پی آن است که ساختار آن را ساماندهی کند. نقطه تلاقی دین و ساختار شناختیِ احساس جایی است که سخن از باید و نبایدهای ارزشی به میان می آید. وجود احساس عمدتاً به صورت غیرارادی تصور می شود و با این توصیف، قابل ارزشیابی نیست؛ ولی در نظام ارزشیِ دین، عاملیت اراده انسان برجستگی می یابد و کیفیت تجربه احساس به نوعی بر مدار اراده و امکانِ انتخاب می چرخد و این گونه قابل ارزشگذاری می شود. پژوهش حاضر در پی آنست که رابطه میان الگوی ارزشی دین (قرآن کریم) و ساختار شناختی احساس را مطالعه کند. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و روش تحلیل در چارچوب نظریه شناختی است. بررسی داده ها در موارد متعددی، نوعی ارائه یکجانبه داده های دینی در ساختار مفهومی احساس صرف نظر از زمان، مکان، فرهنگ و فردیت را نشان می دهد. الگوی ارزشی دین با الگوی شناختی احساس که در رایج ترین شکل آن شامل علت، وجود، کنترل، از دست دادن کنترل و واکنش می شود، متفاوت است. ساختار دین به ثابت ماندن الگوهایش به صورت فرازمانی - مکانی تمایل دارد. احساس در مدل دینی با این جهانی متفاوت است. مطابق با الگوی دین، مفاهیم احساسی موضوعِ پژوهش، در صورتی که در چارچوب علل تعیین شده قرار بگیرند، ارزشی قلمداد می شوند. همچنین، رفتار و کیفیت تجربه احساس افرادِ دیندار به نوعی قابل پیش بینی تصور می شود.
تحلیل دلالی حوزه های معنایی الفاظ در قرآن مجید بررسی موردی سوره واقعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان شناختی و معناشناسی الفاظ یک متن، واکاوی مجموعه ای از الفاظ هم معنا در آن متن حائز اهمیت است که در یک «حقل دلالی» (حوزه معنایی) قرار دارند. این رویکرد زبان شناختی، در شناسایی بهتر یک متن هدفمند مانند قرآن مجید، به مثابه عالی ترین نمونه متن بلاغی و گران سنگ ترین متن ادبی کارآمد است؛ زیرا قرآن از بسامد الفاظی برخوردار است که ازنظر معنایی همگرا و با یکدیگر مرتبط اند و در یک حوزه معنا قرار می گیرند. بی تردید با شیوه ها و رویکردهای مختلف ازجمله معناشناسی می توان به برخی از جنبه های دلالی این الفاظ و بلاغت قرآن پی برد؛ براساس این، در جستار پیش رو با روش تحلیلی – توصیفی، الفاظ مشمول حوزه معنی (حقل دلالی) استخراج شدند و روابط معنایی میان آنها بررسی، تبیین و معلوم شده است؛ واژگانی که باوجود اختلاف لفظی در حوزه معنایی وصف «قیامت» جای دارند و با نام این سوره و آیات آغازگر آن سازواری دارند. همچنین، الفاظ مختلفی که براساس رابطه تقابل (تضاد) در یک حوزه معنایی هستند، در توصیف واقعه قیامت اشتراک معنایی دارند و شمولیت الفاظ هم معنا، جامعیت توصیف صحنه های قیامت و بهشت را رقم زده است.
