فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
258 - 279
حوزههای تخصصی:
This article employs the theoretical framework of the conflict school to examine the role of economic reforms in consolidating neopatrimonialism in Saudi Arabia. The central hypothesis of the article is that the recent initiatives of Mohammed bin Salman, particularly through the Vision 2030 document, aimed at adapting the Saudi political system to internal and external changes, maintaining stability and continuity of the regime, and centralizing power in his hands, have contributed to the consolidation of neopatrimonialism in the country. While these economic and social reforms ostensibly aim to modernize Saudi Arabia's economy and society, they effectively function as tools to reinforce traditional power structures and solidify the dominance of the Al Saud family, particularly Mohammed bin Salman himself. By analyzing available data and recent political-economic trends in Saudi Arabia, the article addresses the question of how economic reforms have contributed to the consolidation of neopatrimonialism and what implications this has for the country's power structure. The findings reveal that these reforms, while creating superficial changes in the economy and society, act as mechanisms to preserve and strengthen the patrimonial system and perpetuate the dominance of the ruling elite.
اولویت بندی زیرحوضه های انجرد با روش تحلیل مولفه های اصلی بر اساس پارامترهای مورفومتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
35 - 18
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، زیرحوضه های انجرد واقع در استان آذربایجان شرقی با بهره گیری از تحلیل پارامترهای مورفومتری، از منظر نیاز به اقدامات حفاظت خاک و آب اولویت بندی شده اند. به دلیل عدم دسترسی به مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت مناسب، از نقشه های توپوگرافی با مقیاس 1:25000 جهت تولید مدل ارتفاعی و تحلیل مورفومتری استفاده شد. در این راستا، 15 پارامتر مورفومتری مؤثر در فرآیندهای هیدروژئومورفولوژیکی شامل تراکم زهکشی، نسبت انشعاب، فراوانی آبراهه ها، نسبت بافت زهکشی، طول جریان سطحی، ضریب گردی، ضریب فرم، نسبت کشیدگی، ضریب فشردگی، عدد نفوذ، ثابت نگهداری، شیب متوسط، عدد ناهمواری، نسبت ناهمواری و انتگرال هیپسومتریک استخراج گردید. سپس زیرحوضه ها بر اساس مقادیر هر پارامتر از رتبه 1 تا 11 طبقه بندی و با محاسبه میانگین رتبه ها، اولویت بندی نهایی انجام شد. برای کاهش تعداد متغیرها و شناسایی شاخص ترین پارامترها، از تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) بهره گرفته شد. نتایج PCA نشان داد که 6 پارامتر شامل تراکم زهکشی، ضریب گردی، نسبت انشعاب، فراوانی آبراهه ها، ضریب فشردگی و انتگرال هیپسومتریک دارای بیشترین اهمیت هستند. مقایسه نتایج اولویت بندی بر اساس تمامی پارامترها با نتایج حاصل از پارامترهای منتخب PCA، تطابق قابل قبولی را نشان داد که مؤید کارایی این روش آماری در ساده سازی فرآیند اولویت بندی است. بر این اساس، زیرحوضه A1-4 با پایین ترین میانگین رتبه، بالاترین اولویت مدیریتی و زیرحوضه A5 کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند. نتایج این پژوهش می تواند در تدوین راهبردهای مدیریتی به منظور کاهش ورود رسوبات به مخزن سد عمارت و کاهش آثار مخرب سیلاب مؤثر واقع شود.
هوش مصنوعی برای خودمختاری شهری؛ به سمت شهر خودمختار اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه استفاده از داده ها و راه کارهای داده محور در خط مشی گذاری و برنامه ریزی شهری، به شدت با استقبال شهروندان و مدیریت شهری مواجه شده است. در این راستا صنعت و تکنولوژی جهت تأمین رفاه زندگی انسانی با سرعت چشمگیری به تولید محصولاتی تحت عنوان هوش مصنوعی گام نهاده اند. درنتیجه عملکرد شهرها با استفاده از این ابزارها در حوزه های اقتصاد، جامعه، محیط زیست و حاکمیت ممکن است تغییر کند. به همین منظور پژوهش حاضر باهدف هوش مصنوعی برای خودمختاری شهری تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش در زمره تحقیقات توصیفی – تحلیلی است. برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است؛ سپس بر پایه مبانی نظری حاصل شده و با استفاده از روش دلفی، شاخص ها و متغیرهای اثرگذار در شهر خودمختار در ابعاد هشت گانه حکمرانی، امنیت، نهادی، اقتصادی، پشتیبانی تصمیم، زیست محیطی، فناوری و نظارت استخراج گردید. در مرحله دوم با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری)، امتیازدهی و در محیط نرم افزار MICMAC مورد تحلیل قرار گرفت و عوامل پیشران و کلیدی شهر خودمختار با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مستقیم و غیرمستقیم انتخاب شد. نتایج حاکی از آن است که سیستم شهر خودمختار، سیستمی پایدار بوده و عوامل پیشران با تأثیرگذاری، عواملی چون خدمات رسانی باهوش مصنوعی، ایجاد پلتفرم های دیجیتالی، خدمات دیجیتالی، حمل ونقل عمومی متصل و ایجاد مرکز داده بزرگ یکپارچه ملی دارای بیشترین تأثیرگذاری مستقیم و عواملی چون به روزآوری سیستم های قدیمی، خودکارسازی فرآیندهای مالی و کشف تقلب، مرکز داده بزرگ یکپارچه ملی، نصب حسگرها، ایجاد اتوماسیون دارای بیشترین تأثیر غیرمستقیم و از اصلی ترین عوامل بر توسعه شهر خودمختار می باشد.
