فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
پولس رسول در یکی از دیدگاه های الهیاتی اش معتقد است که آدم ابوالبشر با عصیان خود و خوردن میوه ممنوعه، مرگ را برای خود و همه ابنای بشر به ارمغان آورد. اگرچه گاه این مرگ به معنای موت و انفکاک نفس از جسم تفسیر می شود، اما واقعیت این است که این مرگ در همان حالی که انسان از نظر جسمانی زنده است، رخ می دهد و آدمی درحالی که زنده است، مرده است. در باب حل این مسئله دیدگاهی مطرح شد که در آن انسان دارای سه ساحت جسم، نفس و روح است و مرگی که پولس در نظر گرفته، مرگ روح است و به نوعی سه گانه انگاری ارائه شد. البته در برابر این دیدگاه، نگرش دوگانه انگار نیز وجود دارد که آدمی را تنها دارای جسم و روح در نظر گرفته است. اکنون در این نوشتار، با مراجعه به کتاب مقدس و تفاسیر آن، در پی بررسی این دو دیدگاهیم و البته در نهایت با بررسی ادله دو طرف به این نتیجه می رسیم که برداشت سه گانه انگار درباره ساحت های وجودی انسان، از منظر کتاب مقدس چندان موجه نیست و اندیشمندان مسیحی نمی توانند برای تبیین دیدگاه پولس به آن تکیه کنند.
تأثیر نظریه رهایی بخشی در آیین کاتولیک بر نظریه محمود ایوب با عنوان رنج رهایی بخش در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی چگونگی تأثیرگذاری آموزه رهایی بخشی در الهیات کاتولیک بر نظریه محمود ایوب با عنوان رنج رهایی بخش در اسلام می پردازد. در این راستا، ما نیاز داریم تا دریابیم که چگونه دیدگاه های الهیاتی مسیحیت پیرامون عمل رهایی بخش مسیح (ع)، الهام بخش ایوب بوده و چگونه اصطلاح شناسی مسیحیت به کمک ایوب در مدل سازی افکارش می آید. بنابراین سؤال اصلی این پژوهش عبارت ست از این که مدل رنج رهایی بخش ایوب چگونه از آموزه های الهیات مسیحی تأثیر پذیرفته است؟ بر این اساس، ابتدا سعی می شود نظریه ایوب به اختصار معرفی شود. سپس، سه قلمرو مهم که بر اساس الهیات مسیحی دارای ظرفیت الهام بخشی برای ایوب هستند بررسی می شود. این سه قلمرو عبارت اند از اصطلاح شناسی، کارکرد نظریه و نیز نقش تحمل رنج ها در رهایی بخشی. در قلمرو نخست، تعریف ایوب از رهایی بخشی به فهم یهودی-مسیحی از این اصطلاح چندان وفادار نبوده و سعی کرده با ارائه تعریفی عام از ورود اشکالات احتمالی جلوگیری کند. در قلمرو دوم، کارکرد نظریه ایوب با مبانی مسیحیت اشتراک عمده ای دارد؛ همان طور که مسیح انسان را از بردگی گناه نجات می دهد، شفاعت نیز به کمک گناهکاران برای نجات از کیفر گناهان خواهد آمد. در نتیجه، با وجود دیدگاه های متفاوت اسلام و مسیحیت در مورد تقسیم بندی گناهان، رهایی بخشی در هر دو مورد از گناه رخ می دهد. در نهایت، قلمرو سوم به این مطلب می پردازد که تحمل رنج ها و مصائب توسط مسیح (ع) و امام حسین (ع) الهام بخش اساسی ایوب در نظریه رنج رهایی بخش در اسلام بوده است، هرچند تحمل رنج به تنهایی نمی تواند موجب رهایی بخشی باشد.
بررسی و تحلیل نسخه غیرمشهور اثولوجیا و ارتباط آن با التلویحات سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
121 - 144
حوزههای تخصصی:
الهیات منسوب به ارسطو یا همان اثولوجیا دو نسخه متفاوت دارد: نسخه کوتاه تر و نسخه طولانی تر. نسخه کوتاه تر در شرق عالم اسلام به دست فیلسوفان رسیده و مسائلی فلسفی را برای آن ها به ارمغان آورده است، اما روایت طولانی تر اثولوجیا در غرب عالم اسلام شهرت داشته است. مسئله اصلی در این مقاله معرفی نسخه طولانی تر و پژوهش هایی است که تا به حال درباره آن انجام شده و نشان دادن این مطلب که با توجه به یکی از این پژوهش ها و تحقیق در کتاب التلویحات اللوحیّه و العرشیّه شیخ شهاب الدین سهروردی می توان ارتباطی میان روایت طولانی تر اثولوجیا و التلویحات یافت. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و روش تحلیل داده ها توصیفی تحلیلی است. نتیجه اجمالی که این مقاله به آن رسیده این است که تا به حال تحقیقات بسیار اندکی درباره روایت طولانی تر اثولوجیا انجام شده و با توجه به فقره ای که از کتاب روضه التعریف بالحب الشریف روایت شده و آنچه در التلویحات اللوحیّه و العرشیّه آمده می توان نشان داد که شیخ شهاب الدین سهروردی تحت تأثیر روایت طولانی تر اثولوجیا بوده است.