The Anthropological Fundamentals of Self-Awareness and its Educational Functions according to the Holy Quran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Self-awareness is one of the key issues in life that every individual must possess for progress and advancement in their lives. It is highlighted in the Quran with terms such as insight and self-forgetfulness, and it is based on theological, ontological, and anthropological foundations. Each of these foundations has educational effects. The present study discusses the anthropological foundations of self-awareness in dimensions such as insight, orientation, and values, and aims to address the following questions: What are the cognitive foundations of self-awareness in the Quran, and what are their educational functions? What are the orientation foundations of self-awareness in the Quran, and what are their educational functions? What are the values foundations of self-awareness in the Quran, and what are their educational functions? Background Regarding the significant importance of this research, numerous activities have been carried out in the field of psychology with a religious approach, such as the book "Comparative Self-Awareness from the Perspective of Islam and Psychology" by Fatemeh Esfandiari, the book "Self-Awareness" by Samad Shah Mohammadi, the book "Self-Awareness and Self-Management" by Masoud Noorali Zadeh, the book "From Self-Awareness to Self-Knowledge" by Shahrbano Ghahhari, and articles like "The Relationship between Self-Awareness and God-Awareness" by Noorali Zadeh Miyaneji, Bashiri, and Jan Bozorgi in the Psychology and Religion Journal, no.19, article on the effectiveness of teaching self-awareness from the perspective of Islamic teachings on reducing students' psychological pressure by Amir Hossein Mousavi in the Psychology Studies Journal, no. 30, article on self-awareness and its educational functions in improving human social relationships in the Quran and Hadith by Fatemeh Saifali'i in issue 2 of volume 2 of the Journal of Educational Teachings in the Quran and Hadith, and others. However, no work has yet delved into the Quranic foundations that provide a fundamental and root-based look at this issue and its educational effects. It seems that this article may be the first work to address this topic. Methodology In this research, a descriptive-analytical method has been used to evaluate and analyze the main concepts including various dimensions of cognitive human foundations, self-awareness, and their educational effects in detail. This analytical method allows us to delve into a better understanding of the cognitive human foundations in dimensions such as attitude, orientation, values, self-awareness, and their educational effects from the perspective of the Holy Quran. General Research Findings Cognitive human foundations of self-awareness in the Quran are divided into attitude, orientation, and values foundations. The dual existence of human from body and soul, human's free will, and purposefulness are among the most important attitude foundations that significantly impact the fulfilling self-awareness and have educational effects such as attention to physical and spiritual dimensions, assisting human in the path of perfection, and enhancing human resilience, patience, and self-esteem. Purposefulness is directly related to self-awareness because without self-awareness, achieving one's goals and ultimate purpose is not possible, and without consideration of the hearafter, reaching the final goal is not achievable. Human nature and pure temperament, awareness of capacities, abilities, and shortcomings are among the most vital orientation cognitive human foundations that have a significant impact on the realization of self-awareness and have educational functions such as awareness of capacities, talents, and shortcomings as the starting point of self-awareness, recognizing capacities and shortcomings leading to strengthening confidence, increasing self-belief, and self-awareness. Human dignity, caliphate, and vicegerency of God are among the crucial values-based cognitive human foundations, each of which has a direct relationship with self-awareness and results in feelings of worthiness, self-esteem, and social status in society. Final Conclusion Cognitive human foundations of self-awareness in the Quran are divided into attitude, orientation, and values foundations, each of which has educational effects.
A Critical Analysis of Muḥammad Rātib Nabulsī's Scientific Exegesis of Verse 37 of Surah al-Raḥmān(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۹
83 - 110
حوزههای تخصصی:
Nabulsī, a contemporary āuranic scholar, is a follower of the scientific interpretation school. Among the verses he has interpreted is verse 37 of Surah al-Raḥmān, which he associates with a cosmic phenomenon. In his view, this verse describes the explosion of a star, resulting in the formation of a reddish nebula resembling a rose. The image published by NASA of the "Cat's Eye Nebula," which Nabulsī believes resembles a flower, is his only evidence for this claim. The present study, using a descriptive-analytical method and a critical approach, aims to find Nabulsī's interpretation inconsistent with the apparent meaning and context of the verse; and also, examines the compatibility of such an interpretation with the verse and evaluates its validity. The results indicated that Nabulsī's interpretation is not inconsistent with the context of the verses and is not supported by scientific data in the field of astronomy. Recent, clearer images from NASA of the Cat's Eye Nebula reveal that the previous image was inaccurate, and this nebula is neither red nor rose-like. Furthermore, his interpretation lacks literary and linguistic support, and the etymological research conducted in this study confirms this claim. An analysis of Nabulsī's interpretation within the framework of conceptual metaphor theory also reveals that he neglected the source and target domains of this metaphor, leading to errors. Additionally, when examined from the perspective of the Quranic language, Nabulsī's interpretation faces significant challenges that cannot be justified.