چالش های فراروی نیل به مسکن روستایی مطلوب (مورد مطالعه: روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
191 - 212
حوزههای تخصصی:
رشد سریع جمعیت، کمبود منابع مالی، مشکلات اراضی، کمبود نیروی انسانی ماهر و عدم سیاست گذاری و برنامه ریزی صحیح از موارد مهم مربوط به مشکلات مسکن به شمار می آیند. از این رو میزان دستیابی به شرایط مسکن پایدار و مطلوب یکی از شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورهای جهان محسوب می شود. با این ضرورت پژوهش حاضر به بررسی چالش های فراروی نیل به مسکن روستایی مطلوب بخش مرکزی شهرستان اردبیل پرداخت. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی تحلیلی است. تکنیک لازم برای به دست آوردن داده های موردنیاز کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Excel، SPSS و LISREL بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که طبق تخمین های بار عاملی عوامل درون روستایی، متغیر کالبدی محیطی (با ضریب اثر 0.943)، متغیر اقتصادی (با ضریب اثر 0.919) و متغیر اجتماعی فرهنگی (با ضریب اثر 0.889) به ترتیب مهم ترین چالش های درون روستایی مسکن می باشد. همچنین متغیر مدیریتی (با ضریب اثر 0.928)، متغیر اقتصادی (با ضریب اثر 0.907) و متغییر اجتماعی فرهنگی (با ضریب اثر 0.835) به ترتیب مهم ترین چالش های برون روستایی مسکن می باشد. در بین ابعاد مورد بررسی نیز عدم دسترسی به خانه ای موقّت در زمان بهسازی و نوسازی مسکن (بار عاملی 0.86)، عدم دسترسی به شبکه های ارتباطی و حمل ونقل مناسب، گستردگی فقر در محیط های روستایی و نبود فرهنگ ساخت وساز به شیوه جدید در روستا(بار عاملی 0.85) مهم ترین چالش های درون روستایی و ضعف در ارائه الگویی مشخص برای ساخت مسکن به صورت منطقه ای و متناسب با زندگی روستایی (بار عاملی 0.88)، الگوهای بازسازی و بهسازی یکسان در تمام نقاط (بار عاملی 0.87) و تأثیر کمیته امداد و بهزیستی در ایجاد تمایل برای بهبود مسکن خانوار (بار عاملی 0.84) مهم ترین چالش های درون روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل می باشند.
واکاوی روند تغییرات اراضی و توسعه شهری شوشتر با بهره گیری از سنجش ازدور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استفاده از مدل سازی رشد و توسعه شهری می توان روند توسعه ای متناسب با موقعیت شهر را با توجه به فاکتورهای زیست محیطی و عوامل طبیعی و جمعیت پذیری ترسیم کرد. هدف از انجام این پژوهش ارائه مدل توسعه شهری شوشتر است که به عنوان ابزار مفیدی برای تجزیه وتحلیل فرایندهای پیچیده تحولات شهری استفاده شود. برای نیل به این هدف از دو پایگاه داده نقشه های کاربری های شهری فضاهای آموزشی، درمانی، مسکن و... و تصاویر ماهواره ای لندست برای کاربری های اراضی عمده مانند رودخانه، مناطق بایر، جنگل و... در سه دوره زمانی 1991، 2004 و 2014 در محیط نرم افزارهای GIS و MATLAB استفاده شد. نقشه های کاربری های شهری موجود پس از رقومی سازی، با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست به روزرسانی شدند. سپس پارامترهای مؤثر در توسعه ی شهری به عنوان ورودی با الگوریتم استنتاج نرو- فازی تطبیقی (ANFIS) وارد شدند و پس از آموزش برای سال های 1991 و 2004، به منظور ارزیابی عملکرد روش پیشنهادی، نتیجه پیش بینی توسعه شهری با استفاده از الگوریتم، با وضعیت موجود در سال 2014 مقایسه گردید که نتایج بسیار به واقعیت نزدیک و با صحت سنجی 93.7% است. نقشه تغییرات کاربری که نتیجه فرایند آشکارسازی تغییرات می باشد را می توان بر اساس تصاویر چندزمانه سنجش ازدور و تلفیق آن با نقشه های کاربری شهری تهیه کرده و پیامدهای مربوطه را موردبررسی قرار داد. استفاده از الگوریتم های هوشمند در این تحقیق به ما این امکان را داده که با صحت بالا مدل سازی را انجام دهیم. نتایج به دست آمده قابل قبول بوده و این توسعه برای سال های آتی نیز پیش بینی شد.