پیکر سیاسی در فلسفه اسلامی استعاره منزل و مدینه فاضله چونان بدن انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
211 - 232
حوزههای تخصصی:
استفاده استعاری از بدن انسان برای سخن گفتن از اجتماع انسانی ایده آل از قدیمی ترین استعاره هایی است که در فلسفه سیاسی کاربرد داشته و به اشکال مختلف به کار رفته است. «پیکر سیاسی» استعاره ای است که بر اساس آن، برای ارائه فهمی منسجم از عالم، میان بدن انسان و اجتماعات خرد/کلان انسانی مشابهت برقرار می شود. فیلسوفانِ مشائی مسلمان، به ویژه فارابی و نصیرالدین طوسی که در کانون فلسفه سیاسی نزد فیلسوفان مسلمان قرون میانه ایستاده اند، از این استعاره استفاده کرده اند. این مقاله علاوه بر ترسیم جغرافیای بحث از «پیکر سیاسی» از دنیای باستان تا قرون وسطی و نقش حکمای مسلمان در پروراندن آن، با استفاده از نظریه «استعاره مفهومی» لیکاف و جانسون، کاربرد این استعاره و شبکه مفاهیم حول آن را در متون حکمی فلسفه مشایی بررسی کرده است. همچنین، با عنایت به سیر تحول این مفهوم در فلسفه سیاسی غرب و تبدیل آن از «پیکر سیاسی» به «پیکره سیاسی» به توقف تحول این استعاره در اندیشه سیاسی نزد حکمای مسلمان اشاره کرده است. درنهایت با توجه به کارکردهای استدلالی استعاره ها در فهم و تجربه ما از جهان و توانایی که برای ایجاد تغییر در باورهای ما دارند، پیشنهاد کرده ایم که تأمل درباره استعاره «پیکر سیاسی» یکی از بهترین نامزدها برای کمک به ایجاد فهم جدید از مناسبات سیاسی و اجتماعی در ایران معاصر است.
تحلیل معناشناسانه توسعه نظر و عمل در نظام دانش با تکیه بر دلالت معنایی مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۴)
215 - 231
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر مطالعه ای از سنخ مطالعات فرانگرانه درجه دوم ناظر به معناشناسی توسعه نظر و عمل است. توسعه در معنای عام امری انسانی است که مسیر تحقق امکانات وجودیِ انسان است و غایت آن تعالی و بهبود یافتن زندگی انسان در جامعه است. توسعه محصول تمام ابعاد نظری و عملی حیات انسان در جامعه است. بر این اساس ، مطالعه معناشناسانه آن مستلزم تحلیل معنای گستره وسیع ساختار دانش از نظر تا عمل است. برای نیل به این مقصود، مفهوم توسعه در سیمای معنای واژگانی، معنای فلسفی، و معنای آن در قالب ادبیات علوم انسانی و اجتماعی معاصر مورد واکاوی معنایی قرار گرفته است. چارچوب نظری مطالعه معناشناسانه توسعه و همچنین صورت بندی و جمع بندی نظام معنایی مرتبط با توسعه در این مقاله میدان معنایی مورد دلالت مبانی حکمت متعالیه است. در تناسب با این هدف، روش به کار رفته در مقاله برگرفته از الگوی روش معناشناسی شناختی در مفهوم سازی و نگاشت طرحواره است. ماحصل به کارگیری این روش با ابتنای نظری بر دلالت مبانی حکمت متعالیه در فضای بررسی لغوی تأملات فلسفی و معناکاوی ادبیات علوم انسانی و اجتماعیِ معطوف به مقوله توسعه، صورت بندی مفهوم توسعه، به مثابه مفهومی چندلایه، در پنج سطح از مطالعات در ساختار دانش، از عالی ترین مراتب نظری تا پایین ترین مراتب عملی، است.