روش های گویا نمودن زبان دعا در کودکان دوره ابتدایی برپایه نعمت های حسی در صحیفه سجادیه
منبع:
قرآن و عترت سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
25 - 46
حوزههای تخصصی:
ارتباط آگاهانه با خداوند در قالب زبان دعا، از جمله موضوعاتی است که توجه به آن در آموزش و تربیت کودک ضروری است. پژوهش حاضر با هدف ارتقای کیفیت آموزش دعا و روشمندسازی آن برای کودکان دوره ابتدایی انجام شده است. به همین منظور، با در نظر گرفتن مراحل رشد این کودکان و درک آن ها از مفهوم دعا، تلاش شده است تا روش هایی پویا برای بیان مفهوم دعا پیشنهاد شود. این روش ها با الهام از ادعیه صحیفه سجادیه و بر پایه کشف تحلیلی گزاره های دعا، استنباط شده اند. مهم ترین این روش ها عبارتند از: سیر از کلی به جزئی، ارتباط بخشی توصیفی، تصویرسازی ذهنی، تشبیه حسی، شکرگزاری با تضاد، و مشاهده تجربی کارآیی و کارکرد نعمت ها. یافته های پژوهش نشان می دهد که این روش ها، با تمرکز بر نعمت های حسی و تقویت تفکر خلاق در کودکان و تمرین زبانی آن ها، نه تنها در گویایی زبان کودک مؤثر است، بلکه به تدریج توجه او را به ارتباط بین نعمت و نعمت دهنده معطوف می کند، تا ارتباطی عمیق تر با خداوند برقرار کرده و زبان دعای خود را غنی تر و گویاتر سازند.
بررسی مبانی قرآنی جواز و عدم جواز رجوع از حکم قضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
18 - 31
حوزههای تخصصی:
اصولا هر قاعده ی فقهی باید بر پایه ی شرعی استوار باشد و قاعده فقهی عدم جواز رجوع از حکم قضایی نیز بر طبق دیدگاه فقهای سلف و خلف از مبانی فقهی برخوردار می باشد. این قاعده در حقوق تحت عنوان فراغ دادرس است که بر حسب آن هر گاه قاضی با صدور حکم از قضا فراغت حاصل نمود، دیگر حق رجوع و عدول از حکم صادره را نخواهد داشت و معنا و مفهوم قاعده عدم جواز رجوع از حکم نیز همین می باشد. قاعده مذکور از احکام حکومتی و واجبات شرعیه توصلیه است و از آنجا که راجع به فقه سیاسی و حکومتی است، اجرای آن بر همه قضات و حکام شرع واجب می باشد. این قاعده از مبانی و ادله فقهی برخوردار است و در قرآن مجید آیات متعددی چون آیه "فاذا فرغت فانصب" (سوره انشراح) و آیات سوره مائده و انبیاء دلالت بر عدم جواز رجوع از حکم قضایی را دارند.
نقش عقل در تاویل معانی قرآن از دیدگاه عقل گرایی و نص گرایی
حوزههای تخصصی:
در میان مباحث مختلف علوم قرآنی، بحث از رویکردهای تفسیری و دیدگاه های مفسران ازجایگاه ویژه ای برخوردار است . دو رویکرد عقل گرایی و نص گرایی به طور خاص در فرآیند تاویل و تفسیر معانی ومفاهیم قرآن نقش اساسی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد کتابخانه ای به بررسی دیدگاه های عقل گرایی و نص گرایی در فهم معانی قرآن پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ملاصدرا به عنوان یکی از برجسته ترین اندیشمندان عقل گرای مسلمان، دیدگاه خاصی در شناخت قرآن دارد و معتقد است که شریعت و اصول عقلی از هم جداشدنی نیستند. وی عقل را در فهم قرآن ضروری می داند و به تاویل فلسفی و برهانی آیات تأکید می کند. در مقابل، مفسران نص گرا بر ظاهر نصوص دینی در تفسیر و تاویل آیات تأکید دارند و هیچ جایی برای دخالت عقل در تشخیص مراد خداوند قائل نیستند. این دیدگاه ها در نهایت به تأثیرات متفاوتی در نحوه تفسیر و تاویل قرآن منجر می شود.