تحلیل مورفومتریک مخروط افکنه ها در مناطق پایکوهی البرز شمالی، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مخروط افکنه ها یکی از مهم ترین لندفرم های رسوبی رودخانه ای هستند که عمدتاً در محل خروج از کوهستان تشکیل می شوند. عوامل متعددی در شکل گیری و تکامل این اشکال نقش دارند. تحقیق حاضر، با هدف ارزیابی مورفومتری مخروط افکنه ها در پایکوههای البرز شمالی (مازندران)، بررسی عوامل مؤثر در تشکیل آنها و مقایسه آنها با مخروط افکنه های سایر مناطق ایران انجام شدهاست. در ابتدا محدوده مخروط افکنه ها با استفاده از شاخص MRVBF شناسایی شد و سپس با استفاده از شکل منحنی تراز حاصل از مدل ارتفاعی رقومی با قدرت تفکیک 5/12 متر تعیین حدود شدند. پارامترهای مساحت، طول، شیب، حجم و زاویه جاروب مخروط ها اندازه گیری شدند. مقادیر خصوصیات هندسی حوضه های آبریز بالادست، درصد پوشش جنگلی و مقاومت لیتولوژیکی آنها با استفاده از آنالیز مؤلفه های اصلی (PCA) مورد تحلیل قرار گرفتند. تعداد 45 مخروط افکنه با مساحت های 2/0 تا 370 کیلومتر مربع مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل رگرسیونی متغیرهای مختلف بیانگر نقش پارامترهای مساحت، طول و درصد پوشش جنگلی حوضه در تخمین ابعاد مخروط افکنه شامل مساحت، طول، شیب و حجم با ضریب تبیین بالا است. بر اساس این ویژگیها، مخروط ها در سه دسته گروه بندی شدند. مقایسه ویژگیهای هندسی مخروط افکنه های البرز شمالی با سایر مناطق کشور نشانمیدهد که مساحت این مخروط ها نسبت به سایر مناطق کشور 3 تا 4 برابر کوچکتر و شیب مخروط ها 2/1 تا 6/1 برابر کمتر است. علاوه بر خصوصیات هندسی حوضه های آبریز، درصد پوشش جنگلی و پهنای دره در قسمتهای انتهایی حوضه هم در ابعاد مخروط افکنه ها نقش داشته اند.
تحلیل پیشران های پایداری اکولوژیکی شهرهای ساحلی با رویکرد تطبیقی؛ مطالعه موردی: شهرهای ماهشهر، هندیجان، گناوه، بوشهر و عسلویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
67 - 104
حوزههای تخصصی:
مناطق ساحلی با ارائه خدمات اکوسیستمی متعدد، به عنوان فعال ترین مناطق کره زمین شناخته می شوند و در سال های اخیر با بیشترین تمرکز فعالیت های انسانی و رشد اقتصادی روبرو شده اند. فرآیند متابولیسم شهری در این مناطق، سبب بهره برداری از منابع بیش از توان اکولوژیکی شده است و درنتیجه آن پایداری این مناطق با چالش جدی مواجه شده است. هدف این مطالعه، شناسایی پیشران های پایداری اکولوژیکی در شهرهای ساحلی خلیج فارس با رویکرد کیفی و به روش توصیفی- تحلیلی است. بدین منظور از روش تحلیل عاملی اکتشافی در محیط نرم افزار «SPSS» برای شناسایی پیشران های پایداری اکولوژیکی شهرهای ساحلی و از روش های تصمیم گیری چندشاخصه «SWARA» و «MABAC» به ترتیب برای وزن دهی و تعیین اهمیت نسبی پیشران ها و رتبه بندی شهرهای ساحلی بر اساس این پیشران ها استفاده شد. جامعه آماری در مرحله نخست شامل متخصصان و صاحب نظران فعال در مدیریت شهرهای ساحلی و مراکز علمی مرتبط نظیر: شهرداری ها، سازمان اقیانوس شناسی، اداره بنادر، پژوهشکده های دانشگاه خلیج فارس و ... بوده است. در مراحل دوم و سوم نیز جامعه آماری شامل گروه کارشناسان است که از بین جامعه آماری مرحله نخست انتخاب شده اند. بر اساس نتایج و همبستگی درونی بین متغیرها، تعداد 10 عامل به عنوان پیشران های پایداری اکولوژیکی شهرهای ساحلی بر اساس روابط همبستگی بین متغیرهای مورد پژوهش شناسایی شد که پس از نام گذاری، شامل: پیشران های "مدیریت شهری پایدار"، "حکمرانی سواحل"، "اقدامات حفاظتی"، "پیامدهای متابولیسم شهر" و ... هستند. همچنین بر اساس نتایج پیشران های "حکمرانی سواحل"، "مدیریت شهری پایدار"، "توسعه اقتصادی" به ترتیب با وزن های 0.41، 0.23 و 0.13 بیشترین اهمیت و پیشران های "عوامل محیطی" و "توسعه آگاهی های شهروندی" به ترتیب با وزن های 0.2 و 0.1 کمترین اهمیت را دارند. نتایج مقایسه تطبیقی شهرهای ساحلی مورد مطالعه نشان داد که شهرهای بوشهر و ماهشهر به ترتیب با وزن های0.350 و 0.151 بیشترین پایداری نسبی و شهرهای گناوه و هندیجان با وزن0.071- و 0.0191- کمترین پایداری نسبی را دارند.