مفهوم توحید خالص و دلایل و لوازم آن در مکتب نومشّائی رجب علی تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
29 - 51
حوزههای تخصصی:
بارزترین خصیصه مکتب نومشّائی رجب علی تبریزی و شاگردان وی، تبیین مسائل ناظر به ذات و صفات خداوند متعال بر پایه الهیات تنزیهی است. پژوهش پیش رو با بهره مندی از آثار دست اوّل تبریزی و شاگردانش و با روش توصیفی تحلیلی به تبیین مفهوم «توحید خالص» در این نظام فکری می پردازد. این مهم در آثار یادشده از رهگذر تبیین دلایل ایده «نفی صفات» و لوازم آن در توضیح معانی اسامی خداوند حاصل شده است. تبریزی صفات کمال نظیر علم و قدرت را، نه عین ذات احدی و نه عارض بر آن ذات می داند. تلقّی خاص از مفهوم «صفت» و تمایز آن با ذات، مسیر همواری را برای او در تبیین ایده نفی مطلق صفات فراهم کرد. تبریزی همچنین برای تثبیت عقلانی دیدگاه خویش، دلیلی عام بر نفی اتّحاد دو چیز و دلیلی خاص بر نفی اتّحاد ذات با صفت بیان می دارد و به نصوصی از متون امامیه نیز، به ویژه خطبه های توحیدی علوی و رضوی استشهاد می کند. در مصنّفات تبریزی و شاگردانش، شاهد پاسخ گویی به برخی ایرادات مقدّر به دیدگاه «نفی صفات» هستیم. بدین منظور، طرح قابل توجّهی درباره معانی اسامی خداوند در گزاره های الهیاتی، بر پایه الهیات سلبی، الهیات فعلی و الهیات تعبیر ارائه شده است.
مقایسه تواضع اخلاقی ازنظر حکمای مشاء با اخلاق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
173 - 192
حوزههای تخصصی:
معناشناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفه اخلاق است که به تحلیل معناییِ مفاهیمی همچون تواضع می پردازد. مشائیان با قاعده زرین ارسطو به روش حدّ وسط به فضیلت می رسند؛ تواضع ازنظر مشائیان مفهومی بین افراط و تفریط در فروتنی، یعنی تذلّل و تکبر است که گروهی از آن ها تواضع را فردی و گروهی آن را براساس موقعیت اجتماعی توصیف کرده اند که هر کدام از دو گروه، سه دسته توصیف را دربردارند. دسته ای تواضع را صفتی درونی و دسته ای دیگر تنها رفتاری بیرونی می دانند و دسته ای دیگر به تلفیقی از هر دو قائل اند؛ با توجه به این دیدگاه اعتدالیْ تذلّل و تکبر همیشه از رذایل اخلاقی اند؛ اما از منظر اخلاق اسلامی تذلّل درمقابل برخی، همچون خداوند و تکبر درمقابل برخی، همچون متکبران و دشمنانِ حربی پسندیده است؛ ازاین رو تواضع باید به گونه ای توصیف شود که جامع افراد باشد؛ بهترین توصیفی که برای تواضع به ذهن می رسد، فروتنی درمقابل فراتری مطلق است که مصداق حقیقی اش فروتنی درمقابل خداست که فراتری را به نحو مطلق دارد؛ فراتر بودن وی به دلیل هستی بخش بودنش حقیقی و تامّ است و دیگر مصادیق تواضع به تبع تواضع درمقابل خداوندی است که آن فراتری را ایجادکرده است؛ ازاین رو این مصادیقْ بالاترین درجه کمال را نتیجه می دهند.
کاربست عقل برهانی در تفسیر اجتهادی جامع «تسنیم»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
57 - 80
حوزههای تخصصی:
تفسیر تسنیم با بهره گیری از روش های گوناگون تفسیر که بر اساس منابع تفسیر است، دارای روش تفسیر اجتهادی جامع می باشد. در این روش جامع، یکی از روش ها تفسیر با عقل یا تفسیر عقلی است. آیت الله جوادی آملی در تفسیر ارزشمند تسنیم، با اهتمام به تفسیر اجتهادی جامع، به تفسیر عقلی اهتمام داشته و از عقل برهانی فراوان بهره گرفته است. از دیدگاه ایشان عقل در این جایگاه، نقش «منبع» دارد و تفسیر عقلی در حقیقت، در قبال روش نقلی و مأثور است. نتیجه معرفتی کاربست عقل برهانی و منبعی در تفسیر، نه تنها تأیید معارف قرآنی و نشان دادن هماهنگی قرآن با عقل و عقلانیت در معارف وحیانی، بلکه فراتر از آن، تبیین بیشتر و تعمیق فهم معارف و نیز پرهیز از فهم نادرست یا ناقص و سطحی است. مقاله حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی نگارش یافته، چیستی عقل و عقل برهانی و تفسیر اجتهادی جامع را بیان کرده و دیدگاه های گوناگون در تفسیر با عقل را ذکر و برخی از ادله قرآنی و روایی آن را بیان نموده است. نکته مهم در این مبحث، توجه به اصول کاربرد عقل برهانی در تفسیر است. عقل برهانی در تفسیر کاربردهای متعددی دارد که برخی از مهم ترین آنها عبارت اند از:نقش عقل برهانی به عنوان قرینه صارفه و نفی معنا، نقش عقل برهانی به عنوان قرینه معیِّنه و تعیین معنا، تبیین مفاد و تعمیق فهم، تایید و تقویت مفاد آیه، تخصیص عام و تقیید مطلق و نقد دلالی روایات تفسیری.
