فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر در قالب رویکرد کیفی و با هدف تحلیل راهبردی توسعه کارآفرینی در صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی شهرستان بدره انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه، 18 نفر از کارشناسان صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی و مدیران صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی در شهرستان بدره بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از فن مصاحبه انفرادی نیمه ساختارمند، گروه متمرکز، مشاهده و یادداشت برداری میدانی، صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از فن تحلیل محتوا و بر مبنای روش تحلیل راهبردی و ماتریس سوات، صورت پذیرفت و جهت اعتبارسنجی یافته های پژوهش نیز از روش های تنوع در جامعه مورد مطالعه، جمع آوری داده ها در مکان-های متنوع، حداکثر تنوع در انتخاب نمونه ها و کنترل توسط اعضا استفاده گردید. نتایج نشان داد که «ترغیب و تشویق اعضای صندوق ها به راه اندازی کسب وکارهای خانوادگی و مشارکتی در زمینه محصولات کشاورزی و صنایع دستی»، «طراحی و اجرای دوره هایی برای ارتقای صلاحیت های فنی و تخصصی اعضای صندوق ها در جهت بهره برداری از فرصت های کشاورزی و صنایع دستی» و «معرفی و تشویق الگوها و کارآفرینان موفق زن در حوزه کسب وکارهای تعاونی و مشارکتی در سطح ملی، استانی و محلی به منظور تغییر نگاه جامعه نسبت به زنان»، از جمله راهبردهای توسعه کارآفرینی در صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی شهرستان بدره هستند.
بررسی قصد رفتاری و نگرش گردشگران به غذاهای محلی با استفاده از نظریه ارزش های مصرف و فاکتور چشم انداز غذای مقصد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
93 - 106
حوزههای تخصصی:
غذا همواره از اولویت های اساسی و بسیار مهم زندگی افراد بوده است؛ از همین رو، خوردن غذاهای محلی در مقصد برای گردشگران نیز بسیار مهم است. این پژوهش با هدف بررسی قصد رفتاری و نگرش گردشگران به غذاهای محلی با استفاده از نظریه ارزش های مصرف و فاکتور چشم انداز غذای مقصد در بین گردشگران شهر رشت انجام شده است. پژوهش از نظر ماهیت و هدف کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش همه گردشگران داخلی که غذاهای محلی شهر رشت را خورده بودند در نظر گرفته شده و حجم نمونه 138 نفر برآورد شه استد. ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسش نامه های استاندارد بوده که روایی و پایایی آن بررسی و تأیید شده است. فرضیه ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی با نرم افزار اسمارت پی ال اس آزموده شده اند. نتایج نشان می دهد که بین چشم انداز غذای مقصد، ارزش کیفیت، ارزش سلامتی، ارزش قیمت، ارزش عاطفی، ارزش متقابل، ارزش شناختی و ارزش مکانی و نگرش به غذای محلی و درنهایت قصد رفتاری گردشگران برای مصرف غذای محلی رابطه معنی داری وجود دارد؛ اما ارزش پرستیژ و ارزش تنوعی نقش چندانی در نگرش به غذای محلی و قصد رفتاری گردشگران برای مصرف آن ندارد. یافته ها حاکی از آن است که صاحبان مشاغل غذایی و بازاریابان مقصد غذا باید برای ترویج غذاهای محلی تبلیغات راهبردی مؤثری را به عنوان ابزار بازاریابی مقصد و جذب گردشگران بین المللی بیشتر به مقصد طراحی کنند و توسعه دهند.
بررسی تطبیقی کارکرد شهرهای کوچک نوپا با تاکید بر موقعیت مکانی-فضایی (مطالعه موردی: استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سیاست گذاران شهری دریافته اند؛ برای اینکه توسعه در محدوده سکونتگاه های انسانی صورت گیرد، شهرهای کوچک به عنوان حلقه اتصال بین روستاهای پیرامون و شهرهای بزرگتر باید در توسعه محلی، منطقه ای و ملی دیده شوند. چون این شهرها می توانند شکاف بین مناطق شهری و روستایی را برای ارتقاء موثر کیفیت شهرنشینی پرکنند. هدف: این مقاله با هدف تبیین و تحلیل، کارکرد شهرهای کوچک نوپا با تاکید بر موقعیت مکانی-فضایی این شهرها در استان گلستان انجام گرفت. روش شناسی: روش انجام پژوهش از لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. داده ها به روش پیمایشی و مبتنی بر پرسشنامه و مصاحبه جمع آوری شد. جامعه آماری شامل: تمام خانوار شهرهای کوچک نوپا و جامعه نمونه شامل 379 شهروند می باشند. قلمرو جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی پژوهش، شامل تمام 14شهر کوچک نوپا هستند که بعد از انتزاع استان گلستان از مازندران در سال 1376 در سه ناحیه(دشت شمالی، جلگه میانی و کوهستانی جنوب) به وجود آمدند. یافته ها و بحث: یافته های پژوهش از منظر آزمون فریدمن نشان می دهد، شهرهای کوچک نوپا در ناحیه دشت شمالی از نظر کارکرد(فرهنگی-مذهبی، ادارای- انتظامی، آموزشی) به ترتیب با میانگین رتبه ای (79/5، 36/5، 25/3) و ناحیه جلگه میانی از نظرکارکرد(بهداشتی-درمانی و مالی-تجاری) به ترتیب با میانگین(85/4، 31/3) بالاترین تغییرات کارکردی را تجربه کردند. نتیجه گیری: نتیجه نهایی اینکه؛ هر چند در بین شهرهای کوچک نوپا، شهر مراوه در ناحیه دشت شمالی و شهر فاضل آباد در ناحیه جلگه میانی از نظر شاخص های کارکرد شهری، یک رابطه جدید و پایدار، در بین سکونتگاه های ناحیه خود به وجود آوردند؛ ولی برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب و مناسب باید تمامی شهرهای کوچک نوپا بتوانند از تراوش توسعه کارکردی بهره مند شوند.