مرجعیت علمی قرآن از منظر علامه شیخ جعفر سبحانی تبریزی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
187 - 209
حوزههای تخصصی:
قرآن به عنوان یگانه کتاب آسمانی محفوظ مانده از هرگونه تحریف، با هدف هدایت بشر در تمام عصرها، بارها انسان ها را به تفکر در آیاتش دعوت کرده است. یکی از موضوعات نیازمند به تأمل و تدبر در آیات الهی، کیفیت رابطه قرآن با علوم مختلف بشری همانند علوم انسانی است. یکی از راه های دستیابی به چنین رابطه ای، بررسی آرای اندیشمندانی است که عمر خویش را در فهم عمیق این مائده آسمانی صرف کردند. از دانشمندانی که آیات الهی را از این جهت مورد بررسی دقیق قرار داده است، علامه شیخ جعفر سبحانی تبریزی است. در پژوهش پیش رو با هدف دستیابی به آرای ایشان، تلاش شده است تا با بهره جستن از آثار قلمی و بیانی ایشان، با شیوه کتابخانه ای و توصیفی، مواضع علمی ایشان درباره ابعاد گوناگون مرجعیت علمی قرآن بررسی و تحلیل شود. پس از بررسی ملاحظات علامه سبحانی، مشخص شد که ایشان قایل به مرجعیت علمی قرآن برای علوم مختلف اعم از علوم اسلامی مثل فقه،کلام و... و علوم انسانی همچون دانش مدیریت، جامعه شناسی و... است.
نقد ادبی روش یوری روبین در زائده شمردن حرف باء در نخستین آیه علق
حوزههای تخصصی:
یوری روبین که از اسلام شناسان معروف است در مقاله خود با عنوان «نکاتی در تفسیر نخستین آیات سوره علق» ، فرمان « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ » را به معنای برشمردن نعمت های پروردگار فهم می کند و در نهایت دیدگاه وی این می شود که هدف اصلی سوره علق، ترغیب پیامبر به ستایش قدرت مطلق پروردگار خویش است؛ روبین این فهم خود از آیه نخست سوره علق را بر چند مقدمه مبتنی ساخته است که مهم ترین و اساسی ترین مقدمه او، یک روش ابتکاری است که با اتکای به آن، حرف باء در آیه مذکور را زائده می شمارد؛ از آن جا که نظریه های عالمان غیر مسلمان درباره آیات قرآنی تأثیر به سزایی در معرفی قرآن به محافل و جوامع غیر اسلامی دارد، ضروری است که این نظریه ها با دقت بررسی گردد تا نقاط قوت آن کشف و نقاط ضعف آن نیز تذکر و بازتاب داده شود. در این نگاشته که روش تحقیق در آن از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد انتقادی است، ضمن گزارش روش روبین، ادله ای از قبیل تقطیع ساختار آیه، بی توجهی به ظرافت های معنایی ساختارهای مشابه و بی توجهی به عرف قرآنی حاکم بر استعمال واژه های هم خانواده بر نادرستی روش ابتکاری او، اقامه شده اند؛ که البته با توجه به ترتب مقدمات دیدگاه او بر یکدیگر، نادرستی آن نیز در پی خواهد بود.
تحلیل انتقادی انگاره حق طلاق در کتاب احکام قرآن (سها)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو عهده دار ارزیابی انتقادی شبهه حق طلاق زن در کتاب نقد قرآن است. احکام قضایی اسلام عادلانه و بر اساس مصالح بندگان صادر شده است. ازجمله احکام قضایی خانواده حق طلاق است که طبق ادله قرانی و روایی جز در مواردی خاص به مرد اعطا شده است. ولی برخی از روشنفکر نمایان این حکم شرع را منافی با حقوق زن دانسته و قائلند اسلام شأن زن را پایین تر از مرد قرار داده و زمام او را به دست مرد سپرده است. این مقاله به روش تحلیلی انتقادی عهده دار پاسخ به این شبهه بوده و از رهگذر بررسی قرانی، روایی و عقلی به این نتایج دست یافته که تمامی احکام قضایی قرآن از جمله اعطای حق طلاق به مرد عادلانه، متناسب و بر اساس حکمت الهی بوده و شبهات معاندان بی پایه و اساس و از روی غرض ورزی با بی اطّلاعی از دین مقدّس اسلام می باشد.
