فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۸٬۹۸۸ مورد.
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
111 - 140
حوزههای تخصصی:
روایت بلند امام رضا علیه السلام در مرو یکی از عمیق ترین و کامل ترین روایات در خصوص مقام امامت است. مسئله این مقاله، رأی مشهور در خصوص ویژگی های دانش امام، برشمردن ویژگی هایی در عرض یکدیگر است که شامل موهبتی، حضوری، خطاناپذیر، استکمال پذیر، تفصیلی، شأنی یا فعلی و قطعی است. ادعای مقاله حاضر این است که موارد مذکور، ویژگی هایی در عرض یکدیگر برای دانش امام نیستند، بلکه علم امام، دانشی با ویژگی موهبتی است که یک ویژگی بسیط محسوب شده و جامع دیگر ویژگی هاست؛ بنابراین دیگر ویژگی های علم امام از موهبتی بودن این علم منشعب شده اند. نیز موهبتی بودن، موجب کمیّت و کیفیّت خاص در دانش امام می شود. به این صورت که هبه الهی، کمیّت علم امام را تفصیلی و ازدیاد پذیر کرده و موجب کیفیاتی چون قطعی، خطاناپذیر، حضوری و بالفعل در علم امام است. پس در چینشی تازه باید به جای لفظ جمع ویژگی های علم امام به لفظی مفرد و بسیط با عنوان «علم موهبتی» اشاره کرد و خصایص این دانش را در تقسیمی جدید به خصایص کمی و کیفی تبویب کرد. این مقاله به روش تحلیلی بر اساس تحلیل آموزه های حدیث امام رضا علیه السلام و احادیث مفسر نگاشته شده و پس از اثبات ویژگی موهبتی بودن به عنوان ویژگی اصلی و بسیط به این سؤال پاسخ می دهد که هبه الهی چه تاثیری در کمیت و کیفیت علم امام دارد؟
ارزیابی دیدگاه سازگارباوری در نسبت اراده و باورها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲
31 - 57
حوزههای تخصصی:
سازگارباوران درباره نقش اراده در ایجاد باورها معتقدند که فقدان کنترل باوری تعمدی، با مکلّف بودن فاعل معرفتی به پذیرش یک باور و یا مسئول بودن وی در برابر باورهایش، سازگار است. ریان از طریق کنترل باوری سازگارانه و هلر با استفاده از مفهوم اراده بازتابی تلاش می کنند تا به این نتیجه برسند که ما نسبت به نگرش-های باوری مان به حد کافی از کنترل ارادی برخوردار هستیم تا در مقابل آنها وظایف و مسئولیت هایی داشته باشیم. در این پژوهش با روش تحلیلی انتقادی درصددیم تا نشان دهیم این رویکرد با توجه به انتقاداتی هم چون مبهم بودن طبیعت معرفتی انسان، ابهام در دو مفهوم اراده بازتابی و کنترل باوری سازگارانه و تردید در کفایت آن ها برای داشتن نگرش های باوری، عدم توجه به نقش محیط در شکل گیری ماهیت معرفتی و ایجاد باورها و پیچیدگی مساله اراده آزاد، نمی تواند سازگاری بین دو مقوله کنترل ارادی و مسئولیت معرفتی را محقق کند.
بررسی هرمنوتیکی خوانش کلمن بارکس از«مضامین مابعدالطبیعی» در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمان بارکس از اشعار مولوی نقش مهمی در معرفی این حکیم برجسته به دنیای انگلیسی زبان داشته است. با این همه، این پرسش حائز اهمیت است که چگونه می توان ماهیت و پیامدهای خوانش بارکس از مضامین مابعدالطبیعی مثنوی را با استفاده از رویکرد هرمنوتیکی تحلیل کرد؟ مقاله حاضر، با روش تحلیلی-انتقادی و بر اساس چارچوب های هرمنوتیکی، به بررسی خوانش بارکس پرداخته و از سه منظر به تحلیل آن می پردازد: برداشت نابهنجار موجب انفکاک اندیشه مولوی از پشتوانه های حکمی-اسلامی شده است؛ دوم، سیاق خوانش برمدار همسان سازی ابیات با فرهنگ سکولار و معنویت جدید است؛ سوم، پیامدهای خوانش نه تنها به معرفی نادرست مولوی نزد مخاطبین غربی انجامیده که ناراسته قادر است تا اندیشه حکمی-اسلامی را نیز تحریف کند. بدین سان، نتایج پژوهش نشان می دهد که هرچند ترجمان بارکس نقش مهمی در معرفی اشعار مولوی به مخاطبان جدید داشته است؛ توامان، این کوشش از جهان بینی اصیل مولوی فاصله گرفته و تحت تأثیر پیش فرض های ذهنی و فرهنگ عصر جدید به تحریف مضامین بنیادین اندیشه مولوی ختم شده است.