تحلیل زمینه محور «انسان سیاسی» در اندیشه ابوعلی مسکویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
177 - 208
حوزههای تخصصی:
انسان شناسی از مباحث بنیادین فلسفه و به خصوص فلسفه سیاسی است. هر فیلسوف(سیاسی) لاجرم به بحث انسان توجه ویژه ای داشته و با مطالعه انسان شناسی یک فیلسوف بهتر می توان نگاه سیاسی او و اثرات این نگاه بر جامعه را فهم کرد. به تعبیری شناخت انسان، همواره از دغدغه های مهم بشری در اعصار مختلف بوده است. در این میان، شناخت بعد سیاسی انسان در تنظیم بهتر مناسبات اجتماعی کمک شایانی می کند. این مسئله توجه به انسان شناسی سیاسی در دانشگاه ها و پژوهشگاه های کشورهای توسعه یافته را بالا برده است. سؤال اصلی این مقاله این است که انسان سیاسی مدنظر مسکویه فیلسوف انسان گرای اسلامی چگونه انسانی است؟ برای تحلیل آن از روش زمینه محور کونتین اسکینر استفاده می شود، بدین صورت که ابتدا به زمانه ابن مسکویه رجوع و چرایی توجه به انسان را در دوره آل بویه واکاوی می شود و سپس به تحلیل انسان سیاسی مسکویه ای در قالب آن زمینه پرداخته می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد، انسان مدنظر مسکویه در صورت فضیلت مندی صاحب حق سیاسی می شود، این نگاه درس های پیشروی ما می گذارد که می توان در تنظیم مناسبات سیاسی از آن بهره برد.
بررسی نسبت میان امکان فقری و امکان ذاتی از منظر آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
183 - 202
حوزههای تخصصی:
«امکان فقری» از نوآوری های صدرالمتالهین شیرازی در باب مفهوم «امکان» است و حقیقت آن را به گونه ای متفاوت شناسانده است. از میان حکیمان صدرائی، آیت الله جوادی آملی معتقد است نظریه امکان فقری، در تنافی و تضاد با «امکان ذاتی» قرار داشته بلکه اساسا بساط «ماهیت» را برمی چیند و مجالی برای امکان ذاتی باقی نمی گذارد. در مقابل برخی از محققان، با ارجاع به علامه طباطبایی، معتقدند امکان فقری، امتداد و تعمیق امکان ذاتی است و این دو با هم سر ناسازگاری ندارند. بر این اساس، هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا پایبندی به نظریه امکان فقری نافی صدق انگاره امکان ذاتی است؟ اگر چنین است این تنافی و ناسازگاری چگونه تبیین می شود؟این پژوهش از نوع مطالعه بنیادین است که به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا و با جست وجوی داده های مرتبط با هدف و سؤال اصلی تحقیق، ابتدا امکان ماهوی را تقریر و سپس تبیینی از امکان فقریِ ملاصدرا ارائه می کند. در ادامه با استناد به تعابیر آیت الله جوادی آملی، به توضیح و تشریح نظریه ایشان پرداخته و استدلال مخالفان ایشان مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. این پژوهش در پایان، با تایید و تاکید بر درستی نظریه آیت الله جوادی آملی و اشاره به برخی از لوازم این دیدگاه، نتیجه می گیرد که سازگاری میان امکان فقری و امکان ذاتی منتفی است؛ چرا که با تثبیت امکان فقری، ماهیات هویت و تذوّت خود را از دست می دهند و به تعبیر آیت الله جوادی آملی، ماهیت از فرهنگ نامه فلسفی مرخص شده، به موزه معرفت باستانی می رود.