حقوق شوهر بر عهده زن در آیه 34 سوره نساء بر اساس مقایسه تفاسیر شیعه و اهل سنت با تفسیر المیزان
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
۲۱۰-۱۸۷
حوزههای تخصصی:
حقوق متقابل زن و شوهر از مسائلی است که در سوره نساء بیان شده و تفاسیر شیعه و اهل سنت اصول مشترکی را ذیل آیات مطرح کرده اند. بررسی نظرات مفسران متقدم تا عصر حاضر و مقایسه آنها با المیزان بیانگر آن است که نظرات علامه طباطبایی متمایز از دیگران، کاربردی و منطبق بر عصر حاضر است. بیشتر مفسران وجوب اطاعت زن را اطاعت الهی دانسته اند، ولی علامه آن را اطاعت زن از شوهر بیان کرده است. حفظ اسرار و اموال همسر از دیدگاه غالب مفسران و علامه به معنای حفظ حقوق شوهران دانسته شده و تمامی مفسران نافرمانی نکردن زن در مقابل شوهر را جزء وظایف زن دانسته اند. سه مرحله بازداری زن از نافرمانی در قرآن طبق نظر غالب مفسران بر اساس «پند و اندرز»، «هجر» و «زدن» بیان شده که در مورد «هجر» برخی مفسران آن را به معنای «دوری از بستر» گرفته اند؛ حال آنکه علامه طباطبایی و برخی آن را به معنای «قهر و دوری» دانسته اند. «زدن» تنبیهی آرام است که موجب تحت تأثیر قرار گرفتن عواطف زن و در نتیجه فرمان برداری وی می گردد و مرد در صورت تأثیرپذیری زن، حق هیچ گونه تعرضی به زن ندارد. این مقاله با سامان دادن دیدگاه های مفسران ذیل آیات سوره نساء با روش گردآوری کتابخانه ای و شیوه توصیفی- تحلیلی به جمع آوری داده ها پرداخته و نظرات آنان را با علامه طباطبایی مقایسه کرده است.
واکاوی معنای واژه «صدیقه» در آیه 75 سوره مائده برپایه تفاسیر و ترجمه های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه «صدّیقه» ازجمله واژگان تکامَدی است که در آیه 75 سوره مائده، به کارگیری شده است. مفسران در خصوص تفسیر آیه و واژه «صدیقه»، سه دسته شده اند: برخی اصلاً به تفسیر آیه یادشده نپرداخته؛ دسته ای دیگر، به رغم تفسیر آیه، از پرداختن به تکامَد واژگانی «صدیقه»، عبور کرده اند؛ اما دسته سوم، مفسرانی هستند که ضمن تفسیر آیه یادشده، واژه موردبحث را برابر نظر تفسیری خویش معنا نموده و بدین قرار، این واژه، معرکه آرای این دسته از مفسران واقع شده است. تصدیق کننده، تصدیق کننده مؤمن، صادق (=راستگو) و پارسا و باتقوا معناهایی هستند که از سوی مفسران در تفسیر این واژه ارائه گردیده است. افزون بر منابع تفسیری، واژه «صدّیقه»، معرکه آرای مترجمان فارسی و انگلیسی نیز قرار گرفته و آنان هم در ترجمه این واژه دچار اختلاف شده اند؛ از این رو، حتی برخی، ترجمه های غریبی همچون «ولیه» یا «قابل اعتماد» را برای این واژه در نظر گرفته اند که در هیچ منبع لغوی یا تفسیری دیده شده است؛ پژوهش حاضر که با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی-تحلیلی، برای رسیدن به معنای صواب واژه «صدیقه» سامان یافته، دلیل خطای مفسران و مترجمان، در ارائه مفهوم این واژه را دومطلب انگاشته است؛ نخست، تکیه صرف آنان بر توجه به معنای اصل «ص دق» -و نه ساختار صدیقه- که سهل ممتنعی را عجالتا پدیدآورده است؛ درحالی که عموم ارباب لغت، میان این دو، تفاوت قائل شده اند؛ دوم، توجه به پاکدامنیِ حضرت مریم (س) و شیوه خاص باردارشدن ایشان؛ ضمن اینکه، کمبود روایت تفسیری در این خصوص نیز، فهم معنای دقیق واژه موردبحث را پیچیده ترنموده است. ازاین رو، با ملاحظه آرای لغت شناسان، ازیک سو؛ و بادرنگ در سیر معنایی آیات و درنظرگرفتن سیاق، از سوی دیگر؛ سرانجام معنای تفسیری مرجح برای این واژه، «تصدیق کننده مؤمن» پیشنهاد شده است.
