مطالب مرتبط با کلیدواژه

حکمروایی چندسطحی


۱.

حکمروایی چندسطحی منطقه کلان شهری در راستای رویکرد نومنطقه گرایی (مطالعه موردی: منطقه کلان شهری مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نومنطقه گرایی حکمروایی چندسطحی منطقه ی کلان شهری مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۷۰
ریشه بسیاری از مشکلاتی که کلان شهرها با آن ها مواجه هستند خارج از مرزهای سیاسی و محدوده ی تحت قلمروی آن ها می باشد. کلان شهر مشهد از این امر مستثنی نبوده و با مشکلاتی روبرو می باشد که منشا آن در سطحی بالاتر، یعنی منطقه ی کلان شهری مشهد اتفاق می افتد. از این رو، هدف از این پژوهش بررسی نظام کارآمد مدیریت منطقه ای بر اساس رویکرد نومنطقه گرایی جهت رسیدگی به مشکلات منطقه ی کلان شهری مشهد می باشد. در بخش بررسی ادبیات نومنطقه گرایی و مدیریت منطقه ای از روش تحقیق بازنگری پژوهش، و در بخش بررسی نظام کارآمد مدیریت منطقه ای برای منطقه ی کلانشهری مشهد از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی از نوع مطالعه موردی بهره گرفته شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که نظام حکمروایی دوسطحی با مشارکت همه کنشگران منطقه ای مبتنی بر اصل واگذاری امور به پایین ترین سطح قابل اجرا، می تواند موجب کارآمدی نظام مدیریت منطقه ای منطقه ی کلان شهری مشهد گردد
۲.

تبیین نقش تفرق سیاسی در عدم تحقق اهداف طرح مجموعه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفرق سیاسی حکمروایی چندسطحی مجموعه شهری تهران عدالت فضایی شبکه شهری - منطقه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
این پژوهش با تمرکز بر «تفرّق سیاسی» و ضعف های حکمروایی چندسطحی، علل ناکامیِ اجرای طرح مجموعه شهری تهران را واکاوی می کند. رویکرد تحقیق، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادیِ هدایت‑شده است: اسناد بالادست، مصوبات و گزارش های رسمی منتخب در دوره ی پس از ۱۳۷۴، با معیارهای ورود/خروج مشخص و بر پایه ی چارچوب نظری اقتصاد سیاسی فضا، شبکه شهری–منطقه ای و نظریه های برنامه ریزی منطقه ای بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد فقدان نهاد هماهنگ کننده ی فرامنطقه ای، تداخل کارکردی و تعارض میان سازمان های بخشی، تمرکز اختیارات و منابع در تهران، و غلبه منطق بازار بر منطق سیاست گذاری فضایی، موجب گسست عملکردی تهران و پیرامون و بی اثر شدن اهداف طرح شده است. مقاله با عملیاتی سازی ابعاد «تفرّق سیاسی» (حکمرانی، برنامه ریزی، قلمرو/فضا، کنشگران، بستر نهادی) و ارائه ی یک مدل مفهومی چهار بُعدی (ساختاری، فرایندی، کنشگران، سیاست گذاری فضایی)، راهکارهایی چون ایجاد نهاد هماهنگی فرامنطقه ای، تفویض اختیارات به سطوح محلی، تنظیم توافق نامه های فضایی بین شهری و تمرکززدایی هوشمند خدمات عمومی را پیشنهاد می کند. این چارچوب می تواند مبنایی برای بازمهندسی حکمروایی در منطقه کلان شهری تهران باشد.