شادکامی در نیکوترین زندگی بر اساس معارف رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
91 - 114
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ارکان زندگی نیکو، شادکامی و رضامندی حقیقی در زندگی است. هدف پژوهش، تبیین لوازم تحقق شادکامی در نیکوترین زندگی بر اساس معارف رضوی است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. به این صورت که بر اساس روایتی از امام رضا علیه السلام که نیکوترین زندگی را در نیکو گرداندن زندگی دیگران، معرفی می فرماید؛ مقدمات و لوازم تحقق این ارتباط اجتماعی حسنه در معارف رضوی جست وجو شده است. یافته های تحقیق نشان داد در کلام رضوی، نیکوترین زندگی در حالتی است که زندگی سایر انسان ها را از جهات مادی و معنوی گوارا گردانیم و این گفتار امام رضا ع در سیره ایشان آشکار شده است. تحقق نیکوترین زندگی، با خوف و رجای متوازن همراه بوده و مستلزم تحقّق اموری است که عبارتند از: 1. داشتن بینش توحیدی و معاد باوری که تنها در صورت ولایت پذیری کامل فکری و عملی از ولی الهی و همراه با عمل گرایی خالصانه صورت می گیرد. 2. فداکاری که نیازمند داشتن زهد، قناعت و ترک کردن خواهش های نفسانی است. 3. خشرویی و گره گشا بودن در ضمن حفظ کرامت افراد. 4. داشتن مهارت هایی مانند مهار خشم که تنها به شرط مدارای بردبارانه با مردم و چشم پوشی از خطای دیگران و داشتن حسن خلق محقق می شود. 5. داشتن مهارت برنامه ریزی جامع و تفریحات حلال روزانه. تحقق نیکوترین زندگی با برطرف کردن گرفتاری انسان ها و مخصوصاً مؤمنان، با امدادهای غیبی و نصرت های الهی از جایی که انسان گمان نمی کند، همراه است و شادکامی پایدار در حیات دنیوی و اخروی را به دنبال دارد. در نتیجه بر اساس معارف رضوی، با عمل گرایی توحیدی و ولایی و با نفی تعلّق به دنیا و همچنین کسب مهارت های شادکامی می توان زندگی خود و سایر انسان ها را گوارا کرد و به بهترین زندگی دست یافت.
آسیب شناسی نفوذ استعمار نو بر اندیشه انقلابی جوانان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
152 - 177
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران که با هدف ایجاد تمدن نوین اسلامی و اجرای ارزش های اصیل اسلامی پدید آمد، به دلیل ماهیت استکبارستیزی اش، هماره در معرض تهدید و دشمنی قدرت های شرق و غرب قرار داشته است. در سال های اخیر، این دشمنی ها با شیوه های گوناگونی رخ نموده که جهانی سازی و استعمار فرانو از جمله آنهاست. پژوهش پیشِ رو، تلاش دارد با روش توصیفی تحلیلی، پس از تبیین مفهوم انقلابی گری و نظریه نظام انقلابی، به بررسی راه های نفوذ دشمن، به ویژه از طریق جهانی سازی و نفوذ فرهنگی بپردازد. در این زمینه، نظریه"دهکده جهانی"، سند آموزشی 2030، و رسانه های وابسته، به عنوان ابزارهایی برای تحمیل فرهنگ غربی و تضعیف فرهنگ بومی کشور معرفی و نقد شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که جهانی سازی در قالب جدید خود، نوعی استعمار فرانو (مدرن) است. معاهده هایی مانند سند 2030 که با نام توسعه پایدار معرفی می شوند، در واقع هدفشان نفوذ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به کشورهای اسلامی و نزدیک کردن آنها به الگوی غربی است. همچنین رسانه ها با ترویج فرهنگ های بیگانه، تضعیف هویت ملی و ارائه الگوهای جذاب ولی نادرست به جوانان، تلاش می کنند آنها را از ارزش های اسلامی و انقلابی دور کنند.
تحلیل شناختی استعاره های مفهومی دعا در قرآن و روایات با رویکرد تربیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲
99 - 119
حوزههای تخصصی:
تصویرسازی یکی از جلوه های بی نظیر و شور انگیز زبان دین است معصومین(ع) بعنوان سرآمدان تفسیر قرآن کریم با استفاده استعاره؛ الفاظ را از دایره محدود معانی خارج کرده و تجلی واژگان و جملات را بسان مصداق های دقیق و عمیق، تصاویری زنده و تابلوهایی واضح و جذاب به تمامی مخاطبان ارائه می دهند؛ تا بدانجا که می توان زبان دینی را رستاخیز سخن نام گذاری کرد. در این پژوهش با روش کتابخانه ای به واکاوی استعاره های مفهومی دعا در قرآن و روایات پرداخته و سپس با روش تحلیل محتوا به این مهم دست یافته که؛ معصومین(ع) بعنوان مفسران واقعی قرآن کریم استعاره های مفهومی را برای سخنوری بیان نکردند و در پی این نبودند که شاهکار ادبی از خویش به یادگار، برجای گذارند. بلکه از منظر ائمه اطهار(ع) ابزار منتقل کردن مفاهیم والا و آموزه های ارزشمند است. و خود ادبیات و الفاظ هدف نیستند. در بعد تربیت اعتقادی مجسم کردن لذت و آثار رضایت الهی را برای متربیان است. دعا کردن یکی از راه های پیمودن مسیر تربیت الهی و رسیدن به مرحله رضوان الله است.