منطق فهم آیت الله جوادی آملی در صحنه سجده بر آدم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبحث سجده فرشتگان بر آدم از جهت خوانش مضامین و تفحص در حواشی آن، یکی از مسائل قرآنی مورد مناقشه میان مفسران بوده است. در این میان دیدگاه آیت الله جوادی آملی درخور التفات و شایسته تعمق است. ایشان این واقعه را تمثیل حقیقتی می نامد که بنا به دیدگاه صدرایی در عالم مثال نزولی و در مراتب بالاتر از عالم ماده رخ می دهد و هدف اصلی یادکرد آن را یادآوری مقام انسانیت و تواضع فرشتگان و گوشزد کردن خطر عدوات شیطان می داند. در این مقوله تمرکز ایشان بر تبیین دشمن و روش های فریب اوست. مفسر روند همراهی روح را با جسم پس از استواء بر مبنای نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا قابل توجیه می داند. تفکیک عوالم طولی و تبیین خصوصیات و قواعد هریک و اصرار بر عدم اختلاط قواعد، اعتقاد به استقرار عرفان قرآنی در بالاترین مراتب معرفت شناسی و لزوم بهره مندی از آن در حل معضلات و اختلافات تفسیری، مرجعیت قرآن به هنگام تباین روایات با آن و خوانش روایات در راستای منطق فهم خود از اهم مبانی معرفت شناسی ایشان در این باب است.
بررسی اصول گرایس در قرآن: گفتگوی موسی (ع) و فرعون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن به عنوان کتاب مقدس اسلامی، شامل انواع گفتگوهای افراد در موقعیت های متفاوت است. بنابراین می تواند همانند متون گفتگو محور، به لحاظ زبان شناسی موردبررسی قرار گیرد. در این راستا پژوهش پیش رو به بررسی گفتگوهای موسی(ع) و فرعون در قرآن می پردازد. ازآنجاکه مدل نظری گرایس که به عنوان مدلی مناسب برای بررسی گفتگوها و تعاملات افراد به شمار می رود، چارچوب نظری پژوهش حاضر است. این مدل مشهور به «اصل همیاری گرایس» است که شامل چهار اصل کمیت، کیفیت، ربط و شیوه برای داشتن ارتباط ایده آل است هرچند به خاطر برخی از دلایل، این اصول مورد خلل قرار می گیرند. پژوهش پیش رو در پی پاسخ به دو سؤال اساسی است: آیا اصول گرایس در گفتگوی موسی(ع) و فرعون در قرآن قابل مشاهده است؟ کاربرد و عدم کاربرد اصول گرایس در گفتگوی موسی(ع) و فرعون چگونه است؟ به این منظور تمامی آیه های گفتگویی موسی(ع) و فرعون در قرآن، داده های پژوهش حاضر هستند که پس از بازسازی داستان، بر اساس اصول همکاری تحلیل شده اند و کاربرد و نقش این اصول بیان شده است. ازاین رو روش اتخاذی پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بررسی این گفتگوهای قرآنی نیز (همچون دیگر متن های گفتگویی) نشان از کاربرد و عدم کاربرد این اصول (نقض اصول گرایس) دارند. برخی از آیات شامل کاربرد چند اصل به طور همزمان هستند.