تحلیلی بر کمیت و کیفیت خدمات گردشگری استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدون تردید توسعه گردشگری در هر منطقه ای نیازمند شناسایی دقیق محدوده و ارائه تسهیلات و خدمات موردنیاز گردشگران است که آسیب شناسی ارائه خدمات، از جهت برنامه ریزی در تمامی سطوح برای دستیابی به توسعه موفق گردشگری ضروری است. این تحقیق به آسیب شناسی ارائه خدمات و اولویت بندی مقاصد گردشگری از لحاظ پتانسیل گردشگری در استان زنجان پرداخته است. تحقیق به صورت ترکیبی کیفی و کمی که روش جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه و پرسشنامه بود. جهت تحلیل مصاحبه از مکس کیودا، برای ارزیابی معیارها از مدل تحلیل سلسله مراتبی و برای توزیع جغرافیایی مقاصد گردشگری نیز از مدل جغرافیایی استفاده شد. براساس یافته های تحقیق استان زنجان علی رغم ظرفیت های مناسب گردشگری، دچار مشکلات فراوانی مانند کمبود امکانات، بی ثباتی در سیاست های ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و عدم مدیریت و برنامه ریزی در توسعه گردشگری است و هنوز از پیشرفت مناسبی در این زمینه برخوردار نشده است. پایین بودن سطح عمومی خدمات و ناهماهنگی در برنامه ریزی ها و نگاه های متفاوت به گردشگری دو مشکل اساسی بخش خدمات گردشگری در استان زنجان است؛ اما براساس توزیع جغرافیایی، مقاصد گردشگری: گنبد سلطانیه، دودکش های جن، معدن انگوران، اقامتگاه بوم گردی اولجایتو، اقامتگاه بوم گردی سلطانیه، هتل بوئتیک، عمارت ذوالفقاری، ائل داغی، پل سید محمد، مسجد جامع زنجان، خانه خدیوی، کوه های رنگی در خوشه اول قرار دارند این بدین معنی است که مقاصد گردشگری موردنظر دارای توانمندی های بالایی که جمعیت بیشتری نیز دارند، احاطه شده اند که می بایست به عنوان مناطق اولویت در برنامه ریزی و توسعه خدمات قرار بگیرند.
تحلیل و ارزیابی اثرات بیماری کووید- 19 بر گردشگری روستایی و نوع سازگاری با آن (مورد مطالعه: روستای شیوند، شهرستان دزپارت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همه گیری جهانی کووید-۱۹ با بستن مرز ها، بر بخش گردشگری تأثیر گذاشته و تقاضای گردشگران را کاهش داده است. کشور های در حال توسعه مانند ایران که بخش گردشگری آن ها در حال گسترش است، با پیامد های اقتصادی قابل توجه ای روبرو شده اند. در ایران، گردشگری روستایی به واسطه منابع متنوع، دارای جایگاه خاصی است. در این زمینه با شیوع کرونا، گردشگری روستایی نیز از نظر ساختاری و کارکردی علاوه بر تغییرات، اثرات مختلفی را نیز پذیرفته است. هدف: در این تحقیق هدف آن است که اثرات کووید ۱۹ بر گردشگری روستایی و همچنین نوع اقدامات جهت سازگاری با این اثرات شناخته شود. روش شناسی: روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستای شیوند بالغ بر ۵۰۸ نفر تشکیل داده اند. با توجه به جدول مورگان، تعداد ۲۱۷ نفر پرسشگری شدند. روایی پرسش نامه از طریق نخبگان تأیید و پایایی نیز با ضریب کرونباخ برابر با ۸۲/۰ تأیید شد. قلمرو جغرافیایی: در این تحقیق روستای شیوند به عنوان یکی از مهمترین روستا های گردشگری شهرستان دزپارت در استان خوزستان مطالعه شده است. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد که ساکنان روستا نسبت به پاندمی کووید ۱۹، درک درستی داشته اند. میانگین ۲۳/۳ و همچنین مقدار مشاهده شده آزمون بیشتر از ۳ یعنی ۷۳ درصد نیز این موضوع را تأیید می نماید. این درک درست از کرونا و اثرات آن سبب می شود که ساکنان نسبت به اثرات واکنش مناسبی نشان دهند. همچنین بررسی نتیجه اثرات کووید ۱۹ در گردشگری روستایی در سطح کمتر از ۰۵/۰ تأیید نمود که شیوع پاندمی از لحاظ درآمد، اشتغال، تعداد بازدید کننده، فروش صنایع دستی و رونق اقامتگاه ها، یک روند کاهشی و تأثیرات منفی داشته است. بررسی وضعیت تاب آوری گردشگری روستایی در مقابله شیوع کرونا بیانگر آن است که ساکنان ۳ اقدام اصلی شامل اتخاذ رویکرد مبتنی بر تلاش و مقابله، اتخاذ روش های جدید عرضه محصولات و همچنین روی آوردن به مشاغل جایگزین را جهت کاهش اثرات و سازگاری با پاندمی را مورد تأکید داشته اند. نتیجه گیری: نتیجه گیری نشان می دهد که کرونا اثرات منفی بر گردشگری روستایی داشته و این اثرات از جنبه اقتصادی بسیار قابل توجه بوده است. در این زمینه روستاییان اقدامات مناسبی جهت سازگاری با شرایط بحرانی کرونا انجام داده اند که تا حدودی روند تأثیرات را مدیریت و کنترل نموده است.
شناسایی و اولویت بندی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، یادگیری منشاء اصلی تحول و تغییر و موتور محرک سازمان ها است. از سوی دیگر امروزه پیامدهای اجتماعی فعالیت های سازمان ها و تاثیرات آن ها بر ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است؛ به گونه ای که عملکرد اجتماعی سازمان ها بر عملکرد کلی سازمان تاثیرات زیادی دارد. به همین منظور این مطالعه با هدف شناسایی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. در بخش اول داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد جمع آوری و پس از تجزیه و تحلیل به روش تحلیل محتوا، نتایج حاصل شامل 11 مولفه و 39 زیرمولفه شناسایی گردید سپس یافته های بخش کیفی به وسیله روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اولویت بندی هر یک از ابعاد و مولفه های یادگیری سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی صورت پذیرفت و عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد مشخص شد.
تحلیل توسعه ژئومورفولوژی کارست با استفاده از مدل های منطق فازی و رگرسیون خطی چندمتغیره (توده های کارستی دیمه و پیرغار در استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ژئومورفولوژی کمی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
139 - 158
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، تحلیل توسعه ژئومورفولوژی کارست توده های کارستی دیمه و پیرغار در استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از مدل سازی پهنه های کارستی با دو رویکرد منطق فازی و رگرسیون خطی چندمتغیره مورد ارزیابی قرار گرفته است.نتایج ارزیابی نقشه های پهنه بندی کارست سطحی تهیه شده از مدل منطق فازی با دولین های کارستی نشان داد که از 185 دولین های شناسایی شده در توده کارستی پیرغار تعداد 102 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست و در توده کارستی دیمه نیز از 140 دولین شناسایی شده 83 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست واقع شده است و همچنین نتایج مدل رگرسیون خطی چند متغیره با دولین های کارستی از 185 دولین شناخته شده در محدوده توده کارستی پیرغار نشان داد تعداد 94 دولین را در پهنه با توسعه زیاد کارست سطحی، همچنین از 140 دولین شناخته شده در محدوده توده کارستی دیمه تعداد 71 دولین در پهنه با توسعه زیاد کارست سطحی، شناسایی شده است. با توجه به این که مدل منطق فازی میزان تراکم بیشتری از دولین ها را در طبقات کارست با توسعه زیاد و متوسط تشخیص داده است و با نتایج صحت سنجی ارقام محاسبه شده مربوط به مساحت زیر منحنی های نام منحنی مشخصه عملکرد (ROC) که نشان داد، مدل منطق فازی برای هر دو توده کارستی در مقایسه با مدل رگرسیون خطی چند متغیره درجه کارآیی بالاتری بر اساس سطح زیر منحنی ROC (AUC) داشته است.