جستاری بر پتانسیل سنجی تراکم ترافیک در محلات بافت جدید و قدیمی شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنجش پتانسیل تراکم ترافیک در زمان واقعی یکی از چالش های بزرگ مهندسان ترافیک، برای مدیریت مشکل تراکم ترافیک بوده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل پتانسیل تراکم ترافیکی در محلات جدید و قدیمی شهر ارومیه با تأکید بر معیارهای کالبدی، ترافیکی و اقتصادی- اجتماعی انجام گردیده است. نوع پژوهش بر اساس هدف، کاربردی بوده و روش انجام کار توصیفی- تحلیلی می باشد. گردآوری اطلاعات از ترکیب مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفته است. جهت محاسبه ضریب اهمیت شاخص ها از روش FUCOM بهره گرفته شده و نتایج آن در قالب کد نویسی در نرم افزار اکسل و لینگو به دست آمده است. نتایج به دست آمده نشانگر آن بوده که بیش ترین ضریب اهمیت استخراج شده مربوط به شاخص فاصله از کاربری های ورزشی با 071/0 و کم ترین آن مربوط به شاخص فاصله از هسته های شهری با 005/0 بوده است. برای اینکه بتوان پتانسیل تراکم ترافیکی را در محلات بافت جدید و قدیم شهر ارومیه نمایش داد، از مدل CoCoSo استفاده گردیده است. در محلات بافت جدید، از میان 16 محله، 3 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی کم، 3 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی کم، 4 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی متوسط، 4 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی زیاد و 2 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی زیاد واقع گردیده است. در محلات بافت قدیم، از میان 13 محله، 2 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی کم، 3 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی کم، 2 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی متوسط، 2 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی زیاد و 4 محله در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی زیاد واقع گردیده است.
شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل کشاورزان شهرستان باغملک نسبت به پذیرش سیستم های آبیاری تحت فشار: کاربرد مدل پذیرش فناوری دیویس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل کشاورزان نسبت به پذیرش سیستم های آبیاری تحت فشار در میان کشاورزان بخش مرکزی شهرستان باغملک با استفاده از مدل پذیرش فناوری (TAM) است. جامعه آماری، شامل کلیه کشاورزان بخش مرکزی شهرستان باغملک واقع در استان خوزستان (3005N=) هست که بر اساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 343 نفر برآورد شد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه هست که روایی آن بر اساس نظر اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تعیین شد (850/0-774/0α=). از طرفی، از شاخص میانگین واریانس استخراج شده (AVE) برای تعیین روایی سازه و شاخص پایایی ترکیبی (CR) برای تعیین پایایی مدل استفاده شد. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای نگرش، سودمندی و سهولت درک شده، 68 درصد از تغییرات متغیر تمایل کشاورزان به پذیرش سیستم های آبیاری تحت فشار را تبیین کردند. همچنین، بر اساس نتایج به دست آمده از مدل نهایی پذیرش فناوری، متغیر سهولت درک شده با 28 درصد اثر مستقیم و 44 درصد اثر غیرمستقیم با نقش میانجی نگرش بیشترین تأثیر را بر تمایل کشاورزان نسبت به پذیرش سیستم های آبیاری تحت فشار داشت. در این راستا توصیه می شود سازمان جهاد کشاورزی شهرستان باغملک از طریق مراکز خدمات کشاورزی زمینه لازم جهت اشتراک گذاری تجارب کشاورزانی که از سیستم های آبیاری تحت فشار استفاده نمودند را فراهم نماید.
توسعه روش ارزیابی پایداری شبکه آب شهری با نوآفرینی شاخص نقطه ای پایداری- مطالعه موردی آبیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
51 - 66
حوزههای تخصصی:
طراحی برنامه های بازسازی و توسعه شبکه های آب قبل از هر گونه اقدام اجرایی به منظور جلوگیری از اتلاف هزینه ها، نیازمند شبیه سازی تأثیر گزینه های اجرایی بر عملکرد شبکه است. همچنین ارزیابی عملکرد شبکه در دوره های زمانی (روزانه، ماهیانه، فصلی و سالیانه) به منظور تعیین پایداری کلی شبکه برای و یا مقایسه عملکرد شبکه های همگون نیز انجام می شود. در عین حال توجه به ارزیابی کارآیی موضعی و نقطه ای شبکه و ارتباط آن با مؤلفه های شاخص پایداری، ضروری می نماید؛ بنابراین ای پژوهش برای انجام سازوکار حصول به شاخص نقطه ای بعنوان یک راهکار نوین برای نشان دادن اثرات تغییرات بر روی نقاط مصرف، طراحی انجام شد. در گام اجرایی شبیه سازی هیدرولیکی شبکه واقعی توزیع آب در آبیک قزوین، برای استخراج داده لازم، انجام شد شد. سپس شاخص های نقطه ای تاب آوری، آسیب پذیری و قابلیت اطمینان، استخراج و سپس شاخص های نقطه ای و کل پایداری شبکه در سه حالت کمینه، متوسط و بیشینه مصرف مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در حالت بیشینه مصرف، توزیع پایداری نقطه ای مقادیر کمتری نسبت به سایر حالات مصرف را داشت به شکلی که روند تغییرات شاخص کل پایداری شبکه با کاهش فشار از 0.66 به 0.41 کاهش یافته بود. در همین حالت و همزمان، متوسط شاخص نقطه ای شبکه از 0.8 به 0.27 کاهش یافته بود؛ بنابراین مقایسه شاخص های پایداری کل و نقطه ای شبکه، نشان می دهد که میزان و توزیع شاخص پایداری نقاط شبکه با افزایش مصرف (کاهش فشار) نسبت به شاخص پایداری کل در همین شرایط، کاهش بیشتری را داشته است. اینگونه استنباط شد که شاخص پایداری نقطه ای در حالت بیشینه مصرف در مقایسه با شاخص پایداری کل، معرف بهتری برای گره های مصرف شبکه بود؛ بنابراین می توان توصیه نمود که در برنامه های اصلاح و بازسازی شبکه، ارزیابی و ارتقای پایداری نقطه ای، نتایج اجرایی مطلوب تری را فراهم خواهد نمود.