پیامدهای فکری- فرهنگی دعوت مهدوی محمد احمد سودانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
26 - 44
حوزههای تخصصی:
خیزش ها و نهضت های اجتماعی به ویژه آن زمان که مبتنی بر باورهای دینی و معنوی باشند منشاء آثار و تحولات وسیعی در عرصه فکری و فرهنگی خواهند بود. پیامدها و آثاری که ممکن است با عناصر مختلف ملی، قومی و نژادی نیز اختلاط یافته و حتی پس از فروکش کردن نهضت نیز در قالب های مختلف فکری و فرهنگی انعکاس یافته باشند. دعوت محمد احمد سودانی(م1304ق) در سودان و آفریقای عربی از معدود خیزش های مهدوی است که در قرون اخیر توانست نهضتی را در سودان با پایه دعوت مهدوی رهبری نماید. این تحقیق تلاش دارد تا بر پایه منابع دست اول و مطالعات معاصر و به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی پیامدهای فکری-فرهنگی این دعوت بپردازد. عمر دعوت محمد احمد گرچه کمتر از دو دهه بود اما توانست تحول گسترده ای را در ساحت های مختلف فکری و فرهنگی همچون امتداد اندیشه های صوفیانه در عرصه های مختلف اجتماعی، تاثیر گذاری آموزه ها و منابع متصوفه در نظام های معرفتی و روش های استنباط، تقویت هویت ملی، بازنگری در سنت های فرهنگی و دینی، بازتعریف سبک زندگی اسلامی، توجه به مهدویت از سوی مستشرقان و خارج شدن مبحث مهدویت از چارچوب های منصوص اسلامی و اختلاط با تعالیم سایر ادیان ایجاد نماید.
گونه شناسی زائران حرم مطهر رضوی؛ مطالعه مروری نظامند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
103 - 142
حوزههای تخصصی:
حرم مطهر امام رضا(ع)، مقدس ترین مکان زیارتی برای ایرانیان مسلمان به شمار می رود و عمیق ترین و ناب ترین تجارب زیارتی زائران در این مکان قدسی گزارش شده است. جایگاه این حرم، سبب شده تا مطالعات متعددی درباره تجربه زیارت زائران این مکان مقدس انجام شود. فراوانی تحقیقات انجام شده، مرور نظام مند آن ها را ضروری می سازد و مقاله حاضر با این هدف نوشته شده است. به این منظور، 155 عنوان مقاله با موضوع کلی امام رضا(ع) و زیارت شناسایی شد و بر اساس راهبردهای پژوهش، 10 عنوان مقاله در موضوع گونه شناسی زائران، استخراج و از ابعاد مختلفی مانند روش تحقیق و شیوه جمع آوری داده ها، جامعه آماری، هدف و گونه شناسی زائران بررسی شد. سرانجام بر اساس این داده ها و یافته ها، علل تنوع در الگوها و گونه های زیارتی در میان زائران امام رضا(ع) که سوال و مسئله اصلی این مقاله است، بررسی شد تا الگوی جامعی از این مبانی ارائه دهد و گونه های متنوع زائران را ذیل آن ها دسته بندی کند. نتایج این بررسی نشان می دهد که الف. روش غالب در این مطالعات، پدیدارشناسی است؛ ب. شیوه گردآوری داده ها، بیشتر بر مصاحبه عمیق با زائران متمرکز بوده است. اما از روش مطالعات مردم شناسی، مشاهدات و تجربه زیسته این نویسندگان، بررسی دل نوشته ها، عریضه ها و سفرنامه ها نیز استفاده شده است؛ ج. حداقل جامعه آماری 6 نفر و حداکثر 30 نفر بوده است؛ د. هدف مشترک بیشتر نویسندگان بررسی و فهم کنش زیارت از منظر زائران حرم مطهر رضوی و سنخ شناسی آنان بوده است؛ ه. گونه شناسی زائران به صورت های مختلفی ارائه شده که ناشی از وجود منظرهای متنوع نویسندگان است. برخی از منظر الگوهای دینداری و برخی از منظرهایی چون میزان بهره گیری از خدمات، تجربه دینی و تجدد و مدرنیته به دسته بندی زائران پرداخته اند. از منظر الگوهای دینداری، سبک های زیارتی به مکتبی، سنتی، روشنفکرانه، مناسکی، مناسبتی، کارکردگرا، معنا گرا تقسیم شده است. از منظر فضای تجدد و مدرنیته، گونه های زیارتی به مجازی، زنانه، کلان شهر، سنتی و مدرن و از منظر میزان بهره گیری از خدمات، زائران به سنخ های زائران کم سفر غیرمنفرد یا گردشگری نیمه نهادی، زائران پرهزینه کوتاه سفر یا گردشگر نیمه نهادی و زائران کم هزینه کثیرالسفر گردشگر غیر نهادی تقسیم شده است.