اثر ساختار و عملکرد فضاهای شهری در زون بندی نوین اقلیمی، مطالعه موردی: منطقه شهری اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها فضاهایی با غلبه مناظر ساختمانی با ویژگی های هندسی، پوششی و جریان های آیرودینامیکی مشخص هستند که شرایط اقلیمی متنوعی را به نمایش می گذارند. تنوع بالای پوشش های سطحی، موزاییکی از اقلیم ها را در مقیاس های محلی و خرد ارائه می دهد. برای شناسایی و طبقه بندی این اقلیم ها، ابزارها و روش های مدرن موردنیاز است. نقشه زون اقلیم محلی یک روش نوین برای طبقه بندی مناطق اقلیم شهری است که به شناسایی جزایر گرمای شهری تأکید دارد. در این مطالعه از تصاویر ماهواره لندست 8 سال 2023 و ماه های می، ژوئن، آگوست و نوامبر برای طبقه بندی زون های اقلیم محلی شهر اردبیل استفاده شد. در فرایند پردازش و تولید نتایج، برنامه ها و ابزارهای متنوعی برای پیش پردازش و پردازش تصاویر، نمونه گیری زون های اقلیمی و طبقه بندی و تحلیل های عددی استفاده گردید. پس از انجام پردازش های لازم، نقشه اقلیم محلی شهر اردبیل با 14 طبقه اقلیمی استخراج شد. نتایج این تحقیق نشان داد که بیشترین طبقه اقلیم محلی شهر اردبیل مربوط به طبقات LCZ2 و LCZ3 است که شامل محلاتی با بافت ساختمانی متراکم و ارتفاع متوسط و کوتاه می باشد. وجود دریاچه شورابیل و فضاهای سبز پیرامون آن در محدوده شهر با محیط هفت کیلومتری، اضافه بر نقش تفرجی، ظرفیت بالایی در خنک کنندگی فضای شهری اردبیل دارد. تراکم ساختمانی و سازه های انسانی با رویه های بتونی و آسفالتی نفوذناپذیر باعث کاهش پوشش گیاهی و پتانسیل جابجایی و تهویه طبیعی هوا شده که همراه با افزایش انتشار گرمای ناشی از فعالیت انسانی، منجر به تشدید ظرفیت شکل گیری جزیره گرمای شهری در مناطق مرکزی شهر می شود.
تحلیل شاخص های مدیریتی موثر بر توسعه محلات شهری (مطالعه موردی: شهر کنگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۸)
159 - 182
حوزههای تخصصی:
پیامدهای حاصل از فرایند برنامه ریزی و مدیریت شهری غیر مشارکتی به اذعان متخصصان حوزه شهری چندان موفقیت آمیز نبوده است. بر این اساس در پی گسترش شهرنشینی پارادایمی از نگاه حکومتی به نگاه حکمروایی شکل گرفته و لزوم رویارویی با چالش های جدید برآمده از رشد شهرنشینی موجب دگرگونی اساسی در دیدگاه ها و رویکردهای مدیریت شهری شده است. از این رو هدف پژوهش حاضر اولویت بندی شاخص های مدیریتی موثر در توسعه شهر کنگان است. نوع پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از نظر روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی می باشد. اطلاعات مورد نیاز با مطالعه منابع کتابخانه ای، اسنادی و همچنین مطالعات میدانی بدست آمده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش AHP انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 90 نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری می باشند که حجم نمونه به روش گلوله برفی تعیین شده است. بر اساس نتایج تحلیل سلسله مراتبی معیارهای مدیریتی/ سیاسی و اجتماعی/ فرهنگی به ترتیب در اولویت اول و دوم قرار گرفته اند. همچنین با توجه به رتبه بندی ها در مدل AHP محلات چهار و دو به ترتیب با امتیاز 181/0 و 167/0 دارای رتبه های اول و دوم و رتبه های آخر به محلات هشت و ده تعلق گرفته است و در نهایت پیشنهاد می شود زیرمعیارهایی چون مسئولیت پذیری و پاسخگویی مسئولان، انگیزش و بینش راهبردی، عدالت اجتماعی، جامعه محوری و اقدام جمعی، اقدامات عمرانی و زیرساخت های شهری و مدیریت و دانش زیست محیطی در اولویت های برنامه ریزی این شهر قرار گیرند.
تبیین ساختاری چالشهای توسعه گردشگری شهری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
55 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین ساختاری چالش های توسعه گردشگری شهری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری بخش کمّی شامل گردشگران بازدید کننده از جاذبه های مختلف شهرهای استان چهارمحال و بختیاری و به تعداد 10000 نفر است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 370 نفر مدنظر قرار گرفت که در آن افراد به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس پیشینه پژوهش، مبانی نظری و دیدگاه استادان راهنما و مشاور تنظیم شد. این پرسشنامه 29 سؤال داشت. روایی پرسشنامه به شیوه صوری و سازه ای و پایایی آن نیز بر اساس آلفای کرونباخ به مقدار 90/0 تأیید شد. داده های گردآوری شده بر اساس تحلیل مسیر معادلات ساختاری با نرم افزار PLS تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل مسیر معادلات ساختاری نشان داد که مدل ساختاری تبیین شده برازش مناسبی دارد؛ به طوری که کلیه چالش ها بر توسعه گردشگری در شهرهای استان چهارمحال و بختیاری تأثیر داشته است. در این میان، چالش های ضعف مدیریت، عدم بهره گیری از فناوری های نوین، نبود امنیت کافی، نبود نوآوری های لازم و عدم فرهنگ سازی بیشترین تأثیر و چالش های نبود برنامه راهبردی، عدم برگزاری رویدادهای گردشگری، ضعف روحیه مهمان نوازی، عدم بهره گیری از تجربه های مختلف و ضعف حمل و نقل و شبکه ارتباطی کمترین تأثیر را بر توسعه گردشگری شهری دارند.