جایگاه فضایل، تعالی و معنویت در درمان و مشاوره منطق محور الیوت کوهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 127
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر حاصل پژوهشی در حوزه فلسفه کاربردی است و با مشاوره فلسفی، به عنوان یکی از روش های کاربست فلسفه، سروکار دارد. جایگاه فضایل، تعالی و معنویت در درمان و مشاوره منطق محور الیوت کوهن، پرسش اصلی مقاله پیش ِرو است. (LBTC) زیرمجموعه درمان عقلانی-عاطفی-رفتاریِ آلبرت الیس و به تبع آن، زیرمجموعه گونه عامترِ درمانِ شناختی- رفتاری است. (LBTC) همچنین با روانشناسی مثبت نگر پیوند وثیقی دارد؛ در عین حال، آنچه (LBTC) را از دیگر روش های مشاوره و درمان متمایز می کند، تأکید آن بر فضایل عقلانی و اخلاقی و پروراندن آرزوی فضیلت مندانه زیستن، در مُراجعان است. کوهن علاوه بر بیان فضایل راهنما، دو مفهوم تعالی و معنویت را نیز در میان می آورد تا نشان دهد که فضیلت، چگونه باعث تعالی مُراجعان می شود و در نهایت امکان برخورداری از تجربه ای معنوی را برای آنان فراهم می سازد. به زعم کوهن، امکان از سرگذراندن تجربه معنوی، به یکسان، هم برای مُراجعان دیندار وجود دارد و هم برای مُراجعان غیردیندار. حال اگر مُراجعان، پذیرای فلسفه های دینی باشند، تجربه معنوی مُراجعان، تجربه ای عمیقا دینی خواهد بود؛ اما اگر مُراجعان، فلسفه های غیردینی را بپذیرند، تجربه آزادی بخش آنان، همچنان، تجربه ای معنوی است. داده های اولیه پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده و روش پژوهش، تجزیه و تحلیل عقلانی داده ها است.
تحلیل نشانه شناختی غدیر به مثابه زمان مقدس از منظر امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
177 - 204
حوزههای تخصصی:
جوامع انسانی برای تداوم باورها، تقویت هنجارها و حفظ الگوهای رفتاری مناسک ویژه ای انجام می دهند. این گونه مناسک معمولاً به صورت منظم در روزهای معینی از سال تکرار و چنین روزهایی متمایز از بقیه روزها تلقی می شود؛ بنابراین، برای دینداران زمان یکنواخت نیست، بلکه برخی از زمان ها «مقدس» و برخی دیگر «نامقدس» است که هرکدام آداب ورسوم ویژه ای دارند. بر اساس متون دینی، از جمله زمان های مقدس بلکه مقدس ترین زمان ترسیم شده برای مسلمان ها، روز «غدیر» است. به زعم نگارنده در کشور ایران تعادل بین روزهای غم و سرور برقرار نیست. با وجود اولویت غدیر نسبت به همه روزهای عید بر اساس متون دینی، در زیست جهان ایرانی جایگاه شایسته ای ندارد. نگارنده با الهام از فنون نشانه شناختی، غدیر را به مثابه زمان مقدس، بر اساس متون به جای مانده از امام رضا (ع) تحلیل کرده است. متن علاوه بر بیان جایگاه والای غدیر در میان اعیاد اسلامی، شیوه نشان دار کردن و سیاست گذاری فرهنگی در حوزه زمان مقدس را به خوبی آموزش می دهد. نتایج پژوهش حاکی از این است که غدیر به گونه ای نشان دار شده است که در صورت اجرا بر اساس آموزه های امام رضا (ع) می تواند از مؤلفه هایی همچون «انسجام اجتماعی»، «معنویت بخشی و اتصال مردم به آسمان»، «آسایش روانی»، «رهایی بخشی و طهارت جامعه»، «توسعه و شکوفایی مادی» و «هویت بخشی تاریخی» باشد.
