مطالب مرتبط با کلیدواژه

دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی


۱.

سنجش اثرات قابلیت های پردیس های دانشگاهی بر محیط شهری در راستای شکل گیری دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی (مورد پژوهی: محدوده خیابان کارگر شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پردیس دانشگاهی تعامل شهر و دانشگاه اثرسنجی قابلیت های دانشگاه دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه در سال های اخیر، دانشگاه ها به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شهر، نقش بسزایی در رشد و توسعه شهری ایفا می کنند و تعامل آن ها با شهرها به یک رابطه متقابل و هم افزا بدل شده است. بسیاری از شهرها برای مقابله با چالش های اقتصادی و اجتماعی خود بر دانشگاه های خود تکیه می کنند و دانشگاه ها نیز در راستای تحقق اهداف و سیاست های دانشگاهی، به همکاری نزدیک با شهرها نیازمندند. از سوی دیگر، در روند سیر تکاملی نسل های دانشگاهی، دانشگاه های نسل چهارم که با تعابیر مختلفی از جمله دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی یاد می شوند، به دنبال پاسخ گویی به نیازهای جامعه و ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. در این میان، پردیس های دانشگاهی مجموعه فضاهای باز و بسته دانشگاهی ظرفیت های بسیاری در جهت اثرگذاری مثبت بر محیط پیرامون خود دارند. با این حال در ایران، اغلب این فضاها در فضایی محصور از بافت شهری مستقر شده اند و ارتباط محدودی با محیط پیرامون خود دارند و این قابلیت ها بالفعل نشده اند. محدوده محور کارگر شمالی در منطقه 6 تهران، میزبان چندین پردیس دانشگاهی است که با توجه به موقعیت و استقرار آن در یکی از هسته های مرکزی شهر تهران، واجد ظرفیت های بی نظیری در حوزه تعامل و پیوند شهر و دانشگاه است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شناسایی مؤلفه ها و شاخص های اثرگذاری قابلیت های پردیس های دانشگاهی در دو بعد اجتماعی و اقتصادی و اثرسنجی این قابلیت ها در محدوده محور کارگر شمالی، در صدد برداشتن گامی کوچک در حوزه مطالعات پیوند دانشگاه و شهر در راستا حرکت دانشگاه های ایران به سوی دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار دارد و برای دستیابی به هدف خود، از روش شناسی کمّی بهره می گیرد. در مرحله نخست، به کمک مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، قابلیت ها و مؤلفه های اثرگذار دانشگاه بر محیط شهری استخراج شد. سپس، بر اساس این مؤلفه ها، ظرفیت های بالقوه مرتبط با هر قابلیت در محدوده مطالعاتی مد نظر با بهره گیری از مشاهدات میدانی و انجام مصاحبه با دانشگاهیان و اعضای جامعه محلی صورت گرفت. در مرحله بعد، به منظور تحلیل و سنجش اثر قابلیت ها بر محیط پیرامونی، ابتدا برای هر قابلیت شاخص هایی متناسب با ماهیت آن تعیین شد و از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) برای تعیین وزن و اولویت بندی شاخص ها استفاده شد. به این منظور، پرسشنامه ای شامل مقایسات زوجی میان شاخص ها طراحی شده و توسط پنل خبرگان تکمیل و داده های حاصل، با استفاده از نرم افزار Expert Choice تحلیل شدند. در ادامه، برای استانداردسازی مقادیر و یکسان سازی مقیاس شاخص ها، از روش نرمال سازی استفاده شد. در ادامه، شاخص ترکیبی برای تلفیق مقادیر چند شاخص به یک مقدار واحد محاسبه شد که این محاسبات برای ۳۶۹ (تعداد بلوک محدوده مورد مطالعه)، در محیط نرم افزار Excel انجام شد. در گام نهایی، داده های به دست آمده در محیط GIS پردازش شده و با بهره گیری از روش های تحلیل آمار فضایی نظیر تحلیل لکه های داغ (HotSpot Analysis) و چگالی کرنل (Kernel Density)، شدت و توزیع اثرگذاری هر قابلیت در فضا مشخص شده و به این ترتیب، هدف پژوهش محقق شده است. یافته ها یافته های حاصل از تحلیل های آمار فضایی نشان می دهد میزان اثرگذاری قابلیت های مورد بررسی در محدوده مطالعاتی، دارای پراکنش فضایی مشخص در هر قابلیت است. بیشترین میزان اثرگذاری قابلیت توسعه فرهنگ و هنر در سه هسته اصلی (محدوده پارک لاله، پردیس شمالی دانشگاه تهران و پردیس علوم اجتماعی)، قابلیت ارتقای سلامت عمومی در دو محدوده شاخص (تقاطع محور جلال آل احمد و کارگر شمالی و محدوده بیمارستان امام خمینی)، قابلیت ارتقای آموزش، مهارت افزایی و اشتغال زایی در هسته مرکزی محدوده (محدوده محور جلال آل احمد) و قابلیت افزایش نوآوری و کارآفرینی در امتداد محور کارگر شمالی و پیرامون هسته های نوآور آموزشی، پژوهشی و درمانی متمرکز شده است. این توزیع فضایی در هر قابلیت بیانگر آن است که هر یک از آن ها، متناسب با زیرساخت ها و فعالیت های موجود در محدوده، الگوی خاصی از اثرگذاری فضایی را شکل داده اند که می تواند در برنامه ریزی های آتی برای پیوند بهتر دانشگاه و محیط شهری مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری این پژوهش به بررسی ظرفیت ها و قابلیت های اجتماعی و اقتصادی پردیس های دانشگاهی و تأثیر آن ها بر محیط پیرامونی، محدوده امیرآباد فاطمی، پرداخته شد. نتایج نشان می دهد پردیس های دانشگاهی در بعد اجتماعی می توانند از طریق توسعه فعالیت های فرهنگی هنری، گسترش خدمات سلامت محور، ارتقای آموزش و یادگیری نقش مؤثری در بهبود کیفیت، سرزندگی و افزایش مشارکت اجتماعی محیط شهری ایفا کنند. همچنین، در بعد اقتصادی با فراهم سازی بسترهای اشتغال زایی، تقویت کسب وکارها، مهارت آموزی و کارآفرینی سبب پویایی اقتصادی در سطح محلی شوند. تحلیل یافته ها بیانگر آن است که محور کارگر شمالی، به واسطه موقعیت مکانی خاص خود، ظرفیت تبدیل شدن به محوری تعاملی میان دانشگاه و جامعه محلی را دارد که می تواند به عنوان حلقه اتصالی میان دانشگاه های مختلف واقع در محدوده و محیط شهری عمل کند. از سوی دیگر، هر پردیس دانشگاهی در محدوده، با توجه به ویژگی های منحصربه فرد خود، توان ایفای نقش در پاسخ به نیازهای محلی را دارد؛ از جمله پردیس شمالی دانشگاه تهران در زمینه توسعه فرهنگی ارتقای سلامت همگانی ارتقای نوآوری، پردیس های علوم پزشکی در توسعه سلامت و گسترش فعالیت های بهداشتی درمانی، پردیس علوم اجتماعی در توسعه فرهنگی اجتماعی و حل چالش های اجتماعی و پردیس دانشگاه تربیت مدرس در ترویج آموزش و مهارت افزایی می توانند اثرگذار باشند. بر این اساس، دانشگاه ها با بهره گیری از این ظرفیت ها و ایفای نقش فعال در حوزه های گوناگون، به تدریج با محیط شهری پیرامون خود پیوندی عمیق برقرار می کنند و از نهادهای صرفاً آموزشی پژوهشی به کنشگرانی اجتماعی بدل می شوند که متعهد و پاسخ گو به نیازها و چالش های محلی هستند. این روند، گامی مؤثر در جهت تقویت مسئولیت اجتماعی دانشگاه هاست و آن ها را به بازیگرانی کلیدی در توسعه پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی در مقیاس محله و شهر تبدیل می کند.
۲.