تحولات جمعیتی و چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد سریع جمعیت شهر اهواز، این شهر را با چالش های مهمی در زمینه های مختلف محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، کمبود مسکن، ترافیک و غیره روبر ساخته و این مشکلات حکمروایی در این شهر را با چالش هایی مواجه کرده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر سعی شده است به اولویت بندی و تحلیل تحولات جمعیتی و چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری در شهر اهواز پرداخته شود. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی–تحلیلی است. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از ابزار پرسش نامه «دیمتل» و برای اولویت بندی معیارها از تکنیک «دنپ» بهره گیری شده است. تمامی مراحل با استفاده از نرم افزار اکسل که شامل 4 معیار و 25 زیرمعیار می باشد انجام شده است. روایی پرسش نامه به تأیید خبرگان رسید. برای سنجش پایایی پرسش نامه از نرخ ناسازگاری استفاده شده است. از آن جایی که نرخ ناسازگاری ماتریس F از 1/0 کمتر می باشد، در نتیجه ماتریس مورد نظر که منبعث از آراء نظرات خبرگان است پایایی دارد و می توان ادامه مسیر را پیمود. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد که به ترتیب: چالش های اجتماعی- فرهنگی، چالش های محیط زیستی، چالش های کالبدی-زیرساختی و چالش های اقتصادی رتبه های اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج زیرمعیارها نشان داد به ترتیب زیرمعیارهای رشد مهاجرت، حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی و پیری جمعیت با امتیاز 064/0 ، شکل گیری کانون های بروز ناهنجاری و جرائم اجتماعی با امتیاز (059/0) و آلودگی محیطی (هوا، آب وخاک و آلودگی صوتی) با امتیاز 057/0 رتبه اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند و این شاخص ها می توانند در راستای تحقق تحولات جمعیتی و شناساسایی چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری در شهر اهواز کمک بسزایی کنند.
تدوین مدل نابرابری جنسیتی بر سلامت اجتماعی زنان شاغل در سازمان بهزیستی کشور
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه با توجه به اینکه سلامت اجتماعی هم در سطح فردی و خانواده و هم در سطوح اجتماعی اثرات مختلفی بر جای می گذارد ، توجه به سلامت اجتماعی زنان به عنوان اولین مراقبان سلامت خانواده و رکن مهم توسعه پایدار در جامعه حائز اهمیت فراوان می باشد. لذا پژوهش حاضر به بررسی تأثیر نابرابری جنسیتی بر سلامت اجتماعی زنان پرداخته است. روش بررسی: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع پیمایشی است؛ داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی مطبق از 138 نفر از زنان شاغل در سازمان بهزیستی کشور گردآوری شده است. اعتبار ابزار به روش اعتبار محتوا مورد تأیید قرار گرفت و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS 25 و LISREL 8.8 مورد تحلیل قرار گرفتند. میزان تأثیرپذیری سلامت اجتماعی زنان (به عنوان متغیر وابسته) در پنج بعد همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، پذیرش اجتماعی و مشارکت اجتماعی از متغیر مستقل (نابرابری جنسیتی) سنجیده شده است. یافته ها و نتیجه گیری: طبق نتایج آزمون های آمار استنباطی در این پژوهش، می توان با احتمال 99 درصد ادعا کرد که متغیر ایدئولوژی پدرسالارانه (عامل اجتماعی نابرابری)، کلیشه های جنسیتی موجود در کتب درسی و رسانه های جمعی و دینداری (عوامل فرهنگی نابرابری ) دارای تأثیر منفی و معنی دار بر هر 5 بعد سلامت اجتماعی زنان می باشد و متغیرهای مرتبه شغلی، پایگاه اجتماعی خانوادگی ، میزان تحصیلات ، سن (عوامل زمینه ای نابرابری) ، میزان درآمد شخصی و میزان مالکیت شخصی زنان (عوامل اقتصادی نابرابری ) دارای تأثیر مثبت و معنی دار بر هر 5 بعد سلامت اجتماعی زنان می باشد ولی متغیر وضعیت تأهل (از عوامل زمینه ای نابرابری) در سلامت اجتماعی زنان (برای چهار بعد شکوفایی اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و انسجام اجتماعی) مؤثر نیست و فقط در بعد "پذیرش اجتماعی" است که میانگین چهار گروه با هم متفاوت است. بنابراین متغیر وضعیت تأهل فقط بر بعد "پذیرش اجتماعی" سلامت اجتماعی مؤثر است.