بررسی خشکسالی های شدید و فراگیر حوضه های آبریز ایران در 30 سال اخیر
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
48 - 64
حوزههای تخصصی:
خشکسالی به عنوان مهمترین مخاطره طبیعی، همه ساله در مناطق وسیعی از کره زمین خسارات زیادی اعم از اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، اجتماعی و امنیتی به وجود می آورد. بدون تردید، نخستین گام مقابله با خشکسالی و پیامدهای آن، شناخت و درک دقیق این پدیده و تأثیرات ناشی از آن در همه ابعاد است. برای نیل به این منظور؛ در پژوهش حاضر به بررسی خشکسالی های شدید و فراگیر حوضه های آبریز ایران در 30 سال اخیر با استفاده از داده های بارش روزانه ایستگاه-های همدید و کلیماتولوژی کشور با دست کم 30 سال آمار پرداخته شد. برای تعیین شدت خشکسالی در ایران نیز از نمایه بارش استاندارد استفاده گردید. شواهد حاکی از این است که در حال حاضر، اغلب مناطق ایران خشکسالی های شدید و بسیار شدید را تجربه می کنند. سهم ترسالی ها در کشور بسیار ناچیز است و فقط نیمه شمالی ایران در حوضه آبریز دریای مازندران و کرانه های جنوبی آن در مجاورت با جنگل ها و رودخانه های دائمی و همچنین گره گاه کوهستانی شمال غرب کشور در حوضه آبریز دریاچه ارومیه در همسایگی جنوب آن با سدها و رودخانه های فراوان، ترسالی اندکی را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج نشان داد که نیمه شرقی و مرکزی ایران در حوضه های آبریز مرز شرقی، قره قوم و فلات مرکزی، در قلمروی خشکسالی های شدید هستند. همچنین روند تغییرات بلندمدت بارش و خشکسالی نشان می دهد که بارش سالانه در ایران با آهنگ 17/1 میلیمتر در سال، روند کاهشی دارد و انواع طیف خشکسالی در کشور، روندی افزایشی ثبت کرده اند. به طور کلی می توان گفت، خشکسالی در کشور ایران هم شدت گرفته و هم فراگیر شده است و محدود به مناطق گرم و خشک داخلی نیست و حتی در نیمه شمالی، شمال غربی و غرب ایران نیز رخنه کرده است. ضمن اینکه، ترسالی ها در ایران بسیار اندک، متمرکز و از پدیده لانه گزینی اقلیمی تبعیت می کند.
بررسی و تحلیل سنجش شاخص های شهر هوشمند در زیست پذیری شهر اهواز
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
647 - 663
حوزههای تخصصی:
شهرها امروزه با مسایل زیست محیطی بسیاری از جمله، وجود کاربری ها و فعالیت های ناسازگار و مزاحم درسطح شهر، توسعه ی بیش از حد صنایع ، نبود سیستم دفع فاضلاب شهری، وجود مرکز عظیم دفن زباله ها درحومه های شهر و غیره دست به گریبان هستند. در چنین فضایی توجه به مولفه های محیط زیست شهر و توسعه پایدار هوشمند یکی از مهمترین اولویت برنامه ریزان و سیاستگذاران است که ضروری به نظر می رسد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل کارشناسان و شهروندان است، حجم نمونه از طریق کوکران 377 نفر بدست آمده آمده است. شاخص های مورد استفاده شامل ؛ زیرساخت های هوشمند، حمل و نقل هوشمند، مدیریت انرژی هوشمند، مدیریت پسماند هوشمند، کیفیت هوا و آب هوشمند، خدمات شهری هوشمند، اقتصاد هوشمند، آب و فاضلاب، فضای سبز شهری، حمل و نقل عمومی، آموزش و آگاهی محیط زیستی، پایداری و نوآوری شهری) می باشند. بر اساس رتبه بندی بدست آمده مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر پایداری زیست محیطی، متغییر اقتصاد هوشمند و حمل ونقل هوشمند بدست آمدند.