دین شناسی عرفانی راز شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
133 - 160
حوزههای تخصصی:
در این جستار دین شناسی میرزا ابوالقاسم راز شیرازی، عارف شیعی(1286ق) به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. او اصل دین، بالاخص دین اسلام و مذهب شیعه را ولایت حضرت علی (ع) دانسته است و در مجموع آثار خود به نحوی خاص و منحصربه فرد به ارتباط بین بحث حقیقت محمّدیه با ولایت پرداخته است. از نظر او در پیشگاه حضرت احدیت هیچ اصلی از اصول و فُروع دین بدون تشیید بنیان ولایت از عباد پذیرفته نیست. راز به دین شناسی عرفانی در ساختار سه گانه دین نیز اشاره کرده است و با پشتوانه احادیث شیعه و با تکیه بر مفهوم «رکنِ» دین یعنی ولایت کلیه الهیه، ضمن تأکید بر چهارمین عنصر؛ یعنی حقیقت به عنوان گوهر دین، نیل به مقام احسان را نه تنها در دین اسلام، بلکه در تمامی ادیان پیشین هم، مشروط به پذیرفتن حقیقت محمدیه و علویه دانسته است. از دیدگاه او چنین بر می آید که حضرات معصومین (ع) تمثل حقیقت دین در کلیه قرون و اعصاراند.
تحلیل و بررسی نگاشت های استعاری و طرح واره های تصویری در سروده های رضوی کودکانه «درخت پُر گل سیب» بر اساس نظریه جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
7 - 33
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای استعاره مفهومی، طرح واره تصویری است که در آن به بیان ساز و کارهای ذهنی و شناختی می پردازد، نقش مهمی در ساماندهی معانی و مفاهیم دارد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و در چهارچوب نظریه معناشناختی، میزان کارکرد طرح واره حوزه حجمی، حرکتی و قدرتی با تکیه بر نظریه معناشناسی، نشان می دهد. برای این منظور، از میان 24 بیت برگزیده از مجموع 50 بیت این قصیده، 10 مورد از طرح واره های تصویری جهت القای مفهوم در ذهن خواننده استفاده شده اند. از این میانگین، 4 طرح واره مربوط به طرح واره های حجمی و 2 طرح واره مربوط به طرح واره های قدرتی و باقی را طرح واره حرکتی تشکیل می دهد. از نظر فراوانی، طرح واره حرکتی بالاترین سهم را در القای مفهوم به مخاطب و همچنین همسو با شعر رضوی بازنمود اصلی را داراست. و علت آن این است که مفاهیم انتزاعی مانند شادی و نشاط، کوشش و کار، خلاقیت و نوآوری کودک، نیازمند حرکت، جنبش و فعالیت کودک است. افزون براین، طرح واره تصویری قدرتی نیز بعد از طرح واره حرکتی جایگاه دوم را در سروده های کودکان به خود اختصاص داده است. این امر نیز به خاطر موانعی است که خواسته یا ناخواسته در مسیر دنیای پاک کودکانه قرار می گیرد و کودک می خواهد آن مانع دور زده یا از سر راه اهداف خویش بردارد. همچنین طرح واره حجمی کمترین حضور را در شعر کودک دارد. حضور میزان کم این طرح واره هم در راستای بیان مفاهیم انتزاعی همچون غم و غصه است تا آن را برای کودکان ملموس و عینی سازد. در مجموع این سه طرح واره بیشتر با جهان کودک سازگار است.