جایگاه مولفه های دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی در دانشگاه بوعلی سینا همدان مورد مطالعه: دانشکده علوم انسانی

کلیدواژه‌ها: دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی دانشگاه نسل چهارم مولفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت مولفه های دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی در دانشکده علوم انسانی دانشگاه بوعلی همدان است. در پژوهش حاضر، از طرح ترکیبی اکتشافی متوالی استفاده و در بخش کیفی، از روش مطالعه موردی و در بخش کمی نیز، از روش توصیفی پیمایشی بهره گرفته شده است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی 27 نفر از اساتید دارای تألیف و فعال در زمینه دانشگاه مسئولیت پذیر اجتماعی بودند که به روش ملاکی و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری، 15 نفر از آن ها به عنوان مشارکت کننده در پژوهش انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری اساتید شامل 79 نفر از اساتید دانشکده علوم انسانی دانشگاه بوعلی همدان و 1180 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشکده علوم انسانی بودند. برای انتخاب حجم نمونه اساتید و دانشجویان به ترتیب از روش نمونه گیری تصادفی و طبقه ای نسبی استفاده گردید. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، برای اساتید 66 نفر و برای دانشجویان 291 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در قسمت کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود که برای تعیین روایی سوال های مصاحبه از روایی محتوای و روایی پرسشنامه ها با استفاده از روش CVR برای پرسشنامه اساتید 0.82 و برای پرسشنامه دانشجویان 0.74 استفاده شد. همچنین پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه اساتید 0.86 و برای پرسشنامه دانشجویان 0.74 محاسبه و مورد تایید قرار گرفتند. روش تحلیل در بخش کیفی تحلیل مضمون بود. اعتبار داده های کیفی از طریق بازبینی اعضاء و ممیز خارجی تعیین گردید. در بخش کمی از شاخص های آمار توصیفی، آزمون کالموگراف اسمیرنوف و آزمون t تک گروهی برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها از شناسایی 37 مولفه برای دانشگاه نسل چهارم حکایت داشته و این که وضعیت موجود مولفه های دانشگاه نسل چهارم از نظر اساتید و دانشجویان پایین تر از حد متوسط می باشد. بنابراین می توان با استفاده از مولفه های شناسایی شده، گذر از نسل های دانشگاهی به نسل چهارم را تسهیل نمود.