مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
مجموعه شهری تهران
حوزههای تخصصی:
بررسی وضعیت مسکن غیررسمی در شهرهای استان تهران با استفاده از تحلیل خوشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیش ترین و مهمترین کاربری هر شهر، محل زندگی و مسکن شهروندان می باشد. در استان تهران، ویژگی های کلانشهر تهران به عنوان پایتخت سیاسی، اداری و تمرکز منابع اقتصادی، اجتماعی، سرمایه و صنعت باعث شده است که از دهه های گذشته نقش قطبی را در فضای سرزمینی کشور ایفاء نماید و با این عمل سیل مهاجران از سایر نقاط کشور به این منطقه سرازیر شده است. در این میان مهاجران تازه وارد که توانایی اسکان در شهر تهران را ندارند، به ناچار در مجتمع های زیستی اطراف این کلانشهر استقرار یافته اند . این هجوم که متناسب با ظرفیت ها، امکانات و مدیریت شهری نبوده است در مسکن شهری باعث ایجاد اخلال های گوناگونی شده است. در این مطالعه، شاخص های کمی و کیفی نقاط شهری استان تهران مورد ارزیابی قرار گرفته و با استفاده از مدل تحلیل خوشه ای به گروه بندی شهرهای استان تهران بر اساس شاخص های کمی و کیفی و نمره استاندارد (Z) این شاخص ها، پرداخته شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که شهرهای طبقات چهارگانه از نظر شاخص های کمی و کیفی با هم اختلاف داشته و بیشترین تعداد شهرها از نظر شاخص های کمی و کیفی در وضعیت نامناسبی قرار دارند. مجموع شرایط حاکی از روند غیر اصولی و بدون برنامه مشخص و مرتبط با فعالیت های اجرایی در حوزه مسکن است. این وضعیت نامطلوب شاخص های کمی و کیفی و دسترسی به خدمات اساسی مسکن، بازتاب خود را در زندگی فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تربیتی شهروندان منعکس می نماید.
تحلیل الگوهای پراکنده رویی در مجموعه شهری تهران با تأکید بر رویکردهای نظام مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد و گسترش الگوی توسعه پراکنده رویی یکی از روش های توسعه سکونتگاهی است که بر اساس عوامل متعددی از جمله سیاست ها و رویکر های مدیریت شهری شکل می گیرد. بررسی این موضوع که تحولات توسعه کلان شهر تهران در پنجاه سال اخیر به چه په شکل صورت گرفته و سیاست ها و رویکرد های مدیریت شهری مؤثر چه بوده و چگونه توسعه شهر را تحت تأثیر قرار داده اند از جمله پرسش هایی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. این پژوهش به سبب اهمیت موضوع با روشی توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی، مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و در مواردی بهره گیری از مشاهدات میدانی استفاده شده است. به منظور حصول به اهداف پژوهش از سه نوع مدل اندازه گیری بسته به موضوع و متغیر های پژوهش استفاده شده است. در این راستا پیوستگی کالبدی در مجموعه شهری تهران از طریق مدل آنتروپی شانون، پیوستگی عملکردی از طریق مدل تحلیل شبکه (بررسی ارتباطات و جریان های نقاط سکونتگاهی و توزیع و ترکیب کاربری ها) و رشد بد قواره شهری با استفاده از مدل هلدرن مورد سنجش واقع شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که 1) پدیده پراکنده رویی در کلان شهر تهران صورت گرفته است (مدل هلدرن و آنتروپی شانون)، 2) کلان شهر تهران با پدیده تفرق عملکردی مواجه بوده (تحلیل شبکه) و توزیع کاربری ها و خدمات در سطح کلان شهر تهران به صورت یکنواخت و متعادل صورت نگرفته است است و 3) سیاست ها و رویکرد های مدیریت شهری در سال های متوالی تأثیرات گسترده ای بر پراکنده رویی و توسعه فضایی نامتعادل در سطح مجموعه شهری تهران داشته است.