تحلیل و بررسی معانی و لوازم کمال جلاء و کمال استجلاء از منظر عارفان مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
35 - 58
حوزههای تخصصی:
از جمله اصطلاحاتی که در طول تاریخ عرفان اسلامی همواره مورد توجّه قرار عارفان الهی بوده است، دو اصطلاح کمال جلاء و استجلاء است. گرچه برخی از ریشه ها و معانی مشابه آن در متون دینی یافت می شود، لکن می توان چنین گفت که واضع این دو اصطلاح عارفان بوده اند. صدرالدین قونوی از جمله عارفانی است در تبیین این دو اصطلاح کوشیده است که درواقع می توان چنین گفت که نخستین عارفی بود که به طور صریح به توضیح آن پرداخته است. پس از وی فرغانی دیگر پیرو مکتب ابن عربی، به طور تفصیلی سعی در تبیین و توضیح این دو اصطلاح کرده است. وی رابطه میان کمال اسمائی و کمال ذاتی را به طور دقیق مورد تبیین قرار داده و لوازم این دو مفهوم را به طور تفصیلی مورد بحث قرار داده است. فناری نیز همین تحلیل وی را مورد پذیرش قرار داده است. نگارنده در این مقاله کوشیده است که تعاریف مختلف این دو اصطلاح و لوازمی که برخی از عارفان الهی از تبیین این دو مفهوم بیان نموده اند را توضیح دهد، از این جهت ارائه تعریفی واحد از این دو اصطلاح دشوار خواهد بود. در این مقاله به روش تحلیلی- تطبیقی رویکردهای مختلف عارفان الهی در این باره مورد تبیین قرار خواهد گرفت.
ساخت و اعتباریابی مقیاس میزان انتظارِ ظهور امام مهدی عجل الله فرجه الشریف(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
126 - 151
حوزههای تخصصی:
تاکید روزافزون بر مطالعات حوزه مهدویت و روانشناسی موجب گردیده است تا محققین بر تدوین ابزارهایی برای کمّی سازی سازه های مهدویت تمرکز کنند. در این تحقیق، مقیاسی برای اندازه گیری میزان انتظارِ ظهور امام مهدی علیه السلام که پیوندی نزدیک با روان شناسی و حوزه سلامت دارد، تدوین و اعتباریابی شده است. روش این پژوهش از نوع توصیفی _ همبستگی و تحلیل عاملی می باشد. مطالعه در چند مرحله پیمایشی بر روی 318 نفر ، اجرای مقدماتی بر روی 100 نفر و اجرای نهایی بر روی 425 نفر صورت گرفت. در این مطالعه از ضریب همبستگی پیرسون ، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج نشان داد دو عامل مقدماتِ انتظار ظهور و تجلیاتِ انتظار ظهور جمعا 63.451 درصد از واریانس کل را تبیین می کنند. اعتماد پذیری هر کدام از این عوامل به ترتیب 0.958 و0.972 بود. نتایج همچنین نشان داد مقیاس، همگرایی مناسبی با سازه های باور به مهدویت ، امید به زندگی ، مثبت اندیشی و واگرایی مطلوبی با سازه خودآیند منفی دارد ( P<0.05). بر طبق نتایج، مقیاس از روایی همگرا و واگرای خوبی نیز برخوردار است. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 0.97 به دست آمد و با توجه به نتایج آزمون_بازآزمون، مقیاس از پایایی مطلوبی برخوردار است. لذا مقیاس می تواند میزان انتظارِ ظهور را بسنجد و به نظر می رسد به کمک آن بتوان درک عمیق تری از روابط بین انتظارِ فعال منجی و بهزیستی روانی به دست آورد.
مقام «هورقلیا» یا «پختگی معنوی» در حکمت اشراقی سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
55 - 77
حوزههای تخصصی:
شیخ شهاب الدین سهروردی در آثار خود از اصطلاح «هورقلیا» استفاده کرده است که در مورد معنای آن میان محققان اختلاف نظر وجود دارد. در پژوهش های مختلف ریشه این واژه را فارسی (پهلوی)، یونانی، سریانی و یا عبری دانسته اند. این واژه در مکتب کلامی شیخیه نیز به کار رفته است و به نظر می رسد کاربرد خاص آن در مکتب شیخیه به غلط بر معنای آن در مکتب اشراقی سهروردی تاثیر گذاشته است. در این مقاله ضمن معرفی و بررسی معانی نُه گانه ای که تاکنون در مورد این واژه پیشنهاد شده است، معنای جدیدی برای آن پیشنهاد شده است. بر این اساس جزء اول این واژه از «هور» به معنای خورشید تشکیل شده است. «قَلیا» در جزء دوم آن اصطلاحی در طب و طبیعیات قدیم به معنای بریان کردن و تفت دادن است و «هور قلیا» در مجموع در لغت به معنای «پختگی توسط خورشید» است. این اصطلاح در نظام حکمت سهروردی، مقامی معنوی برای سالکینی است که به پختگیِ معنوی توسط خورشید حقیقت دست یافته اند و بدین ترتیب قادر به انجام اموری خارق العاده شده اند. این مقام پیش از خرّه کیانی است و به سالکان متوسط در میانه راه سلوک اختصاص دارد. در این مقاله به کمک عباراتی از رساله المشارع و المطارحات سهروردی، معنای اصطلاحی این واژه تشریح شده است.