گونه شناسی سکونتگاه های روستایی واقع در محدوده جنگلی منطقه هورامان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی فضایی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۸)
69 - 90
حوزههای تخصصی:
هورامان، در غرب ایران، یکی از مناطق غنی از جنگل های طبیعی و سکونتگاه های تاریخی است که بیش از 700 روستا را در خود جای داده است. در این پژوهش، 267 روستا در محدوده جنگلی این منطقه انتخاب و الگوهای سکونتگاهی آن ها بررسی شد. هدف اصلی این مطالعه، گونه شناسی سکونتگاه های روستایی و تحلیل عوامل مؤثر بر شکل گیری آن ها بود. شاخص هایی شامل ویژگی های طبیعی مانند توپوگرافی، آب وهوا، پوشش گیاهی و خاک، و عوامل انسانی نظیر دسترسی به جاده ها، رودخانه ها و امکانات رفاهی بررسی شدند. داده های لازم از اسناد موجود جمع آوری و با نرم افزار ArcGIS تحلیل شدند . نتایج نشان داد که سکونتگاه های روستایی به سه گونه اصلی متمرکز، پراکنده و خطی تقسیم می شوند. گونه متمرکز معمولاً در مناطقی با دسترسی محدود و اراضی قابل کشت مشاهده می شود، گونه پراکنده در مناطق با پوشش گیاهی گسترده و منابع طبیعی فراوان شکل گرفته است و گونه خطی عمدتاً در امتداد جاده ها و رودخانه ها قرار دارد. این الگوها بازتاب دهنده تعامل پیچیده بین عوامل طبیعی و انسانی مانند فاصله از جاده ها و منابع آبی، قابلیت اراضی، شرایط رطوبتی خاک و میزان فرسایش هستند . یافته های پژوهش اهمیت درک الگوهای سکونتگاهی و عوامل تأثیرگذار بر آن ها را در برنامه ریزی توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست منطقه نشان می دهد. این مطالعه می تواند مبنایی برای تدوین سیاست های مدیریتی و حفاظت از منابع طبیعی جنگل های هورامان باشد .
تحلیل احساسات کاربرانِ پارک های شهری مبتنی بر داده های فضای مجازی؛ با بهره گیری از روش های مدل گرا و غیرمدل گرا، مطالعه موردی: پارک ملت تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان انواع فضاهای شهری، فضاهای سبز شهری و پارک ها، به عنوان تنفس گاه های شهر، عرصه هایی سرسبز و آرامش بخش هستند و، به عنوان بستر فضایی پژوهش انتخاب شده اند. بنابراین این مقاله، با هدف تحلیل احساسات کاربران از پارک ملت تهران، در قالب پژوهشی تحلیلی و مبتنی بر روش کمی (رویکرد یادگیری ماشین نظارت شده و مبتنی بر لغت) است. داده ها پس از پیش پردازش و برچسب گذاری، با دو روش: مدل گرا و غیرمدل گرا، بررسی و تحلیل احساسات با زبان برنامه نویسی پایتون، انجام شده است. مقایسه این دو روش نشان داد که از میان الگوریتم های یادگیری ماشین، ایکس. جی.بوست با بیشترین دقت (87%)، کی-نزدیکترین همسایه و ماشین بردار پشتیبان با دقت کمتر، قابلیت پیش بینی احساسات در فضاهای سبز را دارند. روش لغوی (استفاده از فرهنگ لغت ویدر) در مقایسه با یادگیری ماشین، قابلیت پیش بینی کمتری دارد. در نهایت مدل یادگیری گروهی از نوع پشته سازی که برای بالا بردن دقت مدل استفاده شده که بر اساس نتایج ماتریس درهم آمیختگی (96%) قابلیت پیش بینی احساسات را دارد. بنابراین با بهره گیری از روش مبتنی بر داده های فضای مجازی، می توان، به پیش بینی احساسات کاربران سایر فضاهای سبز شهری با سرعت و دقت بالا در شهر تهران دست یافت.
واکاوی بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران، مطالعه موردی: منطقه یک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
17 - 35
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، موضوع مشارکت شهروندان، بی تفاوتی اجتماعی و سیاست های شهری به یکی از محورهای کلیدی تحقیقات اجتماعی و شهری تبدیل شده است. بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران، پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که کارآمدی و موفقیت سیاست های شهری را تحت تأثیر قرار می دهد. این بی تفاوتی ناشی از عوامل مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی بوده و یکی از دلایل اصلی آن را می توان رشد سریع شهرنشینی، گسترش فردگرایی و افزایش دغدغه های شخصی شهروندان دانست. در چنین شرایطی، افراد توجه کمتری به امور عمومی و سیاسی نشان داده و میزان مشارکت اجتماعی کاهش می یابد. شورای اسلامی شهر، به عنوان نهادی کلیدی در حساس سازی شهروندان نسبت به امور شهری، تاکنون اقدامات مؤثری برای جلب مشارکت عمومی انجام نداده است؛ موضوعی که موجب تشدید بی تفاوتی اجتماعی در شهر تهران شده است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر تهران و با استفاده از روش تحقیق آمیخته انجام شده است. در مرحله نخست داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با خبرگان جمع آوری و با روش کدگذاری تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته های کمی پژوهش نشان داد که سطح بی تفاوتی اجتماعی شهروندان نسبت به خط مشی های شورای اسلامی شهر کمتر از حد متوسط است. همچنین نتایج بخش کیفی بیانگر آن است که ریشه های بی تفاوتی در هفت مضمون اصلی شامل عوامل مرتبط با شورا، سیاسی، روان شناختی، فرهنگی-اجتماعی، جمعیت شناختی، اقتصادی و مدیریتی قرار می گیرد که هرکدام دارای شاخص های مشخصی هستند
بررسی تاثیر نورپردازی در جذابیت منظر شبانه پارک های شهری از دیدگاه شهروندان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مناظر و فضاهای سبز شهری به ویژه پارک های شهری از مهم ترین فضاهای شهری محسوب می شوند، به جهت اهمیت استمرار فعالیت در پارک های شهری به هنگام شب باید موانع موجود در فرآیند مذکور مورد شناسایی قرار گیرد بر همین اساس هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نورپردازی در جذابیت منظر شبانه پارک های شهری می باشد.روش بررسی: برای به دست آوردن داده های مورد نیاز از منابع کتابخانه ای معتبر، مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است که پرسشنامه از ۴ شاخص و ۲۱ مولفه تشکیل شده و ۳۱۵ نفر در بخش پرسشنامه شرکت نمودند. سوالات مصاحبه نیمه ساختار یافته نیز برگرفته از ۴ شاخص موجود در پرسشنامه بوده است که در قالب چهار سوال مطرح گردید و ۲۷ نفر در این بخش شرکت نمودند. برای تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختار یافته به ترتیب از میانگین امتیازی و روش تحلیل ساختاری استفاده گردید و در بخش ترکیب داده های کمی و کیفی از روش تحقیق ترکیبی بهم تنیده بهره برده شد.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد نورپردازی در ورودی ها و پیاده رو ها در جهت زیبایی، خوانایی، امنیت و سرزندگی این اماکن نقش مهمی را ایفا می نمایند. به طور کلی می توان بیان نمود که نورپردازی مناسب به پارک های شهری در شب زیبایی می بخشد، امنیت و ایمنی را افزایش می دهد، خوانایی پارک های شهری را بالا می برد و زیست پذیری شهرها در طی شبانه روز را سبب می گردد.
تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر بازآفرینی محلات شهری (مورد مطالعه: محله اسلام آباد کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایجاد فضای شهری، همیشه تبادل نظر در مورد اینکه فضا در حال حاضر چیست و چگونه باید وجود داشته باشد، توسط کسانی که در آن مکان زندگی می کنند، وجود دارد. بنابراین بهبود در واقعیت خشن آن در برخی از افکار آنها در قالب یک تغییر فیزیکی در محیط فعلی تحقق می یابد. - و بازآفرینی شهری یکی از این اشکال است. با توجه به افزایش تعداد پروژه های بازآفرینی شهری در دهه های اخیر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی در آن بسیار حائز اهمیت می باشد.بر این اساس سرمایه اجتماعی بعنوان یکی از پتانسیل های اجتماعی محله،مفهومی است که در بازآفرینی اهمیتی ویژه یافته است .بنابراین با توجه به ضرورت موضوع، این پژوهش به تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر بازآفرینی محلات شهری پرداخته است. روش پژوهش کاربردی و ماهیتا توصیفی-تحلیلی و هدف اصلی این پژوهش تحلیل میزان نقش سرمایه اجتماعی در بازآفرینی محله اسلام آباد کرج نزد ساکنان محله می باشد.در این راستا گردآوری داده ها در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش عملی نیزپیمایشی، مبتنی بر پرسشنامه بوده است. جامعه آماری این تحقیق را افراد بالای 15 سال ساکن محله بالغ بر 25هزار نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده تشکیل داده اند، لذا از این جامعه با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 410 نفر انتخاب شد جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی چندگانه از نرم افزار spss استفاده شد. که نتایج بیانگر رابطه همبستگی قوی بین سرمایه اجتماعی و بازآفرینی شهری در محله اسلام آباد کرج بود. دلالت های این تحقیق مبنی بر ارتباط بین سرمایه اجتماعی و بازآفرینی شهری لزوم توجه به مولفه های سرمایه اجتماعی و اتخاذ سیاست هایی برای حفظ و ارتقای آن در راستای تضمین موفقیت آمیز بازآفرینی شهری در فضای محله اسلام آباد کرج را افزایش می دهد.