تبیین عوامل مؤثر در شکلگیری بیخانمانی در مجموعه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۷
21 - 42
حوزههای تخصصی:
بی خانمانی الگویی از سکونت است که از استانداردهای اساسی مسکن جامعه پیروی نمی کند. این نوع از سکونت تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله عوامل فردی و ساختاری شکل می گیرد که هدف از این پژوهش شناسایی عوامل ساختاری مؤثر در شکل گیری بی خانمانی در مجموعه شهری تهران می باشد. عوامل ساختاری با استفاده از رویکرد حق به شهر به سه عامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم شده و میزان تأثیر هر یک از این عوامل نیز در شکل گیری بی خانمانی مورد بررسی قرار می گیرد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از شیوه های تحلیل کیفی و کمی و با بهره جستن از روش مطالعات اسنادی، مصاحبه و پرسشگری از 20 استاد متخصص در رابطه با مسکن به شناسایی این عوامل پرداخته شده و سپس با استفاده از روش های SWARA Fuzzy و Fuzzy ARAS به وزن دهی و در نهایت به اولویت بندی هر یک از آن ها اقدام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل سیاسی با (1)، اقتصادی با (9559/0) و اجتماعی با (8718/0) به ترتیب مهمترین دلایل شکل گیری بی خانمانی بوده و همچنین در بین معیارهای تعیین شده، معیارهای سیاست های تخصیص زمین و مسکن، کالایی شدن زمین و شیوه تخصیص مسکن و سیاست های نوین شهری بالاترین تأثیر را در شکل گیری بی خانمانی در مجموعه شهری تهران داشته اند.
واکاوی راهبردهای نهادی دستیابی به اهداف طرح مجموعه ی شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال هشتم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
119 - 154
حوزههای تخصصی:
وجود نابرابری و ناهمگونی فضایی بسیار شدید بین شهر تهران و سایر سکونتگاه های واقع در منطقه شهری تهران موجب افزایش افتراق و کاهش عدالت فضایی در منطقه کلان شهری تهران شده است. ازاین رو پژوهش حاضر در نظر دارد تا عوامل تأثیرگذار در تحقق اهداف طرح مجموعه شهری در نظام مدیریت منطقه کلان شهری تهران را با رویکرد نهادی و با روش فراترکیب استخراج کند. در این پژوهش با بررسی سیستماتیک کلیه ی مقالات منتشرشده در مجلات علمی-پژوهشی با موضوع مجموعه شهری در دوره ی زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، یافته های حاصل از ۲۳ مطالعه با روش فراترکیب جمع آوری و مهم ترین عوامل با رویکرد تحلیل محتوای جهت دار شناسایی شدند. به این صورت، نگاه خبرگان به وضعیت موجود مجموعه ی شهری تهران یکپارچه و پیشنهاد ها در دو بعد تغییر نهادی و توافق نهادی دسته بندی شد. نتایج نشان داد که اصلاح ساختار سازمانی مجموعه ی شهری تهران به عنوان ضروری ترین گام مبین تأکید بر رویکرد تغییر نهادی است. از سوی دیگر نتایج در سطح متغیرها بر الگوی توسعه ی چندمرکزی در راستای تغییر نهادی در سیستم های برنامه ریزی، لزوم مدیریت جامع و یکپارچه منطقه کلان شهری و حرکت به سوی حکمروایی منطقه ی کلان شهری، تمرکززدایی و ایجاد یک شبکه ی عملکردی چندسویه، شفافیت و پاسخگویی و تشریک مساعی تأکید دارد.
تبیین نقش تفرق سیاسی در عدم تحقق اهداف طرح مجموعه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1476 - 1493
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تمرکز بر «تفرّق سیاسی» و ضعف های حکمروایی چندسطحی، علل ناکامیِ اجرای طرح مجموعه شهری تهران را واکاوی می کند. رویکرد تحقیق، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادیِ هدایت‑شده است: اسناد بالادست، مصوبات و گزارش های رسمی منتخب در دوره ی پس از ۱۳۷۴، با معیارهای ورود/خروج مشخص و بر پایه ی چارچوب نظری اقتصاد سیاسی فضا، شبکه شهری–منطقه ای و نظریه های برنامه ریزی منطقه ای بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد فقدان نهاد هماهنگ کننده ی فرامنطقه ای، تداخل کارکردی و تعارض میان سازمان های بخشی، تمرکز اختیارات و منابع در تهران، و غلبه منطق بازار بر منطق سیاست گذاری فضایی، موجب گسست عملکردی تهران و پیرامون و بی اثر شدن اهداف طرح شده است. مقاله با عملیاتی سازی ابعاد «تفرّق سیاسی» (حکمرانی، برنامه ریزی، قلمرو/فضا، کنشگران، بستر نهادی) و ارائه ی یک مدل مفهومی چهار بُعدی (ساختاری، فرایندی، کنشگران، سیاست گذاری فضایی)، راهکارهایی چون ایجاد نهاد هماهنگی فرامنطقه ای، تفویض اختیارات به سطوح محلی، تنظیم توافق نامه های فضایی بین شهری و تمرکززدایی هوشمند خدمات عمومی را پیشنهاد می کند. این چارچوب می تواند مبنایی برای بازمهندسی حکمروایی در منطقه کلان شهری تهران باشد.