شأن هستی شناختی امور اعتباری تقریری هستی شناختی از نظریه اعتباریات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
265 - 286
حوزههای تخصصی:
نظریه اعتباریات معمولا دیدگاهی معرفت شناختی جهت توضیح مفاد مفاهیم و گزاره های انشائی و اخلاقی دانسته شده است. بر اساسِ این نظریه، ادراکات اعتباری مطابَق ندارند؛ بلکه تنها بر حقایق تکیه دارند. با توجه به این ادعا، این پرسش قابل طرح است که این حقایق چیستند؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نگاه و تقریری هستی شناختی از این نظریه است. اعتبار بنابر تعریف «اطلاق حد شیء بر شیء دیگر» است. در تقریر هستی شناختی، موجودات به موجود حقیقی و موجود اعتباری تفسیم می شوند. برای تحلیل این تقسیم، شش رکن برای اعتبار به عنوان یک فعل بازشناسی می گردد و نشان داده می شود که حقایقی که علامه طباطبایی به عنوان «منشأ حقیقی اعتبار» از آنها یاد می کنند از سه سنخ هستند: (1) حقیقتی که «مبدأ اعتبار» است و حدّ آن شیء اخذ و بر شیء دیگر بار می شود، (2) شیئی که خود به عنوان اولی دارای حدی است؛ امّا به عنوان «محل اعتبار» حدّ شیء دیگری را قبول می کند و (3) تناسب و اشتراکی میان مبدأ و محل اعتبار که اطلاق حد اولی بر دیگری را مجازاً موجه می سازد و «وجه اعتبار» است. بر اساس این تحلیل «موجود اعتباری» به عنوان محصول اعتبار، واقعیت مرکبی از وجود و حدّی است که به اعتبار بر آن شیء بار شده است، در این مقاله با اخذ تفسیر ماهیت به عنوان «حدّ وجود» که در ذهن محقق می شود، تفسیری سازگار از واقع گرایی معرفتی و اخلاقی ارائه می گردد.
معیار علم دینی در اندیشه امام خمینی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
92 - 71
حوزههای تخصصی:
مشخص شدن هویت علم دینی و تمایزات آن، تاحد زیادی در گرو تبیین معیارهای علم دینی است. برخی نظریه پردازان این حوزه به اجمال یا تفصیل در این مقوله ورود کرده و عمدتا به سه معیار موضوع، غایت و روش قائل شده اند. مسئله این پژوهش کشف معیارهای علم دینی از نظر امام خمینی با هدف ارائه تعاریفی از علم دینی متناظر با این معیارهاست. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل و تطبیق و با استفاده از داده های کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار امام خمینی در این موضوع پرداخته است. علم دینی در کلام امام خمینی شامل یک معیار کلی برای علوم حقیقی یعنی الهی بودن موضوع علم و سه دسته معیارهای هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه است که مهم ترین آنها عبارتند از: «ظلیت علوم امکانی نسبت به علم الهی، منبعیت عالم غیب نسبت به عالم شهود» به عنوان معیار هستی شناختی، «انطباق با فطرت الهی انسان، آیه ای و نافع بودن» به عنوان معیار معرفت شناختی، «طهارت نفس عالم، دوری از انواع طاغوت، تدین و تعهد» به عنوان معیار انسان شناختی. هریک از معیارهای مذکور به نوعی تسهیل گر معرفی علم دینی مدنظر ایشان بوده و ارائه سه سنخ تعریف هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه از علم دینی از ثمرات این پژوهش است.