طرحی از فلسفه دینی در اندیشه فارابی با تمرکز بر «رساله فی أغراض مابعدالطبیعه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه فارابی برساختی هوشمندانه از پاره ای آیات و اشارات قرآنی و بعضی آموزه های میراث فلسفه یونانی است که سهم خلاقیت های این فیلسوف نیز در آن محفوظ است. این نوع تألیف قبل از فارابی سابقه داشته و به فلسفه دینی نام بردار است. در این الگوی فکری (فلسفه دینی) اصول اعتقادی موجود در هر یک از ادیان ابراهیمی (برای پیروان هر کدام از این ادیان) به عنوان اصل مفروض در نظر گرفته می شود و از میان آموزه های فلسفی، آنهایی که با این اصول موضوعه تقابل نداشته باشند، در برساخت یک نظام فلسفی دینی با تنظیمی سازگار مورد استفاده قرار می گیرند. به زعم ما، می توان طرح اولیه ای از نزدیک شدن به فلسفه دینی در عالم اسلام را در رساله فی أغراض مابعدالطبیعه فارابی مشاهده کرد. او در این رساله ابتدا الله را مبدأ موجود مطلق دانسته و آن بخشی از مابعدالطبیعه را که عهده دار بررسی مبدأ موجودات است شایسته نام علم الهی می داند. در ادامه، موضوع اول مابعدالطبیعه را موجود مطلق معرفی می کند. فارابی از این دو مقدمه نتیجه می گیرد که علم الهی به وجهی همان مابعدالطبیعه است. این برداشت وی منجر به دگردیسی مابعدالطبیعه به الهیات در عالم اسلام شده است. این هرگز به معنای آن نیست که الله موضوع فلسفه اسلامی شده باشد، بلکه می توان گفت الله (به عنوان مبدأ وجود) محور فلسفه اسلامی و اندیشه توحیدی قرار گرفته و به تبع آن مفاهیم اصلی اعتقادی مانند نبوت و معاد وارد فلسفه اسلامی می شود. به علاوه می توان خطوط برجسته از طرح فلسفه دینی را در آثار دیگر این فیلسوف مانند آراء أهل المدینه الفاضله، السیاسه المدنیه، و رساله های الجمع، المله و الحروف مشاهده کرد. این امر بیانگر آن است که الگوی فلسفه دینی در حکم بن مایه و اندیشه بنیادین در نگارش آثار فارابی بوده است.
نظام ارتباطات ولایی در سبک زندگی اسلامی با تأکید بر سیره رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
177 - 202
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث سبک زندگی اسلامی، شیوه تعامل افراد جامعه با یکدیگر است. مفهوم «ولایت» این ظرفیت را دارد که طراحی نوینی از نظام ارتباطات اجتماعی ارائه کند. مسئله اصلی مقاله آن است که حقیقت و مراتب ولایت را به عنوان مبنایی برای بازتعریف نظام ارتباطات در لایه های مختلف جامعه معرفی کند. یافته های این تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، نشان می دهد با استناد به آیات و روایات به ویژه سخنان امام رضا(ع)، تحقق ولایت مؤمنین شرط تکوینی برای راهیابی به ولایت معصومان(ع) است. این جنبه از ولایت که تاکنون در پژوهش های ارتباطی و سبک زندگی مورد توجه پژوهشگران نبوده، نشان می دهد یکی از شاخص های نزدیکی افراد به امامشان، موفقیت در برقراری شئون ارتباطی با دیگر شیعیان است. این قاعده مبنای تنظیم روابط با افراد خانواده و دیگر مؤمنین است. الگوی یادشده بر خلاف الگوی ارتباطی غربی که بر مبنای فردگرایی، بی تفاوتی و تنازع بر سر منافع است، سبب دغدغه مندی بیشتر افراد جامعه با یکدیگر می شود. همچنین خدمت و محبت به دیگران بدون تکلف و چشم داشت محقق می شود و تمام ارتباطات اجتماعی رویکردی قدسی و ولایی می یابد. نوآوری این مقاله در نگاهی متفاوت به مقوله ولایت و استفاده جدید از ظرفیت آن در بازطراحی سبک زندگی است.
هویت انسان کامل در اندیشه نهایی حکمت متعالیه: ظهور نخستین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله انسان کامل یکی از مباحث مهم حکمی عرفانی است که با آموزه های روایی شیعی نیز پیوندی نزدیک دارد، از اینرو در علوم متفاوتی چون عرفان، حکمت، کلام و... مطرح میشود. با این حال، هر یک از این علوم بر اساس مبانی و روش خاص خود به مسئله انسان کامل توجه کرده اند. بر اساس نگاه رایج به فلسفه ملاصدرا، میتوان گفت او انسان کامل را بشری میداند که حرکت خود را از مهد طبیعت آغاز کرده و در اعلی علیین، به مقام عندیت رسیده است. پژوهش پیش رو که بروش تحلیلی توصیفی نگاشته شده، میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که «آیا حقیقت انسان کامل در دیدگاه نهایی بنیانگذار حکمت متعالیه، منحصر به تلقی رایج است؟» بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد با نظر به مبانی عرفانی حکمت متعالیه و نیز اشارات کوتاه ملاصدرا، نمیتوان انسان کامل را منحصر به افرادی دانست که سلوک خود را از عالم طبیعت آغاز میکنند، بلکه در نگاه نهایی صدرالمتألهین، انسان کامل حقیقی، مظهر بالاصاله اسم اعظم، یعنی اولین معلول حق تعالی یا بتعبیر بهتر، ظهور نخستین پروردگار است؛ اگرچه این مظهر بعینه دارای ظهور جسمانی و طبیعی خاص نیز هست، همانگونه که بزرگان عرفان به این مسئله باور دارند. بدین ترتیب، اگر انسانهای رشدیافته از بستر طبیعت انسان کامل نامیده میشوند، بسبب رسیدن به مقام انسان کامل حقیقی است.