طراحی مدل توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان بر اساس نظریه داده بنیاد
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان براساس نظریه داده بنیاد انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش کیفی با اجرای مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 نفر از اساتید و متخصصان در ادارات ورزش و جوانان که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، انجام گردید. روش شناسی: روش ﺟﻤﻊ آوری اﻃﻼﻋﺎت از طریق ﻣﻄﺎلعه پژوهش های پیشین و اجرای مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. ﺑﺮای ﺑﺮرﺳی روایی صوری و محتوایی، یافته های ﭘﮋوﻫﺶ به ﻣﺸﺎرکﺖکﻨﻨﺪﮔﺎن اراﺋﻪ شد و آن ها ﻣﺘﻦ ﻧﻈﺮیﻪ را ﻣﻄﺎﻟﻌﻪکردند و سپس، ﻧﻈﺮهای آن ها اﻋﻤﺎل ﺷﺪ. روش استفاده شده برای بررسی پایایی، روش توافق درون موضوعی بود. میانگین میزان توافق درون موضوعی 83/0 گزارش شد. نتایج و یافته ها : بر اساس تحلیل جامع مصاحبه ها، توسعه گردشگری اسب در استان خوزستان تحت تأثیر عوامل علی (منابع انسانی، اقتصاد، مدیریت)، شرایط زمینه ای (زیرساخت ها، امنیت، جذابیت های محیطی)، راهبردهای مؤثر (برنامه ریزی، مشارکت، نظارت) و عوامل مداخله گر (زیست محیطی، فناوری، آموزش) قرار دارد. توسعه موفق این صنعت، پیامدهای مثبتی همچون رشد اقتصادی، ارتقای اجتماعی، کارآفرینی و غنای فرهنگی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، پیشنهاد می شود به منظور توسعه گردشگری اسب، با توجه به عوامل شناسایی شده، با تمرکز بر بهبود زیرساخت ها، تقویت مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک، و توجه به عوامل مداخله گر (زیست محیطی، فناوری، آموزش)، زمینه را برای مشارکت فعال ذی نفعان و بهره مندی از پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم گردد.
Water Crisis and Education: The Role of Moral Norms and Perceived Behavioral Control in Students' Water Consumption Behavior(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Among different social sectors, students are one of the most important social groups targeted by environmental education. The purpose of this study is to investigate the social factors affecting students' water consumption behavior. The basic research questions were: 1. What is the water consumption level of students? 2. What are the social factors affecting students' water consumption behavior? In terms of methodology, the present research was conducted using a survey method at the first secondary level in girls' schools in Babol city, Mazandaran province, during the spring of 2024. One hundred students were selected as the statistical sample, and a questionnaire was used to collect the required data. The data obtained from the research were described and analyzed using SPSS. The findings of the study showed that the average water consumption behavior of students is at a moderate level. Spearman's correlation analysis confirmed a statistical relationship between the number of family members and water consumption behavior. According to the results of the ANOVA test, there was no significant difference in water consumption behavior based on educational level. The results, based on regression coefficients, showed that perceived moral norms and behavioral control have the greatest impact on students' water consumption behavior. Based on the findings, suggestions were made to strengthen moral norms and increase awareness of the consequences.
بررسی و شناخت بازتاب های فضایی حاصل از حاشیه نشینی در دهستان های شهرستان شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناخت بازتاب های فضایی حاصل از حاشیه نشینی در دهستان های شهریار انجام شده است. از این رو، به لحاظ هدف، بنیانی که استنتاجات آن کاربردی است، و از لحاظ ماهیت دارای توصیفی-تحلیلی و اکتشافی است، و از نظر روش در گروه پژوهش کیفی و کمی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تئوری زمینه-ای، و مدل های DEMATEL، FMmadani و نرم افزار SPSS استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده 49 مفهوم و 13 واحد معنایی (انزواطلبی، گسترش انحرافات و کجروی های اجتماعی، کمبود مشارکت و سرمایه اجتماعی، شغل های غیررسمی، عدالت و برابری کم، سطح نازل آموزش و پرورش، سیمای نامطلوب کلبدی-فضایی، ناآرامی های سیاسی، آسیب های امنیتی، افزایش بیکاری، آسیب های بهداشتی و نبود حکمروایی مطلوب، رانت زمین) شناسایی شد، سپس هر یک از واحد های معنایی در قالب مقولات: اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی-سیاسی و کالبدی-فضایی قرار گرفته شد.در ادامه نیز هر یک از بازتاب های مطرح شده در قالب پرسشنامه منعکس شد و در میان جوامع محلی توزیع شد، بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد، میزان بازتاب های حاشیه نشینی در ابعاد (فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی –سیاسی و فضایی-کالبدی)، در دهستان های مورد مطالعه متوسط رو به زیاد ارزیابی شد؛ در نهایت بر اساس نتایج مدل فازی ممدانی، بازتاب های اقتصادی و مدیریتی-سیاسی در دهستان های جوقین، رزکان و فردوس در وضعیت زیاد و در دهستان-های قائم آباد، سعید آباد و مویز در حد متوسط است. همچنین نتایج نیز مبنی بر آن است، دهستان های بازتاب های اجتماعی-فرهنگی و فضایی-کالبدی در دهستان های جوقین، رزکان و فردوس بیشترین میزان را شامل شده اند.