تحلیل دوگانه ذاتیت و اعتباریت در نحوه اتصاف علم به کاشفیت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲
81 - 98
حوزههای تخصصی:
کسی که نسبت به عدم دسترسی مستقیم خود به بخش اعظمی از جهان جهان بیرون آگاهی یافته و در عین حال نمی تواند خود را به صورت مطلق از دسترسی به آن جهان محروم بداند در پی یافتن واسطه ای برای دسترسی و لو غیر مستقیم به جهان بیرون است. علم، نقش آن واسطه را بازی می کند؛ ایده وساطت علم برای دسترسی به جهان بیرون، بر اساس ویژگی کاشفیت حکایت و بازنمایی اگر چه تازه نیست اما تبیین نحوه اتصاف علم به ویژگی کاشفیت از پرسش هایی است که در دو قرن اخیر به اندیشه اسلامی راه پیدا کرده است. کاشفیت برای علم گاهی از اوصاف ذاتی، و گاهی از اوصاف اعتباری شمرده می شود. این پژوهش پس از نشان دادن بنیاد ایده کاشفیت، و تبیین چگونگی اتصاف علم به کاشفیت ذاتی و کاشفیت اعتباری، چالش های پیش روی هر کدام از آن دو رویکرد را بررسی کرده و در نهایت به اثبات رسانده است که کاشفیت نه از ذاتیات علم است و نه از سر ناچاری و اضطرار برای علم اعتبار شده است بلکه از اوصافی است که نفی آن از علم، به هیچکدام از «نفی علم» و «نفی رئالیسم» نمی انجامد.
تأملی در نسبت زیبایی و خیر در فلسفه ی افلاطون و ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
163 - 180
حوزههای تخصصی:
مساله زیبایی و هنرهای زیبا و نسبت آن با مفاهیم ارزشمند و اعلایی همچون خیر و سودمندی از دیرباز مورد توجه متفکران یونان باستان بوده است و تلاش های بسیاری شده است تا تعریف جامع و کاملی از مفهوم زیبایی بیان شود. اما دشواری ها و پیچیدگی هایی که در مسیر تعریف این مفهوم قرار داشت مانع از به دست آمدن تعریفی مشخص از زیبایی شد. آنچه که از همان آغاز این متفکران را به شگفتی و حیرت در باب زیبایی و احکام آن فرا میخواند نسبت آن با تقلید و بازنمودشیء واقعی بود. لذا کوشش های بسیار در تبیین نسبت زیبایی با واقعیت و جهان طبیعت شد.از سوی دیگرمفهوم خیربه عنوان اصل ارزش بخش به انسان درتمام جنبه های زندگی وی مساله مهم دیگری بود که سعی بر بررسی آن از سوی متفکران می شد. نخستین کسی که به طور نظام مند در خصوص زیبایی و هنر اندیشه ای فلسفی ارائه داد افلاطون بود که بسیار تلاش کرد تاتعریفی از مفهوم زیبایی به دست آورد و نسبت این مفهوم را با مفهوم خیر و سودمندی تبیین کند. پس از وی ارسطو به بحث در مورد زیبایی و انواع هنرهای زیبا پرداخت و سعی کرد جایگاه زیبایی و هنر و غایت آن را در برابر معرفت و نسبت این مفهوم را با واقعیت و همچنین مفاهیم مرتبط با خیر و نیکی مشخص کند. در این مقاله سعی شده که به بررسی نظرات این دو متفکر بزرگ در باب زیبایی ونسبت آن با مفهوم خیر پرداخته شود و مقایسه ای میان آرای آنان در این موضوع به عمل آید.
Imam al-Riḍā (PBUH) and Cultural Justice
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
67 - 86
حوزههای تخصصی:
Social justice in the modern state is among those concepts whose essence and implementation are difficult to trace historically, particularly in Islamic history and the conduct (sīra) of the Infallibles. Understanding concepts such as the state, democracy, and social justice from religious foundations is itself a formidable task. The challenge becomes even greater when this complex notion of social justice is further subdivided into more specific domains, such as cultural justice, and examined through the lens of the conduct. This study aims to analyze Imam al-Riḍā’s activism in promoting cultural justice through a descriptive-analytical method. His engagement appears to be explicable across three main areas. First, the debate between agency and structure within justice studies can be specifically traced in Imam al-Riḍā’s conduct. Notably, he not only advanced justice through individual actions but also created structural opportunities, having directly entered existing structures. Second, cultural diversity—recognized as a pillar of cultural justice—is evident in his practice. Third, in the tension between teleology and deontology within cultural justice, teleology holds a distinguished position in Imam al-Riḍā’s conduct. This article elucidates these three dimensions.