تبیانًا لکل شیء بودنِ قرآن در سنت تفسیری: تحلیل از منظر تاریخ انگاره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادوار تفسیر قرآن، در کنار شکل گیری انگاره های مختلف بر اساس آیات قرآن، انگاره شمول قرآن به همه امور و علوم هم با توجه به دلالت آیه 89 سوره نحل شکل گرفت. در این پژوهش، انگاره مورد نظر با روش مطالعه تاریخ انگاره بررسی گردید تا سیر تطور آن در میان مفسران فریقین مشخص گردد و این که چه برداشت هایی از آیه در قرون متمادی مطرح شده است. به عنوان بخشی از یافته های این مطالعه، تا نیمه های سده پنجم هجری تبیان بودن قرآن در محدوه امور شریعت واحکام از قبیل امر و نهی و وعد و وعید و حدود و حلام و حرام و... فهمیده می شد تا حدی که نوعی حصر در عبارات مفسران شکل گرفت. از اواسط سده پنجم، ظرفیت روشنگری سنت و عقل و اجماع و قیاس و اجتهاد مطرح گردید و بنا بر نقش تبیین گری هریک از آنها، به تدریج انگاره های مذهبی و فرقه ای قوّت گرفت؛ به نحوی که هر یک از مفسران شیعی و اهل سنت پیش فرض ها و مبانی اعتقادی و فقهی خود را در تفسیر آیه دخالت دادند. از نیمه دوم سده 8ق هم با استناد به دو روایت مشهور ابن مسعود روایت «أنزل فی القرآن کل علم و بیّن لنا فیه کل شی ء و لکن علمنا یقصر عما بین لنا فی القرآن» و روایت «من أراد العلم فلیثور القرآن فإنّ فیه علم الأولین والآخرین» بحث جامعیت علمی قرآن مطرح گردید. با ورود به سده های جدید، برداشت های فوق از آیه به سبب غلبه گفتمان های علمی و رواج گفتمان عام هدایتی قرآن و نگرش های مسئله محورانه تنقیح وتدقیق گردید.
تبیین فقهی حقوقی نهاد حکمیت بین زوجین با تکیه بر آیه 35 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
133 - 154
حوزههای تخصصی:
طبق قوانین موضوعه دریافت گواهی عدم امکان سازش از دادگاه برای اجرای صیغه طلاق الزامی است؛ خواه درخواست طلاق از سوی زوج باشد؛ و خواه به توافق زوجین صورت گیرد؛ و قانون به استناد آیه 35 سوره نساء دادگاه را موظف می داند که بر اساس نظر حکمیت نسبت به صدور این گواهی تصمیم گیرد؛ لذا تبیین زوایای مختلف نهاد حکمت از دیدگاه فقه و قوانین موضوعه ضروری به نظر می رسد؛ از اینرو لازم است نکات تفسیری و فقهی آیه مذکور مورد بررسی قرار گیرد؛ که در نتیجه می توان گفت در رسیدگی به دعاوی خانوادگی طبق قوانین موضوعه و فقه رعایت تشریفات مرسوم در دعاوی دیگر را لازم نیست؛ لذا با آنکه انتخاب داور از سوی زوجین الزامی بوده؛ ولی اگر رعایت نگردد؛ خللی در صحت طلاق وارد نمیکند. و در صورت غیبت هر یک از زوجین، حکم حکمین بی تأثیر و غیر نافذ تلقی میگردد؛ ولی قانون برخلاف نظریه مشهور فقها انتخاب حکم از میان خویشاوندان زوجین را الزامی می داند. و نیز قانون گذار بر خلاف نظریه مشهور فقها که پرداخت اجرت به حکمین را بر عهده زوجین میدانند؛ پرداخت اجرت بر عهده متقاضی ارجاع امر به داوری است؛ و در صورت صلاحدید دادگاه بر عهده زوجین میباشد.