یک رویکرد سنجش ازدور برای ارزیابی تغییرات دما با استفاده از تحلیل فضایی و رگرسیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
133 - 160
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی بر محیط حرارتی شهری تأثیر بسزایی دارد و این تغییرات بر اقلیم، محیط و کیفیت زندگی ساکنان تأثیر گذاشته است. هدف از این مطالعه ارزیابی روند تغییرات طولانی مدت دمای سطح زمین و جزایر حرارتی شهرستان اهواز با استفاده از روش الگوریتم پنجره مجزا 3 «SW» در بازه زمانی 2014 تا 2022 می باشد. در این تحقیق به منظور برآورد دقیق دامنه تغییرات دمای سطح زمین، از تخمین گر «تیل- سن» و مدل «من-کندال» استفاده شد. خودهمبستگی فضایی جزایر حرارتی با استفاده از شاخص موران محلی و ارتباط روند تغییرات دمای سطح زمین با پارامترهای کاربری شهری با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی4 «OLS» و رگرسیون وزنی5 «GWR» مورد ارزیابی قرار گرفت. از الگوریتم فیوژن، گرام-اشمیت نیز برای افزایش قدرت تفکیک مکانی تصاویر ماهواره لندست-8 استفاده شده است. تحلیل روند «تیل- سن» نشان داده است که 61/93 درصد منطقه دارای روند افزایشی و 39/6 درصد دارای روند کاهشی می باشد، بر اساس نتایج آزمون معنی داری «من –کندال» تنها 6 درصد مساحت منطقه دارای روند کاهش یا افزایش دایم معنی دار می باشد و دیگر بخش ها فاقد روند معنی داری هستند. نتایج همبستگی پیرسون بین دمای هوای محاسبه شده با دمای ایستگاه زمینی برابر با 716/0 می باشد. ارزیابی دمای سطح زمین با استفاده از روش همبستگی فضایی موران جهانی نشان داد که دما دارای ساختار فضایی با الگوی خوشه ای است و مقدار آن بین 63/0 تا 68/0 متغیر می باشد. در نتایج شاخص موران محلی مشاهده شد که میزان جزایر حرارتی در سال 2019 نسبت به بقیه سال ها به طور چشمگیری کاهش یافته است. بررسی اثر عوامل کاربری شهری (فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از فضای سبز، فاصله از رودخانه، فاصله از صنایع و فاصله از جاده) بر روند تغییرات دما با استفاده از روش های «OLS» و «GWR»، نشان داد که همه پارامترهای مستقل درنظرگرفته شده، معنی دار می باشند و مدل «GWR» نتایج بهتری نسبت به «OLS» در منطقه مورد مطالعه داشته است.
The Role of Economic Reforms in Consolidating Neopatrimonialism in Saudi Arabia from the Conflict Theory Point of View(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
258 - 279
حوزههای تخصصی:
This article employs the theoretical framework of the conflict school to examine the role of economic reforms in consolidating neopatrimonialism in Saudi Arabia. The central hypothesis of the article is that the recent initiatives of Mohammed bin Salman, particularly through the Vision 2030 document, aimed at adapting the Saudi political system to internal and external changes, maintaining stability and continuity of the regime, and centralizing power in his hands, have contributed to the consolidation of neopatrimonialism in the country. While these economic and social reforms ostensibly aim to modernize Saudi Arabia's economy and society, they effectively function as tools to reinforce traditional power structures and solidify the dominance of the Al Saud family, particularly Mohammed bin Salman himself. By analyzing available data and recent political-economic trends in Saudi Arabia, the article addresses the question of how economic reforms have contributed to the consolidation of neopatrimonialism and what implications this has for the country's power structure. The findings reveal that these reforms, while creating superficial changes in the economy and society, act as mechanisms to preserve and strengthen the patrimonial system and perpetuate the dominance of the ruling elite.