مدرسه فلسفی سبزوار: از شکوفایی تا افول؛ واکاوی علل و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
89 - 116
حوزههای تخصصی:
مدرسه فلسفی سبزوار، که در نیمه قرن سیزدهم هجری به همت حاج ملاهادی سبزواری تأسیس شد، یکی از تأثیرگذارترین مراکز فلسفی ایران در دوران قاجار بود. این حوزه که تا سه نسل به حیات خود ادامه داد، به دلیل ویژگی های منحصر به فردش و تأثیر شگرف آن بر اندیشه فلسفی ایران، همواره مورد توجه پژوهشگران تاریخ فلسفه اسلامی بوده است. این پژوهش به بررسی علل شکوفایی و افول این مدرسه می پردازد و تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که چه عواملی سبب رونق چشمگیر آن در دوران حیات بنیان گذارش شد و چرا پس از درگذشت وی رو به افول نهاد. یافته های پژوهش نشان می دهد که موقعیت علمی و فکری ممتاز حکیم سبزواری، تمرکز بر حکمت متعالیه، روش آموزشی متمرکز بر سلوک عملی، و جذب گسترده شاگردان از سراسر ایران و جهان اسلام، از مهم ترین عوامل شکوفایی این مدرسه بودند. در مقابل، وابستگی شدید آن به شخصیت مؤسس، ظهور مراکز فلسفی رقیب در تهران و مشهد، موقعیت سیاسی جغرافیایی سبزوار، فقدان نوآوری و عدم توجه به فلسفه های جدید، از جمله عوامل اصلی افول آن به شمار می روند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تاریخی، نشان می دهد که مدرسه فلسفی سبزوار، علی رغم افول تدریجی، تأثیرات عمیقی بر تداوم و توسعه حکمت متعالیه در ایران بر جای گذاشته است.
خداباوری و استدلال انباشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه پیشگامانه الهیات طبیعی صورت بندی استدلال های خداباورانه با تکیه بر تحقیقات تجربی بوده است. برخی الهی دانان طبیعی به استدلال یا برهان انباشتی توجه داشته اند. طبق برهان انباشتی، دلایلی که بر اساس برخی معیارها به نحو جداگانه ضعیف ارزیابی می شوند، ممکن است ترکیب شوند تا استدلال هایی را تولید کنند که قوی تر باشند. از این استدلال دو صورت بندی قیاسی و غیرقیاسی ارائه می شود. هر دو صورت بندی در سه سطح مورد ارزیابی قرار می گیرند: 1) مزیت ها: تردید در خداناباوری و ندانم باوری و تثبیت باورهای خداباورانه. 2) اشکالات قابل رفع: پیچیدگی فرآیند برهان انباشتی و دشواری آن برای عموم مردم، بی توجهی به فرضیه های رقیب و عدم تضمین قبول نتیجه به دلیل احتمال بالای 50 درصد مقدمات. 3) انتقادات: درآمیختگی بین احتمال درستی باور و میزان معقولیت باور و تعیین ناپذیری مقادیر و ارزش های ضروب احتمالاتیِ استدلال انباشتی. این پژوهش با تبیین کاربست الگوی انباشتی در سنت اسلامی ادامه می یابد تا نشان دهد چگونه اندیشمندان مسلمان الگوی انباشتی را در اثبات وجود خدا و روش شناسی اعتقادات همچون تراکم ظنون، اثبات صدق نبوت و اقناع پذیری به کار می گیرند. استدلال انباشتی به رغم برخی نقاط ضعف، آنجا که در تقویت باورهای بنیادین نظری (اعتقادات) و نیز شعائر و مناسک (عبادات و اخلاقیات) در دین اثربخشی دارد، عقلانی و قابل دفاع است.
ناسازگاری نظریه های اشیای داستانی در فلسفه تحلیلی معاصر با نظریه های اسطوره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۴)
161 - 183
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، ادبیات گسترده ای در خصوص هستی شناسی اشیای داستانی شکل گرفته است. این هستی شناسی ها ذیل رویکردهای رئالیستی تا ضدرئالیستی مختلفی قابل رده بندی هستند. فیلسوفان درگیر این ادبیات، به رغم اختلافات بنیادین، در این امر توافق دارند که آنچه درباره متافیزیک و هستی شناسی هویات داستانی می گویند قابل بسط به هویات اساطیری نیز است. اما اگر مشخصات هویات اساطیری را، بر مبنای اسطوره شناسی های سده اخیر، مد نظر قرار دهیم، دیده می شود که این هویات در جهان واقعی کارکرد دارند، جنبه ای ناخودآگاه و جمعی دارند، و نهایتاً در تحقق بخش های متفاوت می توانند تحقق بیابند. این مشخصات الزاماتی را برای یک هستی شناسی قابل بسط به هویات اساطیری ایجاد می کند. اعمال این الزامات بر هستی شناسی های اشیای داستانی روشن می کند که این هستی شناسی ها را نمی توان به نحو مناسبی به هویات اساطیری بسط داد. بنابراین هستی شناسی های اشیای اساطیری، مجزا از هستی شناسی های داستانی، باید ادبیات بحث خود را مبتنی بر تتبعات اسطوره شناسانه و متکی بر ابزارهای تحلیلی خلق کنند.