مدل سازی و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده از روش رگرسیون لجستیک در مدل LCM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳۴
157 - 173
حوزههای تخصصی:
تغییرات کاربری اراضی یکی از آشکارترین اثرات مداخله انسان بر روی کره زمین است و می تواند بر سلامت انسان و سیستم های بوم شناختی تأثیرگذار باشد. مدل سازی مکانی تغییرات کاربری زمین، فنی برای درک فرایندهای تغییر کاربری زمین از نظر محل و مقدار تغییر است. ازاین رو، تحقیق حاضر با هدف بررسی تغییرات کاربری اراضی شهرستان خوسف در استان خراسان جنوبی با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک انجام شد. به این منظور، تصاویر ماهواره ای منطقه موردمطالعه در سه دوره 2008، 2013 و 2022 تهیه و نقشه کاربری اراضی آشکارسازی و صحت نقشه ها با روش ماتریس خطا ارزیابی شد. سپس سه زیر مدل؛ انتقال کاربری بایر به کشاورزی، بایر به مسکونی و کشاورزی به بایر و چهار متغیر شامل: مدل رقومی ارتفاع، فاصله از جاده، فاصله از مناطق مسکونی و فاصله از اراضی با کاربری کشاورزی برای یک دوره واسنجی 2013-2008 مورداستفاده قرار گرفت. سپس روش رگرسیون لجستیک در مدل LCM برای مدل سازی تغییرات کاربری اراضی مورد استفاده قرار گرفت و با استفاده از زنجیره مارکوف تغییرات هر کاربری مشخص شد و درنهایت نقشه های کاربری اراضی برای سال 2022 با استفاده از مدل پیش بینی سخت پیش بینی شد. در این مدت بیشترین تغییرات در طی دوره موردمطالعه شامل تبدیل اراضی بایر به کاربری کشاورزی بوده است. بعد از اجرای مدل ها نتایج حاصل از شبیه سازی 2022 با نقشه واقعیت زمینی مورد مقایسه قرار گرفت و پس از اطمینان از دقت مدل و با توجه به صحت مدل سازی پیش بینی نقشه ی کاربری اراضی برای سال 2040 انجام شد. بر این اساس در سال 2040 مساحت پیش بینی شده برای کاربری کشاورزی 10488.18 هکتار، کاربری شهری 750.04 هکتار و کاربری بایر برابر با 1571932.14هکتار تعیین شد. بنابراین می توان گفت کارایی استفاده از روش رگرسون لجستیک در مدل LCM در مدل سازی تغییرات در منطقه مورد مطالعه تأیید شد.
تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی در شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری شهر کرمان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به طور قابل توجهی، محققان ارتباط ثابتی بین قصد راه اندازی کار و نیات آموزش کارآفرینی پیدا کرده اند. با این حال، علیرغم مزایای آموزش کارآفرینی، بسیاری از افراد فاقد دانش کارآفرینی به راه اندازی شرکت های جدید ادامه می دهند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر قصد کارآفرینانه بر آموزش کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینانه در پارک علم و فناوری شهر کرمان است. روش بررسی: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی بوده و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها نیز از نوع توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش ، 150 کارآفرین شرکت های دانش بنیان زیرمجموعه پارک علم و فناوری شهر کرمان می باشد که 102 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بود که پس از جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS18 و SmartPLS4 انجام شد. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های مدل پژوهش نشان داد که ضرایب مسیر و معنی داری رابطه بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه به ترتیب برابر با 917/0 و 780/55 بود، از این رو رابطه معنی دار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با اشتیاق کارآفرینانه وجود دارد. همچنین این ضرایب در رابطه بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی برابر با 521/0 و 403/7 بود، لذا رابطه معنی دار و مثبتی بین قصد کارآفرینی با آموزش کارآفرینی وجود دارد. در نهایت ضرایب رابطه بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی برابر با 483/0 و 881/6 بود، از این رو رابطه معنی دار و مثبتی بین اشتیاق کارآفرینانه با آموزش کارآفرینی وجود دارد. با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود با تدوین استانداردهای شرکت های موفق، و بررسی عملکرد دوره ای کسب و کارهای نوپا براساس استانداردها و ارائه خدمات مشاوره برای برطرف نمودن انحرافات، احتمال موفقیت کسب و کارهای نوپا را افزایش داد.
معماری سبز در گفتمان معاصر ایران و جهان: از مفاهیم بومی تا استانداردهای جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل مفهومی موانع تحقق معماری پایدار در ایران، با تمرکز بر تلفیق ظرفیت های بومی و استانداردهای بین المللی است. این مطالعه با رویکردی کیفی، کاربردی و اکتشافی انجام شده و داده های آن از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان حوزه های معماری، شهرسازی، سیاست گذاری اقلیمی و انرژی گردآوری شده است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری دنبال شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی و نرم افزار MAXQDA 2022 صورت گرفت. برای تأیید اعتبار یافته ها از روش بازبینی مشارکت کنندگان (Member Check) و برای بررسی پایایی از بازکدگذاری مستقل بهره گرفته شد.یافته ها نشان داد که از مجموع ۲۷۳ کد مفهومی استخراج شده، چهار مقوله ی اصلی به عنوان چالش های تحقق معماری پایدار شناسایی شدند: چالش های فناورانه (۲۹٫۶٪ از کل کدها)، نهادی–مدیریتی (۲۵٫۶٪)، اجتماعی–فرهنگی (۲۳٫۴٪) و اقتصادی (۲۱٫۲٪). مضامین کلیدی شامل نبود زیرساخت های فناورانه، ناهماهنگی نهادی، ضعف در فرهنگ سازی و آموزش عمومی، و هزینه های بالای فناوری های سبز بودند. این چالش ها در قالب یک مدل مفهومی چهارلایه ای سازمان دهی شدند که روابط تعاملی میان عوامل خرد و کلان را در فرآیند تحقق معماری پایدار نشان می دهد. بر این اساس، تحقق معماری پایدار در ایران نیازمند رویکردی سیستمی و میان رشته ای است که در آن، توسعه فناوری های بومی، اصلاح ساختارهای نهادی، ارتقای آگاهی عمومی و ایجاد سازوکارهای حمایتی اقتصادی به صورت هماهنگ و هم افزا عمل کنند.