«بالاترین خیر انسان» در هرم ارزشهای صدرایی (خیر انحصاری، خیر غالب یا شامل گرایی؟!)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
25 - 46
حوزههای تخصصی:
مسئله مقاله حاضر «بالاترین خیر» در هرم ارزشهای صدرایی است که با تحلیل رابطه انواع خیرات به ترسیم الگوی بهزیستی میپردازد. ملاصدرا خیر اعلی (سعادت) را در تحلیلی هستی شناختی، با مرتبه استکمالی موجود (کمال) و درک آن کمال (لذت) هم سرنوشت میداند. مطابق تحلیل سینوی، استکمال 1) در مقام ذات نفس، به اتحاد با عقل فعال و 2) و از حیث نفسانی، در هیئت استعلایی نفس بر بدن است. صدرالمتألهین در مقام الگوسازی آرمانی، همسو با فلاسفه اسلامی، استکمال بعد نظری را بعنوان «غایت غالب» مطرح مینماید؛ غایتی که خود بدلیل توسعه وجودی، خیرات اخلاقی را نتیجه میدهد. کمالات عملی مقدمه یی برای این رشد وجودی است. البته خیر اعلی فراتر از غایت نفس و بدن (هر دو) است که همان نیل به بالاترین مدارج وجودی یعنی تشبه به خداوند و محبت به خیر مطلق است. نوآوری رویکرد صدرایی توجه به سه ساحت متکاملین، متوسطین است و بحث او با صبغه توصیفی (و نه آرمانی)، به مراحل توسعه وجودی افراد معطوف است؛ خیر اعلای متکاملین، نهایت رشد در بعد نظری «بصورت غالب» است، ولی در متوسطین و ناقصین سعادت عبارتست از مجموعه خیرات کثیری که برآمده از ملکات و افعال فکری اخلاقی هستند، بصورت «جامع»، و بازای هر بیماری نفسانی، بهزیستی آنها بمخاطره می افتد. اگرچه در تحلیل صدرایی، بر خلاف سایر فلاسفه، خیرات خارجی سهمی ندارد، اما بدلیل مبانی متفاوت و خودشکوفایی اشتدادی نفس، سعادتهای متناسب با هر مرتبه قابل ترسیم است.
کاربرد نظریه تشکیک وجود در تفسیر آیات معاد در المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
47 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نقش نظریه فلسفی «تشکیک وجود» در تفسیر آیات مربوط به معاد در تفسیر المیزان است. فرضیه اساسی ما اینست که نظریه تشکیک و لوازم فلسفی آن، تأثیری جدی و فراگیر در تفسیر این آیات داشته است. برای اثبات این فرضیه ابتدا موارد کاربرد نظریه تشکیک در تفسیر آیات معاد، جمع آوری و دسته بندی شده، سپس نحوه کاربرد این نظریه و نقش آن در تفسیر آیات تبیین گردیده و این نتیجه بدست آمده است که علامه طباطبایی با تکیه بر این نظریه، صفات مختلف الهی را که ذیل آیات معاد مطرح نموده است و در آن تفسیر حقیقت معاد و سیر حوادث اخروی و نیز تبیین نظام عالم آخرت، بکار گرفته و نسبت عالم دنیا با عوالم قبل و بعد آن را توصیف کرده است. تفسیر روشمند مفاهیم بنیادین مربوط به معاد ازجمله شهادت، شفاعت، عروج، قرب الهی، سعادت و شقاوت و مانند آن ، رمزگشایی از حقیقت رجوع الی الله، چیستی حیات اخروی و تبیین ملاک درجات و درکات در آخرت، بخشی از نتایج کاربرد نظریه تشکیک است. در این پژوهش هماهنگی و رابطه متقابل میان آموزه های دینی و فلسفی، و نادرستی رویکرد تفکیک میان معارف قرآن کریم و یافته های فلسفی اثبات شده است.