تفسیر دوگانه انگارانه از «تجربه های نزدیک به مرگ» در بوته آزمایش فکری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
117 - 140
حوزههای تخصصی:
تفسیرهای دوگانه انگارانه از تجربه های نزدیک به مرگ(NDE)، مبتنی بر شواهدی از جمله تجربه از مکانهای بسیار دور، کسب آگاهی از گذشته، حال و آینده و مشاهده ورای اشیای فیزیکی می باشند. از این منظر، این تجربه ها بدون وجود روح و بُعد فرامادی امکان پذیر نیست. این رویکرد، تفسیرهای تقلیل گرا و فیزیکالیستی را از توضیح این اتفاقات ناتوان می داند. در این مقاله در صدد پاسخ به این پرسشها هستیم که: آیا بجز فرض وجود روح مجرد، گزینه دیگری برای پذیرش و تبیین تجربه های نزدیک به مرگ وجود ندارد؟ آیا با استفاده از این تجارب میتوان به اثبات وجود روح مجرد در انسان پرداخت؟ این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی و با طراحی یک استدلال از نوع آزمایش فکری به بررسی دیدگاهی می پردازد که براساس آن با توسعه هوش مصنوعی(AI)، اینترنت اشیاء (IoT) و همچنین ترکیب این دو فناوری با عنوان هوش مصنوعی اشیاء(AIoT)، میتوان به وسیله یک ربات یا جسم مجهز به این فناوری، ادعاهای تجربه گران نزدیک به مرگ را بدون نیاز به وجود روح، تکرار و تجربه نمود و یا حتی با اتصال به مغز افراد، آن تجربه ها را بدون وجود حالات نزدیک به مرگ ایجاد کرد. این ادعا میتواند چالشی برای تفسیرهای دوگانه انگارانه از تجربیات نزدیک به مرگ باشد. راقمان این سطور، تفسیرهای فیزیکالیستی و یگانه انگارانه از تجربیات پس از مرگ را تایید نمی کنند؛ اما قصد دارند چالش های نوین پیش روی تفسیرهای دوگانه انگارانه از این تجربیات را مطرح نمایند.
علیت در نظام کلامی معتزله: مفهوم شناسی، فروعات و مصادیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
193 - 226
حوزههای تخصصی:
معتزله به عنوان یکی از جریان های اصلی کلامی در عالم اسلام به بحث علیت، فروعات و مصادیق آن، در قالب مباحث گوناگون کلامی همچون خلقت، استطاعت، اراده و فاعلیت خدا و انسان در افعال مباشر و متولد پرداخته است که استخراج و تحلیل نظرات ایشان، سهمی بسزا در فهم سیر تفکر فلسفی و کلامی این نحله دارد و نیز نشان دهنده تأثیرپذیری فکری آن ها از سایر اندیشمندان است. معتزله بصره و بغداد که هرکدام به دو گروه متقدم و متأخر تقسیم می شوند، درباره تعریف و تبیین مفهوم علیت و اقسام آن، فروعات قاعده علیت، ملاک نیازمندی معلول به علت و نحوه علیت خداوند و انسان، آرای مشترک و گاه متفاوتی دارند. در این مقاله کوشیده ایم دیدگاه های دانشمندان برجسته معتزلی را از آثار معتبر ایشان درباره مباحث فوق، استخراج کرده و ضمن تبیین آرای مشترک، اختلاف نظرهای درون فرقه ای آن ها را نشان دهیم. در نهایت، به نظر می رسد دانشمندان معتزلی در مسائل متعددی همچون قاعده الواحد، علیت خداوند نسبت به جواهر و اعراض، چگونگی بقا و فنای اجسام، چیستی استطاعت و نیز علیت انسان در افعال متولد، با هم اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از ایشان در مباحثی مانند قاعده الواحد و ملاک نیازمندی معلول به علت، به دیدگاه های فیلسوفان نزدیک شده اند.