تبیین نقش تفرق سیاسی در عدم تحقق اهداف طرح مجموعه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1476 - 1493
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تمرکز بر «تفرّق سیاسی» و ضعف های حکمروایی چندسطحی، علل ناکامیِ اجرای طرح مجموعه شهری تهران را واکاوی می کند. رویکرد تحقیق، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادیِ هدایت‑شده است: اسناد بالادست، مصوبات و گزارش های رسمی منتخب در دوره ی پس از ۱۳۷۴، با معیارهای ورود/خروج مشخص و بر پایه ی چارچوب نظری اقتصاد سیاسی فضا، شبکه شهری–منطقه ای و نظریه های برنامه ریزی منطقه ای بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد فقدان نهاد هماهنگ کننده ی فرامنطقه ای، تداخل کارکردی و تعارض میان سازمان های بخشی، تمرکز اختیارات و منابع در تهران، و غلبه منطق بازار بر منطق سیاست گذاری فضایی، موجب گسست عملکردی تهران و پیرامون و بی اثر شدن اهداف طرح شده است. مقاله با عملیاتی سازی ابعاد «تفرّق سیاسی» (حکمرانی، برنامه ریزی، قلمرو/فضا، کنشگران، بستر نهادی) و ارائه ی یک مدل مفهومی چهار بُعدی (ساختاری، فرایندی، کنشگران، سیاست گذاری فضایی)، راهکارهایی چون ایجاد نهاد هماهنگی فرامنطقه ای، تفویض اختیارات به سطوح محلی، تنظیم توافق نامه های فضایی بین شهری و تمرکززدایی هوشمند خدمات عمومی را پیشنهاد می کند. این چارچوب می تواند مبنایی برای بازمهندسی حکمروایی در منطقه کلان شهری تهران باشد.
پیش نمایی روندهای خشکسالی ایران در افق آتی با رویکرد مدل های چندگانه CMIP6(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۶
43 - 74
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه با استفاده از سامانه همادی مدل های چند گانه (MME)، متشکل از چندین مدل پروژه مقایسه جفت شده فاز ششم (CMIP6)، رویدادهای خشکسالی ایران تحت 2 سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 تا انتهای سال 2100 پیش نگری می شود. پس از انتخاب مدل های برتر با استفاده از شاخص ارزیابی کلینگ-گوپتا، فرآیند تصحیح اریبی و مقیاس کاهی داده های دما و بارش با استفاده از نرم افزار CMHyd انجام گرفت. نتایج نشان داد که تحت سناریو SSP2-4.5، متوسط بارش کشور طی سه دوره آینده نزدیک، میانی و دور به ترتیب 20، 12 و 16 درصد و با اعمال سناریو بدبینانه 15، 13 و 21 درصد افزایش خواهد داشت. از لحاظ دمایی شدید ترین افزایش مربوط به سناریو بدبینانه و در آینده دور با 7/3 درجه سلسیوس می باشد. میانگین شاخص خشکسالی SPEI 12 ماهه در آینده نزدیک تحت سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 به ترتیب برابر با 53/0 و 80/0، در آینده میانی 1/0- و صفر و در آینده دور 45/0- و 84/0- خواهد بود. با توجه به نتایج، با اعمال سناریو بدبینانه، شدت خشکسالی در آینده نزدیک و میانی کاهش 96 و 49 درصدی و در آینده دور افزایش 300 درصدی خواهد داشت. اما در صورت وقوع سناریو SSP2-4.5، در آینده نزدیک کاهش 61 درصدی و در آینده میانی و دور افزایش 64 و 234 درصدی دارد.
تحلیل ادراک گردشگران داخلی از منظر چند حسی شهر یزد با تأکید بر حواس پنج گانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
81 - 98
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی و تحلیل تجربیات گردشگران شهر یزد بر اساس ابعاد پنج گانه حسی و ارزیابی تأثیر این ابعاد بر ادراک کلی آن ها از منظر شهر یزد انجام شد. این مطالعه، به عنوان پژوهشی کاربردی در گروه تحقیقات توصیفی - تحلیلی، به صورت کمی و با روش پیمایشی اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته ای بود که روایی صوری آن توسط کارشناسان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (94/0) احراز شد. داده ها با استفاده از نرم افزار تحلیل معادلات ساختاری (PLS-SEM) برای بررسی روابط بین ابعاد حسی و منظر چند حسی تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که از میان متغیرهای حسی، بینایی تنها متغیری است که رابطه معناداری با منظر حسی شهر ندارد (t=0.144, β=-0.009)؛ بنابراین فرضیه مربوط به آن رد شد. در مقابل، چهار متغیر دیگر (شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی) دارای رابطه مثبت و معناداری با «منظر حسی یزد» بودند. بیشترین تأثیر مربوط به حس لامسه (t=7.201, β=0/360) و سپس شنوایی (t=6.107, β=0.328) و چشایی (t=5.936, β=0.286) است، درحالی که تأثیر حس بویایی (t=3.807, β=0.194) ضعیف تر اما همچنان معنادار است. همچنین، تمامی ضرایب بار عاملی شاخص ها بالاتر از حد مجاز 4/0 قرار داشتند و روایی همگرایی مناسبی را نشان دادند. میانگین واریانس استخراجی (AVE) برای تمامی متغیرها بالاتر از 0.5 بود که نشان دهنده همبستگی قوی بین شاخص ها و سازه های مربوطه است. مقادیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز بالاتر از 7/0 بود که پایایی داخلی مناسب مدل اندازه گیری را تأیید می کند. درنهایت، مقدار GOF محاسبه شده (673/0) بیانگر برازش قوی کلی مدل است.